صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 06 شهريور 1395 تعداد بازديد: 997 
عصر ایمان - بیان تاریخ شیطان پرستی(سنتی-مدرن)
عصر ایمان
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 06/06/95

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ با برنامه عصر ایمان به کارشناسی استاد عباسی در خدمت شما هستیم.

استاد عباسی:

بنده هم عرض سلام و ادب و وقت بخیر دارم و امیدوارم هر جای این عالم که هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید.

مجری:

اگر در فضای مجازی با همراه بودید باشید، قرار شد از امشب به موضوع و بحث شیطان پرستی در برنامه عصر ایمان پرداخته شود و مطالبی که مطرح می‌شود می‌تواند برای خیلی از شما جذاب باشد. اما در برنامه عصر ایمان تا به این جا موضوعات متنوعی مطرح شد اما دوست دارم از استاد عباسی سوال کنم که بین مسائل و موضوعاتی که در برنامه عصر ایمان مطرح شد و قول هدفی که در برنامه ابتدایی عصر ایمان دادید با موضوع شیطان پرستی چه ارتباطی دارد؟ آیا شیطان پرستی تفکری نیست که گفته شده بود در برهه‌ای برخی از افراد ممکن است طرفدارش شده باشند ولی الان به عنوان یک مکتب مرده از آن یاد می‌شود؟ چه نیاز و ارتباطی بین برنامه ما و بحث شیطان پرستی وجود دارد؟

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

آن چه که ما از شکل‌گیری و هدف این برنامه خدمت بینندگان عزیز وعده دادیم این بود که قرار است ما این جا با بررسی بخشی از اصلی‌ترین اعتقاداتی که بایستی هر انسان در مورد آن دیدگاه و نظر داشته باشد با یک مسیر و شیوه صحیح، به مسیری که ما را به هدایت و تعالی می‌رساند برسیم و در این بین مسیرهای انحرافی و راه‌های بی‌راهه بررسی و نقد خواهد شد تا اگر آن دین حنیف را باور داریم با اعتقاد بسیار راسخ‌تر از گذشته آن باور را ادامه دهیم؛ اگر به آن دین حنیف نرسیده‌ایم در ادامه به آن دست پیدا کنیم و یک دین را با یک منش صحیح و پسندیده بپذیریم و به آن عمل کنیم که إن‌شاءالله آن مسیر هدایت و تعالی برای ما به بهترین شکل تحقق پیدا کند و خدای ناکرده در بخشی از زندگی‌مان افسوس گذشته را نخوریم و هر چقدر این اتفاق زودتر بیفتد بهتر است.

ما در ابتدا عرض کردیم برای رسیدن به حقانیت یک دین صحیح و حنیف لازم نیست همه ادیان را با همه جزئیات بررسی کنیم؛ بلکه در بعضی امور، که امور اصلی و مشترک نسبت بین همه ادیان است، اگر صحیح و عقلایی بودن آن‌ها را بررسی کنیم و در موارد دیگر ناصحیح و غیر عقلایی بودن آن را متوجه شویم دقیقاً مسیر برای ما روشن می‌شود. عرض کردیم همه ادیان درباره‌ی توحید صحبت کرده‌اند، درباره‌ی خدا صحبت کرده‌اند و همه ادیان به نوعی یک سر منشاء، آفریننده و یک ابتدایی را برای عالم قائل هستند و ما این‌ها را بررسی می‌کنیم. عرض کردیم آن‌هایی که مقابل دین حنیف هستند یا اساساً به خدا باور ندارند، که بحث‌هایی را درباره‌ی آتئیست‌ها مطرح کردیم که به خدای متعال باور ندارد، یا انکار خدا به جهات دیگر است، یعنی در کنار خدا، خدایی را بالاتر می‌بینند که اولویت با آن خدا است، مثل شیطان پرستی که امروز عرض خواهیم کرد، یا خدای دوگانه، چندگانه و نهایتاً خدای جسمانی است که ما همه این‌ها را در طول مسیر بررسی خواهیم کرد.

بعد از این که درباره‌ی چند فرقه -مثل متریالیسم و نیهیلیسم- که پایه و اساس برای فرقه‌های دیگر بود، بحث کردیم، وارد «دوآلیسم» شدیم که یک جریانی است که در اعتقادات هم ورود پیدا کرده و بحث وجود خدا و هدف از خلقت را منکر می‌شود که غیر عقلایی و غیر صحیح بودن آن را در چند جلسه بررسی کردیم؛ و الان بحث شیطان پرستی و شیطان گرایی است که ما این‌ها را در هر دو دسته می‌توانستیم بررسی کنیم، یعنی در دسته اول که اساساً باور به خدا ندارد و چیزهای دیگر را جایگزین کرده‌اند؛ وقتی دوآلیسم، اعتقاد به وجود خدا را منتفی اعلام می‌کند، به این جا منجر می‌شود که طبیعت به وجود آورنده است که پاسخ آن را دادیم و بحثی مطرح شد که عالم خود به خود به یک مسیری پیش می‌رود.

ما شیطان گرایی یا شیطان پرستی را هم می‌توانیم در زمره آن دسته‌ای بیاوریم که اعتقاد به خدا ندارند چون در این جا اعتقاد به خدا در کنار اعتقاد شیطان پر رنگ نیست بلکه خودش اصل قرار گرفته است و هم می‌توانستیم در گروه بعد ذکر کنیم؛ آن کسانی که در کنار خدا، خدایان دیگر را هم قبول دارند که این‌ها در کنار خدا شیطان را به عنوان یک منشاء برای عالم می‌دانند. اما در این موضوع آوردیم چون حلقه‌ای است که به گذشته ما ارتباط دارد. گذشته ما بحث نیهیلیسم یا پوچ گرایی بود که یکی از ارکان شیطان پرستی پوچ گرایی است، یعنی چیزی برای این عالم وجود ندارد و همه چیز نابود شدنی و فنا شدنی است و ما باید فقط و فقط برای یک دوره فوق العاده کوتاه در این دنیا زندگی کنیم و فقط برای این مدت باید فکرهایی داشته باشیم و کارهایی انجام دهیم و نهایت لذت و خوشی را در این دنیا داشته باشیم که این به مکتب نهیلیسم نزدیک است و برخی از اعتقادات مکتب نهیلیسم را وام گرفته است، به طوری که برخی از افراد شاخص در تفکرات نهیلیستی مثل آقای صادق هدایت و فریدریش نیچه، که شخصیت‌های شیطان پرست نیستند اما جریان‌های شیطان پرستی فوق العاده به این اشخاص علاقه دارند؛ یعنی شخصیت‌های بارز در تفکرات نهیلیست به شدت از جانب جریان‌های شیطان پرستی مورد استقبال قرار می‌گیرند.

در مورد بحث متریالیسم یا ماده گرایی هم این قضیه پیوند جدی دارد، به هر حال شیطان گرایی این است که باید در لحظه از همه لذت‌ها و امکانات دنیایی استفاده کرد و ماورای این دنیا چیزی وجود ندارد، و این تفکر به متریالیسم برمی‌گردد و در واقع زاده آن تفکر و دیدگاه است. وقتی آن تفکر با ادیان به ویژه دین مسیحیت که در غرب مرسوم بود مبارزه کرد و بحث مسیحیت را قطع کرد، آن وقت جریان‌هایی مثل شیطان پرستی رشد و نمو جدی پیدا کرد.

نکته دیگر در پاسخ به سوال مهم شما که آیا الان به آن مقدار است یا جا دارد بررسی شود یا خیر، این پاسخ را می‌دهیم که حتی اگر بگوییم امروز ایران گرفتار این قصه نباشد و یک موجی در یک دوره‌ای بود و الان عبور کرده و کم‌رنگ شده، ما بحث‌های علمی ‌هم در بحث شیطان پرستی و شیطان گرایی داریم که امروز به شدت مورد استفاده جریان‌های ضد دین و آتئیستی است و از گذشته هم این بحث‌ها مطرح بوده، و آن هم این‌که آنان الان یک قدرت ماورایی، فوق العاده و خاص برای شیطان قائل شده‌اند، نه در طول خدا بلکه در عرض خدا، نه در استمرار خدا که به عنوان مخلوق است بلکه به عنوان منشاء اثر در عالم قبول دارند.

ما در این چند جلسه‌ای که بحث‌هایی در مورد شیطان پرستی خواهیم داشت، بحث نمادها، باورها و عوارضی که در جامعه ایجاد کرده است هم مطرح می‌شود؛ که این جریان فکری در گذشته بود و امروز هم حتی اگر روزی شیطان پرستی نابود شود، این حرف‌ها و نقطه نظرات از جانب عده‌ای خواهد بود که برای رسیدن به آن دین حنیف و تبعیت از دین حنیف باید این‌ها را هم پشت سر بگذاریم، و باز هم به بینندگان عزیز وعده می‌دهم و درخواست می‌کنم با ما هم پیمانی ‌را فراموش نکنند، که اگر قرار است ما به آن راه و مسیر صحیح حرکت در زندگی دنیا و آخرت برسیم باید از این موانع عبور کنیم و باید این مسیرهای انحرافی را بشناسیم، تا خدای ناکرده با یک تابلو زیبا بر سر در ورودی این مسیرهای انحرافی از مسیر اصلی خود فاصله نگیریم.

مجری:

إن‌شاءالله. اولین کلیپ را ببینیم.

کلیپ:

بررسی اجمالی شیطان پرستی:

این فرقه‌ها عضوگیری خود را از طریق دنیای مجازی، چت و گفتگوهای اینترنتی آغاز می‌کنند. چون خوردن خون انسان‌ها در همه ادیان ممنوع است این‌ها به خاطر پشت پا زدن به این مقدسات این کار را انجام می‌دهند و خون انسان‌ها و یکدیگر را می‌مکند. ارمغان شیطان پرستی برای این آدم‌ها چیزی جز افسردگی‌های روحی، نابود شدن این افراد و در نهایت خودکشی چیزی نیست.

مجری:

این تنها گوشه‌ای از مطالبی است که در آرشیو ما در خصوص شیطان پرستی وجود دارد که تقدیم حضورتان کردیم و مقدمه‌ای برای مباحث و سوالات ما باشد و ما در برنامه عصر ایمان قرار است به دور از احساسات و حاشیه‌ها نقد علمی ‌کنیم.

یکی از موضوعاتی که در مورد بحث شیطان پرستی مطرح می‌شود قدمت و تاریخی است که معتقدین یا منتقدین شیطان پرستی برای آن مطرح می‌کنند و به آن پرداخته‌اند. اصولاً عبارت شیطان پرستی سنتی یا قدیمی‌ در خصوص چه گروهی است؟ آیا همین‌هایی هستند که ما امروزه می‌بینیم یا یک طیفی بوده‌اند که از بین رفته‌اند؟ چه تفکراتی داشته‌اند؟ کجا بوده‌اند؟ و چگونه از بین رفته‌اند؟

استاد عباسی:

ما یک جریان به نام شیطان پرستی سنتی در گذشته دور داشتیم که قبل از اسلام بوده‌اند و اوج آن در حدود قرن هشتم هجری قمری است. جریانی که با عنوان شیخ عَدی در سمت کردستان عراق است که با عنوان یزیدی‌ها، اوج این قصه است. همواره ما از قبل اسلام در همه ادیان تعارضی بین شیطان و بشر یا شیطان و خدا وجود داشته که در مسیحیت شیطان نقش پر رنگی را در کتاب مقدس ایفا می‌کند، طوری که در انجیل مَتّی آمده که شیطان برای فریب حضرت عیسی علیه‌السلام که در دیدگاه مسیحی‌ها خدا است و بر روی زمین آمده، تلاش می‌کند.

در ابتدای بحث عرض کردم که نسبت شیطان با خدا چیست؛ آیا شیطان مقهور قدرت خداست یا مستقل از خداست و توانمندی‌های مستقل دارد و در عرض خدا قرار می‌گیرد؟ آیا شیطان مخلوق خداست یا خودش خداست؟

در تنظیم رابطه شیطان با خدا و شیطان با انسان همواره در طول تاریخ انحرافاتی به وجود آمده است؛ لذا آیا جریان شیطان پرستی سنتی یزیدیه، یزید بن معاویه را مورد پرستش قرار می‌دادند؟ خیلی‌ها در این شک دارند ولی دیدگاه آن‌ها نسبت به شیطان، دیدگاه خاصی است و به شیطان ملک طاووس می‌گویند، چون تنها فرشته‌ای است که به آدم سجده نکرد و موحد بود و موحد باقی ماند، یعنی برتر از همه فرشته‌های الهی می‌شود و یک جایگاه ویژه‌ای را برای او لحاظ می‌کنند. این جماعت که در کوهستان‌ها زندگی می‌کردند الان هم جمعیت آنان در دنیا حتی به دو میلیون نفر نمی‌رسد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت حدود یک و نیم میلیون گفته‌اند با این که کمتر از این هم است و در عراق هم چند صد هزار نفر، آماری است که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد.

مجری:

الان افرادی که در کنار کوه‌های سنجار معروف به ایزدی‌ها یا یزیدی‌ها هستند، این‌ها که توسط داعش محاصره شده بودند مشکلات عجیبی برای آنان به وجود آمده بود، همان افراد با همان تفکر شیطان پرستی قبل هستند یا خیر؟

استاد عباسی:

آنان قبل از اسلام تفکراتی داشتند و بعد از اسلام تغییراتی در عقاید این‌ها به وقوع پیوست و حتی در برخی از اسناد مشاهده شده که این‌ها به ظاهر اسلام را هم پذیرفتند ولی حداقل چیزی که می‌توانیم بگوییم این است که تفکرات این‌ها به خاطر وجود همسایه‌های مسیحی و مسلمان، فوق العاده دست‌خوش حوادث شده است. یکی اعتقاداتی که در این‌ها باقی مانده است، اعتقاد به تناسخ است که بعضی می‌گویند در خلقت شش تا هفت ملک به شکل بزرگان ما مثل شیخ عدی و دیگران هستند؛ این‌ها در آفرینش با خدا همراهی و کمک کردند! اما آیا الان بین آن‌ها این اعتقاد وجود دارد که مثلاً بخواهند یزید بن معاویه را پرستش کنند؟ واقعاً به این شکل نیست اما هم‌چنان بحث حج این‌ها در همین منطقه و به دور قبر عدی بن مسافر وجود دارد، و هم‌چنان بعضی از رسومات را دارند ولی خیلی از اعتقادات این‌ها دست‌خوش تغییر قرار گرفته است و جالب است بدانید خودشان از واژه شیطان پرست و خطاب شدن به شیطان پرست بی‌زار هستند.

مجری:

خود شیطان پرست‌ها؟

استاد عباسی:

خیر این جریان یزیدی‌ها یا ایزدی‌ها که شیطان پرستی سنتی یا سابق است؛ این‌ها خود را به عنوان شیطان پرست قبول ندارند، منتهی می‌گویند که ما شیطان را تقدیس می‌کنیم و از نقص و گناه مبرا می‌دانیم؛ ولی پرستش به معنای پرستش را در خیلی از موارد رد می‌کنند.

اما آن‌قدر درباره‌ی این‌ها متنوع نوشته‌اند که من محققی را ندیده‌ام که با محقق دیگر در همه موارد درباره‌ی ایزدی‌ها اتفاق نظر داشته باشند؛ چه در نام‌گذاری آن‌ها به ایزدی یا یزیدی، چه در آداب و رسوم و مناسک و چه در عقاید گذشته و حال آنان؛ یک نظر ندارند ولی ماحصل آن چه که درباره‌ی آن‌ها نقل شده است این است که اعتقادات الان آنان با گذشته کاملاً دست‌خوش تغییرات جدی شده است و در عقیده آن‌ها انحراف وجود دارد، آن‌ها مسلمان‌اند اما مثل همه مسلمان‌ها به این شکل نیستند و اعتقادات آنان از گذشته تغییر پیدا کرده است؛ ولی این نکته، نکته مهمی ‌است چون عبدالقادر گیلانی درباره‌ی شیخ عدی بن مسافر که در قرن هشتم بوده و از صوفیه قرن هشتم هم به حساب می‌آید و او کسی است که ظاهراً این جماعت را مسلمان می‌کند و حتی در مواردی می‌گویند این‌ها به این خاطر مسلمان شده‌اند و تعریف‌های زیادی نسبت به او داشته است.

ما در مجموعه صوفیه هم گاهی اوقات این مطالب و حرف‌ها را نسبت به شیطان می‌بینیم که الان گاهی اوقات در وهابیت هم گفته می‌شود که سجده نکردن به آدم موجب برتری و موحد بودن شیطان دانسته شده است؛ این بحث طلب بینندگان عزیز باشد که هر جا تنظیم رابطه صحیح شیطان با خدا و شیطان با انسان، در هر مذهب و عقیده‌ای به هم خورده، ما دچار انحرافات جدی بودیم که در شیطان پرستی سنتی این قصه بوده و به شیطان پرستی امروزی هم خواهیم رسید که همین قصه و همین جریان به صورت جدی وجود دارد.

مجری:

فرمودید شیطان پرستی سنتی هنوز طرفدارانی دارد منتهی نه به عنوان شیطان پرستی؛ درست است؟

استاد عباسی:

بله به عنوان شیطان پرست نیست و با لفظ یزیدی یا ایزدی شناخته می‌شوند و یک‌سری آداب و رسوم خاصی هم دارند از جمله حجی که در کنار مقبره شیخ عدی بن مسافر انجام می‌دهند و کتاب خاصی دارند که شامل برخی از ادعیه و سروده‌های آن‌ها در ستایش بزرگان‌شان است و بحث «مصحف رش» و کتاب دیگری که به این شکل به آن اعتقاد دارند و یک مجموعه اعتقاداتی برای خودشان دارند و این‌ها، هم از حیث جمعیت خیلی محدودی هستند و هم از حیث اعتقاد با یک‌دیگر تفاوت‌های جدی دارند.

نکته‌ای پیش می‌آید و ممکن است بگویند چطور این قدر تفاوت دیدگاه به وجود آمده است؟ حتی امروز هم این تفاوت‌هایی که بین آنان وجود دارد به خاطر این است که این‌ها برای علم و تحصیلات ارزش قائل نیستند و اکثراً بی‌سواد هستند یعنی اجازه تحصیل، سواد و مطالعه کتاب‌ها برای همه وجود ندارد و افراد محدودی به این کتاب‌ها دسترسی دارند و معتقدند باید سینه به سینه و با بیان انتقال پیدا کند؛ به همین دلیل چون متن مشخص و واحد نیست که همه از آن پیروی کنند هر عالمی ‌بر اساس آن چه که در زندگی خودش اتفاق افتاده است، همسایه مسلمان یا مسیحی داشته و تغییراتی که اتفاق افتاده مطالب را بیان می‌کند به همین دلیل حتی امروزه دیدگاه‌ افرادی که در منطقه‌های مختلف زندگی می‌کنند با هم‌دیگر متفاوت است و اختلاف‌هایی در مباحث اعتقادی دارند.

مجری:

استاد عباسی در مورد موج و جریانی که در قرن‌های اخیر به وجود آمده که بعضی افراد نسبت به تفکر شیطان پرستی مدرن گرایش پیدا کرده‌اند و آموزه‌هایی دارند و بعضی در بحث هنر ورود پیدا کرده‌اند، در موسیقی و آثاری که روی بدن خود می‌گذارند و تبلیغاتی که در فضای مجازی راه‌انداخته‌اند و جاذبه‌ای که ایجاد کرده‌اند، توضیح بفرمایید این موج از چه زمانی به وجود آمده است؟ آیا می‌توان یک‌سری افراد را به عنوان افراد شاخص معرفی کرد؟ و این‌ها چه ویژگی‌ها و تمایزی نسبت به شیطان پرستی قدیم دارند؟

استاد عباسی:

از فقدان یک مکتب صحیح و روشن اعتقادی در غرب، یک خلاء به وجود آمد و از این خلاء استفاده‌ای شد و فرقه‌های بسیار زیادی در انگلیس و سپس در آمریکا به وجود آمد. هزاران فرقه و دیدگاه به وجود آمد که این‌ها خواستگاه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی داشتند و خیلی از این‌ها با حمایت حاکمیت در این کشورها ثبت شدند و شکل گرفتند و پا گرفتند. در قرن 20 میلادی شخصیتی در غرب پدیدار می‌شود که با وجود ضعفی که در بنیه علمی-‌الهیاتی در ‌اندیشه مسیحی و در ‌اندیشه‌هایی که در غرب رایج است، داشته، جایگاهی پیدا می‌کند؛ آن شخص کسی نیست جزء آقای آنتوان شزاندر لاوِیْ (Anton Szandor LaVey)، که این شخص در سال 1930 در شهر شیکاگو به دنیا می‌آید، سپس همراه خانواده به سان‌فرانسیسکو منتقل می‌شود و بیشتر دوران رشد وی در همان جا سپری می‌شود. این آقا موسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان و نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان‌گذار شیطان پرستی لاوِیْ‌ای است که به جهت اهمیت اقدامات وی در صده اخیر، باید بیشتر درباره‌ی او صحبت کنیم.

او بعد از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در 17 سالگی ابتدا به سیرک می‌پیوندد، سپس به نوازندگی روی می‌آورد، و سپس در سال 1950 به عنوان عکاس در دایره جنایی پلیس استخدام می‌شود. من یک نکته‌ای هم درباره‌ی این دوره از زندگی او بگویم که این‌ها به طوری کنار هم قرار می‌گیرد، بحث رفتن به سیرک و زندگی کردن با حیوانات که ایشان اهلی کننده شیر می‌شود و با شیرها در سیرک بازی می‌کرده و سپس قضیه نوازندگی‌اش مطرح می‌شود و بعد قضیه رفتن در دایره جنایی و عکاس شدن مطرح می‌شود که می‌گوید آقای آنتوان لاوِیْ زشت‌ترین و سخت‌ترین صحنه‌ها را در تصادفات و جنایات هولناک تصویر برداری می‌کرده است؛ و وقتی این حوادث را می‌بیند و تصویر برداری می‌کند جرقه‌هایی می‌خورد و این حس را پیدا می‌کند که خدایی در عالم وجود ندارد وگرنه خدا باید مانع این حوادث می‌شد و شیطان است که عالم را احاطه و اداره می‌کند و همه این جنایت‌ها به خاطر قدرت طلبی و حاکمیت شیطان است.

در ادامه در سال 1952 ازدواج می‌کند که نتیجه ازدواج‌اش یک دختر است و بعد از آن چندین سال بعد با شخص دیگری ازدواج می‌کند. نهایتاً در جایی به نام دایره اسرار آمیز سخنرانی‌های سری را ارائه می‌کند و برای ترویج جریان جدید شیطان پرستی بستر سازی می‌کند. ایشان در یک خانه‌ای به نام خانه سیاه زندگی می‌کند که خود این، در آن دوره برای پیدا کردن طرفدار‌ها خیلی جلب توجه می‌کند و او در این خانه با حیوانات وحشی هم‌زیست می‌شود و یک خانه بسیار تاریک و هولناک با وجود حیوان‌های وحشی درست می‌کند و در آن جا زندگی می‌کند و این با همراهی شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌ها برجسته‌تر می‌شود.

در سال 1966 سر خود را به عنوان رسم آئین جدید می‌تراشد و کلیسا‌های شیطان را به صورت رسمی ‌بنیان‌گذاری می‌کند، یعنی سال 1966 یک نقطه عطف جدید در این تفکر خاص و شیطانی است که آنتوان لاوِیْ به عنوان یک شخصیتی اصل و اساس تفکر کلیسای شیطان را بنیان می‌نهد و کتاب انجیل شیطان که یک سرمایه‌گذاری بسیار جدی در این مسئله است. او سال 1966 را به نام آنوساتانس(Anno Satanas) (سال اول عهد شیطان) اعلام کرد و خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان معرفی می‌کند. بعد از مدتی با انتشار کتاب انجیل شیطان در سال 1969 به اظهار تعالیم کلیسای شیطان می‌پردازد و اظهار می‌کند که شیطان فرمانروای زمین است. این اعلام فرمانروایی دقیقاً همان نکته است که آن موقع در جریان تصویر‌برداری در دایره جنایی به ذهنش خطور کرده و جای گرفته بود و همین را به صورت جدی رقم می‌زند.

در ادامه کتاب آئین پرستش شیطانی را در سال 1972 منتشر می‌کند که در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان از جمله مراسم عشاء تاریک یا عشای شیطانی را در این کتاب ذکر می‌کند و این موضوع آهسته آهسته از آمریکا به کشورهای دیگر گسترش پیدا می‌کند که حتی امروزه هم در خیلی از کشورها کلیسه‌های شیطان وجود دارد؛ البته در بعضی از کشورها مثل آلمان، فرانسه و اتریش فعالیت جدی‌تری دارند؛ در آلمان با گستره وسیع و با خشونت این اعمال شیطان پرستی و آداب کلیسای شیطان شکل می‌گیرد.

اتفاقی که رقم خورد یک نوع اعتراض به کلیسای عادی هم بود چون مهد این جریان از غرب است و از غرب فاصله گرفته و اولاً با خدای انجیل و مسیحیت معارضه و چالش دارد، و وقتی به بعضی از کشورهای شرقی و اسلامی ‌می‌آید، با مفاهیم اسلامی ‌مثل خدا و پیامبر اسلام صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم تعارض پیدا می‌کند؛ این‌ها در مراحل بعدی است وگرنه از همان اول که اسم کتاب را انجیل شیطان می‌گذارد یعنی در مقابل انجیل است یا محل عبادت خودش را به عنوان کلیسای شیطان معرفی می‌کند یعنی دقیقا همان نام‌ها را به کار می‌برد.

در نمادها که وارد می‌شویم می‌بینیم که صلیب شکسته جای صلیب قرار می‌گیرد، دقیقاً یک حالت اعتراضی به آن چه که مسیحیت نتوانسته برای انسان‌ها فراهم کند، نتوانسته جایگاه شیطان را به صورت دقیق توضیح دهد و این زمینه‌ای برای رشد شیطان پرستی شده است؛ و ما قطعاً شاهد این نکته هستیم که در آن‌جا به صورت جدی با همه موارد منفی و باطل رشد پیدا می‌کند ولی وقتی در فضای اسلامی ‌می‌آید خیلی ضعیف است و حتی در دوره‌هایی تبدیل به رشد منفی می‌شود چرا که در فضای فکر اسلامی توان مقابله جدی ‌است چون مبارزه با فرقه‌ها و نهله‌ها تنها یک مبارزه امنیتی نمی‌تواند باشد که بخواهیم با دستگیری و قانون با این‌ها برخورد کنیم، اصلی‌ترین مبارزه و برخورد با این‌ها برخورد به صورت فرهنگی و فکری است که این توان در غرب وجود ندارد که به بتواند به ابهامات این‌ها به صورت جدی پاسخ دهد، به طوری که جوان پرسش‌گر غربی به اغنا برسد. اما در اسلام این حالت وجود دارد، اگر در جایی رشد کردند از خلاء اطلاع‌رسانی و پاسخ‌گویی و مقابله استفاده کرده‌اند و متاسفانه از طریق همان نمادها و ظواهر فکری ورود پیدا می‌کند و این ورود منجر به حوادث و گرایش‌های این چنینی در بین افراد می‌شود.

مجری:

کلیپی را در خصوص آقای آنتوان لاوِیْ ببینیم.

کلیپ:

یکی از سرکرده‌های این فرقه صهیونیستی آنتوان لاوِیْ نام دارد. در تاریخ 30 آوریل 1966 در حالی که برای جمعی از اعضای حلقه‌های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می‌گفت مدعی بنیان‌گذاری کلیسای شیطان شد.

آنتوان لاوِیْ:

همه مذاهب مجبورند بر اساس ترس بنا شوند ولی ما احساس می‌کنیم که ترس لازم نیست. مذهب از هزاران سال پیش به مردم می‌گفته که باید چه کار کنند و چه کار نکنند، آزادی جنسی چیزی است که خیلی اهمیت دارد و یکی از لازمه‌های نشان دادن کلیسای شیطان پرستی است. ما احساس می‌کنیم که تمام مذاهب جهان به سمت شیطان پرستی می‌آیند، ما الان در یک عصر شیطانی نو هستیم.

مجری:

این هم برخی از سخنان آقای آنتوان لاوِیْ، موسس این فکر جدید بود. استاد عباسی آیا همین یک شخص از شخصیت‌های برجسته شیطان پرست وجود دارد یا شخص دیگری هم است؟

استاد عباسی:

اگر کسی بخواهد با جریان شیطان پرستی آشنا شود شخصیت اول این جریان آقای آنتوان لاوِیْ است اما شخصیت‌های دیگری هم هستند و ما اگر بخواهیم یک نفر را در کنار آقای آنتوان لاوِیْ قرار دهیم که در واقع استارت کار را در غرب می‌زند و کلیسای شیطان را با سر تراشیده پایه گذاری می‌کند که ما هم در اسلام جماعتی را داشتیم که با سر تراشیده شناخته می‌شدند و آقای زینی دحلان به نقل از «عبدالرحمن الاهدل» مفتی زبید نقل می‌کنند که روایت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در مورد سرهای تراشیده، فقط و فقط بر آقایان وهابی تطبیق پیدا می‌کند. در خارج اسلام هم ما یک فرقه داریم که با سر تراشیده حضور پیدا می‌کنند و آن هم همین آقای آنتوان لاوِیْ است که جریان شیطان پرستی را در غرب رواج می‌دهد و تاسیس می‌کند و کسی که موجب شناخته شدن بیشتر و رواج بیشتر این جریان می‌شود آقای برایان هیو وارنر(BrianHughWarner ) که بیشتر با نام مریلین منسون شناخته می‌شود و خواهیم گفت چرا ایشان خودش را مریلین منسون نام‌گذاری کرد. او در سال 1969 میلادی در یک خانواده فقیر و سطح پایین فرهنگی در شهر کانتون(Canton) ایلت اوهایو آمریکا متولد می‌شود و دوران کودکی سختی را پشت سر می‌گذارد و شرایط مالی و بحران‌هایی که در زندگی داشته، یک شخصیت خاصی را از او رقم می‌زند. در جوانی خیلی زود با گروه‌های شیطان پرستی و گروه‌های موسیقی مربوط به شیطان پرستی مثل متالیکا آشنا می‌شود و در همین سال‌هاست که نام خود را مریلین منسون نام‌گذاری می‌کند که نام مریلین را از بازیگر زن ‌هالیوودی به نام مریلین مونرو که به فساد و بازی در فیلم‌های غیر اخلاقی مشهور است می‌گیرد و منسون را از نام یک کشیش ناراضی فرقه‌گرای مسیحی بر می‌گزیند که خود این، برای او اعتراض به مسیحیت تلقی شود و مسیر را برای او مشخص می‌کند؛ او یک نام دو قسمتی‌ را برای خودش انتخاب می‌کند که یک قسمت آن اسم یک زن بازیگر فاسد آمریکایی است و دیگری هم نام یک کشیش مرد فرقه‌گرای آمریکایی است.

 مریلین منسون اقدامات خاصی را انجام می‌دهد که موجب شهرت او می‌شود. انتخاب‌هایی که در رنگ‌بندی صحنه و نوع اجرای موسیقی و استفاده از الفاظ رکیک و ترویج فحشا در آثارش خیلی چشمگیر وجود دارد و نهایتاً با تاسیس یک شرکت موسیقی خاص، توحشی که در موسیقی‌های خودش وجود دارد و فرقه شیطان پرستی را هر چه بیشتر رواج می‌دهد که امروزه در بسیاری از جاهای دنیا اجرای موسیقی‌ها تقریباً برگرفته از موسیقی‌هایی است که آقای مریلین منسون انجام داده و یک سبک فوق العاده خشن و پر از الفاظ رکیک و نمادهای جنسی در این آثار وجود دارد. درباره‌ی عقاید شیطان پرستی او اگر بخواهیم بگوییم، واقعاً نمی‌توانیم هیچ عقیده ثابتی را به مریلین منسون نسبت دهیم. یک شخصیت کاملاً لاقید و بی‌عقیده محض است، و تنها عقیده مشترکی که بین او و بقیه شیطان پرست‌ها وجود دارد نفی وجود خدا و داشتن قدرت و احاطه شیطان است. اگر جایی درباره‌ی عقیده صحبت شود، تنها چیزی که درباره‌ی عقیده می‌داند و بیان می‌کند همواره این است که شیطان وجود دارد و بزرگ است. القاب خاصی هم به آقای مریلین منسون داده‌اند چون او شخصیتی است که در ملاء عام انجیل را به آتش کشیده و اخبار برنامه‌های او همواره در آمریکا در صدر شخصیت‌های آمریکایی و اخبار قرار گرفته است، و یک شخصیت خاص با صفت‌های مختلف است که در بین خود مردم آمریکا با القابی مانند دیوانه پلید، شیطان بزرگ، ابله رذل، انسان سگ صفت، خبر ساز، پول دوست شهوت پرست، ناجی، فرشته، موعود، کشف نشده، نابغه، فرزند شیطان، و مظهر شیطان یاد می‌شود. وقتی انجیل را پاره می‌کند با صدای بسیار سنگین و خشکیده فریاد می‌زند که این خدای شماست، این به منزله در افتادن آقای مریلین منسون با اعتقاد میلیاردی مسیحی‌هاست و او را در راس خبرها قرار می‌دهد و هنوز این خبر کمرنگ نشده بود که خبر خوردن فضولات خودش در یکی از کنسرت‌ها در دنیا سر و صدا ایجاد می‌کند؛ و مست و لا یعقل بودن و حتی ابراز کلمات بسیار نامفهوم و نامتعارف در برنامه‌های او به چشم می‌خورد. تصاویر او را هم که ببینید با ویژگی‌های تصویری کاملاً متفاوت، خشن و خاصی است و آرایش‌هایی که در برنامه‌های خودش دارد، آرایش‌های سیاه و قیافه‌های عجیب و غریب است و از یک برنامه تا برنامه دیگر در چهره، نوع آرایش و لباس او تغییر بسیار است که معمولاً با لباس سیاه ظاهر می‌شود و هیچ ثبات ظاهر، ‌اندیشه و اعتقادی در او به چشم نمی‌خورد جز همان یک مسئله و اعتقاد که مبارزه با همه اعتقادها و ادیان است که در راس این‌ها همان دینی است که از آن جدا شده‌اند چراکه آنتونی لاوی در یک خانواده مسیحی بود و از آن‌ها جدا شد؛ نامی ‌که مریلین منسون برای خودش گذاشت و همچنین نمادها و ظاهر، پوشش، نوع برگزاری مراسم‌ها و حتی شعرهای انتخاب شده، همگی اعتراض به باورها و پندار‌های دینی است.

مجری:

ممنونم از شما. تماس اول آقا محمد از خوزستان هستند.

بیننده: محمد از خوزستان:

سلام. من یک سوال داشتم و این که آقای «آلیستر کراولی» صاحب کتاب «شریعت»، آیا شیطان پرست بودند و در تاسیس شیطان پرستی نقش داشتند؟

بیننده: علیزاده از بوشهر:

سلام علیکم؛ یک انتقادی نسبت به این برنامه داشتم، آیا شبکه جهانی ولایت که یک حوزه جهانی است جا دارد که در مورد انسان پست و رذلی که هیچ اعتباری در جامعه ندارند صحبت کند؟ واقعا تلویزیون شما جایگاه این است که در خصوص این گونه موارد بحث شود؟! الان کل اروپا و آمریکا شیطان پرست هستند.

مجری:

نه این طور نفرمایید!

بیننده:

شبکه‌ای که اسلام واقعی را صادر می‌کند جایگاه این سخنان و مباحث نیست که وقت مردم با این حرف‌ها گرفته می‌شود. الان برنامه را نگاه می‌کردم حالم از این‌ها خراب شد. حتی خانواده من ناراحت شدند، گفتند شبکه جهانی ما یک حوزه جهانی برای اسلام است، کارشناس محترم خودشان بهتر از ما اطلاع دارند ولی این نظر شخصی بنده بود که این‌ها حتی نباید نشان داده شود، البته عذر می‌خواهم که این صحبت‌ها را می‌کنم چون من علاقه‌مند واقعی به شبکه ولایت هستم، خداوند به شما توفیق دهد.

مجری:

موفق و موید باشید؛ إن‌شاءالله که نسبت به موضع شما هم تامل و تصمیم گیری می‌شود؛ از این که روی خط تشریف می‌آورید و انتقاد خود را بیان می‌کنید، تشکر می‌کنیم؛ ما از این انتقاد شما با آغوش باز استقبال می‌کنیم.

بیننده: اعظمیان از اصفهان:

سلام علیکم؛ برادر عزیز حق دارند و درست می‌گویند؛ در شبکه‌ای که به نام مقدس ولایت نام‌گذاری شده است باید این مباحث برای ما مسلمان‌ها تلنگری باشد که عقیده خود را نسبت به مرام اهل بیت علیهم‌السلام به خصوص پیامبر عظیم الشأن صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بیشتر کنیم، که چه الگوهای درخشانی هستند که در اوج زمان جاهلیت درخشیدند و الگوهای رفتاری خودشان را به عنوان یک انسان کامل در معرض نمایش قرار دادند و برای بشریت امروز الگویی به تمام معنا شدند؛ خداوند در بسیاری از آیات قرآن کریم در مورد غرور و تکبر صحبت می‌کند که مبادا انسان اسیر غرور و تکبر شود و این بلایی است که شیطان پرست‌ها بر سر خودشان می‌آورند.

خدا شاهد است من وقتی چهره این آقا را نگاه کردم گفتم شیطان خجالت می‌کشد بگوید که این شبیه من است؛ آیا انسانیت این است! شرافت انسانی این گونه است! که انسان در دام شیطان پرستی قرار بگیرد؟ این چه معقوله‌ای است که در عصر تکنولوژی خودمان را اسیر واپس گرایی می‌کنیم و ادعای تمدن هم می‌کنیم؟ ادعای انسان محوری هم می‌کنیم، اما از اخلاق و معنویت و کرامت انسانی هیچ خبری نیست؟

بله؛ برادر عزیز ما درست فرمودند که در شبکه جهانی ولایت نباید این مباحث مطرح شود اما این برای ما یک تلنگری است که مقداری دقت نظر و دقت عمل داشته باشیم، که خدای ناکرده اسیر انحرافات نشویم؛ حقیقت را آن طوری که شایسته و بایسته حقیقت دین است ترسیم کنیم و اسلام اصیل ناب محمدی را این طور بشناسیم که خداوند متعال در قرآن کریم این را ذکر کرده است و اهل تدبر و تحقیق باشیم، این مباحث هم باید در شبکه جهانی ولایت مطرح شود چراکه مباحث حقیقت جویانه است و به انسان تلنگری می‌زند تا بتواند از فطرت درونی خود پاسداری کند؛ گوهر انسان با ارزش‌تر از این‌ها است که اسیر شیطان پرستی شود.

بیننده: کرمی‌از کرمانشاه:

سلام علیکم، اطراف کرمانشاه طایفه‌ای وجود دارد که به این‌ها اهل حق می‌گویند، علی اللهی هستند و بیشتر مردم به آن‌ها شیطان پرست می‌گویند؛ این‌ها مطلقا نماز نمی‌خوانند، می‌خواستم بدانیم آیا این‌ها همان شیطان پرست‌هایی هستند که شما در مورد آن‌ها بحث می‌کنید یا فرقه این‌ها متفاوت است.

مجری:

هر فرقه‌ای که نماز نخواند شیطان پرست نیست، اما چشم استاد توضیح خواهند داد. استاد، اگر اجازه دهید من یک سوال به لیست سوالات اضافه می‌کنم، آقا رضا از هرات افغانستان برای ما پیامک فرستاده‌اند که آیا ارتباطی بین شیطان پرستی و یهودیت وجود دارد یا خیر؟ آقا محمد از خوزستان در خصوص کتاب شریعت پرسیدند فرمودند آیا این کتاب در خصوص شیطان پرست‌ها است یا خیر؟

استاد عباسی:

آقای ادوارد الکساندر کراولی(Edward Alexander Crowley) معروف به آلیستر کراولی کتاب‌هایی دارد و شاعر و جادوگر آئینی و مراسمی ‌بوده است و معتقد است این کتاب را در شرایط خاصی، آیواس(Aiwass) به او وحی منتقل کرده است و خودش را پیامبر دوران جدید می‌داند و یک آئینی را به نام تلما(Thelema) ابداع کرده که اصلی‌ترین کتاب او است؛ از آئین‌های الحادی و مرتبط با شیطان پرستی است، مهم‌ترین حرف او هم سیطره شیطان بر عالم است؛ او از طریق جادوگری و بعضی مسائل به اصطلاح معنوی مرتبط با اجنه این کتاب و برخی کتاب‌های دیگر را نگاشته است، اما دقیقا آن شیطان پرستی مدرن نیست ولی ایشان جریانی به نام تلما را بداع کرد؛ قطعا این کتاب از کتاب‌های انحرافی است و چون ایده و طرز تفکر او شیطان گرایی است، نزدیک به شیطان پرستی است اما جز رسمی‌ کلیسای شیطان و آن شیطان پرستی که «آنتوان شزاندر لاوِیْ» در قرن 20 میلادی تاسیس کرد نیست؛ تلما یک جریان مستقلی است که خودشان در این جریان انحرافات شیطانی این چنینی را دارند.

مجری:

آقای علیزاده از بوشهر فرمودند آیا در شأن و جایگاه شبکه جهانی ولایت است که در مورد شیطان پرستی صحبت کند؟

استاد عباسی:

ما یک سیری برای برنامه پیش بینی و تدوین کرده‌ایم و بر اساس آن سیر حرکت می‌کنیم و بنای ما در این برنامه این بود؛ برنامه‌هایی در شبکه جهانی ولایت وجود دارد که صرفا اثباتی است و فقط و فقط از نور قرآن و کلام معصومین علیهم‌السلام در آن استفاده می‌شود، ولی نیاز است که در کنار آن، بعضی برنامه‌های ظلمت نیز وجود داشته باشد تا آن نور جلای خودش را داشته باشد؛ در برنامه ناگفته‌های مسیحیت که حدود چهار سال ادامه داشت خدمت دوستان عزیز و گاهی اوقات در محافل دوستانه خدمت بزرگوارن عرض می‌کنم که اگر کسی کتاب مقدس مسیحی را به صورت مقایسه‌ای در کنار قرآن قرار داد و یا کتاب‌ها و نظرات دیگر را دید، آن موقع زیبایی‌های اسلام برای او نمود چند برابری پیدا می‌کند؛ گاهی اوقات یک انگشتر طلا است، خیلی هم زیبا است اما اگر آن را در کنار انگشتر از مس یا نقره قرار دادید، جلوه‌ی انگشتر طلا به مراتب بیشتر خواهد شد.

اعتقادی که جناب آقای علیزاده دارد با اعتقاد یک نسل بعد از ایشان یکسان نیست؛ بنیه‌های اعتقادی‌ای که ایشان کسب کرده است ممکن است با جوان 13 یا 14 ساله امروز ما متفاوت باشد. واضح است وقتی که شما به ایوان می‌روید مواظب هستید به نرده ایوان فشار نیاورید که پایین بیفتید اما ممکن است یک بچه 10 ساله این توجه را نداشته باشد، لذا لازم است شما به او تذکر دهید که مراقب خودت باش تا از لب نرده پایین نیفتی، و خطرات را به او گوشزد کنیم.

درست است که یک در هزار یا یک در میلیون احتمال دارد که اتفاق بیفتد، ولی ما موظف هستیم مسیرهای انحرافی و باطل را بیان کنیم و اشکالات کار آن‌ها را هم بیاوریم، چون این‌ها گاهی اوقات ظاهر سازی می‌کنند، گاهی اوقات از الفاظ فریبنده استفاده می‌کنند، گاهی اوقات اصلا با زبان اعتقاد پیش نمی‌آیند. همین امروز بعضی از اشعار موسیقی آن‌ها شاید در گوش خیلی از جوان‌های ما باشد، من به دنبال ترجمه‌های همان موسیقی بودم، می‌دیدم فراوان از این مفاهیم وجود دارد، شما می‌گویید این شخص که انگلیسی گوش می‌دهد و به ترجمه آن هم دسترسی ندارد؛ می‌خواهم بگویم اگر یک نفر با این سبک موسیقی و با این نماد مانوس شد، درگیر می‌شود؛ شما ببینید در همین ایران، نماد صلیب شکسته در چند فروشگاه فروخته می‌شود! این نماد مفهومی ‌دارد، ممکن است این جوان خرید و اصلا مفهوم آن را هم متوجه نشد، با این نماد، با این لباس، با این صدای موسیقی که گوش می‌دهد، با این مجلسی که در آن شرکت می‌کند، وقتی این‌ها را کنار هم می‌چینید می‌بینید که چگونه است، و ما پخش خواهیم کرد که آقای علیزاده و دیگر عزیزان بعضی از واقعیت‌ها را ببینند؛ در مرحله اول فقط اشعار انگلیسی با متالیک‌ها و سبک‌های مختلف شیطان پرستی آمد و در مرحله بعد فارسی آن آمد! وقتی فارسی آن آمد دیگر کسی مقاومت نکرد، یعنی خیلی از این جوان‌ها بدون مقاومت، وقتی در آن موسیقی به آن‌ها گفته شد دنیا به پایان رسیده است و خودکشی کن و پذیرفتند، وقتی به آن‌ها گفتند شیطان قدرت اول در عالم است و قدرت مطلق او است و پذیرفتند، لذا ما باید این بی‌راهه‌ها و انحرافات را نشان دهیم؛ درست است مشمئز کننده و سخت است، بعضی از مطالب نامانوس است، ولی ما باید این را بدانیم تا ارزش اعتقاد صحیح و سلیم برای ما مشخص شود و ضمن این که اگر بعضی از اشخاص ما در برابر این اعتقادات بی‌راهه و انحرافی قرار گرفتند، اگر از قبل اطلاعات داشته باشند مجهز به سمت این می‌روند و با علم و آگاهی با آن مواجه می‌شوند، لذا نمی‌گویند مفاهیمی ‌در شیطان پرستی بود ولی روحانیت به ما نگفت، شبکه ولایت حرفی از آن به میان نیاورد، پس معلوم است این موضوع خوبی بوده که مخفی مانده است! نه؛ ابتدا و انتهای شیطان پرستی این است، ماهیتش این است، وقتی برای همه روشن شد جذابیت‌های بعدی آن هم از بین می‌رود.

مجری:

آقای اعظمیان از این بحث استقبال کردند و آقای کرمی ‌از کرمانشاه فرمودند گروهی در کرمانشاه معروف به اهل حق هستند، فرمودند این‌ها نماز نمی‌خوانند، سوال فرمودند که آیا این‌ها همان شیطان پرست‌ها هستد؟ آیا با آن‌ها در ارتباط هستند یا خیر؟

استاد عباسی:

اهل حق یکی از جریان‌هایی است که امروز توسط مراجع ما خارج از اسلام شناخته می‌شوند، آن‌ها به خاطر مواضع و اعتقاداتی که دارند داخل در دایره اسلام نیستند، اما به آن‌ها شیطان پرست هم نمی‌شود اطلاق کرد ولی همان طوری که عرض کردم به صورت اشتراک بین شیطان پرستی و بعضی از متصوفه و همین جریان اهل حق، جایگاه شیطان اشتباه گرفته شده است و شیطان در نزد آنان جایگاهی که باید داشته باشد و به عنوان مخلوق خدا که عصیان کرده و مهلت دارد، نیست و این دیدگاه را ندارند؛ دیدگاه آن‌ها متفاوت است؛ نسبت به ازدواج با آن‌ها ممنوعیت ازدواج وجود دارد و در روابط و غیره محدودیت‌هایی از جانب مراجع ذکر شده است، اما این که ما آن‌ها را به عنوان شیطان پرست خطاب کنیم این درست نیست، همان لفظ اهل حق نسبت به آن‌ها صدق می‌کند.

مجری:

آقا رضا از هرات برای ما پیامک داده بودند و بحث ارتباط شیطان پرست‌ها با یهودی‌ها را پرسیدند، که آیا ارتباطی بین شیطان پرستی و یهودیت وجود دارد؟

استاد عباسی:

این‌ها از درون به صورت مستقیم نمی‌گویند که ما با هم ارتباط قطعی داریم اما به صورت خارجی ما این را می‌توانیم بیابیم و می‌شود مثال‌هایی برای آن مطرح کرد؛ به هر حال یهودیت همواره در حال مبارزه با مسیحیت بوده است و مسیحیت را یک جریان انحرافی از خودش تلقی می‌کند، می‌گویند هنوز آن عیسی که باید بیاید نیامده است و این‌ها به اشتباه آن عیسی را عیسی می‌دانند.

یهودی‌ها خود را موجودات برتر می‌دانند و در حال مبارزه با همه ادیان هستند و معتقدند انسان‌ها و حیوانات دیگری که بر روی زمین زندگی می‌کنند را اساسا خدا برای خدمت کردن به قوم یهود آفریده است! لذا از هیچ چیزی در راه اذلال آن‌ها و حاکمیت بر آن‌ها کوتاهی نمی‌کنند؛ لذا یکی از مسیرهایی که این‌ها پیدا کردند و خیلی خوب دیدند که از این طریق می‌شود با مسیحیت مبارزه کرد همین جریان شیطان پرستی بود که حمایت کردند. جریان یهودی در آمریکا به عنوان یک لابی بسیار بزرگی که اهداف یهود را در آمریکا پیش می‌برد، از این جریان حمایت کردند و ما می‌بینیم که در حاکمیت آمریکا شیطان پرستی ثبت رسمی‌ می‌شود و شیطان پرستی به عنوان یک مذهب قانونی شناخته می‌شود و معاف از مالیات می‌شود! یعنی گردش مالی میلیاردها دلاری‌ای که در جریان شیطان پرستی مریلین منسون و دیگران و کلیسای شیطان و آنتوان لاوِیْ وجود دارد از مالیات معاف می‌شوند، و این بزرگ‌ترین کمک به این جریان است؛ همچنین دانشکده در اختیار آن‌ها قرار داده می‌شود، و برای ترویج و عقاید آنان، اعتقادات آنان به عنوان یک سر فصل کامل در دانشگاه آمریکا تدریس می‌شود.

مجری:

ممنون از شما استاد عباسی و تشکر می‌کنم از شما بینندگان عزیز که با ما همراه بودید؛ امیدوارم این برنامه روشن‌گر باشد برای هر کسی که به دنبال حقیقت است‌؛ هنگامی ‌که شما شبکه جهانی ولایت را می‌بینید تعصبات را کنار بگذارید چرا که انسان بدون تعصب قطعا بهتر می‌تواند به حقیقت و واقعیت دست پیدا کند؛ التماس دعا، یا علی مدد، خدا نگهدار. 

 

پایان.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 


حجت الاسلام و المسلمین عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر