صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 07 ارديبهشت 1399 تعداد بازديد: 1128 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

فائزون- 07/02/99

مجری: 

أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان اللعین الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. ربّ أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا. سلام عرض می کنم خدمت شما یکایک بینندگان عزیز و فرهیخته ی برنامه های شبکه جهانی ولایت. تبریک عرض می کنم حلول ماه مبارک رمضان را و ان شاء الله این ساعاتی که از این ماه مبارک پشت سر گذاشته ایم جزء بهترین ساعت ها و ساعت های پیش رو و روزهای آینده جزء رشد آفرین و بهترین روزهای ما رقم بخورد. ان شاء الله. توفیق داریم با تقدیم برنامه فائزون به صورت زنده و مستقیم از شبکه جهانی ولایت در محضر شما بزرگواران باشیم. اصالة از طرف خودم و به نیابت از طرف شما بزرگواران عرض سلام دارم خدمت کارشناس برنامه حضرت آیت الله رفعتی نائینی. سلام علیکم خوش آمدید. عرض تبریک و قبولی طاعات.

آیت الله رفعتی: 

سلام علیکم جناب آقای حیدری عزیز. شب شما بخیر. بینندگان عزیز و بزرگوار سلام علیکم. امیدواریم که ماه مبارک رمضان که به تعبیر رسول خدا ماه برکت، ماه رحمت و ماه مغفرت است به سوی شما روی آورده است، ان شاء الله از برکت این ماه و رحمت و مغفرت الاهی برخوردار باشید و ما هم در خدمت شما در برنامه فائزون بتوانیم از حقانیت مذهب شیعه و مذهب امامیه اثنی عشری بیان کنیم.

مجری: 

سپاسگزارم جناب استاد. در ادامه مباحث گذشته که علی القاعده اکثر بینندگان عزیز همراه بوده اند، روال را می دانند که اثبات حقانیت شیعه بر اساس احادیث و روایات نبوی صلّی الله علیه وآله در منابع اهل سنت و با استفاده از آنها است. در برنامه گذشته در ایستگاه آخر رسیدیم به روایتی که مشهور است به «من مات» که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌. این بحث را وعده فرمودید که امروز به صورت مستوفی بپردازید. در خدمت شما هستیم و بهره مند می شویم.

آیت الله رفعتی: 

بسم الله الرحمن الرحیم. بله ما در این برنامه ها فائزون همان طور که شما بینندگان عزیز و بزرگوار مستحضر هستید از روایات نبوی استفاده می کنیم برای اثبات حقانیت مذهب شیعه و اعتقادات شیعه از منابع معتبر اهل سنت. روایاتی را نقل می کنیم که هم در کتب شیعه است و هم در کتب اهل سنت است اما صفحات کتابهای اهل سنت را نشان می دهیم؛ چون بسیاری از بینندگان این برنامه عزیزان اهل سنت هستند و با ما در تماس هستند. لذا از منابع اهل سنت بیان می کردیم. این روایتی را که جناب آقای حیدری اشاره کردید، حدیث مشهوری است. در کتب فریقین. هم شیعه و هم اهل سنت. و منابع حدیثی شیعه و اهل سنت این روایت را از رسول خدا نقل کرده اند. مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌. من سریع اشاره می کنم به منابع اهل سنت این روایت را ذکر کرده اند و این روایت را از منابع اهل سنت. ابتدا از مسند احمد بن حنبل. امام حنابله. در این کتاب در الجزء الثالث عشر یعنی جلد سیزدهم این کتاب که این چاپ که بنده نشان شما می دهم، چاپ دارالحدیث قاهره است. در صفحه 188 این روایت را از ابی صالح از معاویه نقل می کند. قال قال رسول الله مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

دومین مدرک المستدرک علی الصحیحین است. من می خواهم خیلی سریع عرض کنم؛ چون می خواهیم بیشتر روی معنای این حدیث و دلالت آن بحث کنیم. المستدرک علی الصحیحین کتاب حاکم نیشابوری است که تدارک کرده است روایاتی را که مرحوم بخاری و مسلم ذکر نکرده اند. در جزء اول این کتاب المستدرک علی الصحیحین در صفحه 197 این روایت را و در صفحه 203 این روایت را این چنین ذکر می کند. از عبدالله بن عمر. ببینید که صحابی های متعددی این روایت را ذکر کرده اند. این روایت از روایات متواتره است. حتی در منابع اهل سنت. قال من خرج من الجماعه این یک روایت است. روایت دوم که نقل می کند مَنْ مَاتَ وَ لیسَ علیه إِمَامِ جَمَاعَةٍ فَإِنَّ مَوتَته موتةجَاهِلِيَّةً. هر کس که امامی بر جامعه نداشته باشد و بمیرد، این مرگش مرگ جاهلیت است.

کتاب دیگر صحیح ابن حبان است. المجلد العاشر. جلددهم این کتاب. عبارت را ملاحظه بفرمایید. حقِّقه و خرج احادیثه و علّق علیه شعیب. این خودش یکی از وهابی ها است که آمده است این کتاب را تحقیق کرده است. در جلد دهم در این صحیح صفحه 434 از معاویه این روایت را نقل می کند که  مَنْ مَاتَ وَ لیسَ علیه إِمَامِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

این هم از این کتاب. دیگر از کتب معتبر در نزد اهل سنت، کتاب تفتازانی شرح العقائد النسفیه است.  این کتاب تفتازانی استکه در قاهره چاپ شده است. صفحه 96. این روایت را نقل می کند. مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌. بعد هم می گوید که آنقدر این مساله برای مردم مهم بود که بعد از ارتحال پیامبر قبل از آنکه پیامبر را دفن کنند، اول رفتند امام خود را تعیین کنند. تعبیرش این است و لانّ الامة قد جعلوا أهم المهمات بعد وفاة النبی علیه السلام نصب الامام. آن قدر امام برایشان مهم بود که بعد از وفات پیامبر اهم مهمات برایشان نصب امام بود حتی قدّموه علی الدفن. بر دفن هم مقدم کردند.

البانی که از علمای وهابی است در سلسلة الاحادیث الصحیحه این روایت را با این تعبیر که از مسلم نقل می کند، این است که من مات و لیس فی عنقه بیعة مات میتة جاهلیه.

مسند ابی یعلای موصلی . یکی دیگر از منابع معتبر اهل سنت است و از کتاب های قدیمی است که در قرن سوم زندگی می کرده است ابی یعلی و سال 307 از دنیا رفته است. در این کتاب و مسندش، کتاب صحیحش الجزء الثالث عشر، مجلد سیزدهم صفحه 366 این روایت را آورده است که قال رسول الله من مات و لیس علیه امام مات میته جاهلیه.

این چند تا از منابع برادران اهل سنت بود. باز منابع دیگر هم ما داریم. اما به خدمت شما عرض می کنم که اگر بخواهیم همه منابع را ذکر کنیم، خیلی وقت می برد. در کتب شیعه هم این روایت در کتاب کمال الدین آمده است، در کتاب اصول کافی آمده است و در کتب دیگر این روایت آمده است.

مجری: 

جناب استاد جالب اینجا بود که تنوع لفظ هم بود که نشان می دهد که مورد توجه بوده است. اگر اجازه دهید، عزیزان ما کلیپ شبهه ای را در همین رابطه آماده کرده اند.

کلیپ:

فرمودند که در صحیح مسلم ج6 شماره هم داده اند که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة و فرموده اند که در کتاب صحیح مسلم است و من گفتم که کتاب صحیح مسلم جلوی روی بنده است بخوانید. گفت که من از مسجد نت برداری کرده ام که امام مسجد به من داده است و این در صحیح مسلم وجود دارد. صحیح مسلم را هرچه سرچ کردیم این روایت با این لفظ که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة به هیچ عنوان وجود نداشت و به این صورت بود که «من مات و لیس فی عنقه بیعة مات میتة الجاهلیه».

اولا: امام زمان ما تمام کارشناسان گفته اند و تمام مسلمانان اعتقاد دارند که امام زمان ما قرآن است. امام زمان تمام مسلمانان هر زمانی که بیایند امامشان قرآن است. وقتی خداوند از تورات به عنوان عنوان اماماً و هدی و رحمة یاد می کند، قرآن که دیگر از باب اولی است. هدایت کننده کسی است که این را در جلوی خودت قرار می دهی و تو پشت سرش راه می روی. راه را نشانت می دهد. قرآن امام من است و امام شماست و امام تمام مسلمان ها در هر زمانی. پس هر کس قرآن را نشناسد باید بگوئیم که مردن جاهلی داشته است. واقعا این گونه است. هر کس با قرآن زندگی نکند، قرآن را بهار زندگی و بهار قلبش قرار ندهد، واقعا مرده است. این از این طرف. اما در مورد آن روایتی که فرمودند. این روایت به هیچ عنوان در صحیح مسلم نیست، همان طور که فرمودید. روایت  که در صحیح مسلم است، مساله بیعت است. نه مساله شناختن امام زمان.

مجری: 

این بیانی که این آقایان داشتند در مورد نحوه ورود این روایت. جناب استاد در محضرتان هستیم. در واقع از ابعاد مختلفی شبهه ایجاد کردند.

آیت الله رفعتی: 

بله. ببینید اولا می گوید که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ این روایت را در صحیح مسلم نداریم. فرضا در صحیح مسلم نداشته باشیم، مگر صحاح دیگر را شما قبول ندارید؟ مگر اینها کتابهای شیعه است؟  کتاب مسند احمد بن حنبل که صفحه اش را نشان دادیم، امام حنابله، این کتاب را قبول ندارید؟ اگر قبول ندارید، روشن بگویید که قبول نداریم. جرأت دارید بگویید که ما هیچ یک از صحاح را قبول نداریم فقط صحیح مسلم و صحیح بخاری را قبول داریم. آن وقت دیگر خیلی از مسائل دینتان و معارف دینتان را باید بگذارید کنار، مگر چند روایت را بخاری نقل کرده است. چند روایت را مسلم نقل کرده است. این اولا.

ثانیاً در صحیح مسلم روایتی که وجود داشته است و الان در چاپ های صحیح مسلم نیست، این روایت بوده است.

مجری: 

یعنی در واقع ما یک صحیح قدیم داریم و یک صحیح که آقایان از آن نقل می کنند.

آیت الله رفعتی: 

متاسفانه در این کتاب ها دست می برند.  برخی از روایاتی که نمی توانند هیچ طور توجیه کنند و اثبات می کند مذهب حق شیعه را. اثبات می کند حقانیت این مذهب را متاسفانه یک جوری حذف می کنند. کتاب قدیمی را من برای شما نقل می کنم که از کتاب مسلم نقل می کند که این روایت در کتاب مسلم است.

مجری:  

در واقع با این روایت مشخص می شود که این روایت بوده است.

آیت الله رفعتی: 

کتاب الجواهر المضیئه که نویسنده اش العلام الفهام الشیخ الامام المحدث محی الدین است. این آقا در سال 696 به دنیا امده است. یعنی در قرن هفتم زندگی می کرده است. در این کتاب از کتاب مسلم روایت نقل می کند. در صفحه 457. قوله علیه السلام فی صحیح مسلم. یعنی قول رسول خدا که در کتاب صحیح مسلم نقل شده است.  مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة. معنا هم می کند روایت را ولی از صحیح مسلم دارد نقل می کند. این کتاب کتاب اهل سنت است. نویسنده اش در قرن هفتم زندگی می کرده است. نیمه دوم قرن هفتم زندگی می کرده است. از کتاب مسلم نقل می کند. حال یک شیعه می گوید که همچنین روایتی در صحیح مسلم وجود ندارد، می گوید: نه. صحیح مسلم چنین چیزی نیست بلکه چیز دیگری است.

مجری: 

جالب اینجا است که نویسنده هم علامه است، محدث است و ...

آیت الله رفعتی: 

از علمای بزرگ اهل سنت است.

و اما سوم. حال این عبارت در کتاب مسلم نیست. اما روایتی که در صحیح مسلم است و خود این گوینده وهابی این روایت را نقل کرد، همین هم همین مفهوم را دلالت می کند. ببینید. الان کتاب صحیح مسلم، الجزء الثالث. چاپ دار الحدیث قاهره. این صفحه کتاب 1478 در جلد سوم این کتاب. و من مات و لیس فی عنقه بیعة مات میتة جاهلیه. من از این گوینده وهابی سوال میکنم که معنای این روایت که خودتان در صحیح مسلم نقل می کنید، چیست؟  و من مات و لیس فی عنقه بیعة. هر کسی که بمیرد و بر گردنش بیعتی وجود نداشته باشد، مات میتة جاهلیه. این مات میتة جاهلیه مثل روایت دیگر است و من مات هم مثل روایات دیگر است. اینجا تنها کاری کرده است، در این روایت، مسلم کلمه امام را حذف کرده است، و لیس فی عنقه بیعة امام. بیعت امام. کلمه امام حذف شده است. اما سوال من این است که شما با خانمت بیعت می کنی؟ اصلا برای چه است؟ بیعت با چه کسی است؟ شما با رفیقت یا همسرت بیعت می کنی؟ اگر دست دوستی هم می دهید، می گویند دست دوستی و نمی گویند بیعت.

مجری: 

نهایت می شود اخوت.

آیت الله رفعتی: 

 این کلمه بیعت کجا به کار می رود؟ اگر می فهمند، جواب دهند. کلمه بیعت جز بیعت با حاکم است؟ بیعت با رسول خدا و امام و با خلیفه است؟ بیعت اینجایی است که انسان پیمان با حاکمش ببندد. با امامش، با رسول خدا بیعت می کند که هر چه او گفت، اطاعت کند. این را بیعت می گویند.

مجری: 

استاد به قرینه آن مرگ جاهلی هم می توانیم این را تبیین کنیم که باید کسی باشد که جلوگیری از مرگ جاهلی کند.

آیت الله رفعتی: 

بله. یعنی باید حاکم الاهی باشد که بیعت با او کند و اگر حاکم الاهی باشد و با او بیعت کند، مات میتة جاهلیه. بنابراین بر اساس همین روایت، نه آن روایاتی که در دیگر منابع و در خود صحیح مسلم آمده بود که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة، باز بر اساس همین روایت هم اثبات می کنیم که مسلمان وقتی مسلمان می میرد که با امام بیعت کرده باشد. نه با خانمش و نه با دوستش و یا برادرش. آن که بیعت نیست.  باید بیعتی به گردنش باشد که بیعت با امام باشد. حال امام چه کسی است، توضیح خواهیم داد. اگر بیعتی به گردنش نباشد، اطاعت از امام را نپذیرفته باشد، اطاعت از حاکم الاهی نپذیرفته باشد، مرگش مرگ جاهلی است.

پس سه جواب به این گوینده ای که این چنین حرف هایی را می زد عرض کردیم.

این در رابطه با نکته اول سخن ایشان که نکته ای بود که بایدب ه آن توجه می کردیم.

مجری: 

در واقع تنوع الفاظ را مستمسک قرار ندهند.

آیت الله رفعتی: 

یعنی در این مجلد ها و آنچه موجود است در کتاب های مسلم این روایت در آن نیست، این را مستند قرار می داد که پس شما دارید بی دلیل حرف می زنید.

نکته ی دیگری که در این کلیپی که پخش کردید بود، این است که اینها از البانی گرفته اند. البانی عرض کردیم یکی از علمای وهابیت است و می گوید که ما این روایت را می پذیریم اما منظور از امام چیست؟ امام قرآن است.

مجری: 

دوستان می گویند که این قطعه را اگر دوستان بیننده را به دقت گوش دهند آماده کرده اند که تعبیر می کند که امام قرآن است.

کلیپ:

امام زمان ما تمام کارشناسان گفته اند و تمام مسلمانان اعتقاد دارند که امام زمان ما قرآن است. امام زمان تمام مسلمانان هر زمانی که بیایند امامشان قرآن است.

مجری: 

بله این قطعه را دیدیم. جناب استاد بفرمایید.

آیت الله رفعتی: 

نسبت به مفهوم این روایت واژه به واژه توضیح خواهیم داد ولی چون این کلیپ را پخش کردید که می گوید که منظور از امام در این روایت قرآن است، منظور امامی نیست که شیعیان می گویند که باید حاکم بر جامعه باشد. اگر دقت می کردند در تعبیر این روایت، من مات و لم یعرف امام زمانه، می فهمیدند که چنین معنایی نمی توانستند برای امام در این روایت بیان کنند که بگویند که منظور از امام قرآن است. چون قرآن برای تمام زمانها و تمام عصرها گذشته و آینده و حال کتاب راهنما است.  این که تعبیر می کند که من مات و لم یعرف امام زمانه، یعنی در هر زمانی یک امامی وجود دارد. قرآن برای همه زمان ها است. از زمان نزول و زمان بعثت پیامبر تا روز قیامت کتاب آسمانی الهی است.

ثانیا: اگر من مات و لم یعرف امام زمانه به معنای لم یعرف القرآن باشد، چرا خداوند انبیا را فرستاد. فقط قرآن را می فرستاد. قرآن راهنمای بشر است و ضرورتی نداشت که در کنار انزال کند، ارسال رسل هم باشد. پس معلوم می شود که منظور از امام در این روایت قرآن نیست. قرآن اگر بود، دیگر نیازی به رسول نبود، در حالی که قرآن کریم  می فرماید که ما رسل نازل کردیم. لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَات وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ(سوره حدید، آیه 25). برای هدایت جامعه هم رسول فرستادیم و هم أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ.. اگر شناخت امام یعنی شناخت قرآن کفایت می کند، خب فقط کتاب را نازل می کرد.

سوما اگر منظور از امام قرآن بود، چرا رسول خدا می فرماید که إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي که ما در یکی از بحث ها و شب های فائزون به این روایت پرداختیم که آن روایت صحیح و متواتر این است. كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي. آن روایت مجعول است که می گوید كِتَابَ اللَّهِ وَ سنتی.

چهارما: اگر مراد قرآن باشد، شناخت قرآن، شناخت یعنی چه؟ یعنی همین که بدانند این قرآن است؟ یعنی بین الدفتین کلمات قرآن؟

مجری: 

یا اینکه چه مسیری را می خواهد نشان دهد؟

آیت الله رفعتی: 

قرآن خودش می فرماید که يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ(سوره نساء، آیه59). به هر حال آنچه اینها می خواهند توجیه کنند و تحریف کنند معنای روایت را، هدفشان این است که اثبات امامت نشود. به نحوی معنا می کند که قرآن امام ما است. البته حال این یکی از توجیهاتی است که کرده اند. ما توجیهات دیگر هم شنیده ایم که اینها دارند.

این از پاسخ به این کلیپ.

مجری: 

استاد به نظر می رسد که یکی از بخش های مهم این برنامه مفهوم شناسی واژگان این روایت باشد که در واقع جلوی خیلی از این تحریف هایی که دارد صورت می گیرد توسط این آقایان را می گیرد.

دوستان اگر بخش دیگری از کلیپ را آماده کرده اند که ناظر به بحث ما است، آن را ببینیم.

جناب استاد اگر خاطرتان باشد در بحثشان آوردند که می تواند حاکم باشد. یعنی منظور از امام حاکم باشد. این بخش را هم الان ببینید.

آیت الله رفعتی: 

آنچه که فرمودید که مفهوم حدیث دنبال کنیم خیلی خوب است و بعد ببینیم که شبکه های وهابی در مورد این روایت چه می گویند.

چند واژه در این روایت است که باید اینها فهمیده شود و معنا شود و اگر اینها فهمیده شود، می فهمیم که این روایت چقدر در اثبات حقانیت شیعه مؤثر است. یکی کلمه جاهلیت است که مات میتة جاهلیه. یعنی چه؟ کسی که در زمان جاهلیت زندگی می کرده است یا از دنیا می رفت، مسلمان از دنیا می رفت یا کافر؟ کافر. لذا ما در روایات از اهل بیت داریم در معنای میته جاهلیه که میته کفر است و میته ضلال است. گمراهی است. این معنای میته جاهلیت است که کفر است. اما نکته ای که باید اینجا دقت شود منظور کفر در این دنیا نیست. یعنی احکام کافر بودن در زمان حیات بر او بار نمی شود؛ چون در این روایت سه بار از کلمه من مات، موت استفاده شده است. مات میتة. سه بار. نشان می دهد که مرگ به کفر و مرگ به جاهلیت از لحظه مرگ است. یعنی نگفت که من احیا یا من حیّ یا من عاش. عاش یعنی زندگی کند. بدون امام ولم یعرف امام زمانه عاش عیشة جاهلیه.

مجری: 

یا مثلا می گفت من کان.

آیت الله رفعتی: 

یا من کان و لم یعرف امام زمانه عاش عیشة جاهلیه، معنایش این است که زندگی اش زندگی کفری است و احکام کفر بر او بار می شود، اما اینجا روایت که من مات و لم یعرف امام زمانه. مات میتة جاهلیه. سه بار کلمه موت را آورده است که مرگش مرگ جاهلی است. کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد و با او ارتباط برقرار نکرده باشد، با او بیعت نکرده باشد، مرگش مرگ جاهلی است، یعنی در آخرت جزء کفار است، نه در دنیا. در دنیا حکم کفر بر او بار نمی شود. یعنی نمی توانیم بگوئیم که نجس است یا کافر است.

مجری: 

یعنی نمی توانیم بگوئیم که در قبرستان مسلمانان دفنش نکنیم.

آیت الله رفعتی: 

بله. در دنیا حکم مسلمان بر او بار می شود، اما این مساله را که منظور از مرگ جاهلیت مرگ کفر است، هم در بین علمای اهل سنت است و هم در بین علمای شیعه. مثلا ابن کثیر در کتاب النهایه اش می گوید این واژه در احادیث زیادی تکرار شده است و هی الحال التی کانت علیه العرب قبل الاسلام. این جاهلیت حالتی است که انسان ها قبل از اسلام داشتند من الجهل بالله و رسوله. نسبت به خدا و پیامبر جهل داشتند و معرفت نداشتند و نسبت به شرایع دین، نه مسیحیت و نه یهودیت شناختی نداشتند. همچنین بدرالدین عینی در کتاب عقدة القاری جلد 16 همین معنا را می گوید. نسبة الی الجاهلیه. مات میتة جاهلیه این نسبت داده می شود به زمان جاهلیت. زمان جاهلیت چه وضعی داشته اند؟ و هی الحالة  التی کانت علیه العرب قبل الاسلام من الجهل بالله و رسوله و شرایع الدین. عین همان تعبیر که از ابن اثیر ذکر کردیم.

این تعریفی است که برای جاهلیت بیان شد. این یکی از واژه هایی که در این روایت آمده بود. در واقع واژه موت هم مشخص شد. یعنی از لحظه مرگ دیگر این کافر است و جزء کفار است. تا لحهظ مرگ هنوز بالاخره شاید معرفتی پیدا کند و بتواند امام زمانش را بشناسد و حکم مسلمان را دارد.

واژه دیگری که در این روایت باید معنا شود، خیلی هم مهم است، واژه لم یعرف است که منظور از معرفت در اینجا چیست؟  یک معرفت ظاهری داریم. من لم یعرف امام زمانه. معرفت ظاهری. یک معرفت واقعی است و شناخت واقعی است. کاری به ظاهر ندارد. اینجا مراد معرفت ظاهری است و یا معرفت واقعی است؟ معرفت واقعی معنایش این است که بتواند اعتقاد داشته باشد که این فرد امام است و واجب الاطاعه است. با او بیعت کند و هذه بیعة لی فی عنقی الی یوم القیامه. این معنای معرفت واقعی است که اعتقاد داشته باشد که این امام است. یک معرفت ظاهری داریم. آیا منظور اینجا معرفت ظاهری است؟ خیر. نمی تواند معرفت ظاهری باشد. اگر معرفت ظاهری باشد، ما الان نسبت به رسول خدا معرفت ظاهری داریم. نه نداریم. چون اگر خداوند رسول خدا را زنده کند و در خیابان راه برود، ما او را نمی شناسیم. به چهره رسول خدا را نمی شناسیم.

مجری: 

حتی اگر با لباس اهل این زمان باشد.

آیت الله رفعتی: 

بله. به خصوص اگر با لباس اهل این زمان باشد. قیافه اش را نمی شناسیم. معرفت ظاهری مهم نیست. الان همه مسلمانان معرفت به رسول خدا دارند، یعنی اعتقاد دارند که رسول خدا از طرف خداوند مبعوث به رسالت شده است. این می شود معرفت واقعی. یعنی اعتقاد.

مجری: 

یعنی روز عید مبعث می دانند که این عید متعلق به چه کسی است و قرآن بر چه کسی نازل شده است.

آیت الله رفعتی:

 این اعتقاد واقعی است. منظور از معرفت واقعی اعتقاد است نه شناخت ظاهری و لذا علامه مجلسی در کتاب مرآة العقول در شرح این روایت می فرماید که قوله علیه السلام و لیس له امام ای لایعتقد و لایفترض علی نفسه طاعة من اوجب الله طاعته علی زمانه نبیا کان او وصیا.  منظور از معرفت رسول خدا و امام این است که اعتقاد نداشته باشد. اگر لم یعرف بخواهد معنا شود، یعنی لم یعتقد که اعتقاد نداشته باشد و الا معرفت ظاهری مشکلی را حل نمی کند. همین جا که عرض کردیم معرفت ظاهری مشکلی را حل نمی کند، نکته دوم این است که خیلی ها در زمان رسول خدا بودند و رسول خدا را به معرفت ظاهری می شناختند ولی ایمان به رسول خدا نداشتند. یعنی اعتقاد به رسالتش نداشتند. می دانستند که فرزند عبدالله است و نوه چه کسی است و مادرش چه کسی است و در چه مکانی بزرگ شده است. قیافه اش را می شناختند. شکل ظاهری، همه را می شناختند.

مجری: 

خلقیاتش را می شناختند.

آیت الله رفعتی: 

خلقیات را می شناختند. او را صادق الامین تعبیر می کردند، اما لم یعرف رسوله.

مجری: 

لذا تکذیبش می کردند.

آیت الله رفعتی: 

لذا تکذیبش می کردند و نمی پذیرفتند. این آقایی که شناخت ظاهری در زمان پیامبر داشت ولی ایمان نداشت، این اهل بهشت بود یا اهل جهنم؟ یا مات میتة جاهلیه. اگر معنای ظاهری و تعریف ظاهری بخواهیم بگیریم، از لحاظ ظاهری معرفت دارد، اما معرفت، معرفت واقعی است. بنابراین واژه دوم که خوب باید در مورد آن دقت کنیم، واژه معرفت است. لم یعرفه امام زمانه یعنی چه؟ یعنی لم یعتقد بامام زمانه. اعتقادی به امام زمانش نداشته باشد.

مجری: 

جناب استاد از آن طرف هم ما وقتی وضع جاهلیت را در نظر می گیریم و لم یعرف را در قبالش قرار می دهیم یعنی اگر قرار است که این اتفاق بسیار بزرگ بیفتد همه ما می گوئیم که اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا. یک کسی قرار است عاقبت به خیر نشود. یک اتفاق به این بزرگی، آن هم به جهت معرفت ظاهری. این اصلا وزن روایت می افتد. اصلا صدر و ذیل روایت از لحاظ معرفتی با هم جور در نمی آید.

بسیار ممنونم. اگر اجازه دهید، یک میان برنامه را ببنیم و ادامه برنامه را خواهیم داشت.

مجری: 

خستگیمان در رفت اگر خسته بودیم. اگر با نشاط بودیم با نشاط تر شدیم با این میان برنامه بسیار زیبا و ولائی که عزیزانمان پخش کردند. خوش به حال کسانی که توفیق دارند که هنرشان را در راه ولایت اهل بیت عصمت و طهارت و نشر احکام دین و معرفی اولیای دین خرج می کنند. خداقوت می گوئیم به همه شان.

عزیزانم اشاره کردند که یک تماس تلفنی داریم که اماده هستیم تا این ارتباط برقرار بشود. آقای میربلوچ از زاهدان خدمت شما سلام عرض می کنم.

تلفن:

سلام استاد گرامی وقت بخیر خسته نباشید. طاعات و عبادات شما قبول درگاه حق باشد. استاد گرامی شما زیرنویس کرده بودید که دوستان اهل سنت در کتبشان حقانیت شیعه را بیان کرده اند و مستند دارند. در کتاب مستند دارند؟ با ذکر حدیث و کتاب دقیق که حقانیت شیعه بر اساس این دلیل و این روایت؟

آیت الله رفعتی: 

شما از عزیزان حنفی هستید درست است؟

تلفن:

من چهار تا فکر را قبول دارم.

آیت الله رفعتی: 

ما این حدیثی که امشب در این برنامه فائزون ذکر کردیم که . صفحه 96. این روایت را نقل می کند. مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌ در منابع معتبر اهل سنت ندیده اید؟

تلفن:

در چه کتابی و در چه روایتی؟

آیت الله رفعتی: 

از اول برنامه شما شاهد برنامه بودید یا نه؟

تلفن:

نه.

آیت الله رفعتی: 

پس من فهرست این منابع را ذکر می کنم. حتما مراجعه کنید. اگر در این کتاب ها که از منابع معتبر اهل سنت است، این روایت نبود، بعد هفته آینده تماس بگیرید، جایزه به شما می دهیم.

تلفن:

اگر شما سوال من را گوش کنید من ممنون می شوم. من به دین و فقه شما ایمان می آورم. شما در یک کتب صحیح که اهل سنت باشد، اهل تشیع را قبول نداریم. تشیع از زمان کریم خان زند به وجود آورده است. و از زمان خوارج حضرت علی دین تشیع به وجود آمده است. چه قبول کند و چه قبول نکند. من فقط یک روایت می خواهم. شما عرض می کنید که صحیح بخاری و صحیح مسلم تزمذی صحاح سته که ما داریم. شما یک حدیث بیاور که اهل سنت حقانیت شیعه را در زمان فلان پیامبر بیان کرده است، من ممنون می شوم.

آیت الله رفعتی: 

بله بسیار خوب.

مجری: 

ما به این سوال و درخواست شما اشاره می کنیم.

آیت الله رفعتی: 

ببینید این چهل و چهارمین برنامه فائزون است که شما اگر به سایت شبکه مراجعه نمایید، پیاده شده این مباحث ،روایاتی که حقانیت شیعه را اثبات می کند، از روایات نبوی در منابع اهل سنت، ما همه اینها را ذکر کرده ایم. در این چهل و چهارمین برنامه از روایت صحیحی که متواترا در منابع اهل سنت ذکر شده است، داریم یاد می کنیم و آن روایت . صفحه 96. این روایت را نقل می کند. مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌ است. عرض کردیم و منابع را ذکر کردیم. صحیح مسلم جلد سوم. من صفحات را سریع نشان دهم. این صفحه 1478 در صحیح مسلم اثبات می کند که باید بیعت با امام باشد. همچنین در کتاب صحیح و مسند احمد بن حنبل کتابی که همه اهل سنت قبول دارند در این کتاب جلد 13 صفحه 88 این روایت من مات بغیر امام مات میتة جاهلیه است. در مستدرک بر صحیحین جلد اول صفحه 197 این روایت را از یکی از صحابه عبدالله بن عمر نقل کرده است که ان رسول الله قال من مات و لیس علیه امامة جماعة فان موتته موته جاهلیه. صحیح ابن حبان. این هم در جلد دهم روایت را از معاویه نقل می کند که من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیه. این کتاب تفتازانی در صفحه 97 این روایت را نقل می کند. البانی در سلسله الاحادیث الصحیحه این روایت را نقل می کند. اینها منابع  اهل سنت است. آخری هم که منبعی از منابع وهابیت است. داریم نقل می کنیم. این روایت را نقل می کند. بله این طور نیست که در کتابهایشان گفته باشند که حق با شیعه است. بلکه روایتی را نقل می کنند که معنا و مفهوم آن حق با شیعه است؛ چون این روایت بیان می کند که مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌ گفتی که میته جاهلی یعنی چه؟ همه معنا کردند که یعنی مرگ کفر. من مات یعنی لم یعرف امام زمانه و اعتقادی به امام زمانش نداشته باشد. لم یعرف را هم معنا کردیم. نه لم یعرف ظاهری بلکه لم یعرف واقعی که یعنی لم یعتقد بامام زمانه. خب اثبات شد حقانیت مذهب شیعه. حقانیت مذهب امامیه که باید امامی باشد بر جامعه و آن امام مورد اعتقاد و اطاعت مردم قرار گیرد.

مجری: 

ما به احترام آقای میربلوچ از زاهدان در واقع خلاصه ای از هرچه از ابتدای برنامه تا الان گفتیم را جناب استاد زحمت کشیدند و بیان فرمودند. ما در خواستمان این است که حتما تکرار برنامه را آقای میربلوچ ببینند تا واژه به واژه حضرت استاد به این روایت پرداختند و تبیین کردند و تمام این اسنادی است که الان سریع مرور کردیم. ایشان می توانند بروند همان لحظه نگاه کنند و کتاب ها را ببینند.

آیت الله رفعتی: 

این مفهومی که ما برای جاهلیت ذکر کردیم. عرض کردیم که این مفهومی نیست که ما شیعه معنا می کنیم. این کتاب النهایه ابن اثیر است. آن موقع این صفحه را نشان ندادیم. این صفحه را ملاحظه بفرمایید که مکتبة الاسلامیه نشر کرده است، الجزء الاول. ابن اثیر در صفحه 323 می گوید که قد تکرر ذکرها فی الحدیث. این کلمه جاهلیت در روایات متعددی ذکر شده است و هی الحال التی کانت علیها العرب قبل الاسلام. وضعیت عرب قبل از اسلام را جاهلیت می گویند. چرا؟ من الجهل بالله و رسوله و شرایع الدین. چون اینها نسبت به خدا جهل داشتند. نسبت به رسول خدا و دین جهل داشتند. این معنای جاهلیت است. یعنی بی دین اند و شناختی نسبت به خدا و رسول خدا ندارند. این یکی از منابع اهل سنت بود که جاهلیت را معنا کرده بود. یکی هم عقدة القاری فی شرح صحیح البخاری الجزء السادس عشر است که در این کتاب صفحه 35 در واقع از تعریف جاهلی را می گوید. نسبة الی الجاهلیه و هی الحالة التی علیه العرب قبل الاسلام من الجهل بالله و رسوله و شرایع الدین. این معنای جاهلیت است. یعنی مرگ کفر. این را ما نمی گوئیم. این را همه این گونه تعریف می کنند. معنای جاهلیت غیر از این نیست.

مجری: 

سپاسگزارم از شما. قبل از اینکه کلیپ بعدی را که یک شبهه ای را مطرح کرده بود که قبلا همه را به صورت مجتمع دیدیم، اما می خواهیم به صورت تفکیک شده ببنیم.

جناب استاد یک نکته ای به ذهنم رسید که به زعم خودم باز هم اهمیت تبیین واژگان این روایت را نشان میدهد و دوست دارم که شما نقدی اگر دارید نقد بفرمایید و اگر هم تایید دارید از تایید شما استفاده می کنم. اگر ایمان یک اتفاقی است که لحظه به لحظه با فرد است. یعنی فرض می کنیم این شخص شصت سال عمر می کند اما تا پنجاه و نه سالگی امام زمانش را می شناسد اما چون مرگ یک موضوعی است که با آمدنش زندگی فرد قطع می شود، ولو یک سال آخر عمر خود را بدون امام درک کند، باز هم مرگ او مرگ جاهلی است. آیا این درست است؟

آیت الله رفعتی: 

فرمایش درستی است.

مجری: 

سپاسگزارم. دوستانمان در اتاق فرمان کلیپ بعدی را پخش کنند، ان شاءالله در محضر استاد آن را هم بررسی می کنیم.

کلیپ:

هیچ روزی به شب نرسد، بدون وجود حکومت. به عنوان امر واجبی است. همان مساله مات میتة جاهلی دقیقا این است. یعنی شما یک روز را بدون حکومت سپری نکنید. مقصود اصلی قضیه و آن روایت که باید حتما امام زمان خودش را بشناسد دقیقا مقصود این است که حکومت داشته باشند و یک روز را بدون وجود حکومت و نظام حکومتی سپری نکنند و این دلالت بر اهمیت قضیه دارد.

مجری: 

این بار یک نوع تحریف دیگر. در خدمتتان هستیم جناب استاد.

آیت الله رفعتی: 

بله. امام را به معنای حکومت گرفت. حال قبلا به معنای قرآن گفت. دید  که نمی چسپد که درست کند و حال می گوید که به معنای حکومت است. هر زمانی حکومتی است که مردم باید با آن حکومت بیعت کرده باشند.

این اولا معنای امام را نفهمیده اند. ثانیاً: من معنای امام را توضیح خواهم داد. اما اول ثانیا را بگویم. اگر مراد از امام در این روایت حکومت باشد و هر زمانی باید مردم حکومت داشته باشند، سایه حکومت بالای سرشان باشد. من مات و لم یعرف امام زمانه یعنی اطاعتی از حکومت نداشته باشد، مات میتة جاهلیه. این کدام حکومت است؟ آیا شما واقعا این طوری معتقد هستید که رسول خدا از ناحیه خدا سخن می گوید، وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (سوره نجم، آیه3) می گوید کسی که حکومت بالای سر او نباشد، مرگ او مرگ جاهلیت یا کفر است هر حکومتی؟ ولو اینکه حکومت طاغوتی و حکومت ظالم؟ ولو حکومتی که به دستورات اسلام عمل نمی کند.

مجری: 

پس وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(سوره نحل، آیه36) کجا رفت؟

آیت الله رفعتی: 

این یعنی رسول خدا امر به اطاعت ظالم می کند. وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ(سوره هود، آیه 113) که قرآن می فرماید چه می شود؟ می فرماید که در برابر ظالمان به هیچ وجه کرنش نکنید. اطاعت نکنید. حاکمیت ظالم را نپذیرید. حاکمیت فاسق را نپذیرید. وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الکافرون، وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظالمون وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره مائده، آیه 47) اینها همه آیات قرآن است. این طور معنا کردن روایت منتاقض با قرآن می شود. چه طور مسلمانی هستند که معنا می کنند این طور روایت را؟ پیامبر فرموده است که فقط باید حکومت داشته باشید.

مجری: 

پیامبر آن وقت اصلا چرا مبعوث شده اند؟ یک حکومت هایی بالاخره بودند.

آیت الله رفعتی: 

اگر صرفا داشتن حکومت دلیل باشد که مرگ ما مرگ جاهلیت نباشد، دیگر نه تنها قران لازم نبود، ارسال رسل هم نیاز نبود. پیامبر هم نیاز نبود.

مجری: 

بالاخره یک قلدری پیدا می شد که جامعه حکومت کند.

آیت الله رفعتی: 

هر جامعه ای یک حکومت می خواهد. حتی آمریکایی ها هم حکومت می خواهند. حال هر جامعه ای لایق هر کسی است یکی لایق ترامپ است و یکی لایق بن سلمان است و یکی هم لایق امام است. این بستگی دارد به آن جامعه. اما واقعا چطور اینها رویشان می شود حدیث را متناقض با صریح قرآن معنا کنند. با صریح قرآن معنا کنند.

این جواب دوم بود. اما جواب اول که معنای امام چیست؟ حتی اگر در منابع اهل سنت نگاه کنید، امام به چه کسی گفته می شود؟

مجری: 

یعنی در واقع داریم یک جا شبهه جا انداختن کتاب خدا به جای امام و حاکم به جای امام را یک جا جواب می دهیم.

آیت الله رفعتی: 

بله. کلمه امام را ما بشناسیم. در کتاب السنه. این متوفای سال 311 است. صفحه 80. می گوید در مورد حدیث  من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیه ا زامام احمد بن حنبل سوال کردند ما معنی؟ قال ابوعبدالله تدری ما الامام؟  می دانی معنای امام چیست؟ الامام الذی یجمع المسلمون علیه کلهم. امام آن کسی است که اجماع دارند مسلمانان بر اینکه او امام باشد. یقول هذا امام. گفته می شود این امام است. منظور از امام در این روایت این است که همه مسلمانان امامت او را می پذیرند. منظور امام، امام جماعت یک مسجد نیست. منظور از امام، حاکم ظالم که حکومت بر یک شهر یا کشوری می کند نیست. این تفسیر و معنایی است که حتی در منابع اهل سنت هم هست.

کتاب دیگری کتاب فتح الباری است که این کتاب در شرح صحیح بخاری است. عسقلانی که از علمای بزرگ اهل سنت است، در جلد 13 آمده است بحث معنای امام را بیان می کند. می گوید فی الحدیث أنه متی لم یکن للناس امامٌ. در حدیث آمده است که وقتی برای مردم امام نباشد، فافترق الناس احزاباً فلایتبع احدا لفرقةٍ. این امام وقتی نباشد برای مردم، مردم متفرق می شوند. امام محور اجتماع مردم است. محور وحدت مردم است. متی لم یکن للناس امام فافترق الناس احزابا. وقتی امام در جامعه نباشد، مردم به فرقه های مختلف متفرق می شوند و پیرو یک مذهب نخواهند بود. یعنی امام کسی است که امام هم مسلمین است و همه مسلمین او را قبول دارند و در واقع مردم متفرق نمی شوند.  این معنای امام است.

باز منابع دیگر از منابع اهل سنت که بخواهیم ببینیم که واژه امام را معنا کرده باشند، کتاب شوکانی است که الجزء السابع. جلد هفتم. این هم چاپ دار الحدیث قاهره صفحه 203 بحث هم میته جاهلیه را معنا می کند. و المراد بالمیتة الجاهلیه و هی بکسر المیم أن یکون حاله فی الموت کموت اهل الجاهلیه علی ضلال. منظور از میته جاهلیت این است که وضعش هنگام مردن وضع اهل جاهلیت باشد، یعنی گمراه باشد. ولیس له امام مطاع. یعنی اعتقادی به امامی که واجب الاطاعه باشد، نداشته باشد. لانهم کانوا لایعرفون ذلک. چون اینها امام نداشتند و اعتقادی به امام نداشتند. این معنای امام است. امام کسی است که واجب الاطاعه است نه حاکم ظالم، نه حاکم فاسق. نه حاکمی که طاغوت است. آن با آیات قرآن سازگاری ندارد. به هیچ وجه با هیچ یک از آِیات سازگاری ندارد.

مجری: 

سپاسگزارم از شما. پس با تبیین حضرت عالی بازهم این آقایان نمی توانند ادعای خود را پافشاری کنند که واژه امام حاکم یا حتی کتاب خدا باشد. اگر شما تکمله ای دارید بفرمایید.

آیت الله رفعتی: 

یک نکته دیگری می خواهم در جواب این کلیپ بدهم. اگر منظور از امام حکومت باشد، یک حکومت اینجا است و یک حکومت در انجا است، این در حالی که در منابع اهل سنت، در همین صحیح مسلم که دومین کتاب معتبر و جزء صحاح سته است، الجزء الاول، صفحه 1480 روایت عجیبی دارد. از ابی سعید خدری است که قال قال رسول الله اذا بویع لخلیفتین فاقتل الآخر منهما. ما از این آقایان وهابی سوال می کنیم. صحیح مسلم چه گفت: هر کس که بمیرد و بیعتی بر گردنش نباشد، مات میتة جاهلیه. حال در این روایت می فرماید که اذا بویع لخلیفتین فاقتل الآخر منهما در یک زمان دو خلیفه نمی تواند باشد و دو امام نمی تواند باشد. با دو نفر نمی شود بیعت کرد. اگر نفر دومی امام باشد و با او بیعت کند، بروید او را بکشید. فاقتل الآخر منهما.

مجری: 

حال این شخص است یا کتاب است؟

آیت الله رفعتی: 

اولا شخص است و ثانیا: کتاب را که نمی شود کشت. در جواب این کلیپی که پخش کردید که می گوید منظور حکومت است، الان یک عده ای بیعت می کنند با سلمان آل سعود و عده ای بیعت می کنند با آل خلیفه و عده ای دیگر بیعت می کنند با آل صباح. در کویت عده ای بیعت می کنند با حاکم دیگر. امارات با حاکم دیگری بیعت می کنند. این روایت در صحیح مسلم است که از رسول خدا نقل می شود که گر بیعت کنند با حاکم دوم و خلیفه دوم، فاقتل الآخر منهما.

مجری: 

پس بروید آنها را بکشید. چرا نمی کنید این کار را .

آیت الله رفعتی: 

 پس درست است ما باید به جنگ بن سلمان بیاییم؛ چون بن سلمان و در واقع آل سعود. ما باید به جنگ آل سعود برویم. چون فاقتل الآخر منهما. این نباید با او بیعت می شد. شما چیزی می خواهید بیان بفرمایید؟

مجری: 

عرضم این بود که اتفاقی که جناب استاد ما در مورد تاریخ اسلام که نمی توانیم انکار کنیم. من عرضم این است. سوال من را به جا می دانید؟ سوال من از این کارشناس وهابی این است که اگر قرار بود که

آیت الله رفعتی: 

اینها کارشناس نیستند. ترجمه می کند برخی از حرف های وهابی ها را.

مجری: 

مثلا. من عرضم این است که آنچه اهل سنت به آن پای بند هستند، چرا در قبال خلفا نگفتند که بعد از نبی اکرم کتاب خدا را بگذاریم حکومت کند. چرا خود شما پای بند نیستید. اگر شما منظورتان این است.

بسیار خوب. من ممنونم از شما. اتاق فرمان اگر کلیپی دارند، آن را ببینیم و الا تکمله را در خدمت استاد باشیم و جمع بندی مباحث را.

عزیزان می فرمایند که زمان کوتاه است و فقط جمع بندی داشته باشیم تا مباحث آینده آماده تر باشیم.

آیت الله رفعتی: 

ما در این بحث کوتاهی که در محضر عزیزان بیننده بودیم اولا روایت مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً‌ را از منابع اهل سنت ذکر کردیم. صفحات کتابهای شیعه را ذکر نکردیم تا بینندگان عزیز که از اهل سنت هستند ببینند که این روایت در کتابهای خودشان هست.

ثانیا: واژگان این روایت و مفهوم این روایت را تبیین کردیم. مات میته جاهلیه یعنی به مرگ کفر از دنیا رفته است. البته در دنیا احکام کافر بر او بار نمی شود؛ چون مات میتة جاهلیه. از لحظه مرگ مرگ کفر دارد و مرگ جاهلیت دارد. ما تکفیر نمی کنیم کسی که امام را اعتقاد ندارد، بگوییم که کافر است. نه. احکام مسلمان بر او بار است و لم یعرف معنای شناخت ظاهری نیست و الا خیلی ها پیامبر را به شناخت ظاهری می شناختند، اما چون اعتقادی به او نداشتند، انها هم به مرگ جاهلیت از دنیا رفته اند و شناخت ظاهری را الان ما نداریم. ما الان شناخت ظاهری را نداریم، حتی اگر الان رسول خدا چهره اش بیاید، ما نمی دانیم که این چهره، چهره رسول خدا است. اما شناخت حقیقی  که اینجا مراد است، یعنی اعتقاد به رسول خدا و اعتقاد به امام. بنابراین این روایت اثبات می کند که باید در هر عصری امام باشد. امام زمانه. در هر عصری باید امامی باشد که مردم اعتقادی به آن امام داشته باشند. با آن امام بیعت کرده باشند. شیعه چنین اعتقادی دارد. در هر عصری امام است  و الان امام دوازدهم حضرت حجت بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفداء که ان شاء الله خداوند فرجش را نزدیک بفرماید امام ما است و با او بیعت کرده ایم و او را می شناسیم و اعتقاد داریم به امامتش. پس مرگ شیعه مرگ جاهلیت نیست. مرگ با ایمان است بر اساس این روایت.

ملاحظه فرمودید که شبکه های وهابی گفتند که منظور از امام قرآن است. جواب دادیم. منظور از امام هر حاکم و حکومتی است که این را هم جواب دادیم و تعبیرهای دیگری که می کنند، همه اش تعبیر های واهی است برای فرار از پذیرش این روایت و باور این روایت. آنچه تلاش می کنند تلاش مذبوحانه است. یکی دیگر از روایاتی که اثبات می کند حقانیت مذهب امامیه، مذهب شیعه را روایت مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ. به همین جهت ائمه ما به این روایت خیلی استناد کرده اند و گفته اند بروید از اینها سوال کنید که این روایت را قبول دارید؟ گفتند بله. حال امام زمان شما چه کسی است؟ می شناسید امامتان را یا نمی شناسید؟ اگر نشناسید که وای بر حال شما است و واقعا دل ما می سوزد برای برخی از عزیزان. در این عصر رسانه. در این عصری که این همه شبکه های دینی، ماهواره ای مانند شبکه ولایت وجود دارد و شما بیننده شبکه ولایت هستید و این روایات را می شنوید، دلمان می سوزد که مرگ شما باید یک مرگ با عزت با اعتقاد و با ایمان کامل باشد. نکند خدای نکرده تحقیقی نکرده باشید که امامتان در این عصر چه کسی است؟ یا مثل این وهابی لایعقل بگوید که امام من حکومت است. منظور پیامبر این است که حتما باید حکومت داشته باشید و بالای سر شما حکومت باشد. این توضیح واضحات است. بشر قبل از پیامبر هم حکومت داشته است. حکومت را همه داشته اند. ما دلمان می سوزد و نمی خواهیم کسی هیچ مسلمانی به جهنم برود. لذا این روایات را مطرح می کنیم. بنشینید فکر کنید و بروید تحقیق کنید. صفحات کتاب ها را نشان می دهیم. لذا ائمه ما به ما فرموده اند که از اینها سوال کنید آقا امام زمان شما الان چه کسی است؟ ما می گوئیم که امام زمان ما طبق وصیتی که پیامبر فرموده است خلفای اثنی عشر است. ان شاء الله به این روایت هم در شب های آینده می پردازیم. امام مهدی است. ان شاء الله ظهور خواهد کرد و یملأ الارض به عدلا و قسطا. شما امام زمانتان در این عصر چه کسی است؟ روی این فکر کنید و این را جواب بدهید به ما که خدای نکرده اجل نرسد و  شناختی نسبت به امام زمان خودتان نداشته باشید. حال کسی مثل این آقا می گوید که امام زمان من آل سعود است. خب قرآن کریم می فرماید که روز قیامت که می شود، يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ(سوره اسراء، آیه 71) روز قیامت که می شود، هر قومی را، هر ملتی را با امامشان محشور می کنند. یکی کسی را با ترامپ محشور می کنند و یک کسی را بن عبدالعزیز و اینها محشور می کنند. با این افرادی که این همه انسان ها را به قتل رسانده اند. این همه جنایت کرده اند. این همه ظلم کردند. نسل کشی کردند. کودک کشی کردند. حیف شمای عزیز ما که با اینها محشور شوید. یک کسی هم امامش فرزند رسول خدا است. از سلاله رسول خدا است که فرمود المهدی منا اهل البیت. در بحث های نیمه شعبان این روایت را مطرح کردیم. فرمود:المهدی من ولد فاطمه. یک کسی امام زمانش که به او اعتقاد دارد و از او اطاعت می کند این است و کسی دیگر امامش او است.

مجری: 

من از شما جناب استاد ممنونم. بهره مند شدیم. ان شاء الله آنچه گفتیم و شنیدیم به امضای آقا و مولایمان و اماممان صاحب العصر و الزمان حضرت ولی عصر عجّ الله تعالی فرجه الشّریف برسد. آقاجان و مولاجان تلاشمان این است که وجود مقدس شما را به همه انسان ها. نه فقط اهل سنت. به همه انسانها معرفی کنیم. کم توان هستیم اما می دانیم که دعای خیر شما و عنایت شما ان شاء الله مدد رسان همه ما خواهد بود.

جناب استاد درخواستم این است که با یک دعا برنامه را به پایان ببریم.

آیت الله رفعتی: 

اللهم عجل لولیک الفرج. اللهم عجل لولیک الفرج. خدا من و شما عزیزان بیننده را و همه عزیزان همکار در شبکه ولایت را جزء یاران و اصحاب امام عصر ارواحنا له الفداء قرار بدهد.

مجری: 

الهی آمین. سپاسگزارم از شما جناب استاد. همین جا هم عذرخواهی می کنم از یکایک کسانی که قصد داشتند که تماسشان وصل بشود، اما به اقتضای وقت برنامه این مهم فراهم نشد. از عزیزانمان آقای صادق از آلمان و آقای رضا بیات از آلمان سپاسگزارم که پیامک های پر از مهر و محبتشان را دریافت کردیم. به اتفاق استاد ارجمندم از محضر شما مرخص می شویم و از یکایک شما التماس دعای خیر داریم، خدا نگه دار.

 

 



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر