صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 10 شهريور 1395 تعداد بازديد: 952 
پاسخ به ادعای شبکه‌های وهابی درباره عکس العمل عایشه در شهادت امام علی علیه‌السلام
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تاریخ:1395.06.10

 

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت، عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ با برنامه چالش به کارشناسی استاد روستایی در خدمت شما هستیم. سلام علیکم.

استاد روستایی:

بنده هم خدمت حضرتعالی و بینندگان عزیز و فهیم شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم طاعات شما مورد قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد.

مجری:

کلیپ اول را ببینیم.

کلیپ:

معرفی کارشناس این کلیپ:

محمد باقر سجودی، کارشناس اخراجی شبکه‌ تروریستی کلمه و مدافع سینه چاک داعش است؛ وی معتقد است داعش هیچ بی‌گناهی را نکشته و این گروه ‌تروریستی از جانب شیعیان مظلوم واقع شده است. وی همچنین صاحب نظرات عجیب و شرک آلودی است که تعجب همگان را بر می‌انگیزد، برای مثال می‌گوید خداوند قادر به خودکشی است و یا می‌تواند با دستگاه کپی هزاران خدا مانند خود را خلق کند! در وجاهت علمی‌ این کارشناس همین بس که غدیر را با قاف می‌نویسد. از جمله مشخصات این وهابی می‌توان به اهانت‌هایش نسبت به اهل بیت علیهم‌السلام اشاره کرد، البته وی پیش از این هم به راحتی نسبت به علمای اهل سنت فحاشی کرده و با دادن القابی ناشایست به آن‌ها، پرده از چهره واقعی خود برداشته است.

سجودی:

این‌که فرمودید ام المومنین عایشه بعد از شهادت حضرت علی علیه‌السلام سجده شکر به جا آورد؛ اگر حرف شما درست باشد از این معلوم می‌شود که حضرت عایشه زن مومنه‌ای بوده و وقتی یک چیز خوبی را می‌بیند نخندید و کار دیگری نکرد و سجده شکر کرد، یعنی پیش خداوند رفت و خداوند را شکر کرد که دعای من را قبول کردی و فلانی را کشتی؛ حالا از این کلمه کلیپ درست کنید! پس معلوم می‌شود ایشان به الله و سجده شکر اعتقاد داشته و نمی‌توانید به حضرت عایشه بگویید که زن مومنه‌ای نبوده است.

مجری:

این کلیپ در مورد روایتی بود که بیان می‌کند عایشه وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام را شنید سجده شکر به جا آورد؛ هر چند که خود آقای سجودی این را قبول نمی‌کند و می‌گوید دروغ است و اگر صحیح باشد ما قبول نداریم که البته صحت این روایت ثابت خواهد شد ولی ایشان می‌گوید اگر هم صحیح باشد دلالت بر ایمان عایشه دارد و این‌که عایشه سجده به جا آورده است پس مومن است و دعا کرده امیرالمومنین علیه‌السلام کشته شود و سجده شکر هم به جا آورده است و می‌گوید این بغض و دشمنی را نمی‌رساند بلکه ایمان را ثابت می‌کند! البته آقای سجودی گفت از این کلام، کلیپ هم درست کنید که ما هم به حرف ایشان عمل کردیم و کلیپش را درست کردیم.

استاد روستایی:

ایشان می‌گوید چیز خوبی دید و سجده کرد؛ این‌جا چند بحث مطرح است، اولاً آیا این روایت دروغ است یا خیر؛ همان طور که ایشان می‌گوید دروغ است. نکته دوم این‌که ایشان گفت عایشه چیز خوبی دیده و سجده به جا آورده است؛ و نکته سوم نحوه برخورد و تعامل ایشان با اهل بیت علیهم‌السلام است و ما باید این سه محور را بررسی کنیم.

مجری:

ضمن این‌که ایشان در مورد آقا امیرالمومنین علیه‌السلام گفتند خون افرادی که در جنگ‌ها به شهادت رسیدهاند بر گردن امیرالمومنین علیه‌السلام است.

استاد روستایی:

غیر از این از ناصبی انتظار می‌رود که هر دفعه به یک سلاحی اهل بیت علیهم‌السلام را متهم می‌کنند؛ ما إن‌شاءالله از دیدگاه علمای وهابی خواهیم گفت کسانی که این گونه صحبت می‌کنند و از کسی که بر امام حق خروج کرده است دفاع می‌کنند، چگونه افرادی هستند؛ اما آقای الأصبهاني در کتاب مقاتل الطالبین می‌گوید زمانی که خبر شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام به عایشه رسید، او این شعر را خواند:

فألقت عصاها واستقرت بها النوى... كما قر عيناً بالأياب المسافر

مقاتل الطالبيين ص 55، اسم المؤلف: علي بن الحسين بن محمد بن أحمد بن الهيثم المرواني الأموي القرشي، أبو الفرج الأصبهاني (المتوفى: 356هـ)، الناشر: موسسه الاعلمی-بیروت، الطبعة: الرابعة 1427هـ-2006م، المحقق: السيد أحمد صقر

و این شعر حاکی از شادی است، همان طور که چشم فردی با آمدن مسافر روشن می‌شود یعنی به مجرد این‌که خبر شهادت را شنید این جمله را گفت. أبو الفرج در ادامه روایتی را می‌آورد که:

حدثني محمد بن الحسين الأشناني، قال: حدثنا أحمد بن حازم، قال: حدثنا عاصم بن عامر، وعثمان بن أبي شيبة، قالا: حدثنا جرير، عن الأعمش، عن عمرو بن مرة، عن أبي البختري، قال: لما أن جاء عائشة قتل علي عليه السلام سجدت.

مقاتل الطالبيين ص 55، اسم المؤلف: علي بن الحسين بن محمد بن أحمد بن الهيثم المرواني الأموي القرشي، أبو الفرج الأصبهاني (المتوفى: 356هـ)، الناشر: موسسه الاعلمی-بیروت، الطبعة: الرابعة 1427هـ-2006م، المحقق: السيد أحمد صقر

زمانی که خبر شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام به عايشه رسید سجده شکر به جا آورد.

آقای سجودی در ادامه گفت این دروغ است؛ اما من ثابت می‌کنم که آیا این روایت دروغ است یا این‌که صد در صد سندش معتبر است. من از خود أبو الفرج الأصبهاني نویسنده کتاب شروع می‌کنم؛ آقای شمس الدین ذهبی در کتاب میزان الاعتدال به شخصیت علی بن الحسین الفرج الأصبهاني می‌پردازد که اولاً او از بنی امیه بوده است، و سپس در مورد شخصیت علمی‌ او می‌گوید:

كان إليه المنتهى في معرفة الأخبار وأيام الناس والشعر والغناء والمحاضرات

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 5 ص 151، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة : الأولى، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

او در علم تاریخ، خبرهای مردم، شعر، غناء، بحث كردن در نهایت است

 یعنی او فصل الخطاب است و در این زمینه بسیار بزرگ است. اما در مورد راست‌گو بودن یا نبودنش، آقای ذهبی می‌گوید:

والظاهر أنه صدوق

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 5 ص 151، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة : الأولى، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

ظاهر این است که او شخص راست‌گویی است.

سپس در ادامه می‌گوید:

ثم قال العلوي وكان أبو الحسن البتي يقول لم يكن أحد أوثق من أبي الفرج الأصبهاني

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 5 ص 151و152، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة : الأولى، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

(حسین بن محمد بن طباطبایی) علوی گفت که ابو الحسن البتی می‌گوید موثق‌تر و مورد اطمینان‌تر از أبو الفرج الأصبهاني وجود ندارد.

 سپس در پاورقی می‌گوید که حافظ (ابن حجر عسقلانی) در کتاب لسان المیزان گفته که آقای دارقطنی در کتاب غرائب مالک احادیثی را از أبي الفرج آورده است و هیچ تضعیفی برای او ذکر نکرده است. سپس از آقای ابو علی التنوخی مطلبی را پیرامون ابو الفرج ذکر می‌کند که ایشان می‌گفت:

یحفظ من الشعر و الاغانی و الاخبار المسندات و الانساب ما لم أر قطّ من یحفظ مثله الی ما یحفظ من اللغۀ و المغازی و النحو و السیر

ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 5 ص 151و152، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة : الأولى، تحقيق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود

ابو الفرج این قدر شعر، اخبار، اغانی، خبرهای مسند و مطالب درباره نسب شناسی حفظ بود که من احدی را ندیدم این چنین باشد که لغت و صفات جنگ آوران و حمله كنندگان و ادبیات عرب و تاریخ را خیلی خوب بداند

یعنی او یک شخصیت و عالم بسیار بزرگ است، و این روایت را در کتابش می‌آورد؛ پس کتاب و شخصیت معتبر است.

اما در مورد راویان این روایت، آقای شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء درباره راوی اول می‌نویسد:

302 - الخَثْعَمِيُّ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ الحُسَيْنِ بنِ حَفْصٍ *

الإِمَامُ، الحُجَّةُ، المُحَدِّثُ، أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ الحُسَيْنِ بنِ حَفْصٍ الخَثْعَمِيُّ، الكُوْفِيُّ، الأَشْنَانِيُّ. سير أعلام النبلاء ج 14 ص 389، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ. 1374م، دار النشر: مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة: الثالثة، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب:شعيب الأرناؤوط

اشنانی امام، حجت و محدث است

حجت یعنی کسی که 300 هزار حدیث حفظ است.

مجری:

و از بالاترین درجات است.

استاد روستایی:

دارقطنی در مورد این آقا گفته است:

قَالَ الدَّارَقُطْنِيُّ: أَبُو جَعْفَرٍ: ثِقَةٌ، مَأْمُوْنٌ.

سير أعلام النبلاء ج 14 ص 389، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ. 1374م، دار النشر: مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة: الثالثة، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب:شعيب الأرناؤوط

دارقطنی گفت ابو جعفر ثقه و مورد اعتماد است.

شمس الدین الذهبی درباره شرح حال آقای ابْنُ أَبِي غَرَزَة می‌نویسد:

120 - ابْنُ أَبِي غَرَزَةَ أَحْمَدُ بنُ حَازِمِ بنِ مُحَمَّدٍ الغِفَارِيُّ *

الإِمَامُ، الحَافِظُ، الصَّدُوْقُ، أَحْمَدُ بنُ حَازِمِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ يُوْنُسَ بنِ قَيْسِ بنِ أَبِي غَرَزَةَ، أَبُو عَمْرٍو الغِفَارِيُّ الكُوْفِيُّ، صَاحِبُ (المُسْنَدِ).

سير أعلام النبلاء ج 13 ص 239، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ. 1374م، دار النشر: مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة: الثالثة، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب:شعيب الأرناؤوط

که باز تعبیر امام، حافظ و صدوق را گفته و حافظ صد هزار حدیث بوده است؛ علاوه بر این می‌گوید:

وَلَهُ (مُسْنَدٌ) كَبِيْرٌ، وَقَعَ لَنَا مِنْهُ جُزْءٌ.

سير أعلام النبلاء ج 13 ص 239، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ. 1374م، دار النشر: مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة: الثالثة، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب:شعيب الأرناؤوط

او مسند بسیار بزرگی دارد

و بعد می‌گوید:

وَذَكَرَهُ ابْنُ حِبَّانَ فِي (الثِّقَاتِ)، وَقَالَ: كَانَ مُتْقِناً.

سير أعلام النبلاء ج 13 ص 239، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ. 1374م، دار النشر: مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة: الثالثة، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب:شعيب الأرناؤوط

ابن حبان در الثقات هم او را ذکر کرده است و گفت: او فردی متقن و مورد اطمینان است

 و آدم بسیار دقیقی است. راویان بعدی دو نفر به نام‌های عامر و ابن ابی شیبه هستند، لذا ما همان ابن ابی شیبه را بررسی کنیم کفایت می‌کند. آقای شمس الدین ذهبی در کتاب الکاشف به کسانی که در کتب سته مثلاً در بخاری، مسلم، نسائی،‌ترمذی، ابن ماجه و ابی داوود روایت داشته باشند می‌پردازد و در شرح حال عثمان بن ابی شیبه می‌نویسد:

3735- عثمان بن أبي شيبة أبو الحسن العبسي مولاهم الكوفي الحافظ عن شريك وجرير وأبي الاحوص وعنه البخاري ومسلم وأبو داود وابن ماجة وابنه محمد وأبو يعلى والبغوي مات في محرم 239 خ م د ق

الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة ج 2 ص 12، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، دار النشر: دار  القبلة للثقافة الإسلامية - مؤسسة علوم القرآن، جدة، الطبعة: الأولى، 1413 هـ - 1992 م، تحقیق: محمد عوامة أحمد محمد نمر الخطيب

حافظ بوده و صد هزار حدیث حفظ بوده است و راوی بخاری، مسلم و ابی داوود و ابن ماجه است. بینندگان می‌دانند کسی که راوی بخاری و مسلم باشد گفته‌اند:

في الرجل إذا روى له البخاري ومسلم وقد تكلم فيه أن يعتمدوه ويقولوا قد جاز القنطرة

النكت على مقدمة ابن الصلاح ج 3 ص 348، اسم المؤلف: بدر الدين أبي عبد الله محمد بن جمال الدين عبد الله بن بهادر الوفاة: 794 هـ، دار النشر : أضواء السلف - الرياض - 1419هـ - 1998م، الطبعة : الأولى، تحقيق : د. زين العابدين بن محمد بلا فريج

كسي كه بخاري و مسلم از او روایت کرده باشند از پل گذشته است و نیاز به بررسی ندارد

این شخص نیز استاد بخاری است. البته توثیق این آقا فقط به این‌جا ختم نمی‌شود، آقای شمس الدین ذهبی در کتاب تذكرة الحفاظ نیز پیرامون او می‌گوید:

قال ابن معين: ثقة مأمون وسئل عنه أحمد بن حنبل فقال: ما علمت إلا خيرا

تذكرة الحفاظ ج 2 ص 444، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، دار النشر: دار الكتب العلمية بيروت-لبنان، بی‌تا

ابن معين مي‌گوید: او ثقه و مورد اعتماد است و پیرامون ابن ابی شیبه از احمد بن حنبل پرسیدم و او گفت از او جز خیر سراغ ندارم

ابن معینی که در علم رجال بسیار سخت‌گیر است و اصطلاحاً به او متشدد می‌گویند، می‌گوید این آدم ثقه است.

همچنین ایشان در ادامه می‌گوید:

وقد أكثر عنه البخاري

تذكرة الحفاظ ج 2 ص 444، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ)، دار النشر: دار الكتب العلمية بيروت-لبنان، بی‌تا

بخاری از او بسیار روایت نقل کرده است

او نه تنها راوی بخاری است بلکه بخاری از او بسیار زیاد نقل کرده است، البته خیلی از علمای دیگر هم نقل کرده‌اند و این شخص و برادرش مبلغ متوکل عباسی بودند، که در مسجد حدیث می‌گفتند و 30 هزار نفر پای منبر او می‌نشستند؛ متوکل ناصبی بود اما این‌ها از نظر آقایان ثقه هستند!

البته تعداد روات این روایت زیاد است، لذا من از سایت ولی عصر عجل‌الله‌فرجه نمایش می‌دهم؛ ما در سایت ولی عصر عجل‌الله‌فرجه مقاله‌ای پیرامون این‌که «آیا عایشه بعد از شنیدن خبر شهادت امیرمومنان علیه‌السلام سجده کرد» داریم که این مقاله 16963 بازدید داشته است و در ادامه این روایت با اسکن کتاب آمده و بررسي شده است. ما عثمان بن ابی شیبه را بررسی کردیم؛ راوی بعدی جریر بن عبدالحمید است، که او از راویان بخاری و مسلم و سایر صحاح سته است و:

916 جرير بن عبد الحميد بن قرط بضم القاف وسكون الراء بعدها طاء مهملة الضبي الكوفي نزيل الري وقاضيها ثقة صحيح الكتاب قيل كان في آخر عمره يهم من حفظه مات سنة ثمان وثمانين وله إحدى وسبعون سنة ع

تقريب التهذيب ج 1 ص 139، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عوامة

جرير بن عبد الحميد اهل كوفه، ساكن ري و قاضي آن‌جا بود. او مورد اعتماد و صحيح الكتاب بود. برخي گفتهاند كه در آخر عمر از توانائي حافظه او كاسته شده بود.

راوی بعدی سلیمان بن مهران یا همان آقای اعمش معروف است؛ این آقا از راویان بخاری و مسلم و کتب سته است و ابن حجر در مورد او می‌گوید:

2615 سليمان بن مهران الأسدي الكاهلي أبو محمد الكوفي الأعمش ثقة حافظ عارف بالقراءات ورع لكنه يدلس من الخامسة مات سنة سبع وأربعين أو ثمان وكان مولده أول سنة إحدى وستين ع

تقريب التهذيب ج 1 ص 254، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عوامة

سليمان بن مهران، ثقه، حافظ (كسي كه يك‌صد هزار حديث حفظ است)، آگاه به قرائت‌هاي مختلف و پرهيزگار بود؛ ولي تدليس مي‌كرد.

البته علمای اهل سنت گفته‌اند اگر بخواهیم تدلیس را به عنوان عیب ذکر کنیم احدی از راویان ما سالم نمی‌ماند؛ پس آقایان این تدلیس را نباید جدی بگیرند بلكه آن ویژگی‌های دیگر را باید در نظر بگیرند.

مجری:

ضمن این‌که تدلیس‌های اعمش در صحیحین هم است.

استاد روستایی:

بله تدلیس‌های اعمش در صحیحین هم است و اگر بخواهند کنار بگذارند باید صحیحین را هم کنار بگذارند. ولی اعمش را خیلی قبول دارند و ما در سایت، مختصر بحث کرده‌ایم وگرنه آقایان وهابی توان محققین ما را می‌دانند که اگر بخواهند مطلبی را مفصل بحث کنند دنیایی از مطلب می‌آورند.

راوی بعدی عمرو بن مره که از راویان بخاری و مسلم و سایر صحاح سته است یعنی کتب شش‌گانه از این آقا روایت دارند. او:

5112 عمرو بن مرة بن عبد الله بن طارق الجملي بفتح الجيم والميم المرادي أبو عبد الله الكوفي الأعمى ثقة عابد كان لا يدلس ورمي بالإرجاء من الخامسة مات سنة ثماني عشرة ومائة وقيل قبلها ع

تقريب التهذيب ج 1 ص 426، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عوامة

عمر بن مره، مورد اعتماد و اهل عبادت بود. تدليس نمي‌كرد؛ ولي به مذهب مرجئه نسبت داده مي‌شد.

راوی بعدی و در واقع آخرین راوی، آقای ابی البختری سعید بن فیروز است که او هم راوی صحاح سته است که حبيب بن أبي ثابت در مورد او گفته است:

قال حبيب بن أبي ثابت كان أعلمنا وأفقهنا

الكاشف في معرفة من له رواية في الكتب الستة ج 1 ص 442، اسم المؤلف: حمد بن أحمد أبو عبدالله الذهبي الدمشقي الوفاة: 748، دار النشر : دار القبلة للثقافة الإسلامية , مؤسسة علو - جدة - 1413 - 1992، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عوامة

حبيب بن أبي ثابت گفته: او از همه عالم‌تر و فقيه‌تر بود.

ذهبی در شرح حال این آقا می‌گوید:

2380 سعيد بن فيروز أبو البختري بفتح الموحدة والمثناة بينهما معجمة بن أبي عمران الطائي مولاهم الكوفي ثقة ثبت فيه تشيع قليل كثير الإرسال من الثالثة مات سنة ثلاث وثمانين

تقريب التهذيب ج 1 ص 240، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986، الطبعة : الأولى، تحقيق : محمد عوامة

سعيد بن فيروز، مورد اعتماد و ثابت قدم بود. در او كمي تشيع وجود داشت و روايات مرسل زياد نقل كرده است.

البته این تشیع را مانع پذیرش روایت نمی‌دانند، آقای ذهبی می‌گوید اگر ما این تشیع را بخواهیم مانع پذیرش روایت بدانیم باید روایات خود را دور بریزیم.

ما تا به این‌جا ثابت کردیم که روایان این روایت همه مورد وثوق هستند پس روایت کاملاً معتبر است؛ آقای سجودی هر چقدر دلش می‌خواهد بگوید دروغ است.

مجری:

جالب این است که می‌گوید اگر صحیح هم باشد دلالت بر ایمان عایشه دارد.

استاد روستایی:

بله می‌گوید چون او یک چیز خوبی دیده است و سجده شکر به جا آورده است. من می‌خواهم یک چیز خوب‌تر نشان دهم و عکس العمل ایشان را در آن چیز خوب‌تر هم ببینیم. همه می‌دانند که وجود نازنین و مقدس و مبارک رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به شهادت رسید و به مرگ طبیعی از دنیا نرفتهاند، ما این را بارها و بارها در سایت ولی عصر عجل‌الله‌فرجه نمایش داده‌ایم که آقای ابن مسعود می‌گوید:

3873 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْيَانُ عَنِ الأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن أبي الأَحْوَصِ عن عبد اللَّهِ قال لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً قال الأَعْمَشُ فَذَكَرْتُ ذلك لإِبْرَاهِيمَ فقال كَانُوا يُرَوْنَ ان الْيَهُودَ سَمُّوهُ وَأَبَا بَكْرٍ

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 1 ص 408، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

از عبدالله بن مسعود روايت شده است که مى‌‌گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم کشته شده است برايم محبوب‌تر است از اين که يک بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ زيرا خداوند او را پيامبر و شهيد قرار داده است.

این‌که چه کسی سم داده است بماند اما این روایت مطرح می‌کند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به شهادت رسیده است، همان طور که امیرالمومنین علیه‌السلام به شهادت رسیده است، که اجماع شیعه و سنی بر این است که آقا رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم از آقا امیرالمومنین علیه‌السلام بالاتر است؛ پس بنابر این شهادت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم برای جناب عایشه باید خیلی خوشحالی داشته باشد؛ اما می‌بینیم کار دیگری می‌کند. مسند احمد با سند صحیح روایتی را نقل می‌کند که:

26226 حدثنا يَعْقُوبُ قال: ثنا أَبِى عَنِ ابن إِسْحَاقَ قال وحدثني يحيى بن عَبَّادِ بن عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ عن أبيه عَبَّادٍ قال: سمعت عَائِشَةَ تَقُولُ: مَاتَ رسول اللَّهِ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بين سحري وَنَحْرِى وفي دولتي لم أَظْلِمْ فيه أحدا فَمِنْ سفهي وَحَدَاثَةِ سني أن رَسُولَ اللَّهِ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم قُبِضَ وهو في حجري ثُمَّ وَضَعْتُ رَأْسَهُ على وِسَادَةٍ وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ وأضرب وجهي.

المسند للامام احمد بن محمد بن حنبل ج 18 ص 199، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حَنْبَل بن هلال الوفاة: 241هـ، دار النشر: دار الحدیث- القاهره - مصر، الطبعة: الأولى 1416هـ-1995م، تحقيق: احمد محمدشاکر

پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بین سینه و حلق من از دنیا رفت و وقتی که نوبت من بود به احدی ظلم نکردم پس (به خاطر) سفیه بودن و سن کوچک من بود که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در دامن من از دنیا رفت و سر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را بر متکا گذاشتم وهمراه زنان پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بر سینه زدم و به صورتم می‌زدم.

آیا این‌که می‌گوید بچه بودم و کاری کردم، به سینه زنی‌اش برمی‌گردد؟ قطعاً خیر، به خاطر این‌که در روایت یک کار به تنهایی و یک کار مشترک کرده است؛ کار تنهایی این است که سر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را روی زمین می‌گذارد و به دامان نمی‌گیرد که به همان حالت سینه بزند اما کار مشترک، سینه‌زنی به همراه سایر همسران پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؛ سایر همسران پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم که بچه نبودند، لذا کار آن‌ها حجت است و همه آنان نیز ام المومنین هستند؛ پس این‌که می‌گوید بچه بودم مقصودش این است که نباید سر حضرت را روی زمین می‌گذاشت، ولی سینه‌زنی یک کار مشترک است و نادانی نیست؛ اگر آقایان بگویند این کار او نادانی و سفاهت و بچه‌گانه است باید همه همسران پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را سفیه بدانند؛ اگر بخواهند این اعتقاد را داشته باشند نباید بگویند دو سوم دین خود را از حمیرا بگیرید.

مجری:

و این‌که بسیاری از روایاتی که از عایشه نقل شده در آن سن و کمتر از آن بوده است.

استاد روستایی:

بله و آقایان به همه آن‌ها هم عمل می‌کنند؛ اگر او در اواخر زندگی مشترکش با پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم سفیه باشد پس تکلیف آن روایات چه می‌شود؟ شما می‌بینید این‌جا عایشه در مواجه با شهادت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به سینه و صورت می‌زند و عزاداری می‌کند؛ آقای جهودی به نظر شما چیز خوبی دیده یا چیز بدی دیده است؟ اگر شهادت خوب است هر دو جا باید خوب باشد، اگر شهادت بد است باید هر دو جا بد باشد؛ اما شما می‌بینید در شهادت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم که امر بسیار بالایی است ایشان بر سینه می‌زند و عزاداری می‌کند اما در شهادت امیرالمومنین علیه‌السلام خدا را شکر می‌کند، در حالی که اگر قرار بود شکر کند، شهادت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم اولی بود و این‌جا باید شکر می‌کرد؛ پس می‌فهمیم ماجرا چیز دیگری است، این‌جا اصلاً صحبت خوشحالی و ایمان نیست، و ما می‌خواهیم این را بررسی کنیم، و کاملاً منصفانه هم بررسی می‌کنیم و قضاوت را هم به عهده بیننده‌ها می‌گذاریم.

در منابع معتبر اهل سنت پیرامون بحث ارتباط عایشه با اهل بیت علیهم‌السلام چه حرف‌هایی مطرح شده است؟ نسبت به امیرمومنان علیه‌السلام در بعضی منابع مطالبی آمده که ظاهراً جناب عایشه از حضرت امیر علیه‌السلام بدش می‌آمد؛ آقای عبدالرزاق صنعانی در کتاب المصنف روایتی را آورده که این روایت در صحیح بخاری هم موجود است؛ ایشان مطرح می‌کند که:

قَالَ الزُّهْرِيُّ: وَأَخْبَرَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ أَنَّ عَائِشَةَ أَخْبَرَتْهُ قَالَتْ: أَوَّلُ مَا اشْتَكَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي بَيْتِ مَيْمُونَةَ فَاسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ أَنْ يُمَرَّضَ فِي بَيْتِي فَأَذِنَّ لَهُ، قَالَتْ: فَخَرَجَ وَيَدٌ لَهُ عَلَى الْفَضْلِ بْنِ عَبَّاسٍ، وَيَدٌ أُخْرَى عَلَى يَدِ رَجُلٍ آخَرَ، وَهُوَ يَخُطُّ بِرِجْلَيْهِ فِي الْأَرْضِ، فَقَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَحَدَّثْتُ بِهِ ابْنَ عَبَّاسٍ، فَقَالَ: أَتَدْرِي مَنِ الرَّجُلُ الَّذِي لَمْ تُسَمِّ عَائِشَةُ؟ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، وَلَكِنَّ عَائِشَةَ لَا تَطِيبُ لَهَا نَفْسًا بِخَيْرٍ

المصنف ج 5 ص 297، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري اليماني الصنعاني (المتوفى: 211هـ)، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بيروت(منشورات محمدعلی بیضون)، الطبعة: الاولی 1421هـ،2000م، تحقيق: ایمن نصرالدین الازهری

...پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بیرون آمدند و یک دست‌شان در دست فضل بن عباس و دست دیگرشان در دست مرد دیگری بود، و (حضرت دست‌هایشان روی شانه دو نفر گذاشته بودند و) پاهای حضرت روی زمین کشیده می‌شد، عبید الله گفت که ابن عباس بیان کرد : آیا می‌دانی آن مرد کیست؟ او علی بن ابی طالب علیه‌السلام است اما عائشه از او خوشش نمی‌آید.(از بردن نام او کراهت دارد)

این روایت آقای عبدالرزاق به نقل از آقای زهری است و عرض کردم این روایت در صحیح بخاری آمده و در شروح آن این جمله را بیان کرده‌اند که خوشش نمی‌آمد و آن فرد علی بن ابی طالب علیه‌السلام بود.

مجری:

یعنی علت این‌که اسم آقا امیرالمومنین علیه‌السلام را نیاورده است به خاطر این‌ بوده است؟

استاد روستایی:

بله. در کتاب مسند الإمام أحمد بن حنبل همین روایت آمده است و می‌گوید از امیرالمومنین علیه‌السلام خوشش نمی‌آمد و جالب این جاست که شعیب الأرنؤوط هم می‌گوید:

اسناده صحیح علی شرط الشیخین

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 40 ص 67، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

اسناد روايت بر مبنای بخاری و مسلم صحیح است

همچنین می‌گوید:

لا تطیب له، ‌ای: لعلی، علی اشتهار فضله و خیره

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 40 ص 70، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

ایشان از علی علیه‌السلام خوشش نمی‌آمد، با این‌که فضیلت و خیر رسانی امیرالمومنین علیه‌السلام خیلی مشهور بود

 چرا خوشش نمی‌آمد؟ می‌گوید:

وذلک لما جری بینهما

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 40 ص 70، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

چون بین آن دو اختلافی بود

 خیر و فضل امیرالمومنین علیه‌السلام خیلی مشهور بود و پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود حق با علی علیه‌السلام است و:

رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

المستدرك على الصحيحين ج 3 ص 134، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى1411هـ - 1990م، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا

 اما عايشه از امیرالمومنین علیه‌السلام خوشش نمی‌آمد! امیرالمومنینی که ملاک ایمان و نفاق است.

در صحيح السيرة النبوية همین روایت در ص86 آمده و در پاورقی می‌گوید سند معتبر است؛ در چاپ دیگری از مسند احمد می‌گوید صحیح است؛ در طبقات الکبری همین مسئله آمده است؛ البانی هم در «إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل» می‌گوید سند صحیح است؛ در «دلائل النبوة للبيهقي» آمده و محقق پیرامون آن می‌گوید میان آن دو مشکلاتی بوده است و موارد زیاد است.

اما سند روایت را از نرم افزار جوامع الکلم نشان می‌دهم که همین روایت را می‌گوید: اسناده حسن رجاله ثقات، غیر از آقای محمد بن سعد الهاشمی ‌که صدوق و حسن الحدیث و معتبر است. باز همین روایت را در مصنف عبدالرزاق آورده و می‌گوید: اسناده متصل، رجاله ثقات، رجاله رجال الشیخین(سند متصل است، راوی‌ها موثق هستند و راوی‌ها راوی بخاری و مسلم هستند) و همین روایت را در کتاب مسند احمد آورده است که می‌گوید: سند متصل و راوی‌ها ثقه هستند و رجالش رجال صحیح بخاری و مسلم هستند. پس این‌که آقای جهودی می‌گوید ایشان خبر خوبی شنید و سجده شکر به جا آورد این گونه نیست، این سجده حاکی از خوشحالی به سبب مقام شهادت نیست چون اگر ایشان به سبب مقام شهادت خوشحال می‌شد در شهادت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نیز باید خوشحال می‌شد اما در شهادت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم سینه زد و عزاداری کرد، اما این‌جا سجده شکر می‌کند!

اما ببینیم برخورد عایشه با شیعه امیرالمومنین علیه‌السلام چطور است؛ عمار شیعه امیرالمومنین علیه‌السلام است و ببینیم تعبیر عایشه در مورد ایشان چیست؛ در مسند احمد با روایت صحیح عَمْرِو بْنِ غَالِب می‌گوید:

24185 حَدَّثَنَا ابْنُ نُمَيْرٍ ثَنَا يُونُسُ بْنُ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ عَمْرِو بْنِ غَالِبٍ قَالَ: انْتَهَيْتُ إِلَى عَائِشَةَ أَنَا وَعَمَّارٌ وَالْأَشْتَرُ فَقَالَ عَمَّارٌ: السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّتَاهُ فَقَالَتْ: السَّلَامُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى

المسند للامام احمد بن محمد بن حنبل ج 17 ص 288، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى : 241هـ)، دار النشر: دار الحدیث- القاهره - مصر، الطبعة: الأولى 1416هـ-1995م، تحقيق: حمزه احمد زین    

من، عمار و مالک اشتر نزد عایشه رفتیم و عمار گفت سلام‌ ای مادر، عایشه جواب داد سلام بر کسی که از هدایت تبعیت می‌کند

که می‌گوییم معنای السَّلَامُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى چیست و اصلاً عمار را مسلمان نمی‌داند، عماری که اهل سنت نقل کرده‌اند عمار با حق است و حق هم با اوست، عماری که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود بهشتی است و فئه باغیه او را می‌کشند و او آن‌ها را به بهشت دعوت می‌کند و آن‌ها عمار را به جهنم دعوت می‌کنند.

مجری:

طبیعتاً با حق بودن عمار هم به این دلیل است که همواره با امیرالمومنین علیه‌السلام بوده است.

استاد روستایی:

بله پا جای پای امیرالمومنین علیه‌السلام می‌گذاشته است. ایشان می‌گوید السَّلَامُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى، که عمار دوباره و سه باره سلام می‌کند، بعد می‌گوید:

ثُمَّ قَالَ أَمَا وَاللَّهِ إِنَّكِ لَأُمِّي وَإِنْ كَرِهْتِ

المسند للامام احمد بن محمد بن حنبل ج 17 ص 288، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى : 241هـ)، دار النشر: دار الحدیث- القاهره - مصر، الطبعة: الأولى 1416هـ-1995م، تحقيق: حمزه احمد زین    

به خدا قسم تو مادر من هستی اگرچه کراهت داشته باشی

که سند هم صحیح است. همچنین در مسند احمد با تحقیق آقای شعیب الأرنؤوط در جلد40 همین مطلب دقیقاً ذکر شده و با عمار این گونه برخورد می‌کند، که آقای شعیب الأرنؤوط می‌گوید حدیث صحیح است. و در پاورقی به نقل از آقای سندی می‌گوید:

قال السندي: قوله: السلام على من اتبع الهدى، فيه تعريض له بأنه ممن اتَّبع الهوى، فلا يستحق الردَّ.

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 40 ص 351، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

سندی گفت: جمله السَّلَامُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى تعریض به عمار است که تو دنبال هوی و هوس هستی و استحقاق جواب سلام ‌نداری.

عماری که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گفت همواره با حق است. عماری که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود همواره بهشتی است، به دنبال چه هوی و هوسی است؟ در صحیح بخاری ببینیم که عبارت  «السَّلَامُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى» را در مورد چه کسانی به کار می‌بردند؛ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم وقتی می‌خواست به اهل کتاب نامه بنویسد می‌فرمود:

بِسْمِ اللَّهِ الرحمن الرَّحِيمِ من مُحَمَّدٍ عبد اللَّهِ وَرَسُولِهِ إلى هِرَقْلَ عَظِيمِ الرُّومِ سَلَامٌ على من اتَّبَعَ الْهُدَى

الجامع الصحيح المختصر (صحيح البخاري) ج 3 ص 1076، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

پیامبر خطاب به اهل کتابي که مسلمان نبودند این چنین می‌نوشتند. در سن‌ترمذی با تحقیق آقای البانی روایتی را در «بَاب في مُكَاتَبَةِ الْمُشْرِكِينَ» می‌آورد و می‌گوید: زمانی که می‌خواهی با مشرکین نامه نگاری کنید آن‌ها را به خدا دعوت کن. سپس در روایت بعدی در «بَاب ما جاء كَيْفَ يُكْتَبُ إلى أَهْلِ الشِّرْكِ» که چطور به مشرکین نامه بنویسیم می‌گوید اول نامه عبارت «السَّلَامُ على من اتَّبَعَ الْهُدَى» بنویسید؛ یعنی نامه‌ای که برای مشرکین است این‌طور باید نوشته شود آن وقت عایشه خطاب به عمار «السَّلَامُ على من اتَّبَعَ الْهُدَى» می‌گوید! در مصنف ابن ابی شیبه همین ماجرا آمده که:

26248- حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ إبْرَاهِيمَ، قَالَ : إذَا كَتَبْت إلَى الْيَهُودِيِّ وَالنَّصْرَانِيِّ فِي الْحَاجَةِ فَابْدَأْهُ بِالسَّلاَمِ، وَقَالَ مُجَاهِدٌ : اكْتُبَ السَّلاَمُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى.

المُصَنَّف لابن أبي شيبة ج 8 ص 543، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة العبسي الكوفي (159 ـ 235 هـ)، دار النشر: الفاروق الحدیثۀ، الطبعة: الأولى 1429 هـ - 2008 م، تحقيق: ابی محمد اسامه بن ابراهیم بن محمد

وقتی می‌خواهید به یهودی و نصرانی نامه بنویسید با سلام آغاز کنید، و مجاهد گفت: بنویس السَّلاَمُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

یعنی این گونه به اهل ذمه سلام کن. ابن ابی شیبه در المصنف روایتی نقل می‌کند كه:

الرَّجُل يَكْتُبُ إِلَى أَهْلِ الكِتَابِ , كَيْفَ يَكْتُبُ؟

المُصَنَّف لابن أبي شيبة ج 11 ص 208، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة العبسي الكوفي (159 ـ 235 هـ)، دار النشر: الفاروق الحدیثۀ، الطبعة: الأولى 1429 هـ - 2008 م، تحقيق: ابی محمد اسامه بن ابراهیم بن محمد

مردی می‌خواهد به اهل کتاب نامه بنویسد چگونه باید بنویسد؟

سپس می‌نویسد:

قَالَ مُجَاهِدٌ : يُكْتَبُ : السَّلاَمُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

المُصَنَّف لابن أبي شيبة ج 11 ص 208، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة العبسي الكوفي (159 ـ 235 هـ)، دار النشر: الفاروق الحدیثۀ، الطبعة: الأولى 1429 هـ - 2008 م، تحقيق: ابی محمد اسامه بن ابراهیم بن محمد

و در صفحه 209 نیز همین عبارت آمده است. اما ببینیم آقای ابن عثیمین چه می‌گوید و حرف ابن عثیمین این‌جا شنیدن دارد. ابن عثیمین در مجموع فتاوى در جواب سوالی که آیا ما می‌توانیم در جواب سلام مسلمان بگوییم السلام علی من اتبع الهدی؟ می‌نویسد:

فأجاب قائلا: لا يجوز أن يسلم الإنسان على المسلم بقوله: "السلام على من اتبع الهدى" لأن هذه الصيغة إنما قالها الرسول -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- حين كتب إلى غير المسلمين، وأخوك المسلم قل له: السلام عليكم، أما أن تقول: "السلام على من اتبع الهدى" فمقتضى هذا أن أخاك هذا ليس ممن اتبع الهدى.

مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين ج 3 ص 35، اسم المؤلف: محمد بن صالح بن محمد العثيمين (المتوفى : 1421هـ)، دار النشر: دار الوطن - دار الثريا، الطبعة: الأخيرة - 1413 هـ، تحقيق: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان

جایز نیست انسان با گفتن السلام علی من اتبع الهدی به مسلمان سلام کند

یعنی عمار کافر شد! عماری که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم وعده بهشت را به او داده بود، عماری که به استناد شهادت او فهمیدند معاویه بر حق نیست؛ این برخورد جناب عایشه با شیعه امیرالمومنین علیه‌السلام است.

اما ببینیم برخورد عایشه با دشمن امیرالمومنین علیه‌السلام چگونه است؛ عَطَاءِ بْنِ يَسَار در کتاب مسند احمد در روایتی می‌گوید:

24820 - حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ حَبِيبٍ، عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ، قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ فَوَقَعَ فِي عَلِيٍّ، وَفِي عَمَّارٍ رَضِيَ اللهُ تَعَالَى عَنْهُمَا عِنْدَ عَائِشَةَ، فَقَالَتْ: أَمَّا عَلِيٌّ، فَلَسْتُ قَائِلَةً لَكَ فِيهِ شَيْئًا، وَأَمَّا عَمَّارٌ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: " لَا يُخَيَّرُ بَيْنَ أَمْرَيْنِ، إِلَّا اخْتَارَ أَرْشَدَهُمَا

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 41 ص 322، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

مردی آمد و در نزد عایشه به امیرالمومنین علیه‌السلام و عمار توهین کرد، عایشه گفت: در مورد علی علیه‌السلام چیزی به تو نمی‌گویم اما در مورد عمار من از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم شنیده‌ام وقتی بین دو امر مخیر می‌شد بهترین آن را انتخاب می‌کرد

که در پاورقی‌ نوشته:

(2) إسناده صحيح على شرط مسلم.

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 41 ص 322، اسم المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، دار النشر: مؤسسة الرسالة– مصر، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي

(2) روایت بنا بر شرط مسلم صحیح است

پس عایشه، عماری که بهترین امر را انتخاب می‌کرد، کافر و اهل هوی و هوس می‌دانست؛ اما در مورد امیرالمومنین علیه‌السلام که در صحیح مسلم در مدح او روایت است که:

249 - حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِى شَيْبَةَ حَدَّثَنَا وَكِيعٌ وَأَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الأَعْمَشِ ح وَحَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى - وَاللَّفْظُ لَهُ - أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الأَعْمَشِ عَنْ عَدِىِّ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ زِرٍّ قَالَ قَالَ عَلِىٌّ وَالَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِىِّ الأُمِّىِّ -صلى الله عليه وسلم- إِلَىَّ أَنْ لاَ يُحِبَّنِى إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَلاَ يُبْغِضَنِى إِلاَّ مُنَافِقٌ.

صحیح مسلم ص 60، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: بیت الافکار الدولیه - الریاض -1419 هـ-1998 م

علی علیه‌السلام فرمودند سوگند به آن کس که دانه را (در نخستین جنبش حیات) در زیر زمین شکافته و آدمیان را آفریده همانا پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با من عهد کرد که کسی جز مومن مرا را دوست ندارد و کسی جز منافق بغض مرا را در دل ندارد.

امیرالمومنینی که ملاک ایمان و نفاق است، به او دشنام داده می‌شود اما عایشه می‌گوید چیزی در مورد او نمی‌گویم! در مسند احمد با تحقيق احمد الزین جلد 17 نیز همین روایت آمده و گفته سند صحیح است. آقای البانی نيز در سلسلۀ الاحادیث الصحیحه همین روایت ذکر کرده و می‌گوید:

جاء رجل فوقع في علي وفي عمار رضي الله تعالى عنهما عند عائشة، فقالت: أما علي فلست قائلة فيه شيئا وأما عمار، فإني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم: يقول: (لا يخير بين أمرين....)".

سلسلة الأحادیث الصحیحة ج 2 ص 489، اسم المؤلف: محمد ناصرالدین البانی الوفاة: 1420هـ، دار النشر: مکتبه المعارف، الرياض، المملكة العربية السعودية 1415هـ.1995م

و می‌گوید این روایت معتبر است. پس برخورد عایشه نسبت به شخص امیرالمومنین علیه‌السلام و شیعهی ایشان و نسبت به دشمن امیرالمومنین علیه‌السلام را دیدیم.

برخورد عایشه نسبت به آقا امام حسن مجتبی علیه‌السلام را هم بررسی می‌کنیم؛ در مورد امام حسن مجتبی علیه‌السلام و خانم عایشه برخورد‌ها زیاد است اما من دو برخورد را دیدم؛ یکی این‌که او وقتی امام حسن علیه‌السلام را می‌دید حجاب می‌کرد! با این‌که ایشان نسبت به امام حسن علیه‌السلام محرم بود؛ این مطلب را سیوطی نقل می‌کند و ابن عباس هم اعتراض می‌کند که این رویت برای ایشان حلال بوده اما ایشان از امام حسن مجتبی علیه‌السلام حجاب می‌کند. برخورد دوم ممانعت ایشان از دفن امام حسن علیه‌السلام در کنار رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؛ آقای ابن عبدالبر قرطبی در کتاب «بهجة المجالس وأنس المجالس» با یقین و اعتقاد قصه‌ای را نقل می‌کند و می‌گوید:

لما مات الحسن أرادوا أن يدفنوه في بيت رسول الله صلى الله عليه وسلم، فأبت ذلك عائشة وركبت بغلة وجمعت الناس، فقال لها ابن عباس: كأنك أردت أن يقال: يوم البغلة كما قيل يوم الجمل؟! قالت: رحمك الله، ذاك يوم نسي. قال: لا يوم أذكر منه على الدهر.

بهجة المجالس وأنس المجالس ج 1 ص 100، اسم المؤلف: أ أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمري القرطبي (المتوفى: 463هـ)، دار النشر: دارالکتب العلمیۀ– بیروت، بی‌تا، تحقیق: محمد مرسي الخولي

زمانی که امام حسن علیه‌السلام از دنیا رفت ‌خواستند او را در خانه پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دفن کنند، اما عایشه ابا کرد و نگذاشت، و بر قاطری سوار شد و مردم دورش جمع شدند، و ابن عباس به او گفت، مثل این‌که می‌خواهی این روز هم در خاطره‌ها ثبت شود و به آن روز قاطر بگویند، همان طور که روز جمل می‌گویند (یک روز در مقابل امیرالمومنین علیه‌السلام در جمل ایستادی و امروز مقابل پسر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم سوار بر قاطر ایستاده‌ای؟) عایشه می‌گوید: جمل روزی بود و فراموش شد، ابن عباس می‌گوید اتفاقاً روزی است که به یاد ماندنی‌تر از آن روز در روزگار به جا نمانده است.

 شاید این‌جا سوالی پیش بیاید و آن این‌که در روایات دیگر داریم که مروانی‌ها می‌خواستند خونریزی راه بیندازند و عایشه آمد تا جلوی فتنه و خونریزی را بگیرد؛ اما دقت در این روایت ثابت می‌کند که چنین توهمی ‌باطل است چون اگر ایشان می‌خواست جلوی فتنه و خونریزی را بگیرد معنا نداشت که ابن عباس به او بگوید سوار قاطر شده‌ای، و معنا نداشت که این اتفاق را با جمل مقایسه کند اما او با جمل مقایسه می‌کند، آن‌جا در مقابل حجت و این‌جا هم در مقابل حجت خداست.

در آخرین مورد شرح حال آقای سجودی را هم می‌گویم و سپس شنونده تماس‌ها باشیم. کسی که این‌طور دفاع می‌کند و می‌گوید خون‌های جمل بر گردن امیرالمومنین علیه‌السلام است و سجده شکر کردن را دلالت بر ایمان دیگران می‌داند، ببینیم حکم چنین شخصی از نظر آقای البانی چیست؟ آقای البانی وهابی در سلسلۀ الحادیث الصحیحه می‌گوید:

إنه كان يحمل على علي رضي الله عنه. فهو إذن من شيعة عائشة رضي الله عنها

سلسلة الأحادیث الصحیحة ج 1 ص 852، اسم المؤلف: محمد ناصرالدین البانی الوفاة: 1420هـ، دار النشر: مکتبه المعارف، الرياض، المملكة العربية السعودية 1501هـ.2000م

گفتند فلان فرد به امیرالمومنین علیه‌السلام دشنام می‌دهد، (قيس بن أبي حازم جواب می‌دهد كه) او از شیعیان عایشه است

 این هم در مورد آقای سجودی بود. وضعیت امیرالمومنین علیه‌السلام مشخص است و وضعیت جنگ‌های ایشان هم مشخص است.

بیننده: صمدی از تهران:

سلام. من دو سوال داشتم اما قبل از آن از شر الاسلام ابن تیمیه هم یادی کنیم که به نظرم قرابتی با پرتقال فروش‌ها داشته است؛ من به آقای سجودی گفتم که استاد یزدانی پنجاه الی شصت دسته گل‌ از آقای ابن تیمیه را جمع آوری کرده است که گفت باید با مدیر شبکه‌شان هماهنگ کند و هنوزم که هنوز است جوابی از مدیر شبکه‌شان نگرفته است!

اما دو سوال من این است که من دو کلیپ از آقای خدمتی دارم که یک بار از آقای خدمتی پرسیدم اگر جنگ جمل امروز بود شما در کدام صف می‌ایستادی؟ گفت من در صف حضرت علی علیه‌السلام می‌ایستادم، و یک کلیپ دیگر هم دارم و سوال پرسیدم که ایشان گفته ما نصف دین‌مان را از عایشه می‌گیریم، آیا این‌جا تناقضی پیش نمی‌آید؟ شما در جنگ جمل می‌گویی من در صف حضرت علی علیه‌السلام می‌ایستادم بعد از کسی دینت را می‌گیری که باید رو به روی او شمشیر بزنی.

مطلب بعدی این‌که ما با این وهابی‌ها وقتی در مورد خلافت خلیفه اول صحبت می‌کنیم، بهترین و بالاترین مدرک آنان این است که حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در زمان بیماری، ایشان را بالای منبر فرستاده‌اند؛ سوالی که برای من پیش می‌آید این است که چطور وقتی حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم قلم و کاغذی می‌خواهند که چیزی بنویسند، این‌ها می‌گویند که حضرت هذیان می‌گوید، اما زمانی که ابوبکر را بالای منبر می‌فرستد هذیان نیست؟! ولی این‌جا که قلم و کاغذ می‌خواهد هذیان حساب می‌شود؟ این هم یک تناقض دیگر است و اگر این دو سوال را پاسخ دهید ممنون می‌شوم.

بیننده: پارسا از شیراز:

سلام. من یک عذرخواهی به برادران اهل سنت دارم که امشب به اسم شخصی به نام عبدالله با شبکه کلمه تماس گرفتم و یک مقدار تند صحبت کردم، فی الواقع توهینی به برادران اهل تسنن نکردم اما عقیل ‌هاشمی ‌وقتی دیشب از روایات خودشان صحبت می‌کرد می‌گفت من حرف علمای‌مان را قبول ندارم. من با شبکه جهانی ولایت توافق کامل دارم و کارشناسان شبکه را عزیز و بزرگ خودم می‌دانم و نیازی نیست تماس بگیرم ولی می‌دانم از طریق این شبکه حرف حق به گوش‌ آنان می‌رسد؛ امشب هم که با این‌ها تند صحبت کردم و قطع کردم فقط می‌خواستم به آن‌ها بفهمانم که آقای عقیل ‌هاشمی ‌اگر قضاوت بین من و شما روایات تاریخی نباشد، پس چه باشد؟ شما می‌گویید من روایات تاریخی خودمان را هم قبول ندارم، بزرگان روایات ما هم اشتباه کرده‌اند پس چه چیزی بین ما قضاوت می‌کند؟ من می‌خواستم مطلبی را خدمت استاد روستایی عرض کنم و شما از طریق شبکه به عزیزان اهل تسنن که برنامه را می‌بینند آگاهی دهید که می‌گویند پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم همه را به حق روی کار آورد، ابوبکر بر حق بود، عمر بر حق بود؛ آقای سیوطی در کتاب «تنوير الحوالك شرح موطأ امام مالک» می‌فرماید ابو بصیر مولا عمر بن عبدالله روایت نموده که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم درباره شهدای احد، آن هم طوری که عبدالله حیدری می‌گفت نمی‌توان با مردگان حرف زد، آقا امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند مردم خواب هستند و وقتی مردند بیدار می‌شوند، یعنی خاصیت مرده‌ها خیلی بیشتر از زنده‌هاست، خیلی پرده‌ها کنار می‌رود و آن‌ها می‌بینند و ما نمی‌بینیم. من از آقای روستایی می‌خواهم که این را برای برادران اهل تسنن عنوان کنند و کلیپش را نشان دهند و من آدرس کتاب‌های خودشان را می‌دهم؛ در تنوير الحوالك شرح موطأ مالك جلد 1 و صفحه 306 می‌گوید «هؤلاء اشهد علیهم، فقال ابوبکر الصدیق! السنا یا رسول الله اخوانهم، اسلمنا کما اسلموا و جاهدنا کما جاهدوا، فقال رسول الله[صلی الله علیه و آله و سلم] بل ولکن لا ادری ما تحدثون بعدی...»(برایشان گواه می‌باشیم، ابوبکر گفت: ای رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آیا ما برادران ایشان نیستیم، اسلام آوردیم همانطور که ایشان اسلام آوردند، جهاد کردیم همچنان که ایشان جهاد نمودند، رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود: آری ولیکن ندانم پس از من (چه خواهید کرد) و چه حوادثی از شما به وقوع خواهد پیوست...)

حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین جلد1 صفحه93، ابن ماجد در کتاب الفتن حدیث 13931 و هیثمی ‌در کتاب مجمع الزوائد ج7 صفحه 295 و 296 از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نقل کرده که در حجۀ الوداع پس از سخنانی آقا رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند دانا می‌گردانم شما را که پس از من مرتد و کافر می‌گردید و بعضی را باز می‌دارید، آگاه باشید که من آینده شما را شاهد و گواه هستم و شما از آن بی خبر و ناآگاه هستید.

بیننده: احمد از اهواز:

سلام. بنده پنج دقیقه پیش با شبکه کلمه تماسی داشتم و خیلی جالب بود که آقای ‌هاشمی ‌کلیپی را از کمال حیدری پخش کردند و گفتند کمال حیدری علامه فاضل مدظله العالی خیلی از مسائل مثل امام زمان و تکفیر را منکر شده است. من زنگ زدم و گفتم شبکه ولایت نزد آقای سید کمال حیدری رفته‌اند و فیلم گرفته‌اند و از او کلیپ پخش کرده‌اند؛ خود آقای کمال حیدری گفته‌اند شبکه‌هایی که از من کلیپ پخش می‌کنند، دروغ می‌گویند و کلیپ‌های من را تقطیع کرده‌اند، من شکایت این‌ها را پیش خدا می‌کنم که به من دروغ بسته‌اند. آقای‌ هاشمی‌ گفت اگر راست می‌گویید کلیپ آقای سید کمال را همین حالا پخش کن و ما بعد از یک درنگی کلیپ را آماده کردیم و ده دقیقه پیش روی آنتن زنده برای این آقا پخش کردیم. به نظر شما خوب است چه گفته باشد؟ بعد از این‌که کمال حیدری این حرف‌ها را زد و منکر شد و گفت این شبکه‌ها خیانت می‌کنند و حرف‌های من را قطع می‌کنند، آقای عقیل با عقل گفت این آقایی که صحبت می‌کند و شبکه ولایت هم پخش کردند سید کمال حیدری نیست، این ادای سید کمال حیدری را در می‌آورد! یعنی خدا می‌داند من این قدر خندیدم.

مجری:

بی خود نیست که آقای ملازاده به او عقیل بی عقل می‌گوید.

بیننده:

خدا شاهد است و همه بینندگان شاهد هستند همین الان گفت این آقایی که شبکه ولایت هم پخش کرده سید کمال حیدری نیست و یک شخص دیگری است که ادای سید کمال حیدری را در می‌آورد. ممنونم می‌شوم در فرصتی این حرف را بیاورید و کلیپ سید کمال را هم بیاورید تا آقای ‌هاشمی ‌یک مقدار خجالت بکشد و بداند عصر ارتباطات است.

استاد روستایی:

اگر می‌خواست خجالت بکشد که این حرف را نمی‌زد.

مجری:

ممنونیم از شما. فکر می‌کنم توضیح خاصی نیاز ندارد و حرف آقای ملازاده در مورد این شخص فصل الخطاب است، همان طور که در مورد م.الف هم فصل الخطاب را گفته است، فکر می‌کنم این کلمات و عبارات آقای ملازاده در مورد کسانی که مدت زمان زیادی با آن‌ها بوده واقعاً حقیقت دارد، و صد در صد درست است.

استاد روستایی:

قطعاً همین طور است، بحث عقیل بی عقل و حرف‌هایی که در مورد انصاری زده شده، حرف‌های راست آقای ملازاده است. واقعیتش هم همین است، این آقا یک روز به خدا گیر می‌دهد، یک روز به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گیر می‌دهد، می‌گوید خدا می‌تواند سنگی را خلق کند که خودش نتواند بلند کند، صحبت از مسابقه دو پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌کند، بعد می‌گوید این سید کمال نیست، کلاً هیچی نمی‌فهمد. جالب این جاست من تماسی از این آقا دیدم و خیلی خندیدم، یک بچه به او زنگ زده بود و از او سوال پرسید، او آن‌چنان در جواب بچه درمانده شده بود که گفت این بچه الان باید خواب باشد! فردا می‌خواهد به مدرسه برود! اصلاً نمی‌فهمد الان تابستان است و کسی مدرسه نمی‌رود.

مجری:

عقیل است و ما انتظاری بیش از این از او نداریم. بیننده‌ی عزیزی به تناقض‌های آقای خدمتی اشاره داشتند که گفته اگر در جنگ جمل می‌بود در کنار امیرالمومنین علیه‌السلام می‌جنگیدند اما از طرفی هم می‌گوید ما نصف دینمان را از عایشه می‌گیریم!

استاد روستایی:

این‌ها باید به این جواب بدهند؛ اگر آن‌جا می‌بودی و می‌دانی او بر امام حق خروج کرده است، حکم خروج بر امام حق در روایت صحیح بخاری مشخص شده است، ابن حجر عسقلانی هم تعبیر بُغاۀ را به کار می‌برد، هم ابن حجر عسقلانی، هم رافعی کبیر و هم خیلی از علمای اهل سنت تعبیر بُغاۀ و سرکش را به کار می‌برند و حکم باغی هم مشخص است؛ آن‌جا هم می‌فهمد که نباید در آن سپاه باشد، و سپاه امیرالمومنین علیه‌السلام حق است، پس این‌جا نمی‌فهمد که امیرالمومنین علیه‌السلام الان هم حق است و باید دینش را از امیرالمومنین علیه‌السلام بگیرد؟! این تناقضی است که آقای خدمتی به آن دچار است و گمان می‌کنم در جلد 3 نهج البلاغه خودش این‌ها را نوشته است!

مجری:

رفتار متناقض دیگری را هم اشاره داشتند که در «رزیه یوم الخمیس» مدعی هستند که بیماری و درد بر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم غلبه کرد و نعوذبالله هذیان گفت، اما در همان حال و در زمان بیماری طبق روایاتی که خودشان ادعا می‌کنند ابوبکر را برای نماز فرستاد؛ این را نمی‌گویند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در حال بیماری بود و ممکن است هذیان گفته باشد.

استاد روستایی:

قاعده‌ این است اگر نعوذبالله پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هذیان می‌گوید این‌جا هم باید بگویند پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هذیان می‌گوید که این‌جا چیزی را به نفع خودشان جعل کنند و هذیان را مطرح نمی‌کنند؛ ولی علاوه بر این ما مکرر در شبکه ثابت کردیم این مسئله‌ای که این‌ها نقل می‌کنند اصلاً یک مسئله کاملاً جعلی است، و با روایت بخاری همخوانی ندارد، آخرش این است که ابوبکر مکبر بوده است؛ بر فرض شما آن‌جا نسبت هذیان ندهید و بگویید مکبر نبوده و امام جماعت بوده است اما باید دانست که افراد زیاد دیگر هم امام جماعت بوده‌اند، پس چرا آن‌ها را بیان نمی‌کنید؟ امیرالمومنینی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به صورت صحیح درباره او فرموده است:

(986)- [1188] ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ حَمَّادٍ، عَنْ أَبِي عَوَانَةَ، عَنْ يَحْيَى بْنِ سُلَيْمٍ أَبِي بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لِعَلِيٍّ: " أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلا أَنَّكَ لَسْتَ نَبِيًّا، إِنَّهُ لا يَنْبَغِي أَنْ أَذْهَبَ إِلا وَأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي ".

السنة ج 2 ص 565، اسم المؤلف: أبو بكر بن أبي عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاك بن مخلد الشيباني (المتوفى: 287هـ)، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني

که البانی هم سند آن را حسن می‌داند، آنان این روایات را ندید می‌گیرند اما ماجرای ابوبکر را که جعلی است مطرح می‌کنند!

مجری:

مطلب دیگری که به آن اشاره شد صحبت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با شهدای جنگ احد بود و این‌که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم خطاب به برخی از صحابه فرمودند شما نمی‌دانید بعد از من قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و گروهی به چه مسائلی دامن بزنند.

استاد روستایی:

بله در کتاب‌های مختلف مطرح شده است ولی من یک مورد را نمایش می‌دهم؛ امام مالک در موطأ همین ماجرا را ذکر می‌کند که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با شهدای احد صحبت می‌کند و ابوبکر می‌گوید:

987 وَحَدَّثَنِي عن مَالِكٍ عن أبِي النَّضْرِ مولى عُمَرَ بن عُبَيْدِ الله أَنَّهُ بَلَغَهُ ان رَسُولَ الله صلى الله عليه وسلم قال لِشُهَدَاءِ أُحُدٍ هَؤُلاَءِ اشهد عليهم فقال أبو بَكْرٍ الصِّدِّيقُ أَلَسْنَا يا رَسُولَ الله بِإِخْوَانِهِمْ أَسْلَمْنَا كما أَسْلَمُوا وَجَاهَدْنَا كما جَاهَدُوا فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم بَلَى وَلَكِنْ لاَ أَدْرِي ما تُحْدِثُونَ بَعْدِي فَبَكَى أبو بَكْرٍ ثُمَّ بَكَى ثُمَّ قال أإنا لَكَائِنُونَ بَعْدَكَ

موطأ الإمام مالك ج 2 ص 461، اسم المؤلف: مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي الوفاة: 179، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - مصر، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نسبت به شهدای احد فرمودند: «بر ایشان گواه می‌باشیم، ابوبکر گفت: ای رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آیا ما برادران ایشان نیستیم، اسلام آوردیم همان‌طور که ایشان اسلام آوردند، جهاد کردیم هم‌چنان که ایشان جهاد نمودند، رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود: آری ولیکن نمی‌دانم پس از من (چه خواهید کرد) و چه حوادثی از شما به وقوع خواهد پیوست پس ابوبکر گریه کرد. گفت: آیا ما...»

و انی روایت دلالت می‌کند کسانی که از دنیا رفته‌اند می‌شنود، و هم دلالت می‌کند که ابوبکر بهشتی نیست و حدیث عشره مبشره‌ای که این‌ها جعل می‌کنند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بهشت را به ایشان بشارت داد جعلی است.

مجری:

عدالت صحابه را هم زیر سوال می‌برد.

استاد روستایی:

بله. پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود نمی‌دانم بعد از من چه کار می‌کنید، پس نسبت به آقای ابوبکر بشارت بهشت نبوده است و عدالت صحابه را زیر سوال می‌برد، اگر همه صحابه عادل بودند پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نمی‌فرمود «وَلَكِنْ لاَ أَدْرِي ما تُحْدِثُونَ بَعْدِي».

مجری:

جمع بندی نهایی برنامه امشب را هم بفرمایید.

استاد روستایی:

آقای جهودی ادعایی کرد که خانم عایشه اگر سجده شکر به جا آورده است نشان از ایمان او است و چیز خوبی دیده و سجده شکر به جا آورده است، و البته در ادامه کلیپ است که این مطلب دروغ است. ما ابتدا در بررسی سند این روایت از أبو الفرج الأصبهاني شروع کرده و تا راوی آخر سند را بررسی و اثبات کردیم که روایت معتبر است. در محور بعدی این بحث را مطرح کردیم که شما می‌گویید چیز خوبی دیده و سجده به جا آورده است، و ما به یک مورد خوب‌تر اشاره کردیم و بحث شهادت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم مطرح کردیم که طبق اجماع شیعه و سنی ایشان از امیرالمومنین علیه‌السلام بالاترند؛ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هم شهید شدند، پس چرا آن‌جا سجده شکر به جا نیاورد؟ آن‌جا هم باید به جا می‌آورد؛ این کار یا حاکی از بغض و کینه بوده است و یا این‌که در ماجرای پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم اشتباه کرده و مرتکب خطا شده است. عایشه در ماجرای شهادت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم سینه می‌زند و عزاداری می‌کند اما این‌جا سجده می‌کند!

سپس مواردی را نسبت به دشمنی ایشان با اهل بیت علیهم‌السلام بیان کردیم. اما یک مطلب را که بنده قول دادم نمایش بدهم روایت حجاب گرفتن او از امام حسن علیه‌السلام است؛ عکرمه در الطبقات الكبرى می‌گوید:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ، عَنِ ابْنِ أَبِي سَبْرَةَ، عَنْ عَبْدِ الْمَجِيدِ بْنِ سُهَيْلٍ، عَنْ عِكْرِمَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ يَقُولُ وَبَلَغَهُ أَنَّ عَائِشَةَ احْتَجَبَتْ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، فَقَالَ: «إِنَّ رُؤْيَتَهُ لَهَا لَحِلٌّ»

الطبقات الكبرى ج 2 ص 194، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: 230هـ)، دار النشر: دار صادر – بيروت، الطبعة: الأولى، 1968م، المحقق: إحسان عباس

از ابن عباس شنیدم که به ایشان خبر رسیده، عایشه از امام حسن علیه‌السلام حجاب می‌گرفت، پس گفت: قطعاً‌ نگاه امام حسن علیه‌السلام برای عایشه حلال است

او چرا این کار را می‌کند؟ این نشان دهنده برخورد نامناسب ایشان با اهل بیت علیهم‌السلام است.

مجری:

آن هم در شرایطی که روایات اهانت آمیز بسیاری نسبت به عایشه وجود دارد که ما قبول نداریم.

استاد روستایی:

صحیح بخاری افرادی را نقل می‌کند که به منزل ایشان می‌رفتند و به گونه دیگری صبح بیرون می‌آمدند! این‌ها اهانت آمیز است، چطور آن شخصی که نامحرم است به خانه‌اش می‌آید و با آن وضعیت خارج می‌شود اشکالی ندارد اما برای امام حسن علیه‌السلام حجاب می‌گیرد؟ این‌ها تناقضاتی است که شبکه‌های وهابی باید جواب بدهند.

 

پایان

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى



حجت الاسلام و المسلمین روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر