صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 21 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1756 
چالش
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم


تاريخ: 1394.11.21

موضوع برنامه: پیشگویی از آینده و بهره مندی از عالم غیب توسط خدا و برای انسانهای الهیست-پاسخ به شبهات و اسنادهای غیر مرتبط در این راستا از منابع اهل تسنن و وهابیت-مصداق آیه والسابقون چه کسانی هستند

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم، سلام عرض مي‌کنم به شما بينندگان عزيز شبکه جهاني ولايت با برنامه‌ چالش در خدمت شما هستيم با کارشناسي استاد ارجمند حضرت حجت الاسلام والمسلمين روستايي

استاد روستايي:

سلام عليکم ورحمة الله بنده هم خدمت حضرتعالي و بينندگان عزيز و فهيم شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم و پيشاپيش ميلاد حضرت عقيله بني هاشم زينب کبري سلام الله عليها را خدمت بينندگان عزيزمان تبريک و تهنيت عرض مي‌کنيم

مجري:‌

در اين جلسه قرار است به يک کارشناس جديد و يک موضوع جديد بپردازيم، کليپ اول را با همديگر مشاهده مي‌کنيم تا ببينيم چه دروغي به دروغ‌هاي شبکه‌هاي تروريستي اضافه خواهد شد

پخش کلیپ

اکبر عرب

علي آقا از ايران در خدمت شما هستيم بفرماييد

علي شريفي

سلام عرض مي‌کنم خدمت شما، اينکه کتاب خدا را مطرح کرديد و مطالبي از جناب آقاي ابن قيم خوانديد آقاي ابن قيم در مدارج السالکين که شما از آن خوانديد قائل بر اين بود که ابن تيميه، علم غيب داشت و از لوح محفوظ خداوند خبر مي‌داد

اکبر عرب

کاملاً اشتباه است اصلاً نمي‌خواهد بگويي علي آقا اين قدر اين تابلو است که هيچ اهل‌ سنتي يعني يک چوپانش را هم پيدا کني همچين حرفي را نمي‌زند اين اصلاً جاي گفتن ندارد يعني من اين قدر مي‌خواهم بگويم اين را که نه ابن قيم يعني اصلاً اين سوال را من نمي‌خواهم مطرح کنم اصلاً اين سوال يعني اين قدر اين سوال بيهوده است عذر مي‌خواهم علي آقا

مجري:‌

طبق روال شبکه‌هاي وهابي قطع تماس بيننده، اگر مطلب واقعاً‌ دروغ است بعد از اينکه قرائت شد بگوييد در کتاب‌هاي ما وجود ندارد، استاد روستايي:عزيز آيا واقعاً حتي يک چوپان هم نگفته است يا اينکه خود علماي سلفي و وهابي اين‌ها را در کتاب‌هاي‌شان آوردند

استاد روستايي:

اين آقاي وهابي گفت که هيچ چوپاني اين حرف را نمي‌زند، بيننده صحبتش از اين بود که آقاي ابن قيم جوزيه چنين حرفي را دارد که ابن تيميه بالاخره امور غيبي مي‌دانسته و آن بحث تاتار است، در کتاب ابن قيم جوزيه در دو جاي آن اين مطلب آمده است يعني دو قسمت به اين مسئله پرداخته است يکي کتاب مدارج السالکين مي‌گويد

ولقد شاهدت من فراسة شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله أمورا عجيبة وما لم أشاهده منها أعظم وأعظم ووقائع فراسته تستدعي سفرا ضخما أخبر أصحابه بدخول التتار الشام سنة تسع وتسعين وستمائة وأن جيوش المسلمين تكسر وأن دمشق لا يكون بها قتل عام ولا سبي عام وأن كلب الجيش

مدارج السالكين ج 2  ص 489، اسم المؤلف: محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله الوفاة: 751 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1393 - 1973 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : محمد حامد الفقي

من از خلاصه تيز هوشي‌هاي ابن تيميه يک امور عجيبي را مشاهده کردم آن‌هايي که نديدند مي‌گويد خيلي ديگر بيش‌تر است من بخشي‌اش را ديدم آن وقايع فراست آقاي ابن تيميه و تيز هوشي يک کتاب زخيم را مي‌طلبد يک کتاب قطور را مي‌طلبد ابن تيميه به اصحاب خودش خبر داد که در سال 699 مغول‌ها مي‌آيند در شام و لشکر مسلمان‌ها شکست مي‌خورد در دمشق هيچ قتل عام و اسارتي نيست

پس اين يک خبر است ابن تيميه که نيروهاي اطلاعاتي عملياتي مغول که نبوده بخواهد خبر داشته باشد چه موقع اين‌ها مي‌‌آيند اين طبيعتاً دارد خبرهاي غيبي مي‌دهد در ادامه مي‌گويد اين مطالب در لوح محفوظ است و دوباره ادامه مي‌دهد

ثم أخبر الناس والأمراء سنة اثنتين وسبعمائة لما تحرك التتار وقصدوا الشام : أن الدائرة والهزيمة عليهم وأن الظفر والنصر للمسلمين وأقسم على ذلك أكثر من سبعين يمينا فيقال له : قل إن شاء الله فيقول : إن شاء الله تحقيقا لا تعليقا

مدارج السالكين ج 2  ص 489، اسم المؤلف: محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله الوفاة: 751 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1393 - 1973 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : محمد حامد الفقي

به مردم خبر داد و به امرا در سال 702 زماني که تاتار حرکت کردند و قصد شام را کردند (آنجا گفت اين‌ها مي‌آيند و مسلمان‌ها را شکست مي‌دهند اينجا آمد) گفت که نه آن‌ها شکست خواهند خورد و مسلمان‌ها پيروز مي‌شوند بعد هم قسم خورد بر اين مطلب بيش از 70 قسم بعد به او گفتند که بگو ان شاءالله، من ديگر شک ندارم ان شاءالله هم مي‌گويم

ولي يقيناً اصلاً معلق نمي‌کنم که اگر خدا بخواهد مي‌گويد منِ ابن تيميه شک ندارم که خدا قطعاً خواهد خواست و در ادامه

وسمعته يقول ذلك قال : فلما أكثروا علي قلت : لا تكثروا كتب الله تعالى في اللوح المحفوظ : أنهم مهزومون في هذه الكرة وأن النصر لجيوش الإسلام قال : وأطعمت بعض الأمراء والعسكر حلاوة النصر قبل خروجهم إلى لقاء العدو

مدارج السالكين ج 2  ص 489، اسم المؤلف: محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله الوفاة: 751 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1393 - 1973 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : محمد حامد الفقي

زماني که به قول معروف اين اعتراضات زياد شد بالاخره شنيديم که ابن تيميه اين را حرف مي‌زند: من گفتم که اعتراض نکنيد خداوند اين مسئله را در لوح محفوظ نوشته است اين‌ها در اين کره زمين شکست مي‌خورند و لشکر اسلام پيروز مي‌ّ‌شود بعضي از امراء و لشکريان علامت پيروزي را مي‌چشند اين‌ها مي‌چشيدند قبل از اينکه بروند سراغ دشمن جلو جلو حلاوت پيروزي در دهان‌شان بود

 ببينيد اينجا اين آقا گفت هيچ چوپاني اين را نمي‌گويد اين حرفي که بيننده زد ابن قيم گفته بود اينجا گفت دو تا پيش بيني هم بود در ادامه هم مي‌گويد در لوح محفوظ، ابن تيميه از لوح محفوظ هم خبر دارد که ايشان اين طور مي‌آيد مثلاً‌ قضاوت مي‌کند

حالا طبق اين چيزهاي که اين‌ها ادعا مي‌کنند وگرنه ما ابن تيميه را شخصي مي‌دانيم که علماي اهل‌ سنت فتوا به کفرش دادند اصلاً‌ اين آدم، آدمي نبود که مال اين حرف‌ها باشد کسي که خدا را به قول معروف شاب امرد بداند کسي که يک اوصافي براي خدا براي خودش در بياورد و خدايي سه دست و خدايي که روي عرش مي‌نشيند و از اين حرف‌ها اين که ديگر از اين حرف‌ها سرش نمي‌شود

مجري:‌

يک کليپ ديگري هم است که آن هم در نوع خودش جالب است ببينيم از يک به اصطلاح کارشناس‌هاي ديگر وهابي در مورد همين بحث نظر ابن قيم و اينکه ابن تيميه از لوح محفوظ خبر داشته چه ادعايي را کرد و به چه تناقض‌هايي رسيده است

پخش کليپ:

کارشناس وهابي : برادري که گفت ابن قيم در زماني که با تاتارها جنگ داشتند ابن قيم گفت که من در لوح محفوظ ديدم اين همه تهمت و افتراء و بهتان است من به اين هزار درصد معتقد هستم و اين چيزهايي است که فقط قيچي کردن از جملات قبلي و بعدي است سلام عليکم بفرماييد

علي شريفي

سلام عليکم جناب استاد خسته نباشيد جناب استاد يک سوالي داشتم در قرآن آياتي آمده به هر حال علم غيب مخصوص خدا است و ديگر اينکه شما هم هميشه مي‌گوييد که علم غيب را فقط خدا مي‌داند ولي وقتي راجع به جناب ابن قيم در کتاب مدارج السالکين خودش قائل بر اين است که ابن تيميه علم غيب داشت و از لوح محفوظ هم خبر داشت ابن تيميه و ابن قيم طبق عقيده شما الان مشرک نمي‌شوند

کارشناس وهابي

کجا گفت شما بخوان آن عبارت را

علي شريفي

چشم کتاب مدارج السالکين ابن قيم جلد 2، صفحه 489 من يک تکه از متن عربي آن را مي‌خوانم شما کتاب الله تعالي في لوح المحفوظ را اگر سرچ بزنيد مي‌فرمايد در رابطه با حمله قوم تاتار که ابن قيم مي‌گويد ابن تيميه خبر داد از اين حمله قبل از اينکه اصلاً قوم تاتار حمله کنند بعد مي‌گويد به او گفته شد که اين خبري که مي‌‌گويد خبرش ان شاء الله بود ابن تيميه ان شاء الله مي‌گفت ولي مي‌گفت که من هم اين مطلب را به عنوان قول قطعي مي‌گويم چرا که در لوح محفوظ خدا اين مطلب نقل شده است الان اين شرک نيست به نظر شما؟

کارشناس وهابي

نخير

علي شريفي

يعني اين شرک نيست

کارشناس وهابي

نخير

علي شريفي

از لوح محفوظ خدا اگر بگويد از کجا خبر داشت

کارشناس وهابي

ابن تيميه هرگز نمي‌گويد که من از لوح محفوظ خبر دارم

علي شريفي

پس ابن قيم دروغ مي‌گويد

کارشناس وهابي

ابن قيم هم همين جلمه‌ايي که شما خوانديد معنايش به همين ترتيب نيست که شما مي‌گويد

علي شريفي

خوب شما معنا کن من مي‌خوانم متن عربيش جلوي من است اگر من اشتباه معنا کردم شما معنا کن لاتکثروا کتب الله تعالي في اللوح المحفوظ أنهم مهزومون في هذه الکرة و أن النصر لجويش الاسلام اگر من اشتباه معني کردم شما درست معني کنيد

کارشناس وهابي

آيا در قرآن کريم نيامده است که وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ آيا در قرآن نيامده است که نصر از جانب الله مي‌آيد و در قرآن نيامده است که وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ(آل عمران/139) غمگين نشويد و شما سست نشويد اگر مؤمن باشيد شما پيروزي نصيب‌تان مي‌شود آيا در قرآن کريم نيامده است که جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ اين غيب نيست اينکه شما مي‌گوييد که اسلام پيروز است حق بر باطل پيروز است اينکه مي‌گوييم آينده از آنِ اسلام است والعاقبةُ للمتقين والعاقبةُ للتقوي اين همان آيات قرآن است اين بشارت‌هايي است که قرآن به اهل ايمان مي‌دهد اين غيب نيست

علي شريفي

آقاي استاد سادات ابن قيم مي‌گويد ابن تيميه از لوح محفوظ خدا خبر مي‌دهد لوح محفوظ مگر مي‌خواند اين ربطي ندارد

کارشناس وهابي

نخير اين جمله اشتباه است

مجري:‌

بله تناقض‌ها و سر درگمي‌هاي يک کارشناس وهابي يک نفر هم بود ايشان دو نفر نبود که بخواهند دو حرف متفاوت بزنند در دو برنامه مختلف ابتدا ادعا کردند ايشان که اصلاً‌ همچين چيزي وجود ندارد از افترائات است بعد که بيننده براي ايشان قرائت کردند گفتند نه به اين شکل نگفته و بعد خواستند در واقع به نوعي انکار کنند و توجيه کنند يعني انکار، توجيه به هر جهت ما نفهميديم که نظر ايشان چه است آيا کلاً همچين چيزي وجود ندارد يا وجود دارد و مي‌خواستند در واقع آن را به نوع توجيه کنند

استاد روستايي:

شما ببينيد اصلاً‌ اين عبارت آيا سازگاري دارد با توجيهي که اين آقا مي‌کند يا سازگاري ندارد، مي‌گويد آقاي ابن تيميه امور عجيبه‌ايي دارد ما هم فراست‌هايش را ديديم بعد اين قسمتي که بيننده قرائت کرد که ايشان آمد توجيه بکند، اولاً بيننده مي‌گويد ابن تيميه مي‌گويد در لوح محفوظ نوشته است، نکته دوم ابن تيميه دارد از لوح محفوظ مي‌گويد، چرا علماء به او مي‌گويند بگو ان شاء الله، مي‌گويد نه ان شاء الله، تحقيقاً لا تعليقا اگر طبق گفته اين کارشناس وهابي باشد که آقا نه اين غيب نيست و اين‌ها حرف‌هاي قرآن است آيا اين علماي اهل‌ سنت که به ابن تيميه ايراد گرفتند اين‌ها خبر نداشتند که در قرآن چه نوشته است خبر نداشتند که قرآن گفته است

وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ

سوره آل عمران آیه 139

بينيد مي‌گويد "لاتکثروا" معلوم است خيلي به او ايراد مي‌گرفت افرادي زياد طيف علماء عوام که کاري به او ندارند اين آقا آمده به همه گفته عالم و عامي و به همه به او ايراد مي‌گيرند عامي که به عالم ايراد نمي‌گيرد نمي‌آيد بگويد آقا چرا اين حرف را زديد عامي معمولاً تقليدش هم مي‌کند دقت مي‌کند عالم چه مي‌گويد ولي آن کسي که ممکن است ايرادي بگيرد طيف علماء هستند علما دارند به او ايراد مي‌گيرند

در خبر قبلي آقاي ابن تيميه چرا دو تا خبر داده ببينيد ايشان دارد مي‌گويد فراست ابن تيميه و اين‌ها مطالب زيادي است من مطالبي ديدم بعد در مورد تاتار يک خبرش اين است که مي‌گويد اين‌ها وارد مي‌شوند و لشکر مسلمين شکست مي‌خورد و اما در سندش قتل عامي نيست آقا اگر قرار است که مسلمان‌ها هميشه پيروز بشوند اينجا چرا در خبر قبلي‌اش مي‌گويد شکست يک جا مي‌گويد شکست يک جا مي‌گويد پيروزي پس اين صحبت اين نيست که بخواهد بر اساس آن آيات قرآن اين حرف‌ها را بزند آيات قرآن دارد چه مي‌گويد آيات قرآن مي‌گويد بله نصر از مؤمنين مسلمين است پيروزي حرفي نيست ولي در بالا چه گفته است؟ آن وقت اگر اين است مگر همين مسلمين در جنگ احد شکست نخوردند

اگر اين است ابن تيميه بخواهد آيه قرآن را بگويد چرا بايد 70 تا قسم بخورد؟ مي‌گويد تاتار شکست مي‌خورد ظفر و نصر براي مسلمين است و بعد قسم مي‌خورد بر اين مطلب 70 تا قسم، قسم لازم است بخورد؟ مي‌گويند لااقل ان شاء الله بگو مي‌گويد نه يقيناً است و خود ابن تيميه هم اصلاً به قرآن استناد نکرده است، يک کلمه قسم زيادي هم خورد 70 مرتبه ابن تيميه دارد قسم مي‌خورد اگر آيه قرآن است مي‌گويد اين آيه قرآن يعني شما مي‌خواهيد بفرماييد علماي اهل‌ سنت اينقدر توجه به قرآن نداشتند يک کسي مثلاً بيايد 70 دفعه قسم براي شما بخورد دوست داريد باور کند اين حرف‌ها و توجيهات چه است اين آمد، آن کاريی که آقاي عرب انجام داد آبرومندانه‌تر بود، را به پیش برد، لا اقل ما حالا نشان داديم ابن قيم گفته اما از اين بگذريم نکته بعدي ببينيد اين‌ها مي‌آيند با يک توهين‌هايي صحبت مي‌کنند اين‌ها مي‌گويند آقا هر کسي علم غيب داشته باشد کافر است ادعاي علم غيب کند کافر است حکمش کفر است و فلان است آن آقا هم مي‌گويد هيچ چوپاني نگفته است شما ببينيد در مصادر حديثي اهل‌ سنت چه آمده است کتاب صحيح مسلم اين کتابي است که اهل‌ سنت مثل صحيح بخاري بعد از قرآن صحيح‌ترين کتاب مي‌دانند، وی در این راستا می‌نویسند:

عن حذيفه، انه قال اخبرني رسول الله بما هو کائنٌ الي أن تقوم الساعه.. الا من ارتضي من رسول الله من رسوله بما هو کائنٌ

المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ص1159 روایت 2891 المولف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

 حذيفه مي‌گويد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به منِ حذيفه خبر داد از حادثه‌ايي که تا روز قيامت اتفاق مي‌افتد خدا علم غيبش را ظاهر نمي‌کند مگر کسي که فرستاده خدا باشد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارد مي‌آيد اين علم غيب را به آقاي حذيفه مي‌دهد تا قيامت هر آنچه هر چيزي که تا روز قيامت اتفاق مي‌افتد

 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از کجا خبر داد؟ علم غيب داشت البته اين علم غيب من عندالله است در اين شکي نيست ما اين اعتقاد را داريم در قرآن هم آيه آمده است که آقا اين علم غيب مال خدا است، من جمله همين تاتار و امثال اين‌ها که اينجا آمد تمام حوادث پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم علم غيب دارد اين يک روايت، روايت بعدي در اين قسمت است يعني در ادامه وقتي اين روايت مي‌آيد جلو روايت 2892 مي‌رسيم آقاي ابو زيد يعني عمرو بن اخطب مي‌گويد:

 صلي بنا رسول الله الفجر وصعد المنبرفخطبنا حتي حضرت الظهر فاخبرنا بما کان وبما هو کائن فأعلمنا احفظنا ما کان و بما هو کائن

المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ص1159 روایت 2892 المولف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز صبح خواندند رفتند بالاي منبر و حضرت از صبح تا ظهر برايمان خطبه خواندند... تمام شد حضرت فرمودند که اين آقا مي‌گويد حضرت خبر داد هر آن چنان چيزي که در امت‌هاي پيشين بود و هر آن چنان چيزي که اتفاق مي‌‌افتد و اعلم ما آن کسي است که بيش‌تر از همه اين مطالب را حفظ بکند و داشته باشد

بعد آمدند نماز خواندند دوباره رفتند منبر خطبه خواندند تا زمان عصر بعد دوباره آمدند نماز خواندند خطبه خواندند تا زماني که خورشيد غروب کرد آقا شروع به پیشگویی از آینده دادند، حالا اين دو تا روايت از صحيح مسلم مبني بر علم غيب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد، اما علم غيب خود صحابه باز هم در صحيح مسلم آمده است

باب اخبار النبي في ما يکون الي قيام الساعة قال حذيفة بن يمان ولله إني لاعلم الناس بکل فتنة هي کائنة فيما بيني وبين الساعة يکون رسول الله اسر إلي في ذلک شيئا لم يحدثه غيري

المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ص1158 روایت 2891 المولف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

مي‌گويد من حذيفه (البته منهاي اميرالمومنين عليه اسلام و اهل‌بيت علیهم السلام) در بين مردم بيش از همه اطلاع دارم از هر فتنه‌اي که از الان تا روز قيامت اتفاق مي‌افتد، آقا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اين‌ها را به من به صورت پنهاني فرموده و به غير من نگفته است

يعني حذيفه از اسرار غيبي توسط پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم آگاه شده و پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم توسط خدا آگاه شده‌اند، اين حديث در صحيح مسلم آمده اين هم پيرامون جناب حذيفة بن يمان که ارائه نمودیم باز فرد ديگری فخر الائمه آقا اميرالمومنين صلواة الله و سلامه عليه ايشان هم همين اعتقاد را دارد البته من احساسم اين است که کسر شأن است که ما اينجا بياييم بيان کنيم اميرالمومنين علیه السلام اينقدر بزرگ بودند که انبياء علیهم السلام مثل ابوالائمه مثل حضرت آدم علیه السلام به ايشان متوسل شدند در بحث خلقت مفصل در شبکه بحث شده شما ببينيد ولي من الان به عنوان به قول معروف شاد کردن دل مؤمنين اين روايت را خدمت بينندگان عزيزمان مي‌آيم بيان مي‌کنم روايات متعدد براي ما وجود دارد با سند صحيح که اميرالمومنين علیه السلام مي‌فرمودند:

سلوني....

المستدرك على الصحيحين ج2 ص466 المولف: أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهماني النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفى: 405هـ) التحقیق: مصطفى عبد القادر عطا دارالنشر: دار الكتب العلمية - بيروت

 از من بپرسيد...

 تفسير القرآن آقاي عبدالرزاق تفسيري که خود آقاي ابن تيميه به عنوان يکي از تفاسير معتبر قبول دارد در جلد هفتم منهاج السنه پيرامون آن صحبت مي‌کند در تفسير سوره زاريات پیرامون مسئله فوق، حديث عبدالرزاق از محمد بن راشد عن وهب بن عبدالله عن ابي طفيل سند معتبر مي‌گويد:

شهدت عليا وهو يخطب سلوني فولله لاتسئلوني عن شيئ يکون الا يوم القيامة الا حدثتکم به

تفسير عبد الرزاق ج2 ص241 المولف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري اليماني الصنعاني (المتوفى: 211هـ) التحقیق: د. محمود محمد عبده دارالنشر: مکتبه الرشد ریاض عربستان

 علي عليه السلام را ديدم در حاليکه خطبه مي‌خواندند مي‌فرمودند به دقت کنيد مي‌فرمايد از من بپرسيد به خدا قسم از من سوال نخواهيد کرد از هر چيزي تا روز قيامت مگر اينکه من به شما خبر مي‌دهم

که چه اتفاقي افتاده دقت کنيد اين قسمت را من دارم مي‌خوانم بعد مي‌فرمايد از قرآن سوال کنيد و ادامه روايت شما ببينيد خب اين علم غيب است اميرالمومنين صلواة الله و سلامه عليه اين اعتقاد را داشتند و قطعا اين علم را داشتند اينکه تازه اگر ما بخواهيم فضائل اميرالمومنين علیه السلام را از کتب در واقع شيعه بيان کنيم که فوق اين‌هاست اين‌ها که چيزي نيستند در مقابل فضيلت امير عالم اين‌که چيزي نيست اين‌ها يک نمي از يمي است به قول معروف اگر بخواهيم درست بگوييم خيلي فضيلت حضرت بالاتر از اين حرف‌هاست اين يک گوشه‌اي کوچکش است خب اين هم يک نمونه، باز نمونه‌ ديگري که بنده بيايم خدمت شما عرض کنم نسبت به بقيه صحابه آقاي ابن تيميه بنابر دشمني که با اميرالمومنين علیه السلام دارد مي‌خواهد سلوني را انکار کند مي‌خواهد يک طوري تضعيف کند با اينکه الان ما با سند صحيح نشان داديم شما ببينيد در منهاج السنه يا به قول ضمير حليم منهاج الفرقة الشاذه آنجا در جلد پنجم کتابش مي‌آيد چه مي‌گويد؟ عبارت را دقت بکنيد علامه حلي پيرامون سلوني قبل أن تفقدوني مطلب بيان مي‌کنند ابن تيميه مي‌آيد مي‌گويد

 قول علي سلوني فانما کان يخاطب بهذا اهل الکوفه

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ص20 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) المحقق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

 حضرت علي علیه السلام به اهل کوفه که مخاطبش بودند مي‌خواست علم دين به آن‌ها ياد بدهد

غالب اين‌ها نمي‌دانم جهال بودند اين‌ها پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک نکرده بودند اما نمي‌دانم در اطراف منبر ابوبکر و عمر بزرگان بودند هم اکابر اصحاب النبي اين‌ها از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چيزی ياد گرفته بودند بعد مي‌آيد مي‌گويد:

 رعيت ابوبکر و عمر اما الذين کان علي يخاطبهم فهم من جملة عوام الناس

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ص20 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) المحقق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

اعلم امت بودند ادين امت بودند.. اين‌ها عوام الناس بودند اين طوري مي‌آيد

 ببينيد که چطوري آنها را مي‌خواهد زير سوال ببرد، اما همين ابن تيميه جاي ديگر مي‌آيد مي‌گويد نه اصلا رعيت ابوبکر و عمر اين‌ها خيلي بيشتر از اين‌ها بلد بودند اين‌ها امور غيبي را مي‌دانستند جاي ديگر ابن تيميه مي‌آيد همين حرف را مي‌زند که من نمايش خواهم داد البته حالا اين هم بد نيست که خدمت شما بيان کنم ايشان مي‌آيد مي‌گويد بله علي علیه السلام مخاطبش کوفيان بودند مي‌خواست علم دين به اين‌ها ياد بدهد مي‌گفت سلوني و به قولي مخاطب اين‌ها کساني ديگر بودند خب اگر مخاطب اين‌ها افرادي بودند که پاي درس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودند و خب رعيت اين‌ها اعلم امت بودند طبيعتا خودشان هم بايد اعلم امت باشند پس آن عباراتي که مطرح است که می‌گویند:

لولا علي لهلک عمر

الحاوي الكبير ج 13  ص 213، اسم المؤلف: علي بن محمد بن حبيب الماوردي البصري الشافعي الوفاة: 450 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان - 1419 هـ -1999 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض - الشيخ عادل أحمد عبد الموجود

منهاج السنة النبوية ج 8  ص 300، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

 کجا مي‌رود ابن تيميه و معني آن چه مي‌شود يا آن عبارتي که مي‌گويد:

 انی وَليتکُمْ وَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ... وَ عَلِىٌ‏ فِيكُم

الفصل في الملل والأهواء والنحل - ابن حزم - ج 4 ص 133

 ابن حزم مي‌گويد اين قطعا صحيح است و بخاطر تواضع هم نگفت اين‌ها چه معناي پيدا مي‌کند خب اين يک نمونه که مي‌آيد اين را انکار مي‌کند اما در جاي ديگر همين آقاي ابن تيميه عرض کردم که اين مسئله را مي‌آيد ثابت و قبول مي‌کند و مي‌پذيرد که حالا به وقتش اين را ان شاء الله نمايش خواهم داد که حالا يک نمونه آن علم غيب خودش بود خب وقت بکنيد يا از موارد ديگري که ما در اين زمينه باز داريم که عبارتي است در مورد اطلاع علوم غيبي وجود دارد که باز در کتابهاي ديگر هم اين مسئله آمده است مثلا شما ببينيدآقايان ديوبندي علم غيب را براي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم قائل هستند اجماع دارند که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم علم غيب دارد و اين وهابيت هستند که اين را قبول ندارند، آقای سید صادق عبدالرحمن از علمای وهابیت کتاب عقائد علماء ديوبند را نوشته‌اند که در انتشارات دارالکتب و السنه پاکستان چاپ شده است و با عنوان " علم الغیب علم النبی" مطالبی را ارائه نموده‌اند ولی در مقابل

 شيخ حسين احمد مدني در کتابي که مذمت کرده وهابيت را مطلبي را ارائه مي‌دهد شيخ حسين مدني کيست؟ ايشان از علماي بزرگ ديوبندي اهل‌ سنت و حنفي مذهب می‌باشد، آقاي شيخ حسين احمد مدني مي‌گويد:

 يعتقد الوهابيه أن النبي علمه مقتصرعلي احکام الشريعه وليس له اي نصيب من العلوم الباطنيه و الاسرار الحقيقيه واما اکابرنا، فيرون أنه اعلم الخلق قاطبه بعلوم الاحکام والشرايع و بالعلوم المتعلقه بالذات والصفات والافعال للباري عز اسمه وبالاسرار الکونية الحقه و غيرها من العلوم بحيث لم يصل الي سرادقات ساحته احد من الخلائق، ولقد اعطي علوم الاولين والآخرين لايساويه في ذلک احد لا بشر ولاملک مقرب فضلاً أن يکون افضل منه

عقائد علما الدیوبند من الکتاب الدیوبندیه ص49  المولف: الاستاذ ابی اسامه سید طالب الرحمن دارالنشر: دارالکتب والسنه پاکستان

 مي‌گويد آقايان وهابي اعتقادشان اين است که علم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فقط و فقط در واقع در دايره‌ احکام شريعت است، وهابي‌ها مي‌گويند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم علوم باطني و علوم غيبي را اصلا حقيقي نمي‌داند، اما بزرگان ما اهل‌ سنت اعتقادشان اين است که، که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تمام علوم را دارد علوم به احکام علوم متعلق به ذات خدا و صفت خدا و افعال باري تعالي اسرار آفرينش را می‌دانند و نمي‌دانم وغير اين‌ها از علوم به گونه‌اي که احدي از مخلوقات به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمي‌رسد که به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم علوم اولين و آخرين داده شده احدي با ايشان مساوي نيست، نه هيچ بشري و نه هيچ ملک مقربي چه برسد به اينکه کسي از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم افضل باشد

خب اين هم علم غيب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اعتقاد علماي اهل‌ سنت و موارد متعددي است جناب آقاي شرفي من اگر بخواهم اين‌ها را يکي يکي بخوانم، حالا يک نمونه‌اي ديگري من قرائت بکنم خدمت شما البته موارد متعدد دارم بحث‌هاي زيادي اينجا هست يک مورد ديگر را بخوانم پيرامون علم غيب امام صادق عليه الصلاة والسلام در منابع اهل‌سنت، مقدمه‌اي ابن خلدون را ببينيد مقدمه‌اي ابن خلدون عبدالرحمن بن خلدون نويسنده است و ابن خلدون هم رابطه‌اي خوبي با شيعه ندارد

إنما يظهر منه شواد من الکلمات لايصحبها دليل ولو صح السند الي جعفر الصادق لکان فيه نعم المستند من نفسه او من رجال قومه فهم اهل الکرامات، و قد صح عنه أنه کان يحذر بعض قرابته، بوقائع تکون لهم فتصح کما يقول وقد حذر يحيي ابن عمه من مصرعه و عصاه فخرج و قتل، بالجوزجان کماهو معروف

تاریخ ابن خلدون-ديوان المبتدأ والخبر في تاريخ العرب والبربر ومن عاصرهم من ذوي الشأن الأكبر ج1 ص416 المولف: عبد الرحمن بن محمد بن محمد، ابن خلدون أبو زيد، ولي الدين الحضرمي الإشبيلي (المتوفى: 808هـ) دارالنشر: دارالفکر بیروت-لبنان

 اگر سند روايت به امام صادق علیه السلام برسد و صحيح باشد مي‌گويد در آن بهترين مستند است از خود امام صادق علیه السلام و يا از مردان قومش اين‌ها اهل‌کرامات هستند، از امام صادق علیه السلام هر چه رسیده صحیح است به بعضي از نزديکانش امام اين‌ها را برحذر داشت آمد خبرشان داد که آينده اتفاقاتي براي شما مي‌افتد و صحيح هم شد و اين اتفاق افتاد، همانطوري که امام گفت در حاليکه يحيي پسر عمه زيد همانطور که بر حذر مي‌داشت يحيي پسر عمويش زيد را بر حذر مي‌داشت از اينکه چه اتفاقي برايش مي‌افتد و از آن مطالب همانطوري که اين اتفاق افتاد و اين معروف است

 شما دقت کنيد مطالبی که مولف، در آثارشان پیرامون امام علیه السلام آورده‌‌اند، بنابراين آقايان نيايند بگويند کسي اين را نمي‌گويد نياند بگويند اين‌ها افتراء است نيايند بگويند اين‌ها قيچي کردن است اينگونه نيست بلکه خيلي بيش‌ از اين‌هاست که ما به بخشي از اين‌ها اکتفا کرديم، ولی عارضم، حتي پيروان ابوبکر و عمر هم اين علم را داشتند من اين را نمايش بدهم تا چيزي نماند، آقای ابن تیمیه در این راستا در یکی از آثارشان می‌نویسند:

اما الاخبار به بعض الامور الغائبه فمن هو دون علي يخبر بمثل ذلک فعلي اجل قدرا من ذلک في اتباع ابوبکر و عمر و عثمان به اضعاف ذلک

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ج 8 ص135 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) المحقق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

 مي‌گويد امور غيبي را کساني که پايين‌تر از علي هم بودند به اين‌ها خبر مي‌دادند، بعد مي‌گويد و کساني بودند که خبر مي‌دادند

 خيلي بيشتر از اين مطالب غيبي اين هم عبارت ابن تيميه بود

مجري:‌

بعد از اثبات دروغگويي شبکه‌هاي وهابي تروريستي چگونه خود علماي اهل‌ سنت اشاره کردند به علم غيب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بعد از آن هم نمونه‌هاي از علم غيب که صحابه داشتند تا مطلب آخر که فردي مثل ابن خلدون که واقعا از علماي بسيار متعصب بعض جاها حتي بعضي از علما رفته‌اند که بگويند حتي چه بسا ناصبي هم باشد و عناد خاصي هم با شيعه داشته اينگونه اعتراف مي‌کند که آقا امام صادق عليه السلام به امور غيبي خبرهاي داده است تماس‌های تلفنی را به اتفاق مشاهده نماییم

آقای مهرداد از کرمانشاه-شیعه:

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم زمان فتح مکه فرمودند چند نفر را اعلام کردند که حتي اگر به ديوار کعبه هم آويزان شدند اين‌ها را گردن بزنيد درست است

استاد روستايي:

بله افرادي در تاريخ بودند که اينگونه بودند

بيننده:

يکی از آن‌ها عبدالله بن ابي سعد بوده درست است؟

استاد روستايي:

حالا مطلب‌تان را بفرماييد

بيننده:

بعد اين چطور مي‌شود اين کسي را که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌گويد حتي اگر آويزان شد به ديوار کعبه گردنش را بزنيد چطور مي‌شود که در زمان خلافت خليفه سوم جناب عثمان حکومت مصر را به او مي‌دهند من اين را از آقاي ملازاده البته حيف است که به اين ايشان آقا بگويم ببخشيد معذرت مي‌خواهم سوال کردم يک چيزهاي پرت و پلايي به من گفت و بعد گفت بيشتر تحقيق مي‌کنم جوابت را مي‌دهم ديگر خدا را شکر اصلا جواب نداد اين چطور مي‌شود که خلفا به اين انسانهايی که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن حکم را در موردشان داد حکومت مصر را دادند اين را اگر مي‌شود توضيح بدهيد

آقای لادنی از کرج-شیعه:

لطفا مسائل قبل از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جریان سپاه اسامه و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر خلیفه دوم بصورت علمی بررسی کنید

استاد روستايي:

ما همه اين‌ها را بيان مي‌کنيم دليل هم ذکر مي‌کنيم و نتيجه‌گيري را مي‌گذاريم به عهده مخاطب بالاخره ما نتيجه نمي‌گيريم ولي بيان مي‌کنيم حالا ان شاء الله ايام فاطميه سلام الله علیها هم که بيننده برنامه ما باشيد باز بيشتر سعي مي‌کنيم به اين موارد بپردازيم

سرکار خانم قدمي از سمنان-شیعه:

در شبکه شما مي‌گويند لعن کردن به امرا يک کار بد و اشتباه است لعن و نفرين کردن علماي اهل‌ سنت يا کلا خلفا لطفا در این باره توضیح بفرمایید، اگر کار اشتباهي هست چرا در زيارت عاشورا اين همه مي‌گويند "اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد" يا مثلا "لعن الله شمرا" مي‌خواستم بگويم اگر اشتباه و يا مثلا يک کار بدي بود چرا مثلا در زيارت عاشورا آمده ولي در شبکه شما مي‌گويند که نبايد لعن انجام شود

استاد روستايي:

ببينيد خانم قدمي عرض کنم خدمت شما يک مسئله‌اي هست که ما مي‌گوييم توهين به مقدسات اشکال دارد درست است شمر اولا جزو مقدسات اهل‌ سنت که نيست اين نکته اول نکته دوم خود خدا ديگر ما از بت بدتر داريم؟! بت آخر خباثت است خود خدا در قرآن در مورد بت و بت پرست چه مي‌گويد؟ مي‌فرمايد:

 وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ ..

سوره الانعام آیه 108

.مي‌گويد کساني که غير از خدا را مي‌خوانند به اين‌ها دشنام ندهيد

 کسي که غير از خدا را مي‌خواند؛ چون آن‌ها مي‌آيند به جايش خدا را مي‌گذارند و خدا را دشنام مي‌دهند، درست شد اين فرهنگ قرآني است ما در مواجهه با طرف مقابل‌مان با منطق و استدلال صحبت مي‌کنيم در زيارت عاشورا نيامده مقدسات اهل‌ سنت را زير سوال ببرید زيارت عاشورا مي‌آيد بله شمر، عبيدالله و يزيد خب اين‌ها را خود اهل‌ سنت هم لعن کردند حتي يزيد را کافر هم دانستند غير از علماي اهل‌ سنت ما بارها اين را مطرح کرديم و بيان کرديم بنابراين نکته اينجاست حالا شما از يک عزيز اهل‌ سنت بپرس و بگو شما زيارت عاشورا بخوان گفته اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد آقا شما اولين کسي که به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ظلم کرده است شما لعنت مي‌کنيد يا نمي‌کنيد قطعا عزيز اهل‌سنت‌مان هم پاسخي مثبت خواهند داد شما بياييد ببينيد در زيارت عاشورا کدام يک از مقدسات اهل‌ سنت را مثلا با اسم آمده لعن کرده اينطوري در زيارت عاشورا مطالبی نیامده است، يک چيز کلي به ما ياد داده بله اصل لعن دشمنان خدا يک مسئله‌اي قرآني است يک مسئله‌اي که مستحب است و حتي به قول معروف از باب تبري واجب هم مي‌شود اصل لعن دشمنان خدا خود خدا مي‌آيد ابليس را لعن مي‌کند خود خدا مي‌آيد نسبت به ابولهب مي‌گويد:

 تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ

سوره المسد آیه 1

 اما يک جاهايی هم اينگونه صحبت نمي‌کند اکتفا مي‌کند به اينکه

 إِنَّ الَّذِينَ يكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَينَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَينَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ

سوره البقره آیه 159

 إلي آخر يک نمونه اينطوري خدا صحبت مي‌کند لذا اينجا ما منطق و استدلال صحبت مي‌کنيم و مطلب را جا مي‌اندازيم

آقای مصطفی زاده از تهران-اهل سنت:

هیچ کدام از شبکه‌های وهابی از ما اهل‌ سنت نيستند اين‌ها دين ما را هم خراب کردند اين‌ها کارشان فتنه انگيزي است به قول معروف رابطه ما سني‌ها و شيعيان را بهم مي‌ريزند بعد خود اين امنيتي که جمهوري اسلامي ايران دارد اين امنيت که ما داريم کجاي دنيا هست در هيچ جاي دنيا اين امنيت را ندارند اين امنيت و آسايشي که ما داريم در هيچ جاي دنيا نيست واقعا جمهوري اسلامي و اين نظام را ما خيلي قبول داريم

جناب براهوي از گلستان-اهل سنت:

جناب آيت الله قزويني که استاد بنده است و هر موقع که ايشان در برنامه حاضر مي‌شوند با لسان صدق همه چيز را بيان مي‌کنند ولي من يک گلايه از حاج آقاي يزداني داشتم چون يک روز که من يک برنامه ايشان را نگاه کردم يک حرفي زد و گفت که آن کسي که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده ايشان مؤمن نبوده بعدش هم واقعا دل آدم را مي‌شکند چون ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که ام القراي جهان اسلام است

استاد روستايي:

البته جناب آقاي براهويي عزيز يک نکته‌اي را من خدمت شما عرض کنم البته حضرت استاد يزداني هم ايشان بايد ببينيم برنامه‌شان چه بوده و چگونه صحبت کردند، ظاهرا اينگونه که من اطلاع دارم اينطور نفرمودند ببينيد ما آيات قرآن را نمي‌توانيم سرخود ترجمه کنيم آيات قرآن را بايد بياييم بر اساس آن‌که در قرآن آمده براساس ظاهرش آنچه که بالاخره در ظاهر آيه هست توسط همان بياييم ترجمه کنيم مثلا شما ببينيد در آيه غار آمده است

 إِذْ يقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ ..

سوره التوبه آیه40

 خب إِذْ يقُولُ در ادبيات عرب اين ترکيب إِذْ يقُولُ اصطلاحا مي‌گويد استمرار را مي‌رساند يعني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دائم هي به اين طرف مقابل مي‌گفت لَا تَحْزَنْ بابا نترس خدا با ماست اما ايشان باز ترس داشت و اين کلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خرجش نمي‌رفت اين معناي آيه است ببينيد ما هيچ جسارتي نمي‌کنيم هيچ به قول معروف چيزي نمي‌گوييم شما چه برداشتي از اين آيه مي‌کنيد خدا دارد مي‌گويد "اذ يقول" آقاي براهويي عزيز من معذرت مي‌خواهم يک مقدار حرف بنده را دقت بکنيد ببينيد اگر شما بوديد شما چه مي‌کرديد خدا رو دربايسي با کسي که ندارد خدا با کسي که تعارف ندارد خدا مي‌توانست بگويد يقول لصاحبه يا اصلاً‌ مي‌توانست بگويد قال لصاحبه به صاحبش گفت نترس خدا با ما است اين يقول هم ديگر نحوه استمرار را مي‌رساند حالا اگر شما بوديد پيامبر صلی الله علیه وآاله و سلم يک بار به شما مي‌فرمود که آقاي براهويي عزيز اي کسي که از امت من هستي نترس شما چه مي‌کردي قبول مي‌کردي فرمايش پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را يا قبول نمي‌کردي؟

بیننده:

من 100 % قبول مي‌کردم

استاد روستايي:

حالا شما ببين قرآن دارد مي‌گويد "اذ يقول لصحابه" اما همراه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نکرد، لذا قرآن مي‌گويد "اذ يقول" يعني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مدام به او مي‌گفت قرآن که نيامد بگويد آن شخص ابوبکر بود يا غير ابوبکر بود در قرآن که هيچ ظاهرش نيامده است ما هستيم اين کلمات قرآن کلمه قرآن مدام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن کسي که بوده يا هر کسي که بوده پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مدام مي‌گفت اين شخص گوش نمي‌داد درست است لذا استاد يزداني حرف‌شان اين بوده که اين فرد از سخن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطمينان حاصل نمي‌کرده حالا هر چه مي‌خواهد باشد

بیننده:

مي‌گفت که مؤمن نبوده بعد من عذر مي‌خواهم حاج آقا در اين شبکه پخش مي‌شد خود حضرت آيت العظمي مکارم شيرازي گفت فتوايش است گفت مثلاً کسي که بين مسلمانان تفرقه بياندازد ايشان در صف منافق است حالا من طبق اين فتواي آيت‌الله مکارم شيرازي دارم عرض مي‌کنم

استاد روستايي:

جناب براهويي عزيز ما که اينجا با هم دعوايي نداريم فتواي حضرت آيت‌الله مکارم روي سر ما جا دارد در اين شک و شبهه‌ايي نيست منتها صحبت اينجا است ببينيد ما که نمي‌توانيم قرآن را غلط ترجمه بکنيم آقاي يزداني که اسم کسي را نبردند آقاي يزداني گفتند هر کسي که در غار بوده طبق ظاهر قرآن ما که نمي‌توانيم قرآن را تفسير به رأي بکنيم ما نمي‌توانيم از طرف خودمان نعوذ بالله به قرآن اضافه بکنيم اين را که نمي‌توانيم مي‌گويد آقا من هستم و ظاهر قرآن اين را دارد مي‌گويد

بیننده:

آنجا که شما آيه را معني کرديد بعد مي‌گويد خداوند در قرآن مي‌فرمايد من از مهاجرين و انصار راضي هستم پس اين آيه چه مي‌شود

مجري:‌

جناب براهويي يک لحظه صبر داشته باشيد بحث اول که ان شاء الله حل شد؟

بیننده:

بله حل شد

استاد روستايي:

ببينيد خدا چه مي‌گويد پس شما خودتان هم قبول داريد کسي که آنجا بوده نمي‌پذيرفت اما مسئله دوم خداوند مي‌گويد:

 لَقَدْ رَضِي اللَّهُ

سوره الفتح آیه 27

اين آيه را مي‌فرماييد من آيه‌اش را بياورم که همه مؤمنين عزيز اين آيه را ببينند و بعد ان شاء الله با هم برويم جلو يک آيه است که مي‌فرمايد:

 وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ

سوره التوبه آیه100

 اين را مي‌فرماييد ديگر درست است

بیننده:

درست است

استاد روستايي:

من و شما اين آيه را با هم بخوانيم بفرماييد من آيه را اينجا نوشتم بفرماييد اين آيه است دقت کنيد اينجا

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِي اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

سوره التوبه آیه100

اينجا دارد مي‌گويد آن سابقين اولين‌هایی هستند که ايمان آوردند هر کسي که سبقت در ايمان گرفته اين سبقت در دويدن که نيست سبقت در مسابقه که نيست اين که نيست درسته؟

بیننده:

هر کسي که ايمان آورده

استاد روستايي:

مي‌دانم کسي سبقت در ايمان آورده ايمان به زمان که نيست ايمان به درجه است يعني کسي که درجه ايماني‌اش از همه بالاتر است و اين هم ممکن است يک کسي جلوتر از همه از نظر زماني که يکي ايمان آورده باشد اما ايمانش ضعيف باشد درست است، مثلا جریان سامری‌ها

بیننده:

نه عذر مي‌خواهم حاج آقا اينجا خداوند مي‌آيد ايمان را طبقه بندي مي‌کند ضعيف و چيز مي‌کند

استاد روستايي:

ببينيد مي‌گويد "والسابقون الاولون"، سابقون اولون نسبت به چه؟ آقا کسي که ايمانش قوي‌تر بود درست است ما مگر نداريم در قرآن

والسابقون السابقون

سوره الواقعه آیه10

بیننده:

حاج آقا در اين آيه مي‌گويد چون والسابقون آن‌هايي که اول ايمان آوردند

استاد روستايي:

حرفي نيست آقاي ابوبکر که بعد از 50 نفر ايمان آورده طبق روايتي که آقاي طبري دارد با سند صحيح که مي‌گويد بعد اکثر خمسين نفر منتها ما مي‌خواهيم اين را بگوييم عيب ندارد اگر سبقت زماني هم باشد حضرت علي علیه السلام که زودتر ايمان آورده پس اگر اين آيه مقصود صفت زماني هم باشد حضرت علي علیه السلام زودتر ايمان آورده و از ابوبکر افضل مي‌شود در حالي که شما اهل‌ سنت ابوبکر را مي‌گوييد افضل است

بیننده:

حاج آقا ما مي‌گوييم کسي که حضرت علي علیه السلام را قبول نداشته باشد از نظر ما اهل‌ سنت کلاً‌ اهل‌بيت علیهم السلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را را مي‌گوييم قبول نداشته باشد

استاد روستايي:

قبول نداشته باشد که درست است ما حرف‌مان اين نيست که آيه قرآن چه دارد مي‌گويد من طبق قوانين خودتان جلو مي‌روم

بیننده:

آن‌هايي که ايمان آوردند منِ خدا از آن‌ها راضي هستم

استاد روستايي:

متوجه هستم در قرآن مگر نداريم

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ

سوره الواقعه آیات 10 الی11

مگر اين را نداريم مقرب يعني چه؟ يعني خيلي به خدا نزديک هستند درست است؟

بیننده:

درست است

استاد روستايي:

پس حضرت علي علیه السلام مقرب‌تر از ابوبکر است چون زودتر ايمان آورده؛ پس لذا اين آيه هم دارد استفاده مي‌کند که حضرت علي علیه السلام افضل از ابوبکر است

بیننده:

 ما که نمي‌گوييم خدا نکرده حضرت علي رضي الله عنه افضل نيست

استاد روستايي:

نه افضل از ابوبکر است، چون آقايان اهل‌ سنت مي‌گويند ابوبکر مثلاً افضل از همه صحابه است در حالي که اين نيست طبق همين آيه "وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ" و آن آيه "وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ" (الواقعة/10) حضرت علي علیه السلام زودتر ايمان آورده ابوبکر طبق نقل طبري بعد از 50 نفر ايمان آورد؛ پس بايد شما بفرماييد يا بايد بگوييد حضرت علي علیه السلام افضل است يا بايد بگوييد اين سبقت، سبقت زماني نيست و سبقت در درَجَه سبقت در درجَه هم باشد شما که علم غيب نداري بگويي که ابوبکر درجه‌اش بالاتر بود اين را که نداريد

بیننده:

مفسرين تفسيري که مي‌کنند مي‌گويند آن نمي‌دانم فتحه کسره بوده اينجا گفت لا تحزن نترس

استاد روستايي:

ببينيد اذ يقول اصلاً مي‌خواهد لاتخف باشد لاتحزن باشد هر چه مي‌خواهد باشد اذ يقول در آن است پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دائم مي‌فرمودند و آن فرد قبول نمي‌کرد آن هم که به قول معروف استفاده مي‌شود ما نمي‌خواهيم بگوييم آن‌که مي‌گوييم ايمان نداشته نمي‌خواهيم بگوييم آقا اين مثلاً کافر بوده نه ما اين حرف را نمي‌خواهيم بزنيم مراد ايمان در مقابل کفر نيست مراد اين است که حرف پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم براي اطمينان آور نبوده به حرف پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطميناني نمي‌کرده است

آقا عليرضا از اهواز-شیعه:

ما از شيعيان خوزستان هستيم و اعتقاد راسخ داريم که شيعه همان فرقه‌ايي است که مد نظر رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم مي‌باشد و بهشت به آنان وعده داده شده است پيروان اميرالمؤمنين علي عليه السلام يک گلايه کوچکي داشتم الان علماي بزرگوار ما مثل جنابعالي و مثل حاج آقا قزويني و بقيه همکاران واقعاً شيعه را اثبات کردند در اين مدت در شبکه ولايت ديگر شيعه را اثبات کردند و هيچ کس ديگر از ما شيعيان شک نداريم که ما بر حق هستيم ولي من دوست داشتم که اين بر حق بودن ما تنها به زبان نباشد ما دوست داريم شيعه با اخلاق شيعه‌وار نشان بدهيم يعني اگر ما در جامعه‌مان اخلاق‌مان شيعه گونه باشد آنجا بهتر مي‌شود شيعه را تبليغ کرد مثلاً حضرت علي عليه السلام مي‌رود در مغازه خرما فروشي دو نمونه خرما را با هم قاطي مي‌کند مي‌گويد جامعه نبايد طبقاتي باشد مثل اين دو نمونه خرما براي فقير و ثروتمند همه بايد از يک نمونه باشند ولي متأسفانه اين در جامعه ما الان جامعه طبقاتي شده است يعني خيلي از جامعه واقعي شيعه به دور است جامعه‌ايي که مد نظر امير المؤمنين علي عليه السلام بوده خيلي به دور است ما بايد سعي و تلاش‌مان را بکنيم که جامعه‌مان را شيعه بکنيم

 استاد روستايي:

اميدواريم که همين طور بشود از شما متشکر هستيم البته جامعه را من و شما درست مي‌کنيم اگر من و شما در اعمال و رفتارمان آن چيزي را که براي خودمان مي‌پسنديم براي ديگران هم بپسنديم مطمئناً جامعه علوي خواهد شد

آقای خیر الله پور از کرج-شیعه:

در مورد خود اهل‌بيت علیهم السلام چند تا سوال داشتم مي‌خواستم بپرسم يکي اينکه در ذهن من اين است که آن‌ها به ما نياز ندارند ما به آن‌ها نياز داريم يعني همه آدم‌ها چه سني باشند چه شيعه باشند اگر مي‌خواهند رستگار باشند بايد به آن‌ها برسيم بايد از پلکان آن‌ها بايد برويم بالا در اين شکي نيست من اين را تجربه کردم يکي هم اينکه در مورد آيه 80 سوره اسراء که شبي چهل مرتبه براي آقاي امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است و يکي هم در مورد آيه نور که يکي از بزرگان گفت که اين تفسير در مورد خود اهل‌بيت علیهم السلام است که ذکر مي‌کند معنويت آن‌ها را مي‌خواستم در مورد اين براي من توضيح بدهيد يکي هم اينکه در مورد زيارت آل ياسين چه خواصي اين زيارت دارد يعني کساني که بتوانند بروند به دنبالش و از خواصش بهره‌مند بشوند من خودم توضيحاتي خيلي در موردش نمي‌دانم ولي تا آن جايي که توانستيم سعي کردم هر روز بخوانم و يکسري اثراتش در وجود خودم حس کردم که اصلاً قابل بحث نيست ولي خواستم در مورد اين قضيه هم بيش‌تر بدانم ان شاء الله که همه ما به راه راست هدايت بشويم

آقای خطیب از اهواز-شیعه:

مي‌خواستم سوال کنم امام حسن علیه السلام توسط خانمش جعده به شهادت رسيده بعد مي‌خواستم ببينم آيا امام حسين علیه السلام او را قصاص کرد يا اينکه بخشيد چطوري بود اگر مي‌شود در اين رابطه يک مقداري توضيح بدهيد

آقا عبد الله از زاهدان-اهل سنت:

سوالي داشتم لاتحزن چه است، قرآن گفت لا تحزن يعني اندوهگين نباش نه اينکه نترس

استاد روستايي:

ببينيد هر چه که بوده باشد مهم در قرآن اين عبارت است

 إِذْ يقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ،

سوره التوبه آیه 40

پيامبر صلی الله علیه و اله وسلم دائم مي‌فرمودند لَا تَحْزَنْ، لَا تَحْزَنْ و آن فرد هر کسي که هست ما کاري نداريم نامش را هم نمي‌بريم هر کسي که است آن فرد اينجا از کلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطميناني بر او حاصل نمي‌شد اطمينان نمي‌آ‌ورد لذا دارد "إِذْ يقُولُ" وگرنه خدا که با من و شما رو درواايستي ندارد خدا که تعارف ندارد مي‌توانست بگويد که مثلاً قال لصاحبه لاتحزن چرا مي‌گويد إِذْ يقُولُ استمرار را مي‌فهماند مي‌خواهد بگويد دائم

بيننده:

در فرهنگ لغت عربي کجا لاتحزن به عنوان ترس مي‌آيد

استاد روستايي:

به هر عنواني که بيايد اصلاً شما بگو به معناي حزن اشکال ندارد خود آقاي آلوسي در تفسير روح المعاني مي‌گويد اين ترس ناشي از خوف بوده اين را آلوسي بيان مي‌کند منتها ما اصلاً‌ دنبال اين نيستيم اصلاً آقا شما بگو به معناي خوف مي‌آيد يا حزن است يا هر چه هست مهم اين است ما خيلي دوست نداريم که بالاخره خاطر عزيزان اهل‌سنت‌مان را مکدر بکنيم و اين مسائل را مطرح بکنيم اما صحبت اينجاست که اذ يقولُ شما اين اذ يقول را براي ما بگوييد ما استفاده مي‌کنيم

بيننده:

شما مي‌توانيد اين را ثابت کنيد که چرا لا تحزن به عنوان ترس مي‌آيد

استاد روستايي:

آقاي عبدالله من اين را از تفسير آلوسي به شما نشان مي‌دهم حرفي نيست اما صحبت من اينجا است اين اذ يقولُ را شما چکار مي‌کنيد

بيننده:

آن به کنار، اين لاتحزن چه مي‌شود

استاد روستايي:

حرفي نيست هر چه مي‌خواهد بشود نه آن را به کنار که نشد ما که نمي‌توانيم قرآن را بگذاريم کنار اذ يقول يعني چه؟

بيننده:

منظور از قرآن نيست

استاد روستايي:

اذ يقول از قرآن نيست

بيننده:

منظورم اين است که هر چيزي را بيان مي‌کند که لا تحزن

استاد روستايي:

ببينيد حرف هر کسي را ببينيد اين سوره توبه شما تفره نرو عزيز، من نمي‌خواهم خيلي به اين بحث‌ها بپردازم بفرماييد اين قسمتي که ما خوانديم آن هم بيننده سوال کرد وگرنه ما اينجا مباحث وهابيت را مطرح مي‌کنيم بفرماييد من يک قسمت اين را مشخص بکنم اين حرف چه کسي است "إِذْ يقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ"

بيننده:

لاتحزن منظور اصل کلام ما لاتحزن است

استاد روستايي:

حرفي نيست شما اين اذ يقول را تفسير بکنید تا من به لاتحزنش هم بپردازم حالا چکار کنيم اين اذ يقول را لاتحزن را به تو جواب مي‌دهم، جوابي نداريد؟

مجري:‌

آقا عبدالله تشريف داريد روي خط پاسخي اگر داريد بفرماييد در مورد همان عبارت اذ يقول که که دلالت بر استمرار دارد ظاهراً روي خط هستند پاسخ نمي‌دهند به هر حال اگر پاسخي هم نداريد آقا عبدالله عزيز ما آن عبارت را براي شما آماده هستيم که نشان بدهيم از تفاسير اهل‌ سنت از قول آلوسي قطع کردند تماس را چند ثانيه‌ايي البته روي خط بودند و پاسخ ندادند

استاد روستايي:

عيبي ندارد بالاخره ما اينجا داريم نمايش مي‌دهيم

مجري:‌

البته ما هم اصراري نداريم

استاد روستايي:

نه ما اصراري روي اين بحث نداريم

آقای ملازهي از زاهدان-اهل سنت:

 

 حاج آقا سوالي داشتم درباره آياتي که فرمودند "وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ" کدام اهل‌ سنت مثلاً گفتند که ابوبکر در نزد خدا بالاتر از حضرت علي علیه السلام است؟

استاد روستايي:

ببينيد در صحيح بخاري روايتي است که آقاي عبدالله ابن عمر مي‌گويد که ما در عهد پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوبکر را افضل مي‌دانستيم بعد عمر بعد عثمان بعد بقيه را مساوي مي‌دانستيم در صحيح بخاري است بفرماييد

بيننده:

 ما عقايدمان اين است تمام صحابه کرام و چهار خليفه‌مان در نزد پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم برابر هستند

استاد روستايي:

چهار خليفه برابر هستند در صحيح بخاري اين نيست

بيننده:

ما عقايدمان اين است که نزد ما خود شما گفتيد "وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ" کساني که ايمان آوردند جلوتر و خداوند متعال راضي هست از تمام آن‌ها ولو آنکه هر کسي باشد نفر اول باشد دوم باشد سوم باشد

استاد روستايي:

سابقون اولون يعني کسي که ايمانش از بقيه بيش‌تر باشد يعني سبقت در ايمان گرفته باشد

بيننده:

از جوانان حضرت علي بودند درست است ايمان آوردند از کساني که مسن بودند و سن بالايي داشتند حضرت ابوبکر صديق بود هر کسي باشد هر کس از صحابه کرام نزد ما اهل تسنن معزز و احترام است ما قائل به احترام تمام صحابه کرام هستيم ولي بعضي از برادران اهل تشيع اين‌ها را مي‌گويند که مثلاً صحابه کرام را از اسلام خارجش مي‌کنند

استاد روستايي:

نه، ببينيد بحث را عوض نکنيد ببين برادر محترم ما اينجا نمي‌خواهيم و دنبال اين نيستيم که بياييم کسي را مثلاً از اسلام خارج بکنيم نه دنبال اين مسئله اصلاً نيستيم صحبت ما اين است اينکه ما مي‌گوييم حضرت علي علیه السلام اولين ايمان آورنده بودند در اين شک و شبهه‌ايي نيست در نقلي هم آقاي طبري دارد که آقاي ابوبکر بعد از 50 نفر اسلام آورد بفرماييد ببينيد سند هم معتبر است

بيننده:

بعد از 50 نفر باشد ولي اهل والسابقون بود از انصار و مهاجرين هم بود

استاد روستايي:

يک لحظه اجازه بدهيد مي‌گويد محمد ابن سعد گفت به پدر گفتم

أ كان ابو بكر اولكم اسلاما فقال لا ، و لقد اسلم قبله اكثر من خمسين و لكن كان افضلنا اسلاما

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) - محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي ) - ج 5 ص 1457

آيا ابوبکر در بين شما اولين مسلمان بود، بيش از 50 نفر از قبل از ايشان مسلمان شدند

 اين نکته اول، نکته دوم اينکه شما مي‌فرماييد مصداق

بيننده:

معذرت مي‌خواهم حاج آقا دقيقاً نگفته که مثلاً تا نفر يکم، دوم، سوم

استاد روستايي:

اکثر من خمسين آقا

بيننده:

گوش کن تا 50 هم باشد درست است

استاد روستايي:

نه قبل از ايشان و لقد اسلم قبله، قبل از ايشان اکثر من خمسين قبل از ايشان بيش از 50 نفر مسلمان شدند

بيننده:

50 نفر باشد به قول شما پنجاهمين نفر هم باشد مگر رضايتمندي خداوند جلب شد يا نه در قرآن کريم مي‌گويد

يعني رضايت خداوند رضي الله تعالي عنه داخل است يا داخل نيست من اين مطلب را مي‌خواهم

استاد روستايي:

ببينيد من يک نکته را به شما عرض بکنم نکته‌ايي که هست شما مي‌فرماييد آقا اين سابقون الاولون يعني نفرات اول يک زماني اين طوري مي‌‌فرماييد اين نفرات اول نيست قبل از ايشان بيش از 50 نفر مسلمان شدند پس اين شامل ايشان نمي‌شود والسابقون الاولون، سابقون جمع است حداقلش 3 نفر اول است ديگر يعني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت خديجه، سلام الله علیها حضرت علي علیه السلام اين سه نفر اول شمرده مي‌شود اين حداقلش است ديگر 60 را که شامل نمي‌شود يعني نفرات اول نه همه آن‌ها

بيننده:

ما عقايدمان اين است حضرت علي، حضرت ابوبکر، حضرت عثمان، حضرت عمر کساني که ايمان آوردند در زمان پيامبر صلی الله علیه و سلم "لَقَدْ رَضِي اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يبَايعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَة "ِ آخرش هم رضي الله مي‌گويد يا نمي‌گويد

استاد روستايي:

حرفي نيست، بعد هم ادامه‌اش هم دارد

... فمن نکث...

سوره فتح آیه 10

 بعضي‌ها هم عهد شکستند همان‌هايي که تحت الشجره بودند بعضي‌ها عهد شکستند شما رفتي يک آيه‌ايي ديگر ببينيد

بيننده:

نه صحابه کرام که در هر جا بودند

استاد روستايي:

آقاي ملازهي اجازه بدهيد بحث را عوض نکنيد

مجري:‌

جناب ملازهي کمي تحمل داشته باشيد صبر کنيد استاد روستايي:کلامشان تمام بشود

استاد روستايي:

ببينيد آيه به آيه مي‌رويم جلو آيه به آيه آقاي ملازهي عزيز آن "والسابقون الاولون" را حل بکنيم من يک سوال عرفي از شما مي‌پرسم شما يک مسابقه‌ايي برگزار مي‌‌خواهيد بکنيد مي‌گوييد به نفرات اول جايزه مي‌دهيم يعني چه کساني هستند اين نفرات اول؟ يعني 60 نفر اول يا 3 نفر اول

بيننده:

گوش کن درباره قرآن، خداوند کريم متعال مي‌فرمايد اين مسابقه که نيست

استاد روستايي:

نه، اتفاقاً مسابقه است منتها مسابقه در ايمان است سبقت در ايمان است کلمه سبقَ آمد مسابقه هم همين سبقه است اتفاقاً خدا مي‌خواست صحبت از سبقت از ايمان بکند اينجا دارد بيان مي‌کند

 وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ

سوره التوبه آیه100

بيننده:

به تفسير اين نگاه کن خدا اول سه نفر نوشته است در کدام حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم با عرض معذرت حديث پيامبر صلی الله علیه وسلم تفسير قرآن مجيد است همين حديث را نگاه کن فقط کدام جا گفته است همين سه نفر را خداوند متعال گفت که من راضي هستم سه نفر اول

استاد روستايي:

ببينيد هر کسي که مي‌خواهد باشد صحبت اينجا است که اين دارد مي‌گويد نفرات اولي که ايمان آوردند، زود آمدند گفتند آقا ما مسلمان شديم نه، براي آن کسي که ايمانش صادقانه بود براي آن کسي که درجه ايماني‌اش بالاتر بود کسي که درجه ايماني‌اش بالاتر است شما مي‌تواني تشخيص بدهي چه است اين را که نمي‌تواني تشخيص بدهي

بيننده:

ولي شما هم نمي‌دانيد که نفر اول چه کسي است

استاد روستايي:

نه من بر اساس روايت مي‌گويم نفر اول حضرت علي علیه السلام است من اگر مي‌گويم حضرت علي علیه السلام افضل است دليل دارم روايت داريم در صحيح مسلم که حضرت علي علیه السلام نفس پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

بيننده:

من در مقابل بي ‌احترامي به صحابه کرام به اهل البيت ما آن‌ها را از ايمان خارج مي‌دانيم کسي که اهل‌بيت يا صحابه کرام را توهين بکند

استاد روستايي:

نه ما توهين نمي‌کنيم الان همان صحابه کرامي که شما مي‌گوييد بعضي‌هاي‌شان آمدند به همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تهمت زنا زدند

بيننده:

فضيلت حضرت علي اين جزو ايمان ما است حضرت علي جزو ايمان ما است

استاد روستايي:

درست است هر کس به حضرت علي علیه السلام شک داشته باشد اصلاً در ايمانش شک است در اين شکي نيست مگر من گفتم که شما با حضرت علي علیه السلام مشکلي داريد، من که اين را نگفتم من مي‌گويم آقا شما نگویید همه صحابه کرام آقا اصحاب بدر نزد شما چه جايگاهي دارند کساني که در جنگ بدر بودند، ببينيد ما در مورد اينکه تعبير مضارع مي‌آيد و مثلاً ما مي‌آييم صيغه ماضي را به صورت مضارع تعبير مي‌کنيم يک فايل در سايت داريم پيرامون يار غار آنجا مفصل بحث شده است يکي از عباراتش عبارت آقاي رشيد رضا است که ايشان مي‌آيد بيان مي‌کند مي‌گويد،  وقد عبّر عن الماضي ضيغة الاستقبال

گاهي اوقات تعبير مي‌شود از صيغه ماضي به چه تعبير مي‌شود به ماضي است چرا؟ مثلاً مي‌آييم مي‌گوييم يقول چرا ؟ للدلالة علي التکرار المستفاد من بعض روايات، مي‌گوييم اين دلالت بر تکرار مي‌کند از همين روايت هم استفاده مي‌شود حالا من در ادامه ان شاء الله مطلب سايت را نمايش خواهم داد

مجري:‌

آقا مهرداد از کرمانشاه که بعضي از افراد به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند حتي اگر به پرده کعبه هم آويزان شدند اين‌ها را در واقع قبول نکنيد از آن‌ها ادعاهاي‌شان را و خليفه سوم به برخي از اين افراد مسئوليت داد در اين مورد سوال داشتند

استاد روستايي:

بله عبدالله ابن ابي سرح است خب اين يکي از اعتراضاتي است که ما داريم حتي خود جناب عمر بن خطاب هم همين مسئله را بيان کرد وقتي که صحبت اين شد که به قول معروف آقا يک عده‌ايي ايشان مي‌گفتند ايشان خليفه بشود ايشان گفت که آقا اگر ايشان خليفه بشود بني اميه را بر گردن مردم سوار مي‌کند البته اين داستان فرق مي‌کند ما اگر به عبدالله ابن ابي سرح يا مثلاً با عثمان و اين‌ها مي‌آييم يک مطالبي را مطرح مي‌کنيم اين منافاتي ندارد با نظر ما در مورد بحث صحابه ما اتفاقاً در تبيان شيخ طوسي در جلد 1 در صفحه 214 ما اعتقادمان اين است که بسياري از اصحاب پيغمبر هم شفاعت مي‌کنند اين مسئله هم در منابع ما آمده است من اين عبارت را فقط يک لحظه نمايش بدهم خدمت بينندگان عزيزمان ببينيد

والشفاعة ثبت عندنا لنبي وکثيرٌ من اصحابه

البحث الدلالي في التبيان في تفسير القرآن ج1 ص216 - لأبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي التحقیق: ‌ احمد حبيب‌ قصير العاملي ‌دارالنشر: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت عليهم السلام   

اين عبارت شيخ طوسي است بنابراين ما نظرمان نسبت به صحابه منفي نيست ما صحابه‌ايي که مشکل داشته باشند را حرف داريم

مجري:‌

 چند سوال اصلي هم که باقي ماند يک سوال در مورد فضائل ادعيه و سوره بود که جناب خيرالله پور عزيز اشاره کردند که حالا اگر توضيحي باشد خيلي کوتاه چون واقعا ما وقت کمي داريم و يک سوال هم در مورد همسر آقا امام حسن عليه السلام بود که سوال کردند

استاد روستايي:

نه ايشان بعداً جزام گرفت امام حسين علیه السلام او را رها کرد جزام گرفت و به درد بدي از دنيا رفت ايشان و قصاصش نکرد هر چند، در مورد آن دعايي هم که فرمودند زيارت آل ياسين چکيده عقايد شيعه است خيلي زيارت با فضيلتي است

مجري:‌

آيه نور در قرآن را هم اشاره کردند

استاد روستايي:

بله در مورد آن هم در سايت وليعصر عج الله تعالی فرجه الشریف ما يک مقالهای پيرامون آن آيه و فضيلت و تفسيرش مطلب داريم

مجري:

ممنون از استاد روستایی و بینندگان شبکه جهانی ولایت، تا برنامه بعد خدا یار و نگهدارتان

پایان

یا علی مدد

 



حجت الاسلام و المسلمين روستايي

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر