صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 08 اسفند 1396 تعداد بازديد: 1433 
کج راهه
کج راهه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه: کج ‌راهه

جلسه: اول

تاریخ: 961208

کارشناس: حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم.

عرض سلام و ادب و احترام داریم خدمت شما بینندگان عزیز و بزرگوار، از طریق شبکه جهانی ولایت در خدمت شما هستیم و برنامه کج راهه را تقدیم حضورتان می‌کنیم، برنامه ای که همت و تلاش دوستان، عزیزان، دستندرکاران تهیه شده و با سبقه کاملا فکری، علمی، محققانه و مدققانه تقدیم حضورتان می‌شود، من خودم از این جهت خوشحالم که در این برنامه حضور دارم که سعی کردم عقل و فکر خودم را تعطیل نکنم و بر اساس منطق، اندیشه، تکفر و تعقل و مشاوره و مطالعه آنچه که راه درست و صائب است منهای تعصب آن را بپذیرم و اگر وقتی در اشتباه قرار گرفتم حتما تصحیح کنم.

تجربه ای که دارم معمولا برنامه‌هایی که از شبکه جهانی ولایت پخش می‌شود  توسط اساتید معزز و مکرمی است که کاملا با تحقیق و تفکر و تامل است و واقعا ذی قیمت است برای اقشار مختلف اجتماع به ویژه دانشگاهیان، حوزویان، اهل تحقیق و مطالعه و کسانی که با کارهای آکادمیک هر چه بیشتر آشنا هستند می‌تواند زمینه و بستر خیلی خوبی را برای تحقیق و اندیشه ورزی و تامل هر چه بهتر  و بیشتری در این فضا باز کند.

حالا در بحث کج راهه هم که ان‌شاءالله به بحث تاریخچه وهابیت و تحلیل و نقد عقاید این گروه پرداخته می‌شود بیشتر می‌توانیم با مبانی و مسائل مطرح شده از جانب آنها  آشنا شویم و با دقت هر چه بیشتر و اندیشه ورزی هر چه فراوان تر و زیاد تر به این مساله و جریان نگاه کنیم.

من قبل از اینکه ورودی داشته باشم خدمت کارشناس محترم و مباحث ارزنده خودشان را شروع کنند، این نکته را عرض کنم که چون افراد خیلی به هر حال پیگیری هستند در برنامه‌های شبکه ولایت و مباحث مختلف عقیدتی، اخلاقی، تفسیری، احکام و امثال آن را پیگیری می‌کنند، این برنامه هم قطعا افراد واجد شرایط خودش را پیدا خواهد کرد و عزیزانی که الان پای برنامه هستند دوست دارند برنامه را پیگیری کنند ان‌شاءالله در همین ساعت هر هفته به وقت ایران ساعت 21 تقدیم حضورتان می‌شود و در خدمت شما خواهیم بود.

توفیق است در خدمت استاد عزیز و بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب محمد باقر پور امینی باشیم و ان‌شاءالله بهرمند شویم اگر حاج آقا صلاح است یک سلامی خدمت بینندگان عزیز عرض بفرمایید بعد هم اگر اجازه بفرمایید ما سوالاتی داریم که مطرح کنیم.

کارشناس:

بسم الله الرحمن الرحیم.

خدمت بینندگان عزیز سلام عرض می‌کنم، خدمت جناب آقای رجایی سلام عرض می‌کنم. امیدوارم ان‌شاءالله این برنامه فتح بابی باشد برای معرفی اسلام اصیل، نقد جریان وهابیت و خطری که این جریان برای مذاهب اسلامی ایجاد کرده است و ان‌شاءالله با همراهی شما بتوانیم یک برنامه خوب و مناسبی را ارائه کنیم.

مجری:

ما خوشحالیم که خدا این توفیق را داده که فکورانه و عالمانه به مسائل نگاه کنیم منهای هر گونه تعصبی، آنچه که حقیقت است در بحث و گفتگو قرار بگیرد و ان‌شاءالله بحث شود.

جناب استاد ما در هر بحثی وقتی که ورود پیدا می‌کنیم، حتی یک دانشجو وقتی که میخواهد یک پایان نامه بنویسد به هر حال یک چارچوب و کلیتی از آن بحث خود را ارائه می‌کند که ما اصلا بدانیم در چه فضایی از نظر کلی می‌خواهد ورود پیدا کند بعد از او انتظار داریم که وارد جزئیات شود و خیلی از مسائل را به تحلیل و تصویر بکشد و بنشیند.

ما فعلا یک بحث کلی از زبان حضرتعالی درباره آن شاکله وهابیت بشنویم، چارچوبی که به هر حال از نظر نظری و مفهومی دارد و بعد حالا ان‌شاءالله ریز می‌شویم و مسائلی که هست خدمتتان زحمت دادیم و می‌پرسیم و جنابعالی هم تحلیل می‌فرمایید.

کارشناس:

اسلام حرکتی که توسط پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آغاز شد یک حرکتی بود برای هدایت بشر، طبیعی است که در این مقطع بیش از 1400 سال اسلام در طول حیاتش با پدیده‌های ناهمسو و انحرافی در غالب جریان یا چهره‌ها و حتی برخی از حکومت‌ها روبرو بود که متاسفانه چهره وارونه از اسلام ارائه کرد  و همین بستری شد برای بروز فتنه ها. من به صورت خاص اگر بخواهم نام ببرم مثلا شما نگاه کنید از حکومت‌ها مثلا امویان در مقطع حاکمیت حاکمانشان خدمتی به اسلام نکردند، تعبیری حضرت علی (علیه‌السلام) دارند در رابطه با جریان اموی که:

ولبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا

خطبه 108 نهج البلاغه

پوستین واژگونه برای اسلام نهادند، نه تصویر زیبایی از اسلام ارائه می‌کنند نه گرمابخش و حیات بخش برای بشریت و مسلمین هستند، در مقطعی ما در قرن اول خوارج را داریم که باز اینها در واقع در راستای واژگونه نشان دادن اسلام تلاش کردند، در مقطعی در قرن چهارم و پنجم حنابله افراطی را در بغداد داریم، مثل چهره‌هایی امثال بربهاری و برخی چهره‌های دیگر. تا قرن هشتم ابن تیمیه را داریم و اواخر قرن دوازدهم این گروه وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب نجدی شکل گرفت و آغازی شد برای بروز فتنه‌های متعدد و بی شمار در جهان اسلام که حرکتی که ایشان در سال 1157 آغاز کرد تا زمان مرگش که سال 1206 بود، در این مقطع 50 ساله به بهانه دعوت به توحید، مبارزه با شرک، علنا مسلمین را مشرک نامید، کافر دانست، بت پرست شمرد، اینکه مسلمین را مرتد، دشمن توحید، اهل باطل، نادان وحتی شیطان عبارت‌هایی است که در کلام محمد بن عبدالوهاب برای مسلمین استفاده شده است و در مقام عمل هم با همین مبنا با مسلمین برخورد کرد.

اینکه مشرکان زمان ما تعبیری است که منسوب به ایشان است، غلیظ تر از مشرکان و بت پرستان عصر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هستند، و مستحضرید که نوک حمله مبارزه محمد بن عبدالوهاب و خاندان سعود به خصوص در آن مقاطع اول به صورت خاص اهل سنت بود، مثلا درعیه که یکی از شهرهای محوری نجد است خب بالاخره کانونی بود برای حمله وهابیون به آن شهر، یا ریاض محل قتل و غارت و کشتاری بود که اینها انجام دادند، یا طائف این شهرهای منطقه نجد، شهرهای شیعه نشین نبودند، شهرهایی بودند که تمامی افراد در آن از برادران اهل سنت بودند و قتل عام شدند، غارت شدند، بی حیثیت شدند.

این حرکت ایشان آغازی بود برای شکل گیری فرقه ای به نام وهابیت که گرچه مقاطعی اینها در واقع مزمحل شدند در این دوره 110 ساله که در عربستان تثبیت شدند می‌بینیم که منشاء بسیاری از مشکلات در جهان اسلام هستند که در ادامه خدمتتان هستم.

مجری:

خب تا اینجا یک کلیتی از بحث مطرح شد ان‌شاءالله در جلساتی که در خدمتتان عزیزان و بزرگواران هستند جزئیات، ریزه کاری‌ها و مطالب و مسائلی که به این فرقه مربوط است تبیین و تحلیل می‌شود و در خدمت شما عزیزان هستیم، ظاهرا باید کلیپی پخش شود، بعد در خدمتتان هستیم.

پخش کلیپ: وهابیت

پیدایش جنبش وهابیت در اوایل قرن هجدهم و به طور مشخص سال 1711 در منطقه نجد و تحولات مربوط به  آن یک نقطه تامل در تاریخ شبه جزیره عربستان و تمام منطقه به شمار می‌رود، این جنبش با نام بنیانگذاران شیخ محمد بن عبدالوهاب عجین شده است، او از شهرک العینه به شهرک درعیه محل حکمرانی محمد بن سعود مهاجرت کرد، شیخ و حکمران بر اساس اصل تقسیم قدرت با یکدیگر به توافق رسیدند، ابن عبدالوهاب از یاران خود خواست به منظور تشکیل امارت اسلامی به درعیه مهاجرت کنند، به دنبال توافق و رویداد یاد شده درعیه به دارالسلام و هجرت کده تبدیل شد، هواداران شیخ به آن مهاجرت کردند تا به جامعه تازه شکل گرفته مومن، با اخلاص بپیوندند، او با کمک ابن سعود به آنها سازمان داد، شیخ جهان را به دو بخش دارالاسلام و دار الحرب، یا دار المشرکین تقسیم کرد، دارالمشرکین تمام مسلمانانی که در گروه او قرار نداشتند را در بر می‌گرفت، یاران شیخ به دنبال این تقسیم بندی تجاوز علیه مناطق همجوار را آغاز کردند.

محمد بن عبدالوهاب با محمد بن سعود تماس برقرار کرد و با او یک ائتلاف سیاسی تشکیل داد، تنها دستاورد این ائتلاف این بود که جنبش محمد بن سعود را از حالت قبیله ای خارج کرد و به آن چارچوب وسیع تری بخشید که همه پیروان مذهب محمد بن عبدالوهاب را در برگرفت.

محمد بن عبدالوهاب در منطقه ای در سرزمین حجاز به نام درعیه ظاهر شد، این همان منطقه ای است که در آن مسیلمه کذاب ظاهر شد، وی ادعای نبوت کرد، درعیه همان منطقه ای است که احادیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) درباره آن ذکر شده است، رسول گرامی اسلام به این منطقه اشاره کرده و فرمودند از این منطقه شیطان خود را نشان می‌دهد، مهمترین ویژگی مکتب وهابیت به رهبری شیخ محمد بن عبدالوهاب آن بود که در شکل گیری اولین دولت سعودی به رهبری محمد بن سعود و پس از آن دومین دولت سعودی به رهبری محمد بن عبدالعزیز آل سعود نقش داشت.

اساس حرکت در نجد شکل گرفت، نجد منطقه شناخته شده ای است که در آن قبایل وحشی زندگی می‌کنند که بر عکس حجاز از تمدن بویی نبردند، به عنوان مثال جده از ریاض روشن بین تر است، جده، مکه و مدینه شهرهای متعلق به حجاز هستند و از نظر تاریخی پذیرای دیگر ملت‌ها بودند.

جنبش وهابیت از سال 1747 تا 1788 در حال رکود باقی ماند اما ناگهان فعالیت آن پدیدار گردید، این جنبش برای گسترش اندیشه‌های خود شیوه جدیدی در پیش گرفت، عبدالعزیز بن محمد آل سعود در سال 1787 حکومت خود را در الاحصاء و درعیه پایگذاری کرد، حق حکمرانی در خانواده وی و حق جانشینی مذهب وهابیت در خانواده محمد بن عبدالوهاب منحصر گردید، این توافق باعث شد تا جنبش وهابیت از راه جنگ و از بین بردن نشانه‌های مذاهب دیگر و جایگزین کردن وهابیت به جای آنها گسترش یابد. انگلیس در آن دوران سعی داشتند با به خلافت اسلامی از درون ضربه بزنند، انگلیس گمشده خود را در جنبش وهابیت یافت و با عبدالعزیز هم پیمان شدند و مال و سلاح در اختیار او قرار دادند، عبدالعزیز در سال 1788 به کویت حمله و آن را به اشغال خود در آورد، او بغداد را محاصره کرد و به منظور از بین بردن مرقد امام حسین (علیه‌السلام) در سال 1830 در صدد تصرف کربلا در آمد.

مجری:

بسیار خب این کلیپ را دیدیم، دستمریزاد بگوییم به عزیزان اتاق فرمان ان‌شاءالله که در فضایی که به بحث مربوط است بتواند کمکی کرده باشد. جناب استاد پور امینی عزیز اگر در مورد این کلیپ نکته ای مطلبی است استفاده می‌کنیم.

کارشناس:

کلیپ جالبی بود، من 4 نکته در رابطه با این کلیپ فکر می‌کنم که اشاره داشته باشم مناسب است، نکته اول جریان وهابیت ناهمسوی با اسلام و مسلمین بود، ببینید این همسویی را می‌شود یک مقدار شفاف تر ذکر کرد، اینکه بالاخره اینها بیگانه با مذاهب فقهی و کلامی رایج مسلمین هستند، وهابیت نه یک مذهب کلامی است، نه یک مذهب فقهی است، اینکه یک فرقه ای است در برابر تمامی مذاهب، بالاخره شعار بزرگان جریان وهابیت این است که «اسلام بلا مذاهب»، به راحتی این حرف را می‌زنند و خودشان را  در نقطه مقابل مذاهب به خصوص اربعه اهل سنت قرار می‌دهند.

امر دیگر اینکه به نوعی می‌شود وهابیت را یک دینواره گزینشی و تحریف شده در حوزه عقاید و اخلاق و احکام دانست که به نوعی خودش را به سلف متصل می‌کند، این نکته اول، نکته دوم وهابیت به راحتی عملکردش این را نشان داد، ادبیاتی که استفاده کردند نشان داد، آثارشان هم نشان دهنده این است که هتاک مقدسات بودند و اکنون هم هستند، اصلا بی حرمتی به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در تقویم کاری شان کاملا مشهود است، بی حرمتی به خاندان پیامبر، توهین به والدین پیامبر، حالا در بحث حیات برزخی و بعضی از مسائل دیگر، مثلا اینها به صراحت منع صلوات را داشتند، زینی دحلان در کتاب الدرر السنیة فی رد علی الوهابیه دارد که منع صلوات می‌کردند، حتی اینها به برخی از صحابه، تابعین، اتباع تابعین هم توهین کردند و تخریب نقاط تمدن اسلام، مزارات، بارگاه‌ها و مشاهد مشرفه ای که بالاخره بزرگان اهل سنت در طول تاریخ ساختند اینها به راحتی خراب کردند، با جسارت کامل تخریب کردند، مولد النبی، مولد الزهرا مواردی بود که اشاره شده است.

نکته سوم که به نوعی در کلیپ هم مشخص بود وهابیت تاریخش و همچنین عملکرد دوره معاصرش نشان دهنده این است که در خدمت حاکمان ظالم و در خدمت نظام سلطه بود و هست، به نوعی توجیه گر فساد و بی دینی حاکمان جور است، همسو با نظام سلطه است، شما بینندگان عزیز حتما دقت دارند در شکل گیری اینها در دو مقطع شکست خوردند، مقطع سوم و در دوره سوم با حمایت انگلستان توانستند تثبیت شوند و ادامه حیاتشان هم با انگلستان و آمریکا بود و شدند محوری برای تفرقه در جهان اسلام.

نکته چهارم پرونده ای مشحون از جنایت، قتل، کشتار، نه در واقع قتل و کشتار و جنایت به غیر مسلمانان، نه، مسلمانان، ببینید دو کتاب تاریخی دارند که گرچه در خدمت وهابیت نوشته شد ولی برای افتضاح وهابیت و تاریخ وهابیت این دو کتاب کفایت می‌کند.

کتاب تاریخ نجد حسین بن غنام، این کتاب در واقع ناخواسته عبدالوهاب را مفتضح کرده است، ابن غنام متوفای سال 1225 قمری است یعنی 19 سال بعد از مرگ محمد بن عبدالوهاب، این نخستین وقایع نگار وهابی است که به درخواست محمد بن عبدالوهاب کتاب را نوشت، مثلا یک بخشی دارد بخش غزوات که بخش سوم این کتاب است، فایل و پی دی اف آن هم در اینترنت است و بینندگان می‌توانند  دانلود کنند. غزوات را می‌آید تا سال 1212 ذکر می‌کند، بودند در میان وهابیان که با جسارت تمام گفتند غزوات محمد بن عبدالوهاب بیشتر از غزوات محمد بن عبدالله (ص)، با افتخار می‌گفتند بیش از 200 غزوه محمد بن عبدالوهاب داشته است، با چه کسانی؟ پیامبر با چه کسانی جنگید و شما به چه کسانی جنگیدید؟ مثلا ببینید من دو سه نمونه را اشاره می‌کنم، مثلا در صفحه:

وحين رأى الشيخ محمد بن عبدالوهاب تظاهر بعض أهل البلاد بالضلال و ارتداد من ارتد منهم عن التوحيد

به مسلمانان، به اهل قبله

ثم فَتح المسلمون حُريملاء عنوة

با خشونت تمام، با سنگدلی تمام فتح کردند.

یا قضیه ای در رابطه با فتح ریاض در صفحه 138 دارد که در سال 1187 به تعبیر خودشان فتح کردند

کان یقاتلهم فی کل یوم

اهل ریاض را هر روز می‌کشتند

کتاب دیگر عنوان المجد است، بعد از این کتاب از جهت رتبه قرار دارد، این برای ابن بشر است، عثمان بن بشر، این دو جلدی است، عثمان بن بشر در سال 1290 درگذشت، یک مورخی است که مورد اعتناست به خصوص در دولت اول و دوم سعودی نکات ذکر شده در کتابش مورد استناد است، در این کتاب است که حمله به کربلا را اشاره می‌کند که در سال 1216 اینها به کربلا حمله کردند در یک نیمروز خودش اشاره دارد در جلد اول صفحه 121 بیش از دو هزار نفر را کشتند و سر بریدند، اینجاست که ما می‌بینیم در یک مقطعی آمدند حمله کردند و شیعیان را کشتند، هرچه بود قبلا قتل و غارت و جنایت و کشتار اهل سنت بود که همین سبب شد دولت عثمانی با اعزام محمد علی پاشا در سال 1226 قمری در واقع بساط آنها را جمع کند بعد دیگر مقاطع دوم و سوم شکل گرفت که تثبیت شدند.

مجری:

جناب استاد چون یک بحث محققانه و عالمانه ای باید انجام بگیرد، در ابتدا ریشه‌هایی که برای وهابیت مطرح است ریشه‌های فکری و تاریخی خیلی مهم است، حالا تاریخی یک بخش کوچکش هم توی همین کلیپ می‌توانستیم مشاهده کنیم اما در منطقه اندیشه و در حوزه علم به هر حال اینها به تفصیل بیشتری در تاریخ ذکر شده است، اینکه اینها از نظر فکری و از نظر تاریخی چه تاریخی دارند؟ چه ریشه‌هایی دارند و به تعبیر امروزی‌ها خاستگاه اینها از کجا و به چه شکل است؟

کارشناس:

وهابیت معاصر بر عقایدی متکی است، مثلا تکیه بر نقل و ظاهر گرایی، عقل ستیزی، نفی تاویل، نفی مجاز در فهم متن، مثلا در بحث صفات خبری تشبیه و تجسیم خدا، در بحث توحید عبادی معنایی از عبادت را ارائه کردند که غالب رفتار مسلمین مصادف با شرک است و بحث ایمان و کفر که با همین حربه بسیاری را تکفیر می‌کنند، در رابطه با خاستگاه جریان وهابیت خب وهابیت را اگر بخواهیم ریشه‌ها را جستجو کنیم در یک نقطه اهل حدیث، قرن سوم و چهارم، و نقطه بعد ابن تیمیه جستجو کرد.

ببینید من این را در سه منطقه جغرافیایی تقسیم می‌کنم، یعنی شما از بغداد شروع می‌کنید، وارد دمشق می‌شوید و بعد وارد نجد می‌شوید. وهابیت خاستگاه اولی آن در بغداد شکل گرفت، اهل حدیث بودند، به نوعی حشویه بودند که حالا من به تفصیل در جلسات آینده خدمت بینندگان عزیز عرض خواهم کرد، به نوعی معتزله اصحاب حدیث را حشویه می‌گفتند که غالبا به تجسیم و تشبیه خدا قائل بودند، مثلا کتاب التوحید ابن خزیمة یک کتاب عقیدتی تشبیهی حشویه است که جالب هم هست که فخر رازی این را کتاب الشرک می‌نامد و می‌گوید نباید کتاب توحید نامید.

پس برخی از مبانی فکری وهابیت را باید در اهل حدیث و حشویه جستجو کرد، بعد به نوعی این را باید بپذیریم که در بستر حنابله شکل گرفتند و به خصوص حنابله افراطی قرن چهارم بسیار در واقع برای وهابیت مورد اعتنا هستند، مثل بربهاری، یک چهره داعشی قرن چهارمی است که به تفصیل عرض می‌کنم  که در یک مقطعی اینها افول داشتند، قرن پنجم تا هفتم تفکر اشعری غلبه کرد، تا اینکه ما در بغداد جایگاهی از حنابله افراطی نداریم، این تفکر را در قرن هشتم در دمشق می‌بینیم که سر باز می‌کند با ابن تیمیه که متوفای 728 است، خب ابن تیمیه هم به خاطر تفکراتی که داشت به شدت مبغوض اهل سنت بود، بسیاری از دوره حیاتش را در زندان‌ها گذراند، بیشتر شاگردان ابن تیمیه کار را ترویج کردند، به خصوص ابن قیم، که بعد ما می‌بینیم یک دوره قرن دهم و یازدهم افول شاگردان ابن تیمیه است.

تا اینکه ما در نجد اینها را می‌بینیم که پیدا شدند، بعد از این وقفه آن هم با محمد بن عبدالوهاب که اواخر قرن دوازدهم که قبلا اشاره کردم که دوره‌هایی نبودند و در این 115-166 سال اخیر اینها بر مسند هستند و جریان فتنه جهان اسلام را دارند مدیریت می‌کنند، من فکر می‌کنم این تعبیری که حضرتعالی داشتید بحث خاستگاه فکری وهابیت می‌تواند مبنایی باشد برای بحث‌های آتی ما.

مجری:

همینجور است یک محوری می‌شود که ان‌شاءالله بشود بر مبنای آن یک بحث‌هایی را مطرح کرد. این جریان اشعری و اینها دیگر خودشان را ضمن تعبدی که به حدیث دارند اما خارج می‌کنند از بحث وهابیت و اینها و به هر حال اینها تفکیک می‌شوند.

کارشناس:

بله بله

مجری:

جناب استاد خیلی از نزاع‌ها گاهی روی الفاظی واقع می‌شود که آن الفاظ وقتی که تبیین نمی‌شود و توضیح داده نمی‌شود منشاء نزاع می‌شود، مثلا بحث سلف یکی از این واژه هاست و اینکه حالا چقدر خوب است و ضرورت دارد یک بحث جداگانه ای است، ما باید ببینیم که اصلا وهابیت علیرغم ادعایی که دارد آیا ریشه ای در سلف دارد یا این جوری نیست.

کارشناس:

ببینید ما اول سلفی گری را مشخص کنیم، سلفی گری ریشه در جهت گیری اصحاب حدیث و دعوت احمد بن حنبل دارد و سلفی هم کسی است که از راه و حرکت سلف، سلف چه کسانی هستند؟ تعبیری که دارند سلف صحابه، تابعین و اتباع تابعین هستند، همان سه قرن اول را توسعه می‌دهند و شامل آنها قرار می‌دهند، ائمه حدیث هم جزو آن قرار می‌دهند که اینها می‌گویند ما سلفی را کسی می‌دانیم که در راه حرکتش پیرو صحابه و تابعین و اتباع تابعین در زمینه ایمان و اعتقاد در واقع هستیم.

ابن تیمیه تاکید زیادی بر تبعیت سلف داشت، البته گزینشی و انتخابی و  در آثارش به خصوص کتاب الفتح والحمویة بارها از عقیده سلف یاد می‌کند، محمد بن عبدالوهاب هم از نظر اصول اعتقادی بسیار وامدار ابن تیمیه است و خودش را به این اعتبار سلفی می‌نامد. وهابیت معاصر سلفی گری را عبارت از التزام به کتاب، سنت، فهم صحابه، حالا فهم صحابه اعم از قول صحابی و اجتهاد صحابی و اجماع صحابی است، اعتقاد به روش ابن تیمیه، اعتقاد به روش ابن قیم و اعتقاد به روش محمد بن عبدالوهاب می‌داند، پس ببینید این تعریفی که سلفیون معاصر دارند بیشتر تکیه به همان صحابه و تابعین و اتباع تابعین هستند اما وهابیت توسعه میدهند ابن تیمیه را هم می‌گذارند، ابن قیم را هم می‌گذارند، محمد بن عبدالوهاب را هم می‌گذارند و اصرار هم دارند این یک تعبیر عجیبی است که اصرار دارند خودشان را منحصرا سلفی راستین بنامند و جریان‌های سلفی دیگر که بالاخره جریان‌های مختلفی داریم و در جلسه بعد اشاره می‌کنم آنها را دچار انحراف از شیوه سلف بنامند.

اگر بخواهم جمع بندی کنم در رابطه با ارتباط وهابیت با سلف، یک نسبت عام و خاص مطلق دارد، خیلی از حوزه‌ها جریان وهابیت به عنوان یک جریان خاص سلفی بی ارتباط با سلف است، در نقطه مقابل با سلف است و نمی‌شود بگوییم که سلفیت یک جریان تمام عیار سلفی است.

مجری:

حالا ان‌شاءالله به مرور در بحث ها، فرمودید بحث حشویه را ان‌شاءالله مطرح می‌کنید، و اینکه سلف به چه معناست و این بازگشت و عقبه به چه عنوان است این را ان‌شاءالله تشریح خواهید کرد.

جناب استاد شما هم تاکید کردید و فرمودید که اصلا مذاهب اربعه حالا چه در بعد فقهی و چه در بعد کلامی جریانی فارغ از وهابیت است و مورد تکفیر وهابیت قرار می‌گیرد و این یک امر معین مکتوبی است که اسناد آن هم وجود دارد، در عین حال ممکن است این سوال یک مقداری حادتر باشد چون بحث احمد بن حنبل را مطرح کردید که آیا ارتباطی و رابطه ای بین وهابیت و حنابله اصلا وجود دارد و یا این را نمی‌شود از لحاظ تاریخی قبول کرد؟

کارشناس:

ببینید وهابیت در برخی از حوزه‌های معرفتی و اعتقادی خودشان را به بزرگان اهل حدیث به خصوص احمد بن حنبل، نه در حوزه فقه، به بزرگان حنبلی متصل می‌کنند، بالاخره این را باید بپذیریم، یک واقعیتی است که وهابیت در بستر مذهب حنبلی شکل گرفت، اما از همان دوره به نوعی شعار بلا مذاهب شعاری بود که وهابیت می‌دادند، همچنان که خود ابن تیمیه هم همین نگاه را داشت که در نقطه روبرو قرار گرفتند، اما اینکه آیا ما باید ببینیم ارتباطی بین وهابیت و حنابله هست یا نه، چند نکته را باید بگویم، اول اینکه همچنان که ابن تیمیه از جامعه اهل سنت طرد شد، گفتم دیگر بالاخره خیلی از مقاطع حیاتش را در زندان‌ها بود، به شدت مورد نفرت بزرگان اهل سنت قرار داشت. وهابیت هم از سوی حنابله طرد شدند، خب پدر، برادر، خاندان محمد بن عبدالوهاب همه بر مذهب حنبلی بودند، اینها با او مخالفت کردند به خصوص چون حرکتش بعد از مرگ پدرش بود، برادر محمد بن عبدالوهاب که سلیمان نام داشت در برابر او ایستاد و کتاب الصواعق الالهیة را در نقد او نوشت.

در طول این مدت هم بسیاری از بزرگان حنبلی که نماد در این فرقه هستند در نقد محمد بن عبدالوهاب و حتی در نقد ابن تیمیه و اینکه اینها را نمی‌شود وابسته به حنابله کرد آثار متعددی دارند، اخیرا من یک کتابی دیدم به نام السادة الحنابلة واختلافهم مع السلفیة المعاصرة، این را یکی از اساتید الازهر نوشته است، مصطفی حمدو الحنبلی، کتاب جدیدی هم هست، 2014 منتشر شده است، دار النور المبین هم منتشر کرده است، یکی از انتشارات‌های مستقر در اردن است، یک کتاب بسیار دقیق که نمونه‌های اختلاف بزرگان حنبلی را با این تفکر سلفی معاصر به خصوص ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب روبرو کرده و آنها را در نقطه مقابل حنابله قرار داده است، من یک نمونه ای عرض کنم، مثلا در المبحث الثانی، در رابطه با مشروعیت تقلید آنجا اشاره می‌کند که بله اینها اعتقاد به نفی مذاهب دارند، خب این نفی مذاهب در نقطه مقابل مذهب حنبلی و بزرگ احمد بن حنبل است، یا مثلا مبحث چهارم این کتاب بحث «الحکم بالتکفیر علی المسلمین» را دارد که آنجا اشاره دارد که احمد بن حنبل کسی را تکفیر نکرد، حتی شیعه را تکفیر نکرد، مرجئه را تکفیر نکرد، معتزله را تکفیر نکرد، اما می‌بینیم که سلفیون معاصر به راحتی خون مسلمین را می‌ریزند، به راحتی تکفیر می‌کنند و مبحث دهم این کتاب یک نقدی می‌زند به تجسیم و تشبیهی که در واقع وهابیت و سلفیان وهابی دارند که دوستان عزیز و بینندگان هم ملاحظه می‌کنند یک نصی را از یکی از مفتیان سعودی نقل می‌کند، از شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ که در تفسیر مقام محمود می‌گوید که بعضی‌ها شفاعت عظما گفتند، بعضی‌ها هم نشستن پیامبر در عرش در کنار خداوند را ذکر کردند، بعد دارد که می‌گوید اگر سوال کنیم می‌گویند این عقیده حنابله است در حالی که نه یک طایفه و گروه خاصی از حنابله این اعتقاد را داشتند که اشاره می‌کند که بعضی از متقدمین مثل بربهاری چنین اعتقادی داشتند، این مقایسه کردن دیدگاه‌های بزرگان حنابله با دیدگاه وهابیت معاصر و قبل از آن ابن تیمیه از نکات ممتاز این کتاب است که مناسب دانستم که در این جلسه اشاره کنم.

مجری:

حاج آقا من دو تا پیامک هست خدمت شما عرض کنم، یکی از دوستان سوال کردند که حالا چه اصراری ما داریم که هر جریان افراطی را به داعش نسبت می‌دهیم؟ خب چون داعش ویژگی‌ها و شرایط ملموس خودش را دارد که امروزه ما به صورت مشهود و عینی آن را می‌بینیم ممکن است یک جریان افراطی کاملا همه این عناصر را نداشته باشد حالا ما داعیه خاصی داریم که به چنین نسبتی مبادرت می‌کنیم یا اصلا چنین نیست  اصلا از نظر واقع.

کارشناس:

فکر کنم در واقع تعبیری که این دوست عزیزمان دارد اینکه مثلا چرا به نوعی ما این جریان افراطی و داعش را با همین بحثی که تا الان داشتیم منطبق می‌کنیم، ببینید آقای رجایی، مولفه‌های شکل دهنده و به تعبیری فعالیت‌هایی که جریان‌های افراطی به خصوص داعش داشت، حالا قبلش هم به همین کیفیت، این مولفه‌ها همان مولفه‌های وهابیت است، بالاخره این مولفه‌ها را در شیعه که نمی‌شود بگردید، این مولفه‌ها را در سایر مذاهب که نمی‌شود یافت، این مولفه‌ها در وهابیت به چشم می‌خورد، مثلا بحث توحید و شرک، خب بحث توحید و شرک را با آن تفسیری که اینها در توحید عبادی یا صفت خبری داشتند را چه کسی مطرح کرد جز ابن تیمیه و پیروان وهابی معاصرش، خب همین بحث‌ها است که در واقع دستاویز جریان داعش است، یا بحث اسلام و ایمان، بحث تکفیر، ببینید من یک نکته را اگر اجازه بدهید ببینید همین بحثی که اشاره کردم، مولفه‌ها را همین کتاب‌ها تشکیل می‌دهد، کتاب التوحیدی است که داعش در حلب چاپ کرده است، ببینید من یک توضیحی بدهم، داعش در حوزه عملکردی نسخه برابر با اصل وهابیت است، تکفیر اهل قبله، رعب و وحشت، قتل‌های فجیع، تخریب مزارات، شما در عراق و شام دیدید، صائب دانستن خودشان و باطل شمردن همه مسلمین و اینکه در خدمت نظام سلطه قرار گرفتند، شما کجا یک داعشی را مثل وهابی دیدید که در برابر اسرائیل بایستد، نه وهابیت در طول تاریخش ایستاد و نه داعش، اینها در خدمت نظام سلطه و عواملشان در منطقه بودند. مثلا منابع اعتقادی داعش که در این تصویر هم بود خب آثار منتشره ای که داعش در این مدت چاپ کرد یا آثار ابن تیمیه بود یا آثار محمد بن عبدالوهاب بود، خب این کتاب التوحید کتاب مختصری هم هست اما در واقع دستاویز خیلی از جنابت‌های داعش شد و بسیاری از مسلمین را بر اساس همین فکری که محمد بن عبدالوهاب در این کتاب تزریق کرد مسلمانان را تکفیر کردند و کشتند و یک نکته هم اگر اجازه بدهید من اشاره کنم حمایت‌های پیدا و پنهان دولت سعودی است، حاکمانشان، مفتیان آنها، از داعش که ارتباط جریان افراطی و داعش را با وهابیت تا حدی مشخص می‌کند، شما به خصوص حتما بینندگان عزیز هم توجه داشتند به خصوص در آغاز پیدایش که از شام شکل گرفت، حمایت العریفی معروف و زبانزد است، از داعش رسما حمایت کرد، سفرهای مختلفی در منطقه به خصوص مصر داشت برای ترغیب به حضور در سوریه، خب آن اوایل هم که داعش برای آنها سکه بود، حتما ملاحظه کردید اخیرا هم کتابی چاپ شده است اگر دوستان تصویرش را هم نشان بدهند، جذور داعش کتاب بسیار زیبایی است، حسن بن فرحان مالکی نوشته است، جذور یعنی ریشه، آمده ریشه‌های عملکردی، فکری و رفتاری داعش را بر اساس فتاوای مفتیان معاصر سعودی ذکر کرده است، بن باز این حرف را زده است، در واقع مصادیق را آمده تطبیق داده به فتاوای مفتیان حاکم سعودی، پس بالاخره بی جهت نیست که در جهان گروه‌های افراطی و داعش را اگر مرتبط با وهابیت بکنند بالاخره چیزی است که عیان است.

مجری:

بله سپاسگذارم، عزیزی پرسیدند که اصلا آیا وهابیون از واژه وهابی استقبال می‌کنند و یا موافق این مساله نیستند؟

کارشناس:

این دوستی که سوال کرده است ظاهرا خیلی هم میانه ای با وهابیت ندارد، عزیزان ببینید وهابیت در ادبیات جهان اسلام حتی در ادبیات جهان منفور است، این کلید واژه یک واژه ای است که نفرت از آن می‌بارد و در دوره اخیر تلاش برای دور شدن از این اصطلاح وجود داشته حتی بین وهابیان، چرا؟ چرا این نفرت  وجود داشته است؟ چون بالاخره یک فرقه جدید الخلقة بی ریشه است، گرچه اصرار دارند خودشان را متصل به سلف کنند، پرونده سیاه دارد که به نمونه‌هایی از آن اشاره کردم، این فرقه زمینه رویگردانی علاقمندان به اسلام را فراهم کرد یعنی در واقع خیلی‌ها بودند که به اسلام علاقه داشتند اما این عملکرد را که دیدند طرف اسلام نیامدند، زمینه رویگردانی را فراهم کردند، این فرقه وهابیت مزدور و در خدمت تاج و تخت خاندان سعودی بوده و این نکته مهم که این فرقه هیچ افتخاری برای مجد و عظمت اسلام و تمدن سازی برای اسلام برنداشت، بلکه هر حرکتی که کرد در نقطه تمدن اسلام بود و در نقطه مقابل و تخریب تمدن اسلام، حالا اشاره به رویگردانی کردم بد نیست این نکته را عرض کنم با توجه به دقایق پایانی، البته قبل‌ها از این اسم دفاع می‌کردند، بن باز وهابیت را یک لقب شریف می‌شمرد، در سال 1420 فوت کرد، یک سوالی از او کردند که برخی علمای مملکت عربی را وهابی می‌نامند، شما نظرتان چیست؟ جوابی که دارد می‌گوید این لقب مشهوری است برای علمای توحید، یعنی خودشان را علمای توحید می‌نامند، در آن کتاب تک جلدی فتاوایش دارد که حتی تعبیری دارد که این واژه وهابیت لقب شریف عظیمی است اما بالاخره امروزه در سالهای اخیر تلاش زیادی می‌کنند که اینها خودشان را سلفی راستین بنامند و پرچم دار جریان سلف که به غلط هم هست.

مجری:

خیلی ممنون جناب استاد، خیلی بحث خوبی بود، استفاده می‌کنیم هرکس به نوبه خودش با این برنامه وقتی مرتبط است نکات ارزنده، معرفی کتاب ها، مباحث علمی که جانبدارانه نیست بر اساس انصاف عالمانه است و امری است که در حوزه پژوهش و تحقیق کاملا مقبول و مطلوب است، ان‌شاءالله در همین ساعت برنامه به صورت زنده در هفته‌های بعد هم به لطف و عنایت حضرت پروردگار پخش می‌شود که به بررسی تاریخچه وهابیت و نقد عقاید آنها می‌پردازد، عزیزان می‌توانید این برنامه را دنبال کنید و همراه برنامه خودتان باشید، همراه سرور عزیز و بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب استاد محمد باقر پور امینی و دستندرکاران پر تلاش و خوب و زحمتکش تهیه این برنامه با شما عزیزان خداحافظی می‌کنیم تا برنامه ای دیگر که توفیق زیارت شما حاصل شود شما بزرگواران را به خدای منان می‌سپاریم و آروزی سعادت و سلامتی برای همه شما عزیزان داریم، خدا یار و نگهدارتان باد.



حجت الاسلام والمسلمین پور امینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر