صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 18 شهريور 1395 تعداد بازديد: 976 
بیان جایگاه امام باقر علیه‌السلام در منابع اهل سنت و شیعه
دفاع از ثقلین
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم


تاریخ: 1395.06.18

 

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛ خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب دارم ، فرارسیدن سالروز شهادت آقا امام باقر علیه‌السلام را خدمت شما تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم؛ امیدوارم هر کجا هستید إن‌شاءالله با توسل به حضرت و با کمک خواستن از ایشان بتوانیم اعتقادات خودمان را نسبت به مبانی اسلام راسخ‌تر کنیم، و بتوانیم در مقابل دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سینه سپر کنیم و برای آخرت خود هم توشه‌ای از این دنیا داشته باشیم که حداقل بتوانیم پاسخ‌گوی نعمتی مثل نعمت امامت و ولایت باشیم که به ما داده شده است. مثل همیشه در خدمت کارشناس عزیز برنامه دفاع از ثقلین استاد ابوالقاسمی هستیم، به نیابت از شما عرض سلام و ادب و احترام و همچنین تسلیت دارم. سلام علیکم و رحمة الله تسلیت عرض می‌کنم.

استاد ابوالقاسمی:

سلام علیکم ورحمة الله، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم خدمت شما جناب آقای حسینی و بینندگان عزیز و گران‌قدر شبکه جهانی ولایت عرض سلام دارم و شهادت امام باقر علیه‌السلام را به همه محبین اهل‌بیت علیهم‌السلام چه شیعیان و چه عزیزان اهل سنت تسلیت عرض می‌کنم.

مجری:

روال برنامه دفاع از ثقلین بر این است که آن دسته از مطالب و موضوعاتی که در روزهای گذشته در جهان اسلام اتفاق افتاده است و لازم است شما بینندگان عزیز در جریان آن قرار بگیرید، مطرح می‌شود و إن‌شاءالله به افزایش بصیرت شما نسبت به اتفاقات منطقه و جهان اسلام کمک کند؛ در خدمت استاد هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

اولین خبری که هفته قبل هم ما عرض کردیم و الحمدلله خیلی از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها مطرح کردند بحث ماجرای کنفرانس چچن بود که هنوز هم وهابی‌ها از شوک این قضیه بیرون نیامدند. از آل الشیخ مفتی اعظم عربستان گرفته که صریحاً گفت کسانی که این کار را انجام می‌دادند، می‌خواهند مغالطه کنند و مسلمانان را تقسیم کنند؛ این‌ها صوفی‌هایی هستند که خودشان عقیده باطل دارند و حرف‌های تندی بر ضد آن‌ها زد. علاوه بر این علمای دیگری از وهابیون به صراحت بر ضد کسانی که  در این کنفرانس حاضر بودند صحبت کردند؛ از جمله آقای عرعور که گفت من فکر نمی‌کردم که در بین اهل سنت دیوانه‌هایی تا این درجه باشند، همان کسانی که در کنفرانس چچن شرکت کردند. یعنی می‌گوید دیوانه‌ترین افراد اهل سنت شیخ علی جمعه و احمد الطیب و سایر کسانی هستند که در آن‌جا شرکت کردند! و گفت این‌ها خائنین هستند که در آن‌جا جمع شدند! افراد دیگری بودند که گفتند کسانی که در این کنفرانس شرکت کردند جاسوس هستند! گروه دیگری گفتند این‌ها خوارج هستند! چون بر حاکمیت خروج کردند، حاکمیت ما عربستان سعودی است و هر کسی ضد وهابیت و عربستان صحبت کند خوارج است! خیلی جالب بود که ملاک خوارج شدن، جنگ با مسلمان‌ها نیست! ملاک خوارج شدن، تکفیر مسلمان‌ها نیست! ملاک خوارج شدن، جنگ با عربستان سعودی است! آن هم جنگ فکری! شما در چچن بگویید وهابی‌ها اهل سنت نیستند خروج از دین می‌شود! گروه دیگری همین شبکه‌های وهابی فارسی زبان، در یکی از تماس‌های تلفنی یکی گفت علی جمعه و احمد الطیب به جهنم بروند! از این‌گونه حرف‌ها و صحبت‌ها مشخص است که وهابیت به شدت از قضیه کنفرانس چچن عصبانی شده است و نمی‌تواند پاسخی برای این قضیه داشته باشد، لذا این توهین‌ها را بر ضد علمای اهل سنت انجام می‌دهند.

خبر دیگری که در هفته گذشته بود آی‌دی‌های ضد دین و افرادی که ما قبلاً می‌گفتیم این‌ها وهابی هستند و ثابت هم کردیم این‌ها وهابی هستند از جمله یکی از این‌ها که برای بحث با ما خیلی ادعا می‌کرد، بعد از آن‌که ما این خبر را پخش کردیم که ایشان وهابی است و عکس‌های آی‌دی او را نشان دادیم، بلافاصله آی‌دی خود را پاک کرد! هفته قبل ما همین آی‌دی را به شما نشان دادیم که ایشان عکس آقای عبدالقدوس دهقان و دیگر علمای وهابی را گذاشته بود با این که ادعا می‌کند ضد دین است! ولی بلافاصله بعد از برنامه ما‌ آی‌دی خود را پاک کرد و به سراغ آی‌دی‌های جدید رفته و می‌خواهد با اسم‌های جدید شروع به گمراه کردن مردم کند. بارها تأکید کرده‌ایم و گفته‌ایم این کسانی که به اسم ضد دین در فضای مجازی کار می‌کنند تماماً از عربستان سعودی پول گرفته‌اند و وابسته به وهابیت هستند.

خبر دیگری که هفته گذشته در فضای مجازی پخش شد صحبت‌های یکی از وهابیون شبکه‌های وهابی در دفاع از داعش است که خود سایت‌های داعشی لینک آن را علنی کرده‌اند که صحبت می‌کند و می‌گوید: آقایان داعشی باید به ایران حمله کنید و جهاد اکبر در ایران است! آقای عادل اسدی نیا که کارشناس شبکه کلمه بود، لینک این کلیپ را سایت‌های داعشی گذاشته‌ و پخش کرده‌اند که ایشان رسماً طرفداری از داعش کرده است، که کلیپ آن را ما هفته آینده پخش می‌کنیم. حالا بگویند ما از داعش طرفداری نمی‌کنیم، ما رفیق داعش نیستیم، داعش می‌گوید شما از ما هستید. داعش شما را از خودشان می‌داند و شما این ادعاها را می‌کنید، این‌گونه صحبت‌ها و برخوردها و کارها از شما، بیشتر و بیشتر چهره وهابی و داعشی و تکفیری شما را به همه مردم نشان می‌دهد. ما به خاطر این خبری که خودشان پخش کردند خدا را شاکر هستیم.

خبر دیگری که ما هفته قبل داشتیم و خیلی مهم بود و آقایان عربستانی خواستند تکذیب کنند، یک خبری را مصری‌ها پخش کردند، یک خبرگزاری مصری نوشت که آن دستبندی که بنا بود به دست حاجی‌ها ببندند تماماً برای شرکت جی-فورس اسرائیل است. عربستان سعودی گفت این خبر دروغ است و ربطی به اسرائیل ندارد، اما رادیو اسرائیل رسماً اعلام کرد این شرکت این دستبندها را درست کرده است و حتی وضعیت به این‌گونه است که اگر شخصی در عربستان گم شود، شماره دستبند او ثبت شده است، عربستانی‌ها باید با اسرائیلی‌ها صحبت کنند که اطلاعات او را به ما بدهید تا متوجه شویم کجاها رفته است! تمام اطلاعات حجاج در اختیار اسرائیلی‌ها است و عربستانی‌ها اگر نیاز داشته باشند به سراغ اسرائیلی‌ها می‌روند و از آن‌ها سؤال می‌کنند! یکی از جاهایی که افراد ضد اسرائیلی که در کشورهای مختلف فعالیت می‌کردند باهم ارتباط برقرار می‌کردند حج بود، افرادی که مدافعین فلسطین بودند در حج با دیگران صحبت می‌کردند و ارتباطاتی برقرار می‌کردند، و الآن شما در عربستان سعودی تکان بخورید اسرائیلی‌ها می‌گویند این دو آی‌دی که یکی برای مصر و یکی برای فلسطین است باهم همراه شدند! تمام این اطلاعات در اختیار آن‌ها است. این که نگذاشتند ایرانی‌ها به آن‌جا بروند و گفتند حتماً باید دستبندها و تمام اطلاعات هم باشد این مشخص است که شما تمام اطلاعات مسلمان‌ها را در اختیار دشمنان قرار می‌دهید؛ یکی از شروطی که گذاشته بودند و ایرانی‌ها مخالفت کردند همین بود؛ به چه بهانه‌ای شما می‌خواهید این کار را انجام دهید؟ شاید ما نخواستیم؛ گفتند نه حتماً باید این همراه شما باشد و تمام حجاج باید داشته باشند.

خبر بعدی که در هفته گذشته مطرح شد، دوازده نفر از یک تیم تروریستی وابسته به عربستان سعودی را دستگیر کردند و تعداد زیادی از آن‌ها کشته شدند؛ خدا را شاکر هستیم، ولی خوشحال نیستیم، قبلاً هم گفتیم ما از کشته شدن مسلمانان خوشحال نمی‌شویم، ما مسلمان‌ها را مثل بدن یک انسان می‌دانیم، ممکن است یک بند انگشت سیاه شود، آن بندانگشت را باید قطع کرد بعد از قطع کردنش هم خدا را شکر می‌کنیم که به جای دیگری سرایت نکرده است و موجب سیاه شدن و از بین رفتن بقیه اعضا نشده است؛ اما از بین رفتن آن بندانگشت کسی را خوشحال نمی‌کند؛ ما از این که این‌ها نتوانستند به هدف شوم خود برسند خدا را شاکر هستیم، اما از این که با این وضعیت و این فلاکت با خفت و خواری برای جیره‌خواران وهابی کشته شدند ناراحت هستیم.

مفتی عربستان آل الشیخ سخنرانی‌هایی بر ضد ایرانی‌ها داشت، در آن سخنرانی این‌طور گفته است شما مسلمان نیستید، شما ابناء مجوس و دشمن اهل سنت هستید ، CNN عربی و دیگر سایت‌ها از جمله مونتی کارلو و بین‌المللی وBBC فارسی این را پخش کرده است، مفتی اعظم عربستان در واکنش به پیام مقام معظم رهبری گفته است ایرانی‌ها مسلمان نیستند! قبلاً هم گفته بود این چیزی که مطرح می‌کنند که ایرانی‌ها مسلمان نیستند این‌ها  مجوس هستند، نشان‌گر این است که شما چیزی از اسلام نمی‌دانید، اولین چیزی که  اسلام مطرح کرد لا فرق بين عربي و لا أعجمي و لا أبيض ولا أسود إلا بالتقوى، این که شما مجوس بوده‌اید درد شما را دوا نمی‌کند آقای آل الشیخ! الآن علمای اهل سنت می‌گویند تو سنی نیستی، تو به دروغ خودت را به ما چسباندهای، تو ما را تکفیر می‌کنی، که تکفیر هم کردند، بلافاصله بعد از این کنفرانس گفتند شما از خوارج هستید، و خوارج در نظر این‌ها کافر هستند. شما ما و آن‌ها را تکفیر می‌کنید، ما خدا را شاکر هستیم همان‌طوری که یکی از علمای سنی گفته بود یکی از ایرانی‌ها در مسجدالحرام وقتی به او جسارت کردند، آمد به من گفت ناراحت نباش این که الآن تو را به اسم سنی توبیخ می‌کنند و به تو اهانت می‌کنند، با ما هم همین برخورد را دارند. الآن علمای اهل سنت بر این قضیه واکنش‌های خیلی خوبی ابراز داشتند، مولوی گرگیج یکی از مدرسین اهل سنت زاهدان گفت در جهان اسلام فساد مفتیان وهابی سعودی شهره عام و خاص است. سعودی مطالبی را وارد اسلام نموده است که وجهه‌ی اسلام را خراب کرده است و به هیچ وجه پشتوانه روایی و قرآنی ندارد. مفتیان سعودی لکه ننگی برای اسلام می‌باشند و ما خواستار نابودی شجره ملعونه سعودی هستیم.

امام جمعه مسجد انصار جالق همین مطالب را بیان کرده است، مولوی رشید گل محمدی شبیه همین‌ها را مطرح کرده است، مولوی دهانی این صحبت‌ها را محکوم کرده است، علمای سنی ایرانی همگی هم زبان در مقابل وهابیت با شیعیان و سایر مذاهب قرار گرفته‌اند، چون وهابیت یک گروهی نیستند که فقط به ضرر شیعیان کار ‌کنند، بلکه سنی‌ها را هم از ماتریدی و اشعری و سایر فرق می‌کشند و تکفیر هم می‌کنند. هفته قبل ما در برنامه کلیپ تکفیر صریح ماتریدی‌ها، تکفیر صریح اشاعره، تکفیر صریح صوفیه، را پخش کردیم؛ از این آقایان چیزی به جز تکفیر نصیب مسلمان‌ها نشده است.

اما خبر دیگری که هفته گذشته مطرح شد، در حج علمای وهابی با نیروهای منافقین دیدار کردند! از این طرف جلوی آمدن ایرانی‌ها به حج را گرفته‌اند، از طرف دیگر منافقین را دعوت کردند و به حج بردند! و جالب است مثلاً می‌گویند امسال فلان تعداد ایرانی از اروپا و آمریکا به حج آمدند، اما بهتر است بگویید ما تعداد زیادی از منافقین را دعوت کردیم که اسم ایرانی روی آن‌ها باشد. دیدم شبکه‌های وهابی زده بودند فلان تعداد ایرانی به حج آمده‌اند، بله؛ یک تعدادی خبر نداشتند چه خبر است و از کشورهای خودشان ثبت‌نام کرده‌اند و آمده‌اند، اما تعداد زیادی از این‌ها منافقینی بودند که شما در کنفرانس پاریس دعوت‌نامه رسمی به آن‌ها دادید که امسال به حج بیایید؛ شناسنامه این‌ها که عوض نشده است، ایرانی هستند، الآن می‌گویند ما ایرانی‌ها را دعوت کرده‌ایم، لذا بگویید کدام ایرانی‌ها را دعوت کرده‌اید و آن‌ها را در کنار کاخ‌های آل سعود جا داده‌اید.

اتفاق دیگری که هفته گذشته رخ داد این بود که رئیس هیئت افتای اهل سنت عراق آقای الصمیدعی سخنرانی کرد و گفت شما جلوی حجاج عراقی را هم گرفته‌اید، در لبنان هم همین شد. حج، ملک خاص شما نیست بلکه برای کل مسلمان‌ها است، و با این که آقایان اهل سنت نه پول وهابیت را دارند، نه رسانه‌های وهابیت را دارند به گلوگاه آن‌ها رسیده و نمی‌توانند تحمل کنند؛ در هر رسانه و هر جایی که می‌رسند می‌گویند: آقایان وهابی و آل سعود و تکفیری و داعشی این کارها چیست که می‌کنید؟ حج را ملک خاص خود می‌دانند و چه جنایت‌هایی می‌کنند.

و خبر بعدی این است که هفته قبل مطرح شد که در کنفرانس چچن وثیقه علمای مکه که ما خیلی وقت پیش این را مطرح کردیم ولی خود وثیقه را نداشتیم، تصویری از این وثیقه رونمایی شد؛ تصریح به این که آقایان وهابی خوارج هستند، خطاب به مولانا محمدعلی پاشا، نامه‌ای که در دور تا دور آن مهر مفتیان اهل سنت در مکه و مدینه و امضاهای آن‌ها وجود دارد، می‌گوید ما نوشتیم «قد وفدت الیهم عساکرکم فانقذتهم من ‌ایدی اولئک الشروق الخوارج المعتدین الطغاه البغاة الملحدین الذین سعوا فی جزیرة العرب بالفساد وزیفوا عقایدهم بالحلول والالحاد واستحلوا دماء اهل الاسلام وسدوا کل وافد الی بیت الله الحرام وشکر لله صنیعکم علی هذه النعمة العظیمة » لشکریان پیروز شما به نزد ما آمدند و این‌ها را از دست این شرقی‌های خارجی، سرکشان، طاغیان، باغیان، کافران نجات دادند، کسانی که در جزیره العرب فساد می‌کردند و عقیده آن‌ها عقیده حلول و کفر بود، خون مسلمان‌ها را حلال دانستند و جلوی حج حجاج را گرفتند، خدا را شاکریم که این نعمت عظیم را به ما داده است؛ پس همان موقع هم همین‌طور بوده و با الآن فرقی نمی‌کرده است! این نامه برای صد سال قبل است.

مجری:

مثل این است که همین الآن نوشته شده است.

استاد ابوالقاسمی:

این زمانی است که آقایان اهل سنت از مصر آمدند و حکومت اول وهابیون را از بین بردند. الحمدلله خدا را شاکریم که این وسیله و مدرک هم پخش شد و دوباره مهر بطلانی بر سایر مدارک موجود بر ضد آقایان وهابی است.

و آخرین مطلبی هم که بعضی خبرها به همین قضیه برمی‌گشت بیانیه مقام معظم رهبری در مورد وهابیون و علما و پادشاهان آل سعود بود و آن‌ها را مفسد فی‌الارض معرفی کرد. بر همگان مشخص شده است این‌ها چه افراد خبیثی هستند و چه کارهایی انجام می‌دهند.

در یک و نیم تا دو ماه اخیر آقای اللهیاری، که ما قبلاً هم گفتیم ایشان در عقاید تشیع صفر است و ثبات عقلی هم ندارد ولی با همین حال از پس وهابی‌ها برمی‌آید،  ایشان با همان نداشتن ثبات عقلی بر ضد علمای شیعه کار می‌کند و مطالبی را مطرح می‌کند؛ دوستان به ما گفتند جواب بدهید، گفتیم آن‌قدر تناقض‌گویی در حرف‌های او وجود دارد که نیاز به جواب نیست؛ دیدم چند نفر از جوان‌های شیعه به او جواب داده‌اند و او هم این‌ها را بلاک یا فحاشی کرده است، ایشان قبلاً سعی می‌کرد خودش را مرتبط با آیت الله العظمی وحید نشان دهد، در همین حرف‌های آخری که مطرح کرده بود گفته بود آیت الله العظمی وحید هم به لعنت علم اصول گرفتار شده است و دفتر ایشان چنین و چنان است، خودش چنین و چنان است! بعد که دید خیلی خراب‌کاری کرده است آن مطلب را برداشت و چیز دیگری گذاشت و گفت من خبر موثق دارم آیت الله العظمی وحید خودش مخالف علم اصول است! یکی از حرف‌های خنده‌دار ایشان است چراکه آیت الله وحید یکی از معروف‌ترین درس‌های اصول را در قم دارد؛ می‌گفت خبر دارم ایشان خودش مخالف تقلید و مرجعیت است! آقای اللهیاری این دروغ‌ها چیست که مطرح می‌کنی؟ یعنی کار به جایی رسیده است که همگان فهمیدند این فرد، در باب عقیده شیعه دروغ‌گو است و از عقیده شیعه چیزی نمی‌داند و تناقضات زیادی دارد و بچه شیعه‌ها جواب او را دادند. حرف‌هایی که تو در باب تقلید و... می‌زنی روایت صریحاً خلاف تو را می‌گوید.

اما چیزی که به ما مربوط بود هفته قبل چند متنی مطرح کرده است، خودش یا افراد وابسته به خودش هم این‌ها را جعل کرده‌اند که مثلاً آیت الله دکتر حسینی قزوینی در تلگرام به من نامه فرستادند! اگر راست می‌گویی اصل آن را فوروارد کن! آیت الله دکتر حسینی قزوینی اگر برای تو ارزش قائل بودند آن زمانی که به آمریکا آمدند و در صد متری محل اقامت تو برنامه داشتند، حداقل سلامی به تو می‌کردند. آن‌قدر برای تو ارزش قائل نیستند و ریز و درشت کارهایی که آن‌جا انجام دادی را می‌دانند. مردم آن‌جا از دست تو شاکی هستند، مردم آمریکا در همان محله و شهر از تو شاکی هستند، و می‌گویند ما از دست تو خون دل می‌خوریم. چرا این کارها را می‌کنی؟ این چه بلایی است که تو با این فتنه انگیزی‌ها بر سر تشیع ایجاد می‌کنی؟ خجالت بکش. ما استاد و سرورمان دکتر حسینی قزوینی را ملقب به آیت الله خطاب می‌کنیم، اما خود ایشان‌ که وقتی می‌خواهد بنویسد نمی‌گوید آیت الله، برای درس خودشان می‌نویسند استاد حسینی قزوینی، دیگران نوشته‌اند آیت الله، گفته‌اند نه، بنویسید استاد حسینی قزوینی؛ آن‌وقت به تو نامه بنویسند و بگویند آیت الله دکتر حسینی قزوینی! حداقل می‌خواهی جعل کنی عاقلانه باشد و از عقل نشأت گرفته باشد نه از آن جهالت‌ها و خباثت‌های درونیت؛ دوباره هم عرض می‌کنیم تو به همان وهابیت بپرداز، لازم نیست وارد عقیده شیعه شوی، چیزی از عقیده شیعه نمی‌دانی، قبلاً هم این بر همگان ثابت شده است، نیازی هم به پاسخ دادن به حرف‌های تو نیست، یعنی همین‌که یک روز می‌گویی آیت الله وحید به لعنت علم اصول گرفتار شده است و خودش گمراه است و چند روز بعد می‌گویی ایشان خودش مخالف علم اصول است، این‌ها بر همگان روشن کرد قصد تو فتنه انگیزی در درون شیعه است، اینکه از روی جهالت است یا از روی خباثت، خدا می‌داند. ما نمی‌خواهیم حکم کنیم، اما همین مقدار می‌دانیم که او در عقیده شیعه چیزی نمی‌داند و از پس وهابی‌ها برمی‌آید، چون عقیده آن‌ها بسیار باطل و ضعیف است پس شما از پس آن‌ها برمی‌آیید.

مجری:

ممنون از شما استاد ابوالقاسمی. امشب که شهادت امام باقر علیه‌السلام است دوست داریم در مورد حضرت بیشتر بدانیم. استاد برای ما از شخصیت آقا امام باقر علیه‌السلام بفرمایید.

استاد ابوالقاسمی:

در مورد جایگاه امام باقر علیه‌السلام، علمای اهل سنت مطالب بسیار مهمی مطرح کردند، از جمله عبدالله بن عطا که از معاصرین حضرت و از بزرگان علمای تابعین است، می‌گوید:

عن عبد الله بن عطاء قال ما رأيت العلماء عند أحد أصغر علما منهم عند أبي جعفر لقد رأيت الحكم عنده كأنه متعلم

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ج 54   ص 278، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

حلية الأولياء وطبقات الأصفياء ج 3   ص 186، اسم المؤلف:  أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة

نديدم دانشمندان را كه نزد كسي چنين خويش را كوچك پندارند كه نزد امام باقر علیه‌السلام  كوچك بودند. حكم بن عتيبه نزد امام باقر علیه‌السلام  فقط يك شاگرد بود.

می‌گویند ایشان یک مقداری بلد است دیگری مقداری دیگر، یا فلانی بیشتر بلد است، اما وقتی علما و نه افراد عادی، علمای آن دوران ‌که معروف‌ترین فقهای زمان خودشان در بین اهل سنت در طول تاریخ به‌حساب می‌آیند اين‌گونه باشند؛ ما مذاهب اربعه را داریم، ولی این‌ها می‌گویند حرف‌های فقهای قبل از خودشان را جمع‌آوری و دسته‌بندی کرده‌اند تا یک فقه مدون شده است؛ یعنی اساس فقه، فقه دوران قبل از خودشان یعنی دوران تابعین است. می‌گوید حکم بن عتیبه از بزرگان فقهایشان در نزد حضرت مثل یک دانش‌آموز بود. بزرگ‌ترین فقهای تابعین در نزد اهل سنت شاگردی امام باقر علیه‌السلام   را می‌کردند و در مقابل حضرت مثل یک دانش‌آموز بودند؛ این را ابن عساکر در تاریخ دمشق، أصبهاني در حلية الأولياء مطرح کرده است.

المعروف بالباقر سمي بذلك لأنه بقر العلم اي شقه فعرف أصله وعلم خفيه... إمام بارع مجمع على جلالته معدود في فقهاء المدينة وأئمتهم

تهذيب الأسماء واللغات ج 1   ص 103، اسم المؤلف:  محي الدين بن شرف النووي الوفاة: 676هـ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1996 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مكتب البحوث والدراسات

به ایشان باقر می‌گفتند چون علم را شکافت و اصل و فرع آن را هم دانست امامی اهل برائت و ریزبین است که اجماع بر جلالت او است و جزء فقها و ائمه مدینه به حساب می‌آید

اما این که به حضرت باقر گفتند ، می‌گویند چون ایشان علم را شکافت، ولی یک روایتی هم در کتب عزیزان اهل سنت ترجمه و شرح حال محمد بن الباقر آمده است که می‌گوید:

لقب بالباقر لما روی عن جابر بن عبد الله الأنصاری قال: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) یا جابر یوشک أن تلحق بولد من ولد الحسین، إسمه کإسمی، یبقر العلم بقرا. أی یفجره تفجیرا. فاذا رأیته فاقرأه منی السلام. قال جابر: فاخر الله مدتی حتی رأیت الباقر فاقرأته السلام عن جده محمد (صلی الله علیه وآله).

سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب ص74، تأليف: أبي الفوز محمد أمين البغدادي الشهير بالسويدي ، دار النشر: دار إحياء العلوم-بيروت، بی‌تا

جابر بن عبدالله الانصاری صحابی روایت کرده است (سند برای او قطعی بوده است) پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود ای جابر تو زنده می‌مانی تا فرزندی از فرزندان حسین علیه‌السلام را که همنام من است، دیدار می‌کنی او علم دین را به خوبی می‌شکافد آنگاه که دیدارش کردی، سلام مرا به او برسان. جابر گفت: خداوند عمر مرا به تأخیر افکند تا این که امام باقر علیه‌السلام را دیدم و سلام جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله را به او رساندم.

بعد جالب است می‌گوید روی انگشتر ایشان نوشته بود:

ظنی بالله حسن وبالنبی الموتمن وبالوصی ذی المنن وبالحسین وبالحسن

سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب ص74، تأليف: أبي الفوز محمد أمين البغدادي الشهير بالسويدي ، دار النشر: دار إحياء العلوم-بيروت، بی‌تا

به خدا خوش گمان هستم، به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم خوش گمان هستم، به وصی پیامبر که منت‌های زیادی دارد خوش گمان هستم

ایشان می‌گوید امام باقر علیه‌السلام  شیعه بودند و وصایت حضرت علی علیه‌السلام  را قبول داشتند و تفکرشان با تفکر اهل سنت فرق می‌کرده است.

ولم یظهر عن احد من اولا الحسین من علم الدین والسنن وعلم السیر وفنون الادب ما ظهر عن ابی جعفر الباقر

سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب ص74، تأليف: أبي الفوز محمد أمين البغدادي الشهير بالسويدي ، دار النشر: دار إحياء العلوم-بيروت، بی‌تا

از هیچ یک از فرزندان حسین علیه‌السلام   از علم دین و سنت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و قرآن و سیره و فنون ادب به مقداری که از ابوجعفر باقر علیه‌السلام به ظهور رسیده است، ظاهر نشده است

حضرت در مدینه قبل از شهادت امام حسین علیه‌السلام به دنیا آمد در زمان شهادت امام حسین علیه‌السلام سه ساله بود، و مادر ایشان  فاطمه بنت حسن بن ابی‌طالب و همسر امام سجاد علیهم‌السلام  بودند و از آن به بعد تمام ائمه هم حسنی و هم حسینی هستند. روایت داریم آقا امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف  هم از امام حسن علیه‌السلام و هم از امام حسین علیه‌السلام است. و بعد می‌گوید ایشان در زیر گنبدی که بر روی قبر عباس ساخته بودند دفن شد، که هم نشان می‌دهد گنبدسازی جایز است، و هم نشان می‌دهد ائمه شیعه علیهم‌السلام  و بزرگان اهل سنت مثل عباس عموی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را هم را از همان ابتدا زیر گنبد دفن می‌کردند که شیعه و سنی ایشان را قبول دارند. و هم نشان می‌دهد آن چیزی که وهابی‌ها مطرح می‌کنند که این‌ها بدعت است همه دروغ و به خاطر تخریب آثار اسلامی است.

عبارت دیگر در تذکرة الخواص علامه سبط ابن الجوزی است كه می‌نویسد:

وانما سُمِّیَ الباقر من کثرة سجوده، من بَقَرَ السجود جِبْهتَه ای فتحها و وسعها... قال أبو یوسف قلت لأبی حنیفة لقیت محمد بن علی الباقر فقال نعم وسألته یوما فقلت له أ أراد الله المعاصی؟ فقال أفیعصی قهراً، قال ابوحنیفه فما رایت جواباً افحم منه.

وقال عطاء: ما رأيت العلماء عند أحد أصغر علماً منهم عند أبي جعفر لقد رأيت الحكم عنده كأنه مغلوب ویعنی بالحکم الحکم بن عیینۀ و کان عالماً  نبیلاً جلیلاً فی زمانه.

تذکرة الخواص ص 336، اسم المؤلف: العلامة شمس الدين سبط الحافظ إبن الجوزي الحنفی، الوفاة: 654هـ، دار النشر: مکتبة نینوی الحدیثه-طهران، بی‌تا

به او باقر می‌گفتند چون آن‌قدر سجده کرد که پیشانی‌اش گشاده شد. ، به ابوحنیفه گفت امام باقر علیه‌السلام  را دیدی؟ گفت بله، سؤالی از او پرسیدم، ، ابوحنیفه گفت من از جواب‌های امام باقر علیه‌السلام   قوی‌تر و محکم‌تر ندیدم.

عطاء گفت: نديدم دانشمندان را كه نزد كسي چنين خويش را كوچك پندارند كه نزد امام باقر علیه‌السلام  كوچك بودند. حكم بن عتيبه نزد امام باقر علیه‌السلام  فقط يك مغلوب بود.

همان حرف عطاء را که مطرح کردیم این جا هم عرض می‌کند. سپس می‌نویسد:

وذکر المداینی: عن جابر بن عبدالله أنه أتی أبا جعفر محمد بن علی الی الکتاب وهو صغیر فقال له رسول الله یسلم علیک فقیل لجابر وکیف هذا؟ فقال کنت جالساً عند رسول الله والحسین فی حجره وهو یداعبه فقال یا جابر یولد مولود إسمه علی اذا کان یوم القیامة نادی منادلیقم سید العابدین قیقوم ولده ثم یولد له ولد اسمه محمد فان أدرکته یا جابر فاقرأه منی السلام

تذکرة الخواص ص 337، اسم المؤلف: العلامة شمس الدين سبط الحافظ إبن الجوزي الحنفی، الوفاة: 654هـ، دار النشر: مکتبة نینوی الحدیثه-طهران، بی‌تا

داینی از جابر نقل می‌کند که روزی خدمت امام باقر علیه‌السلام مکتب‌خانه‌ای که ایشان بودند آمد درحالی‌که حضرت کوچک به ایشان عرض کرد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به شما سلام رساند، به جابر فرمودند چگونه پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به من سلام رسانده است؟

گفت نزد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بودم و امام حسین علیه‌السلام  در دامن ایشان بودند و با او بازی می‌کردند سپس فرمودند ای جابر فرزندی برای او به دنیا می‌آید نامش علی است، در روز قیامت یک نفر ندا می‌دهد سرور عابدین بایستد، او که فرزند امام حسین علیه‌السلام  است بر خواهد ایستاد، فرزندی برای علی به دنیا می‌آید که اسم او محمد است، جابر اگر او را درک کردی (به زمان او رسیدی) سلام مرا به او برسان.

و می‌نویسد که روایت شده است که جابر بعد از نابینایی با حضرت امام باقر علیه‌السلام  ملاقاتی داشت، سلام کرد، سؤال کرد شما که هستید؟ فرمود من محمد بن علی بن الحسین علیهم‌السلام هستم، گفت نزدیک شو، جابر بن عبدالله دو دست و دو پای امام باقر علیه‌السلام را بوسید، و دوباره همان روایت را ذکر می‌کند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به شما سلام رسانده است.

امام باقر علیه‌السلام چنین جایگاهی داشته است که ابوحنیفه این صحبت‌ها را نقل می‌کند، بقیه فقهای تابعین در مقابل حضرت مثل کودک خردسال بودند، آیا واقعاً شایسته است ما علوم امام باقر علیه‌السلام را کنار بگذاریم و به آن چه از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نقل کرده است توجه نکنیم اما به سراغ آقای ابوهریره و ابن ملجم و قاتلین امام حسین علیه‌السلام  برویم؟! شما ابن ملجم را جزء صحابه می‌دانید، قاتلین امام حسین علیه‌السلام  را جز صحابه می‌دانید، ابوهریره را هم که خودتان گفته‌اید آقای عمر به او گفته است تو به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دروغ می‌بندی. عایشه همسر رسول الله صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌گفت تو به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دروغ می‌بندی. شاعر عرب هم شعری سروده است، مضمون آن این است که می‌گوید من تابع دینی هستم که می‌گوید پدرم از جدم از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  از جبرئیل از خدا نقل می‌کند، تو می‌خواهی به سراغ حرف کعب الاحبار و بقیه بروی؟ کدام را ما قبول کنیم؟ همین باید برای ما یک درست عبرت باشد.

مجری:

ممنون از شما استاد ابوالقاسمی. جا دارد نسبت به امام باقر علیه‌السلام معرفت خود را افزایش دهیم. هدف از برنامه ما دفاع از قرآن و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است؛ چند جلسه‌ای استاد در خصوص دیدگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد ایرانیان صحبت کردند که با بازخورد خیلی خوبی از جانب شما عزیزان مواجه شد و به همین خاطر برنامه‌ها به صورت سریع تایپ شد و در سایت شبکه جهانی ولایت به صورت متن هم قرار داده شد تا شما بتوانید راحت‌تر استفاده کنید؛ امشب هم قرار است استاد ابوالقاسمی این بحث را ادامه دهند.

استاد ابوالقاسمی:

ما در برنامه‌های گذشته راجع به صحبت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد ایرانی‌ها و روش آن‌ها در برخورد با ایرانی‌ها صحبت کردیم. من یک سؤال را به عنوان مقدمه عرض می‌کنم که خیلی از حقایق را برای شما روشن می‌کند؛ دیدید آل الشیخ مفتی اعظم عربستان وقتی می‌خواست ایرانی‌ها را اسم ببرد گفت ایرانیان أبناء المجوس هستند. قدیم به ما مجوس و آتش‌پرست می‌گفتند. آیا خبر دارید وقتی‌که می‌خواهند در بین عرب‌ها تشیع را بد جلوه بدهند می‌گویند این‌ها فارس و مجوس هستند؟ چند سایت را به شما نشان دهم؛ سایت www.dd-sunnah.net می‌گوید:

الصلة بين الشيعة الرافضة و المجوس

http://www.dd-sunnah.net/forum/showthread.php?t=69122

تشیع دین مجوسی‌ها است، دین ایرانی‌ها است، این آقایان ضد دین که گفتیم با وهابی‌ها یکی هستند و ثابت هم کردیم، وقتی می‌خواهند عرب را از تشیع دور کنند می‌گویند دین فارس‌ها است! وقتی می‌خواهند فارس‌ها را از تشیع دور کنند می‌گویند چرا عرب پرستی؟! ما کدام طرف را ببینیم؟! این باید ما را به فکر بیندازد که کدام طرف است! واقعاً تشیع دین مجوس است؟ پس آن کسانی که می‌گویند عرب پرستی، بر چه اساسی این حرف را می‌زنند؟ اگر عرب پرستی است چرا رفیق‌های شما همان‌هایی که شما از آن‌ها پول می‌گیرید می‌گویند این دین رافضه است؟ علت چیست که هر کجا مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام  باشد شما باید با یک بهانه‌ی قومیتی به دروغ، مردم را از تشیع دور کنید؟ علمی که حرفی ندارند فقط می‌خواهند قومیتی مردم را از تشیع دور کنند، در مناظرات هر کجا با شیعیان بحث می‌کنند شکست می‌خورند، هر گروهی از آن‌ها هم که بودند، از آتئیست‌ها و ضد دینها، بهائیت، وهابیت و گروه‌های صوفی که از جهات فکری با آن‌ها مخالفت داشتیم شکست خوردند؛ اگرچه ما خیلی از صوفی‌ها را کافر نمی‌دانیم و آن‌ها هم ما را کافر نمی‌دانند ولی وهابی‌ها تکفیر می‌کنند، به هر صورت وقتی با آن‌ها بحث می‌کنیم پیروزی با شیعه است؛ هر کجا بحث علمی بوده شیعه برنده شده است. چرا شما عرب‌ها را با بحث قومیتی از تشیع جدا می‌کنید؟ فارس‌ها را هم با بحث قومیتی از تشیع جدا می‌کنید؟ چرا به عرب‌ها می‌گویید تشیع دین فارس است شیعه نشوید؟ به ایرانی‌ها می‌گویید تشیع عرب پرستی است شیعه نمانید! انسان باید فکر کند! اهل‌بیت علیهم‌السلام با ایرانی‌ها رفاقت خوبی داشتند. مغیرة که همه او را می‌شناسند، از افرادی بوده است که خیلی بر ضد اهل‌بیت علیهم‌السلام  کار کرده است و به او «داهية العرب» یعنی هوشمند عرب می‌گفتند، چند نفر عمرو عاص، مغیرة و دو سه نفر دیگر در بین عرب بودند که این لقب را داشتند. او می‌گوید:

3 - « قال مغيرة : كان علي « عليه السلام » أميل إلى الموالي ، وألطف بهم ، وكان عمر أشدّ تباعداً منهم »

الصحيح من سيرة الإمام علي ( ع ) - السيد جعفر مرتضى العاملي - ج 13 ص 317

علی علیه‌السلام بیشتر از همه به موالی، میل داشت و  به آن‌ها لطف می‌کرد اما عمر بیشتر از همه از آنان دوری می‌کرد.

موالی یعنی کسانی که در جنگ‌های خلفا اسیر شده بودند که غالباً هم ایرانی بودند، خود حضرت علی علیه‌السلام  رفیق این‌ها بود، در سیره حضرت علی علیه‌السلام   مشخص بود که طرفدار ایرانی‌ها بود.

عبارت دیگری که خیلی مهم است، اشعث بن قیس که منافقی بود روزی خدمت حضرت رسید و گفت:

ومن ذلك قول الأشعث بن قيس لعلي بن أبي طالب رحمه الله وأتاه يتخطى رقاب الناس وعلي على المنبر فقال : يا أمير المؤمنين غلبتنا هذه الحمراء على قربك ، قال : فركض علي المنبر برجله

الغارات - إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي - ج 2 ص 829

ماجرا را برای شما تصویر کنم؛ فرض کنید جلسه‌ای پر از جمعیت برقرار است یکی بیاید و همه را هول بدهد و از بین جمعیت رد شود و جلو بیاید و به کسی که روی منبر است خطاب و عتاب کند، یعنی خیلی از این قضیه ناراحت است، وسط جلسه عمومی همه را کنار زده و با کسی که روی منبر است بلند بلند صحبت می‌کند که این سرخ‌پوست‌ها، اشاره به طیف عراقی و ایرانی بود، چه کسانی هستند که از ما به تو نزدیک‌تر هستند؟ اطراف حضرت همه ایرانی‌ها هستند و اشعث بن قیس عصبانی شده و این‌ها را کنار زده و جلو آمده، و  با لگد به منبر حضرت علی زد و گفت این‌ها چه کسانی هستند که اطراف خودت جمع کرده‌ای. صعصعة بن صوحان العبدی که معروف‌ترین خطیب عرب و شیعه حضرت علی علیه‌السلام بود و زبان بسیار گویایی داشته است، از نظر اخلاقی با اخلاقیات حضرت آشنا بود، رو کرد به او و گفت: خودت را بیچاره کردی

فقال صعصعة بن صوحان العبدي : ما لنا ولهذا يعني الأشعث ليقولن أمير المؤمنين اليوم في العرب قولا لا يزال يذكر

الغارات - إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي - ج 2 ص 829

در این هنگام صعصعه بن صوحان یکی از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه‌السلام  در جواب اشعث گفت : ما را با این مرد چه کار؟ امروز امیر مؤمنان کلامی درباره اعراب می‌فرمایند که همیشه ماندگار خواهد بود.

صعصعه (که عرب بود و نه عجم) گفت این چه حرفی بود زدی؟  این را هم عرض کنیم عرب‌ها چه کسانی هستند؟ همان کسانی که طیف صحابه به حساب می‌آیند، پس عراقی‌ها، یمنی‌ها و ایرانی‌ها داخل این نیستند، چون در لغت حمراء به حساب می‌آیند، آن طیف اولیه که عرب‌های خود حجاز بودند اسمر به حساب می‌آمدند.

فقال علي : من يعذرني من هذه الضياطرة يتمرغ أحدهم على فراشه تمرغ الحمار ، ويهجر قوم للذكر ، فيأمرني أن أطردهم ، ما كنت لأطردهم فأكون من الجاهلين

الغارات - إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي - ج 2 ص 829

علی علیه‌السلام  فرمود: چه کسی می‌آید این نادان‌ها (اشعث) را از جلوی من جمع می‌کند ببرد؟ به بسترش می‌رود مثل الاغ می‌خوابد و از خواب بیدار نمی‌شود، و حاضر نیست اسم گروهی (ایرانی‌ها) را ببرد! به من دستور می‌دهد این‌ها را طرد کنم (هرگز آنان را از خود نخواهم راند چون در این صورت) از جاهلین هستم

یعنی او به جای این که بگوید ایرانی‌ها، به جای این که بگوید مسلمان‌ها می‌گوید این سرخ‌پوست‌ها، که برای توهین به کار می‌بردند. سپس روایتی که قبلاً خدمت شما عرض کردم این جا دوباره تکرار می‌کند:

والذي فلق الحبة وبرأ النسمة ليضربنكم على الدين عودا كما ضربتموهم عليه بدءا .

الغارات - إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي - ج 2 ص 829

قسم به کسی که دانه را شکافت و موجودات را خلق کرد، روزی ایرانیان شما (اعراب) را به بازگشت به اسلام می‌خوانند (می‌کشانند) همان‌گونه که شما در آغاز برای پذیرش اسلام آنان را می‌خواندید (می‌کشاندید)

 آقایان حجازی، یمنی‌ها و عراقی و ایرانی‌ها شما را با کتک به داخل دین برمی‌گردانند همان‌طوری که شما در ابتدا به زور خواستید این‌ها را وارد اسلام کنید. الآن هم دارد همین‌طور می‌شود، عربستان وهابی در مقابل یمن کم آورده است! حضرت پیش‌گویی کردند این‌ها شما را با چوب وارد دین می‌کنند، اگر «عودا» برگشت باشد، ليضربنكم على الدين، به زور شما را وارد دین می‌کنند. تا نباشد چوب‌تر وهابی آدم نمی‌شود! این‌ها باید با چوب آدم شوند. حضرت علی علیه‌السلام  پیش‌گویی کردند و گفتند این‌ها با چوب آدم می‌شوند و چوب همین حمراها، همین عراقی‌ها و ایرانی‌ها و یمنی‌ها آنان را دوباره مسلمان خواهد کرد، قبلاً هم گفته‌ایم حرفی که این‌ها می‌زنند تولید شیطان است، حضرت فرمودند این‌ها شما را به دین برمی‌گردانند. ما مجموع روایات و فرق دو طیف با یکدیگر را بیان می‌کنیم؛ این‌ها چطور نگاه می‌کردند و آن‌ها چطور نگاه می‌کردند؟ حضرت علی علیه‌السلام چطور با ایرانی‌ها و عراقی‌ها و یمنی‌ها رفیق بوده و آن‌ها با این‌ها چطور برخورد می‌کردند؟

عبارت بعدی اینکه زنی عرب خدمت حضرت علی علیه‌السلام آمد و گفت چطور به این‌ها به اندازه ما پول می‌دهی؟ ما عرب هستیم و او عجم است! حضرت گفتند: من قرآن را خواندم در قرآن هیچ برتری بر بنی اسماعیل بر بنی اسحاق ندیدم، شما عرب هستید فرزندان اسماعیل هستید این‌ها فرزندان اسحاق هستند، پسر عمو هم هستید و هیچ فرقی از جهت تقسیم‌بندی اموال با هم نداریم، در کتاب بحارالانوار این روایت را آورده است که:

وروى أبو إسحاق الهمداني أن امرأتين أتتا عليا عليه السلام إحداهما من العرب والأخرى من الموالي فسألتاه ، فدفع إليها دراهم وطعاما بالسوء ، فقالت إحداهما : إني امرأة من العرب وهذه من العجم ، فقال : إني والله لا أجد لبني إسماعيل في هذا الفئ فضلا على بني إسحاق .

بحارالانوار - العلامة المجلسي - ج 41 ص 137

دو زن خدمت حضرت علی علیه‌السلام  آمدند، یکی عرب و دیگری از موالی بود؛ حضرت به صورت مساوی به هر دو درهم و غذا دادند، یکی از آنان گفت من عرب هستم و او عجم است آیا یکی می‌دهی؟! فرمود: به خدا قسم من هیچ فضلی را درباره برتری بنی اسماعیل بر بنی اسحاق ندیدم

بنی اسماعیل هیچ فرقی با بنی اسحاق در بخشش ندارند. مشخص است که قبل از حضرت علی علیه‌السلام پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  چقدر تلاش کرد که عرب و عجم را از کار بیندازد، لا فرق بين عربي و لا أعجمي و لا أبيض ولا أسود إلا بالتقوى. در دوران رحلت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم چه چیزی سبب شد تا دوران حضرت علی علیه‌السلام  دوباره این تفکر به وجود بیاید؟ همان کاری که در زمان خلیفه دوم بود که به اعراب پول بیشتر می‌داد و به عجم‌ها نمی‌داد، و این توقع شده است که من عرب هستم و او عجم است، نباید به من اندازه او بدهی! پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم که این کار را نمی‌کرد. هفته‌های قبل روایت را خواندم که گفتند پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به سلمان زن داد، به فلان برده سیاه هم زن داد، به عرب هم زن داد و فرقی نمی‌گذاشت، به همه یک جور پول می‌داد. آیا این سیره رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام  بود که با مساوات نگاه نمی‌کردند یا سیره دیگر خلفا؟! این باید برای مردم حل شود، چه چیزی است که سبب شده ما الآن در جوامع خود، آن طرف می‌گوید تشیع دین عجم است نروید، این طرف می‌گوید عرب پرستی است، بین این دو گروه می‌خواهد دعوا به راه بیندازد! در حالی که ما می‌گوییم هیچ فرقی نمی‌کند، همه با هم مساوی هستند، ما در حجاز، شیعیان سعودی هم داریم، اهل سنت هم هستند، یک طایفه وهابی هم هستند، ما نمی‌گوییم چون شما حجازی هستید بد هستید، چون شما عراقی هستید بد هستید، چون شما ایرانی هستید بد هستید، نه؛ ما این حرف‌ها را نمی‌زنیم، ما می‌گوییم همه با هم برادر هستند و اهل‌بیت علیهم‌السلام  به همه به یک شکل نگاه می‌کردند، اما کسانی که چه ایرانی، می‌خواهد ایرانی پرستی راه بیندازد و چه عربی که عجم را طرد کند، این‌ها هر دو یک روش است، روش خلفای بعد از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم غیر از حضرت علی علیه‌السلام  است؛ یعنی تو که می‌گویی فقط ایرانی، تو هم مثل طرفداران خلیفه دوم هستی که می‌گفت فقط عرب، در صورتی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم این را نمی‌گفت. اگر می‌خواهی واقعاً دیانت داشته باشی یا می‌خواهی انسانیت داشته باشی عرب و عجم نباید برای تو فرقی داشته باشد؛ ما رفقای سیاه پوست داریم و به رفاقت با آن‌ها افتخار هم می‌کنیم و من دست بعضی از آن‌ها را هم می‌بوسم. رفقای افغانی داریم، رفقای پاکستانی داریم، رفقای عراقی و عربستانی و سوری و ترک داریم، با همه هم ارتباط صمیمی و دوستانه داریم هیچ مشکلی هم نداریم. اما این می‌گوید فقط ایرانی او هم می‌گوید فقط عرب. آبشخور و نتیجه این دو فکر جدا بودن و جهانی نبودن اسلام است. کسی که به دنبال جهانی بودن اسلام است این حرف‌ها را نمی‌زند. و جالب است اگر می‌خواهید نتیجه این حرف‌ها را ببینید که در کجا مشخص می‌شود منا و اربعین را ببینید. برای ما تعریف کرده‌اند، غصه می‌خوریم می‌گوید سعودی در منا یک مسیر دویست سیصد متری ایستاده و در را بسته قفل زده است، کلید هم دست او است می‌گوییم باز کن باز نمی‌کند، می‌گوید این جا خیمه عرب‌ها است! نباید بگذاریم شما وارد شوید! می‌گوییم در حال مردن هستیم! می‌گوید نه نباید وارد شوید، می‌گوییم آب بدهید! می‌گوید نه سهمیه آب این‌ها است شما حق ندارید به آن‌ها آب بدهید! البته این‌ها را نمی‌گویم که عزیزان با عرب‌ها بد شوند، الآن عراقی‌ها هم عرب هستند، در اربعین،  از نجف تا کربلا و از بغداد تا کربلا این دو طرف فاصله‌ای نیست که شما هر کجا خسته شدید دری باز نشود و نتوانید استراحت کنید. از بصره با فاصله هر سیصد متر و چهارصد متر مکانی برای استراحت است. اما این جا نه، چسبیده به همدیگر است. یعنی شما از این موکب رد شوی چسبیده به آن موکب بعدی است. این جا خسته شدی پنج ساعت جلوتر بروی در موکب بعدی می‌نشینی، استراحت می‌کنی، غذا و آب به تو می‌دهند. کجایی هستی؟ کاری به کجایی بودن ندارند. می‌گوید تو محب اهل‌بیت علیهم‌السلام  هستی. اهل‌بیت علیهم‌السلام  محب همه انسان‌ها بودند و تو هم محب اهل‌بیت علیهم‌السلام  هستی و برای ما فرقی نمی‌کند که کجایی باشی. آیا عراقی می‌گوید تو عراقی باشی به تو خدمت می‌کنم؟! نه؛ می‌گوید تو محب اهل‌بیت علیهم‌السلام  هستی و اربعین برای زیارت آمده‌ای و به تو خدمت می‌کنم. خیلی از سنی‌ها سال قبل برای اربعین آمدند دیدند چه خبر است، نمی‌گوید تو شیعه هستی یا سنی، مسیحی هم آمده است، یهودی هم آمده است. مسیحی‌ای که محب اهل‌بیت علیهم‌السلام  است کتاب نوشته است «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» ، می‌فهمد حضرت علی علیه‌السلام  با بقیه فرق دارد بقیه می‌گویند عدالت عربی، عدالت ایرانی، امام حضرت علی علیه‌السلام  می‌گوید عدالت انسانی. آن مسیحی در راه آمده  و عراقی می‌گوید تو مسیحی هستی قدمت روی چشم، محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام   هستی، تو یهودی هستی قدمت روی چشم، این جا ما کاری به مذهب نداریم، کاری به کشور نداریم، کاری به رنگ و پوست نداریم، خدمت به همه می‌کنند و افتخار هم می‌کنند، این شیعه اهل‌بیت علیهم‌السلام  می‌شود. واقعاً اگر دوست دارید ببینید اهل‌بیت علیهم‌السلام  چه کسانی بودند الآن این یک نمود کوچکش است؛ این که بعضی‌ها شاکی می‌شوند و می‌گویند چرا آن‌قدر اهل‌بیت، اهل‌بیت می‌کنید، واقعاً نمی‌شود آن‌ها را با بقیه قیاس کرد، چه کسی را با چه کسی قیاس کنیم؟! کسانی که این تفکر را جا انداختند، خودشان برای معاویه می‌گویند ، آقای رشید رضا که در کتاب الوحی المحمدی می‌گوید یکی از اروپاییان به بعضی از مسلمان‌ها می‌گفت:

قال احد کبار علماء آلمان فی الاستانه لبعض المسلمین و فیهم احد شرفاء مکه: انّه ینبغی لنا ان نقیم تمثالا من الذهب لمعاویة بن ابی سفیان فی میدانٍ کذا من عاصمتنا «برلین». قیل: لماذا؟ قال : لأنه هو الذي حول نظام الحكم الإسلامي عن قاعدته الديمقراطية إلى عصبية الغلب ، ولولا ذلك لعم الإسلام العالم كله

الوحي المحمدي ص 282، اسم المؤلف: محمد رشيد بن علي رضا بن محمد شمس الدين بن محمد بهاء الدين بن منلا علي خليفة القلموني الحسيني (المتوفى: 1354هـ)، دار النشر: مؤسسة العز الدين، 1406هـ

یکی از دانشمندان بزرگ آلمان در آستانه (دولت عثمانی) به برخی مسلمانان از جمله شُرفای مکّه، گفته است: شایسته است ما مجسّمه معاویه را از طلا در میدان برلین برپا کنیم. گفتند: چرا؟! او اظهار داشت: چون او نظام اسلامی را از اساس دموکراسی به نظام سلطه و زور تبدیل کرد و اگر این موضوع نبود، اسلام عالم را فرامی‌گرفت.

فکر معاویه از کجا نشأت گرفته است؟ معاویه رفیق حضرت علی علیه‌السلام   بود؟ معاویه کدام تفکر اسلامی را داشت؟ تفکر اسلامی حضرت علی علیه‌السلام  را داشت یا بقیه خلفا! این باید مشخص شود، اگر فکر او فکر حضرت علی علیه‌السلام  بود چرا با ایشان جنگید! این‌ها باید برای مردم حل شود، پس این تفکر که تقسیم‌بندی و جدا می‌کردند این روش اهل‌بیت علیهم‌السلام  نیست و اهل‌بیت علیهم‌السلام برخلاف این حرف‌ها و برخلاف این نظرها مساوات را بین همه یکی می‌دانستند.

در عبارت دیگر می‌گوید:

أمير المؤمنين عليه السلام : أيجوز تزويج الموالي بالعربيات ؟ - فقال : تتكافأ دماؤكم ولا تتكافأ فروجكم . ؟ !

الغارات - إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي - ج 2 ص 828

از امام علی علیه‌السلام  پرسیدند آیا جایز است عرب‌ها با موالی ازدواج کنند؟ حضرت فرمود خون شما با هم یکی است(هر دو مسلمان هستید) اما حق ازدواج با شما را نداشته باشند؟

این چه حرفی است که شما می‌زنید، این چه تفکراتی است که دارید! این فکرها از کجا آمده بود؟ کسانی که این سؤال‌ها را می‌پرسیدند مگر عرب نبودند؟ مگر حجازی نبودند؟ مگر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را ندیده بودند؟ مگر این که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود لا فرق بين عربي و لا أعجمي و لا أبيض ولا أسود إلا بالتقوى را ندیده بودند؟ بین پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و حضرت علی علیه‌السلام  چقدر فاصله بود؟ در این سی سال چه چیزی رخ داده است که این فکرها آمده است؟

عبارت طولانی دیگری که در تاریخ این قضیه نقل شده است؛ به خدمت امام صادق علیه‌السلام آمدند:

قال رجل لأبي عبد الله عليه السلام :إن الناس يقولون : من لم يكن عربيا صلبا أو مولى صريحا فهو سفلي ، فقال : وأي شئ المولى الصريح ؟ فقال له الرجل : من ملك أبواه ، قال : ولم قالوا هذا ؟ قال : قالوا لقول رسول الله صلى الله عليه وآله : " مولى القوم من أنفسهم " فقال : سبحان الله أما بلغك أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال : " أنا مولى من لا مولى له ، وأنا مولى كل مسلم عربيها وعجميها " ؟ فمن والى رسول الله صلى الله عليه وآله أليس يكون من نفس رسول الله صلى الله عليه وآله ؟ ثم قال : أيهما أشرف من كان من نفس رسول الله صلى الله عليه وآله أو من كان من نفس أعرابي جلف بائل على عقبيه؟ ثم قال صلى الله عليه وآله : من دخل في الاسلام رغبة خير ممن دخل رهبة ، ودخل المنافقون رهبة والموالي دخلوا رغبة .

معاني الأخبار - الشيخ الصدوق - ص 405

مردى به امام صادق عليه‌السّلام گفت: مردم می‌گویند: هر كه عربى اصل يا مولا و وابسته صريح نباشد سفلى (دون مايه) و زبون است. امام پرسيدند: وابسته‌ي صريح كدام است؟ و آن مرد گفت: آنكه پدر و مادرش مملوك (برده) بودند و او آزاد شده است. امام فرمودند: براى چه اين را گويند؟ مرد گفت: براى اينكه رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  فرموده‌اند: مولا و آزاد كرده مردمى، از خود آن‌هایند. امام فرمودند: سبحان اللَّه ! آيا نرسيده به تو كه رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  فرمودند: منم مولاى هر كه مولا ندارد و منم مولاى هر مسلمان از عرب و عجم. پس آنكه مولا و وابسته‌ي رسول خداست آيا از خود رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم  نيست؟! و آنگاه فرمودند: كدام يك شریف‌ترند؟ آنكه از خود رسول خداست يا آنكه از خود يك عرب جِلف است كه بر پاشنه‏هاى خويش ادرار مي‌كند؟! و آنگاه فرمودند: آنكه با ميل قلبي مسلمان شده بهتر از آن كسي است كه از ترس مسلمان شده ؛ و منافقان (اعراب منافق) از ترس مسلمان شدند و موالى (عجم‌ها) از روي ميل خود مسلمان گشتند.

اما موالی و ایرانی‌ها و عراقی‌ها و یمنی‌ها و کسانی که شما الآن آن‌ها را آدم به حساب نمی‌آورید رغبتاً وارد شدند. این روایت مانند همان روایتی است که از حضرت علی علیه‌السلام  هم نقل کردیم وقتی اسرای ایران را خدمت حضرت علی علیه‌السلام آوردند، عمر اسرا را آورد حضرت علی علیه‌السلام  هم آن‌جا بودند و گفتند این کار با آن‌ها جایز نیست، این‌ها می‌خواستند مسلمان شود این چه کاری است که با آن‌ها می‌کنید! این جنایت‌ها را هم دیدند اما باز با رغبت اسلام آوردند چرا؟ چون دیدند حضرت علی علیه‌السلام با این‌ها مثل فرزند و برادر خودش برخورد می‌کند، فرقی بین برادر خودش و یک ایرانی نمی‌گذارد، فرقی بین عرب اصحاب خودش و یک ایرانی نمی‌گذارد، این را دیدند و فهمیدند اسلام چیست.

اما ببینیم این که می‌گویند خلیفه دوم ایران را مسلمان کرد این درست است یا این که بگوییم حضرت علی علیه‌السلام  ایران را مسلمان کرد، کدام یک این‌ها را مسلمان کردند؟ آن کسی که می‌گوید حق ندارید به ایرانی دختر بدهید، پولی که به ایرانی می‌دهید کمتر است، ایرانی حق کار در بازار ندارد، ایرانی اگر همسایه شما بود پول نیاز پیدا کردید او را بفروشید و قرض خود را بدهید، اینها ایرانی را مسلمان کرده‌اند یا کسی که ایرانی‌ها را مثل فرزند و برادر خودش دانست و دیگرانی را که دنبال تبعیض نژادی بودند طرد کرد؟ کدام یک ایرانی‌ها را مسلمان کردند؟ خودتان انتخاب کنید، عقل خود را قاضی کنید و نتیجهگیری کنید.

بیننده: موسوی از مشهد:

سلام علیکم؛ شاید عجیب باشد ولی من دقیقاً متوجه نشدم نتیجه جنگ صفین چه شد؟ یعنی اختلافی که خوارج با امیرالمؤمنین علیه‌السلام  داشتند چه بود؟ و این که  بعد از آن حیله‌ای که عمرو عاص انجام داد چه اتفاقی افتاد؟ یعنی امیرالمؤمنین علیه‌السلام   بعد از آن چه کار کرد؟ اول حکمیت را پذیرفته بودند و خوارج هم سر همین مسئله با ایشان مشکل داشتند بعد وقتی عمرو عاص چنین حیله‌ای را انجام داد حضرت امیر علیه‌السلام  این حکم عمرو عاص را پذیرفتند یا خیر؟ و دقیقاً اختلاف ایشان با خوارج چه بود؟

بیننده: مهدی از تهران:

سلام علیکم؛ برنامه امشب را کامل ندیدم ولی یک چیزی را آقای ابوالقاسمی تعریف کردند که ما خودمان بارها دیده‌ایم که راه بین نجف تا کربلا تقریباً از هر قومی می‌بینیم، از هر دینی هستند، ما در این چند سالی که قسمت شده و می‌رویم چیزهایی دیدیدم که واقعاً اگر شاید به ما می‌گفتند باور نمی‌کردیم، یکی از همین جریانات که من خودم از کسی که مورد وثوق است شنیدم؛ به بینندگان عزیز مخصوصاً برادران اهل سنت که کمتر می‌آیند بگویم این‌ها دروغ نیست ما چیزهایی را می‌شنویم و می‌بینیم که خیلی جالب است، در همین سفرها که می‌رفتیم دو خانواده دیدیم که طی درگیری یکی از جوان‌های این خانواده جوان دیگر خانواده را به قتل می‌رساند، نمی‌دانم در تصادف بوده یا درگیری، اما این‌ها رضایت نمی‌دهند، تا این که دو خانواده طبق عادت هرساله برای پذیرفتن زوار کنار جاده می‌ایستند که زائران را برای پذیرایی به منزل خود ببرند، خانواده‌ای که کنار جاده ایستاده بودند و جوانشان به خاطر قتلی که انجام داده بود می‌خواست اعدام شود چند نفر را پیدا می‌کنند تا از آن‌ها پذیرایی کنند، ولی آن خانواده مقتول کسی را پیدا نمی‌کنند، وقتی می‌بینند که زائری ندارند، با خود می‌گویند برویم به این خانواده‌ای که قرار است پسرشان را قصاص کنند بگوییم زوار را به ما بدهید ما اجازه می‌دهیم پسر شما آزاد شود؛ این‌ها می‌آیند و می‌گویند شما زوار را به ما بدهید ما رضایت می‌دهیم، آن‌ها هم می‌گویند ما مهمان امام حسین علیه‌السلام  را از این خانه به آن خانه نمی‌کنیم حالا می‌خواهید پسر ما را اعدام کنید! مردم بشنوید آن اتفاقی که در منا افتاد اگر مقایسه کنید، کمترین چیزی که انسان حق دارد به آن برسد آب خوردن است، آن‌ها به مردم آب ندادند، ولی در عراق  شخص به خاطر حرمت زوار امام حسین علیه‌السلام  از خون فرزندش می‌گذرد. از این داستان‌ها خیلی زیاد است.

مجری:

ممنون از تماس شما و نکته‌ای که فرمودید، واقعاً انسان چیزهایی را می‌بیند که شاید اگر بشنود باور نکند، حرف شما کاملاً متین و برای کسانی که به آن‌جا رفته‌اند قابل درک است. آقا حسین از اصفهان سلام علیکم.

بیننده: حسین از اصفهان:

سلام علیکم؛ شهادت آقا امام باقر علیه‌السلام را تسلیت عرض می‌کنم، یک گلایه‌ای از حضرات کارشناسان وهابی شبکه کلمه دارم، اخیراً کارشناسان و مجریان شبکه وهابی کلمه به خصوص آقایان‌ هاشمی و کیانی وقتی قدرت پاسخ‌گویی به بچه شیعه‌ها را ندارند ترور شخصیتی می‌کنند که از مردانگی و منطق و علم به دور است، آقای شریفی تماس می‌گیرند می‌گویند لوله‌کش است و در حد ما نیست! آقای هاشمی چطور وقتی با آقای شریفی مناظره می‌کردید در حدش بودید، البته همان موقع هم آقای شریفی با آقای سجودی مناظره داشتند شما خودتان را قاطی می‌کردید؛ بنده و دیگر دوستان تماس می‌گیریم می‌گویند این همه شبکه دارید چرا باز به این جا می‌آیید؟! آقای هاشمی چشم؛ شما اگر می‌خواهید آقای شریفی و بنده حقیر و دیگر شاگردان پای تلویزیونی استادان عزیز شبکه مقدس ولایت با شما تماس نگیریم، به مذهب حقه شیعه و مطهران الهی و مراجع بزرگوار شیعیان اهانت نکنید، والله نه عاشق جمال نامبارک شما هستیم نه پول زیادی داریم، شما می‌خواهید هر چه دلتان می‌خواهد به اعتقادات پاک شیعه اهانت و توهین کنید، ما هم بیاییم و از شما تعریف کنیم تا وصلمان کنید و قطع نکنید! بنده از شما استاد عزیز درخواستی داشتم اگر ممکن است در مورد آیات 32-30 سوره مبارکه طاها صحبتی بفرمایید.

مجری:

فکر نمی‌کنم امشب وقت داشته باشیم در مورد این آیات صحبت کنیم. آقای موسوی از مشهد مقدس درباره جنگ امیرالمؤمنین علیه‌السلام  با خوارج و نتیجه جنگ صفین پرسیدند و این‌که آیا آقا امیرالمؤمنین علیه‌السلام  حکمیت را پذیرفت؟

استاد ابوالقاسمی:

یک بحث این است که آیا حضرت علی علیه‌السلام حکمیت را پذیرفت یا خیر؟ یک بار می‌گوییم به حضرت تحمیل شد، زیرا حضرت از همان اول هم قبول نداشتند، حضرت علی علیه‌السلام  سقیفه را قبول نداشتند چه برسد به حکمیت، اگر قبول داشتند خودشان به سقیفه می‌رفتند؛ اصل تعیین خلیفه به دست مردم را قبول ندارند، این که مردم بگویند کدام خلیفه را انتخاب کنیم را قبول داشته باشند؟ اصلاً علت این که حضرت به سقیفه نرفتند همین بود که من اصلاً سقیفه را مشروع نمی‌دانم. آیا حکمیت را قبول کردند؟ خیر؛ این‌طور نبوده است ولی وقتی لشکر حضرت نمی‌جنگد می‌خواهید چه کارش بکنید؟ از اول قاعده این بود معاویه شایستگی نداشت، من شایستگی داشتم، من را رها کردید و به سراغ معاویه رفتید، حالا آمدید جنگیدید ما در جنگ پیروز شدیم، باز این بازی‌ها را درمی‌آورید، گفتند حکمیت، وقتی نمی‌روید بجنگید نه شما و نه آن‌ها، بهتر، بدون جنگ صحبت می‌کنیم ولی باید مشخص شود، اگر می‌خواهید حکمیت باشد یک شخصی را بفرستیم که حق را بیان کند؛ فرمودند ابن عباس را می‌فرستم، ابن عباس حق را می‌گوید، گفتند نه آن کسی که ما می‌گوییم باید باشد، کسی که شما می‌گویید چه کسی است؟ ابوموسی اشعری، ابوموسی چه کسی است؟ در کتب اهل سنت آمده است ابوموسی جزء کسانی است که می‌خواست پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را در عقبه ترور کند! این‌ها می‌خواهند ابوموسی اشعری را به عنوان حکم بفرستند تا خلیفه تعیین کند! مشخص است این‌ها حضرت علی علیه‌السلام  را نمی‌خواهند، او را فرستادند با این که حضرت علی علیه‌السلام  مخالفت کردند، گفتند نه، او نماینده ما است، و او هم آن خباثت و خیانت را انجام داد. مشخص است حضرت علی علیه‌السلام  از اول تا آخر آن را قبول نداشتند. بعد از این که او این خباثت را کرد تازه فهمیدند که ما اشتباه کردیم اصلاً نباید حکمیت می‌کردیم، دنبال حکمیت رفتن اشتباه است، خلافت برای خدا است! لا حکم الا لله! اگر برای خدا است پس چرا شما گفتید حکم؟ همین حرف‌هایی که وهابی‌ها می‌زنند، به طرف می‌گویند تو اسلام بیاور اگر اسلام هم آوردی باید اعدام هم شوی! چون‌که قبلاً فلان دین را داشتی! هر کاری انجام دهی آخرش باید اعدام شوی! این لا حکم الا لله را هم که گفته‌اند همان حرف وهابی‌ها است، وهابی می‌گویند فقط خدا، خوارج چه می‌گفتند؟ فقط خدا! شیطان هم گفت، فقط برای خدا سجده می‌کنم. یعنی وهابیت و خوارج و شیطان پشت سر هم هستند.

مجری:

آقای مهدی هم که در مورد اربعین نکاتی را فرمودند.

استاد ابوالقاسمی:

عاجزانه یک درخواستی دارم، کل هزینه سفر اربعین دویست یا سیصد هزار تومان بیشتر نمی‌شود، عزیزان اهل سنت بروند این را ببینند، نمی‌خواهی زیارت کنی، نکن، فقط بیا و ببین آن چیزی که تا به حال از اسلام برای شما گفته‌اند چیست، چیزی که ما به عنوان اسلام می‌شناسیم چیست؛ فقط بیا نگاه کن، متوجه خواهی شد.

مجری:

آقا حسین هم آیات 32-30 سوره طاها را می‌خواستند توضیح دهید که فکر می‌کنم مربوط به موضوع برنامه ما نباشد.

استاد ابوالقاسمی:

آیات در مورد بحث حضرت هارون علیه‌السلام  است که می‌گوید:

هَارُونَ أَخِي ﴿۳۰﴾ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ﴿۳۱﴾ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ﴿۳۲﴾

سوره طه آیات 30 تا 32

هارون برادرم را (۳۰) پشتم را به او استوار كن (۳۱) و او را شريك كارم گردان (۳۲)

معنی ندارد که نبوت أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي باشد، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي و هَارُونَ أَخِي ، تمام خصائصی است که ما اعتقاد داریم «‌أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِی بَعْدِی »، تمام این مقامات برای حضرت علی علیه‌السلام قرار داده شده است، وزیر شد، از اهل‌بیت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بود، برادر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بود، کمک کار پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بود و شریک در امر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم که امامت بود قرار گرفت.

مجری:

بسیار ممنون و متشکر از شما استاد ابوالقاسمی، تشکر می‌کنم از شما خوبان التماس دعا دارم، اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج.

 

پایان

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر