صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 07 خرداد 1390 تعداد بازديد: 1345 
همه ما شيعه بحرين هستيم
  

مصيبت بزرگ سوّم و ننگ به معناي واقعي، اين است که همه اين اعمال جنايتکارانه به اسم اسلام سنّي صحيح انجام مي شود، در مقابل اسلام شيعي باطل - حسب ظنّ خودشان - و قتل شيعه را براي ثواب نزد خداي ربّ العالمين انجام مي دهند.



به گزارش شيعه آنلاين - فاطمه محمدي، روزنامه الجزايري الوطن در مطلبي نوشت: معمول بوده و هست که رژيم هاي طاغوتي که بر کشورهاي عربي حکمراني مي کنند وجودشان بر پايه مجموعه اي از توازناتي قائم بوده که آنها را ايجاد کردند، تا از آنها در موقع نياز استفاده کنند.

اين توازنات در گذشته قبل از سقوط اتّحاد شوروي بر پايه مبادي ايدئولوژي محض بوده، مثلاً از طريق ايجاد درگيري بين جناح راست و چپ، تا شبهه غالب در بين مردم خطر کمونيسم باشد، يا خطر امپرياليسم و ديگر خطرها، ولي با همزمان سقوط اتّحاد شوروي و زوال اردوگاه شرق، بر سازمان هاي ديکتاوري عربي لازم آمد که رويکردهاي دوگانه اي ابداع کنند و برپايه آنها توازنات خود را بر وفق مبادي جديد که اين بار رنگ ديني داشت، بنا نهند، از اين رو، اسلام هراسي اختراع شد تا بحبوبه خطرناکي باشد که ملّتها از آن بر حذر باشند، ايجاد دوگانگي اسلامي و لائيکي يا دمکراسي نيز ارکان قدرت سازمان هاي ديکتاتوري را محکم کرد، امّا موفقيت انقلاب اسلامي در ايران و گسترش و رسوخ آن به درون تمام جوامع عربي، سازمان هاي طاغوتي را ناگريز کرد دوگانگي هاي جديدي خلق کنند و زمينه هاي جديدي براي توازن قواي خود ايجاد نمايند.

اين بار از راه تفرقه قومي درآمدند، با برافروختن شعله درگيري هاي قومي و طايفه اي بين شيعه و سنّي تا حدّ اوج و نهايت، به خصوص در درون دولت هاي نفتي خليج فارس.. . و اين تناقضي بزرگ است که طاغوتيان مجرم به حاميان دين اسلامي تبديل شوند چه در لباس اهل تسنّن و چه در لباس شيعي، و آنها اين کار را بسته به نيروي اقليت و اکثريت موجود در کشورهاي اسلامي محقّق مي نمايند، مثلاً در ايران يا عراق که اهل تسنّن اقليت را تشکيل مي دهند، اين طاغوتيان با لباس شيعي به حمايت از اسلام بر خاسته اند. با اين سخن که شيعه اسلام حقيقي است و غير آن، اسلام اهل تسنّن باطل است و اهل آن در گمراهي اند. براي همين اهل تسنّن را شهروندان درجه دو به حساب مي آورند و آنان را از بسياري حقوقي که شيعه از آن بهره مند است، محروم مي سازند. امّا مثلاً در سعودي که جمعيت شيعيان 3 مليون نفر است، آل سعود از اسلام سنّي وهابي بر ضدّ شيعه حمايت مي کند و فرقي بين شيعه و يهود و مجوس نمي گذارد و جتّي از نظر وهابي سلفي خطر شيعيان را شديدتر از يهود مي داند ريختن خونشان را مباح مي شمارد.

کاري که دولت بحرين مي کند، و اين دولت بحرين تقريباً در تمام دنيا استثناست. از نظر داشتن تاريخي بسيار طولاني و با توجه به موقعيت و طبيعت صخره اي و کمي مساحت و ترکيب سکني آن نادر و بلکه بي نظير است، زيرا جمعيت شيعه در آن اکثريت 70 % را تشکيل مي دهند، و طبيعي است که بايد حکومت در دست شيعه باشد، زيرا هميشه اکثريت بر اقليت حکومت مي کند، ولي اينجا بر عکس است. اقليّت اهل تسنّن بحرين بر اکثريت شيعه حکومت مي کنند و همين عامل براي حکّام سنّي بحرين کافي باشد که در تعامل با شيعه عادلانه تر باشند تا عليه آنان تمرّد و شورش نکنند. اما آنچه در بحرين روي مي دهد، چه بسا به مراتب بدتر از اوضاع شيعيان سعودي باشد، چرا که تمام اوصاف زشت و بد بر شيعه بحرين صادق است و چه بسا باعث گسترده شدن سوراخ لايه اوزون و يا سونامي قاتل انسان ها بوده اند!!

و لذا مقامات آل خليفه به جاي اينکه با مداراي بيشتري با شيعيان اکثريت برخورد و تعامل داشته باشند، به سمت نسل کشي آنان پيش مي روند تا تعدادشان کم و کمتر شود و در مقابل جمعيت اهل سنّت غير بومي افزايش يابد که اينها از اشکال و جنسيت هاي مختلف از بنگالي گرفته تا پاکستاني، مصري تا مراکش و مرويتاني تا هندوستان و افغاني و زنگبار هستند، مصيبت بزرگتر اين است که به اين افراد بعد از پذيرفتن تابعيّت بحرين، حقّ و حقوقي بسيار بالاتر از شيعيان خود بحرين تعلّق مي گيرد از پدر تا جدّ.. به همين خاطر يک بنگالي به خاطر يک سوء تفاهم ساده از اينکه به شيعه اي در بازار چاقو بزند، هيچ خودداري نمي کند و گاهي اين سنّي قاتل تحت تابعيت بحريني درآمده، هيچ مجازاتي نمي شود و دادگاه تنها به پرداخت غرامت مالي اکتفا مي کند همانند قاتل يک مخلوق غير عاقل.

و باز هم مصيبت بزرگ تر اينکه شيعه در بحرين توليد کننده است، در تمام زمينه هاي اقتصادي و فرهنگي و حتّي ورزشي، با اين حال، آل خليفه آرزو مي کنند چشمهايشان را ببندند و لحظه اي ديگر باز کنند و اجساد تمام شيعيان بحريني را ببينند تا مطمئن شوند که تاج و تخت پادشاهي شان سالم مي ماند. مصيبت بزرگ دوم، اين است که شيعه بحرين بر ضدّ وضعيت اسفباري که دارند، قيام نکردند بلکه منتظر ماندند در ديگر کشورها انقلاب شود تا آنها هم برخي حقوق مشروع خود را مطالبه کنند که در هيچ يک از مطالباتشان هم نابودي پادشاهي مطلقه و محاکمه پادشاه طاغوت و خاندانش نيامده است.. امّا با اين حال، دولت هاي خليج فارس در کشتار جمعي شيعيان بحريني همصدا هستند، زيرا اين دولتهاي مارقه با تأييد و حمايت حکّام آل خليفه بحرين را تفريحگاه شبانه خود مي دانند و براي همين جاي تعجبي نيست که اينقدر سعي مي کنند شعله انقلاب و مطالبات انقلابيون آزاده بحرين را خاموش کنند، هر چند که اين مطالبات مسالمت آميز است، با انتقام از آنان در داخل خانه هايشان، در محلّ کارشان، در کوچه ها و خيابانها، و حتّي در مساجد و عبادتگاه ها، در بيمارستان ها... آري، حتّي از مجروحان انتقام گرفتند.. دستها و پاهايشان را بريدند.. و اين منتهاي حيوانيت است زيرا در هيچ حالتي مجازات شخصي که مجروح است و از او خون مي ريزد - حتّي اگر مجرم باشد - ممکن نيست حال که اينها مجروحين بي گناهي بودند.

مصيبت بزرگ سوّم و ننگ به معناي واقعي، اين است که همه اين اعمال جنايتکارانه به اسم اسلام سنّي صحيح انجام مي شود، در مقابل اسلام شيعي باطل - حسب ظنّ خودشان - و قتل شيعه را براي ثواب نزد خداي ربّ العالمين انجام مي دهند.

در الجزائر، شيعه اي وجود ندارد، و اگر هم باشد بسيار اندک هستند و به صورت فردي و نه جمعي، زيرا تا آنجا من که مي دانم، اهل سنّت هيچ مکان خاصّي براي انجام شعائر ديني خود ندارند، و با اين حال من يقين دارم که اگر يک الجزائري تشيع خود را آشکار کند، کسي به او اعتنا نمي کند، زيرا بودند کساني که مسيحيت خود را آشکار کرده اند و کسي به آنها نگفته تو به جهنّم مي روي و بهشت از تو دور است، مگر بعضي پاسبانان عقايد وهابيون سلفي سعودي که داستان جداگانه اي دارند، امّا بقيه ملّت الجزائر خيلي به بود و نبود شيعه اهميّت نمي دهند، همانطور که به بود و نبود سلفي وهابي متعصّب اهميّت نمي دهند، براي همين فضاي فکري الجزائر امروز با انقلاب بحرين همراهي و همدردي مي کند، هرچند که بعضي مي خواهند به آنها انگ شيعي بزنند، زيرا بر ما واجب است که همه شيعه باشيم وقتي طاغوت مذهب و عقيده مي شود.




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر