صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 26 تير 1397 تعداد بازديد: 1237 
کج راهه
کج راهه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: کج ‌راهه

جلسه: پانزدهم

تاریخ: 970426

کارشناس: حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

عرض سلام و ادب و احترام داریم خدمت شما عزیزان و بزرگواران، برنامه کج راهه در خدمت شماست، جا دارد دهه کرامت را خدمت شما بزرگواران عرض تبریک داشته باشیم و با تمام وجود آمادگی پذیرایی و احترام و تکریم این دهه را در وجود خودمان متبلور و متجسد کنیم و ان شا الله آماده شویم در ولادت امام هشتم هم همچنان عرض ارادت و تلاش خودمان را جهت استفاده از مبانی مکتب آن بزرگوار مبذول کنیم و این آمادگی را داشته باشیم که پیشاپیش تبریک عرض می کنم.

آماده بشویم برای اینکه بتوانیم در این جلسه مباحثی که در اطراف حیات امام هشتم علیه السلام است به همین مناسبت ایام دهه کرامت و ویژگی هایی که حضرت دارند و خصالشان و تعریض هایی که از ناحیه عده ای معاند به حضرت می شود آنها را به ویژه نگاهی که وهابی ها به این مساله و حیات امام هشتم علیه السلام دارند مد نظر داریم و مطرح و مرور می شود. در خدمت عزیز و بزرگوار استاد محقق و پژوهشگر جناب آقای پور امینی هستیم.

کارشناس:

سلام علیکم ورحمة الله، خوشحالیم که در خدمت شما هستیم.

مجری:

جناب استاد ما یک برنامه هایی را در کج راهه داشتیم که در رابطه با نقد وهابیت و آیین وهابیت بود حالا یک سلسله برنامه هایی بود که به پایان رسید و ممکن است که یک شکل و سیاق دیگری بعدها احیا شود. اما ویژه برنامه هایی که داشتیم یکی در مورد امام صادق علیه السلام بود، الان در مورد امام هشتم علیه السلام است این را از زاویه نگاه اهل سنت و به ویژه از نگاه وهابیت و آن تهمت ها و افتراهایی که دارند و رابطه اهل سنت حتی با مساله امام هشتم علیه السلام را مقداری که فرصت شود بررسی کنیم و در محضر جنابعالی باشیم.

یکی از نکاتی که بین ما معروف و مشهور است و البته غیر شیعه هم این را قبول دارند،‌چون مجرب است، تجربه کردن این است که امام هشتم علیه السلام عالم آل محمد است و یک امر قطعی و مشخصی است، در این حال متاسفانه برخی از وهابیون با تاسی از ابن تیمیه این چنین می اندیشند و علم امام رضا علیه السلام را زیر سوال می برند و معتقد و مدعی هستند که امام هشتم علیه السلام اعلم نبوده است. این سوال یک مقدار باز کنید تا یک حق جزئی و کوچکی را بتوانیم از حقوقی که امام هشتم علیه السلام بر ما دارد روشن شود و ادا شود.

کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم، لازم می دانم میلاد فرخنده امام رضا علیه السلام را تبریک عرض کنم چون در آستانه ولادت حضرت هستیم و عرض سلامی کنیم خدمت حضرت علیه السلام به نیابت از همه دلباختگان، چه شیعه و چه سنی، به ساحت مقدس امام رضا علیه السلام، امام رضا علیه السلام در حیات 55 ساله خودشان خب 20 سال در جایگاه امامت قرار داشتند، بیش از 51 سال را در مدینه منوره بودند، کانون علم و 3 سال پایانی حیاتشان را به اجبار ایران آمدند و در مرو و خراسان مستقر بودند به خاطر آن مساله پذیرش اجباری ولایتعهدی، خب حضور و سر انجام شهادت و خاکسپاری امام رضا علیه السلام در ایران با حوادث و تحولات متعددی همراه بود که یکی از آن ابعاد را می شود بگوییم که در واقع آن شکوه علمی امام رضا علیه السلام در این مقطع درخشید، به خصوص حضور بزرگان علمی اهل حدیث که در نیشابور و در بحث مناظرات وارد مرو هم شدند، چهره علمی امام رضا علیه السلام بیشتر جهانی شد. خب طبیعی است که سبب می شد ارادت و انس دانشمندان به امام رضا علیه السلام بیشتر شود، به ساحت مقدس حضرت به نوعی خاکساری کنند، خب طبیعی است که این نگاه با عظمت و با شکوه نسبت به شخصیت امام رضا علیه السلام در مقاطع مختلف با در متون تاریخی هم که نگاه کنیم این روایاتی که وجود دارد با همین عظمت و شکوه است.

خب در نقطه مقابل دشمنان اهل بیت هم هستند، از این اقبال وحشت کردند، از این اقبال به نوعی حسادت در قلم و بیانشان کاملا مشهود است، از جمله این ابن تیمیه است که با آن تفکری که داشت که در نقطه مقابل اهل بیت بود و بنایش بر این بود که تنقیص و عیب جویی کند و جایگاه بزرگ اهل بیت عصمت و طهارت را کوچک کند. خب در منهاج السنة یک تعبیری که ایشان دارد و فکر می کنم دستمایه این گفتگو هم باشد و به نوعی پاسخ آن سوال اول حضرتعالی را بدهد این است که تعبیری در منهاج السنة جلد چهارم صفحه 60 دارد که من نمی پذیرم امام رضا علیه السلام اعلم امت باشد، بعد چند نفر از شخصیت ها را نام می برد که اتفاقا اینها به نوعی از راویان امام رضا علیه السلام هستند، بعد یک حرف گزافی هم نقل می کند که هیچ یک از اهل علم حدیثی را از ایشان نقل نکردند، منظورش اهل علم در دستگاه خود ابن تیمیه است، در کتب صحاح سته هم هیچ حدیثی از حضرت نقل نشده با همین چند تا مقدمه می خواهد نتیجه بگیرد و در رابطه با علم حضرت این عیب جویی را داشته باشد.

اما در جواب، فرمودید امام رضا علیه السلام عالم آل محمد بود،‌به خصوص در مقطع سه سال پایانی حضرت این علم به نوعی در سطح گسترده ابراز شد، به خصوص در مناظرات، خب این لقب هم برگرفته از فرمایش امام صادق علیه السلام است که امام کاظم از پدرشان نقل می کنند که به برادرانشان فرموده بودند که:

هذا اخوکم علی بن موسی عالم آل محمد ص فاسالوه عن ادیانکم

بعد می فرمایند:

فانی سمعت ابی جعفر بن محمد غیر مره

بارها از پدرم امام صادق شنیدم که

یقول لی ان عالم آل محمد لفی صلبک ولیتنی ادرکته

ای کاش من او را درک می کردم.

خب می دانید که همان سال شهادت امام صادق علیه السلام که سال 148 قمری باشد همان سال امام رضا علیه السلام به دنیا آمدند. خب این نکته پایه ای است که برای به تصویر کشیدن جایگاه با شکوه علمی امام رضا علیه السلام.

حالا اینکه آیا همه اذعان داشتند بله همه به دانش امام رضا علیه السلام اذعان داشتند، به دانش بسیار و سرشار امام رضا علیه السلام، من به عنوان مثال از سیر اعلام النبلاء نقل کنم، شمس الدین ذهبی وقتی که از امام رضا علیه السلام یاد می کند

علي بن موسى الرضا كبير الشان

ذهبی با دقت و تامل تعابیر را ذکر کرده است

له علم وبيان

هم در دانش و هم در بیان امام سرآمد است.

ووقع في النفوس

نفوسی که دلهای مردم و قلوب مردم امام رضا داشت که معمولا در کمتر کسی وجود دارد

سير أعلام النبلاء  ج 13   ص 121 ، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

یا فخر رازی صاحب مفاتیح الغیب او هم تعبیر زیبایی دارد، برای کوثر چند معنی ارائه می کند، یک معنا را اشاره می کند به بحث کوثر که می گوید

الْكَوْثَرُ أَوْلَادُهُ

مراد «انا اعطیناک الکوثر» که خداوند تبارک و تعالی در رابطه با پیامبر اکرم (ص) می دهد در رابطه با اولاد است.

قَالُوا: لِأَنَّ هَذِهِ السُّورَةَ إِنَّمَا نَزَلَتْ رَدًّا عَلَى مَنْ عَابَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِعَدَمِ الْأَوْلَادِ

این آیه ردیه ای بود برای کسانی که می گفتند پیامبر اکرم ابتر است.

فَالْمَعْنَى أَنَّهُ يُعْطِيهِ نَسْلًا يَبْقَوْنَ عَلَى مَرِّ الزَّمَانِ

خدا یک نسلی برای پیامبر می دهد که در تمام گستره زمان منتشر می شوند و باقی هستند.

فَانْظُرْ كَمْ قُتِلَ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ

ببینید که چقدر از اهل بیت کشته شدند

ثُمَّ الْعَالَمُ مُمْتَلِئٌ مِنْهُمْ

جهان را بببینید که از اولاد پیامبر که از نسل فاطمه زهرا هستند پر است.

بعد یک تعریضی هم به بنی امیه می زند

وَلَمْ يَبْقَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فِي الدُّنْيَا أَحَدٌ

این شجره طیبه نبوی کجا و آن شجره خبیثه ملعونه کجا که هیچ اثری از آنها نیست.

ثُمَّ انْظُرْ كَمْ كَانَ فِيهِمْ مِنَ الْأَكَابِرِ مِنَ الْعُلَمَاءِ

بنگرید در این خانواده و در این کوثر ببینید که چه بزرگانی از علما هستند.

كَالْبَاقِرِ وَالصَّادِقِ وَالْكَاظِمِ وَالرِّضَا عَلَيْهِمُ السَّلَامُ

پس ببینید اقرار این عالم اشعری و مفسر بزرگ در رابطه با علم امام رضا و آن خاندان طاهرش.

تفسير الرازي = مفاتيح الغيب أو التفسير الكبير ج32، ص 313، المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي خطيب الري (المتوفى: 606هـ)، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثالثة - 1420 هـ

نکته بعد بحث بر اعلم بودن است چون ابن تیمیه نه تنها یک طعنه ای به علم امام زد اعلم بودن امام را هم زیر سوال برد، که من فقط به یک نمونه اشاره کنم که گواهی می دهد بر اعلم بودن امام رضا علیه السلام، ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه در رابطه با امام کاظم وقتی یاد می کند، بعد از امام رضا علیه السلام یاد می کند و می گوید:

وابنه علي بن موسى المرشح للخلافة ، والمخطوب له بالعهد

در مورد ولایتعهدی حضرت صحبت می کند و بعد می گوید:

كان أعلم الناس ، وأسخى الناس ، وأكرم الناس أخلاقاً .

امام رضا علیه السلام اعلم مردم بود.

شرح نهج البلاغة  ج 15   ص 172 ، اسم المؤلف:  أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

از این جمله و از این نقل زیباتر می توانیم از برادران اهل سنت پیدا کنیم؟ خب طبیعی است که مامون عباسی از شکوه علمی امام واهمه داشت، چون به اهداف خود نرسیده بود،‌آن برنامه ای که برای اجبار امام در پذیرش ولایتعهدی و حضور امام در خراسان و مرو به اهدافش نرسید، اینکه بالاخره آمد مناظرات علمی را بر پا کرد، این مناظرات علمی صرفا برای کوبیدن شخصیت علمی امام رضا علیه السلام بود که نه تنها علم امام در بین علمای مذاهب بلکه بین ادیان و مکاتب مسلم شد که علم یک علم بی نظیری است و سبب شد که اقبال بیشتری از علما نسبت به حضرت شود، تازه کشف کردند که عجب چه دری بود که ما تا به حال نشناخته بودیم.

من فقط یک نمونه را عرض کنم زکریا بن آدم از شکوه و نشاط علمی امام رضا علیه السلام نقل می کند و می گوید من شبی خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم، آن شب تا طلوع فجر جلسه به گفتگو گذشت، شب تا صبح. یک کسی نقل می کرد که به مرو رفتم می خواستم خانه امام بروم به قدری ازدحام جمعیت و علما بود که نتوانستم خدمت حضرت بروم و این سبب شد که چشمه ای از دانش امام رضا علیه السلام برای عالمان عصر کشف شد، خب طبیعی است که دشمنانی اینجا حضور دارند، حسادت هایی هم وجود دارد که می خواهند به نوعی خاک به خورشید بپاشند اما ناکام هستند.

مجری:

جناب استاد یکی از دلایلی که ابن تیمیه در مورد علم امام هشتم استناد می کنند این است که در صحاح سته از ایشان روایت و حدیثی نیست، حالا اگر نیاز بود معنی صحاح سته، چون ما مخاطبین‌مان انواع مختلف و متعددی هستند و ممکن است یک کسی از جهت سنی آشنایی نداشته باشد با این کتب و اینکه این مساله پاسخش چیست؟

کارشناس:

ببینید برادران عزیز اهل سنت به شش کتاب اعتماد کامل دارند، همچنان که ما در شیعه به منابع اربعه عنایت داریم، آنها اعتماد کامل به شش کتاب دارند که معروف به صحاح سته است که دوتای آن شاخص تر است که صحیح مسلم و بخاری است، در کنار اینها سنن ابن ماجه است، سنن نسائی،‌ سنن ابوداود و سنن ترمذی، فرمودید که ابن تیمیه می گوید که از امام رضا علیه السلام حدیثی در صحاح سته نیست، البته یک حرف باطل دیگری هم دارد که محدثی از ایشان نقلی نکرده است، محدثی که مورد پذیرش باشد. حالا من این دومی را ذیل پاسخ به فرمایش حضرتعالی و سوالی که فرمودید عرض می کنم، خب دارد که:

ولا روى له حديث في الكتب الستة

منهاج السنة النبوية  ج 4   ص 60 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

اولا اين امتياز نیست، آیا هر فردی که حدیثی از او در صحاح سته نقل شد دلیلی بر علم و برتری و فضیلت اوست؟ هرگز، حتی برادران اهل سنت و علمای برجسته شان هم چنین حرفی را نمی زنند، چون لوازمی دارد، می دانید چرا؟ من مثال می زنم، مثلا صدها نفر از خوارج در صحاح سته حضور دارند، آیا این دلیل بر فضیلت آنهاست؟ مثلا محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خودش از عکرمه بربری خارجی حدیث نقل می کند، خیلی هم حدیث نقل کرده است، عکرمه متوفای سال 105 است، با ابن عباس مراوده داشت، او از خوارج است.

ابن حجر در تهذیب التهذیب خود از خوارج نقل می کند و میگوید که مصعب زبیری مدعی بود

وقال مصعب الزبيري كان عكرمة يرى رأي الخوارج

تهذيب التهذيب  ج 7   ص 237 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى

بالاخره دستگاه فکری او دستگاه فکری خوارج بود. حتی مدعی بر دروغگو بودن این فرد هست یعنی متهم به دروغگویی هم هست، دارد که از ابن عمر نقل می کند که به نافع می گوید تقوای الهی پیشه کن و دروغ نگو و دروغ نبند همچنان که عکرمه بر ابن عباس دروغ می بست. پس ببینید عکرمه یکی از کسانی است که بسیار روایت در صحیح بخاری دارد. آیا این دلیل فضل این فرد است چون در صحاح سته اسمش وجود دارد؟ بله بخاری در صحیح خودش به احادیث اهل بیت استدلال نمی کرد، هیچ روایتی از امام صادق، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری که هم عصر او بودند نقل نکرد.

نکته دوم حرف ابن تیمیه حرف باطلی است که در صحاح سته نیست، من نمونه عرض می کنم، سنن ابن ماجه مگر صحاح سته نیست، یکی از کتب ششگانه مورد اعتنای اهل سنت است، درآنجا روایت از امام رضا علیه السلام نقل می کند، این برای ابن تیمیه خیلی زشت است، بر زشتی ها او می افزاید، یک درنگی به صحاح سته کرده و چون دیده امام رضا در ان نیست پس فضلی ندارد و علمی هم ندارد. سنن ابن ماجه قزوینی متوفای 275 من یک روایتی را نقل می کنم

حدثنا سَهْلُ بن أبي سَهْلٍ وَمُحَمَّدُ بن إسماعيل قالا ثنا عبد السَّلَامِ بن صَالِحٍ أبو الصَّلْتِ الْهَرَوِيُّ ثنا عَلِيُّ بن مُوسَى الرِّضَا عن أبيه عن جَعْفَرِ بن مُحَمَّدٍ عن أبيه عن عَلِيِّ بن الْحُسَيْنِ عن أبيه عن عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ قال قال رسول اللَّهِ e الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَقَوْلٌ بِاللِّسَانِ وَعَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ

ببینید این روایت را  از سنن ابن ماجه که از صحاح سته است می خوانم، یک جمله ای در انتها دارد که جالب است

قال أبو الصَّلْتِ لو قُرِئَ هذا الْإِسْنَادُ على مَجْنُونٍ لَبَرَأَ

راوی نقل می کند اگر سند این حدیث را بر یک دیوانه بزنند خوب می شود، به خاطر این زیبایی سند، از امام رضا به بعد همه از اجدادش تا می رسد به پیامبر اکرم (ص)‌.

سنن ابن ماجه  ج 1   ص 64 ، اسم المؤلف:  محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت -  - ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

نکته دیگر اینکه ابن تیمیه مدعی بود که اهل حدیث راوی سخنان امام رضا علیه السلام نیستند.

ولم يأخذ عنه أحد من أهل العلم بالحديث شيئا

اهل حدیث از امام رضا علیه السلام هیچ چیز نقل نکردند.

منهاج السنة النبوية  ج 4   ص 60 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

من دو نمونه عرض کنم، یکی از ابن جوزی نقل می کنم، متوفای 597، در کتاب المنتظم جمله ای دارد که امام رضا علیه السلام در سن بیست و خرده ای سال در مسجد الرسول می نشست و فتوا صادر می کرد، حالا جمله مهم اینجاست که وقتی که امام رضا به نیشابور آمدند عده ای از علمای بلد

فخرج علماء البلد في طلبه

علماي نيشابور، مثل چه کسی؟

يحيى بن يحيى

از بزرگان اهل حدیث است، مثل چه کسی؟

وإسحاق بن راهويه ومحمد بن رافع وأحمد بن حرب وغيرهم

که این اشاره دارد به همان حدیث سلسلة الذهب که امام رضا علیه السلام این حدیث را فرمودند و این افراد یادداشت کردند. پس اینها چه کسانی هستند؟ اهل حدیث نیستند؟ این چه حرف باطلی است که تو مطرح میکنی.

المنتظم  ج 10   ص 120 ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597 ، دار النشر : دار صادر - بيروت - 1358 ، الطبعة : الأولى

نکته دوم در تهذیب التهذیب ابن حجر در رابطه با زندگی حضرت اشاره به اینکه در سن 20 سالگی در مسجد النبی فتوا می داد، دارد که:

روى عنه من أئمة الحديث آدم بن أبي إياس ونصر بن علي الجهضمي ومحمد بن رافع القشيري وغيرهم

مگر اینها ائمه حدیثی شیعه هستند؟ نه اینها تماما ائمه حدیثی هستند که سلف به آنها اعتنا می کنند و در واقع مرجع آنها هستند، از امام رضا علیه السلام روایت نقل کردند،‌توفیق داشتند که در محضر حضرت بنشینند و از روات حضرت باشند.

تهذيب التهذيب  ج 7   ص 339 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى

فکر می کنم همین دو نمونه کافی باشد.

مجری:

بله خیلی ممنون، حالا از باب تکریم و تجلیل است و الا ساحت نازنین امام هشتم علیه السلام انقدر وسیع، پر بار و عجیب است که انسان وقتی ورود پیدا می کند می بیند که چه اقیانوس پهناور و چه دریای ژرف و چقدر مطالب و مسائلی از حضرت صادر شده که حتی امروزه زندگی روزمره ما محتاج تک تک آن واژه ها و کلمات و سبک زندگی است و می تواند الهام بخش ما باشد.

بینندگان عزیز و بزرگوار در خدمت شما هستیم برنامه ای که عرض ادب به ساحت امام هشتم علیه السلام دارد و از جهت علمی حیات حضرت را واکاوی می کند و نسبت های ناروایی که متاسفانه گاهی می دهند چقدر خوب است که در ترازوی نقد و دقت های ظریف پژوهشی با روش های دقیق مورد بررسی قرار بگرید بدون حواشی و جنجالی و تراز آنها مشخص باشد و انسان بتواند و بداند که حقیقت ماجرا چیست، بی اعتنایی به فرمایشات شما بزرگواران جایز نیست، ظرفیت شبکه به تمامه در خدمت شماست و افتخار می کند که خدمتگذار شما باشد، سوالاتی که مطرح می کنید مسائلی که حتی گاهی ممکن است یادآوری ها، گوشزدهایی باشد اینها حتما به دست کارشناسان عزیز و بزرگوار و متولیان امر می رسد و نصب العین آنها قرار می گیرد و همه ان شا الله از نکاتی که شما می فرمایید بهرمند می شوند.

بیننده عزیزی سوال کردند که یک مقدار در مورد خطبه توحیدیه و حدیث سلسلة الذهب امام رضا علیه السلام توضیح بدهند. استاد در خدمتیم.

کارشناس:

بله حدیث سلسلة الذهب حدیث معروفی است، شیعه و سنی به آن اعتنا دارند،‌نقل می کنند، حالا ذیلش را ما شیعیان می گوییم و صدر آن را متفق هستیم، بیشتر هم از اسحاق بن راهویه نقل است که از ائمه اصحاب حدیث در نیشابور است که وقتی امام رضا علیه السلام خواستند از شهر خارج شوند اصحاب حدیث دور مرکب امام جمع شدند و گفتند یابن رسول الله شما از اینجا می روید

ولا تحدثنا بحديث فنستفيده منك

دوست داریم چیزی از شما به یادگار داشته باشیم و استفاده کنیم، امام در همان اماریه و مرکبی که نشسته بودند سر مبارکشان را بیرون آمدند

وقال : سمعت أبي موسى بن جعفر يقول : سمعت أبي جعفر بن محمد يقول : سمعت أبي محمد بن علي يقول : سمعت أبي علي بن الحسين يقول : سمعت أبي الحسين بن علي يقول : سمعت أبي أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات الله عليهم أجمعين يقول : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول : سمعت جبرئيل عليه السلام يقول : سمعت الله عز وجل يقول : لا إله إلا الله حصني

کلمه توحید حصار من است.

فمن دخل حصني أمن عذابي

هرکس وارد این حصن و این دژ و این قلعه شود از عذاب من ایمن است.

فلما مرت الراحلة

وقتی که مرکب امام می خواست حرکت کند

نادانا : بشروطها وأنا من شروطها

به ما اشاره کرد که ورود به این دژ و سلامت در این دژ مرهون یک شرطی است و آن شرط ما هستیم که در واقع ولایت اهل بیت عصمت و طهارت است.

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه - محمد تقي المجلسي ( الأول ) - ج 13 ص 211

الأمالي - الشيخ الصدوق - ص 306

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 3 ص 7

مجری:

یک نکته ای را بعضی مطرح می کنند که به حصر امام و امامت کشیده می شود و از نظر معنوی و علمی هم درست نیست و آن این است که امام هشتم علیه السلام را می گویند که فقط شیعیان به زیارت حضرت می روند و متوسل به حضرت می شوند و علمای اهل سنت از این کار مبرا هستند، بنابراین حاجت خواستن و تقاضا کردن از حضرت و به زیارت رفتن ایشان مختص شیعیان است، حالا به قول بوعلی سینا بهترین دلیل بر امکان چیزی وقوع آن است، یعنی چیزی که واقع شود هیچ استدلالی نمی خواهد و دیگر لازم نیست که انسان برایش دلایلی بیاورد، همین الان هم کسی خدمت امام هشتم علیه السلام مشرف شد برادران اهل سنت را می بیند که دارند زیارت می کنند.

کارشناس:

بله زیارت و توسل و حاجت خواهی به پیامبر و آل پیامبر به خصوص بعد از رحلت این بزرگواران یک سیره پذیرفته شده مسلمان ها بوده است، از صدر تا عصر حاضر، زینی دحلان تعبیری دارد که همه تسلیم بودند، همه می پذیرفتند و آمد و شد داشتند و اخیرا با استناد به نکاتی که ابن تیمیه داشت بعضی از این موارد شیوع پیدا کرد، نفی زیارت، نفی حاجت خواهی از پیامبر و آل پیامبر و بزرگان. حتی یک تعبیری آلوسی در روح المعانی دارد که اصلا مانعی در حاجت خواهی به پیشگاه خدا در مقام پیامبر و اولیای الهی نیست، حالا چه در حال حیات پیامبر و چه بعد از رحلت آنها، چون بالاخره اعتقاد دارند که اینها در پیشگاه خداوند مقامی دارند و به خاطر آن مقام این توسل و حاجت خواهی وجود دارد. در طول تاریخ هم ما نمونه های زیادی داشتیم حالا من قبل از اینکه اشاره کنم به نمونه هایی که فرمودید در رابطه با علاقمندی علمای اهل سنت و برادران اهل سنت به امام رضا و توسل آنها به حضرت، نسبت به پیشینه قضیه عرض کنم مثلا ما نمونه هایی از توسل داشتیم، به عنوان مثال شافعی را بینندگان عزیز می شناسند که یکی از ائمه اربعه اهل سنت است، این را ابن حجر در الصواعق المحرقة دارد که شافعی متوفای 204 در رابطه با اهل بیت پیامبر می گفت:

آل النبي ذريعتي وهم إليه وسيلتي

آل پیامبر را به عنوان وسیله تلقی می کرد.

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة  ج 2   ص 524 ، اسم المؤلف:  أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط

ابن تیمیه و پیروان وهابیش می گویند از کسی که فوت کرده نمی شود درخواست کنی و حاجت بخواهی، در حالی که در عصر صحابه و در دوران فتوحات خلیفه اول وقتی که جنگجویان مسلمان با اصحاب رده و مسیلمه کذاب روبرو شدند شعارشان در البدایة والنهایه جلد ششم «یا محمداه» بوده است

البداية والنهاية  ج 6   ص 324 ، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف بيروت

محمدی که درگذشته بود اما اینها در جنگ به پیامبر متوسل می شدند و از او حاجت می خواستند برای پیروزی، یا مسعودی در مروج الذهب دارد که مردم مدینه وقتی که زیاد بن ابیه از طرف معاویه در مدینه حاکم بود و به ستوه در آمده بودند آمدند و به قبر پیامبر پناه بردند و متوسل شدند و از پیامبر مزمهل شدن این فرد را خواستند که می گویند پس از سه روز زیاد بن ابیه به درک واصل شد.

حالا یک تعبیری جریان سلفی دارد که بین اموات و احیا فرق می گذارد، تلقی مسلمانان بر اساس آن تلقی که علمایشان داشتند این بود که توسل یک امر موحدانه است، چه نزد پیامبر، چه اهلبیت، چه امام رضا علیه السلام، تفاوتی هم بین زنده و مرده و غایب و حاضر نیست، چون که ملاک در توسل باور به مکانت و قرب اون فردی است که از او حاجت می خواهند، طبیعی است که حیات و ممات هم در این قضیه یکسان است، از این جهت هم ما نممونه های زیادی از بزرگان اهل سنت داشتیم، هم تجویز می کردند و هم خودشان پابوس حضرت می رفتند.

مجری:

بیننده عزیزی سوال کردند که وهابی ها این گونه می گویند که چطور می شود امامان از لحاظ زندگی روزمره و حکومت و احتیاجات روزمره خودشان ناموفق بودند.

کارشناس:

حرف گزافی است، در اوج موفقیت بودند و همین اوج موفقیت سبب شده بود که الگو و اسوه شوند،‌انسان غیر موفق شانیت الگو شدن ندارد اما اهلبیت در اوج عظمت بودند که به همین جهت الگو برای همه امت بودند.

مجری:

در بخش بعدی صحبت هایشان گفتند که ولی ما شیعیان بخش تمامی احتیاجات روزمره خودمان را از بزرگان خودمان حاجت می کنیم.

جناب استاد من یک سوال دیگر در ادامه بحث قبلی مطرح کنم و آن اینکه با توجه به این ادعایی که مثلا اهل سنت توسل به امام هشتم ندارند پس افراد شاخصی ما داریم که به امام توسل داشتند و پایبند به این مساله بودند؟

کارشناس:

بله بالاخره لطف و رحمت امام رضا علیه السلام عام بود، چه در حیات دنیایی و چه  پس از شهادت و افراد زیادی از سفره رحمت امام رضا علیه السلام بهرمند شدند،‌حالا فرمودید چند نمونه من عرض کنم، اولین نفر ابن حبان، شافعی است، در سال 354 هجری درگذشته است، در بین متفکرین اهل سنت بسیار مورد تفکر و اعتناست، کتابی دارد به نام کتاب الثقات، افراد مورد اعتماد را یاد کرده است. خود ابن حبان در ثقات دارد که بارها به زیارت قبر امام رضا علیه السلام مشرف شدم، هرگاه مشکلی مواجه میشدم به زیارت ایشان مشرف می شدم و از خدا می خواستم که مشکل من را بر طرف کند،‌خدا هم مشکل من را رفع می کرد، تعبیری دارد که این مساله بارها اتفاق افتاد.

قد زرته مرارا كثيرة

بعد از اینکه از زندگی حضرت یاد می کند می گوید وقتی که مشکلی برایم پیش می آمد

فزرت قبر على بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعليه ودعوت الله إزالتها عنى

از خدا می خواستم که آن مشکل را برایم برطرف کند

إلا أستجيب لي وزالت عنى تلك الشدة

اجابت می شد و مشکل برطرف می شد

وهذا شيء جربته مرارا فوجدته كذلك

این را بارها تجربه کردم و حاجتم را با زیارت امام رضا علیه السلام مطرح کردم و خدا برایم حل کرد، و دارد که خداوند ما را با محبت مصطفی و اهل بیتش بمیراند.

الثقات  ج 8   ص 457 ، اسم المؤلف:  محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354 ، دار النشر : دار الفكر - 1395 - 1975 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : السيد شرف الدين أحمد

چه معرفت خوبی این فرد دارد، گرچه از جهت فکری و فقهی و کلامی در دستگاه فکری شیعه نیست اما محبتی که دارد، ای کاش یک جو و یک مثقالش را علمای وهابی می داشتند.

کتاب دیگر فرائد السمطین فی فضائل مرتضی والبتول والسبطین والائمه من ذریتهم علیهم السلام، این کتاب برای ابراهیم بن محمد جوینی است، در سال 730 هجری فوت کرده است،‌یک متفکر شافعی مذهب سنی، ایشان در یک بابی اعتراف جماعتی از علمای اهل سنت را در رابطه با زیارت قبر امام رضا علیه السلام بیان می کند، مثلا از فردی به نام محمد بن علی بن سهل یاد می کند، یک فقیه بزرگ اهل سنت است،‌می گوید هر حاجت مهم دینی و دنیایی داشتم قصد قبر امام رضا را کردم برای رفع آن حاجت و در کنار قبر قرار گرفتم و آن را مطرح کردم و حاجتم برآورده شد. یا خود همین آقای جوینی نقل می کند از ابوالحسن بن ابی بکر فقیه که یکی از فقهای اهل سنت است، دارد که :

أجاب الله لي في كل دعوة دعوته بها عند مشهد الرضا

هر حاجتي كه من در مشهد امام رضا علیه السلام درخواست کردم خداوند برآورده کرد، حتی دارد که یک فرزندی خواستم و خداوند بعد از اینکه مایوس بودم که خدا به من بچه ای بدهد،‌خدا به من به خاطر درخواستی که در کنار قبر علی بن موسی علیه السلام داشتم فرزند را به من مرحمت کرده است. این سرچشمه همه را جواب می دهد،‌همه را سیراب می کند. یا یک تعبیری دارد که از محمد بن علی سائق نقل می کند که شنیدم یک کسی نسبت به امام رضا و قبر شریفش درنگ و تاملی داشت و یک چیزی در قلبش رسوخ کرده بود، میگفت تفال به قرآن کرد و این آیه آمد

وَيَسْتَنْبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ

سوره یونس آیه 59

می گوید سه بار به قرآن تفال کردم و همین آیه آمد و فهمیدم این جایگاه جایگاه باشکوهی است.

حالا از یک متفکر فارس زبان سنی هم نقل کنم که برای اوایل عصر صفوی هم هست، ابن روزبهان خنجی را اسمش را شنیدید، شافعی است، کتابی دارد به نام وسیلة الخادم الی المخدوم در شرح صلوات 14 معصوم است، برخی یک تعبیری دارند می گویند ما بین برادران اهل سنت کسانی را داریم که 12 امامی هم هستند، یعنی غیر از اینکه خلفای سه گانه را می پذیرند، دوازده امام را می پذیرند، این کتاب وسیلة الخادم الی المخدوم یک تاویلی دارد، دارد که در هر واقعه ای که پیش آید استمداد از باطن اقدس آن حضرت را طریق نجات می دانم و در هر حائله و داهیه گرفتاری و مشکلات روح مقدس آن حضرت را عون و مددکار می خواهم.

چقدر عبارات زیباست،‌ این حرف هایی که از بزرگان اهل سنت و ارادت و توسل و حاجت خواهی ها کجا که همچنان ادامه دارد و اشاره کردید و آن گزافه گویی هایی که متاسفانه رسانه ها و شبکه های اجتماعی وابسته به وهابیت مطرح می کنند کجا، ضرر می کنند، یعنی هرکس تمسک کرد و با محبت و توسل به خاندان عترت خاکساری کرد، تواضع کرد،‌ عرض ادب کرد،‌ حاجت روا برگشت، کسی که در واقع انکار کرد خودش آسیب می بیند و خسارت می بیند.

مجری:

یکی از سوالات این است که امام هشتم علیه السلام که ما معتقدیم علم غیب داشتند و حتی به دل زائران آگاه هستند، به توسلات آنها در آنجایی که صلاح و مصلحت است جواب می دهند و عنایت دارند چطور می شود که با این همه فضائل آن انگور مسموم را از دست مامون می گیرند و تناول می کنند و به شهادت می رسند.

کارشناس:

بله سوال دقیقی است، حالا ممکن است این سوال برای دوستان بیننده شیعه مطرح باشد و همچنین برادران اهل سنت که معمولا هم دستمایه ای برای القای شبهه از طرف وهابیون شده است، بالاخره ما اعتقاد داریم که معصومین دو تا ویژگی باید داشته باشند، علم و عصمت، چرا علم؟ چون انسان دنبال شخص جاهل و نادان نمی رود، هدایتش را صرفا در گرو انسان عالم، آن هم در اوج علم قرار می دهد، دوم عصمت،‌چون طبیعت بشر این است که دنبال انسان گمراه نمی رود، دنبال انسان خطاکار نمی رود،‌ انسان معصوم است که می تواند دست فرد را بگیرد و به منزل مقصود خودش برساند. دانش و آگاهی پیامبران و ائمه اطهار دو نوع است،‌علومی است که از راه عادی کسب می کنند، خب طبیعی است که با مردم فرقی ندارد، دوم اینکه علومی است از راه های ماوراء الطبیعی، وحی و الهام حاصل می شود که به آن علم لدنی، علم غیب و علم ملکوتی می گویند، خب طبیعی است که این علم فراتر از علم بشری است، پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام در مسائل عادی و فردی و اجتماعی موظف به استفاده از علم عادی‌شان بودند،‌ بالاخره مثلا اگر کسی می خواست قضاوتی را از پیامبر و امامی بشنود حضرت می فرمود پیامبر اکرم دارند که:

إنما أقضي بينكم بالبينات والأيمان

من بر اساس همین شواهد و قسم های شما حکم می کنم، از غیب خود کمک نمی گیرم برای اینکه مشکلی را بر طرف کنم، سرش هم این بود که اینها الگوی بشر بودند، اگر در مسیر زندگی و حرکت های اجتماعی می خواستند راهی غیر از این را داشته باشند جنبه اسوه بودنشان مختل می شد.

نکته بعد اینکه علم غیب گاهی به امر واقعه حتمی تغییر ناپذیر تعلق می گرفت، یعنی بعضی چیزها را پیامبران و امامان از طریق غیبی می دانستند که حتما واقع می شود، خب طبیعی است که نمی توانند تغییری در امر تکوینی ایجاد کنند، مثلا امام می دانست توسط مامون در فلان ساعت مسموم می شود. و نکته دیگر اینکه اگر پیشوایان معصوم با علم غیب در جامعه بشری عمل می کردند،‌خب طبیعی بود که هیچ بشری مختار نباشد، یعنی همه افراد به اطاعت مجبور بودند، دیگر کمال از بین می رفت، رقابت از بین می رفت، و نکته ای که پیوند به سوال دارد، عمل دائمی بزرگان بر اساس علم غیب عادی و نظام اسباب و مسببات موجب اختلال در کارها می شد، چون که اراده غالب خدا در واقع به جریان کارها به علم عادی بشری تعلق می گرفت، به همین دلیل معصومین علیهم السلام برای شفای بیماری خودشان و اطرافیان‌شان از علم غیب استفاده نمی کردند، نکته آخر اینکه بالاخره بحث خوردن میوه زهر آلود، انگور، آب انار، که دررابطه با امام رضا علیه السلام است، از روی اجبار بود، در واقع امام از شیوه شهادت خودشان خبر داشتند و خبر هم داده بودند، قاتل خودشان را هم معرفی کرده بودند و حتی فرموده بودند که این فرد قاتل من است، اما اینجا بحث بحث اجبار و تهدید بود، بحث مفصلی است ولی فکر می کنم در همین حد کفایت می کنم.

مجری:

بله متشکرم، ممنون هستیم از همراهی شما عزیزان و بزرگواران برنامه ای که هدیه می شود به ساحت نازنین امام هشتم علیه السلام، ان شا الله که مقبول آن حضرت قرار بگیرد و ما هم با عنایت آن حضرت بتوانیم مسیر کمال را هر چه بیشتر در نزدیکی به خداوند متعال طی کنیم وبه قرب الهی برسیم.

همراه کارشناس عزیز و بزرگوار سرور بزرگوارمان پژوهشگر محترم جناب آقای پورامینی ودستندرکاران پرتلاش و زحمتکش تهیه این برنامه با شما عزیزان خداحافظی می کنیم و شما را به خدای منان می سپاریم، خدایار و نگهدارتان باد.

 



حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر