صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 06 مرداد 1398 تعداد بازديد: 1015 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: فائزون

جلسه: چهاردهم

تاریخ: 980506

کارشناس: آیت الله رفعتی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

به نام خداوند بخشنده مهربان، بینندگان محترم شبکه جهانی ولایت در سرتاسر این کره خاکی، سلام می‌کنم به روی ماهتون، وقت و اوقاتتون به خیر باشد، ان‌شاءالله ‌هر کجا که هستید سالم و سلامت باشید، طبق معمول هر هفته در خدمت استاد آیت الله رفعتی هستیم، این هفته هم با موضوع اثبات حقانیت امیرالمومنین و حقانیت شیعه از طریق روایات رسول خدا در منابع اهل سنت خدمتگذار شما و میهمان خانه‌های دلتان خواهیم بود، جناب استاد در خدمت شما هستیم بفرمایید

کارشناس:

سلام علیکم جناب آقای توفیقی خیر مقدم عرض می‌کنیم، سلام علیکم بینندگان عزیز امیدواریم در این روز که روز دحو الارض است، روز گسترش زمین برای من و شما و عبادت پروردگار روز خوبی را داشته باشید.

مجری:

خیلی ممنون و سپاسگذارم، جناب استاد روایات «علی مع القرآن والقرآن مع علی» اگر اشتباه نکنم موضوع بحث امشب ماست، ما آماده ایم که بشنویم از لسان شیوای شما.

کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم.

در بحث‌های گذشته همانطور که حضرتعالی اشاره کردید به موضوع بحث در برنامه فائزون اثبات حقانیت شیعه و اثبات حقانیت امیرالمومنین و شیعیان امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) ‌را از طریق روایات نبوی در منابع اهل سنت پی می‌گرفتیم، روایات متعددی را تا الان بحث کردیم

«من اطاع علیا فقد اطاعنی ومن اطاعنی فقد اطاع الله» «علی مع الحق والحق مع علی»

در آخرین برنامه ای که داشتیم در رابطه با بحث عمار بود که رسول خدا فرمودند عمار را گروه سرکش و باغی می‌کشند و اثبات کردیم که معاویه و کسانی که در برابر امیرالمومنین قرار گفتند باغی هستند و قرآن کریم هم به ما دستور می‌دهد

فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي

سوره حجرات آیه 9

وظیفه مسلمانان این است که به جنگ گروه باغی بروند و گروهی که باطل است و سرکش است و در برابر حق ایستاده را در برابرشان بایستند. این حقانیت امیرالمومنین (علیه‌السلام) ‌را اثبات می‌کند.

امشب همانطور که فرمودید یک بحث دیگری را اشاره و بحث می‌کنیم و آن هم از رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) ‌در منابع اهل سنت از جمله در کتاب المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری است که در حاشیه و در ذیل آن نظر امام ذهبی در کتاب تلخیص در رابطه با سند روایت وجود دارد، یعنی ذهبی که یک رجالی بزرگ اهل سنت است و غالبا افراد به ایشان در تشخیص صحت روایت مراجعه می‌کنند نظراتش در ذیل این روایات آمده از همین چاپی که تقدیم بینندگان می‌کنیم از دارالکتب العلمیة بیروت که این منشورات کتب اهل سنت و جماعت را منتشر می‌کند، من روایت را اجازه بدهید از ابتدا می‌خوانم

عن أبي ثابت مولى أبي ذر

ابی ثابت که خدمت می‌کرد به ابی ذر غفاری

قال كنت مع علي رضي الله عنه يوم الجمل

با علی (علیه‌السلام) ‌در جمل حضور پیدا کردم

فلما رأيت عائشة واقفة دخلني بعض ما يدخل الناس

 

وقتی که دیدم عایشه در این نبرد حضور دارد شک و تردیدی که در دل هرکسی ممکن است بیفتد در دل من هم افتاد

فكشف الله عني ذلك عند صلاة الظهر

وقتی که هنگام نماز ظهر شد خداوند به من لطف کرد و تردید از من برطرف شد و حقانیت علی (علیه‌السلام) ‌برای من هویدا شد

فقاتلت مع أمير المؤمنين

لذا من در جنگ با امیرالمومنین شرکت کردم

فلما فرغ ذهبت إلى المدينة

وقتی که جنگ تمام شد به مدینه آمدم

فأتيت أم سلمة

خدمت ام سلمه همسر رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) ‌ آمدم

فقلت إني والله ما جئت أسأل طعاما ولا شرابا

به ام سلمه گفتم من دنبال غذا و نوشیدنی نیامده ام، من کار مهمی با شما دارم

ولكني مولى لأبي ذر

خودم را معرفی کردم

فقالت مرحبا

خوش آمدی

فقصصت عليها قصتي

به ام سلمه جریان آن وضعیتی که برایم در جنگ جمل پیش آمد را تعریف کردم، آن تردید و شک

فقالت أين كنت حين طارت القلوب مطائرها

تو کجا قرار گرفتی آن موقعی که دلها و نسل‌های انسان‌ها در این فتنه‌ها پرواز می‌کند وبه ناکجا آباد می‌رود؟

قلت إلى حيث كشف الله ذلك عني عند زوال الشمس

بله من هم در این تردید و دو دلی و شک قرار گرفتم تا وقتی که وقت اذان ظهر و هنگام زوال شمس شد، آن موقع حقایق برای من کشف و هویدا شد و پیرو حق بودم

قال أحسنت سمعت رسول الله يقول علي مع القرآن والقرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض

 

ام سلمه ام المومنین همسر رسول خدا فرمود از پیامبر شنیدم که فرمودند علی (علیه‌السلام) ‌با قرآن است و قرآن با علی است و این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا روز قیامت که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

خب حالا نسبت به معنای این حدیث و مفهوم این حدیث و برداشت‌هایی که می‌شود توضیح خواهم داد ولی نسبت به سند این حدیث ذیل این روایت را عزیزان بیننده نگاه کنند که می‌گوید:

هذا حديث صحيح الإسناد وأبو سعيد التيمي هو عقيصاء ثقة مأمون ولم يخرجاه

این حدیث سندش صحیح است راوی آن هم ابو سعید التیمی آدم ثقه و امینی است، البته این روایت بر اساس مسلم و بخاری روایت صحیحی است اما در کتاب بخاری و مسلم ذکر نشده است.

المستدرك على الصحيحين  ج 3   ص 134 ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

ذهبی هم در کتاب تلخیص که شرح بر همین کتاب حاکم نیشابوری است می‌گوید:

صحیح وابوسعید ثقة

روایت صحیح است و ابو سعید آدم مورد اعتمادی است.

سبل الهدى والرشاد  ج 11   ص 297 ، اسم المؤلف:  محمد بن يوسف الصالحي الشامي الوفاة: 942هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض

إجمال الإصابة  ج 1   ص 55 ، اسم المؤلف:  خليل بن كيكلدي العلائي الوفاة: 761 ، دار النشر : جمعية إحياء التراث الإسلامي - الكويت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد سليمان الأشقر

المعجم الأوسط  ج 5   ص 135 ، اسم المؤلف:  أبو القاسم سليمان بن أحمد الطبراني الوفاة: 360 ، دار النشر : دار الحرمين - القاهرة - 1415 ، تحقيق : طارق بن عوض الله بن محمد ,‏عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني

المعجم الصغير ( الروض الداني )  ج 2   ص 28 ، اسم المؤلف:  سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، دار النشر : المكتب الإسلامي , دار عمار - بيروت , عمان - 1405 - 1985 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد شكور محمود الحاج أمرير

كنز العمال  ج 11   ص 277 ، اسم المؤلف:  علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمود عمر الدمياطي

 

مهم این است که ما این روایت را بفهمیم، این روایت روایت صحیحی است، کسی نمی‌تواند منکر وجود این روایت شود، اگر کسی بخواهد منکر وجود این روایت شود، یک روایت صحیحی را که در این همه منابع اهل سنت آمده است بخواهد منکر شود باید خیلی از روایات صحیحة خودشان را کنار بگذراند.

مجری:

بسیار عالی خیلی متشکرم از شما جناب استاد، ما با اجازه شما کلیپی را ببینیم و بعد در خدمت شما هستیم.

پخش کلیپ:

بیننده:

شیخ سوال داشتم راجع روایتی از پیامبر که در کتاب مستدرک حاکم نیشابوری نقل شده و می‌خواستم نظرتون را راجعش بدانم، پیامبر اکرم می‌فرماید: علی همراه قرآن است و قرآن نیز همراه با علی است هیچگاه از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا اینکه کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

کارشناس وهابی:

حدیث باطل است، سوال دومی داری؟

بیننده:

چرا باطل است؟

کارشناس:

سند روایت ضعیف است

بیننده:

ذهبی در کتاب تلخیص می‌گوید سند روایت صحیح است

کارشناس:

سند روایت ضعیف است حدیث صحیح نیست، سوال دومی داری؟

بیننده: ذهبی در کتاب تلخیص می‌گوید حدیث صحیح است

کارشناس:

سوال دیگری داری؟ حدیثی که بیننده ذکر کرد و وقت ما را گرفت این حدیث باطل است

مجری:

بله تشکر می‌کنم که همچنان با فائزون از شبکه جهانی ولایت همراه هستید، جناب استاد در خدمت شما هستیم.

کارشناس:

آقایان وهابی دو دسته هستند، یک دسته وقتی که می‌بینند نمی‌توانند این روایت را جور دیگری معنا کنند از بیخ منکر وجود روایت می‌شوند می‌گویند اصلا این روایت باطل است و همچین حدیثی نداریم کما اینکه ابن تیمیه این کارها را کرده است،‌ در رابطه با روایت «علی مع الحق والحق مع علی» آن همه روایت ما نشان دادیم، 22 منبع موثق اهل سنت را نشان دادیم می‌گفت اینکه بین علما مشهور شده که همه این را نقل کردند نه هیچکس این را نقل نکرده است، نه در سند صحیح و نه در سند ضعیف، از بیخ منکر می‌شوند، صورت مساله را پاک می‌کنند، به خاطر اینکه نمی‌توانند توجیه کنند، با این روایت باید دست‌های خود را بالا ببرند و حقانیت شیعه را بپذیرند، حقانیت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) ‌را بپذیرند. خب به چه دلیل؟ آقایی که تماس گرفته می‌گوید ذهبی مهمترین عالم رجالی اهل سنت تصحیح کرده و گفته است که این روایت روایت صحیحی است راوی آن مورد اعتماد است، خب اگر شما روایتی را که ذهبی قائل به صحیح بودن آن است قبول نمی‌کنید پس کل روایات را باید کنار بگذارید.

یک دسته دیگر هستند که اینها می‌آیند می‌بینند روایت موجود است، می‌آیند یک جور دیگری معنا می‌کنند، هستند کسانی که می‌آیند و جور دیگری معنا می‌کنند، آنها هم یک دسته دیگر هستند.

مجری:

بله خیلی متشکرم از شما، دوستان در اتاق فرمان اگر محبت کنند کلیپ بعدی را پخش کنند.

پخش کلیپ: عرعور مبلغ وهابی

مجری:

علی همراه با قرآن است و قرآن همراه با علی، با این روایت چه استدلالی می‌تواند کرد بعد از فرض کردن صحت روایت؟

عرعور:

شکی نیست کلام استاد ابو محمد موجه است یعنی بر فرض صحیح بودن روایت می‌گویم فرض کنیم روایت صحیح است این روایت شهادت می‌دهد بر استقامت علی و علم او و بر اینکه او با قرآن مخالفت نمی‌کند و در این مورد هیچ اختلافی بین ما و شما وجود ندارد و این موضوع نیست، ما ایمان داریم که قرآن صحابه و از جمله صحابه علی را تزکیه می‌کند و ایمان داریم که علی قرآن را زنده نگه داشته است.

مجری:

بله تشکر از نگاه مهربان شما، استاد در خدمت شما هستیم.

کارشناس:

آقا عرعور که یکی از علمای وهابیت است در این کلیپی که دوستان پخش کردند همانطور که عرض کردم این از دسته دوم علمای وهابیت است، می‌آید تحریف می‌کند معنای روایت را و می‌گوید اگر صحت این روایت را بپذیریم خب این چیز مهمی نیست، علی با قرآن است، یعنی علی مخالفتی با قرآن نمی‌کند، و اینکه قرآن با علی است،‌یعنی قرآن از علی تعریف می‌کند همانگونه که از صحابه تعریف می‌کند، این هم جزئی از صحابه است.

ببینید چگونه معنا را تحریف می‌کند، اگر فقط در این روایت «علی مع القرآن» داشتیم، می‌گفتیم یعنی علی تابع قرآن است و مخالفتی با قرآن نمی‌کند، اگر فقط همین بخش اول هم باشد باز خیلی امتیاز برای امیرالمومنین است، یعنی بدانید تا روز قیامت علی پیرو قرآن است و همه باید پیرو علی باید چون پیرو قرآن است، اما جمله را آقای عرعور توجه نمی‌کند و جور دیگری معنی می‌کند، «والقرآن مع علی» خیلی معنا دارد،‌ من چند شب باید بنشینم و این را توضیح بدهم و ان‌شاءالله ‌اگر امشب فرصت نشد در برنامه هفته آینده توضیح خواهیم داد، قرآن با علی است،‌همانطور که علی با قرآن است، معیت قرآن با علی یعنی چه؟ یعنی قرآن به دنبال علی است، معیت به این معناست دیگر، اگر جمله اول را این گونه ترجمه کردیم که علی با قرآن و پیرو قرآن است، قرآن هم پیرو علی است،‌ با علی است، اگر با همان ادبیات بخواهیم معنا کنیم که عرعور جمله اول را معنا کرد معنایش این است،‌ بعد هم اضافه می‌کند، در روایت که نیامده «والقرآن مع الصحابة وعلی» گفت قرآن تمجید می‌کند از علی و صحابه، علی هم چون از جمله صحابه است، ببینید چجوری این وهابی‌ها حتی سخن صریح و نص رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) ‌را تحریف می‌کنند، اینها اینجوری مخاطب خودشان را احمق فرض می‌کنند که معنای روایت را نمی‌فهمد،‌ معنای «والقرآن مع علی» یعنی علی با قرآن فرقی ندارد،‌ به تعبیر دیگر، تعبیری که از خود امیرالمومنین داریم، من این روایت را عرض بکنم در کتاب ینابیع المودة قندوزی حنفی در صفحه 82 این روایت را داریم که در جنگ صفین معاویه یکی از کارهایی که کرد این بود که آمد قرآن را سر نیزه کرد که بر اساس قرآن عمل کنیم، امیرالمومنین سلام الله علیه به جعیت فرمود:

ولما أراد أهل الشام أن يجعلوا القرآن حكما بصفين قال الإمام علي رضي الله عنه : أنا القرآن الناطق

قرآن ناطق من هستم، یعنی همانی که قرآن مکتوب است همان قرآن بخواهد صدایش در بیاید صدای من است، سخن من قرآن است.

ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 1 ص 214

خب حالا بحث در این رابطه زیاد است و معیت را باید مفصل توضیح بدهیم.

مجری:

خیلی متشکرم از شما. ارتباط تلفنی ما برقرار شده است، سلام علیکم بیننده گرامی به برنامه فائزون خوش آمدید

بیننده: رضا از تهران

سلام عرض می‌کنم خدمت کارشناس محترم برنامه دو سوال داشتم، سوال اول اینکه در بین امت اسلامی یکی از مسائلی که خیلی باعث اختلاف و تشکیل فرقه‌های مختلف است که هم در طول تاریخ بوده است بحث جانشینی پیامبر یا به تعبیر ما شیعیان امامت است، می‌خواستم ببینم به چه دلیل داخل قرآن تصریح به این قضیه نشده است، حالا ما به این جهت که شیعه هستیم و اعتقاد داریم که امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) ‌جانشین پیامبر هستند اگر نام مبارک ایشان به صورت صریح به عنوان جانشین پیامبر ذکر می‌شد طبیعتا یک بخشی از اختلافات برداشته می‌شد.

سوال دیگری هم که داشتم این است که یک جمله ای راجع به کتاب کافی است، کتابی که در مورد هست که «الکافی کاف لشیعتنا» می‌خواستم بدانم این حدیث امام معصوم است یا تعبیر یکی از علما راجع به این کتاب است و اگر درست است معنایش دقیقا چیست؟

مجری:

خیلی ممنون و سپاسگذارم،‌ آقا سعید از کرج، سلام عرض می‌کنم به فائزون خوش آمدید

بیننده: سعید از کرج

سلام علیکم خدمت شما، سوال من این است که اعتقاد شیعه این است که اهل بیت همه علم غیب دارند و از آینده با خبر هستند، حالا سوال من این است که حضرت علی هم علم غیب داشتند طبیعتا باید قاتل خود را می‌شناختند و اگر می‌شناختند چرا مانع نشدند تا حضرت را به قتل برسانند؟

مجری:

بسیار ممنونم از آقا سعید از کرج.

همچنان در کنار شما هستیم با برنامه فائزون که از شبکه جهانی ولایت تقدیم شما عزیزان می‌شود، از شما خواهش می‌کنم برایمان پیامک بفرستید و در برنامه خودتان بیشتر مشارکت بفرمایید.

جناب استاد در خدمتتان هستیم.

کارشناس:

بله جناب آقا رضا از تهران دو سوال مطرح کردند سوال اول اینکه ما که شیعه هستیم و معتقد به امامت ائمه به عنوان جانشین رسول خدا هستیم چرا نام علی (علیه‌السلام) ‌در قرآن نیامده است؟ اولا بنا بر نظر بعضی از حتی اهل سنت نام علی در قرآن آمده است، در آیه 50 سوره مریم که حالا این یک بحث مفصلی دارد که ما خیلی به آن نپردازیم بهتر است، در کتاب البصائر والذخائر که نویسنده آن ابی حیان است در جلد دوم این چنین دارد که:

قول الله عز وجل ' وجعلنا لهم لسان صدق عليا ' مريم : 50 أن المراد به علي بن أبي طالب عليه السلام ؛ والقائل بهذا مقدم في النحو على طبقته في العلم ، وهو ابن المراغي

می گویند از لحاظ نحوی این علیاً، نام علی (علیه‌السلام) ‌است،‌ و از لحاظ نحوی این تعبیر درست‌تر است.

البصائر والذخائر  ج 2   ص 230 ، اسم المؤلف:  أبو حيان علي بن محمد بن العباس التوحيدي الوفاة: 414هـ ، دار النشر : دار صادر  - بيروت/لبنان - 1419هـ-999م ، الطبعة : الراجعة ، تحقيق : د.وداد القاضي

 

کتاب شواهد التنزل حسکانی هم باز این مطلب را آورده و ذکر کرده است.

حالا این مطلب را نمی‌خواهیم خیلی بحث کنیم، اصلا می‌گوییم نیامده است، اما اصل امامت در قرآن آمده است،‌مصادیق امامت، صفات امامت که چه کسی باید امام باشد آیات متعددی و اینکه خداوند باید امام را منصوب کند این در قرآن آیه 124 سوره بقره آمده است:

انی جاعلک للناس اماما

جعل امامت و نصب امامت به وسیله خداوند است.

پس ببینید امامت این جور نیست که مردم انتخاب کنند که بیایند شورایی تشکیل بدهند. در قرآن کریم این مسائل آمده اما اینکه اسم نیامده به خاطر اینکه روش قرآن این است که اسم آیندگان را مطرح نمی‌کند اسم گذشتگان را مطرح می‌کند، ثانیا روش قرآن این است که کلیات را می‌گوید، مصادیق و جزئیات را باید پیامبر بفرماید، در آیه 44 سوره نحل قرآن کریم این چنین می‌فرماید:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا تو برای مردم تبیین کنی

لذا در قرآن می‌فرماید نماز بخوانید اما کجا گفته است که نماز ظهر را 4 رکعت بخوانید؟ مردم باید گوش به فرمان رسول خدا باشند، رسول خدا به عنوان مبین قرآن و مفسر قرآن وظیفه دارد که برای مردم تبیین کنند. فرموده است که زکات بدهید، حالا در چه چیزهایی باید زکات  داد؟ چه اندازه باید زکات داد؟ نصاب زکات چقدر است؟ اینها را چه کسی بیان کرده است؟ رسول خدا بیان کرده است، طبق آیه 44 سوره نحل وظیفه رسول خدا همین است که بیان کند.

لذا آیه داریم در قرآن کریم در سوره مائده داریم که

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

سوره مائده آیه 67

خداوند به پیامبر امر می‌کند که آنچه را که برای تو نازل شده است را ابلاغ کن، آمد همه جمعیت را در غدیر جمع کرد، سخنرانی کرد، خطبه خواند و ان‌شاءالله ‌شرح این خطبه را در ماه ذی الحجه در ویژه برنامه ماه ولایت مفصل بیان خواهیم کرد، من فقط همین یک جمله از خطبه ای که پیامبر خواندند را بیان کنم که حضرت فرمودند:

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

دست علی (علیه‌السلام) ‌را بلند کردند.

ببینید قرآن وظیفه اش بیان کلیات است.

مجری:

می شود اینطوری سوال پرسید که اگر نام امیرالمومنین در قرآن می‌آمد مثل همین حدیثی که عالم وهابی خیلی راحت گفت سند ندارد، ضعیف است و قس علی هذا، آیا ممکن بود که به خود قرآن هم آسیبی برسد یا قرآن حذف و تحریف شود؟

کارشناس:

بسیاری از صاحب‌نظران همینطور گفتند که یکی از حکمت‌هایی که قرآن نام امیرالمومنین را نگفته بلکه با اشاره گفته است

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

آن کسی که در نماز در رکوع زکات داد، انفاق در راه خدا کرد، این ولی شماست.

سوره مائده آیه 55

خب ببینید اسم نبرد، بعد هم همه مسلمانان تحقیق کردند و پیامبر فرمود که علی (علیه‌السلام) ‌بوده که چنین کاری کرده است، این در کتب اهل سنت و تفاسیر آنان است. بله اگر اسم برده می‌شد بعید نبود که دست به تحریف قرآن بزنند، ما شیعه معتقدیم که قرآن تحریف نشده است،چرا تحریف نشد؟ چون قرآن جوری بیان کرد، اسم نبرد که دست به تحریف قرآن نزنند و الا بنی امیه تحریف قرآن را در سر لوحه کار خودشان قرار می‌دادند، قرآن تحریف نشد به خاطر اینکه خداوند این دقت‌ها را در نزول آیات داشت.

البته نکته دیگری هم که می‌شود گفت این است که بسیاری از آقایان اهل سنت همین جایگاه را برای خلفا قبول دارند، خب اسم خلفا هم در قرآن نیامده است، این شبکه‌های وهابی مرتبا می‌گویند خب چرا حضرت علی (علیه‌السلام) ‌در قرآن نیامده است؟ خب چرا خلفای دیگر نامشان در قرآن نیامده است؟ پس اینکه نیامده دلیل بر چیست؟ شما جواب همین را باید بدهید، ما باید تابع رسول خدا باشیم، قرآن و سنت، سنت یعنی کلمات رسول خدا که بیان کرده است.

اما سوال دوم ایشان که عبارت «الکافی کاف لشیعتنا» از کجا آمده است؟ این را نسبت می‌دهند حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه، چون مرحوم کلینی 20 سال زحمت کشید تا کتاب کافی را نوشت، برخی از محققین در رابطه با کتاب کافی مقدمه ای زدند که در آن مقدمه از مرحوم علامه مجلسی هم سوال می‌کنند که این مطلب درست است یا نه، این حکایت درست است یا نه ، ایشان تصدیق می‌کند که امام عصر ارواحنا له الفداه وقتی که کتاب کافی کامل شد و نوشته شد حضرت فرمود این کتاب کافی اگر شیعیان ما بخواهند مسائلشان را به دست بیاورند همین کتاب برای شیعیان ما کافی است، این مطلب از اینجا پیدا شد، این نسبت و عنوان و صفتی است که در طبق این نقل از خود امام عصر ارواحنا له الفداه آمده است، معنایش هم این نیست که دیگر کسی کتاب ننویسد، نه، یعنی اگر شیعیان به همین کتاب عمل کنند کفایت می‌کند.

اما سعید آقا از کرج گفتند اگر امیرالمومنین علم غیب داشت که داشت پس چرا قاتل خود را نشناخت؟ یا چرا برخوردی با قاتل خود ابن ملجم لعنة الله علیه نکرد؟ ببینید اینجا چند نکته را باید عرض کنیم، آقا سعید و همه بینندگان توجه دارند، اولا معنای علم غیب نیست که امام در مسائل شخصی خودش هم از علم غیب استفاده کند، توی مسائل شخصی و در مسائل شخصی دیگران رسول خدا که مسلما علم غیب داشت، از مسائل شخصی مردم هم از علم غیب استفاده نمی‌کرد، دو نفر می‌آمدند با همدیگر دعوا داشتند این می‌گفت این مال برای من است،‌اون یکی می‌گفت برای من است، پیامبر چکار می‌کرد؟ به علم غیب رجوع می‌کرد؟ خیر، تو مسائل شخصی از علم غیب رسول خدا استفاده نمی‌کرد، ائمه هم همینطور، فرمود:

إنما أقضي بينكم بالبينات والأيمان

رسول خدا در قضاوت هایش بر اساس بینة و بر اساس قسم، یعنی همین ضوابط قانونی اثبات حکم، شاهد باید بیاید شهادت بدهد، بینه باشد، تا قاضی بتواند بر اساس این بینه حکم بدهد، شهادت بدهند که این خانم طلاق داده شده است و می‌تواند با دیگری ازدواج کند، این بینه است، خب رسول خدا بر اساس بینه عمل میکرد، امیرالمومنین هم بر اساس بینه عمل می‌کرد، در مسائل شخصی این چنین است. ثانیا امیرالمومنین سلام الله علیه می‌دانستند ابن ملجم قاتل اوست لذا ما در بعضی از روایات داریم،‌عزیزان در کتاب طبقات الکبری ابن سعد مراجعه کنند جلد سوم آنجا می‌گوید:

حدثني أبو الطفيل قال دعا علي الناس إلى البيعة

امیرالمومنین وقتی که به خلافت رسید مردم را دعوت به بیعت کرد

فجاء عبد الرحمن بن ملجم المرادي فرده مرتين

امیرالمومنین وقتی که ابن ملجم آمد او را رد کرد و گفت تو بیعت نکن

ثم أتاه

بار سوم ابن ملجم خدمت امیرالمومنین آمد

فقال ما يحبس أشقاها لتخضبن أو لتصبغن هذه من هذا يعني لحيته من رأسه

امیرالمومنین بار سوم وقتی که برای بیعت آمد دستی به محاسنشان کشیدند و فرمودند کسی که این محاسن را به خون رنگین می‌کند و سر مرا غرق به خون می‌کند برای چه می‌خواهد بیعت کند؟

الطبقات الكبرى  ج 3   ص 33، اسم المؤلف:  محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر : دار صادر - بيروت

امیرالمومنین از قبل می‌دانستند، آن زمانی که آمد بیعت کند امیرالمومنین گفت برو تو بیعت نکن، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان حضرت می‌دانست که قاتل اینجاست، مگر موظف هست امامی که می‌داند جلوی مشیت الهی را بگیرد؟ امام حسین (علیه‌السلام) ‌می‌داند که اگر به کربلا برود کشته می‌شود، اما در جواب ابن عباس چه فرمود؟ در جواب محمد حنفیه برادرش چه فرمود؟ فرمود: «إن الله شاء أن يراني قتيلا» خدا اراده کرده من کشته شوم.

پس بنابراین علم غیب امام مانع از این است که بخواهد قصاص قبل از جنایت کند، هنوز ابن ملجم مرتکب این جرم بزرگ نشده که بخواهند او را قصاص کنند. اصلا مردم سوال می‌کردند که به چه دلیلی دارند این فرد را اعدام می‌کنند، امیرالمومنین در موضع اتهام قرار می‌گرفت و اصلا مشیت الهی این نیست، همه ائمه معصومین ما به شهادت رسیدند و می‌دانستند قاتلشان کیست، امام رضا (علیه‌السلام) ‌که امروز روز زیارتی ایشان است می‌دانست این انگوری که مامون تعارف می‌کند سمی است، اول تناول نکردند، اما امام را مجبور کرد، امام وقتی که به کاخ مامون می‌رفت به اباصلت گفت من دارم می‌روم وقتی که برمی گردم اگر عبا روی سر کشیده بودم با من حرف نزن که کار تمام است، یعنی امام می‌داند اما جلوی مشیت الهی را که نباید بگیرد، علم غیب دانستن است، معنایش این نیست که جلوی مشیت الهی گرفته شود.

مجری:

خیلی متشکرم از شما، آقای عظیمی از کرج بفرمایید

بیننده: عظیمی از کرج

سلام علیکم عرض ادب دارم خدمت شما استاد گرامی و بینندگان محترم، دو تا سوال داشتم، از حضرت استاد می‌خواستم بپرسم در شبکه‌های وهابی خیلی دیدم که در رابطه با ازدواج حضرت علی (علیه‌السلام) ‌ام کلثوم با خلیفه دوم خیلی مانور می‌دهند، می‌گویند عمر داماد حضرت علی و حضرت زهراست و چطور می‌شود که کسی با قاتل مادر خود وصلت داشته باشد؟ البته شبکه ولایت در این رابطه کلیپ‌های جالبی را پخش کردند و من دانلود کردم و خیلی استفاده کردم. یک سوال دیگرم هم در در مورد ثقلین است که حضرت پیامبر در هنگام وفات می‌فرمایند من دو چیز گرانبها برای امتم می‌گذارم، کتاب الله وعترتی، البته اهل تسنن می‌گویند: کتاب الله وسنتی، خلاصه آیا روایات معتبری برای این قضیه وجود دارد؟ یک انتقادی هم داشتم اینکه شبکه ولایت دیگر به سمت مناظره با اهل تسنن نمی‌روند، اگر عنایت بفرمایند به این سمت هم بروند تا شبکه یک مقدار پربارتر و جذاب تر شود، در مورد این دوستمان هم گفتند اگر حضرت علی علم غیب داشتند چرا به محراب رفتند تا شهید شوند، من با عقل کوچک خودم می‌خواهم بگویم که ظرفیت ما در این حد نیست، همچنان که حضرت موسی پیامبر اولوالعزم بود در مورد حضرت خضر ظرفیتش انقدر پایین بود، خب سه کار حضرت خضر کردند،یک کشتی را سوراخ کردند، یک پسر بچه را به قتل رساندند و یک دیواری را درست کردند، آنجا وقتی که حضرت خضر به حضرت موسی پاسخ می‌داد می‌گفت که این علم از طرف خودم نبود بلکه از طرف خدا بود و شما ظرفیتش را نداشتی که این قضیه را بدانی. وقتتان را گرفتم موید باشید،‌ خدا نگهدار.

مجری:

متشکرم، سلام عرض می‌کنم خدمت آقای امیر از گلستان

بیننده: امیر از گلستان

سلام علیکم خسته نباشید، با تشکر از زحمات استاد و مجری محترم، آیا دیگر صحابه از جمله خلفا هم چنین فضائلی مهم داشتند یا خیر و اگر دارند ذکر بفرمایید و پیشنهاد می‌کنم هر حدیثی از فضائل حضرت امیر نقل می‌شود استاد بفرماید این حدیث خاص امام علی (علیه‌السلام) ‌است و دیگران این فضائل را ندارند، با تشکر و سپاس از شما و عوامل پشت صحنه.

مجری:

ممنون و سپاسگذارم، جناب استاد در خدمت شما هستیم.

کارشناس:

بله تشکر می‌کنیم از دوستان عزیزی که سوالات خود را می‌پرسند، جناب آقای عظیمی سوال کردند در رابطه با ازدواج ام کلثوم گرچه خودشان هم گفتند که شبکه جهانی ولایت بارها برنامه‌ها و کلیپ‌هایی در پاسخ به این موضوع مطرح کرده و پخش نموده است.

در رابطه با ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم اولا سه دیدگاه وجود دارد، حتی در بین علمای اهل سنت هم این سه دیدگاه هست، بعضی از علمای اهل سنت نظرشان این است که یه همچین ازدواجی اتفاق افتاده است، اکثریت اهل سنت می‌گویند چنین ازدواجی اتفاق نیفتاده است، دیدگاه سوم این است که این ام کلثومی که با خلیفه دوم ازدواج کرده است این ام کلثوم دختر ابی بکر بوده ربیبه امیرالمومنین (علیه‌السلام) ‌بوده است، یعنی در خانه علی (علیه‌السلام) ‌بزرگ شده است، چون می‌دانید که محمد بن ابی بکر و این ام کلثوم اینها در خانه امیرالمومنین بزرگ شدند، لذا محمد بن ابی بکر از کسانی است که خودش در رکاب امیرالمومنین سلام الله علیه حضور پیدا می‌کند، پس سه دیدگاه است این جور نیست که حتما یه همچین اتفاق نظری وجود داشته باشد.

اما آنچه که بیشتر به حق نزدیک است این است که چنین ازدواجی صورت نگرفته است چون این ازدواج اصلا اگر بگوییم صورت گرفته است فضیلتی برای خلیفه دوم نخواهد بود، اگر ام کلثومی باشد که دختر فاطمه زهرا است، چند سالش بوده است وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رفته است؟ حضرت زینب چهار ساله بوده و او باید سه ساله باشد، تا برسد به سن بلوغ و سن تکلیف و سن ازدواج چند سال ادامه پیدا می‌کند؟

مجری:

حداقل 6 سال

کارشناس:

یک 15 سال دیگر باید روی آن بیاید، حالا بگوییم 10 سال هم که بیاید تازه 13 سال، تا بتواند ازدواج کند،‌ 10 سال بعد از شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها خلیفه دوم چند ساله بوده است؟ اصلا آیا توجیه پذیر است خلیفه ای که در آن سن کهولت است بیاید با یک دختر 13 ساله ازدواج کند؟ اصل این خواستگاری واقعا اگر یه همچین کاری را خلیفه دوم کرده باشد این مزیت است؟ که اصلا خواستگاری کند، ما می‌گوییم یک همچین کاری نکرده است، کسانی که می‌گویند همچین کاری کرده است باید بیایند نسبت به خلیفه دوم این توهین خودشان را یک جوری جواب بدهند، اصلا تناسب سنی ندارد، اگر ده سال بعد از شهادت فاطمه زهرا را در نظر بگیریم که آن موقع خلیفه دوم حاکم بوده است، آمده با یک دختر 13 ساله ازدواج کرده است، این چیست؟ پس بنابراین چنین ازدواجی اصلا صورت نگرفته است، لذا بعضی از علمای اهل سنت بلکه بیشتر علمای اهل سنت معتقدند که چنین ازدواجی صورت نگرفته است و آنهایی هم که معتقدند چنین ازدواجی صورت گرفته است دیدگاه سوم را دارند که این دختر بزرگ بوده است، دختر ابی بکر بوده و در خانه امیرالمومنین بوده و خلیفه دوم از امیرالمومنین خواستگاری کرده است که خب امیرالمومنین هم با این ازدواج موافق نبود ولی مجبور شدند که به این ازدواج تن بدهند.

ما البته یک برنامه 13 قسمتی را در شبکه جهانی ولایت آماده کردیم، تدوین کردیم ان‌شاءالله ‌در آینده برای پخش می‌گذاریم که پاسخ این جریان ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم را به صورت مفصل می‌دهد.

اما سوال دومشان حدیث ثقلین، حدیث ثقلین در منابع اهل سنت هر دو جور آمده است، هم کتاب الله وسنتی آمده است و هم کتاب الله وعترتی آمده است و من این قول را به شما می‌دهم که یکی از موضوعات و روایات برنامه فائزون در سرفصل‌هایی که برای بحث در ادامه چیده ام می‌رسیم به این روایت ثقلین، ما عرض کردیم که حقانیت شیعه را، حقانیت مولا امیرالمومنین را اثبات می‌کنیم از روایات نبوی که در کتب اهل سنت است، اینکه عرض می‌کنم در منابع اهل سنت کتاب الله واهل بیتی یا عترتی وجود دارد در سنن نسائی آمده است، سنن ترمذی آمده است، حاکم نیشابوری آورده است، مسند احمد آورده است، طبرانی در معجم الکبیر خود آورده است، ببینید همه شان هم با سند صحیح، اینها را تقدیم بینندگان خواهیم کرد. حالا من به خاطر اینکه مختصر جواب داده باشم فقط این منابع را اشاره کردم هر دو جور روایت نقل شده است، در کتب اهل سنت هم «کتاب الله وسنتی» و هم «کتاب الله وعترتی اهل بیتی» آمده است، روایت «اهل بیتی» به صورت متواتر و صحیح است حتی البانی که یک قدری به بعضی از روایات اشکال می‌گیرد نسبت به صحت این روایت با اینکه یک متعصب و شبه وهابی است صحت این روایت «اهل بیتی» را تایید می‌کند.

اما سوال آقای امیر آقا از گلستان، در واقع ایشان سوال نکردند پیشنهادی کردند، پیشنهاد کاملا درستی بود، این روایاتی که ما از منابع اهل سنت در رابطه با حقانیت مولا علی (علیه‌السلام) ‌می‌گوییم چنین روایاتی در رابطه با هیچ یک از صحابه وجود ندارد، اگر وجود می‌داشت ما می‌آمدیم بحث می‌کردیم، سند آن را بررسی می‌کردیم، ببینید در رابطه با روایت «علی مع الحق والحق مع علی» هیچ یک از صحابه نیامده جز علی بن ابیطالب علیه السلام، بله گفتیم در بعضی از منابع اهل سنت در رابطه با عمار آمده است ولذا اشاره کردیم، گفتیم در منابع شیعه هم نیست، شیعه چنین روایتی را روایت نکرده است که «عمار مع الحق والحق مع عمار» از بعضی از منابع اهل سنت نقل کردیم و توضیح دادیم که آنجا رسول خدا فرمود آن موقعی که عمار را می‌کشند عمار با حق است، چون گروهی که عمار را می‌کشند گروه باغی و سرکش هستند، گروهی هستند که بر باطل‌اند، عمار با چه کسانی جنگید و به شهادت رسید؟ با معاویه و لشکریان معاویه جنگید و این روایت هم حقانیت علی (علیه‌السلام) ‌و مع الحق بودن حضرت را ثابت می‌کند که عمار شاخص برای شناخت حقانیت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) ‌است. در بعضی از منابع خواستند بعضی از فضائل را برای دیگران جعل کنند ولی روایاتش روایات ضعیفی است و این روایات ضعیف مورد اعتنای خود اهل سنت نیست لذا حتی این تعبیری که مثلا می‌گویند ابابکر صدیق، یک روایت صحیح از رسول خدا در منابع اهل سنت وجود ندارد که رسول خدا این لقب را به ابابکر داده باشد. خود عمر روایت می‌کند، این روایت در کتاب المصنف که عمر می‌گوید:

لقد أوتي علي بن أبي طالب ثلاث خصال لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم زوجه ابنته فولدت له وسد الأبواب إلا بابه وأعطاه الحربة يوم خيبر

عمر می‌گوید علی را سه خصلت پیامبر داده است که اگر یکی از اینها را پیامبر به من داده بود خیلی باری من ارزش داشت، محبوت تر بود از اینکه همه دنیا را به من بدهند، اول اینکه دختر خود را همسر علی کرد و این همسر برایش فرزندانی به وجود آورد،‌ حسن، حسین، دوم اینکه درهای خانه‌هایی که به مسجد النبی باز می‌شد همه را پیامبر به امر خدا بست جز در خانه امیرالمومنین علی علیه السلام، همانطور که خانه خود رسول خدا به مسجد در داشت، علی هم نفس پیامبر است، و سوم اینکه در روز خیبر پرچم جنگ را به دست امیرالمومنین (علیه‌السلام) ‌داد و فاتح خیبر شد.

مصنف ابن أبي شيبة  ج 6   ص 369 ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت

خب ببینید اینها چیزهایی است که خود صحابه می‌گویند که هیچکسی این فضیلت‌های علی را ندارد، بله امیر آقا فرمودند که بگویید که چنین روایتی از رسول خدا در مورد در صحابه نیست، بله،‌ «علی مع القرآن والقرآن مع علی» برای هیچکسی رسول خدا نفرموده است.

مجری:

جناب استاد فرصتمان خیلی کم است، دو دقیقه بیشتر فرصت نداریم، یک جمع بندی بفرمایید.

کارشناس:

خب ما در بحث امشب جدای از این سوالاتی که عزیزان بیننده تماس گرفتند و پاسخ دادیم،‌یکی دیگر از روایات را مطرح کردیم «علی مع القرآن والقرآن مع علی» اسناد این روایت را توضیح دادیم،‌ در چه کتبی از کتب اهل سنت است را عرض کردیم، اما اینکه این به چه معناست،‌ معیت یعنی چی؟ این ماند که ان‌شاءالله ‌هفته آینده باید این معیت را معنا کنیم، این معیت خیلی در آن حرف است، معیتی که جدا نمی‌شوند، این دو از هم جدا شدنی نیستند،‌ یک اشاره کوتاه فقط توانستیم کنیم که یعنی علی قرآن است ولی این قرآن موجود قرآن مکتوب و صامت است و صدا ندارد،‌ علی قرآن ناطق است، معیت به این معناست، فرمود من قرآن ناطق هستم که از کتاب ینابیع المودة بیان کردیم.

مجری:

جناب استاد خیلی متشکرم از حضور ارزشمند شما، ان‌شاءالله ‌خدا به شما سلامتی بدهد توفیق داشته باشیم لحظه به لحظه به ارادت و مودت‌مان نسبت به ذات مقدس آقا جانمان امیرالمومنین (علیه‌السلام) ‌خداوند بیفزاید. یک دعا کنید

کارشناس:

اللهم عجل لولیک الفرج، خدایا نور ولایت مولا امیرالمومنین را که نور خدا و قرآن است بر دلهای ما بتابان.

مجری:

الهی آمین، اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم، افتخار داشتم که امشب در خدمت شما عزیزان باشم، تا برنامه بعدی فائزون در پناه حضرت امیرالمومنین باشید،‌ التماس دعا،‌ یا علی مدد و خداوند یار و نگهدارتان.

 

 



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر