صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 28 فروردين 1399 تعداد بازديد: 1205 
پرسمان تاریخی
پرسمان تاریخی
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

پرسمان تاریخی، 28/01/99

مجری: 

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام عرض می کنیم خدمت شما عزیزان وبزرگواران. در خدمت شما هستیم با برنامه پرسمان تاریخی. برنامه ای که به صورت زنده تقدیم حضور شما می شود. شکل و شمایل و ظرفیت برنامه به گونه ای است که شما عزیزان می توانید حتما ارتباط داشته باشید و اگر نکته ای و ابهامی و سوالی وجود دارد در رابطه با مسائل تاریخی مطرح کنید و ان شاء الله در این برنامه در خدمت شما باشیم. در عین حال نقطه و نظرات شما هم خیلی گشاینده است و عزیزان اتاق فرمان در ارتباطی که با شما دارند، قطعا بهره می برند از نکات و رهنمودهایی که دارید. توفیقی است که در خدمت سرور عزیز و بزرگوارمان حضرت حجت اللاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر جباری باشیم. ان شاء الله با برنامه های پیش رو که در خدمت شما هستیم. ابتدا سرور عزیزمان ورودی داشته باشند برای عرض سلام و بعد ببینیم که مسائلی که پیش رو است که مسائلی است تا بتوانیم یک به یک در خدمت شما باشیم. خدمت سرور عزیز و بزرگوار جناب حجت الاسلام جباری هستیم.

استاد جباری: 

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب دارم خدمت شما جناب آقای رجایی فر و شما عزیزان بیننده هر جایی که هستید ان شاء الله موفق و سربلند باشید. از آفات و بلیات به دور باشید و ان شاء الله همه مشمول عنایات و توجهات مولایمان آقا امام عصر عجّ الله تعالی فرجه الشّریف باشیم. خدا را شاکرم بر این نعمت که توفیق دیگری دست داده است که در خدمت شما عزیزان باشم.

مجری:

 بزگوارید. یک چند کلیپ را عزیزان تهیه کرده اند که حاوی پرسش ها و اشکالات و نقد هایی است که طرف فکر می کند که وارد است و این کلیپ ها چون هدف مستقیم پخش این کلیپ ها نیست. اما گاهی این کلیپ را ممکن است که خیلی ها را به زحمت بیندازد. خیلی ها این کلیپ ها را ببینند و قدرت تجزیه و تحلیل نداشته باشند، اما خوب است که انسان پیش کارشناس بنشیند و از آن کارشناس بپرسد که نکته ای که گفته اند حلش چیست و مشکلش چیست؟ و نقیضه اش چیست؟ اینها می تواند مفید باشد. فکر می کنم که یکی از این کلیپ ها در مورد عقیده اهل سنت در مورد مهدویت باشد که عزیزان این کلیپ را پخش بفرمایید و بعد استاد عزیز در خدمت شما بزرگواران هستند برای تبیین و توضیح بیشتر.

کلیپ:

شاید برخی از مراجع شیعه بیایند از این قضیه سوء استفاده کنند که آن هم بعضی از روایاتی است که در کتب آمده است که در آخر الزمان شخصی به نام مهدی می آید و بعد می گویند که نه فقط شیعه ها نیستند که به مهدی اعتقاد دارند بلکه اهل سنت هم به مهدی اعتقاد دارند، در حالی که این قضیه کاملا اشتباه است و اهل سنت به چیزی به اسم مهدی اعتقاد ندارد، اما از پیامبر صلّی الله علیه وآله آمده است که در آخر الزمان یک نفر متولد می شود. یعنی الان نیست و وجود خارجی ندارد. در آخرالزمان یک نفر به اسم محمد متولد می شود که اسم پدرش هم اسم پدر پیامبر است. یعنی محمد بن عبدالله و معروف به مهدی است. این شخص در آخر الزمان می آید و مانند انسان عادی متولد می شود و زندگی می کند و فوت می کند و مثل اینکه اینها می گویند که سال هزار و فلان غائب شده است و در سرداب بوده است و در پنج سالگی امامت کرده است و این چیزها نیست. این دروغ و مغلطه ای بیش نیست که می خواهند سوء استفاده کنند. نه اصلا اهل سنت به چیزی به اسم امام مهدی اصلا و ابدا اعتقاد ندارند و تنها چیزی که هست انسان مصلحی در آخرالزمان می آید. یک انسان معمولی است مثل سایر انسانها و حکم ران است و این تفاوتی است که با انسان های معمولی دارد که الله متعال به او حکومتی می دهد و در اختیارش قرار می دهد. والسلام

مجری: 

نکاتی که این شخص مطرح کردند در خدمت استاد هستیم که ببنیم شیعه این نسبت در مورد مهدویت می دهد در مورد عقائد اهل سنت به چه شکل است.

استاد جباری: 

عزیزان بیننده شاید این کلیپ برایشان به نحوی تکراری باشد؛ چون دو هفته قبل بود که این کلیپ پخش شد و بخشی از آن را ما موفق شدیم در انتهای برنامه نکاتی را عرض کنیم. چون ناقص مانده بوده من تقاضا کردم که مجددا پخش شود که بخش دیگر را به آن بپردازیم.

در حقیقت در مجموع چند ادعاء داشت که تحت دو ادعاء می شود حرف های این آقا را جمع کرد. یک نکته که در آن برنامه به آن اشاره شد، این نسبت است که در نسب حضرت مهدی سلام الله علیه نام پدر ایشان هم نام پدر پیامبر صلّی الله علیه وآله است که به این اشاره کردیم در آن برنامه و عرض کردیم که آنچه از رسول خدا صلّی الله علیه وآله رسیده است در مورد نام مهدی و خیلی عجیب است که مطرح می کرد که ما چیزی به نام مهدی در بین اهل سنت نداریم. گفتن همین کلام برای کسی که نیمچه مطالعه ای در احادیث اهل سنت در مورد  حضرت مهدی سلام الله علیه دارد، نشان بی اطلاعی بگویم با بی سوادی و هر تعبیری که شما بینندگان می دانید به کار ببرید. انبوهی از روایات در متون شیعه که جدا و در متون اهل سنت در مورد مهدی و ویژگی های مهدی، نسب مهدی، که من در آن برنامه هم یک کتابی را معرفی کردم. چون به فارسی ترجمه شده بود، مناسب دیدم که عزیزان اگر خواستند بیشتر مطالعه کنند. کتاب در انتظار ققنوس که از آقای سامر الهاشم العبیدی بود و ترجمه آقای علیزاده. آنجا یک فصل مفصل به دیدگاه اهل سنت در درباره حضرت مهدی و جدای از آن کتاب، منتخب الاثر آیت الله صافی که روایات را جمع کرده به وفور. روایات عامه را در مورد مهدی که در آن روایات نام مهدی آمده است. از زبان پیامبر صلّی الله علیه وآله آمده است. ویژگی های مهدی سلام الله علیه و نسب او آمده است. روایات متعددی از اهل سنت است که  الْمَهْدِيَّ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ. چندین روایت با این عنوان آمده است که ِ الْمَهْدِيِّ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ. هفته قبل روایاتی که در متون شیعه و اهل سنت است که مهدی نهمین فرزند از فرزندان حسین است و همین طور دیگر ائمه را. هفتمین از فرزندان امام باقر علیه السلام و پنجمین از نسل امام کاظم و به همین ترتیب.

بنابراین ادعای اینکه چیزی به نام مهدی نداریم در اهل سنت فکر می کنم که اولین ناقض و مخالف با سخن این آقا علمای منصف اهل سنت باشند که چرا چنین نسبت دروغی به ما می دهی؟ و این یک نکته. آنچه در آن برنامه به آن اشاره شد، این بود که با وجود اینکه در روایات رسول خدا صلّی الله علیه وآله آمده است که اسمه اسمی. المهدی من ولدی. یا من ولد فاطمه. اسمه اسمی و کنیته کنیتی. همین مقدار. کنیه او هم کنیه من است. یعنی ابوالقاسم. کنیه امام مهدی سلام الله علیه طبق این روایت ابوالقاسم است. نامش هم مهدی. اما اینکه اسم پدر مهدی نیز هم نام پدرمن است، این چیزی است که در همان برنامه عرض کردم که دو سه روایت دارد که از نظر سند کاملا ضعیف است و از جهت تاریخی هم پیدایش این روایت به دوره بنی عباس و عصر منصور عباسی بر می گردد و دلیلش هم سیاسی بوده است. علتش این بوده است هم منصور تلاش می کرد که فرزندش مهدی را که به او لقب مهدی داده بود، او را به عنوان مهدی امت مطرح کند. نام فرزند او محمد بود که لقب مهدی به او داد. خود منصور عباسی هم عبدالله بود که برای اینکه تطبیق کند که این محمد بن عبدالله است، این روایت در زمان منصور جعل شد که تتمه و دنباله روایت به اینکه «واسم أبیه اسم ابی» که نام پدر مهدی هم نام پدر من است. به این جهت. یک وجه دیگر این که در همین دوره منصور عباسی قیامی شکل گرفت توسط محمد ذی النفس ذکیه، محمد بن عبدالله محض که از نوادگان امام حسن علیه السلام بود و از آن برنامه هم توضیح دادیم که پدر این محمد که همان عبدالله محض باشد، خیلی باور کرده بود که فرزندش همان مهدی است و لذا توسط طرفداران این قیام یا خود عبدالله و به هر حال کسانی برای اثبات مهدویت این آقای محمد نفس ذکیه روایاتی پیدا شده است و الا در انبوه روایاتی که از رسول خدا صلّی الله علیه وآله شیعه و اهل سنت نقل کرده اند همین مقدار است که «اسمه اسمی و کنیته کنیتی» که به این در آن برنامه اشاره شده بود. من در این برنامه می خواستم ادعای دیگر این آقا که مهدی در آخرالزمان متولد خواهد شد و حکمرانی خواهد کرد. که این هم عجیب است؛ چون در روایت رسول خدا صلّی الله علیه وآله اقامه عدل و داد در تمامی عالم است و امامت خواهد کرد. یک امامی با اوصاف امام معصوم ظهور خواهد کرد. این با تعبیر حکمران سازگار نیست. تعبیر دیگر اینکه ادعا می کرد که در نگاه اهل سنت مهدی در آخرالزمان متولد خواهد شد، نه اینکه قبلا متولد شده باشد. من تعدادی از اقوال علمای اهل سنت را گزارش وار با ذکر سندش ذکر می کنم که در بین اهل سنت کسانی اقرار کرده اند که مهدی متولد شده است و همین مقدار که اقرار به تولد کسی به نام محمد از اولاد امام عسگری علیه السلام کرده اند، در میان علمای اهل سنت است که این آقا نفی مطلق می کرد. به عنوان مثال عزالدین ابن الاثیر. ابن اثیر معروف صاحب کتاب الکامل فی التاریخ متوفی 630 هجری. در حوادث سال 260 هجری در جلد 6 الکامل فی التاریخ صفحه 320 چاپ بیروت، دار الکتب العربی می گوید: و فیها توفی الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین ابن ابی طالب علیه السلام. در این سال امام حسن عسگری علیه السلام با با نسبی که ذکر می کند، ابومحمد العلوی العسگری از دنیا رفته است در سال260 و هو احد الائمه الاثنی عشر. او یکی از ائمه دوازده گانه بر مذهب شیعه امامی است و هو والد محمد الذی یعتقدونه المنتظر فی السرداب السامراء و پدر محمد است. ایشان نفی نمی کند ولادت امام عصر را به عنوان شخصی که نامش محمد است. بله تصریح می کند که بر اعتقاد شیعه امامیه. اینکه امام عسگری علیه السلام صاحب فرزندی به نام محمد شده است، در اعتراف این آقای ابن اثیر است.

شخص عالم دیگر ابن طلحه شافعی صاحب کتاب معروف مطالب السئول فی مناقب آل الرسول. این اقای ابن طلحه یکی از علمای منصف اهل سنت است که این مطالب السئول را نوشته برای ذکر مناقب ائمه علیهم السلام. متوفای 654. از علمای قرن هفتم است. تقریبا معاصر همان ابن اثیر بوده است کمی متاخر. او در کتاب مطالب السئول در جلد دوم صفحه 152 نقل می کند. می گوید. الباب الثانی عشر فی ابی القاسم الامام ابی القاسم المهدی محمد بن الحسن الخالص ابن علی المتوکل ابن محمد. لقب هم ذکر می کند. ابن علی الرضا. ابن موسی الکاظم و ابن جعفر الصادق، ابن محمد الباقر، ابن علی زین العابدین، ابن الحسین الزکی، ابن علی المرتضی امیرالمومنین ابن ابی طالب. المهدی الخلف الصالح المنتظر علیهم السلام و رحمه الله و برکاته. فهذا الخلف الحجه قد أیّده الله. می بینید که بیانش مثل ابن اثیر نیست بر مذهب امامیه. بیانش تأییدی است که این خلف حجت قد ایده الله که خدا تاییدش کرده است و هداه منهج الحق و عطاه سجایا. خدا او را به راه حق هدایت کرده است و از سجایای الاهی به او داده است. فاما مولده ففی السر من رآه بود که ولادت ایشان در سرّ من رآه بود که تاریخی که ایشان ذکر می کند و اما نسبه أبا و امّاً. نسبش از جهت پدر و مادر. ابوه محمد الحسن الخالص ابن علی المتوکل. پدرش همان امام حسن عسگری تا آخر. نام مادرش را هم ذکر می کند. اما اسمه فمحمد و کنیته ابی القاسم. این آقا اینکه شخصی به نام محمد متولد شده باشد، نفی می کرد، این آقای ابن طلحه شافعی با صراحت بیان کرده است که اسمش محمد و کنیه اش ابی القاسم و لقبش حجت و خلف صالح است که در مورد گفته شده است که المنتظر. این هم عالم دوم از اهل سنت که با بیان تأییدی ذکر می کند ویژگی های حضرت را و ولادتش را.

عالم سوم از علمای اهل سنت که اقرار به ولادت حضرت کرده است، سبط ابن جوزی است. می دانید که یکی از علمای بزرگ اهل سنت عبدالرحمن بن جوزی است که متوفای 598 است. او یک نواده دختری دارد که کتاب معروفی دارد که معروف به سبط است. سبط ابن جوزی یعنی نواده دختری.  ایشان در تذکره الخواص که کتابش در شأن ائمه علیهم السلام و برای تبیین مناقب ائمه علیهم السلام آن کتاب را نوشته است، در مورد امام عصر علیه السلام می گوید : هو محمد. در تذکره الخواص صفحه 325 چاپ بیروت. موسسه اهل البیت. می گوید که هو محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا ابن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب و کنیته ابوعبدالله و ابی القاسم. پس نامش محمد را ذکر می کند و کنیه او ابی القاسم را هم ذکر می کند. نفی نمی کند. نمی گوید بنابر مذهب امامیه. در واقع اعتقاد خودش است در این مساله. بعد در ادامه روایتی از ابن عمر نقل می کند که قال رسول الله صلّی الله علیه وآله یخرج فی آخر الزمان رجل من ولدی اسمه کاسمی. در آخر الزمان شخصی از فرزندان من متولد می شود که اسم او کاسمی. نام او هم نام من است و کنیه او همانند کنیه من است. یملأ الارض عدا کما ملئت جورا فذلک هو المهدی. چرا این آقا می گوید که اهل سنت چیزی به نام مهدی نمی شناسیم. چرا بی سند حرف می زنند. می گوید فذلک هو المهدی. این همان مهدی است. نمی گوید که مهدی علی مذهب اهل البیت. این عالم سوم.

عالم چهارم از علمای اهل سنت که اقرار به ولادت امام عصر دارد، جناب ابن صباغ مالکی است که متوفای 855 است که البته قبل از ایشان عالمی دیگر است که به لحاظ زمانی این را عرض کنیم که گنجی  شافعی متوفای قرن هفتم که در سال 658 در مسجد اموی دمشق او را کشتند. چون در واقع در او حب اهل البیت را احساس کردند، در مسجد اموی او در سال 658 کشته شد. این آقای گنجی شافعی کتابی با عنوان البیان فی اخبار صاحب الزمان دارد، که در آنجا صفحه 79 کتاب ادله گوناگونی را در مورد امکان زنده بودن امام مهدی ذکر می کند و جالب است که می گوید که همان طور که عیسی و حضر و الیاس و اینها صدها سال است که زنده اند، بنابراین امکان زنده بودن حضرت مهدی سلام الله علیه هم وجود دارد. ایشان کتاب دیگری دارد با عنوان کفایة الطالب و کتاب دیگر البیان فی اخبار صاحب الزمان و کسی در اهل سنت بودن تردید نکرده است. از علمای شافعی اهل سنت است.

منبع دیگر از قرن نهم است که ابن صباغ مالکی صاحب کتاب معروف الفصول المهمه است که درباره فضایل اهل بیت نوشته است که در صفحه 281 این کتاب چاپ بیروت دار الاضواء ایشان گفته است که خلف ابومحمد الحسن، می گوید ابومحمد که کنیه امام عسگری علیه السلام است. به جای  گذاشت از ولد، ابنه الحجه القائم المنتظر للدوله الحق. و کان قد اخفی مولده. امام حسن عسگری ولادت فرزندش مهدی را مخفی کرد و ستر امره لصعوبة الوقت. چون زمانه سختی بود و شدة طلب السطلان و تطلبه للشیعه. اینکه سلطان به دنبال شیعیان بود. و حبسهم والقبض علیهم. آنها را حبس می کرد و تولی جعفر بن علی اخوه و اخذ ترکته. اشاره به جریان جعفر جریان می کند و اینکه او آمد و میراث امام عسگری را تصاحب کرد و تحریک کرد خلیفه را به اینکه به سراغ کنیزان امام علیه السلام بروند. تا آخر. بنابراین ایشان هم با عنوان بیان تأییدی بیان می کندکه امام عسگری به جای گذاشت از فرزند حجه قائم منتظر را. این ابن صباغ مالکی صاحب الفصول المهمه است.

ابن حجر هیثمی صاحب الصوائق المحرقه هم از دیگر علمای اهل سنت است که گاهی به تعصب شناخته می شود. ایشان هم در کتاب الصوائق المحرقه جلد 2صفحه 601 چاپ بیروت ایشان در مورد امام عسگری علیه السلام بیان می کند که مات بسر من رای و دفن عند ابیه. در سامرا از دنیا رفت و در کنار پدرش دفن شد. و عمه. و عمره ثمانیه و عشرون که بیست و هشت سال داشت و یقال انه سمی ایضا که همانند پدرش مسموم شد و لم یخلف غیر ولده ابی القاسم محمد. فرزندی از او نماند جز فرزندش ابوالقاسم. و عمره عند وفات ابیه خمس سنین. عمر این فرزند هنگام وفات پدرش پنج سال بود و لکن آتاه الله فیه الحکمه و یسمی القائم المنتظر. تا اینجا می بیند که ایشان با بیان تاییدی ولادت امام عصر را ذکر می کند. اما به دنبال مطلبی ذکر می کند که این آقایی که کلیپش پخش شد اشاره کرد که این یک حرف باطلی است و ان اینکه شیعه معتقد است که امام عصر در سرداب مخفی شده است. ایشان هم می گوید که قیل انه ستر فی المدینه و غاب و لم یعرف أین ذهب. البته عذر می خواهم که ایشان تعبیر مدینه را دارد. گفته شده است که مهدی در شهر مدینه مخفی شده است و در غیبت رفته است و معلوم نشده است که در کجا رفته است و دنبالش گفته است که رافضه و شیعه قائل شده اند که او مهدی است. به هر حال ابن حجر هیثمی هم ولادت امام عصر سلام الله علیه را از امام عصر ذکر شده و اینکه امام عسگری فرزند دیگری جز او نداشته است، با صراحت بیان می کند.

ششمین و هفتمین قندوزی حنفی صاحب ینابیع الموده است که باب 82 کتاب ینابیع ج3 ص323 را  این طور آغاز می کند که الباب الثانی و الثمانون فی بیان الامام ابو محمد الحسن العسگری اری ولده القائم. امام عسگری فرزندش قائم مهدی را نشان داد به خواص موالیه. و خبر داد که امام بعد از او فرزندش است. آقای قندوزی حنفی هم نفی نمی کند و نمی گوید که بر اساس مذهب امامیه بلکه بیان تاییدی دارد که امام عسگری فرزندی داشته است.

دو قول دیگر عرض کنم که جناب شمس الدین ذهبی متوفای 748 در کتاب معروف خود تاریخ اسلام جلد 19 صفحه 113 با این عنوان که ابومحمد بن الهاشمی الحسینی احد ائمه الشیعه الذین تدعی الشیعه عصمتهم و یقال له الحسن العسگری لانه سکن سامرا فانه یقال لها العسکر فهو والد المنتظر الرافضه. شمس الدین ذهبی که امام عسگری را معرفی می کند می گوید ایشان پدر فردی است که مورد انتظار رافضه یعنی شیعه است. توفی الی رضوان الله در تاریخ هشتم ربیع الاول 260 و در کنار پدرش دفن شد. اما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضه القائم الخلف الحجه. اما فرزند محمد که شیعیان تصور می کنند که قائم است و خلف حجت است او در سال 258 متولد شده است و گفته شده است که در سال 256 متولد شده است. و بعد از پدرش هم زندگی کرده است و ایشان ادعای رحلت فرزند امام عسگری علیه السلام را می کند و اما اصل ولادتش را اقرار می کند که این مطلب مورد نظر ما است و وفاتش ما معتقد نیستیم.

بالاخره ابن خلکان از علمای قرن هفتم ایشان هم در جلد 4  وفیاة الاعیان صفحه 176 تعبیر کرده است که ابوالقاسم المنتظر ابوالقاسم محمد بن حسن العسگری ابن علی الهادی ابن محمد الجواد المذکور قبلهم ثانی عشر الائمه علی اعتقاد الامامیه. پس اصل ولادت امام عصر را به عنوان محمد بن حسن ذکر کرده است ولی تعبیر کرده است که در اعتقاد امامیه معروف به حجت است.

بنابراین خواستم از مجموع این مطلب که از ده نفر از علمای اهل سنت نقل کردم که بعضی از آنها به بیان تأییدی ولادت امام عصر را ذکر کرده اند و برخی گفته اند که بنابر اعتقاد امامیه. از اینکه بگذریم در میان علمای اهل سنت قائلین به ولادت حضرت حجت وجود دارد. فرض کنیم که اینها هم که نبود، برگردیم به بحث مبنایی که اهل سنت که قائل هستند که مهدی متولد نشده است، آیا با مبانی روایی آنها که خودشان نقل کرده اند سازگار است یا خیر. مثلا این روایت که در برنامه هم اشاره کردم که متعدد نقل شده است از بخاری و دیگر منابع حدیثی اهل سنت که نقل کرده اند که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله ائمه بعد از خودشان را دوازده نفر ذکر کرده اند و فرموده اند که دین همواره قوام دارد و عزیز است به وسیله این دوازده نفر. بیان استمرای بوده است. همان طور که در آن برنامه هم اشاره کردم. این طور نیست که پیامبر بفرمایند که یازده نفر از آنها وجود داشته و فاصله می افتد و دوازدهمین در آخر الزمان می آید. بیان می کنند که دوازده نفر هستند که همواره دین به آنها قوام دارد. این یک نقل بود. بعد نقل های دیگر است که در آنها ذکر نام ائمه دوازده گانه از زبان پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله آمده است که در اینجا هم مکرر اشاره کرده ایم. روایات متعددی است که حدیث جابر از معروف ترین آنها است که اشاره به این دارد که برخی از علمای اهل سنت ذکر اسامی ائمه دوازده گانه را می کردند تا می رسید به امام عصر سلام الله علیه.

سومین نکته روایت قطعی الصدور ثقلین است. حدیث ثقلین که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر فرمود که: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏ فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏( بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 413) من دو چیز گرانبها در میان شما به ارث می گذارم. کتاب خدا و عترتم که اینها از هم جدایی پذیر نیست. آیا بنابر قول شیعه اینها از هم جدائی پذیر نیستند یا بنابر قول اهل سنت؟ بنابر قول شیعه که امامت استمرار دارد و بعد از پیامبر تا زمان ظهور امام عصر و بعد از آن الی یوم القیامه جدا نمی شوند. اما بنابر قول امثال این آقا که می گوید که یک مدتی خواهد گذشت و در آخر الزمان مهدی متولد خواهد شد طبیعتا یک دوره ای  پدید می آید که خبری از عترت نیست. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله فرمود که انها لن یفترقا. کتاب و عترت از هم جدائی پذیر نیست. پس هیچ زمانی نمی توانیم تصور کنیم که در آن قرآن باشد و عترت در کنار آن نباشد. بنابر قول شیعه این حدیث ثقلین درست در می آید.

نکته دیگر حدیث بسیار معروف و غیر قابل انکار  َّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً(كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص: 296) است که اهل سنت هم همه قبول دارند که پیامبر فرمودند که کسی بمیرد و امام زمانش را، نه امام زمان های گذشته و آینده را، نشناسد، بر مرگ جاهلی مرده است که بنابر قول شیعه امام زمان کسی است که شرائط و صلاحیت و لیاقت امامت را دارد. بر اساس ویژگی هایی که برای امام ذکر شده است، این قول درست خواهد بود و حضرت مهدی سلام الله علیه امام زمان کسانی خواهد بود که دوران غیبت را درک کرده اند، اما بنابر قول کسانی که معتقد هستند که مهدی در آینده متولد خواهد شد، امام زمان آنها در امروز کیست؟  در دوران غیبت باید آنها توضیح دهند که می خواهند چگونه از مرگ جاهلی فرار کنند که پیامبر صلّی الله علیه وآله فرموده است که اگر امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است. نکات دیگری هم می شود گفت که من اشاره می کنم که تفسیر سوره قدر را که بزرگان ما یک استفاده خوبی کرده اند که تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر استفاده می شود که هرسال فرشتگان در شب قدر نازل می شود، فرموده اند که بر چه کسی نازل می شوند؟ جز آن کسی که صالح باشد برای نزول فرشته. فرشته بر هر کسی نازل نمی شود پس باید یک امام حاضری باشد. در هر زمانی باشد که فرشتگان در شب قدر بر او نازل شوند.

مجری: 

ممنون جناب استاد. مطالب فراوانی در این مورد وجود دارد ولی به جهت فرصتی که داریم ان شاء الله زمنیه ای پیش بیاید زحمت می دهیم که ورودی داشته باشید و این مباحث بیشتر تکمیل شود. سری به اتاق فرمان می زنیم و بعد می گردیم که آنچه فراروی ما است از پرسش ها و نکاتی که می تواند زمینه ای برای بحث های تاریخی مربوط به تاریخ اسلام باشد مطرح می کنیم.

مجری:

سروران و عزیزان در خدمت شما هستیم با برنامه پرسمان تاریخی و در این بخش هم اگر فرصتی باشد زحمت داده ایم به عزیزان اتاق فرمان تا یکی دو کلیپ بتوانیم ببینیم. اگر بشود کلیپی در مورد سجده بر مهر باشد این را هم ببینیم و بعد استاد ورود داشته باشند برای تحلیل و تبیین و اگر نیاز به پاسخی باشد، بیان کنند.

کلیپ:

بگذریم از آن بحث اعتقادی مساله که اگر حتی نگاه فقهی هم به آن داشته باشیم، بر چه اساسی در نمازها باید مهر گذاشته شود. به نام اسلام و به نام اهل بیت. آن هم در حالی که ادعا می شود که تربت کربلا است. آیا علی بن حسین رضی الله عنهما زین العابدین سجاد که رحمت الله بر او باد در نماز مهر گذاشت؟

مجری:

این پرسش فراروی ما است که مهر گذاشتن هنگام نماز آیا حکمت و فلسفه و دلیلی و یا ضرورتی دارد که جناب استاد پاسخ می دهند.

استاد جباری: 

البته این از دو منظر یا سه منظر بحث را مطرح کرد. چون منظر کلامی و اعتقادی را اشاره کرد. همین طور است که بحث سجده ما بر روی مهر یک بعد اعتقادی ممکن است داشته باشد و ممکن است یک بعد فقهی داشته باشد و یک بعد تاریخی داشته باشد. در این برنامه شأن برنامه این است که از منظر تاریخی به مساله نگاه شود. ولی در مساله فقهی و اعتقادی چاره ای نیست که از بحث تاریخی بهره گرفته شود. برای اینکه آن نتیجه فقهی و اعتقادی رسیده بشود. آیا به لحاظ تاریخی در احادیث قابل اثبات است که پیشینه سجده بر مهر یا به توضیحی که خواهم داد بر زمین و خاک. این به دوره معصوم برگردد؟  مثلا امام سجاد را مطرح کرد. من بیشتر عرض می کنم که دوره رسول خدا صلّی الله علیه وآله برگردد. و این اتهام که متاسفانه مغرضان و دشمنان شیعه متوجه می کنند که اینها با سجده بر مهر به نوعی مبتلی به شرک شده اند. تهمت می زنند که اینها مهر را به عنوان یک بتی همراه خود حمل می کنند و امثال اینها. آیا واقعا این چنین است یا خیر؟

عزیزان استحضار دارید که از منظر علمای شیعه و استنادشان در بحث سجده به روایاتی است که از رسول خدا صلّی الله علیه وآله هم در منابع اهل سنت و شیعه با تعبیر جُعِلَتْ لِيَ‏ الْأَرْضُ‏ مَسْجِداً وَ طَهُوراً (الأمالي للصدوق، النص، ص: 216) آمده است. این را سنی و شیعه همه نقل کرده اند. در منابع متعددی آمده است که از صحیح بخاری وجود دارد تا مسند احمد و سنن ابن ماجه و منابع متعدد شیعه. اجمال این است که در صحیحه بخاری جلد 1 صفحه 86 است که به نقل از جابربن عبدالله انصاری که او می گوید که پیامبر صلّی الله علیه وآله فرمود که به من پنج چیز داده شده است که به انبیای پیشین داده نشده است که به جهت ضیق وقت من وارد همه آنها نمی شوم. یکی از آنها را حضرت می فرمایند که جُعِلَتْ لِيَ الْأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُورا. زمین برای من وسیله برای سجده و طهارت قرار داده شده است که فقها استفاده کرده اند که دو طهور وجود دارد که یکی آب است و دیگری زمین است و آب برای کسی است که برای او امکان وضو و غسل وجود داشته باشد و زمین برای تیمم برای کسی است که آب در اختیار نداشته باشد. وقتی زمین به عنوان محل سجده معرفی شده است، روی غیر زمین نمی شود سجده کرد. توضیح بیشتر را امام صادق علیه السلام در یک حدیثی فرموده اند که این حدیث را هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام پرسید که در کتاب شریف من لایحضره الفقیه مرحوم شیخ صدوق است که در تهذیب الاحکام شیخ طوسی است. هشام بن حکم می گوید که از امام صادق علیه السلام پرسیدم أَخْبِرْنِي عَمَّا يَجُوزُ السُّجُودُ عَلَيْهِ وَ عَمَّا لَا يَجُوزُ به من خبر دهید از چیزی که می شود سجده کرد از چیزی که نمی شود سجده کرد. فرمود: السُّجُودُ لَا يَجُوزُ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ سجده جایز نیست مگر فقط بر زمین أَوْ عَلَى مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ یا بر جیزی که از زمین روئیده است إِلَّا مَا أُكِلَ أَوْ لُبِسَ مگر آنکه مأکول و پوشیدنی باشد. روئیدنی از زمین باشد اما پوشیدنی و خوردنی نباشد. بعد هشام بن حکم علت را می پرسد که علت چیست که چنین استثنائی شده است که بر هر چیز روئیدنی از زمین نمی شود سجده کرد. فرمود: لِأَنَّ السُّجُودَ خُضُوعٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سجده خضوع در برابر خدای متعال است فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ عَلَى مَا يُؤْكَلُ أَوْ يُلْبَسُ سزوار نیست که سجده بر آنچه خوردنی و پوشیدنی است انجام شود، چون لِأَنَّ أَبْنَاءَ الدُّنْيَا عَبِيدُ مَا يَأْكُلُونَ وَ يَلْبَسُونَ بندگان دنیا بندگان خوراگی ها و پوشیدنی ها هستند و سجده باید بر چیزی باشد که انسان خالص لله باشد و او را آغشته با چیزی نکند که مطلوب او است وَ السَّاجِدُ فِي سُجُودِهِ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سجده کننده در عبادت خدا است فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ فِي سُجُودِهِ عَلَى مَعْبُودِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا سزاوار نیست که بر معبود بندگان دنیا پیشانی خود را در هنگام عبادت قراردهد. الَّذِينَ اغْتَرُّوا بِغُرُورِهَا وَ السُّجُودُ عَلَى الْأَرْضِ أَفْضَلُ سجده بر زمین افضل است. لِأَنَّهُ أَبْلَغُ فِي التَّوَاضُعِ وَ الْخُضُوعِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.(من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 272) چون برای تواضع سزاوار تر است که بر زمین باشد. مستند شیعه این است. توجه دارید که ما اصرار داریم که قطعه ای از خاک را که به صورت قالب بندی به صورت مهر همراه داشته باشید یا سنگ به دلیل یک چنین مبنایی است که در روایات ما آمده است و در روایات اهل سنت هم از پیامبر عرض کردم که پیامبر فرموده اند که جُعِلَتْ لِيَ الْأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُورا.

نکته دیگر این است که سجده علی الارض است نه للارض. سجده بر روی آن مهر و سنگ و خاک انجام می دهیم نه برای مهر و به خاطر آن که آن را معبود و مسجود قرار دهیم و لذا این اتهام بزرگی است که به شیعه زده می شود که اینها مهر را به عنوان معبود و بت خود همراه خود حمل می کنند و چون به هر حال به جهت اینکه حمل مهر نسبت به حمل مقداری خاک آسان تر بوده است، آن را قالب بندی کرده اند و مهر و سنگ ایجاد کرده است که شیعه بر آن سجده می کند. اما سخن در آن است که آیا پیشینه سجده بر زمین، فقط منحصر به شیعه و ائمه شیعه است یا اینکه پیشینه آن به زمان رسول خدا صلّی الله علیه وآله برمی گردد؟ روایات متعددی در متون اهل سنت شاهد بر این است که در عصر رسول خدا صلّی الله علیه وآله آن حضرت تأکید داشته اند بر سجده بر روی زمین و جالب است که در برخی از این روایات است که برخی از صحابه مقداری سنگ همراه خود حمل می کرده اند. اگر بنابر این اتهام بر شک باشد، باید صحابه نیز اتهام به شرک شوند. ابتدا اشاره ای کنم. اتفاقا این نقل از خلیف دوم است که نقل در سنن کبری بیهقی جلد 2 صفحه 440 و سنن ابی داوود از صحاح سته اهل سنت در جلد 1 صفحه 75 عن عمربن الخطابمطرنا من اللیل. یک شب باران می آمد. فخرجنا لصلاه الغداة. صبح گاه رفتیم برای نماز صبح. فجعل الرجل یمر علی البطحاء فیجعل فی ثوبه من الحصبی فیصلی علیه. یکی از اصحاب پیامبر در مسیر از ریگ هایی که در مسیر بود، برداشت و در لباسش قرار داد و بر روی آن سجده کرد. فلمّا رأی رسول الله صلّی الله علیه وآله ذلک قال ماأحسن ذاک البساط. این بساط که پهن کردی و از سنگ ها روی آن قرار دادی و سجده می کنی چه چیز خوبی است. فکان ذلک اول بدأ الحصبی. این اولین موردی بود که حصبی و سنگ ریزه ها برای سجده به کار گرفته شد.

دو نکته از این قابل استفاده است که یک نکته این است که صحابه هم اصرار بر سجده بر روی زمین داشته اند. نه بر لباس و فرش و پارچه و امثال اینها و نکته دوم این است که شب بارانی بوده است و بخشی از مسجد النبی سقف نداشته است. بخش عمده ای مسجد غیر از بخش جلوی مسجد، سقف نداشته است و لذا ظهر هنگام نماز گرم می شد و زمین داغ می شد و زمانی که باران می آمد، پیشانی بر روی این رمل های مسجد می گذاشتند که پیشانی آنها خاک آلود و گل آلود می شد، لذا این صحابی ایده ای به کار برده است که سنگی از مسجد برمی دارد و درون پارچه ای با خود حمل می کند و بر آن سجده می کند. این در متون عامه در این باره است. بحث ظهر را مطرح کردیم که گاهی هنگام ظهر گرمشان می شد که روایتی وجود دارد که  در صفحه 301 از جلد 6 مسند احمد حنبل آمده است.   در سنن ترمذی جلد 1 صفحه 236 و در مستدرک حاکم نیشابوری جلد 1 ص271 آمده است که بعدش می گوید که هذا حدیث صحیح. عن ابی صالح قال دخلت علی أم سلمه. این را در ادامه می خوانم. آن که منظورم بود این روایت است. من ابتدا این را می خوانم و بعد آن را می رسیم. این روایت در سنن کبری بیهقی از صالح بن حیوان است که حدثه أن رسول الله صلّی الله علیه وآله رای رجلا یسجد بجنبه. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله فردی از اصحاب را دیدند که در کنارش به سجده رفته است و قد اعتم علی جبهته. گوشه عماشه اش را بین پیشانی اش و سجده گاه قرار داده و حائل قرار داده است. فحسر رسول الله صلّی الله علیه وآله عن جبهته. پیامبر اکرم آن گوشه عمامه را کشید از زیر پیشانی آن که حائلی بین پیشانی او و زمین نباشد. برای این کار را می کردند که گاهی داغ می شد این شن زارهای در کف مسجد النبی ریخته بودند که برای این گاهی پارچه عمامه یا لباس خود را حائل قرار می دادند. در اینجا دارد که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله کشید کنار. پس پیداست که حضرت تاکید داشته است که سجده بر روی زمین باشد. آن نقلی که سندش را خواندم از ام سلمه الان عرض می کنم. عن ابی صالح با آن سند که از مسند احمد و سنن ترمذی و مستدرک حاکم این است که ابی صالح می گوید که بر ام سلمه همسر پیامبر وارد شدم و فدخل علیها ابن أخ لها. یک برادرزاده ام سلمه وارد شد بر او فصلی فی بیتها. در خانه او دو رکعت نماز خواند. فلمّا سجد نفخ التراب. وقتی سجده رفت سعی می کرد که خاک را به پیشانی و لباسش نخورد. فقالت له ام سلمه ابن اخی لاتنفخ. این ها را از خود دور نکن. فإنی سمعت رسول الله صلّی الله علیه وآله یقول لغلام له که اسم او یسار بود فنفخ که او هم سعی می کرد که خاک را از سجده گاه خود دور کند. ترّب وجهک لله. چهره ات را به خاک بمال در پیشگاه خدا. معروف است این گونه احادیث به احادیث تتریب که خاک مالی پیشانی و چهره. پیداست که موضوعیت داشته است. امروزه معمولا آقایان در مسجد الحرام با اینکه سنگ است گاهی سجاده پهن می کنند و بر روی سجاده سجده می کنند.

عرض می کنم که این هم یک نقل است که نشان می دهد که رسول خدا صلّی الله علیه وآله اصرار بر سجده بر زمین و خاک داشته اند و به خصوص نقل قبلی که اشاره کردم که گوشه عمامه را دور کردند از پیشانی آن فرد که حائلی میان پیشانی او و زمین وجود نداشته باشد. یا روایتی در مسند احمد حنبل است جلد سوم صفحه 327 و در سنن ابی داوود است و در سنن کبری بیهقی است از جابر بن عبدالله انصاری که روایت معروفی است. می گوید کنت اصلی الظهر مع رسول الله. من نماز ظهر را با پیامبر صلّی الله علیه وآله می خواندم فآخذ قبضه من الحصی. یک مقداری از این سنگ ریزه را برمی داشتم لتبرد فی کفی. مقداری بر می داشتم که خنک شود و بر آن سجده کنم. أضعها علی جبهتی اسجد علیها لشده الحر. به خاطر شدت گرما اینها را خنک می کردم که به آنها سجده کنم که اگر سجده بر روی خاک لازم نبود، نباید جابر چنین اصراری می کردو روایات دیگری که روایت در مصنّف ابن ابی شیبه جلد 1 صفحه 300 است که عن علی قال اذا صلّی احدکم فلیحسر العمامه عن جبهته. وقتی یکی از شما نماز می خواند، عمامه را از پیشانی اش دور کند که حائل نباشد بین عمامه و پیشانی.

مجری:

اگر اجازه بدهید تلفنی است که پشت خط هستند. جناب محمد زاده عزیز و بزرگوار در خدمتشان هستیم. سوالشان را مطرح کنند که اگر هم طول کشید عذرخواهی می کنیم. به هر حال مطلب به گونه ای بود که نمی شد که تقطیع کرد. در خدمت شما هستیم.

تلفن:

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت حضرت عالی و همچنین حضرت استاد جباری. سوالی داشتم و آن اینکه اعتقاد داریم که زمین بدون حضور آقا امام زمان امکان ندارد که وجود داشته باشد و به هر حال آقا امام زمان به امر خدای متعال ظهور می کنند و حکومت عدل و داد را در تمام دنیا برقرار می کنند. اما باز معتقد هستیم که این بزرگوار هم بعد مدتی توسط دشمنانشان به شهادت می رسند. اما با شهادت ایشان دنیا به پایان نمی رسد. حال می خواستم ببینم که با توجه به اینکه وجود زمین بدون امام امکان ندارد، بعد از شهادت این بزرگوار، ان وقت چه اتفاقی برای زمین می افتد. اگر امکان دارد استاد توضیح بفرمایند.

مجری:

بسیار خوب. لطف کردید و خوشحال شدیم که صدای شما را شنیدیم و سوالی که مطرح کردید. با شما خداحافظی می کنیم. استاد عزیز گرچه سوال این عزیز بیشتر سبقه کلامی و امثال آن دارد، اما منعی ندارد که خدمت شما باشیم و توضیح بفرمایید.

استاد جباری: 

خب بنده هم تشکر می کنم از بیننده عزیز. عرض می کنم که ما اعتقادی داریم با عنوان رجعت. مساله رجعت دو بعد دارد. دو مرحله دارد. یک مرحله اش هنگام ظهور امام عصر سلام الله علیه رخ خواهد داد. کسانی هنگام ظهور حضرت به این دنیا باز خواهند گشت. بر اساس روایات متعددی که ما داریم و تردیدی در این مساله نیست. کسانی در هنگام ظهور حضرت حیات دوباره ای داده می شوند و باز می گردند. خود این بحث مفصلی است که چه کسانی باز می گردند. یعنی کسان یهم از صالحان خالص باز می گردند و از افراد مجرم معدود افرادی باز گرداننده خواهند شد و مجازات خواهند شد که وارد این بحث نمی شویم. بعد دیگر بحث رجعت مربوط به بعد از حضرت حجه سلام الله علیه است. حال اینکه آن حضرت به شهادت خواهند رسید و چگونه به شهادت خواهند رسید؟ آیا شهادت در مورد آن حضرت به همین معنا است یا معنای دیگری دارد، بحث هایی در مورد آن شده است. در مورد مدت امامت حضرت و مدت بقاءشان بعد از ظهور بحث هایی شده است و روایات متعدد است. اما بزرگانی چند صد سال را نقل کرده اند و دفاع می کنند از آن. این را از این باب عرض کردم که روایاتی که هفت سال اسم برده اند، توجه داشته باشند که روایات دیگر هم دارند. خود حضرت حجت مدت نسبتا خوبی امامت خواهند کرد. می گویند این همه مردم منتظر بوده اند چرا در مدت کوتاهی حضرت بمانند. در واقع خواستم این را اشاره ای داشته باشم. اما بعد از شهادت یا رحلت امام عصر سلام الله علیه، ائمه علیهم السلام باز خواهند گشت. به عنوان مثال گفته شده است که امام حسین علیه السلام رجعت می کند و کفن و دفن بدن مطهر امام مهدی توسط وجود مقدس حضرت اباعبدالله علیه السلام انجام خواهد گرفت و مدت مدیدی آن حضرت حکومت و امامت خواهند داشت. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام رجعت خواهند کرد. و دیگر ائمه هم رجعت خواهند داشت. مساله رجعت یکی از قطعیات عقائد شیعه است که تعبیری در در زیارت نامه ها هست که و بإیابکم موقن. من به بازگشت شما یقین دارم که این اشاره به این نکته دارد. البته کیفیت رجعت ممکن است بحث هایی باشد و روایت ها هم ممکن است که یک ابهامی در برخی از آنها وجود داشته باشد. اما اصل آن قطعی است و ادامه دارد. سلسله حکومت ائمه علیهم السلام الی یوم القیامه ادامه خواهد داشت و گاهی بیش از یک رجعت ذکر شده است و لذا آن حدیث خدشه ناپذیر است که لولا الحجة لساخت الارض بأهلها  یا امثال اینها که زمین هیچ وقت خالی از حجت نخواهد بود. امثال اینها قطعی است به لحاظ تطبیق خود روایت بر زمان بعد از ظهور امام عصر عجّ الله تعالی فرجه الشّریف و با این توضیحات که عرض شد، نفی می شود تک روایتی که در طرق اهل سنت نقل شده است که نسبت داده اند که بعد از ظهور مهدی هرج و مرج مجددی خواهد شد، این قطعا با سنت الهی سازگار نیست. با قرآن سازگار نیست. وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ- أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون‏.(انبیاء آیه 105) وقتی به ارث رسید به بندگان صالح معنا ندارد که به دست افراد ناصالح برگردد. این توضیح اجمالی در مورد این مساله است که همان طور که فرمودید در بحث های عقائدی بحث رجعت بحث می شود.

مجری:

ممنون جناب استاد. خیلی استفاده کردیم و خیلی بزرگواری کردید. جناب مجید کریمی از همدان ممنون هستم از این توجه شما و دعای خیری که دارید. بزرگواری می فرمایید که ان شاء الله از دعای خیر شما بهره مند می شویم. چون شبکه به هر حال سبک و سیاقش عالمانه و علمی و بر اساس منابع و اسناد است خوشبختانه در فضایی که اساتید ما وارد می شوند، کتاب هایی خوبی که دم دست و موجود است، در بازار هست. در بحث رجعت به هر حال از مراکز مهدویت که در قم هستند کتاب هایی خوبی منتشر شده است و به همین عنوان کتاب هایی در جاهای مختلفی به فروش می رسد و وجود دارد. در کتابخانه با سرچ و تحقیق هم می شود و این بحث رجعت را عزیزان چون اهل مطالعه هستید. یا اگر عزیزان اهل سنت خواستند بیشتر در منابع شیعی مطالعه کنند، این کتابها وجود دارد و می توانند مطالعه کنند. ممنون هستیم از همراهی شما با برنامه خودتان و دعا بفرمایید که هرچه بیشتر توفیق حاصل شود جهت عرض ادب خدمت شما برسیم. همراه عزیز و بزگوار و استاد محترم و دست اندکاران تهیه برنامه با شما خداحافظی می کنیم و شما را به خدای منان می سپاریم.

 



حجت الاسلام والمسلمین دکتر جباری

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر