صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 30 تير 1398 تعداد بازديد: 1026 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

      i.              بسم الله الرحمن الرحیم

    ii.               برنامه: فائزون

   iii.              جلسه: سیزدهم

   iv.              تاریخ: 980430

    v.               کارشناس: آیت الله رفعتی

b.                  مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

به نام خداوند عزیز، بخشاینده و مهربان،‌آقایان و خانم‌های گرامی خدمتتان سلام عرض می‌کنم، شبتان به خیر، یکشنبه شب شما سی‌ام تیرماه ان‌شاءالله پر از یاد و نام خداوند عزیز و پر از آرامش باشد، خدیا شکرت که به ما توفیق دادی در یکشنبه دیگر با برنامه فائزون مستقیم و زنده از شبکه جهانی ولایت در خدمت شما باشیم و 75 دقیقه این برنامه را به صورت زنده تقدیم شما عزیزان کنیم. گفتگویی زنده با حضور محقق و پژوهشگر عزیز و ارجمند استاد گرامی آیت الله رفعتی در حوزه شیعه شناسی بر مبنای روایات نبوی و نگاه به منابع علمای اهل سنت، منابع دست اول و بشناسیم که شیعه کیست، اعتقادات او چیست و چه مبانی اعتقاد دارد و برای حرف‌های خود چه اسناد مطمئن و قوی می‌تواند ارائه دهد.

پس بحث امشب و گفتگوی من را دنبال کنید با استاد آیت الله رفعتی عزیز که در استودیو در خدمتشان هستیم. استاد سلام دارم خدمت شما خیلی خیلی خوش آمدید

      i.              کارشناس:

سلام علیکم جناب آقای سوری عزیز شب شما هم به خیر باشد، در هفته گذشته نائب الزیاره شما و همه بینندگان عزیز بودیم و به نیابت از همه بینندگان شبکه ولایت بنده زیارت جامعه خواندم و امیدواریم که این دعاهایی که در حق بینندگان کردیم مستجاب شده باشد.

    ii.               مجری:

ان شا الله، سپاسگذاریم از شما. به رسم همیشه استاد منتظر هستیم یک مقدمه برای ما بفرمایید، مقدمه ای که تلخیصی از بحث‌های گذشته هم هست، ما از «علی مع الحق» شروع کردیم تا رسیدیم به جناب عمار

   iii.              کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم، ان‌شاءالله در محضر نورانی شما بینندگان عزیز از حقانیت شیعه و حقانیت امیرالمومنین سلام الله علیه، از روایات نبوی که در کتب و منابع معتبر اهل سنت است بحث را پی میگیریم و همانطور که اشاره کردید ما در بحث‌های گذشته آمدیم به سلسله روایاتی پرداختیم که حقانیت امیرالمومنین و شیعه را که از ایشان پیروی می‌کند ثابت می‌کند، از روایاتی که نبوی است و در منابع اهل سنت است،‌رسیدیم به روایت «علی مع الحق والحق مع علی» این روایت را از 22 منبع معتبر عزیزان اهل سنت بیان کردیم و سندهای آن را هم بررسی کردیم که اسناد معتبر و صحیحی بود. به این مناسبت رسیدیم به روایتی که در بعضی از کتب اهل سنت است که «عمار مع الحق» یا اینکه رسول خدا به عمار فرمود: « تقتلک الفئة الباغیة» که در آخرین بحثی که قبل از ویژه برنامه میلاد امام رضا (علیه‌السلام) در محضر عزیزان بودیم به این روایات رسیدیم و پرداختیم، چون بحث ناتمام ماند اگر اجازه بفرمایید و بینندگان در محضرشان باشیم این آخرین روایت را در این زمینه بپردازیم و بعد جمع بندی کنیم و سراغ روایت دیگری برویم.

ما در کتاب تاریخ بغداد خطیب بغدادی در جلد پانزدهم یک روایتی داریم که این روایت را از قسمت اولش من برای بینندگان عزیز بخوانم

عن علقمة والأسود قالا

علقمه و اسود این دو نفر نزد ابو ایوب انصاری می‌آیند

أتينا أبا أيوب الأنصاري عند منصرفه من صفين

این دو نفر می‌گویند پیش ابو ایوب انصاری از صحابه مهم و از انصار پیامبر آمدند هنگامی که از صفین باز می‌گشت

فقلنا له يا أبا أيوب إن الله أكرمك بنزول محمد وبمجيء ناقته تفضلا من الله واكراما لك حتى أناخت ببابك دون الناس

 

تو شخصیت خیلی ارزشمندی هستی، تو کسی هستی که خدا تو را بزرگوار کرده به سبب اینکه وقتی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کردند خیلی‌ها می‌خواستند افسار شتر پیامبر را بگیرند و به منزل خودشان ببرند و پیامبر مهمان آنها شود،‌ پیامبر فرمود نه این ناقه هر جا که نشست ماموریت دارد که من مهمان همانجا باشم، نزول حضرت محمد و ناقه اش تفضل الهی بود، اکرام الهی بود برای تو و در خانه تو نشست و در خانه دیگران ننشست، عبدالله بن ابی که سرکرده منافقان بود خیلی اصرار داشت که پیامبر را به خانه خود ببرد که بتواند از این جهت سوء استفاده داشته باشد

حتی أناخت ببابک دون الناس

شتر پیامبر در خانه تو زانو زد نه در خانه دیگران، تو همچین شخصیتی هستی

ثم جئت بسيفك على عاتقك

حالا تو شمشیر حمایل کردی، اسلحه به دوش کشیدی

تضرب به أهل لا إله إلا الله

تو شمشیر می‌کشی و به جنگ مسلمانان می‌روی؟ این دو نفر در واقع دارند به جناب ابوایوب انصاری اعتراض می‌کنند، می‌دانید چرا اعتراض می‌کنند؟ به خاطر اینکه هم در کتاب بخاری و هم در کتاب مسلم روایت صحیح این دو کتاب نقل کردند از رسول خدا که فرمود:

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَكِلَاهُمَا من أَهْلِ النَّارِ

صحيح البخاري  ج 6   ص 2594 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

یا تعبیری که مسلم دارد این است که

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ في النَّارِ

اگر دو گروه مسلمان با همدیگر جنگیدند هر دو از اهل جهنم هستند، قاتل و مقتول در جهنم هستند.

صحيح مسلم  ج 4   ص 2887 ، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

اینها اعتراض می‌کنند، تو که خداوند همچین تفضلی به تو کرده است، آن وقت می‌آیی و با مسلمانان می‌جنگی؟

فقال يا هذا إن الرائد لا يكذب أهله

رهبر الهی به اهل خودش دروغ نمی‌گوید، یعنی رسول خدا

وإن رسول الله أمرنا بقتال ثلاثة مع علي

 

رسول خدا به ما امر کرده است که با سه گروه همراه علی بجنگیم،‌ این سه گروه چه کسانی هستند؟

بقتال الناكثين والقاسطين والمارقين

این امر رسول خداست

فأما الناكثون فقد قاتلناهم أهل الجمل طلحة والزبير

ناکثون اهل جمل بودند که با آنها جنگیدیم

وأما القاسطون فهذا منصرفنا من عندهم يعني معاوية وعمرا

قاسطون هم تازه داریم از جنگ آنها بازمیگردیم یعنی معاویه و عمروعاص

وأما المارقون

گروه سومی که پیامبر امر کرده به همراهی امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) به جنگ آنها برویم

فهم أهل الطرفاوات وأهل السعيفات وأهل النخيلات وأهل النهروانات

مارقین کسانی هستند که دنبال چرت و پرت و تخیلات و وهمیات هستند که اینها اهل نهروان هستند

والله ما أدري أين هم

نمی دانم به خدا قسم کجا هستند

ولكن لا بد من قتالهم إنشاء الله

حتما به جنگ اینها هم خواهیم رفت

قال وسمعت رسول الله يقول لعمار

از رسول خدا شنیدم که به عمار می‌گفت:

يا عمار تقتلك الفئة الباغية وأنت إذ ذاك مع الحق والحق معك

ای عمار تو را گروه سرکش و طغیان گر و باطل می‌کشد و آن زمان تو با حقی و حق هم با توست

يا عمار بن ياسر إن رأيت عليا قد سلك واديا وسلك الناس واديا غيره

اگر دیدی علی در یک مسیری است و همه مردم علی را رها کردند و سراغ مسیر دیگری رفتند

فاسلك مع علي

با علی باش

تاريخ بغداد  ج 13   ص 186 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الكتب العلمية بيروت.

ابن عساکر نیز در تاریخ مدینه دمشق این روایت را آورده است که دیگر لازم نیست کامل بخوانیم تا اینجا که حضرت می‌فرماید:

يا عمار تقتلك الفئة الباغية وأنت مذ ذاك مع الحق والحق معك

یک اضافه ای در این سند هست که حضرت می‌فرماید:

يا عمار بن ياسر إن رأيت عليا قد سلك واديا وسلك الناس واديا غيره فاسلك مع علي فإنه لن يدليك في ركي ولن يخرجك من هدي ياعمار

ای عمار هرکس شمشیر خودش را آماده کند که به کمک علی برود خداوند روز قیامت گردنبندی از در بر گردن او قرار می‌دهد

من تقلد سيفا أعان به عليا على عدوه قلده الله يوم القيامة وشاحين من در

هرکس هم که شمشیر بر علیه علی (علیه‌السلام) آماده کند خداوند گردنبند آتشین را در گردن او قرار می‌دهد.

تاريخ مدينة دمشق  ج 42   ص 472 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

   iv.              مجری:

یک جورایی این جور روایاتی خودش مفسر و پاسخ آن کسانی است که می‌گویند پیامبر فرمود هرگاه دو مسلمان با هم بجنگند هر دو در آتش هستند

    v.               کارشناس:

یعنی نشان می‌دهد که آن روایت استثناء دارد،‌ جایی که علی باشد چون علی بر حق است بدانید معیار همه جا نیست، هر دو اهل بهشت هم نمی‌شود، نمی‌شود که دو نفر بجنگند و هر دو اهل بهشت باشند.

خب ببینید این روایات را حالا با این تفسیرش بعضی از منابع اهل سنت نقل نکردند اما اصل:

يا عمار تقتلك الفئة الباغية

را آقایان اهل سنت قبول دارند و حتی وهابی‌هایی که آن روایات «علی مع الحق والحق مع علی» را مثل ابن تیمیه می‌گفت ما همچین روایتی نداریم و ما از 22 منبع معتبر اهل سنت بیان کردیم که همچین روایت صحیحی در منابع اهل سنت است، اما این روایت را منکر نمی‌شوند.

اما در عین حال خب اگر عمار را گروه سرکش و باغی از بین می‌برند، چطور ما می‌توانیم بگوییم گروهی که عمار را کشتند گروه بر حقی هستند؟ یک توجیهاتی در جلسات قبل بعضی‌ها داشتند،‌ توجیهاتی که برای خود معاویه بود، مثل اینکه علی عمار را به جنگ آورده است پس علی قاتل عمار شدند و جواب امیرالمومنین به معاویه را عرض کردیم که فرمودند اگر این استدلال معاویه را بخواهیم بپذیریم باید بگوییم که حمزه را رسول خدا به قتل رسانده است چون از حمزه دعوت کرد که در جنگ احد مشارکت کند و مشرکین و همین فامیل معاویه حمزه را به شهادت رساندند، مادر همین معاویه که معروف است به هند جگرخوار سعی کرد که هر جوری که هست انتقام را از حمزه بگیرد که حمزه را به شهادت رساند و بعدش هم بدنش را مثله کرد، پس بنابراین باید طبق استدلال معاویه بگوییم پیامبر قاتل حمزه است.

با این روایت وقتی که این روایت را داریم چطور وهابی‌ها می‌آیند و از معاویه حمایت می‌کنند؟ و معاویه را به عنوان یک خلیفه یا به عنوان یک حاکم عادل می‌پذیرند؟ این آیا با این روایت سازگاری دارد؟ مگر ما تابع سنت پیامبر نباید باشیم؟ در روایتی که قبلا در جلسه گذشته حالا من نمی‌خواهم آن روایت را تکرار کنم داشتیم که در آن روایت این چنین بود که عمار آنها را به بهشت دعوت می‌کند در حالی که آنها عمار را به آتش جهنم دعوت می‌کنند، این تفاوت بین لشکر علی (علیه‌السلام) و لشکر معاویه است، لشکر علی طبق فرمایش رسول خدا دعوت می‌کند مردم را به بهشت، عمار مردم را به بهشت دعوت می‌کند ولی لشکر مقابل دعوت به جهنم می‌کند.

خب ما با توجه به این روایات دیگر نمی‌توانیم بگوییم که معاویه هم بر حق است.

   vi.              مجری:

بسیار عالی، خیلی ممنون و سپاسگذار، چند تا کلیپ داریم، این کلیپ‌ها را ببینیم خواهش می‌کنم به کلیپ‌هایی که پخش می‌شود با دقت گوش بدهید و ببینید.

 vii.               پخش کلیپ: بن باز مفتی اعظم عربستان سعودی

بیننده: آیا پیامبر نفرموده که گروه سرکش و باغی عمار را می‌کشد؟ آیا معاویه باغی نیست؟

بن باز:

خیر معاویه امامی عادل است و باغی نیست

بیننده:

یعنی پیامبر دروغ می‌گوید؟

بن باز:

معاویه امام عادل است اولین پادشاه اسلام است، کاتب وحی و خال المومنین است، درست نیست که در دلت بغض دشمنی معاویه و پسرش باشد. واجب است که او را دوست داشته باشیم چرا که او صحابی جلیل القدر است و با دارا بودن دیانت و امانت هم نشین پیامبر بوده است.

بیننده:

یعنی پیامبر دروغ می‌گوید؟

بن باز:

هرگز

بیننده:

چطور یعنی؟ عمار را معاویه کشت، معاویه باغی است

بن باز:

هرگز

بیننده: عمار را چه کسی کشت؟ سوال من این است

بن باز:

معاویه یک صحابی جلیل القدر است هرکس معاویه را سب کند خطای بزرگی کرده است

بیننده:

چه کسی عمار را کشته است؟

بن باز:

ای برادر معاویه یک صحابی جلیل القدر است

بیننده:

چه کسی عمار یاسر را به قتل رساند؟

بن باز:

این بحث را رها کن، معاویه یک امام جلیل القدر است

بیننده:

فرار نکن، بگو چه کسی عمار یاسر را به قتل رساند؟

مجری:

ای دروغگوی حقیر برو گمشو، جناب شیخ مقداری از وقتش را که تو لیاقتش را نداری به تو داد چطور می‌گویی او از جواب دادن به تو فرار کرد؟ تو لیاقت تماس گرفتن و صحبت کردن و گوش دادن به صحبت‌های شیخ را نداری، با این تماس اقرار کردی که هر وقت به تو فرصت داده شده دهان کثیف و متعفنت را باز می‌کنی و چهره زشتت را نشان می‌دهی، همانطور که شما روافض همیشه در فسق و کفرتان چنین هستید مگر کسی که به او خدا رحم کند.

viii.              عثمان الخمیس: کارشناس وهابی

علی به حق نزدیک تر است نسبت به معاویه و نسبت به طلحه و زبیر و گذشته از آنچه بیان شد، رضوان خدا بر همه آنها باد.

 

   ix.               احمد معبد عبدالکریم: عضو هیئت کبار علمای الازهر

بیچاره عمار! گروهی نابکار او را می‌کشند، این روایت در صحیح بخاری به ثبت رسیده است اما بعد از ثابت شدن روایت مساله نحوه استدلال به روایت باقی می‌ماند، اینکه باغی بودن مساوی با کفر است؟ این استدلال فاقد اعتبار است و قابل قبول نیست، چرا که معاویه اجتهاد کرد ولی دچار خطا شد اما اجر و پاداش او نزد خداوند محفوظ است، این روایت نمی‌تواند دلیلی برای تکفیر سرور ما معاویه باشد.

مجری:

موضوع تکفیر مربوط به موضوع دیگری است

کارشناس:

تکفیر به این راحتی نیست و معاویه در فهم روایت دچار اشتباه شد اما نمی‌توان گفت که معاویه کافر است

     x.              مجری:

بله بسیار خب، کلیپ‌ها را با همدیگر دیدیم و راجع به بحث گروه باغی و سرکشی و خارجی که جناب عمار را به قتل می‌رسانند و از استاد آیت الله رفعتی می‌خواهم که توضیحاتی بدهند بعد از آن تلفن‌ها و پیامک‌های شما را آغاز می‌کنیم، تماس‌هایی که از سوی بینندگان محترم گرفته می‌شود.

   xi.               کارشناس:

بله این سه کلیپی که دوستان تهیه و پخش کردند، اولی از بن باز، دومی از عثمان الخمیس و سومی از دکتر احمد از مصر، این سه وهابی یعنی در واقع صاف در مقابل فرمایش رسول خدا ایستادند، ببینید وقتی که به بن باز آن مخاطب می‌گوید رسول خدا فرموده است «تقتلک الفئة الباغیة» شما نظرتان راجع به معاویه چیست؟ می‌گوید معاویه حاکم عادل است خودش و پسرش یزید، همانجا سوال می‌کند که یعنی پیامبر دروغ گفته است؟ نمی‌تواند بگوید این روایت وجود ندارد چون این روایت را نمی‌تواند منکر شود، این روایت در منابع اهل سنت فراوان است، حرف خودش را تکرار می‌کند که معاویه عادل است و صحابی جلیل القدر است، من از عزیزان بیننده سوال می‌کنم شما از امثال این وهابی‌ها سوال کنید بگویید آیا باغی که به جهنم دعوت می‌کند چطور می‌شود حاکم عادلی باشد، هم خودش هم پسرش، یک روایت را از رسول خدا می‌پذیرد و آن روایتی که به ضررش است را نمی‌پذیرد.

اما عثمان الخمیس می‌گوید علی بر حق بوده، معاویه هم بر حق بوده اما علی به حق نزدیک تر است تا معاویه، اهل جمل یک کمی دورتر بودند، ولی همه اینها حق هستند و رضی الله عنهم هست، این پارادوکس را باید چگونه حل کنند که دو گروه که با هم می‌جنگند، عرض کردم هم در صحیح بخاری هم در صحیح مسلم این روایت صحیح وجود دارد که دو گروه مسلمان وقتی که با هم می‌جنگند

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَكِلَاهُمَا من أَهْلِ النَّارِ

صحيح البخاري  ج 6   ص 2594 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ في النَّارِ

صحيح مسلم  ج 4   ص 2213 ، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

 

اینجا آمد استثنا کرد، «علی مع الحق والحق مع علی» «یا عمار تقتلک الفئة الباغیة وانت اذ ذاک مع الحق والحق معک» آمد عمار و لشکر علی را استثناء کرد و بعد هم فرمود:

إن رأيت عليا قد سلك واديا وسلك الناس واديا غيره فاسلك مع علي

تو با علی باش، اگر همه مردم هم به علی پشت کردند تو با علی باش، علی با حق است

خب چگونه ما می‌توانیم استدلال کنیم که بگوییم همه اینها بر حق هستند، بله علی به حق نزدیک تر بود، یعنی ما در مقابل حق غیر از باطل و ضلال چیز دیگری داریم؟

فما بعد الحق الا الضلال

بعد از حق چیزی جز گمراهی و ضلال و باطل نیست

چطور می‌شود که بگوییم این حق است این هم حق است با هم درگیر می‌شوند اما این به حق نزدیک تر و اون به حق دورتر است، با چه توجیهی این را حل می‌کند؟ این را باید از وهابی‌ها پرسید.

نکته دیگر در رابطه با استاد الازهر مصر که آمد گفت بله این روایت هست و درست است طغیان گر است ولی معنی آن تکفیر نیست، پس معاویه و لشکریان معاویه را کسی نمی‌تواند تکفیر کند، مگر ما دنبال تکفیر معاویه هستیم؟ ببینید نه مارقین، نه قاسطین، نه ناکثین ما اینها را تکفیر نمی‌کنیم، وهابی‌ها تکفیری هستند و همه را کافر می‌کنند ولی مسلمانی داریم که از کافر بدتر است، مسلمانی داریم که می‌آید در کربلا امام حسین را به شهادت می‌رساند،‌ این از کافر بدتر است، شمر مگر مسلمان نبود؟ مگر نماز نمی‌خواند؟ مگر یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر سعد اینها مسلمان نبودند؟ چرا مسلمان بودند، ما تکفیر نمی‌کنیم اما چه مسلمانی؟ مسلمانی که از کافر بدتر است، این به اصطلاح دکتر زور زده که بگوید این روایت معنایش این نیست که معاویه کافر است، خب کافر نباشد، ولی آیا بر حق است یا بر باطل است؟ بر حق است یا بر ضلال و گمراهی است؟ آیا این اثبات نمی‌کند که حق با علی و شیعه است؟ چرا ما می‌بینیم این شبکه‌های وهابی، این علمای وهابی بینندگان خودشان را احمق فرض می‌کنند و اینجوری توجیه می‌کنند.

من اینجا یک سوالی را مطرح کنم و آن این است که خب این آقایان می‌گویند که اینها همه صحابه هستند و رضی الله عنهم، چه تفاوتی بین مسلمانان هست؟ اگر رسول خدا فرموده است:

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَكِلَاهُمَا من أَهْلِ النَّارِ

صحيح البخاري  ج 6   ص 2594 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

إذا تَوَاجَهَ الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ في النَّارِ

صحيح مسلم  ج 4   ص 2213 ، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

چطور شما می‌آیید با اینکه دو مسلمان با هم جنگیدند می‌گویید چون صحابی است اهل آتش نیست، این چه تبعیضی است که بین مسلمان‌ها قائل می‌شوید؟ سوال دیگر که باید اینجا از وهابی‌ها سوال کنیم این است که می‌گویید اجتهاد کرد و خطا کرد، اصحاب جمل و صفین اجتهاد کردند و خطا کردند، آیا اینها همه مجتهد بودند؟ شما بگویید مجتهد اگر خطا کرد گناه مرتکب نشده است، اما همه اینها مجتهد بودند؟ اینها چه مجتهدانی هستند که روایت «تقتلک الفئة الباغیة» را شنیدند ولی درعین حال از خطای خود دست برنداشتند؟ آیا مجتهدی که انقدر خطاکار است ما باید از او پیروی کنیم؟

نکته دیگر، من بحث‌های زیادی را با وهابی‌ها و با بعضی از برادران عزیز اهل سنت داشتم، وقتی که بحث به اینجا می‌کشد که دیگر هیچ جوابی در مقابل این استدلال بر حقانیت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) و حقانیت شیعه ندارند که بدهند، می‌گویند ببینید جنگ‌های صدر اسلام تمام شد،‌درگیری بود بین امیرالمومنین و معاویه، درگیری بود بین امیرالمومنین و مارقین و قاسطین و ناکثین، تمام شد، ما الان برای چه بیاییم این بحث را دنبال کنیم؟ خدا ممکن است بخواهد همه آنها را به بهشت ببرد، ما الان برای چه درگیری‌های آن موقع را کالبد شکافی کنیم؟ این یک سوال مهمی است، وقتی که نمی‌توانند این استدلال به روایات نبوی در منابع اهل سنت بر حقانیت امیرالمومنین را جواب بدهند می‌گویند این برای صدر اسلام بود ما الان مسلمان هستیم، تابع قرآن هستیم، تمام.

من عرضم این است، در این روایات «علی مع الحق والحق مع علی» اگر یادمان باشد و برگردیم به آن روایت بود که‌ «لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» خب این روایات را فراموش نکردیم، وقتی که این روایات این چنین بود که تا زمانی که در کنار حوض بر من وارد شود، ببینید نفرمود علی با حق است و حق با علی است تا زمانی که علی زنده است، بلکه می‌فرماید تا روز قیامت، علی با حق است تا روز قیامت،‌ بحث فقط آن 5 سال حکومت علی نیست، یعنی الان هم علی بر حق است، فردا هم علی بر حق است، صد سال دیگر هم علی بر حق است، یک جور دیگر بیان کنیم، یعنی الان خودت را بگذار در زمان خلافت امیرالمومنین (علیه‌السلام) آقای عزیز بیننده، خواهر عزیز بیننده از هر مذهبی که هستید، اگر الان جنگ جمل بود، جنگ صفین بود با توجه به روایاتی که تقدیم کردیم شما در لشکر معاویه قرار می‌گرفتید یا لشکر علی علیه السلام؟ تکلیف خودمان را باید روشن کنیم، این چیزی نیست که در بایگانی تاریخ برود، نه خیر، این مسیری است، راهی است که «حتی یردا علی الحوض» است، همین امروز من باید تکلیفم را مشخص کنم که در جبهه علی هستم یا غیر علی، تا روز قیامت از هم جدا نمی‌شوند، لذا برای هر زمانی این فرمایش نورانی رسول خدا باید مورد توجه قرار بگیرد که شما ببینید مسیر امیرالمومنین علی علی السلام مسیر حق است و مسیر دیگران مسیر حق نبوده است و اگر من الان خودم را در جنگ صفین ببینم باید انتخاب کنم، با توجه به این روایات کدام را انتخاب می‌کنم؟ می‌گویید اجتهد و اخطا، خب اگر قبول دارید که خطا کرده است نباید الان دنبال معاویه باشید، الان نباید بگویید معاویه امام عادل است، الان که نباید بگویید به معاویه و یزید نباید چیزی گفته شود، خودت می‌گویی اجتهد و اخطا، کسی که اجتهادش بر خطا بوده باز هم می‌گویید از یک کسی که خطا کرده باید پیروی کنید؟ الان وهابی‌ها پیرو همین بنی امیه هستند، با اینکه می‌گویند اجتهاد کرد و خطا کرد، با اینکه می‌گویند خطا کردند، چطور شما قبول می‌کنید که خطا کرده و در عین حال پیروی از بنی امیه می‌کنید؟

 xii.               مجری:

بله بسیار خب، سوالاتی که همچنان بی پاسخ ماندند. تلفن داریم، آقای عابدی از آمریکا خدمت شما سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید

xiii.               بیننده: عابدی از آمریکا

سلام از ماست، خسته نباشید از برنامه خیلی خوبتان هم تشکر می‌کنم استفاده میکنیم، من یک سوالی داشتم در ارتباط با یکی از همین کلیپ‌هایی که پخش کردید راجع به حق بودن، ببینید ما در تمام کارهایی که به جنگ کشیده می‌شود خیر داریم و شر، حق داریم و نا حق، یعنی هیچ وقت حق با حق نمی‌جنگد، حق که مقابل حق قرار نمی‌گیرد، لشکر شیطان در مقابل لشکر شیطان کارشان به جنگ کشیده شود هیچ وقت دو لشکر محق کارشان به جنگ کشیده نمی‌شود، من می‌خواستم از این اقای وهابی سوال کنم که چطور ممکن است دو لشکر حق با هم بجنگند.

xiv.               مجری:

بسیار خب خیلی ممنون و سپاسگذارم. جواد از دزفول شب بخیر

 xv.               بیننده: جواد از دزفول

سلام عرض می‌کنم خدمت آیت الله رفعتی عزیز و همه بینندگان، سوالی که داشتم این بود که در این بحثی که با این وهابی‌ها داشتید مطرح کردند که ما شیعیان نه نماز جماعت می‌خوانیم نه نماز اول وقت، می‌خواستم ببینم این بحث از کجا نشات می‌گیرد و چه استدلالی دارند که این را مطرح می‌کنند؟

xvi.               مجری:

سپاسگذارم، اینجا برنامه فائزون است، صریح و مستند و مستدل بحث می‌کنیم و روایات نبوی را راجع به حقانیت مولا علی (علیه‌السلام) و مذهب تشیع با نگاه به منابع اهل سنت بیان می‌کنیم.

استاد عزیز صحبت‌های ایشان را می‌شنویم در پاسخ به دوستان

xvii.               کارشناس:

تشكر مي كنيم از جناب آقای عابدی که تماس از آمریکا داشتند، نکته دقیقی را اشاره کردند در تایید و تکمله بحث ما که اصولا در درگیری‌ها یکی خیر است یکی شر است، یکی حق است و یکی باطل است، اصلا این امکان ندارد و تصورش درست نیست که در درگیری یکی کمتر حق باشد و دیگری بیشتر به حق نزدیک باشد، این چه جور درگیری می‌شود، درگیری‌هایی که در طول تاریخ داریم بین رحمان است و شیطان، شیطان است که انسان‌ها را وا میدارد که در برابر سپاه رحمان صف آرایی کنند و به جنگ خدا بروند، به همین خاطر است که

إنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ

سوره محمد آیه 7

یعنی یاری خدا یاری دین خداست، یاری حق است، و این اصلا تصورش درست نیست که ما بخواهیم این کلام وهابی‌ها را در این زمینه بتوانیم تصور کنیم، اصلا چجوری می‌خواهند این مساله را بیان کنند که یک چیزی که اصلا نمی‌شود ان را تصور کرد بیاییم اینها را به مردم القاء کنیم.

جواد آقا از دزفول تماس داشتند که می‌گویند شیعه نه نماز جماعت می‌خواند نه نماز اول وقت، این تهمتی است که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة خودش صفحه 175 به شیعه می‌زند و از این تهمت‌ها زیاد بر علیه شیعه در کتاب خود دارد، هم شیعه می‌داند این دروغ است، هم عزیزان اهل سنت می‌دانند دروغ است، امروزه این همه شبکه‌های ماهواره ای وجود دارد، حالا آن موقع که ابن تیمیه این حرف را زد که در کتابش نوشته است

والرافضة لا تصلي جمعة ولا جماعة

رافضی‌ها نه نماز جمعه می‌خوانند نه نماز جماعت

لا خلف أصحابهم ولا غير أصحابهم

حتی پشت سر خود شیعه هم نماز جماعت نمی‌خوانند

ولا يصلون إلا خلف المعصوم

شیعه نماز نمی‌خواند مگر پشت سر امام معصوم

منهاج السنة النبوية  ج 5   ص 175 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

و چون الان معصوم ندارند لذا اینها نماز جماعت نمی‌خوانند، این یک چرت و پرت دروغی است که هم عزیزان اهل سنت و هم شیعه می‌دانند که دروغ است،‌الحمدلله با آمدن این شبکه‌های ماهواره ای و تلویزیون‌ها و فیلم‌ها که از نماز جمعه‌ها پخش می‌شود، از نماز جماعت‌ها پخش می‌شود، حالا ان موقع این رسانه‌ها نبود، از شیعه پخش می‌شود، از حرم امیرالمومنین ما هر روز از شبکه عربی  الولایة دو وعده یا سه وعده نماز جماعت را پخش می‌کنیم، خب دیگر دروغگو بودن ابن تیمیه و رسوایی دروغ گویی اش

xviii.               مجری:

اوج بی سوادی، یعنی کسی که ابتدایی ترین سواد را داشته باشد، کتب معروف شیعه را که شما باز می‌کنید، باب طهارت شاید اول باشد، بعد صلاة و صوم و .... یعنی مفصل راجع به نماز مطرح شده است

xix.               کارشناس:

البته شيعه شرایطی برای امام جماعت قائل است، یکی اینکه عادل باشد، نه اینکه شخصی باشد که افراد بی گناه را بکشد بعد بیاید نماز بخواند، مثل خیلی از همین حاکمان ظالم، شیعه پشت سر ظالم نماز نمی‌خواند، پشت سر عادل، نه معصوم، اشتباهی که ابن تیمیه دارد همین است.

 xx.               مجری:

بسیار خب سپاسگذارم. آقای عظیمی از کرج، خدمتتان سلام عرض می‌کنم شبتان به خیر

xxi.               بیننده: عظیمی از کرج

سلام علیکم خدمت شما استاد گرامی و بینندگان شما عرض ادب دارم، در حقانیت حضرت امیر هم در شواهد قرآنی، روایی که دریایی است و اصلا کسی نمی‌تواند بحثی کند و به قول معروف اصلا کسی هم نمی‌تواند زیر سوال ببرد، اما یک سوال دارم اینجا، در جنگ صفین وقتی که امیرالمومنین با معاویه روبرو می‌شود گروهی از اصحاب در سپاه مقابل بودند، یک سری هم در سپاه حضرت امیر بودند، آیا اسامی این افراد مشخص هستند؟ آیا این افراد در روز عاشورا در مقابل امام حسین (علیه‌السلام) ایستادند و جزو کسانی بودند که حضرت را به شهادت رساندند؟ این  افراد از صحابه بودند یا تابعین؟ سوال دیگر اینکه آیا حضرت امیر در خود نهج البلاغه فرموده است که من به سه کار مامور شدم جنگ با ناکثین، مارقین و قاسطین، حضرت رسول من را به این سه جنگ فرمان داده است و اینکه فکر می‌کنم در یکی از خطبه‌ها حضرت امیر می‌فرماید من بین دو کار گیر کردم یا اینکه بر دین حضرت رسول کافر شوم یا اینکه با این گروه بجنگم، اگر ممکن است استاد این را یک مقدار باز بفرمایند ممنون می‌شوم.

xxii.               مجری:

سپاسگذارم از شما، علیرضا از اهواز، خیلی خوش آمدید

xxiii.               بیننده: علیرضا از اهواز

ببخشید من یک سوال داشتم می‌خواستم بدانم ولایت تکوینی ائمه (علیهم‌السلام) در کتب شیعه آمده و اگر آمده در کتب اهل سنت اشاره شده که اهل سنت بگویند ما ولایت تکوینی داریم؟ آیا یک صحیح داریم که پیامبر بفرماید:

أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب

بعضی شبکه‌های وهابی با این استدلال که می‌گویند حضرت علی (علیه‌السلام) حکم مذی را بلد نبوده است می‌گویند این حدیث باطل است،‌می خواستم بدانم این حقیقت دارد و درست است؟

xxiv.               مجری:

سپاسگذارم. استاد در خدمت شما هستیم.

xxv.               کارشناس:

جناب آقای عظیمی ابتدا فرمودند که بله حقانیت حضرت علی هم در قرآن و هم در روایات بیش از آن است که بشود شمارش کرد، درست است ولی کاری که ما داریم می‌کنیم و بینندگان در این سلسله برنامه‌های فائزون به آن توجه دارند از منابع عزیزان اهل سنت داریم حقانیت شیعه و حقانیت راه امیرالمومنین را اثبات می‌کنیم نه از منابع شیعه، پس این یک تفاوتی دارد که ما با روایات منابع از منابع اهل سنت اثبات می‌کنیم که حق با علی است، حق با شیعه است و نه فقط در زمان خلافت علی بلکه عهدی است معهود از قبل از خلافت حضرت علی (علیه‌السلام) از زمان خود حیات رسول خدا تا روز قیامت، این ویژگی برنامه فائزون است.

اما در رابطه با سوالی که کردند که آیا در جنگ صفین در لشکر معاویه هم صحابه بودند یا خیر، ما در جلسه گذشته از ابن تیمیه آوردیم که گفت در بین لشکر معاویه از صحابه پیامبر به خصوص از اولین و سابقین کسی حضور نداشت، بله در لشکر علی (علیه‌السلام) بودند، مثل عمار و دیگران و اینها اسامی شان مشخص است، بله بعضی از کتب اهل سنت، بعضی از علمای اهل سنت مثل ابن حزم و بعضی دیگر اینها آمدند گفتند بعضی از صحابه در لشکر معاویه بودند، به تعبیر ابن تیمیه که  می‌گوید «قیل» گفته شده، بعضی‌ها گفتند که از صحابه هم بودند، در لشکریان یزید و عبیدالله بن زیاد در کربلا را هم که سوال کردند در برابر امام حسین (علیه‌السلام) از صحابه نبودند و لذا امام حسین (علیه‌السلام) وقتی که با لشکریان عمر سعد و عبیدالله بن زیاد سخن می‌گوید می‌فرماید هنوز صحابه زنده هستند بروید از صحابه سوال کنید، نه اینکه صحابه به جنگ امام حسین (علیه‌السلام) آمده باشند.

نکته آخر اینکه اگر هم برخی از صحابه نیامده باشند در کنار امیرالمومنین بلکه در کنار معاویه باشند اعتقاد شیعه این است که این جنگ بین حق و باطل است طبق همین روایاتی که گفتیم، «علی مع الحق والحق مع علی» و این دو از هم جدا نمی‌شوند.

پس بنابراین اگر یکی از صحابه در جنگ در رکاب معاویه بوده است این بر باطل بوده است ولو اینکه از صحابه بودند، لازم هم نیست که همه صحابه پیامبر اهل بهشت باشند اینکه ما بخواهیم بگوییم همه صحابه از بهشت هستند، پس آن روایتی که می‌گوید عشره مبشره را چه می‌کنید؟ البته ما این روایات عشره مبشره را قبول نداریم که پیامبر فرمودند ده نفر بهشتی هستند و بشارت بهشت به آنها داده است، خب پس اگر همه صحابه اهل بهشت باشند پیامبر باید می‌فرمود تمام آنهایی که صحابی من هستند اهل بهشت هستند نه فقط ده نفر.

جناب آقای علیرضا از اهواز تماس داشتند و در رابطه با ولایت تکوینی سوال کردند که در منابع اهل سنت هم هست یا نه، برای ائمه در منابع شیعه ولایت تکوینی برای ائمه داریم با همین روایت امیرالمومنین «علی مع الحق والحق مع علی» ولایت حضرت ثابت می‌شود و در تاریخ هم نشان دادند که ولایت تکوینی را دارند، اما در منابع اهل سنت تصریحی بر ولایت تکوینی امامان نشده است، چون آنها ائمه را قبول ندارند،‌ گرچه تعابیری وجود دارد که از آنها ولایت تکوینی استفاده می‌شود اما این در اعتقاد شیعه است.

در بعضی از منابع اهل سنت مثل سیر اعلام النبلاء روایتی است که از امام حسین (علیه‌السلام) که می‌گوید:

صعدت المنبر إلى عمر فقلت انزل عن منبر أبي واذهب إلى منبر أبيك

از منبر بالا رفتم و گفتم از منبر پدرم پایین بیا و برو بر منبر پدر خودت

فقال إن أبي لم يكن له منبر فأقعدني معه فلما نزل قال أي بني من علمك هذا

بعد از اینکه از منبر پایین آمد خلیفه دوم رو به امام حسین کرد و گفت چه کسی اینها را به تو یاد داده است؟

 قلت ما علمنيه أحد

هیچکس به من یاد نداده است

قال أي بني وهل أنبت على رؤوسنا الشعر إلا الله ثم أنتم

عمر خطاب به امام حسین کرد و گفت این مویی که روی سر من است جز خدا و شماها کسی نمی‌تواند این مو را روی سر ما نگه دارد.

ذهبی بعد از نقل این روایت می‌گوید:

اسناده صحیح

روایت صحیح است.

سير أعلام النبلاء  ج 3   ص 285 ، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

یک همچین اشاراتی داریم اما تصریحی به ولایت تکوینی نسبت به ائمه نه، در روایات شیعه وجود دارد.

اما در رابطه با علم امیرالمومنین (علیه‌السلام) ان‌شاءالله ما در ادامه بحث‌های فائزون یکی از راه‌های اثبات حقانیت شیعه اعلمیت امیرالمومنین است از منابع اهل سنت این را اثبات می‌کنیم که علی (علیه‌السلام) اعلم است، مثل همین روایت «انا مدینة العلم وعلی بابها» در همین کتاب المستدرک علی الصحیحین جلد سوم صفحه 137 همین روایت

أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب

ذکر شده است، لذا این اعلم بودن علی (علیه‌السلام) را اثبات می‌کند.

آقای حاکم نیشابوری هم بعد از نقل روایت می‌گوید:

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه

المستدرك على الصحيحين  ج 3   ص 137 ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

لذا اینکه بگویند مساله ای را علی (علیه‌السلام) نمی‌دانست، علی (علیه‌السلام) کسی است که فرمود:

سلوني قبل أن لا تسألوني

از من بپرسید قبل از آنکه من را از دست بدهید.

المستدرك على الصحيحين  ج 2   ص 383 ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

xxvi.               مجری:

اصلا کسی هست که به اعلمیت حضرت علی (علیه‌السلام) شک کند

xxvii.               کارشناس:

خیلی جاها وقتی که گیر می‌کردند حتی خلفای راشدین، می‌آمدند سراغ امیرالمومنین، علاوه بر این در تعابیر دیگری هم داریم، در کتاب تهذیب الآثار می‌گوید:

أنا دار الحكمة وعلى بابها

من خانه علم و گنجینه حکمت هستم و علی درب این حکمت است.

در ادامه می‌گوید:

هذا خبر صحيح سنده

تهذيب الاثار مسند علي  ج 3   ص 104 ، اسم المؤلف:  أبي جعفر محمد بن جرير بن يزيد الطبري الوفاة: 310هـ ، دار النشر : مطبعة المدني - القاهرة ، تحقيق : محمود محمد شاكر

این گونه روایات فراوان است لذا افضلیت مولا امیرالمومنین و اعلمیت مولا امیرالمومنین در منابع اهل به تواتر وجود دارد، کسی نمی‌تواند اعلمیت امیرالمومنین را خدشه کند، ان‌شاءالله در آینده به آن اشاره خواهیم کرد، الان به قدری که ما جواب سوال جناب آقای علیرضا از اهواز را داده باشیم این دو روایت را از منابع اهل سنت بیان کردیم.

xxviii.               مجری:

3 دقیقه فرصت داریم، اگر ممکن است یک جمع بندی داشته باشیم و اینکه در آینده بحث به چه روالی خواهد بود؟

xxix.              کارشناس:

عزیزان بیننده چه برادران شیعه چه برادران اهل سنت این چند برنامه آخر فائزون را دقت بفرمایید، ما بدون رفتن سراغ بحث غدیر که حالا غدیر را جور دیگری اینها تحریف کنند، ان‌شاءالله بحث غدیر را خواهیم داشت، ماه ذی الحجه و عید غدیر در پیش است و من این بشارت را به بینندگان عزیز عرض کنم که از اول ماه ذی الحجة تا پایان ماه ذی الحجة ما یک ویژه برنامه ای را برای شبکه‌های فارسی، عربی، هوسا و انگلیسی تحت عنوان ماه ولایت ترتیب دیده ایم، دیگر دهه نداریم، یک ماه بحث ولایت امیرالمومنین (علیه‌السلام) را داریم چون در این ماه حدود 14 مناسبت است که آیه در رابطه با امیرالمومنین نازل شده است، از روز اولش که حادثه ازدواج امیرالمومنین (علیه‌السلام)  با فاطمه زهرا سلام الله علیها است تا آن آیه مباهله، آیه خانواده، مناسبت‌های مختلف است لذا ما 30 برنامه تحت عنوان ماه ولایت داریم، ساعت 8 تا ده شب، ما بر اساس روایات دیگر داریم حقانیت شیعه را اثبات می‌کنیم، روایت غدیر، زیارت غدیر، خطبه غدیر، ان‌شاءالله طلب شما در ماه ذی الحجة، چند سوال هم در این بحث امشب کردیم که اینها را وهابی‌ها باید جواب بدهند که آخرین سوال این بود که شما که می‌گویید معاویه اجتهاد کرد و خطا کرد، اگر خطا کرده است چرا ما الان دنبال آدم خطاکار برویم؟ معاویه می‌خواهد به بهشت برود برود، ما که بخیل نیستیم، اما شما که خودتان می‌گویید اهل جمل خطا کردند، اهل صفین خطا کردند چرا از انها پیروی می‌کنید و چرا دنباله رو علی نیستید؟

xxx.               مجری:

بسیار خب، خیلی ممنونم، چند تا دعای کوتاه

xxxi.              کارشناس:

خداوند نور ولایت را در قلب‌های همه ما و شما بینندگان عزیز قرار بدهد، ان‌شاءالله در فرج مولایمان امام عصر خداوند تعجیل بفرماید و همگی از یاران صدیق آن حضرت باشیم.

xxxii.               مجری:

الهی آمین، بسیار خب سپاسگذاریم از استاد و اندیشمند گرامی آیت الله رفعتی نائینی به خاطر حضورشان در برنامه ها. فردا می‌توانید به سایت شبکه جهانی ولایت بخش آرشیو برنامه‌ها مراجعه کنید، برنامه را دانلود کنید، برخی دوست دارند یادداشت کنند و به کسانی که از آنها سوال می‌کنند پاسخ بدهند.

هفته بعد به شرط حیات ان‌شاءالله باز هم در خدمت شما خواهیم بود، التماس دعای خیر والسلام علیکم ورحمة الله.



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر