صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 07 مهر 1398 تعداد بازديد: 1025 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

      i.              بسم الله الرحمن الرحیم

    ii.               برنامه: فائزون

   iii.              جلسه: نوزدهم

   iv.              تاریخ: 980707

    v.               کارشناس: آیت الله رفعتی

b.                  مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

به نام خداوند عزیز، بخشاینده و مهربان، خدایی که من و شما را خلق کرد،نه برای بازی و یک کار عبس و بیهوده، آفرید تا بندگی او را کنیم و پیامبران را برای ما فرستاد تا راه عبادت را یاد بگیریم و حرف خدا را به ما برسانند و بعد از انبیاء الهی، اوصیا و اولیا را فرستاد تا بتوانند آنچه را که پیامبران به ویژه پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گفته اند.

سلام به شا بینندگان عزیز در خدمت شما هستم با مجموعه برنامه فائزون برنامه ای که اگر با آن همراه باشید می‌توانید به حقیقت شیعه پی ببرید و شیعه را از زبان شیعه شناس و اسلام شناس بزرگوار و ارجمند استاد و محقق و پژوهشگر در این حوزه آیت الله رفعتی عزیز بشنوید و یاد بگیرید ان شا الله، استاد خدمت شما سلام عرض می‌کنم، شب شما به خیر، خوش آمدید.

      i.              کارشناس:

سلام عليكم، در آستانه ماه صفر هستیم و در آستانه ورود اهل بیت امام حسین (علیه‌السلام) به شهر شام و غربتی که در شهر شام داشتند و ان‌شاءالله بتوانیم در این ماه هم مثل ماه محرم عزاداری خوب و شایسته ای برای امام حسین (علیه‌السلام) داشته باشیم.

    ii.               مجری:

ان شا الله، سپاسگذارم، دوستان عزیز بیننده می‌توانید متفاوت ترین برنامه چندین شبکه تلویزیونی را در این برنامه ببینید، همانطور که می‌دانید بعد از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نوع نگاه به جانشینی ایشان زاویه پیدا کرد، عده ای به سمت خلفا و عده ای هم معتقد به جانشینی و ولایت علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) و فرزندان ایشان بودند، بعد از گذر زمان عده ای به نام وهابیت ظهور و بروز پیدا کردند آنها سعی کردند که حقیقت شیعه را متفاوت و منقلب جلوه بدهند، به راستی حقیقت شیعه چیست و اعتقادات شیعه نسبت به آنچه که پیامبر فرموده است چقدر حقیقت دارد؟ در این برنامه این مباحث را خواهید آموخت و با مولا علی (علیه‌السلام) بیشتر آشنا خواهیم شد، روایات نبوی که در مورد حقانیت شیعه است، بررسی خواهد شد، البته نه در منابع شیعی به تنهایی بلکه اصل و اساس کار ما بررسی حقانیت شیعه در روایات نبوی در منابع اهل سنت است. پس اگر محقق، پژوهشگر، دانشجو، طلبه و یا جزء دیگر اقشار جامعه هستید این برنامه می‌تواند برای شما جذاب باشد. ما هیچ خط قرمزی جز رعایت ادب و احترام ندارم، اهل سنت و حتی اگر فردی وهابی یا بی دین باشد می‌تواند زنگ بزند و اعتقادات شیعه را مورد پرسش و سوال قرار دهد، راه ارتباطی برای شما زیرنویس است، هم می‌توانید پیام بدهید هم زنگ بزنید، 75 دقیقه با شما در این برنامه زنده همراه هستیم.

در هفته‌های گذشته یک بحثی را شما مطرح کردید و یک روایتی را از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خواندید، «علی مع القرآن والقرآن مع علی» در راستای حقانیت شیعه این روایت را مطرح کردید،‌ بعد فرمودید که این با هم بودن دو چیز یک سری پیامدهایی دارد یعنی معیت یک سری لوازمی هم دارد، چند تا لازمه برای ما گفتید، قرآن عاری از خطاست پس علی بن ابیطالب هم عاری از خطا و دارای عصمت است، هادی به هم هستند، قرآن به علی و علی به قرآن و لازمه این معیت علم به قرآن است که در مولا علی (علیه‌السلام) وجود دارد و شما برای ما در هفته گذشته که من نبودم تبیین کردید، باز هم دوست داریم از این لوازم برای ما بگویید که یادم است که گفتید تعدادش خیلی زیاد است.

   iii.              کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحيم.

خب یک خلاصه ای از 4-5 قسمت را حضرتعالی فرمودید، من هم این خلاصه را یک قدری تکمیل کنم، وقتی که روایت «علی مع القرآن والقرآن مع علی» را از 22 منبع از منابع اصلی و معتبر اهل سنت آوردیم، سندش را مطرح کردیم و همه عزیزان اهل سنت هم این روایت را از رسول خدا قبول دارند که فرموده است علی با قرآن و قرآن با علی است و معنا کردیم این معیت و گفتیم معیت لوازمی دارد، سه تا از لوازم را تا کنون بحث کردیم، ادله و روایاتش را از منابع برادران اهل سنت آمدیم بیان کردیم، عصمت علی (علیه‌السلام) را همانطور که قرآن مصون از خطاست. در بحث گذشته علم امیرالمومنین (علیه‌السلام) را نسبت به کل قرآن، این هم به خاطر این است که خود حضرت فرمود من با قرآن بودم، از روز اول هر آیه ای که نازل شده است می‌دانم کجا و چه زمان نازل شده است، حضرت فرمود لازمه معیت من با قرآن همین است که من عالم به همه قرآن باشم، لذا فرمود از من سوال کنید.

ما امشب می‌خواهیم دو لازمه دیگر از لوازم معیت را بگوییم که علی (علیه‌السلام) که با قرآن است و قرآن با علی است باید در این دو لازمه دیگری که امشب می‌خواهیم بحث کنیم مشترک باشند، هماهنگ باشند، بگذارید یک مثال بزنم، دو تا دختر دو قلو خداوند به شما می‌دهد، یکی از ویژگی‌های دوقلوها، اینها 9 ماه با هم در رحم مادر بودند، این معیت 9 ماه تاثیری که می‌گذارد چهره‌های اینها به قدری به همدیگر شبیه است که نمی‌توانید تشخیص بدهید، غالبا انسان نمی‌تواند بفهمد این حسن است یا حسین است، زهرا است یا زهره است، اگر تنهایی پیش آدم بیایند که به هیچ وجه نمی‌توان تشخیص بدهد، به خاطر اینکه اینها با هم تکون پیدا کردند.

پیامبر فرمود: «علی مع القرآن والقرآن مع علی» از دو طرف معیت است، لذا باید تشابه داشته باشند.

چهارمین لازمی که امشب می‌خواهیم بحث کنیم قرآن فرقان است، یعنی چی؟ یعنی جدا کننده بین حق و باطل است، شاخص است، قرآن شاخص شناخت حق از باطل است. به چه دلیل؟ آیه اول سوره فرقان، اصلا سوره فرقان را به خاطر آیه اول سوره فرقان نامیدند

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ

ببینید، خدایی که فرقان را بر عبدش یعنی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نازل کرد، این اسم قرآن است، این ویژگی قرآن است، این صفت قرآن است که اسم قرآن، فرقان شده است، یعنی فارق بین حق و باطل، جدا کننده بین حق و باطل. این یکی از صفات و ویژگی‌های قرآن است.

ویژگی پنجم که امشب به آن می‌پردازیم، صدق بودن و راست بودن قرآن است که قرآن کریم در رابطه با خود قرآن واژه صدق را به کار برده است، در آیه 32 و 33 سوره زمر که خداوند می‌فرماید:

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ

یعنی کذب به قرآن و این یعنی قرآن صدق است، یعنی قرآن را تکذیب کرده است، در آیه 33 هم می‌فرماید:

وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ

پیامبری که صدق را آورد، یعنی قرآن را آورد

وَصَدَّقَ بِهِ

حالا ذیلش هم مربوط به امیرالمومنین (علیه‌السلام) است. در سوره انعام هم در آیه 115 باز از قرآن به کتاب صدق نام برده شده است و همچنین در آیه 87 سوره نساء آمده است

وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا

از صدق بالاتر، اصدق، افعل تفضیل است، اصلا سخن خدا را که قرآن است اصدق همه قائلین و سخن گویان معرفی می‌کند.

پس ما دو تا ویژگی در قرآن داریم، کسی که «مع القرآن» است و قرآن با اوست باید این دو ویژگی و این دو لازمه و صفت را داشته باشد که یکی از آنها صدیق بودن و دیگری فاروق بودن است.

پس بنابراین ما امشب باید اثبات کنیم که علی (علیه‌السلام) امیرالمومنین فاروق است، صدیق است، به این دو لازمه معیت باید توضیح دهیم و اشاره و تبیین کنیم، از منابع عزیزان اهل سنت و از روایات نبوی.

ببینید این روایت در مجمع الزوائد هیثمی جلد نهم آمده است، هیثمی یک کسی نیست که بیاید همینجوری روایت را ذکر کند، هیثمی سعی می‌کند اگر روایت یک قدری برایش قابل قبول نیست نقل نکند، در این کتاب از ابوذر و سلمان نقل می‌کند که گفتند:

أخذ النبي بيد علي

پیامبر دست علی (علیه‌السلام) را گرفت

فقال إن هذا أول من آمن بي

عزیزان بیننده، برادران اهل سنت از مجمع الزوائد هیثمی نقل می‌کنم، کتاب کافی نیست، کتاب بحارالانوار مجلسی نیست، دست علی (علیه‌السلام) را گرفت و گفت:

فقال إن هذا أول من آمن بي

اولین کسی که به من ایمان آورد این علی است

وهذا أول من يصافحني يوم القيامة

اولین کسی که با من در روز قیامت دست می‌دهد علی است.

وهذا الصديق الأكبر

این علی صدیق اکبر است

وهذا فاروق هذه الأمة

و این علی جدا کننده بین حق و باطل است، معیار و شاخص حق از باطل است، فاروق است.

يفرق بين الحق والباطل

فرق می‌گذارد بین حق و باطل

وهذا يعسوب المؤمنين

این علی رهبر مومنین است، امام است، پیشوا و جلودار مومنین است.

والمال يعسوب الظالمين

مال رهبر ظالمین است.

رواه الطبراني والبزار عن أبي ذر وحده وقال فيه أنت أول من آمن بي وقال فيه والمال يعسوب الكفار وفيه عمرو بن سعيد المصري وهو ضعيف

این روایت یک روایتی است که مورد قبول آقای هیثمی است البته می‌گوید یک روایت دیگری داریم که طبرانی آورده و فقط از ابوذر نقل شده است و آن روایت چون عمرو بن سعید مصری در آن هست ضعیف است ولی این روایتی که اباذر و سلمان هر دو ذکر کردند را تضعیف نمی‌کند. آن روایت عبارتش هم یک فرقی با این روایت دارد، به جای «والمال یعسوب الظالمین» آمده است «والمال یعسوب الکفار» تفاوت دارد.

مجمع الزوائد  ج 9   ص 102 ، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

كنز العمال  ج 11   ص 32985 ، اسم المؤلف:  علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمود عمر الدمياطي

آقای ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق همین روایت را نقل می‌کند

عن سلمان وأبي ذر قالا

سلمان و ابی ذر این روایت را نقل کردند

أخذ رسول الله بيد علي

دست علی را گرفت و به مردم فرمود

فقال إلا إن هذا أول من امن بي

 

اولین کسی است که به من ایمان آورده علی است

وهذاأول من يصافحني يوم القيامة

اولین کسی است که در قیامت به من دست می‌دهد

وهذا الصديق الأكبر وهذا فاروق هذه الأمة

علی صدیق اکبر و فاروق این امت است.

دو ویژگی در قرآن است در معیت با قرآن هم این دو ویژگی باید باشد، صدیق بودن و فاروق بودن، صدیق صیغه مبالغه است از صدق، یعنی خیلی تصدیق کننده است، خیلی حرفی که می‌زند و تصدیقی که می‌کند راست می‌گوید، کوچکترین دروغ در حرفش نمی‌توانید پیدا کنید

يفرق بين الحق والباطل وهذا يعسوب المؤمنين والمال يعسوب الظالمين

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 41 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

معرفة الصحابة  ج 6   ص 3003 ، اسم المؤلف:  لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر :

در کتاب سنن ابن ماجه روایت دیگری داریم که این روایت از فرمایشات خود امیرالمومنین (علیه‌السلام) است، روایت از عباد عبدالله است که می‌گوید

عن عَبَّادِ بن عبد اللَّهِ قال قال عَلِيٌّ

من از امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) شنیدم که می‌گفت

أنا عبد اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ

من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم

وأنا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ

صدیق اکبر من هستم

لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إلا كَذَّابٌ

هرکس بعد از من و به غیر از من بگوید صدیق است دروغ گفته و کذاب است، این صفت صفتی است که خدا و رسول خدا به من دادند

صَلَّيْتُ قبل الناس لسبع سِنِينَ

من هفت سال قبل از اینکه مردم اصلا اسم اسلام را بشنوند نماز خواندم

بعد محقق کتاب در مورد روایت می‌گوید:

في الزوائد هذا الإسناد صحيح.

می گوید هیثمی در مجمع الزوائد گفته است که سندش صحیح است

رجاله ثقات.

راویان این روایت ثقه و مورد اطمینان هستند.

رواه الحاكم في المستدرك عن المنهال وقال صحيح على شرط الشيخين.

این روایت را حاکم نیشابوری در مستدرک آورده و گفته است این روایت بر اساس مشی بخاری و مسلم صحیح است.

سنن ابن ماجه ج1، ص44، المؤلف: ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، وماجة اسم أبيه يزيد (المتوفى: 273هـ)، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي

اگر ما می‌گوییم امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) صدیق اکبر و فاروق اعظم است این را از منابع خود عزیزان اهل سنت می‌گوییم و الا در منابع شیعه که ده‌ها روایت داریم.

کتاب فضائل الصحابة که کتاب امام حنابله است را ملاحظه بفرمایید که می‌گوید

قال سمعت عليا يقول

شنیدم علی (علیه‌السلام) می‌فرمود:

انا عبد الله وأخو رسوله

من عبد خدا و برادر رسول خدا هستم

وانا الصديق الأكبر لا يقولها بعد قال أبو أحمد بعدي الا كاذب مفتري

کسی بخواهد بعد از من بگوید صدیق است، غیر از من صدیق است دروغگوست.

فضائل الصحابة لابن حنبل  ج 2   ص 586 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

معرفة الصحابة  ج 1   ص 86 ، اسم المؤلف:  لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر :

تاريخ الطبري  ج 1   ص 537 ، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت

مصنف ابن أبي شيبة  ج 6   ص 368 ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت

خب این هم دسته دوم از روایات، جناب آقای سوری باز هم روایت داریم آن هم با بیان دیگر، که آلوسی در کتاب روح المعانی روایتی را نقل می‌کند و می‌گوید این روایت را ابن عساکر، ابو نعیم، ابن مردویه و دیگران آوردند و ذکر کردند از ابی لیلا انصاری از پیامبر اکرم که فرمودند:

فقد أخرج أبو نعيم في المعرفة وابن عساكر وابن مردويه من حديث عبد الرحمن ابن أبى ليلى عن أبيه أبى ليلى الأنصارى عن النبى قال : الصدقون الثلاثة

صدیق در این عالم سه تا بیشتر نیست

حبيب النجار مؤمن آل يس الذي قال : (يا قوم اتبعوا المرسلين)

حبیب نجار مومن آل یاسین کسی که قرآن در مورد او این چنین می‌گوید، او اولین صدیق در بشر است که پیامبر خدا را تصدیق کرده است

وحزقيل مؤمن آل فرعون

که در قرآن درباره او چه می‌گوید؟

الذي قال : (اتقتلون رجلا أن يقول ربى الله)

وقتی که می‌خواستند موسی را بکشند، این شخص آمد و گفت آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید پروردگار من خداست

وعلى بن أبى طالب رضى الله تعالى عنه وكرم وجهه وهو افضلهم

سومین از آنها علی (علیه‌السلام) است و بر آنها برتری دارد.

روح المعاني  ج 16   ص 145 ، اسم المؤلف:  العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

معرفة الصحابة  ج 1   ص 86 ، اسم المؤلف:  لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر :

معرفة الصحابة  ج 5   ص 2806 ، اسم المؤلف:  لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر :

فيض القدير  ج 4   ص 238 ، اسم المؤلف:  عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ ، دار النشر : المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ ، الطبعة : الأولى

كنز العمال  ج 11   ص 276 ، اسم المؤلف:  علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمود عمر الدمياطي

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 43 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 313 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

اینها منابعی است که عزیزان اهل سنت از کتاب‌های معتبرشان این روایات را نقل کردیم.

   iv.              مجری:

بله بسیار خب، شبتان به خیر باشد دوستان عزیز، برنامه فائزون را می‌بینید برنامه ای که حقانیت مذهب تشیع را با توجه به روایات نبوی در منابع اهل سنت اثبات می‌کند با حضور شیعه شناس گرامی آیت الله رفعتی در برنامه فائزون، با ما همراه باشید، شمایی که بیننده هستید تلفن را بردارید و به ما راجع به آنچه که در برنامه مطرح می‌شود و یا دیگر مباحثی که مرتبط با مذهب و مکتب و راه و روش شیعی است بپرسید و به پاسخ برسید. با ما همراه باشید. یک کلیپ آماده کردند این کلیپ را ببینیم، شاید بعضی از بینندگان در فضای یا شبکه‌های ماهواره ای دیده باشند.

    v.               پخش کلیپ: خدمتی کارشناس وهابی شبکه کلمه

آیات در رابطه با انبیا آمده است آقایان به علی می‌چسبانند، احادیث در رابطه با کل فضل صحابه آمده است آقایان می‌چسبانند به علی، واژه‌های لقب افراد را می‌دزدند، مثل صدیق اکبر لقب ابوبکر صدیق است، دزدیدند دادند به علی، فاروق لقب عمر است، دزدیدند دادند به علی، و در خیابان‌های مشهد هم شهرداری پلاکارد می‌زند که فاروق اکبر یا صدیق اکبر علی است.

   vi.              مجری:

بله همانطور که دیدید صحبت‌های این آقا معلوم بود، شما هم می‌توانید تماس بگیرید و روی خط بیایید و نظر خودتان را راجع به کلیپی که پخش کردیم بگویید.

استاد واقعا شیعه صدیق بودن و فاروق بودن را دزدیده است و به علی (علیه‌السلام) نسبت داده است؟

 vii.               کارشناس:

متاسفانه اين مترجم وهابي نسبت سرقت به شيعه مي دهد که شیعه صفت صدیق اکبر را که برای ابوبکر است را امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) داده است، فاروق را از عمر دزدیده و به علی داده است، خب ما این روایاتی را که نقل کردیم از منابع شیعه بود یا از منابع اهل سنت که رسول خدا فرموده است علی (علیه‌السلام) صدیق اکبر است، علی (علیه‌السلام) فاروق این امت است. حالا چون یک همچین نسبتی دادند اگر این شبکه‌های وهابی یک همچین نسبتی نمی‌دادند و شیعه را متهم نمی‌کردند ما پاسخ نمی‌دادیم و به این مسائل محل نمی‌دادیم ولی چون شیعه را همیشه این شبکه‌های وهابی به یک سری دروغ‌هایی که خودشان ساختند متهم می‌کنند، لذا مجبوریم بیاییم با منابع اهل سنت دروغ پردازی این شبکه‌های وهابی را بر ملا کنیم و امشب این کار را خواهیم کرد که اولا در منابع اهل سنت ملاحظه فرمودید که منابع را هم نشان دادیم، صفحات کتاب را هم نشان دادیم که این صفت را رسول خدا به علی (علیه‌السلام) داده است که حضرت صدیق اکبر  و فاروق است و اینها لازمه معیت با قرآن است و اینکه ایشان می‌گوید که این دو لقب لقبی است که رسول خدا به ابابکر و عمر داده است این هم دروغ است، در خود منابع اهل سنت این روایتی که نقل می‌شود که رسول خدا ابابکر را صدیق نامیده است، آن روایتی که می‌گوید عمر فاروق است خود علمای اهل سنت گفتند این روایت روایت جعلی است.

ابن جوزی کتابی دارد به نام الموضوعات، یعنی روایاتی که جعل شده، وضع شده، روایات غیر واقعی، ابن جوزی است، خیلی دقیق است و علمای اهل سنت خیلی او را قبول دارند، در کتاب خود این روایت را نقل می‌کند که از ابی درداء نقل می‌شود که پیامبر فرمود:

رأيت ليلة أسرى بي في العرش فرندة خضراء فيها مكتوب بنور أبيض

شبی که من به آسمان رفتم تابلو سبزی را دیدم که خط سفیدی داشت و نوشته شده بود

لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بكر الصديق عمر الفاروق

بعد ابن جوزی می‌گوید:

هذا - حديح - [ حديث ] لا يصح ، والمتهم به عمر بن إسماعيل

این حدیث حدیث صحیحی نیست. عمر بن اسماعیل که راوی این حدیث است یک فرد متهمی است، یحیی بن معین عالم رجالی اهل سنت می‌گوید:

قال يحيى : ليس بشيء كذاب

به او هیچ اعتمادی نیست این آدم آدم دروغگوست

دجال

آدم دجالی است

سوء خبيث

آدم بد و خبیثی است

آقای نسائی و آقای دارقطنی گفته اند:

وقال النسائي والدارقطني : متروك الحديث

هر حدیثی که این شخص نقل می‌کند متروک است و باید آن را ترک کرد و به آن توجه نمی‌شود.

الموضوعات  ج 1   ص 244 ، اسم المؤلف:  أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد القرشي الوفاة: 597 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1415 هـ -1995م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : توفيق حمدان

viii.              مجری:

با اينكه استاد روایتی در تایید است

   ix.               کارشناس:

بله در عین حال خود علمای اهل سنت گفتند این روایت جعلی است،‌همین ابن جوزی باز این مطلب را بیان می‌کند و این روایت را با این سند می‌آورد و می‌گوید ابو حاتم بن حبان گفت است

هذا باطل موضوع

این روایت روایتی است که جعل شده است، چرا؟ چون در این روایت شخصی به نام علی بن جمیل است

وعلي بن جميل كان يضع الحديث

کار او وضع حدیث بوده است، پول می‌گرفت و حدیث جعل می‌کرد، با این روایت می‌خواهید بگویید که ابوبکر صدیق اکبر و عمر فاروق است؟

لا تحل الرواية عنه بحال

جایز نیست کسی از روایات علی بن جمیل بیان کند، به هیچ وجه، در ادامه هم می‌گوید ابو احمد بن عدی می‌گوید

لم يأت بهذا الحديث عن جرير غير علي

هیچکسی از جریر این حدیث را غیر از علی بن جمیل نقل نکرده است. این نشان می‌دهد که آدم خرابی است

وعلي يحدث بالبواطيل عن ثقاة الناس فيسرق السرق .

دزد است، این ابن جمیل دزدی است که می‌آید حرف‌های باطل و دروغ و ناحق را از ثقات مردم نقل می‌کند برای اینکه مردم باورشان شود.

الموضوعات  ج 1   ص 251 ، اسم المؤلف:  أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد القرشي الوفاة: 597 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1415 هـ -1995م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : توفيق حمدان

چون می‌دانند که او دروغگوست می‌آید از آدم‌های مورد اعتماد نقل می‌کند. دیدید بعضی‌ها یک حرف‌هایی را می‌خواهند اعتبار دهند می‌گویند کوروش همچین حرفی را زده است، برای اینکه این حرف و مطلب جا بیفتد، می‌گوید ابن جمیل حرف‌های باطل را نقل می‌کند و حرف‌های باطل خود را از ثقات و کسانی که مورد اعتماد مردم هستند نقل می‌کند، کار او دزدی است. این را ما نمی‌گوییم ابن جوزی می‌گوید که هر دو روایت مشکل دارد، چه این سند که در روات آن علی بن جمیل است چه آن سند که در آن عمر بن اسماعیل است.

آقای هیثمی در مجمع الزوائد جلد نهم همین روایت را نقل می‌کند و می‌گوید:

رواه الطبراني وفيه علي بن جميل الرقي وهو ضعيف

مجمع الزوائد  ج 9   ص 58 ، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

هیثمی آدمی نیست که بخواهد کوچکترین فضیلتی برای خلفا باشد و بخواهد حذف کند و برای علی (علیه‌السلام) اثبات کند، سعی هم می‌کند روایاتی که مربوط به فضیلت علی (علیه‌السلام) است ذکر نکند.

کنز العمال متقی هندی همین روایت را نقل می‌کند و می‌گوید

وفيه محمد بن عامر كذاب

محمد بن عامر هم کذاب است.

كنز العمال  ج 13   ص 103 ، اسم المؤلف:  علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمود عمر الدمياطي

میزان الاعتدال فی نقد الرجال این کتاب را ذهبی از بزرگترین علمای رجالی اهل سنت نوشته است، ذهبی اگر یک روایتی را بگوید صحیح است دیگران می‌پذیرند و اگر بگوید ضعیف است دیگران می‌پذیرند، در این کتاب این روایت را نقل می‌کند و می‌گوید:

قلت هذا باطل والمتهم به حسين

ميزان الاعتدال في نقد الرجال  ج 2   ص 295 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

البدایة والنهایة ابن کثیر این روایت را نقل می‌کند با یک اختلافی، از همین علی بن جمیل نقل می‌کند بعد می‌گوید:

فأنه حديث ضعيف في إسناده من تكلم فيه ولايخلو من نكارة والله

اين روايت ضعيف است، در سند این روایت افرادی است که خیلی در مورد آنها حرف است.

البداية والنهاية  ج 7   ص 207 ، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف بيروت

ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان این روایت را آورده است و می‌گوید:

قلت هذا باطل والمتهم به حسين

لسان الميزان  ج 2   ص 1220 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : دائرة المعرف النظامية - الهند

     x.              مجري:

استاد خیلی ممنون هستم، تلفن داریم، آقای کامران از هلند

   xi.               بیننده: کامران از هلند

سلام علیکم، با تشکر از شما و برنامه خوبتان، تشکر می‌کنم از برنامه خوبتان و توضیحاتتان در مورد مطالب مختلفی که در برنامه‌ها بیان می‌کنید، خصوصیت خوبی که برنامه شما دارد و قابل تقدیر است این است که تمامی مطالبی که گفته می‌شود استناد داده می‌شود به منابع اهل سنت و این باعث تقویت در تفکر و راه ما می‌شود، خیلی قابل تقدیر است، سوالی داشتم که می‌خواستم مطرح کنم، مطالب خوبی که در مورد صفت فاروق مطرح کردید که ما قائل هستیم بر علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) است اما اهل سنت بیان می‌کنند که برای خلیفه دوم است، می‌خواستم بگویم که ما از منابع اهل سنت حرف خودمان را ثابت کردیم اما اهل سنت این مبدا کلامشان را از کجا بیان می‌کنند و چه چیزی را قرار دادند؟ این صفت از کجا شروع شد؟ به چه دلیلی به خلیفه دوم چنین لقبی نسبت دادند.

 xii.               مجری:

سپاسگذارم، لطف کردید، با شما خداحافظی می‌کنم، استاد این هم ممکن است بعضی از بینندگان بگویند که استاد برای هر جمله ای که می‌گوید صفحه نشان می‌دهد یک مقدار شاید وقت برنامه را بگیرد ولی خب نظر ایشان را هم شنیدیم که وجاهت برنامه، اعتبار برنامه علمی گفتگویی که ارجاعات به مباحث تاریخی است اصلا اصل و اساسش همین است.

xiii.               کارشناس:

واقعا اگر وقت گرفته نمی‌شد بیشتر نشان می‌دادیم چون برخی از بینندگان پیامک زدند و گفتند این صفحات را که نشان می‌دهید بیشتر مکث کنید که می‌خواهیم یادداشت برداری کنیم و ما برای اینکه وقت بینندگان گرفته نشود زود رد می‌شویم

xiv.               مجری:

عزیزان بیننده برای اینکه می‌خواهید یادداشت کنید برنامه را بچه‌ها در سایت شبکه ولایت در بخش آرشیو قرار می‌دهند می‌توانید دانلود کنید و با خیال راحت ببینید، استاد منبع حرف اهل سنت چیست؟ همه این روایات که می‌گویند کذاب و ضعیف است.

 xv.               کارشناس:

من قبل از اینکه جواب این بیننده عزیز را بدهم بگذارید یک نتیجه گیری کنم، چون کلیپی که پخش کردید ما شیعیان را به سرقت صفت خلیفه اول ودوم و نسبت دادن به علی (علیه‌السلام) متهم کرد، ببینید ما اولا با روایات از منابع اهل سنت اثبات کردیم که این صفت را رسول خدا به علی (علیه‌السلام) داده است، ثانیا اینکه این القاب به ابابکر و عمر توسط خدا و رسول خدا داده شده است روایاتش در منابع اهل سنت معلوم شد که جعلی است، پس عزیزان بیننده دروغگو کیست؟ می‌خواهیم نتیجه گیری کنیم، معلوم می‌شود دروغگو کیست، دروغگو شیعه نیست، شیعه پیرو امامی است که صدیق اکبر است، پیرو امامی است که فاروق است، جدا کننده حق و باطل است، معلوم شد که وهابی‌ها دروغ می‌گویند و مرتبا در شبکه‌های خود شیعه را متهم می‌کنند، یکی از تمهت‌هایی که به شیعه زدند در همین کلیپی که پخش کردید گفت شیعه به دروغ سرقت می‌کند، شیعه را سارق معرفی کرد.

دوم اینکه دروغگو شمایید که به رسول خدا دروغ می‌بندید، حداقل بگویید ما مسلمانان خلیفه اول را دوست داریم و به او لقب صدیق می‌دهیم، نگویید رسول خدا، نگویید در عرش، وقتی که ابن جوزی و دیگران گفتند این روایت دروغ است دیگر به خدا و پیامبر خدا نسبت ندهید، به پیامبر خدا نسبت می‌دهند، تنها روایتی هم که دارند همین است که این را هم بزرگان اهل سنت می‌گویند جعلی است، پس اینکه شما می‌گویید رسول خدا ابابکر را صدیق اکبر و عمر را فاروق معرفی کرده است این تهمت به رسول خداست، این دروغ بستن به رسول خداست، عزیزان اهل سنت حالا که اثبات شد این جعلی و دروغ است یک وقت در حال روزه نگویید رسول خدا فرموده است ابابکر صدیق اکبر است، این دروغ بستن به رسول خداست و روزه را باطل می‌کند.

xvi.               مجری:

استاد خود اهل سنت که این جوری گفتند،‌ وهابی‌ها چه مرگشان است؟

xvii.               کارشناس:

اینها بدشان می‌آید که ما بگوییم رسول خدا امیرالمومنین را صدیق اکبر معرفی کرده است چون این حقانیت شیعه را می‌رساند که اثبات کنیم فاروق علی است، چون جدا کننده حق از باطل علی است و این حقانیت شیعه را می‌رساند، همانطور که قرآن فرقان است علی فرقان است، این معیت با قرآن اقتضا می‌کند که علی فاروق باشد، اگر کسی دیگر فاروق بود او معیت با قرآن داشت، من به این وهابی‌ها پیشنهاد میکنم که شما هر جوری که می‌خواهید به بزرگان خودتان، خلفا لقب بدهید ولی خودتان بدهید، بگویید که ابابکر خدایان ماست، بگویید ابابکر در جبروت است، ملکوت است، اما نگویید رسول خدا فرموده است، هر صفتی را می‌خواهید به خلیفه دوم بدهید، اختیار دارید، چه اشکالی دارد؟ شما به یک کسی که دارد به حرمین شریفین خیانت می‌کند می‌گویید خادم الحرمین، خب بگویید، کسی که دارد حجاج را می‌کشد، بچه‌های بی گناه را در یمن به شهادت می‌رساند، عنوان خادم الحرمین می‌دهید، بدهید اشکالی ندارد، کسی مانع شما نمی‌شود، اما اگر بگویید رسول خدا این لقب و صفت را داده است این دروغ بستن به رسول خداست.

xviii.               مجری:

آیا مسموم کردن فضا از طرف وهابی‌ها که خواستند این صفت را برای خلفا جا بیندازند دلیل این اتفاق نیست که اهل سنت هم این راه را ناخواسته یک عده ای رفتند؟ یعنی می‌شود این را پاسخی برای کامران دانست؟

xix.               کارشناس:

بله متاسفانه اگر علمای اهل سنت به مردم واقعیت را بگویند که روایت صحیحی که در منابع اهل سنت بود که رسول خدا فرموده است صدیق اکبر علی است، فاروق علی است و آن روایاتی را که در منابع اهل سنت آوردند و گفتند که جعلی است اینها را به مردم بگویند واقعا آن رسالت خودشان را عمل کردند، وظیفه عالم این است که به مردم مسائل واقعی را بیان کند، منتقل کند، و متاسفانه نکردند و مردم هم باورشان شده و جا افتاده است.

اما در مورد سوال آقا کامران که پرسیدند از کی این لقب فاروق به عمر داده شده است، از چه تاریخی و اولین شخص چه کسی این لقب را داده است؟ طبقات الکبری را ملاحظه بفرمایید، ابن سعد روایتی را از ابن شهاب نقل می‌کند که

بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق

اولین کسانی که لقب فاروق را به عمر دادند یهودیان بودند

وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم

دیدند لقب قشنگی است

ولم يبلغنا أن رسول الله ذكر من ذلك شيئا

هیچ روایت صحیح السندی نداریم که رسول خدا این لقب را به خلیفه دوم داده باشد.

الطبقات الكبرى  ج 3   ص 270 ، اسم المؤلف:  محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر : دار صادر بيروت

ابن عساكر در تاریخ مدینه دمشق همین مطلب را نقل می‌کند

بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم ولم يبلغنا أن رسول الله e ذكر من ذلك شيئا

بعد هم مسلمانان تحت تاثیر این لقب قرار گرفتند و آن را پسندیدند.

تاريخ مدينة دمشق  ج 44   ص 51 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

پس پیدایش اين لقب از اینجا نشات می‌گیرد.

 xx.               مجری:

استاد دوستان می‌گویند اگر اجازه بفرمایید کلیپ را ببینیم، کلیپ را پخش کنید وقتمان خیلی کم است.

xxi.               پخش کلیپ:  کارشناسان وهابی شبکه کلمه

هاشمی:

بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق

خدمتی:

بله حالا دیگر آنها هم گفته اند، اهل کتاب هم این را گفته اند.

وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم ولم يبلغنا أن رسول الله ذكر من ذلك شيئا

می گوید این به این صورت در بین مسلمانان ترویج شد و به این صورت، اللهم، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است که فرمودند بارالها ......

خدمتی:

شنیده بودند این را از مسلمین و رسول الله

xxii.               مجری:

بله خیلی خب، حالا من یک عذر خواهی بکنم به خاطر کیفیت کلیپ

xxiii.               کارشناس:

جالب است این روایت را می‌خواند بعد می‌خواهد ترجمه کند به لکنت می‌افتد بعد ترجمه را برعکس ترجمه می‌کند، می‌گوید بله بله رسول خدا و مسلمانان اولین کسانی بودند که این لقب را به خلیفه دوم دادند، خود روایت را وقتی که عربی آن را خواندی درست ترجمه کن، ببینید بینندگان عزیز روایت را یک بار دیگر ما نشان دهیم

بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق

بعد می‌گوید بله پیامبر و مسلمانان این لقب را دادند، اگر فرصت است یک بار دیگر هم این کلیپ را پخش کنند تا بینندگان به ترجمه این کارشناس وهابی دقت کنند.

xxiv.               پخش کلیپ:  کارشناسان وهابی شبکه کلمه

هاشمی:

بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق

خدمتی:

بله حالا دیگر آنها هم گفته اند، اهل کتاب هم این را گفته اند

وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم ولم يبلغنا أن رسول الله ذكر من ذلك شيئا

می گوید این به این صورت در بین مسلمانان ترویج شد و به این صورت، اللهم، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است که فرمودند بارالها ......

خدمتی:

شنیده بودند این را از مسلمین و رسول الله

xxv.               مجری:

بله این مدلیش را تا حالا ندیده بودیم، بعد آخرش هم می‌گوید شنیده بودند از رسول خدا و مسلمانان

xxvi.               کارشناس:

بله در واقع می‌خواهد این جوری ترجمه کند که اول رسول الله و مسلمانان این لقب را به خلیفه دوم دادند اینها شنیده بودند، لذا اهل کتاب هم فاروق می‌گفتند. از رسول خدا در این روایت چیزی نیست، اولین گروهی که این لقب را به خلیفه دوم دادند اهل کتاب بودند و مسلمانان تحت تاثیر سخن آنها قرار گرفتند. یا ترجمه بلد نیستند یا نه واقعیتش این است که عمدا، وقتی که می‌بینند اگر واقعیت و آنچه را که در روایت آمده ترجمه کنند خب این بد می‌شود می‌آیند جور دیگری ترجمه می‌کنند.

xxvii.               مجری:

بعضی شان انقدر جسارت به خودشان می‌دهند که اظهر من الشمس را جور دیگری به مردم القا می‌کنند، خب وقتی که شما این جوری ترجمه می‌کنید بیننده می‌فهمد که شما وارونه ترجمه می‌کنید، دیگر به شما اعتماد نمی‌کند، بنابراین شیعه این صفت را سرقت نکرده است بلکه از روایاتی که در منابع اهل سنت بود ثابت کردیم صفت صدیق اکبر و فاروق این صفت باید برای کسی باشد که «مع القرآن» است این ویژگی لازم و ملزوم معیت است، لذا طبق روایات ثابت شد که برای امیرالمومنین (علیه‌السلام) است و آن روایتی را که آنها به آن استناد می‌کنند مجعول است، موضوع است، غیر معتبر، باطل و به تعبیر خود علمای اهل سنت قابل اعتماد نیست، پس بنابراین ما دروغ نمی‌گوییم و این شما وهابیان هستید که دروغ می‌گویید، جمله آخر اینکه ما باید از کسی که فاروق است متابعیت کنیم، از کسی که جدا کننده حق از باطل است، چرا شیعه پیرو علی (علیه‌السلام) است؟ چون رسول خدا فرمود که علی (علیه‌السلام) صدیق اکبر است. اولین کسی است که با من در روز قیامت دست می‌دهد، لذا شیعه از اعتقاداتش دفاع می‌کند، از شیعه بودنش دفاع می‌کند و اثبات می‌کنیم که حقانیت با راه علی و شیعه است.

xxviii.               مجری:

سپاسگذارم، ای کاش فرصت بیشتر بود تا بیشتر صحبت می‌کردیم اما خب یک دقیقه هم وقت ما گذشته است، استاد به رسم همیشه دعا کنید

xxix.              کارشناس:

خدیا فرج آقا و مولایمان امام زمان را تعجیل بفرما و ما را از شیعیان واقعی امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) قرار بده، حاجات عزیزان بیننده را امشب شب اول ماه حاجت روا بفرما.

xxx.               مجری:

الهی آمین، سپاسگذار، در پناه حضرت حق باشید و تنها از مسیر حق و حقیقت پیروی کنیم. تا هفته بعد در پناه خدا و شب به خیر.



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر