صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 13 خرداد 1399 تعداد بازديد: 1119 
فرکانس تاریکی
فرکانس تاریکی
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

فرکانس تاریکی- 13/03/99

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم. به نام خدا و سلام به شما، شب بخیر دوستان خوب بیننده، آقایان و خانم ها در داخل ایران و خارج از کشور. هر جا که هستید و برنامه فرکانس تاریکی را می بینید از شبکه جهانی ولایت به شما سلام عرض می کنم. همه فرکانس ها و پیام هایی که از طریق سینگال ماهواره منتشر می شود و گیرنده های شما دریافت می کنند ،فرکانس ها و سینگال های نور و روشنائی نیستند. هستند کسانی که هزینه می کنند میلیون ها و میلیون ها و میلیاردها دلار را تا فرکانس تاریکی را در سراسر دنیا و به ویژه برای محبان اهل بیت علیهم السلام منتشر کنند و یک عالم از موج تاریکی بر سر آنها بریزند و ما وظیفه داریم که در مقابل آن بایستیم و فرکانس روشنائی را منتشر کنیم در  عالم و هر کدام در حد اندازه خودمان. من حمید سوری با شما هستم در اولین برنامه خودم در برنامه فرکانس تاریکی و تشکر می کنم از حسین حیدری عزیز که هفته های گذشته این برنامه را اجراء کرد و من توفیق دارم که در سه شنبه ها با این برنامه در خدمت شما باشیم. یکی از متفاوت ترین برنامه های شبکه ولایت و می توانم بگویم جنجالی که با حضور شما طبیعتا بهتر خواهد شد. مثل هفته های گذشته حضور کارشناس عزیز و ارجمند محقق و پژوهشگر را در برنامه خواهیم داشت. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی که به ایشان سلام عرض می کنم. آقای هاشمی سلام بر شما و شب بخیر.

استاد هاشمی: 

سلام بر شما و شب شما بخیر. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی أشرف الانبیاء و المرسلین سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین المعصومین و اللعنة علی أعدائهم اجمعین. اللهم انی اسئلک الخیر و السداد فی القول و العمل و الاعتقاد.

سلام و عرض ادب دارم خدمت هم بینندگان گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه سروران را دارم. ان شاء الله خدمت شما هم هستیم.

مجری: 

سپاسگزارم. دوستان عزیز بیننده و همراهان گرامی، یکی دو نکته را عرض کنم قبل از وارد شدن به موضوع مان و گفتگویمان. اینجا خط قرمزمان رعایت ادب و احترام نسبت به همدیگر است. غیر از آن هر موضوعی را روی میز گفتگو قرار بدهیم و در مورد آن صحبت می کنیم و شما مسیحی یهودی، شیعه، سنی مسلمان و هر دین و مذهبی که دارید و شاید بی دین می توانید روی خط ارتباطی و راجع به اعتقادات شیعه سوال کنید و راجع به شبهات و تاریکی هایی که شبکه های وهابی و معاند شیعه در فضای مجازی ماهواره ای یا حتی مجازی منتشر می کنند سوال بپرسید. راه های ارتباطی برای شما زیرنویس است و منتظر حضورتان در برنامه هستیم. به ما زنگ بزنید یا پیام بدهید که پیام شما را من بخوانم.

اما برنامه را با یک کلیپ آغاز می کنیم و شبهه ای که مطرح می کنند آقایان وهابی در شبکه های خودشان، در فرکانس تاریکی خودشان. دوستان عزیز کلیپ صفر یک را برای ما پخش کنند که برمی گردیم و بحثمان را ادامه می دهیم.

کلیپ:

عده ای از دین بی خبر این گنبد و بارگاه را ساختند که خدا خیر بدهد کسی را که آنها را خراب کرد. هشت شوال هر روز عزا می گیرند شبکه های شما که آهای گنبد و بارگاههای قبور ائمه بقیع را خراب کردند و این کردند و آن کردند.

مجری: 

بله. هشت شوال و آنهایی که تاریخ قمری را دنبال می کنند می دانند که چه اتفاقی افتاده است. آقای هاشمی هشت شوال تخریب قبور بقیع و گنبد و بارگاه ائمه علیهم السلام و برخی از صحابه و شخصیت های بزرگ اسلامی که حضور داشتند. چه اتفاقی بوده است و آیا این را شیعه از خودش ساخته است و یا شیعه به یک مساله کم اهمیت دارد دامن می زند یا قضیه چیز دیگری است.

استاد هاشمی: 

بله. بسم الله الرحمن الرحیم. در چنین روزهایی یک حادثه بسیار تلخ و دردناک به دست وهابیت صورت گرفت. تقریبا نود و هفت سال پیش و وهابیت دست به تخریب و تهدیم بسیاری از قبور بقیع زدند. قبور ائمه بودند و قبور صحابه بودند. جسارت بزرگی مرتکب شدند. آن هم بر اساس یک فتوای تکفیری که کاملا مشخص است که اینها فقط و فقط برای اظهار دشمنی و عداوت با اهل بیت و کسانی که با اهل بیت در ارتباط هستند و دلیل بر این مطلب اینکه ما تاحالا ندیده ایم که فتاوای وهابیت نسبت به بارگاهها و قبوری که برای غیر از شیعیان است و یا نسبت به شخصیت هایی که زیاد با شیعیان ارتباطی ندارند. داریم که قبر ابن تیمیه است. قبر خالد بن ولید بارگاه دارد و در مسجد هم است. خیلی از ائمه مذاهب مثل شافعی در مصر یک بارگاه دارد. ابوحنیفه یک بارگاه مفصل دارد. خود بخاری صاحب صحیح بخاری یک بارگاهی دارد. خیلی از علماء. به تعبیر حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک تصریح می کند که همه علمای امت بدون استثناء بارگاه دارند. بناء دارند. نمی بینیم که این فتاوا متوجه شود از طرف آنها و فقط متاسفانه این فتاوات بر سر مزارات و بارگاه های شیعه فرود می آید. خب این جنایتی که مرتکب شدند و د رآن زمان هم خیلی از مسلمانان چه شیعه و چه سنی واکنش نشان دادند و اعتراض کردند و توانستند یک مقداری هم جلوی این کارهای وهابیت را بگیرند و الا وهابیت وقصد داشت که حتی گنبد پیامبر صلّی الله علیه وآله و بارگاه پیامبر را هم خراب کنند. تا این حد هم رسیده بودند که مواجه شدند با موج انتقادات و اعتراضات سخت مسلمانان جهان که متوقف شدند و تا الان هم خواب و خیال های خود را دارند نسبت به بارگاه پیامبر صلّی الله علیه وآله و می گویند: اگر قدرت دست ما بود، یک لحظه هم  نمی گذاشتیم که این گنبد سبز بر سر قبر پیامبر صلّی الله علیه وآله باقی بماند و این را خراب می کردیم. بلکه می گویند که قبل از خراب کردن کل این حجره ای که پیامبر در آن دفن هستند، باید سوزاند. اول باید بسوزانیم و بعدا ویران کنیم.

هر سال هم شیعیان و هم غیرشیعیان به یاد این حادثه تلخ و این جنایت هولناک نشست دارند، صحبت دارند و برنامه دارند و از همه اندیشمندان و همه علمای اسلام و همه کسانی که قدرت علمی دارند یا قدرت سیاسی دارند، می خواهند که دوباره بارگاه های ائمه علیهم السلام در بقیه بازسازی بشود و راه باز شود برای زیارت این  بارگاه های مطهر اهل بیت علیه السلام.

 مجری: 

آقای هاشمی من که مطالعه می کردم در مورد هشت شوال، همه موقع یعنی صد سال پیش هم سرو صدایی می شود در جهان اسلام و حتی در ایران یک دو روز عزای عمومی اعلام می کنند و مسلمانان ترکیه، هند و ایران و پاکستان و حتی آذربایجان شوروی اعتراضات سراسری می کنند، اما عملا اتفاقی نمی افتد.

راجع به مبنای این اتفاق، چون خیلی از اتفاقات برمی گردد به فتوایی که ابن تیمیه دارد و نظراتی که او می دهد. برگشت آن به ابن تیمیه است و یا کسانی قبل از او و بعد از او صحبت کرده اند؟

استاد هاشمی: 

بله. یقینا برگشت همه این مسائل به همان افکار و نظریات ابن تیمیه است. ابن تیمیه فتوایش این است که باید همه بناها، بارگاه و گنبد که بر روی هر قبری که باشد باید ویران شود و خراب شود و اینها را از بدعت هایی که می گوید در زمان تابعین صورت گرفت و در زمان پیامبر نبود و در زمان صحابه نبود. البته ما ثابت می کنیم که این مسائل در زمان صحابه بوده است. در زمان خود صحابه بنا می کردند و ابتدا به صورت یک خمیه روی قبور می زدند. مثلا در خیلی از موارد است که خیمه می زدند. البته اساسا فلسفه بنا ساختن روی قبور چه به صورت خیمه باشد، یک گنبد باشد یا هر بنای دیگر هدف بنا کردن این است که زائری که برای قبرها می آید و قران بخواند یا دعا بخواند و یا اینکه زیارت یا استغفار  و ترحم بر آن میت این است که در ایام گرم باشد و آفتاب باشد، بتواند زیر این بناءباشد و بتواند دعایی زیارتی و ... انجام دهد و در سایه باشد. در زمستان باشد زیر باران نباشد. این فلسفه این است. در زمان خود صحابه هم این قضیه مرسوم بود. افرادی خیمه می زدند که بچه های آن مرحوم یا بستگان آن مرحوم می نشستند و دعا می کردند و زیارت می کردند و قرآن می خواندند و یا هر ورد و ذکری که داشتند. مثلا کتاب طبقات الکبری ابن سعد جلد هشتم این کتاب در صفحه 113 یک داستانی را نقل می کند.  می گوید از ثعلبة ابی مالک.قالت رأیت یوم مات حکم بن ابی العاص زمانی که حکم بن ابی عاص مرد، من دیدم که در زمان خلافت عثمان بود. می گوید که در روزهای گرم هم بود، روزهای تابستان بود که یک خیمه ای بر روی قبر آن زدند. برخی آمدند صحبت کردند و گفتند که این چیز جدیدی است و نبوده است. نسبت به این خیمه حرف و حدیث شد. فقال عثمان ما اسرع الناس الی الشر، مردم چقدر زود به سوی شر و حرف و حدیث و اینها می روند. و اشبه بعضهم ببعض. به همدیگر در این مسائل شبیه اند. أنشد الله قسم می دهم من حضرنشدتی هر کس صدای مرا می شنود،  آیا نمی دانید که عمر بن خطاب بر روی قبر زینب دختر جحش یک خیمه ای زد ؟ اگر کار من زشت بود یا بد بود یا منکر بود، خب قبل از من خود عمرو بن خطاب این کار را کرد. چرا آن زمان کسی اعترضای نکرد. فهل سمعتم غائبا. آیا شنیدید و یا دیده اید که کسی به این کار عمر اعتراضی کرد و یا انتقاد کرد؟ گفتند: نه. گفت: پس کار من همان کار عمر است. پس در زمان صحابه بوده است که این را نیاز داریم. چون برخی از وهابیت می گویند که اصلا در زمان پیامبر و صحابه نبوده است و هیچ یک از صحابه بناء یا خیمه ای بر روی قبری نزد. می گوئیم که در زمان صحابه بوده است که عمر بن خطاب همین کار را کرد و عثمان هم این کار را انجام داد. همین طور در منابع داریم که ان شاء الله اینها را هم عرض خواهیم کرد.

نسبت به مبانی که وهابیت تمسک کردند بر اساس آن مبانی که گفتند بنا کردن گنبد ساختن بر روی قبر بدعت و منکر است. بر چه اساسی؟ گفتند که از رسول خدا صلّی الله علیه وآله روایت وجود دارد که حضرت لعن کردند یهود و نصاری به خاطر اینکه قبور پیامبرانشان را مسجد را ساختند. مسجد کردند که این روایت را معمولا همه علمای وهابیت را که نمی شود به آنها گفت عالم، عالم که ندارند. همه وهابی ها وقتی که می آیند در همه بحث قضیه تهدیم و خراب کردن بنا می گویند که حدیث داریم که پیامبر صلّی الله علیه وآله فرمودند که این بناها باید خراب شود. در اصل حدیث هم در صحیح بخاری است د رچاپی که همه آن در یک جلد چاپ شده است. یک روایتی را نقل می کند از عایشه و عبدالله بن عباس. می گوید که پیامبر در روزهای آخر زندگی مبارکشان، فرمودند:لعنة الله علی الیهود و النصاری لعنت خداوند بر یهود و نصاری. چرا؟ اتخذوا قبور انبیاءهم مساجد. قبرهای پیامبرانشان را مسجد کردند. اینها را به یک مسجد تبدیل کردند. ما قبل از اینکه به جواب مفصل این حدیث بپردازیم یک نکته اساسی و ریشه ای در این حدیث است که ثابت می کند که این حدیث دروغ است و ممکن نیست که پیامبر صلّی الله علیه وآله این حدیث را گفته باشند. چطور؟ حدیث می گوید که خداوند یهود و نصاری را لعن کند به خاطر اینکه قبرهای پیامبرانشان را مسجد کردند. پیامبران یهود چه کسانی بودند؟ شاید گفته شود که حضرت موسی بود، حضرت هارون بود و حضرت یوشع بود. خیلی پیامبر داشتند یهود. نصاری و مسیحیان پیامبرانشان چه کسانی بودند؟ پیامبری جز حضرت عیسی نداشتند. صحبت از پیامبران است در این حدیث، با اینکه نصاری جز یک پیامبر ندارند. پس این یک نشانه دروغ این حدیث. شاید بگویند که یک پیامبر کافی است. یک پیامبر که باشد، از یک نفر به جمع تعبیر شده است. می گوئیم که باشد از یک نفر تعبیر به جمع شده است. باز می گوئیم که مگر حضرت عیسی قبری دارد و مگر از دنیا رفته و مرده است که می خواهد قبری داشته باشد؟ قبر ایشان کجاست؟ ما اعتقادمان این است که حضرت عیسی خداوند او را از زمین برداشت. نه به دار آویخته شد و نه مرده است. نبوده است که بخواهد قبری داشته باشد. شاید کسی بگوید که درست است که طبق نظریه اسلام حضرت عیسی نمرده است و لذا قبر ندارد اما مسیحیت می گویند که حضرت عیسی کشته شد و به هر حال دفن شد و قبری دارد. می گوییم باشد. حتی بر اساس نظریه مسیحیت که می گویند که حضرت عیسی کشته شده است، قبر ایشان کجاست؟ نه در زمان پیامبر و نه در زمان فعلی قبری برای حضرت عیسی وجود ندارد. اخیرا یک قبری را برخی در فلسطین ادعا کرده اند که قبر حضرت عیسی است که بیشتر محققین این را منکر اند. و یک گروه آثار و باستانی رفتند و این قبر را باز کردند و دیدند که هیچ چیزی در آن نیست و یک ادعای بی دلیل است که گفته اند آنجا قبر حضرت عیسی است. خصوصا در زمان پیامبر که ما سوال می کنیم که قبری برای حضرت عیسی بوده است یا نبوده است. بر فرض هم که بوده است، دلیل بیاورند که این قبر در زمان پیامبر به صورت مسجد در آمده باشد که این هم نبوده است.

مجری: 

وجود نداشته است و یعنی ندیده ایم در طول تاریخ.

استاد هاشمی: 

اصلا نبوده است.

مجری: 

حتی مسیحیان یعنی گروهی از مسیحیان هم که معتقدند که حضرت عیسی کشته شد و سه روز در قبر بود و بعد از سه روز به آسمان رفت، انها هم می گویند که به آسمان رفته است و قبر منتفی شده است.

استاد هاشمی: 

لذا می گویند که حضرت عیسی بالاتر از آنکه زمان و مکان را محدود کند و لذا خداوند او را از روی زمین برداشت. لذا قبری ندارد. اما این روایت بر اساس حقائق و واقعیت های تاریخی است.  حدیثی که بر خلاف واقعیت های تاریخی مطلبی را نسبت بدهد، این حدیث یقینا دروغ است.

مجری: 

الان آقای هاشمی چه کسانی به این روایت استناد می کنند؟ همین وهابی ها؟

استاد هاشمی: 

معمولا همین وهابی ها از خود ابن تیمیه و عبدالوهاب تا بن باز بدون استثناء همه وهابیت به این حدیث استناد می کنند.

مجری: 

دوستان بیننده دیدید که راجع به آن استاد هاشمی برای ما صحبت کردند و تحلیل خوبی هم بود. منتظر تماس های تلفنی شما هستیم و پیام هایتان به برنامه فرکانس تاریکی. برنامه ای که دست وهابی های ملعون و دروغگو را رو می کند که این دست بازش می کند که ببنید که پوچ است و نه تنها پوچ است بلکه پر از خباثت است و دروغ است. بر مبنای اندیشه هایی است که به هیچ وجه اسلامی نیست و در صدر اسلام و منابع اصیل نه تنها وجود ندارد، بلکه عکس آن وجود دارد. در این برنامه با آنها آشنا خواهید شد با حضور استاد هاشمی عزیز، کارشناس و محقق و پژوهشگر در حوزه تاریخ تشیع.

آقای هاشمی بازهم به منابع مراجعه می کنید؟

استاد هاشمی: 

بله. ببینید خیلی از علمای اهل سنت وقتی به این حدیث می رسنداین حدیث را چطور تفسیر می کنند. بر فرض حال با این همه مشکلات که حدیث دارد. مخالفت با واقعیت های تاریخی. بر فرض که حدیث بوده و هست. علمای اهل سنت آمده اند این حدیث را شرح کرده اند و گفته اند که مقصود از مساجد  این ساختمان و این بنا نیست. مسجد در زبان عربی چندین معنا دارد، در کتاب شرح سنن نسائی، جلال الدین سیوطی شرح کرده است و حاشیه امام سندی. از ائمه اهل سنت بر سنن نسائی. جلد دوم این کتاب، در صفحه 41 همین حدیث نقل شده است و بعد توضیح می دهد که مقصود پیامبر صلّی الله علیه وآله بذلک أن یحذر امته امتش را برحذر کند از کارهایی که یهود و نصاری انجام دادند. من اتخاذهم تلک  القبور مساجد. بعد توضیح می دهد که مقصود از مساجد چه هست؟ می گوید: یا اینکه مقصود بالسجود الیها. سجده کردن برای آنها. مسجد یعنی اینکه قبله آنها باشد. نه اینکه یک بنائی ساخته شود. تعظیما لها او بجعلها قبلة یا اینکه این قبور سجده گاه باشد، یعنی وقتی که می آیند عبادت می کنند و پیشانی را روی قبر می گذارند و عبادت می کنند قبر را. یا اینکه اینها را قبله خودشان قرار می دهند در عبادت، نماز و همه نیایش هایشان. بعد می گوید: مجرد اتخاذ مسجد فی جوار صالح تبرکا غیرممنوع. و حال اینکه یک بنائی ساخته شود و یک مسجدی احداث شود در کنار قبر یک عبد صالحی این هیچ اشکالی ندارد.اگر از باب تبرک باشد که برکت آن ولی خداوند یک مسجدی احداث کنند. می گوید که هیچ اشکالی ندارد. بعد خودش در صفحه بعد نقل می کند که قال البیضاوی لمّا کانت الیهود و النصاری یسجدون لقبور انبیاءهم. می گویدکه پیامبر لعن کرد به خاطر اینکه یهود و نصاری آن قبرها را قبله خودشان قرار می دادند. پس سجده سه حالت دارد در زبان عربی. یا اینکه سجد له. یعنی برای او سجده کرد همچنان ملائکه و فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند و یا برادران حضرت یوسف       علیه السلام بر او سجده کردند و یا اینکه ما برای خداوند سجده می کنیم. سجد له یعنی برای او سجده کرد. به این می گویند که آن مورد سجده قرار می گیرد، اسم آن را هم مسجد قرار می دهند. یعنی برای او سجده می کردند و یا اینکه سجد علیه. بر او سجده کرد. سجده گذاشت و پیشانی بر او گذاشت.

مجری: 

آن مکان و فیزیک را می گویند.

استاد هاشمی: 

احسنت، پیشانی اش را روی مثلا مهری باشد که ما روی مهر نماز می خوانیم آن سجده گاه ما است. برخی ها می آیند روی قبر پیشانی خود را می گذارند و عبادت می کنند.

در حالت سوم  سجده یعنی در فضایی سجده می کنند که اسم آن را مسجد می گذارند. مثل مسجد و بنائی که هست. حال اینکه می فرماید که لعنت کند یهود و نصاری که قبور انبیاء خود را مسجد قرار دادند، کدام یک از این سه معنا است؟ یقینا به معنای فضا و بنا و ساختمان و مسجد اصطلاحی ما نیست. یا به معنای قبله گاه و یا به معنای اینکه پیشانی خودشان را روی قبر می گذارند و این در کلمات و صحبت های خیلی از علمای اهل سنت امده است. مثلا در کتاب مفردات راغب اصفهانی که یکی از کتابهای بسیار مورد توجه است در باب شناخت مفردات قرآن کریم و الفاظ قرآن کریم، مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهانی در این کتاب وقتی به کلمه سجد و مسجد در صفحه 397 می گوید و المسجد موضع الصلاة جایگاه نماز است. اعتبارا للسجود. به خاطر سجده. چون یکی از مهمترین و نزدیک حالت انسان و نمازگزار در حالت سجده است و لذا به خاطر همین مسجد را به نام مسجد می گویند. مرکع یا دیگر حالات انسان گفته نمی شود و از حالت سجده انسان گرفته شده است. و قوله ان المساجد لله قیل گفته شده است که مقصود از زمین است. جعلت الارض کلها مسجدا و طهورا. یعنی جایی که انسان نماز می خواند و جایی که پیشانی خود را برای نمازخواندن می گذارد و این شامل همه روی زمین است. چنانچه در حدیث که اشاره خواهیم کرد. و قیل المساجد مواضع السجود. آن موضع های سجده که پیشانی و دو کف و زانو و انگشت های پا هاست که به اینها مساجد هم گفته می شود. مسجد در زبان عربی چندین معنا دارد که وهابیت می آیند همه این معنای را کنار می گذارند و می آیند سراغ معنای مسجد به معنای بنا و ساختمان و می گویند که مقصود از حدیث همین است. جالب است اینکه در صحیح بخاری وقتی این حدیث را در صفجه 118 بعد از این حدیث اتخذوا قبور انبیاءهم مساجد حدیث بعدی که این هم تکرار همان حدیث است، اولین حدیث بعد از این، حدیثی از پیامبر می آورد که قال رسول صلّی الله علیه وآله پیامبر فرمودند: خداوند پنج خصلت به من داد.       پنج کرامت به من داد و بعد نام می برد. و می گوید:و جعلت لی الارض مسجدا و طهورا. خداوند قرار داد برای من همه زمین را مسجد و برای طهارت. این مسجد مقصود از مسجد چیست؟ همه شراح و شارحان چه سنی و شیعه و وهابی گفته اند که مقصود از مسجد یعنی زمین برای سجده کردن و نماز به جای آوردن. هر جا که باشد، انسان می تواند نماز بخواند و طهورا. برای کسب طهارت. بحث تیمم است که برای تیمم کردن انسان  می تواند با خاک تیمم کند. همه گفته اند که مقصود از مسجد زمین است برای عبادت کردن و نماز خواندن. مقصود از مسجد در اینجا ساختمان نیست و الا اگر قرار باشد که همه کره زمین مسجد به معنای اصطلاحی باشدکه کسی این را نمی پذیرد. خیلی از علمای اهل سنت هم بر این تأکید کرده اند. پس در اینجا مشخص شد که کلمه مسجد چند معنا دارد و لزوما به معنای مسجد به معنای ساختمان نیست. به معنای قبله یا چیزی که سجده روی آن می گذارند هم امده است. اگر حدیث صحیح باشد که پیامبر فرموده است که خداوند لعنت کند یهود و نصاری را که قبور پیامبرانشان مسجد گرفتند، اگر این حدیث هم صحیح باشد، مقصود از مسجد در اینجا یعنی قبله قرار دادند و برای آنها عبادت کردند. مثل مسیحیت که قائل شدند هک حضرت عیسی علیه السلام روح القدس است. با این اعتقاد، اما امروز از مسلمانان کسی را نداریم که اعتقاد داشته باشد چه قبر پیامبر و دیگر ائمه و صالحان و پاکان و اولیای الهی این را به عنوان قبله قرار دهند. همه مسلمانان. حتی ما شیعیان را نگاه کنید، وقتی به حرم اهل بیت مشرف می شویم و زیارت می کنند قبله طرف کعبه است و قبله شان تغییر نمی کند. همان کعبه است. پس اگر این حدیث را قبول کنیم مسجد به معنای قبله است نه به معنای بنائی که ساخته می شود.

در قرآن کریم هم این معنا آمده است. در قصه و داستان اصحاب کهف بسیار روشن و واضح خداوند این را آورده است. در سوره کهف خداوند داستان اصحاب کهف را که ذکر می کند تا می رسد به آیه 21.  وَ كَذٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ اراده خداوند اقتضا کرد که آن مردمی که دارای شک و شبهه و ریب داشتند نسبت به بعث و قیامت و آخرت، این اصحاب کهف را از زمانی از کهف و غار زنده کرد یا از خواب بیدار کردند که بتوانند با این امدنشان شک و شبهه را از مردم از بین ببرند. مردم مسیحی بودند ولی دچار شک و شبهه شده بودند که آیا قیامتی هست؟ بعد از مرگ زندگی دیگری هست؟ دچار شک و شبهه شده بودند. کافر نبودند و مشرک نبودند. خداوند می فرماید: إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ اول اینکه أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لاَ رَيْبَ فِيهَا اول اینکه مطمئن شدند که هیچ شک و شبهه ای نسبت به قیامت نیست و با امدن اصحاب کهف ایمان مردم مستحکم شد. بعد از آن إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ بین مردم نزاع حاصل که تکلیف ما چه است که اینها در غار هستند که آیا   درش را ببندیم و یا اینکه بنائی بسازیم و یا اینکه اینجا مسجدی بسازیم. مسجد که بیائیم این قبور و افرادی که در اینجا هستم را ببینیم و یادآور اینها باشیم و در کنار اینها عبادت و پرستش کنیم.   فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَاناً گروهی از مردم گفتند که یک بنائی بر روی قبر اینها احداث کنیم و تمام. رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ تعبیر آیه اینکه پروردگار آنها و د رمقابل آنها گروهی گفتند که قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً مسجد احداث کردن نشان می دهد که گروه دوم موحد بوده اند و یکتا پرست بوده اند و اعتقاد داشته اند. و الا اگر مشرک بودند و کافر بودند که اینها اصلا اعتقادی به مسجد و اینها ندارد. پس وقتی می گویند که مسجدی احداث کنیم اینها موحد بوده اند و یکتا پرست بوده اند و به تعبیر خیلی از مفسران اینها مسلمان بوده اند. یعنی یکتا پرست بودند و خداوند هم بعد از این قضیه هیچ گونه استنکاری نکرده است که مثلا آیه بعد نیامد بگوید که کار اینها خطاء است و درست نیست و بدعت است و منکر است. در واقع سکوت خداوند در قرآن کریم نسبت به کار اینها خودش تأیید است.

مجری: 

بسیار خوب. سپاسگزارم. دوستان عزیز و بیننده منتظرتا هستیم که بیایید روی خطر ارتباطی و زنگ بزنید که بحث ما تخریب قبور بقیع است توسط وهابیان ملعون اما اگر سوال یا شبهه ای در مورد اعتقادات شیعه داشتید، می توانید روی خط ارتباطی و سوال خودتان را بپرسید و با ما گفتگو کنید.

آقای میرزایی از افغانستان به شما سلام می کنم . خیلی خوش آمدید به فرکانس تاریکی.

تلفن:

سلام خدمت شما و کارشناس محترم برنامه حاج آقای هاشمی. من یکی از شبکه های وهابی را دنبال می کردم که نشر مستقیم داشتند که یکی از

مجری: 

ارتباط اینترنتی همین است. آقای میرزائی اگر صدای ما را می شنوید لطف کنید سوال خودتان را از طریق ویس در واتس آپ بفرستید، دوستان همین الان پخش م کنند. آقای میرزائی عزیز از افغانستان ویس بفرستید. شمائی هم که الان برنامه ما را دارید می بینید اگر ارتباط زنده برای شما سخت است، از طریق واتس آپ سوالتان یا نکته هایتان را در مورد برنامه ویس کرده و برای ما بفرستید و صدایتان را ضبط کنید.

تلفن بعدی ما آقای امینی از سبزوار هستند.

سلام به شما شب بخیر.

تلفن:

سلام علیکم. شب شما بخیر. سلام به سید بزرگوار آقای هاشمی. ا ستاد بزرگوار. من می خواستم به عنوان تلمذ خدمتتان عرض کنم. من در حدود بیست بیست و پنج سال است که همین طور در لباس روحانیت نیستم اما علاقه دارم به کتاب های اسلامی و شرح حال عرفا. دو مطلب می خواستم خدمت شما بگویم: اولا: اصلا خودتان را د رمورد وهابیت خسته نکنید. در کتابی است که چگونه اسلام را نابود کنیم، این کتاب سیصد سال پیش توسط نخست وزیر انگلیس به صورت جزوه برای سفیرهایی که در کشورهای اسلامی کار می کردند فرستاده شد و دستورهایی را به اینها دادند. هفده دستور به اینها دادند و از جمله بدبین کردن مردم به روحانیت، به فساد کشاندن زنهای مسلمان که قبل از آن کشف حجاب لازم بود که انجام بگیرد.      توسط رضا شاه انجام شد. تقریبا سه چهار تا انجام شده است. بعد این وهابیت البته ببخشید آقای هاشمی همه این مسائل را می دانند. این آقای محمد علی وهاب که اگر اشتباه نکنم، محمد علی وهاب یکی از طلاب نجف بود که این جزوه وقتی به دست این آقا رسید، سفیر آن زمان عراق رفت و گشت دنبال کسی که مستعد این کار باشد. این آقا را پیدا کرد و حتی لباس روحانیت پوشید و رفت در کلاس درس اینها نشست و ایجاد دوستی با این آقا کرد.

مجری: 

آقای امینی عزیز چون فرصت ما کم است و مطالب زیاد است، سپاسگزارم از ارجاعات تاریخ و علمی که دارید، اگر سوال مشخصی دارید بپرسید و اگر نه در برنامه های بعدی در خدمت شما باشیم.

تلفن:

من یک مطلب کوچکی دارم.

مجری: 

بفرمایید خیلی کوتاه.

تلفن:

فقط یک مطلب کوچک خدمت شما بگویم که این آقا را اول شراب خوارش کرد و بعد ببخشید فحشا و فلان و بعد به او پول دادند که آمد به عربستان و  کودتا کرد و حکومت وهابیت را برقرار کرد. آن مفتی اعظمشان که به درک واصل می شد که دستور تخریب بارگاه ائمه را داده بود، لحظه مرگش گفت که آخرین آرزویم برآورده نشد و من مردم. گفتند که چه آرزوئی داشتید؟ گفت که این گنبد سبز را می خواستم خراب کنم که نتوانستم.

ببخشید وقت شما را  گرفتم.

مجری: 

خواهش می کنم آقای امینی عزیز از سبزوار که این نشانه دانش و مطالعه خوب بینندگان عزیز و همراه ما است.

آقای میرزائی از افغانستان برای ما صوت فرستادند.

تلفن:

سلام خدمت شما و کارشناس محترم برنامه. پیشتر زنگ زده بودم که صدایم قطع شد. گفتم همزمان که برنامه شما لایو پخش می شد، شبکه های وهابی هم برنامه لایو داشت و دو تا از ایرادهایی که می گرفتند استناد به حدیث و آیات قرآن نداشتند، اما می گفتند که شیعه ها صیغه را که روا می دارند نه د رزمان پیامبر و نه در زمان صحابه بوده است بلکه بدعت هایی که خودشان ایجاد کرده اند و همچنین گرفتن خمس. در زمان پیامبر نه  پیامبر خمس می گرفتند و نه در زمان صحابه. این هم یکی از بدعت ها است. من تشکر می کنم از برنامه تان که زنگ زدم و تماس گرفتم که خواستیم تماس بگیریم نمی شد و زنگ زدم که یک جواب مفصلی از شما بخواهم.      تشکر زنده باشید. سید باقر میرزائی هستم از کابل.

مجری: 

بله. سید باقر میرزائی عزیز از کابل. یک پیام کوتاه بخواهم بعد پاسخ های شما را بشنویم. رضا بیات از آلمان هم پیامک فرستاده و تشکر کرده است که اطلاعات خوبی در مورد مسجد و داستان ساختن گنبد و بارگاه یا سایه بان بر روی قبور از استاد هاشمی گرفتیم. تشکر کردند. برنامه ما تا یازده و بیست دقیقه به وقت ایران ادامه دارد. یعنی تقریبا سی و پنچ شش دقیقه دیگر برنامه ادامه دارد. می توانید با ما همراه باشید و زنگ بزنید. منتظرتان هستیم.

داستان ازدواج موقت.

استاد هاشمی: 

بله اینها را بگذاریم در آخر برنامه جواب دهیم و یا الان؟

مجری: 

هر طور شما صلاح می دانید.

استاد هاشمی: 

اخر برنامه باشد که بحث ما به جایی برسد. 

مجری: 

ولی یک تایم مفصلی به آن اختصاص بدهید.

استاد هاشمی: 

همان پنج دقیقه آخر برنامه را اختصاص می دهیم به جواب این سوالات.

حال نسبت به همین قضیه اصحاب کهف، چون که وهابیت مدعی هستند که انهایی که مسجد درست کردند، آنها کافر بودند. نمی شود بر اساس کار یک عده ای کافر بگوئیم که مسجد ساختن بر روی قبور مشروع است.

که در جواب می گوییم که اینها کافر نبودند بلکه مؤمن بودند و مسلمان بودند و موحد بودند و خداپرست بودند و خود همین تعبیرشان که گفتند مسجد، مسجد فقط در عرف موحدین و خداپرستان است. کفار که مسجدی ندارند و         اهل اینها نیستند. در کتاب اوضح التفاسیر از تفاسیر علمای معاصر است، علمای ازهر مصر. ایشان در این تفسیر در یک جلد است، مثل تفسیر جلالین است. در صفحه 354 همین آیه را که می رسد ، وَ كَذٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ که بعد گروه دوم گفتند که لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً اینجا توضیح می دهد  که أی یتنازع المومنون و الکفار فقال الکفار نبنی بیعة. یک ساختمانی درست می کنیم که هر کس خواست عبادتی داشته باشد. و قال المسلمون و کانوا کثرة غالبه. مسلمانان یکتا پرستان که غالبیت  و اکثریت هم بودند، چون زمان مسیحیت بود، گفتند که لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً. واتخذوه فعلا. واقعا همین را انجام دادند. بعد خودش می گوید که و فی هذا الدلیل القاطع علی اتخاذ المساجد فوق القبور. می گوید که دلیل  قاطعی است بر جواز ساختن مساجد بر روی قبور. خلافا لمایقول به بعض الغلاة. بر خلاف نظر خیلی از غالیان که اشاره به وهابیت است. ولایدفع ذلک ما رواه ابوداود. و این مخالفت است با حدیث لعن الله که همین احادیث که عرض کردیم. می گوید این مخالف آن احادیث نیست. اگر آن احادیث صحیح باشند، باید این احادیث را توجیه و تأویل کرد. چون اگر حدیث در مقابل قرآن قرار گرفت، این حدیث اگر قابل توجیه و تأویل نباشد که با قرآن همسان شود، این حدیث اعتباری نخواهد داشت. چون مخالف قرآن خواهد بود. می گوید که این احادیث هم همین طور. این احادیث مخالف است با قرآن کریم. پس یا باید تأویل شوند و توجیه شوند و یا اینکه این احادیث رد می شودند. لذا خود ایشان می گوید که تأویل مراد از مساجد این است که قبور را قبله قرار ندهیم و برای قبور سجده نکنیم و یا اینکه وقت نماز پیشانی روی این قبرها نگذاریم.  این معنی احادیث است. این هم یکی از علمای اهل سنت است. این مطلب نسبت به آیه قرآن است. اما نسبت به قضیه بنای بر قبور و اینکه علمای اهل سنت در واقع خودشان بر روی قبور هم برای ساختن تعیین هم کرده اند. مثلا در کتاب مستدرک حاکم نیشابوری جلد اول است در صفحه 525 حدیثی است که نهی رسول الله صلّی الله علیه وآله عن تجصیص القبور. تجصیص یعنی گچ کردن و سفید در اوردن قبر و الکتاب فیها و روی قبر نوشتن و البناء علیه. بناء روی قبر گذاشتن یا ساختن و الجلوس علیه. و نشستن. بعد حاکم می گوید که هذه الاحادیث صحیح. این احادیث صحیح است و لیس العمل علیه. اما هیچ یک از علمای اهل سنت به این روایات عمل نکرده اند. فان أئمه المسلمین. یقینا همه علما بلکه علمای تراز اول اهل سنت از شرق زمین تا غرب زمین مکتوب علی قبورهم. روی قبرشان نوشته است که این فلانی پسر فلانی است. شما هیچ قبر عالم از علمای اهل سنت اگر بارگاه نباشد، بناء نباشد، نوشته ای روی آن است. امروز حتی قبل ابن تیمیه روی آن نوشته است. روی قبرش نوشته اند که قبر ابن تیمیه. شما قبری را پیدا نمی کنید که روی آن نوشته ای نباشد. و هو عمل اخذ به الخلف عن السلف. همه علما این کار را از گذشتگان و پیشینیان گرفته اند. پس این احادیث نباید به ظاهرشان عمل کرد. لذا برخی از علمای اهل سنت گفته اند که اگر داعیه و سبب برای شرک باشد، حرام است این کارها، اما ااگر سبب و داعی فعل اینها نباشد،  هیچ اشکالی ندارد. این نظر حاکم نیشابوری است. 

مجری: 

دوستان یک فاصله به ما بدهند که بحثی هم که پخش می کنند مربوط به بحثمان هم است. برمی گردیم در خدمتان هستیم اینجا فرکانس تاریکی شبکه جهانی ولایت تا ساعت یازده و بیست دقیقه که از الان سی دقیقه وقت باقی است برای حضور شما. راه های ارتباطی زیرنویس شده است که زنگ بزنید و در مورد آنچه وهابیت علیه شیعه می گوید و یا شبهاتی که وجود دارد، سوال بپرسید و نظر خودتان را بگویید.

میان برنامه:

تخریب قبر ابن تیمیه به دست رافضیان آن چیز عجیبی نیست. خدا لعنتشان کند. خدا لعنتشان کند. خدا لعنتشان کند. دوستان این قبرستان بقیع را بالا ببینید که چطور سابقا زیارتگاه بوده است در زمان عثمانیان صوفی و در پایین نگاه کنید که در زمان دولت آل سعود  چقدر این مظاهر شرک را از بین برده اند و به حالت قبرستان برگردانده اند. خدا خیرشان بدهد. خدا خیرشان بدهد.

مجری: 

بله بسیار خوب. شب شما بخیر باشد دوستان عزیز. منتظرتان هستیم که اگر تماس تلفنی برقرار می کنید و پیام باشد که می خوانیم و نظرهای شما را ارائه خواهیم داد.

ادامه دهیم تا تلفن ها در حال بررسی هستند. سوال ها را هم هر وقت صلاح دانستید جواب دهید.

استاد هاشمی: 

نسبت به این صحبت این آقای وهابی که تناقض گویی هایشان مشخص است و خود نشان دهنده این است که اینها عناد و دشمنی با اهل بیت دارند. وقتی قضیه خراب کردن و تهدیم قبور ائمه که می شود می گوید که دستشان درد نکند که خوب کاری کردند ولی وقتی قضیه ابن تیمیه پیش می آید، لعن می کند آنهایی را که خراب کردند قبر ابن تیمیه. آن کسی که قبر ابن تیمیه را خراب کند ملعون است ولی آن کسی که قبر امام صادق و امام باقر و امام سجاد و امام حسن را خراب کند، می شود دستش درد نکند و کار خیر انجام داده است. این عکس قبر ابن تیمیه است که بر خلاف اهل سنت که قبر حداقل باید یک وجب باشد، در ارتفاع این قبر چقدر است و نوشته ای هم روی قبر است که ان شاء الله نشان خواهیم داد.

مجری: 

قبر ملعون چقدر هم مفصل است.

استاد هاشمی: 

اخیرا در جنگ سوریه هم مشخص است که یک خمپاره و چیزی افتاده است و مقداری از قبر شکسته شد.

مجری: 

قبر در سوریه است؟

استاد هاشمی: 

بله در سوریه است. این تکه های شکسته روی آن نوشته است، با آنکه احادیثی که خودشان می گویند روی قبر نباید نوشته ای باشد ولی نوشته ای روی قبر هست.

مجری: 

حتی خودشان هم حفاظی و تشکیلاتی دور آن درست کردند.

استاد هاشمی: 

این تکه ای که مانده است، این تیمیه. که تیمیه مانده است. تیمیه نمی دانم که مادربزرگ او است.

مجری: 

تلفن داریم. آقا سعید از طهران. آقا سعید سلام بر شما شب بخیر.

تلفن:

سلام علیکم و شب شما بخیر. استاد هاشمی خدمت شما هم سلام عرض می کنم.

مجری: 

آقا سعید دوست دارم که مطالبتان را در یکی دو دقیقه خلاصه به ما بگویید.

تلفن:

یکی دو دقیقه برای ما خیلی کم است.

مجری: 

چهار دقیقه خوب است؟

تلفن:

صحبت من این است که گویا تنها منتقد شبکه من هستم یک مقدار به من بیشتر وقت بدهید که یک مقدار توازن برقرار شود.

مجری: 

دوستانی هم می آیند و صحبت می کنند و یا پیام می فرستند ولی ما می پذیریم و بفرمایید.

تلفن:

استاد هاشمی سوال من این است که در مورد تخریب قبور می فرمایند که کار وهابیت است. من از استاد هاشمی یک سوال دارم. استاد هاشمی عزیز به نظر ما معنی بدعت در واژگان و ترمیونوژی اسلام چه مفهومی دارد؟ مفهومش را توضیح بدهید که به چه کاری می گویید بدعت؟  آیا بدعت در مجموع کار خوبی است یا کار بدی است؟ من دوست دارم این را امشب از شما یاد بگیرم.

استاد هاشمی: 

ببنید که بدعت در تعریف علمای شیعه این است که     هر کاری و هر قول و فعلی که در زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام نبود و دلیل خاص و یا دلیل عام نداشته باشد و این کار و فعل یا قول را به دین منتسب کنیم، این بدعت می شود. منتسب کردن قول یا فعل به دین بدون اینکه دلیل عام و یا دلیل خاص بر آن باشد که می شود بدعت.

تلفن:

و این بدعت آیا کار شایسته ای است یا کار غلطی است؟

استاد هاشمی: 

طبق نظر عمر بن خطاب در بخاری و مسلم تقسیم می شود به بدعت خوب و بدعت بد. اما ما اعتقاد داریم که بدعت بد است و به هر صورت بد است.

تلفن:

بدعت در هر صورت بد است، درست است؟ حال شما لطف کنید که از سنت رسول الله صلّی الله علیه وآله بفرمایید که ایشان کجا این کار را کرده است. اگر الیوم اکملت لکم دینکم شده است، می خواهم بدانم که کجا پیامبر اسلام آیا دستو رداد که بر کسی که حتی شهید شده است، قبری بسازند یا برای خودش قبری بسازند. شما همچنین سند روایی دارید؟

استاد هاشمی: 

آقا سعید من از شما یک سوال کنم. اصل اولی در کارها حرام بودن است یا مباح بودن است؟

تلفن:

بنده معتقدم که هر گونه بدعتی که ثابت شود پیامبر آن کار را انجام نداده است،

استاد هاشمی: 

نه. ببینید اقا سعید یک سری کارها حرام هستند و یک سری کارها واجب هستند و مستحب و مکروه و مباح. مباح را می شود تعریف کنید که چی هست؟

تلفن:

من می دانم ولی اجازه دهید که وقت زیاد نمی دهید.

استاد هاشمی: 

ببینید. دامنه مباح خیلی وسیع است. وهابیت اصلا مباح ندارند. می گویند که هر چه پیامبر انجام داد سنت و هرچه پیامبر انجام نداد، بدعت است. ما می گوئیم که حد وسطی داریم.ما می گوئیم که پیامبر صلّی الله علیه وآله هرچه انجام دادند و یا گفتند سنت و هر چه هم ساکت ماندند و انجام ندادند و یا ساکت شدند مباح است. حرمت و بدعت دلیل می خواهد.

تلفن:

استاد هاشمی من یک سوالی دارم. پیامبر اسم فرزندش را ابراهیم گذاشت. آیا اهل سنت معتقد اند که باید همه اسم فرزندهایشان را ابراهیم قرار بدهند؟

استاد هاشمی: 

ببینید آقا سعید. حال ما دور نرویم. بیائیم روی بدعت بحث کنیم. اعتقاد ما این است که دامنه مباح خیلی وسیع است و هرچه که پیامبر انجام ندادند و یا اینکه نگفتند لزوما به معنای حرام بودن یا بدعت بودن نیست.

تلفن:

استاد هاشمی من یک نقضی دارم. عذر می کنم که من با شما مخالفت می کنم.

استاد هاشمی: 

پیامبر مدرسه تشکیل دادند و بیمارستان درست کردند؟ انجام ندادند پس بدعت است؟

تلفن:

انجام ندادند، ما یک بدعت در دین داریم و یک بدعت در دنیا داریم. اشتباه و خلط مبحثی که می شود متاسفانه بدعت.

استاد هاشمی: 

ببنید . بدعت دنیوی بحث لغوی است بدعت به معنای لغوی است که به معنای چیز جدید است.  شما می خواهید دینی حساب کنید یا غیر دینی؟

آقا سعید بارگاه درست کردن می خواهیم یک بنا درست کنیم. این با بیمارستان و مدرسه ساختن فرقشان در چیست؟

تلفن:

اجازه می دهید که من سی ثانیه توضیح بدهم. ما یک بدعت در دین داریم و یک بدعت در دنیا داریم.

استاد هاشمی: 

بدعت در دین را تعریف کنید. یعنی اینکه دین دستور داده است. بدعت در دین اینکه بگوئیم که دین دستور داده است که این کار را انجام دهیم. ما نمی گوئیم که دین دستور داده است، می گوئیم که این کار خوبی است. این نگفتیم که دین دستور داده است و نه اینکه شرع و پیامبر دستور داده است. چیز مباحی است. اولین مطلب.

حال بعدا بحث می کنیم که این بناء طبق روایات ما شیعه دلیل دارد یا ندارد، مستحب است یا نیست، این جای خودوش بحث می شود. پس اولین مطلب که مباح است. نسبت به این مساله جواب دارید بفرمایید.

تلفن:

بنده معتقدم، با کمال احترامی که برای شما قائلم، این مساله به هیچ عنوان مباح نیست. من عذر می خواهم که بنده را مخل به برنامه هایتان قلمداد نکنید. بنده عرض می کنم که این کار به هیچ عنوان مباح نیست. اگر مباح بود، عرضم این است که بدعتی که در دین داریم      به این معنا است که آن کاری که پیامبر خدا انجام نداده است،    و ما آن کار را به صورت انتزاعی می سازیم و بر این عمل ثوابی مترتب می شود.

استاد هاشمی: 

آقا سعید در تعریف بدعت فکر نمی کنم که هیچ عالمی این طور تعریف کرده باشد. هیچ کسی این طور تعریف نکرده است.

حال شما جواب سوال من را بدهید. جواب سوال من را ندادید. مدرسه سازی ثواب دارد یا ندارد؟

تلفن:

بسیار ثواب دارد.

استاد هاشمی: 

پیامبر انجام داد؟ پس بدعت است.

تلفن:

نه این بدعت است اما بدعت در دنیا است. بدعت در دین نیست.

استاد هاشمی: 

آقا سعید شما گفتید که ثواب دارد. دنیوی ثواب ندارد. ثواب یعنی شد امر اخروی. امر دینی. مدرسه سازی، بیمارستان سازی اگر ثواب دارد دین امر دینی. یعنی حتما خداوند و پیامبر گفته است که ثواب دارد. از کجا شما فهمیدید که ثواب دارد؟

تلفن:

استاد هاشمی هر کاری که در دنیای ما انجام شود که برای امورات خیریه به هر نحوی باشد این کار پسندیده است و ثواب دارد ولو اینکه پیامبر امر نکرده باشد. 

استاد هاشمی: 

ببینید آقا سعید پس ما هم نظر با عمر بن خطاب هستید که بدعت دو گونه است، بدعت خوب و بدعت بد.

تلفن:

من کاری به عمر ندارم.

استاد هاشمی: 

شما بخواهید یا نخواهید در واقع همین نظر را تأیید می کنید که بدعت خوب داریم که اینکه درست است که پیامبر انجام نداد. اگر خوب است، چرا پیامبر انجام نداد شما می گویید که پیامبر انجام نداد به هر علتی که باشد. پیامبر انجام نداد و شما می گویید که ثواب دارد و کار خوبی است و پس بدعت خوبی است.

تلفن:

من یک سوال از شما بپرسم؟

استاد هاشمی: 

شما جواب ندادید آقا سعید.

مجری: 

آقا سعید می شود در یک یا دو جمله بفرمایید که خلاصه سوال شما چی است؟ شما در مورد بدعت توضیح دادید. شنونده های دیگری هم هستند که وقت برنامه را باید مدیریت کنیم.

تلفن:

سوال من این است که اینکه بیائیم در مذهب شیعه هر گونه اصلاحاتی که یک شخص در اسلام ولو اینکه محمد بن عبدالوهاب باشد یا ابن تیمیه باشد انجام داده باشد، ما این را بگوئیم که این وهابی است و ملعون است، من به شدت مخالفم. من می گویم که شاید این عمل ایشان درست باشد. ما متاسفانه این را نمی خواهیم قبول کنیم یک سری مسائلی که بر خلاف عقائدمان است، ولو اینکه ریشه اسلامی دارد را به رسمیت بشناسیم.

استاد هاشمی: 

آقا سعید بحث شعاری نیست که مثلا چون مثلا فلان کس گفته است پس کار بدی است. ما آمده ایم با دلیل  و مدرک با روایت و با بحث علمی ثابت کرده ایم که کار وهابیت غلط است.

تلفن:

ثابت نکردید. استاد شما الان با من دارید بحث می کنید. برای من چیزی ثابت کردید؟

استاد هاشمی: 

ببینید آقا سعید، اول بحث ما این است که بنا ساختن بر روی قبور اصل اولی مباح است. شما نمی توانید این اباحه را منکر شوید. مباح است. شما نمی توانید بگویید که پیامبر نهی کرده است. ما عرض کردیم که همه روایاتی که می گویند که پیامبر نهی کرده است، این روایات مشکل دارند و مسلم نیستند و حتی نزد علمای اهل سنت مسلم نیستند،

مجری: 

آقا سعید راجع به بنای قبور چون می خواهیم به اینجا برسیم، اشکالی دارید؟

تلفن:

به نظر بنده بنای بر قبور اشکالی ندارد به شرطها و شروطها. به شرطی که محل دعای غیر الله نشود. ایرادی ندارد ولی متاسفانه در ایران این طور شده است. ما وقتی که می رویم.

استاد هاشمی: 

آقا سعید پس برگردید به بحث توسل و استغاثه و این مسائل. بحث ما در خصوص بنا ساختن است و کار به اینکه چه کارهایی و چه رفتارهایی زیر این سقف انجام می شود مساله بعد است. بحث ما در خصوص اینکه کسی بیاید در مسجد الحرام دزدی کند آیا می شود گفت که مسجد الحرام باید ویران شود چون که می آیند دزدی می کنند یا کارهای دیگر می کنند؟ این که دلیل نشد. بحث بر خود بناء است.

تلفن:

به من وقت می دهید و من می توانم صحبت کنم؟

مجری: 

آقا سعید چون دوستانم در گوش من می گویند که وقت کم است، اما من یک دقیقه به شما وقت می دهم که جمع بندی کنید.

تلفن:

استاد هاشمی عزیز به من بفرمایید اگر ساخت بنا بر قبور کار پسندیده ای است، اولا در کتب شیعه روایات بسیار بسیار زیاد است د رنهی از ساخت هر گونه بنای بر قبور. حال الان وقت نیست که بخواهم بخوانم. خود شما مطمئنا مستحضرید.

استاد هاشمی: 

آقا سعید این را هم من بگویم که علامه مجلسی در بحار وقتی این روایات را نقل می کند، می فرمایند که همه این روایات آحاد هستند. و روایت آحاد هیچ وقت یقین آور نیستند.

تلفن:

استاد هاشمی شما وقتی می توانید به روایات ایرادبگیرید، که کتاب صحیح حدیث داشته باشید. شما وقتی که صحیح حدیث در هیچ کتابی از شیعه وجود ندارد، همه روایات را می شود به آن استناد کرد. شما انتخابی برخورد می کنید.

مجری:

آقا سعید خیلی ممنونم. خیلی لطف کردید از شما سپاسگزارم. حال گفتم که شکل برنامه به این شکل است و شاید یک روزی یک برنامه کنفرانس حضوری باشد و بشود حضوری گفتگو کرد ولی گفتگوی تلفنی ما محدود است. سپاسگزارم.

 آقای بهادری از کرج . دوست داریم صدای شما را هم بشنویم کوتاه و مختصر. که استاد برسند جمع بندی مطالب را داشته باشند. بفرمایید.

تلفن:

سلام علیکم خدمت استاد هاشمی و جناب آقای سوری بزرگوار. من خواستم جواب این آقا سعید را بدهم. حضرت نوح مثل اینکه نستجی بالله عقلش نرسید که وقتی طوفان نوح شد، آمدند در کوه ابوقبس قبر جناب آدم را شکافتند و قبر صحیح و سالم و گرم بود. بدن مطهر را برداشتند و داخل کشتی گذاشتند و آوردند در همین نجف جایی که آقا امیرالمؤمنین دفن است، بدن را آنجا گذاشتند. بدن حضرت نوح هم همان جا کنار قبر اقا امیرالمؤمنین است. اینها اصلا آقای ابن تیمیه نبوده است که اشکال کند  بگیرد. حضرت موسی تشریف بردند مصر بدن چهار پیامبر، ابراهیم، یعقوب اسحاق و یوسف را با احترام آوردند بیت المقدس و آنجا مجددا دفن کردند و زیارتگاه شد. آیا اشکال داشت؟ صدو بیست و چهار هزار پیامبر آمدند، کدام یک گفتند که به زیارت قبور نروید؟ مگر ما زیارت قبور می رویم آنها را خدا قرار می دهیم. نخیر. من نمی دانم که این پیروان بنی امیه چه جنایت هایی که کردند به اهل بیت پیامبر. آخر جایی را سفید نگذاشتند که انسان حرفی نزد. یک رو سیاهی برای خودشان گذاشته اند. همین ابن تیمیه در تاریخ ابن اثیر جلد 14 صفحه 128 می گوید که زمانی که ابن تیمیه حرانی در کویت و مصر زندانی بود، از ترکیه او را بیرون کردند و وقتی از دنیا رفت مردم زیادی دنبال جنازه او تکبیر می گفتند. آب غسل او را به عنوان تبرک می خوردند. عجب. یا به قصد استشفاء پنجاه هزار مرد و پنجاه هزار زن حضور داشتند و مردم خود را روی جنازه قبل از غسل انداختند و شروع کردند به گریه و زاری. اینها شرک نیست؟ جنازه بدون غسل او را می بوسیدند. تکه نخی که بر گردن او آویزان بود آلوده به دارو بود، به صدو پنجاه دینار فروختند. حتی روپوش که روی تابوت بود به صدو پنجاه دینار دیگر فروختند. ابودره و ذهبی نوشته اند که شاعرهای زیادی برای او شعر سرودند و گریه کردند. اینها برای آنها شرک نیست. به ما که می رسد، چون ائمه ما را مظلومانه در طول تاریخ شهید کرده اند برای اینکه رسوا نشوند، ما که می می رویم مرقد آقا امام رضا می گوئیم که خدا لعنت کند مأمون را. اینها این را نمی خواهند. آقا سعید عزیز من برو مطالعه کند. والسلام علیکم و رحمة الله.           

مجری: 

بسیار ممنون و سپاسگزارم آقای بهادری عزیز. جمع و جور و شسته و رفته مثل همیشه.

صادق از آلمان سلام به شما شب بخیر.

تلفن:

سلام علیکم خسته نباشید. برادر سوری و حاج اقا هاشمی.

عرض کنم به حضور شما که به نظر من شیعه آن کسی است که اصول را کاملا با عقل خودش درک کند و فروع را به تقلید قبول داشته باشد. همچنین کسی باید شیعه باشد، نه اینکه جزئی را قبول کند و جزئی را قبول نکند. این نکته اول.

نکته دوم اینکه آن طور که به ما رسیده است، حضرت پیامبر صلّی الله علیه وآله در غرفه خودش به خاک سپرده شدند. بعد از این کار سقف اتاق را که بر نداشتند. باقی بود. بنائی باقی ماند بر قبر شریف حضرت پیامبر صلّی الله علیه وآله.

نکته سوم اینکه به نظر  من از افتخارات شیعه باید باشد که کتابی به اسم صحیح ندارند که ملت را بیش از هزار سال گروگان بگیرند که ملت نتوانند اجتهادی داشته باشند. مایل بودم فقط این دو سه نکته را بگویم. عذر می خواهم که وقت شما را گرفتم.

مجری: 

بسیار ممنون. آقا صادق عزیز از آلمان.

ایشان هم خیلی نقطه زنی کردند. یعنی مختصر و مفید. یک لحظه هم صدایشان قطع شد، گفتند که پیامبر را در منزل خودشان دفن کردند و سقف خانه هم برنداشتند.

استاد هاشمی: 

بعدا هم توسعه مسجد النبی هم که شد، این حجره وارد مسجد شد. در زمان عمربن عبدالعزیز. به دستور خود عمر  بن عبدالعزیز این گنبد و بارگاه هم درست شد.  عمر بن عبدالعزیز که یکی از خلفای راشدین می دانند.

مجری: 

دوستان یک کلیپ کوتاه برای ما پخش کنید و برمی گردیم پاسخ استاد و جمع بندی و پایان برنامه.

کلیپ:

بالنسبه الی هدم ضریح سیده زینب أنا أفتی بما بنی علی قبر السیده زینب.

+ تا به حال آیا سابقه داشته است که یک سنی اقدام کند که در یک از شهرهای مثل دمشق یا زینبیه تخریب بارگاه و گنبدهایی که در نزد آقایان شیعه محترم است؟ سابقه نداشته است.

 أنا أفتی بما بنی علی قبر السیده زینب.

+ تا به حال آیا سابقه داشته است که تخریب بارگاه و گنبدهایی که در نزد آقایان شیعه محترم است اقدام کنند؟ سابقه نداشته است.

أنا أفتی بما بنی علی قبر السیده زینب.

سابقه نداشته است.

أنا أفتی بما بنی علی قبر السیده زینب.

مجری: 

بله. بسیار خوب. آن آقا که به عربی که واضح هم بود می گوید که فتوا می دهم به تخریب بنای بر روی قبر حضرت زینب سلام الله علیها و در همان شبکه یک آقای می گوید که کجا کسی فتوا دادیم و یا خراب کردیم؟ خودطرف می گوید که من فتوا دادم شما می آیید می گویید کجا این کار را کردیم؟

استاد هاشمی: 

نمی دانم بقیع را در نتیجه چه کسی خراب کرد؟ وقتی خودشان با افتخار می گوید که دستشان درد نکند آن کسی خراب کرده است. همه عالم می داند که وهابیت آمده اند و خراب کرده اند. و همچنین در جاهای دیگر  مثل سوریه و افراد دیگر مانند حجر بن عدی را آمدند خراب کردند و حتی جسد را در آوردند و به جای دیگر بردند. کارهای وهابیت و فتاوایشان مشخص و معلوم است. در کتاب تحفه المجیب علی أسئله الحاضر و الغریب که نوشته یکی از علمای بزرگ وهابیت هم است، آقای ابی عبدالله المقبل بن هادی الوادعی، چاپ دار الآثار در صفحه 406 این کتاب می گوید: نحن نقول: ما می گوئیم: و تلکم قبة الهادی بجوارنا. می بینید که گنبد پیامبر در کنار ما است. نتمنی ای کاش خیلی هم دوست داریم. أن قد رأینا المساحی فی ظهرها. آرزوی آن روزی هستیم که بیل و کلنگ ها را ببینیم بر روی گنبد پیامبر تا کامل با زمین یکسان شود قبر پیامبر صلّی الله علیه وآله و لکن نری أن قد لیس لدینا قدرة ولی حیف که هیچ قدرتی نداریم که این کار را انجام دهیم و نحن ان شاء الله نعجل هذا لغد. در آینده این کار را عملی خواهیم کرد. در کتاب مغنی المرید الجامع لشروح التوحید، مجموعه شرح هایی که بر کتاب محمد بن عبدالوهاب نوشته شده است. جلد چهارم این کتاب، در صفحه 1601 نقل قول از ابن قیم جوزی شاگرد ابن تیمیه که می گوید واجب است خراب کردن گنبدهایی که بر روی قبور ساخته شده است. اینها بر گناه ساخته شده اند. و قال ابوحفصه: تحرق الحجرة. آن حجره و اتاقی که قبر شریف پیامبر در آن هست ، باید سوزانده شود. اینها در خونشان است که بسوزانند. اینها از درب خانه حضرت زهرا که  سوزاندند و در کربلا هم همین کار را کردند و الان هم دنبال همین رویه و سنت هستند. حجره پیامبر را هم به آتش بکشند. بل تهدم. نه فقط اینکه به آتش کشیده شود، بلکه باید هم ویران شود و تخریب شود. پس گنبد هم که بدون شک باید خراب شود. چه رسد به قضیه حجره و اتاقی که پیامبر در آن دفن شده اند. این هم فتاوای علمای وهابیت در تخریب و تهدیم، حتی حجره پیامبر صلّی الله علیه وآله است.

در کتاب مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ملا علی قاری از علمای معروف اهل سنت، در جلد چهارم این کتاب چاپ دار الکتب العلمیه در صفحه 156 حدیثی از پیامبر صلّی الله علیه وآله نقل می کند که لاتجلسوا علی القبور. روی قبرها ننشینید و لاتصلوا الیها. یعنی قبله قرار ندهید قبر را و بعد خود نقل می کند که و قداباح السلف علمای سلف ما اجازه داده اند البناء علی قبر المشایخ. بنا احداث کردن بر روی قبر علمای بزرگ و العلماء المشهورین. چرا؟ لیزورهم الناس و یستریح بالجلوس فیه. تا مردم راحت بتوانند زیارت کنند و در زیر ان سقف بنشینند و استراحت کنند. خیلی واضح و صریح می گوید که علمای سلف ما اجازه داده اند. أباح. یعنی مباح است. هیچ گونه اشکالی ندارد. اشکالی زمانی ایجاد می شود که قبر را پرستش کنند. که هیچ کسی نیامده است که پرستش کند. این ملاعلی قاری در این کتاب. دیگر علمای اهل سنت هم این مطلب را آورده اند. مثلا د رکتاب الفتاوی الکبری الفقهیه که تألیف ابن حجر مکی هیتمی است، صاحب کتاب الصواعق المحرقه که این غیر از ابن حجر عسقلانی است. این ابن حجر هیتمی.  در جلد دوم این کتاب چاپ مصر هم است، در صفحه 16 بحث مفصلی در مورد بنا کردن روی قبور دارد. می گوید الامر الخامس. ان بعض علماء ائمتنا المتأخرین ذکر کلاما حسنا. مطلب خوبی ذکر کرده است. گفت که یؤید جواز البناء. مؤید است برای           جایز بودن بنا ساختن بر روی قبور و می گوید که اجازه دادند که قبور انبیا ترمیم شود و احداث شود والی آخر همه مطالب که اینجا نقل می کند و در اخر از غزالی هم نقل می کند که می گوید: ولم ینقل عن أحد من العلماء. اصلا از هیچ یک از علما نقل نشده است والصلحاء و ولاة امور الدین انکار فیه. که کسی قبول نداشته باشد و منکر بداند بنا ساختن بر روی قبور. ولافعل مع عدم الشک فی تمکنه. همه شان قدرت داشتند که جلوی بنا ساختن را بگیرند ولی کسی جلوی گنبد ساختن بر روی قبر علما و شخصیت ها و مشایخ و امه را نگرفته اند که این هم خودش مؤید این مطلب است.

لذا ما می گوئیم که فقط وهابیت هستند که بر خلاف نظر همه علمای اسلام چه شیعه و سنی عمل کردند. هم فتوا دادند که این کار خلاف است و بدعت است و هم خراب کردند. حتی ائمه بزرگ اهل سنت مانند ابو حنیفه و شافعی هم بر قبرشان گنبد است کسانی که این را درست کرده اند، خودشان از شاگردان بوده اند.

مجری: 

استاد نکته ای جالب که قبل از آن صد سال اگر بگوییم که تاریخ هزار و چهارصد ساله، این همه سال بر روی قبور ائمه و بزرگان گنبد و بارگاه وجود داشته است و علمائی از اهل سنت و شیعه آمده اند و رفته اند و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده است ولی می بینیم که یک دفعه اتفاقی می افتد و فرقه ای به نام وهابیت ایجاد می شود و بعد هم می آیند هدفمند شیعه را بزنند و تخریب کنند که بعد هم اعتقاد را بزنند.

استاد هاشمی: 

بله درست است. لذا ما چند بار نشان دادیم. ابن خزیمه یکی از علمای بزرگ اهل سنت که از او تعبیر به امام اهل حدیث می شود. به تعبیر ابن حجر امام اهل حدیث است که این فرد به زیارت امام رضا علیه السلام می آید و با چه تواضعی و با چه کرنشی و با چه تذللی در کنار قبر امام رضا زیارت می کند. و خیلی از علماءمی رفتند و می آمدند و زیارت می کردند و تنها وهابیت است که اینها را بدعت و شرک و حرام و تکفیر هم کردند.

مجری: 

دوستان قبر ابوحنیفه را داریم که عکسش را نشان بدهید که دوستان بیننده ببینند که انچه گفته می شود وجود دارد. استاد جمع بندی را بفرمایید. پاسخ به آن دوست بیننده را هم داشته باشید.

این قبر ابوحنفیه است از ائمه اهل سنت که امام مذهب حنفی که قبه و بارگاه دارد.

استاد هاشمی: 

در کتاب اخبار مکه و ماجاء فیها من الاثار در این کتاب در جلد اول چاپ دار الآندلس در صفحه 68 با سند ذکر می کند که ما بین رکن و مقام در کعبه مشرفه الی زمزم قبر تسعه و تسعین نبی. قبر نود و نه پیامبر الهی آنجا است. جاءوا حجاجا فقبروا هنالک. آمدند حج به جا اوردند و خداوند همان جا آنها را قبض روح کرد و دفن شدند. اگر بدعت بود و گناه بود            در مسجد دفن شدن، چرا خدا اجازه داد؟ آنها هم پیامبر الهی بودند  و آدم های عادی نبودند. بعد عن النبی صلّی الله علیه وآله کان النبی من الانبیاء اذا هلکت أمته. هر  پیامبری اگر از امتش مأیوس شد و عذاب الهی نازل شد بر امتش می رفت مکه و یتعبد النبی. مشغول عبادت می شد. و من معه حتی یموت فیها. و کسانی که همراهش بودند. اینجا طبق انقل این روایت، حال کار نداریم که این موارد درست است یا نه، نداریم. فمات بها نوح و صالح و شعیب و قبور بین الزمزم و الحجر.

الجامع لأحکام القرآن قرطبی تفسیر قرطبی. در جلد دو این کتاب در صفحه 401. وقت هم تنگ است و اینجا هم این روایت را آورده است و بعد می گوید که قال ابن عباس فی المسجد الحرام قبران . لیس فیه غیرهما. قبر اسماعیل و قبر شعیب و قبر فی الحجر و قبر شعیب فی مقابل الحجر الاسود. در روبروی حجر الاسود قرار دارد قبر حضرت شعیب. ما بین الرکن و المقام و الزمزم قبر تسعة و تسعین نبی. همین روایت در اینجا هم هست. و همین طور در منابع دیگر مثل مجمع الزوائد هیثمی هم در جلد سوم این کتاب در صفحه 481 فی مسجد خیف قبر سبعون نبیا. هفتاد پیامبر در آنجا دفن شده اند. رجال و ثقات و همین طور موارد بسیاری هستند که این قضایا را نقل کرده اند. بسیار خوب. این هم بحث ساخت گنبد و بارگاه بر روی قبر.

شیعه داستان ازدواج موقت و خمس که سوال بیننده ما بود.

بله نسبت به قضیه ازدواج موقت روایات هم در قرآن کریم ذکر شده است و هم در روایات اهل سنت در صحیح بخاری از جابربن عبدالله روایت است که در زمان ابوبکر صحابه متعه می کردند. در صحیح مسلم هم هست. بخشی از ایام و خلافت عمر هم به همین منوال بود تا اینکه عمر بن خطاب این را منع و تحریم کرد. ولی بود در زمان ابابکر که معنایش این است که در زمان پیامبر تحریم نشده است. بعضی ازعلمای اهل سنت در قرن سوم و چهارم اعتقاد داشتند که متعه حلال است و می گفتند که عمر حرام کرد و ما مقلد عمر نیستیم. عمر تحریم کند. ما شریعتمان را از عمر نمی گیریم. و در روایت است که خیلی از صحابه انجام دادند و حتی دختر ابوبکر هم همین کار را انجام داد و خیلی از صحابه انجام دادند. حال این وهابیت می گویند که شیعه ها بدعت درآوردند. بروند قرآن مطالعه کنند و روایات بخاری و مسلم را هم بخوانند تا متوجه شوند که این مطلب در کتابهای خودشان هم هست.

اما در مورد مطلب بعدی که خمس در قرآن ذکر شده است ولی در زمان پیامبر چون وضعیت مسلمانان خیلی فقیر بودند و نداشتند. لذا پیامبر فقط خمس غنائم را از آنها می گرفت و غنائم را تخمیس می کرد، اما ائمه علیه السلام فریضه خمس را برای مردم رسانده اند و توضیح داده اند. خمس در قرآن است. اصل خمس در قرآن است.

وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ(سوره انفال، آیه41) که البته حتی خمس غنائم د رفتوحات اسلامی هم تعطیل کردند. یعنی اینکه خمس فقط در غنائم جنگی است یا اینکه هر غنیمتی است بعضی گفته اند که فقط در غنائم است که نظر اهل سنت است. متاسفانه بعد از پیامبر حتی غنائم جنگی هم خمسش را تعطیل کردند و ندادند به اهل بیت علیهم السلام که باید به اهل بیت داده شود.

مجری: 

اگر نگاه عاقلانه ای به این داستان خمس داشته باشیم، یک منبعی است که د راختیار امام جامعه قرار دارد و در این شرائط فعلی علمای بزرگوار که فقرا را دست گیری کنند و نیاز جامعه را برطرف کنند. اصلا یک نهاد پویا و بسیار ارزشمند است.

داستان ازدواج موقت هم که شرعی و دینی و حلال که رها کرده اند و مجبور شده اند ازدواج مسیار و این طور چیزهایی اتفاق بیفتند. در همین کشورهای حاشیه خلیج که من آنجا بودم دیدم که جوان به ما گفته است که من ازدواج مسیار کردم که بروید بخوانید.

استاد هاشمی: 

بله ازدواج مسیار که آخرش هم به جهاد نکاح هم رسیدند. وهابیت حاضراند به جهاد نکاح هم تن بدهند ولی با ازدواج موقت بجنگند و بگوید که مثلا بدعت است. هست که من شنیدم و دیدم که متاسفانه برخی حاضراند که به گناه کشیده شوند ولی ازدواج موقت نکنند.

مجری: 

خیلی خوب. سپاسگزارم از شما استاد هاشمی. دوستان بیننده از شما هم ممنونم.

کی گفته که علی لب ز لبش وا ننمود              کی گفته علی عدوش رسوا ننمود

در شقشقیه سکوت می بینی تو                 او لب بگشود لیک بلوا ننمود.

مکر و خطوات کفر را افشا کرد                    در تخطئه نفاق پروا ننمود.

تاریخ بخوان و آن قدر شعر مگو                    با شیعه حیدر سخن غیر نگو.

شبتان بخیر. تا هفته آینده سه شنبه ساعت ده  به وقت ایران که در خدمتتان باشیم. یا علی خدا نگه دار.



حجت الاسلام والمسلمین هاشمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر