صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 06 ارديبهشت 1399 تعداد بازديد: 1238 
پرسمان قرآنی
پاسخگویی قرآن
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

پرسمان قرآنی- 06/02/99

مجری: 

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان شبکه جهانی ولایت. حلول ماه مبارک رمضان، ماه قرآن، شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن را خدمت همه شما بینندگان عزیز در اقصی نقاط جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم. ان شاء الله در بهار قرآن بتوانیم بهتر از نکات قرانی استفاده کنیم و بهتر قرآن بخوانیم و بیشتر قرآن بخوانیم و عمق لطائف قرآن را بیشتر بتوانیم درک کنیم. در این جلسه هم در خدمت استاد فرهیخته و ارجمند جناب استاد رستم نژاد هستیم و از محضرشان و از نکات قرآنی و از لطائف قرآنی استفاده می کنیم. و از ایشان تشکر می کنیم که قبول زحمت فرمودند و به این برنامه تشریف آوردند.

جناب استاد رستم نژاد سلام علیکم و رحمه الله. حلول ماه مبارک رمضان را خدمت شما تبریک عرض می کنم.

استاد رستم نژاد:  

و علیکم السلام. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلّی الله علیه وآله الطاهرین. ماه مبارک رمضان است که ان شاء الله از این ماه و فیوضات و برکات و رحمت های این ماه همه ما استفاده کنیم. حلول این ماه خدا را، این ماه عظیم و عزیز را خدمت همه بینندگان حضرت عالی همکاران محترم تبریک و تهنیت عرض می کنم که ان شاء لایق درک مخصوصا شب های قدر شب های عظیم و شب های تقدیر در این ماه باشیم.

من قبل از شروع در بحث می خواهم عرض کنم که این ماه ماه قرآن است و بهار قرآن است. استفاده از قرآن در این ماه بسیار سفارش شده است. همین قدر بس که بگوییم که این توسعه راداریم که در این ماه یک آیه برابر کل قرآن در غیر این ماه است. یعنی حد فاصل بسیار بسیار زیاد است. یعنی شما کل آیات قرآن را ببین چقدر است و حال یک آیه بخوانی، برابر است و این نیست مگر به خاطر اینکه این کتاب خیلی ارزش دارد و به این کتاب باید خیلی توجه کرد. دیدنش ثواب دارد. خواندش ثواب دارد. حملش ثواب دارد. حفظش ثواب دارد، تدبرش ثواب دارد. عمل به آن ثواب دارد. و خدا خیلی سنگ تمام گذاشته است برای کتاب خودش و وقتی می خواهد ماه رمضان را در واقع تعریف کند، به قرآنش تعریف می کند. می گوید که ماه رمضان چقدر اهمیت دارد، ماهی است که ما قرآن را در آن نازل کردیم. یعنی این ظرف این قدر پاک است. ظرف ماه رمضان آن قدر پاک است که در این ظرف زمانی و آن هم از حیث فرودگاه و مهبط مکان وحی که قلب رسول الله است. عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ

مجری: 

من المؤمنین.

استاد رستم نژاد:  

من المؤمنین یا عبارات مختلفی دارد. من المنذرین هم داریم. یعنی قرآن را بر قلب پیامبر و در ماه مبارک. إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(سوره قدر، آیه 1). چقدر آدرس ها را به قرآن وصل می کند. ماه رمضانش را که بهترین ماه است، شهر الله است. چقدر درباره ماه رمضان توصیه داریم. تعریف و تجلیل در روایات که عطفش می کند به قرآن که تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که قرآن چیست؟ قرآن به تعبیر امیرالمؤمنین خدا در این کلماتش تجلی کرد. به تعبیر برخی از بزرگانمان می خواهید چهره امام زمان علیه السلام را ببینید باز کنید چهره قرآن را ببینید. او هم شریک قرآن است. شریک قرآن امام زمان است که نسبت به هم شریک اند. چرا؟ برای حدیث ثقلین که فرمود من این دو تا را باهم قرار دادم. اینها افتراقی از هم ندارند. امروز وجود قرآن را داریم و وجود نازنین امام عصر علیه السلام را. به هر حال ماه خیلی پر رمز و راز است که ان شاء الله در محضر قرآن باشیم و در خدمت شما و عزیزان بیننده.

مجری: 

خیلی ممنون و تشکر. در طلیعه برنامه نکته قابل توجهی فرمودید. پس اگر در این ظرف زمانی که قرآن نازل شده است ما استفاده نکنیم و آن استفاده لازم را نکنیم، جزء کسانی خواهیم شد که پیامبر در قیامت می فرماید که وَ قَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً(سوره فرقان، آیه 30).

امیدواریم که شما بینندگان عزیز هم که پای برنامه نشستید، شاید برخی بگویند که ماه رمضان است که و روزه گرفتیم و خسته ایم. نه قشنگ برنامه را دنبال کنید و با توجه کامل تر و بهتر و برای اینکه این برنامه زنده، زنده تر هم بشود، سوالات خودتان را از طریق بسترهایی که همکاران بنده فراهم کرده اند، از طریق ارتباط تلفنی، از طریق تماس، از طریق پیامک و از طریق شبکه های اجتماعی به دست ما برسانید که سوالات شما بزرگواران در واقع در برنامه پرسیده شود و این برنامه زنده تر و پویاتر بشود و بتوانیم بهتر نکات قرآنی و لطائف قرآنی را بیان کنیم. طبق منوال هفته های گذشته کلیپی است از شبهاتی که در این چند وقت اخیر مطرح شده است اگرچه مفهوم آن بارها خدمت شما عرض کرده ایم که تکراری است. اینها صبحتی ندارند که بخواهند هجمه کنند علیه شیعه. یک سری مسائل را فقط تکرار می کنند.

این کلیپ شبهه را با هم می بینیم و بعد هم منتظر هستیم که تماس های شما به دست ما برسد و پیامک های شما و سوال های شما بزرگواران پرسیده شود.

کلیپ:

آخوندها می گویند که امامان صدای ما را می شنوند. آیا این گونه است، الله متعال می فرماید: إِنْ تَدْعُوهُمْ لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ (سوره فاطر، آیه 14). اگر آنها را صدا بزنید، دعا کنید، صدا و دعای شما را نمی شنوند. اگر صداشان بزنید و دعا کنید و بگویید که ای علی بن موسی الرضا بیمار من را شفاء بده، بیماری کرونای من را شفاء بده. بیمار کرونائی من را شفاء بده، لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ. دعایتان را نمی شنود، می گویند که نه اینها مثلا علی بن موسی الرضا رحمه الله شهید شده اند و شهیدان زنده اند الله اکبر. پس دعای ما را هم علی بن موسی الرضای شهید رحمه الله می شنود و اجابت می کند. الله متعال در ادامه آیه 14 سوره مبارکه فاطر می فرماید که وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ و اگر هم بشنوند نمی توانند اجابت کنند. هیچ کاری از آنها ساخته نیست. نمی توانند. نه اینکه نمی شنوند بلکه اگر هم بشنوند که نمی شنوند توان پاسخ گویی ندارد.

مجری: 

بله. عروس دولت قرآن نقاب آنگه بر اندازد که دار الملک ایمان را مجرد بیند از غوغا. آن زمانی ما می توانیم قرآن را بفهمیم که بر قلب هایمان مهر زده نشده باشد و خداوند خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ (سوره بقره، آیه 7) نکرده و جزء این افراد نباشیم. جناب استاد رستم نژاد این آقا ادعا می کند که آیه 14 سوره مبارکه فاطر مخاطب قرار می دهد که این بت ها را و طبق فرض های قبلی خودش شیعه را در واقع مشرک می داند. و این آیه در مورد بت ها است و می گوید که اولاً اینها نمی شنوند و اگر هم بشنوند، نمی توانند جواب شما را بدهند و نمی توانند حاجتی را برای شما بخواهند و برآورده کنند.

استاد رستم نژاد: 

بله. ببینید این آیه، آیه 14 سوره فاطر است. آیات در ارتباط با مشرکین مکه است. مشرکین مکه بت پرست بودند. یعنی سنگ را. خود قرآن اسم می برد. سه بت آنها را حداقل در یک سوره نجم نام برده است. لات، عزی و منات. اینها سنگ بودند. خدا درباره مشرکین مکه این آیه را می فرماید که إِنْ تَدْعُوهُمْ اگر اینها را صدا بزنید، لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ صدای شما را نمی شنوند. مگر سنگ صدای انشان را می شنود. وَ لَوْ سَمِعُوا فرض اگر بشنوند مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ اینها اجابت هم نمی کنند. البته تمام عالم هستی به تعبیر قرآن فردای قیامت دارای حیات و شعور است. همین سنگی که نمی شنود از یک منظر می شنود؛ چون خود خدا فرمود که يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا(سوره زلزله آیه 4). زمین اخبار خودش را. پس معلوم می شود که یک شنیدن دیگر وجود دارد، اما این شنیدن عادی را می گوید. این شنیدن که ما دو بشر گفتگو داریم، گوش داریم و قوه سامعه داریم و می شنویم. این نوع شنیدن که مال حیوان است و انسان، جمادات ندارند. اما همین جمادات فردای قیامت شهادت دارند.

مجری: 

الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون(سوره یس، آیه 65)

استاد رستم نژاد:  

بله. فردای قیامت خدا می فرماید که دست، اعضا و پیکر انسان ،پوست انسان. همه شهادت می دهد بر علیه انسان.

مجری: 

وَ قَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا(سوره فصلت آیه 21)

استاد رستم نژاد:

لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا. این آیه قرآن است و صریح است. پس اینجا باید توجه داشته باشیم که انکار نمی شود کرد. اگر ما قرآن را قبول داریم، بارها گفته ایم که باید در ادبیات قرآن و افق استعمالات قرآن حرف بزنیم. قرآن وقتی که می گوید که نمی شنود یعنی چه؟ در جایی که می گویدإِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ(سوره اسراء، آیه) هیچ چیز در این عالم نیست مگر اینکه تسبیح گوی خدا است و بعد می گوید که وَ لكِنْ لاَ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ. شما نمی فهمید که آنها تسبیح می گویند. یعنی قرآن یک جا می گوید که عالم ذی شعور است و یک جای دیگر می گوید که نمی شنوند. چه می خواهد بیان کند؟ اینها همه اسرار است که همه اینها را باید در کنار هم قرار داد. یعنی آن فکری که آن مشرک می کند که این سنگ را به عنوان خدای خود صدا می زند، این سنگ نسبت به این اصلا کفر دارد. می گوید وقتی روز قیامت شد همین سنگی که نمی شنود، يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ(سوره فاطر، آیه 14).

مجری: 

یعنی همین حالا می شنود و حرف هم می زند.

استاد رستم نژاد:  

پس می فهمد و یک فهمی دارد و فردای قیامت شهادت هم می دهد. پس این طور نگو که خبری نیست. خیلی خبرها است. در این عالم خیلی خبرها است ولی مراحل و مراتب دارد. با نگاهی که مشرک فکر می کند که خدای او است و صدای خود را به عنوان بندگی به او می رساند، می گوید که نمی شنود. چنین چیزی نیست. اما همین سنگ فردای قیامت شهادت می دهد و به شرکشان کفر می ورزدو یا اعلام برائت می کند. پس یک فهم هم دارد که فردای قیامت ظاهر می شود.

ببینید این اولا تفسیر آیه که توجه داشته باشیم به ظرافت هایی که در یک آیه وجود دارد.

مجری: 

پس دو جواب شد. یک جواب خارج از آیه است که إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لاَ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ. یعنی خود قرآن اشاره می کند که همین جمادات شعوری دارند و می شنوند ولی ما متوجه نمی شویم ذکر گفتن آنها را و در اینجا در درون آیه هم شما فرمودید که وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ اظهار کفر هم با سخن گفتن ظاهری است.

استاد رستم نژاد:  

فردای قیامت همان طور که به پوست، ایدی، پا و زبان انسان فردای قیامت وجود حقیقی ما و من حقیقی ما اعتراض می کندبه دست و پیکر خودش و اعضا و شواهد خودش که لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا. چرا بر علیه خود من، به دست می گوید و به پا می گوید که چرا بر علیه من شهادت دادی؟

مجری: 

جمع است شهدتم می گوید که یعنی هم دست و هم پا است.

استاد رستم نژاد:  

همه شهادت بر علیه انسان می دهند. بر علیه  واقعیت انسان. فردای قیامت ما، بشر به دست و پا و اعضا و جوارح خودمان اعتراض داریم که چرا شما بر علیه ما شهادت دادید که آنها می گویند: أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ خدا ما را به نطق آورد. پس معلوم می شود که نطق است، شهادت است. این واژه ها را همین طور خداوند به کار نگرفته است. پس اینکه دارید می گویید که این اصلا نمی فهمد، نخیر باید بفهمی که همین آیه می گوید که می فهمد.

مجری: 

وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ.

استاد رستم نژاد:  

احسنت.

مجری: 

اینها یک تکه قرآن را می گیرند و الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ(سوره حجر، آیه 91)

استاد رستم نژاد:  

همین آیه می گوید که می فهمند اما آنکه طرف مشرک در خیال خود فکر می کند که این خدا است و باید جواب بنده اش را بدهد، این را نمی داند. این که در واقع یک نوع شهادت یا بفرمایید که یک نوع و عقل و درک انسانی را می فهمد که این را عاجز است.

حال من می خواهم این را عرض کنم که این ظاهر قصه و محتوای آیه است. نکته ای که هست این است که بدترین دین، حال یا بدترین مرام، این است که مدعیانش دست به دروغ بزنند. هر وقت مدعی یک مکتبی مثلا عقیده ای دست به دروغ زد، یعنی من دیگر منطقم تمام شد و مجبورم دروغ بگویم. این آیه درباره مشرکین مکه است. مشرکین مکه کدام فرزند پیامبر را به عنوان رهبر خودشان برگزیدند. به کدام توصیه پیامبران عمل کردند. اینها مشرک بودند. اینکه آدم بیاید این آیه را هزینه کند برای کسی که به امام رضا علیه السلام التماس دعا داشته باشد. این یعنی دروغ دارند می گویند. یعنی من اصلا نمی خواهم به این آیه توجه کنم. این آیه در مورد مشرکین مکه است و مشرکین مکه شناسنامه دارند و وضعشان مشخص است و عقیده شان را قرآن بیان کرده است. آنها عبادت می کردند. نکته اینجا است.

مساله دیگر این است که اینکه ما بیائیم همه چیز را باهم قاطی کنیم واقعا این خیلی بی انصافی است. چیزی را که در ارتباط با کسانی است که اصلا وحی را قبول نداشتند و پیامبر را قبول نداشتند. حتی وحدانیت خدا را قبول نداشتند. چرا که در قرآن می گوید که وقتی به آنها گفته می شود که بیایید عبادت خدا کنید، اینها می گویندکه ما بت های خودمان با این همه تعداد را رها کنیم و برویم به یک خدا معتقد شویم و آن هم خدای نادیدنی. این آدم را مقایسه کند با کسی که پیامبر را قبول دارد و قرآن را قبول دارد و وحی را هم قبول دارند و صرفا جرمشان این است که به سفارش پیامبرشان ذریه و عترت پیامبر را هم قبول کردند.

مجری: 

خود قرآن هم در مورد وهابیت و این دسته از افراد که در تمام اعصار هستند، یک آیه ای می فرماید که أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاَءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً(سوره نساء آیه 51). یعنی اینها شیعه را می گویند که یهود امت است ولی به اهل کتاب کاری ندارد و می گویند که اینها بهتر از شیعه ها هستند.

استاد رستم نژاد:  

کاملا درست است. ببینید کسی که فرق نمی گذارد بین کسی که پیرو پیامبر است و حج به جا می آورد و قبله را قبول دارد و پیامبر ما برای اینکه مرز ورود اسلام را بیان کند، فرموده است که قولوا لااله الا الله تفلحوا. یعنی شیعه یک لااله الا الله هم نگفته است. حال همه چیز را بگذاریم کنار و بگوئیم که ادعاهایی که می کنید، درست. اما لااله الا الله هم نگفته است که دایره اسلام قرار گیرد.

مجری: 

یعنی دستور کتاب که قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ(سوره آل عمران، آیه64).

استاد رستم نژاد:  

تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ. این کلمه سواء را حداقل شیعه ندارد که آدم بیاید این طور حرف بزند که امام رضا و ... این چه ربطی دارد؟

و نکته دیگر اینکه این همه قران فرمودید که استهزاء به کلام خدا نداشته باشید، چطور این آقا ادعای اسلام می کند و بعد می گوید که شهیدان زنده اند، الله اکبر. مگر ما گفته ایم که شهیدان زنده اند که دارید به ما برمی گردید. قرآن گفته است پس اگر دارید مسخره می کنید بدان که جسارت به قرآن می شود. مگر شیعه ادعا کرده است؟ این در قرآن است. بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(سوره آل عمران، آِیه169). واژه احیاء را نمی فهمیم؟ عند رب را نمی فهمیم؟ یرزقون را نمی فهمیم؟ بعد از این مگر فقط این آیه است؟  فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِ. پشت سر همین آیه گفته است.

مجری: 

یعنی تمام احوال یک انسان زنده را بلکه بالاتر دارند.

استاد رستم نژاد:  

دارد می گوید: فَرِحِينَ. یعنی شادمانند. یعنی اینها مرده اند. پس بنابراین شهیدان زنده اند. اینکه من جوری صحبت کنم که شهیدان زنده اند، الله اکبر. شهیدان زنده اند. فَرِحِينَ هستند، يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ هستند. لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ چه کسانی هستند؟ کسانی که در این دنیا هستند که اینها با این دنیا مرتبط اند. این آیات قرآن است. بیاییم آیات قرآن را این طوری بخواهیم جوری با یک لحن بی ادبانه و جسارت آمیز بخوانیم و بعد بگوییم که شیعه این طور گفته است. این یعنی دیگر من منطق ندارم. این طور صحبت کردن توهین به قرآن است و جسارت به قرآن است که اگر قرآن را قبول داریم، باید همه اش را قبول داشته باشیم. یک جا و سربسته.

مجری: 

چند سوال برای ما فرستاده شده است. دوستان زحمت کشیده اند.

یکی از سوال ها این است که بسیاری از ترجمه های قرآن توسط شیعه مصداق يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ(سوره نساء، آیه 46) و مانند ترجمه ای که از آیه 5 سوره احقاف است که یدعوا را به معنای یعبد گرفته است. چون این با عقائد تحریف شده آنها هماهنگ است.

استاد رستم نژاد:  

آیه 5 سوره احقاف این است که وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لاَ يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ. این آیه قرآن دارد که چه کسی گمراه تر از کسانی که یدعو من دون الله. یعنی می خوانند و صدا می زنند. یدعوا یعنی صدا می زنند. من دون الله یعنی غیر از خدا کسانی را که لاَ يَسْتَجِيبُ لَهُ. یعنی نمی تواند جواب دهد. شبیه همان آیه قبلی که تحلیل می کردیم است. در واقع باز هم در مورد مشرکین است. چه کس گمراه تر از کسانی که یدعوا صدا می زند من دون الله. یعنی بت ها را مثلا که من دون الله حساب می شوند. کسانی را که لاَ يَسْتَجِيبُ لَهُ. نمی توانند جواب دهند. جواب ده نیستند چون اینها صم و بکم هستند. اینها چوب و سنگ اند.

سوال این است که شیعه و مترجمان شیعی گفته اند که یدعوا را ممن یعبد گرفته اند. تقریبا این طور. و مثلا به خاطر اینکه هماهنگ با اعتقاداشان شود، این کار را کرده اند و الا قرآن گفته است که یدعوا که همین که صدا بزنند را می گوید. یا فلان بگویی، قرآن همین را محکوم می کند، یعنی صدا زدن را، در حالی که شیعه چون می خواهد بگوید که این جا صدا زدن خالی نیست و منظور عبادت نیست، در کتاب های ترجمه خودشان یدعو را به معنای یعبد گرفته اند و این مصداق يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ است. یک ادعای این طوری.

مجری: 

یعنی ترجمه تحت اللفظی باید باشد.

استاد رستم نژاد:  

البته مرادشان قطعا ترجمه نیست. می خواهند بگویند که شیعه وقتی این آیه را می بیند این طور معنا می کند و تفسیرش هم همین است. در تفسیرش همین را می گوید و در ترجمه اش هم همین را بیان می کند.

من دو سه نکته عرض کنم.

اولا این طور نیست. مترجمان ما ترجمه می کنند. همین که در لفظ است. غالبا هم همین طور ترجمه می کنند. بله برخی از مترجمان ترجمه با تفسیر دارند. مثلا ترجمه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به این صورت است. یعنی ترجمه خالص نیست. ترجمه همراه با یک شرح است. شرح را معمولا در پرانتز می آورد. یعنی آنهایی که آشنا هستند،

مجری: 

که خلط با خود قرآن نشود.

استاد رستم نژاد:  

بله. یعنی اولا خود لفظ را ترجمه تحت اللفظی می کند و داخل پرانتز آن محتوا و منظور و در واقع مراد را هم گاهی می آورد. او دیگر ترجمه نیست، ترجمه آزاد است و نوعی تفسیر است. تفسیر فشرده است. این نه برای خاطر اینکه اگر این کار را کرد، می شود يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ. نه. خود علمای اهل سنت هم این کار را می کنند. برای اینکه اگر قرآن را به صورت خالص لفظ را برگردانی در برگردان لفظ برخی مورد اصلا مراد در زبان دیگر اداء نمی شود. مطلب تأدیه نمی شود مگر اینکه توضیح کمکی کنار آن آورده شود. این را کسانی که در کارهای ترجمه مهارتی دارند و دستی دارند، خوب می فهمند.

مجری: 

زبانشناسان می گویند که اصلا هیچ زبانی به صورت کامل قابل ترجمه نیست.

استاد رستم نژاد:  

کامل لفظ به لفظ نیست. امکان ندارد اصلا. حتی در مثل زبان فارسی و عربی که خیلی به هم نزدیک اند و حروفشان غالبا یکی است و بسیاری از کلمات، لغات و واژها یکی است، اما در عین حال وقتی می خواهی یک افق ادبیات وارد ادبیات دیگر کنی، اصلا یا مخصوصا اگر در مباحث مثل کنایات که پر از اشارات است گاهی، می بینید که اصلا منتقل نمی شود، مگر اینکه یک مقدار تزریق کنی. این مثال های زیادی دارد. بنابراین این طور نیست که در ترجمه بخواهند خیانت کنند یا از باب تحریف است که قرآن را تحریف می کنند. نه. این در عربی به همین معنا است. یدعوا در اینجا خود به خود در آن اشراب شده است معنای یعبد. اصلا اشراب شده است در خود این لفظ. از کجا می گوئیم؟ برای اینکه این عبارت در مورد چه کسانی است؟ در مورد مشرکین است. اینها وقتی صدا می زنند، انگیزه شان صدا زدن شبیه یا الله است. ما اگر یا الله می گوئیم یعنی فقط داریم صدا می زنیم؟ همان طور که من حضرت عالی را صدا می زنم؟ نه. آنجا وقتی می گویم یارب، یا الله، یا رحمن، دارم صدا زدنی که همراه با یک اعتقاد است. اعتقاد به اینکه من دارم یک موجود یا وجود تام کامل برتری که خالق من است، اله من است، را صدا می زنم. نه اینکه فرزندم یا برادرم را صدا می زنم. چه ربطی دارد؟

مجری: 

وگرنه اشتراک لفظی دارد با آنجایی که مثلا می فرماید که وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ(سوره آل عمران، آیه 153). این یدعوکم با این یدعوا قطعا تفاوت می کند.

استاد رستم نژاد:  

احسنت. مثلا یا آنجایی که حضرت نوح می گوید که إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً(سوره نوح، آیه8). من شما را دعوت کردم لیل و نهار که دعوت به دین کردم. از همین واژه است. این یعنی عبادتان کردم؟ این یعنی آن صدا زدن است؟ نه. یا انجایی که شیطان فردای قیامت می گوید که أَنْ دَعَوْتُكُمْ(سوره ابراهیم، آیه 22) من شما را دعوت کردم ولی کار امروز دیگر دست من نیست. من فقط شما را دعوت کردم برا انحراف و گناه و ضلالت. اینکه می گوید که دعوتتان کردم، یعنی صدایتان زدم. آدرس فقط دادم که این یعنی یعبدون من دون الله؟ پس بنابراین این نیست. خود قرآن می گوید که نیست. پس اگر می گویند که یدعوا را در اینجا با ملازم معنا می آورند، در پرانتز می آورند، این نه به خاطر این است که نفهمیده اند آیه را یا مطابق هوا و هوس خود معنا کرده اند، بلکه این خود آیه است. این یدعوا به تعبیر حضرت عالی که تعبیر بسیار درستی است، از باب اشتراک لفظی است تا با صدا زدن های عادی خلط نشود مثل اینکه قرآن دارد که يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ(سوره مریم، آیه 12). صدا زد. این هم صدا زد. من دون الله هم است. یعنی این آیه شاملش می شود؟ یعنی این آیه هم که وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ(سوره احقاف، آِیه5) چه کس گمراه تر از اینکه غیر خدا را صدا زده است و گفته است یا یحیی. آقا این یا یحیی را خدا گفته است. پس این آیه آنجا را نمی خواهد بگوید. این صدا زدن یک صدا زدن خاص است و آن اینکه صدا بزند ملازم با نگاهی خاص به اینکه این که صدا می زنم رب من است و اله من است.

دو نکته شاهد بیاورم. همین آیه را . شبیه این آیه را در سوره هود آیه 101 داریم که می گوید: فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ببنید که اینجا می گوید یدعو من دون الله. قرآن یک فرمول دارد که بعض آن بعض دیگر را تفسیر می کند. این یدعون را پیش این آیه قرآن بیاور، ببین چه در می آید؟ هود 101. می گوید فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ فایده شان نکرد، آلِهَتُهُمُ. در اینجا تعبیر آله دارد. آلهه ای که الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ پس معلوم می شود که اینها که صدا می زدند ،به عنوان آلهه صدا می زدند. آلهه را با یدعون آورده است و لذا معلوم می شود که جاهای دیگری که  گفته است که یدعون من دون الله منظور آلهه است. آلهه یعنی اله. لااله الا الله یعنی لامعبود الا الله. معبودی نیست. حتی اله به معنای رب هم نیست. اله به معنای الله هم نیست. اله به معنای معبود است. هیچ معبودی غیر از خدا نیست. پس اینها معبودشان را صدا می زدند. پس اگر در ترجمه یک رجل و شخصیت شیعی دیدیم که یدعون من دون الله یا یدعوا من دون الله را به معنای یعبد گرفته است، برای خاطر واژه اله است. اینها از این باب صدا می زدند که آن را الهه می دانند. اله یعنی معبود. پس می شود یعبد. پس معنای یعبد در یدعوا در این جور آیات اشراب می شود یا بفرمایید که تضمین می شود. شاید واژه تضمین را برخی از فارسی زبانان ما بهتر بدانند. تضمین معنایش همین است. تضمین یعنی چه؟ تضمین یک قاعده شعری است در صناعات عربی هم داریم. در قرآن هم اتفاقا تضمین فراوان به کار رفته است. آیه می گوید: فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ آلهه یعنی معبودی را که صداش می زدند، من دون الله. یعنی من دون الله که خدا را گذاشته اند کنار و به عنوان معبود قبول ندارد، عبادت خدا نمی کند و رفته است برای خودش آلهه درست کرده است. آلهه همان بت است.

مجری: 

تفاوتش هم در جلسات قبل فرمودید که فرق شریک و واسطه. یعنی اینکه ما مشرک شویم و متوسل شویم به ائمه معصومین که اینها واسطه اند و آنها شریک خدایند. شریک در کنار خدا قرار می گیرد.

استاد رستم نژاد:  

خود قرآن هم داریم. مثلا از همین واژه یدعو استفاده می کند و با این عبارت مثلا فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً(سوره جن، آیه18). جالب است. این آیه توجه کنید که یک قرینه است که تدعو یا یدعو یا یدعون را معنا می کند. می گوید که فَلاَ تَدْعُوا نخوانید. مَعَ اللَّهِ أَحَداً معیت با خدا داشته باشد، یعنی چه؟ یعنی در عرض خدا باشد که یعنی شریک خدا. مع الله احدا. صدا نزنید یا عبادت نکنید یا نخوانید به عنوان خدا و به عنوان معبود کسی را با خدا. با خدا کسی را نخوانید. اما من اگر گفتم یا رسول الله.

مجری: 

من الله شد.

استاد رستم نژاد:  

این من دون الله نیست. یا این مع الله نیست. نه من دون الله است و نه مع الله است. بلکه این در مسیر توحید است. این آیات همدیگر را تفسیر می کند. همپوشانی معنایی که گفتیم این آیه صورت می دهد.

مجری: 

خیلی ممنون و تشکر. واقعا مباحث قرآنی آن قدر جذاب است و آن قدر عمیق. به فرموده امیرالمؤمنین، بحر لاقعر له است. دریایی است که پایان ندارد ولی برنامه ما وقتش محدود است و دوستان در واقع تماس می گیرند و پشت خط هستند که ما مجبور شدیم مختصر تر بحث را جمع بندی کنیم.

جناب آقای عبدالغفور از افغانستان پشت خط هستند. جناب آقای عبدالغفور اگر صدای بنده را می شنوید، سلام علیکم و رحمه الله حلول ماه مبارک را تبریک و تهنیت عرض می کنم، در خدمتتان هستیم.

تلفن:

سلام علیکم. درباره ازدواج موقت در قرآن که آیه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ(سوره نساء آیه 24).

مجری: 

در مورد آیه متعه.

استاد رستم نژاد:  

سوالشان روشن نشد.

مجری: 

در مورد آیه را می خواهند که کمی توضیح بدهید.

خیلی ممنون آقای عبدالغفور.

یک تلفن دیگر داریم که هنوز تماس آماده نشده است.

استاد رستم نژاد:

بله. آیه 24 سوره نساء. وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ از اینجا تقریبا شاید مورد سوال باشد که وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً این آیه در ارتباط با ازدواج است. تقریبا کلیت این آیه در مورد مساله ازدواج است. حال ازدواج با زنان پاک دامن، ازدواج با کنیز که در زمان گذشته بوده است و فعلا محل ابتلا نیست و مورد سوال و بحث هم نیست. می ماند این قسمت که فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ واژه استمتعتم همان واژه ای است که در واقع به کار می رود در فقه به عنوان متعه. حج تمتع هم که گفته می شود از همین باب است. متعه هم به همین ریشه بر می گردد و آیه در ارتباط با همین است. در ارتباط با متعه است. همان که شیعه ادعا دارد، ریشه قرآنی اش اینجا است. که در واقع ازدواج موقت است. می گوید فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ از آن زنان را به عنوان متعه اخذ کردید ،یعنی ازدواج دائم نیست و ازدواج موقت است، آن هم فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً  از باب فریضه و واجب باید اجورشان را بپردازید. اجور یعنی چه؟ یعنی همان مهریه. برخی خیال می کنند که متعه این مسائل را ندارد. نه. متعه تماما اهمان ازدواج دائم است، به جز اینکه وقت خاص برای خودش دارد. یک مهلت خاص دارد. لذا در درالمنثور جلال الدین سیوطی یکی از روایاتی که ذیل همین آیه می آورد می گوید که مثلا فلان راوی روایتی را نقل می کند که ما در زمان پیامبر این آیه را این طور می خواندیم. البته این طور می خواندیم یعنی تفسیراً.

مجری: 

یعنی مثل همان یعبد که ما می گوئیم یدعوا، گاهی این طور ترجمه می کردند.

استاد رستم نژاد:  

اصلا آیه را می آوردند و عین آیه را می خواندند؛ چون عرب زبان بودند. فقط یک گوشه ای از آیه را تفسیر مزجی می کردند و با بیان دیگری مطلب را روشن می کردند. این آیه را می گوید که فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إلی أجل . این الی اجل یعنی تا زمان خاص که در واقع تفسیر همان مساله ای است که شیعه نسبت به این آیه قائل است. چون وقتی قائل شدی که الی اجل، یعنی موقت. اجل با الف، یعنی تا زمانی و زماندار. می گوید که فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ الی اجل فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً. اجرشان به معنای مهریه شان را هم باید بدهید. از باب فریضه هم باید بدهید. إلی آخر الآیه. که می گوید که إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً.

البته مقصود این بزرگواری که سوال کرده است را دقیق نفهمیدیم. ولی اگر مراد این است، این آیه همان آیه ای است که شیعه به عنوان بحث متعه و جواز متعه از نگاه قرآن استفاده می کند.

این تفسیر در المنثور است که دارد که الی اجل دارد. تا یک زمانی که الی اجل معنایش این است که پس این آیه در ارتباط با عقد دائم نیست.چرا؟ برای اینکه عقد دائم الی اجل ندارد. عقد دائم یعنی ابدی. یعنی تا نفس می کشد. اصلا نباید در عقد دائم تا زمان خاص مشخص گردد.

مجری: 

با وقت تمام پذیر نیست.

استاد رستم نژاد:  

این در منابع اهل سنت است. جلال الدین سیوطی معروف است.

بعد اینها می گویند که این آیه نسخ شده است. آنها قائل به نسخ اند و الا اصل اینکه این آیه در ارتباط با متعه است و الی اجل مسمی، یعنی تا زمان تعیین شده، این چیزی است که در روایات اهل سنت امده است و فراوان است. پس بنابراین این ریشه قرآنی همان متعه است که شیعه قائل است، اما آنها قائل اند که نسخ شده است و درمنابع شیعه است که فراوان و در منابع اهل سنت هم است و نسخی هم اثبات نشده است.  چرا؟ برای اینکه اینها از قول خلیفه دوم نقل می کنند که متعتان کانتا محللتان. دو متعه بوده است که در زمان پیامبر حلال بوده است و من حرام می کنم. بنابراین نسخ نیست بلکه خلیفه دوم حرام کرده است. خلیفه دوم نمی تواند ناسخ قرآن باشد بلکه آنچه مسلم است این است که این در قرآن آمده است و در روایات اهل سنت هم به صورت گسترده است. اما اینکه نسخ شده است، اینها چیزهایی است که در منابع اهل سنت است.

مجری: 

خیلی ممنون. تماس دیگری داریم از جناب آقای بهادری از کرج که این تماس را می شنویم و یک میان برنامه ای را می رویم.

جناب آقای بهادری از کرج.

تلفن

سلام علیکم. من ماه صیام ماه میهمانی خدا را خدمت شما دو عزیز و عموم شیعیان و مسلمانان و مخصوصا کارکنان شبکه ولایت تبریک و تهنیت دارم. حضرت آقا ما شانزده آیه در قرآن داریم که انتخاب خلیفه مخصوص خدا است و در حریم اختیارات بشر نیست و امر آسمانی است. مثلا وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(سوره بقره، آیه 124) حال زیاد است از این آیه ها. سوال من این است که وقتی ما شیعیان می گوئیم که خدا در قرآن می فرماید که نصب خلافت و خلیفه روی زمین را من خدا انتخاب می کنم. در حریم هیچ کسی نیست. من خدا باید تصمیم بگیرم که چه کسی خلیفه بشود. همان طور که رسول مکرم اسلام علی بن ابی طالب را در عید غدیر به عنوان خلیفه انتخاب کردند. چون آقا امیرالمومنین از بدو تولد بر هیچ بتی سجده نکرده بودند. چطور ما که می گوئیم که نصب خلافت به عهده خدا است، ما را رافضی می دانند اما اینها که می گویند که در حریم خدا نیست و ما مردم تصمیم می گیریم، اینها حق اند؟ این را حضرت آقا توضیحی بدهید. ممنون و سپاسگزارم.

مجری: 

خیلی ممنون جناب آقای بهادری. تشکر از شما. به جهت اینکه منتظر بودید تماس را گرفتیم.

جناب آقای بهروز پور از شوشتر هم تماس دیگری داریم که تماس ایشان را می شنویم.

جناب آقای بهروز پور سلام علیکم و رحمة الله.

تلفن:

سلام علیکم و رحمة الله. خسته نباشید. عرض کنم که من یک سوال داشتم در مورد اعمال دینی که ما انجام می دهیم مثلا نماز و روزه و ... مثلا خداوند در جایی گفته است که ما شما را برای عبادت خلق کردیم و یک جای دیگر گفته است که اللَّهُ الصَّمَدُ. من بی نیاز هستم. بعد جای دیگر گفته است که  لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ(سوره بقره، آیه 256). اجباری در دین نیست. بعد جای دیگر گفته است که فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ(سوره ماعون، آیه4) وای بر نمازگذاران. می خواستم بدانم که رابطه اینها با هم دیگر چیست. به نظرم یک مقداری متناقض می آید. خواستم جواب دهید.

مجری: 

خیلی ممنون از شما. ممنون که دقت می کنید و آیات مختلف و همین که برای شما سوال پیش می آید و تماس می گیرید  و سوال خودتان را مطرح می کنید، بسیار موجب امتنان است. یک میان برنامه ای را تقدیم نگاه های شما می کنیم و برمی گردیم با پاسخ این سوالات توسط استاد رستم نژاد.

مجری: 

خیلی ممنون که بیننده برنامه پرسمان قرآنی هستید. تشکر می کنیم از همه بینندگان که باید به حق قرآن پژوه آنها را نامید. جناب استاد رستم نژاد برنامه را که برخی از بینندگان عزیز نگاه می کنند، واقعا از سوالاتی که می پرسند مشخص است که خیلی با قرآن مأنوس هستند و تدبر در قرآن می کنند و به ترجمه های تحت اللفظی که در هنگام قرائت قرآن می خوانند توجه می کنند و هرچقدر هم سوال زیباتر پرسیده می شود، واقعا ما انرژی می گیریم که برای بینندگان فرهیخته برنامه سازی می کنیم.

دو سوال بود که یکی جناب آقای بهادری در مورد شانزده آیه ای که در قرآن در مورد معنای خلافت معنای خلافت و امامت و معنای نصب خلافت و امامت از جانب خداوند است پرسیدند که چرا اهل سنت می گویند که اجماع امت و شورایی که انتخاب کردند خلیفه را که این نکته به ذهن بنده می رسد و در محضر شما شاگردی می کنم این است که حضرت امام صادق در هر جایی که تعبیر اجماع امت می کنند، ایشان تعبیر اجماع سقیفه می کنند. اجماع امتی هم د رکار نبوده است. یعنی خود امت هم دور هم جمع نشده اند که خلیفه تعیین کنند.

استاد رستم نژاد:  

من این را توضیح می دهم. سوالی که ایشان داشتند، بیشتر این بود که چرا با این وجود به ما نسبت رفض داده می شود و می گویند رافضی. اولا نسبت رافضی را اهل سنت به شیعه نمی دهد. یک عده فقط به شیعه واژه رفض را به کار برده اند. این داستان طولانی دارد. اصلا آیا آنهایی که اولین بار نسبت رفض دادند. رفض یعنی ترک. رفَض یعنی ترک. رافضی یعنی تارک. چه چیزی را ترک کردند؟ آنها می گفتند که نسبت پیامبر یا سنت شیخین را ترک کردند. اگر به آن معنا باشد، بله خود امیرالمؤمنین در آن شورای شش نفره که عبدالرحمن بن عوف برگشت به امیرالمؤمنین عرض کرد که من با تو بیعت می کنم أبایعک علی کتاب الله و سنة رسول الله و سیرة الشیخین که امام فرمود که اولی درست است و دومی درست است، اما سومی نه. یعنی رفض کرد. در واقع ترک کرد. به هر حال اینکه از کجا شروع شد، داستان بسیار طولانی و تاریخی هم دارد و روایی هم دارد. من وارد آن قصه نمی شوم. حتی ابن ادریس شافعی در شعر خود در دیوان ابن ادریس شافعی است که به اهل بیت خطاب می کند. جالب است که من یک وقتی در مدینه در یک کتاب فروشی می گشتم که نوشته بود دیوان شافعی. من ورق زدم ببینم که آیا این شعر را اینها چاپ کرده اند که دیدم چاپ کرده اند.  یعنی این در عربستان هم که چاپ شده است. البته در سالهای دور. شاید نزدیک به یکی دو دهه پیشتر، دیدم که این شعر به عنوان امام شافعی چاپ کرده اند که می گوید.

مجری: 

البته چندین شعر از امام شافعی است.

استاد رستم نژاد:  

بله این که عرض می کنم در این مساله می گوید إن کان حب آل محمد رفضا. اگر حب آل پیامبر رفض حساب می شود، ترک حساب می شود، فلیعلم الثقلین انی رافضیِ. همه بدانند که پس من رافضی هستم. ببینید این نکته ای است. به هر حال یک عده که دارای محبت اهل بیت بودند، یک عده نه اهل سنت. نمی شود به اهل سنت نسبت داد. یک عده ای که مبغض اهل بیت بودند و بغض اهل بیت را داشتند، به محبان اهل بیت، نسبت رفض دادند. رفض به سیره شیخین. این یک حرفی است در جای خودش و یک اصطلاحی است که کم کم به کل شیعه و در واقع این سرایت کرد. شیعه هم قائل هستیم به عده ای که رافضی هستند. اما آن رافضی با معنایی که ما داریم و در تاریخ ما هم آمده است که وارد آن هم نمی شویم.

ببینید عرض کنم که نکته دقیق که می خواهم عرض کنم و دوستان توجه بفرمایند و همچنین از برادر بزرگوارمان جناب آقای بهادری از کرج تشکر می کنم که نکته خوبی اشاره کردند به اینکه در قرآن کریم نسبت به امت های پیشین و نسبت به پیامبر آخر الزمان و نسبت به حضرت موسی. در روایاتی که صحاح سته اهل سنت نقل کرده اند، صحیحین این را مکرر در مکرر نقل می کند، پیامبر ما فرمود به امیرالمؤمنین أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى.( الكافي (ط - الإسلامية)، ج‌8، ص:107) و جالب است وقتی شما نقش پیامبر را می بینید و نقش موسی و هارون را دقیقا نقش پیامبر ما است و امیرالمؤمنین. خوب عنایت کنید که حضرت موسی فرزند ندارد. شما برای حضرت موسی فرزند می شناسید؟ نمی شناسید. امت موسی امامانشان رهبران بعد از حضرت موسی هارون است و فرزندان هارون. خوب عنایت کنید که چه عرض می کنم. پیامبر همین طور یک چیزی را بگوید نیست. موسی از خودش فرزند ذکوری که ادامه بدهد ندارد، اما برادرش هارون دارد. تَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى. دو نفر از فرزندان حضرت هارون امام شدند. جالب است که در قرآن می گوید که حضرت موسی وقتی به کوه طور رفت، در آنجا خدا به او خبر داد که فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ(سوره طه، آیه85) جالب است که ما امتحان کردیم قوم تو را بعد از تو. این را به حضرت موسی می گوید. بعد از تو امتحان کردیم. امتحانشان به چه بوده است؟ امتحانی که اینجا خدا اشاره کرده است، روی ولایت حضرت هارون است. این آیه یکی از آیات پررمز و راز قرآن است. قال یعنی خدا. فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ ما قوم تو را دچار امتحان کردیم. فتنه یعنی امتحان. مِنْ بَعْدِكَ به چه وسیله امتحان کرد، به وسیله هارون. یعنی هارون ماده امتحانی امت حضرت موسی است. بعد حضرت موسی. این آیه را در قرآن انسان می بیند و آن وقتش نسبت به هارون است و به امت اسلام هم که می رسد می گوید که پیامبرش همین طور فرمود و بعد دیگر عمق معنا را نمی خواهد باز کند. در حالی که پیامبر دارد آدرس می دهد. آدرس های قرآنی می دهد.

حال آن نکته دقیقی که می خواهم عرض کنم این است که شما هر جا نگاه کنید، می بینید که چنین است. هارون را چه کسی انتخاب کرد؟ فرمود تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی. هارون را چه کسی به عنوان وزیر انتخاب کرد. وزیر حضرت موسی به عنوان وصی او چه کسی انتخاب کرد؟  موسی انتخاب کرد یا خدا انتخاب کرد. قرآن صریحا می گوید که موسی در شب طور به خدا عرضه داشت وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي ﴿29هَارُونَ أَخِی(سوره طه، ایه29 و30) فقط پیشنهاد داد. تو برای من وزیر قرار بده؛ یعنی من موسی حق ندارم انتخاب کنم، چرا؟ برای اینکه منصب من منصب خداداد است. اینجا را باید دقت کنیم. چرا پیامبران برای خود وزیر انتخاب نکرده اند. واقعا این سوال نیست؟ این همه آیات قرآن از پیامبرانی که انتخاب وصی و وزیر می کنند، در قرآن آمده است. چرا حضرت ابراهیم می گوید که تو این امامت را به ذریه من بده. حال که من امام شدم، بعد خودم امام نصب کنم. نمی توانم؟ ابراهیم می گوید که من نمی توانم. از خدا باید بخواهم که  خدا برای من این کار را انجام دهد. و همین طور آیات دیگر قرآن. پس شما در سراسر قرآن بگردید هیچ پیامبری و هیچ ولی خدا را نمی بینی که مستقیم برای بعد خودش یا برای زمان خودش وزیر و وصی انتخاب کرده باشد. پس این روشن. این آیه قرآنی است. اگر یک دانه دارند، نمونه ای را بیاورند.

حال می خواهم رمزش را بگویم. چرا؟ برای اینکه امامت عهد خدا است و اصلا در اختیار پیامبر نیست. او امام شد به نص الاهی اما او دیگر نصب کننده نیست. وزارت یک مقامی است، امامت یک مقامی است، رسالت یک مقامی است که مستقیم از خدا داده می شود.

مجری: 

حتی بعضی مواقع در قرآن اشاره شده است که ملک و سلطنت هم برای بنی اسرائیل إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً(سوره بقره آِیه247).

استاد رستم نژاد:  

مال خداست. آنجا هم همین طور است. چرا؟ برای اینکه ملک در واقع فرمانروایی مال خدا است. تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ(سوره آل عمران، آیه 26). اینها همه اش مال خدا است. اصلا امامت مثل رسالت است. وجوب اطاعت می آورد. وجوب اطاعت ذاتی در این عالم مال خدا است منحصرا؛ یعنی لامطاع فی العالم الا الله. همان طور که لاخالق الا الله. لارازق الا الله.

مجری: 

همان إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ(سوره یوسف آیه 40) به معنای صحیحش.

استاد رستم نژاد:  

بله دقیقش. آن حاکمیت و اطاعت برای غیر خدا نیست. به پیامبران اگر داده می شود، به دستور خدا داده می شود. وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ(سوره نساء، آِیه 64) یعنی به اذن الله اینها مطاع هستند، اما مطاع فقط خدا است. امام آیا مقام اطاعت دارد یا ندارد؟ یعنی دیگران باید از او اطاعت بکنند یا نباید بکنند؟ باید بکنند؛ پس امام هم می خواهد بشود مطاع، ما که گفتیم که لامطاع الا الله. پس ما خودمان حق نداریم برای خودمان مطاع درست کنیم. نکته اینجا است. چرا؟ برای اینکه این حق مال خدا است. اگر ما رفتیم برای خودمان واجب الاطاعه شرعی درست کردیم، اگر برای خودمان درست کردیم، تصرف کردیم در توحید اطاعت. یکی از مراحل در توحید، توحید در اطاعت است. لذا ما می گوئیم که امامت خودش در دائره توحید است. برای اینکه یکی از شؤون توحید اطاعت است. اطاعت مال خدا است. چرا یک نفر می شود واجب الاطاعه. این نمی شود مگر اینکه از خدا باشد. مگر اینکه اذن خدا راداشته باشد. من سرم را بیندازم پایین بروم در جایی برای خودم امام درست کنم، این امام نشد. برای اینکه حق خدا است و من اصلا حق چنین کاری را ندارم. خدا باید بگوید لذا ما شیعه قائل هستیم که پیامبر در روز غدیر امیرالمؤمنین را نصب نکرد. اصلا این را نمی گوئیم. اگر هم می گوئیم مسامحه است؛ چون پیامبر از طرف خدا این کار را می کند و خدا نصب کرد و پیامبر ابلاغش کرد. لذا خدا نفرمود که یا ایهاالرسول برو نصب کند بلکه گفت که یا أیهاالرسول برو ابلاغ کند.

مجری: 

اجعل نگفت. یا ایها الرسول اجعل.

استاد رستم نژاد: 

نه. اصلا مال پیامبر نیست. تو برو ابلاغ کن. پس امامت در واقع یکی از شؤون توحید است و آن هم توحید در اطاعت خدا و این است که هیچ پیامبری حق ندارد و پیامبر اسلام هم این کار را نکرده است. اما اینکه چرا به ما رفض نسبت می دهند این یک ریشه تاریخی دارد. ما البته خیلی عارمان نمی آید که به ما رافضی بگویند. البته نه رافض دین پیامبر بلکه ما رافض برخی از چیزهایی هستیم که قبولشان نداریم. اگر این جرم ما است، ما به این جرم هم اعتراف داریم و خوشحالیم که چنین جرمی را داریم.

مجری: 

خیلی زیبا اشاره کردید به اینکه امیرالمؤمنین نسبت به پیامبر به منزله حضرت هارون نسبت به حضرت موسی است و اینکه در آیه ای از قرآن در مورد داستان جناب طالوت هم می گوید که  وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ (سوره بقره، آیه 248) یعنی به ال هارون هم اشاره می کند. آل هارون در واقع یک میراثی از آنها به جا مانده است که تَحْمِلُهُ الْمَلاَئِكَةُ.

استاد رستم نژاد:  

اصلا امامت دیگر در نفس حضرت موسی جریان نداشت. چون حضرت موسی نسل نداشت. امامت رفت به سمت حضرت هارون.

مجری: 

در مورد بنی اسرائیل هم همین بود. در مورد حضرت یوسف آمد از سمت بنیامین انبیاء ادامه پیدا کرد.

استاد رستم نژاد:  

برخی جاها قطع می شود از طرف دختری و می رود از جانب دیگر. اما در کل آل موسی و آل هارون اند. چون آل موسی و ال هارون اینها برادر بوده اند و هر دو آل عمران حساب می شود.

مجری: 

  إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ(سوره آل عمران، آیه 33).

استاد رستم نژاد:  

هر دو شاخه آل عمران حساب می شوند.

مجری: 

چون می فرماید موسی بن عمران.

خیلی ممنون تشکر از شما. تماس دیگر داریم. تماس دیگری داریم خانم یعقوب لو از تهران.

تلفن:

سلام علیکم خسته نباشد. قبول باشد طاعات شما. من سه سوال دارم.

یکی در ارتباط با آیه 25 سوره حدید است  لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ. این الکتاب. البته قبلا استاد در مورد الکتاب گفته بودند، اما می خواستم ببینم که شامل الکتاب هم یم شود که الکتاب کتاب قرآن است یا حقیقت قرآن. بعد منظور از المیزان چیست و ادامه سوره هم می گوید که أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ این حدید را می گوید که حدید را نازل کردیم. نازل کردن حدید به چه شکلی است.

سوالی بعدی این که می گویند که شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ (سوره بقره، آیه 185) قران قرار است که کتاب هدایت برای ما باشد. برای اینکه قرآن کتاب هدایت باشد، ما باید دستور العمل تک تک این سوره ه را بدانیم. من مثلا فصالت را دستور العملش را نمی دانم. یک غذا که می خواهم درست کنم، دستور العملش را می دانم اما دستور العمل سوره فصالت که من بخواهم بدانم و در زندگی پیاده کنم و طبق حدیث ثقلین برسم به حوض کوثر، شاید یک ترجمه تحت اللفظی را بدانم، اما آن دستور العمل کلی آن را نمی دانم. خواستم بدانم که این را چطوری و به چه شکلی به آن برسیم؟ آیا از طریق برنامه شما یا سی دی یا چیزی باشد که برسیم.

در ارتباط با پیاده سازی سوره ها می خواستم ببینم که پیاده سازی سوره ها در جامعه منتظر مهدوی حتما باید آقا امام زمان بیایند و سوره ها را پیاده سازی کنند و یا نه؟

ممنون متشکرم.

مجری: 

سوالات شما اگر رسیدیم جواب می دهیم و فکر می کنم که به یک سوال برسیم. سوالات شما در برنامه های آینده دنبال کنید در برنامه بعد پرسیده می شود و جواب داده می شود.

آقای بهروز پور هم از شوشتر سوالی پرسیده بودند ولی چون منتظر بودند پشت خط گفتیم که سوالشان را بشنویم.

سوالشان هم این بود که این آیات که وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ(سوره ذاریات، آیه 56) ولی از طرفی خدا می گوید که الله الصمد. خدا که نیازی به عبادت ما ندارد. از این طرف می گوید که وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ. ما جن و انس را نیافریدیم مگر اینکه عبادت کنند. از طرف دیگر می گوید که فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ(سوره ماعون، آیه 4). و آیات این چنینی که به نظر ایشان متناقض بوده است.

استاد رستم نژاد:  

عرض کنم که من اولا تشکر می کنم و عرض سلام دارم خدمت برادرمان از شوشتر و خانم یعقوب لو از تهران که اگر نرسیدیم ان شاء الله حیات باشد برای هفته بعد.

ببینید در مورد تناقضات ظاهری که از یک طرف می گوید که ما جن و انس را خلق نکردیم مگر برای عبادت. از یک طرف می گوید که من که نیاز ندارم و از یک طرف دیگر می گوید که لااکراه فی الدین از یک طرف دیگر می گوید که ویل للمصلین. وای بر نمازگزاران. اینها به حسب ظاهر نمای از تناقض در این آیات دیده می شود که اکراه هست یا نیست و از طرف دیگر می گوید که ما شما را خلق نکردیم مگر برای عبادت.

اینها به آن نوع برداشت ما از آیات بر می گردد. معمولا تناقض یا تناقض نماهای قرآنی برای خاطر این است که ما یک جای کار را بد می فهمیم و بد جوری در ذهن ما می اید و به خاطر این دچار تناقض می شویم. حال آن آیه ای که می گوید که ما شما را خلق نکردیم مگر برای عبادت، نباید آن را جوری معنا کنیم که محتاج خدا دربیاید. اینکه خدا احتیاج به عبادت ما داشت که ما را خلق کرده است که عبادتش کنیم. پس خدا بوده است که محتاج بوده است. اگر این طور معنا کنیم، اتفاقا تناقض دارد.  اتفاقا برای خدا خیلی بد است. به نحوی آیه را معنا کرده ایم ککه خدا شده است محتاج ما. خدا محتاج بنده شده است که بیاید عبادتش کند. خدا تنها بود. به معنای تنهایی غریب که نیاز داشت عبادتی بشود و آمده است این بساط را راه انداخته است که بشری داشته باشد تا عبادتش کند. یعنی یک چیز عجیب و غریبی در می آید. البته قبل از اینکه ما را خلق کند، خدا وند عبادت کنندگان زیادی داشته است و ملائکه بوده اند که عبادت هم می کرده اند. ببینید این معنا درست نیست. پس معنایش چیست؟ در مورد فلسفه خقلت در قرآن چند نوع آیه داریم که این چند جور چند فلسفه دارد. یا چند نوع حکمت در خلقت این کائنات و از جمله بشر  که گل این کائنات است، وجود دارد. خود بشر به گونه ای خلق شد که هدف از خودش عبادت است. یعنی اینجا محتاج خود بشر می شود. با یک مثال توضیح بدهم. مثل اینکه شما یک کارخانه ای صاحب کارخانه ای، کارخانه یخچال سازی که می گوید این یخچال برای نگهداری طعام است. برای اینکه گوشت روغن و ... در مدت بیشتری نگه دارد. برای اینکه سرمایی ایجاد کند. این یخچال و این دستگاه و این موتور خلق و ساخته شده است برای اینکه غذا ها را بیشتر در آن داشته باشیم. این یخچال برای این است. این هدف این دستگاه است. اما هدف صاحب کارخانه چیست؟ هدف صاحب کارخانه چیز دیگری است. سرد کردن نیست. سرد کردن هدف این دستگاه است. خود کارخانه دار برای سود است. او باید بگوید که من این دستگاه را ساخته ام نه برای اینکه گوشت نگهداری بلکه برای اینکه پول خودم را بگیرم. من ساخته برای سود خودم. بنابراین دو نوع هدف داریم. یک هدف خود صاحب کارخانه و شرکت و یک هدف دیگر مال دستگاه. آیه که می گوید که وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ در واقع هدف انسان را بیان می کند یعنی انسان با این هدف خلق شد. انسان با این هدف خلق شد. اما اینکه خدا چرا خلق کرد، در این آیه بیان نکرده است. رفته است جای دیگر گفته است و آن این است که ما خلق کردیم برای رحمت. انسان خلق شده است برای عبادت است. این خلقت خودش است و هدف خودش است.  اما خدا چرا انسان را خلق کرد. برای رحمت. این را در جای دیگر بیان کرد. این توضیحاتی دارد که ظاهرا به برنامه دیگر موکول می شود.

مجری: 

بله. پاسخ سوالات خانم یعقوب لو هم ان شاء الله. هفته دیگر.

استاد رستم نژاد:  

حتی پاسخ سوال این برادر هم تکمیل نشد.

مجری:

بله کامل نشد. متاسفانه وقتمان محدود است. این ایام را هم حتما بپردازید به قرآن و تدبر در قرآن که سستی نشود قاتل اوقات شریفت. خوش دار که این ثانیه ها صبر ندارد.

تا هفته دیگر بدرود و خدا نگه دار.

 



حجت الاسلام والمسلمین دکتر رستم نژاد

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر