صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 09 تير 1398 تعداد بازديد: 1227 
فائزون
فائزون
دانلود صوت
دانلود فيلم

      i.              بسم الله الرحمن الرحیم

    ii.               برنامه: فائزون

   iii.              جلسه: دهم

   iv.              تاریخ: 980409

    v.               کارشناس: آیت الله رفعتی

b.                  مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

بسم الله الرحمن الرحیم، به نام خداوند عزیز، بخشاینده ومهربان، آقایان، خانم‌ها، دوستان عزیز بیننده به شما سلام می‌کنم، شب و روزتان به خیر باشد، در هر کجا که هستید و افتخار دادید شبکه جهانی ولایت را برای دیدن انتخاب کردید. ان‌شاءالله 75 دقیقه در خدمت شما خواهیم بود.

بحث و گفتگوی خودمان را آغاز خواهیم کرد کارشناس، محقق، پژوهشگر عزیز و ارجمند آیت الله رفعتی نائینی، کسی که در حوزه مباحث شیعه شناسی با ارجاع به روایات نبوی از منابع اهل سنت حقانیت مذهب شیعه را برای ما اثبات می‌کند. استاد عرض سلام دارم شبتان به خیر، خوش آمدید.

      i.              کارشناس:

سلام علیکم، بینندگان عزیز و بزرگوار شبکه جهانی ولایت سلام عرض می‌کنم، امیدواریم که خداوند توفیق بدهد در محضر شما از حقانیت شیعه، حقانیت مولا امیرالمومنین، از زبان گهر بار رسول خدا سخن بگوییم.

    ii.               مجری:

دوستان عزیز بیننده، آقایان و خانم‌های محترم، شیعه معتقد است که بعد از وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) این علی بن ابیطالب است که شایسته خلافت و جانشینی است، شیعه معتقد است که علی علیه السلام و فرزندان او دارای عصمت و طهارت ذاتی و باطنی و ظاهری هستند، شیعه معتقد است که حتی بعد از مرگ ائمه خودش و نبود وجود فیزیکی آنها می‌تواند به آنها متوسل شود، به پیامبر متوسل شود، شیعه دارای اعتقاداتی از این دست است، اما در مقابل هستند فرقی که عصمت اهل بیت را به این شکل نمی‌پذیرند، معتقدند بعد از وجود پیامبر کسانی دیگر شایستگی برای خلافت و جانشینی او را بر عهده داشتند، توسل را نمی‌پذیرند و آن را شرک می‌دانند، شما فکر می‌کنید کدامیک از این دو طرف پاسخ درست را می‌دهند و روش و منش درست را دنبال می‌کنند؟ شاید ساعت‌ها نیاز داشته باشید تا مطالعه کنید و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی را ببینید تا به پاسخ دست پیدا کنید ولی در این برنامه، زنده و مستقیم، مستند و مستدل می‌توانید به پاسخ‌های خودتان برسید اگر ما را دنبال کنید.

استاد مثل هفته‌های گذشته می‌خواهیم که به صورت موجز و مختصر بحث‌های گذشته را بیان کنید.

   iii.              کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم، این سومین جلسه‌ای است که در رابطه با این روایت «علی مع الحق والحق مع علی» سخن می‌گوییم، این روایت به نقل‌های مختلف به 5 بیان توسط رسول خدا (ص) بیان شده و هر کدامش در مواقع مختلفی بوده به جهت اهتمامی که رسول خدا (ص) نسبت به این موضوع داشتند که به جامعه بفهمانند حق با علی است و همیشه علی با حق است و اینها از همدیگر جدا نمی‌شوند، خب گاهی اشاره کردند به حضرت علی، گاهی اسم حضرت علی را بردند، گاهی در حالت خطاب به خود امیرالمومنین بوده است، ما سه دسته از این روایات را در این جلسات گذشته بحث کردیم و اگر عزیزان بیننده توجه داشته باشند به بحث‌های گذشته من اشاره کنم، حدیث اول و دوم را از 8 منبع از منابع معتبر اهل سنت این روایت را بیان کردیم و حتی بررسی سندی هم کردیم که راویان این حدیث اول دوم همه مورد وثوق علمای اهل سنت هستند.

حدیث سوم را که در جلسه گذشته بحث کردیم از 9 منبع ذکر کردیم، از 9 منبع معتبر از منابع حدیثی اهل سنت، از قبیل المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری که او هم می‌گوید این روایت بر اساس دیدگاه رجالی مسلم و بخاری صحیح است. از ابن عساکر نقل کردیم. از خطیب بغدادی در تاریخ بغداد ذکر کردیم، از طبرانی این روایت سوم را در معجم الکبیر ذکر کردیم و از دیگران.

حالا روایت چهارم که این روایت را هم از 5 منبع معتبر امشب ذکر می‌کنیم، چرا این همه داریم این روایت را با بیان‌های مختلف که از رسول خدا رسیده است از منابع مختلف اهل سنت ذکر میکنیم؟ علتش این است که در آخر بحث گذشته عرض کردیم که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة جلد چهارم صفحه 238 یک دروغ بزرگی را اینجا می‌گوید و ما با بیان این منابع معتبر اهل سنت به همه بینندگان به ویژه بینندگانی که از عزیزان اهل سنت هستند اثبات می‌کنیم که ابن تیمیه دارد دروغ می‌گوید و بزرگترین دروغ را انجام می‌دهد در حالی که خودش می‌گوید این روایت از دروغ‌های بزرگ است، او می‌گوید:

قولهم إنهم رووا جميعا

اینی که علما می‌گویند همه روایت کردند که رسول خدا (ص)

أن رسول الله e قال على مع الحق والحق معه يدور حيث دار

فرمودند علی با حق و حق با علی است و حق دائر مدار علی می‌چرخد

ولن يفترقا حتى يردا على الحوض

از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا وقتی که وارد بر حوض بشوند

من أعظم الكلام كذبا وجهلا

از دروغ‌های بزرگ است که به پیامبر نسبت دادند

فإن هذا الحديث لم يروه أحد عن النبي لا بإسناد صحيح ولا ضعیف

خب وقتی که یک همچین دروغ و انکار بزرگی را مرتکب می‌شود ما مجبوریم که منابع مختلف جدیدی عرضه کنیم که این منابع از منابع معتبر اهل سنت است و قبل از اینکه ابن تیمیه به دنیا بیاید این کتاب‌ها نوشته شده و این روایات در آن آمده است، لذا اینکه علمای اهل سنت گفته اند که همه این روایت را از رسول خدا روایت کرده اند این حرف درستی است که ابن تیمیه می‌گوید یک نفر هم نیامده این روایت را از رسول خدا نقل کند، نه یک روایت صحیح و نه یک روایت ضعیف.

   iv.              مجری:

هفته قبل هم اشاره کردید که دو حالت دارد، یا آن آقایان اشتباه کردند که از بزرگان اهل سنت هستند یا اینکه ایشان نرفته تحقیق کند و نه رفته بگردد و دارد یک دروغ بزرگی را به خورد مخاطب می‌دهد.

    v.               کارشناس:

هیچکدوم این دو نیست، هم این ابن تیمیه این روایات را دیده و هم آنهایی که این روایات را ذکر کردند درست دقت کردند و دیدند که راویان این روایت ثقه هستند و روایت را ذکر کردند اما ابن تیمیه مشکلش در این است که برای پیامبر تعیین تکلیف میکند و می‌گوید پیامبر نمی‌تواند چنین حرفی را بزند، در صفحه بعدی می‌گوید این دروغ است، چرا؟ چون اصلا امکان صحت ندارد، قطعا این کذب بر پیامبر است چرا؟ چون پیامبر می‌تواند بگوید ام ایمن اهل بهشت است

إخباره أن أم أيمن في الجنة فهذا يمكن

این ممکن است، چرا؟ چون ام ایمن یک زن صالحه از مهاجران است، اما اینکه پیامبر بخواهد بگوید چه کسی تا روز قیامت بر حق است پیامبر چنین کاری نمی‌تواند کند و این حرف صحت ندارد، اینکه بگوید حق دائر مدار این شخص است این امکان ندارد، یعنی تعیین تکلیف بر پیامبر می‌کند و روایات را دیده است، از دیدگاه خودش حتی خدا هم حق ندارد چنین حرفی بزند، لذا در بعضی نسخه‌های منهاج السنة دارد که:

بخلاف قوله عزوجل

عن رجل نیست

   vi.              مجری:

پاورقی داشتیم ظاهرا

 vii.               کارشناس:

در پاورقی آمده تصحیح کرده است، می‌گوید این «عن رجل من اصحابه» باید باشد نه «عزوجل» یعنی می‌گوید خدا هم نمی‌تواند بگوید یکی از اصحاب

أنه مع الحق وأن الحق يدور معه حيثما دار لن يفترقا حتى يردا على الحوض

یعنی تعیین تکلیف حتی برای خدا می‌کند، خدا مگر می‌تواند همچین کاری کند، خدا منزه است، پیامبر منزه است

فإنه كلام ينزه عنه رسول الله

این کلامی است که منزه از رسول خداست

منهاج السنة النبوية  ج 4   ص 238 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

ما به همین جهت بحمدالله هم در بحث‌های گذشته هم در این بحث امشب با ارائه منابع معتبر اثبات می‌کنیم که ابن تیمیه دارد دروغ می‌گوید، دروغ آشکاری می‌گوید و به همین جهت دسته چهارم روایات را از 5 منبع معتبر مطرح می‌کنیم.

در این حدیث ابوحیان تیمی از پدرش نقل می‌کند او از علی علیه السلام

قال قال رسول الله رحم الله عليا

خدا رحمت کند علی را

اللهم أدر الحق معه حيث دار

خدایا حق را بر محور علی قرار بده، هر سمتی و هر خطی و هر جبهه‌ای که علی بود در همان خط و در همان جبهه حق بوده باشد، دائر مدار علی باشد

بعد ذیل روایت حاکم نیشابوری مي گوید:

هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

این حدیث صحیحی بر اساس دیدگاه مسلم است اما نه مسلم و نه بخاری این را نیاوردند.

المستدرك على الصحيحين  ج 3   ص 134 ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

viii.              مجری:

این هم نکته‌ای است استاد،‌ چرا روایاتی که فضیلت مولا علی علیه السلام است آورده نمی‌شود برای اینکه کتاب طولانی نشود؟ با اینکه خود شما استاد فن هستید یک سری روایاتی در صحیح بخاری و مسلم است که اصلا بود و نبود آن فرقی ندارد.

   ix.               کارشناس:

متاسفیم دیگر حالا به هر حال این از مظلومیت حضرت علی علیه السلام است که این روایتی که به تواتر با 5 نقل، تواتر معنوی آن صد درصد مسلم است، و خودشان هم آمدند گفتند که همه این روایت را نقل کردند، حالا اگر بناست گلچین بین روایات کنند حداقل باید این روایات در کتاب صحیح بخاری و مسلم می‌آمد و این جفای به خود کتاب کردند علاوه بر اینکه جفای به مخاطبان و خوانندگان کتاب کردند،‌حالا به هر حال حاکم نیشابوری آمده استدراک کرده، گفته بر اساس دیدگاه خودشان، دیدگاه بخاری و مسلم روایت صحیح است من این را جمع آوری می‌کنم.

حاکم حسکانی در شواهد التنزیل جلد اول این روایت را از ابن عباس مطرح می‌کند، در رابطه با آیه:

وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

سوره مائده آیه 56

ابن عباس توضیح می‌دهد، ابن عباس مفسر قرآن و شاگرد تفسیر قرآن امیرالمومنین علی علیه السلام است، ابن عباس را همه علمای اهل سنت قبول دارند به عنوان یک راوی ثقه و به عنوان مفسر قرآن، «یتول الله» را «یحب» تعبیر می‌کند، و در ادامه «والذین آمنوا» را می‌گوید

يعني يحب الله ( ورسوله ) يعني محمدا ( والذين آمنوا ) يعني ويحب علي بن أبي طالب 

مراد از «الذین آمنوا» در این آیه مصداق اکمل آن است، آن کسی است که اولین نفر به رسول خدا ایمان آورد، خب این را که همه قبول دارند، لذا می‌گویند علی کرم الله وجهه، علی قبل از اینکه بالغ شود و به تکلیف برسد به رسول خدا ایمان آورده است، لذا تعبیر می‌کنند به کرم الله وجهه، یعنی در برابر هیچ بتی عبادت نکرده است

فإن حزب الله هم الغالبون

ابن عباس تفسیر می‌کند یعنی

يعني شيعة الله وشيعة محمد وشيعة علي هم الغالبون

مراد از حزب الله یعنی پیروان خدا، پیروان محمد و پیروان علی که این هم باز تعبیر به واژه شیعه را در جلسه اول این فائزون معنا کردیم و گفتیم که واژه شیعه در کلام خود رسول خدا آمده است،‌ حالا به این روایت نپرداختیم ولی در این روایت هم آمده که «شیعة علی هم الغالبون»

يعني العالون على جميع العباد الظاهرون على المخالفين لهم

اینها کسانی هستند که علم دارند

قال ابن عباس : فبدأ الله في هذه الآية بنفسه ثم ثنى بمحمد ، ثم ثلث بعلي

در این آیه خداوند بعد از خودش و پیامبر، سومین رکن هدایت را علی علیه السلام ذکر کرده است

[ ثم قال ] : فلما نزلت هذه الآية قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) : رحم الله عليا اللهم أدر الحق معه حيث دار .

وقتی که این آیه نازل شد پیامبر این جمله را فرمودند خدا رحمت کند علی را، رحمت بر علی ببارد، خدایا حق را دائر مدار علی قرار بده، هر سمتی که علی است حق آن سمت باشد.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 246

تفسیر غرائب القرآن یک مطلبی را می‌گوید که همین مطلب را هم آقای فخر رازی می‌گوید، در تفسیر غرائب این روایت این چنین آمده که در رابطه با «بسم الله» در سوره حمد است که فتوایی که فقهای اهل سنت، رؤسای مذاهب می‌دهند، مثل احمد بن حنبل، ابوحنیفه، مالکی، شافعی اینها را مطرح می‌کند بعد می‌گوید البته آنچه که از علی علیه السلام نقل شده این است که

وكان علي بن أبي طالب يقول : يا من ذكره شرف للذاكرين .

حضرت علی این گونه خدا را مخاطب قرار می‌داد که نام خدا شرف برای کسانی است که ذکر می‌گویند

وكان مذهبه الجهر بها في جميع الصلوات

مذهب علی این بود که در تمام نمازها «بسم الله» را بلند می‌گفت

, وقد ثبت هذا منه تواتراً

و این به تواتر ثابت شده است.

عالم مفسر اهل سنت در این تفسیر می‌گوید:

ومن اقتدى به لن يضل

اگر کسی اقتدا به علی علیه السلام کند گمراه نشده است، به چه دلیل؟

. قال (ص) : ( اللهم أدر الحق معه حيث دار )

می گوید به دلیل این روایت معیت حق با علی اگر کسی «بسم الله» را بلند بگوید کار اشتباهی نکرده است.

تفسير غرائب القرآن ورغائب الفرقان  ج 1   ص 89 ، اسم المؤلف:  نظام الدين الحسن بن محمد بن حسين القمي النيسابوري الوفاة: 728 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1416هـ - 1996م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الشيخ زكريا عميران

المحاسن والمساوى  ج 1   ص 37 ، اسم المؤلف:  إبراهيم بن محمد البيهقي الوفاة: بعد 320هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية  - بيروت/ لبنان - 1420هـ - 1999م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عدنان علي

همین حرف را فخر رازی آمده است و بیان کرده است، در تفسیر سوره حمد همین سخن را دارد که

وأما أن علي بن أبي طالب رضي الله عنه كان يجهر بالتسمية فقد ثبت بالتواتر

و این به تواتر ثابت شده است

ومن اقتدى في دينه بعلى بن أبي طالب فقد اهتدى

فخر رازی شیعه است؟ دیگر اگر فخر رازی را هم بگویید شیعه است چه عالمی باقی می‌ماند؟ امام فخر رازی می‌گوید هرکس در دین خود از علی اقتدا کند یقینا هدایت شده است، به چه دلیل؟

والدليل عليه قوله عليه السلام : اللهم أدر الحق مع علي حيث دار

به این دلیل که رسول خدا فرموده است خدایا حق را دائر مدار علی قرار بده، علی در هر سمتی هست حق به آن سمت باشد، علی محور حق است، دیگران باید بر محور حق دور بزنند و حرکت کنند اما حق باید بر محور علی بچرخد، هر جا علی رفت حق برود و حق آنجاست.

التفسير الكبير  ج 1   ص 168 ، اسم المؤلف:  فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة : الأولى

     x.              مجری:

استاد مثل اینکه تلفن پشت خط داریم، اگر اجازه بفرمایید تلفن بشنویم، جناب آقای کرمانی از کرمان خدمت شما سلام عرض می‌کنم شب به خیر، به فائزون خوش آمدید

   xi.               بیننده: کرمانی از کرمان

بنده هم سلام دارم خدمت شما آقای سوری، همچنین سلام داشتم خدمت حضرت استاد آیت الله رفعتی نائینی، حالا بنده مطالبم در رابطه با نبی اکرم (ص) بود، خواستم عرض کنم زمانی که پیامبر مبعوث می‌شوند و به رسالت برگزیده می‌شوند در آن طول 13 سال که در مکه مکرمه بودند وقتی می‌بینیم افرادی را به دین اسلام مشرف می‌کنند تعدادشون تقریبا یکصد نفر هم بیشتر نبوده است اما زمانی که هجرت می‌کند و به مدینه منوره می‌آیند و یک حکومت اسلامی تشکیل می‌دهد و همراه یک ارتش کوچک منظم و قوی که جنگ بدر را در پیش دارد که البته تحمیلی هم بوده است، در این جنگ پیامبر پیروز و موفق می‌شود و این پیروزی ارتش اسلام در مقابل کفار یک جنبه تبلیغاتی داشته است که در انتها می‌بینیم در جنگ احد تعداد مسلمین از سیصد نفر به ده‌ها هزار نفر می‌رسد که در آنجا پیامبر اسلام پیروز این نبرد بوده است که باز می‌بینیم ارتش کفار جنگ را به تساوی می‌کشانند و پیامبر اسلام شکست نمی‌خورند چون مد بوده زمانی که یک لشکر لشکری را شکست می‌داده و شیرازه آن لشکر را بر هم نمی‌زده دست بر نمی‌داشته، یا سه روز در آنجا اطراق می‌کرده جشن می‌گرفتند، ولی خب می‌بینید پیامبر اکرم (ص) باز لشکر خودش را سازماندهی می‌کند و به دنبال کفار

 xii.               مجری:

آقای کرمانی عزیز چون تلفن پشت خط داریم مطالب زیادی هست، لطف می‌کنید سوالتان را بفرمایید؟

xiii.               بیننده:

چشم، حالا سوال بنده اینجا بود، وقتی کارنامه پیامبر اکرم را بخواهیم در مدینه مورد بررسی قرار بدهیم می‌بینید چون حکومت اسلامی تشکیل داد و قدرت نظامی و تبلیغ جنگ بدر، احد و احزاب را داشتند مسلمانانی که یکصد نفر در 13 سال بودند در عرض 7-8 سال به چه بسا صدها هزار نفر می‌رسد، این هم بنده می‌خواستم عرض کنم قدرت نظامی در کنار دین اسلام و تبلیغاتی که شما در تلویزیون ولایت انجام می‌دهید یا پیامبر اکرم و صحابه انجام می‌دادند نسبت اندک دارد، یعنی قدرت نظامی هست که می‌تواند مسلمین را پیروز و جذب کند، الان هم همین است اگر ما بخواهیم موفق شویم باید قدرت نظامی کشورمان را معرفی کنیم، زدن مثلا پهباد آمریکایی یا پهبادهای دیگر مثل آرکیو 170 ، ام کیو وان، ام کیو ناین، اینها باید گفته شود، وقتی اینها گفته شود عین همان زمان پیامبر شود که اعراب جذب لشکر مسلمانان می‌شدند، قدرت پیامبر را دیدند، قدرت ارتش را دیدند.

xiv.               مجری:

سپاسگذارم جناب آقای کرمانی، خیلی ممنونم، آقای مسعود از اصفهان خدمت شما سلام عرض می‌کنم، بفرمایید.

 xv.               بیننده: مسعود از اصفهان

سلام علیکم، عرض خسته نباشید خدمت کارشناس محترم و شبکه ولایت، یک سوالی داشتم در رابطه با اینکه وهابی‌ها خودشان را سلفی خطاب می‌کنند در حالی که ما به آنها وهابی می‌گوییم،‌ چرا این را ما به آنها می‌گوییم ولی آنها این مطلب را قبول ندارند؟ این یک سوال، یک سوال دیگر هم هست که یک کلیپی در فضای مجازی منتشر شده که می‌گویند از عبدالرحمن دمشقیه در رابطه با توسل ابو ایوب انصاری تقطیع شده است، این را هم جوابش را لطفا بفرمایید.

xvi.               مجری:

سپاسگذارم آقای مسعود عزیز از اصفهان، آن نکته‌ای که دوست عزیزمان آقای کرمانی داشتند

xvii.               کارشناس:

آقای کرمانی سوال نداشتند، تحلیل درستی است، بله اصولا اسلام در زمان حضور پیامبر در مدینه منتشر شد و به اقصی نقاط عالم رسید آن هم به خاطر تشکیل حکومت بود که فرمایش درستی است

فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ

سوره نساء آیه 95

همین را تایید می‌کند، چرا خداوند به مجاهدین برتری داده است؟ به خاطر اینکه اینها جان و مال‌شان را در طبق اخلاق گذاشتند و اسلام را پیروز کرده اند، در جنگ بدر، در جنگ احد و جنگ‌های بعدی و سرآمد این مجاهدین چه کسی بود؟ در جنگ احد چه کسی تا لحظه آخر ماند؟ آن موقعی که حتی برخی از مسلمانان به خاطر آن تخلفی که شده بود فرار کردند و به کوه پناه بردند، امیرالمومنین علی علیه السلام تا آخرین لحظه در کنار پیامبر ماندند، قرآن کریم می‌فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ

سوره انفال آیه 60

بله باید قدرت داشته باشد، شیعه در طول تاریخ این قدرت را نداشته است اما الحمدلله امروز شیعه دچار این فطرت نیست، برخوردار از یک قدرت است و به همین جهت وهابیت و دشمنان اسلام دست به دست هم دادند، یهودی‌ها و دیگران دست به دست هم دادند تا شیعه را از بین ببرند.

و اما سوال آقا مسعود که دو سوال داشتند، ببینید بن باز که مهترین عالم معاصر وهابیت است، فتاوای او جمع آوری شده است در کتابی به نام نور علی الدرب جلد اول، در این کتاب سوال از او می‌شود و جواب می‌دهد، سوال می‌شود

يسمي بعض الناس عندنا العلماء في المملكة العربية السعودية بالوهابية فهل ترضون بهذه التسمية؟ وما هو الرد على من يسميكم بهذا الاسم؟

یک عده‌ای علمای عربستان سعودی را به نام وهابی می‌نامند، آیا راضی به این اسم هستید و جواب شما بر این نامگذاری چیست؟

الجواب: هذا لقب مشهور لعلماء التوحيد علماء نجد

آقای بن باز جواب می‌دهد می‌گوید این لقب مشهور و بسیار خوبی برای علمای نجد و علمایی است که علمای توحید هستند

ينسبونهم إلى الشيخ الإمام محمد بن عبد الوهاب رحمة الله عليه

این نسبتی که می‌دهند نسبت به پیروی از شیخ، پیروی از امام محمد بن عبدالوهاب است، اشکالی ندارد.

فتاوى نور على الدرب لابن باز بعناية الطيار، ص 19

پس اینجور نیست که اینها خودشان قبول نداشته باشند، اما اینکه بعضی از آنها استنکاف می‌کنند به خاطر اینکه انقدر درباره محمد بن عبدالوهاب علمای اهل سنت مطالبی در رد او نوشتند، علاوه بر شیعه، که دیگر احساس می‌کنند که آبرویی برایشان باقی نمی‌ماند که منسوب به وهابی شوند، لذا می‌گویند ما با سلف هستیم یعنی با آنهایی که در اوائل مسلمان بودند، خب اگر با اوائل هستید این کتب از علمای اوائل و از سلف است که «علی مع الحق والحق مع علی»

چرا پیرو این سلف نیستید؟ این فخر رازی است که الان از کتاب فخر رازی برای بینندگان عزیز نقل کردیم که ایشان می‌گوید

ومن اقتدى في دينه بعلى بن أبي طالب فقد اهتدى

هرکس که در دین خود اقتدا به علی بن ابیطالب کند یقینا هدایت یافته است، دلیلش هم همین سخن رسول خداست. بنابراین اگر می‌خواهید پیرو سلف هم باشید اینها علمای سلف هستند، فقط سلفی هم نیستند

xviii.               مجری:

ای کاش سلفی واقعی و حقیقی بودند، من در مکه که بودم و توفیق عمره حاصل شده بود آنجا در دانشگاه ام القری که دانشگاه معتبری در مسیر طائف است سر کلاس درسشان رفته بودم،‌ بعد از اینکه از کلاس درس بیرون آمدیم و گفتگو می‌کردیم گفتم شما مذهب و اعتقادتان چیست؟ گفتند که ما وهابی هستیم و به آن اعتقاد داریم،‌ افتخار می‌کنیم، اصولش را قبول داریم،‌ مبانی او را اعتقاد داریم و این نبود که بگوید این اصطلاح را شیعه درست کرده است، خودشان با افتخار این را می‌گویند.

سوال بعدی را هم اگر مایل هستید پاسخش را از زبان شما بشنویم

xix.               کارشناس:

سوالی که داشتند از آن روایت ابو ایوب انصاری که توسل به پیامبر را بیان می‌کرد، حالا الان فرصت نیست کلیپ دمشقیه را در برنامه پخش کنیم

 xx.               مجری:

من اینطور فهمیدم که یک کلیپی در فضای مجازی پخش شده است که مسعود دوست دارد راجع به آن صحبت شود و پاسخ به آن داده شود، حالا ان‌شاءالله اگر فرصت شود دوستان در هفته‌های بعد این کلیپ را آماده می‌کنند که به آن پاسخ بدهیم.

xxi.               کارشناس:

به هر حال این کلیپ را باید پخش کنیم، اصل روایت در کتاب مستدرک حاکم نیشابوری آمده است و اینکه دمشقیه در آن کلیپ می‌آید رد می‌کند در حالی که آقای حاکم نیشابوری می‌گوید: این حدیث صحیح است هم بر شرط بخاری و هم مسلم.

آقای دمشقیه آنجا علیرغم اینکه ذهبی در کتاب تلخیص این روایت را تصحیح کرده و گفته روایت صحیحی است می‌گوید این روایت درست نیست و برداشت نادرستی و معنای نادرستی از روایت می‌کند چون حالا این عزیزمان روی آن کلیپ بحث داشتند باید روی خود کلیپ توضیح بدهیم.

xxii.               مجری:

ان شا الله هفته آینده بچه‌ها کلیپ را آماده می‌کنند و پخش می‌کنیم، البته از این کلیپ‌ها زیاد بوده است، اشکال به راوی حدیث کردند وقتی به برنامه‌های رجالی اهل سنت مراجعه کردیم دیدیم آن راوی ثقه و مقبول بوده است. به اتاق فرمان برویم و با هم یک کلیپ ببینیم برمیگردیم و با ادامه برنامه فائزون در خدمت شما خواهیم بود.

xxiii.               کلیپ: عثمان الخمیس

علی بن ابیطالب در سه جنگ شرکت کرد، در جنگ نهروان، جنگ صفین و جنگ جمل، علی بن ابیطالب بعد از جنگ نهروان سجده شکر به جا آورد

مجری:

بله در اینجا حق با او بود

عثمان الخمیس:

سجده شکر به جا آورد و از پیروزی در جنگ خوشحال بود، بعد از جنگ صفین خیلی ناراحت شد و به فرزندش حسن گفت بسیاری از مسلمانان در جنگ کشته شدند، فرزندش حسن به او گفت: من تو را از این کار نهی کرده بودم! این در جنگ صفین بود، اما در جنگ جمل (علی بن ابی طالب) گریه کرد، در حالی که در جنگ نهروان حق با او بود سجده شکر به جا آورد در عین حالی که بعد از جنگ صفین ناراحت شد و بعد از جنگ جمل هم گریه کرد، علی به حق نزدیک تر است نسبت به معاویه و نسبت به طلحه و زبیر و گذشته از آنچه بیان شد، رضوان خدا بر همه آنها باد.

xxiv.               مجری:

بله بسیار خب، صحبتی که دیدید و شنیدید طبیعتا نظر ایشان است و در مقابل استاد پاسخ خواهند داد.

xxv.               کارشناس:

این عالم وهابی حالا اگر اسم او را عالم بگذاریم، ببینید در این سخن می‌آید خودش را معیار تشخیص حق قرار می‌دهد، علیرغم اینکه می‌داند «علی مع الحق والحق مع علی» می‌آید می‌گوید علی سه جنگ داشته است، جنگ با خوارج اینجا مسلما علی با حق است، یعنی در اینجا «علی مع الحق والحق مع علی» را در اینجا قبول می‌کنیم، اما در رابطه با جنگ صفین نه، در رابطه با جنگ جمل نه،‌ یعنی ببینید: «یومنون ببعض ویکفرون ببعض» اگر رسول خدا فرمود که علی با حق است و حق با علی است و اینها از هم جدا نمی‌شوند این فرق نمی‌کند، یعنی از اول علی با حق است تا آخر، از اول حق با علی است تا آخر، برای اینکه بیاید این مصداق خارجی «علی مع الحق» را خراب کند می‌آید می‌گوید ببینید بعد از جنگ جمل حضرت علی گریه کرد، خب بله حضرت علی گریه کرد، واقعا دلش می‌سوزد، مثل پیامبر، از کشته شدن کفار و مشرکین اینها خوشحال نمی‌شدند، دلشان می‌خواست که اینها ایمان بیاورند

لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ

سوره شعرا آیه 3

پیامبر اینجوری بود، تو چرا داری خودت را به مشقت می‌اندازی؟ تو داری جان می‌دهی که اینها ایمان بیاورند، خب ایمان نمی‌آورند به درک که نمی‌آورند، غصه می‌خورد، امیرالمومنین هم وقتی که جنازه زبیر را دید غصه خورد، گریه کرد، علی علیه السلام نفس رسول خداست.

می گوید علی گریه کرد پس بنابراین بر حق نبود، اینجوری استدلال می‌کنید؟ پس این روایت را کجا قبول دارید؟ فقط در خوارج، ببینید وهابی چگونه این روایت را محدود می‌کند در حالی که در این روایات آمده است که از علی علیه السلام و حق از یکدیگر جدا نمی‌شوند، ام سلمه در روایت قبلی که در جلسه گذشته عرض کردیم، ام سلمه از رسول خدا فرمود این عهد معهودی است که همیشه از قدیم بوده که علی با حق و حق با علی است.

در رابطه با جنگ صفین می‌گوید حضرت سجده شکر نکرد و ناراحت بود که انقدر آدم کشته شده است، بله ناراحت است، امیرالمومنین مثل رسول خدا رحمة للعالمین است، دلش می‌خواهد اینها هدایت شوند نه اینکه بیایند در برابر حق شمشیر بکشند، می‌گوید چون حضرت ناراحت بود پس بنابراین معاویه بر حق بود.

یک پارادوکسی اینجا وجود دارد که آقایان علمای اهل سنت باید این را حل کنند، در واقع ما یک سوالی را بر اساس این کلیپ مطرح می‌کنیم، می‌گوید معاویه

اجتهد واخطأ

معاویه اجتهاد کرد، مجتهد بود، اجتهاد کرد که با علی بجنگد، البته در اجتهاد خود خطا کرده است، لذا چون مجتهد بوده و اجتهاد کرده به جهنم نمی‌رود، هر دو بر حق هستند، البته علی به حق نزدیک تر است ولی هر دو بر حق هستند، من یک سوال مطرح می‌کنم، در مقابل حق چه واژه‌ای قرار می‌گیرد؟ خطا یا باطل، در برابر علم چه چیزی قرار می‌گیرد؟ جهل، در برابر حق دو واژه بیشتر نمی‌تواند قرار گیرد، یکی ضلالت و گمراهی، لذا حضرت فرمود اگر پیرو علی باشید «لن تضلوا» گمراه نمی‌شوید، یکی هم باطل قرار میگیرد، باید در برابر حق باطل باشد، آن وقت آیا می‌توانیم بگوییم هم حق با علی است و هم معاویه؟ امکان دارد؟

xxvi.               مجری:

بسیار خب، بله این سوالی است که عزیزان اهل سنت روی خط بیایند و پاسخ بدهند، تلفن داریم، مجتبی از شوشتر، سلام شب به خیر خوش آمدید به فائزون

xxvii.               بیننده: مجتبی از شوشتر

سوالی داشتم می‌خواستم بدانم یک شبهه‌ای آمده در اصول کافی روایتی است در مورد اینکه امام زمان متولد نشده است، آدرس آن هم کافی جلد 1 صفحه 505، خواستم بدانم چجوری است؟ این روایت اگر درست است با اعتقادات ما جور در نمی‌آید، اگر هم اشتباه باشد چجوری ما می‌توانیم به اصول کافی استناد و روایات آن را قبول کنیم؟

xxviii.               مجری:

بسیار خب، از شما سپاسگذاری می‌کنیم

xxix.              کارشناس:

خدمت شما عرض کنم که ببینید اولا ما روایات متواتر داریم که حضرت متولد شدند، سال تولدشان، روز تولدشان که این دیگر در برابر روایات متواتر یک روایت ضعیف را نمی‌شود قرار داد.

xxx.               مجری:

توی برنامه گامی به سوی ظهور جمعه شب‌ها اگر با ما همراه باشید که برنامه‌های هفته‌ها قبل، ماه‌ها قبل راجع به این مطلب از منابع اهل سنت حتی روایت آوردیم.

xxxi.              کارشناس:

ثانیا این روایت حتی اگر در برابرش روایات متواتر نبود چون ناقل این روایت عبدالله بن خاقان است، عبدالله بن خاقان در خود اصول کافی به ناصبی بودن او اشاره می‌کند که این روایت از این ناصبی نقل شده است، پس روایت وقتی که نقل می‌شود نه به عنوان اینکه این روایت روایت صحیح است، دارد این روایت نقل می‌شود که احمد بن عبیدالله بن خاقان این چنین روایت را نقل کرده است

xxxii.               مجری:

یعنی ناصبی بوده که این اعتقاد را داشته است

xxxiii.              کارشناس:

و تعبیری که مرحوم کلینی در کافی دارد، ملاحظه بفرمایید، می‌گوید

وكان شديد النصب

یعنی ناصبی دو آتیشه است

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 503

لذا این پاسخ این برادر عزیز ماست.

xxxiv.              مجری:

بله سپاسگذارم، خیلی ممنونم، 12 دقیقه از برنامه ما باقی مانده است، پیامکی آمده است که چرا فقط از حضرت علی علیه السلام و حقانیت ایشان روایت می‌خوانید و از ائمه دیگر روایت نمی‌خوانید؟

xxxv.               کارشناس:

حقانیت علی علیه السلام امیرالمومنین علیه السلام اگر ثابت شود حقانیت همه ائمه ثابت شده است، چون حقانیت علی علیه السلام یعنی حقانیت امامت، حقانیت ولایت، حقانیت مذهب امامیه و ما در واقع راس هرم بحث امامت امیرالمومنین علیه السلام است که باید حقانیت او را که اولین مظلوم عالم است را ثابت کنیم باقی ائمه درست می‌شود.

اما ادامه بحث روایاتی که مطرح کردیم، ما به چهار دسته از روایات اشاره کردیم، دسته پنجم روایتی است که پیامبر (ص) می‌فرماید:

كان عَلِيٌّ على الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَمَنْ تَرَكَهُ تَرَكَ الْحَقَّ عَهْدًا مَعْهُودًا قبل يَوْمِهِ هذا

علی بر حق است، هرکس که از علی پیروی کند از حق پیروی کرده است و هرکس از علی پیروی نکند و علی را ترک کند حق را ترک کرده است و این یک عهد معهودی است.

المعجم الكبير  ج 23   ص 329 ، اسم المؤلف:  سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي

 

اگر فرصت باشد من دو سه تا نتیجه گیری از این روایات کنم که مهم است و باید این نتیجه گیری را داشته باشیم.

xxxvi.              مجری:

دو سه تا کلیپ داریم که نه تنها خالی از لطف نیست بلکه لذتی هم دارد

xxxvii.               پخش کلیپ: اعتقاد اهل سنت بر حقانیت حضرت علی علیه السلام، شیخ احمد کبیسی

معاویه کسی است که در برابر حق علی و بر ضد او ایستاد و دستور به لعن علی داد که حدود صد و بیست سال طول کشید، به اجماع مسلمین هرکس اهل بیت علیهم السلام را سب و لعن کند کافر است، به خدا قسم مصیبت این امت از معاویه است، اگر روایات را بخوانید می‌بینید که ابوهریره می‌گوید: اگر از مرگ نمی‌ترسیدم اسم منافقین را می‌گفتم، معاویه در هنگام جان دادن به عبدالله بن عمر گفت:‌ای عبدالله آیا می‌توانم توبه کنم؟ عبدالله گفت هیهات‌ای معاویه محال است، معاویه گفت خدایا این مرد مرا از رحمتت نا امید می‌کند و عملی ندارم جز اینکه به تو شرک نورزیدم، هر مصیبتی که الان بر ما وارد می‌شود از معاویه است، اینها به معاویه می‌گویند: «سیدنا» و گذشتگان بزرگتر از تو هم می‌گفتند، آنها روز قیامت مسئول این سخنشان هستند، شما می‌توانید یا با علی باشید یا با معاویه! یک طرف را انتخاب کنی، خدا مرا با علی محشور کند و تو هم ان‌شاءالله با معاویه محشور شوی.

xxxviii.              عدنان ابراهیم:

تحدی می‌کنم مردی بیاید در حالی که شجاعت و شرف را بشناسد و ارزش و اخلاق را بشناسد و بداند، سپس سیره امام را بخواند و عاشق او نشود، تحدی می‌کنم، تحدی می‌کنم، یک مرد در جهان، معنای شجاعت و شرف و اخلاق را بداند و بشناسد‌ای برادران، بداند که معنای ایمان محکم چیست، معنای محکم و راسخ چیست، معنای مردانگی چیست، معنای عفت نفس چیست،‌ای برادران، معنای شجاعت نفس را بداند، کسی پیدا نمی‌شود سیره ابی الحسن را بخواند و شیفته او نشود،‌غیر ممکن است،‌ غیر ممکن است، اما کسی که زندگی علی را بخواند اما چشم پوشی کند و به او جفا کند این نقص در شخصیت و انسانیت اوست و به زودی مصداق این را خواهد دید تا گفته نشود کلام عاطفی است،‌عجیب است! احادیث صحیح، خوب، عالی برایشان نقل می‌کنیم که بعضی از آن روایات متواتر هستند سپس می‌گویند کلام عاطفی است، انا لله وانا الیه راجعون، بله ما در به طبع و پیروی از سرور پیامبران سقبت گیران در عاطفه هستیم اینطور فکر نمی‌کنیم که عاطفه پیامبر از روی هوا و هوس و باطل باشد بلکه عاطفه حق است‌ای برادران؛ پس اگر او ما را به اهل بیتش وصیت کرد و اگر ما را به اهل بیتش تشویق کرد و اگر به ما یاد داد که همراه در نمازمان به آنها صلوات بفرستیم و به صلوات فرستادن بر او حتی در نماز برای خدا، پس او از روی شناخت و معرفت این را گفت اما اگر برهان مفصل تر می‌خواهید علی اول این برهان‌هاست، علی بزرگترین این استدلال، علی را بشناسید که به زودی خواهید فهمید که چرا پیامبر به شناخت و محبت اهل بیت تشویق کرد و برای چه به یقین بیان کرد که اله بیت با حق هستند و حق با آنهاست و همراه حق بر مدار آنها می‌چرخد و این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند تا اینکه در کنار حوض بر من وارد شوند و برای چه هزاران نفر را متوقف کرد و فرمود: هر که من مولای او هستم علی مولای اوست.

xxxix.               شیخ مانع المطیری

حق با سیدنا علی بن ابیطالب است و حق بر مدار او می‌گردد، سیدنا علی بن ابیطالب بر حق است، این قضیه اعتقاد من است برادر و مختص شیعه نیست، من سنی هستم برادر و این عقیده اهل سنت است،‌ای برادر برو مسجد و از شیخ مسجد سوال کن،‌ای برادر این عقیده ما است، من ایمان دارم که حق با علی بن ابیطالب است و این جزء اعتقاد من است، من عقیده دارم حق با معاویه نبوده، برادر برو از عالم مسجدتان سوال کن، این عقیده من است که علی بن ابیطالب بر حق است و اهل سنت هم به این اعتقاد دارند، پیامبر اکرم می‌فرماید: حق بر مدار علی می‌گردد این عقیده من و همچنین سلف بر همین عقیده است، سیدنا معاویه اشتباه کرد،‌اجتهاد کرد و اشتباه کرد، من منکر صحابی بودن او نیستم اما علی بن ابیطالب اولویت دارد، مشکل این اعتقاد در چیست؟

   xl.               مجری:

بله بسیار خب، سه کلیپ دیدیم که تقدیم شما شد، استاد نظرتان را ابتدا راجع به این کلیپ‌ها بشنویم.

 xli.               کارشناس:

تشکر می‌کنیم این کلیپ‌ها را عزیزان آماده کردند و پخش کردند، خب سه عالم اهل سنت از سه کشور، آخری از کویت بود که می‌گوید اینکه علی با حق و حق با علی است اعتقادی است که اهل سنت و سلف دارند و به مخاطبی که زنگ زده است می‌گوید اگر باورت نمی‌شود برو از امام جماعت مسجدت سوال کن، مگر می‌شود کسی منکر حقانیت علی علیه السلام باشد؟ لذا هرکسی که در برابر علی علیه السلام قرار گرفته باطل می‌شود، کلیپ قبلی هم از آقای عدنان ابراهیم بود که از فلسطین است،‌ او هم با همین روایت می‌گوید مگر می‌شود اینها را بگوییم روایات عاطفی است و پیامبر به خاطر اینکه فامیلش است این گونه روایاتی بیان کرده است؟ این نقص در ذهن و عقل طرف است اگر بگوید این روایات روایات عاطفی است، اگر هم بگوییم عاطفی است می‌گوید ما هم باید پیرو عاطفه پیامبر باشیم، ما هم باید این عاطفه را از پیامبر داشته باشیم

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى

سوره نجم آیه 3-4

وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر آیه 7

نمی شود که بگوییم بحث‌های عاطفی است، بعد هم استشهاد می‌کند می‌گوید که در خود نماز گفته است که بگویید «اللهم صل علی محمد وآل محمد» در نمازی که با خدا حرف می‌زنیم، و این حقانیت علی علیه السلام را می‌رساند.

شیخ احمد کبیسی هم از علمای اهل سنت اردن است، او هم باز می‌گوید مگر می‌شود کسی که در برابر علی قرار گرفته است بگوییم او هم بر حق است؟ معاویه‌ای که صد و بیست سال دستور دادند در منابر لعن علی علیه السلام را بگویند، علی را روی منابر لعن می‌کردند، بگوییم او هم بر حق است؟ یعنی این در واقع جواب می‌دهد به عثمان الخمیس که تو می‌گویی علی بر حق است،‌معاویه هم بر حق است، البته علی بیشتر بر حق است ولی معاویه هم بر حق هستند، هر دو هم رضی الله عنه، مگر می‌شود؟

خب ببینید این علمای اهل سنت هستند، اگر جرات نمی‌کنند که این استفاده از روایت «علی مع الحق والحق مع علی» را بیش از این بیان کنند، چون اگر بیش از این بیان کنند علمای اهل سنت مثل همین آقای مالکی می‌شود که الان در زندان آل سعود است و اخیرا او را محکوم به اعدام کردند، به خاطر همین حرف‌هایی که زده است که وقتی که رسول خدا فرموده است علی با حق است و حق با علی است ما نباید شیعه را تکفیر کنیم، نباید بگوییم شیعه رافضی است، شیعه پیرو علی است، پیرو علی از حق تبعیت می‌کند «من اتبعه اتبع الحق»

باز بحث باقی ماند و فرصت نداریم این بحث را ادامه بدهیم، ان‌شاءالله در بحث آینده یک تکمله‌ای روی بحث «علی مع الحق والحق مع علی» داریم، در رابطه با روایتی که درباره عمار یاسر آمده است، چون یک همچین جمله‌ای از رسول خدا درباره عمار یاسر داریم، البته روایتش را مطرح خواهیم کرد، آن هم نکته‌ای دارد و نکته اش این است که عمار چون در جبهه علی است پیامبر چنین فرموده است.

نکته آخری که می‌خواهم عرض کنم، ابن تیمیه خوب معنای این روایت را فهمیده است و به همین خاطر از بیخ این روایت را نمی‌پذیرد و می‌گوید اگر این روایت را بپذیریم یعنی علی معصوم و واجب الاتباع است، هر چه علی می‌گوید باید گوش کنیم در حالی که نمی‌توانیم چنین کاری کنیم، این مهم است، در فهم معنای این حدیث معیت علی با حق و حق با علی، هر جا علی باشد حق آنجاست،‌ یعنی چه؟ یعنی معصوم است، یعنی چی معصوم است؟ یعنی حرف باطل نمی‌زند، یعنی خطا ندارد، یعنی گمراهی ندارد،‌ ضلال ندارد، درست فهمیده است، بنابراین نمی‌تواند بپذیرد، این چیزی است که در عین حالی که فهمیده معنای این روایت را،‌ آخر بعضی‌ها معنای روایت را نمی‌فهمند ولی معنای روایت همینی است که ابن تیمیه فهمیده است، یعنی علی معصوم است،‌ علی واجب الاتباع است، پیروان علی بر حق هستند، این عین نص روایت رسول خدا در منابع اهل سنت است.

xlii.               مجری:

بله سپاسگذارم از استاد آیت الله رفعتی که این هفته هم در خدمتشان بودیم و صحبت‌های ایشان را شنیدیم، استاد خیلی ممنونیم. بینندگان عزیز به خاطر همراهی شما هم ممنون و سپاسگذارم، یا علی مدد و تا هفته بعد خدانگهدار.



آیت الله رفعتی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر