صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 26 فروردين 1399 تعداد بازديد: 1149 
فرکانس تاریکی
فرکانس تاریکی
دانلود صوت
دانلود فيلم

برنامه فرکانس تاریکی                               تاریخ 26 فروردین ماه 99     استاد پور امینی

 

مجری: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم ربنا اهدنا الصراط المستقیم، سلام عرض می کنم خدمت بینندگان عزیز و درود می فرستیم بر پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت مطهر ایشان، انشاءالله که ایام به کامتان باشد و صحت و سلامتی و قلب خاشع، ایمان استوار، زبان شاکر و سلامتی تن و بدن نصیب و روزی تان بشود و دعایتان نیز مستجاب شود. توفیق دارم عرض سلام داشته باشم خدمت استاد ارجمند جناب حجۀ الإسلام و المسلمین پور امینی سلام علیکم و رحمه الله.

کارشناس: سلام علیکم و رحمه الله. بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین خدمت بینندگان عزیز هم عرض سلام دارم.

مجری: سپاسگذاریم انشاءالله که بینندگان عزیز از ایام ماه شعبان به خوبی بهره مند شوند. عنوان برنامه ی ما فرکانس تاریکی است و بار ها در همین برنامه آرزو کردیم که انشاءالله با قطع شدن دست استکبار از رسانه ها، با دور شدن شبکه های شبهه افکن و معاند و منافق از بستر رسانه ای ما به جای برنامه ی فرکانس تاریکی برنامه ی نور علی نور را تقدیم کنیم و از این شبهات عبور کنیم دائم نور اهل بیت را به دل های مومنین در سراسر جهان بتابانیم که امام رضا علیه السلام فرمودند: «لو علم الناس محاسن کلامنا لأتبعونا» (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 307) اگر مردم حسن و زیبایی کلام ما ره دستشان برسد قطع از ما پیروی خواهند کرد. أما تقدیر چنین است و باید از دین دفاع کرد و یکی از راه های دفاع از آن همین پاسخ دادن به شبهات می باشد. اولین کلیپ شبهه را با هم مشاهده می کنیم:

کلیپ شبهه: حضرت علی در نهج البلاغه می گوید نماز پنجگانه را در پنج وقت بخوانید، آخوند می گوید نه در سه وقت بخوانیم. علی گفت که گفت. قرار نیست که هرچه علی بگوید ما انجام دهیم هرچه آخوند گفت. اگر آخوند فرمان علی را تأیید کرد سخن علی خوب است و اگر آخوند تأیید نکرد سخن علی دو ریال هم ارزش ندارد. علی و جعفر صادق و همه ی این ها گفته اند که آقا عاشورا روزه بگیرید، می گوید نه نه نه اهل بیت گفته اند که گفته اند تقیه ای بوده، از روی ترس بوده است. ما آخوند ها که نمی ترسیم روزه نگیرید، طبل بیاورید شیپور بیاورید و آب پرتغال توزیع کنید. حضرات اهل بیت رمضان بعد از نماز عشاء نماز های نافله یا همان تراویج می گفتند بخوانید جماعتی و غیر جماعتی و رسول خدا این کار را انجام می داد، امام جعفر صادق می گوید، أما می گوید نه قرار نیست هرچه اهل بیت گفتند ما انجام دهیم قرار است هرچه آخوند تأیید می کند. یعنی دین دین آخوند است مذهب اهل بیت آخوند است. اگر امامان موید آن سخن گفتند این می شود دلیل، أما اگر اهل بیت امامان برخلاف آخوند ها نظر دادند تقیه ای است پوچ است باطل است، بی ارزش است.

مجری: یک نفس عمیق بکشید دوستان عزیز می دانم شما هم الکاظمین الغیظ هستید، صلواتی بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، یک ذره آرام شویم از مطالب گزافی که ایشان گفت سپس برویم محضر استاد. در خدمتیم.

کارشناس: بله. این را فکر می کنم دو وقت جواب بدهیم تفکیک کنیم. بالأخره اختلاف ما با آن ها تعارض آخوند و سلفی ها نیست. در واقع تعارض حقیقت و فریب است. راست و دروغ است. تعارض سنت پیامبر با سلفی ها است. به واقع می توانیم اینطور تکرار کنیم که این ها تمرد کردند از سنت پیامبر صلی الله علی و آله و سلم، ادعای سنت پیامبر را می کنند، ولی چیزی که خودشان باور دارند تحمیل می کنند به سنت پیامبر. من این را یک مقدار باز می کنم: ببینید به اذعان همه، شیعه و سنی، سنت چیزی است که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علی و آله و سلم به آن عمل می کردند. چه کسی عمل به سنت نبوی کرد؟ این سوال ما است. جواب بدهند. چه کسی به سنت عمل می کرد و چه کسی عمل نمی کرد؟ معتقدیم سلفیون به سنت پیامبر عمل نمی کردند. و به واقع این ها اهل سنت نیستند. اهل سنت واقعی نیستند. از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و مراد شارع دور هستند. چیزی را آمدند در واقع بر شارع تحمیل کردند. چیز هایی که خودشان دوست داشتند را تحمیل کردند. یک جاهایی هم رنگ بدعت گرفت. برخی از سلف که این ها ادعا و افتخار پیروی از آن ها را دارند، بالأخره مانع نشر حدیث پیامبر شدند. وقتی حدیث نباشد دیدگاه خودشان را به عنوان شرع تحمیل کردند بر دستگاه فکری و اعتقادی و احکامی امت اسلام.

مجری: حسبنا کتاب الله، حالا کتاب خدا را چه کسی توضیح بدهد؟ ما توضیح می دهیم نه آنچه پیامبر گفته است.

کارشناس: در واقع منع تدوین و نقل سنت پیامبر باب شد، به موازات آن دوری از عترت به عنوان ثقل اصغر باعث شد که سنت پیامبر به سرعت در جامعه تغییر کند و دگرگون شود و همان نکته ای که شما فرمودید چه پدید بیاید؟ بدعت جایگزین سنت بشود. این ها به واقع اهل بدعت اند تا اهل سنت. اقرار هم هست. من در واقع این اقرار را به عنوان دشت اول عرض می کنم: براء بن عازب یک صحابی است، از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله است. متوفای سال 72 هجری است. حدود شصت سال بعد از رحلت پیامبر اکرم فوت کرده است. این براء ببن عازب به مسیب بن رافع می گوید، مثیب تابعی است سال 105 فوت کرده است. می گوید تو خبر نداری که ما چه بدعت هایی بعد از پیامبر گذاشتیم. یک صحابی دارد اقرار می کند به یک تابعی که ما بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، بدعت گذاشتیم. اقرار العقلاء علی انفسهم جایز، این حدیث از متون شیعه نیست. من صحیح بخاری را آورده ام. متن آن را هم تقدیم می کنم. صحیح بخاری حدیث 4170، من چون این تک جلدی را دارم اصرار می کنم شماره حدیث را بخوانم که دوستان اگر بخواهند مراجعه کنند پیدا کنند چون چاپ های مختلفی دارد. عبارت چنین است:

«حدثنی أحمد بن إشکاب حدثنا محمد بن فضیل عن العلاء بن المسيب قال: لقيت البراء بن عازب فقلت: طوبى لك صحبت النبي- صلَّى الله عليه وآله وسلَّم- وبايعته تحت الشجرة، فقال: يابن أخي انّك لا تدري ما أحدثنا بعده»( صحيح البخاري: 3/ 64، كتاب المغازي برقم 4170.)

او به براء بن عازب می گوید خوش به حال شما که صحابی پیامبر اکرم بودید. او چه جوابی داد؟ گفت ای پسر برادر، تو نمی دانی چه بدعت هایی بعد از او گذاشتیم. اقرار یک صحابی آن هم از صحیح بخاری است. حالا چرا سبب در تغییر سنت شد؟ چون بی توجهی به حدیث پیامبر کردند. نقل حدیث را ممنوع کردند به حدی که اصلا دیگر این فرهنگ دگرگون شد، ارزش نبود. حاکم مثلا به عنوان یک شخصی مثل معاویه که خلیفه شد، از نقل حدیث پیامبر کراهت داشت. خلیفه ی مسلمان ها، همان کسی که این افراد که این حرف را مطرح می کنند سینه چاک او هستند. و مردم را از نقل حدیث منع می کرد. فقط می گویند تنها یک روز از پیامبر حدیث نقل کرده است. این مطلب در تاریخ مدینۀ دمشق ابن عساکر ج 62 ص 116 در بخش زندگی معاویه آمده است. می گوید حدیث پیامبر را کراهت داشت و نقل نمی کرد. حالا ممکن است این سوال مطرح شود که چرا چنین کردند؟ راز دوری از سنت پیامبر چه بود؟ چرا این جنایت شد؟ چرا بدعت جای سنت نشست؟ بالأخره مردم باید یک برنامه ای برای کار داشته باشند وقتی حدیث نباشد جای آن بدعت می نشیند. چرا این کار را کردند؟ برای دوری از عترت. چون بالأخره این گنجینه اکثرش زعامت و پیشوایی و مرجعیت عترت را مطرح می کرد اینها آمدند بایکود کردند به خصوص برای دوری از امیرالمومنین علی علیه السلام این کار را کردند.

یک نمونه آن را از فخررازی نقل می کنم. او یک مفسر بسیار مطرح در بین اهل سنت است. این علمایی که در سده اخیر از اهل سنت هستند، هیچ کدام یک دهم علمیت فخر رازی را ندارند. او یک ریشه یابی می کند نسبت به بحث آهسته خواندن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز، او در جلد 1 ص 179 یک قضیه ی مفصلی دارد که من آن راز را می گویم که چرا از سنت پیامبر دور شدند. خودش می گوید که الجهر بها سنۀ ، بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام نماز ها سنت است.

«يدل عليه وجوه و حجج »

ادله ی فراوانی را نقل می کند که این سنت است که متأسفانه خیلی ها از غیر شیعیان عمل به این سنت نمی کنند. سپس رد پای معاویه را مشخص می کند که این معاویه بود که جهر بسم الله الرحمن الرحیم را ممنوع کرد. می شود این سلفی بگوید که من متکی به سنت پیامبر هستم؟ خیر او متکی به بدعت معاویه است. فریب را سرلوحه خود قرار داده است. سپس نقل می کند داستانی را که معاویه به مدینه آمد در مسجد پیامبر و بسم الله الرحمن الرحیم را نخواند:

«(إنّ معاوية قدم المدينة فصلّى بهم، و لم يقرأ بسم اللّه الرحمن الرحيم، و لم يكبّر عند الخفض إلى الركوع و السجود، فلمّا سلّم ناداه المهاجرون و الأنصار: يا معاوية! سرقتَ من الصلاة، أين بسم اللّه الرحمن الرحيم؟ و أين التكبير عند الركوع و السجود؟ ثمّ إنّه أعاد الصلاة مع التسمية و التكبير» التفسير الكبير 1: 168.

می گوید وقتی نمازش را تمام کرد مهاجرین و انصار رفتند و فریاد زدند که نماز را از ما دزدیدی[1]؟ نماز پیامبر اکرم را که به آن انس داشتیم که بسم الله را می خواند از ما دزدیدی؟ سپس نماز را اعاده کرد. یک هجومی شد تا عقب نشینی کرد. حالا من این نکته را اینجا می خواهم عرض کنم که چرا حذف کرد؟ خودش ریشه یابی می کند:

«(إنَّ عليّاً عليه السلام كان يبالغ في الجهر بالبسملة، فلمّا وصلت الدولة إلى بني أُميّة بالغوا في المنع من الجهر، سعياً في إبطال آثار عليّ عليه السلام»

حضرت علی علیه السلام در همه ی عبادات و غیر عبادات در حفظ سنت پیامبر اصرار داشتنند. ایشان در نماز مبالغه می کرد در اینکه بسم الله را حتما بلند بگوید، وقتی که دولت به بنی امیه رسید، رسما منع کردند؛ چرا؟ بینندگان عزیز این متن را از فخر رازی نقل کردم. بنی امیه وقتی که از سال 41 به بعد رسما خلافت را دزدیدند و بر مسند پیامبر اکرم غاصبانه نشستند این کار را منع کردند تا اینکه آثار علی علیه السلام را باطل کنند.، در حالی که اصلا می خواستند آثار پیامبر را باطل کنند، چرا که حضرت علی آثار پیامبر را حفظ و نگه داری می کرد.

مجری: همانطور که پیامبر فرمود «أنا مدینۀ العلم و علی بابها»، «الحق مع علی و علی مع الحق».

کارشناس: بنابراین این ترک سنت پیامبر از سوی بنی امیه شکل گرفت چون معتقد بودند علی در این کار اصرار دارد. در این ریزه کاری ها نیز بر علیه علی علیه السلام بودند ولو بر اینکه پشت پا بزنند به تمام تعلیمات پیامبر. شافعی در کتاب الأمّ از وهب بن کیسان از ابن زبیر نقل می کند که تمام سنت های رسول خدا حتی نماز تغییر پیدا کرد. این مطلب را محمد بن ادریس شافعی نقل می کند:

«وهب بن كيسان، قال: رأيت ابن الزبير يبدأ بالصلاة قبل الخطبة، ثمّ قال: كلّ سنن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قد غيّرت، حتّى الصلاة». الأم، للشافعي 1: 208.

برخی از سلف به خاطر بغض با علی سنت پیامبر را ترک کردند. یک قضیه از نسائی نقل می کنم که در سنن آورده است. او یک جمله ای زیبا را می گوید. قضیه چنین است که سعید بن جبیر نقل می کند که یک سال حج بود، من با ابن عباس در عرفات بودم. روز هشتم که می روند که شب عرفه منا یا عرفات باشند، اعمال حج از ظهر عرفه شروع می شود تا غروب، یکی از اعمال آن تلبیه است؛ چرا که از آنجا تلبیه و لبیک گفتن شروع می شود. قضیه چنین است:

«عن سعيد بن جبير قال كنت مع ابن عباس بعرفات فقال ما لي لا أسمع الناس يلبون قلت يخافون من معاوية فخرج ابن عباس من فسطاطه فقال لبيك اللهم لبيك فإنهم قد تركوا السنة على بغض علي ع و ذوي القربى‏»

می گوید به ابن عباس گفتم چرا مردم تلبیه نمی گویند؟ گفت که از معاویه می ترسند. سنت پیامبر را ترک می کنند برای اینکه از یک خلیفه منحوسی به نام معاویه ترس دارند. فخرج ابن عباس، شیر بود، دلیر بود وفادار بود، عزیزان از سنن نسائی دارم نقل می کنم که ابن عباس از خیمه آمد بیرون و گفت لبیک اللهم لبیک. این جمله ی آخر را بینندگان عزیز دقت کنند. می دانم که این حرف مجری سلفی را ترتیب اثر نمی دهید، ولی ببینید ابن عباس چه می گوید: فإنهم قد تركوا السنة على بغض علي ع و ذوي القربى‏». این ها سنت پیامبر را به خاطر بغض علی بن ابیطالب و ذوی القربی، سنت پیامبر را ترک کردند. سنت نبوی با محوریت اهل بیت است که می تواند حفظ شود، همین چیزی که ما داریم هم به برکت وجود اهل بیت عصمت و طهارت بود. إن تمسکتم بهما لن تضلوا، متأسفانه عمل نکردند.

مجری: توجه هم داریم که بغض علی، نه فقط در زمان علی علیه السلام بلکه الان در این جامعه حضرت علی علیه السلام آمده به عنوان خلیفه سکانداری جامعه را کرده، یعنی چه فرض کنیم شیعه و چه اهل سنت از این ولی خدا تبعیت کرده اند ولی باز هم بعدش می آیند و تغییر می دهند!!

کارشناس:

بنابراین می خواستم اولا بگویم که چه کسی اهل سنت و چه کسی اهل بدعت است. این قضیه را هم از بخاری نقل می کنم یک سخنی را از عمران بن حصین نقل می کند. این عمران خودش و پدرش سال هفتم همان سالی که ابوهریره مسلمان شد، مسلمان شده است. معروف است به ابی نجید، او در زمان خلیفه دوم عمر بن الخطاب، قاضی بصره بود و در سال 52 هم از دنیا رفته است. یکی از صحابی ناموری در آن عصر بود.بخاری صحبتی را از او نقل می کند که نشان می دهد تغییرات سنت پیامبر و جایگزینی بدعت حتی در نماز هم سرایت کرده است و صحابه که نماز پیامبر را دیده بودند تشنه ی نماز نبوی بودند. تشنه ی نماز محمدی بودند. کجا این عطش آن ها به سیرابی منتهی شد؟ وقتی بود که علی بن ابیطالب آمدند بصره و یک نمازی خواندند همه دهان ها باز ماند که چه نماز باحالی خوانده شد. ما را به یاد پیامبر و نماز پیامبر انداختی. حدیث 784 از کتاب صحیح بخاری است. من این کتاب را که تک جلدی است از مکه مکرمه خریده ام. این را گفتم که لاأقل این عزیزانی که می آیند پشت این تریبون و این حرف ها را می زنند منابع ما را هم بخرند که شاید باعث تغییری بشود. این حدیث شماره 784 است:

«حدثنا اسحاق الواسطی حدثنا خالد عن جریری عن ابی العلاء ينقل مُطَرِّف عن عمران بن الحصين قوله: عند ما كان علي (عليه السلام) يصلي في البصرة، قلت: ذكَّرنا هذا الرجل صلاةً كنّا نصلِّيها مع رسول الله (صلى الله عليه و آله)» صحيح البخاري، ج 1، ص 190.

این عمرانی که قاضی بصره بود با حضرت علی علیه السلام در دوره ی بعد از جنگ جمل در بصره نماز خواند. می گوید این مرد یعنی حضرت علی علیه السلام نمازی را که با پیامبر خواندیم را یاد ما انداخت. صحابه ای که سال ها بود که از سنت پیامبر دور شده اند حتی در نماز یاد نماز پیامبر افتادند. حالا حرف این است که ما مدعی هستیم که اهل سنت هستیم؟ یا تو سلفی که این حرف را زدی؟؟

حالا سراغ مصادیق می رویم.

مجری: دوستان عزیز چون این شبهاتی که این فرد پشت سر هم زنجیره وار گفت باید تفکیک شود و دانه دانه پاسخ داده شود. دوستان زحمت می کشند واین ها را تفکیک می کنند که ما از ذره ذره ی این ها بگوییم. گاهی یک فردی یک دروغ بین ده تا راست می گوید مانند شبکه های سیاسی، ولی یک وقت مثل ایشان است که پشت سر هم چند تا دروغ می گوید. اینجاست که انسان به خشم می آید و الکاظمین الغیظ. من فقط یک دعا دارم که در زیارت أمین الله آمده و در زیارات دیگر نیز تکرار شده است. اللهم العن الذین بدلوا نعمتک و اتهموا نبیک و حملوا الناس علی أکتاف آل محمد.

بخش های تفکیک شده را با هم می بینیم و پاسخ جناب استاد را می شنویم.

کلیپ شبهه: حضرت علی در نهج البلاغه می گوید نماز پنج گانه را در پنج وقت بخوانید، آخوند می گوید نه نماز را در سه وقت بخوانید. علی گفت که گفت. قرار نیست که هرچه علی بگوید انجام دهیم. هر چه آخوند گفت عمل می کنیم. اگر آخوند سخن علی را تأیید کرد سخن علی خوب است و اگر آخوند تأیید نکرد سخن علی دو ریال هم ارزش ندارد.

کارشناس: این هم جلوه ای بود که این فرد به کار برد. بالأخره ما کاری به آخوند نداریم. کار ما با امیرالمومنین علیه السلام است. اصرار هم داریم بگوییم امیرالمومنین ولو اینکه این فرد بسوزد چرا که این لقب مختص به وجود نازنین علی علیه السلام است. به دروغ نگویید امیرالمومنین چنین نماز می خواند و آدرس غلط هم ندهید. امیرالمومنین مطیع پیامبر بود و پا جای پای پیامبر می گذاشت.

مجری: ما می گوییم امیرالمومنین چرا که علی علیه السلام زنده است و شهید راه خداست و همین الان هم امور امت اسلام با عنایت حضرت است به دست حضرت ولی عصر، شاهد بر زنده بودن او نیز این است که وقتی هنوز ایشان دشمن دارد وافرادی انیچنینی دارند دروغ پراکنی علیه ایشان می کنند مشخص است که این روح زنده است. هنوز دارد روح ولایت و امامت و روشنگری و صراط مستقیم را نشان می دهد که دشمنان او هنوز هم از غبارپاشیدن دست بر نداشته اند. حناب استاد در خدمتیم.

کارشناس: امیرالمومنین ذره ای از فرمان پیامبر تخطی نمی کرد. در حالی که بسیاری از صحابه فراوان تخطی کرده اند. می خواهیم ببینیم پیامبر چطور نماز می خواند؟ پیامبر هر دو نحو را می خواندند. هم جمع می خوانند و هم جدا می خواندند. شیعه که افتخار پیروی از مکتب عترت را دارد گذشته از اینکه مدعای فقهی برادران و علمای محترم اهل سنت را قابل دفاع نمی داند برای مدعای خود در جمع خواندن نیز دلیل دارد؛ چرا که بالأخره روایات فراوانی است بر اینکه پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر و یا حتی مغرب و عشاء را جمع می خواندند، نه فقط موقع سفر، نه اینکه وقت خطر، نه اینکه یک کار عجله ای داشته باشد، بلکه در حالت عادی نیز اینگونه می خوانده اند. علت آن را هم ابن عباس گشایش و تخفیف بر مردم بیان می کند. بالأخره ابن عباس که تلاش داشت بعد از پیامبر اکرم در کنار علی بن ابیطالب باشد و ما برخی از ناگفته ها را از ابن عباس داریم.

مجری: ببخشید جناب استاد خود شما هم تفکیکی نماز خوانده اید؟؟ بنده خودم کرارا اینچنین خوانده ام.

کارشناس: بله اشکالی ندارد. سال های سال برخی از ائمه جماعت سال های سال جدا می خواندند اشکالی که ندارد. حرف این است که پیامبر چگونه می خواندند؟ آیا فقط تفکیکی می خواندند؟ خیر. هر دو جور را می خواندند. ابن عباس نقل می کند که پیامبر اکرم هفت رکعت نماز مغرب و عشاء را با هم خواند، هشت رکعت ظهر و عصر را نیز با هم خواند. باز هم از صحیح بخاری نقل می کنم. من خودم به بخاری ارادت ندارم چرا که بسیار به سنت پیامبر جفا کرده است و در جای خود بحث می شود. ولی بالأخره این فرد بسیار به این کتاب عنایت دارد من از همین بخاری نقل می کنم اینکه می گویم جفا می کند این است که از خوارج نقل حدیث می کند ولی از عترت پیامبر نقل نمی کند که این جفا به پیامبر است.؛ در حدیث 562 از بخاری چنین آمده است:

«حدثنا آدم قال حدثنا شعبۀ قال حدثنا عمروبن دینار قال سمعت جابر بن زید عن ابن عباس. قال: صليت مع النبي (ص) ثمانيا جميعا و سبعا جميعا» صحيح البخاري: 1/ 113.

سند حدیث را نیز عرض کردیم. می فرماید هفت تایی را با هم خواند، هشت تایی را هم با هم خواند. ببینید نگویید که اینجا عذر داشته و جنگ بوده، مطلق است. هیچ قیدی نیاورده است. بدون هیچ عذری پیامبر جمع خوانده است. بنابراین خواندن نماز های یومیه در پنج وقت اشکالی ندارد ولی واجب نیست که شما بخواهید بگویید که چرا پیروان مکتب اهل بیت اینگونه نماز می خوانند، لذا مستحب است.

مجری: ما بار ها هم جمع خوانده ایم هم تفکیک شده در مدتی که مدینه بودیم نیز چنین می خواندیم.

کارشناس: ما هم وقتی که در مکه اقتداء به برادران اهل سنت می کنیم به همان کیفیت می خوانیم و اعاده نیز نمی کنیم و همین نماز را قبول می دانیم. در برخی از شهر های شیعه نیز همینگونه می خواندند از جمله مرحوم آقای فیض بود که مدتی نماز را در پنج وقت می خواندند. بنابراین حرفی که این فرد زد بر می گردد به حرف اول ما که سنت پیامبر را باید دید که چیست؟ پیامبر بدون هیچ عذری، نه سفری، نه عجله ای نماز جمع را نیز می خواند به خاطر اینکه تخفیف و گشایشی برای کار مردم باشد.

مجری:

و اگر نبی اکرم اینگونه فرموده اند که صلوا کما رأیتمونی أصلی، یعنی همینطور که نماز می خوانم هم در اوقات و هم در ارکان و مناسک نماز.

کارشناس:

بله؛ این بحث نماز جمع و تفریق یک بحث گسترده ای است ولی چون برنامه برای نشان دادن فریب این فرد است همین مقدار کفایت می کند. حال به سراغ بخش بعدی می رویم.

مجری:

بنابراین دوستان عزیز تا کنون یک کلمه ی راست ما ندیدیم. برخی از حرفه ای ها اینگونه هستند که راست و دروغ را مخلوط می کنند، ولی ایشان پشت سر هم دروغ می گوید. من می گویم خدا رحم کرده که خیلی شبکه ی شما طالب ندارد وگرنه خیلی دشمن پیدا می کردید. چون درست است که وهابی هستید ولی دارید آبروی اهل سنت را نیز می برید. یعنی باید اهل سنت از تو برائت بجویند به خاطر اینکه دروغ هایی که می گویی و تفرقه ای که در امت موحد و توحیدی اسلامی می افکنی. ما با برادران اهل سنت نماز خوانده ایم آن ها را دوست، برادر خودمان می دانیم. اگر تو پول می گیری که در رسانه معاند خودت تفرقه بیفکنی، پول می گیری برای اینکه با آن شکل و شمایل ظاهر بشوی برو و منشأ درآمد بهتری را برای خود انتخاب کن. دوستان عزیز همراه شما هستیم بخش دیگری را از دروغ پردازی را می بینیم و آیینه ی صداقت را مقابل دیدگان شما بگذاریم.

کلیپ شبهه:

علی و جعفر صادق و این ها گفته اند که عاشورا روزه بگیرید ولی این ها می گویند که نه نه نه این ها تقیه ای بوده است. اهل بیت گفته اند که گفته اند، از روی ترس بوده ما آخوند که نمی ترسیم روزه نگیرید، طبل بیاورید و شیپور آورید و آب پرتغال توزیع کنید.

مجری: بله این هم در مورد عاشورا در خدمت شما هستیم.

کارشناس:

ما از بینندگان عزیز عذرخواهیم که این کلیپ را دیدند. باز هم جواب را بر می گردانیم به سنت پیامبر. امیرالمومنین علیه السلام و امام باقر علیه السلام و امام صادق که اسمشان را اشاره کردند، هر سه تأسی می کردند به سنت پیامبر. من چند سال پیش که تا دوم سوم محرم مدینه بودم نماز جمعه مدینه شرکت کردم چون در آستانه عاشورا بود دیدم خطیب یک خطبه اش را اختصاص به همین بحثی که این فرد گفت داد. در واقع گفت که چقدر فضیلت دارد روزه ی روز عاشورا و از مردم در خواست می کرد که این روز بابرکت است و اهمیت فوق العاده ای دارد و بسیار در رابطه با روزه ی عاشورا صحبت کرد. ببینیم اصل ماجرا چیست چه ارتباطی به سنت پیامبر دارد؟

ببینید این روزه قبل از اسلام بود. در عصر اسلام و پیامبر اکرم که در مکه هم بودند تا وقتی که مدینه آمدند و روزه واجب شد، در این مقطع هم پیامبر این را امضاء کردند. نه اینکه واجب باشد، بلکه اینکه بگیرید خوب است. باز هم من یک روایتی را از بخاری نقل می کنم. حدیث 2002 از کتاب صحیح بخاری است. بینندگان عزیز ببینید یک بابی دارد از حدیث 2000 شروع می شود تا 2007 روایات روزه ی عاشورا را بیان می کند. من حدیث 2002 از آن را می خوانم:

«حدّثنا عبد اللّه بن مسلمة، عن مالك، عن هشام بن عروة، عن أبيه، عن عائشة، قالت: كان يوم عاشوراء تصومه قريش في الجاهليّة، و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يصومه، فلمّا قدم المدينة صامه و أمر بصيامه، فلمّا فرض رمضان ترك يوم عاشوراء، فمن شاء صامه، و من شاء تركه» البخاري 1: 341 و ج 3: 103. مصنّف عبد الرّزاق 4: 289/ ح 7844.

می فرماید قریش در زمان جاهلیت می گرفتند ولی وقتی که ماه رمضان واجب شد، روزه روز عاشورا ترک شد. این را بخاری از عایشه نقل می کند. در ذیل هم می گوید هر کسی می خواهد بگیرد و هر کسی می خواهد ترک کند. علاوه بر اینکه بین این هفت روایتی که در اینجا هست تناقضات زیادی وجود دارد. در یک روایت دیگری دارد که پیامبر اکرم وقتی آمدند مدینه دیدند که یهودی ها می گیرند. این ریشه در یهود دارد و این سبب شده به روایات متعارض که علمای اهل سنت نقل کرده اند تناقض در فتوا فراوان است. برخی گفته اند که وقتی که روزه ماه رمضان واجب شد، صوم عاشورا نفی شد و نباید  بگیرد، برخی گفته اند که مستحب است و برخی نیز قائل به کراهت روزه عاشورا هستند و برخی هم به اختیار مکلفین گذاشته اند. این در واقع حدیث و فتوای علمای اهل سنت است. أما روایات ما چگونه است. این شخص فریبکارانه ذکر کرد که سه امام بزرگوار ما عمل به این روزه می کردند. من از کافی نقل می کنم، امام باقر علیه السلام در مورد صوم عاشورا از ایشان سوال کرده اند:

«حدّثني نجيّة بن الحارث العطّار، قال: سألت أبا جعفر عليه السّلام عن صوم يوم عاشورا، فقال: «صوم متروك بنزول شهر رمضان، و المتروك بدعة» قال نجيّة: فسألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن ذلك من بعد أبيه، فأجاب بمثل جواب أبيه»  الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 147.

این حدیث را امام ما فرموده است. می فرماید با روزه ی ماه مبارک، روزه ی عاشورا متروک شد و متروک نیز بدعت است. حال سوال می کنیم که بدعت گذار چه کسی است؟ انصاف داشته باشید. امام صادق ما همین جواب را داده اند و سپس فرمودند:

«ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ صَوْمُ يَوْمٍ مَا نَزَلَ بِهِ كِتَابٌ وَ لَا جَرَتْ بِهِ سُنَّةٌ إِلَّا سُنَّةُ آلِ زِيَادٍ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا»

می فرماید این سنت آل زیاد در قتل امام حسین علیه السلام است و این شخص وهابی نیز تمسک به آن ها می کند. امویان تبرک می جستند به این روز و روزه می گرفتند. البته از جهت فقهی نیز من این نکته را عرض می کنم که اگر کسی به نیت تبرک این عمل را بخواهد انجام دهد در وسائل الشیعه روایاتی در حرام بودن آن است که اکنون روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل می کنم:

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ فِي الْمَجَالِسِ وَ الْأَخْبَارِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْقَزْوِينِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَهْبَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَبَشِيٍّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي غُنْدَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَوْمِ يَوْمِ عَرَفَةَ- فَقَالَ عِيدٌ مِنْ أَعْيَادِ الْمُسْلِمِينَ وَ يَوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ قُلْتُ فَصَوْمُ عَاشُورَاءَ- قَالَ ذَاكَ يَوْمٌ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ ع فَإِنْ كُنْتَ شَامِتاً فَصُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ آلَ أُمَيَّةَ نَذَرُوا نَذْراً إِنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ - أَنْ يَتَّخِذُوا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيداً لَهُمْ يَصُومُونَ فِيهِ شُكْراً وَ يُفَرِّحُونَ أَوْلَادَهُمْ فَصَارَتْ فِي آلِ أَبِي سُفْيَانَ سُنَّةً إِلَى الْيَوْمِ فَلِذَلِكَ يَصُومُونَهُ وَ يُدْخِلُونَ عَلَى عِيَالاتِهِمْ وَ أَهَالِيهِمُ الْفَرَحَ ذَلِكَ الْيَوْم‏»                         وسائل الشيعة، ج‏10، ص: 463.

می فرماید آل امیه نذر کردند که به خاطر قتل حسین بن علی علیه السلام که نواده ی پیامبر است این روز را جشن بگیرند. جشن می گیرند و شادی می کنند. اینکه من اول جواب این سوال گفتم که مدینه بودم و خطیب مدینه خیلی مردم را به روزه روز عاشورا تشویق می کرد (چون این ها فتوا هم دارند همین مفتی که فعلا نیز وجود دارد شیخ عبدالعزیز عبدالله آل شیخ فتوایی دارد که این روز را گفته باید روزه بگیرید و مردم به روزه گرفتن این روز تشویق شود چرا که عاشورا روزی است که خداوند فرعون را هلاک ساخت). مگر شما بر دین یهود هستید؟ از این رو بر هر زن و مرد مسلمانی مستحب است که روز دهم را به پاس شکرگذاری از خداوند روزه بدارد و بهتر است که روز قبل و بعد از آن نیز روزه بگیرند. یک مقدار انصاف لازم است. مگر پیامبر مودت آلش را از ما نخواست. مگر حسین بن علی در این روز کشته نشد؟ حرمت این روز را که به دست اشقیاء به شهادت رسید باید نگه داریم. این روز را بنی امیه باب کردند که روزه بگیرند. حدأقل با قاتلان ابی عبدالله هم سو نشویم. حدأقل دل پیامبر را شاد کنیم و سعی کنیم که همراه پیامبر و آل پیامبر باشیم و در آن روز به خاطر این مصیبت غمناک باشیم.

مجری: چیزی که والدین ما به ما یاد داده اند این بود که روز عاشورا روزه نگیریم أما غذای سیر هم نخوریم یعنی تلاشمان این بود که به گونه ای باشیم که حال و روز اهل بیت حسین بن علی علیه السلام را درک کنیم و به یک نوعی با آن ها مواسات کنیم احساس کنیم که چه رنجی در آن روز شامل حال آن ها شد و من از همه ی برادران اهل سنت هم می خواهم که همراه با شیعیان دست ادب بر سینه بگذاریم شاید روزی ما بود که این گونه رقم بخورد در این لحظه سلامی عرض بکنیم. من اعتقاد قلبی ام این است که آقا اگر نظر کنند این بیماری که هیچ، حتی گرد وغبار نفاق و دو دلی ها هم از تمام امت اسلامی برداشته می شود، أما آن ها خواسته اند که خود بخواهیم:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمْ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِين‏»

-پخش دعای ندبه و مداحی

مجری: اینجا در استودیو پخش شبکه جهانی ولایت یک لحظه قسمتی از حرم اباعبدالله الحسین علیه السلام شد و همه عزیزانمان از اتاق فرمان حال و هوای حسینی پیدا کردند. انشاءالله که اولیای دینمان ما را جزء پیروان راستین بپذیرند و دست رحمتشان را بر سر همه ی امت اسلامی، همه ی شیعیان و حتی آن هایی که توسط وهابیت و سلفی ها از راه دور شده اند، انشاءالله قلوب همه بر آن فطرت الهی بازگردد. الهی آمین.

عرض کردم ما آرزویمان این بود که برنامه نور علی نور تقدیم شما کنیم. از الطاف اهل بیت و طبقات علمی آن ها و کلاس معرفتی آن ها بگوییم و رشد کنیم و آن مقام خلیفۀ اللهی را با صراط مستقیمی که آن ها برای ما ترسیم کرده اند پیدا کنیم. ممنونیم از اینکه پیگیر برنامه هستید. انشاءالله که همه از زوار امام حسین علیه السلام باشیم و در روز قیامت که آقا می آید و زائران خود را دانه دانه دستچین می کنند، انشاءالله من و شما هم جزء آن دسته باشیم. الهی آمین. بخش دیگری هم از این مرد کذاب مانده است که می بینیم و جواب استاد را می شنویم:

کلیپ شبهه:

حضرات اهل بیت در ماه مبارک رمضان بعد از نماز عشاء نماز های نافله یا همان تراویج می گفتند بخوانید جماعتی و غیر جماعتی رسول خدا این کار را انجام می داد. امام جعفر صادق می گوید. می گویند نه نه نه اهل بیت اینجا قرار نیست که هر چه گفتند انجام دهیم. قرار است هر چه آخوند تأیید می کند. یعنی دین دین آخوند است. اگر امامان موید آن سخن گفته اند خیلی خوب این می شود دلیل، أما اگر اهل بیت امامان بر خلاف آخوند ها نظر دادند تقیه ای و باطل و پوچ و بی اعتبار است.

مجری: جناب استاد بفرمایید.

کارشناس:

نماز تراویح انصراف دارد به همین نماز هایی که برادران اهل سنت در شب های ماه رمضان بعد از نماز عشاء می خوانند، بیست رکعت است که می خوانند. اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در ماه رمضان نافله می خواندند ولی این نماز تراویح را نمی خواندند. توضیح می دهم. دلیل اینکه این نماز را تراویح می گویند همانطور که ابن منظور و دیگران در لغت گفته اند، تراویح به معنای نشستن است. جلسه ی استراحتی است که بعد از هر چهاررکعت در شب های رمضان می نشینند و بعد از استراحت نماز خود را ادامه می دهند. بلی، اهل بیت عصمت و طهارت نماز نافله می خواندند ولی نماز تراویح نمی خواندند. من این روایت را از امام صادق علیه السلام در تهذیب ج 3 ص 62 نقل می کنم:

«عَلِيُّ بْنُ حَاتِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْمُؤَدِّبِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ غَيْرِهِ فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يُصَلِّي فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ»

می فرماید اگر می توانید در ماه رمضان هزار رکعت بخوانید بخوانید. بعد می فرماید امیرالمومنین علیه السلام در هر شب و روز هزار رکعت می خواندند. شما هم درماه رمضان این هزار رکعت را بخوانید. شکل آن هم این است که در بیست شب اول هر شب بیست رکعت، به صورت دو رکعت دورکعت، در ده شب آخر هر شب سی رکعت است. درشب های قدر نیز صد رکعت در سه شب قدر خوانده شود. جمعا در ماه رمضان به هزار رکعت می رسد. این مطلب را مرحوم شیخ طوسی نیز مطرح کرده اند در خلاف ج 1 ص 530 کیفیت نماز را در طول ماه رمضان دارند که بیان می کنند.

أما این بدعتی که به نام صلاۀ تراویح  است. أئمه اطهار علیهم السلام چون پایبند به سنت پیامبر بودند همین پایبندی هم باعث شد که آماج حملات قرار گیرند عمل به این نماز نمی کردند چرا که خود برادران اهل سنت می گویند در زمان پیامبر چنین نماز مستحبی به صورت جماعت نبوده است. مسلم است که نماز تراویح در زمان پیامبر به جماعت خوانده نمی شده است و روایتی هم نقل نکرده اند حتی می گویند در دوره ی خلیفه اول هم چنین شیوه ای نبود. تا اینکه عمر بن خطاب در زمان خلافت خود در سال 14 جماعت را برای مردم تشریع کرد. حق تشریع ندارد. تو باید سنت پیامبر را اجرا کنی و پایبند شوی. حتی اگر می خواستی به سنت ابوبکر نیز عمل کنی باید احترام آن شیخ اول را نگه می داشتی. امام نوآوی در المجموع تاریخ این تشریع را خوب ذکر می کند جلد 4 ص 32 به بعد است که می گوید پیامبر در ماه مبارک رمضان نوافل را به دور از جماعت می خواند، نووی شیعه نیست و نزد اهل سنت معتبر است. مردم را به قیام در این ماه ترغیب می کردند. در عهد خلافت ابوبکر نیز به همین کیفیت بود. بعدش در دوره ی عمر بن خطاب ماه رمضان اول هم که سپری شد در سال 14 این  کار را انجام داد. آمد مسجد دید که مردم هر گوشه ای قیام و رکوع و سجود دارند. گفت چرا اینطور است؟ مردم بیایند این را به جماعت بخوانند. بعد ابیّ بن کعب را مأمور کرد که برای مرد ها یک امام جماعت گذاشت برای زن ها هم یک امام جماعت گذاشت و گفت به جماعت بخوانید. من از بخاری نقل می کنم که این جماعت در زمان پیامبر نبود و بدعت عمر بود. حدیث 2010 از کتاب صحیح بخاری چنین آمده است:

«عن عبد الرحمن بن عبد القاري انّه قال: خرجت مع عمر بن الخطاب ليلة في رمضان إلى المسجد فإذا الناس أوزاع متفرقون يصلّي الرجل لنفسه و يصلّي الرجل فيصلّي بصلاته الرهط «5»، فقال عمر: إنّي أرى لو جمعت‌ هؤلاء على قارئ واحد لكان أمثل، ثمّ عزم فجمعهم على أبيّ بن كعب، ثمّ خرجت معه ليلة أخرى و الناس يصلّون بصلاة قارئهم، قال عمر: نعم البدعة هذه و التي ينامون عنها أفضل من التي يقومون، يريد آخر الليل و كان الناس يقومون أوّله» صحيح البخاري: 3/ 44، باب فضل من قام رمضان من كتاب الصوم.

بعد از اینکه این بدعت را گذاشت، گفت چه بدعت خوبی!!! خودش اقرار به بدعت بودن این کار کرد. اهل بیت عمل به این بدعت می کنند؟ بلی، اهل بیت نافله می خواندند و بسیار هم می خواندند. حضرت علی علیه السلام در شب و روز هزار رکعت نماز می خواند که یک نفر از پیشوایان این مجری وهابی چنین توفیقی را نداشتند، ولی این نماز به جماعت را خود خلیفه می گوید بدعت بوده است. ما زا شما سوال می کنیم که چرا به جماعت می خوانید؟ چرا عمل به بدعتی می کنید که دوره ی پیامبر نبود؟ آیا شما اهل سنت هستید یا ما؟؟

مجری:

جالب است که بدعت گذار خود می گوید که من بدعت کردم.

کارشناس: بلی، می گوید چه بدعت قشنگی!!

مجری: ما در خدمت اتاق فرمان هستیم یک میان برنامه علوی ببینیم انشاءالله یک جوری بشود برویم حرم حضرت علی علیه السلام اذن بگیریم و برویم حرم سید الشهداء علیه السلام.

=  میان برنامه

مجری: خدایا به ما توفیق بده راه حضرت علی علیه السلام را که صراط مستقیم به سمت خیر و نیکی و رضوان تو است را استوار با ایمان طی کنیم. امام صادق علیه السلام فرمودند در دوران آخرالزمان دعایتان این باشد:

« يا اللَّه يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك» ما از برخی از بینندگان عزیز که پیام دادند تشکر می کنیم. به سوالات نیز تا وقتی که فرصت باشد پاسخ می دهیم.آقای بهادری از کرج تلفن زنده اند که در ارتباط هستیم سلام علیکم:

بهادری از کرج: سلام علیکم. من دو حدیث آماده کرده بودم که یکی را حضرت استاد قرائت فرمودند که خلیفه دوم این بدعت را گذاشت. أما در جامع الصحیح البخاری ج 1 ص 240 راوی هم زید بن ثابت است نمی دانم استاد گفته اند یا خیر، زید می گوید پیامبر اکرم در یک اتاقی روی حصیر بودند و نماز های مستحبی می خواندند. برخی از صحابه می آمدند و اقتداء می کردند پیامبر متوجه شدند یک عده به او اقتداء کرده اند آقا نماز را شکستند و نشستند. فرمودند من دیدم که شما آمدید و به من اقتداء کردید نماز های مستحبی را، نماز های مستحبی را بروید در خانه بخوانید. فقط نماز های واجب را باید در مسجد بخوانید. پس خود صحیح بخاری و مسلم اعتراف کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز های مستحبی را به جماعت نمی خواند. با اینکه خداوند در قرآن می فرماید هر کسی ‏گمراهی خدا و رسولش را بکند در راه گمراهی افتاده است. این یک نمونه است. همچنین در کنزالعمال هندی خبر 21809 آمده است که هر کسی بعد از نماز عصر دو رکعت نماز مستحبی می خواند عمر او را با شلاق می زد. خبر 21810 جناب عمر با چوب دستی به جان آقای تمیم داری افتاد که چرا نماز می خوانی و السلام علیکم و رحمه الله.

مجری: ممنونم آقای بهادری حال کلیپ شبهه را با هم می بینیم.

کلیپ شبهه:

عبادت را، امور غیبی را ایمان به آن را و تعامل با آن را مختص خودش قرار داده در معنا و مفهوم تشریع که قوانینش را خودش مشخص می کند. حال اگر من به عنوان کارشناس دینی بیایم مطلبی را به نام دین ادعاء کنم باید این ادعای من در این چهارچوب در چهار چوب شریعت و در نظام تشریع یعنی قرآن و سنت معنا و مفهوم داشته باشد. و اینطور نباشد که منی که می آیم می گویم این عمل هرچند عبادت است مثلا قربانی کردن برای قبور مثلا قربانی کردن گوسفند جلوی پای حاجی، هر عملی که در اصل خودش عبادت است آن را برای غیر الله انجام دهم و بعد بگویم به اذن الله این کار انجام می شود و درست است، این اذنی که می گویم....

مجری:

در خدمت شما هستیم حضرت استاد. البته فکر می کنم پاسخ مختصری بطلبد.

کارشناس: بله ما افتخار می کنیم که تابع سنت پیامبر هستیم و این بحثی که کردیم در تفاوت بین سنت و بدعت بود. سنت و بدعت را فهمیدیم که چیست. من فقط یک جمله در رابطه با قربانی که اشاره کردند که آیا می شود در واقع قربانی کرد یا خیر، مثلا جاهای مختلف نذر و قربانی می کنند بالأخره اینجا اگر یک مقدار این انصاف به خرج می داد و حدأقل رساله های شیعه را می خواند، شاید سواد رجوع به منابع اصلی شیعه را نداشته باشد. اگر به رساله ها هم رجوع می کرد مشخص بود که نذر یک نذر شرعی است. لله علیّ گفته می شود، که اگر خداوند تعالی مشکلم را، مسئله ام را، بیماری ام را حل کند این گوسفند را مثلا من به خانه سالمندان یا فقراء می دهم. یا مثلا خرج می کنم برای مجالس روضه امام حسین علیه السلام. این عین توحید است. من هستم و خدا، عهد می بندم با خدای خودم که اگر این چنین شد این گوسفند را برای این کار خیر انجام بدهم. این قانون نذر ما و عین توحید است و در واقع عمل به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. در همین حد فکر می کنم ارزش جواب دادن بیشتر از این را ندارد.

مجری:

بله، ای کاش یک مقداری قرآن بخوانند إنی نذرت للرحمن صوما، این تعابیر در قرآن آمده است شما این ها را مگر قرآن مسلمان ها را نمی خوانید؟! استاد فرمودند به کتاب ها که حوصله ندارید مراجعه کنید حدأقل قرآن را درست بخوانید. بگذریم. کلیپ دیگری هم آماده است:

کلیپ شبهه:

اصلی از اصول دینشان می دانند. أما با این اعتقاد همانگونه که در این کلیپ هم دیدید نتیجه اش چه می شود؟ نتیجه اش این می شود که هر کسی که اعتقاد به اصل امامت که برتر از نبوت است را نداشته باشد دینش ناقص است، ایمان ندارد پس مومن نیست پس مسلمان نیست. این مبنا نتیجه اش ترتب آثار فقهی است. مثلا پرداخت زکات، کفن و دفن و تدفین و احکام فقهی که یک آخوند و یک کسی که پیرو آخوند است نسبت به مومنین دارد به چه گونه ای خواهد بود؟ نکاح او، ازدواج او، اگر پرداخت زکاتی از آن طرف باشد به چه صورت است؟ اگر یک مومنی بمیرد چه وظیفه ای دارند؟ و یک تعارض جدی که با ائمه خودشان پیدا کرده بودند یعنی از یک طرف با نود درصد مسلمان ها دچار مشکل شده بودند چون داشتند نود درصد از مسلمان ها را تکفیر می کردند از طرف دیگری می بینیم که هیچ کدام از امامان با بزرگان که از آن ها به اصحاب اجماع یا بزرگان شیعه می گویند هیچ کدام دختر ندادند و پسر نگرفتند بلکه با کسانی ازدواج می کردند که این ها می گویند اهل سنت هستند. با آن ها ازدواج می کردند با فرزندان بنی امیه بنی عباس با فرزندان عشره مبشره طلحه و زبیر، امام محمد باقر با نوه ی حضرت ابوبکر ازدواج می کند. این را از یک طرف می دیدند. از طرف دیگر اینکه امامان پشت سر این ها نماز می خواندند روابط خانوادگی داشتند روابط دوستانه داشتند. همه ی این ها یک تعارضات عجیبی است یا امام رضا ولایت عهد مأمون را می پذیرد همه ی این ه یک تعارضات عجیبی در اعتقادات خودشان و به یک نحوی توجیه این ها برایشان ایجاد شد. پس از جنبه ی ترتب فقهی، نه از جنبه ی عقدی و اعتقادی، از بحث ترتب آثار فقهی آمدند گفتند اگر یک فردی اعتقاد به توحید اعتقاد به نبوت، اعتقاد به معاد داشته باشد، با این معامله ی احکام شرعی می شود. به عنوان مسلم ظاهرا پذیرفته می شود می گوییم ظاهرا حکم به اسلامش می کنیم.

مجری: چون زمانمان خیلی اندک است و ما دوست داریم که استاد از وقت استفاده کنند سکوت می کنم تا استاد بفرمایند:

کارشناس: هیچ شیعه ای نمی گوید که این ها مسلمان نیستند. ایمان هم با اسلام فرق دارد، حدأقل این فرد نمک به حرامی نکند. نمک به حرامی آثار وضعی بدی دارد. نباید اینگونه فریب کارانه نکات دروغ را به شیعه نسبت بدهید. بالأخره احکام فقهی بر اسلام بار می شود نه بر ایمان. امامت را هم ما از ضروریات مذهب می دانیم نه از ضروریات دین. یعنی اگر کسی ضروری دین را منکر باشد کافر است. توحید را و معاد را منکر باشد. أما اگر کسی غیر از شیعه باشد و امامت امیرالمونین را قبول نداشته باشد، اصل امامت را بپذیرد، ما او را کافر نمی دانم.

من چند نکته را سریع عرض می کنم. حرف این است که امامت از اصول دین است یا از فروع دین است. خود اهل سنت به شدت اختلاف دارند. مثلا قاضی القضاۀ عبدالله بن عمر که متوفای قرن هفت است می گوید منکر امامت کافر است یعنی امامت را از اصول دین می داند. یا مثلا تقی الدین سبکی در کتاب ابهاج می گوید:

«بخلاف الإمامۀ فإنها من الأصول و مخالفتها بدعۀ»

پس ما نگفتیم خود بزرگان اهل سنت نیز امامت را از اصول دین می دانند، البته ما این را نمی گوییم ولی آن ها می گویند از اصول دین است و اگر کسی مخالفت آن را کند کافر است. دیگران نیز دارند. برخی از بزرگان اهل سنت نیز جملات دیگری را دارند که کاری نداریم. چون اتهام به شیعه زدند من این را عرض می کنم که برخی از علمای اهل سنت نیز از اصول دین نمی دانند از فروع دین می دانند مثلا تفتازانی می گوید:

« لا نزاع فی أن مباحث الإمام بعلم الفروع ألیق»

یعنی جزء أحکام فقهی می داند. حال اینکه امامت در نگاه شیعه چیست؟ برخی مانند علامه حلی امامت را از ارکان دین و اصول دین می دانند. برخی از علماء نیز از اصول مذهب می دانند، ولی مثلا وقتی که ما می گوییم از اصول مذهب، ما مذهب را عین دین می دانیم. اصل مذهبی یعنی یک اصل دینی ولی اگر کسی منکر شد و برایش ثابت نشد این را کافر نمی دانیم. ببینید خیلی معادله مشخص است. یا ایها الرسول، خدا به پیامبرش در قیه غدیر می گوید «بلغ ما أنزل إلیک و إن لم تفعل فما بلغت رسالتک» به مردم بگو چیزی را که خدا به شما بیان کرد. چه چیزی را باید بگوید؟ بسیاری از بزرگان اهل سنت و تمام علمای شیعه می گویند بحث امامت بود. امامت علی بن ابیطالب علیه السلام بود. پس طبیعی است که امامت می تواند چنین جایگاهی داشته باشد که در کنار اصول دین قرار گیرد. آیا یک سلفی می تواند بگوید که این ایه ربطی به امامت ندارد؟ نمی تواند. این ادعاء مثل همین ادعایی است که این فرد می کند. تو یا عالم هستی یا نیستی. علمای بزرگ شما می گویند که ذیل این آیه اشاره به امامت حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام دارد. من چند جلسه پیش از تفسیر ابن ابی الحاتم نقل کردم که قرن چهارم است. این تفسیر را هم از عربستان گرفته ام. دارم از او نقل می کنم چون ابن تیمیه خیلی به تفسیر او عنایت دارد و می گوید تفسیر او متضمن منقولات مورد اعتماد است. ببینید این روایت را من نقل می کنم از عطیۀ از ابی سعید الخدری که این آیه بلغ ما أنزل إلیک نازل شد، می گوید این آیه در حق علی بن ابیطالب نازل شده است. طبیعی است که من وقتی امامت را اصل مذهبی می دانم آن را در عداد یک اصل دینی قرار می دهم. به هر حال ببینید ما اهل سنت را مسلمان می دانیم چرا که امامت را از ضروریات مذهب می دانیم نه از ضروریات دین. اگر کسی ضروری دین را منکر شود، بلی کافر است. ولی این بحث در واقع انکار ضروری مذهب است علمای ما نیز دراین زمینه مفصل بحث کرده اند. بلی، ممکن است برای یک اهل سنت ثابت نشودکه خلافت اهل بیت از ضروریات است طبیعی است که شیعه او را کافر نمی داند. خیلی سخنان این شخص پراکنده بود من فقط یک نکته از کلام او را بگویم؛ او گفت که امام باقر علیه السلام با نوه ی ابوبکر ازدواج کرده است، سوال می کنیم: مگر نوه ی ابوبکر سنی بود؟؟؟؟ یا پدرش مگر سنی بود که قاسم باشد؟ یا مثلا محمد بن ابی بکر سنی بود؟ این بیان مغالطه ی مسلمان نبودن اهل سنت و چرایی ازدواج امام باقر با نوه ی ابوبکر یک مطلب مسخره ای است. همسر امام باقر که مادر امام صادق است که بسیار بانوی محترم و جلیل القدر است و افتخار همسری و مادری امام را داشته و به شدت باحیاء بوده و با احادیث نبوی و اهل بیت مأنوس بود. احادیث زیادی را از امام باقر و امام صادق نقل کرده نه از جدش، پدرش قاسم بن محمد بن ابی بکر از معتمدان امام سجاد بود و شیعه بود. همچنین پدر بزرگ ایشان محمد بن ابی بکر نیز شیعه بود و منتقد غصب خلافت و منتقد مشی پدر بود. منتقد خلفاء بود  و لذا وقتی که حضرت علی علیه السلام با اسماء ازدواج کرد در دامن حضرت علی بزرگ شدند و فدایی امام شدند. محمد بن ابی بکر شهید ولایت بود. جانش را در تثبیت امامت و خلافت علی بن ابیطالب داد و همین پیشوایان این فرد در مصر او را به شهادت رساندند. أم فروه دختر شهید است، یک شیعه است، پدر شیعه، جد شیعه، طبیعی است که چنین افتخاری را می تواند کسب کند که همسری امام باقر و مادری امام صادق را داشته باشد، بیخود این شخص را مصادره نکنید.

مجری: ممنونم از شما جناب استاد. بحث های دیگری نیز در همین کلیپ آخر بود که شاید در بخش های قبلی نیز به آن اشاره کرده بودیم حالا اگر فرصت شد در برنامه های بعدی به آن می پردازیم.

ما از یکایک عزیزانی که تماس گرفته اند و اظهار لطف کردند تشکر می کنم. همینجا نیز عذر خواهی می کنیم از عزیزانی که فرصت نشد تماسشان را پخش کنیم و سوالشان را پخش کنند. از ابراز احساسات عزیزانی که تشکر کردند بابت آن حال و هوای زیارت حضرت اباعبدالله الحسین نیز سپاسگذاریم انشاءالله که بتوانیم جزء زائرین با معرفت ایشان باشیم. نه فقط به معنای اینکه زائر فقط در حرم حاضر شود، بلکه سیدالشهداء علیه السلام و یارانش را بشناسیم و بدانیم که راه و طریق او چه بوده و طریق الحسین را بشناسیم و انشاءالله که عاقبت أمر ما هم حسینی باشد. ممنون و متشکر هستیم که نگاه مهربانتان را دریغ نفرمودید. ماه شعبان را دریابیم و نمی دانیم امسال حال و هوا خیلی خاص است. با خیلی ها صحبت می کنیم می گویند نمی دانیم فردا زنده هستیم یا نیستیم. کرونا شاید ظاهرش خیلی دردناک است أما وقتی فاصله ی مرگ و زندگی را نزدیک می کند و کم ارزش بودن و بی ارزش بودنو مال دنیا و متاع غرور بودن آن را نشان می دهد گویا دلبستگی انسان کمتر می شود و آن وقت حواسش بیشتر جمع می شود که چه کرونا بود و چه نبود ما همین بودیم. ما عبد ضعیف ذلیل فقیر مسکین و مستکینی بودیم که اگر یک لحظه عنایت الهی برداشته شود این عمر به پایان می رسد.

اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيما مضى من شهرنا شعبان فاغفر لنا فيما بقى منه‏. خدانگه دار

 

 

 

 



[1] . درست ترجمه نشده است. معنای عبارت مذکور این است که گفتند تو از نماز دزدیدی. نه اینکه نماز را از ما دزدیدی.



حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر