صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 29 تير 1399 تعداد بازديد: 973 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

فائزون- 29/04/99

مجری:  

أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان اللعین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. باذن الله و اذن رسوله و اذن مولانا امیرالمؤمنین علیه آلاف التحیة و الثناء. سلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز و درود و صلوات می فرستیم بر نبی اکرم، بر جانشین بر حقش و اولاد طاهرینش تا حضرت ولی عصر عجّ الله تعالی فرجه الشّریف. رزقنا الله زیارته و ان الله خداوند خدای حضرت ولیعصر را نصیب و روزی همه ما قرار دهد و ان شاء الله با دعای خیر ایشان بر صراط مستقیم پیروی اهل بیت علیهم صلوات الله استوار بمانیم. آمین یا رب العالمین.

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد                              شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن شرمنده به همراهم نیست                          واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم                                 نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه عالم و آدم به تو می اندیشد                                     شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد.

خدا را شاکریم که فائزون را با هدف تثبیت اعتقادات حقه شیعه در دل و جانمان و ان شاء الله هدایت گری قومی که با غبارافکنی بر چهره رسا و روشن و زلال امیرالمؤمنین قصد دارند تفرقه بین امت اسلامی را رقم بزنند تقدیم شما می کنیم تا ان شاء الله خداوند متعال هم توفیق دهد و ما را جزء یاری کنندگان دینش قرار دهد و راهنمای طریق ما در برنامه امروز مثل هفته های گذشته استاد ارجمندم حضرت آیت الله رفعتی نائینی هستند. خدمتشان عرض سلام دارم و خیر مقدم.

آیت الله رفعتی: 

سلام علیکم. شب شما بخیر آقای حیدری. همچنین بینندگان عزیز سلام علیکم. شب خوبی داشته باشید. در برنامه فائزون در خدمت شما هستیم. مهمان خانه های شما و برنامه شما برنامه فائزون ان شاء الله از مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام بگوئیم و بشنویم و ارادت ما، مودت ما به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام روز به روز بیشتر بشود و در سایه ولایت آن حضرت زندگی کنیم.

مجری:

ان شاء الله تعالی. من همین ابتدای برنامه عرض کنم که برخی حداقل همین امروز از فرد بزرگواری شنیدم که نکندکه شما وارد عرصه شبهات پینگ پنگی می شوید. یعنی آنها یک چیزی می گویند و شما جوابش را می دهید و ارزش گذاری برای شبهات آنها است. نه. همه عوامل شبکه ولایت می دانند که تمام افتخار ما و تمام هستی ما و اینکه اینجا هستیم برای گفتن از ولایت است. حال این شبهات هم در حد این است که حاشیه کار است. به قول معروف شبکه ولایت تأسیس نشده است که شبهات بی ارزش آنها را پاسخ دهد. چون اگر ارزشمند بود شبهات آنها، من یک جمله ای می گویم که شاید خیلی سنگین باشد. اگر شبهات آنها ارزشمند بود علمای اهل سنت جواب می دادند. چون آنها می دانند که در کتابهایشان چه هست؟ اما ما جواب می دهیم به لحاظ اینکه وظیفه خودمان می دانیم که برای کل امت اسلامی این مباحث روشنگری شود. برادران اهل سنت ما اکثرا واقف هستند. و آنهایی هم که واقف نیستند تلنگری بخورند و ان شاء الله تثبیت اعتقادات بشود و واقعا امت اسلامی ان شاء الله برای ظهو رحضرت ولی عصر آماده شود و وحدت کلمه. وحدت مودت خوبان روزگار که اهل بیت عصمت و طهارت هستند بدون منازعه. ان شاء الله حاصل و فراهم شود.

دوستان در باب اعلمیت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برنامه گذشته هم سخن گفته ایم. خلاصه ای را عزیزان پخش می کنند. آنهایی که تا این لحظه همراه ما نبودند، ان شاء الله به قول امروزی ها آپدیت شوند و به روز شوند و بعد ان شاء الله من درخواست دیگری دارم که کمک می کند به جاماندگان این قافله از استاد که ان شاء الله ایشان لبیک بگویند و یک همسطحی در دانش و بینش ما نسبت به آنچه در فائزون گفته شده است ایجاد شود. در خدمت شما هستیم.

خلاصه برنامه گذشته:

خلاصه آنچه که در قسمت قبل بیان شد. أعلمیت و برتری امیرالمؤمنین علی علیه السلام بر دیگر اصحاب پیامبر مکرم اسلام امری واضح و روشن بودکه در بسیاری از منابع معتبر اهل سنت از جمله سبل الهدی و الرشا جلد11 صفحه 291، کنزالعمال جلد 11، صفحه 614، ذخائر العقبی جلد 1، صفحه های 142 و 143، تاریخ مدینه دمشق جلد 42، صفحه 132و اسدالغابه جلد 7، صفحه 216 بیان گردیده است. اما برخی از مغرضان ومنکران این خصیصه عظیم الشأن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را انکار کرده و بدون دلیل و سند به دیگر صحابه پیامبر مکرم اسلام نسبت می دهند که با مراجعه به منابع اهل سنت به این مطلب دست می یابیم که حتی عایشه همسر پیامبر اسلام نیز حضرت علی علیه السلام را أعلم الناس به سنت پیامبر می داند. این مطلب در کتاب تاریخ مدینة دمشق جلد 42 صفحه 408 و تاریخ الکبیر جلد 1 صفحه 255 نقل گردیده است.

با توجه به آنچه که از کتب اهل سنت بیان گردید، مشخص خواهد شد که أعلمیت حضرت علی علیه السلام در میان صحابه پیامبر اسلام آن قدر مشهور بوده است که حتی عایشه همسر پیامبر نیز به آن اقرار می کند و حضرت را اعلم الناس به سنت پیامبر مکرم اسلام می خواند.

به راستی چرا وهابیون این خصیصه مهم و با اهمیت را به هرنحوی که شده است از صدیق اکبر امیرالمؤمنین علی علیه السلام انکار می کنند؟ قضاوت با شما.

مجری:

سپاسگزارم از دوستانم در اتاق فرمان.

حضرت استاد ما چهار پنج برنامه ای هست که در خصوص اعلمیت حضرت امیرالمؤمنین با تعابیر مختلف و با روایت های مختلف، حتی در سند های مختلف سخن می گوئیم. به نظرم جا دارد که با توجه به طول مسیری که تا امروز طی کرده ایم یک خلاصه ای هم از چند برنامه داشته باشیم. ببینیم که چه گفته ایم و بر اساس این مبنا ادامه دهیم بحث را.

آیت الله رفعتی: 

پیشنهاد خوبی است. به خصوص بعضی از بینندگان ممکن است که قسمت های قبل را ندیده باشند و نشنیده باشند. ولی به خاطر احترام به بیننده هایی که دیده اند اجازه دهید که من مختصر و تیتر وار عرض کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم. ما داریم اثبات می کنیم حقانیت مذهب شیعه را. اثبات می کنیم ولایت مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام را. داریم اثبات می کنیم که شیعه مذهب بر حقی است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام از ناحیه خداوند امر شده است به رسول خدا که بعد از او علی ولی مردم باشد. یکی از شرائط ولایت بحث علم است. اگر کسی از طرف خدا بخواهد به نبوت یا امامت منصوب شود، باید از همه علمش به دین، به خدا، به مبدأ و معاد بیشتر باشد و الا معنا ندارد که خداوند یک جاهل را، یک گمراه را هادی امت کند، امام امت کند. رسول برای امت قرار دهد. پیامبر بر امت قرار دهد. حتی حاکم. این در بحث مختصر نیست. اما مقدمه ای عرض می کنم که چرا بحث اعلمیت امیرالمؤمنین را از دلائل اثبات ولایت امیرالمؤمنین قرار می دهیم. وقتی که طالوت به عنوان ملک و حاکم از طرف خداوند منصوب شد. امر شد که باید طالوت ملک باشد، عده ای اعتراض کردند. گفتند که طالوت نه پول دارد و نه از لحاظ خانوادگی. جایگاه اجتماعی ندارد. أنّی له الملک؟ زمین ندارد، ثروت ندارد. حاکم باید یک کسی باشد که آدم پولدار باشد. در انتخابات می بینید که مردم می روند چه کسی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کنند؟ کسی که بیشتر دارد. می گویند که این توانائی دارد که توانسته است که این مقدار پول و ثروت جمع آوری کند. اکثر رئیس جمهورهای دنیارا شما نگاه کنید. وقتی که انتخاب می شوند فقیر و فقراء نیستند. پولدارها هستند. لذا وقتی که امر آمدکه طالوت ملک باشد، اعتراض کردند. أنّی له الملک. این پول ندارد، مال ندارد. ملک ندارد. خداوند در پاسخ فرمود: بله پول ندارد اما دو ویژگی دارد که این دو ویژگی، ویژگی های حاکم است نه پول دار بودن. زاده بسطةً فی العلم و الجسم. علمش زیاد است. از لحاظ توان جسمانی هم قوی است. شجاع، قوی، توانمند. نیرومند. پس علم و نیروی جسمی. ما داریم اثبات می کنیم که امیرالمؤمنین بعد از رسول خدا أعلم تمام انسان ها بوده است و لذا باید ولایت در اختیار امیرالمؤمنین قرار گیرد. خداوند امیرالمؤمنین را اعلم قرار داد برای اینکه شرائط ولایت را داشته باشد. اهل سنت هم این را قبول دارند که  خلیفه رسول خدا باید اعلم باشد. حتی وهابی ها هم قبول دارند. اما بحث این است که چه کسی بعد از رسول خدا اعلم امت است. آیا زید أعلم امت است؟ آیا بکر اعلم امت است؟ خالد اعلم امت است؟ یا علی بن ابی طالب علیه آلاف التحیة و الثناء؟.  اختلاف سر این است. مصداق اعلم چه کسی است؟

ما از طریق روایات نبوی در منابع اهل سنت اثبات کردیم که اعلم علی علیه السلام. حال ما می رسیم به آن خلاصه ای که شما درخواست کردید که در این چند قسمت چه گفته ایم. ابتدا آمدیم این روایت معروف و مشهور و روایت صحیح و متواتر و مستفیض را از منابع اهل سنت که رسول خدا می فرمایند که أنا مدینة العلم و علی بابها، این را نشانه گرفتیم بر اینکه علی علیه السلام أعلم امت است. چون درب مدینه العلم است. این روایت را از کتاب معرفة الصحابه ابو نعیم اصفهانی نقل کردیم که در جلد یک صفحه 88،حدیث 347 و بعد هم سند این حدیث را مورد بررسی قرار دادیم که تمام راویان این سند، یک به یک بررسی شدند. همه ثقه بودند به نظر علمای رجالی اهل سنت. باز این روایت را از کتاب تاریخ مدینة دمشق از ابن عساکر این روایت را نقل کردیم که در جلد 42 صفحه 378 است. آمدیم سند این روایت را هم که ابن عساکر در کتابش نقل کرده است را مورد بررسی قرار دادیم و دیدیم که ذهبی تک تک راویان این روایت را توثیق کرده است و گفته است که آدم های ثقه ای هستند.

مجددا این روایت أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأت بابه، از کتاب اسدالغابه ابن اثیر نقل کردیم. در جلد 4 صفحه 109. چاپ دارالاحیاء التراث العربی. همچنین این روایت را از یک منبع دیگر تاریخ بغداد کتاب خطیب بغدادی که او هم روایت می کند. أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأت الباب. در جلد دوم این کتاب تاریخ بغداد صفحه 377 این روایت را آورده است.

پنجمین سندی که ارائه کردیم از حاکم نیشابوری. کتاب المستدرک علی الصحیحین. جلد سوم صفحه 136، حدیث 4637 که همین حدیث را نقل می کندکه رسول خدا فرمود که أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد المدینه فلیأت الباب. هر کسی می خواهد که به شهر علم من دست یابد، برود سراغ درب. از درب بیاید. یکی برود سراغ علی. بعد هم می گوید که هذا حدیث صحیح الاسناد.

از منبع دیگری که نقل کردیم کتاب لسان المیزان ابن حجر عسقلانی است که در جلد دوم صفحه 465 این روایت را نقل می کند. همچنین از کتاب تهذیب الکمال یحیی بن معین روایت را نقل می کند و تصحیح می کند و می گوید که این روایت صحیحی است که پیامبر اکرم فرموده است که أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأت بابه.

ما نسبت به بعضی از این نویسنده ها هم اظهار نظر کردیم که از لحاظ علمی و از لحاظ موقعیت در بین علمای اهل سنت چه جایگاهی دارند. باز از کتاب کنزالعمال متقی هندی جلد سیزدهم صفحه 149 این روایت را تقدیم شما عزیزان کردیم. متقی هندی هم گفت که این روایت روایت صحیحی است.

ابن حجر هیتمی در کتاب الفتاوی الحدیثیه در جلد 1 صفحه 123 گفت که این روایت روایت صحیحی است. تصحیح کرد. همچنین در کتاب فیض الغدیر جلد 3 صفحه 47 از حافظ علائی این روایت را آوردیم و تصحیح کرد این روایت را و گفت این روایت صحیح است.مناوی در کتاب فیض الغدیر هم نقل شد که این روایت صحیح است. جلد 3 صفحه 60 و 61.

از کتاب مقاصد الحسنه از سخاوی او هم گفته است که این روایت أنا مدینة العلم و علی بابها روایت صحیحی است. سخاوی هم ترجمه اش را ذکر کردیم که یکی از بزرگان علمای اهل سنت است.

صالحی شامی در کتاب سبل الهدی و الرشاد این روایت را گفته است که روایت صواب و حدیث حسن است. أنا مدینة العلم و علی بابها. خود این صالحی شامی را هم معرفی کردیم که شخصیت بزرگی است.

همچنین زرکشی حنبلی که از علمای بزرگ اهل سنت است و شخصیت او را هم توضیح دادیم در اللآلئ المنثورة في الأحاديث المشهورة جلد یک صفحه 163 گفتیم که این روایت را گفته است که از روایات صحیح است. این هم وضعیت این کتاب و این نویسنده.

همچنین از کتاب غایة المأمول از منصور علی ناصف ذکر کردیم که این عالم بزرگ اهل سنت گفته است که حدیث أنا مدینة العلم حدیث صحیح است.

احمد غماری در کتاب المداوی لعلل الجامع الصغیر جلد 3 صفحه 45 گفته است که روایت أنا مدینة العلم حدیث صحیحی است.

اینها را چرا عرض کردیم؟ در برابر ابن تیمیه که می گوید که من این روایت را قبول ندارم و وهابیت که تابع او هستند. بعد آمدیم گفتیم که از این بالاتر. امیرالمؤمنین علی علیه السلام یک لقب مشهوری در کتب اهل سنت دارد. باب مدینة العلم.کسانی که این لقب را در کتابهایشان آورده اند، یک به یک ذکر کردیم. دیگر من تکرار نکنم. ابونعیم اصفهانی در کتاب حلیة الاولیاء، در کتاب عمدة القاری بدرالدین عینی، در روح المعانی علی بن ابی طالب را هو باب مدینة العلم تعبیر می کند. در جلد 1 روح المعانی و جلد دوازده روح المعانی. کتاب نظام الحکومة النبویه. امیرالمؤمنین را آنجا لکونه باب مدینة العلم معرفی می کند. اصلا عنوان شده است و صفت شده است. لقب شده است برای امیرالمؤمنین باب مدینه العلم. در اشعار عربی که آمده است باب مدینة العلم.

اما ابن تیمیه اشکال کرد که چرا رسول خدا یک نفر را باب علم خودش قرار دهد. این می شود خبر واحد. ما نمی توانیم علم پیدا کنیم به صحت هرچه که از او به ما می رسد. ده تا، پانزده تا باب علم باید رسول خدا قرار می داد؟ گفتیم که این اشکال نه تنها اشکال به پیامبر است، اشکال به خدا هم هست که خدا چرا یک پیامبر فرستاد و چرا همزمان پانزده پیامبر نفرستاده است؟ اگر بنا است که از حرف یک نفر علم پیدا نکنیم از حرف پیامبر خدا هم علم پیدا نمی کنیم.

مجری:

تازه آن پیامبری که می گوید که اسوه حسنه است و اسمش را هم می آورد و می گوید که یک دانه است.

آیت الله رفعتی: 

خبر واحد است. اشکالی که ابن تیمیه کرد واقعا به قدری سخیف است که انسان پی می برد که چقدر عناد دارد به امیرالمؤمنین به این جهت اشکال به پیامبر و اشکال به خدا می کند.

بعد روایت دیگری را مطرح کردیم. أنا دارالحکمة و علی بابها. این روایت را هم از تهذیب الآثار نقل کردیم. از طبری نقل کردیم. روایت را از لحاظ سند تک تک راویانش را بررسی کردیم. از کتاب احمد بن حنبل کتاب فضائل الصحابه اش جلد دوم صفحه634 این روایت را نقل کردیم که أنا دارالحکمة و علی بابها. و عرض کردیم که حکمت بالاتر از علم است. توضیح دادیم. همچنین از سنن ترمذی این روایت را نقل کردیم که أنا دارالحکمة و علی بابها. البته تحریفی هم که در سنن ترمذی شده است نقل کردیم به نقل طبری.

بعد آقای ابن تیمیه مدعی است که دیگران اعلم هستند و من نمی توانم بپذیرم که علی بن ابی طالب اعلم است. هیچ دلیلی هم نمی آورد که چطور شما می گویید که فلانی اعلم است. ابابکر اعلم است و علی اعلم نیست. توضیح دادیم که قبول نکردن این روایات است. ابن تیمیه نمی تواند اعلمیت امیرالمؤمنین را بپذیرد. چون عناد و دشمنی دارد. لذا براداران اهل سنت هر جا و هرچه ابن تیمیه می گوید که وهابیت همان را می گوید، بدانید بر خلاف نظر علمای اهل سنت است. بر خلاف روایات نبوی است. بر خلاف سنت نبوی است و آن ارادت و علاقه ای که به امیرالمؤمنین دارید می خواهند آن را از شما بگیرند.

آمدیم أعلمیت امیرالمؤمنین را از روایات دیگر که صراحتا پیامبر می فرماید. در جواب ابن تیمیه روایات را آوردیم که خود رسول خدا می فرمایند که أعلم امت علی علیه السلام است. روایت را از سبل الهدی و الرشاد بیان کردیم. این خلاصه ای که ملاحظه کردید خلاصه بحث گذشته همین روایات بود. آمدیم هفت یا هشت روایت را مطرح کردیم که رسول خدا با تعابیر مختلف تعبیر می کند. گاهی تعبیر می کند که أعلم الناس بعدی علی بن ابی طالب. گاهی تعبیر می کندکه أعلم امتی من بعدی علی بن ابی طالب. گاهی تعبیر می کند که علیٌ اکبر الامة علماً. علی بزرگترین فرد در امت است از لحاظ علمی. علیٌ اکثر اصحابی علما. علی از همه اصحاب من علمش بیشتر است. أعلم المؤمنین علما. علی نسبت به همه مؤمنین علمش بیشتر است. روایاتی که خطاب به فاطمه زهرا دارد که من تو را به همسری کسی در آوردم که اعلم ناس است و اعلم امت است. تا رسیدیم به روایتی که از عایشه است که قالت علی بن ابی طالب أعلمکم بالسنّة. این دیگر سخن عایشه است که علی بن ابی طالب نسبت به سنت رسول خدا از همه علمش بیشتر است. یعنی نسبت به دین. سنت همان دین است. نسبت به اسلام از همه علمش بیشتر است. این را از کتاب تاریخ دمشق ذکر کردیم و تاریخ کبیر ذکر کردیم.

ابن تیمیه وقتی به اینجا می رسد، می بیند که دیگر با خدا و پیامبر می تواند مخالفت کند، اما با روایت عایشه نمی تواند مخالفت کند. می گویدکه قبول می کنم؛ چون عایشه گفته است که علی اعلم به سنت است، اما باز اعلم همه امت نمی شود. عثمان اعلم بالقرآن است. وقتی که عثمان اعلم به قرآن است، قرآن افضل از سنت است، پس عثمان افضل است.

مجری: 

دائما در حال توجیه است حتی روایات صریح.

آیت الله رفعتی: 

این واقعا عجیب است. در کتاب منهاج السنه اش جلد 8 این را مطرح کرد که در آخر بحث گذشته مان بود. گفت که إنّ عثمان افضل. عثمان افضل است، لأنّ علم القرآن أعظم من علم السنة. درست است که عایشه گفته است که علی أعلم به سنت پیامبر است ولی عثمان افضل بر علی است؛ چون أعلم به قرآن است. به خاطر اینکه قرآن را خوب بلد بوده است که بخواند و جمع آوری کند. در حالی که معلوم نیست که علی علیه السلام عالم به همه قرآن و حافظ همه قرآن بوده باشد.

اینجا در جواب علمای اهل سنت به ابن تیمیه جواب داده اند. سنت هی الاسلام. والاسلام هو السنه. سنت همان اسلام است و اسلام همان سنت است. یعنی دستورات پیامبر. سنت یعنی اوامر پیامبر، نواهی پیامبر، گفتار پیامبر و کردار پیامبر. این را از شرح السنه بربهاری ذکر کردیم که این چنین گفته است. سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن گفته است که همان طور که جبرائیل قرآن را نازل می کرد، سنت را نازل می کرد و لذا ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی. سنت همان دین است. همان اسلام است. هیچ فرقی با قرآن ندارد. پس اگر علی اعلم به سنت است، یعنی اعلم به همه دین است.

 این تا اینجا خلاصه چهار یا پنج هفته گذشته که اثبات کردیم که امیرالمؤمنین علی علیه السلام به فرموده رسول خدا اعلم مردم است. باب مدینة العلم است. باب دارالحکمة است. أعلم امت است. اگر شرط ولایت شرط خلافت قبول دارید که باید أعلم باشد، بروید یک روایت بیاورید که دیگری أعلم است. ابن تیمیه که منکر اعلمیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شده است هیچ دلیل نیاورد. همین طور ادعا کرد. ادعای اخیرش این است که قرآن افضل از سنت است. اولا قرآن و سنت یکی است. سنت همان کلام جبرائیل است. همان کلام خدا است. رسول خدا از خودش حرف نمی زند. سنت سخن پیامبر است اما از طرف خدا سخن می گوید. نه از طرف خودش. ما ینطق عن الهوی. از خودش سخن نمی گوید.

ثانیا: به ابن تیمیه عرض می کنیم که از کجا شما می گویید که علم علی به قرآن کمتر از فلانی است؟ این همه روایاتی که داریم که امیرالمؤمنین می فرماید که تمام آیاتی که نازل شده است اگر از من سوال کنید که چه زمانی نازل شده است و در کجا نازل شده است و در مورد چه کسی نازل شده است و معنای آیه چیست، تمام اینها را می دانم. تک تک آیات. چه ساعتی نازل شد، چه روزی نازل شد. شب نازل شد و یا روز نازل شد، آن وقت آقای ابن تیمیه دشمن اهل بیت، دشمن امیرالمؤمنین علی علیه السلام، تو می گویی که علی علمش نسبت به دیگران کمتر از دیگری است؟

مجری:

من ممنونم از شما استاد. خسته نباشید. یک بخشی را ببینید. برمی گردیم و بحث امروز را آغاز می کنیم.

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولابة علی بن ابی طالب و الائمة المعصومین من ولده. کم کم که به ماه ذی حجه نزدیک می شویم این جمله را بگوئیم. یادمان باشدکه این جمله برای هر لحظه و هر آن است و روز غدیر شروع گفتن این جمله است که باید تجدید عهد و میثاق کنیم. اگر دعای عهد می خوانیم و بر زانو می زنیم عهد با مولایمان حضرت ولی عصر همان عهدی است که با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بسته ایم و ان شاء الله بر آن عهد پایدار باشیم.

در ادامه بحث در محضر استاد هستیم. خلاصه را گفتیم تا ان شاء الله دست گیر ان عزیزانی باشد که از قافله عقب مانده بودندو نبودند. من از غدیر گفتم یاد این ماجرا افتادم که حضرت فرمودند که بایستید که آنها که عقب مانده اند، بیایند. تکرار غدیر است. ما هم شبیه سازی می کنیم.

أعلمیت امیرالمؤمنین را بیان کردیم. جناب استاد یک حرف هایی را ما می شنویم که اینها را شما بر اساس اعتقادات خودتان است. در تابعین کسی این مباحث را نگفته است. در صحابه کسی این مباحث را نگفته است. برای این بخش چه توشه ای را به عزیزان ارائه می دهید؟

آیت الله رفعتی: 

بسیار خوب. ما اگر وهابی ها و ابن تیمیه سخن رسول خدا را نپذیرفته اند که أعلم مردم علی است، باب مدینه العلم علی است، باب دار حکمت علی است، می رویم سراغ صحابه پیامبر. اینها صحابه پیامبر را که قبول دارند. ببینیم که صحابه پیامبر نسبت به امیرالمؤمنین چه دیدگاهی داشته اند؟

کتاب المستدرک علی الصحیحین از حاکم نیشابوری، جلدسوم صفحه 571. در این کتاب  روایت را نقل می کند از شخصی معروف، از صحابه پیامبر قیس بن ابی حازم. می گوید که من آمده بودم در مدینه و رفتم چرخی در بازار زدم و بعد گوشه بازار دیدم که یک نفر سوار بر اسب است و عده ای دور او جمع شده اند. فرأیت قوما مجتمعین علی فارس قد رکب دابة و هو یشتم علی بن ابی طالب و الناس وقوف حوالیه. این سوار بر اسب دارد شتم می کند و فحش می دهد به علی علیه السلام، به این مظلوم. به وصی رسول خدا، خلیفه رسول خدا. آن موقع می گوید که مردم هم دور او جمع اند و گوش می کنند که این دارد فحش می دهد. یشتم علی بن ابی طالب والناس وقوف حوالیه اذ اقبل سعد بن ابی وقاص. در همین بین سعد بن ابی وقاص رسید. سعد بن ابی وقاص چه کسی است؟ سردار قادسیه است. فاتح ایران است. کسی است که میانه خوبی با امیرالمؤمنین ندارد. کسی است که ابن تیمیه قبولش دارد. کسی است که وهابیت قبولش دارند. سعد بن ابی وقاص. فرزندش هم عمر سعد لعنة الله علیه است که در کربلا سبط رسول خدا را به شهادت رساند. فوقف علیهم. فقال ما هذا؟ چه شده است که جمع شده اید؟ این آقا چه می گوید؟ فقالوا رجل یشتم علی بن ابی طالب. گفتند که این آقا به علی فحش می دهد. فتقدم السعد. سعد آمد جلو. فافرجوا له حتی وقف علیه. راه باز کردند سعد بن ابی وقاص که موقعیت اجتماعی دارد و فرمانده نظامی بوده است، فرمانده قادسیه بوده است، فاتح ایران بوده است. یک چنین شخصیتی که راه باز کردند و آمد جلو. فقال: یا هذا. چه می گوئی؟ علی ما تشتم علی بن ابی طالب؟ برای چه به علی بن ابی طالب فحش می دهی؟ ألم یکن أول من أسلم. مگر علی اول مسلمان نیست؟ اولین کسی که به پیامبر اسلام آورد، علی است. ألم یکن اول من صلّی مع رسول الله صلّی الله علیه وآله؟ مگر علی اولین کسی نیست که با پیامبر نماز خوانده است؟ برای چه فحش می دهی؟ ألم یکن أزهد الناس؟ علی مگر زاهد ترین مردم نبود. ألم یکن أعلم الناس؟ من این روایت را به خاطر این تکه اش نقل کردیم. سعد بن ابی وقاص دارد در برابر کسی که در بازار مدینه به علی بن ابی طالب فحش می دهد، می گوید که ألم یکن أعلم الناس؟

مجری:

هم سعد بن ابی وقاص را می شناسیم

آیت الله رفعتی:

و هم تعابیری که اینجا آورده است از خودش نیست. برای صحابه پیامبر کاملا مشخص است که علی أعلم است. أزهد الناس است. أعلم الناس است. بعد می گوید که چطور فحش می دهی مگر دخترش را پیامبر به علی نداد؟ ألم یکن صاحب رایة رسول الله فی غزواته؟ پرچم دار غزوات و جنگ های پیامبر نبود؟ سپس. بعد از اینکه سعد بن ابی وقاص این حرف ها زد نفرین کرد به کسی که به علی دشنام می دهد.

آقایان وهابی سعد بن ابی وقاص کسی است که وقتی علی توسط مردم به خلافت رسید، حاضر نشد با علی بیعت کند. این سعد بن ابی وقاص وقتی دید که به علی دشنام می دهد. کتاب مستدرک است، نگویید که این از کتاب های شیعه در آمده است. کتاب مستدرک حاکم نیشابوری است. بزرگ عالم اهل سنت. ثم استقبل القبله و رفع یدیه. سعد بن ابی وقاص دو دستش را بالا برد و نفرین کرد. اللهم انّ هذا یشتم ولیک  ولیا من اولیائک. خدایا این مرد دارد دشنام می دهد به یکی از اولیای تو. فلاتفرق هذا الجمع حتی تریهم قدرتک . خدایا تا این جمع مردم متفرق نشده اند قدرت خودت را نسبت به این فرد نشان بده. نفرین کرد و قال قیس: فوالله ما تفرقنا حتی ساخت به دابّته فرمته علی هامّته فی تلک الاحجار فانفلق دباغه و مات. می گوید که به خدا قسم که ما شاهد بودیم. یک دفعه اسب این سوارکار رمی کرد و پرت شد، سر این دشنام دهنده به امیرالمؤمنین خود به سنگ و همان جا ضربه مغری شد و مرد و به درک واصل شد. به دعای چه کسی؟ به نفرین چه کسی؟ به نفرین سعد بن ابی وقاص.

مجری:

این روایت در کجا نقل شده است؟

آیت الله رفعتی: 

مستدرک علی الصحیحین جلد 3.

مجری:

جناب استاد دوستان یک شبهه آماده کرده اند که به نظرم خیلی الان جایش است که این شبهه را ببینیم. ببینیم که چه خبر است؟

کلیپ:

+ أعلم بودن. اگر سری به کتابهایتان بزنید می بینید که در کتاب تاریخ کبیر که راوی خود حدیث هم أم المؤمنین عایشه است، می گوید که أعلم ترین صحابه آقا امیرالمؤمنین است.

- ما چطور قبول کنیم که حضرت علی اعلم تر است در حالی که شما می گویید که از چنین آدم دانائی به راحتی آب خوردن توانستند حقش را بگیرند، حکومتش را بگیرند و کودتا کنند. انسانی که اعلم باشد، باهوش باشد. خیلی عذر می خواهم مجبورم با این زبان با شما صحبت کنم. ما که آن علی که شما ساختید قبول نداریم ولی فرض می کنیم که حرف شما درست باشد، انسانی که باهوش باشد، پادشاهی که باهوش باشد، به راحتی آب خوردن یک انسان نادانی از او پادشاهی را بگیرد. کسی پادشاهی را از او می گیرد که از او داناتر بود. نظر شما چیست؟ بقیه فرمایش شما.

+ابن عساکر هم همین را آورده است. تاریخ مدینه دمشق همین طور.

-شما چه می گویید. تا کی می خواهید از این بازی ها در بیاورید که در کتابهای خودتان نوشته است.

مجری:

آدم هایی مثل تو دور حضرت علی علیه السلام را خالی کردند و آن چیزی که تو می گوئی آب خوردن اتفاق افتاده است. جناب استاد در خدمتتان هستیم.

آیت الله رفعتی: 

واقعا این کلیپ شبهه ای که پخش کردید در خور  جواب دادن اصلا نیست. شأن شبکه جهانی ولایت با این وزانتی که دارد با پخش این کلیپ ها پایین نیاورید. هیچ عاقلی حرف این بی عقل را می تواند بپذیرد که اگر علی اعلم بود، چرا مثل آب خوردن حکومت را از دستش گرفتند و حقش را غصب کردند. پس قبول کردی که حق علی را غصب کردند.  حکومت، خلافت، ولایت مال امیرالمؤمنین بوده است و غصب شده است. ولی می گویی که این نشان می دهد که دانش نگه داشتن حکومت را نداشته است و مثل آب خوردن از او غصب کرده اند. پس قبول دارید که غصب کرده اند. این یک اعترافی است از ناحیه شما.

ثانیا: اگر حق را غصب کردند که غصب کردند، اگر خلافت را غصب کردند که کردند، اگر ولایت را غصب کردند که غصب کردند، این معنایش این است که علم امیرالمؤمنین ناقص بوده است؟ مردم نیامدند درب خانه امیرالمؤمنین و با امیرالمؤمنین بیعت نکردند. در انتخابات مگر غیر از این است؟ آیا همیشه مردم اصلح را انتخاب می کنند؟ آیا مردم همیشه اعلم را انتخاب می کنند؟ یا نه. گاهی به خاطر یک مصلحت سنجی های شخصی مالی، قومی، قبیله ای می گوید که این فامیل ما است، با اینکه ان کاندیدای احراز این پست اقوی است، اعلم است، اما این فامیل ما است و ما به فامیلمان رأی می دهیم. مسأله قومیت مساله حمیت شخصی، مساله حمیت های سیاسی و جناحی سبب می شود حق امیرالمؤمنین سلام الله علیه که خلافت حق او بود غصب شود. این ضربه ای به أعلمیت امیرالمؤمنین نمی زند. خود حضرت فرمود که من در سیاست، سیاستمدار تر از معاویه هستم اما آن پدرسوختگی بازی که او انجام می دهد من انجام نمی دهم. من سیاستم سیاست دینی است. سیاست الهی است. نه سیاست دنیاپرستی و جاه طلبی. لذا این نشانه اعلمیت امیرالمؤمنین است. خود غصب خلافتش که می گوید بگذار اصل دین بماند ولو اینکه همسرم به شهادت برسد. چون اصل دین برایش مهمتر است. کسی که اعلم است به دین، دین برای او مهمتر است از اینکه چند صباحی بر مردم حکومت کند. پس مساله خلافت ظاهری ارتباطی و غصب خلافت ظاهری و غصب ولایت ظاهری که در ظاهر غصب شد، این ربطی به أعلمیت ندارد. أعلمیت شرط ولایت الهی است نه ولایت و خلافت انتخاباتی. بله مردم دنبال اصلح نمی روند. در انتخابات دنبال اعلم نمی روند. دنبال کسی که منافع آنها را تأمین کند. دنبال کسی که گوش به حرف آنها بدهد. در انتخابات این طور است. اما اعلمیت شرط ولایت الهی است. شرط نبوت است. شرط امامت است و لذا اعلمیت شرطی است که دیگران حتی ابن تیمیه هم نتوانست ردش کند. اما گفت که دیگری اعلم است. اولی اعلم است. دومی اعلم است یا سومی افضل است.

مجری:

در شبهه ای که ایشان مطرح کرد، یک نکته ای بود. گفت که علی که شما ساختید.

آیت الله رفعتی: 

این روایت را از کتابهایتان اوردیم. این همه روایات که ما در این خلاصه هم ذکر کردیم، می گوید که اینها از کتب شیعه است. عجب ما نمی دانستیم که همه علمای اهل سنت شیعه اند. خدارا شکر. ایشان می گوید که اینها از کتاب های شیعه است. این همه روایات أنا مدینة العلم و علی بابها که از منابع اهل سنت ذکر کردیم اینها منابع شیعه است. المستدرک علی الصحیحین منابع شیعه است یا اهل سنت؟ اسدالغابه، تاریخ دمشق، تاریخ بغداد. تاریخ کبیر خود بخاری. اینها اگر کتبی است که کتب شیعه است، پس همه اهل سنت شیعه اند. ولی شما وهابی ها نه سنی هستید و نه شیعه.

اما از این کلیپ بگذریم. داشتیم عرض می کردیم که صحابه پیامبر اینها هم اعتراف کرده اند که علی أعلم است. نه تنها خود پیامبر. اولین کسی که اعتراف کرده است که أعلم است، عایشه است. دومین روایتی که نقل کردیم از سعد بن ابی وقاص که نفرین کرد نسبت به کسی که داشت دشنام به امیرالمؤمنین می داد.

سومین از کتاب استیعاب ابن عبدالبر صفحه 1107 از ابی الطفیل می گوید. ابی الطفیل از صحابه پیامبر است. قال شهدت علیا یخطب. می گوید که من شاهد بودم که امیرالمؤمنین علی علیه السلام داشت خطبه می خواهند. سخنرانی می کرد. و هو یقول. سلونی. فوالله لاتسألونی عن شیء الا أخبرتکم. به خدا قسم از هر چیزی که از من بپرسید، جوابش را به شما می گویم. خبرش را به شما می دهم. حتی اگر از آینده بپرسید، از راه رسیدن به آسمان ها بپرسید. و سلونی عن کتاب الله. از کتاب خدا قرآن از من سوال کنید. ابن تیمیه که می گویی دیگری علمش به قرآن بیش از علی بوده است؟ علی فرمود: وسلونی عن کتاب الله. فوالله ما من آیة الا و أنا أعلم أبلیل نزلت أم بنهارأم فی سهل أم فی جبل. از کتاب خدا سوال کنید. بدانید که من می دانم و علم دارم. از همه هم علمم به قرآن بیشتر است که این آیه چه زمانی نازل شده است، شب نازل شده است یا روز نازل شده است. پیامبر در بیابان بود که نازل شد تا در کوه بود یا در شهر بود. این علم علی است. ابی الطفیل صحابی پیامبر می گویدکه علی چنین شخصیتی است. همین روایت ابی الطفیل را علاوه بر استیعاب فتح الباری جلد هشت این روایت را آورده است. تفسیر المعانی جلد پنج این روایت را آورده است. عمدة القاری این روایت را آورده است که ابی الطفیل این سخن را گفت. ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری جلد هشتم صفحه 599 عن ابی الطفیل. قال شهدت علیا و هو یخطب و هو یقول سلونی. فوالله لاتسألونی عن شیء الی یوم القیامه الا حدثتکم به. و سلونی عن کتاب الله. فوالله ما من آیة الا و أنا أبلیل نزلت ام بنهار ام فی سهل ام فی جبل. عین همین روایت را آورده است. تفسیر قرآن سمعانی جلد پنجم صفحه 250 این روایت را از ابی الطفیل ذکر می کند. عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری جلد نوزدهم صفحه 190 این روایت را از ابی الطفیل نقل می کند که حضرت علی در سخنرانی اش این چنین فرمود. این هم از این صحابی.

علاوه بر صحابی ها تابعین هم همه اقرار کرده اندکه علی أعلم است. تابعین یعنی چه کسانی؟ یعنی نسل بعد از صحابه. یعنی مسلمانانی که پیامبر را ندیده اند. اینها را تابعین می گویند. یعنی تابع اصحاب اند. پیرو نسل بعداز صحابیان پیامبر هستند. بزرگان تابعین به اعلمیت امیرالمؤمنین اعتراف کرده اند.

مجری:

جناب استاد این بحث اعلمیت را اگر بتوانیم از طریق تابعین اشاره کنیم. من همین جا اشاره ای داشته باشم که تماس ها را دوستان زیرنویس کرده اند. حداکثر تا پنج دقیقه دیگر.

آیت الله رفعتی: 

یکی از کسانی که از تابعین است و اقرار به اعلمیت امیرالمؤمنین می کند، شعبی است. متوفای 104. کتاب تاریخ دمشق ابن عساکر در جلد 42 صفحه 405 می گوید: عن الشعبی قال. آقای شعبی که از بزرگان تابعین است گفته است که لیس منهم احد اقوی قولا فی الفرائض من علی بن ابی طالب. در احکام و واجبات الهی هیچ کسی اقوی و اعلم از علی بن ابی طالب نیست. این اقای شعبی. شعبی هم از بزرگان است. اگر شما بروید به کتاب سیر اعلام النبلاء ذهبی در جلد چهارم شعبی را این طور معرفی می کند. می گوید: عامر بن شراحی الامام علّامه العصر. خودش یک امام است. خودش علامه عصر خودش است. این شعبی همچنین موقعیتی دارد. در صفحه بعد می گوید که از منصور بن عبدالرحمن عن الشعبی قال أدرکت خمس مأة من اصحاب النبی. شعبی گفته است که من پانصد صحابی پیامبر را درک کرده ام و رفته ام دیدنشان.

سعید بن عبدالعزیز از مکحول نقل می کند که قال ما رأیت احدا أعلم من الشعبی. در بین تابعین أعلم تر از شعبی ندیدم. این شعبی می گوید که علی از همه علمش بیشتر است.

مجری:

من ممنونم از شما. یک تماس را اگر اجازه بفرماییدداشته باشیم. آقای بهادری از کرج پشت خط هستند. خدمت ایشان عرض سلام دارم شب شما بخیر.

تلفن:

سلام علیکم. شب شما هم بخیر جناب آقای حیدری. سلام مجدد دارم خدمت حضرت آیت الله رفعتی نائینی بزرگوار.

عرض کنم که در قرآن سوره بقره آیه 37 که فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ در ذیل تفسیر این آیه شریفه تمام تفاسیر اهل سنت و مخصوصا اینکه ابن عباس روایت می کند که قبول کردند کلماتی را جناب حضرت آدم از خداوند فرا گرفت و خداوند را به آنها قسم داد که گفتند بمحمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین. یعنی پنج تن از عالیین هستند. من خیلی کوتاه می گویم. سپس حضرت آدم از خدا خواست که ذریه من را نشان بده. خداوند پرده این عالم ماده را کنار زد و گفت که این نوح است و این ابراهیم است. خداوند تک تک انبیاء را نشان داد تا رسید به حضرت محمد صلّی الله علیه وآله و سلم و وصی خودش آقا امیرالمؤمنین را نشان داد. خداوند به آدم گفت که درست است که  نبوت در پیامبر عربی تمام شد. اما من ملت ها را رها نکردم. این شکل را که می بینید علی است.وارث علم پیامبرش است. زوجه دختر است. وصی پیامبر می باشد. پدر ذریه فرزندانش است. پس خوشا به حال کسانی که دنباله رو مرام حضرت علی می باشند. پیامبر بارها گفته بود که أنا مدینة العلم و علی بابها. پیامبر می گوید: پیامبر اسلام خانه حکمت است و کلید درب آن علی بن ابی طالب است. دروغ می گوید کسی که می گوید ای پیامبر تو را دوست دارم ولی علی را دوست ندارم. در جایی که می گویند که اگر کسی بدون کلید وارد شود، دقیقا مثل دزد وارد شده است. نتیجه می گیریم که آن کسانی که امیرالمؤمنین علی را کنار گذاشتند و کودتا کردند و گفتند چون مشرکین را علی تو کشته ای زیر بار خلافت تو نمی رویم. اینها در حقیقت زیر بار نبوت رسول خدا  نرفته اند. رسول خدا فرمود که هیچ علمی نیست که خدا شمرده و تحویل من داده است، هر علمی را که خدا به من تعلیم کرده است در اختیار امام متقین دادم. در سوره یس آن امام علی بن ابی طالب است. در خاتمه رسول خدا فرمود: تفسیر کتاب قرآن که من از سوی خدا برای امت فرستادم، تفسیر آن به عهده علی بن ابی طالب است.

جناب آقای دیلمی که معروف به سیدالحفاظ است و آقای خوارزمی وقتی می خواهد مطالبی را نقل کند می گوید اخبرنا سیدالحفاظ. این روایت را آقای دیلمی در فردوس اخبار نقل کرده است و منابع فراوانی داردکه پیامبر فرموده است که یا علی اگر کسی در این دنیا به اندازه نوح پیامبر عمر کند با اینکه حضرت نوح نهصد و پنجاه سال پیامبری کرده است و تمام شب های عمرش را بیدار باشد و عبادت کند و تمام روزهای عمرش را روزه بگیرد و هر سال با پای پیاده به مکه برود به اندازه کوه احد صدقه بدهد، بین صفا و مروه شهید شود لولا ولایتک یا علی، ولایت تو را نداشته باشد، بوی بهشت را استشمام نمی کند. این بیان اهمیت ولایت امیرالمؤمنین علی است. یعنی نه تنها این عبادت ما در گرو این عبادت می باشد بلکه بعثت و رسالت پیامبر هم در گرو این آیه است که وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ. اگر علی را به عنوان خلیفه و جانشین خودت انتخاب نکنی، کأنّ در این بیست و سه سال کاری برای ما انجام نداده ای. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

ممنونم. تشکر می کنم. با آقای بهادری از کرج خداحافظی می کنیم و به آقا مجید از آمریکا سلام می کنیم. آقا مجید سلام.

تلفن:

سلام خسته نباشید، ممنون از برنامه خوبتان.

من یک سوالی داشتم. سریع می گویم. من می خواستم بدانم که سکوت و قبول کردن غصب خلافت توسط حضرت علی علیه السلام مقدمات بدعت هایی که خلفای غاصب باعث شدند که بعضا اصل و فرع دین اسلام را تغییر دادند و باعث ظهور فرقه های جدید شد، آیا این با اعلمیت حضرت علی علیه السلام منافات ندارد؟

مجری:

بسیار خوب. سوال شما را دریافت کردیم. ان شاء الله در ادامه همراه ما باشید.

آقای عباس از مشهد مقدس پشت خط هستند. آقای عباس سلام.

تلفن:

سلام علیکم و رحمة الله. شب شما بخیر. عباس هستم از مشهد خدمت شما زنگ می زنم. ضمن تشکر از مجری محترم و حضرت آیت الله رفعتی. الان خوب موقعی است که در این مورد توضیح بفرمایید که چرا نام خطبه شقشقیه را شقشقیه گذاشته اند؟ من یک توضیح کوچک می دهم و توضیح کاملش را شما بفرمایید. وقتی که شیطان احساس کرد که دارد آبروی سه خلیفه برده می شود، توسط یکی از شاگردان شیطان ده سوال مطرح کردندکه عمدی حضرت امیرالمؤمنین را از ادامه رسوائی سه خلیفه اول سلب و اذهان مردم شنونده را منحرف کنند. شما توضیح کامل را بفرمایید. اما قصد من و منظور من از طرح این مساله این است که شما عزیزان مجری و کارشناس  چون وقتتان بسیار با ارزش و کم است، اگر بخواهید به این سوالات متفرقه و بی ربط جواب دهید، با کمبود وقت مواجه می شوید و از ادامه بحث داغتان منحرف می شوید. همه شنوندگان هم سرد می کنند. لذا از شما خواهش دارم که برای جواب تمام و کمال و حساب شده را که لازم دارد از هر حیث شنوندگان برنامه بتوانند بشوند، یک برنامه بعدی غیر از خودتان توسط همکارانتان، روحانیت محترم  در منبرها و به صورت درسی در پای تخته سیاه اینها نوشته شود که تمام شنوندگان عزیز بتوانند نسخه برداری کنندکه کاملا درذهن ها برود و هر کسی بتواند برای خودش یک دانشمند و عالم شود و بتواند جواب این وهابیون را بدهند که دندان شکن باشد. برای رضای خدا و قربة الله ان شاء الله خواهش دارم که برنامه های آینده خودتان برای تکمیل زحمت های خودتان این منبرها و درس ها را ان شاء الله بگذارید. با تشکر. خیلی ممنون و خداحافظ شما.

مجری:

ممنونم. اگر اتاق فرمان اجازه می دهند ما سوالات را جواب دهیم.

جناب استاد تقریبا جواب را فرمودید ولی به احترام آقا مجید از آمریکا سکوت قبول.

آیت الله رفعتی: 

این همان نکته ای که در کلیپی که پخش کردید سوال داشتند که امیرالمؤمنین اعلم است چطور می شود از این اعلم حقش غصب شود، خلافت غصب شود. آیا این ضربه به أعلمیت نمی زند. ناقض أعلمیت نیست؟ این همان شبهه ای بود که کلیپ هم که پخش کردید همین را سوال داشت آقا مجید از آمریکا.

عرض کردیم. شاید آقا مجید دیر به بینندگان ما پیوسته اند. ما یک خلافت واقعی داریم. یک خلافت ظاهری. خلیفه واقعی آن کسی است که خدا به رسول خدا فرموده است که جانشین تو چه کسی باشد. یک خلافت ظاهری داریم. یعنی حکومت را و ولی امر را مردم انتخاب می کنند و بیعت می کنند که او بر آنها حکومت کند. حال اسمش را می گذارند خلیفه. اسمش را می گذارند ملک و پادشاه. اسمش را می گذارند رئیس جمهور. آنچه که امیرالمؤمنین از دست او گرفتند و غصب کردند، خلافت ظاهری بود. ولایت ظاهری بود. با او بیعت نکردند. رفتند در سقیفه کسی دیگری را انتخاب کردند. آنچه که به عنوان وصی رسول خدا است و خلیفه رسول خدا است و ولی مردم است، امیرالمؤمنین است. آن سر جای خودش است. امامتش سر جای خودش است. انتخاب مردم بر اساس اعلمیت نیست. انتخاب خدا بر اساس اعلمیت است. زاده بسطة فی العلم و الجسم. خدا می فرماید که ما طالوت را انتخاب کردیم و حاکم بر شما قرار دادیم، چون علمش زیاد است و توان جسمی اش هم زیاد است. امیرالمؤمنین هم همین طور است. أعلم مردم است، از لحاظ توان جسمی هم یل غزوات و جنگ های صدر اسلام است. پرچم دار رسول خدا در جنگ ها است. فرمانده جنگی است. قتّال الکفار است. این است شرط. ممکن است که مردم به این شرائط توجه نکنند. کما اینکه توجه نمی کنند. نه الان، نه آن موقع. هیچ وقت هم در انتخاب خودشان توجه نکردند. در پاسخ به فرمایش و سوال آقا مجید.

امابرادر عزیزمان عباس آقا از مشهد. شقشقیه. این خطبه چرا شقشقیه نامیده شده است. یک اشاره ای کردند خودشان که حضرت داشتند از ولایت خودشان در آن سخنرانی دفاع می کردند و این که غصب خلافت شد. چه طور غصب غصب خلافت شد؟ مردم داشتند هدایت می شدند. همان طور که عباس آقا گفتند یک نفر از فرزندان شیطان. شیطان هم لازم نیست که جن باشد. شیاطین الجن والانس. قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلٰهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ. شیاطین جنس و انس دارند.

مجری:

لذا است که گفته اند بعضی ها شیطان را درس می دهند.

آیت الله رفعتی: 

بعضی از انسان ها از شیطان جن بالاتر هستند. این آمد با سوالات انحرافی، این عزیز ما می گفت که شما هم مواظب باشید که این سوالات انحرافی بحث شما را منحرف نکند. بعضی از این کلیپ ها مثل این کلیپی که امشب پخش شد، واقعا خیلی طرف سخیف است که این طور حرف می زند و منکر أعلمیت امیرالمؤمنین می شود به جهت اینکه غصب خلافت شده است. پس این أعلم نیست. بله سوالات بی موردی کردند و سخن امیرالمؤمنین را قطع کردند. امیرالمؤمنین داشت نتیجه گیری می کرد که خلافت حق امیرالمؤمنین بوده است و خلافت غصب شده است و قبل از او خلافت نبوده است. حکومتی بر مردم بوده است. لذا وقتی که یاران امیرالمؤمنین از حضرت بعد از این سوال درخواست کردند که ادامه دهید، فرمود: شقشقة هدرت. خود حضرت تعبیر کرده اند. این دیگر اسم این خطبه از این کلام امیرالمؤمنین گذاشته شد و گرفته شد. خود حضرت فرمودکه این شقشقه بود که هدر رفت. نگذاشتند که سخن من به ثمر بنشیند و به نتیجه برسد. متاسفانه هر جایی که. همین الان شبکه جهانی ولایت وقتی که دفاع می کند از ولایت مولی امیرالمؤمنین با استدلال، با روایات قطعی، روایات صحیح السند. از ولایت امیرالمؤمنین می گوید، می بینید که این شبکه های وهابی برای اینکه مردم بیننده شبکه ولایت نشوند، برادران عزیز اهل سنت شبکه ولایت را نبینند، علیه شبکه ولایت تبلیغ می کنند که این مخالف برادران اهل سنت است، مخالف سنی ها است. کلیپ هایی را تقطیع می کنند. همین دو سه روز پیش شبکه کلمه کلیپی از یکی از کارشناسان شبکه، حال از کارشناسان نبوده است. دعوت شده بوده است در یکی از برنامه ها و یک سری مطالبی را گفته است، سخن او را تقطیع کرده اند و در بین برادران اهل سنت پخش کرده اند که این شبکه ولایت مخالف اهل سنت است. خیر. شبکه ولایت برادران اهل سنت را مسلمان می داند. محب ولایت و محب امیرالمؤمنین می داند. اما شبکه ولایت وهابیت را اهل سنت نمی داند. وهابیت دنبال ابن تیمیه اند،دنبال ابن وهاب هستند. روایات رسول خدا را می گذارند کنار. مخالفت با نص صریح روایت رسول خدا می کنند. من حاشیه رفتم. چاره ای نبود. چون من اسم نمی برم یکی از شبکه های وهابی که دارد در بین برادران اهل سنت تبلیغ می کندکه شبکه ولایت را نبینید. چون خیلی از برادران اهل سنت از نقاط مختلف ایران و خارج از ایران بیننده شبکه ولایت هستند و تماس می گیرند و پیامک میدهند اظهار محبت می کنند و می بینند که این منابعی که ما داریم ذکر می کنیم، کتب اهل سنت است.

پیشنهاد عباس آقا از مشهد این بودکه ما اینها را مکتوب کنیم. ما مکتوب اینها را روی سایت داریم می گذاریم. منابع را می نویسیم. می گذاریم. صفحات کتاب را هنوز روی سایت نگذاشته ایم. اما آنچه که اینجا بحث می شود پیاده سازی می شود و روی سایت هم قرار می گیردکه منابع مستدل. کتاب های اهل سنت با ذکر جلد، با ذکر صفحه، با ذکر شماره حدیث روایت در این سایت قرار می گیرد که کسانی که نتوانسته اند برنامه را ببینند اگر خواستند خود برنامه را ببینند، اگر خواستند پیاده شده اش را ببینند. البته پیشنهاد خوبی هم دادند که در خدمتشان خواهیم که بتوانیم این پیشنهاد عمل کنیم.

مجری:

جالب اینجا است که پیرو فرمایش حضرت عالی  دوستان یک کلیپی هم آماده کرده اند که اهل سنت واقعی هم خط سیر از وهابیت جدا است و ما کاملا آنها را می شناسیم، به اعلمیت حضرت علی علیه السلام اذعان می کنند. من درخواستم این است که دوستان این کلیپ را ببینند.

کلیپ:

+روایتی که هست که پیامبر أکرم می فرمایند که أنا مدینة العلم و علی بابها و أنا دار الحکمة و علی بابها، این روایت مفهومش چیست؟

-          پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلم فرموده اند که من شهر علمم لفظ اعلم نیامده است ولی گفته است که من شهر علمم و حضرت علی باب آن است. یعنی دربش است. سوالمان این است که این چیزی که پیامبر فرموده اند، حضرت علی اعلم بوده است در بین صحابه. حتی خلفائی هم اگر کاری چیزی انجام می دادند با حضرت علی مشورت می گرفتند. در روایات ما هست. آنچه که صریح امده است روایتی از پیامبر بوده است یا حدیثی بوده است، آن جای خودش. ولی مسائلی که رخ می داده است با حضرت علی مشورت می کرده اند.

مجری:

استدلال جالبی هم ایشان می کند. می گوید که بله در این روایت لفظ أعلم نیامده است اما لازمه این این است که ایشان اعلم باشد.

آیت الله رفعتی: 

و همه صحابه امیرالمؤمنین را اعلم می دانستند. تابعین هم همین طور. ما از تابعین هم یک دو مورد عرض کردم. موارد بسیار زیاد است. من فرصتم کم است. یکی دیگر از تابعینی که از بزرگان تابعین است و به اعلمیت امیرالمؤمنین اعتراف کرده است، عطاء است که متوفای 115 هجری قمری است. می گوید:و الله لاأعلم فی اصحاب محمد أعلم من علی. به خدا قسم من در بین اصحاب پیامبر أعلم تر از علی سراغ ندارم. این از تابعین است. در کتاب الاستیعاب فی معرفة الاصحاب صفحه 1104. قال قلت لعطاء أکان فی اصحاب محمد صلّی الله علیه وآله احد أعلم من علی؟ می گوید که از عطاء سوال کردیم که در بین اصحاب پیامبر اعلم تر از علی بوده است؟ قال: لاوالله. ما أعلم. این هم از این تابعی.این آقای عطاء هم آدم مهمی است. درست است که از تابعین است ولی آقای ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء جلد پنجم صفحه 79 تا صفحه 81 در مورد همین عطاء بن ابی رباح صحبت می کند و می گوید که امام شیخ الاسلام است. مفتی الحرم است. فتوا دهنده در حرم بوده است. نقل می کند از عطاء که دویست نفر از اصحاب پیامبر را عطاء درک کرده است. از ابوحنیفه نقل می کند سیر اعلام النبلاء و می گویدکه مارأیت فیمن لقیت أفضل من عطاء بن ابی رباح. می گوید که ابوحنیفه گفته است که من در افرادی که ملاقات داشته ام افضل از عطاء بن ابی رباح کسی را ندیدم. این را سیر اعلام النبلاء یعنی ذهبی از ابوحنیفه نقل می کند. عطاء چنین شخصیتی است. این آقائی که از تابعین است، می گوید که علی أعلم از همه است.

یکی دیگر از تابعین سعید بن مسیّب است که متوفای 93 است. همین روایت سلونی قبل ان تفقدونی را از علی بن ابی طالب نقل می کند و بعد می گوید. در کتاب اسدالغابه جلد چهارم صفحه 95 سخنش آمده است. می گوید قال سعید بن مسیّب ما کان احد من الناس سلونی. هیچ کسی غیر از علی نتوانسته است این حرف را بزند که از من بپرسید. هر چه بپرسید جوابتان را میدهم غیر از علی بن ابی طالب. این نشان می دهد که چقدر علم علی بن ابی طالب فراوان است. سعید بن مسیّب چه کسی است. ذهبی می گوید: الامام العلَم. نمی گوید عالم. عَلَم. پرچم دین است سعید بن مسیب. عالم اهل المدینه. سید التابعین فی زمانه. بزرگ تابعین در زمان خودش است. از قتاده نقل می کند و دیگران که می گوید که سعید بن مسیب اعلم تابعین بوده است. مارأیت اعلم من سعید بن مسیب. خود سعید بن مسیب اعلم تابعین است می گوید که هیچ کسی مثل علی نیست که بگوید سلونی قبل ان تفقدونی.

این هم از تابعین. برویم سراغ علماء. از بعد ازتابعین تا به امروز. امروز که این کلیپ را که این آقا گفتند. من در این دو دقیقه ای که وقت دارم فقط اسم ببرم بعضی از منابع را ذکر کنم. دیگر فرصت نیست که یک به یک صفحات کتاب را نشان دهم. آقای تفتازانی از بزرگ علمای اهل سنت است، در علم لغت وارد است، در علم نحو وارد است. در علم بلاغت سرآمد است. در کتاب شرح المقاصد جلد پنجم صفحه 297 تفتازانی آنجا فهو انه اعلم الصحابه که می گوید علی علیه السلام اعلم صحابه است. این نکته رانگاه کنید. آقای تفتازانی این مطلب را هم نقل می کند. و قال علّمنی رسول الله صلّی الله علیه وآله الف باب من العلم. علی فرمود که رسول خدا هزار دریچه و درب علم را برای من باز کرده است. فانفتح لی من کاب باب ألف باب. از هر بابی هزار باب باز شده است. یعنی هزار ضرب در هزار. و لهذا. بعد تفتازانی می گوید: و لهذا رجعت الصحابه الیه لکثیر من الوقایع و لذا صحابه پیامبر در بسیاری از حوادت و وقایع به علی مراجعه می کردند و سوال می کردند. و استند العلماء فی کثیر من العلوم الیه. بسیاری از علما استنادشان به امیرالمؤمنین است.

جناب آقای حیدری، بینندگان عزیز اگر بخواهید گوشه ای از  علم امیرالمؤمنین را دریابید و بفهمید، به نهج البلاغه سخنان امیرالمؤمنین مراجعه کنید. البته این نهج البلاغه ای که ما داریم، بخشی از سخنان و خطبه های امیرالمؤمنین است. و الا اگر می خواستند که سخنان امیرالمؤمنین را جمع کنند، چندین جلد کتاب می شد. آنچه که سید رضی جمع آوری کرده است، تحت عنوان اینکه سخنان بلیغ، برای آموزش بلاغت جمع کرده است. اما همین ها را نگاه کنید، آن وقت به احاطه علمی امیرالمؤمنین علی علیه السلام علم پیدا می کنید. حال از ابن تیمیه بخواهیم که آنهایی که گفتی که اعلم از علی هستند، آن آقا و آن آقا و آن یکی، یک کتابی مثل نهج البلاغه، یک خطبه ای مثل نهج البلاغه برایمان بیاورید. همان طور که قرآن کریم تحدی می کند که فأتوا بسورة من مثله، اگر می توانید جن و انس جمع شوید و یک سوره مانند قران بیاورید، نخواهید توانست. ما می گوئیم اگر از دیگر صحابه توانستید یک خطبه و یک سخن بلیغ، یک نامه ای که گویای علمیت آن فرد باشد، مثل امیرالمؤمنین که در نهج البلاغه خطبش هست، نامه هایش هست و سخنان کوتاهش هست. یک خطبه از دیگران بیاورید و اثبات کنید که این خطبه و این بلاغت و فصاحت و این علمیت و این دانش بزرگ را در این خطبه ریخته است. بیاورید یک خطبه. یک خطبه بیاورید و بعد اثبات کنید که فلانی افضل است، فلانی اعلم است. علی بن ابی طالب اعلم نیست. تحدی می کنیم. ارگ توانستید یک خطبه مثل خطبه های نهج البلاغه امیرالمؤمنین بیاورید از دیگران ان وقت می توانید بگویید که علی بن ابی طالب اعلم نبوده است. آقایان وهابی چرا با دیدگاه همه امت اسلام مخالفت می کنید. شیعه و سنی معتقد است، همه علمای اهل سنت معتقداند. حتی خلیفه دوم اعتراف می کند که اگر علم علی نبود، اگر قضاوت علی نبود، ما دچار خطاها می شدیم.

مجری:

سپاسگزارم از شما استاد عزیز.

آیت الله رفعتی:

دیگر بحث تمام نشد ببخشید.

مجری:

خواهش می کنم. ممنونیم. از شما سپاسگزاریم. ذکر علی عباده. از علی علیه السلام کم گفتیم اما گفتیم. الحمد لله. و این مجلس عبادت را به پایان می بریم در حالی که از خداوند متعال می خواهیم در پایان این جلسه عبادت یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

آیت الله رفعتی: 

جناب آقای حیدری من خواهشی کنم از بینندگان. دو نفر از کارشناسان عزیز و بزرگوار شبکه های جهانی ولایت مبتلی به بیماری کرونا شده اند. آیت الله کورانی و آیت الله نجم الدین طبسی. برای شفای آنها هم دعا بفرمایید.

مجری: 

پس آن صلواتی را که می خواستیم بفرستیم را بفرستیم و حمد شفا را قرائت می کنیم.

آیت الله رفعتی: 

ان شاء الله به دعای شما همه عزیزان بتوانند عوامل پشت صحنه در این ایام کرونا سلامت باشند و خداوند این گرفتاری و این بلیه را از همه مسلمین برطرف بنماید.

مجری:

ان شاء الله تعالی. ممنونم. جمله پایانی ما صلوات است و بعد حمد شفا را ما و شما قرائت خواهیم کرد. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر