صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 15 خرداد 1399 تعداد بازديد: 1155 
فرکانس تاریکی
فرکانس تاریکی
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

فرکانس تاریکی- 15/03/99

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم. لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم. أفوض أمری الی الله انّ الله بصیر بالعباد. حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر. و سلام قولا من رب رحیم. سلام علیکم بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی ولایت. برنامه زنده فرکانس تاریکی. حال و احوال شما چطور است؟ ان شاء الله که خوب و خوش باشید آقایان و خانم های محترم، برادران و خواهرهای ایمانی خودم، در هر جایی از ایران عزیز و در هر جایی از عالم این برنامه را همراهی می فرمایید. خیلی خوشحالیم که خدا به ما توفیق داده است که در خدمت شما هستیم باز هم در شب جمعه دیگر و با برنامه زنده دیگر منتظر سوالات شما هستیم. منتظر حرف های شما هستیم. امشب هم مثل هفته های گذشته بخشی از برنامه به تلفن های شما دوستان عزیز بیننده اختصاص دارد که می توانید تماس بگیرد. هر نوع سوال و شبهه ای که ذهن شما را مشغول کرده است و یا احیانا در فضای مجازی با آن برخورد کرده اید و دوست دارید که پاسخ آن را به دست بیاورید، ما با افتخار در خدمت شما هستیم. عزیزان اهل سنت ما هم این تریبون در اختیارشان است. اینجا شبکه جهانی ولایت تنها اختصاص به شیعیان ندارد و دوستان عزیز اهل سنت ما هم می توانند مشارکت داشته باشند. می توانند بیایند و سوالات خود را و شبهات خود را مطرح کنند که ما با افتخار در خدمت شان هستیم و همچنین وهابیت هم این مسیر برایشان باز است برای مناظره، برای گفتگو و برای طرح سوال. هر چه که اسمش رامی خواهید بگذارید. مختار هستید و جایز هستید. اما ما با افتخار در خدمت هستیم برای پاسخ گویی به سوال. هر گونه سوالی هر عزیزی برای ما قابل قبول است و پذیرفته است. ولی با رعایت خط قرمزهایی که ما داریم. حفظ خط قرمزهایی که مطرح است که توهین به همدیگر نکنیم. به مقدسات شیعه و اهل سنت توهین نکنیم و اما سوال کنیم وبحث         علمی کنیم و حتی مناظره کنیم. هیچ اشکال ندارد. فرصتی است که شبکه جهانی ولایت در اختیار دوستان عزیز بیننده قرار داده است و ما هم با افتخار در خدمت شما هستیم. راه های ارتباطی هم مرتب برای شما ریز نویس می شود. هم پیامک ما و هم از طریق فضای مجازی واتس اپ و تلگرام و وایبر و تلفنی که می توانید تماس بگیرید و سوالات خودتان را مطرح کنید و ما هم با افتخار در خدمت شما خواهیم بود. امشب هم محضر شاگردی استاد گرانقدر و فرزانه مان راداریم جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای زند قزوینی عزیز و دوست داشتنی.

آقا سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.

استاد قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله. بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدی و علی آبائه. بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه بینندگان عزیز برادران بزرگوار و خواهران محترم، همچنین خدمت جناب آقای اسماعیلی و همکاران محترم در شبکه جهانی ولایت در خدمت شما هستیم.

مجری: 

حاج آقا انعکاس این برنامه شما دیده اید چیزی؟ مثلا بیننده های عزیز شما را دیده باشند یا اینکه عزیز شیعه ای در فضای مجازی ،عزیز اهل سنت یا وهابی ها از این اتفاق ها افتاده است یا خیر؟

استاد قزوینی:

خیلی اتفاقا لطف دوستان و احیانا ناراحتی برخی از دشمنان مکتب اهل بیت در فضای مجازی و حقیقی دارد شامل حال ما می شود و خدا را شکر بیننده های بسیار پیگیری دارد این شبکه و این برنامه و اتفاقا خیلی از مسائلی هم که پیش می آید که مطرح می کنم، نتیجه همان گفتمان هایی است که با دوستانی که خارج از برنامه اظهار لطف می کنند و سوالات خود را مطرح می کنند که بر اساس همان سوالات بنده مطالبی را آماده می کنم و خدمت دوستان می گویم.

یک نکته خیلی جالب هم برای بنده بوده است این است که خیلی از جوان ها دارند زحمت می کشند و تلاش می کنند، بدون اینکه ارتباط خاصی با این برنامه داشته باشند، برنامه را دارند به صورت کلیپ هایی و برنامه های فشرده آماده می کنند و در فضای مجازی منتشر می کنند. گاهی هم برای خود بنده این در گروهها ارسال می شود. خیلی لذت بخش است که مردم ما نسبت به دینشان این قدر اهتمام دارند و اهمیت می دهند.

مجری: 

بسیار عالی. اتفاقا ما امشب دربخشی از برنامه ارتباط زنده خواهیم داشت با یکی از عزیزانی که به صورت خود جوش این فعالیت ها را انجام می دهند. ان شاء الله ارتباط تصویری با این عزیزمان خواهیم داشت.

می دانید که ما در برنامه فرکانس تاریکی یکی از اهدافی که داریم و دنبال می کنیم این است که دوستان  عزیز ما در بخش رصد شبکه ولایت، این شبکه های وهابی و شبکه های معاند را دنبال می کنند و این گوینده های وهابی که حرف هایی که می زنند و شبهاتی که مطرح می کنند و نکاتی را که مطرح می کنند استخراج می کنند و آماده می کنند و ما پاسخ گو هستیم و سعی هم می کنیم که تمام مطالب و کلیپ هایی که انتخاب می شود، نو و تازه باشد . هرچند شبهات تازه نیست و قدیمی است ولی ما سعی می کنیم شبهاتی که ظرف چند روز گذشته مطرح شده، آماده می کنیم و در برنامه پخش می کنیم  و ان شاء الله با حضور آقای زند قزوینی پاسخ گو هستیم.

اولین کلیپ را ببینیم که این هم جدید نیست. داستان عبدالله بن سبأ که بارها و بارها گفته اند که این شیعه زاییده و ساخته عبدالله بن سبأ است که یکی از این گوینده های وهابی نکته ای را می گوید و شبهه ای را مطرح می کند که خود شما ببینید و قضاوت کنید و پاسخ ما را هم حتما دنبال کنید.

کلیپ:

رجال کشی صفحه 85 چاپ موسسه العالمی للمطبوعات، صفحه 85 پاراگراف پایین ، کشی آورده است که ذکر بعض اهل العلم ان عبدالله بن سبأ کان یهودیا فأسلم. عبدالله بن سبأ فرد یهودی بود و مسلمان شد.      ووالی علیا علیه السلام. بیشتر زوم می کنم که خوب واضح تر بشود. و کان یقول و هو علی یهودیته. زمانی که ایشان یهودی بود ایشان در مورد یوشع بن نون غلو می کرد. وصی موسی بالغلو. چون هارون جانشین موسی نشد. می گوید که عبدالله بن سبأ در مورد وصی موسی یوشع بن نون غلو می کرد. فقال فی اسلامه. زمانی که مسلمان شد بعد از وفات رسول الله در مورد علی مثل ذلک. در مورد علی همان اعتقاد را ترویج داد. و کان اول من  اشهر القول بفرض امامة علی. اولین کسی بود که گفته اعتقاد به امامت حضرت علی را مشهور کرد و شهرت داد به آن. و  اظهر البراءه من أعدائه و کاشف مخالفئه و کفرهم. اظهار بیزاری کرد از دشمنان علی و تکفیر کرد. یک دشمنان وهمی برای حضرت علی ساخت و آنها را تکفیر کرد. فمن هنا کشی می گوید: فمن هنا قال من خالف الشیعه ان اصل التشیع و الرفض مأخوذ من الیهودیه. و برای من است که کسانی که مخالفین شیعه هستند می گویندکه تشیع از یهودیت گرفته شده است.

این یک مطلب. کتاب رجال کشی بود که ملاحظه فرمودید.

شخصی یهودی به نام عبدالله بن سبأ آمد و ادعای امامت حضرت علی را مطرح کرد و شروع کرد به لعن و نفرین به اصحاب رسول الله.

جالب که اسلام مبارزه کرده است با دشنام. با نفرین. ما بعث طعانا و لالعانا. حدیث حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وسلم است. مجموع لعن هایی که از حضرت رسول نقل شده است به بند انگشت نمی رسد. انگشت شمار است. اما آقایان می گویند که اصل دین برائت و بیزاری است. از چه کسی؟ از اصحاب رسول الله، از همسران رسول الله.

مجری: 

این هم کلیپی که برای شما پخش شد.  البته می گویم که چیزی تازه ای نیست. اخیرا هم یاد گرفته اند که این کتاب ها را کپی می کنند و می اورند نشان می دهند و حاج آقای زند قزوینی می خواهند مهر تاییدی بزنند به حرف هایی که اینها می زنند.

چه باید به اینها پاسخ داد؟

استاد قزوینی:

خدمت مبارک شما عرض کنم که شخصی است که به نام عبدالله بن سبأ که یک فرقه ای را درست می کند به نام سبئیه یا سبَئیه. ایشان قبلا یهودی بوده است و بعدا مسلمان می شود. در زمان عثمان عفوان خلیفه سوم وارد کشورهای اسلامی می شود. درشامات و عراق و یمن و کشورهای دیگر سیر و سفر می کند و مردم را دعوت به امامت علی بن ابی طالب می کند و برائت از عثمان بن  عفوان در نتیجه برائت از خلفاء. این خلاصه داستانی است که درباره عبدالله بن سبأ شاید در دهها سخنرانی و گفتمان و گفتگو مطرح می شود. اما واقعیت قضیه چیست؟ جناب آقای اسماعیلی من یادم هست که در همین برنامه در جلسات گذشته به مناسبت یکی از کلیپ هایی که یک آقائی حرفی زده بود، به مناسبت در مورد عبدالله بن سبأ یمنی صحبت کرده ایم. اما چون پیش آمده است باید دو مرتبه تکراری از گذشته داشته باشیم و آن این است که مورخین در رأس جریان مورخین جناب طبری سنی، ایشان آمده است جریان عبدالله بن سبأ را مطرح کرده و گفته است که تشیع ارتباط وثیقی با عبدالله بن سبأ دارد و عبدالله بن سبأ است که این مکتب را درست کرده است و اساسا تشیع زاییده عبدالله بن سبأ یهودی مسلمان شددده است. به قول این آقایان شبکه وهابیت و به قول جناب طبری در کتاب تاریخش. اما حقیقت چیست؟ در مورد جناب طبری چند قول وجود دارد. اولین نکته ای که وجود دارد در نقل رجال حدیث عبدالله بن سبأ افرادی وجود دارند که ابدا در منابع رجالی اهل سنت مورد تأیید نیستند که به مراتب اشاره خواهم کرد و ورود می کنم.

مجری: 

یعنی حتی در رجال اهل سنت هم؟

استاد قزوینی:

بله. رجالیون اهل سنت برخی از افرادی که راوی همین جریان هستند در تاریخ طبری اینها را مورد تایید نمی دانند و تمکین به نقل آنها نمی کنندو موثق نمی دانند. حال من نمی دانم که چطور می شود و چه دستی در کار است که حدیث ضعیف السند ی که جناب طبری در کتاب تاریخ خود درباره عبدالله بن سبأ نقل می کند این قدر مسلم می گیرند و پای آن می ایستند و زیر این علم سینه می زنند. اما این همه روایات و ادله واضحات را رها می کنند. این خودش از مجهولاتی است که من واقعا هنوز جوابش را به دست نیاورده ام. اما حقیقت چیست؟

مجری: 

استاد کتابی که معرفی کردند، رجال کشی، این چگونه می شود؟

استاد قزوینی:

می خواهم به این مساله بپردازم. بعد به مناسبت ایشان یک عبارتی از رجال کشی که در این عبارت به صراحت ایشان می گوید که عبارت را هم خواندند که در رجال کشی صفحه 109 می گوید: ذكر بعض أهل العلم أن عبد اللّه بن سبأ كان يهوديا می گوید که بعضی از اهل علم گفته اند که عبدالله بن سبأ یک یهودی بود فأسلم اسلام آورد و والى عليا عليه السّلام علی بن ابی طالب را دوست داشت، و كان این آدم به جوری بود که غلو می کرد. کما اینکه در یهودیتش در مورد یوشع بن نون غلو کرد در عالم اسلام هم همین طور در مورد علی بن ابی طالب غلو کرد و بعد تعبیر ایشان این است که و كان أول من شهر بالقول بفرض امامة علي می گوید که این آدم اولین کسی بود که به صورت علنی و رسمی شهرت داد و مشهور کرد امامت علی بن ابی طالب را و برائت از دشمنان علی بن ابی طالب.

جریان چیست؟ من روی یک کلمه ای از این عبارت تأکید می کنم. ایشان می گوید: و ذکر بعض اهل العلم، می گوید که بعضی ها این گونه گفته اند.

مجری: 

دارد حرف بعضی ها را نقل می کند.

استاد قزوینی:

تمام شد. اقای اسماعیلی من می خواستم کلی تلاش کنم که به اینجا برسم شما ما را خلاص کردید. و ذکر بعض اهل العلم. می گوید که بعضی از اهل علم این حرف را گفته اند و ادعایی کرده اند که تشیع زاییده تفکر عبدالله بن سبأ یهودی یمنی تازه مسلمان شده است.

مجری: 

که معمولا هم د رکتاب های علمی نقل دیگران را هم می گویند. این معمول است.

استاد قزوینی:

دقیقا. همین الان من گفتم که تشیع زاییده تفکر عبدالله بن سبأ است. اگر کسی همین جمله را کما اینکه الان در رسانه ها این حقه بازی صورت می گیرد که همین را بردارند و تقطیع کنند و منتشر کنند که آقا گفته است.

مجری: 

کارشناس شبکه ولایت گفته است.

استاد هاشمی: 

من دارم نقل می کنم. شما بگذار حرف منعقد بشود و مشخص بشود که چه می خواهد بگوید. این خیانت و دغل در حفظ کلام گوینده است. ما نباید چنین حقه ای را بزنیم. بیاییم یک کلمه ای را، ما اگر قرآن را هم تقطیع کنیم خیلی حرف ها از آن در می آید. ایشان می گوید که ذکر بعض اهل العلم، این قول بعضی تازه بعضی از اهل علم. بعضی از اهل علم که اهل گفتگو و مباحثه علمی هستند این ادعا را کرده اند که عبدالله بن سبأ کسی بوده است که اظهار امامت علی بن ابی طالب کرده است. در رسم علمای شیعه هر کسی که اهل تحقیق است، می داند. اگر عالم شیعه بخواهد یک کلامی را به علمای شیعه منتسب کند می گوید که ذکر اصحابنا یا هذا قول اصحابنا الامامیه. می گوید که این حرف اصحاب ما و حرف امامیه است و گفتمان شیعه این است. اما یک وقتی کسی می گوید که ذکر بعض اهل العلم بعضی از گوینده های علمی این حرف را زده اند. آیا وقتی جناب کشی در رجال می آید این گونه نقل می کند که بعضی از اهل علم چنین ادعایی کرده اند. این آقا چنان نقل می کند که این اعتقاد خودش است. این نیست. ایشان دارد نقل می کند و می گوید که بعضی از اهل علم چنین ادعایی کرده اند. نمی گوید که ذکر بعض اصحابنا. نمی گوید که هذا قول مشایخنا. نمی گوید هذا قول الامامیه. تازه ممکن بود که آن را هم بگوید که محل اشکال بود. چون خیلی از علمای اهل سنت خیلی حرف ها زده اند که آقایان اهل سنت زیر بار آن حرف نمی روند و می گویند که آن حرف را قبول نداریم. طبعا خیلی از علمای شیعه و یا برخی از علمای شیعه هم ممکن است که نظریات شاذی وجود داشته باشد که ما نظریه شاذ را قبول نداشته باشیم. اما عجیب این است که اینجا می آیند به صورت ناجوانمردانه تقطیع می کنند  و بعد هم زوم می کند روی عبارت مرحوم کشی. ایشان می گوید که اول من اشهر. اولین کسی که  امامت علی بن ابی طالب را اعلان کرد و مشهور کرد، او بود، پس شیعه زاییده تفکر عبدالله بن سبأ است. تمام شد. این نتیجه گفتمان این اقا.

اولین اشکالش این است که این قول جناب کشی نیست. حرف علمای شیعه این نیست. ایشان دارد نقل می کند. از چه کسی نقل می کند؟ برخی از علمای اهل سنت مانند طبری که ایشان اتفاقا یک موضع سختی بر علیه امیرالمؤمنین داشته است و من نمی خواهم بگویم که برخی از محققین می نویسند که طبری کان مبغضا لعلی بن ابی طالب. یک جاهایی بغض و کینه نسبت به امیرالمؤمنین داشته است و آنجایی که می خواسته است که تاریخ را نقل کند، هر جایی که به فضیلت امیرالمؤمنین رسیده است یا در حاله ای از ابهام از کنار آن رد شده است و یا اینکه اصلا بیان نکرده است. اما در یک جاهایی هم طعن زده است بر امیرالمؤمنین. اینجا آمده است یک روایتی را جناب طبری نقل کرده است که سندش هم مورد تأیید خود اهل سنت نیست. از نظر رجالی. یک نکته من بگویم که فکر می کنم پرونده این بحث برای همیشه جمع می شود. جناب آقای اسماعیلی طبری در قرن چهارم آمده است. یعنی چهارصد سال فاصله دارد با خلیفه اول و دوم. تقریبا چهارصد سال فاصله است. ایشان آمده است این قول را و این روایت را از پنج نفر نقل می کند. یعنی از پنج واسطه که این پنج واسطه را خیلی عمر طولانی در نظر بگیریم که یک نفر در کودکی از یک راوی پیر مرد شنیده باشد و خیلی هم طول عمر داشته باشد، دویست سال باقی می ماند، در حالی که ما از جناب طبری دو قرن دیگر طلب داریم. یعنی این حدیث را به صورت مرسل نقل کرده است. یعنی حدیثش اولا مرسل است. ثانیا رواتش خراب است. جناب کشی هم که در این عبارت می گوید ذکر بعض اهل العلم منظورش دقیقا امثال طبری است که اینها چنین حرفی زده اند. نکته دیگر که محل تأمل است، این جمله است که جناب کشی دارد می گوید که جناب عبدالله بن سبأ تشیع را درست کرد. آیا ایشان این را می گوید. ببینید من عبارت را یک بار دیگر اشاره می کنم. می گوید: و کان اول من اشهر بالقول بفرض امامة علی. ببینید. اول من اشهر القول. می گوید که اولین کسی است جناب عبدالله بن سبأ که امامت امیرالمؤمنین را اعتقاد پیدا کرد؟ نه. اعلان مشهور کرد.

مجری: 

اعلام عمومی کرد.

استاد هاشمی: 

اعلام عمومی کرد و به این قضیه شهرت داد. به قول ما در این پوست دمید.

مجری: 

تریبون های مختلف.

استاد هاشمی: 

احسنت. آمد این را جهانی کرد و سروصدا کرد. نمی گوید که اول من اعتقد. نمی گوید اولین کسی که معتقد به امامت امیرالمؤمنین بود. چون امامت امیرالمؤمنین که در غدیر توسط خود پیامبر بیان شده است. در یوم الدار خود طبری نوشته است که پیامبر فرموده است که ان هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم. امیرالمؤمنین امامتش در روز غدیر، دریوم الدار مطرح شده است و لذا چیز پنهانی نبوده است و اولین کسانی هم که اعتقاد به امامت امیرالمؤمنین داشته اند در عالم اسلام خود صدیقه طاهره فاطمه زهرا است، جناب سلمان، جناب ابوذر و جناب عمار و حذیفه یمان و شخصیت های بزرگی از صحابیان پیامبر که اتفاقا پای این اعتقاد امامت امیرالمؤمنین هزینه هم داده اند. اتفاقا در این میانه کسی هم به نام عبدالله بن سبأ پیدا می شود که او هم در این قضیه دمی می زند و ادعای پیروی از امیرالمؤمنین و محبت مولی امیرالمؤمنین می کند، اما نکته جالب این است که ایشان نمی گوید که اول من اعتقد. کشی می گوید اولی کسی که اشهر القول. آمد این قضیه را جهانی کرد به قول ما. آمد سرو صدا کرد. از این قضیه من عبور می کنم.

می رویم سراغ یک مطلبی که اینها می گویند که عبدالله بن سبأ آمده است و امامت امیرالمؤمنین را دامن زده است و تشیع را درست کرده است، ببنیم که آقا امیرالمؤمنین طبق نقل علمای شیعه با این آدم چه رفتاری کرده است. من اولین آدرس را خدمت شما بدهم. اولین آدرس سعد بن عبدالله اشعری از بزرگان و علما است که در کتاب المقالات و الفرق صفحه 28. من عبارتش را برای شما بخوانم. ایشان می گوید که چون خبر مرگ مولی علی علیه السلام در مدائن به گوش ابن سبأ رسید، به کسی که این خبر را آورد گفت ای دشمن خدا، تو دروغ می گویی و علی از دنیا نرفته است. به خدا سوگند اگر مغز او را در میان کیسه ای بیاوری و هفتاد نفر عادل به مرگ او شهادت بدهند، باز هم ما گفته تو را قبول نمی کنیم. زیرا ما می دانیم که علی نمی میرد و کشته نمی شود. آری او نخواهد مرد تا بر تمام عرب ریاست و بر تمام جهان سلطنت کند. ببینید که جناب سعد اشعری می گوید که این عبارت نشان می دهد که اصلا اعتقاد به مرگ مولی علی نداشت. کدام شیعه همچنین اعتقادی دارد؟ می گویند که امامت را ایشان درست کرده است. خب الان ما سوال داریم که جناب عالی که شیعه امیرالمؤمنین هستید، آیا اعتقاد شما در مورد امام امیرالمؤمنین این است که کشته نشد و از دنیا نرفت؟  

مجری: 

زمانش هست و مشخص است و شهادتش است و برای آن مراسم می گیریم.

استاد قزوینی:

دقیقا پس چرا شب قدر می شود و شب شهادت می شود نوزده رمضان و بیست و یکم رمضان عزاداری می کنید. ایشان اصلا کسی است که اعتقاد داشته است که امیرالمؤمنین از دنیا نرفته است. گاهی اعتقاد داشته است که علی ابن ابی طالب علیه السلام خدای عالمیان است. اعتقاد به الوهیت امیرالمؤمنین داشته است. من آدرس را بدهم خدمت شما.  همین جناب سعد ابن عبدالله اشعری در صفحه 29 همچنین ابن ابی الحدید سنی معتزلی در شرح نهج البلاغه جلد یک صفحه 425 عبارتشان این است که اعتقاد مذهب سبئیه که همان پیروان عبدالله بن سبأ هستند، این است که او خدای عالمیان است که روی غضب نسبت به مخلوقاتش از نظر آنها غائب شده است. یعنی امیرالمؤمنین غائب شده است. همان حرفی که ما در مورد حضرت مهدی می گوئیم. گاهی در بعضی از روایات است که مولی امیرالمؤمنین عبدالله بن سبأ را سوزاندند. من عبارتش را بگویم. خیلی جالب است. چطور تقطیع می کند. همین جناب کشی در رجالش در صفحه 108. یعنی چند صفحه بعد از این قضیه که ایشان تلاش داشت که بگوید که جناب کشی در کتابش می گوید که تشیع زاییده تفکر عبداله بن سبأ است، خود ایشان می گوید که مولی امیرالمؤمنین در روایات شیعه آمده است که ابن سبأ را به دلیل عقائد غلطش و توبه نکردنش سوزاند. چرا این را نقل نمی کند. او را مولی امیرالمؤمنین به قتل رساند. چرا این را نمی گوید. دست گذاشته است روی این نکته که جناب کشی نقل کرده است از کتاب های گذشته و اما دیگر صحبت از این نمی کند که امیرالمؤمنین تهدیدش کرد و از عقائد کفر آمیز در مورد من دست بردار و غلو نکن. بعد از آنکه حضرت امیرالمؤمنین دیدند که فائده ندارد، او را تهدید به قتل کردند و او را سوزاندند و کشتند. اما در عین حال شما می بینید که اصلا این گفتممان را نقل نمی کنند و می گویند که او کسی بود که تشیع را درست کرد. اگر او تشیع را درست کرده است و مذهب امامت او را مطرح کرده است، امیرالمؤمنین باید به او درجاتی بدهد و مقاماتی بدهد، نه اینکه با او چنین برخوردی بکند. باز شما می بینید که مرحوم شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در حدیث صحیح السند می گوید که عبدالله بن سبأ د ربرابر امیرالمؤمنین پرسش هایی داشت که بوی غلو می داد و امیرالمؤمنین با او برخورد تندی داشت. چون ظاهرا ایشان اعتقاد به کشتن او نداشته است و می گوید که امیرالمؤمنین برخورد تند با عبدالله بن سبأ کرد. شیخ طوسی نیز در کتاب رجالش وقتی به نام عبدالله بن سبأ می رسد، به مناسب عبارت شیخ طوسی این است که عبدالله بن سبأ کسی است که پس از مسلمان شدنش کافر شد و مطالب غلوی را اظهار کرد. علامه حلی می نویسد: عبدالله بن سبأ فردی غلو کننده و ملعون بود که امیرالمؤمنین او را با آتش سوزاند. تصور می کرد که امیرالمؤمنین خدا یا پیامبر است. خدا او را لعنت کند. مرحوم آیت الله العظمی خویی در رجالش می نویسد بر فرض که بگوییم ابن سبأ وجود خارجی دارد. این یعنی چه؟ خدا رحمت کند آنهایی را که به مذهب خدمت کرده اند. مرحوم آقای علامه عسگری یک کتابی دارند به نام افسانه عبدالله بن سبأ. همین حرف را دکتر طه حسین مصری می گوید. همین حرف را علامه امینی می گوید. خیلی از بزرگان هستند شیعه و سنی که اعتقاد دارند که اصل قضیه درست است. اصلا عبدالله بن سبأ افسانه است. ساختگی است و اسطوره است. چطور می شود که عثمان بن عفوان  که ابوذر غفاری با آن وضع وضع با او برخورد کرد و عبدالله بن مسعود صحابی پیامبر شیخ الکوفیین را به خاطر یک اعتراض به دستگاه خلافت، یک اعتراض کرده بود که این چه وضع خلافت است، گرفت و در کنار قبر پیامبر به مأمورینش گفت که آن قدر عبدالله بن مسعود صحابی پیامبر را زدند که استخوان دنده اش شکست و بعد چند روز هم از دنیا رفت. آیا عثمانی که با مخالفینش این رقم برخورد می کند. آن هم مخالفینی که در اسلام سبقتی دارند و قدمتی دارند و جایگاهی دارند، این عثمان بن عفوان دست روی دست گذاشته است که یک یهودی پیدا شود و بیاید در عالم اسلام در کشورها و بلاد اسلامی بچرخد و مردم را دعوت به مخالفت با عثمان و قتل عثمان کند و مردم را دعوت به امامت علی بن ابی طالب کند.

مجری: 

و در مقابلش سکوت کند.

استاد قزوینی:

سکوت کند و هیچ چیزی هم نگوید. آیا عقل این را می پذیرد؟ لذا مثل آقای عسگری می گفت که اصل قضیه دروغ است. حال ما از این قضیه یک پله کوتاه می آئیم. آقای خویی رضوان الله علیه این فقیه بزرگوار شیعه، استاد المراجع می فرماید که بر فرض که بگوییم که عبدالله بن سبأ وجود خارجی دارد، او کافر شد. در این معنا حرفی نیست که همه شیعه و سنی قبول داریم که او یک آدم کافر شد و مرتد شدو ادعای الوهیت در مورد امیرالمؤمنین کرد. نه اینکه بگوید امامت حضرت علی واجب است، بلکه سخنی درباره امامت حضرت علی صادر نشده است، تنها چیزی که از ابن سبأ رسیده است، غلو و مطالب دال بر کفر او است. اینجا اقای خویی یک رمز گشائی می کنند. مرحوم ایت الله خویی می گوید که ان قدر در این طبل کوبیده اند که همه باور کرده اند که یکی از کسانی که امامت مولی علی علیه السلام را دامن زده است، عبدالله بن سبأ است. در حالی که در تاریخ یک کسی از او نقل نکرده است که بگوید امامت مولی علی واجب است. آن چیزی که از عبدالله بن سبأ نقل شده است، همه اش عباراتی است غلو آمیز که علی بن ابی طالب از دنیا نمی رود. علی پیامبر است و علی به عرش رفته است و در ابرها دارد زندگی می کند. این اعتقاد او بود هاست. علی بن ابی طالب خدا است و همه خدا نیست و یک قسمت خدا است. یک آدمی بوده است که در مورد امیرالمؤمنین غلو می کرده است و لذا به نظرم نظر آقای خویی یک گفتمان جمعی است در مورد همه حرف ها که ایشان می گوید که ممکن است که عبدالله بن سبأ وجود داشته باشد، اما وجود او دلالت بر او می کند که اولا حرفی در مورد امامت مولی ندارد و حرف هایی که دارد همه حرف های از جنس غلو و دلالت بر تند روی او در مورد مولی امیرالمؤمنین است. نتیجه هم این است که آن عبارتی هم که ایشان از عبارت کشی استناد کرد، آن عبارت اصلا و ابدا دلالت بر اینکه او اعتقاد کشی این باشد که عبدالله بن سبأ تشیع را درست کرده است، چنین مطلبی از این  عبارت در نمی آید. ایشان دارد نقل قول می کند. در نقل قول هم هر محققی که کتاب می نویسد حرف دیگران را نقل می کند. اما خود ایشان اعتقادشان این است که جناب کشی می نویسد که مولی امیرالمؤمنین با او برخورد تندی کرد و او را سوزند و او را کشت و اینها دلالت بر این معنا می کند که تشیع هیچ ربطی با عبدالله بن سبأ ندارد. داستان این است که یک کینه قدیمی که از حزب علوی و مولی امیرالمؤمنین در دل حزب اموی باقی مانده بود، در طول سالها تلاش کردند که هر کجا رسیدند نام امیرالمؤمنین را لکه دار کنند  و رد شوند که از جمله کارهایی ه انجام دادند، جریان عبدالله بن سبأ بود که آمدند این بحث را که هم سندش مرسل است و هم سندش رواتش خراب است و هم اینکه دلالت این حدیث محل تأمل است را مطرح کردند برای اینکه تشیع را به یک یهودی ربط بدهند. در حالی که تشیع هیچ ارتباطی به این یهودی ندارد و اعتقاد شیعیان هم د رمورد امامت امیرالمؤمنین هیچ ربطی به اعتقاد عبدالله بن سبأ ندارد. یعنی نمونه هایی را خواندم. کدام شیعه می  گوید که امیرالمؤمنین به ابرها رفته است. کدام شیعه می گوید که امیرالمؤمنین نمرده و یک روزی ظهور می کند. کدام شیعه می گوید که امیرالمؤمنین خدا است و یا قسمتی از خدا است. اینها اعتقادات او بوده است. چه ربطی به اعتقادات امروزی که ما داریم صحبت می کنیم دارد؟ چه ربطی به اعتقاد سلمان و اباذر دارد؟ بعد هم امامت امیرالمؤمنین خیلی قبل از ورود عبدالله بن سبأ در عالم اسلام وجود خارجی داشته است و اتفاقا نمونه ای از کسانی که اعتقاد به امامت امیرالمؤمنین دارد، حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا است که بر امامت امیرالمؤمنین جان می دهد و خون می دهد، د رحالی که چند سال بعد از شهادت حضرت زهرا که پای دفاع از امامت امیرالمؤمنین خون داده است، تازه عبدالله بن سبأ از یهود وارد عالم اسلام شده است. پس بنابراین قدمت امامت در اسلام خیلی بالاتر از عبدالله بن سبأ یهودی افسانه است.

مجری: 

استاد اتفاقا ما وقتی نگاه می کنیم در روایات می بینیم که واژه شیعه حتی در زبان پیامبر صادر شده است. در مورد امیرالمؤمنین و پیروانش. یعنی واژه شیعه بعد از این داستان ها هم نیست. یعنی خود پیامبر این را فرموده است.

استاد قزوینی:

من آدرس فرمایش شما را هم بدهم که شما لذت ببرید. جناب جلال الدین سیوطی د رتفسر الدر المنثور ذیل آیه شریفه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه. می گویدکه وقتی این آیه نازل شد، امیرالمؤمنین در مسجد نشسته بود و پیامبر زدند به شانه امیرالمؤمنین و فرمودند: علی جان هم و شیعتک. یعنی شیعه را هم پیامبر ذکر کرده است. تو علی بن ابی طالب و شیعیان تو کسانی هستند که هم خیر البریه. اینها بهترین انسان ها هستند. به قول جناب عالی وقتی اصلا تشیع را اسمش را خود پیامبر پیروان علی را شیعه گذاشته است، حال شما می خواهید بگویید که چند ده سال بعد در زمان عثمان یک عبدالله بن سبأ که معلوم نیست که بوده است یا نبوده است، چه شکلی بوده است که امده است و مردم را دعوت به امامت امیرالمؤمنین کرده است.

مجری: 

بسیار عالی. ما  پرونده این داستان را هم بستیم. هر چند می دانیم که اینها دست بردار نیستند. ما بارها و بارها پاسخ دادیم به این گوینده های وهابی ولی هر بار می آیند و یک چیزی را مطرح می کنند و من امیدوارم که این بحث را به دقت نگاه کرده باشید و گوش کرده باشد که آن وقت معلوم می شود که پاسخ که کاملا روشن و واضح است.

برویم دومین کلیپ را ببینیم. یک بخشی را داریم به عنوان فرکانس دروغ. چون خیلی از دوستان بیننده درخواست کرده بودند که ما این بخش را مجدد ر برنامه داشته باشیم. یعنی این حرف متناقض و دروغی که در شبکه هایشان می زنند. یکی از آنها می آید یک چیزی می گوید و دیگری می آید رد می کند. خلاصه این دروغ مانند دم خروس از این ور و آن ور بیرون می زند. این بخش را ببینید که برمی گردیم و در خدمت شما هستیم.

کلیپ:

در زمان حیات خود پیامبر ولایت و سرپرستی بر مردم نداشته است.

+ بله بله داشته است. خداوند این را به ایشان داده است. این ولایت را خداوند داده است.

_اصلا من می خواهم       این سوال را بکنم که مگر پیامبر از طرف خداوند ولایت و سرپرستی نسبت به مردم داشته است که بخواهد جانشینی برای خود انتخاب کند.

+ خیلی حضرت رسول مأموریت ابلاغ دین را داشته است.

+بله بله داشته است. خداوند این ولایت را به ایشان داده است.

+ خیر حضرت رسول ماموریت ابلاغ دین را داشته است.

+بله بله داشته است. خداوند این را به ایشان داده است. این ولایت را خدا به ایشان داده است.

+خیر حضرت رسول مأموریت ابلاغ دین را داشته است.

+ این ولایت را خدا به ایشان داده است.

مجری: 

خب بیسوادها یک مقدار با هم هماهنگ باشید. رئیس شبکه یک چیز می گوید و گوینده دیگرشان یک چیز دیگر می گوید. آخر بحث ولایت و سرپرستی پیامبر که یک چیز کاملا روشن است و حداقل آن رئیس شبکه بهتر می فهمد. اینکه سواد ندارد. فقط بلد است که هر دفعه کراوات های خود را عوض کند. این از فرکانس دروغ که تقدیم حضور شما شد. البته برخی از سوالات را هم مطرح کرده اند. آقای وحید قربانی یک مقدار سوالشان مبهم است. من سوالشان را می خوانم. گفتند که چرا این ابن سبأ صحابی ابن جماعت یا این جماعت با اینها دشمنی نداشت. مگر خدا در قرآن از دشمنی یهود خبر نداده است. پس چرا یهود هرگز با اینها دشمنی نکرد. ایا علت آن جز این است که اینها با یهود یکی بودند. علت دشمنی یهود با شیعه در چیست؟

استاد قزوینی:

عرض کنم که واقعیت قضیه که عبدالله بن سبأ اگر وجود خارجی داشته باشد، یک یهودی است که امده است تا مسیر عالم اسلام را عوض کند. در این معنا ما بحثی نداریم که یهود یک دشمن دیرینه است. شما وقتی قرآن را می خوانید که می فرماید: لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود. مساله خیلی روشن می شود که یهود خیلی از زمان پیامبر و قبل از ولادت پیامبر نقشه ها داشتند و داستانها داشتند برای اینکه مسیر را برگردانند و نگذارند که پیامبر ظهور کند و نگذارند که پیامبر به اهدافش برسد و آیه بسیار واضح است. لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود. خداوند متعال دشمنی یهود با اسلام را مطرح کرده است.    ما منکر این نیستیم که ممکن است که یکی از نقشه هایی که اتاق فکر یهود چیدمان کرده بود برای اینکه مسیر اسلام را عوض کنند، اتفاقا بیاید و برای اینکه امامت امیرالمؤمنین که ریشه در قرآن عقل و روایات و کلام رسول الله دارد، بیاید این امامت را از مسیر خود منحرف کند. چطور منحرف کند. خواندیم خدمت شما که گفتیم علمای شیعه به صراحت گفته اند که این شخص غالی بوده  است و غلو می کرده است. سید بن طاووس می گوید که عبدالله بن سبأ غالی و مورد لعن است که امیرالمؤمنین او را با آتش سوزاند. عبدالله گمان می کرد که علی خداوند است و خودش نبی. خداوند او را لعنت کند.

مجری: 

عجب. خودش را هم نبی می خوانده است.

استاد قزوینی:

یک دیوانه ای بوده است و یک مجنونی بوده است که خودش را به این دیوانگی می زده است برای اینکه بیاید در لباس دوست با اعلان امامت امیرالمؤمنین مسیر را عوض کند. دو روش دارند. یک وقتی دشمنی بر عکس انجام می دهند و یک وقتی می ایند تعریف می کنند. می گویند که اگر می خواهی کسی را خرابش کنی بد از او تعریف کن. یک نفر بگوید که من علی ابن ابی طالب را امام می دانم و بعد بگوید که من او را خدا می دانم و من پیامبرم. چنین حرف هایی بزند. اتفاقا در لباس دوست امیرالمؤمنین کاری کند که امامت بر حق امیرالمؤمنین مشوش شود در ذهن مردم کما اینکه الان می بینید که ما باید پاسخ  گوی این سوال باشیم و داریم پاسخ می دهیم. اما بالاخره این آمد ذهن عده ای از مردم را درگیر کرد نسبت به امامت امیرالمؤمنین. این دشمنی بود که یهود با چیدمان آن انجام داد و یهود در عالم اسلام خیلی جولان می کرد. کسانی که نمی دانند بدانند که کعب الاحبار رئیس یهودی های زمان پیامبر بود درزمان اسلام.

مجری: 

که خیلی هم حدیث های ساختگی زیاد داشت.

استاد قزوینی:

دقیقا. اصلا کعب الاحبار معروف است. این کعب الاحبار در زمان خلافت خلیفه دوم مشاور اعظم خلیفه می شود و حال من نمی دانم که چرا؟ امیدوارم که دوستان این را از شبکه های وهابی بپرسند و جواب دهند که چرا باید یک یهودی و آن هم رئیس یهود      مدینه مشاور اعظم خلیفه مسلمین باشد. آنجا کسی حرف نمی زند و آنجا کسی اعتراض نمی کند، اما یک یهودی که آمده است و مسلمان شده است و مولی علی با او بدترین برخوردها را کرده است که تو داری غلو می کنی و دروغ می گویی و خدا تو را لعنت کند و ذهبی در کتابش می نویسد که به گمانم علی بن ابی طالب او را سوزاند. یک همچنین برخوردی با او کرده است که آنجا می گویند که امامت علی بن ابی طالب زاییده تفکر عبدالله بن سبأ است. این سیاست یک بام و دو هوا         روشن کننده این است که اولا آیا تشیع زاییده تفکر عبدالله بن سبأ است یا دیگران؟  خلیفه یک یهودی را مشاور می کند و خلیفه ای که یهودی که ادعای اسلام می کند را منزوی می کند و او را آتشش می زند و او را بیرون می اندازد و او را لعن می کند.  این دو تا باید کنار هم گذاشته شود. گفته می شود که تعرف الاشیاء باضدادها.

مجری: 

حال من سال نود و شش که توفیق تشرف به حج داشتتیم رفتیم به قلعه ای که اطراف مدینه است و مال یهودیان که خیلی پیامبر را اذیت می کرد و داستانش مفصل است. بعد جالب است که می خواهم بگویم که این وهابت چطور دستشان با یهود الان هم در یک کاسه است. همین سرمداران عربستان سعودی که ان قلعه نگه داشته اند و تابلو زده اند به عنوان میراث فرهنگی. یعنی کسی حق ندارد به آن آسیب بزند. اما خیلی از نمادهایی که مربوط به دوران اسلام بودهاست محل تولد پیامبر و آن قسمتی که مربوط به جنگ احد است در دامنه کوه و جایی که وجود نازنین امیرالمؤمنین پیامبر را در آن شکاف قرار دادند که آنهایی که قبلا رفته بودند می گفتند که چه بوی خوشی هم از آنجا می آمد، تمام آنجا را سیمان ریخته اند و قیر ریخته اند و سعی کرده اند با بوهای مختلف آن بوی عطری که قبلا می آمده است را بپوشانند. حتی قبور ائمه بقیع را هم خراب کردند. حال اگر بشود بعدا این گزارشی که گرفته ام را بتوانیم در یکی از برنامه ها پخش کنیم که خیلی عالی است. ببنید یک قلعه ای که مختص یک یهودی بوده است که خیلی هم پیامبر را هم اذیت می کرده است و بعد هم داستان دارد که تعدادی از اصحاب وارد این قلعه می شوند و یک جوری هم بوده است که به این راحتی نمی توانستند وارد این قلعه شوند. الان در ذهنم نیست و حال شما ذهنیت دارید، وارد می شوند و تکلیف آن یهودی را مشخص می کنند. می خواهم بگویم که ان را به عنوان یک میراث فرهنگی نگه داشته اند، اما چیزهای بسیار مهم که از آثار اسلام بوده است و از آثار پیامبر بوده است، همه را از بین برده اند.

استاد قزوینی:

از همین جا می شود فهمید که کدام تفکر یهودی است و یهودی گرا است و یهودیت اسپانسر و لیدر آن است یا ضد یهود است. اگر شیعه زاییده تفکر یهود بود پس چرا این قدر با صهین و با یهود البته یهودی که اسلام ستیزی می کند. یهودی که دارد انسان ستیزی می کند، چرا با این یهود این قدر مبارزه می کند. نگاه کنید که وهابیت شده است برده حلقه به  گوش یهود و صهیونیست و اسرائیل و امثال اینها. اتفاقا آنی که امروز مقابل این تفکر ایستاده است، شیعه است. مگر اینکه شما بگویید که فرزند این جماعت یهود خیلی محکم تر و قاطع تر مقابل یهودی ها ایستاده است.

مجری: 

بسیار عالی. خیلی متشکرم. ارتباط تلفنی داریم. حسن آقا از آبادان پشت خط هستند.  حسن آقا خدمت شما سلام عرض می کنم. بفرمایید.

تلفن:

من خواستم با حاج آقا صحبت کنم. می خواستم برگردم به تاریخ دین اسلام.  این ابوسفیان که ایمان نیاورد. تا دنیا برود ایمان نیاورد. بعد گفت معاویه و یزید و فامیل خودش را دور خود جمع کرد و گفت که من ایمان نیاوردم و از دنیا رفت. شما بگویید که فامیل هایی که بعد از این آقا می ماند، آقای معاویه که این همه خدمت می کرد مگر در زمان این سه تا خلیفه به مملکت خدمت نمی کرد؟ چرا یک بار از این آقا ا یراد نگرفتند که چه کار می کنی؟ چرا موقعی که علی به کار آمد با او درگیر شد. برای اینکه خلاف می کرد و آن سه خلیفه هیچ چیز نمی گفتند و اینها که مشخص است. بعدش هم بعد جریان امام حسین گفتند که چرا این کار را کردی. گفت که من انتقام جدم را گرفتم که خیلی از فامیل هایمان در جنگ ها کشته شدند. حال من این را می خواهم بگویم که جنگ بدر را چه کار می کنید. این را هم حاشا می کنید که سه تا خلیفه فرار کردند و رفتند.  همه شاهدند و تاریخ هم مشخص است. اینها دارند ما را سرکار گذاشته اند و خودشان را هم سر کار گذاشته اند. اینها فقط دارند به نفع اسرائیل کار می کنند و هیچ دیگر نیست. ما در راهپیمانی جمعه آخر رمضان می گویند که نروید راهپیمائی. نروید. این کار گناه دارد. چه گناهی دارد که ما برویم برای فلسطین.

مجری: 

ممنوم حسن اقا. خیلی لطف کردید و تشکر می کنم از شما ان شاء الله که موفق باشید. خدا نگه دار شما باشد.

تلفن بعدی را هم دریافت کنیم که امید اقا از گلستان.

آقا امید سلام. ظاهرا ارتباطمان برقرار نشده است.

آقای اسدالله از کابل پشت خط هستند. ببنیم که نکته ایشان چه است؟ اقای اسدالله سلام علیکم.

تلفن:

سلام عرض می کنم خدمت شما آقای اسماعیلی عزیز و کارشناس برنامه خوب شما استاد گرانقدر زند قزوینی. حاج اقای قزوینی  سوالاتی داشتم که می خواستم از شما عزیزان بپرسم.

مجری:

ما چون صدای شما را به خوبی نداریم، اگر یک فایل صوتی بفرستید و الان صدای شما قطع و وصل می شود. نه ما متوجه می شوند و نه بینندگان عزیز و گرانقدر. ما ان شاء الله سوالات شما را پاسخگو خواهیم بود.

حاج آقا نکته ای د رمورد صحبت های حسن آقا نداشتید.

استاد قزوینی:

بله. نکته این که واقعا اشکال درستی مطرح کردند. گفتند که شما چطور تاریخ گذشته معاویه و خاندانش و ریشه اش را نمی بینید. و باید صبر می کردید تا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بیایند سر کار تا مولی شروع کنند با معاویه مبارزه کنند. در حالی که شما در جنگ بدر و وگذشته او ابوسفیان وهند جگر خوار مادر او دیده اید ه چه بغضی نسبت به پیامبر و اسلام داشته اند ولی متاسفانه نسبت به این قضایا سکوت کردند تا زمانی که مولی علی علیه السلام بیایند و بعد مولی مجبور شوند که با او مبارزه کنند و نتیجه آن جنگ صفین بشود. خیلی جالب است که منابع اهل سنت این روایت از پیامبر نقل کرده اند که پیامبر اشاره کردند به معاویه و فرمودند: اگر روزی دیدید که معاویه روی منبر من نشسته است، الا فالعنوه علی فاقتلوه. هم لعنش کنید و هم او را به قتل برسانید. این را منابع عامه از پیامبر اسلام نقل کرده اند. فرمود که او لیاقت جانشینی من را ندارد. و واقعیت هم همین بود.  حال من به خلفای گذشته کاری ندارم  وآن را می گذارم برای وقت دیگر. اما آنچه مسلم است، دغل و حقه ای که معاویه به کار برد، مسیر عالم اسلام را به انحراف و ابتذال کشاند. چطور شد که شما این همه انحرافات را دیدید و در مورد آن حرفی نزدید. اشکال ایشان بسیار اشکال درست و واقعی بود.

مجری: 

آقای بهادری از کرج پشت خط ارتباطی ما هستند. جناب آقای بهادری، سلام علیکم در خدمت شما هستیم.

تلفن:

سلام و رحمه الله خدمت حضرت استاد جناب آقای زند قزوینی. این آقایان وهابی می گوئیم که پا در کفش شیعه نکنید. مکرر این قصه عبدالله بن سبأ یهودی را نیاورید این کذب است، اما حال چون گفتید  واسم آقای کعب الاحبار را که آوردید، من مجبورم از کتاب های خودمان و اهل سنت عزیز بگویم. بحار جلد 57 صفحه 91 علامه مجلسی اعلی الله مقامه جناب خلیفه دوم گفت که کعب الاحبار برای دروغ  گفتن حریص است. بحار الانوار جلد 14 صفحه 103. امام علی علیه السلام فرمود که کعب الاحبار دروغ می گوید. بحار جلد 22 صفحه 397 اباذر گفت که والله یهودیت از قلب کعب الاحبار خارج نشده است و در خصوص اظهار نظر در این مورد به مسلمانان مرتکب دروغ شد. امام باقر می فرمود که کعب الاحبار دروغ می گفت. بحار جلد 7 صفحه 160 معاویه گفت که من بارها دروغ گفتن کعب الاحبار را دیده ام. تاریخ طبری، از عزیزان اهل سنت، جلد 1 صفحه 39 ترجمه ابوالقاسم پاینده.. ابن عباس وقتی شنید که کعب الاحبار می گوید که روز قیامت خورشید و ماه را چون دو گاو بی دست و پا بیندازند به ؟؟؟ از شدت خشم بلرزید و گفت کعب الاحبار دروغ می گوید. این قصه های یهودی است که می خواهد به اسلام وارد کند. در درالمنثور جلد 4 صفحه 27 خانم  عایشه گفت که کعب الاحبار دروغ می گوید. در المنثور جلد 5 صفحه 255 ابن مسعود گفت که کعب الاحبار دروغ می گوید. در المنثور جلد 5 ص255 حذیفه یمانی گفت که کعب الاحبار دروغ می گوید. این نه         مورد نمونه ای دال بر موقعیت کعب الاحبار یهودی به ظاهر مسلمان شده. با توجه به اینکه رسول خدا در جلد 5 صفحه 147 در درالمنثور می فرماید که اهل کتاب را نه تایید کنید و نه تکذیب. حال سوال من این است که اگر کسی بگوید کعب الاحبار مسلمان شده بود. می پرسیم چرا ایشان حتی یک بار از سران اسلام سوال دینی نکرده است. ثانیا اباذر غفاری قسم خورد که هنوز یهودی است. باتوجه به اینکه در کتاب تفسیری درالمنثور سیوطی ابتدا روایات خود کعب الاحبار و سپس چهار نفر دستیار مستقیم و غیر مستقیم آنها که شمارش شده و بخشی از روایاتی را به نام ابن عباس نقل شده، نقل کرده اند. وی حتی آن را از خودش نقل می کند. یعنی از رسول خدا و علی علیه السلام نقل نمی کند.جز احادیث اهل بیت و پیامبر اصلا هیچ کدام نیاورده است. کعب الاحبار به صورت مستقیم حدود سیصد حدیث از خودش ساخته است. حال محمد بن کعب قرظی از یهودیان بنی قریظه، وهب بن منبه اینها یکی از زبردست ترین داستان سرایان اسرائیلی بوده اند که اینها به زبان بعد از جنگ خیبر امدند به زبان مسلمان شدند که دین یهود را وارد اسلام کنند. به قول عبدالله بن مسعود می گفت که      آن زمانی که به زید بن ثابت من بالای منبر بودم و تو دو گیسوان دو طرف صورتت آویزان بود، من هفتاد سوره از قرآن را حفظ بودم. حال به جای اینکه مسلمانان بروند بالای منبر و شما قلم به دست بشوید، یهودیان رفته اند بالای منبر پیامبر و مسلمانان قلم به دست شده اند. یعنی دارند دین یهود را وارد اسلام می کنند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری: 

خیلی ممنونم متشکر م آقای بهادری عزیز. خیلی لطف فرمودید. نکاتی را خیلی جالب و کامل بیان فرمودید. از شما ممنون و سپاسگزارم. من می خواهم چند بیت شعر بخوانم. حال گهگاهی در فضای مجازی حرف هایی گفته می شود، مطالبی گفته می شود که متاسفانه باید به آنها پاسخ داد که من این چند بیت را در مقابل این حرف هایی که گاهی زده می شود و نسبت هایی که به وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام زده می شود ، پاسخی باشد بر آنها که شاعر این طور گفته است:

کی گفته علی لب ز لبش وا ننمود.

اینکه برخی ادعا می کنند که امیرالمؤمنین هیچ عکس العملی نشان نداد و حرفی نزد برای قضیه خلاقت و جانشینی و اینها و برای اهل ثقیفه.

کی گفته علی لب زلبش واننمود             کی گفته علی عدوش رسوا ننمود

 درشقشقیه سکوت می بینی تو؟              او لب بگشود لیک بلوا ننمود.

مکر و خطوات کفر را افشاء کرد              در تخطئه نفاق پروا ننمود

صلّی الله علیک یا امیرالمؤمنین. صلّی الله علیک یا ابوتراب. در برنامه های گذشته یادتان است که یکی از کنیه ها و القابی که امیرالمؤمنین خیلی دوست داشتند، همین واژه و لقب ابوتراب بود که وجود نازنین پیامبر دادند و خیلی هم مورد علاقه وجود نازنین آقاجانمان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قرار گرفت.

هر دمی که دم از علی نزنم چه نیازی به باز دم باشد. همه زندگی ما دم زدن از وجود نازنین مولایمان حضرت امیرالمؤمنین است. خوشی زندگیمان همین است. با یاد امیرالمؤمنین خوشیم و با نامش خوشیم حتی در غصه ها و غم ها و گرفتاری ها و مصیبت هایمان آن چیزی که به ما انرژی می دهد  نام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است. خدا ما را از این راه، محبت و ولایت تا آن لحظه آخر جدا نکند و نسل بعد از نسل ما را تا قیام قیامت همه را محب مولی امیرالمؤمنین قرار بدهد.

ما در یکی از برنامه ها قبلا گفتیم و در این برنامه هم یک اشاره داشتیم که برخی از عزیزان هستند که در فضای مجازی فعالیت می کنند. همین برنامه را که ابتدای برنامه هم حاج آقای قزوینی اشاره فرمودند که تقطیع می کنند و آماده سازی می کنند برای شبکه های مجازی و کانال های مختلف. این خیلی کارارزشمندی است که از همین جا خدا قوت ویژه می گویم به جوان هایی که آتش به اختیار هستند و خودشان در این شرائط برای دفاع از ولایت و محبت امیرالمؤمنین کار می کنند و تلاش می کنند. الان هم ارتباط تصویری ما با یکی از همراهان همیشگی شبکه جهانی ولایت برقرار شده است. جناب آقای خسروی که می خواهم هم مطالبشان را بشنویم و ببینیم که احتمالا این عزیز هم سوالاتی را از این شبکه های وهابی دارند. طبق معمولی که ما برخی از سوالات را مطرح می کنیم. هر چند اینها       هیچ وقت جواب نمی دهند. ما مطرح می کنیم و اینها هیچ وقت آماده پاسخ گویی نیستند و سوالات ما را پاسخ نمی دهند.

آقای خسروی سلام علیکم و خدا قوت در خدمت شما هستیم.

تماس:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری: 

خدمت شما سلام عرض می کنم آقای خسروی عزیز و در خدمت شما هستیم بفرمایید.

تماس:

خواهش می کنم. من هم سلام عرض می کنم خدمت شما هم از طرف خودم و هم از طرف بچه های فضای مجازی مجموعه سلمان و سایر مجموعه هایی که اینجا هستند.

نکات مهم را اساتید زحمت می کشند و می گویند. استاد محترم جناب آقای زند قزوینی. اساتید دیگر و این شبکه های وهابی را  که شاید جرأت نکنند و بگویند که ما حریف شبکه ولایت نیستیم. سوالاتشان خیلی سخت است. ما چند سوال آسان مطرح می کنیم که ان شاء الله بتوانند سوالات ما را پاسخ بدهند.

در رابطه با موضوع امشب بحث عبدالله بن سبأ شبهه انداخته اند و استاد عزیز پاسخ را به صورت کامل ارائه دادند. من هم چند نکته را خلاصه عرض می کنم و چند سوال را مطرح می کنم که ان شاء الله که پاسخی برای ما داشته باشند.

جناب آقای طبرانی که از بزرگان آنها است و کسی نیست که ایشان را نشناسد. در کتاب معجم کبیر خود جلد ششم صفحه  221 نقل می کند از جناب صحابه بزرگوار سلمان فارسی که به پیامبر عرض کرد م که برای هر نبی یک وصی است. شما وصیتان کیست؟ ایشان سکوت کردند و بعدش گفتند که سلمان تو می دانی که وصی حضرت موسی کیست؟ گفتم: بله حضرت یوشع بن نون بوده اند و علت هم این بوده است که ایشان أعلم آنها بوده اند. بعد پیامبر فرمود که وصی من هم علی بن ابی طالب سلام الله علیه است. سوال اول من این است که آقایان وهابی باید پاسخ بدهند که آیا این عقیده که شما گفتید که منشأ آن ابن سبأ است، آیا می توانید که بگویید که عقائد پیامبر و صحابه بزرگوار سلمان فارسی نیز مأخوذ از عبدالله بن سبأ است. آیا جرأت این حرف را دارید؟    این سوال اول است.

بعد خدمت شما عرض شود که ما به اینها می گوئیم که کسی که خانه اش از شیشه است نباید سنگ پرانی کند. سنگی که برمی گردد باعث می شود که کل خانه اش نابود شود. شما ببینید که این تهمت هایی که به شیعه وارد می کنند آیا به شیعه وارد است و یا به دیگران وارد است؟ در کتاب صحیح بخاری جلد سوم صفحه 1274 یا کتابی که آقای اخلاقی ترجمه کرده اند، جلد هفتم صفحه 514 این کتاب هم در اینترنت هست که دوستان می توانند دانلود کنند. ترجمه فارسی است. نسبتا ترجمه بدی نیست. هرچند بعضا خیانت هایی که در ترجمه صورت گرفته است اما می شود استفاده کرد. در حدیث 7320 انجا آقای بخاری بابی را باز کرده اند که باب سخن پیامبر که شما یعنی مخاطب صحابه هستند که شما سنت های قبلی ها را تبعیت می کنید. یعنی یهود و نصاری. حدیث 7320 به صراحت این مطلب نقل شده است که آقا رسول الله فرمودند  که شما ها سنت های قبلی ها را وجب به وجب انجام می دهید و این یک پیشگویی است و شما آنها را گام به گام جا پای آنها می گذارید. آن یهودی ها و نصرانی ها. حال ما سوال مطرح می کنیم و انتظار پاسخ داریم. می گویم که سوال شما را که پاسخ نمی دهند. ان شاء الله سوالات ما را که بیننده شبکه هستیم را پاسخ دهند. آیا پیش گویی های آقا رسول الله که در صحیح بخاری است که شما آن را برادر قرآن می دانید، آیا این پیش گویی های به واقعیت پیوستند و یا اینکه العیاذ بالله جرأت این را دارید که بگویید این پیش گویی ها غلط از کار درآمد. از همه مخالفین می خواهیم که بدون تعصب از علمایشان این را مطرح کنند که آن سنت هایی که آقا رسول الله فرمودند بایدتبعیت شود چه سنت هایی هستند.

با توجه به اینکه وقت تنگ است ما اگر بخواهیم کتب اهل سنت را ورق بزنیم خیلی سنت پیدا می کنیم. اما به خاطر اینکه وقت ما کوتاه است و من هم نمی خواهم وقت دیگران را تضییع کنم، من فقط چهار مثال قرآنی می آورم که در قرآن این سنت ها را پیدا کنیم. آیه اول که خدمت شما عرض می کنم در سوره مبارکه اعراف ،ایه 151 یا طبق شماره گذاری مرسوم 150 می شود. اینجا نقل شده است که حضرت موسی وقتی که بعد از غیبت برگشتند، اتفاقاتی افتاد که آن اتفاقات باعث شدکه کتاب خدا را حضرت موسی رها کنند. یعنی اتفاقات مهمی افتاد که کتاب خدا را اهمیتش پایین تر از آن اتفاقات بود. بعد خلیفه و وزیر و برادر حضرت موسی که هارون بود، تضعیف شد. یعنی قوم حضرت موسی یک سنت گذاشتند که تضعیف خلیفه. نزدیک بود که خلیفه را بکشند و آنها ظلم کردند. حال یک سوال آیا این سنت را پیگیری کردند، یعنی تبعیت کردند یا نکردند؟

آیه بعد باز سوره اعراف آیه 143 که می گوید اینها در باب توحید منحرف شدند و به حضرت موسی گفتند که خدا را به ما نشان بده. حضرت موسی گفت که خدا دیدنی نیست. گفتند که باید نشان بدهی که حال داستان آن مفصل است و می بینیم که در باب توحید هم اینها منحرف شدند. سوال بعد من هم این است که آیا این سنت هم نیز تبعیت کردند یا العیاذ بالله پیش گویی غلط در آمد.

آیه بعد سوره مبارکه طه آیه 85 یک سامری پیدا شد و برای آنها یک گوساله علم کرد و آنها را گمراه کرد. آیا این سنت را هم تبعیت کردند و یا نکردند.

آیه بعد هم که به عنوان آیه آخر مطرح می کنم که وقت ما هم گرفته نشود، آیه 138 اعراف است که با این همه که قوم حضرت موسیی آیات خداوند را دیدند نسبت به این اتفاقات بنی اسرائیل یک قوم بت پرست دیدند و گفتند که ای موسی چه خوب است که یک بت هم مثل اینها برای ما قرار دهی. این هم یک سنتی بود که آنها گذاشتند.

سوالات را پاسخ دهند که آیا این پیش گویی انجام شد. طبق صحیح بخاری این سنت ها انجام شدند و یا اینکه بخاری اشتباه نوشته است و یا اینکه العیاذ بالله پیش گویی ها غلط از آب درآمده اند. من دیگر بیش از این وقت شما را نمی گیرم و از شما تشکر می کنم.

مجری: 

بسیار عالی. بسیار عالی جناب آقای خسروی عزیز. خدا قوت. ممنونم خیلی لطف فرمودید. حال این آقایان وهابی و گوینده های وهابی چند سوال یک بیننده شبکه جهانی ولایت پرسیده است که لطفا دیگر این ها را جواب دهید. سوال های ما را که هیچ وقت جواب نمی دهید.

خیلی متشکرم حاج آقا نکته ای هست؟

استاد قزوینی:

واقعا حرف های جناب آقای خسروی برامده از یک سوالاتی بود که اگر این سوالات پاسخ داده شود، من فکر می کنم که مسیر روشن می شود. چون پیامبر در این پیش گویی فرموده اند که هر چه در امت های گذشته بوده است، در این امت هم خواهد بود. قابل النعل بالنعل. شبرا بالشبر. وجب به وجب پا جای پا و قدم به قدم همه حوادث تکرار می شود و اتفاقا واضح است که ما می بینیم که آن حوادث تکرار شد و در مورد وصی حضرت موسی اختلاف شد و در مورد وصی پیامبر هم اختلاف شد. وصی حقیقی حضرت موسی خانه نشین شد و وصی پیامبر هم خانه نشین شد. گوساله سامری آوردند د رجریان حضرت موسی در فقدان حضرت موسی و مردم را با آن گول زدند و در امت اسلام هم حوادثی شبیه همان جریان رخ داد  که مردم را با یک بازیچه هایی از مسیر ولایت امیرالمؤمنین که وصی بلافصل پیامبر بود، منحرف کردند. امیدوارم این سوالات را بینندگان کار کنند. چون من می دانم که شبکه های وهابی پاسخ گوی این سوالات نخواهند بود. لذا من از بینندگان می خواهم که برای روشن شدن مطالب همین سوالات جناب آقای خسروی را تأمل کنید تا حقیقت برای همه روشن شود.

مجری: 

بسیار خوب. خیلی ممنونم. سپاسگزار.

آقای خالقی از اصفهان بیننده بعدی ما هستند که پشت خط ارتباطی قرار دارند. آقای خالقی سلام علیکم.

تلفن:

سلام علیکم. سلام دارم  خدمت استادمان آقای زند قزوینی. من تشکر می کنم از این استاد بزرگ که بسیار ظریفانه جواب شبهات را می دهند. خیلی قشنگ و من افتخار می کنم که این شبکه را دنبال می کنم.

من سوالی که داشتم جناب استاد اینکه در مورد نامه خلیفه دوم به معاویه این سندش را می خواستم و مطالب را می شود در این شبکه گفت کمی توضیح بدهند و یک سوال دیگر من داشتم این است که آیا در قیامت چاهی به نام زخرف وجود دارد و اگر وجود دارد چه کسانی در این چاه هستند. من تشکر می کنم و افتخار می کنم که صدای شما و تصویر شما را می بینم و می شنویم.

مجری: 

خیلی ممنونم. سلامت باشید آقای خالقی عزیز خدا نگه دار شما باشد. البته ما برنامه ای در شبکه جهانی داریم به نام پرسمان اعتقادی که جناب استاد محمدی آنجا برخی از این سوالات مثل سوال دوم این عزیزمان را که بحث قیامت و چاه زخرف و اینها را اشاره کردند پاسخ می دهند ولی خب مطرح شده است که حتما پاسخ گو خواهیم بود.

بیننده بعدی ما از آلمان پشت خط ارتباطی هستند. آقا صادق. سلام علیکم. بفرمایید.

تلفن:

سلام علیکم خسته نباشید. آقای اسماعیلی و آقای زند قزوینی خسته نباشید و سلامت باشید. از برادرمان آقای خسروی هم با آن کار خوب و جدیدشان تشکر می کنم و ان شاء الله موفق باشند.

عرض کنم خدمت شما این وهابی ها از جان یهودی ها چه م یخواهند؟ ولی امر شبکه های وهابی که امروزها می بینیم که یک پایش تلاویو است و یک پایش هم در واشنگتن است. اگر مشکلی دارند با یهودی ها بروند به ولی امرشان بگویند که با اینها دوستی نکن و اینها در تاریخ خیلی بد بوده اند و این کار ها را هم کرده اند. عجیب است که فقط همردیف شیعه می آورند یهودی ها را. وقتی که خود برادران اهل سنت به امام علی کرم الله وجهه می گویند و این شرف را فقط برای امیرالمؤمنین می گویند و این تکریم را فقط باری امیرالمؤمنین می گویند. و دیگر خلفا را هم اصلا اسمشان را می آورند و رضی الله عنه می آورند. آدم از خودش سوال می کند که اینها قبلا چه بوده اند؟ اگر آن ابن سبأ آن صفت را داشت. یهودی بود چرا نمی گویند. مثلا کعب الاحبار هم قبلا یهودی بود تا قبل از این که جزو خلفاء وارد شود. این یک موضوع.

موضوع دیگر بحث کتب حدیثی شیعه است که اگر اشتباه کردم بگویید. در کتب شیعه تمام احادیثی که نقل شده می آید درست مثل قرآن که تمام حرف های دوست و دشمن را می آورد ولی در صحاح فقط احادیثی آورده می شود که فقط صحیح است که خیلی مشکل دارد. مشکلشان بیش از هزار سال است.

کلمه دیگر که همیشه گفته می شود و ممکن است که موجب اشتباه خیلی ها شود، عاقل متضادش نفهم و سفیه است و متضاد عالم جاهل است. یعنی ممکن است یک عالم سفیه و نفهم باشد، اما عالم دیگر عاقل باشد. اگر اینجا کسی می گوید که عالم وهابی یا عالم مخالفین بالضرروه این نمی تواند عاقل باشد. اگر ممکن است استاد در این زمینه هم بفرمایند تا به معلومات ما اضافه شود. ممنون خواهیم شد. خیلی ممنون که به من وقت دادید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری: 

ممنونم. موفق باشید ان شاءالله. خدانگه دار شما باشد. تشکر می کنم. قبل از اینکه سوالات عزیزان را پاسخ دهیم، در خصوص  عبدالله بن سبأ که حضرت عالی کاملا توضیح دادید که دو نقل است که اصلا افسانه است و یا برخی از علما و بزرگان ما هم پذیرفته اند که مثلا شاید اگر هم وجود خارجی داشته است، بعد از اینکه امیرالمؤمنین این شخص را کشتند و به قتل رساندند سوزاندند. این به معنای زنده سوزاندن نیست.

استاد قزوینی:

منظور این است که حضرت امر به قتل و بعد سوزاندن کردند.

مجری: 

بعضی سوء استفاده ها ممکن است بشود.

استاد قزوینی:

عرض کردم که برخی از علما زیر بار این نرفته اند. مثل شیخ طوسی و صدوق و امثالهم که می گویند حضرت امیرالمؤمنین با او برخورد سخت کردند. منتها من خواستم بگویم که در روایات و اخبار هست که امیرالمؤمنین هیچ کوتاهی در برخورد و اعلان مخالفت با عبدالله بن سبأ انجام ندادند و در این قضیه اختلافی بین شیعه و سنی نیست و لذا ذهبی هم این مطلب را دارد اعتراف می کند.

مجری: 

آنهایی هم که این موضوع را مطرح می کنند، بعد از اینکه حضرت دستور قتلش را دادند و کشتند بعد جنازه اش را سوزاندند که این به معنای زنده سوزاندن در واقع مطرح نشده است.

آقای خالقی از اصفهان در خصوص نامه خلیفه دوم به معاویه که در نهج البلاغه هم ظاهرا است.

استاد قزوینی:

نخیر. این نامه خلیفه دوم به معاویه نامه ای است ه مرحوم علامه مجلسی در بحار نقل کرده اند.

مجری: 

آن نامه ای که امیرالمؤمنین نوشتند یک چیز دیگر است.

استاد قزوینی:

بله نامه ها متعدد است. ولی نامه ای که ایشان دست گذاشتند روی آن که نامه خلیفه دوم به معاویه است. نامه ای است که در آن اعترافات عجیبی توسط خلیفه انجام شده است و من فکر می کنم که ایشان تا حدی اطلاع از محتوای نامه داشتند که پرسیدند که آیا اصلا می شود نامه را در این شبکه جهانی تفسیر کنیم؟ فقط من می توانم اشاره کنم به جریان شأن نزولش. جریانی که این نامه از کجا پیدا شد. آقای اسماعیلی بعد از شهادت آقا امام حسین بن علی علیه السلام و آن فاجعه وحشتناک کربلا که کشتن سلاله پیامبر حسین بن علی و آن جوجه و گل وجودی که در برخی روایات است، در بیابانی محاصره شود و بدون آب و بدون غذا و حمله وحشیانه و محاصره سخت و کشتن با آن وضع و بعد توهین به بدن های نورانی که شب جمعه شب زیارتی امام حسین علیه السلام است و همه مطلع اند از آن حوادث وحشتناکی که در کربلا رخ داده است، چون فضایش اینجا نیست. بعد ا زآن جریان که یزید دستور داد که امام حسین را این چنین به شهادت برسانند، دیگر صدای دوست و دشمن درآمد. یعنی آنهایی هم که با معاویه و یزید خوب بودند و با اهل بیت میانه خوبی هم نداشتند، آنها هم گفتند که چه خبرتان است. این چه وضعی است؟ ما مخالف می خواهید برخورد کنید، روش برخورد با مخالف این نبود. چرا رسد که این مخالف فرزند پیامبر باشد. نوامیس پیامبر را شما به اسارت بردید، چون با حسین بن علی مشکل دارید؟ من جمله از مخالفینی که شدیدا براشفت و نامه ای را نوشت به یزید بن معاویه و اعلان برائت و انزجار از این عمل کرد، فرزند خلیفه دوم یعنی عبدالله بن عمر است. عبدالله بن عمر هم صحابی پیامبر است و هم فرزند عمر بن خطاب است. ایشان به یزید گفت که این چه حرکتی بود؟ مرحوم علامه مجلسی سلام الله علیه می فرماید که یزید او را احضار کرد و وقتی عبدالله بن عمر آمد پیش یزید بن معاویه یزید گفت که به ما نامه نوشته ای که چرا و به چه مجوزی ما پسر پیامبر کشتیم ولی این قدر بدان و در جریان باش آن کسی که به ما آموخت که می شود فرزند پیامبر کشت، و آب هم از آب تکان نخورد، او پدر تو بود. چیزی است که مرحوم علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه نقل می کند. به عبدالله بن عمر گفت که پدر تو به ما آموخت. تعبیری که گفت این است که شده است ضرب المثل عربی که مال این نامه است. عرب ها یک ضرب المثل دارند که لیس هذا اول قارورة کسرت فی الاسلام. این اولین شیشه ای نیست که در اسلام شکسته شده است. هر وقت یک اتفاق بدی رخ می دهد، می گویندکه لیس هذا اول قارورة کسرت فی الاسلام. سابقه داشته است. این جمله را  اولین بار یزید گفته است به پسر خلیفه دوم. در چه رابطه؟ در مورد کشتن نوه پیامبر. گفت آنکه به ما آموخت که می شود فرزند پیامبر کشت، با تو انتساب دارد. این اولا. ثانیا دست کرد و از صندوق نامه ای در آورد که نامه های سابق طوماری بود. یک طومار بلندی را در آورد و گفت که عبدالله بن عمر این خط را می شناسی یا نه؟ نگاه کرد به این طومار و گفت که این خط پدرم عمر بن خطاب است و این هم امضا و مهر پدرم است. نامه از عمر بن خطاب به معاویه بن ابی سفیان است. در آن نامه حوادثی اعتراف شده است که مبنی بر حمله به خانه حضرت زهرا، چگونگی حمله به این خانه، میزان و حجم ناراحتی و بغضی که در وجود خلیفه نسبت به حضرت زهرا و پدر بزرگوارش خاتم الانبیا و مخصوصا آقا امیرالمؤمنین در وجود او وجود داشته است در آن نامه اعتراف شده است. و من فکر می کنم که وقت و مجال نباشد.

مجری: 

باید دوستان خودشان بروند و جزئیات نامه را بخوانند. جایی سندی هست؟

استاد قزوینی:

بله مرحوم علامه مجلسی رضوان الله علیه در بحار این نامه را مفصل آورده اند در حوادث بعد از شهادت حسین بن علی علیه السلام. کتاب الحسین علیه السلام.

مجری: 

سوال دومشان این بود که در قیامت چاهی به نام زخرف وجود دارد؟

استاد قزوینی:

چاهی که ایشان در قیامت مطرح کردند، فکر می کنم که چاه ویل است. ویل للمطففین. این ویل که قرآن آمده است چاهی است در ته جهنم و در این چاه در روایات آمده است که چند نفر از گذشتگان امت های پیشین و چند نفر از امت اسلام که ظالمین امت اسلام در ته این چاه هستند و تمام آتش جهنم از طبقه زیرین جهنم است و تمام آتش طبقه زیرین از این چاه ویل است و اینها در بدترین شرائط در این چاه هستند که فرعون و نمرود از جزو امت های گذشته اند و برخی افراد هم جزء امت اسلامی بوده اند که نسبت به اهل بیت علیهم الصلاة و السلام و نسبت به مبانی رسول الله ظلم فاحشی کردند که آن ظلم هنوز هم آثار برقرار است و ادامه دارد که فرمودو اینها در ته چاه ویل قرار دارند و فکر می کنم که این روایت مورد نظر است.

مجری: 

آقا صادق هم از آلمان به آن تقسیم بندی که بین عالم کردند د رمقابل جاهل که گفتند عالم سفیه هم داریم.

استاد قزوینی:

اتفاقا حرفشان حرف درست و دقیقی است. شاید ایشان مراجعه نکردند. از کلمات ایشان من احساس کردم که ایشان شیعه نیستند و یا اگر شیعه هستند خیلی شاید به مکتب اهل بیت آگاهی ندارند. جالب است که بدانند و اگر هم می دانند عذر خواهی می کنم که این تعبیر را می کنم. از نوع گفتمانشان این برداشت پیش آمد. به هر حال. جالب است که یک کتابی که معتبر ترین کتاب روایی شیعه است، کتاب اصول کافی، نوشته مرحوم علامه کلینی رضوان الله تعالی علیه، در این کتاب کافی اولین بابی که مرحوم کلینی باز می کند، کتاب العقل و الجهل. خیلی جالب است. همه کتاب های روایی شیعه و سنی را بروید سر بزنید از کتاب الطهاره و النجاسه شروع کرده اند. مرحوم کلینی کتاب العقل و الجهل را شروع کرده است. این هم عظمت کار ایشان است. ولی نکته ای که می خواهم بپردازم این است که کتاب العقل و الجهل. عنوان این است. در حالی در مقابل بی عقلی است و جهل در مقابل علم است. یعنی ایشان باید اسم کتابشان را کتاب العلم و الجهل یا کتاب العقل و مثلا فقدان العقل و یا سفاهت. ولی ایشان می گوید که کتاب العقل و الجهل که این نشانگر این است که مقوله علم چیزی است و مقوله عقل و حکمت چیز دیگر. گاه ممکن است که یک انسانی از نظر سواد و اطلاعات علمی پایین باشد، اصطلاحا می گویند که دانشش کم باشد، اما بینش گسترده ای داشته باشد. کما اینکه دیده اید که برخی از این پیرمردها و برخی از این بزرگ ترها درس نخوانده اند و مکتب نرفته اند، حوزه و دانشگاهی نرفته اند، اما وقتی می نشینند برای شما حرف می زنند، انکار مجموعه ای از حکمت اند و مجموعه ای از جهان بینی اند. پس بنابراین همیشه دانش و بینش با هم نیستند. از آن طرف هم گاهی می بینیم که کسی خیلی دانش دارد و درس خوانده است، اما بینش و جهان بینی در این آدم وجود ندارد و از نظر میزان عقل و تدبیر و فهم بهره اش کم است ولو اینکه از نظر علم علامه دوران باشد. بنابراین من کلام ایشان را تایید می کنم. مرحوم کلینی عقل را در مقابل جهل شمرده است و نه عقل را در مقابل بی عقلی و سفاهت و یعنی گاهی ممکن است که انسانی عالم جاهل باشد و گاهی یک عالم بی عقل باشد و گاهی ممکن است که کسی جاهل با عقل باشد. به عبارت خودمانی گاهی دانش دارد و بینش ندارد  گاهی بینش دارد و دانش ندارد و خوشا به سعادت کسی که هم دانش دارد و هم بینش که اینها می شوند انسان های برگزیده و گاهی هم برخی ها فاقد الطهورین هستند، یعنی نه دانش دارند و نه بینش ندارند که امیدواریم خداوند ما را از این جماعت قرار ندهد.

مجری: 

البته گاهی نمونه هایش را در این شبکه های وهابی می بینیم.

استاد قزوینی:

بله. ولی واقعیت این است که بسیاری از کسانی که مخالفت با مکتب اهل بیت می کنند، در میان عالمان اسلامی وقتی شما حرف هایشان را می خوانید، می بینید که اینها فهمیده اند این حرف ها را ولی عقل و درایت اعتقاد به این مسائل در وجود آنها وجود نداشته است.

مجری: 

خیلی عالی. حاج آقای زند قزوینی خیلی لطف کردید. سریع وقت برنامه ما تمام شد. در کنار شما بودن و لذت می بریم. ممنونم از محبت شما. ما چند تا کلیپ دیگر هم آماده کرده بودیم که جواب دهیم ولی چون به شما قول داده بودیم که مخاطبین عزیز هم شریک برنامه باشید و مشارکت داشته باشید، دیگر یک کلیپ پاسخ دادیم و بقیه وقت برنامه را اختصاص دادیم به شما عزیزان بیننده. ان شاء الله که مورد توجهتان قرار گرفته باشد.  شب جمعه است، شب رحمت و شب مغفرت، یاد می کنیم از همه علماء، بزرگان و مخصوصا آنهایی که سال های سال در گذشته از ابتدا تا الان غصه خورده اند و رنج کشیده اند و زحمت کشیده اند و این محبت و ارادت به دست ما رسیده است و ما شده ایم شیعه حضرت مرتضی علی. یاد می کنیم از همه شان. روحشان متعالی ان شاء الله با امیرالمؤمنین محشور شوند. پدرها و مادرها مخصوصا پدر و مادرها که خیلی به گردن ما حق دارند. نکند که یک وقتی فراموششان کنیم. حال چه زنده و چه از دنیا رفته اند. فرقی نمی کند. در این شب رحمت شب مغفرت طلب عفو و بخشش داریم برای همه شان و آروزی علو درجات. هر کسی به هر شکلی تلاش کرده است و کوشش کرده است که امروز ما سر سفره امیرالمؤمنین نشسته ایم ان شاء الله شب جمعه مهمان سیدالشهدا باشند. سر سفره امام حسین و آقا امیرالمؤمنین ان شاءالله.

یا علی خدانگهدارتان.



حجت الاسلام والمسلمین زند قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر