صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 13 شهريور 1395 تعداد بازديد: 1448 
چالش - بررسی ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و جواب کوبنده به شبهات وهابی‌ها
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ: 13/6/1395

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما خوبان دارم و سالروز ازدواج نور با نور، حضرت آقا امیرالمومنین علیه السلام ‌و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را هم تبریک عرض می‌کنم، با برنامه چالش به کارشناسی استاد ابوالقاسمی میهمان منازل شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و گران قدر شبکه جهانی ولایت عرض سلام و وقت بخیر دارم و این ایام فرخنده را تبریک عرض می‌کنم و ان شاء الله در هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند.

مجری:

در این برنامه به موضوعی که به این ایام مبارک مناسبت دارد خواهیم پرداخت، کلیپ اول برنامه امشب را ببینیم.

پخش کلیپ:

کلیپ:

کارشناس این کلیپ عبدالفتاح خدمتی:

شغل سابق او به گفته آقای ملازاده سانسورچی بوده و هدف وی از اجرای برنامه این است که یک جو کاذبی را به وجود آورد و با این جو کاذب سال‌ها روی گُرده مردم سوار شود.

عقیده او این است وهابیت یعنی فقط تمسک به کتاب الله، وهابیت یعنی عمر، و این خلاصه وهابیت است؛ و یکی از مقدسات او یزید است، از بزرگ ترین اکتشافات خدمتی این است که اسم آتنا برای دختر ظاهراً اشکالی ندارد بلکه به معنی دعاست، در قرآن آمده ربنا آتنا فی الدنیا حسنه.

خدمتی:

گفته‌اید ‌که ابوبکر و عمر به خواستگاری زهرا رفته‌اند ‌و پیامبر گفته است دختر من کوچک است؛ ولی وقتی علی به خواستگاری رفت سریع بزرگ شد و گفت بله بیا زهرا را به تو می‌دهم؛ این دال بر این است که شما تاریخ نخوانده‌اید ‌یا وقتی حقیقت را می‌خوانید چشم تان را می‌بندید تا نبینید و نفهمید، ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری نکرده‌اند، ابوبکر و عمر برای علی خواستگاری کرده‌اند، شما دارید یک جواب خیلی مضحک می‌دهید، پیامبر به ابوبکر و عمر گفت دختر من کوچک است، یعنی پیامبر تعارف داشت و نمی‌خواست به ابوبکر و عمر دختر دهد؟ یکی به گوشش هم می‌زد؛ اصلاً تو به ما چه! انسان غاصب و قاتل و مشرک و مرتد و منافق بیاید از دختر پیامبر خواستگاری کند؟ برو پیش پدرت، برو از هر جا که آمده‌ای؛ پیامبر نمی‌توانست این را بگوید و از پیامبر ترسیدند، یا پیامبر از ابوبکر و عمر ترسید و بهانه آورد و گفت من مخلص شما هم هستم ولی دخترم کوچک است.

مجری:

آقای خدمتی با مخلص شما گفتن بحث علمی حل نمی‌شود! استاد ابوالقاسمی دیدیم که ادعای عجیبی کردند و بر خلاف بسیاری از کارشناسان خودشان گفتند چنین چیزی نبوده و ابوبکر و عمر برای حضرت علی علیه السلام خواستگاری رفته‌اند.

استاد ابوالقاسمی:

این وهابی‌ها همیشه باید دروغ بگویند و بارها گفته‌ایم یک روده راست در شکم این‌ها پیدا نمی‌شود؛ آن چیزی که تمامی کتب اهل سنت گفته‌اند ‌و تایید کرده‌اند ‌این است که آقای ابوبکر خواستگاری کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نکرد، آقای عمر خواستگاری کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نفرمود، دیگران خواستگاری کردند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نفرمود و بعد حضرت علی علیه السلام خواستگاری کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول کرد

قال خطب أبو بكر وعمر رضي الله عنهما فاطمة فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنها صغيرة فخطبها علي فزوجها منه .

صحيح وضعيف سنن النسائي (7/ 293)

ابوبکر و عمر از فاطمه سلام الله علیها خواستگاری کردند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند فاطمه صغیره است، حضرت علی علیه السلام خواستگاری کرد

 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه سلام الله علیها را به ازدواج حضرت علی علیه السلام در آورد، راجع به سند این آقای البانی می‌گوید اولاً نسائی آورده و از صحاح سته است و این کتاب را برای احتجاج درست کرده که به نظر خودشان هر چه در این کتاب آمده باشد صحیح است و خیلی از علمای سنی هم گفته‌اند؛ اما آقای البانی گفته

 صحیح الاسناد

صحيح وضعيف سنن النسائي (7/ 293)

 سندش صحیح است

 پس این‌که شما بگویید مگر می‌شود، مگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعارف داشته، و ابوبکر و عمر برای حضرت علی علیه السلام خواستگاری کرده‌اند، این‌ها درست نیست و اگر این‌طور بود باید می‌گفت ابوبکر و عمر خواستگاری کرده‌اند ‌و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم قبول کرد چون برای حضرت علی علیه السلام خواستگاری کرده‌اند؛ پس چرا می‌گوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند "انها صغیره" و حضرت علی علیه السلام هم خواستگاری کرد که قبول کرد و ازدواج کردند؟ آقایان سنی این‌جا یک توجیه دارند و می‌گویند "انها صغیره" بر خلاف نظر آقای خدمتی یعنی آقای ابوبکر و عمر برای شما صغیره است، فاطمه سلام الله علیها 9 سال دارد و شما مثلاً 50 سال سن دارید؛ و بعد می‌گویند ولی فاصله بین حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها این قدر نبود لذا تزویجش کردند، اما یک سوال می‌پرسیم، شما که می‌گویید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با عایشه 6 ساله ازدواج کرده، و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم سن، ابوبکر هم بوده حتی می‌گویند ابوبکر یک یا دو سال از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کوچک تر بوده، چون دو سال بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفته و وقتی از دنیا رفته هم سن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده؛ خب می‌گویند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با دختر 6 ساله وی ازدواج کرده، آن وقت ابوبکر از دختر 9 ساله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گوید کوچک است، تازه شما 9 سال قبول ندارید و می‌گویید 15 ساله بوده؛ این چطور ممکن است؟ حالا بعداً می‌پردازیم اما تا به این‌جا آقایان وهابی و آقایان سنی این را صحیح می‌دانند، در کتاب مشکاۀ المصابیح که آقایان سنی در حوزه‌ها و مدارس‌شان در ایران این را دارند و می‌توانند مراجعه کنند؛ در مشکاۀ روایت می‌آورد که البریده صحابی که شیعه حضرت علی علیه السلام شد، می‌گوید ابوبکر و عمر از حضرت زهرا سلام الله علیها خواستگاری کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود او خردسال است، اما وقتی حضرت علی علیه السلام خواستگاری کرد به تزویج در آورد؛ که آقای البانی گفته سندش هم صحیح است، پس این برای آن‌ها یک چیز مسلّم است و آقای خدمتی که این حرف را زده از دروغ گویی‌اش است و دروغ گویی‌اش از همه دروغگوها بیشتر می‌شود، یعنی در کتاب‌شان روایت را صریحاً آورده است و تصحیح هم کرده‌اند ‌اما ایشان می‌گوید خیر اصلاً چنین چیزی نیست؛ خب ایشان دروغ گفت، اما ببینیم بقیه آقایان وهابی چه گفته‌اند ‌و بعد به اشکالش می‌پردازیم.

مجری:

تا این‌جا دیدیم که آقای خدمتی بر خلاف ادعای خودشان، گفتند اگر کسی چنین ادعایی کند که دیدیم در روایات صحیح آمده است، از تاریخ خبر ندارد و ثابت شد که خود آقای خدمتی هستند که از تاریخ خبر ندارند. کلیپ بعدی را ببینیم و بعد در خدمت‌تان خواهیم بود.

پخش کلیپ:

کلیپ:

سجودی:

نکته جالبی گفتند در مورد این‌که چرا سنش کم است؛ ببینید این حرف درست است حتی تا آن جایی که من می‌دانم حضرت ابوبکر پیش پیامبر آمد و فاطمه را خواستگاری کرد؛ و من این را شفاهاً از یک آدم معتبر شنیده‌ام و خودم سندش را ندیده‌ام اما کسی که این را گفت یک انسان معتبر بود، پیامبر گفت دخترم کوچک است.

مجری:

بسیار عالی، این هم نظر آقای سجودی بود که هم تایید خود این ماجراست و هم تایید این‌که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند حضرت فاطمه سلام الله علیها کوچک است.

استاد ابوالقاسمی:

دیدیم که آقای سجودی گفت این را از یک شخص مورد اعتماد شنیده، البته مورد اعتمادهای آقای سجودی به نظر آقای خدمتی افراد بی سواد و نا آگاه به تاریخ هستند، این یک کلیپ بود، البته کلیپ‌های دیگری هم است و روایتی را که ما خواندیم می‌آورد که تصحیح سندی هم می‌کند.

مجری:

کلیپ بعدی را هم با هم ببینیم.

پخش کلیپ:

کلیپ:

فضل الحق:

من جمله ابوبکر یکی از این خواستگارها بود، ابوبکری که دختر خودش را به رسول صلی الله علیه و سلم داده بود و پدر خانم رسول خدا صلی الله علیه و سلم بود، دوست داشت این افتخار هم نصیبش شود که داماد رسول خدا صلی الله علیه وسلم شود اما پیامبر صلی الله علیه وسلم نپذیرفت و با زبانی نرم و بسیار دوستانه ایشان را رد کرد، تفاوت سنی ابوبکر صدیق و بانو فاطمه زهرا یکی از دلایل این رد کردن بود.

مجری:

این هم یک کلیپ دیگر از کارشناسان وهابی بود و هم اصل این‌که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نپذیرفتند و هم این‌که یکی از دلایل که فاصله سنی زیاد بود را مطرح کرد، یعنی دقیقاً خلاف ادعای آقای خدمتی است.

استاد ابوالقاسمی:

اولاً می‌گوید آقای ابوبکر خواستگاری کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نپذیرفت و ایشان را رد کرد، برای چه کسی خواستگاری کرده، برای حضرت علی علیه السلام ؟ خب حضرت علی علیه السلام که با حضرت زهرا سلام الله علیها ازدواج کردند، پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه چیزی را رد کرده‌اند؟ آقای خدمتی چرا خودت را گول می‌زنی؟ آن دورانی که شما در روستای خودت می‌نشستی و برای چهار، پنج نفر در مسجد روستا صحبت می‌کردی و هیچ کس به تو اشکال نمی‌گرفت گذشت، الان عزیزان روستایی ما بسیار پیشرفته شده‌اند ‌و با اینترنت و گوشی و کامپیوتر وارد می‌شوند و تمام این‌ها را در می‌آورند و جوابش را به خود شما می‌دهند، یک دورانی بود و شما از جهل بعضی مردم که اطراف شما بودند سوء استفاده می‌کردید؛ اما الان آن‌جا رفته‌اید و فکر می‌کنید ایران هم مثل آن‌جا بی سر و صاحب باشد؛ خیر این‌جا همه مردم اهل علم و تحقیق شده‌اند ‌و می‌فهمند چه خبر است، و این حرف‌ها را بزنید به شما می‌خندند، ما این را در شب عروسی پخش کردیم تا همه مردم بفهمند این‌ وهابی‌ها چقدر بی سواد و بی دین هستند که صریح ترین قضایای تاریخی را هم منکر می‌شوند، آقای فضل الحق سلیمانی گفت ابوبکر یکی از این خواستگارها بود اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نپذیرفت و ایشان را خیلی محترمانه رد کرد و تفاوت سنی یکی از علل این رد کردن بود، این‌جا یک سوال پیش می‌آید، که تفاوت سنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عایشه بیشتر بود یا تفاوت سنی ابوبکر و حضرت زهرا سلام الله علیها ؟

قطعاً تفاوت سنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عایشه بیشتر بود، پس این بهانه‌ها را نیاورید، این‌ بهانه‌ها درست نیست و سر مردم را شیره نمالید، درست است که آقای البانی هم روایت را تصحیح کرده است اما واقعیت چیز دیگری است و ما می‌خواهیم به آن واقعیت برسیم.

مجری:

کلیپ بعدی را ببینیم.

پخش کلیپ:

کلیپ:

کارشناس وهابی:

حضرت عمر فاروق در دینش چه کسی است؟

فضل الحق:

در دینش، به هر حال می‌گویند شیطان از خیابانی که او می‌رفت از آن طرف فرار می‌کرد و حضرت فرمود اگر بعد از من پیغمبری می‌بود عمر بود.

کارشناس وهابی:

عمر در دین نه فقط آن وقت بلکه تا روز قیامت معیار است، یعنی این‌قدر دین دار است که تا روز قیامت اگر کسی را دیدی که با عمر گره خورده او مومن است؛ اگر کسی را دیدی که از عمر جداست او شیطان است.

فضل الحق:

چون شیطان از او می‌گریخت.

کارشناس وهابی:

پس برابر است، اخلاقش هم چه اخلاقی بهتر از اخلاق عمر؛ اما در طبیعتش یک قاطعیت و عزم محکمی داشت که زنان پیامبر وقتی عمر می‌آمد درست می‌نشستند، خانم‌ها در محضر رسول خدا صلی الله علیه وسلم راحت حرف می‌زدند اما تا عمر می‌آمد خودشان را جمع می‌کردند؛ و او یک قاطعیت خاص دارد؛ تا این‌که به خواستگاری حضرت زهرا آمد

فضل الحق:

یک هیبت و جذبه‌ای داشت که این چیزها را سبب می‌شد.

کارشناس وهابی:

پیامبر هم اخلاق عمر را قبول دارد و هم دیانتش را قبول دارد اما به عنوان داماد برای دخترش قبولش نداشت.

فضل الحق:

چرا؟

کارشناس وهابی:

چون این دو فرد با هم نمی‌سازند.

فضل الحق:

این شخصیت‌ها به هم نمی‌خورند.

کارشناس وهابی:

بله این شخصیت ها به هم نمی‌خورند.

مجری:

بسیار عالی و واضح بود و جدای از وصفیات اول کلیپ که وصفیات عجیب و غریبی هم بود! حالا ما نمی‌دانیم قاطعیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر بود یا قاطعیت عمر خطاب! و این هم جای تعجب دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه افضل بود یا عمر که این بحث دیگری است؛ اما دیدیم ایشان هم به عنوان یکی از کارشناسان شبکه وهابی صریحاً گفت که این دو شخص، یعنی حضرت فاطمه سلام الله علیها و عمر بن خطاب اصلاً با هم سازگاری نداشتند و به هم نمی‌خوردند.

استاد ابوالقاسمی:

ما کاری به مقدمات حرف‌هایش نداریم؛ اگر ما همین حرف‌ها را دقیقاً در شبکه خودمان یا روی منبرها برای حضرت علی علیه السلام بزنیم و سند صحیح هم از کتب سنی‌ها بیاوریم می‌گویند شما غلو می‌کنید روایات به منوال ذیل می‌باشد

علي مع الحق أو الحق مع علي

مجمع الزوائد ج 7  ص 235، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407

علي مع القران والقرآن مع علی

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 ص 124

لا يحبك الا مؤمن ولا يبغضك الا منافق

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 1 ص 95

 برای آقای عمر یک روایت این چنینی ندارند اما معیار حق تا قیامت است، هر کس با آقای عمر باشد بهشتی است و هر کس نباشد شیطان است! و گفتید شیطان از عمر فرار می‌کرده، اما شیطان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرار نمی‌کرده و در خیلی از جلسات هم نشسته است، پس طبق استدلالی که شما می‌کنید لابد عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم افضل بوده، مجری وهابی گفت آقای عمر هیبت و جذبه‌ای داشت که این‌ها را موجب می‌شده! یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هیبت و جذبه نداشته که این‌ها را موجب نمی‌شده؟ وقتی می‌خواهید جلوی بیننده‌ها حرف بزنید یک مقدار فکر کنید؛ این حرف‌های زننده چیست که در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌زنید؟ می‌خواهید آقای عمر را بزرگ کنید پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را می‌کوبید؟ زن‌ها از آقای عمر می‌ترسیدند چون هیبت و جذبه خاص داشت اما با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌نشستند و بگو بخند می‌کردند! این‌که شما با زن‌ها بنشینید و بگو بخند داشته باشید طبیعی است و از ذات خبیث‌تان بر می‌آید اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این طور نبودند، آخرین جمله‌ای که گفت این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم اخلاق و هم دیانت عمر را قبول داشت، در این راستا آقای ابن ماجه در یکی از آثارشان با سند صحیح می‌نویسند:

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم اذا اتاکم من ترضون خلقه ودینه فزوجوه

سنن ابن ماجه ج1 ص632 المولف: ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، وماجة اسم أبيه يزيد (المتوفى: 273هـ) دارالنشر: دار إحياء الكتب العربية

 اگر کسی به نزد شما آمد که هم اخلاقش و هم دینش را قبول دارید به او دختر بدهید

 اگر این‌کار را نکنید در زمین، فتنه می‌شود و فساد بزرگی به وجود می‌آید، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم اخلاق و هم دین عمر را قبول داشت ولی به نظر آقایان وهابی می‌خواست در زمین فساد کند، چون خود ایشان فرموده اگر کسی آمد که اخلاق و دینش را قبول داشتید ولی دختر ندادید فتنه و فساد کبیر می‌شود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خودش این‌کار را نکرده، آیا شما واقعاً می‌خواستید این را بگویید؟ اگر این طور نباشد باید بگویید یا اخلاق یا دین و یا هر دو را قبول نداشته است، اصلاً ما به این‌ها کار نداریم و خودتان بیایید انتخاب کنید و بگویید یا روایت باطل است، یا این‌که در اخلاق آقای عمر تجدید نظر می‌کنیم و می‌گوییم حداقل یک مقدار در بحث اخلاقی تندخو بوده که روایت هم زیاد دارد، اما نیایید الکی حرف‌ها را توجیه کنید، می‌گویید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر دوی این‌ها را قبول داشت ولی خودش خلاف دستورش عمل کرد که در زمین فتنه و فساد کبیر ایجاد شود؛ به هر صورت آقای عمر از حضرت زهرا سلام الله علیها خواستگاری کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نکردند و آقای خدمتی دروغ گفته است.

مجری:

کلیپ بعدی را هم ببینیم.

پخش کلیپ:

کلیپ:

سجودی:

این حدیث در نسائی است و حدیث صحیح است، آقای حسین پسر حریث از فضل شنیده، فضل از حسین پسر واقد شنیده، آقای حسین دوم از عبدالله پسر بریده شنیده، آقای عبدالله از پدرش شنیده و ایشان می‌گوید که خطب ابوبکر و عمر رضی الله عنهما فاطمه فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم انها صغیره فخطبها علی فزوجها منه، بریده می‌فرماید که حضرت ابوبکر و عمر از فاطمه پیش پیامبر خواستگاری کردند، و فاطمه آن زمان پانزده ساله بود، فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم انها صغیره، پیامبر گفت او برای شما کوچک است؛ کوچک که نبوده اما به نسبت عمر ابوبکر که 35 سال از او بزرگ تر بود و نسبت به عمر حضرت عمر که 22 سال بزرگ تر بوده پیامبر فرموده انها صغیره؛ اما حضرت علی که خواستگاری کرد به او دادند و حضرت علی 26 سال بزرگ تر بود؛ پس پیامبر در این‌جا گفته انها صغیره که این یعنی پیامبر حضرت ابوبکر را که بهترین فرد این امت است، برای دختر خود مناسب ندیده و کذا حضرت عمر.

مجری:

این هم از آقای سجودی که هم روایت را تصحیح کرد و هم روایت را با ترجمه خواندند و یک ادعایی کردند که البته استاد ابوالقاسمی در ابتدای برنامه پاسخ دادند.

استاد ابوالقاسمی:

ادعا کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا سلام الله علیها را به ابوبکر ندادند چون فاصله سنی زیاد بود، خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم که با عایشه ازدواج کردند فاصله سنی خیلی از این بیشتر بود. البته فاصله سنی حضرت علی علیه السلام هم می‌خواست بگوید نزدیک نبوده و گفت 26 سال فاصله بوده و حضرت زهرا هم 15 ساله بوده که یعنی وقتی چهل ساله بوده خواستگاری کرده! این وهابی‌ها در بحث‌های تاریخی وقتی به اعداد می‌رسند خیلی جا به جا می‌کنند، خلاصه ادعایی مطرح کرده‌اند ‌که در شر آن گیر کرده‌اند، و هر کدام یک نظر دارند.

مجری:

کلیپ بعدی هم از آقای سجودی است که جای دیگر مشابه همین مطلب را تکرار کرده است

پخش کلیپ:

کلیپ:

سجودی:

همین حدیث را ببینید تا بدانید خود پیامبر ازدواج با صغیر را نپسندیده؛ که این روایت در نسائی و به حکم البانی صحیح الاسناد است، حسین بن حریث از فضل از حسین بن باقر از عبدالله بریده و عبدالله از پدرش گفته که خطب ابوبکر و عمر رضی الله عنهما فاطمه، ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری کرده‌اند، فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم انها صغیره، رسول الله فرمودند دخترم کوچک است و نمی‌دهم، ابوبکر بهترین فرد این امت، حضرت عمر بعد از او بهترین فرد این امت، هر دو به ترتیب آمدند از فاطمه خواستگاری کردند، فخطبها علی فزوجها منه، وقتی علی که جوان تر بود خواستگاری کرد به او داد، پس یک دلیلی که پیامبر رد کرد این بود صغیر بود.

مجری:

خیلی جالب شد، آقای سجودی ادعا کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج با صغیره را نمی‌پسندید، استاد ابوالقاسمی حالا ما نمی‌دانیم اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج با صغیره را قبول نداشتند، طبق کتب مخالفین چرا خودشان این کار را کرده‌اند؟

استاد ابوالقاسمی:

البته ما بارها گفته‌ایم و در مورد ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با عایشه همسرش در کتب اهل سنت روایات و ادله فراوانی است که ثابت می‌کند اولاً عایشه قبل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  شوهر داشته، و این مطالب را طبقات الکبری ابن سعد می‌گوید و عمرش را هم حدود بیست تا بیست و پنج سال مطرح می‌کنند، پس این‌که شما می‌خواهید با این حرف‌ها توجیه کنید اول آن طرف را حل کنید و بگویید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی با عایشه ازدواج کردند قبلاً شوهر داشته و بیست و پنج ساله بوده؛ که آقای کلهر هم یک دورانی به این قضیه اعتراف کرد؛ اما از این طرف این طور توجیه نکنید که ابوبکر را رد کردند چون فاصله سنی زیاد بود، عمر را رد کرد چون فاصله سنی زیاد بود، خودتان می‌گویید 26 سال فاصله سنی بوده است، اصلاً این حرف‌ها نیست و الا دلیل اساسی این‌که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها را تایید فرمودند ولی در مورد ابوبکر و عمر آن‌ها را تایید نکردند را می‌گوییم، در این راستا آقای هیثمی در یکی از آثارشان می‌نویسند:

ان الله امرنی ان ازوج فاطمه من علی، رواه الطبرانی و رجاله ثقات

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج9 ص330 المولف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ) دارالنشر: دارالفکر بیروت-لبنان

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمودند خدای متعال به من دستور داده است که فاطمه سلام الله علیها را به همسری علی علیه السلام در بیاورم، که سندش هم صحیح است

 پس آقای ابوبکر را چرا رد کرد؟ چون فاصله سنی زیاد بود؟ خیر چون خدا گفته به او نده و به همسری علی علیه السلام در آور آقای عمر را چرا رد کرد؟ چون گفته به او نده و به حضرت علی علیه السلام بده، و گرنه اگر بحث صغیرۀ باشد موقعی که با حضرت علی علیه السلام هم ازدواج کرده‌اند ‌کوچک بوده، در روایت هم می‌گوید "فزوجها"، تا خواستگاری کرد به او داد و در این فاصله یک هفته یا ده روز حضرت زهرا سلام الله علیها از سن پانزده سالگی که شما می‌گویید و نه سالگی که در روایات ما آمده، یک دفعه که 25 ساله نمی‌شود، این روایت اول بود که آقای طبرانی مطرح و آقای هیثمی تصحیح کرده است. اگر هم بحث فاصله سنی بود گفتیم که خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با عایشه فاصله سنی‌اش زیاد بوده؛ به هر صورت فاصله سنی بوده حتی اگر شما 25 ساله هم بگویید فاصله سنی بوده و نمی‌توان با آن کاری کرد. کتاب بعدی در این راستا آثار ابن جوزی می‌باشد وی در ذیل سوره انسان مطرح می‌کنند اولاً این خیلی جالب است و آقایان وهابی می‌گویند دلیل داریم که این برای اهل بیت علیهم السلام است

و قد ذکرنا ان هذا نزل فی حق علی رضی الله عنه و اهل بیته لایثارهم بالطعام.. کان ابوبکر رضی الله عنه قد خطب فاطمه من رسول الله صلی الله علیه وسلم.. انتظر بها القضاء .. فذکر ذلک لعمر

التبصرة لابن الجوزي ج1 ص456 المولف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ) دارالنشر: دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان

 ابوبکر خواستگاری کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند منتظر مقدر الهی هستم، ابوبکر رفت و به عمر خبر داد

 و عمر گفت ابوبکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ردت کرده، یعنی قضای الهی بر تو نیامد چون وقتی تو خواستگاری کنی اگر برای تو مقدر باشد خدا می‌گوید به او بده و معطلت نمی‌کند

 فخطبها عمر فقال له مثل ما قال لابی بکر، فقال اهل علیّ لعلی: اخطب فاطمه.. فاتی رسول الله صلی الله علیه و سلم.. ما حاجتک؟ فقال ذکرت فاطمه.. مرحباً و اهلاً فخرج فاخبر الناس بما قال فقالوا: قد اعطاک الاهل و المرحب ما تصدقها ما عندی ما اصدقها ایاها فتزوجها فاهدیت الیه و معها خمیله و مرفقه من أدم حشوها لیف و قربه و منخل و قدح و دخلت علیه و ما لها فراش غیر جلد کبش ینامان علیه باللیل و تعلف علیه الناضح بالنهار و کانت هی خادمۀ نفسها... لما تبختر جمال فاطمه فی جلباب کمالها حین شروع الشرع فی وصف جلالها انهض الصدیق خاطباً لها فی خطابه فسکت الرسول عن جوابه فنهض عمر نهوض اللیث فی غابه فلم یجبه فاشتد الجوی فلما نقل علی اقدامه لخطبتها، وجد الوحی قد سبقه قدّامه ان الله امرنی ان ازوج فاطمه من علی

التبصرة لابن الجوزي ج1 ص456 المولف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ) دارالنشر: دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان

 عمر خواستگاری کرد، آقایان می‌گویند ابوبکر و عمر به حضرت علی علیه السلام گفتند بروید خواستگاری کنید خیر فامیل‌های حضرت علی علیه السلام گفتند بروید خواستگاری کنید، پیش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و سلام کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند چه خواسته‌ای داری؟، به من گفته‌اند ‌راجع به حضرت زهرا سلام الله علیها با شما صحبت کنم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند خیلی خوش آمدید ..آمد بیرون و به مردم خبر داد، گفتند هم دخترش را داده هم مرحب، یعنی خیلی خوش آمدی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند، مهریه چه دارید، فرمودند، چیزی ندارم که به عنوان مهریه باشد، عده‌ای آمدند به آن‌ها هدیه‌ای و بالشت و زیرانداز از پوست خرما، مشک و یک سبد از پوست درخت خرما دادند، یک قدح، آسیاب و دو ظرف هم دادند، وقتی به خانه رفتند جزء پوست یک گوسفند که شب‌ها روی آن می‌خوابیدند چیزی نداشتند، و در روز می‌رفتند به شتری که آب می‌دوشید روی همین غذا می‌دادند، وقتی جمال فاطمه سلام الله علیها به کمال رسید، آن جایی که خدای متعال حضرت زهرا سلام الله علیها را وصف کرد، ابوبکر بلند شد که خواستگاری کند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت کردند، عمر مثل شیر بیشه بلند شد و گفت من خواستگاری می‌کنم، به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جواب ندادند و جو برای عمر سنگین شد، وقتی حضرت علی علیه السلام پایش را بلند کرد که خواستگاری کند، دید که وحی قبل از حضرت علی علیه السلام این کار را انجام داده است، خدای متعال به من دستور داده است که فاطمه سلام الله علیها را به ازدواج علی علیه السلام در آورم

این‌جا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگفتند "انتظر بها القضاء"، ما یک آیه قرآن داریم که راجع به بهشتی‌هاست و می‌گوید وقتی به بهشت می‌رسند درها باز است و این نیست که منتظر شوند، درها باز است و داخل می‌روند؛ این‌جا هم همین طور است وقتی حضرت علی علیه السلام می‌آید در خانه باز است

باز در این راستا آقای طبری در یکی از آثارشان در مورد مناقب ابوبکر، عمر، عثمان، علی بن ابی طالب علیه السلام طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، سعید بن زید، عبدالرحمن بن عوف و ابی عبیده عامر صحبت می‌کند و مولف ان نیز شیعه نیست

 ذکر ان تزویج فاطمه من علی کان امر الله عزوجل و وحی منه

الرياض النضرة في مناقب العشرة ج 3 ص144 المولف: أبو العباس، أحمد بن عبد الله بن محمد، محب الدين الطبري (المتوفى: 694هـ) دارالنشر: دارالکتب العلمیه بیروت-لبنان

 ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با حضرت علی علیه السلام به دستور خدا بوده

بعد در ادامه روایتی مطرح می‌کند که خیلی جالب است؛ از عمر نقل شده که در نزد او راجع به حضرت علی علیه السلام صحبت کردند، گفت او داماد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، جبرئیل نازل شد و گفت خدای متعال به تو دستور می‌دهد که فاطمه سلام الله علیها دخترت را با علی علیه السلام به تزویج در آوری، در باب بعدی ذکر این‌که خدای متعال فاطمه سلام الله علیها را به علی علیه السلام تزویج کرد، نه این‌که دستور داد بلکه عقد را هم خود خدا خواند و شاهد این عقد ملائکه الهی بودند

 از انس روایت شده وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بودند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمودند علی جان او جبرئیل است و به من خبر می‌دهد که خود خدای متعال تو را به عقد فاطمه سلام الله علیها در آورده است و بر ازدواج تو 40 هزار ملک را شاهد گرفته است و به درخت طوبی وحی کرده است که بر آن‌ها در و یاقوت نثار کند و آن هم چنین کرده است

 فابتدرت الیه الحور العین و یلتقطن من اطباق الدر و الیاقوت فهم یتهادونه بینهم الی یوم القیامه

الرياض النضرة في مناقب العشرة ج 3 ص146 المولف: أبو العباس، أحمد بن عبد الله بن محمد، محب الدين الطبري (المتوفى: 694هـ) دارالنشر: دارالکتب العلمیه بیروت-لبنان

 حور العین مثل بچه‌هایی هستند که در عروسی شاباش‌ها را جمع می‌کنند، حور العین سریع آمدند و طبق‌های در و یاقوت را جمع می‌کنند، تا روز قیامت هدیه‌ای که به هم می‌دهند

 می‌گویند این همان دری است که در عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها جمع کردم؛ این روایت‌ها در کتب سنی‌ها آمده است.

باز در این راستا اقای طبری در یکی از آثارشان می‌نویسند:

ذکر ان تزویج فاطمه علیاً کان بامر الله عزوجل و وحی منه ذکر تزویج الله تعالی فاطمه علیاً فی الملاء الاعلی بمحضر من الملائکه.. اني قد زوجت فاطمه ابنتک من علی بن ابی طالب فی الملاء الاعلی فزوجها منه فی الارض.. اخرجه الامام علی بن موسی الرضا فی مسنده

ذخائر العقبى في مناقب ذوى القربى ص69 المولف: محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري (المتوفى: 694هـ) دارالنشر: بالاعتماى علي نسختين خطبتين

ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با حضرت علی علیه السلام به امر خدای متعال و با وحی خدا بوده، خدای متعال فاطمه سلام الله علیها را با حضرت علی علیه السلام به ازدواج در آورد، آن هم در آسمان‌ها و در محضر ملائکه؛ بعد در ادامه از حضرت علی علیه السلام می‌فرماید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود، من در آسمان‌ها این عقد را خوانده‌ام و شما یک بار دیگر تبرکاً این عقد را در زمین بخوانید، آقا علی بن موسی الرضا از پدران شان تا حضرت علی این را نقل کرده اند

و بعد روایات دیگری را مطرح می‌کند

و عن علی رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم انی قد امرت شجرۀ طوبی ان تحمل الدر و الیاقوت.. و انه سیولد بینهما ولدان.. و سیسودان علی کهول اهل الجنه و شبابها و قد تزین اهل الجنه لذلک فاقرر عیناً یا محمد فانک سید الاولین و الآخرین

ذخائر العقبى في مناقب ذوى القربى ص69 المولف: محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري (المتوفى: 694هـ) دارالنشر:

 و همان روایت را مطرح می‌کند که خدای متعال به تو فرمود، به طوبی دستور دادم به جای میوه در و یاقوت و مرجان میوه دهد و آن‌ها را بر کسی که در جشن عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها از ملائکه و حور العین حاضر می‌شوتد نثار کند، تمامی اهل آسمان خوش حال هستندخداوند دو پسر به شما می‌دهد که در دنیا سرور هستند، و بر کهل و شاب اهل جنت هم سرور هستند، و اهل جنت هم بر این قضیه زینت پوشیدند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم چشم تو روشن ..

 

 که این را باز آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام نقل کرده است، آخرین عبارتی که من می‌خواهم امشب از علمای اهل سنت بخوانم و تیر خلاص را به وهابی‌هایی که فضائل را منکر می‌شوند بزنم از کتاب آقای مناوی می‌باشد وی در این راستا در یکی از آثارشان می‌نویسند، ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با دستور خدای متعال بود

و کان التزویج المصطفی فاطمۀ لعلی بامر الله تعالی

اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب والفضائل سیدۀ النساء اهل الجنه فاطمۀ الزهرا ص34 المولف: زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي القاهري (المتوفى: 1031هـ)

 این ازدواج با امر خدا بود

در مورد سندش هم روایتی است که عرض کردیم ابن مسعود نقل کرده خدای متعال به من دستور داده است علی علیه السلام را با فاطمه سلام الله علیها به ازدواج در آورم

 رواه الطبرانی و رجاله ثقات.. و اما وقوع التزویج بالامر الالهی لعلی. و خطبۀ الشیخین لها قبل ذلک جعل الدرع صداقاً فلا شک فیه لوروده من طرق باسنید صحیحه

اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب والفضائل سیدۀ النساء اهل الجنه فاطمۀ الزهرا ص49 المولف: زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي القاهري (المتوفى: 1031هـ)

خدای متعال دستور داده بود حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها را تزویج کند، و این‌که ابوبکر و عمر قبل از حضرت علی علیه السلام برای خودشان خواستگاری کرده بودند، و حضرت علی علیه السلام زره خودش را به عنوان مهر قرار داد، هیچ شکی در آن نیست، و چندین طریق به سند های صحیحه دارد

پس آقای خدمتی یک مقداری راست گفته بود و گفت مگر می‌شود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهانه‌ای بیاورد که درست نباشد و بگوید او کوچک است؛ خیر شماها این را درست کرده‌اید ‌برای این‌که ماجرای اصلی را تحریف کنید، از آن طرف آقای خدمتی دروغ گفت که این‌ها خواستگاری نکرده‌اند؛ بلکه در اصل خواستگاری کرده‌اند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رد کرده‌اند ‌و حضرت علی علیه السلام را هم به دستور خدای متعال تزویج فرموده‌اند، حالا ما یک سوال ساده داریم، ما حضرت علی علیه السلام را داریم که ازدواجش با وحی الهی است، آن وقت شما خلافت آقای ابوبکر را می‌گویید به انتخاب زید و بکر بوده، واقعاً بین این دو چقدر فرق است، ما می‌گوییم ازدواج و جزء جزء زندگی حضرت الهی است، تولدش در کعبه، شهادت در مسجد، در نمازش آیه نازل می‌شود، برای ازدواجش خدا دستور می‌دهد و دیگران را باز می‌دارد و می‌گوید این باید وحی باشد؛ این شخصیتی است که ما داریم، آن وقت شما شخصیتی دارید که خودتان به او توهین می‌کنید و می‌گویید برای خلافتش هم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چیزی نگفته است؛ آن وقت به ما شیعه‌ها گیر می‌دهند که چرا خلافت را قبول نمی‌کنید، خب وقتی ما می‌بینیم ازدواج حضرت الهی است آن وقت خلافتش انتخابی است، اصلاً این معقول است؟ یک مقدار کلاه‌تان را قاضی کنید و خودتان نتیجه گیری کنید.

مجری:

تماس‌های تلفنی را مشاهده نماییم

آقای عالی زاده از بوشهر-شیعه

من یک نظری در مورد کارشناس شبکه وهابی داشتم، که این آقا گفت جناب عمر در حضور حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با حالت اقتدار برخورد می‌کرد و زنان خودشان را جمع و جور می‌کردند، این بر خلاف آیات قرآن هم است، خداوند در قرآن اشاره می‌کند که ای پیامبر اگر تو قصی القلب بودی مردم از کنار تو پراکنده می‌شوند، حالا نعوذ بالله یا قرآن اشتباه می‌کند که این دور از شأن قرآن است یا این آقایان دارند به قرآن توهین می‌کنند

آقای شاه علی دوست از مشهد مقدس-شیعه

من چند سوال داشتم، اولاً جان من به فدای مولایمان آقا امیرالمومنین علیه السلام که 1400 سال پیش کارهایی کرده که من به عنوان پیرو و دوستان حضرت عشق می‌کنم، سوال اول این‌که شخصی به نام سربازی که قبلاً تروریست بوده بعد این چطور از زندان فرار کرده و الان موفق شده به خارج از کشور برود و آزادانه بگردد و هر چه از دهانش بیرون می‌آید می‌گوید؟ ‌سوال بعدی این‌که بعضی از این اهل سنتی که گول شبکه‌های تروریستی را می‌خورند به نظر من از کم کاری شما نیست، به دلیل این‌که هر که می‌خواهد از کتاب خودشان حدیثی بیاورد شما قطع می‌کنید و نمی‌گذارید حدیث کتاب‌های خودشان خوانده شود، تا اهل سنت گول‌شان را نخورند، آن‌ها هزار فحاشی می‌کنند و شما جرات نمی‌کنید احادیث خودشان را بگویید. سوال بعدی هم این‌که ما بگوییم اهل البیت علیهم السلام به اذن خدا حاجت‌هایمان را بدهد، من احساس می‌کنم این اذن خدا را خداوند قبلاً داده، قبل از این‌که حتی انسان خلق شود خدا این اذن را به چهارده معصوم علیهم السلام داده و دیگر نیازی نیست که ما بگوییم خدایا به اذن چهارده معصوم علیهم السلام حاجت هایمان را بده، خداوند اذن خودش را قبلاً به چهارده معصوم علیهم السلام داده، سوال بعدی هم این‌که اگر کسی فحش دهد آیا خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفته است که حقش مرگ است؟ پس چرا یکی از اساتید گفت که اگر کسی به خاطر فحش دادن کشته شود مقصر کسی است که فحش داده، اولین حکم فحش دادن که قتل نیست و اگر هم حکمش قتل است باید فحش دهنده‌ای که توبه نکرده کشته شود، سوال بعدی هم این‌که اهل سنت می‌گویند عمر حضرت زهرا سلام الله علیها را اذیت نکرده، پس چرا وقتی می‌گوییم هر کس دشمن حضرت زهرا سلام الله علیها است خدا لعنتش کند ناراحت می‌شوند؟ سوال بعدی این‌که شاید خود اهل سنت دوست ندارند عقاید تاریخی را بدانند و بعضی موارد را شما مطرح نمی‌کنید چون ممکن است برنجند، پس از کجا می‌خواهند بفهمند که حق چیست، شاید علمای خودشان به عامی‌ها نگویند، آیا شما در این‌جا مقصر نیستید که نمی‌گویید؟

آقا احمد از خوزستان-شیعه

من امروز یک تماس با آقای هاشمی داشتم اما قبل از آن نکاتی را مختصر عرض کنم. این‌ها کلیپی را از سید کمال حیدری پخش کردند که سید کمال حیدری به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف اعتقاد ندارد، خمس را قبول ندارد؛ بعد من زنگ زدم و گفتم این کلیپی که شما از سید کمال حیدری پخش می‌کنید خودش گفته شماها کلیپ من را تقطیع کرده‌اید ‌و به من ‌دروغ بسته اید، گفت اگر راست می‌گویی کلیپ را پخش کنید، زنگ زدم و چند دقیقه بعد کلیپ را پخش کردم، بعد آقای هاشمی می‌گوید این یکی از همکاران شما در وزارت اطلاعات است که دماغ خودش را گرفته و دارد ادای سید کمال را در می‌آورد، جالب این جاست بعداً من این کلیپ را با هدفون که گوش دادم، خوب که دقت کردم فهمیدم آقای خدمتی خیلی زیرکانه و زیر لب در گوش هاشمی می‌گوید بگو یکی از عوام خودتان است، بگو اسمی از شبکه کلمه نبرده است، یعنی این جملات قشنگ با هدفون مشخص بود و من این را بعداً فهمیدم، همین طور دست و پا می‌زد که رد کند، بعد من دوباره زنگ زدم و گفتم کسی دماغ خودش را نگرفته، و آدرس وزارت اطلاعات را هم بلد نیستم. بعد دوباره زنگ زدم و گفتم تصویر لپ تاپ را از طریق اسکایپ به اشتراک بگذارید و آن‌هایی که اسکایپ دارند می‌دانند وقتی یک گزینه بزنید تصویر لپ تاپ برای طرف مقابل می‌رود؛ و من گفتم تصویر لپ تاپم را روی آنتن پخش کنید تا کلیپ کمال حیدری را پخش کنم و همه ببینند که سید کمال آن حرف‌ها را زده یا یکی از وزارت اطلاعات بوده و دماغش را گرفته؛ گفت این را هم قبول نداریم حتماً صداگذاری کرده‌اید، اگر راست می‌گویید کلیپ را آپلود کنید من چند دقیقه طول نکشید و سریع کلیپ را آپلود کردم، هم لینک فرستادم و هم کلیپ را فرستادم اما هر چه زنگ زدم برنداشتند، با این‌که به من پیام می‌دادند و در واقع عمداً جواب نمی‌دادند، حالا کاری به این مسئله ندارم، امروز آقای هاشمی ساعت دو وسی دقیقه برنامه داشت و دوباره زنگ زدم و بعد از این‌که سلام کردم گفتم آقای هاشمی لینک کلیپ سید کمال را که گفتید برای‌تان فرستادم و همین الان پخشش کنید؛ آقای ابوالقاسمی خدا می‌داند، تا گفتم سید کمال گفت بیننده بعد را ببینیم و سریع قطعم کرد؛ مثل قضیه ابن تیمیه که یک مدت دوستان زنگ می‌زدند و تا می‌گفتند ابن تیمیه سریع قطع می‌شد، امروز هم تا گفتم سید کمال گفت بیننده بعد را بگیریم، من از دوستان و بیننده‌های عزیز می‌خواهم به این شبکه زنگ بزنند و بگویند چرا کلیپ‌های سید کمال را تقطیع کرده‌اند، وقتی به شما زنگ می‌زنند چرا تماس را وصل نمی‌کنید، آقای هاشمی چرا اجازه نمی‌دهید نه کلیپ تصویریتان را پخش کنیم، نه تصویر لپ تاپ من را نشان می‌دهید، نه خودتان پخشش می‌کنید، لینک هم که برایت فرستادیم، چرا تماس ما را جواب نمی‌دهید؟

استاد ابوالقاسمی:

احمد آقا شما توقع دارید جواب بدهند؟

بیننده:

چه عرض کنیم، این‌ها به سید کمال دروغ بسته‌اند ‌و کلیپ را بریده‌اند.

استاد ابوالقاسمی:

این‌ها به خدا، علما، صحابه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خودشان هم دروغ بسته‌اند، به خدا دروغ بسته‌اند، دیگر کسی نمانده که دروغ نبسته باشند.

بیننده:

من از دوستان خواهش می‌کنم زنگ بزنند، این‌ها واقعاً گیر افتاده‌اند، نه جواب تماس می‌دهند و نه کلیپ پخش می‌کنند.

 

آقای مرادی از زنجان-شیعه

اگر مولا علی علیه السلام نبود هیچ کس لایق زهرا سلام الله علیها نبود، بنده چند باری کلیپ‌های آقای ملازاده را ‌دیدم که یک بار در مورد ولایت و غدیر خم صحبت می‌کرد، وقتی خوب دقت کردم دیدم این هر چقدر پیش می‌رود خراب ترش می‌کند و می‌آمد معنی را عوض کند اما نمی‌شد، من از بیننده‌ها می‌خواهم به این قضیه دقت کنند، اصلاً اسم حضرت علی علیه السلام که جلو می‌آید این‌ها مثل خر در گل می‌مانند، نه می‌تواند فضائلش را انکار کنند نه می‌توانند جلوتر بیایند، یک سوال از آقای ابوالقاسمی داشتم، و یک حدیث شنیده‌ام که روز عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها جبرئیل وارد می‌شود و از امام علی علیه السلام یا فاطمه زهرا سلام الله علیها انعامی می‌خواهد، که فاطمه زهرا سلام الله علیها چیزی به او می‌دهد، بعد می‌گوید در آخرت آخرین شفاعت با تو است، من می‌خواستم ببینم سند آن چطور است.

آقای حاجی کنار از هلند

سوالی داشتم و این‌که یکی از دوستان ما در عراق هستند و گفتند امام جعفر صادق علیه السلام دو دختر خود را به متعه داده بود و وقتی خودشان فوت کردند، خانم شان با یک نفر دیگر متعه کردند.

مجری:

چه کسی چنین ادعایی کرده بود؟

بیننده:

یکی از دوستان‌مان که مهاجر هستند و از عراق آمده‌اند.

مجری:

ان شاء الله استاد ابوالقاسمی پاسخ می‌دهند، اما جناب عالی زاده به آیه‌ای از قرآن استناد کردند در مورد ادعاهایی که کارشناس وهابی در مورد ‌عمر خطاب آورده و همان آیه‌ای که خداوند در قرآن می‌فرمایند اشاره می‌کنند

فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ

سوره آل عمران آیه 159

استاد ابوالقاسمی:

بله این آیات زیاد است، آقای خدمتی و کارشناس شبکه وصال ناحق گفتند زن‌ها جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بگو بخند داشتند، اما آقای عمر که می‌آمد هیبت داشت و همه می‌ترسیدند. آیه قرآن می‌فرماید:

لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ

سوره الحجرات آیه1

 از خدا و رسول جلو نزنید

 اصلاً فرض بگیریم زن‌ها جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این چنین بودند، یک روایت خیلی عجیب است، یک شخصی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد که از اصحاب بود، حضرت سوال پرسیدند و گفتند اگر یک نفر به تو بگوید حضرت علی علیه السلام شراب خورده و آن شخص راستگو باشد چه کار می‌کنید؟ گفت من یقین می‌کنم دروغ می‌گوید یا اشتباه کرده است، جناب سلمان هم آن‌جا بود و حضرت پرسیدند اگر شخصی به تو بگوید حضرت علی علیه السلام شراب خورده و راست گو باشد چه کار می‌کنید؟ گفت من هم یک لیوان شراب می‌خورم چون می‌گویم حضرت علی علیه السلام اگر کاری را انجام داده حق است و درست انجام داده است، حالا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است اما اگر به فرض محال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با زن‌ها بگو و بخند داشته باشد، آقای عمر چه حقی دارد که بگوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این کار را نکنید، باید مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد؛ یعنی خود شما دارید می‌گویید سیره آقای عمر با پیغمبر فرق داشته.

مجری:

سوال دیگری که مطرح شد در مورد فردی بود که از زندان فرار کرده و تروریست بوده و الان در شبکه های وهابی است.

استاد ابوالقاسمی:

از زندان فرار نکرده، می‌دانید ما تعدادی از این آقایان داریم که در کارهای تررویستی فردی مشارکت می‌کنند، یعنی در ترور یک شخص از علمای سنی مشارکت داشته و بستگان آن عالم سنی با فشارهای دیگر قبایل سنی گفتند ما فقط قاتل را اعدام می‌کنیم و از بقیه هم می‌گذریم، یا حتی از قاتل هم می‌گذریم و ما حق برادری را در کشورمان خیلی خوب انجام می‌دهیم، اگر یک شیعه‌ای هم این کار را انجام می‌داد حکومت با او برخورد می‌کند، اما از آن طرف بخشش هم است و به خاطر برادری از خیلی از آن‌ها گذشتند، با این‌که در کشتن خیلی از علمای اهل سنت دخالت داشتند حالا خانواده طرف بخشیده اما شحص محارب حساب می‌شود و حاکم می‌گوید ما به خاطر این‌که سنی است و دوست نداریم عزیزان سنی ناراحت شوند بخشیده‌اند. حالا آن طرف آن طرف رفته و می‌گوید دارند سنی‌ها را می‌کشند و سربازی کارشناس شبکه نور از همین افراد است.

مجری:

در مورد اذن خداوند به ائمه علیهم السلام فرمودند که اصلاً این اذن قبل از خلقت صادر شده.

استاد ابوالقاسمی:

بله ما دو مدل اذن داریم، یکی از اذن‌ها زمانی است که در بعضی موارد برای قضیه خاصی صادر می‌شود، و بعضی اذن‌ها قبلاً داده شده است، مثلاً در مورد علم غیب خدای متعال می‌فرماید:

 عالم بالغیب فلا یظهر علی غیبه احد الا من ارتضی من الرسول

سوره الجن آیات26 و27

 خدای متعال بعضی‌ها را مسلط بر علم غیب می‌کند

 و وقتی مسلط شد آن‌جا دیگر اذن نیاز نیست و هر وقت خواست استفاده می‌کند، و اهل بیت علیهم السلام هر وقت بخواهند می‌فهمند، اما بعضی کارها می‌خواهد برای دیگران بروز خارجی دهد، مثل معجزه است، برای معجزه باید ببینیم آیا خدا اجازه می‌دهد که من قدرت داخلی‌ام را بروز دهم یا خیر؛ حضرت عیسی علیه السلام می‌گوید:

 و اوحی الموتی، من مستمراً

 مردگان را زنده می‌کنم اما با اذن الهی

 پس قدرت آن را دارد و اجازه را خدا می‌دهد.

مجری:

بیننده بعدی چند سوال را با رویکرد انتقادی مطرح کردند، یکی این‌که گفتند آیا سزای فحاشی و سب قتل است که گاهی اوقات این مطرح می‌شود که سب نکنید چرا که در آن سوی دنیا کسی کشته شد خونش برگردن شما خواهد بود.

استاد ابوالقاسمی:

ما شیعیان خیلی در بحث حقوق دیگران مراعات می‌کنیم، اهل بیت علیهم السلام گفته‌اند ‌شما مراعات کنید و این جمله هم مطرح شده که خون مظلوم خطرناک است و آیت الله العظمی بهجت فرموده‌اند ‌اگر کاری انجام دهید که در آن سر دنیا به خاطر این‌کار شما شخص شیعه‌ای کشته شود و شما خلاف شرع عمل کرده باشید این‌جا مقصر هستید، شما به توجهی به شرع کرده باشید مقصر هستید، ما باید حواس‌مان را جمع کنیم، اهل بیت علیهم السلام دستور داده‌اند ‌و خدای متعال در قرآن فرموده است به بت‌های کفار فحش ندهید، اگر جایی کافری باشد و شما به بت‌هایشان فحش دهید ناراحت می‌شود؛ قطعاً لعن بت‌ها یک امر قطعی است و در قرآن هم آمده، حالا شاید یک نفر بگوید در خود قرآن آمده از آن طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گوید به بت‌ها فحش ندهید، این چطور ممکن است؟ خب همه جای قرآن را جلوی کفار که نمی‌خواندند و تا بعد که منتقل شدند و جای دیگر رفتند و خود آن‌ها هم درک می‌کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشمن بت‌هاست؛ اما همین مقدار آن شخص می‌فهمد که جلوی ما در مورد بت‌ها درست صحبت می‌کند، یک روایت داریم که می‌گوید جلوی شخص مصیبت زده اظهار فرح نکن، اگر شخصی دشمن دین است قطعاً ما در دل‌مان او را لعنت می‌کنیم و با هیچ کس تعارف هم نداریم اما حالا یک شخصی این ظالم و دشمن دین را دوست دارد، این درست نیست که ما جلوی هم او هم این کار را انجام دهیم.

مجری:

مطلب بعدی این‌که فرمودند آیا این‌که گاهی اوقات در مورد تبیین عقاید اهل سنت از کتب خودشان ملاحظاتی صورت می‌گیرد آیا این ظلم به اهل سنت نیست؟

استاد ابوالقاسمی:

ما ملاحظاتی نداریم تن‌ها ملاحظه‌ای که داریم بحث احترام به مقدسات عزیزان است وگرنه ما مسائل علمی را مطرح می‌کنیم و وقتی ادله‌ای هست بی دشمنی و دعوا بیان می‌کنیم و دوست داریم همه هدایت شوند و چه شیعه و سنی همه اهل تحقیق باشند.

مجری:

در مورد تماس با شبکه کلمه هم احمد آقا گفتند و این‌که چطور رفتار کردند و چه ادعاهای مسخره و خنده داری در شبکه‌هایشان مطرح کردند. اما سوال دیگری که مطرح شد در مورد ازدواج آقا امیرالمومنین علیه السلام و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بود ‌که به یک داستانی اشاره کردند که فردی از حضرت طلب انعام کردند و آیا این داستان سندیت دارد؟

استاد ابوالقاسمی:

من این را ندیده‌ام اما ممکن است در کتاب عیون المعجزات این روایت پیدا شود.

مجری:

سوال پایانی گفتند آیا ائمه علیهم السلام از جمله امام صادق علیه السلام در مورد فرزندان خودشان یا خودشان به نکاح متعه عمل کرده‌اند؟

استاد ابوالقاسمی:

در کتب اهل سنت آمده که آقا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج موقت کرده‌اند، در کتاب تاریخ بغداد ج14 ص199 که سند روایت هم صحیح است مطرح می‌کند که مامون دستور داد متعه حلال است، یحیی بن اکثم شروع به صحبت با او کرد و دید خیلی عصبانی است، مامون گفت دو متعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، در زمان ابوبکر بود من هم از آن نهی کنم؟ عمر تو که هستی که بخواهی از کاری نهی کنی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را انجام داد، و کاری که ابوبکر آن را انجام داد، آقای مامون خلیفه عباسی اعتقاد داشته که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر این را انجام داده‌اند، بعد جالب است یحیی بن اکثم نمی‌گوید این را انجام نداده‌اند ‌و می‌گوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعداً آن را نهی کرده‌اند؛ که ما اصلاً نمی‌توانیم بگوییم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اول یک کاری را این طور دستور بدهند و بعداً نهی می‌کنند به صورتی که این‌ها زنا می‌دانند، چون خیلی از صحابه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام داده‌اند ‌و گفته‌اند ‌پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهی نکرده است و برای ادعای نهی سند صحیح وجود ندارد.

مجری:

از استاد ابوالقاسمی عزیز و شما بینندگانی که تا این لحظه ما را همراهی فرمودید تشکر می‌کنیم، یا علی مدد خدانگهدار.

 

 



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر