صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 05 فروردين 1396 تعداد بازديد: 1530 
توضیح کتب و مطالب فضای مجازی درباره راهکارهای موفقیت در تجارت و زندگی شخصی و... و بیان علت ناموفق بودن و آسیب‌های آن‌ها
عصر ایمان
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 05-01-96

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ ایام مبارک عید سعید نوروز را خدمت شما عزیزان بیننده تبریک عرض کی کنیم و امشب هم در برنامه زنده عصر ایمان طبق معمول همیشه در خدمت کارشناس عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد عباسی هستیم؛ حاج آقا سلام علیکم و رحمت الله عیدتان هم مبارک باشد.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمت الله؛ بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و ایام عید نوروز را خدمت شما و بینندگان عزیز تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که خداوند به ما توفیق بدهد بتوانیم در سال جدید برنامههایی بهتر و بیش از گذشته درخور شأن بینندگان عزیز ، تقدیم حضورشان کنیم و إن‌شاءالله برنامههای ما مورد رضایت و مرضی حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء باشد.

مجری:

با توجه به اینکه ایام نوروز و ایام عیدی دادن است چقدر خوب است گاهی در کنار آن مبلغ پولی که برای عیدی دادن انتخاب می‌کنیم کتاب‌های مفید هم عیدی بدهیم و یک نوع تبلیغ کتاب خواندن هم می‌شود اما نوع انتخاب کتاب خیلی مهم است چون کتاب غذای روح است و همان‌طور که ما به جسم خود اهمیت می‌دهیم و مواظب هستیم غذایی که برای سلامتی ما مفید است را بخوریم و از غذاهایی که سلامتی ما را به خطر می‌اندازد دوری می‌کنیم؛ اما در کنار کتاب، بحث فضای مجازی هم مطرح است مثلاً گاهی که ما خواسته یا ناخواسته عضو کانالی می‌شویم، آیا مطالب این کانال را مطالعه بکنیم؟ یا از مطالبش استفاده بکنیم؟ یا پست‌هایی که گاهی در فضای مجازی پخش می‌شود یا کتاب‌هایی که در اختیار ما قرار می‌گیرد این انتخاب کتاب یا محتوا و فضای مجازی خیلی مهم است. ما برای انتخاب این دست محتواها چه معیارهایی را باید داشته باشیم ؟

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم ؛‌ من اجازه می‌خواهم قبل از اینکه به سؤال شما که سؤال خیلی مبسوط و خیلی خوبی است پاسخ بدهم، یک مقدمه چند دقیقهای نسبت به بحث نوروز بیان کنم؛ حضرت استاد در برنامههای خودشان مفصل این مسئله را بحث کردهاند و ما هم کلیپش را در فضای مجازی و کانال تلگرامی شبکه جهانی ولایت قرار دادیم؛ کانال تلگرامی شبکه ولایت یکی از آن جاهایی است که خوب است بینندگان عزیزمان مراجعه بکنند چون واقعاً کار می‌شود که محتوای علمی خوب و مناسبی در اختیار بینندگان عزیزمان قرار بگیرد.

اما جایگاه نوروز از دیدگاه اسلام باید گفت که امام صادق علیه‌السلام سوگند یاد کردند که:

این روز، از قدیم بوده و روزی مهم و باارزش است و فرمودند که هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت علیهم‌السلام   انتظار فرج در آن نداشته باشیم و این روز از روزهای ما و شیعیان ما است که عجم آن را حرمت نگه داشتند و به پا داشتند؛ و ایشان نسبت به مخاطب خویش فرمودند  که در آن دوره شما عرب‌ها آن را ضایع کردید؛ من نمی‌خواهم نسبت به اتفاقاتی مثل بت شکنی حضرت ابراهیم علیه‌السلام  یا اینکه پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  را در این روز بر روی شانههای خود سوار کردند تا بت‌های داخل کعبه شکسته بشود، بحث روایی کنم و فقط می‌خواهم یک نکته ظریف را برداشت بکنم و آن اینکه از دیدگاه بنده اگر کسی توجه به این نکته داشته باشد -چون ممکن است کاری را افراد زیادی با انگیزههای زیادی انجام بدهند و عرض الآن من نسبت به اصل کار و کسانی که با توجه این کار را انجام می‌دهند است- ماجرای نوروز بزرگ‌ترین تمرین برای ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه است؛ از این حیث که ما قبل از نوروز خودمان را برای تغییر و تحول آماده می‌کنیم و از یک ماه قبل مردم برنامه ریزی می‌کنند که ما برای نوروز به چه چیزهایی نیاز داریم؟ چه اتفاقاتی میافتد؟ می‌خواهیم چه کار بکنیم؟ مثلاً می‌گوییم قرار است به خانه ما میهمان بیاید پس باید فرش تمیز باشد ، پرده باید مرتب باشد و خانه تکانی بشود بعد می‌گوییم که این میهمان که می‌آید باید پذیرایی بشود، با چه چیزی از او پذیرایی بکنیم؟ میوه و آجیل است و تهیه می‌کنیم و می‌بینید معمولاً کسی نیست که روز سوم عید بخواهد آجیل بخرد مگر این‌که تمام شده باشد و معمولاً قبل از عید تهیه می‌کنند، یعنی برنامه ریزی می‌کنیم؛ و اگر می‌خواهیم به میهمانی و عید دیدنی برویم دقت می‌کنیم که لباسمان مرتب باشد، کفشمان مرتب باشد و... و برای جزء جزء این اتفاق ما برنامه ریزی می‌کنیم و منتظر هستیم؛ اگر ما بخواهیم به مردم بگوییم که چه ویژگی‌هایی نسبت به نوروز دارند می‌توانیم بگوییم که بهترین منتظران نوروز مردم ایران‌اند؛ عدهای از مردم عالم اصلاً نوروز را قبول ندارند و لحظهای که سال تحویل می‌شود آن‌ها اصلاً متوجه نمی‌شوند که سال تحویل شد و برنامه ریزی هم برایش نکردند و اگر یک دفعه در فضایی بیفتند که بخواهند رسومات نوروز را برگزار بکنند هیچ پیش بینی برایش نکردهاند و دستشان خالی است؛ عدهای هستند که این واقعه را قبول دارند اما مراسم‌ها و آدابش را به جا نمی‌آورند آن‌ها هم باز آمادگی ندارند اما مردم ایران و یا فارس زبان‌ها یا کشورهایی که نوروز را گرامی می‌دارند مانند افغانستان، تاجیکستان و کشورهای این‌چنینی بهترین منتظران بهار هستند.

در رابطه با حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه داریم که السلام علیک یا ربیع الأنام و نضره الأیام، بهار واقعی حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداست؛ اگر فردی یا خانوادهای یا جامعهای یاد گرفت برای یک تحول و یک اتفاق برنامه ریزی بکند، منتظر یک اتفاق بودن را برنامه ریزی بکند، ما فارس زبان‌ها با این‌که برای یک تحول بزرگ منتظر باشیم آشناییم و نوروز یکی از بهترین تمرین‌هاست، یکی از زیباترین تمرین‌هاست برای اینکه بدانیم اگر قرار است عیدی اتفاق بیفتد، نیاز به خانه تکانی دارد ، اگر قرار است حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء بیاید من باید اخلاق بد را از وجودم بیرون بریزم، حسد و بغض و غیره را از وجودم بیرون بریزم ، شب قدر خانه تکانی وجود ماست، ایامی مثل شب جمعه برای توبه خانه تکانی وجود ماست که ما اخلاق بد را بیرون بریزیم و نسبت به گناهانمان توبه بکنیم، این می‌شود آراسته شدن و خانه تکانی؛ ما ایرانی‌ها این تمرین را داریم.

میگویند برای زلزله باید مانور برگزار کرد، برای اتفاق‌های مهم و رویدادهای مهم نیاز به مانور است ما این مانور را به نسبت توجهمان هر سال داریم البته اگر توجه هم نداشته باشیم بخشی از آمادگی فراهم می‌شود یعنی وقتی من میگویم که در وجودمان نیاز به خانه تکانی است، همه کسانی که سال نو و حلول سال جدید را در عالم جشن می‌گیرند با این واژه آشنا هستند؛ میگویند اگر قرار است کسی که دوستش داریم به منزل ما بیاید پس باید وقتی‌که او می‌آید خانه ما تمیز باشد، این احترام به آن شخص است و آبرو داشتن و احترام داشتن خود ما است و اگر نباشد اولین چیزی که از بین می‌رود احترام خود ما است؛ حال اگر حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه بیاید و در وجود من آلودگی وجود داشته باشد چقدر مایه شرمندگی و مایه ضعف است؟ لذا حضرت فرمودند که هیچ نوروزی نیست الا اینکه ما اهل بیت انتظار فرج را داریم و این ایام به شدت با جریان امامت گره خورده است چون هم حضرت اینجا بحث ظهور را مطرح کردهاند وهم روایاتی داریم که ائمه علیهم‌السلام   فرمودند که در این روز بیعت گرفته شد، چراکه تاریخ شمسی غدیر 28 یا 29 اسفند و یا یکم فروردین است، با تغییراتی که ممکن است اتفاق افتاده باشد یا تفاوتی که وجود دارد که علت آن هم بحث سال‌های کبیسه و رؤیت نشدن ماه در برخی از ایام است که بعضی از علماء به صورت کامل این را کالبد شکافی کردهاند؛ اما اگر همان 28 اسفند باشد و چون سه روز بیعت گرفته شد و یکی از آن روزهایی که برای ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام   بیعت گرفته شد روز اول فروردین بوده است لذا پیوند با امامت دارد؛ و از آن طرف این آمادگی که شما هر اتفاق نیکوی مورد تأیید شرع در نوروز مانند رفتن به دل طبیعت که بازگشت به فطرت است چراکه ما از این فضای مدرن خارج می‌شویم و به دل طبیعت می‌رویم و این بازگشت به فطرت است ؛ هر چقدر که ما در طول سال از فطرت و باطن خود فاصله گرفتیم با یک شب قدر یا یک شب نیمه شعبان یا یک شب سیزده رجب یا یک دعای کمیل یا یک دعای ندبهای دو مرتبه به این فطرت پاک وجود خودمان برمی‌گردیم و از همه آن تعلقات مادی و دنیای مدرن فاصله می‌گیریم. پس رفتن به طبیعت بازگشت به اصل فطرت خداجوی انسان است و چیزی که یک نوزاد احساس می‌کند و حتی آن جنینی که در شکم مادر است و حس خداجویی احساس می‌کند برگشتن دوباره به این‌هاست و لذا توصیه بنده به بینندگان عزیز این است که بخشی از وقت این ایام را که به میهمانی و تفریح می‌روند ، روایت داریم که ذکر علی علیه‌السلام  عبادت است، بیان معارف اهل بیت علیهم‌السلام  و بیان روایتی در جمعی که هستید را فراموش نکنید؛ نوجوان‌های ما گاهی از معارف اهل بیت علیهم‌السلام  فاصله دارند ، در کنار دید و بازدید و صحبت‌های دوستانه و در کنار گاهی اوقات صحبت‌های غیردوستانه و سیاسی و حاشیهای و غیره، دقایقی را هم به این قضیه اختصاص بدهید و نمی‌خواهد به شکل منبر باشد که همه ساکت باشند بلکه می‌شود بحث را با ظرافت سراغ این قضیه برد مثل اینکه در کنار عیدی دادن یک مسابقه بگذارید که این 10000 تومان را به کسی می‌دهم که زیباترین حدیث را در رابطه یا از اهل بیت علیهم‌السلام   بخواند ، بعد بچهها در فکرشان دنبال حدیث یا القاب مثلاً حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها  می‌گردند؛ پس فضای جمع را به سمت توجه به حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء که نجات واقعی و بهار واقعی و نوروز واقعی همه ماست ببریم.

اما درباره سؤالی که شما در رابطه با کتاب و انتخاب کتاب و محتوایی که ما باید مورد مطالعه قرار بدهیم این‌که ما چند سال پیش کاری انجام دادیم که نسبت به فضای حاکم بین بخشی از قشر جوان به ویژه بخشی از دانشجوها و آن این‌که یک سری کتاب‌هایی که در  بازار با عنوان کتاب‌های موفقیت وجود دارد و خیلی هم زیاد و گسترده است و طرفدار هم زیاد دارد، مخصوصاً انتخاب از روی اسم باعث می‌شود که مردم زود رغبت پیدا بکنند و موضوعاتش هم خیلی متنوع است یعنی موفقیت در امور مختلف مثلاً در بحث مدیریت یا درست زیستن یا تمرکز اندیشه و تفکر یا تجارت و کسب و کار یا پولدار شدن و به ثروت رسیدن یا بحث روابط زناشویی و عشق یا تغییر یا امید و انگیزه‌مندی یا تربیت است؛ این‌ها کتاب‌هایی است که غالباً ترجمهای است یعنی داخل کشور ما نگاشته نشده و از خارج این کتاب‌ها به فضای کشور ما وارد و ترجمه می‌شود و در اختیار مخاطبین قرار می‌گیرد؛ مثلاً کتاب‌هایی را در بحث مدیریت منتشر می‌کنند که این کتاب‌ها به انسان هم به عنوان یک موجود اجتماعی و هم به عنوان یک فرد نگاه می‌کند و به معرفی افراد موفق غربی می‌پردازند  و به مواردی از این اتفاق‌ها هم به عنوان قوانین شکست ناپذیری در مدیریت اشاره می‌کنند؛ که کتاب‌هایی که خیلی در این قضیه ورود پیدا کردهاند روش مدیریت و یا دوازده راز ساده مدیریت و یا پندهای مدیریت و یا قانون‌های شکست ناپذیری و کتاب‌هایی از این قبیل است؛ اما در بحث موفقیت نگاه خاصی به انسان دارند و همه چیز را به انسان نسبت می‌دهند و بحث اومانیسم را مطرح می‌کنند یعنی افراد قرار است که در این جریان به تنهایی به موفقیت برسند! یعنی آن‌ها را به عنوان عضوی از یک مجموعه برای بالا رفتن استفاده نمی‌کنند بلکه قرار است به تنهایی به موفقیت برسند و در آن انسان محوری وجود دارد نه خدا محوری؛ مثلاً کتاب موفقیت نامحدود در بیست روز، بیست چاپ 5000تایی به چاپ رسیده است! رازهای موفقیت زنان بزرگ تا آن موقع که ما بررسی کرده‌ایم دو چاپ با تیراژ 5000 تایی بوده است! قدم‌های بزرگ 8 چاپ! چطور به اینجا رسیدیم دو چاپ 5000 تایی در ده هزار تیراژ! راهنمای موفقیت باطنی، چطور می‌توان پیروز شد و کتاب‌هایی از این قبیل در بحث مدیریت است که شاید الآن هر کدام از این‌ها چند برابر شده باشد.

موضوع دیگر بحث درست زیستن است که ابعاد مختلف زندگی و درست زندگی کردن را مطرح کردهاند اما  باز هم با نگاه اومانیستی است؛ مثلاً در باب تشکر کردن از افراد که شما چگونه تشکر بکنید می‌گوید از افراد مختلف به نحوههای مختلف باید تشکر کرد که جایگاه شما حفظ بشود؛ هر چه این فرد در جایگاه بالاتری قرار دارد نوع تشکر شما باید فرق داشته باشد و خاص‌تر باشد و هدف از این تشکر چیست؟ هدف آن، حس قدردانی به عنوان اینکه وظیفه باشد نیست بلکه هدف فقط و فقط رسیدن به مطلوب‌های بعدی است، فقط اینکه من بتوانم یک جایگاهی داشته باشم؛ مثلاً از طریق این تشکر درآمد بیشتر، جایگاه بهتر، قدرت بیشتر و امکان بیشتری را کسب بکنم؛ بعضی از این‌ها مانند خوشبختی در یک کلام، سه چاپ 3000 تیراژی آن‌هم فقط در ایران است! ده قدم تا نشاط 5 چاپ 2000 تیراژی! آخرین راز شاد زیستن 26 چاپ 5000 تایی! زندگی سالم شش چاپ 3000 تایی! و همین‌طور کتاب‌های مختلفی که در این قصه وجود دارد؛ حتی نسبت به رابطه با خدا کتاب‌هایی نوشتهاند! این غیر از ارتباط با خدا به معنای کتب مفاتیح و کتاب‌های معنوی که دعا و ذکر است؛ این‌ها متمرکز بر این است که شما در ارتباط با خدا در همه زمان‌ها و مکان‌ها می‌توانید به یک آرامشی برسید و نیاز به عبادت و معنویت‌های خاص ندارید و لازم نیست که حتماً شما از طریق عبادت خاصی این کار را انجام بدهید، ارتباط همیشگی برقرار است و نیاز به ارتباط خاصی نیست؛ بعضی از این‌ها مثل کتاب طناب، هفت چاپ 5000 تیراژی ! گفتگو با خدا 4 چاپ 3000 تیراژی! همه چیز با خدا ممکن است 20 چاپ 5000 تیراژی ! قانونمندی طبیعت، گفتگو با خدا و کتاب‌های دیگر؛ مورد دیگر بحث تمرکز اندیشه و تفکر است؛ کتاب‌هایی با این عنوان و در این موضوع خیلی زیاد  وجود دارد؛ مثلاً قورباغه را قورت بده 18 چاپ که تا حالا 3000 تیراژ چاپ شده است!

مجری:

که ظاهراً این باید داستانی باشد یا نه؟

استاد عباسی:

نه؛ از این عبارت استفاده کرده و فقط روش‌های مختلف را گفته است که چگونه تمرکز داشته باشیم؛ معجزه ذهن سیزده چاپ 5000 تیراژی! قدرت تفکر 30 چاپ 2200 تیراژی ! پنیر چه کسی را می‌توانم بردارم، معجزه نیروی تفکر، معجزه در درون توست و کتاب‌هایی از این قبیل که بحث تفکر و تمرکز را مطرح می‌کنند منتها با جهت‌گیری‌های خاص مطرح می‌شود که من عرض خواهم کرد کسی که نفر سراغ این کتاب‌ها می‌رود و از این کتاب‌ها استفاده می‌کند معمولاً چه اتفاقی  در وجود او و برای او میافتد.

مورد دیگر بحث تجارت و کسب و کار است که در این زمینه کتاب‌های فراوانی وجود دارد و قیمت‌های خیلی بالا بر روی این کتاب‌ها خورده و خیلی جالب است مثلاً من بعضی از کتاب‌فروشی‌های داخل مثلاً فرودگاهها را نگاه کردم که معمولاً از این‌ها زیاد دارند و مدل‌های مختلف را گذاشتهاند! جالب است که رئیس جمهوری فعلی آمریکا که این همه مخالف دارد و نسبت به او درگیری وجود دارد ، خیلی سال پیش کتابی را در بحث مدیریت و کسب و کار و راز پولدار شدن نوشته است که این کتاب در ایران بارها و بارها چاپ شده و طرفدارهایی پیدا کرده است؛ بیندیشید و ثروتمند شوید 6 چاپ 5000 تیراژی! قدرت پول ،‌ آموزش کاریابی،  توصیههای پدر ثروتمند پدر فقیر، بیشتر حقوق بگیرید و سریع‌تر پیشرفت بکنید و قانون‌های شکست پذیر معاملات از این قبیل کتاب‌ها هستند که در بخش‌های مختلف ما شاهد آن هستیم  که در فضای مطالعات و کتاب‌های ایران جا باز کردهاند؛ کتاب‌های متعددی که در بحث تربیت و تغییر و امید و انگیزه است و افراد با نگاه به عناوین این‌ها از این کتاب‌ها استفاده و انتخاب و خریداری می‌کنند.

با مطالعه این کتاب‌ها در زندگی انسان چه اتفاقی میافتد ؟ یک موقع می‌گوییم که مثلاً یک امری صرفاً پزشکی است که مثلاً می‌گوید شما از این دارو یا غذا استفاده کنید که البته در مورد این هم باز کسانی هستند که بحث دارند که در بحث‌های طبی هم بحث‌های عقیدتی مطرح می‌شود مثلاً یک بخش آن بحث احکام است  مثل حرمت گوشت خوک و شراب و غیره، اما یک موقع بحث مربوط به بحث‌های علومی است که مربوط به مبانی آدم نمی‌شود و هیچ ربطی به مبانی آدم ندارد، مثل بحث‌هایی که مربوط به فیزیک یا حسابرسی است چون از علوم خاصی است و جزء مباحث مرتبط با مبانی فکری ما نیست؛ ما اگر بگوییم اعتقادی، میگویند شما همه چیز را دینی‌اش می‌کنید، می‌خواهید بگویید این هم دینی است؟ من میگویم مبنای فکری است؛ الآن اقتصاد در همین ایران ما دو مبنای کاملاً متفاوت دارد و اساتید دو دانشگاه مهم تهران اعتقاد به سیستم اقتصادی مختلفی دارند؛ یک موقع به یکی از مسئولین رئیس جمهورها این اشکال را وارد می‌کردند می‌گفتند تفکر شما در اقتصاد، فلان دانشگاهی است اما معاون اول خود را از آن تفکر گذاشته‌اید؟ حرف شما و حرف او چطور جمع می‌شود؟ یعنی این‌قدر این مبنا مهم است و این نیست که همین‌طور بگوییم بودجه را به فلان کار تخصیص بدهید بلکه در اقتصاد مبنا وجود دارد؛ در جامعه شناسی مبنا وجود دارد، در مدیریت مبنا وجود دارد، در کسب و کار مبنا وجود دارد؛ لذا هر شخصی، هر اندیشه و هر اعتقاد و هر دینی برای خود مبانی خاصی دارد و هر مطلبی باید با یک مبنایی نوشته شده باشد و باید در ابتدای این کتاب‌ها نوشته شده باشد که مبنای من در این کتاب اومانیسم و انسان محوری است و محور خدا نیست؛ شاید این انسان موفق بشود و اگر در کنار او هزار نفر هم بیچاره شدند، شدند، ما کاری به آن‌ها نداریم، ما می‌خواهیم این انسان موفق بشود؛ او باید این مبنا را بگوید و ما باید ببینیم مبنای او با مبنای ما جور درمی‌آید تا من این کتاب را بخوانم یا نخوانم؟ استفاده بکنم یا نکنم؟ چون این‌ها راهکار و روش نشان می‌دهند.

مجری:

بعضی وقت‌ها ما ناخواسته با یک نگاه دیگری وارد این مسائل می‌شویم و این کتاب را تهیه می‌کنیم و می‌خوانیم ولی آن کسی که دنبال هدف خودش است  آن چیزی را که به دنبالش است را  در فکر و ذهن و اندیشه ما القاء می‌کند.

استاد عباسی:

بله؛ اگر ما نمی‌خواهیم به این کتاب عمل کنیم پس چرا می‌خوانیم؟ یا من این کتاب را می‌خوانم که به آن عمل کنم یا می‌خوانم که نقدش کنم. من ممکن است این کتاب را بگیرم و بخوانم تا ببینم که اشکال مبنایی این کتاب چیست؟ و نقدش کنم ولی اگر نمی‌خواهم نقد کنم و نمی‌خواهم عمل کنم پس چرا می‌خوانم؟ پس باید عمل بکنم و این کتاب راهکار نشان می‌دهد که اگر شما می‌خواهید در کسب و کار موفق باشید راهکارش این است، این کارها را انجام بده، این‌طوری صحبت کن، این‌طوری راه برو، این‌طوری حرف بزن، این‌طوری معامله کن، این کارها را انجام بدهی موفق می‌شوی.

سؤال: این کاری که این آقا در کتابش گفت با مبنای شما جور درمی‌آید یا نمی‌آید؟ یا اصلاً اطلاع ندارم یا خبر هم دارم اما در این راهکار ریز موضوع که الآن قرار گرفتم نمی‌دانم که این دقیقاً مصداق نهی در مبنای خودم است یا خیر؟ تشخیصش خیلی سخت می‌شود. لذا اتفاقی که میافتد چیست؟ این است که یک مسیحی یا مسلمان که از حیث اعتقاد مثلاً می‌گوید من اعتقاد اسلامی را قبول دارم می‌بینیم در عملکرد و در کسب و کار خودش، غیر اسلامی عمل می‌کند! من حتی کاری به نحوه معامله یا نحوه برخورد یا نحوه بیان توضیح جنس مورد معامله برای مشتری و نحوه صحبتش در بیزینس و تجارتش ندارم، اصلاً او کاملاً لائیک برخورد می‌کند و هیچ مبنایی ندارد؛ مبانی دین اسلام مثلاً می‌گوید اگر خریدار شما آدم معتقدی است این‌طوری با او برخورد کن، اگر آدم معتقدی نیست این‌طور برخورد کن ولی باید انصاف داشته باشی و نسبت به هر دو باید با عدالت برخورد کنی و گران‌فروشی نکنی؛ اما می‌بینیم که اصلاً این حرف‌ها دیگر مطرح نیست؛ این کتاب مدیریت آن‌قدر اثر گذاشته است و می‌خواهد به این هدف برسد که برای پیشبرد اهداف خودش در  مدیریت از آن شیوه باطل استفاده می‌کند؛ یعنی نتیجه این می‌شود که دچار یک سردرگمی می‌شود؛ من شاید بارها اشاره کرده باشم که قرآن از یک جماعت که بینابین عمل می‌کنند بسیار بسیار بیزار است:

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ

سوره نساء آیه143

ميان آن [دو گروه] دو دل‌اند نه با اینان‌اند و نه با آنان

میگویند یا زنگی زنگ باش یا رومی روم و این حرف، حرف درستی است؛ بالاخره شما اگر یک مکتب را انتخاب کردی برای تبعیت مرد باش و پای حرف خود بایست و امضا کن بگو من تعهد دادم که مثلاً  یک مسیحی معتقد باشم، یک مسلمان معتقد باشم و دیگر همین باش. اینکه هر روز رنگ عوض می‌کند و به یک شکلی است و هر روز از یک مبنا استفاده می‌کند، این‌ها به نوعی از مبغوض‌ترین افراد نزد خدا هستند. شخصی از صحابه نزد رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  آمد و تورات دستش بود، گفت اینجا یک مطلب خوبی دارد، رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  عصبانی شد و گفت مگر من برای شما قرآن نیاوردم؟ تو که اسلام را قبول کردی الآن می‌خواهی یهودی بشوی بسم الله، اما اگر اسلام آوردی و قرآن را قبول کردی همین قرآن را عمل کن؛ وقتی من قبول کردم یعنی خوشبختی خودم را در این می‌بینم

مجری:

ممکن است که در تورات هم چیز خوبی باشد...

استاد عباسی:

ممکن است باشد اما وقتی کامل‌تر آن در اختیار من است و من خوشبختیام را در این می‌بینم پس مدیریت خودم را از این می‌گیرم، موفقیت و اخلاق خودم را از این می‌گیرم، تفکر و تمرکز خودم را از این می‌گیرم؛ این‌ها چیزهایی است که زمینههای تخریب را فراهم می‌کند این‌ها چیزهایی است که فراوان می‌بینیم که مشکل ایجاد می‌کند، ماجرا ایجاد می‌کند، اصلاً زندگی‌ها را نابود می‌کند؛ شما ببینید در کتاب‌های زناشویی و عشق و مربوط به زوجین این‌ها توصیه کردهاند که شما هر آنچه در زندگی‌ات وجود داشته است به همسرت بگو! این کجایش درست و شرعی است؟ کجایش با مبنای ما سازگار است؟

مجری:

من در مطالعه موضوعی، کلیپی را نگاه می‌کردم که در یکی از کشورها در یکی از شبکههای تلویزیونی که به صورت زنده هم پخش می‌کردند مثلاً زن و شوهر را آوردهاند و زن را نشاندهاند آنجا و آقا هم در یک اتاق دیگر نگاه می‌کند؛ یک سری سؤالات خیلی خاص و ویژه از او می‌پرسند که مربوط به گذشته او است که اگر این خانم راستش را بگوید برای او خیلی امتیاز قائل می‌شوند و خیلی تشویقش می‌کنند در حالی که ممکن است گذشته منفی و بدی بوده باشد و چیزهایی که دقیقاً این همان است؛ در شبکههای تلویزیونی دنیا متأسفانه روی این مانور می‌دهند و خیلی هم نگاه مثبتی نسبت به این دارند.

استاد عباسی:

بعضی از جریان‌های داخل ایران که متأسفانه به نوعی مترجمین این آثار و استفاده کنندگان از این کتاب‌ها هستند و در فروش این کتاب‌ها اثر گذارند و از این راه درآمد کسب می‌کنند، مطالبی را از همان برنامهها اما مقداری باحیاترش را بومی سازی کردهاند؛ به عنوان مثال زن و شوهر کنار هم در جلسه مشاوره ، از خانم سؤال می‌کند شما قبل از ازدواج آیا مثلاً به یکی از بازیگرهای سینما علاقه داشتید؟ و او می‌گوید بله و اسم هم می‌آورد بعد می‌گوید که اگر همان موقع که این آقا از  شما خواستگاری کرد هم‌زمان او هم به خواستگاری می‌آمد کدامش را می‌پذیرفتید؟ او هم واقعیت را می‌گوید و بعد به این مرد میگویند آیا شما ناراحت شدید؟ مرد عصبانی و ناراحت است اما چون می‌خواهند مثلاً درست برخورد کند به او میگویند بگو نه! مشکلی نیست و راضی هستم! چون واقعیت را می‌گوید پس مشکلی نیست! ببینید این یک مبنای غلط و خراب است که از آن کتاب آمد و بومی سازی شد و کسانی هم خودشان را در این قضیه استاد کردند و الآن همین موجب فروپاشی زندگی‌ها می‌شود؛ این‌ها جزئیاتی از این مبانی است ؛ ببینید کسی که برای فضای کسب و کارش کتاب ترامپ را می‌خواند، برای فضای مدیریتش فلان کتاب را می‌خواند یعنی از هر فکر و تفکری  کتاب می‌خواند چراکه شما وقتی سابقه خیلی از این نویسندهها را بررسی می‌کنید می‌بینید لائیک است، فلان عقیده را دارد، فلان آیین را دارد؛ یعنی شما  غذایی درست کردهاید که از همه نوع موادی داخل این ریختی که حتی این‌ها با همدیگر سنخیتی هم ندارند و کاملاً همدیگر را نفی می‌کنند و این یک آسیب خیلی جدی است.

مجری:

یعنی یک ظاهر زیبایی دارد ولی باطن را ندارد. دوستان کلیپی را آماده کردهاند که درباره تبلیغ برخی از این کتاب‌های بودیسم و تبتی است که در این شبکههای معاند تبلیغ می‌کنند و بر روی آن مانور می‌دهند؛ این کلیپ را ببینیم.

کلیپ:

...تبلیغ کتاب‌های بودای تبتی و تلاش برای علمی جلوه دادن آن در شبکه‌های معاند...

نریشن:

یکی از مهم‌ترین کتب مقدس جهان؛ متون کلیدی برای «دالایی لاما»، و توصیفی دقیق از مرگی که آن‌ها موقتاً تجربه می‌کنند.

کتاب مردگان تبت نوشته شده در قرن هجدهم راهنمای مردن است؛ تمام فرهنگ‌های جهان به مرگ توجه کردهاند و در شگفت از قطعیت آن بودند و هیچ فرهنگی معمای غایی آن را حل نکرده است. در گوشهای از جهان تمدنی است که می‌گوید که دقیقاً می‌داند که پس از مرگ چه اتفاقی میافتد! آن‌ها میگویند جواب‌ها در متنی راز آلود و 1200 ساله با نام کتاب مردگان تبت آمده است.

Lama Chödak Gyatso Nubpa (مدیر موسس، آری بود):

کتاب مردگان تبت را می‌شود مثل یک راهنمای توماس در نظر گرفت؛ نقشه راه بر هر کسی که بخواهد معنای غایی و تجربیات زندگی پس از مرگ را درک کند.

مایکل دانهام(Mikel Dunham)(نویسنده «جنگجویان بودا» و «سمی»):

فکر می‌کنم کتاب مردگان تبت احتمالاً اولین گام به گام دنیا بود؛ یک کتاب راهنما برای مردگان در سفر آخرت با توصیه‌های روز به روز.

اَلِن والس(B.Alan Wallace)(نویسنده علوم تفکری):

این یک متن عمیقاً معنوی است، اما از نظر تجربی بسیار ظریف است، و به این طریق نسبتاً علمی است؛ همین‌طور رویکرد فلسفی خوبی هم دارد

نریشن:

اونس سه سال صرف کمک به ترجمه متن کرد و متن انگلیسی را در 1927 منتشر ساخت. امروز این متن راز آلود را در کتاب فروشی‌ها بزرگ می‌توان با ترجمههای گوناگون یافت که البته باید گفت طرفداران متنوعی از ستارگان سینما تا «دالایی لاما» دارد.

مجری:

این کلیپ ادامه هم دارد که البته إن‌شاءالله در برنامههای بعدی در این مورد صحبت خواهیم کرد. جناب استاد درباره  کتاب‌ها و روش‌ها و نام‌گذاری‌ها و آسیب‌هایی که دارند فرمودید و دوباره صحبت خواهیم کرد اما فکر می‌کنم امروز شاید کتاب یک مقدار غریب‌تر و مظلوم‌تر است و مردم کمتر سراغ کتاب و کتاب‌خوانی می‌روند اما فضای مجازی رونق خودش را دارد؛ در انتخاب و مطالعه آن‌ها چه نکاتی را باید دقت بکنیم که آیا هر کانالی را عضو بشویم و هر پستی را بخوانیم؟ آیا آن‌ها هم ممکن است چنین آسیب‌هایی را داشته باشد؟

استاد عباسی:

من اشارهای به بخشی از کتاب‌هایی که  در فضای کتاب ما وارد شده است کردم و متأسفانه همچنان که فرمودید یک مظلومیتی در بازار کتاب از نظر خرید مردم و مطالعه کتاب وجود دارد اما باز در همین فضا هم این‌ها در صدر مطالعهها قرار دارد؛ بعد وقتی ما وارد فضای مجازی می‌شویم کار نسبت به این کتاب‌ها بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود؛  کتاب چاپ شده است و انسان می‌تواند دقیقاً نویسنده آن را بداند که کیست و چه کسی آن را ترجمه کرده و کدام انتشارات چاپ کرده است تا بداند آیا تهیه کند یا خیر؟ ولی در فضای مجازی خیلی از این‌ها کاملاً جا به جا می‌شود یعنی اصلاً برای شما قابل تشخیص نیست که چه کسی نوشته و یا نقل قول از چه کسی است؛ این مجاری مجازی ظاهر فریبنده‌ای هم دارند مثلاً کانال آرامش در زندگی، کلبه آرامش، کلبه هستی و... با اسامی متفاوت و در تعداد دهها و صدها و هزاران کانال که از تصاویر و نوشتههای متفاوت برای جذب مخاطبشان استفاده می‌کنند وجود دارد؛ وقتی وارد این فضا می‌شویم می‌بینیم که خیلی باز این حرف‌ها و آموزههای انحرافی مطرح می‌شود؛ مثلاً نوروز که برای فارسی زبانان است و  همان‌طوری که عرض کردیم اهل بیت علیهم‌السلام  فرمودند که نوروز  متعلق به ما است، دیدم که در یک شهر کاملاً مذهبی یک نفر در فضای مجازی و در کانال تلگرامی مجموعه خودشان تبریک‌هایی گفته که اساساً ترویج و تبلیغ یک دین دیگر است! و جالب است که این شخص خودش مسلمان است اما به بهانه تبریک عید کاملاً یک دین دیگر را تبلیغ کرده است! که البته من حس می‌کنم که او این متن را به عنوان یک متن ادبی کپی کرده است و اصلاً توجه نکرده که چه چیزی را و از چه فضایی کپی می‌کند.

مجری:

البته من یک نمونهای دیدم که گفته بودند چون زبان ما زبان فارسی است چه دلیلی دارد که ما دعای تحویل سال را به عربی بخوانیم پس  دعایی را ساخته بودند که معلوم بود هیچ سند و مدرکی نداشت و دقیقاً محتوای این دعا خواسته و ناخواسته فضا را از آن بحث اعتقادی و الهی بودن دور کرده بود.

استاد عباسی:

یکی از کانال‌های مخالف با دین اسلام دو بیت شعر آورده بود که چرا ما باید عربی بخوانیم؟ اما در همان دو بیت شعری که گفته بود هفت کلمه عربی استفاده کرده بود! گفتیم شما نمی‌توانید دو بیت شعر بگویید که در آن هفت کلمه عربی نباشد بعد میگویید که ما می‌خواهیم فارسی دعا کنیم؟! این‌ها همان‌هایی هستند که خیلی از آنان وقتی می‌خواهند پیامک بفرستند اصلاً گوشی‌شان فارسی ندارد به اصطلاح امروزی فینگلیش یعنی فارسی-انگلیسی می‌نویسند! که این نابودی خط و زبان فارسی است؛ یعنی حتی سختشان است که یک نرم افزاری نصب بکنند یا اگر دارند خیلی حاضر نیستند که استفاده بکنند و میگویند که بی‌کلاسی است که ما فارسی بنویسیم! و حرف‌های فارسی خودشان را انگلیسی می‌نویسند اما به اینجا که می‌رسند سینه چاک دفاع از زبان فارسی می‌شوند!

اما این رنگ و لعاب و کلمات استفاده می‌شود  و مطالب و راهکارهایی داده می‌شود که نکته مهم من بر سر راهکارهاست. این‌ها هیچ‌کدام یک تعریف عادی یا یک مطلب مثلاً علمی بیان نمی‌کنند و همه دنبال راهکار دادن هستند؛ می‌گوید پنجاه راه موفقیت در کسب و کار این است و این پنجاه راه شماره یک، دو، سه، چهار دارد و شما باید به این یک، دو، سه، چهار عمل بکنید؛ این‌که این عمل تحقق پیدا می‌کند و درست است و باید انجام بشود و یا نباید انجام بشود جای حرف است و در فضای مجازی کار سخت‌تر می‌شود؛ کلمات کاملاً نامربوط و آمار کاملاً نامربوط را به دیگران منتسب می‌کنند مثلاً من دیدم که یک مطلبی را به پروفسور حسابی نسبت دادهاند و وقتی پرسیدم و جستجو کردم دیدم که اصلاً چنین حرفی از پروفسور حسابی نیست؛ حتی گاهی حرف‌هایی به بعضی از کسانی که در قید حیات‌اند نسبت می‌دهند! مثلاً همین آقای ترامپ در تبریک نوروزی خود به ایرانی‌ها و فارس زبان‌ها مطلبی را از کوروش نقل کرده که دروغ است و اصلاً واقعیت ندارد.

یا مثلاً در فضای مربوط به روانشناسی راهکارهایی ارائه می‌دهند که حتی ممکن است خانواده با آن راهکار نابود شود؛ لذا باید دقیقاً در فضای مطالعه دقت کنید؛ الآن ایام مسافرت است و ممکن است خیلی از بیننده‌های ما در سفر باشند اما هر غذاخوری بین راهی نمی‌ایستند و هر غذایی را در بین مسیر نمی‌خورند و می‌گویند چون ممکن است که مثلاً گوشت‌های دیگری استفاده بشود پس استفاده نکنیم ؛‌ انسان به غذایی که ممکن است جسم او را آلوده و مسموم بکند توجه می‌کند و گاهی اوقات یک بی‌توجهی باعث می‌شود چند روز در بیمارستان و خدای نکرده اتفاق‌های بدتر در وجود یا زندگی کسی پیش بیاید؛ آیا برای کتابی که الآن من می‌خواهم مطالعه کنم - چه کتابی که از قفسه کتابخانه یا فروشگاه تهیه می‌شود و چه کتاب‌ها و محتواهایی که در فضای مجازی در دسترس است- اگر بر اساس آنچه که می‌بینیم آن را در زندگی‌مان عمل کردیم، اگر فردا هم زندگی ما به مشکل خورد تنها کسی که مقصر است خود ما هستیم چون شما به چه حسابی به یک نسخه‌ای که معلوم نیست از کیست عمل می‌کنید؟  شما گاهی اوقات حاضر نیستی یک نسخه پزشک عمومی را از غیر پزشک عمومی یا از یک پرستاری که حتی سال‌ها تجربه دارد بپذیری و عمل کنی و میگویید ممکن است مریض ما بدتر بشود ؛ الآن روابط دو نفر در زندگی یا کسب و کار یک نفر به مشکل خورده است و می‌خواهد مشکل حل بشود و از این راهکار استفاده می‌کند!

خیلی جالب است ما یک بررسی انجام دادیم، این بررسی را من به بینندگان عزیزمان نشان بدهم که ببینید چقدر ما در این قصه حقیقتاً گرفتاریم. ما یک نظرسنجی از دانشجوها مطرح کردیم که کتاب خوب از نظر شما چیست؟ ببینید طیفی که ما از آن‌ها پرسیدیم چه ویژگی‌هایی گفته‌اند؟ شناخت از خویشتن، آن کتاب‌هایی که در رابطه با شناخت از خویشتن است کتاب‌هایی خوبی است، هر کسی که در مورد شناخت آدم چیزی گفته خوب است. کتاب‌هایی مثل روانشناسی و ادبیات و تاریخ و آن‌هایی که در این موضوعات خاص است کتاب‌های خوبی است؛ رسیدن به پایههای مورد نیاز برای زمینه خصوصاً در روانشناسی کاربردی؛ کتاب‌هایی که در زمینه کلی اطلاعات داده بهتر است؛ اما چند مؤلفه‌اش مؤلفه‌های خیلی جالبی است؛ انتخاب نویسندههای هوشمند و تأثیرگذار، برخی گفتهاند لازم نیست حتماً معروف و تأثیرگذار و هوشمند باشد؛ ما اگر می‌خواهیم ببینیم که این کتاب خوب است یا نه اول نگاه بکنیم که در مقدمه چه گفته است؟ و در این کتاب می‌خواهد چه کار بکند؟ و می‌خواهد چه بلایی بر سر ما بیاورد؟ و چه مطلبی در این کتاب می‌خواهد بیاورد؟ و چه نقدهایی ممکن است بر این کتاب در خارج نوشته شده باشد؟ ولی بعضی‌ها متأسفانه معرفی دوستان را مطرح کرده‌اند و همین‌که دوستی که کارشناس هم نیست، دانشجویی به دانشجوی دیگر بگوید فلان کتاب را خواندم تو هم بخوان را کافی می‌دانند! کتاب خوب از دیدگاه او چیست؟ نمی‌داند اما مطالعه می‌کند! معرفی کتاب در نشریات و سایت‌ها، که این سایت، سایت خوبی است، سایت منفی است، سایت جهت‌دار است یا سایت بی‌جهت است، سایت یا نشریه زرد است یا نه نشریه مفید و مثبت است؟ برخی از آن‌ها علت خوب بودن کتاب را فروش زیاد کتاب دانسته‌اند! در حالی که فروش زیاد کتاب همیشه دلیل بر خوبی کتاب نیست. بعضی اوقات ممکن است یک کتاب چاپ‌های زیادی داشته باشد ولی همیشه نمی‌تواند معرف خوبی این کتاب باشد؛ یکی از دوستانمان که اتفاقاً از بینندههای شبکه هم است در کار کتاب و طراحی کتاب است، او کتابی را به من نشان داد و گفت این کتاب را من خودم به زیبایی طراحی کردم و الآن که چاپ شده فروش زیادی دارد اما محتوا ندارد! مطالب در رابطه با آشپزی است و فقط و فقط لعاب و ظاهر قضیه خیلی زیباست و فروش زیاد  دارد پس آیا یعنی این کتاب، کتاب خوبی است؟ این کتاب ده چاپ، بیست چاپ بخورد گاهی اوقات ترفندهایی در چاپ زیاد وجود دارد مثلاً گتابی بیست چاپ خورده  است اما بیست چاپ با تیراژ 500 تایی! یعنی گاهی اوقات این‌ها 5000 چاپ می‌کنند و در هر 500 تا می‌نویسند یک چاپ و نهایتاً شما می‌بینید روی آخرین جلدش نوشته شده است چاپ یازدهم ! یعنی مجموع تیراژهای این کتاب 5000 یا 10000 تا نشده اما نوشته چاپ یازدهم لذا مخاطب فکر می‌کند این‌قدر پرفروش بوده که چاپ یازدهم است!

اما راه فهمیدن کتاب و مطالب خوب این است که شخص از اساتیدش بپرسد که مثلاً می‌خواهم در روانشناسی کتاب بخوانم یا الآن دانشجوی روانشناسی هستم چه کتابی مناسب است؟ پس مطالعه کتاب در  زمینهی تخصص و  انتخاب نویسنده هوشمند تأثیرگذار که نویسنده را بشناسیم؛ مثلاً وقتی در کتاب‌های دینی نام حاج آقای قرائتی مطرح می‌شود شما از مطالب این کتاب مطمئن هستی، نام آیت الله استادی، نام آیت الله جوادی آملی و دیگر نویسنده‌ها موجب اطمینان از مطالب کتاب می‌شود که این کتاب، کتاب قابل اتکایی است؛ اما صرف معرفی دوستان یا چاپ زیاد، و در فضای مجازی هم صرفاً اعتماد به تعداد بالای اعضای یک کانال یا سایت یا تعداد بازدید پست آن‌ها فاجعه ایجاد می‌کند. این‌ها ملاک‌های خیلی بدی است و ممکن است کانالی جهت انتشار یک باطلی باشد که صدها هزار عضو هم داشته باشد.

مجری:

اصلاً یک سری نرم افزارها آمده که در فضای مجازی اینستاگرام و... خود به خود لایک می‌کند که مثلاً چند هزار طرفدار و یا بازدید کننده دارد در حالی که واقعی نیست.

استاد عباسی:

در هر فضایی افراد  برای رسیدن به مقصود سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی و یا مذهبی نیاز به تأثیرگذاری بر فکر افراد و ذهن افراد دارند و این تأثیرگذاری فقط و فقط از طریق انتقال اطلاعات موردنظر و انتقال باور شکل می‌گیرد. کسی که می‌خواهد فکر یک جوان ایرانی را به یک سمتی در حوزه اقتصاد ببرد مثلاً می‌خواهند یک جامعه را مصرف‌گرا بکنند چطوری مصرف‌گرا می‌کنند؟ خیلی خیلی آرام آرام. مدتی پیش به یکی از شهرهای شمالی مسافرت کرده بودم؛ آنجا دقیقاً در کنار بعضی از مجموعههای فروشگاهی جدید بسیار بزرگ با برندهای خارجی که در کنار جاده بعضی از شهرهای شمال راه‌اندازی شده است،  مسجدی قرار گرفته بود و ما برای نماز رفتیم و چند دقیقهای با متولی این مسجد که تقریباً جوان هم بود و پدرش هم آنجا ملک داشت و مسجد را هم پدر ایشان ساخته بود و کاملاً با اهل آن منطقه آشنا بود صحبت می‌کردیم؛ او نکته خیلی ظریفی گفت که از موقعی که این مجموعه فروشگاهها که حالت زنجیرهای است و معمولاً فروشگاه لباس‌های خیلی خاص با برندهای غربی ترکیهای و غیره است را ساختهاند ، ما مدام دچار یک نگرانی نسبت به فرزندانمان هستیم. این فروشگاهها هفتاد، هشتاد تا صد فروشنده خانم دارد که این‌ها زمان استراحتشان این کنار داخل این کوچه و فضایی که ما بچه‌هایمان زندگی می‌کنیم می‌آیند و صحبت می‌کنند و می‌خواهند چیزی بخورند و... و بچه من که دائم خریدهای آن‌چنانی از برندهای خارجی و ویترین‌های آن‌چنانی را می‌بیند من دائم نگران هستم که در آینده برای فرزند من چه اتفاقی میافتد؟ یعنی من این فضای مصرف‌گرایی و این فضای برند پوشیدن و سراغ برند و مد رفتن را چطور می‌توانم از این جدا بکنم؟ وقتی هر پنج روز ویترین این مغازه تعویض می‌شود و برندهای جدید یا مدل‌های جدید وارد می‌شود؛ وقتی می‌خواهند یک نفر را مصرف‌گرا بکنند یک راه آن از طریق ورود این‌ها است و خیلی از موارد هم از طریق متن‌ها و مطالبی است که به این دامن میزند و از طریق ورود اطلاعات غلط به وجود ما است؛ ما این موبایل را در دست گرفتیم و وارد شبکههای اجتماعی می‌شویم و بسیاری از این موضوعات در این فضا می‌آید و ما باید نگاه بکنیم لذا باید در انتخاب خود خیلی دقت بکنیم؛ اینکه من صرفاً عضو باشم و بگویم کاری ندارم و از دو مطلب که به درد من می‌خورد استفاده می‌کنم اشتباه است.

مجری:

گاهی بعضی‌ها پیامی که برایشان آمده و عضو آن کانال هستند را نگاه می‌کنند و سریع هم به جاهای مختلف کپی می‌کنند یعنی واقعاً نمی‌دانند که آن پیام چه آسیبی دارد و چه چیزهایی درونش است و این را سریع برای اشخاص یا برای گروه‌های دیگر می‌فرستند؛ این هم خودش یک آسیب است.

استاد عباسی:

بله و متأسفانه گسترده و فراگیر است ولی باید بدانیم که در چاپ یک کتاب که ناصحیح باشد و مطالب نامناسب داشته باشد کسی که کتاب را چاپ می‌کند مسئول است. کتاب را که چاپ می‌کند مثل این است که این کتاب را تأیید کرده پس مسئول است که چاپ می‌کند و می‌فروشد و من نیز که این کتاب را خریدم ، اگر میدانم که چه کتابی را می‌گیرم یا اگر بدون تحقیق می‌خرم، به مقدار پولی که دادم پیش خدا مسئولم. خودم که می‌خوانم فقط خودم خواندهام اما ممکن است کتاب را به پنج نفر دیگر هم بدهم و بخوانند و کتاب را هم به من برگردانند و نسبت به آن پنج نفر هم مسئولم چون من کتاب را در اختیارشان قرار دادم اما در فضای مجازی گاهی اوقات دامنه درگیری در مسئولیت نامحدود است و به این آسانی جمع نمی‌شود. یعنی یک نفر مطلب را برای دیگرانی کپی می‌کند که گاهی اوقات صدها نفر یا هزاران نفر آدم هستند؛ گاهی اوقات همین‌که می‌بینند شما این را کپی کردی که آدم مؤمن و مذهبی هستی به شما اعتماد می‌کند! شما خودت اعتماد نکردی و به این هم عمل نکردی اما چندین نفر دیگر به هوای اینکه از زیر دست شما رد شد و شما دیدی و کپی کردی و مطلع شدی به مطلب شما نگاه می‌کنند و فضای مسئولیت این خیلی بیشتر است.

در فضای ادیان بیشترین آسیب تأثیرگذاری فرقه‌های ضاله، تأثیرگذاری عرفان‌های نوظهور، تأثیرگذاری ادیان انحرافی از طریق نشر مطالب در همین فضا است و این نشر گاهی در قالب کتاب است و گاهی در قالب فیلم است و گاهی در قالب مطالب در فضای مجازی است که بر روی افراد تأثیر می‌گذارند؛ گاهی اوقات شما یک مطلبی را که کپی می‌کنید این مطلب، اعتقاد یک نفر را سلب می‌کند و غالباً کلمات این مطالب فکر شده و حساب شده است و دقیق انتخاب شده است؛ گاهی اوقات ما بدون کار کردن روی یک محتوا ، محتوا را عرضه می‌کنیم اما طرف مقابل که کار می‌کند کار را خیلی جدی و پیگیر و از همین فضای مجازی انجام می‌دهد؛ من الآن فقط در حوزه دینی و مطالبی که مربوط به زندگی آدم است بحث می‌کنم، این‌ها در مطالبی که به اشاعه کذب و تهمت زدن به دیگران برمی‌گردد که الآن فضای سیاسی کشور ما هم به انتخابات نزدیک می‌شود لذا در فضای فرهنگی هم هر حرفی را در رابطه با هر شخصی زدند بدانید جرم اثبات شده یا نشده است؟ بیان و ترویج دادن جرمی که اثبات نشده یا هر تصویری که مشاهده کردید جایز نیست؛ الآن متأسفانه کانال‌هایی که حتی گاهی ادعای دینی و مذهبی دارند از فضاهای بسیار بدی برای ترویج کانالشان استفاده می‌کنند یا تبلیغی را در کانال خود منتشر کرده‌اند که اصلاً همخوانی ندارد! که اگر می‌خواهید مثلاً تصویر کشف حجاب فلان شخص را ببینید اینجا را کلیک بکنید! بر فرض این‌که این مطلب حقیقت داشته باشد -چون خیلی‌هایش هم راست حقیقت ندارد- اصلاً آیا حکم شرعی ورود و دیدن این تصویر را میدانیم؟ حکم اخلاقی آن را میدانیم؟ رازهایی از زندگی فلان بازیگر، آیا اجازه داریم که شروع کنیم؟ بله نهایت کاری که می‌کنیم وقتی رفتیم و دیدیم می‌گوییم ببینید چه جامعهای شده است؟! چه سودی داشت؟ شما چه گرهی از مشکلات کار و جامعه را با دیدن این تصویر یا شنیدن این خبر یا این متن باز کردی؟ این فراوان لطمه میزند و ما را دور می‌کند؛ ببینیم به ازای لایکهایی که در فضای مجازی نسبت به دیگران انجام می‌دهیم یا دیگران نسبت به ما انجام می‌دهند چه عقوبت و چه اتفاقی را برای ما رقم میزند؟ این محتوایی که می‌گیریم، این غذای مسموم هر روز به ما تزریق می‌شود بینی و بین الله هر کس برای خودش محاسبه بکند و بگوید من دو سال است که در فضای مجازی هستم آیا من از نظر ایمانی، از نظر اعتقادی، از نظر دینی، در این دو سال بهتر شدم یا بدتر شدم؟ دو دو تا چهار تا بکنید ببینید دو سال پیش چه چیزهایی را قبول داشتم، چطوری فکر می‌کردم، الآن چطور فکر می‌کنم؟ دو سال پیش قبح دروغ، قبح تهمت، قبح غیبت، قبح حسد برایم چطوری بود، الآن چطوری است؟ اگر واقعاً می‌بینیم مضر است پس واجب الهی نیست که ما از این فضا استفاده بکنیم؛ اگر واقعاً می‌بینیم آسیب میزند پس نباید از این فضا استفاده بکنید؛ بله کانال‌های خوب را پیدا بکنید کانال‌هایی که واقعاً مورد تأیید است و روی مطالبش فکر می‌کنند و مطلب را می‌گذارند و همین‌طور مطلب را در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهند را پیدا بکنید و استفاده هم کنید.

مجری:

ما دوستی داریم که می‌گفت در بعضی از کشورها اگر شخصی گروهی را در فضای مجازی راه‌اندازی بکند حق ندارد بدون رضایت طرف مقابل، او را عضو بکند یعنی اگر او را عضو کرد او حق دارد شکایت بکند و بعداً پیگیری می‌کنند و به شدت هم برخورد هم می‌کنند؛ اما متأسفانه در ایران افراد سریع گروهی را راه می‌اندازند و هر کس هم که شماره تلفنش را داشته باشند عضو آن گروه می‌کنند بعد هم هر مطلبی که دوست داشته باشند در آن فضا قرار می‌دهند و این خیلی آسیب دارد؛ من فکر می‌کنم که بحث فضای مجازی یک برنامه مستقل می‌طلبد که بعداً در یک جای مناسب به آن پرداخته بشود منتها از این زاویه که ما امشب وارد شدیم فکر می‌کنیم که خیلی مناسب است که در انتخاب سایت و کانال و در انتخاب پست و گروه و عضو شدن و استفاده کردن از مطالب دقت زیادی شود.

اما در این بخش برنامه کلیپی را می‌بینیم و برمی‌گردیم.

کلیپ:

گزیده اخبار جهان:

حدود 800 میلیون نفر در سراسر جهان دچار فقر و گرسنگی شدید هستند.

گرسنگی سالانه عامل مرگ و میر حدود 2 میلیون و 800 هزار کودک زیر پنج سال می‌شود.

هنوز از هر هشت نفر در دنیا یک نفر گرسنه است. این در حالی است که در جهان به اندازه کافی مواد غذایی برای همه وجود دارد.

...از سران این کشورها و با برافراشتن پوسترهایی خواهان پر کردن شکاف موجود میان فقرا و ثروتمندان شده‌اند.

...قسمتی از سریال امام علی علیه‌السلام...

عمار، علی چه می‌کند؟

عمار:

می‌بینید، به امورات مردم می‌رسد، دخل و خرج‌ها.

حکایت پیچیده این ریگ‌ها چیست؟

عمار:

این دوتا؟ دو دختر دو قلو هستند که دمدمههای صبح دیروز به دنیای فاروق نامی آمدند که عمری است دوره‌گرد است و ظرف و ظروف سفید می‌کند.

یا للعجب.

نریشن:

کجایی ای وارث کسی که حتی به فکر کودکان تازه به دنیا آمده در سکوت شب بود؛ کجایی ای فرزند کسی که به خاطر فقیران و یتیمان در تاریکی شب کوله باری از نان و خرما به دوش می‌کشید؛ کوچه پس کوچههای مدینه هنوز صدای پای او را در خاطر دارند. کجایی پسر فاطمه؟! بیا و ببین، بیا و ببین که فقر در این روزگار بیداد می‌کند؛ بیا و ببین که چگونه کودکان برای یک تکه نان جان می‌دهند.

و او خواهد آمد...

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

مجری:

ما اگر پیرو دین مبین اسلام و توصیهها و سفارش‌هایی که دین اسلام و وجود نازنین امیر مؤمنان علی علیه‌السلام   داشتند، هستیم و می‌بینیم که آن عزیز در زندگی‌شان به چه شکل بودهاند که حتی  از یک کهنه کفش هم نمی‌گذرند و آن را به پا می‌کنند و استفاده می‌کنند و می‌دوزند ، چقدر خوب است که اگرچه نمی‌توانیم قطعاً مثل آن‌ها باشیم ولی حداقل رنگ و بوی زندگی‌مان رنگ و بوی اسلامی و پیامبرگونه باشد و علوی گونه باشیم و إن‌شاءالله در زندگی اسراف و زیاده روی خصوصاً در این ایام نوروز صورت نگیرد.

استاد عباسی:

هنوز اصل سادگی در میهمانی‌های جامعه ما وجود دارند؛ فقرایی که خیلی از غذاها برایشان دست نیافتنی است  اگر بتوانیم مقداری این‌ها را ملاحظه بکنیم و مخصوصاً غذاهایی که در میهمانی‌ها اضافه می‌آید گاهی اوقات آن‌قدر در یخچال نگه داشته می‌شود که نهایتاً دور ریخته می‌شود اگر بتوانیم خیلی زود و در درجه اول به فقرا برسانیم و حتی غذاهایی که برای کسی قابل استفاده نیست را به حیوانات بدهیم  چون گاهی اوقات مثلاً در زمانی که سرما وجود دارد پرندگان و حیوانات دیگر هستند و می‌توانند از این غذاها استفاده بکنند که خدای نکرده مصداق اسراف‌کار -که  اسراف از گناهان کبیره است- قرار نگیریم و از این  فضا، فاصله بگیریم.

اما نسبت به بحثی که داشتیم من یک جمع‌بندی داشته باشم؛ ما در برنامههای مختلف عصر ایمان از آن ابتدا ادیان و مذاهب و فرقههای مختلفی را بحث کردیم و مطالبی را عرض کردیم، گرهها را هم نسبت به کتاب‌هایی که از آن‌ها چاپ شده دادیم و حتی به بعضی از مطالب آن‌ها استناد کردیم و نشان دادیم که کتاب‌های انحرافی فراوانی توسط ادیان چاپ می‌شود؛ و عرض کردیم که علاوه بر آن‌ها مجموعه کتاب‌های مربوط به موفقیت در امور مختلف کسب و کار و مدیریت و زندگی و غیره هم وجود دارد  که در فضای کشور چاپ می‌شود و در دسترس قرار دارد؛ اشکال استفاده از این‌ها را هم خدمت بینندگان عزیز عرض کردیم که این کتب و مطالب در ذهن مخاطب و ذهن کسی که می‌خواند تشویشی ایجاد می‌کند که باعث می‌شود او با مبانی مختلفی زندگی بکند و خود این سلب آرامش می‌کند و باعث سلب موفقیت می‌شود یعنی اگر کسی می‌خواهد یک مؤمن واقعی باشد و در کنارش از قواعد و روش غربی موفقیت در کسب و کار و تجارت استفاده کند حتماً گرفتار یک سری ابتلائات خواهد شد و خدای نکرده تضییع حقوق و مال دیگران در زندگی‌اش اتفاق میافتد چون خارج از آن مبنا عمل می‌کند؛ در رابطه با کار اقتصادی در قدیم می‌گفتند «کاسب‌های مکاسب خوانده» و روایت هم داریم کسی که احکام تجارت را یاد نگرفت و به تجارت پرداخت قطعاً به ربا و حرام میافتد مخصوصاً الآن که قراردادها پیچیده شده است؛ در کشور خود ما چقدر مردم از این شرکت‌های هرمی متضرر شدند و من جوان‌هایی در رشتههای بسیار خوب دانشگاهی می‌شناختم که متأسفانه در فضای زود پولدار شدن و فضاهای هرمی افتادند که نهایتاً از درس و زندگی جا ماندند و با مشروط شدن و فاصله گرفتن از دانشگاه و نهایتاً انصراف از دانشگاه متضرر شدند طوری که نه راه بازگشت به دانشگاه را داشتند و نه راه بازگشت به فضای کار و فضای مناسب خانواده را داشتند  یعنی گرفتاری‌های زیادی برایشان رخ داد و علت آن هم این بود که ابتدا نپرسیدند و شروع کردند سپس اگر افراد معتقدی بودند دنبال فتوای حلیت آن کار گشتند و وقتی فتوای حلیت آن را پیدا نکردند گفتند حتماً مراجع متوجه این قضایا نیستند و توجیه درست کردند و کار را ادامه دادند و به ضررهای زیاد و سرخوردگی هزاران نفر در شهرهای مختلف مواجه شدیم که علتش این بود که قواعد اسلامی کسب و کار را رعایت نکردند.

الآن ما گاهی در فضای مدیریت کشور -چه مدیریت‌های اقتصادی و چه مدیریت‌های سیاسی- می‌بینیم که به اشکالاتی برمی‌خوریم که به آن روش‌هایی که برای مدیریت استفاده می‌کنیم برمی‌گردد ؛ روش‌ها روش‌های منطبق با فکر و عقیده و مبنای ما نیست و یک مبنای دیگری را آوردهایم و قاطی کردهایم و وقتی قاطی می‌کنیم نه آن می‌شود و نه این. ما می‌گوییم چرا از نظر اقتصادی فلان کشور لیبرال و یا لائیک خوب عمل می‌کند؟ و چرا حتی ما وقتی مبنای او را می‌آوریم باز هم نمی‌شود؟ علتش این است که ما دو مبنا را خلط می‌کنیم و این خلط دو مبنای متفاوت با همدیگر، در هر صورت زیان به بار می‌آورد چون نه آن مبنای غربی می‌شود و نه آن مبنای اسلامی. لذا ما هم هر کتابی را انتخاب نکنیم حتی بعضی جاها من دیدم که تخفیف‌های 50 درصدی برای مثلاً کتاب‌های این‌چنینی زده و می‌فروشند! و افراد گاهی اوقات به خاطر جلدش، گاهی اوقات به خاطر عنوانش، گاهی اوقات به خاطر ارزان بودنش کتاب را تهیه می‌کنند یا مستأصل می‌شوند و راهی پیدا نمی‌کنند لذا سراغ این کتاب‌ها می‌روند! بدانند که گاهی از چاله در آمدن و به چاه افتادن است یعنی این‌طور نیست که ما با مطالعه این‌ها به خوشبختی و موفقیت دست پیدا بکنیم؛ اگر این راهها واقعاً راه خوشبختی و موفقیت محض بود، کلاس‌های خصوصی آن را با قیمت‌های گران تشکیل می‌دادند و به افراد خاص می‌گفتند و این‌قدر عمومی و برای همه و در معرض همه قرار نمی‌دادند چون آن‌ها خودشان از این فضا برای خودشان استفاده می‌کنند و قطعاً این رشد خودشان را به دیگران و به این مجانی و راحتی در اختیار دیگران قرار نمی‌دهند؛ لذا ما از مجموع این جلسات عصر ایمان این باب را در این برنامه عصر ایمان باز کردیم که دقت در انتخاب کتاب، دقت در انتخاب محتوایی که ما در وجود و در روح خودمان وارد می‌کنیم لازم است چراکه گاهی اوقات زندگی ما و آرامش ما را بر هم میزند و گاهی اوقات اساساً خانوادهها به خاطر استفاده از راهکارهای غلطی که در بعضی از این کتاب‌ها ارائه شده از بین رفتهاند.

مجری:

خیلی ممنونم ؛ التماس دعای خیر داریم؛ در پناه حضرت حق باشید؛ خدا نگهدارتان.

 

پایان.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى



حجت الاسلام و المسلمين عباسي

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر