صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 30 فروردين 1396 تعداد بازديد: 1517 
رد شبهه‌ای وهابیت مسح بر خفین و دلیل آوردن بر مسح پا نه شستن آن
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاريخ: 30/ 1/ 1396

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نستعین إنّهُ خیرُ ناصرٍ وَمُعینْ اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ‏ فَرَجَهُم؛

عرض سلام، ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی ولایت داریم، با برنامه چالش و با کارشناسی استاد حجت الاسلام والمسلمين آقای روستایی در خدمت شما هستیم استاد روستایی سلام علیکم ورحمة الله

استاد روستایی:

علیکم السلام ورحمة الله بنده خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم در هرکجای عالم هستند اعمال و طاعات‌شان مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشد و بتوانیم با برنامه خوبی مهمان لحظه‌های عزیزان باشیم.

مجری:

کلیپی از شبکه وهابی کلمه داریم، و بیننده عزیز از بینندگان محترم شبکه جهانی ولایت با آقای عقیل هاشمی یا به قول آقای ملازاده عقیل بی‌عقل تماس گرفتند و موضوعی را مطرح کردند ببینیم واکنش و پاسخ آقای عقیل هاشمی چه بوده است؟

(کلیپ)

رضا: شما دروغ تحویل مردم ندهید حضرت علی علیه السلام در نماز وضو می‌گرفتند و پاها را مسح می‌کردند و این دروغی است که شما می‌گویی، خود آقای ابن حزم در المحلی می‌گوید: نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ ...جَمَاعَةٌ من السَّلَفِ منهم عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وابن عَبَّاسٍ؛ آقای هاشمی این‌ها مسح می‌کردند شما چرا دروغ می‌گویی که حضرت  علی علیه السلام پاهایش را می‌شست در نماز

هاشمی: آن مسح بر خُف است و نه مسح بر پا بله

رضا: اولاً شما نتوانستی از محلی ابن حزم جواب بدهی

هاشمی: آقای رضا محلی ابن حزم چه آورده؟

رضا: می‌گوید نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ ... جَمَاعَةٌ من السَّلَفِ منهم عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وابن عَبَّاسٍ؛ این‌ها مسح می‌کردند و حتی این کار هم در مذهب طبری هم جایز بود که الان مذهب طبری از بین رفته آقای هاشمی

هاشمی: اشکال ندارد محلی اظهار نظر خودش را دارد ارائه می‌دهد درست است

رضا: شما نشان بدهید چرا نشان نمی‌دهید چرا می‌ترسی نشان بدهی

هاشمی: نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ خب می‌گویم ابن حزم نظر خودش را در این‌باره ذکر کرده

رضا: تصویر را بیاور مثل کتاب الله وسنتی ببینم رسوایت می‌کنم یا نه

هاشمی: الان ابن حزم، روایتی که ذکر کرده آیا سلسله راویان را هم نقل کرده یا خیر؟

رضا: بیاور نشان مردم بده

هاشمی: آقای رضا مردم دارند می‌‌بینند به جای شارلاتان بازی از وقت برنامه استفاده کنید این روایت ابن حزم سلسله روایانش را ذکر کرده یا خیر؟

رضا: این‌جا گفته نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ با مسح وارد شده جَمَاعَةٌ من السَّلَفِ مثل حضرت علی علیه السلام این را انجام می‌دادند شما رد بکنید من می‌گویم این درست است شما می‌توانی رد بکنی

هاشمی: اشکال ندارد من سوالم از این نیست آقای رضا با داد و فریاد شما نمی‌توانی صحبت کنی

مجری:

بیننده عزیزی تماس گرفتند و از کتاب المحلی ابن حزم در مورد وضو گرفتن و مسح بر پا استدلال کردند و هم اشاره به روایتی که آقا امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام، اسد الله الغالب، صدیق اکبر، فاروق اعظم صلوات الله در وضوی خودشان بر پا مسح می‌کردند آقای عقیل هاشمی هم طبق معمول اول یک کم کلنجار رفتند شاید بیننده مثلاً خبر نداشته باشد و فقط یک آدرسی را حفظ کرده باشند اما وقتی دیدند بیننده حتی عبارات را هم می‌خوانند گفتند حالا نهایتاً نظر خود ابن حزم است و قبلش یک تدلیس دیگری هم کردند گفتند منظور مسح بر پا نیست مسح بر خف یا مسح بر خفین است.

 استاد روستایی حقیقت این قول ابن حزم و آن روایت چیست، آیا دقیقاً مسح بر پا منظور است و این‌که آقا امیر المؤمنین علیه السلام این‌طور وضو می‌گرفتند یا این‌که به گفته آقای عقیل هاشمی، مسح بر کفش و مسح بر خفین و این‌ها ارتباط دارد؟

استاد روستایي:

بسم الله الرحمن الرحیم، این گفتار آقای عقیل هاشمی هم مانند سایر گفته‌های دیگری که در شبکه کلمه ذکر می‌کند از آن دروغ‌هایش بود اصلاً قرآن ربطی به مسح بر خفین ندارد قرآن دارد اسم اعضای مخصوص را می‌آورد می‌گوید شما مثلاً وقتی وضو می‌گیرید  

فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيدِيكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ

سوره مائده، آیه6

اسم وجه را می‌آورد، وَأَيدِيكُمْ اسم دست را می‌آورد و إِلَى الْمَرَافِقِ را مطرح می‌کند بعد تا می‌رسد به این‌جای که وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ دوباره اسم سر را می‌آورد وَأَرْجُلَكُمْ اسم پا را می‌آورد کجای قرآن مسح بر خفین گفت، کجا در روایت امیر المؤمنین علیه السلام که خدمت بینندگان نشان خواهیم داد مسح بر خفین آمده است.

 ما همه این اسناد را هم از نظر اهل‌سنت هم از نظر شیعه داریم، من قبل از این‌که بخواهم در بحث روایی بروم دیدگاه علمای مختلف را پیرامون آیه وضو مطرح بکنم خداوند در سوره مائده آیه 6 می‌فرماید

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيدِيكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ

سوره مائده، آیه6

ما با این قسمت وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ کار داریم این‌جا ما اگر بخواهیم از نظر قرآنی، این آیه را نگاه بکنیم دو تا مسئله وجود دارد که در واقع بیننده هم دنبال همین مسئله بود ولی خب آقای عقیل هاشمی خواست از این فرار بکند و به هر نحوی شده می‌خواست جواب بیننده را ندهد خداوند می‌فرماید

إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيدِيكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ

سوره مائده، آیه6

آیا این واژه ارجُل به کلمه رؤوس عطف شده یا به کلمه وجوه به کدامش؟ آقایانی که می‌گویند پا را باید شست می‌گویند آقا این ارجل از این پایین به آن بالا عطف شده اما ما شیعیان که می‌گوییم باید پا را مسح کشید و حتی بعضی از اهل‌سنت، ما اعتقادمان این است که عطف به این رؤوس است یک کلمه قبل از خودش حالا می‌خواهیم از نظر علمای ادبیات و از نظر مفسرین ابتدا این مسئله را بررسی بکنیم بعد در روایات اهل‌سنت برویم ببینیم وضوی آقا رسول خدا صلوات الله وسلامه علیه وآله و وضوی آقا امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام چگونه و به چه صورتی بوده است؟

 ابتدا سراغ یکی از نحوییون مشهور جناب آقای ابن هشام انصاری برویم، ایشان کتاب‌های متعددی در بحث علم نحو دارد یکی از کتاب‌های ایشان شذور الذهب في معرفة كلام العرب است، آقای ابن هشام اصل آیه را ذکر و بحث می‌کند و می‌گوید بعضی‌ها آمدند گفتند ارجل عطف بر رؤوس است و بعضی‌ها گفتند نه عطف بر وجوه و ایدی و این‌ها است.

ایشان در باب المجرورات: المجرور بالمجاورة دارد اقوالی را بررسی می‌کند که بالاخره از نظر نحوی و ادبی مسح جایز است یا شستن؟، ایشان سه تا دلیل می‌آورد بر این‌که مسح کردن جایز است من یک دلیل عمده‌اش را می‌خواهم بگویم به خاطر این‌که اسکن‌های زیادی داریم می‌خواهیم به همه برسیم

الثاني أنه اذا حمل على ذلك كان العطف في الحقيقة على الوجوه والأيدي فيلزم الفصل بين المتعاطفين بجملة أجنبية

شذور الذهب في معرفة كلام العرب، ج1، ص349، اسم المؤلف:  عبد الله جمال الدين ابن هشام الأنصاري الوفاة: 761هـ

اول آیه شستن صورت و دست را می‌گوید بعد یک دفعه می‌آید می‌گوید مسح سر، یعنی یک جمله جدید و یک حکم جدید بعد در ادامه می‌آید صحبت از پاها می‌کند اگر بخواهیم بگوییم این پاها هم عطف به آن وجوه است یعنی شستن مثلاً‌ صورت و دست و شستن پا لازمه‌اش این است که بین معطوف و معطوفٌ علیه یک جمله بی‌ربط آمده باشد آن طرف راجع به شستن است اگر بگویی این‌ طرف هم شستن است این وسط یک جمله‌ای در مورد مسح کشیدن آمده یک جمله جدید، جمله‌ای که به آن هیچ ربطی ندارد و حکم جدید مال عضو جدید است می‌گوید لازمه‌اش این است که شما بیایی بین معطوف و معطوفٌ علیه یک جمله اجنبی بیاوری آن جمله اجنبی

وامسحوا برؤوسكم [است] واذا حمل على العطف على الرؤوس لم يلزم الفصل بالأجنبي

شذور الذهب في معرفة كلام العرب، ج1، ص349، اسم المؤلف:  عبد الله جمال الدين ابن هشام الأنصاري الوفاة: 761هـ

اما اگر شما بگویی این عطف بر رؤوس است یعنی سرتان را مسح بکنید پاهای‌تان را هم مسح بکنید اگر این‌طوری بگویی لازمه‌اش فاصله افتادن به اجنبی نیست [یعنی آن حکمش بیان شد و تمام شد این هم یک جمله جدید و حکمش هم بیان می‌شود و تمام می‌شود].

 آقای ابن هشام شما نحوی هستی این‌جا بالاخره کدام درست‌تر است؟ می‌گوید

والأصل أن لا يفصل بين المتعاطفين بمفرد فضلا عن الجملة

شذور الذهب في معرفة كلام العرب، ج1، ص349، اسم المؤلف:  عبد الله جمال الدين ابن هشام الأنصاري الوفاة: 761هـ

اصل این است که بین معطوف و معطوفٌ علیه یک کلمه هم نیاید چه برسد به جمله بخواهد بیاید.

یعنی در فهم این آیه حق با شیعه است، مذهب شیعه این را می‌گوید و این‌طوری آیه را می‌فهمد طبق قواعد ادبیات عرب، حق با شیعه است دلیل دیگری هم می‌آورد یک دلیل هم قبلش می‌آ‌ورد که ما به خاطر اختصار این را نمی‌گوییم بعد می‌رویم ادامه می‌دهیم در ادامه می‌گوید

قلت لا نسلم أنها عطف على الوجوه والأيدي بل على الجار والمجرور

شذور الذهب في معرفة كلام العرب، ج1، ص349، اسم المؤلف:  عبد الله جمال الدين ابن هشام الأنصاري الوفاة: 761هـ

ما این را قبول نداریم که عطف بر وجوه و ایدی بشود، این عطف بر جار و مجرور است

 چرا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ شده است؟ اولاً بعضی‌ها ارجُلِکُم خواندند عطف کردند به این کلمه رؤوس که باء‌ حرف جر روی آن آمده است. بعضی‌ها ارجُلَکُمْ خواندند گفتند رؤوس چه نقشی در این جمله دارد؟ بِرُءُوسِكُمْ مفعول برای امسحوا است یعنی مسح کنید سرتان را،‌ آقا اعراب مفعول منصوب است یعنی واژه بِرُءُوسِكُمْ در محل و جایگاه منصوب نشسته است ارجل هم عطف به همین محل و همین جایگاه است لذا ارجُلَکُمْ شده این از نظر ادبیات عرب که ما از ابن هشام انتخاب کردیم به خاطر که ایشان یک شخصیت منحصر به فرد و فردی ویژه‌ای در ادبیات عرب است.

 دیدگاه مفسرین را ببینیم چه گفتند؟ آقای فخر رازی در تفسیر الکبیر که اسمش همان مفاتیح الغیب است ذیل آیه 6 سوره مائده می‌گوید

المسألة الثامنة والثلاثون : اختلف الناس في مسح الرجلين وفي غسلهما ، فنقل الفقال في تفسيره عن ابن عباس وأنس بن مالك وعكرمة والشعبي وأبي جعفر محمد بن علي الباقر : أن الواجب فيهما المسح، وهو مذهب الإمامية من الشيعة.

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، التفسير الكبير، ج 11، ص 164، اسم المؤلف:  فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604 .

[مسح کنیم، بشوییم، چه کار بکنیم؟] می‌گوید آقای قفّال در تفسیرش از چند نفر نقل کرده است: 1- ابن عباس‌ 2- انس ابن مالک 3- عکرمه 4- شعبی 5- ابی جعفر محمد ابن علی الباقر علیه السلام واجب مسح است.

 ابن عباس شخصیت کمی نیست آقایان اهل‌سنت به ابن عباس حبر الأمه می‌گویند دانشمند امت به عنوان مفسر قرآن می‌شناسند روایات متعددی هم داریم که ابن عباس مثلاً می‌آید‌ می‌گوید

غسلتان ومسحتان

تفسير البغوي، تفسير البغوي، ج 2، ص 16، اسم المؤلف:  البغوي الوفاة: 516 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : خالد عبد الرحمن العك

قرآن دو شستن دارد و دو مسح، دو شستن صورت و دست‌ها می‌شود دو مسح هم سر و پاها می‌شود یعنی دو عضو شسته می‌شود دو عضو مسح کشیده می‌شود روایات متعددی داریم حتی از این آقای انس ابن مالک روایت داریم به او می‌گویند حجاج می‌گوید باید پا را بشویی می‌گوید

صدق الله وكذب الحجاج

جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 6، ص 128، اسم المؤلف:  محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1405

خدا راست می‌گوید حجاج دروغ می‌گوید

انس ابن مالک می‌گوید باید پا را مسح بکنیم چون وضوی پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم این است. این نظر آقای فخر رازی که می‌آید این افراد را ذکر می‌کند البته خودش این‌جا نظری نداده این‌جا این افراد را ذکر می‌کند و می‌گوید این‌ها اعتقادشان به مسح بوده است.

بعد می‌آید قرائتی را ذکر می‌کند می‌گوید بعضی‌ها که قائل به وجوب مسح هستند دو تا قرائت داریم یکی ارجل داریم که ارجلِکم خوانده شده بعضی‌ها ارجلَکم خواندند بعد می‌گوید بعضی‌ها ارجُلِ خواندند که این عطف به لفظ است می‌گوید ببینید این قرائت حاکی از چه است؟ اگر این را شما بخواهی به وجوه عطف بگیری هرگز قرائت ارجُلِ درست نیست می‌گوید ما دو تا قرائت مشهور در ارجُلَکم داریم

فقرأ ابن كثير وحمزة وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر عنه بالجر، وقرأ نافع وابن عامر وعاصم في رواية حفص عنه بالنصب، فنقول : أما القراءة بالجر فهي تقتضي كون الأرجل معطوفة على الرؤوس ، فكما وجب المسح في الرأس فكذلك في الأرجل .

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، التفسير الكبير، ج 11، ص 164، اسم المؤلف:  فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604.

آقای ابی‌بکر، یکی از علمای اهل‌سنت است آمده قرائت ابن کثیر و حمزه و ابو عمرو و عاصم را نقل کرده که ارجلِکم خواندند نافع وابن عامر وعاصم این‌ها به نصب و ارجُلَ خواندند، شما اگر ارجُلِکم بخوانید باید این را عطف به رؤوس بکنید همان‌طوری که مسح در سر واجب است در ارجل هم واجب است.

 یک قرائت این‌طوری هم ما داریم این‌ها بر چه اساس ارجلِکم گفتند؟ برای این‌که می‌دانستند این عطف به این کلمه است برویم سراغ مصدر بعدی‌مان که در واقع صفحه بعد همین کتاب است می‌آید بحث نحوی را مطرح می‌کند می‌گوید

إذا ثبت هذا فنقول : ظهر أنه يجوز أن يكون عامل النصب في قوله (وَأَرْجُلَكُمْ) هو قوله (وَامْسَحُوا)ْ ويجوز أن يكون هو قوله (فاغْسِلُواْ) لكن العاملان إذا اجتمعا على معمول واحد كان إعمال الأقرب أولى / فوجب أن يكون عامل النصب في قوله (وَأَرْجُلَكُمْ) هو قوله (وَامْسَحُوا)ْ فثبت أن قراءة (وَأَرْجُلَكُمْ) بنصب اللام توجب المسح أيضاً ، فهذا وجه الاستدلال بهذه الآية على وجوب المسح ، ثم قالوا : ولا يجوز دفع ذلك بالأخبار لأنها بأسرها من باب الآحاد ، ونسخ القرآن بخير الواحد لا يجوز .

التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، التفسير الكبير، ج 11، ص 165، اسم المؤلف:  فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي الوفاة: 604.

این بحث‌های نحوی را کردیم حالا می‌خواهیم یک چیزی به شما بگوییم اصلاً می‌شود که عامل نصب در ارجل خود امسحوا و اِغسلوا باشد [این‌جا از یک حیث دیگر بحث می‌کند و از حیث معطوف و معطوفٌ علیه نمی‌خواهد بحث بکند این‌جا صحبت سر عامل دارد چه در این کلمه ارجل عمل کرده است و کدام کلمه آمده این اعراب را به ارجل داده؟ می‌گوید می‌تواند امسحوا باشد می‌تواند اِغسلوا باشد در ادامه می‌گوید] اگر دو تا عامل بیایند بخواهند در یک معمول عمل بکنند اعمال آن عامل نزدیک‌تر سزاواتر است واجب این است که این إمسحوا عامل باشد و ثابت می‌شود که اگر ارجُلَکم هم بخوانید باز هم مسح را واجب می‌کند. [چرا؟ چون عطف به محل رؤوس می‌شود] می‌گوید وجه استدلال به این مسئله همین است [یک کسی می‌آید می‌گوید ما یک اخباری داریم که شستن گفته ایشان می‌گوید] شما با خبر واحد که نمی‌توانی قرآن را نسخ بکنی و بیایی بگویی آقا نه این درست نیست.

 پس قرآن مسح می‌گوید با خبر واحد هم شما نمی‌توانی این را نسخ بکنی. منبع بعدی کتاب المحلی جناب آقای ابن حزم آندلسی است آقای ابن حزم مطلبی را می‌گوید که آقای عقیل هاشمی،‌ هراس داشت این را کامل برای مردم بخواند و توضیح بدهد المحلی

مَسْأَلَةٌ وأما قَوْلُنَا في الرِّجْلَيْنِ فإن الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْمَسْحِ قال الله تعالی وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ ( وَسَوَاءٌ قرىء بِخَفْضِ اللاَّمِ أو بِفَتْحِهَا هِيَ على كل حَالٍ عَطْفٌ على الرؤوس ( الرءوس ) إمَّا على اللَّفْظِ وإما على الْمَوْضِعِ لاَ يَجُوزُ غَيْرُ ذلك

المحلى، ج 2، ص 56، اسم المؤلف:  علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456 ، چاپ ادارة الطباعة المنیریة – مصر.

اما گفتار ما درباره پاها این است که قرآن نازل به مسح شده قرآن دارد مسح را می‌گوید... [بعد می‌آید از نظر نحوی بحث می‌کند] می‌گوید مساوی است که قرائت بخفض اللام بشود یعنی ارجُلِکم بخوانید أو بفتحها یعنی ارجُلَکم چه ارجُلِ بخوانی چه ارجُلَ بخوانی از نظر ادبیات عرب این عطف به کلمه رؤوس یا به لفظ رؤوس عطف شده است [یعنی ارجلِکم رُءُوسِكُمْ، یا بر محل این کلمه عطف شده یعنی رؤوس در جایگاه نصب و در جایگاه مفعولی نشسته این هم به همان جایگاه عطف شده پس اعراب آن جایگاه را گرفته] اصلاً غیر از این از نظر ادبیات عرب جایز نیست.

 قرآن را خدا به زبان عربی نازل کرده آیا آن مردم می‌فهمیدند یا نمی‌فهمیدند؟ اگر خداوند شستن می‌خواست بگوید مگر با این آقایان وهابی رو دربایستی داشت، صاف شستن می‌گفت، مثلا این‌طور می‌گفت

 إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيدِيكُمْ ... وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ واغسلوا وَأَرْجُلَكُمْ؛

 چرا این‌طوری نگفت، کمش می‌‌آمد یک فعل این‌جا بگذارد؟! نه. خدا بر اساس فهم عرب و بر اساس قواعد متقنی که در ادبیات عرب به اثبات رسیده صحبت می‌کند و خداوند در این آیه طبق قواعد ادبیات عرب، بیانی کرده که حتی آقای ابن حزمی که شیعه نیست می‌گوید

لاَ يَجُوزُ غَيْرُ ذلك

المحلى، ج 2، ص 56، اسم المؤلف:  علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456 ، چاپ ادارة الطباعة المنیریة – مصر.

باید به إمسحوا عطف بشود غیر از این اصلاً نمی‌شود آقای ابن حزم چرا نمی‌شود؟ می‌گوید

لأنه لاَ يَجُوزُ أَنْ يُحَالَ بين الْمَعْطُوفِ وَالْمَعْطُوفِ عليه بِقَضِيَّةٍ مُبْتَدَأَةٍ وَهَكَذَا جاء عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ نَزَلَ الْقُرْآنُ بِالْمَسْحِ يَعْنِي في الرِّجْلَيْنِ في الْوُضُوءِ وقد قال بِالْمَسْحِ على الرِّجْلَيْنِ جَمَاعَةٌ من السَّلَفِ منهم عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وابن عَبَّاسٍ وَالْحَسَنُ وَعِكْرِمَةُ وَالشَّعْبِيُّ وَجَمَاعَةٌ وغيرهم ( غيرهم ) وهو قَوْلُ الطَّبَرِيِّ

المحلى، ج 2، ص 56، اسم المؤلف:  علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456 ، چاپ ادارة الطباعة المنیریة – مصر.

بین معطوف و معطوفٌ علیه نمی‌شود یک قضیه جدید بیاید. [این بحث إغسلوا یک حرف است اگر بخواهی ارجل را به این عطف بکنی این جمله‌ای که این وسط به نام وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ آمده یک قضیه جدید است جور در نمی‌آید بعد می‌گوید] از ابن عباس هم همین مسح پاها در وضو نقل شده است. ایشان می‌آید نام چند نفر دیگر را ذکر می‌کند [قابل توجه آقای عقیل هاشمی! این‌جا مسح علی الخفین نمی‌گوید] بلکه بر روی پاها می‌گوید که عده‌ای و جماعتی از سلف و گذشتگان قائل هستند از جمله آن‌ها و اولین نفر علی ابن ابیطالب علیه السلام است. [آقای هاشمی کجایش خفین نوشته؟ این‌جا علی الرجلین می‌گوید]، ابن عباس، حسن بصری، عکرمه، شعبی و جماعتی ... این قول طبری هم است.

 بعد می‌گوید ما در این باب آثار و روایتی هم داریم این نظر آقای ابن حزم. مفسر بعدی آقای ابن عربی مالکی است ایشان در کتاب احکام القرآن خودش می‌گوید

وعن ابن عباس وقتادة افترض الله مسحين وغسلين وبه قال عكرمة والشعبي وقال ما كان عليه الغسل جعل عليه التيمم وما كان عليه المسح أسقط واختار الطبري التخيير... وجملة القول في ذلك أن الله سبحانه عطف الرجلين على الرأس فقد ينصب على خلاف إعراب الرأس أو يخفض مثله والقرآن نزل بلغة العرب وأصحابه رؤوسهم وعلماؤهم لغة وشرعا ...

أحكام القرآن، ج 2، ص 71، اسم المؤلف:  أبو بكر محمد بن عبد الله ابن العربي الوفاة: 543هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة.

از ابن عباس و از قتاده نقل می‌کند خدا دو تا مسح، دو تا شستن را واجب کرده است. [آقایان خدا، پیغمبر و همه را می‌خواهند مقابل هم قرار بدهند این که حرف ما نیست خدا این‌طوری واجب کرده بعد می‌گوید] عکرمه و شعبی هم این نظر را دارند، آ‌ن‌که شستنی است خدا تیمم را بر آن قرار داده آن‌که مسحی است تیمم را از آن ساقط کرده است. [لذا ما در تیمم روی صورت‌مان و دستان‌‌مان تیمم می‌کنیم،‌ اما روی پاهای‌مان دیگر تیمم نمی‌کنیم روی سرمان دیگر تیمم نمی‌کنیم] می‌گوید طبری هم تخییر را قائل شده... [بعد می‌گوید] خداوند این بحث رجلین یعنی ارجل را به رأس عطف کرده به خاطر که این منصوب می‌شود بر خلاف إعراب ظاهری کلمه رأس یا مجرور مثل همان می‌شود [آقای هاشمی دقت کن] قرآن بر اساس لغت عرب و بر اساس بزرگان و علمای این‌ها همه از نظر لغوی هم از نظر شرعی این‌طوری نازل شد.

 بعد می‌آید مواردی را در مورد آقا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و امثال این مطالب ذکر می‌کند، این نظر آقای ابن عربی مالکی بود.

 آقای ابی حیان آندلسی هم در کتاب تفسیر بحر المحیط بحث ارجل را مطرح می‌کند و می‌گوید بعضی گفتند این مسح است و ارجُلِکم بالخفض خواندند

والظاهر من هذه القراءة اندراج الأرجل في المسح مع الرأس . وروى وجوب مسح الرجلين عن : ابن عباس ، وأنس ، وعكرمة ، والشعبي ، وأبي جعفر الباقر ، وهو مذهب الإمامية من الشيعة.

تفسير البحر المحيط، ج 3، ص452 ، اسم المؤلف:  محمد بن يوسف الشهير بأبي حيان الأندلسي الوفاة: 745هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت.

... مسح رجلین که واجب است مسح بکنیم از ابن عباس، انس، عکرمه، شعبی، ابی جعفر باقر روایت شده است و می‌گوید مذهب شیعه هم این است.

 بعد در پایین صفحه ایشان می‌آید همان بحث نحوی را در این‌جا ذکر می‌کند می‌گوید

وقال الأستاذ أبو الحسن بن عصفور : وقد ذكر الفصل بين المعطوف والمعطوف عليه ، قال : وأقبح ما يكون ذلك بالجمل

تفسير البحر المحيط، ج 3، ص452 ، اسم المؤلف:  محمد بن يوسف الشهير بأبي حيان الأندلسي الوفاة: 745هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت.

...این خیلی بد است بین این دو تا که فاصله بیافتد.

این مطلب را از نظر مفسیرین و نحوییون بیان کردم روایتی هم داریم که من در ادامه خدمت شما هستم

مجری:

بحث بیشتر حول کلام نحویین و مفسرین بود که بسیاری از آن‌ها به تصریح صحابه و تابعین قائل به مسح بودند نه غَسل و شستن پا.

تماس‌های بینندگان:

بیننده: آقای حمید از بجنورد (شیعه)

جناب استاد روستایی چند تا سوال از خدمت‌تان دارم می‌خواستم ببینم در مورد رضاع کبیره و این‌که بعد از وفات آقا رسول الله عایشه به مردها غسل جنابت یاد می‌دادند و آیه‌های از قرآن را به طریق برگه‌های نگه می‌داشتند بعد از وفات آقا رسول الله گفتند که چند تا از این‌ها را بز خورده می‌خواستم بدانم جریانش چه است آیا راست است یا نه؟

بیننده: آقای محمدی از کرج (شیعه)

می‌خواستم راجع به این کشتاری که در این هفته در سوریه شد این شبکه‌های وهابی هیچ کدام‌شان حتی یک اشاره هم نکردند 120 نفر فقط کشته شدند، حتی یک اشاره کوچک هم نکردند من به برنامه آقای میم الف زنگ زدم فهمید من دارم چه می‌گویم صدای من را قطع کرد گفت دوباره تماس بگیر هر سری هم من تماس گرفتم قشنگ من می‌دیدم با انگشتش می‌زد و قطع می‌کرد تا من نتوانم تماس بگیرم حتی یکبار هم روی این موضوع اصلاً هیچ کدام‌شان صحبت نکردند می‌خواستم راجع به این قضیه یک مقداری روشنگری کنید.

بیننده: جناب ناصری از قزوین (شیعه)

ما از فرمایش‌تان واقعاً استفاده می‌کنیم من می‌خواستم به عرض تان برسانم به این آقای عقیل بفرمایید که اصلاً نیازی نیست به کتاب‌های سنی یا شیعه مراجعه کنی همین قرآن و این آیه را بچسب دیگر نمی‌خواهد بقیه پیش‌کش شما در قرآن در آخر همین آیه می‌فرماید ما آسان قرار دادیم پا شستن مشکل است مسح کشیدن آسان است ما کار را برای شما ‌آسان قرار دادیم که شما به سختی نیفتید به زجر و ناراحتی نیفتید خود آیه را اگر درست معنی کند به خدا به همین فرمایش شما می‌رسد این‌ها خیال می‌کنند همه جا مثل عربستان گرم است من آذربایجانی هستم در آذربایجان یک نقطه‌ای است باید یخ بشکنی تا آب برداری و وضو بگیری، آیا آن‌جا می‌شود پا را شست؟ همین است که خداوند احدیت با علم و آگاهی که دارد در آخر آیه فرموده ما دین را آسان قرار دادیم که شما به سختی نیفتید حتی می‌گوید آب هم نزنید شما تیمم کنید.

بیننده: آقای امیرحسین از رامسر (شیعه)

من یک سوال داشتم در مورد آن روایتی که می‌گوید امام علی 10 سال قبل‌تر از بقیه خلفاء یا صحابه نماز خواندند سوال من این است آن زمان هنوز نماز شکل نگرفته بود چطوری امام علی نماز بخوانند؟

مجری:

جناب اقای محمدی مجددا وصل شدند سلام علیکم ورحمة الله بفرمایید

بیننده: آقای محمدی از کرج (شیعه)

ببخشید راجع به این‌که وهابی‌ها می‌گویند وهابیتی وجود ندارد این‌ها را شیعه‌ها درست کردند می‌خواستم همان کلیپ‌های که از علمای اهل‌سنت راجع به وهابیت پخش کردید یا همان دوستان عربستان سعودی، آمریکا و انگلیس که از دست وهابی عاصی شده می‌خواستم یک خورده توضیح بدهید چون بعضی از اهل‌سنت فکر می‌کنند واقعاً وهابیت وجود ندارد از آن‌ کلیپ‌های که دارید بیشتر پخش کنید

بیننده: آقای هادیان از تهران (شیعه)

استاد روستایی من دوست دارم از شما یک سوال عامیانه بپرسم علت این‌که این برادران وهابی با این‌که ما بارها به این‌ها زنگ می‌زنیم و با طعنه با این‌ها صحبت می‌کنیم به نحوی که تلفن ما را قطع نکنند ولی تا به ریشه مطالب پی می‌برند سریع یا ما را قطع می‌کنند یا سانسور می‌کنند یا شروع می‌کنند به اتهام و افتراء زدن و این ویژگی واقعاً در چه عملی است چون خداوند متعال به شیطان امر کرد که ای شیطان به تو اذن می‌دهم که در زمره بنی آدم دخل و تصرف کنی می‌خواهم ببینم این دخل و تصرفی که خداوند به شیاطین اذن داد میوه این اذن در کلام، عمل و عقاید چیست؟

مجری:

استاد روستایی بپردازیم به پاسخ سوالات البته بخشی از روایات هم باقی مانده بود، جناب آقا حمید از بجنورد سوالاتی را مطرح کردند که یک سوال‌شان در مورد رضاع کبیر بود و سوال دیگرشان هم در مورد روایتی که در آن ادعا شده یک بخشی از آیه قرآن را بز خورد

استاد روستایی:

ما بارها به زبان‌های مختلف و در نهایت ادب عرض کردیم که این ماجرای رضاعة الکبیر را علمای اهل‌سنت نقل کردند نمی‌خواهم من این‌ها را بازخوانی بکنم فقط به طور کلی عرض می‌کنم دو دسته در این زمینه روایت به نحو کلی وجود دارد وگرنه بخواهیم ریزتر نگاه کنیم باز دسته‌های دیگری هم است یک دسته می‌آیند می‌گویند که جناب ام المؤمنین عایشه آمده و به خواهر زاده‌ها و برادر زاده‌ها چنین دستوری می‌داد که افرادی را شیر بدهند در سنن ابی داود آمده و در صحیح مسلم هم اشاره‌ای آمده بعضی از نقل‌های علمای اهل‌سنت هم این مسئله را به خود ایشان نسبت می‌دهند که من نمی‌خواهم این قضیه را خیلی باز بکنم و پیرامونش داعیه‌ای ندارم برای این‌که توضیح بدهم، در اینترنت اگر جستجو بزنند پیدا می‌شود و می‌توانند مستندات را ملاحظه بکنند

مجری:

سوال دیگرشان هم در مورد آن آیه‌ای که ادعا شده بز خورد

استاد روستایی:

این‌طور که یادم می‌آید در سنن ابن ماجه است که جناب عایشه می‌آید می‌گوید یک مقداری آیه بود و من این‌ها را زیر متکای خودم قرار دادم و بعضی‌ها تخت گفتند بزی آمد و این‌ها را خورد و از بین برد دیگر مفاد این آیات چه بوده باید از علمای اهل‌سنت و کتب اهل‌سنت پرسید

مجری:

جناب محمدی از کرج بخش اول کلام‌شان قبل از این‌که تماس‌شان قطع بشود در مورد این بود که شبکه‌های وهابی در مورد این کشت و کشتارها و جنایاتی که در فوعه و کفریای سوریه صورت گرفت هیچ موضعی‌ نگرفتند برخلاف ادعاها و روش‌شان که خیلی وقت‌ها اتفاقی رخ نمی‌دهد و این‌ها کشته سازی می‌کنند ادعاهای باطل را مطرح می‌کنند اما این همه زن و کودک بی‌گناه به شهادت رسیدند اما شبکه‌های وهابی هیچ موضعی نگرفتند که بیایند خیلی محکم محکوم بکنند فکر می‌کنم بد نباشد شما بگویید ریشه این نوع برخوردها چیست که شبکه‌های وهابی در این مواقع سکوت را انتخاب می‌کنند.

استاد روستایی:

از وهابیت نمی‌شود انتظار داشت که در این مسئله بیاید و موضع بگیرد، تمام این جنایاتی که دارد انجام می‌شود به دست پلید همین‌ها است فتوایش را خود این‌ها صادر کردند از رسانه خودشان پخش شده و یا افرادی این فتاوا را صادر می‌کنند که با رسانه‌های مصاحبه می‌کنند خودشان را مثلاً فرض کنید می‌آیند اهل‌سنت جلوه می‌دهند و می‌روند با این‌ها مصاحبه و گفتگو می‌کنند.

 کسی که این حرف را زده کسی که عملش این است هیچ وقت نمی‌آید بگوید چرا شیعه کشته شد؟ این‌های که کشته شدند این زن و کودکان و خانواده‌های که کشته شدند این‌ها شیعیان مظلوم آقا امیر المؤمنین علیه السلام بودند این‌ آقایان وهابی در واقع اسلاف‌شان همان بنی امیه‌ای است که در تاریخ داریم

كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 41، ص 481، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

 این‌ها اصلاً‌ با صاحب شیعه که وجود نازنین و مقدس و مبارک امیر المؤمنین علیه السلام است که خداوند منصوب‌شان کرد و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اعلام کردند با صاحب شیعه، برخوردشان این بوده مطمئن باشید این‌ها خودشان اگر امروزه جنگ صفینی رخ بدهد این‌ها در سپاه امیر المؤمنین علیه السلام نخواهند بود، این‌ها در سپاه مقابل امیر المؤمنین علیه السلام خواهند بود اگر امروز، کربلایی رخ بدهد این‌ها در سپاه امام حسین علیه السلام نخواهند بود لذا شما ببینید اصلاً تقابل در سپاه امام حسین علیه السلام هم، همین‌طور است وقتی زهیر ابن قین وسط میدان می‌آید ظهیر از سپاهیان امام حسین علیه السلام است طرف مقابل به او چه می‌گوید؟ می‌گوید تا جای که من می‌دانم تو قبلاً‌ شیعه نبودی حالا چطور شیعه شدی در صف امام حسین علیه السلام رفتی، یعنی معلوم است که طرف مقابل دشمن اهل‌بیت علیهم السلام است این ‌طرف شیعیان امام حسین علیه السلام این‌ها همان تقابل هستند.

ما وقتی می‌آییم بررسی می‌کنیم مدل جنایاتی که انجام می‌دهند می‌بینیم مدل جنایات بنی امیه است به صلیب کشیدن‌ها را ببینید بنی امیه می‌آید میثم تمار را یا افرادی دیگر را چطوری می‌کشند؟ پختن آدم‌ها یا آدم خواری که پختن و تکه تکه کردن آدم‌ها را در تاریخ از بنی امیه ما سراغ داریم که از این داعش و این وهابی‌ها هم این را سراغ داریم ابا صقر مگر نبود جگر به دندان گرفت مادرش هند جگر خوار هم جگر حضرت حمزه را به دندان گرفت یا مثلاً وقتی می‌آییم بررسی می‌کنیم شراب خواری‌های‌شان که ما فیلم‌های در طنز وهابی چه خبر پخش می‌کردیم نسبت به مواد مخدری که این‌ها مصرف می‌کنند و شراب خواری و فلان این حرف‌ها اهداف‌شان از جنگ‌ها، اهدافی که بنی امیه داشتند فساد اخلاقی که در بنی امیه وجود داشته و در این‌ها هم دقیقاً همه این‌ها وجود دارد صاحب این فتواها خود این افراد هستند.

وقتی مثلاً‌ فلان شبکه وهابی را یک شبکه وهابی دیگر می‌آید به نقد می‌کشاند می‌گوید توی وهابی الفاظ این‌طوری دزد، تن فروش، بی‌عقل به آن‌ها نسبت می‌دهند و خیلی چیزهای دیگر وقتی خودشان دارند در مورد خودشان این‌طوری قضاوت می‌کنند شما از یک انسان دزد از یک انسانی که هیچی برای از دست دادن ندارد شما انتظار داری به زن و کودک ترحم بکند انتظار داری که نسبت به شیعه امیر المؤمنین علیه السلام که به شهادت رسیده بیاید موضع بگیرد؟ قطعاً موضع نخواهد گرفت به خاطر این‌که خودش در آن خون شریک است خودش می‌خواهد این‌طور بشود بارها و بارها گفتم این‌ها به امام حسین علیه السلام رحم نکردند می‌خواهد به شیعه اهل‌بیت علیهم الصلاة والسلام رحم بکند؟ این‌ها اصلاً حد و مرزی ندارند.

اصلاً‌ بحث مذهب را هم کنار بگذاریم یک انسان بالاخره یک سری چیزها را باید ارزش بداند، یک سری چیزها را باید ضد ارزش بداند اصلاً شما فرض کنید یک مادی‌گرا بالاخره چیزهای را ارزش می‌داند اما این آقایان وهابی این شبکه‌ها و این‌ها،‌ این‌ها بل هم اضل هستند

أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ

سوره اعراف، آیه179

این‌ها انسان که نیستند هیچی، مثل حیوان و بلکه پست‌تر هستند اگر این‌گونه نباشند این‌طور نمی‌آیند از داعش و تروریسم دفاع بکنند، مگر این‌ها می‌آیند از مظلوم دفاع کنند!! از این‌ها توقعی نمی‌رود.

مجری:

سوال دوم جناب محمدی در مورد وهابیت و تصریح بر وجود وهابیت بود

استاد روستایی:

در مورد تصریح بر وجود وهابیت ما بارها آمدیم جملات علمای اهل‌سنت را در این زمینه بیان کردیم و توضیح دادیم که علمای اهل‌سنت آمدند گفتند آقا بله وهابیتی وجود دارد و با اهل‌سنت فرق می‌کند کتاب‌ها نوشتند.

 کتاب گفتمانی در نقد وهابیت من کتاب‌های فارسی را نشان می‌دهم عربی که فراوان داریم مترجم کتاب، مولوی عبدالخبیر صمدانی‌فر، مؤلف مولانا محمد حسن‌جان سرهندی مجددی، مؤلف از علمای شبه قاره هند، مترجم از علمای سیستان و بلوچستان ایران این‌ها کتاب نوشتند در این کتاب 1 جلدی،‌ صفحه 22 همان ابتدای کتاب می‌گوید: «خلاصه این است که اختلاف میان مقلدان و غیر مقلدان بر چهار محور است، [مقلد اهل‌سنت می‌شود، غیر مقلد وهابی می‌شود] که وهابی‌ها آن‌ها را شرک، کفر و بدعت می‌‌پندارند. [اصلاً خود کلمه وهابی، یعنی وهابیت وجود دارد] ما در این نوشتار در پرتو قرآن و سنت و عمل سلف صالح آن‌ها را ثابت می‌کنیم:

1- تعظیم و احترام غیر خدا؛

2- توسل؛

3- مخاطب قرار دادن غایب با حرف ندا و سماع موتی؛

4- چهار تقلید از امامان مذاهب است.

 هم وهابی‌ها و هم وهابی‌های حنفی نما واقعیت را بپذیرند و تعصب و افراطی‌گری را رها کنند».

نمونه بعدی کتاب فتاوای منبع العلوم کوه‌ون جناب محمدعمر سربازی است که ما بارها از کتاب ایشان مطلب نمایش دادیم ایشان در جلد1 صفحه 287 می‌نویسد: «فرق مابین مسلمان و اهل‌سنت و وهابیت چیست؟ [این‌جا خیلی واضح دارد می‌گوید] از نظر دین هر دو مسلمان هستند؛ اما بین وهابی نجدی و میان مقلدین مذاهب،‌ چند فرق است اول این‌که وهابی‌ها قائل به تقلید نیستند، دوم این‌که تصوف را منکر هستند، سوم توسل بالاموات را مطلقاً نفی می‌کنند و...» این‌ها تصریح بر وجود وهابیت است کلیپ‌های متعددی هم ما گذاشتیم و بیان کردیم حتی از آقای بن‌باز و دیگران نقل کردیم که می‌گویند این لقب شریفی برای پیروان محمد عبدالوهاب است و الی آخر...

مجری:

سوال دیگری مطرح شد در مورد این‌که روایاتی در مورد امیر المؤمنین علیه السلام و حتی در مورد سایرین مثل وجود نازنین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم هم نقل شده است که قبل از تشریع صلات و نماز، نماز می‌خوانده‌اند این نماز به چه معنا، به چه کیفیت و به چه شکلی بوده است؟

استاد روستایی:

این‌که امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام نماز می‌خوانده‌اند قبل از این‌که تشریع عمومی بشود این در منابع اهل‌سنت ثابت است، ما روایت صحیح السند هم بر این مسئله داریم وقتی ما می‌آییم منابع اهل‌سنت را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که با سند صحیح این آمده است.

 ببینید آقای حاکم نیشابوری در جلد 3 المستدرکش روایتی را از آقای قیس ابن ابی حازم نقل می‌کند، من خلاصه ماجرا را عرض می‌کنم، قیس می‌گوید من در مدینه بودم و در بازار می‌گشتم رسیدم به منطقه احجار الزیت دیدم یک کسی روی اسب نشسته و دارد به امیر المؤمنین علیه السلام دشنام می‌دهد می‌گوید یک دفعه دیدیم سعد ابن ابی وقاص آمد و خواست که راه را برایش باز کنند رفت جلو و گفت که چه خبر است؟

يا هذا على ما تشتم علي بن أبي طالب ألم يكن أول من أسلم ألم يكن أول من صلى مع رسول الله صلى الله عليه وسلم

 المستدرك على الصحيحين، ج 3 ، ص 571، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

آهای داری چه می‌گویی، به چه دلیل علی را داری دشنام می‌دهی؟ بعد سعد شروع کرد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام را گفتن، آیا اولین مسلمان علی علیه السلام نبود؟ آیا اولین کسی که با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواند علی نبود؟.

 یا در روایتی دیگر داریم این روایت را که حاکم نیشابوری می‌گوید این سندش بنا بر شرط بخاری و مسلم صحیح است و نقلش نکردند شمس الدین ذهبی هم در پاورقی وقتی که روایت را نقل می‌کند می‌گوید (خ م) بله این شروط بخاری و مسلم را برای پذیرش روایت دارد یعنی روایت معتبر است این را هم شمس الدین ذهبی بیان می‌کند.

 اما نکته من این‌جا است ما روایاتی دیگر هم به این مضمون در منابع اهل‌سنت داریم که حضرت می‌فرمایند

صليت قبل الناس سبع سنين

فضائل الصحابة، ج 2، ص 586، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

من هفت سال قبل از بقیه مردم، با پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواندم آن هم.

 این یعنی این‌که نماز یک تشریع عمومی دارد که برای همه مردم است و آن یک زمان خاص خودش را دارد اما ما در مورد امامت آقا امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام داریم که ایشان نوری بود، نورش را خدا خلق کرده بود حضرت آدم به ایشان توسل کرد و انبیاء دیگر در عرش به ایشان توسل کردند، یا ایشان می‌گوید من امام بودم در حالی که

والآدم بین الروح والجسد، یا والآدم بین الماء والطین.

امیر المؤمنین علیه السلام حجت بوده، امیر المؤمنین علیه السلام شخصیتی است که بنا بر روایات ما انبیاء‌ علیهم الصلاة والسلام با خلقت نوری که ایشان داشته انبیاء علیهم الصلاة والسلام بیعت کردند پذیرفتند و در واقع اقرار به ولایت امیر المؤمنین علیه السلام کردند این‌که بگوییم آقا چطور می‌شود قبل از این‌که نماز بر همه واجب بشود امیر المؤمنین علیه السلام نماز بخواند؟

امیر المؤمنین علیه السلام حجت الله است آن زمانی که حضرت آدم خواست در درگاه خدا به خاطر آن ترک اولی خودش یک استغفاری را انجام بدهد به پنج تن و آقا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم،‌ امیر المؤمنین علیه السلام،‌ حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسن و امام حسین علیهما السلام متوسل شد و یا انبیاء دیگر این مقامات برای امیر المؤمنین علیه السلام که چیزی نیست بله حضرت از قبل حجت بوده‌اند و البته حجت صامت و ناطق بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودند و این مقامات را دارا بودند.

مجری:

سوال دیگری مطرح شد در مورد قدرت دخل و تصرفی که طبق آیات قرآن به انسان و شیطان داده شده و آن قدرتی که می‌توانند به آن درجه‌ای برسند نقش این قدرتی که اعطاء شده را گفتند در عقاید چه است؟

استاد روستایی:

گفتند میوه و محصول این اذنی که به شیطان داده شده چیست؟ محصول این اذن را خود قرآن و خود شیطان بیان می‌کند می‌گوید من همه این‌ها را گمراه می‌کنم

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

سوره حجر، آیه40

جز بنده‌ها مخلَص را یا مثلاً در جای دیگر قرآن داریم که شیطان بر مؤمنین تسلط ندارد محصول این است اگر غفلت کردی شیطان بر تو تسلط پیدا می‌کند اگر راه غیر اهل‌بیت علیهم السلام را رفتی غیر از آن شاهراهی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مشخص کرده آقا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چه فرمودند؟ فرمودند من در بین شما ثقلین را به جا می‌گذارم

إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي

الطبقات الكبرى، ج 2، ص 194، اسم المؤلف:  محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر : دار صادر - بيروت

یا در لفظ دیگر

إني قد تركت فيكم خليفتين كتاب الله وعترتي أهل بيتي

فضائل الصحابة ، ج 2، ص 786، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

من دو خلیفه به جا می‌گذارم یک خلیفه من قرآن است و خلیفه دوم من عترت است.

 اگر در این شاهراه حرکت کردی و بر اساس آن منویّات عترت، آن چیزی که اهل‌بیت علیهم الصلاة والسلام خواستند عمل کردی شیطان در تو تسلط نخواهد داشت و تو را گمراه نمی‌کند، اما اگر از این جاده منحرف شدی محصولش گمراهی می‌شود محصولش کاملاً مشخص است اما آیا خداوند با بنده‌هایش مشکلی داشت که آمد این کار را کرد؟ نخیر. خداوند بنده‌ها را مختار خلق کرد هر کسی بیاید راه درست را برود طبیعتاً شیطان را کنار بزند به بهشت برین خدا و پاداش الهی برسد.

إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

سوره انسان، آیه3

ما راه را مشخص می‌کنیم یک عده آن طرف یک عده این‌ طرف

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي

 سوره بقرة، آیه256

محصول این در واقع آن عملی می‌شود که انسان در قبال شیطان، از خودش نشان می‌دهد اگر در صراط اهل‌بیت علیهم الصلاة والسلام و در صراط مستقیم امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام بود قطعاً گمراه نخواهد شد

مجری:

طبق قرآن آیه‌ای که در سوره انعام است

إِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَى أَوْلِيائِهِمْ

 سوره انعام، آیه121

یعنی اصل تأثیر بر اولیاء خودشان است

استاد روستایی:

بله،‌ از آن حیث اگر بخواهیم نگاه بکنیم یک بحث دیگری هم وجود دارد ما در آیات قرآن هم داریم که شیطان به اولیاء خودش هم وحی می‌کند نه به مخلصین، شیطان بر مؤمنین واقعی تسلط ندارد، شیطان بر مخلَصین تسلط ندارد اما بر اولیاء خودش نه تنها تسلط دارد بلکه به آن‌ها هم وحی می‌کند و تازه من اعتقادم این است که محصول این وهابی‌ها، ابلیس است یعنی برعکس است این‌ها هم به ابلیس یک جاهای وحی می‌کنند و ابلیس از این‌ها باید بیاید یاد بگیرد.

مجری:

یکی از بینندگان پیام فرستادند و به نکته جالبی اشاره داشتند گفتند در کلیپ اول که پخش شد جای که آقای عقیل هاشمی خطاب به آن بیننده گفتند آیا ابن حزم سندی هم ذکر کرده و گفتند به این حتماً اشاره کنید که این قول عالم و قول خود ابن حزم است روایت نیست که نیاز به سند داشته باشد

استاد روستایی:

بله، اصلاً کتاب المحلی ابن حزم دارد می‌گوید مسئلةٌ، مسئله فقهی دارد می‌گوید  

وأما قَوْلُنَا في الرِّجْلَيْنِ فإن الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْمَسْحِ

المحلى، ج 2، ص 56، اسم المؤلف:  علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456 ، چاپ ادارة الطباعة المنیریة – مصر.

قول ما در مورد رجلین این است که قرآن نزَل بالمسح، قرآن این است.

 یک قول عالم است دارد فتوا می‌دهد بعد می‌آید استشهاد به ابن عباس هم می‌کند آیا در کتب فقهی همیشه مرسوم است که کل سند را بیاورند؟ نه، فقیه می‌آید به یک روایتی استناد می‌کند برایش حجت است بعضی وقت‌ها سند را می‌آورد گاهی اوقات نمی‌آورد گاهی اوقات ذکر می‌کند که این سند معتبر است گاهی اوقات ذکر نمی‌کند شما یک ذره کتاب‌های فقهی را ورق بزن این را خواهی فهمید.

 اما روایت، ما روایت‌های زیادی داریم من 3 روایت فقط در مورد وضوی امیر المؤمنین علیه السلام عرض می‌کنم وگرنه روایت‌های مستندی در مورد وضوی آقا رسول خدا صلوات الله وسلامه علیه در کتب اهل‌سنت است که ما فرصت‌مان محدود است و وقت نداریم همه را بگوییم آقای أحمد بن حنبل در کتاب مسند خودش روایتی را از آقا امیر المؤمنین علیه السلام می‌آورد

عن عَلِىٍّ كنت أَرَى ان بَاطِنَ الْقَدَمَيْنِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ من ظَاهِرِهِمَا حتى رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَمْسَحُ ظَاهِرَهُمَا

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص139، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، مؤسسة الرسالة، تحقیق شعیب الارنؤوط.

می‌گوید اعتقاد و نظر شخصی من‌ این بود [ما این را قبول نداریم امیر المؤمنین علیه السلام، در مقابل رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نظر شخصی ندارد اما بالاخره از باب احتجاج عرض می‌کنیم] که سزاوارتر است زیر پاها را ما مسح بکشیم تا بالا را تا این‌که دیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روی پا را مسح می‌کشد.

 امیر المؤمنین علیه السلام می‌گوید در ذهن من این بود دیدم پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم این‌طوری کرد طبق نقل اهل‌سنت از نظر شما آقای ارنؤوط حدیث چه است؟ می‌گوید

حدیث صحیح بمجموع طرقه

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص139، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، مؤسسة الرسالة، تحقیق شعیب الارنؤوط.

می‌گوید این روایت با جمیع طرقش درست و سندش معتبر است.

منبع بعدی، کتاب مصنف ابن ابی شیبه است ایشان در کتاب الطهارة خودش همان روایت را با همان سند ذکر می‌کند می‌گوید

لو كان الدِّينُ بِرَأْيٍ كان بَاطِنُ الْقَدَمَيْنِ أَحَقَّ بِالْمَسْحِ على ظَاهِرِهِمَا وَلَكِنْ رَأَيْت رَسُولَ اللهِ

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج1، ص36، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر : مكتبة الرشد – الرياض.

آقا امیر المؤمنین علیه السلام می‌گوید اگر دین قرار بود به رأی و نظر شخصی باشد زیر پا سزاوارتر بود مسح بکشیم تا روی پا، ولکن رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم که روی پاها را مسح می‌کشید.

‌ روایت بعدی از کتاب شرح معانی الآثار آقای طحاوی است، ایشان در کتاب الطهارة خودش‌ سند را از امیر المؤمنین علیه السلام نقل می‌کند و می‌گوید

أَنَّهُ تَوَضَّأَ فَمَسَحَ على ظَهْرِ الْقَدَمِ وقال لَوْلاَ أَنِّي رَأَيْت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَعَلَهُ لَكَانَ بَاطِنُ الْقَدَمِ أَحَقَّ من ظَاهِرِهِ

شرح معاني الآثار، ج 1، ص 35، روایت شماره 159،  اسم المؤلف:  أحمد بن محمد بن سلامة بن عبدالملك بن سلمة أبو جعفر الطحاوي الوفاة: 321 ، دار النشر : عالم الکتب.

امیر المؤمنین علیه السلام وضو گرفت روی پا را مسح کشید، و گفت اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را ندیده بودم که این‌طوری عمل می‌کند زیر پا مسح کشیدن سزاوارتر از روی پا بود.

 می‌گوید امیر المؤمنین علیه السلام این‌طوری وضو گرفت مَسَحَ خود حضرت مسح کشید آن وقت این آقا می‌گوید نه، آن در مورد مسح بر خُفین است کجایش خفین نوشته، از کجا این را در می‌آوری و به چه قیمت؟ بیا بگو اشتباه کردم بیا بگو نفهمیدم انسان خوب است حق پذیر باشد و حق را بپذیرد.

 الحمدلله که هنوز وقت است چند تا از روایاتی که از رسول خدا صلواة الله وسلامه علیه نقل شده این را خدمت‌تان عرض کنم كتاب الفوائد (الشهیر بـ الغيلانيات) آقای حافظ ابی‌بکر محمد ابن عبدالله ابن ابراهیم شافعی نوشته و در پاورقی در مورد حدیث گفته

حدیث صحیح اسنادُه حسن ورجالهُ ثقات عدا ورقاء وهو صدوق

كتاب الفوائد (الغيلانيات)، ج1، ص363، روایت شماره 378، اسم المؤلف:  أبو بكر محمد بن عبد الله بن إبراهيم الشافعي الوفاة: 354هـ ، دار النشر : دار ابن الجوزي - السعودية / الرياض.

حدیث صحیح و سند معتبر است راویان ثقه هستند فقط کلمه ثقه را در مورد ورقاء نگفتند اما این آقا هم راستگو است

عن ابن عباس قال :  «ألا أحدثكم بوضوء النبي صلى الله عليه وسلم قال : فمضمض مرة مرة ، واستنشق مرة مرة ، وغسل وجهه مرة ، ويديه مرة ومسح برأسه ورجليه».

كتاب الفوائد (الغيلانيات)، ج1، ص363 و 364، روایت شماره 378، اسم المؤلف:  أبو بكر محمد بن عبد الله بن إبراهيم الشافعي الوفاة: 354هـ ، دار النشر : دار ابن الجوزي - السعودية / الرياض- تحقيق : حلمي كامل أسعد عبد الهادي.

آیا به شما بگویم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چطور وضو می‌گرفت؟ می‌گوید ابتدا مزمزه می‌کردند، بعد استنشاق می‌کرد آب در بینی می‌کرد بعد صورتش را یک بار می‌شست بعد دستانش را می‌شست، حضرت سر و پاها را مسح می‌کشید.

 کتاب بعدی سنن ابن ماجه قزوینی است ایشان بعد از ذکر سند می‌گوید

عن عَمِّهِ رِفَاعَةَ بن رَافِعٍ أَنَّهُ كان جَالِسًا عِنْدَ النبي صلى الله عليه وسلم فقال إِنَّهَا لَا تَتِمُّ صَلَاةٌ لِأَحَدٍ حتى يُسْبِغَ الْوُضُوءَ كما أَمَرَهُ الله تَعَالَى يَغْسِلُ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ إلى الْمِرْفَقَيْنِ وَيَمْسَحُ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلى الْكَعْبَيْنِ... [إسناده صحیح]

سنن ابن ماجه، ج1، ص291 و 292، شماره روایت 460، اسم المؤلف:  محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275 ، دار النشر : الرسالة، تحقيق : شعیب الأرنؤوط

می‌گوید من پیش پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم پیامبر صلی الله علیه واله و سلم فرمودند نماز برای هیچ کسی تام و تمام نیست، همان‌طوری که خدا امر کرده وضو بگیرد [یا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم، چطور؟] صورتش را بشوید محدوده شستن دست‌ها هم تا آرنج، سر و پاهایش را تا کعبین مسح بکشد.[سند چگونه است؟] آقای ارنؤوط در پاورقی می‌گوید سند معتبر است.

کتاب سنن ابن ماجه قزوینی با تحقیق آقای ناصرالدین البانی ابتدا در مورد سند روایت گفته صحیح است و بعد همان حدیث را آورده

 (صحیح)...وَيَمْسَحُ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلى الْكَعْبَيْنِ

سنن ابن ماجه، ج1، ص95 ، شماره روایت 460، اسم المؤلف:  محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275 ، دار النشر : مکتبة المعارف، ریاض- عربستان، تحقيق : ناصر الدین آلبانی.

می‌گوید در صحیح الترغیب جلد 1، صفحه 93، هم این روایت را آوردیم، در صحیح ابی داود، صفحه 804 هم این روایت را آوردیم.

 کتاب بعدی سنن ابی داود است باز با دو تا چاپ و دو تا محقق می‌خواهیم نشان بدهیم محقق اول با تحقیق آقای شعیب الارنؤوط وهابی است که همان روایت را از رفاعة ابن رافع می‌آورد و همین تکه

وَيَمْسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلى الْكَعْبَيْنِ... [إسناده صحیح]

سنن أبي داود، ج2، ص144، اسم المؤلف:  سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275 ، دار النشر : دار الرأس العالمیة، تحقيق : شعیب الارنؤوط.

[را هم می‌آورد و در پاورقی شماره 2 می‌گوید] سند معتبر است.

 چاپ دیگر با تحقیق آقای ناصر الدین البانی است که در ابتدای روایت سند را می‌گوید صحیح است و بعد همین روایت را می‌آورد

 (صحیح) ...وَيَمْسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إلى الْكَعْبَيْنِ...

سنن أبي داود، ص151، اسم المؤلف:  سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275 ، دار النشر : دار المعارف، ریاض- عربستان العالمیة، تحقيق : ناصر الدین آلبانی.

باز روایتی دیگر در کتاب سنن نسائی با تحقیق آقای البانی داریم، در ابتدا سند روایت را می‌گوید صحیح است و همین روایت را به نقل از همان رفاعة ابن رافع می‌آورد

 (صحیح)... وَيَمْسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ

سنن النسائي (4/ 334)

کتاب بعدی مسند آقای احمد با تحقیق آقای شعیب الأرنؤوط وهابی است همان روایت را که ما از پیامبر صلی الله علیه واله و سلم آوردیم این‌جا به نقل از آقای عثمان آورده است

... أتى عُثْمَانُ الْمَقَاعِدَ فَدَعَا بِوَضُوءٍ فَتَمَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثاً وَيَدَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً ثُمَّ قال رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم هَكَذَا يَتَوَضَّأُ ...[إسناده حسن]

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص522، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة، تحقیق شعیب الارنؤوط.

می‌گوید عثمان می‌رفت در آن‌ جاهای که صحابه می‌نشستند آب وضو درخواست می‌کرد و مزمزه و استنشاق می‌کرد و صورتش را سه بار می‌شست و دست‌هایش را سه بار می‌شست بعد سه دفعه مسح روی سرش و پاهایش می‌کشید می‌گفت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم این‌طوری وضو می‌گرفت. [در پاورقی شماره1 آقای شعیب الارنؤوط می‌گوید] سندش حسن و معتبر است.

 رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سه بار پا و سر را نمی‌کشیدند ولی نکته‌اش این‌جا است مسح می‌کردند.

 باز چاپ دیگر کتاب مسند احمد با تحقیق آقای احمد محمد شاکر است که همین روایت عثمان را می‌آورد و در پاورقی می‌گوید

 إسناده صحیح

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص373، روایت 487، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : چاپ دار الحدیث، قاهره- مصر. تحقیق: احمد محمد شاکر.

سند معتبر است.

 روایت‌ دیگری هم در این زمینه داریم بالاخره در خانه اگر کس است یک حرف بس است. خیلی خوشحال هستیم که در خدمت بینندگان‌مان هستیم در واقع تراث اسلامی را به بینندگان‌مان نمایش بدهیم و من بارها به بینندگان عزیز اهل‌سنت‌مان گفتم حالا شیعیان که به حرف وهابی‌ها گوش نمی‌دهند به عزیزان اهل‌سنت گفتم آقایان وهابی یک مشت دروغ به شما تحویل می‌دهند این است چیزی که در روایات آمده است بالاخره آقا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم این کار را می‌کرد.

قرآن مسح می‌گوید، روایت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مسح می‌گوید، حالا اگر چهار تا روایت دیگر پیدا شد که غَسل گفت باید چه کار بکنیم؟ وقتی مخالف قرآن است، وقتی مخالف دسته زیادی از روایات است طبیعتاً باید مخالف قرآن را کنار بگذاریم بنابراین آن‌که در روایات آمده مسح است.

مجری:

متشکرم استاد روستایی عزیز، قطعاً بهترین داور، قاضی و حاکم شما بینندگان چه شیعیان محترم و چه بزرگواران اهل‌سنت و حتی سلفی‌ها و وهابی‌های که ان شاء الله انصاف داشته باشند هستید، خودتان قضاوت کنید، التماس دعا داریم یا علی مدد خدا نگهدار.




حجت الاسلام و المسلمين روستايي

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر