صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 31 شهريور 1398 تعداد بازديد: 1042 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

      i.              بسم الله الرحمن الرحیم

    ii.               برنامه: فائزون

   iii.              جلسه: هجدهم

   iv.              تاریخ: 980631

    v.               کارشناس: آیت الله رفعتی

b.                  مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام و درود و ارادت به محضر یکایک شما عزیزان بیننده همراهان گرانقدر شبکه جهانی ولایت ان‌شاءالله که هر کجا هستید خوب و خوش و سلامت باشید، ایام محرم، ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) است و ایام اسارت آل الله و در آستانه شهادت چهارمین سپهر آسمان امامت و ولایت سید الساجدین امام زین العابدین (علیه‌السلام) قرار داریم، عرض تعزیت و تسلیت به پیشگاه یکایک شما عزیزان، عزاداران و سوگواران حسینی، با افتخار علی اسماعیلی هستم و امشب برنامه فائزون را اجرا می‌کنم و ان‌شاءالله که هفته‌های آینده همکار عزیزم حمید سوری در خدمت شما خواهند بود، بنده با افتخار در خدمت شما هستم و ان‌شاءالله که بتوانیم برنامه خوبی را تقدیم شما کنیم مخصوصا شما شیعیان و محبان و ارادتمندان حضرت مولا اسدالله الغالب علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) که اگر تک تک این سینه‌ها را بشکافند می‌بینند که مملو از حب و ارادت و عشق به مولا علی (علیه‌السلام) است، هم عزیزان شیعه و هم عزیزان اهل سنت ما که به صورت خاص و ویژه محب مولا علی (علیه‌السلام) هستند.

مدتی است که دوستان عزیز بنده در این برنامه بحثی را با عنوان اثبات حقانیت شیعه در روایات نبوی آن هم در منابع اهل سنت آغاز کردند که البته این خیلی مهم است چون در منابع شیعه که به وفور این نکات و مطالب و روایات یافت می‌شود اما ما بحث شیعه بودن و رهرو مولا علی (علیه‌السلام) را از منابع اهل سنت اثبات می‌کنیم و از آنجایی که برخی از مخاطبین عزیز ما هم اهل سنت هستند و ما دوستشان داریم و به آنها ارادت داریم و آنها برادران ما هستند، آنها جان ما هستند و ارادت خاص و ویژه به آنها داریم خب این مباحث را هم مطرح می‌کنیم که ان‌شاءالله بتوانند اعتقادات ما را از زبان خودمان بشنوند، آن نکاتی که خلاصه گفته می‌شود در منابع شما آمده است و ما این را با حضور استاد گرانقدر حضرت آیت الله رفعتی تقدیم حضور شما می‌کنیم که الان در محضر شما هستیم. جناب استاد سلام علیکم ورحمة الله خیلی خوش آمدید.

      i.              کارشناس:

سلام علیکم جناب آقای اسماعیلی عزیز، شب شما به خیر، بینندگان عزیز و بزرگوار سلام علیکم، ایام سوگواری را تسلیت عرض می‌کنم، ان‌شاءالله در این برنامه فائزون بتوانیم از حقانیت شیعه و از حقانیت مولا امیرالمومنین سخن بگوییم و از حق مولا امیرالمومنین دفاع کنیم و این حضور شما پای گیرنده‌ها عبادت حساب بشود و یک مجلس علمی و فکری ان‌شاءالله برای شما حساب شود.

    ii.               مجری:

ان شا الله خیلی ممنون و متشکر، رسیدیم به این روایت مشهور و معروف «علی مع القرآن والقرآن مع علی» این بحث معیت در برنامه‌های گذشته مطرح شد و خب قاعدتا معیت قرآن و علی و علی و قرآن یک لوازمی دارد که در برنامه‌های گذشته جناب استاد رفعتی  به آن اشاره کردند که یکی از آنها موضوع عصمت بود که همانطور که قرآن عصمت دارد امام و وجود نازنین امیرالمومنین (علیه‌السلام) هم عصمت دارد و مورد دوم که از لوازم این معیت است بحث این است که امام دعوت به قرآن می‌کند، و از آن طرف هم قران دعوت به امامت می‌کند، تمام روایات، اسناد، مدارک همه آنها گفته شد اما ببینیم امشب حضرت استاد رفعتی چه چیزی برای ما دارند.

   iii.              کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم، خلاصه خوبی را جناب آقای اسماعیلی برای بینندگان عزیز مطرح کردند، به خاطر وقفه ای که بین این مباحث در دهه اول محرم صورت گرفت، اقتضا می‌کرد که حضرتعالی  به خوبی خلاصه کردید، اما بحث امشب، وقتی که از رسول خدا از 22 منبع از منابع معتبر اهل سنت این روایت را آوردیم که رسول خدا فرمود: «علی مع القرآن والقرآن مع علی» و بعد معنا کردیم،‌یعنی فرقی بین این قرآن مکتوب و قرآن ناطق نیست، اینها دو تا یکی است، معیت به این معناست، «انا القرآن الناطق» عرض کردیم وقتی که معیت را پذیرفتیم از این روایت و از منابع اهل سنت،‌ علاوه بر منابع شیعه، این لوازمی دارد، یکی یکی لوازمش را بررسی کنیم و این لوازم دقیقا حقانیت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) را اثبات می‌کند، راهی غیر از راه امیرالمومنین راه خطاست، اولین نکته معیت همانطور که قران اشاره کردید مصون از خطاست،‌ علی  (علیه‌السلام) هم مصون از خطاست، امام مصون از خطاست، معصوم است، چرا؟ چون «مع القرآن» است، اگر قرآن دچار خطا نمی‌شود علی هم دچار خطا نمی‌شود، دومین چیز اینکه وقتی که معیت هست اینها به همدیگر هدایت می‌کنند،‌امیرالمومنین و امام مردم را به قرآن هدایت می‌کند و قرآن به امامت و امیرالمومنین هدایت می‌کند، رابطه دو طرفه است، چون این اقتضای معیت و لازمه معیت است، به همین جهت آمدیم آیه تبلیغ را گفتیم، آیه اکمال را گفتیم،‌ آیه ولایت را گفتیم و گفتیم این آیاتی است که مردم را به امامت دعوت می‌کند و حقانیت مذهب شیعه را اثبات می‌کند.

یکی دیگر از لوازم معیت عزیزانی که برنامه‌های قبلی را ندیدند، اگر بخواهند این مباحث را دنبال کنند از آرشیو سایت شبکه ولایت استفاده کنند و برنامه‌ها را ببینند که ما ناچار نباشیم مباحث گذشته را خلاصه کنیم و بتوانیم بحث‌ها را پیش ببریم، آنجا اشاره کردیم لازم و ملزوم یعنی چه، اگر می‌گوییم الان شب است لازمه شب بودن تاریک بودن است، این معنای لازم و ملزوم است، وقتی که می‌گوییم علی با قرآن است و قرآن هم با علی است، یکی دیگر از لوازم و سومین لازمه این معیت که امشب می‌خواهیم به آن بپردازیم این است که امیرالمومنین عالم به کل قرآن است،‌ این روایت را از منابع اهل سنت بیان می‌کنیم که امیرالمومنین بارها در سخنرانی‌های خود فرمود:

سَلُونِي

از من سوال کنید

فَوَاللَّهِ لَا تَسْأَلُونِي عَنْ شَيْءٍ يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِلَّا حَدَّثْتُكُمْ بِهِ

هیچ چیزی نیست، هیچ سوالی نیست که از من بپرسید تا روز قیامت، از حوادثی که تا روز قیامت رخ می‌دهد، من به شما جوابش را می‌دهم

وَسَلُونِي عَنْ كِتَابِ اللَّهِ؛ فَوَاللَّهِ مَا مِنْهُ آيَةٌ إِلَّا وَأَنَا أَعْلَمُ بِلَيْلٍ نَزَلَتْ أَمْ بِنَهَارٍ أَمْ بِسَهْلٍ نَزَلَتْ أَمْ بِجَبَلٍ

امیرالمومنین (علیه‌السلام) می‌فرماید از قرآن از من سوال کنید، به خدا قسم هیچ آیه ای در قرآن نیست مگر اینکه من می‌دانم این آیه شب نازل شده یا روز نازل شده،‌ در کوه نازل شده یا در صحرا.

جامع بيان العلم وفضله ج1، ص 464، المؤلف: أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمري القرطبي (المتوفى: 463هـ)، تحقيق: أبي الأشبال الزهيري، الناشر: دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1414 هـ - 1994 م.

ببینید جناب آقای اسماعیلی اگر من 24 ساعت گذشته با شما بودم وقتی که از من سوال کنند صبح آقای اسماعیلی با چه کسی ملاقات کرد؟ می‌توانم بگویم با فلانی ملاقات کرد و فلان حرف را زد و فلان حرف را شنید، یک ساعت قبل آقای اسماعیلی با چه کسی دیدار داشت، چون با شما بودم می‌توانم بیان کنم، اما اگر من در این 24 ساعت با شما نبودم، حالا از من سوال کنند صبح آقای اسماعیلی کجا بود؟ من چه می‌دانم، ظهر آقای اسماعیلی ناهار کجا خورد؟ من نمی‌دانم، طبیعی است، طبیعی است که نمی‌دانم، از دیگران اگر از قرآن سوال کنید نمی‌دانند،‌چرا؟ چون امیرالمومنین از اولی که قرآن نازل شد،‌ از روزی که پیامبر مبعوث به رسالت شد کنار پیامبر بوده است، شب و روز با پیامبر بوده است، در خانه پیامبر بوده، شب و روز همراه پیامبر بوده است، لذا هر آیه ای که نازل شده می‌داند کجا و کی نازل شده است، لذا رسول خدا فرمود علی جان تو آنچه را که من می‌بینم تو می‌بینی و آنچه را که از جبرائیل می‌شنونم می‌شنوی، اما تو پیامبر نیستی، داعیه پیامبری هم نداشت،‌بلکه می‌فرمود:

انا عبد من عبید محمد

عمدة القاری کتاب دیگری است که در شرح صحیح بخاری است در جلد 19 این کتاب همین روایت آمده است

عن أبي الطفيل ، قال : شهدت عليا ، رضي الله تعالى عنه ، وهو يخطب وهو يقول : سلوني ، فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلاَّ حدثتكم به ، وسلوني عن كتاب الله ، فوالله ما من آية إلاَّ وأنا أعلم بليل أنزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل

در حال خطبه حضرت این چنین فرمود.

این هم منبع دیگر از منابع معتبر اهل سنت.

عمدة القاري  ج 19   ص 190 ، اسم المؤلف:  بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

تفسیر عبدالرزاق این کتاب کتاب تفسیر یکی از محدثین بزرگ اهل سنت است، «الامام المحدث عبدالرزاق بن همام صنعانی» متوفای 211 هجری است یعنی از قدماست، همین روایت را در کتاب خودش می‌آورد

سَلُونِي عَنْ كِتَابِ اللَّهِ

از من درباره کتاب خدا سوال کنید، به خدا قسم هر آیه ای را می‌دانم چه زمان و در کجا نازل شده است، ببینید

فَوَاللَّهِ مَا مِنْ آيَةٍ إِلَّا وَأَنَا أَعْلَمُ بِلَيْلٍ نَزَلَتْ أَمْ بِنَهَارٍ

یعنی زمانش را می‌دانم

وَأَمْ فِي سَهْلٍ , أَمْ فِي جَبَلٍ

یعنی مکانش را می‌دانم، در خانه نازل شده، در مسجد نازل شده است،‌هم از مکان نزول و هم از زمان نزول عالم هستم.

تفسير عبد الرزاق ج3، ج 234، المولف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري اليماني الصنعاني، الناشر: دار الكتب العلمية، الطبعة: الأولى، سنة 1419هـ

الاستیعاب ابن عبدالبر هم آورده

ذخائر العقبی کتاب دیگری است این هم تالیف امام، حافظ، هرکسی را که اهل سنت امام و حافظ نمی‌گویند،‌ محدث، مورخ، همه این صفات را برای نویسنده این کتاب اهل سنت قبول دارند، این روایت را در کتاب خود آورده است.

ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى  ج 1   ص 83 ، اسم المؤلف:  محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ ، دار النشر : دار الكتب المصرية - مصر

بیش از این نیاز نیست که به این منابع بپردازیم، چون وقت گرفته می‌شود.

علی (علیه‌السلام) عالم به قرآن است، ما یک روایت دیگری داریم علی (علیه‌السلام) عالم به ظاهر و باطن قرآن است، قرآن یک ظاهری دارد و هفت باطن دارد، این را عبدالله بن مسعود که از مفسرین و صحابه رسول خداست می‌گوید:

إن القرآن أنزل على سبعة أحرف

قرآن بر هفت حرف و هفت سخن نازل شده است

ما منها حرف إلا له ظهر وبطن

هر حرفی از قرآن یک ظاهری دارد و یک باطنی

وإن عليا بن أبي طالب عنده علم الظاهر والباطن

امیرالمومنین (علیه‌السلام) عالم به ظاهر و باطن قرآن است.

حلية الأولياء  ج 1   ص 65 ، اسم المؤلف:  أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة

و روایات دیگری که ابی سعید خدری می‌گوید از رسول خدا در رابطه با آیه 40 سوره نمل پرسیدم

سألت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عن هذه الآية ( الذين عنده علم من الكتاب ) ؟ قال : ذاك أخي سليمان بن داود عليهما السلام

چه کسی است که بخشی از کتاب را بلد است و عالم به بخشی از کتاب است؟ رسول خدا می‌فرماید این وزیر برادرم سلیمان است،‌ یعنی آصف بن برخیاست، بعد از رسول خدا سوال در مورد آیه 43 سوره ابراهیم سوال می‌کند

. وسألته عن قوله الله ( عز وجل ) ( قل كفى بالله شهيدا بيني وبينكم ومن عنده علم الكتاب ) ؟ . قال : ذاك أخي علي بن أبي طالب

حضرت می‌فرماید او برادرم علی بن ابیطالب است.

ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 1 ص 307

آن کسی که می‌تواند تصرف در تکوین کند مثل آصف بن برخیا قبل از آنکه چشم به هم بزنی من تخت بلقیس را برای تو می‌آورم پس ببینید امیرالمومنین که «ومن عنده علم الکتاب» است او دیگر چقدر می‌تواند تصرف در این عالم کند، چرا؟ چون عالم به همه این کتاب است، کدام کتاب؟ کتابی که «فیه تبیان کل شی».

خب ما برای حقانیت شیعه باید اینجا یک سخن بگوییم و آن این است که قرآن کریم در سوره زمر آیه 9 می‌فرماید:

قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ

آیا کسی که علم دارد با کسی که علم ندارد مساوی است؟

یعنی شما باید سراغ کسی بروید که علم دارد نه سراغ کسی که علم ندارد، ای پیامبر به اینها بگو که متوجه باشند و سراغ کسی بروند که علم دارند، حالا که گفتی کسی که علم به کتاب دارد بگو آیا مساوی است کسی که علم دارد با کسی که علم ندارد؟ نه برتری با کسی است که علم دارد.

إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ

سوره رعد آیه 19

البته کسانی که صاحب لُب و مغز هستند این آیات را می‌فهمند. یا در سوره نحل آیه 43 قرآن کریم می‌فرماید:

فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

یعنی باید سراغ امیرالمومنین بروید،‌ لذا حضرت می‌بیند از او درباره کتاب خدا سوال نمی‌کنند، می‌فرماید از من بپرسید، به خدا قسم من به راه‌های آسمان آشنا هستم، به حوادثی که تا روز قیامت رخ می‌دهد آشنا هستم، از کتاب خدا از من سوال کنید،‌می دانم چه آیه ای در کجا و در چه زمان نازل شده است، سوال نمی‌کردند،‌ اگر به این آیه قرآن می‌خواستند عمل کنند باید در خانه امیرالمومنین می‌آمدند نه اینکه در خانه امیرالمومنین (علیه‌السلام) آتش زده شود بلکه باید به جای اینکه 25 سال امیرالمومنین در خانه بنشیند از روز اول در خانه حضرت می‌آمدند و از او قرآن را می‌پرسیدند،‌ از او علوم دین را سوال می‌کردند و او شایستگی خلافت و جانشینی بعد از رسول خدا را داشت، این حقانیت شیعه است، قرآن می‌گوید بروید سراغ کسی که علم دارد، از او سوال کنید، از او پیروی کنید،‌ سراغ دیگران نروید، پس این روایات حقانیت شیعه را اثبات می‌کند که علم امیرالمومنین به قرآن علم به همه قرآن است، این از لوازم معیت است.

حالا این علم امیرالمومنین عرض کردیم طبق روایتی که از عبدالله بن مسعود داشتیم هم علم به ظاهر قرآن است، هم علم به باطن قرآن است،‌ یکی از بواطن قران مساله تاویل قرآن است، آیا فقط به ظاهر قرآن باید عمل کنیم؟ این وهابی‌ها این جوری هستند، اینها توجه نمی‌کنند،‌قرآن کریم می‌فرماید:

وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ

سوره آل عمران آیه 7

قرآن تاویل دارد،‌ اما علم به تاویل را هرکسی ندارد، الله عالم به تاویل قرآن است و چه کسانی؟ « وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» اینها عالم به تاویل هستند، این چه کسی است؟ عالم به تاویل قرآن چه کسی است؟ کسی که علم به همه این کتاب دارد.

حالا ما بحث روی این آیه نداریم، ما می‌خواهیم بیاییم بگوییم که طبق روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام داریم امیرالمومنین (علیه‌السلام) حتی برای تاویل قرآن می‌جنگد، روایت عجیبی است، در منابع معتبر اهل سنت، از ابو سعید خدری است، می‌فرماید پیامبر از خانه که خارج شدند با پیامبر حرکت کردیم

فَخَرَجَ عَلَيْنَا من بَعْضِ بُيُوتِ نِسَائِهِ

پیامبر از خانه خارج شدند

قال فَقُمْنَا مَعَهَ

ما همراه با پیامبر حرکت کردیم

فَانْقَطَعَتْ نَعْلُهُ

کفش‌های قدیم بندی بودند، بند کفش پیامبر پاره شد

فَتَخَلَّفَ عليها علي يَخْصِفُهَا

امیرالمومنین (علیه‌السلام) فورا کفش پیامبر را گرفت و شروع کرد به دوختن و درست کردن بند کفش، نشست و مشغول تعمیر کفش شد

فَمَضَى رسول اللَّهِ

پیامبر چند قدمی حرکت کردند

وَمَضَيْنَا معه

 

ما هم چند قدمی با پیامبر رفتیم

ثُمَّ قام

پیامبر یک گوشه ای نشستند بعد بلند شدند

يَنْتَظِرُهُ

منتظر بود تا علی بیاید و کفش را بیاورد

وَقُمْنَا معه

ما هم به احترام پیامبر بلند شدیم و ایستادیم

فقال ان مِنْكُمْ من يُقَاتِلُ على تَأْوِيلِ هذا الْقُرْآنِ

بعضی از شما در آینده جنگ می‌کند بر تاویل قرآن، یعنی بر معنای قرآن، بر تفسیر قرآن، بر باطن قرآن

كما قَاتَلْتُ على تَنْزِيلِهِ

همانطور که من پیامبر جنگیدم بر تنزیل قرآن، یعنی با مشرکان و کفار جنگیدم تا باور کنند که این قرآن از ناحیه خداوند نازل شده است و به آن ایمان بیاورند

فَاسْتَشْرَفْنَا وَفِينَا أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ

اینهایی که کنار پیامبر نشسته بودند از جمله ابابکر و عمر، دلشان می‌خواست که پیامبر بگوید شما آن کسانی هستید که بر تاویل قرآن می‌جنگید، ابابکر سوال کرد و از رسول خدا پرسید آیا آن کسی که بر تاویل قرآن می‌جنگد من هستم؟ عمر سوال کرد و دلش می‌خواست این امتیاز نصیب او شود، یا رسول الله من هستم آن کسی که می‌جنگم؟

فقال لاَ

پیامبر فرمود نه شما نیستید

وَلَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ

آن کسی که بر تاویل می‌جنگد آن کسی است که کفش من را درست می‌کند

قال فَجِئْنَا نَبَشِّرُهُ قال

جمعی سراغ علی (علیه‌السلام) آمدند و بشارت دادند که یا علی تو در آینده برای تاویل قرآن می‌جنگی

وَكَأَنَّهُ قد سَمِعَهُ

حضرت فرمودند شنیدم، مثل کسی رفتار کرد که انگار از قبل این مطلب را شنیده است، اصلا توجهی نکرد. در پاورقی می‌گوید:

حدیث صحیح

این حدیث را جزء احادیث صحیح می‌داند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج18، ص 296، المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م

حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین در جلد سوم همین روایت را آورده است

فاستشرف لها القوم وفيهم أبو بكر وعمر رضي الله عنهما قال أبو بكر أنا هو

آن کسی که می‌جنگد من هستم؟

قال لا

پیامبر فرمود نه

قال عمر أنا هو قال لا

عمر پرسید،‌پیامبر فرمود نه

ولكن خاصف النعل يعني عليا فأتيناه فبشرناه

رفتیم سراغ علی و به او بشارت دادیم

فلم يرفع به رأسه

حضرت سر خود را بلند نکرد، همانطور که مشغول دوختن بند کفش رسول خدا بود

كأنه قد كان سمعه من رسول الله

گویا از قبل این مطلب را از رسول خدا شنیده بود

حاکم نیشابوری می‌گوید:

هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه

بخاری این روایت را با اینکه طبق مبنای او صحیح است و باید می‌آورد نیاورده است،‌ مسلم باید می‌آورد ولی نیاورده است.

المستدرك على الصحيحين  ج 3   ص 132، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

سند دیگر مجمع الزوائد است که این کتاب سعی می‌کند خیلی از فضائل امیرالمومنین (علیه‌السلام) نگوید اما این روایت را آورده است و می‌گوید

رواه أبو يعلى ورجاله رجال الصحيح

روایت روایت صحیحی است، نمی‌توانیم قبول نکنیم.

مجمع الزوائد  ج 5   ص 186 ، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت 1407

جناب آقای اسماعیلی این روایات به قدری در کتب اهل سنت است که حتی وهابی‌ها نمی‌توانند منکرآن شوند،‌ حتی وهابی‌ها تایید می‌کنند که این روایت وجود دارد،‌ اما باید معنی این روایات را بفهمیم.

دلائل النبوة کتاب بیهقی است،‌ متوفای 458 در سفر ششم یعنی جزء ششم این کتاب این روایت آورده است،‌ عین همان روایت که ابوبکر سوال می‌کند من هستم؟ حضرت می‌فرماید نه، عمر سوال می‌کند می‌فرماید نه

ولكنه صاحب النعل

آن کسی که کفش در دست اوست

دلائل النبوة  ج 6   ص 435 ، اسم المؤلف:  للبيهقي الوفاة: 458

البدایة والنهایة ابن کثیر هم این روایت را بیان کرده است.

البداية والنهاية  ج 7   ص 361 ، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف بيروت

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 451، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

سبل الهدى والرشاد  ج 10   ص 150 ، اسم المؤلف:  محمد بن يوسف الصالحي الشامي الوفاة: 942هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض

اسد الغابة  ج 3   ص 442 ، اسم المؤلف:  عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي

مسند أبي يعلى  ج 2   ص 341 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307 ، دار النشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : حسين سليم أسد

ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى  ج 1   ص 76 ، اسم المؤلف:  محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ ، دار النشر : دار الكتب المصرية مصر

همه هم گفتند که این روایت صحیح است، کسی که جنگ می‌کند بر تاویل قرآن، یعنی ببینید عالم به تاویل قرآن است،‌اگر کسی جنگ می‌کند معلوم می‌شود که عالم به تاویل قرآن است، عالم به تفسیر قرآن است،‌تفسیر قرآن را باید از علی گرفت، معنای باطنی و معنای تاویلی قرآن را از راسخون در علم اگر بخواهیم بگیریم باید از علی (علیه‌السلام) بگیریم نه در خانه دیگران. اگر برای تفسیر قرآن در خانه دیگران رفتیم ما را به بیراهه می‌کشانند، اگر سراغ امیرالمومنین آمدیم امیرالمومنین هم عالم به ظاهر قرآن است هم عالم به باطن قرآن است هم عالم به تاویل قرآن است و هم بر این تاویل قرآن می‌جنگد، تنها کسی که بر تاویل قرآن می‌جنگد در این روایت می‌فرماید امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) است.

   iv.              مجری:

شما تمام اسناد و مدارک را نشان دادید،‌چقدر از علمای اهل سنت اشاره کردند که این روایت نقل شده و اتفاقی که افتاده و پیامبر گرامی اسلام وعده دادند که آن کسی که کفش من را تعمیر می‌کند کسی است که برای تاویل قرآن می‌جنگد، کلیپی را می‌خواهیم پخش کنیم که یکی از آقایان وهابی ادعا می‌کند که ابوبکر برای تاویل قرآن جنگید، دوستان کلیپ 1 را پخش کنند.

    v.               پخش کلیپ: سید شحات

ای عقلای شیعه چگونه خدا ابوبکر را بر تمام جزیرة العرب یاری کرد در حالیکه مردم در جزیرة العرب به ارتدادی بزرگ مرتد شده بودند. و جز شهر مدینه و مکه و هجر چیزی باقی نمانده بود و مدعیان نبوت بیشتری ظهور پیدا کرده بودند و ابوبکر صدیق سپاهی فرستاد و فقط از مدینه یازده لواء را فرستاد، لواء یعنی پرچم یعنی لشکر، یازده لشکر را فرستاد و خدای عزوجل او را به بالاترین کرامت مورد اکرام و لطف قرار داد همانگونه که پیامبر بنابر تنزیل قرآن با مشرکین جنگید و ابوبکر صدیق بر اساس تنزیل و تاویل قرآن با مرتدین جنگید.

 

   vi.              مجری:

جناب استاد این هم نکته ای که این آقای وهابی در یکی از این شبکه‌ها بیان کردند

 vii.               کارشناس:

بله ایشان ظاهرا علمش، نعوذ بالله بیشتر از پیامبر است، در این روایات وقتی که ابوبکر می‌گوید یا رسول الله آن کسی که بر تاویل قرآن می‌جنگد من هستم؟ پیامبر می‌فرماید نه، اما این به اصطلاح کارشناس وهابی می‌گوید آن کسی که بعد از رسول خدا بر تنزیل و تاویل قرآن جنگید ابوبکر بود، یعنی این آقا بیش از پیامبر می‌فهمد، مخالفت صریح با این روایت صحیح السند نبوی نیست؟ که وقتی که ابابکر سوال می‌کند من بر تاویل می‌جنگم با کسانی که خلاف قرآن حرف می‌زنند؟ پیامبر می‌فرماید نه، بعد این می‌گوید ابابکر، ببینید خیلی از اینها تلاش کردند فضائلی که برای امیرالمومنین (علیه‌السلام) بوده را برای دیگران ثبت کنند

viii.              مجری:

در واقع فضیلت تراشی

   ix.               کارشناس:

وقتي كه خود ابابکر سوال کرده و پیامبر گفته است نه تو نیستی،‌ عمر هم سوال کرد،‌ این همه منابع ارائه کردیم، این آقا می‌گوید ابابکر، یعنی ببینید این آقای وهابی به خیال خودش از پیامبر هم بیشتر می‌فهمد.

ثانیا این جنگ ابابکر، خودش در این برنامه می‌گوید که با مرتدین بوده است، و جالب اینجاست که می‌گوید ابابکر 11 لشکر برای جنگ با مرتدین فرستاده و جنگیدند،‌ وقتی که ابابکر با مرتد می‌جنگد،‌ مرتد یعنی چه؟ یعنی کسی که می‌گوید من قرآن را قبول ندارم،‌ پیامبر را قبول ندارم، یعنی جنگ ابابکر و 11 لشکر با اینها می‌شود جنگ تنزیل نه تاویل،‌ یعنی اینها تنزیل را قبول ندارند،‌ یعنی همانطور که پیامبر می‌جنگید که مشرکان ایمان به قرآن و نبوت بیاورند ابابکر هم اگر با اصحاب رده جنگیده باشد جنگ بر تنزیل است نه تاویل، چطور این مطلب را متوجه نیستید، آقای وهابی خودت داری می‌گویی ابابکر با افرادی که مرتد شدند جنگید، مرتد شدند یعنی قرآن را قبول ندارند، این می‌شود جنگ بر تنزیل، یعنی با آنها جنگید به خاطر اینکه تنزیل قرآن را قبول ندارند نه معنای قرآن را جور دیگری معنا کنند که بشود جنگ بر تاویل، جنگ بر تاویل یعنی جنگ با کسانی که قرآن را قبول دارند اما معنای قرآن را جور دیگری معنا می‌کنند، معنای تاویلی قرآن را بلد نیستند،‌معنای تفصیلی قرآن را بلد نیستند و خودشان برای خودشان تفسیر می‌کنند که رسول قرآن فرموده است کسی که به رای خود و نظر خود قرآن را تفسیر کند جایگاه او در آتش است، صندلی که روی آن نشسته است آتش است،‌کرسی درسی که نشسته است کرسی آتش است، نشیمنگاه او پر از آتش شود.

خب این آقا می‌گوید این جنگ بر تاویل کرده است،‌ آقا این جنگ بر تنزیل می‌شود،‌ چون اینها مرتد شدند. من دو تا سوال از این عالم وهابی دارم، اگر ما شیعه بگوییم بعد از رسول خدا عده زیادی مرتد شدند چرا به ما خرده می‌گیرید آقای وهابی؟ وقتی که می‌خواهند بر شیعه خرده بگیرند چه می‌گویند؟ می‌گویند شما گفتید که صحابه پیامبر بعد از پیامبر مرتد شدند،‌ خودت داری می‌گویی 11 لشکر، یعنی اینها خیلی آدم بودند،‌ اگر 4-5 نفر مرتد شده بودند که یک لشکر هم لازم نیست ابابکر بفرستد، بلکه 20 نفر هم کافی است، معلوم می‌شود هزاران نفر بعد از پیامبر و در زمان ابابکر مرتد شدند که ایشان 11 لشکر برای جنگ فرستاده است، خودت داری می‌گویی که اینها مرتد شدند،‌ بله ما هم قبول داریم، ما هم به همین دلیل می‌گوییم، چرا پس بر شیعه اشکال می‌گیرید و می‌گویید شیعیان معتقدند که صحابه پیامبر مرتد شدند، یک عده ای در خط پیامبر ماندند،‌ این سوال اول،‌ جواب ما را بدهید،‌ اگر این حرف را ما بزنیم اشکال دارد،‌ شما بزنید اشکال ندارد؟

سوال دوم، می‌دانم جواب ندارید ولی خب سوال را مطرح می‌کنم، اینهایی که مرتد شدند اینها مسلمان بودند، خب اینها از صحابه پیامبر بودند یا نه؟ صحابه پیامبر را عزیزان اهل سنت چی تعریف می‌کنند؟ کسی که پیامبر را درک کرده باشد ولو یک روز و در زمان پیامبر مسلمان بوده است، این آقای وهابی می‌گوید عده زیادی مرتد شدند و از همین صحابه بودند، یعنی هزاران نفر از صحابه مرتد شدند که 11 لشکر برای جنگ با آنها ابابکر فرستاده است، افتخار هم می‌کنیم، این توهین به صحابه نیست؟ اگر ما این توهین را کنیم می‌گویید چون به صحابه توهین کردید کافر هستید،‌ ما را تکفیر می‌کنید و می‌گویید چون به صحابه توهین کردید،‌ حالا این توهین به صحابه نیست؟ هزاران نفر مرتد شدند،‌ اینها مسلمان بودند، در زمان پیامبر جزء صحابه بودند.

سوال سوم و آن این است که شما می‌گویید همه صحابه اهل بهشت هستند،‌ همه صحابه خوب هستند «أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمْ اقْتَدَيْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ» به هر کدام از صحابه اقتدا کنید کارتان درست است، خب اینها مگر در زمان پیامبر صحابه و مسلمان نبودند؟ من از شما وهابی‌ها سوال می‌کنم این مرتدین که در زمان ابابکر به وسیله لشکر ابابکر کشته شدند اینها اهل بهشت هستند؟ جواب بدهید، یا اهل بهشت نیستند،‌ اگر بگویی اهل بهشت هستند پس چطور می‌گویی مرتد شدند،‌ اگر بگویی که اهل بهشت نیستند پس چطور می‌گویید به هر کدام اقتدا کنید کارتان درست است،‌ هیچ توهینی نمی‌شود به صحابه کرد، هیچ یک از صحابه را نمی‌توان لعن کرد، ببینید اینها تناقضاتی است که در تفکرات شما کرد،‌ در اعتقادات شما است و نمی‌توانید جوابی برای این سوالات ما پیدا کنید.

     x.              مجری:

بسیار خب، خیلی ممنونم جناب استاد رفعتی، کلیپ 02 و کلیپ 03 را ببینیم.

   xi.               پخش کلیپ: عثمان الخمیس

مجری:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: یکی از شما برای تاویل قرآن می جنگد همانگونه که من برای تنزیل قرآن جنگیدم گروهی خود را در آن مقام دیدند که ابوبر و عمر در میان آنها بودند، ابوبکر گفت: مقصود منم؟ پیامبر فرمود خیر، عمر گفت مقصود منم؟ پیامبر فرمود خیر، او کسی است که مشغول پینه زدن کفشم است یعنی علی بن ابیطالب ، ابوسعید خدری نقل می کند که نزد علی رفتیم و بشارت حرف پیامبر را به او دادیم، علی بن ابیطالب سرش را بلند نکرد گویا او این سخن را از زبان پیامبر شنیده بود

عثمان الخمیس:

این روایت را حاکم نیشابوری در صفحه 122 المستدرک علی الصحیحین ذکر کرده است و سند این روایت صحیح و قابل قبول است همانطور که پیامبر فرمود من برای تنزیل قرآن جنگیدم یعنی با کفار درباره اصل قرآن جنگید و علی بن ابیطالب درباره تاویل قرآن جنگید بخاطر فهم قرآن،  همانطور که او با خوارج جنگید و ما در این موضوع اصلا مناقشه ای نداریم.

کارشناس دیگر وهابی:

در حدیث وارد شده است که پیامبر اکرم وارد مسجد شد و علی بن ابیطالب رضی الله عنه کنار درب مسجد مشغول وصله زدن کفش پیامبر بود، پیامبر اکرم فرمود همانا از شما کسی است که بنابر تاویل قرآن می جنگد همانگونه که من بنابر تنزیل آن جنگیدم، پیامبر آنها را تکذیب نمود وقتی که کلامی را به خدا نسبت دادند و فرمود این کلام از جانب خداوند متعال نیست، فرمود از شما کسی است که بنابر تاویل قرآن می جنگد همانگونه که من بنابر تنزیل آن جنگیدم و در بین ما ابوبکر و عمر بودند پس پیامبر فرمود نه، بلکه او کسی است که دارد کفش را وصله می زند یعنی علی، پس علی با خوارج در چه چیزی جنگید؟در تنزیل قرآن یا فهم آن؟ با آنها در فهم قرآن جنگید

 xii.               مجری:

حالا این کلیپ را دیدیم و پاسخی دارد که ان‌شاءالله خواهیم داد، آقای محمدی بیننده بزرگوار ما از قزوین پشت خط هستند، صحبت‌های ایشان را بشنویم بعد ان‌شاءالله توضیحات را جناب استاد خواهند داد.

xiii.               بیننده: محمدی از قزوین

سلام علیکم شبتان به خیر، ارادتمند، آقای رفعتی یک سوال خدمت شما داشتم، اگر خواب حجت آور نیست،‌بحث حجت بودن خواب،‌ اینکه حجت است یا نه، پس بحث روایت ام سلمه سلام الله علیها که پیامبر را خواب می‌بینند برای عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام، این تکلیفش چطور می‌شود؟ ما می‌توانیم به این استناد کنیم یا نه؟ چون اگر خواب حجت آور نباشد قاعدتا این روایت هم نقلی از یک خواب است.

یک عرضی هم داشتم اینکه از سال 96 به بعد متون برنامه زنده روی سایت قرار نمی‌گیرد اگر لطف کنید بفرمایید این متون را قرار بدهند چون هزینه دانلود کلیپ‌ها برای ما بالاست، برای محققین راحت تر می‌شود. خیلی ممنون

xiv.               مجری:

خواهش می‌کنم آقای محمدی، التماس دعای خیر، استاد در خدمت شما هستیم.

 xv.               کارشناس:

ببینید در کلیپی که پخش شد دو تا از کارشناسان و علمای وهابیت جواب می‌دهند که این روایتی که مطرح کردیم و رسول خدا فرمود آن کسی که بر تاویل قرآن می‌جنگد علی (علیه‌السلام) است این روایت روایت صحیحی است و تحقق هم پیدا کرد، علی با خوارج جنگید، خوارج در برابر علی (علیه‌السلام) قرار گرفتند و علی (علیه‌السلام) با آنها جنگید، این جنگ با خوارج جنگ بر تاویل قرآن است چون خوارج قرآن را درست نفهمیدند، در برابر امیرالمومنین قرار گرفتد و می‌گفتند «لا حکم الا لله» عین آیه قرآن را آوردند و می‌گویند بر اساس آیه قرآن باید خدا حکم کند. خب ما تا اینجا صحبت این آقای عثمان الخمیس و کارشناس دیگر را قبول داریم، اما من سوال می‌کنم شما چگونه و به استناد چه چیزی جناب آقای وهابی می‌آیی و جنگ امیرالمومنین برای تاویل را به جنگ با خوارج اختصاص می‌دهی؟ امیرالمومنین بر اساس دستور خدا با سه گروه جنگید، ناکثین، مارقین و قاسطین و هر سه گروه مسلمان بودند، هیچکدام جنگ بر تنزیل قرآن نبوده است، نه اصحاب جمل گفتند که ما قرآن را قبول نداریم، نه خوراج گفتند که ما قرآن را قبول نداریم، نه معاویه و لشکریان جنگ صفین گفتند ما قرآن را قبول نداریم، بلکه قرآن را روی نیزه گذاشتند و گفتند بین ما و بین شما قرآن حکم باشد، بیاییم بر اساس قرآن با همدیگر مصالحه کنیم، نه تنها تنزیل را قبول داشتند بلکه بر اساس آیه قرآن معاویه وقتی که می‌خواهد مردم را گسیل کند به سمت جنگ با امیرالمومنین چه می‌گوید؟

وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا

سوره اسراء آیه 33

آیه قرآن می‌خواند و می‌گوید خلیفه سوم کشته شده است و من ولی دم خلیفه سوم هستم، حالا چه کسی به او ولایت داده است بحث جدایی است، یک نفر نبود از او سوال کند که تو پسر عثمان هستی؟ عثمان این همه اصرار کرد که لشکر از شام برای حفاظت من بفرست نفرستادی، لشکر را نگذاشتی که وارد مدینه شود، گذاشتی تا عثمان کشته شود،‌ حالا شدی خونخواه عثمان، آن هم با آیه قرآن. پس اینها هر سه جنگ جنگ بر تاویل قرآن است، در هر سه جنگ حق با امیرالمومنین است.

بنابراین ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که این وهابی‌ها برای اینکه حقانیت امیرالمومنین هم در جنگ با معاویه و هم در جنگ با اصحاب جمل، هم در جنگ با خوارج مشخص نشود فقط می‌برند اختصاص می‌دهند به خوارج. هرکسی که در برابر امیرالمومنین قرار بگیرد جنگ امیرالمومنین (علیه‌السلام) بر تاویل قرآن است، بر معنای قرآن است،‌ لذا وقتی که قرآن‌ها را روی نیزه بردند چه فرمود؟ فرمود به اینها توجه نکنید اینها کاغذ است و قرآن ناطق من هستم که در جلسات گذشته این روایت را ذکر کردیم.

اما سوالی که آقای محمدی از قزوین پرسیدند،‌ببینید هر خوابی اینجور نیست که حجت نباشد، اولا انبیاء الهی وقتی که خواب می‌بینند حجت است، پیامبر الهی حضرت ابراهیم در قرآن داریم به پسرش فرمود:

يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ

پسرم اسماعیل خواب دیدم تو را برای خدا قربانی کردم

فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى

پسرم نظر تو چیست؟

قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ

سوره صافات آیه 102

پدر جان خواب دیدی، نگفت خواب حجت نیست و خواب آشفته دیدی، خواب پیامبران الهی حجت است.

بله خواب غیر پیامبران الهی بعضی از خواب‌ها نشانه صدق دارد،‌ مثل همین خواب ام سلمه که الان خواهیم گفت، اما در منابع اهل سنت در صحیح بخاری از انس روایت می‌شود که می‌گوید:

قال النبي من رَآنِي في الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي

هركس من را خواب ببيند من را دیده است

فإن الشَّيْطَانَ لَا يَتَخَيَّلُ بِي

شیطان به چهره من نمی‌توان تمثل پیدا کند.

 

همچنین روایت بعدی که در همین صفحه است از ابوقتاده نقل می‌کند که می‌گوید:

قال النبي من رَآنِي فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ

این خواب خواب حق و حجتی است.

همین روایت  از ابوسعید خدری در ادامه است که می‌گوید:

سمع النبي يقول من رَآنِي فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ فإن الشَّيْطَانَ لَا يَتَكَوَّنُنِي

هرکس که من را ببیند حق را دیده است، شیطان نمی‌تواند صورت من را داشته باشد و تمثل من را داشته باشد.

صحيح البخاري  ج 6   ص 2568 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

صحيح البخاري  ج 5   ص 2290 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

این روایت در منابع اهل سنت است

xvi.               مجری:

در منابع شیعه هم هست؟

xvii.               کارشناس:

در منابع شیعه داریم که پیامبر را انسان که می‌بیند پیامبر را دیده است اما نه این روایات، در منابع شیعه هم هست،‌ اما بحث این است که اینکه می‌گویند آیا خواب حجت است یا حجت نیست این بحث در صدور فتواست،‌ یعنی بر اساس یک مطلبی اگر من در خواب دیدم امام صادق (علیه‌السلام) فرمود فلان کار را انجام بده در احکام حجت نیست و وجوب نمی‌آورد و فقیهی که خواب دیده است نمی‌تواند فتوا صادر کند.

آقای محمدی که تماس گرفتند خب ایشان از عزیزان شیعه است، اصلا صدق این خواب در خود بیان ام سلمه وجود دارد، می‌گوید من عصر عاشورا خوابیدم و پیامبر را خواب دیدم که غبار آلود و ناراحت و گریان است، حضرت فرمود الان کربلا بودم،‌ حسینم را کشتند،‌ می‌گوید از خواب بیدار شدم، آن خاکی را که پیامبر به ام سلمه داده بود که این خاک هر وقت خون شد بدان حسین کشته شده است، می‌گوید سراغ آن شیشه رفتم و دیدم تبدیل به خون شده است، این در واقع خودش خواب را تایید می‌کند.

پس بنابراین اینکه تعبیر می‌شود حجت نیست این برای استنباط حکم فقهی و شرعی می‌گویند حجت نیست و الا خواب صادقانه خیلی داریم، نه فقط خواب پیامبر، رویای صادقانه تعبیر می‌شود، خیلی از حوادث را با خواب بعضی از افراد که علم به تعبیر خواب دارند حوادث آینده را می‌توانند از طریق خوابی که طرف دیده است و توضیح می‌دهد تعبیر می‌کنند و میگویند چنین حادثه ای برای تو رخ خواهد داد.

xviii.               مجری:

یک نکته ای را ایشان در مورد متون برنامه گفتند و گفتند که روی سایت قرار نمی‌گیرد، چون شما توفیق مدیریت شبکه را هم دارید این دوستمان از فرصت استفاده کردند

xix.               کارشناس:

من  شرمنده بینندگان هستم،‌خیلی تا حالا به ما پیامک دادند که این برنامه‌های خوبی که در شبکه‌های جهانی ولایت به خصوص در فارسی داریم اینها پیاده شود و مکتوب در سایت قرار گیرد، خب این هزینه دارد و جناب آقای اسماعیلی شما می‌دانید وضعیت مالی شبکه جهانی ولایت اگر عزیزی از عزیزانی که می‌خواهند این کار خوب و واقعا کار پسندیده ای است که منابع همه مکتوب شود، ذکر شود، افراد بتوانند به جای اینکه کلیپ کل این برنامه را ببینند، پیاده شده این برنامه را در ظرف بیست دقیقه می‌تواند مطالعه کند و وقت کمتری میگیرد، اگر خیرینی بخواهند در این راه گام بردارند که ما باید کسانی را بگذاریم که این نوار را گوش کند، پیاده سازی کند، ویراستاری کند و روی سایت بگذارد، اینها هزینه دارد.

 xx.               مجری:

خود اسناد و مدارکی که نشان می‌دهید، اینها را نمی‌توانید بگذارید؟

xxi.               کارشناس:

مگر اینکه پاورپوینت را بگذاریم، و الا اگر بخواهیم مباحث را بگذاریم

xxii.               مجری:

زمان هم می‌برد پیاده سازی

xxiii.               کارشناس:

اشکال ندارد اگر هزینه اش تامین شود، حالا شاید یک خیری بگوید من شبکه جهانی ولایت دوربین نیاز دارد،‌ الان دوربین‌های ما فرسوده شده و قدیمی است، یک کسی می‌گوید نه من هزینه یک برنامه ای را می‌دهم، یا پیاده سازی این برنامه‌ها و بارگزاری آن روی سایت را هزینه می‌کنم، بالاخره دست خیرین در کار شبکه جهانی ولایت باز است و این توفیق را می‌توانند داشته باشند که ان‌شاءالله همکاری و مساعدت کنند با شبکه ولایت و جزء ولایت یاوران باشند و ان‌شاءالله جزء مدافعان و اصحاب مولا امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) باشند. اگر تامین شود ان‌شاءالله پیاده سازی می‌کنیم.

xxiv.               مجری:

این مشکلی است که در همه عرصه‌ها در شبکه جهانی ولایت داریم، خب عزیزانی که با عنوان ولایت یاور نامشان بر تارک این شبکه می‌درخشد خیلی می‌توانند به ما کمک کنند البته ما ممنون این عزیزان هستیم که همراه هستند، من یادم هست که مثلا سال گذشته برادر عزیزمان آقای کاووسی از دانمارک مقداری از هزینه سفر همکاران ما را برای سفر اربعین امام حسین علیه السلام. متقبل شدند

xxv.               کارشناس:

اربعین در پیش است

xxvi.               مجری:

بله اربعين در پیش است و هزینه‌ها سنگین

xxvii.               کارشناس:

ما هم بنا داریم که گروهی را برای پوشش برنامه‌های پیاده روی اربعین و این حماسه بزرگی که نماد شیعه است،‌ بیش از 25 میلیون نفر جمع می‌شوند، ان‌شاءالله از بین راه برنامه داشته باشیم، ارتباط با خود کسانی که پیاده به سمت کربلا مشرف می‌شوند و به زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می‌روند،‌در خود کربلا سال گذشته یادتان است که شبها از بین الحرمین از استودیو مخصوص شبها برنامه‌هایی برای بینندگان عزیز پخش می‌شد، گروهی باید اعزام شوند،‌ امسال هم اگر عزیزانی به قصد همین کار بیایند هزینه کنند استقبال می‌کنیم و این بستر کار فرهنگی و دینی برای ولایت یاوران باز است،‌ انفاق در راه خداست، فرمایش خوبی فرمودید.

xxviii.               مجری:

خب حاج آقا حسن ختام برنامه دعاهای شما باشد در حق دوستان بیننده و ما

xxix.              کارشناس:

خداوند ما و شما بینندگان عزیز را زیر سایه ولایت مولا امیرالمومنین قرار دهد، که صاحب ولایت در این عصر آقا و مولایمان امام عصر است، خداوند در فرج آن حضرت تعجیل بفرماید و همه ما از یاران و اصحاب خوب آن حضرت باشیم، خواسته‌ها و دعاهای بینندگان را خداوند به حق امیرالمومنین مستجاب بفرماید.

xxx.               مجری:

الهی آمین، از شما بینندگان عزیز ممنون و متشکریم که امشب هم همراه ما بودید،‌ یا علی مدد خدانگهدار.



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر