صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 23 بهمن 1397 تعداد بازديد: 1333 
کج راهه
کج راهه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: کج ‌راهه

جلسه: بیستم وششم

تاریخ: 971123

کارشناس: حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام عرض می‌کنم خدمت شما بینندگان عزیز و بزرگوار، برنامه کج راهه در خدمت شماست، ان‌شاءالله در استمرار و ادامه بحث‌هایی که داشته بتواند در شناسایی آیین وهابیت کمکی به همه ما داشته باشد و ان‌شاءالله از این جهت روشنگری بیشتری صورت بگیرد. دفاع از فاطمه و از ساحت پاک آن حضرت در ادامه همان بحث‌های کج راهه و در موضوع مباحث فاطمه و فاطمیه ان‌شاءالله مطرح می‌شود سوالات در این فضا بیشتر مطرح است و ان‌شاءالله در خدمت شما هستیم. در خدمت استاد عزیز و بزرگوار سرور گرام حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد پور امینی هستیم که ان‌شاءالله بهرمند خواهیم شد.

کارشناس:

سلام علیکم ورحمة الله خدمت بینندگان عزیز و شما سلام عرض می‌کنم.

مجری:

استاد عزیز در مورد دفاع از ساحت پاک پیامبر اسلام یک جلساتی که در بحث کج راهه بود، صرف نظر از هر گونه اغراق و مبالغه عرض می‌کنم که اصلا حیاتی و لازم بود که یک مسلمان پیامبر خودش را آن گونه که هست بشناسد، این یکی از ضروریات است و از این جهت خیلی ملموس و کاربردی خواهد بود، تا اینکه در این ایام فاطمیه ورود پیدا کردید در دفاع از ساحت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، البته با رویکرد نقد وهابیت و آراء ابن تیمیه، که ان‌شاءالله این برنامه بتواند در این فضا استمرار پیدا کند. یکی از سوالات این است خب ما در طول تاریخ شاهد هستیم که در میان مومنین و مسلمین حضرت زهرا یک جایگاه بسیار ممتاز و ویژه‌ای دارد و مورد عنایت و توجه است، منتها یک طیف نا هنجار یا ناهمسوی با این جریان هم وجود دارد و داشته که متاسفانه حتی نسبت به ساحت مبارک آن حضرت اسائه ادب می‌کند، همه ما مشتاق هستیم که از جهت علمی و فکری بدانیم که این مخالفت‌ها و این اسائه ادب‌ها از جانب چه فرد یا جریان یا مکتبی حمایت می‌شود و پیش می‌رود.

کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم،‌ فرمودید که در طول تاریخ اسلام نگاه عمومی متفکران اسلامی در ستایش و توجه به فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا بود، بله در تاریخ اسلام گروه‌های افراطی، خشن، هتاک و حتی سفاک متعددی هم وجود داشت که پدید آمدن این طیف‌های نا همسو هزینه‌های سنگینی را به اسلام و مسلمین تحمیل کرد، یکی از این پدیده‌های تاریک در جهان اسلام ناصبی گری بود، نواصب در واقع همان دشمنان اهل بیت به خصوص علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)  بودند، یعنی اینها تلاش داشتند که تنقیص کنند، شماتت کنند، بدگویی کنند و جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت را در آثارشان به خصوص حضرت علی (علیه‌السلام) ، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)  معمولا در بیان و گفتارشان فراوان وجود دارد. تعبیری را از حضرت علی (علیه‌السلام)  اشاره کنم که ایشان می‌فرمودند: بدترین کوری و نابینایی ندیدن فضائل اهل بیت و ابراز دشمنی با آنهاست، جمله‌ای است شیخ صدوق در کتاب خصال خود دارند

اشد العمی من عمی عن فضلنا وناصبنا العداوة بلا ذنب سبق الیه منا الا عنا دعونا الی الحق والدنیا

بدترین کوری، کوری از توجه به فضیلت‌های ماست، بدترین کوری عداوت پیشه کردن با ماست، بدون اینکه ما سابقه‌ای در خطا داشته باشیم، ما پرچمدار دعوت به حق بودیم، دیگران هم به فتنه و دنیا مردم را دعوت می‌کردند.

اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی به پیدایش و سیر آن کنیم بنی امیه نقش اصلی را در پدیده زشت ناصبی گری داشتند، به دشمنی آشکار با اهل بیت پرداختند، مخالفت‌های بعدی با امیرالمومنین (علیه‌السلام) ، با فاطمه زهرا علیها سلام و اهل بیت (علیهم السلام)  با تکیه بر همین سکوی بنی امیه به خصوص معاویه شکل گرفت، یک محقق معاصری است به نام شعیب الارناؤوط، خیلی از کتب سلفیون را تحقیق کرده و جایگاهی بین معاصرین دارد، مطلبی را در حاشیه سیر اعلام النبلاء دارد که:

والنصب هو: بغض علي رضي الله عنه، وموالاة معاوية.

ناصبی کسی است که نسبت به حضرت علی (علیه‌السلام)  دشمنی کند و بغض داشته باشد و از سویی علاقمند به معاویه پسر ابو سفیان باشد.

سير أعلام النبلاء ط الرسالة (ج18/ ص201) المؤلف : شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى : 748هـ)، المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، الناشر : مؤسسة الرسالة، الطبعة : الثالثة ، 1405 هـ / 1985 م.

در میان مسلمین در این 700-800 سال اخیر اگر بخواهیم یک نگاه تاریخی کنیم ابن تیمیه از مروجان اندیشه ناصبی گری است، طبعا پیروان سلفی او در دوره معاصر هم عمدتا در همان رده قرار دارند و نوع بیان‌ و آثار و نگاه‌شان به اهل بیت عصمت و طهارت متاسفانه این رده‌های ناصبی گری را ما کاملا به چشم می‌بینیم.

مجری:

یک مقداری دلایل و قراین بر ناصبی بودن ابن تیمیه را اگر بشود بیشتر ارائه بفرمایید چون بعضی از چیزها ثمره عملی دارد، مثلا ناصبی بودن امر کوچکی نیست، یک رویکرد اخلاقی، انسانی نیست و به شدت غیر اخلاقی است، اگر ما بگوییم ابن تیمیه گرایش ناصبی گری دارد یک مقدار اگر ممکن است قرائن را ارائه کنید ممنون می‌شوم.

کارشناس:

ببینید جناب دکتر رجایی آثار ابن تیمیه گواه بر مشی ناصبی گری است، یعنی ابن تیمیه‌ای که اصرار دارد که فضائل اهل بیت عصمت و طهارت را کتمان کند، آن را مجعول و کذب بداند و از طرفی به شماتت آنها به خصوص حضرت علی (علیه‌السلام)  و فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  بپردازد، طبیعی است که این عین ناصبی گری است، ما لازم نیست که اقراری از ابن تیمیه بگیریم که ابن تیمیه آیا تو ناصبی هستی؟ نه، مشی و آثار او مشهود است، کتاب منهاج السنة را اگر بخواهیم بگوییم منشور ناصبی گری در قرن هفتم است، یعنی اگر بخواهیم یک مجموعه‌ای از آثار نواصب را در یک بسته جمع کنیم، منهاج السنة یکی از آثار عمده ناصبی گری است، بیشترین طعنه و شماتت را نسبت به حضرت علی، فاطمه زهرا و اهل بیت عصمت و طهارت دارد، یعنی اگر ما فقط همین آثار را بررسی کنیم، فراوان، صدها نمونه از رگه‌های ناصبی را می‌توانید در آن پیدا کنید.

فرای از آن اذعان علمای اهل سنت بر ناصبی بودن این فرد، من به چند نمونمه اشاره کنم، شخصی است از علمای شافعی  محمد بن عقیل حضرمی، کتابی دارد به نام تقویة الایمان برد تزکیة بن ابی سفیان، این در نقد پسر ابوسفیان معاویه نوشته شده، چون ناصبی‌ها تلاش می‌کردند که او را مبرا از هر ناپاکی بدانند، متوفای 1350 است، حدود 90 سال پیش، می‌گوید بهتر است برای ابن تیمیه به جای استفاده از واژه شیخ الاسلام بگوییم شیخ النصب، او شیخ ناصبی گری است، این حرف ما نیست، حرف محمد بن عقیل حضرمی است.

شخصی است به نام محمود سعید ممدوح معاصر مصری است، کتابی دارد به نام غایة التبجیل در نقد منهاج السنة است، کتاب منهاج السنة را منهاج البدعة می‌داند و اصرار دارد که ابن تیمیه را ناصبی بداند و می‌گوید ابن تیمیه یکی از پایه گذاران جریان نصب و یک اهل بیت ستیز به تمام معناست.

حسن بن علی سقاف مجموعه‌ای دارد به نام مجموعه رسائل، چند تا رساله فقهی دارد و برخی از مقالات دیگر او هم در این کتاب چاپ شده است، یک شخص حدیث شناس است، از بزرگان اهل سنت است، رجالی است، متکلم است، فقیه شافعی مذهب است، از جهت جغرافیا هم اهل اردن است، ابن تیمیه را بدتر از نواصب می‌داند. نواصب در دوره‌های اول بیشتر به حضرت علی (علیه‌السلام)  تمرکز می‌کردند اما مثلا ابن تیمیه فرای حضرت علی (علیه‌السلام)  به فاطمه زهرا خیلی تمرکز کرده است، نمی‌دانم این حقد و کینه‌ش از چه کسی نشات گرفته که به این پاره رسول الله این گونه جسارت و شماتت می‌کند، همین سبب شده که حسن بن علی سقاف در مجموعه رسائل می‌گوید به دلیل توهین به حضرت زهرا او را راس المنافقین  می‌دانم و این شخص ناصبی خبیث است، یک تعبیری دارد که می‌گوید:

بل أضاف ابن تيمية الي ذلك من قبيح القول في سيدنا علي

جسارت‌هایی که به حضرت علی (علیه‌السلام)  و اهل بیت دارد

ما دلّ علی أنه رأس المنافقین فی عصره

ابن تیمیه بنا بر گفته سقاف شافعی راس منافقین در دوره خودش است، به خاطر جسارت‌هایی که به فاطمه زهرا و اهل بیت دارد.

وکیف یلزم بالنفاق مع نطقه قبحه الله بما لا ینطق به مومن فی حق فاطمة سیدة نساء العالمین صلی الله علیها وسلم وحق وجها أخی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وسید المومنین فقد قال فی السیدة البتول

من عذر می‌خواهم از بینندگان عزیز، عبارتی را از منهاج السنه می‌آورد که در آنجا این جسارت را به حضرت فاطمه زهرا کرده است

إنّ فیها شبهاً من المنافقین

که رگه‌هایی از نفاق در فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  است، این عبارت به قدری سقاف را عصبانی کرده است می‌گوید خدا ابن تیمیه را لعنت کند که این عبارت را در رابطه با فاطمه زهرا بیان کرده است

فهو ناصبی خبیث

او به خاطر این جسارت به فاطمه زهرا ناصبی خبیث است.

مجموع رسائل السقاف، ج2، ص 737، تالیف: حسن بن علی السقاف، الناشر: دار الامام الرواس، بیروت

آقای رجایی ابن تیمیه در ناصبی گری جا پای بنی امیه گذاشت و حتی افراط کرد، گفتم در رابطه با فاطمه زهرا به شدت افراط کرد، ببینید من یک مقایسه خیلی کوتاهی کنم، معاویه به نصب و دشمنی با علی و فاطمه و اهل بیت عصمت و طهارت پرداخت، خون آنها را ریخت، پیروان و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت را از دم تیغ گذراند، تاریخ اذعان دارد که امویان دشمنی با علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)  را به حدی پیش بردند که اگر نوزادی را می‌یافتند که نام او علی بود، سرش را می‌بریدند. ابی الحجاج مزی این مطلب را در تهذیب الکمال خود دارد و می‌گوید

كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه

اگر می‌فهمیدند یک نوزادی اسمش علی است سریع او را می‌کشتند.

تهذيب الكمال  ج 20   ص 429 ، اسم المؤلف:  يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف

ابن تیمیه و پیروان سفاک او هم همان راه را طی کردند، هم به اهانت و دشمنی با اهل بیت به خصوص امیرالمومنین، فاطمه زهرا (علیهما السلام)  اقدام کردند و هم دلباختگان و شیعیان ایشان را سربریدند، در اوایل برنامه کج راهه به صورت مستند اشاره کردیم که تاریخ شاهد سر بریدن 5 هزار نفر است، وقتی که وهابی‌ها وارد کربلا شدند و غارت کردند 5 هزار نفر را در یک نیم روز سر بریدند. آیا بالاتر از این سفاکی در تاریخ داریم؟ تاریخ شاهد است حالا در دوره معاصر شاهد قتل هزاران نفر در سالهای اخیر از سوی وهابی مسلکان داعشی در شام و عراق بودیم، نگاه می‌کردند اسمش علی و حسن و حسین است کاری به مذهب ندارند، خیلی از اهل سنت این اسامی را دارند، به راحتی می‌کشتند. حتی اهل سنت ما داریم نمونه‌هایی که به جرم ارادت به حضرت علی (علیه‌السلام)  کشته شدند، زینی دحلان مفتی مکی نقل می‌کند محمد بن عبدالوهاب بلند صلوات فرستادن را ممنوع کرده بود، یک موذنی صلوات بلند فرستاده بود دستور قتل او را صادر کرد. حالا در این زمینه شیعه که دیگر صد درصد از زیر تیغ اینها می‌گذشتند و کشته می‌شدند، به هر حال این نکته را من با این بحث جمع کنم، بالاخره شکوه پیروی از اهل بیت (علیهم السلام)  و فاطمه زهرا به قدری دل و درون سلفیون را کور کرده که هنوز هم خوش دارند که تیغ بکشند، سر ببرند، خون شیعیان را سر بکشند، جگر شیعیان را به دندان بگیرند.

هفته گذشته جهان شاهد یک سفاکی تمام عیار از همین ناصبی‌های اموی مسلک در مدینه منوره بود، کودک خردسال 6 ساله به نام زکریا که در ایام فاطمیه به همراه مادرش به سمت مدینه می‌آمد، مادر صلوات فرستاده، راننده گفته تو شیعه هستی؟ گفته بله، پایین می‌آید و شیشه‌ای را می‌شکند و با شیشه گلوی زکریا را جلوی چشم مادر می‌برد، به چه جرمی؟ صرفا به جرم ارادت به علی بن ابیطالب و ائمه عصمت و طهارت، بالاخره بینندگان عزیز همسو با این جمله هستند، تاریخ شاهد بستن پرونده سفاکی نواصب بود، بستن پرونده خونریزی خوارج بود، بستن پرونده جنایت‌های بی شمار بنی امیه بود، قبیله آل سعود هم یک انقراضی دارند که این شهادت این خردسال دلباخته اهل بیت عصمت و طهارت در مدینه زوال‌شان را ان‌شاءالله سرعت می‌بخشد.

مجری:

ممنون و سپاسگذارم، بینندگان عزیز و بزرگوار برنامه کج راهه در خدمت شماست و به کج راهه گری و اندیشه‌های ناروای ابن تیمیه و آیین وهابیت می‌پردازد و امروزه هم به دلیل حضور و نفوذ و جریان سازی وهابیت که خیلی وقت‌ها هم از روش‌های کاذبانه و غلطی بهرمند می‌شود و استفاده می‌کند ضرورت دارد که هر چه بیشتر با این آیین آشنا شویم. بحث ناصبی گری را البته ریشه‌ها و معانی و آثارش را تا یک حدی که فرصت داشتیم استاد عزیزمان حاج آقای پور امینی اشاره کردند و تاریخچه‌ای از آن را گفتند و اینکه آراء ابن تیمیه چقدر ممذوج و آلوده به ناصبی گری است، این را هم مبرهن و مستدل برای ما بیان کردند، حالا یک سوال اینکه این فکر ناصبی گری که فرمودید و مخالفت با حضرت زهرا تا چه مقدار و چه میزان از شخص ابن تیمیه به سلفی گری تسری پیدا کرده و جریان ساز شده است؟

کارشناس:

متاسفانه ابن تیمیه بذر نفاق را کاشت، بذر دشمنی را کاشت که سلفیون معاصر برخی آن را درو کردند، اهل سنت نسبت به نواصب موضع دارند و ابراز مخالفت می‌کنند و به طور نسبی از شخصیت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  یاد می‌کنند و به فضائل حضرت اذعان دارند حتی برخی‌شان هم در جلسات قبل اشاره شد که کتاب مستقل در فضائل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  نوشتند به خصوص من دقت می‌کردم روی روایت «فاطمة بضعة منی» خیلی تاکید داشتند، بالاخره این روایت اگر صرفا بگوییم یعنی پاره بدن، درست نیست و اجحاف در روایت است، در واقع پاره‌ای از وجود پیامبر بود، غیر از مقام خاتم الانبیائی حضرت، علم حضرت، عصمت حضرت، نورانیت حضرت، پاره‌ای از اینها بود، اگر پیامبر هم نمی‌فرمود «من آذاها» خود همین روایت نشانگر این بود که اگر کسی فاطمه زهرا را آزار دهد گویا پیامبر را آزار داده است. پس ببینید اهل سنت این نگاه را دارند، اما متاسفانه در این طیف ما می‌بینیم که چهره‌هایی هم هستند که نمایندگی می‌کنند ولی ناصبی گری را احیا می‌کنند.

من یاد کنم از برخی از چهره‌های اهل سنت که به احترام حضرت زهرا از فضائل او یاد می‌کنند، شخصی است به نام احمد بن محمد بن ابی بکر قسطلانی قتیبی مصری، متوفای 923 است، کتابی دارد به نام ارشاد الساری لشرح صحیح البخاری، کتاب شرح صحیح بخاری است، در بحث مناقب حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  یک تعبیری دارد که از این عالم اهل سنت قابل توجه است.

وهب الله عز وجل لفاطمة من الأحوال السنية والكمالات العلمية ما لم يشركها فيه أحد من نساء هذه الأمة مطلقًا.

خداوند به فاطمه زهرا ویژگی‌های شکوهمند و کمالات علمی را بخشیده که هیچ یک از زنان این امت شریک او نیستند. نه همسران پیامبر، نه زنان دیگر.

شرح القسطلاني = إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري (ج6/ ص141)، المؤلف: أحمد بن محمد بن أبى بكر بن عبد الملك القسطلاني القتيبي المصري، أبو العباس، شهاب الدين (المتوفى: 923هـ)، الناشر: المطبعة الكبرى الأميرية، مصر، الطبعة: السابعة، 1323 هـ

حتی یک تعبیری آلوسی داشت که باید فاطمه زهرا را در ثریا گشت، فاصله دیگران با فاطمه زهرا در این حد است.

تعبیر دیگری را ابن حجر در فتح الباری دارد، یک قضیه‌ای را از دوران نوجوانی فاطمه زهرا نقل می‌کند

وفيه قوة نفس فاطمة الزهراء من صغرها

فاطمه زهرا برخوردار از قوت نفسی بود که از کودکی همراه او بود.

فتح الباري  ج 1   ص 352 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

 

خب طبیعی است که فاطمه زهرا 6-7 ساله‌ای که در مکه بود با فاطمه زهرا 18 ساله همین قوت نفس را داشت، همین شکوه را داشت و اگر می‌بینید در برابر خلیفه و انحرافی که در آن روزهای اول بعد از رحلت پیامبر اکرم شکل گرفت می‌ایستد همین فاطمه زهرای صاحب قوت نفس است.

آلوسی در روح المعانی تعبیری دارد، یک قضیه‌ای را در بحث مقام و مقایسه بین عایشه همسر پیامبر اکرم و فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  نقل می‌کند که می‌گوید فاصله خیلی زیاد است، فضیلت یقینا در رابطه با فاطمه زهراست. حالا اگر مثلا بنابر اذعان خودشان جمله‌ای را نقل می‌کنند که دو سوم دین خود را از عایشه بگیرید این دلیل بر مفضول بودن فاطمه نیست، چرا؟ تعبیری دارد و می‌گوید چون پیامبر می‌دانست که فاطمه زهرا بعد از خودش سریعا فوت می‌کند و به خودشان ملحق می‌شود و اگر پیامبر اکرم می‌دانست که فاطمه زهرا می‌ماند

ولو علم لربما قال : خذوا كل دينكم عن الزهراء

هر آینه می‌گفت که همه دین خود را از فاطمه زهرا بگیرید.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ج 3   ص 156 ، اسم المؤلف:  العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

حالا ما اون بحث دو سوم را در رابطه با همسر پیامبر قبول نداریم، ولی تعبیر آلوسی این است که اگر پیامبر می‌دانست که فاطمه زهرا می‌ماند می‌فرمود که همه دینتان را از فاطمه زهرا بگیرید، این نشان می‌دهد که چهره کاملا برجسته و شکوهمند است، اما مع الاسف جریان نفاق و نصب در سلفیون پیرو این بت ابن تیمیه جسارت به فاطمه زهرا را برجسته کردند، مثلا در ماجرای فدک و اعتراض فاطمه زهرا، العثیمین تعبیری دارد که حق با ابوبکر بود و حضرت زهرا در مخاصمه با خلیفه عقل خود را از دست داد،  چهره‌های معاصر و شاگردانی که حالا متاسفانه در حجاز و عربستان بر مسند افتاء مسلمین نشستند شاگردان همین عثیمین خبیث هستند. عثیمینی که این جسارت را به فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  می‌کند، در حالی که فاطمه زهرا بضعه پیامبر است، این جسارت جسارت به پیامبر اکرم است، وقتی ما می‌گوییم دفاع از فاطمه، دفاع از همان آثاری است که اهل سنت در دفاع از فاطمه زهرا نوشتند، دفاع از همان رسالت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است. من این را گفتم تا به این فرمایش حضرتعالی جوابی داده باشم که آیا فکر ناصبی گری ابن تیمیه در سلفیه اثری هم کرد؟ بله، یک بی ادبی به نام العثیمین این جسارت بزرگ را در حق فاطمه زهرا دارد و این نشان دهنده ریشه‌ای است که در فکر ابن تیمیه است، قبلا هم من اشاره کردم که ابن تیمیه در منهاج السنة در رابطه با خطبه‌ای که حضرت زهرا در برابر خلیفه ایستاد و جریانی که مسیر امت اسلام را به انحراف کشاندند دارد که

أن ما ذكره عن فاطمة أمر لا يلق بها

سزاوار فاطمه زهرا نیست

ولا يحتج بذلك إلا رجل جاهل

کسی به این احتجاج نمی‌کند مگر انسان جاهل

فإنه ليس فيما ذكره ما يوجب الغضب عليه

چیزی اتفاق نیفتاده و بیانی از خلیفه صورت نگرفته که سبب شود فاطمه زهرا غضب کند.

منهاج السنة النبوية  ج 4   ص 243 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

بعد هم با تمام بی ادبی قهر کردن و کنار کشیدن فاطمه از حاکمان وقت را به نقد می‌کشد و می‌گوید سزاوار نبود که فاطمه زهرا سوگند بخورد که من با اینها هم صحبت نمی‌شوم تا گلایه خود را به پیامبر بگویم.

اصرار دارم این نکته را بگویم که اوج بی ادبی را ما در آثار سلفیون به خصوص ابن تیمیه نسبت به فاطمه زهرا داریم، در قرون اول چنین جسارت‌هایی نبود، این حرف را می‌زند که سبب می‌شود العثیمین آن جسارت را می‌کند، بضعه پیامبر سمبل نورانیت و قدسیت و علم و عصمت پیامبر اکرم است وقتی که این انحراف را می‌بیند باید بایستد، ایستادن فاطمه گویا ایستادن پیامبر اکرم است و کسی هم که در برابر فاطمه بایستد در واقع در مقابل پیامبر اکرم ایستاده است، نتیجه اینکه فاطمه زهرا اگر غضب یا قهر می‌کند گویا پیامبر اکرم غضب و قهر کرده است و هرکس هم فاطمه زهرا را آزار بدهد و سبب قهر فاطمه زهرا شود طبیعی است که پیامبر اکرم را آزار داده است، این سوال را من می‌کنم بینندگان عزیز خودشان منصف هستند قضاوت کنند، چطور فاطمه زهرایی که در برابر انحراف ایستاد چون انحراف را کاملا عیان دید، مورد شماتت قرار می‌گیرد، مورد نقد قرار می‌گیرد، مورد بی ادبی قرار می‌گیرد، اما زن دیگری که در جنگ جمل آن فتنه را بر پا کرد و بین صفوف مسلمین آن آشوب را در بصره ایجاد کرد مورد ستایش قرار می‌گیرد، آنجا چرا ابن تیمیه نمی‌آید اعتراض کند که تو چرا در برابر خلیفه چهارم ایستادی، اصلا اعتراضی را ما از ابن تیمیه و چهره‌های ناصبی نمی‌بینیم که نسبت به این زن ایجاد شود، جنگی که در همین نیمه جمادی الثانی سال 36 اتفاق افتاد، در یک روز شمار کشته‌های اصحاب جمل را از 6 تا 25 هزار ثبت کردند، من این جمله را از طبری بگویم، طبری که خیلی مورد احترام و عنایت ابن تیمیه است، تعبیری دارد که کشتگان جمل در واقع 10 هزار نفر بودند

نصفهم من أصحاب علي ونصفهم من أصحاب عائشة

5 هزار از این سمت و 5 هزار نفر از طرف مقابل کشته شدند

تاريخ الطبري  ج 3   ص 58 ، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت

چه کسی جواب ده هزار خون ریخته شده را می‌دهد؟ چرا نقد نمی‌شود؟ اما فاطمه زهرایی که در یک صحبت 20 دقیقه‌ای آمد و یک نقدی به جریانی داشت که حرکت الهی پیامبر اکرم را به انحراف می‌کشاند.

به هر حال فاطمه در اوج مظلومیت قرار داشت، اینکه چرا فاطمه زهرا قهر کرد و چرا گفت من شکوه و گلایه خودم را به پیامبر می‌گویم، بالاخره عزیزی که در اوج محنت از دست دادن پدری چون پیامبر اکرم بود، در همان روزهای آغازین او را مجروح کنید، پسرش را بکشید، به صورتش سیلی بزنید، او را زخمی کنید، همسرش را آسیب بزنید،‌خانه اش را آتش بزنید، فرزندان او را بترسید، این حق اعتراض نباید داشته باشد؟ بعد با تمام بی ادبی بگوید چرا فاطمه زهرا گلایه و شکوه کرد،‌ فاطمه زهرایی که بخاری در مورد او روایت دارد

حدثنا أبو الْوَلِيدِ حدثنا بن عُيَيْنَةَ عن عَمْرِو بن دِينَارٍ عن بن أبي مُلَيْكَةَ عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ e قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي

اگر نبود جز این یک روایت، این روایت می‌تواند به تمام قد از مشی و سیره و سلوک حضرت زهرا در آن روزهای پس از رحلت پیامبر اکرم دفاع کند. فاطمه پاره‌ای از وجود من است، پیامبر هم اشاره به همین بخش دارد که

فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي

یا تعبیر دیگری دارد که:

من آذاها فقد آذانی

این نشان از دور اندیشی پیامبر است، علم غیب پیامبر را نشان میدهد که قرار است یک جریانی بیاید و او را عصبانی و خشمگین کنند و آزار دهند که پیامبر همان اول در جاهای مختلف فرمود آزار فاطمه یعنی آزار من، غضب فاطمه یعنی غضب من، در جاهای دیگر هم دارد که غضب من یعنی غضب خدا.

صحيح البخاري  ج 3   ص 1361 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

مجری:

جناب استاد در مورد وجود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، اینکه چشمه‌ای است در بستر، اینکه کوثری است که یک عظمت خاصی به او عنایت شده، بخش مهمی از این عظمت مستقیما از طرف خداوند متعال است، از جمله آنها سوره «هل اتی» است که در شان فضیلت حضرت زهرا (سلام الله علیها)  و خاندان امیرالمومنین علی (علیه‌السلام)  وارد شده و اینکه مورد انکار هم حتی از ناحیه اهل سنت قرار نگرفته است، حالا ابن تیمیه چون اینجا نمی‌تواند شواهد تایید معنوی و الهی را منکر بشود اینها را جزو مناقب حساب نمی‌کند. این را مقداری تبیین بفرمایید.

کارشناس:

بببینید مشی ابن تیمیه این است، گاه به نقد صریح و علنی حضرت فاطمه زهرا می‌پردازد، گاه این دشمنی و ناصبی گری خود را در پوشش نفی فضیلت‌های بی شمار تعقیب می‌کند، در شان نزول سوره «هل اتی» غالب مفسران و محدثان اشاره دارند که این سوره مدنی است و در حق فاطمه زهرا و علی بن ابیطالب نازل شده است، در حالی که ابن تیمیه می‌گفت چنین نیست، چه منقبتی بالاتر از این؟ به خصوص اقدم مفسران ابو اسحاق ثعلبی که متوفای 427 است، خیلی از تفاسیر بعد متاثر از آن است، در تفسیر الکشف والبیان عن تفسیر القرآن که معروف است به تفسیر ثعلبی به فضیلت حضرت علی (علیه‌السلام)  و فاطمه زهرا به صورت مبسوط اشاره می‌کند، اشعاری که فاطمه زهرا و حضرت علی (علیه‌السلام)  در وقت آمدن مسکین و یتیم و اسیر به همدیگر رد و بدل می‌کنند را بیان می‌کند و به شدت ثعلبی مورد نقد ابن تیمیه قرار می‌گیرد، که این کذب است، این حدیث جعلی است، این سوره مکی است، و بسیاری از علمای اهل سنتی که این نکته را نقل کردند را نقد می‌کند.

اما در فرمایش حضرتعالی، یکی از اشکالاتی که ابن تیمیه دارد می‌گوید با فرض نزول این آیات در مدح علی و فاطمه (علیهما السلام) ، ابتدا که قبول نمی‌کند، بعد می‌گوید فرضا که این آیه در مدح این دو باشد و تمجید ایثار آنها باشد ما آیه دیگری داریم که خدا دیگران را به خاطر همین اطعام و انفاق کردن برتر دانسته است

أنه قد ثبت في الصحيح عن بعض الأنصار أنه آثر ضيفه بعشائهم و نوم الصبية و بات هو و امرأته طاويين فأنزل الله سبحانه و تعالى

اشاره می‌کند که برای بعضی از انصار این گونه بیان شده که ایثار کردند و مهمان خود را با شام شب‌شان اطعام کردند و خودشان گرسنه خوابیدند و به خاطر این قضیه این آیه نازل شد

(أوتوا ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة)

ببینید چقدر خشکی مغز و عدم درک و عدم فهم متن قرآن مشهود است در بیان فردی که خود را عالم می‌داند، می‌گوید

و هذا المدح اعظم من المدح بقوله (ويطعمون الطعام على حبه مسكينا)

بعد چند تا جمله هم دارد که وقت بینندگان را به این گزافه گویی ابن تیمیه اختصاص ندهم.

منهاج السنة النبوية  ج 7   ص 183 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

در پاسخ چند نکته را بگویم، برخی از مفسران از جمله عبیدالله بن احمد معروف به حاکم حسکانی که نویسنده شواهد التنزیل است می‌گوید این آیه اصلا برای علی و فاطمه نازل شده است

عن منصور ، عن مجاهد : عن ابن عباس في قول الله : ( ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة ) قال : نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام .

این جمله‌ای است که از یک عالم اهل سنت است و اشاره دارد که این آیه در رابطه با امیرالمومنین و حضرت زهرا و فرزندان‌شان نازل شده است.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 2 ص 332

حالا با فرض قبول کمال ابن تیمیه که این در رابطه با یک انصاری است، این هم برگرفته از یک روایتی از ابی هریرة است

یک نفر نزد پیامبر آمد و گفت مرا مهمان کنید، پیامبر چیزی نداشتند که او را مهمان کنند، از یک طرف هم می‌خواستند یک فرهنگ مهمان نوازی را به یاران خود بیاموزند، به یکی از انصار گفتند کسی بیاید و او را مهمانی کند و به منزل خود ببرد.

ببینید اینجا دستور پیامبر بوده است ولی در قضیه «هل اتی» دستوری نبوده است، خود یتیم و اسیر و مسکین خودشان سرخود رفتند، ‌چون می‌دانستند آنجا اهل کرم هستند ولی اینجا به دستور پیامبر بوده است، حالا برفرض اینکه این روایت را بپذیریم به هر صورت کار پسندیده‌ای کردند، او را به خانه برد و به همسر خود گفت این مهمان است و باید او را اکرام کنیم، که آیه بنابراین روایت نقل شده

ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة

سوره حشر آیه 9

ببینید انفاق یک شب برای یک انصاری آن هم به درخواست پیامبر با ایثار علی و فاطمه آن هم در سه شب متوالی برابری نمی‌کند، حالا اگر فرض بگیریم که آن آیه برای انصاری بوده، در حالی که برای حضرت علی و فاطمه زهرا بود، اصلا برابری نمی‌کند، 17-18 آیه به خاطر همین ایثار حضرت علی و فاطمه زهرا نازل شد.

نکته دوم این ایثار سه روزه را قرآن بسیار مورد تمجید قرار داده است و به عبارتی با آن انفاق یک شبه آن هم به دستور پیامبر اکرم قابل مقایسه نیست، این نکته دوم.

نکته سوم نزول یک آیه در شان کسی یقینا مساوی با نزول یک سوره کامل در شان اهل بیت نیست، یک آیه، یک سوره، ببینید خداوند در این سوره «هل اتی» 5 ویژگی را به خاطر همین ایثار علی و فاطمه (علیهما السلام)  برای آنها بیان کرده است:

1-   وفای به عهد

يُوفُونَ بِالنَّذْرِ

2-   ترس از معاد و قیامت

وَيَخَافُونَ يَوْمًا

3-   رسیدگی به نیازمندان

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا

4-   اخلاص در عمل

إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا

5-   خوف از خداوند متعال

إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا

این فضیلت کتمان کردنی نیست.

سوره انسان آیه 7-10

مجری:

در همین ماجرای سوره «هل اتی» که در شان خاندان امیرالمومنین و فاطمه زهرا (علیهم السلام)  است اصلا ابن تیمیه مقداری پیش می‌رود که در خادمه‌ای به نام فضه هم تشکیک می‌کند، این را هم یک اشاره‌ای بفرمایید که چه جوابی دارد.

کارشناس:

فضه کنیز حضرت زهرا بود، پیامبر او را به این نام خواند و به فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  بخشید و در ماجرای نزول «هل اتی» هم این فرد به نوعی مورد تمجید قرار گرفته است، یک تعبیری ثعلبی در الکشف والبیان دارد که در ذیل «یوفون بالنذر» می‌گوید:

(يوفون بالنذر) يعني علياً وفاطمة والحسن والحسين وجاريتهم فضة

نشان می‌دهد که بالاخره فضه نفر پنجم این مجموعه بوده است.

تفسير الثعلبي  ج 10   ص 101 ، اسم المؤلف:  أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي

بالاخره ابن تیمیه اصرار دارد که:

أن عليا و فاطمة لم يكن لهما جارية اسمها فضة

چیزی که مفسرین بر وجود او اذعان دارند را می‌گوید که علی و فاطمه (علیهما السلام)  جاریه‌ای به نام فضه نداشتند، مسلمات را انکار می‌کند

بل و لا لأحد من أقارب النبي صلى الله عليه و سلم و لا نعرف أنه كان بالمدينة جارية اسمها فضة

منهاج السنة النبوية  ج 7   ص 182 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

چرا ابن تیمیه تلاش دارد که نام فضه را حذف کند؟ بالاخره جایگاه ممتاز فضه در خانه فاطمه زهرا، در هنگام تولد حسن و حسین (علیهما السلام) ، علم آموزی در مکتب فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  و اینکه برخی از گزارش‌های تاریخی که ظلم به فاطمه زهرا شد، پشت در قرار گرفتند، لحظه‌ای که غسل و کفن می‌شدند‌، در همه اینها فضه حاضر بود، می‌خواهند صورت مساله را حذف کنند تا این جریانات به نوعی حذف شود، که این کار شدنی نیست.

مجری:

بسیار خب، خیلی ممنون جناب استاد، خیلی عالمانه و با ادله خیلی خوب، ان‌شاءالله بعدها باید در مورد جناب فضه انجام وظیفه بیشتری شود چون یکی از ویژگی‌های حضرت فضه مشهور بودنش با قرآن بوده است که امروز خیلی الهام بخش است به چیزهایی که حتی در عصر مدرن به شدت نیاز داریم به آموزه‌هایی که سبک زندگی ما را بتوانند معنوی، فطری و الهی رقم بزنند و واقعا بتوانیم حیات طیبه و درستی را داشته باشیم. تا برنامه‌ای دیگر که توفیق زیارت شما بزرگواران حاصل شود و ان‌شاءالله خدمت شما برسیم با شما عزیزان خداحافظی می‌کنیم، خدا یار و نگهدارتان.

 



حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر