صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 05 دي 1398 تعداد بازديد: 1212 
فرکانس تاریکی
فرکانس تاریکی
دانلود صوت
دانلود فيلم

      i.              بسم الله الرحمن الرحیم

    ii.               برنامه: فرکانس تاریکی     

   iii.              جلسه: سوم

   iv.              تاریخ: 981005

    v.               کارشناس: حجت الاسلام والمسلمین زند قزوینی

b.                  مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

مدد می‌گیریم از مولا جانمان حضرت امیرالمومنین اسد الله الغالب علی (علیه‌السلام) و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و برنامه امشب فرکانس تاریکی را آغاز می‌کنیم، اول سلام، سلام به روی ماه شما، تک تک بینندگان گرانقدر شبکه جهانی ولایت، هر جای ایران هستید، شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز، در خانه هایتان نشستید و از طریق ماهواره یا فضای مجازی و اینترنت برنامه شبکه جهانی ولایت را ملاحظه می‌کنید یا عزیزانی که در کشورهای مختلف هستند، قاره‌های مختلف و همراهی می‌کنند و خیلی هم بعضی از وقت‌ها لطف می‌کنند و نظر خود را در مورد این برنامه که چند هفته‌ای است راه افتاده است و الحمدلله جای خودش را هم در شبکه و هم در بین شبکه‌های معاند جای خودش را باز کرده و احساس خطر کردند، من اخیرا یک جایی حضور داشتم و دنبال می‌کردم دیدم که از این برنامه احساس خطر کردند، اگر ما بخواهیم دروغ‌هایی که می‌گویند و فرکانس‌های تاریکی که منتشر می‌کنند را پاسخ بدهیم شاید خیلی از بیشتر از این حرف‌ها زمان بخواهیم چون این قدر دروغ می‌گویند و بی سواد هستند که ما باید بنشینیم برای تک تک جملات و حرف‌هایی که می‌زنند یک برنامه یک ساعته اختصاص بدهیم ولی وقتمان به همین مقدار است، برخی از حرف‌ها و شبهاتی که مطرح می‌کنند را ان‌شاءالله در برنامه زنده فرکانس تاریکی باز می‌کنیم، جواب می‌دهیم، اباء و ترسی هم نداریم، الحمدلله دست ما پر است و خدا را شکر که ما اگر جواب می‌دهیم اصول کافی باز نمی‌کنیم، وسائل الشیعه و بحار باز نمی‌کنیم، پاسخ‌هایی که به آنها می‌دهیم از کتب بزرگان اهل سنت است و الحمدلله که اهل سنت ما هم آگاه و بیدار است و بارها و بارها به این شبکه و شبکه‌های وهابی زنگ می‌زنند و تماس می‌گیرند و می‌گویند که این شبکه‌های وهابی هیچ نسبتی با ما ندارند، شبکه‌های ما نیستند، آنها خودشان برای خودشان دارند یک کارهایی را انجام می‌دهند، بعضی که اصلا از فضای مباحث دینی و اعتقادی هم خارج شدند و به مباحث سیاسی وارد شدند و کلی نقشه‌ها برای خودشان کشیدند اما کور خواندند، انقدر از این خواب‌ها ببینید، می‌گویند شتر در خواب بیند پنبه دانه، انقدر از این حرف‌ها بزنید،‌آخر هم به نتیجه نخواهید رسید.

امشب هم توفیق داریم در محضر استاد گرانقدرمان جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای زند قزوینی باشیم و ان‌شاءالله این بزرگوار با دست پر مثل هفته‌های گذشته آمدند تا جواب بدهند.

      i.              کارشناس:

سلام علیکم ورحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم، بنده هم خدمت حضرتعالی و همکاران محترمتان و همه بینندگان عزیز و محترم در سرتاسر گیتی که در این لحظه و در این ساعات صدای ما را می‌شنوند عرض ادب و سلام و احترام دارم.

    ii.               مجری:

از وقتمان استفاده کنیم برویم سراغ اولین کلیپی که یکی از گوینده‌های شبکه وهابی در شبکه‌شان یک مطلبی را طرح کرده است، ببینیم و برگردیم در خدمت استاد هستیم.

   iii.              پخش کلیپ: سجودی کارشناس شبکه وهابی نور

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ

سوره معراج آیه 1

تقاضا کننده‌ای تقاضای عذاب وقوع یافتنی را کرد، این عذاب برای کافران هیچ دفع کننده‌ای ندارد، از سوی صاحب مراتب و درجات است، فرشتگان و جبرئیل به سوی او عروج می‌کنند، روزی که مقدار 50 هزار سال است، پس تو‌ای پیامبر صبر جمیل پیشه کن، بی گمان آنها این روز را دور می‌بینند و ما آن را نزدیک می‌بینیم

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً

سوره معراج آیه 6

نگفت که فوری عذاب می‌آورم، ما نزدیک می‌بینیم، یعنی همان‌هایی که رسالت پیامبر را قبول نکردند مردند و قیامت برای آنها نزدیک است، ربطی به حضرت علی ندارد، انصاف باید داشت، حتی بی انصاف هم نباید چنین حرفی بزند، ربطی به حضرت علی ندارد، اگر ربط داشته باشد من فکر نمی‌کنم در دنیا کتابی پیچیده تر و مبهم تر از قرآن باشد. چه ربطی دارد؟

   iv.              مجری:

شبهه کاملا روشن است، استاد در خدمت شما هستیم.

    v.               کارشناس:

بله خدمت شما عرض کنم، ایشان آیه‌ای را از آغاز سوره مبارکه معارج خواندند که این آیات برای همه بینندگان عزیز و محترم آشناست

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ* لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ

سوره معراج آیه 1 و 2

یا رسول الله سوال کننده و پرسشگری از یک سوالی سوال پرسید که آن سوال مربوط به یک عذاب واقع، عذابی است که این عذاب انجام شدنی است و این عذاب برای کافرین دفعی و رفعی ندارد، یعنی هیچ پناهگاهی برای کفار نسبت به این عذاب وجود ندارد. فراری در کار نیست. بعد درباره این ایات و آیات بعدی که ایشان عرض می‌کند، البته عمده بحث ایشان روی همین آیه اول است، خب با سخره ایشان می‌فرمایند که این آیات چه ربطی به ولایت علی بن ابیطالب دارد که شما شیعیان می‌آیید و این ایه را تطبیق می‌کنید بر وجود اقدس امیرالمومنین سلام الله علیه؟

برای اینکه من این مساله را روشن کنم که ربط دارد یا ندارد، ابتدای سخن اجازه بفرمایید که من اشارتی به شان نزول این آیه کنم، شان نزول اساسا یعنی چی؟ شان نزول غیر از تفسیر و تاویل است، شان نزول یعنی چه حادثه‌ای شد که این آیه نازل شد؟ چه حادثه‌ای رخ داد که این آیه نازل شد

   vi.              مجری:

مثل آیه ولایت که انگشتری داده شد و عنایت شد و آیه نازل شد که از این جور موارد در قرآن زیاد داریم

 vii.               کارشناس:

زیاد داریم که اکثر موارد شان نزول دارند ولی متاسفانه از شان نزول برخی آیات بی خبریم ولی عموم آیات مهم یا اهم در قران که حاشیه دارند و بحث دارند شان نزول دارند. مخصوصا این آیه‌ای که درش ابهام وجود دارد، چه سوالی پرسید که این سوال یک عذابی پشت سرش هست؟ و برای کافرین هم پناهگاهی از این عذاب نیست.

طبعا برای این آیه شیعه که اتفاق نظر دارد که شان نزول این آیه درباره روز غدیر و جریان اعلان ولایت و امامت امیرالمومنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه در زمان رسول مکرم اسلام است، این در شیعه محل بحث نیست.

اما بزرگان ما به ما آموختند که آنچه ما داریم برای خود نگه داریم و در رسانه‌ای که هزاران نفر مشاهده می‌کنند قرار است ما جوابی بدهیم که همه اقناع شوند حتی آنهایی که پیرو مذهب ما نیستند.

طبعا در بین منابع اهل سنت چند شان نزول نقل کردند، دو سه تا شان نزول است که جواب آنها هم داده شده، من برای اختصار سراغ اصل مطلب می‌روم که ایشان با سخره می‌گوید یعنی چه؟ انصاف داشته باشید، این چه ربطی به علی بن ابیطالب دارد

viii.              مجری:

یک جوری حق به جانب هم حرف می‌زند

   ix.               کارشناس:

انگار این مطلب را  علامه مجلسی بیان کرده است، جالب است من عرض کنم جناب آقای اسماعیلی و همه بینندگان عزیز و محترم بدانند که در منابع اهل سنت در ده‌ها مستند، که من فقط چند نمونه را امشب تقدیم می‌کنم شان نزول این آیه درباره روز غدیر و امامت امیرالمومنین علی بن ابیطالب از طرق مختلف ثابت است، گاهی از خود مولا علی (علیه‌السلام) نقل کردند، گاهی از جناب ابن عباس نقل کردند، گاهی از جناب حذیفه بن یمان نقل کردند که از بزرگان صحابیان رسول الله هستند.

یک نمونه را من ابتدا آدرس بدهم، جناب ثعلبی مفسر مشهور اهل سنت در کتاب تفسیری معروفش که الکشف والبیان فی تفسیر القرآن است جلد ششم حدیث را در ذیل این آیه این چنین نقل می‌کند

وسئل سفيان بن عيينة عن قول الله سبحانه: سَأَلَ سائِلٌ

از جناب سفیان بن عیینه درباره قول خداوند متعال سوال پرسیدند

فيمن نزلت

درباره چه کسی نازل شده است؟

من در پرانتز این را نگه دارم، اول بگویم این سفیان بن عیینه چه کسی است، بینندگان عزیز سفیان بن عیینه از بزرگان محدثین و علمای اهل سنت است، صحیح بخاری، صحیح مسلم و جناب نسائی، جناب ترمذی و معاجم بزرگ حدیثی اهل سنت از ایشان حدیث نقل کردند. شما می‌دانید صحیح بخاری و صحیح مسلم اگر از کسی حدیث نقل کنند این شخص در کمال اعتبار است و ثقه و بیشتر از ثقه است. سفیان بن عیینه یک همچین شخصیتی است، یک نمونه اش را من بگویم برای اینکه عیار حدیث مشخص شود، جناب ذهبی بزرگترین رجال شناس سنی که در میان رجالیون اهل سنت مانندی ندارد، شمس الدین ذهبی در سیر الاعلام جلد هشتم صفحه 454 درباره سفیان بن عیینه دو صفحه و نیم بحث می‌کند من یک جمله را می‌خوانم که می‌گوید:

الإمام الكبير حافظ العصر شيخ الإسلام

سير أعلام النبلاء  ج 8   ص 454 ، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

     x.              مجری:

اصلا جایگاه ایشان مشخص شد، محک تفسیر و نقل قول از ایشان، ثعلبی از ایشان نقل می‌کند و می‌گوید از او سوال پرسیدند که نظر شما درباره آیه اول سوره معارج چیست؟

فقال: لقد سألتني عن مسألة ما سألني أحد قبلك.

شما یک سوالی از من پرسیدید که قبل از شما احدی این سوال را از من نپرسیده بود

گویا ایشان منتظر بوده که دیگران هم رمز این آیه را بپرسند

حدّثني أبي عن جعفر بن محمد عن آبائه

گفت پدرم از امام صادق (علیه‌السلام) و ایشان از پدرانشان (علیهم‌السلام) حدیث را نقل کردند، فکر نمی‌کنم مسلمانی بتواند این سلسله سند را انکار کند و اگر ما این سلسله سند را بر کوری بخوانیم و شفا پیدا کند نباید تعجب کرد، این انوار مقدس و بزرگان دین همه از اولاد پیامبر و ائمه مسلمین هستند، اینها نقل می‌کنند تا کجا؟

فقال: لما كان رسول الله صلّى الله عليه وسلّم بغدير خم

زمانی که پیامبر در غدیر خم بود

نادى بالناس

مردم را صدا زد

فاجتمعوا

همه دور پیامبر جمع شدند

فأخذ بيد عليّ رضي الله عنه فقال:

دست مولا امیرالمومنین را گرفتند و فرمودند:

«من كنت مولاه فعليّ مولاه»

هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست

فشاع ذلك

این مساله منطقه به منطقه و شهر به شهر پیچید

وطار في البلاد

شهرها از این ماجرا پر شد

فبلغ ذلك الحرث بن النعمان القهري

آن سائل قرآنی که سوال کرد ضمیرش به این شخص برمی گردد، جناب حارث بن نعمان، وقتی خبر به حارث بن نعمان رسید

فأتى رسول الله صلّى الله عليه وسلّم على ناقة له

سوار بر شتر شد و به پیامبر رسید

حتّى أتى الأبطح

به ابطح رسید، ابطح به هر بیابانی می‌گویند که در آن سنگریزه باشد، یک مکانی است که این مکان هم قطعا بیابانی است

فنزل عن ناقته وأناخها وعقلها، ثمّ أتى النبيّ صلّى الله عليه وسلّم وهو في ملأ من أصحابه

به پیامبر رسید در حالی که پیامبر بر گرد یاران و صحابیانش نشسته بود

فقال: يا محمد

 

گفت یا محمد

أمرتنا عن الله أن نشهد أن لا إله إلّا الله وأنّك رسول الله

یک روزی آمدی گفتی ما شهادت به توحید بدهیم و اینکه تو پیامبر خدا هستی

فقبلناه منك

ما قبول کردیم، یک روز دیگر آمدی امر به نماز کردی و گفتی 5 وعده نماز بخوانید از تو قبول کردیم و گفتیم چشم

وأمرتنا أن نصلّي خمسا فقبلناه منك، وأمرتنا بالزكاة فقبلنا، وأمرتنا بالحجّ فقبلنا، وأمرتنا أن نصوم شهرا فقبلنا

گفتی یک مقداری از پولتان را زکات بدهید، قبول کردیم و گفتیم پیامبر است و وحی است چشم، یک روزی امر به روزه کردی قبول کردیم، تا می‌رسد به اینجا که می‌گوید:

ثمّ لم ترض بهذا

مثل همین آقایی که بی ادبانه توبیخ می‌کند که چه ربطی به علی بن ابیطالب دارد، این آقا هم گفت یا رسول الله بس نبود؟ آمدی یک قانون دیگری بر ما وضع کردی، گفتی

حتّى رفعت بضبعي ابن عمّك ففضلته علينا وقلت: من كنت مولاه فعلي مولاه

آمدی دست پسر عمویت را گرفتی و بلند کردی و گفت هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست و او را بر ما فضیلت دادی. خود همین روایت شاهدی بر حدیث غدیر است، پس بوده و این جمله گفته شده است، و این جمله انقدر سنگین بوده که این آقا تاب نیاورده و آمده به رسول الله اعتراض می‌کند که یا رسول الله «ولیته» علی را بر ما حاکم قرار دادی

   xi.               مجری:

در واقع این را در ردیف نماز و روزه و حج قرار داده است

 xii.               کارشناس:

احسنت، در ردیف توحید، در ردیف شهادت به رسالت، بعد نماز و زکات و حج، در ردیف اصول دین قرار داده است بعد می‌گوید حالا آمده‌ای می‌گویی هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست

فهذا شيء منك أم من الله تعالى؟

یا رسول الله تکلیف ما را روشن کن این چیزی که شما فرمودید، ولایت علی آیا از شماست یا از طرف خداست؟

فقال: «والّذي لا إله إلّا هو هذا من الله»

پیامبر سوگند یاد کردند که این هم از خود خداست

فولّى الحرث بن النعمان

با یک حالتی بلند شد و ابرو در هم کشید که برود

يريد راحلته

رفت سراغ ناقه

وهو يقول: اللهمّ إن كان ما يقوله حقا

خودش را نفرین کرد چه نفرینی، گفت اگر آن چیزی که رسول الله می‌گوید حق و راست است

فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ

خدایا سنگ از آسمان نازل کن که در سر ما بخورد

أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ

یا برای ما عذاب دردناکی بفرست

فما وصل إليها حتّى رماه الله بحجر فسقط على هامته وخرج من دبره فقتله

اصلا فرصت پیدا نکرد به بار و شترش برسد، سنگی از آسمان آمد و با وضع خاصی که در روایت است کشته شد. بعد می‌گوید تا این قضیه شد

وأنزل الله سبحانه: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ

پرسشگری از ما درباره عذابی که واقع شد پرسش پرسید و از این عذاب کافران در امان نیستند.

تفسير الثعلبي = الكشف والبيان عن تفسير القرآن (10/ 35)، المؤلف: أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي، أبو إسحاق (المتوفى: 427هـ)، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق: الأستاذ نظير الساعدي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت لبنان، الطبعة: الأولى 1422، هـ - 2002 م

آقای اسماعیلی ببینید فقط این یک مورد بود، من از ثعلبی نقل کردم اما جالب است بینندگان عزیز و محترم در رد این گوینده که با پوزخند که انگار اصلا تا به حال این حرف را نشنیده است، انگار امروز ما این حرف را درست کردیم، جالب توجه است که همین حدیث را با اندکی اختلاف در متن جناب حاکم حسکانی مفسر بزرگ قرآن، مفسر اهل سنت در شواهد التنزیل که کتاب معروفی است نقل کرده است.

بالاتر آدرس بدهم، مرحوم علامه امینی در الغدیر سی مصدر را از منابع اهل سنت درباره نزول این آیه نقل کرده است و شان نزولش را می‌گوید که درباره روز غدیر و ولایت حضرت علی (علیه‌السلام) است.

پس اصل نزول این آیه درباره ولایت علی بن ابیطالب مسلم است، هم از ابن عباس، هم حذیفة بن یمان هم از خود اهل بیت این حدیث نقل شده است.

اما یک چیزی هم ایشان با استبعاد می‌پرسد، می‌گوید چرا بعدا که آمدند دست علی بن ابیطالب را بستند و به طرف مسجد بردند خداوند عذاب نازل نکرد؟ همینجا در پرانتز من یک سوال بپرسم، فاطمیه پیش روست، آقای اسماعیلی ما خیلی وقت‌ها شنیدیم که آقایان می‌گویند دست بسته بردن علی بن ابیطالب به مسجد اصلش دروغ است، اگر اصلش دروغ است پس چرا این آقا الان تایید می‌کند و می‌گوید بله یک روزی امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) را دست بسته به مسجد بردند و چرا عذاب در آنجا نازل نشد؟ خیلی جالب است که ایشان آمد و به ما کمک کرد، ایشان بعد از 14 قرن تایید کرد که دست بسته بردن امیرالمومنین به طرف مسجد امر مسلمی است و سوال این است که چرا در آنجا عذاب نازل نشد؟ اولا این یک تاییدیه است در مورد مظلومیت امیرالمومنین و خوبختیم که اینها این چنین به میراث فرهنگی که 14 قرن تلاش کردند که پنهان کنند این گونه به تاراج می‌نهند.

اما مساله دیگر این است که چرا واقعا خدا عذاب نکرد؟ ببینید اینکه خدا کجا عذاب کند و نکند مگر دست ماست؟ این به حکمت و مشیت الهی بستگی دارد، خیلی از اقوام و امت‌های گذشته بودند خیلی گناهان کردند و عذابی نازل نشد، اما قوم ثمود، قوم عاد، قوم لوط عذاب نازل شد، مگر ما قسیم النار والجنة هستیم که بگوییم خدا کجا عذاب کند و کجا عذاب نکند؟ این دخالت در امر توحید است، خدا خودش اعلم است، خدا عالم و داناتر از این حرف هاست و می‌داند کجا باید عذاب کند و کجا نباید عذاب کند ولی یک مساله‌ای که وجود دارد این است که اساسا بنای خدا بر عذاب کردن نیست مگر مواردی که لازمه عذاب کردن باشد و چاره‌ای از آن عذاب نبوده باشد.

پس بنابراین آیه اول سوره معارج مسلما درباره غدیر و ولایت امیرالمومنین نازل شده است و اینکه چرا بعدها عذاب کرد یا نکرد مربوط به علم الله است و کسی در مورد عذاب کردن خدا یا عذاب نکردن سوال نمی‌پرسد. آیه قرآن را فراموش نکنید که می‌گوید خدا آن خدایی است که:

لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ

از خداوند متعال در مورد کاری که انجام می‌دهد سوال پرسیده نمی‌شود.

سوره انبیاء آیه 23

xiii.               مجری:

خیلی ممنون و متشکریم، این هم پاسخ کامل و جامع، باز هم تاکید کنیم که بینندگان عزیز، اهل سنت عزیز ما اگر نکته و جوابی می‌دهیم از منابع خودمان نمی‌گوییم، می‌خواهیم بگوییم آن چیزی که شیعه می‌گوید، ان چیزی که پیرو مکتب اهل بیت می‌گوید ما اینها را از منابع عزیزان اهل سنت ثابت می‌کنیم، از کتب بزرگان اهل سنت، مستند می‌گوییم، آن هم نه هر کتاب و هر فردی، فردها و آدمها برای ما مهم است، ما آنها را به این شکل بیان می‌کنیم تا این دروغ و تهمت‌هایی که این شبکه‌های وهابی می‌زنند این گونه جواب دهیم.

کلیپ بعدی که تقدیم حضور شما می‌کنیم باز یکی از شبهاتی است که در هفته گذشته مطرح شد، البته این شبهه هم جدید نیست، از گذشته گفته شده و جواب داده شده است و باز هم می‌خواهیم پاسخ دهیم.

xiv.               پخش کلیپ: خدمتی کارشناس شبکه وهابی کلمه

بیننده:

سلام آقای خدمتی، شبکه ولایت یک کلیپی از شما پخش کرده است که گفتید یا حسین گفتن شرک است، یک کلیپ دیگر هم نشان دادند که می‌گویید شرک نیست، بالاخره شرک است یا نیست؟

خدمتی:

شرک است، شرک دمدار و شاخدار است

بیننده:

از شما کلیپ پخش کرده که گفتید شرک نیست

خدمتی:

اگر ما گفتیم شرک نیست اشتباه کردیم

بیننده:

به هر حال الان هم ممکن است اشتباه کنید، 5 سال دیگر هم ممکن است اشتباه کنید

خدمتی:

ننشین و این شبکه را نگاه نکن، برو پی کارت

شما برایتان مهم نیست، برای شما این مهم است که اینها در قول‌شان تضاد دارد، حالا چگونه ما گفتیم شرک نیست، ما اشتباه کردیم، الان اعلام می‌کنیم که اگر گفتیم شرک نیست اشتباه کردیم، یا زهرا گفتن، یا علی گفتن شرک است. تمام شد

 xv.               مجری:

ما از قول شما نقل نکردیم، ما کلیپ شما را پخش کردیم، حرف شما را پخش کردیم، یک جا یک جوری گفتید، یک جا جور دیگری گفتید، ما اصلا نقل قول نکردیم.

xvi.               کارشناس:

اولین جمله‌ای که می‌توانم عرض کنم از قدیم که ما بچه بودیم شنیدیم می‌گویند حرف مرد یکی است. خب یک مفهومی هم دارد، یعنی آن کسی که هر دقیقه حرفش را عوض می‌کند مرد نیست، اینجا جنسیت مطرح نیست، جوانمردی در ابراهیم بود، با اینکه ابراهیم پیرمرد بود، جوانمردی یعنی انسان اگر حرفی می‌زند پای حرف خود بایستد و دفاع کند و اگر هم یک جا خواست از اشتباه خود برگردد با ادله، ایشان خیلی راحت می‌فرمایند که شبکه ما مذبذب است، واقعا جالب است، اعتراف العقلاء علی انفسهم نافذ، یعنی اینکه خود اینها می‌گویند شبکه ما مذبذب است من دیگر حرفی برای گفتن ندارم و یک تبریکی هم بگویم اینجا به همکاران عزیزتان در شبکه ولایت و بینندگان عزیز که ببینید این اثر برنامه شبکه ولایت بود که تا انجا پیش رفته که این آقایان آمدند با صراحت می‌گویند اشتباه کردیم چون چاره‌ای نداشتند، یک جا می‌گوید شرک است، یک جا می‌گوید شرک نیست، این تناقض زحمت دوستانی است که در این شبکه توانستند اینها را رصد کنند، شکار کنند و این را مقابل چشم اینها عرضه کنند، خدا می‌داند امروز که این کلیپ را می‌دیدم و امشب می‌خواستم بیایم و برنامه داشته باشم یاد هفته گذشته همین برنامه افتادم که آنجا یک تلنگری را به شبکه‌های وهابی عرض کردم و گفتم از این به بعد مراقب برنامه هایشان باشند که چه می‌گویند، چون ما اینجا دوستانی داریم که نشستند و دارند اینها را رصد می‌کنند، کارشناسانی هستند و رصد می‌کنند و اینها را کنار هم می‌چینند، شما این را گفتید اشتباه کردم، فردا و هفته بعد هم می‌خواهی زیر حرف هایت بزنی؟

اما واقع مطلب این است که یا حسین گفتن شرک است یا نه؟ چرا یا حسین گفتن و یا زهرا گفتن شرک است؟ آقایان می‌گویند چون حضرت زهرا و حضرت حسین از دنیا رفتند، شما یک میتی را با ندای خطاب صدا می‌زنید در واقع با این یا حسین گفتن و یا زهرا گفتن مرتکب شرک شدید، اگر میزان شرک و توحید صدا زدن یک شخص باشد باید بر آن اسلام فاتحه خواند، چرا؟ چون خود قرآن کریم شهادت داده که پیامبری مثل حضرت صالح (علیه‌السلام) آمده با مردگان قومش با خطاب «یا» سخن گفته است، دقیقا همان یا حسینی که ما می‌گوییم، تازه بلا تشبیه چون حضرت صالح با مشرکین و کفار قومش بعد از مرگ سخن گفت. من آیه را خدمت شما بخوانم، سوره مبارکه اعراف آیه 77 تا 79

فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ

داستان شتر صالح است، گفت با این شتر کاری نداشته باشید، این از شعائر الله است، اتفاقا آمدند این شتر را ذبح و نهر کردند و بعد هم با پوزخند گفتند ما منتظر عذاب خدای تو هستیم، صالح مگر نمی‌گفتی خدایی هست؟ این گوی و این میدان

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ

خدا فرمود منتظر عذاب هستید این گوی و این میدان، عذابی دردناک آمد همه اینها را در جایگاه خودشان نابود شدند، انگار صد سال است که خوابیدند.

فَتَوَلَّى

این «فاء» تولی را بینندگان عنایت داشته باشند که به آن تفریع می‌گوییم، یعنی آنها درخواست عذاب کردند اولا، عذاب آمد و همه را از بین برد دوما، حالا که گذشت حضرت صالح شروع کرد با این رفتگان و مردگان سخن گفت

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ

جناب صالح از این قومش روی گرداند

وَقَالَ يَا قَوْمِ

خطاب به آنها گفت‌ای امت من

لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ

من شما را نصیحت کردم و حرف حق را زدم ولی گویا شما قول ناصحین را قبول نکردید و نمی‌کنید.

پس اگر اینکه ما یک مرده‌ای را با «یاء» ندا خطاب گنیم شرک است پس اول مشرک جناب صالح است که قوم خود را این گونه خطاب می‌کند.

به این یک مورد هم بسنده نمی‌کنیم، سراغ آیه بعدی می‌رویم، درباره حضرت شعیب هم همین داستان آمده است که جناب شعیب با امت خودش که از دنیا رفته بودند سخن گفت، سوره مبارکه اعراف آیه شماره 91 و 92

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ

اینجا هم می‌گوید عذابی آمد و کفار از امتش را در هم تنید و از بین برد

لَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا  الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ

اینهایی که ما عذابشان کردیم کسانی بودند که تکذیب کننده شعیب بودند.

در پرانتز عرض کنم که خدا با ما عقد اخوت نبسته است، ما هم باید مراقب باشیم که شامل همین عذاب‌ها نشویم، یک دردی است که امروز جامعه ما به این عذاب‌ها کم توجه است، خدا که کتاب قصه ندارد، اینها را گفته که ما حواسمان باشد ک خدا همان خداست و عذاب هم همان عذاب است.

بعد در آیه بعدی سوره مبارکه اعراف آیه 93 می‌فرماید:

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ  فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ

همان حرف، یا قوم باز در اینجا آمده است که خطاب به مردگان فرمودند.

سراغ نمونه بعدی می‌رویم، شما در جریان معرکه بدر، من شبهای گذشته همین برنامه خدمت بینندگان بزرگوار داستان بدر را نقل کردم، مفسرین، مورخین و اصحاب حدیث بحثی در این معنا ندارند که قطعا بعد از جریان بحث بدر پیامبر اسلام دستور داد عده‌ای از مشرکین را در چاله‌ای ریختند، پیامبر بالای چاله و آنها را مورد خطاب قرار داد. کتاب سیرة الحلبیة جلد دوم صفحه 179 و 180 و کتاب السیرة النبویة من متن را می‌خوانم، پیامبر امر کرد آنها را در یک چاهی انداختند

پیامبر یک به یک آنها را مخاطب قرار داد و اسم آوردلإ یا حسین گفتن شرک است؟ ما می‌توانیم بگوییم یا ابوجهل، پیامبر خاتم فرمود:

يأهل القليب يا عتبة بن ربيعة ويا شيبة بن ربيعة ويا أمية بن خلف ويا أبا جهل بن هشام

ای عتبه،‌ای شیبه،‌ای امیة،‌ای اباجهل

فعدد من كان منهم في القليب

یک به یک اینها را شمرد

هل وجدتم ما وعد ربكم حقا

آیا وعده الهی را راست یافتید؟

فإني قد وجدت ما وعدني ربي حقا

من که وعده الهی را حق یافتم

فقال المسلمون

بعضی از اصحاب پیامبر اعتراض کردند، مثل همین اعتراضی که اینها می‌کنند، بلند شدند گفتند

يا رسول الله أتنادي قوما قد جيفوا

با مرده‌ها حرف می‌زنید؟

قال ماأنتم بأسمع لما اقول منهم ولكنهم لا يستطيعون أن يجيبوني

شما گوش‌تان شنواتر از این مرده‌ها نیست.

السيرة النبوية  ج 3   ص 188 ، اسم المؤلف:  عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري أبو محمد الوفاة: 213 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1411 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : طه عبد الرءوف سعد

چون طبق قرآن

فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ

عالم برزخ عالم تجرد  و شفافیت است.

سوره ق آیه 22

نمونه دیگر که همه مسلمین قبول دارند جریان تلقین میت است، از مستحابی که فقه حنفی، فقه حنبلی، فقه شافعی، فقه مالکی و فقه شیعه، یعنی 5 مذهب فقهی هستیم همه ما 5 مذهب این را قبول داریم که مرده را وقتی در قبر گذاشتید از مستحبات موکد این است که کنار میت در قبر حاضر شوید و تلقین بخوانید، تلقین چطوری بخوانیم؟

والتلقين هنا هو أن يقول الملقن مخاطباً للميت

آن کسی که آمده تلقین بخواند خطاب به آن میتی که در قبر خوابیده است بگوید

يا فلان ابن فلانة

آی فلانی پسر فلان مادر

إن كان يعرفه

اگر اسمش را می‌داند بگوید

وإلا نسبه إلى حواء عليها السلام

اگر اسم مادرش را نمی‌داند بگوید‌ای حسین پسر حوا

الفقه على المذاهب الأربعة (1/ 455)، المؤلف: عبد الرحمن بن محمد عوض الجزيري (المتوفى: 1360هـ)، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت لبنان، الطبعة: الثانية، 1424 هـ - 2003 م، عدد الأجزاء: 5

پس بنابراین مساله تلقین از مسائل مسلم است، بنابراین میت را می‌توان مخاطب قرار داد، تازه این در مورد انسان‌های معمولی است، ابوبکر بعد از رحلت پیامبر آمد کنار بستر و بدن پیامبر و گفت:

یا محمد یا رسول الله اذکرنی عند ربک

این را همه مسلمین نقل کردند. امیرالمومنین وقتی داشتند پیامبر را غسل می‌کردند خطاب کردند: یا رسول الله، همه اینها هیچ، این آقایان کارشناس وهابی نماز می‌خواند یا نمی‌خواند؟ در نمازش 5 وعده می‌گوید یا نمی‌گوید که:

السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته

عرب‌ها یک ضرب المثلی دارند که می‌گویند:

باؤک تجر، بائی لا تجر

فقط باء حرف جر شما جر می‌دهد، ما اگر بگوییم یا حسین شرک است، شما اگر بگویید السلام علیک ایها النبی، ایها شدتش از یا هم بیشتر است، شما اگر بگویید شرک نیست. میزان شرک را هم آقایان گم گردند که اصلا من خیلی ورودی به این معنا نمی‌کنم که اصلا شرک و توحید اینی نیست که اینها می‌گویند.

xvii.               مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. حسین آقا از بانه پشت خط هستند، سلام علیکم بفرمایید.

xviii.               تماس بیننده: حسین از بانه

سلام علیکم آقای اسماعیلی عزیز، خسته نباشید، خدا اجرتان بدهد، خدمت مهمان عزیزتان هم سلام می‌کنم، بحث من بحث «یاء» ندا بود، و بحث شرک، من یک تعریف خیلی جالبی از سید قطب در مورد شرک شنیدم، خیلی متاثر شدم، تعریفش به عربی این است که می‌گوید:

الشرک اعتبار احدی خصوصیات الالوهیة بغیر الله

شرک این است که یکی از خصوصیات خداوند را برای غیر خدا، بشر یا غیر بشر قائل شویم، این تعریف شرک خیلی تعریف جامعی است، این مسائل خیلی ساده هستند، یا حسین و یا علی و یا عمر و عثمان و فلان، این «یاء»‌های ندا را هیچ یک از علما شرک نمی‌دانند، خب این حدیث خیلی مشهور است، حتی بعضی‌ها این حدیث را متواتر می‌دانند و در کتب شیعه و اهل سنت است

انما الاعمال بالنیات

صحيح البخاري  ج 1   ص 3 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

قطعا کسی که می‌گوید یا فلان، هدفش این نیست که منافع کائنات در دست اوست، یا ایشان کلیددار کره هستی و کیهانی که خدا درست کرده باشد، سوال من این است که این «یاء» ندایی که حاج آقا گفتند برای زنده به کار می‌رود، وقتی که زنده روبرویت هستی می‌گوییم و شما کاری با آنها دارید

xix.               مجری:

حسین جان مواردی که الان حاج آقا چند مورد گفتند برای زنده‌ها بود؟

 xx.               بیننده:

من فقط این مورد را دیدم که بحث یاء ندا بود، بعضی از وهابی‌ها می‌گویند که غیر از خدا نباید کلمه یاء را برای کسی به کار برد

xxi.               مجری:

شما برنامه ما را نمی‌دید؟

xxii.               بیننده:

نه ندیدم

xxiii.               مجری:

ببخشید چون وقت ما کم است، شما بازپخش برنامه را حتما ببینید، چون وقت ما تلف می‌شود، حاج آقا 3-4 مورد قرآنی آوردند، چندین مورد روایی آوردند از زمان پیامبر که یا را برای مردگان استفاده می‌کنند، حضرت صالح، حضرت شعیب، نمازی که می‌خوانیم «السلام علیک ایها النبی»

xxiv.               کارشناس:

آیا پیامبر زنده است؟ قطعا به حسب ظاهر زنده نیستند، ولی ما پیامبر را در نماز ندا قرار می‌دهیم، یا حتی درباره تلقین میت، تلقین میت را برای زنده می‌خوانیم یا برای مردگان است، یا ابوبکر وقتی کنار بدن پیامبر آمد آیا پیامبر زنده بود؟ گریه کرد و روپوش را از روی پیامبر کنار زد و گفت:

یا رسول الله اذکرنی عند ربک

بنابراین این اشکال ایشان وارد نیست.

xxv.               مجری:

بسیار خب، من تصورم این بود که حسین آقا برنامه را کاملا دیده است و شبهه‌ای دارد. کلیپ بعدی را ببینیم بعد در خدمت شما هستیم

xxvi.               پخش کلیپ: سجودی کارشناس شبکه وهابی نور

قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ

بگو کافی است که خدا گواه است بین من و شما و کسی که پیش او علم کتاب است.

می گویند علم کتاب پیش حضرت علی است و منظور حضرت علی است، خب اول آیه را چرا نمی‌خوانی؟ مرض داشتی؟

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا

کسانی که کافر شدند می‌گویند تو پیامبر نیستی

سوره رعد آیه 43

ای محمد به آنها بگو که خدا گواه است که من پیامبر هستم، یعنی قرآن گواه است، که عوض هم نشده است، کسانی که علم کتب پیشین را دارند، اهل الکتاب، قرآن نمی‌گوید اهل الکتاب، کسی که علم پیشین را دارد آنها هم اگر منافق نباشند اسم من در کتب آنها هست ولی آنها دیگر کتابهایشان عوض شده است. مثلا به من بگویند تو دزد هستی، بگویم من دزد نیستم بچه ام هم می‌داند که من دزد نیستم، خب معلوم است که بچه ام از من طرفداری می‌کند، حضرت علی طرفدار پیامبر بوده است، چجوری گواهی می‌دهد که پیامبر دزد نیست و قبول کند، پس معلوم است که از خود ساخته است.

xxvii.               مجری:

خیلی متشکرم، جناب استاد بفرمایید.

البته در ذیلش ایشان یک اتهامی را به عنوان مثال به پیامبر زد که احدی از مشرکین، منافقین و کفار تا به حال این اتهام را به پیامبر نبسته بودند و آن اینکه آیا علی بن ابیطالب می‌تواند شهادت دهد که پیامبر دزد نیست؟ من نمی‌دانم واقعا این تعبیر کارشناس وهابی چه توجیهی دارد

xxviii.               مجری:

چقدر بی ادبانه

xxix.              کارشناس:

کسی که حرمت پیامبر را نگه ندارد دیگر بقیه موارد که هیچی، ادب یک چیزی است که ان‌شاءالله خدا به همه عنایت کند تا بتوانند در مسیر علم حداقل با ادب قدم بردارند.

جان کلامش این است که می‌گوید:

وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ

در این آیه با توجه به صدر آیه باید از خود مشرکین و کفار و اهل کتاب باشد، آیه را یک بار دیگر می‌خوانیم

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا

کافرین می‌گویند یا رسول الله تو پیامبر نیستی

قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ

خدا به پیامبر دستور می‌دهد که یا رسول الله کفایت می‌کند به عنوان شاهد برای من خدا و آن کسی که علم الکتاب در نزد اوست. یعنی شاهد من دو نفر هستند، خدا و صاحبان علم الکتاب.

سوره رعد آیه 43

این آقای وهابی می‌گوید از صدر آیه می‌فهمیم که ذیل آیه که «ومن عنده علم الکتاب» است که شیعیان می‌گویند علم الکتاب در نزد علی بن ابیطالب است، درست نیست، چون خود اول آیه می‌گوید که کفار هستند که از پیامبر شاهد می‌خواهند و معنا ندارد که پیامبر به عنوان شاهد یک کسی را از خودش بیاورد.

خب این اشکال درباره خدا هم در این آیه هست، اتفاقا اولین شاهد پیامبر در این آیه کیست؟ پیامبر می‌گوید اولین شاهد من خداست، خب خدا طرفدار پیامبر است یا آنها؟ پس شهادت خدا هم قابل قبول نیست، چه اشکالی است که ایشان می‌کند؟ این اولا، اگر شما بگویید انتساب به آن شخص شهادت را از بین می‌برد اولین کسی که منتسب به پیامبر است خود خداست.

ثانیا شما می‌گویید «من عنده علم الکتاب» خود اهل کتاب هستند و باید از آنها بپرسیم، کدامیک از اهل کتاب هستند که حاضر هستند شهادت بدهند که پیامبر در رسالتش راست می‌گوید؟ الا شذ و ندر، یک دانه اهل کتاب منصفی باشد که بیاید از عهد عتیق و عهد جدید استدلال به وجود پیامبر کند ولی معمولا دستگاه کلیسا و کنیسه میگویند ما رسالت پیامبر را قبول نداریم.

آن وقت خدا در این آیه دارد آدرس شاهدی را می‌دهد که معمولا پای شهادتش نمی‌ایستد؟ یا نه اتفاقا این «ومن عنده علم الکتاب» سخن از شخصیتی است که در شهادت دادن پای رسالت پیامبر می‌ایستد، اهل کتاب که پای رسالت نایستادند، اصلا اول کلام آنها آمدند می‌گویند تو رسالتت پیش ما ثابت نیست، برو از یک جایی ثابت کن، حالا پیامبر بگوید خب خودتان می‌دانید، خب اگر خودشان می‌دانستند که این دور و تسلسل است، اگر می‌دانستند که سوال نمی‌پرسیدند، معلوم می‌شود که قبول نداشتند و شاهد نداشتند. اگر بگویید شاهد از خودشان باید باشد و شاهدی که از خودشان نباشد به درد نمی‌خورد، درباره کلمه الله هم در همین مشکل گیر خواهید کرد. خدا چطور می‌خواهد شاهد پیامبر باشد؟

از اینها گذشته ما می‌رویم سراغ روایت خودشان، جناب ابوبکر عبدالرزاق صنعانی با صراحت البته با تعابیر دیگر می‌گوید آن کسی که علم الکتاب در نزد اوست، علم الکتاب یعنی علم قرآن، آن کسی که علم قرآن در نزد او هست علی بن ابیطالب است، ایشان کیست؟ ابوبکر عبدالرزاق صنعانی متوفای 211 هجری قمری است، یک آدم میانه و متوسط نیست، ایشان کیست؟ استاد محمد بن اسماعیل بخاری است، یعنی امام المحدثین که محمد بن اسماعیل بخاری است، استادش جناب ابوبکر عبدالرزاق صنعانی است و شیخ اوست، ایشان در تفسیر القرآن جلد سوم صفحه 241 حدیثی را نقل می‌کند

عن معمر عن وهب بن عبد الله عن أبي الطفيل قال شهدت عليا

یک روزی امیرالمومنین علی بن ابیطالب را دیدم

وهو يخطب

خطبه می‌خواند و سخنرانی می‌کرد

وهو يقول

این کلمه حضرت بود

سلوني

از من بپرسید

فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلا حدثتكم به

به خدا سوگند از هیچ چیزی از من سوال نخواهید پرسید تا روز قیامت مگر آنکه درباره آن مطلب برای شما سخن برای گفتن وحرف برای زدن دارم.

وسلوني عن كتاب الله

علم الکتاب کجاست؟ پیش علی بن ابیطالب است، از کتاب خدا از من بپرسید

فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم بليل نزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل

به خدا سوگند هیچ آیه‌ای نیست که شما بپرسید که من ندانم که این آیه شب نازل شده یا روز، در بیابان نازل شده یا در کوه.

تفسير الصنعاني  ج 3   ص 241 ، اسم المؤلف:  عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. مصطفى مسلم محمد

یعنی هر چیزی از علم القرآن و علم الکتاب می‌خواهید در سینه علی بن ابیطالب جستجو کنید. آن وقت این آقا می‌گوید شیعیان می‌گویند علم الکتاب پیش علی است، نه برادر شیعیان نمی‌گویند، استاد محمد بن اسماعیل بخاری دارد می‌گوید علی بن ابیطالب صاحب علم الکتاب است.

xxx.               مجری:

بسیار عالی خیلی ممنون و متشکر. کلیپ دیگری داریم که مربوط به آیه ولایت است

xxxi.              پخش کلیپ: عقیل هاشمی کارشناس شبکه وهابی کلمه

در ثانی چرا حضرت علی قبل از اینکه به نماز بایستد، آقایان می‌گویند که علم غیب داشت و از قبل می‌دانست که چه خبر است، باید می‌دانست که این گدای تارک الصلاة نیازمند است، می‌رفت در خانه اش، چرا بیاید و آبروی خودش را ببرد، می‌رفت در خانه اش و میگفت دیگر به مسجد نیا و فریاد نزن، مگر اینکه حضرت علی بخواهد آبروی این بنده خدا برود و داد و فریاد بزند که من چیزی ندارم.

xxxii.               مجری:

اصلا وقتی حرف می‌زنند من نمی‌دانم چرا وقتی نام امیرالمومنین و موضوعی که مربوط به حضرت است را بیان می‌کنند این چنین با خشم و غضب و دشمنی بیان می‌کنند

xxxiii.              کارشناس:

دقیقا، قبل از اینکه جواب این آقا را بدهم اول کره خودمان را از این کلیپ بگیریم، کره چیست؟ شما که قرن هاست می‌گویید آیه ولایت درباره علی نیست، درباره هرکسی است که در نماز صدقه بدهد، پس چرا اینجا آمدید می‌فرمایید که چرا علی بن ابیطالب قبل از اینکه آن فقیر درخواست پول کند اول نرفت انگشتر بدهد بعد بایستد و نماز بخواند

xxxiv.              مجری:

پس اصلش را پذیرفتید

xxxv.               کارشناس:

دقیقا، تلقی به قبول کردید که آیه ولایت در مورد علی بن ابیطالب است

xxxvi.              مجری:

یعنی امیرالمومنین صدقه داده در حالی که در حال رکوع و نماز بوده است

xxxvii.               کارشناس:

و با حصر ولایت منحصر شده است، انما ولایت را در سه تن حصر کرده است، الله، رسول و آن  شخصی که در نماز انگشتر داده است.

پس اولا شما قبول دارید که او علی است، حالا اینکه چرا اول صدقه داد یا آخر این دیگر بازیچه‌ای است که چند دقیقه‌ای در مورد آن صحبت خواهم کرد.

اما اینکه آیا این آیه واقعا در شان مولا علی هست یا نیست، مسلما، یعنی جزو آیاتی است که بحثی در آن نیست، فقط سه آدرس بدهم، حافظ جلال الدین سیوطی در کتاب تفسیر در المنثور جلد دوم صفحه 293، حاکم حسکانی در شواهد التنزیل جلد اول صفحه 209 از ابن عباس، سوم بیضاوی در انوار التنزیل جلد دوم صفحه 132 و و و، که وقت نیست و الا آدرس‌های بیشتری خدمت بینندگان عزیز و محترم‌مان می‌خواندم.

این نمونه از مفسرین اهل سنت بالاجماع واتفاق ذیل این آیه یک کلمه گفتند و رد شدند

نزلت فی علی

بعضی‌ها توضیح دادند و بعضی توضیح ندادند که من به خاطر کوتاهی وقت نمی‌خوانم، اما می‌روم صاف سراغ اشکال این آقا، این آقا فرمودند که چرا اول نرفت به او صدقه بدهد و بعد نماز بخواند، مگر علم امامت ندارد که این شخص فقیر و نیازمند است؟ چند مساله اینجا پیش می‌آید، اولا اینکه شما اگر بخواهید اینجوری فکر کنید خب خود پیامبر در مسجد بود، چرا پیامبر کمک نکرد؟ البته پیامبر در همان حدیث دارد که فرمود خدا می‌داند که پیش من چیزی نیست که بدهم، اما چرا پیامبر در این قضیه پیشگام نشدند.

xxxviii.              مجری:

نقل دیگری هم داریم که پیامبر در مسجد نبودند

xxxix.               کارشناس:

بله برخی نقل‌ها هستند، میرسیم، یک قول این بود که پیامبر در مسجد بود و حتی ورود این فقیر را مشاهده کرد، خب این یک مساله که کسی کمک نکرد. دوم اینکه مگر رفتن سراغ فقیر لازم و واجب است؟ فقیر اگر آمد درخواست کرد شما می‌دهی، اما وظیفه شما این نیست که سراغ فقیر بروی. سوم اینکه فرمودید امیرالمومنین علم داشت و چرا نرفت؟ اصول کافی جلد اول یک باب دارد، شیعه اعتقادش درباره امامت اینجوری است که اهل بیت اگر بخواهند می‌دانند اگر نخواهند نمی‌دانند، سرمایه را دارند ولی اگر نخواهند به آن سرمایه نگاه نمی‌کنند. باب « بَابُ أَنَّ اَلْأَئِمَّةَ عَلَيهِمُ السَّلاَمُ إِذَا شَاءُوا أَنْ يَعْلَمُوا عُلِّمُوا» بابی است که روایات زیادی هم مرحوم کلینی نقل می‌کند که اهل بیت اگر بخواهند بدانند می‌ دانند، خب از کجا معلوم مولا آنجا اراده دانستن و علم کرده بود که ایشان انقدر محکم و استوار می‌گوید چرا مولا سراغ ایشان نرفت؟

اما اینها را رها کنید، بروم سراغ جان کلام، ایشان اگر تفسیر ثعلبی را مطالعه کرده بود که برای خودشان است لازم نبود من وقت شبکه ولایت را بگیرم، ثعلبی که عالم ما نیست، جناب ثعلبی از ابن عباس و ثدی و عتبه و ثابت بن عبدالله، از چهار مفسر قرآن نقل می‌کند که اتفاقا مولا علی وسط نماز بود این آقای فقیر وارد شد. خب لا اقل می‌رفتی می‌خواندی و مراجعه می‌کردی، شما فکر نکن الان 14 قرن پیش است که گوشه یک مسجد بنشینی و یک اشکالی و شبهه‌ای ایجاد کنی و کسی هم نباشد که جواب شما را بدهد. اتفاقا همین حدیث ثعلبی از 4 مفسر قرآن است. می‌گوید این 4 مفسر بزرگ سنی گفتند

إنما يعني بقوله  (والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ) الآية . علي بن أبي طالب ( رضي الله عنه)

این آیه درباره علی (علیه‌السلام) نازل شده است، ولایت حصر پیدا کرد در خدا، رسول و علی بن ابیطالب که در نمازش انگشتری داد

چرا این آیه درباره مولا علی نازل شده است؟

مرّ به سائل

یک سائلی از کنار مولا عبور کرد

وهو راكع في المسجد

در حالی که اصلا امیرالمومنین در رکوع بودند

وأعطاه خاتمه .

امیرالمومنین به انگشتر اشاره کردند و این سائل آمد و انگشتر را گرفت و رفت.

تفسير الثعلبي  ج 4   ص 80 ، اسم المؤلف:  أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي

خب خود متن حدیث می‌گوید اصلا فقیر و سائل زمانی به مسجد امد که امیرالمومنین وسط نماز بودند، آن وقت شما می‌فرمایید چرا اول مولا علی نرفت که این انگشتر را به سائل بدهد بعد بیاید نمازش را اقامه کند. واقعا علی (علیه‌السلام) مظلوم بود و هست.

   xl.               مجری:

واقعا خیلی خنده دار است، هیچ حرفی برای گفتن ندارم، دو سه مورد از کلیپ‌هایی که ما امشب پخش کردیم غیر مستقیم اعتقادات ما را خودشان تایید می‌کردند و تلقی به قبول کردند، یعنی عملا خدا می‌خواهد که این اتفاق بیفتد و الحمدلله که سبب خیر می‌شود. خیلی ممنونم استاد، امشب هم زحمت کشیدید و پاسخ به سوالاتی که مدنظر بود را دادید، ما 4 کلیپ آماده کردیم بودیم که الحمدلله امشب رسیدیم پاسخ بدهیم، شرمنده روی ماه شما بینندگانی که می‌خواستید روی خط بیایید و صحبت کنید. ان‌شاءالله که بتوانیم در برنامه‌های بعدی جبران کنیم. باز هم از شما تشکر می‌کنم جناب استاد

 xli.               کارشناس:

من هم تشکر می‌کنم از شما و همکاران عزیز و زحمت‌کش شما

xlii.               مجری:

سلامت باشید، عزیزان بیننده همراهان گرانقدر شبکه جهانی ولایت، برنامه زنده فرکانس تاریکی به پایان رسید ان‌شاءالله زنده باشیم و نفس داشته باشیم، باز هم از حریم امامت و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت دفاع می‌کنیم، یا علی مدد خدانگهدار.



حجت الاسلام والمسلمین زند قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر