صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 06 مرداد 1395 تعداد بازديد: 1437 
آیا ابن تيميه يکي از شخصيت‌هاي قهرمان تاريخ اسلام است!
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

سرفصل مباحث:
1. بيان انحرافات ابن تيميه از زبان علماي اهل سنت.



بسم الله الرحمن الرحیم

 تاريخ اجرا: 06/05/1395

 

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم؛ اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بينندگان عزيز شبکه جهاني ولايت با برنامه چالش مهمان منازل شما عزيزان هستيم، امشب برنامه به کارشناسي استاد عزيز و ارجمند حجت الاسلام و المسلمين روستايي بزرگوار خواهد بود.

استاد روستايي:

عليکم السلام ورحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالي و بينندگان عزيز و فهيم شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم و اميدوارم با برنامه خوبي مهمان لحظه‌هاي عزيزان باشيم.

مجري:

امشب خواهيم پرداخت به شخصيتي که زياد به او پرداخته شده است اما هر چقدر به اين شخصيت پرداخته مي‌شود تا ان شاءالله ديگر بت ابن تيميه به طور مطلق و آن طوري که بايد شکسته شود، بعد از اينکه دروغ‌هاي ابن تيميه مطرح شد شبکه‌هاي وهابي چطور عقب نشيني کردند اما مي‌بينيد همين شبکه‌ها چه ادعاهايي در مورد همين شخصيت ناصبي، منافق، پليد مطرح کردند. کليپ اول را با هم ببينيم.

کليپ:

آشنايي با عبدالرحيم ملازاده کارشناس اين کليپ.

گوينده کليپ:

وي صاحب فتاوايي مانند تف کردن در نماز به سمت چپ براي دفع حواس پرتي

جواز خود ارضايي

شهيد دانستن صدام حسين و عبدالمالک ريگي

ملازاده:

همين عقيل بي عقل.

چقدر انسان بيشعور باشد، ببخشيد چقدر انسان بيشرف باشد، خوب شما را خر کرده‌اند و سوارتان شده‌اند.

ابوبکر وقتي چنين حرفي را مي‌زند به يک نفهم گاوي مثل تو نمي‌زند. آقا جواب من را بده نفهم، گاو جواب من را بده، آن‌هايي که مي‌گويند همراه با شما غلط کرده‌اند.

برو گمشو کثافت، برو گمشو.

احمق جواب من را بده، بيشعور.

فلذا شيخ الاسلام ابن تيميه که زنديق‌هاي امروز قدرت شنيدن آن را ندارند چون تمام رشته‌هاي آن‌ها را پنبه کرده است و يکي از قهرمانان مهم تاريخ اسلام بوده و خواهد بود، ان شاءالله تا قيامت. سخنان ابن تيميه مثل موشک‌هايي است بعضي‌ها منفجر شده و بعضي در صدد انفجار است.

کشتکار:

مسائلي، روايت‌هايي، اقوالي و فرمايشاتي از خود ابن تيميه اينجا براي بينندگان عزيز و محترم ارائه دهيم تا اينکه بدانند اين تهمت‌هايي که به شيخ الاسلام ابن تيميه رحمة الله عليه که يکي از مفاخر اهل سنت مي‌باشد، درست است به او ناسزا مي‌گويند و او را وهابي قلمداد مي‌کنند اما يکي از مفاخر بزرگ اهل سنت و جماعت ابن تيميه مي‌باشد.

مجري:

آقاي کشتکار، همان شخصي بود که وقتي بيننده‌ها با برنامه ايشان تماس مي‌گرفتند و مي‌خواستند در مورد ابن تيميه سوال کنند، گفت اصلا در مورد ابن تيميه صحبت نکنيد، بعضي از اين افراد که حالا در کليپ‌هاي بعدي هم خواهيد ديد، کساني بودند که مي‌گفتند ابن تيميه اصلا براي ما مهم نيست، يک عالمي است که حالا خطا کرده است، همان شخصيت‌ها وقتي مي‌خواهند در مورد ابن تيميه صحبت کنند و اين بيننده‌ها تماس نگرفتند و حرفي از دروغ‌هاي ابن تيميه نيست اين طور مدح مي‌کنند که از مفاخر اهل سنت است! بايد گفت که از مفاخر منافقين و نواصب است، نه از مفاخر اهل سنت، و اينکه يکي از شخصيت‌هاي قهرمان تاريخ اسلام است! استاد روستايي عزيز آيا واقعا امکان دارد يک فرد ناصبي، خبيث، کذاب، منافق از مفاخر و قهرمانان تاريخ اسلام شود!؟

استاد روستايي:

اگر شما وهابيت را اسلام بدانيد، شايد قهرمانش هم به اين شکل شود! وقتي مادر وهابي‌ها بشود هند جگر خوار خب قهرمان‌شان هم بايد بشود ابن تيميه و توقعي از آن‌ها نيست، اما اينکه آقاي ملازاده مي‌گويد اين قهرمان جهان اسلام بود و هست و خواهد بود! يک مقداري مي‌خواهيم پيرامون اين قهرمان صحبت کنيم چه وقت قهرمان بوده که ما خبر نداريم! و ملاک قهرماني از ديدگاه آقايان وهابي چيست! اگر ملاک قهرماني فتوا به کشت و کشتار باشد، بله؛ ايشان بلاي جان مسلمين بوده است و از همين رو يک عده از علماي اهل سنت آمدند گفتند او زنديق است، او کافر است. آقاي ابن حجر عسقلاني در الدرر الکامنة، از علماي اهل سنت مطالبي را نقل مي‌کند

وافترق الناس فيه شيعا فمنهم من نسبه إلى التجسيم

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة  ج 1   ص 180، اسم المؤلف:  الحافظ شهاب الدين أبي الفضل أحمد بن علي بن محمد العسقلاني الوفاة: 852هـ/ 1449م ، دار النشر : مجلس دائرة المعارف العثمانية - صيدر اباد/ الهند - 1392هـ/ 1972م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : مراقبة / محمد عبد المعيد ضان

مردم نظرات مختلفي در مورد او داشتند، بعضي گفتند او قائل به جسميت خدا است

چرا؟ چون در کتاب عقيده حمويه و واسطيه خودش و غير اين دو کتاب صفاتي مثل پا و ساق و صورت و اين‌ها صفات حقيقي خدا است و خداوند با ذات حقيقي خودش روي عرش مي‌ايستد. علماي اهل سنت گفتند اينکه خدايي جايي بايستد لازمه‌اش اين است که مکان اشغال کند، اين مي‌شود عقيده تجسيم. بعضي آمدند گفتند اين زنديق است چرا؟ چون در مورد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم گفت

لا يستغاث به وأن في ذلك تنقيصا ومنعا من تعظيم النبي... ومنهم من ينسبه إلى النفاق

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة  ج 1   ص 181، اسم المؤلف:  الحافظ شهاب الدين أبي الفضل أحمد بن علي بن محمد العسقلاني الوفاة: 852هـ/ 1449م ، دار النشر : مجلس دائرة المعارف العثمانية - صيدر اباد/ الهند - 1392هـ/ 1972م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : مراقبة / محمد عبد المعيد ضان

به پيامبر استغاثه و توسل نمي‌شود،

اين حرف آقاي ابن حجر عسقلاني در کتاب الدرر الکامنة بود. اين براي آقايان مفاخر جهان اسلام شده است! اجماع علماي مذاهب بر اين واقع شد که آقاي ابن تيميه واقعا بدعت گذار است و ضررهاي عظيمي به جامعه اسلام مي‌زند. کتاب شواهد الحق في الاستغاثه بسيد الخلق که نبهاني از علماي اهل سنت شافعي مذهب اين را نوشته است. ايشان در اين کتاب مطالب زيادي در مورد ضررهاي ابن تيميه فساد او مي‌گويد، که اين‌ها چه فسادي در دين به خصوص در حرمين شريفين ايجاد کردند،

ومنها ما حدث من فرقة الوهابية أتباع ابن تيمية من المضار العظيمة على الشريعة المحمدية والملة الإسلامية... ولذلك كان رضي الله عنه أشد أئمة المسلمين إنكارا لبدع ابن تيمية وردا عليه بأشد العبارات شفقة على المسلمين ومحاماة عن هذا الدين المبين

شواهد الحق في الاستغاثة بسيد الخلق (5/ 4)

يکي از آن مطالب ضررهاي عظيمي است که از فرقه وهابيت که تابعين ابن تيميه هستند به شريعت پيامبر و ملت اسلام وارد شده است...اسلام با اين بدعت‌هاي ابن تيميه مبارزه کرد، از يکي از علما ياد مي‌کند که ايشان به شدت با بدعت‌هاي ابن تيميه مبارزه مي‌کرد.

آقاي ملازاده آيا اين مي‌شود قهرمان جهان اسلام! بله؛ وقتي دانشمند جليل القدر جهان اسلام شما باشيد خب ابن تيميه هم مي‌شود قهرمان! علماي اهل سنت آمدند فتوا به کفر اين آقا دادند، در نهاية الأرب در قسمت ذکر اعتقال الشيخ تقي الدين بن تيمية، ماجراي به زندان افتادن اين آقا را مطرح مي‌کند مي‌گويد سبب اينکه او را زنداني کردند چه بود، فتوا مي‌داد که

 أفتى أنه لا يجوز زيارة قبر رسول الله ، ولا قبر إبراهيم الخليل ، ولا غيرهما من قبور الأنبياء والصالحين

نهاية الأرب في فنون الأدب  ج 33   ص 161، اسم المؤلف:  شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب النويري الوفاة: 733هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مفيد قمحية وجماعة

حتي ما در بعضي از منابع داريم مي‌گويد اين زيارت‌ها شرک است! اصحاب و انصار او آمدند چنين حرف‌هايي را زدند، فقهاي دمشق جمع شدند و با قاضي‌ها پيرامون ابن تيمه صحبت کردند،

وتكلموا على الشيخ تقى الدين... فأشار قاضى القضاة بدر الدين محمد بن جماعة الشافعى باعتقال تقى الدين المذكور... قاضى القضاة بدر الدين محمد بن جماعة الشافعى

نهاية الأرب في فنون الأدب  ج 33   ص 161، اسم المؤلف:  شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب النويري الوفاة: 733هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مفيد قمحية وجماعة

گفت ابن تيميه بايد زنداني شود. آمدند جمال الدين المزي را تازيانه زدند، شاگرد ديگر ابن تيميه را تازيانه زدند

خلاصه علما فتواي به کفر اين آقا دادند که در کتب مختلف اين مسئله آمده است. يا بعضي آمدند گفتند او زنديق است

أنه زنديق مطلق... وأنه من الملحدين

دفع شبه من شبه وتمرد  ج 1   ص 64، اسم المؤلف:  تقي الدين أبي بكر الحصني الدمشقي الوفاة: 829هـ ، دار النشر : المكتبة الأزهرية للتراث - مصر

اين آقا صحابه‌اي مثل ابن عباس را تکفير مي‌کرد، اين آقا شخصيتي است که علماي اربعه فتوا به کفر او دادند،

وقد وقفت في كلامه على المواضع الذي كفر فيها الأئمة الأربعة

دفع شبه من شبه وتمرد  ج 1   ص 64، اسم المؤلف:  تقي الدين أبي بكر الحصني الدمشقي الوفاة: 829هـ ، دار النشر : المكتبة الأزهرية للتراث - مصر

مواردي را من ديدم که اين آقا ائمه اربعه را هم تکفير کرده است، و علماي اهل سنت هم فتواي به تکفير اين آقا داده‌اند.

يا گفته‌اند شيطان در مقابل او است و تابع سلاله يهود است و کفر اين آقا اجماعي است،

فصار كفره مجمعا عليه

دفع شبه من شبه وتمرد  ج 1   ص 45، اسم المؤلف:  تقي الدين أبي بكر الحصني الدمشقي الوفاة: 829هـ ، دار النشر : المكتبة الأزهرية للتراث – مصر ، تحقيق : محمد زاهد بن الحسن الكوثري

کفر اين آقا اجماعي شد!

همه فقها به اين فتوا دادند. شافعي‌ها، حنفي‌ها، حنبلي‌ها همه فتوا به کفر او دادند و کفرش اجماعي شد. آيا او قهرمان اين آقايان مي‌شود! اهانت‌هايي که اين آقا نسبت به اهل بيت عليهم السلام داشتند؛ موارد متعددي وجود دارد، آقاي ابن حجر عسقلاني که از علماي اهل سنت است در لسان الميزان جلدي که مي‌پردازد به شرح حال علامه حلي، بسيار سعي کرده علامه حلي را رد کند

 لكنه رد في رده كثيرا من الأحاديث الجياد... وكم من مبالغة لتوهين كلام الرافضي ادته أحيانا إلى تنقيص علي

لسان الميزان  ج 6   ص 319، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : دائرة المعرف النظامية - الهند -

مي‌خواسته علامه حلي را رد کند آمده اميرالمومنين عليه السلام را تنقيص کرده است و نقص به اميرالمومنين عليه السلام وارد کرده است. آيا اين چيزي غير از ناصبي بودن است! علماي اهل سنت در اين زمينه فراوان صحبت کردند. نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها بد دهاني کرده است نعوذ بالله نسبت نفاق به ايشان داده است که از منهاج السنة ما اين را بيان کرديم. آقاي الغماري مي‌آيد در کتاب علي بن ابي طالب امام العارفين راجع به ابن تيميه صحبت مي‌کند،

فصرح بكل جرأة ووقاحة ولؤم ونذالة ونفاق وجهالة إنه لم يصح في فضل علي عليه السلام حديث أصلا... أنه رأس المنافقين في عصره... وکيف لا يزلم بالنفاق مع نطقة قبحه الله بما لا ينطق به مومن في حق فاطمة سيدة نساء العالمين... أن فيها شبها من المنافقين

علي بن أبي طالب إمام العارفين ص 55- أحمد بن محمد بن الصديق الغماري الحسني، دار النشر : مکتبه القاهره

اين آدم وقيح با وقاحت تمام با پستي تمام با نفاق و جهالت تمام گفته است در مورد اميرالمومنين عليه السلام حديث صحيحي نداريم... اين آقا راس منافقين بود، ، چگونه اين را ملزم به نفاق نکنيم... نگوييم منافق است، اين آدمي که خدا او را زشت بگرداند آمده چيزي در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها گفته است که هيچ مومني نخواهد گفت و در حق زوج حضرت زهرا سلام الله عليها، برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم چه گفته است! اين آدم خبيث، کثيف، ناصبي نعوذ بالله در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها گفته است... ، شبهاتي به منافقين دارد!

آقاي غماري نقل به مضمون مي‌کند که لازمه حرف ابن تيميه اين است، بعد هم مي‌گويد: در مورد اميرالمومنين عليه السلام گفته است؛

لعنة الله عليه... أنه أسلم صبيا وإسلام الصبي غير مقبول علي قول

علي بن أبي طالب إمام العارفين ص 56- أحمد بن محمد بن الصديق الغماري الحسني، دار النشر : مکتبه القاهره

اميرالمومنين عليه السلام وقتي مسلمان شده بچه بوده و اسلام بچه قبول نيست!

نسبت به چه کسي اين حرف را مي‌زند! نسبت به اميرالمومنين عليه السلام که به فرموده قرآن نفس پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است، که بر اساس روايات متعدد بالاترين فضائل را دارد و براي احدي از صحابه در تاريخ ثبت نشده است، نسبت به کسي مي‌گويد که صحابه به اسلام افتخار مي‌کردند، مي‌گفتند او اولين مسلمان بوده است، سعد ابي وقاص دارد "الم يکن أول من أسلم"، يا روايت معتبر داريم "أول الناس إسلاما"، تعبيري اين چنين در مورد اميرالمومنين عليه السلام داريم، آيا صحابه نمي‌فهميدند که اين گونه مي‌گفتند! آقاي غماري سِر اين را مي‌گويد

فرارا من إثبات أسبقيته للأسلام وجحودا لهذه المزيه،

علي بن أبي طالب إمام العارفين ص 56- أحمد بن محمد بن الصديق الغماري الحسني، دار النشر : مکتبه القاهره

اين آدم خبيث، کثيف مي‌خواهد فرار کند از اينکه اميرالمومنين عليه السلام در اسلام سبقت داشته است و از همه مقدم تر بوده است

مي‌خواهد اين قضيه را انکار کند، اين مي‌شود مفاخر اهل سنت! پس اين‌ها چه کساني هستند که او را رد مي‌کنند! کدام علما گفتند که کفر ابن تيميه اجماعي است؟ مگر علماي اهل سنت نبودند! موارد زياد است، نسبت به خلافت اميرالمومنين عليه السلام، خلافت امام حسن عليه السلام جسارت مي‌کند، لذا آقاي غماري در کتاب البحر العميق خيلي زيبا مي‌گويد

أما مثل ابن تيميه فهود عدوالله ورسوله مجرم خبيث ضال مضل،

بحر العمیق فی مرویات ابن صدیق ص 136، أحمد بن محمد بن الصديق الغماري الحسني ، دارالنشر : دار الکتب

مثل ابن تيميه او دشمن خدا است، دشمن رسول الله است، مجرم است، خبيث است، گمراه کننده و گمراه است،

بعد مي‌گويد در قلب کثيف و فاجر خود دشمني آل رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم را داشت. ما چند نقلي را ورق مي‌زنيم، آقاي ابن حجر هيتمي در کتاب الجوهر المنظم في زيارة القبر الشريف النبوي المکرم مي‌گويد

عبد أضله الله تعالي وأغوه، وألبسه رداء الخزي وأردوا، وبوّأه من قوة الافتراء والکذب ما أعقبه الهوان، وأوجب الرحمان

الجوهر المنظم في زيارة القبر الشريف النبوي المکرم ص 28، تأليف احمد بن حجر هيثمي ، دارالنشر : دار جوامع الکلم

ابن تيميه بنده‌اي است که خدا او را خار کرده است خدا او را اغوا کرده است، خداوند لباس خاري و ذلت و پستي به تن اين کرده است، هر چه کذب و افترا است از زبان اين آقا بيرون آمده است و خدا هم اين را به سرش آورده است، آدمي است که بدبختي لايق او است.

آقاي ملازاده آيا قهرمان دنياي شما اين است! وقتي صدام خبيث از نظر اين آقاي خبيث شهيد مي‌شود توقعي نيست که ابن تيميه هم قهرمان او مي‌شود! آلوسي عبارتي در مورد ابن عربي دارد، آلوسي مي‌گويد ابن عربي گفته است لعن يزيد جايز نيست و اشکال دارد بعد مي‌گويد به نظر من آلوسي "هو ضلال بعيد"، اين حرف ابن عربي يک گمراهي عجيب و غريبي است و به نظر من گمراهي اين از ضلالت خود يزيد بيشتر است که آمده يزيد را تبرئه کند، حالا اين آقا مي‌آيد صدام را تبرئه مي‌کند، آن يکي مي‌آيد ابن ملجم را تبرئه مي‌کند، خب اين‌ها که در مورد صدام و ابن ملجم اين حرف‌ها را مي‌زنند قهرمان‌شان ابن تيميه است. خود ابن تيميه در کتاب مجموع الفتاوي می‌گوید

وقد تقضى الشياطين بعض حاجاتهم وتدفع عنهم بعض ما يكرهونه فيظن أحدهم أن الشيخ هو الذى جاء من الغيب حتى فعل ذلك أو يظن أن الله تعالى صور ملكا على صورته فعل ذلك ويقول أحدهم هذا سر الشيخ وحاله وانما هو الشيطان تمثل على صورته

مجموع الفتاوى  ج 1   ص 360، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

شياطين بعضي از حاجاتشان را برآورده مي‌کردند (حتي دارد اين‌ها به صورت ابن تيميه مي‌آمدند و از شياطين بعضي چيزهايي که آن‌ها بدشان مي‌آمد را دفع مي‌کرد) بعضي از اين‌ها گمان مي‌کردند که اين شيخ از غيب آمده که اين کارها را انجام دهد، گمان مي‌کردند خداوند ملکي را به صورت او درآورده است و بعضي مي‌گفتند هذا سرّ الشيخ، نه خير، شيطان به صورت ابن تيميه درآمده است،

براي آن که آن مشرک را گمراه کند، همان طوري که شيطان به صورت بت‌ها و پرستش کننده بت‌ها صحبت مي‌کرد و حوائج آن‌ها را برآورده مي‌کرد، خب شيطان به صورت ابن تيميه هم آمده است، قهرمان آقايان کسي است که شيطان به صورت او مي‌آمده است، اين قهرمان آقاي ملازاده است! جالب است اين قهرمان يک مسئله ديگري هم دارد، در کتاب دفع شبه من شبه وتمرد

لما دفن إبن تيمية قال شخص بعد ثلاثة أيام قد اضطرب القول في هذا الرجل والله لأنظرن ما صنع الله به قال فحفر قبره فوجد على صدره ثعبانا عظيما هاله منظره فكان الرجل يحذر الناس من اعتقاده ويعلمهم بما رأى والله أعلم

دفع شبه من شبه وتمرد  ج 1   ص 88، اسم المؤلف:  تقي الدين أبي بكر الحصني الدمشقي الوفاة: 829هـ ، دار النشر : المكتبة الأزهرية للتراث - مصر

زماني که ابن تيميه دفن شد، مضطرب بود در گفتار نسبت به ابن تيميه و مي‌گفت من مي‌بينم آن چه خدا با او انجام داده است، من نگاه کردم قبر اين آقا شکافته شد ديدم روي سينه ابن تيميه يک مار يا يک اژدهاي بزرگ هولناک بود. مردم را از اعتقاد ابن تيميه برحذر مي‌داشت.

قبر اين آقا شکافته شد و ديد روي سينه قهرمان آقايان مار است! اين آدمي که شيطان به صورت او مي‌آيد، مار روي سينه او مي‌آيد، علماي اهل سنت گفته‌اند او کافر است، اين شده خداي وهابيت، اين شده قهرمان آقايان وهابي.

مجری:

اين هم برخي اقوال علماي اهل سنت بود مثل آقاي غماري شافعي که خاندان غماري‌ها از علماي مشهور اهل سنت هستند که ابتدا هم مالکي مذهب بودند بعد شافعي شدند، حتي برخي از متون کتاب‌هاي اين‌ها در دانشگاه الازهر تدريس شده است و بسياري از کتاب‌هاي اين‌ها را نهادهاي وابسته به الازهر چاپ کرده‌اند و همين الان هم چاپ مي‌کنند که ديديد ابن تيميه را لعن کرده بود و چه الفاظي را در مورد شخصيت پليدي مثل ابن تيميه به کار برده بود که امثال آقاي ملازاده که خود ايشان آنقدر دروغ گفته‌اند مي‌آيند از يک فرد دروغ گو هم دفاع مي‌کنند. کليپ بعدي باز هم از آقاي ملازاده است، ببينيم در مورد افکار شيطاني ابن تيميه چه ادعايي مي‌کند.

کليپ:

عباسي:

هدف اين برنامه تفکيک وهابيت از اهل سنت است و بيان و ابهامات و اشکالاتي که در فرقه وهابيت وجود دارد.

استاد روستايي:

نظريه پرداز اصلي وهابيت شخصيتي است به نام ابن تيميه.

ملازاده:

اين‌ها از تقيه‌ها و دروغ هايشان است، براي اينکه سر اهل سنت را کلاه بگذارند اين وهابيت را مطرح مي‌کنند.

استاد روستايي:

خلاف اجماع مسلمين صحبت کرده خلاف تمامي علما و مذاهب صحبت کرده است.

عباسي:

اگر ما توانستيم ابن تيميه را به مردم معرفي کنيم و مردم با نظرات ابن تيميه آشنا شدند قطعا موفق خواهيم بود.

ملازاده:

عدو شود سبب خير گر خدا خواهد، شما حرف از ابن تيميه بزنيد مردم ايران هم تشنه افکار ابن تيميه خواهند شد، آن‌ها به بدي شما پي برده‌اند.

مجري:

استاد روستايي عزيز بدون مقدمه؛ آيا مردم ايران تشنه افکار شخصيتي مثل ابن تيميه هستند؟

استاد روستايي:

شما ببينيد افکار اين آقا چه بوده است؛ من يک بخش ديگري را پيرامون شيطاني که به صورت ابن تيميه در مي‌آمد نشان دهم، کتاب "قاعدة جليلة في التوسل والوسيله" نويسنده آقاي ابن تيميه مي‌گويد از شهرهاي دور به من استغاثه مي‌شد

وقائع كثيرة في اقوام استغاثوا بي وبغيري في حال غيبتنا عنهم فرأوني أو ذاك الآخر الذي استغاثوا به قد جئنا في الهواء ورفعنا عنهم ولما حدثوني بذلك بينت لهم أن ذلك إنما هو شيطان تصور بصورتي وصورة غيري من الشيوخ الذين استغاثوا بهم ليظنوا أن ذلك كرامات للشيخ فتقوى عزائمهم في الاستغاثة

التوسل والوسيلة  ج 1   ص 154، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1390 - 1970 ، تحقيق : زهير الشاويش

و یا در کتاب جواب صحیح می‌گوید

وأنه رآني قد جئته ومنهم من قال رأيتك راكبا بلباسك وصورتك ومنهم من قال رأيتك على جبل ومنهم من قال غير ذلك فأخبرتهم أني لم أغثهم وإنما ذلك شيطان تصور بصورتي ليضلهم لما أشركوا بالله ودعوا غير الله

الجواب الصحيح  ج 2   ص 322، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن عبد السلام ابن تيمية الوفاة: 728هـ ، دار النشر : مطبعة المدني - مصر ، تحقيق : علي سيد صبح المدني

بعضي مي‌گفتند ما ديديم شما در همين لباس با همين صورت سوار بر مرکبي هستي، بعضي مي‌گفتند؛ من استغاثه شما را جواب ندادم، شيطان به صورت من درآمده است، براي اينکه مشرکين به خدا را گمراه کند،

مگر تو به قول اتباعت منادي توحيد نيستي! چرا شيطان به شکل تو درآمده است! انبيا منادي توحيد بودند، مگر ما روايت نداريم رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند شيطان به شکل من در نمي‌آيد، انبيا منادي توحيد هستند، تو به قول اتباعت حتي امثال بن باز مي‌گويند بعيد نيست ابن تيميه نبي هم باشد، اگر ختم نبوت نبود مي‌توانيم بگوييم نبي، آيا مردم ايران مي‌خواهند عاشق اين افکار شوند!

يک قانوني در تشبيه است، وقتي چيزي را به چيزي تشبيه مي‌کنيم، مثلا طرف مي‌گويد شير ديدم، منظورش اين است که يک مرد شجاعي را ديدم، شير شجاعت دارد آن فرد هم شجاع بوده و يک وجه شباهتي وجود دارد، شيطاني که به صورت آقاي ابن تيميه درآمد وجه شباهتش با اين آقاي ابن تيميه چه بود! ببينيم اين ابن تيميه چه افکار و حرف‌هايي داشته است، حتي نسبت به انبيا و صحابه نظر اين آقا مثبت است؟ شما ببينيد ابن تيميه نسبت به حضرت شعيب عليه السلام اهانت مي‌کند و مي‌گويد او کافر بوده است! نسبت به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم چه اهانت‌هايي مي‌کند! نسبت به اميرمومنان علي عليه السلام توهين و تنقيص مي‌کند! به حضرت زهرا سلام الله عليها نسبت نفاق مي‌دهد! به صحابه نسبت ارتداد مي‌دهد! کتاب مجموع الفتاوي ابن تيميه "من اسباب شرک بالله تعالي" مي‌خواهد راجع به اسباب شرک به خدا صحبت کند که تبرک مشکل دارد و از اعمال جاهليت است و از اسباب شرک است،

وقد كان للمشركين شجرة يعلقون بها أسلحتهم يسمونها ذات أنواط ( فقال بعض الناس يارسول الله إجعل لنا ذات أنواط كما لهم ذات أنواط فقال ( الله أكبر قلتم كما قال قوم موسى لموسى ) اجعل لنا إلها كما لهم آلهة (

مجموع الفتاوى  ج 27   ص 137، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

مشرکين درختي داشتند که روي آن درخت اسلحه‌هاي خود را آويزان مي‌کردند، به آن درخت ذات أنواط مي‌گفتند: بعضي از مردم (اين مردم غير از صحابه چه کسي هستند!) براي ما يک ذات انواطي قرار بده، همان طوري که مشرکين داشتند، پیامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: شما مثل قوم موسي حرف زديد

مي‌گفتند يک خدا براي ما بگذار همان طوري که فرعوني‌ها الهه دارند، آن‌ها کافر شدند و شما هم کافر شديد. اين‌ها چه کساني هستند؟ اين‌ها صحابه هستند، اين آقا مي‌آيد و صحابه را تکفير مي‌کند. آيا اهل سنت ايران عاشق اين تفکرات مي‌شوند! اهل سنت که صحابه را عادل مي‌دانند، مي‌آيند ابن تيميه را بپذيرند! آيا همان طوري که ابن تيميه آمد و گفت ابن عباس ملحد است اهل سنت مي‌آيند عاشق اين گفتار شوند! شيعه که از اساس اين آدم‌ها را قبول ندارد. باور کنيد اگر شما به مردم ما بگوييد آقاي ملازاده عاشق يک فردي است مردم از آن فرد بيزار مي‌شوند. اعجوبه‌اي که صدام و عبدالمالک ريگي را شهيد قلمداد مي‌کند!

مجري:

ممنون از شما، در وادي عمل هم کاملا مشخص است چه کساني مدافع ابن تيميه هستند، يک عده آدم کش، کودک کش، يک عده تروريست و قاتل و جاني هستند که مدافع ابن تيميه هستند. کليپ بعدي هم يکي از کليپ‌هايي است که مشخص مي‌کند آيا اين عطش نسبت به افکار ابن تيميه وجود دارد يا خير.

کليپ:

بر مبناي فرمان حکومت اقليم کردستان عراق کتاب‌هاي تندروهاي اسلامي از کتاب خانه‌ها و کتاب فروشي‌هاي کردستان جمع آوري مي‌شوند، تا کسي آن‌ها را مطالعه نکند. اين فرمان در پي خود، موضع گيري خاص عالمان اسلامي را به همراه داشت، عده‌اي از روحانيون اهل سنت موافق اين دستور بوده اما عده‌اي ديگر مخالف اين دستور هستند. روحانيون اهل سنت و شيوخ طريقت نقشبندي اعلام کردند که لازم بود زودتر از اين‌ها حکومت چنين فرماني را صادر مي‌کرد تا اين کتاب‌ها جمع آوري شوند، چرا که سبب انتشار و شيوع افکار تندرو و افراطي هستنند به همين بابت دستور دادند روز جمعه تمامي اين کتاب‌هاي داراي افکار افراطي را در برابر مساجد به آتش بکشند.

عالم اهل سنت:

اگر اين کتاب‌ها نبودند زمان قديم هم کساني که عالم بودند، دانشمند بودند، ماموستا بودند، اهل علم بودند، آن‌ها صاحب ارزش و افتخار بودند. روز جمعه عصر اين کتاب‌ها را آتش مي‌زنيم، دعوت مي‌کنيم از همه مسلمانان که آگاه باشند و بدانند ما آن چه که مايليم حکومت آن چه را ممنوع کند ما آتش مي‌‌زنيم.

اما سلفي‌ها مخالف اين فرمان حکومت اقليم کردستان هستند و مي‌گويند اگر کساني اين دستور را صادر کرده‌اند نمي‌دانستند که اگر اين کتاب‌ها نبودند افکار افراطي در کردستان بيشتر مي‌شد. ممنوع کردن بخشي از کتاب‌هاي ديني درست زماني صورت مي‌گيرد که به هيچ کدام از اين کتاب‌ها اجازه چاپ دوباره داده نشده است و اين کتاب‌ها به صورت قاچاق از بيرون کردستان به کردستان وارد شده‌اند.

عالم اهل سنت:

اين شخصيت‌هاي اسلامي هيچ کدام نه جز صحابه هستند و نه تابعي هستند ـ کساني که کتاب هايشان سوزانده مي‌شودـ بلکه تنها يک عالم مسلمان هستند، دليل اين کار هم تلاش حکومت کردستان عراق براي مقابله با تهديدات داعش و گروه‌هاي افراطي است.

اين کتاب‌هايي که ممنوع شده‌اند، کتاب‌هاي عالمان سلفي هستند که از اين به بعد فروشندگان کتاب حق فروش آن‌ها را ندارند. اما هنوز مشخص نيست کساني که به عنوان بازرس اين فرمان، مشغول به کار هستند مي‌توانند مطالعه اين کتب را در مساجد ممنوع کنند، يا اينکه صرفا در کتاب خانه‌ها و کتاب فروشي‌هاي کنار خيابان فروش اين کتاب‌ها ممنوع خواهد بود.

مجري:

اين يک نمونه از نمونه‌هاي متعددي بود که نشان مي‌دهد آيا واقعا اين عطش و علاقه نسبت به افکار ابن تيميه وجود دارد يا اينکه بيراه نيست بگوييم داعش يعني ابن تيميه و ابن تيميه يعني داعش، تروريسم يعني ابن تيميه و ابن تيميه يعني تروريسم. حتي بعد از آن که خلبان اردني را داعش با آن شيوه فجیع به آتش کشيد در خود تونس هم بسياري از مردم و بسياري از اهل سنت آنقدر عصباني شده بودند که به خيابان‌ها ريختند و کتاب‌هاي ابن تيميه را به آتش زدند، کار به جايي رسيده است که اهل سنت هم علنا مي‌آيند و کتاب‌هاي ابن تيميه را به آتش مي‌کشند و مي‌دانند اين ابن تيميه و تفکر ابن تيميه است که مصدر وحشي گري و خشونت است.

استاد روستايي:

اين نمونه‌اي از عطشي بود که آقاي ملازاده مدعي آن است، البته عطش نبود آتش بود، آتشي بود به افکار ابن تيميه، افراد عادي هم اين کار را نکردند، علما اين کار را کردند. علماي کردستان عراق جمع مي‌شوند و کتاب‌هاي ابن تيميه را آتش مي‌زنند، آيا آن علما شيعه هستند؟ خير؛ حتي علماي اهل سنت مي‌دانند که افکار اين شخص افکار تروريسم است، مي‌خواهيد مردم عاشق اين افکار شوند! مي‌خواهيد مردم از قتل و غارت خوششان بيايد! قطعا مردم اين‌ها را دوست ندارند، قطعا مردم نام شما وهابي‌ها و نام خدايان شما مثل ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب را با تروريسم و قتل و غارت عجين مي‌دانند، با تجاوز و کشتار و برده فروشي عجين مي‌دانند، خروجي افکار اين‌ها يک مشت آدم فاسدي که محصول آن‌ها جهاد النکاح مي‌شود، اين‌ها افکار ابن تيميه است، اين‌ها افکار داعش است، لذا مي‌بينيم علماي اهل سنت عراق هم به اين نتيجه مي‌رسند که بايد کتاب‌هاي اين فرد را در آتش بسوزانند.

مجري:

کليپ ديگري است از يکي از علماي سرشناس معاصر الازهر که ايشان هم دقيقا به همين مطلب اشاره مي‌کنند.

کليپ:

شيخ اسامه الازهري ـ عالم اهل سنت:

اکثر کتاب‌هاي ابن تيميه (پس از وفاتش) مهجور شده و موجود نبود و علماء آن را پخش نکردند و تدريس نکردند، تا جايي که شيخ محمود شکري الآلوسي در نامه‌هايي که بين خود و شيخ جمال الدين قاسمي رد و بدل شده مي‌گويد به مدت 40 سال در بين نسخه‌هاي خطي دنيا در جست و جوي يکي از کتاب‌هاي ابن تيميه است و اين کتاب وجود ندارد، چرا که امت اسلامي با عقل جمعي خودش و از خلال علماي بزرگش هنگامي که تفکر ابن تيميه را مشاهده کردند آن را يک تفکر متشتت و آشفته يافتند و اين تفکر وي يک تفکر با ثبات علمي نيست، نسل‌هايي از علماي امت اسلامي آمدند و گفتند از چنين تفکري بايستي دوري شود و نبايد به آن توجه کرد، پس اين چه کسي است که اقدام به طرح مجدد اين تفکر و چاپ مجدد آثارش و ترويجش و قرار دادن آن به عنوان اصل علمي نمود و در مورد انتقاد علماء نسبت به بسياري از مباحث موجود در آن خودش را به غفلت و بي خبري زد، اين همان چيزي است که وضعيت موجود را در مورد تفکر ابن تيميه براي ما رقم زد. انديشه‌هاي افراطي (وهابيت و سلفي گري) از چنين تفکري به وجود آمد و بعد از اينکه عموم مسلمانان را تکفير کردند، احتمالا شما به ياد مي‌آوريد که نقطه شروع تمام تفکرات افراطي تکفير عموم مسلمانان است، بعد از اينکه اکثر مسلمانان را تکفير کردند شروع به طرح اين ادعا نمود که خودش و گروه پيروانش فقط مسلمان هستند و ادعا مي‌کرد که خودشان همان کساني هستند که خداوند وعده پيروزي به آنان داده است، بنابر اين مسلمانان را تکفير مي‌کرد و با سلاح بر آنان خارج مي‌شد و عامل نفساني که جوانان افراطي به وسيله آن در اين مسير ثابت قدم مي‌شوند اين است که به آنان مي‌گويند وعده الهي به پيروزي در نزد شماست، در حالي که وعده الهي براي آنان نيست و او مي‌رود و در خشم و غضب الهي گرفتار مي‌شود چرا که مسلمانان را تکفير کرده است و اسم اسلام را منحصر به خودش کرده است، و وعده الهي که خداوند آنان را براي عموم امت قرار داده منحصر در خودش کرده است.

مجري:

شيخ اسامة الازهري عالم و شخص مجهولي نيستند، صاحب تاليفات هستند و برنامه‌هاي بسيار متعددي را در باب تبيين عقايد ديني اجرا مي‌کنند، ايشان هم تصريح کردند که اصلا کتاب‌هاي ابن تيميه مهجور بود و آلوسي بود که اين‌ها را جمع کرد و کنار هم قرار داد و مصدر تکفير و افراطي گري هم همين کتاب‌ها و آرا و فتاوا است، بي جهت نيست داعش هر کاري انجام مي‌دهد به اقوال ابن تيميه مستند مي‌کند.

استاد روستايي:

چرا کتاب هايش مجهول است! چرا کتاب‌هاي او را گم و گور کردند! به خاطر اينکه مي‌دانستند کتاب اين آقا منبع تروريست است، وقتي آن خلبان اردني که اشاره فرموديد آتش زدند، آن داعشي اول عبارت ابن تيميه خواند که در کتاب الفروع جلد 10 صفحه 265 که نويسنده آن از شاگردان ابن تيميه است هم اين مسئله آمده است، ايشان بيان مي‌کند که شيخ ما اين گونه گفته است، همان فتوايي که آقاي داعشي مي‌خواند در اين کتاب آمده است،

الْمُثْلَةُ حَقٌّ لهم فَلَهُمْ فِعْلُهَا

الفروع  ج 10   ص 265، اسم المؤلف:  محمد بن مفلح المقدسي أبو عبد الله الوفاة: 762 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة 1424 هـ - 2003 مـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله بن عبد المحسن التركي

مي‌دانستند کتاب‌هاي ابن تيميه و شاگردان ابن تيميه منبع ساخت تروريست و آدم کشي و قتل و غارت است، لذا علماي اهل سنت اين کتاب‌ها را گم و گور کردند، امثال آلوسي آمدند يک چيزهايي درآوردند، جالب اينجا است پيروان ابن تيميه هم افرادي مثل خودش نادان بودند، همان گونه که ذهبي در نامه‌اش مي‌گويد، لذا شما ملاحظه بفرماييد وقتي اين شخصيت پليد، خبيث به درک واصل مي‌شود، آب غسل او را مي‌خورند! آبي که به بدنش خورده است، کسي که فتوا به کفر او داده‌اند! اما کارشناسان وهابي مي‌دانند که اين مسئله چندش آور است سعي مي‌کنند آن را انکار کنند.

مجري:

کليپ بعدي دروغي است از يک فرد دروغگو در دفاع از يک فرد دروغگو!

کليپ:

بيننده:

نظر شما در رابطه با تبرک چيست؟ کساني که آب غسل ابن تيميه را به عنوان تبرک بر مي‌داشتند و مي‌خوردند!

سجودي:

نظر من اين است که غلط مي‌فرمودند که اين کار را مي‌کردند! مگر همچين چيزي مي‌شود!

بيننده:

در کتاب‌هاي خودتان آمده است.

سجودي:

من قبول ندارم که در کتاب‌هاي ما آمده است، اگر هم آمده است ابن تيميه نزد ما نه امام است نه پيامبر است، من زياد با شما بحث نمي‌کنم که در کتاب‌هاي ما نوشته يا ننوشته است، بالاخره من اختيار دارم و اگر چنين کاري کرده باشد ابن تيميه را اصلا در اين مسئله قبول ندارم! بلکه مي‌گويم شاگردانش ديوانه بودند که اين کار را کردند. اگر مردم جاهل يک کاري کنند؛ هيچ عالم اهل سنت آن را تائيد نکند، خود ابن تيميه در کتاب‌هاي خودش ننوشته باشد! ابن قيم ننوشته باشد! ابن کثير قبول نداشته باشد!

مجري:

آقاي سجودي بودند ايشان مي‌گويند ابن تيميه مهم نيست، از آن طرف براي دفاع از ابن تيميه برنامه مي‌گذارند! اگر آنقدر مهم نيست چرا شما براي يک فرد کذاب، ناصبي، وقت قرار مي‌دهيد! خودتان مي‌گوييد آن چنان مهم نيست! ادعا کردند که چرا در کتاب‌هاي خود ابن تيميه نيامده است که چرا از آب غسلش خورده باشند!

استاد روستايي:

اين اصلا نمي‌فهمد! احمق اگر کسي بميرد چه طور بيايد در کتابش بنويسد! مگر اينکه شما قائل به رجعت باشيد! که در رجعت هم انسان‌هاي خبيثي مثل ابن تيميه بر مي‌گردند ولي عذاب مي‌شوند وقت نمي‌کند که بيايد کتاب بنويسد. مي‌گويد ابن تيميه در کتابش ننوشته است که آب غسلش را خورده‌اند! او که مرده است چطور بنويسد! از فرط هول شدنشان است، مي‌خواهد درست کند نمي‌داند که چه مي‌گويد. بعد مي‌گويد ابن کثير اين را قبول نداشته است! اين کتاب البداية والنهاية باب "ذکر وفاة شيخ تقي الدين بن تيمية رضي الله عنه" از يک عالم اهل سنت نقل مي‌کند که آقاي ابن تيميه دقيقا چه زماني از دنيا رفت و به هيچ عنوان اين را رد نمي‌کند!

قال الشيخ علم الدين البرزالي في تاريخ وفي ليلة الاثنين العشرين من ذي العقدة توفي الشيخ الامام العالم... وجلس جماعة عنده قبل الغسل وقرؤا القرآن وتبركوا برؤيته وتقبيله ثم انصرفوا ثم حضر جماعة من النساء ففعلن مثل ذلك ثم انصرفن

البداية والنهاية  ج 16   ص 210، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : دار ابن کثير

که شب دوشنبه 20 ذي القعده امام اين‌ها آقاي ابن تيميه از دنيا رفت بعد مي‌آيد و ماجراي مرگ او را بيان مي‌کند، قبل از اينکه او را غسل دهند عده‌اي آمدند و دور او نشستند، قرآن خواندند و با ديدن اين جنازه و بوسيدن اين جنازه (که نجس است! هم علما فتوا به کفر او دادند، اگر هم علما فتوا به کفر او نداده باشند قبل از غسل است و بدن يخ کرده است آمدند او را بوسيدند) رفتند، خانم‌ها آمدند، جماعتي زن آمدند و همين کار را کردند!

يعني يک مشت زن! ندارد که خواهر و مادر ابن تيميه بودند! اين آقا زن و بچه هم که نداشت، يک مشت زن آمدند همين کار را کردند چه کردند؟ جنازه او را بوسيدند! مي‌خواهند تبرکش کنند! اگر برويد ضريح امام رضا عليه السلام را ببوسيد مشرک مي‌شويد اما اگر ابن تيميه‌اي که نامحرم را ببوسيد مشکلي ندارد.

والقى الناس على نعشه مناديلهم وعمائهم وثايبهم

البداية والنهاية  ج 16   ص 210، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : دار ابن کثير

آمدند روي نعش اين آقاي کافر دستمال‌ها و عمامه‌ها و لباس‌هاي خودشان را انداختند و کفش درآوردند

و الي آخر..، در صفحه بعد ابن کثير نقل مي‌کند و اين را هم رد نمي‌کند

وشرب جماعة الماء الذي فضل من غسله واقتسم جماعة بقية السدر الذي غسل به

البداية والنهاية  ج 16   ص 210، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : دار ابن کثير

جماعتي آب غسل او را نوشيدند!! بقيه سدري را هم که اين‌ها با آن غسل داده بودند بين خودشان تقسيم کردند.

و جالب اينجا است اين آقا به زندان افتاده بود بدنش شپش زده! الان شما به هرکسي بگوييد شپش کراهت دارد و وقتي شپش را مي‌بيند سعي مي‌کند سريع آن را از بين ببرد. حالا ببينيد پيروان اين آقا چه کار کردند! يک نخي به گردن ابن تيميه انداخته بودند به اين نخ جيوه زده بودند، خاصيت جيوه اين است که شپش دور آن جمع مي‌شود، مي‌گويد

ودفع في الخيط الذي كان فيه الزئبق الذي كان في عنقه بسبب القمل مائة وخمسون درهما وقيل إن الطاقية التي كانت على رأسه دفع فيها خمسمائة درهما

البداية والنهاية  ج 16   ص 210، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : دار ابن کثير

در مقابل آن ريسماني که جيوه آلود بود، ريسماني که به خاطر شپش به گردن ابن تيميه انداخته بودند، 150 درهم مساوي با 15 دينار طلا!

شما هر دينار را 4 گرم فرض کن، مي‌شود 60 گرم طلا! 60 گرم طلا در مقابل کمي شپش و نخ و جيوه!

يک چاپ ديگر هم از کتاب ابن کثير وجود دارد چاپ دار الاحياء التراث العربي در نرم افزار مکتب اهل بيت بود، آنجا ذکر نشده که "شرب جماعة" آنجا ذکر شده که "شرب جماع الماء الذي فضل من غسله" نوشيده شد آب جمع شده‌اي که از غسلش اضافه آمده بود، يعني آب را روي بدنش ريخته‌اند و گوشه‌اي جمع شده است! اين آب نوشيده شد!

کتاب بعدي الأعلام العليه في مناقب ابن تيميه نويسنده يک آقاي حنبلي مذهب أبي حفص عمر بن علي بن موسي البزار الحنبلي

أخبرني غير واحد ممن كان حاضرا بدمشق حين وفاته

الأعلام العلية  ج 1   ص 81، اسم المؤلف:  عمر بن علي بن موسى البزار أبو حفص الوفاة: 749 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : زهير الشاويش

افراد خيلي زيادي کساني که در زمان مرگ اين آقا در دمشق حاضر بودند،

ماجرا چه بوده است؟ خاصه و عامه آمدند او را غسل بدهند يک عده آمدند تبرک کنند و از اين آقا کسب فيض کنند آمدند پول‌هايي در مقابل او دادند و آب غسل‌ها را خوردند. العقود الدرية همين ماجرا را نقل مي‌کند

وشرب جماعة الماء الذي فضل من غسله

العقود الدرية  ج 1   ص 387، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عبد الهادي بن قدامة المقدسي أبو عبد الله الوفاة: 744 ، دار النشر : دار الكاتب العربي - بيروت ، تحقيق : محمد حامد الفقي

کتاب القول الجلي في ترجمة شيخ الاسلام تقي الدين ابن تيمية صفحه 40 همين ماجرا را نقل مي‌کند که آمدند اين آقا را بوسيدند و تبرک جستند. همين مسئله در کتاب الکوکب الدرية صفحه 386 آمده است، آمدند او را غسل دادند و هر کدام شئ کوچکي گرفتند و از اين آب غسل خوردند و پول براي شپش دادند. اين چيزي است که آقاي سجودي مي‌گويد ابن کثير قبول ندارد و ابن تيميه در کتابش ننوشته است که در اينجا آمده بود.

مجري:

کليپ بعدي يک ادعاي خيلي عجيب و غريبي است از همان آقاي کشتکاري که وقتي بيننده‌هاي عزيز با ايشان تماس مي‌گرفتند خيلي دچار اضطراب مي‌شد و شرط مي‌کرد که اگر سوال شما در مورد ابن تيميه است سوال نپرسيد! همين آقاي کشتکار وقتي بحث تماس‌ها نيست ببينيد در مورد ابن تيميه چه ادعاهاي دروغي را مطرح مي‌کند!

کليپ:

کشتکار:

من فکر مي‌کنم ابن تيميه‌اي که محب علي نيست تا حدودي هم در مورد شخصيت حضرت علي غلو داشته است!

استاد روستايي:

ابن حجر عسقلاني مي‌گويد او (ابن تیمیه) علي عليه السلام را تنقيص کرده است! اين شخص (کشتکار) مي‌گويد غلو! اين آدم به چه جراتي همچين اراجيفي را به زبان جاري مي‌کند! ابن تيميه و غلو! ابن تيميه حضرت امير عليه السلام را تنقيص مي‌کند و علماي اهل سنت گفته‌اند او منافق است، "منهم من ينصبه من النفاق"، مي‌گويد اميرالمومنين به خاطر رياست جنگيده است! اين آقا مي‌آيد و مي‌گويد غلو! جالب اينجا است که علماي اهل سنت خودشان به دهان اين آقا زدند و سخنان او را رد کردند.

کليپ:

حسن بن فرحان المالکي از علماي اهل سنت عربستان:

نصب و ناصبي بودن يعني انحراف از اهل بيت اين انحراف از اهل بيت از دشنام مستقيم به پيامبر آغاز مي‌شود تا برسد به ذم و دشنام امام علي و (امام) حسن و (امام) حسين و انحراف آن‌ها، شايد کسي بگويد آيا ممکن است مسلماني پيدا شود که پيامبر را ذم کند، بله؛ بني مروان پيامبر را ذم مي‌کردند، به دليل اينکه آن‌ها شخصي به نام خالد بن سلمه مخزومي را مامور کردند تا اشعاري که بر عليه پيامبر بود را جمع کند. اما در مورد ابن تيميه که متولد 661 و متوفاي 721 هجري قمري است، من در سه مورد به او ايراد مي‌گيرم، اول انحرافش از اهل بيت، تشبيه خداوند به خلق که همان تجسيم است و نصب که مي‌خواست به هر وسيله‌اي فضائل اميرالمومنين علي را تضعيف کند و احاديثي را در فضائل معاويه تصحيح مي‌کرد، اين نوع ناصبي بودن در ابن تيميه موجود است و بعد از آن شما طبقاتي در ناصبي بودن مي‌يابيد همان گونه که در تشيع طبقاتي هست. آيا همه شيعيان بر يک مذهب هستند؟

مجري:

آيا ابن تيميه امام است نسبت به تمام مسلمين؟

حسن بن فرحان المالکي:

ابن تيميه فقط امام سلفي‌ها است، اشاعره او را ذم مي‌کنند، صوفيه او را ذم مي‌کنند.

مجري:

ما اهانت به هر شخصي را رد مي‌کنيم آن چه در مورد ابن تيميه مطالعه کردم اين است که ابن تيميه ناصبي نيست بلکه فضائل علي را ذکر مي‌کند، در مورد معاويه اختلاف سياسي بود، اختلافي که تا الان در کشورهاي اسلامي است که چه کسي احق به امامت و ولايت است. آيا علي بوده يا عمر يا ابوبکر. اين موضوع اختلاف سياسي است امام ناصبي بودن او منتفي است.

حسن بن فرحان المالکي:

 امام جرح و تعديل در قرن‌هاي متاخر، ابن حجر زماني که در مورد ابن تيميه صحبت مي‌کند مي‌نويسد: وقتي کتاب منهاج ابن تيميه را در رد رافضي ابن مطهر خواندم پس او را اين گونه يافتم که روايات صحيح بخاري را که در مورد فضائل علي بن ابي طالب بود را رد مي‌کرد و در جاهاي زيادي براي رد بر رافضي حرف‌هايي زده است که حضرت علي را تنقيص کرده است و به او اهانت کرده است. اين ابن حجري است که مي‌گويد شيخ الاسلام ابن حجر در کتاب السان الميزان در ترجمه ابن مطهر مي‌نويسد که ابن تيميه در جاهاي زيادي حضرت علي را تنقيص کرده است، يک لحظه صبر کن! تو فکر مي‌کني من کلام ابن حجر را گفتم و بس؟ نه؛ اما چون شما گفتي همه اهل سنت او را قبول دارند من هم دليل آوردم که فقط سلفي‌ها او را قبول دارند، علماي زمان ابن تيميه او را محاکمه کرده‌اند، به خاطر حرف‌هايي که زده است که حضرت علي هر کجا که مي‌رفت مخذول و خار بوده است و اين را در دادگاه ابن تيميه ثابت کردند، آيا الان اگر کسي بگويد معاويه هر کجا مي‌رفت مخذول و خار بود، او را دادگاهي نمي‌کنند؟ و اينکه حضرت علي در اسلام آوردن کودک بود و اسلام کودک قبول نيست! پيامبر اسلام حضرت علي را پذيرفته است امام ابن تيميه نمي‌پذيرد! و حضرت زهرا را به منافقين تشبيه کرده است!

مجري:

آقاي حسن بن فرحان مالکي عالم اهل سنت اهل عربستان سعودي که ايشان شيعه هم نيستند، کسي هستند که در نقد برخي عقايد شيعه برنامه‌هاي متعدد رفته‌اند ولي اين انصاف را دارند و اهل اعتدال هستند و يک عالم سني معتدل هستند مي‌آيند حقايق را در اين مورد مي‌گويند که اوضاع ابن تيميه بدين شکل است و يک فرد ناصبي است.

آقای حامدي از آذر شهر

به حمد لله ما اين ابن تيميه و وهابي‌ها را شناخته‌ايم، دروغ هايشان در اين شبکه‌هاي وهابي براي ما عادت شده است، خصوصا اين آقاي ملازاده که دو شب قبل هم به حضرت مختار جسارت مي‌کرد و لعن و نفرين مي‌کرد، من نمي‌دانم مختار به اين آقاي ملازاده چه کرده است که اين همه او را لعن و نفرين مي‌کند.

يک سوالي داشتم؛ در اين شبکه وهابي نور برنامه‌اي گذاشته بودند که مجري آن آقاي سجودي بود موضوع برنامه هم خطاها و اشتباهات قرآن بود، اين آقاي سجودي آيه "ان مع العسر يسرا" سوره شرح آیه 6 را آورده بود يعني به دنبال هر سختي آساني است را تفسير مي‌کرد و مي‌گفت اين اشتباهات قرآن است ممکن است به دنبال هر سختي آساني نباشد و باز هم سختي باشد. مي‌خواهم بدانم آيا واقعا در قرآن خطا و اشتباه وجود دارد؟ قرآن که کلام الله است.

مجري:

شايد برنامه‌اي بوده است که آقاي سجودي به زعم و گمان خودشان مي‌خواهند به اسلام ستيزها پاسخ دهند شايد شبهه آن‌ها را خواستند پاسخ دهند، هر چند در پاسخ گويي بسيار ضعيف هستند و خيلي وقت‌ها ممکن است آنقدر پاسخ گويي آن‌ها ضعيف باشد به جاي اينکه بخواهند از قرآن دفاع کنند آن شبهه اسلام ستيزها ثابت شود.

آقا حميد از کرمان

متاسفانه آقاي سجودي با سواد اندک خودشان مي‌خواهند نقدي بر کتاب دکتر طاها داشته باشند که جناب استاد ابوالقاسمي به زيبايي اين کتاب را نقد کردند، متاسفانه ايشان با آن سواد اندک خودشان مي‌خواهند اين‌ها را مطرح کنند و جواب بدهند که من فکر مي‌کنم اگر اين کار را تمام کنند بهتر است چون واقعا در حدي نيستند که بخواهند اين جواب‌ها را بدهند.

مثل هميشه اين وهابيان پليد آمدند ناصبي گري خودشان را نشان دادند، چند وقت قبل در اين شبکه تروريستي ناصبي آقاي هاشمي مثل هميشه آمد ناصبي گري کرد و نشان داد آن لقبي که آقاي ملازاده به او داده است برازنده او است، عقيل بي عقل، يک روايت ضعيف که در سند آن 6 نفر انسان مجهول هستند از کتاب بحار الانوار آورد اين روايت را با تدليس و تلبيس و خيانت و کذب طوري ترجمه کرد که نعوذ بالله گويا حضرت سلمان به ديدار حضرت فاطمه زهرا رفتند و نستجير بالله سر ايشان برهنه بوده، من تماس گرفتم و گفتم اين روايت ضعيف است چرا شما به گفته خودتان هر کسي به روايت ضعيف استناد کند مثل خر است، نتوانست جواب بدهد و گفت چرا ما زير روايت اين را ننوشته‌ايد! من مي‌خواستم بگويم اين دروغي که شما گفتي در کجاي متن آمده است، اين توهيني که شما به حضرت زهرا کردي در کجاي متن آمده است! چرا به دروغ، خيانت کردي! ايشان يک سوال مطرح کرد و بعد هم مرا قطع کرد. گفت چرا زير روايت ننوشته‌ايد، گفتم عوام شيعه هم آنقدر عقل دارند مثل شما بي عقل نيستند که يک روايت اگر ديدند اولا سند آن را بررسي کنند بعد هم با خواندن اين متن بچه 2 ساله که کمي عربي بلد باشد مي‌داند هيچ کدام از اين توهين‌هايي که اين آقاي بي عقل کرد در اين روايت نيست، از کارشناس عزيز مي‌خواهم اين روايت را نشان دهيد و ترجمه صحيح آن را بخوانيد تا بينندگان با خيانت کاري اين آقا آشنا شوند.

مجري:

اولين بيننده اشاره کردند به اينکه آقاي ملازاده به مختار اهانت مي‌کنند و ظاهرا بغض ايشان را دارد.

استاد روستايي:

چون اجداد آقاي ملازاده را کشته است، وگرنه ما در شبکه جهاني ولايت در مورد حضرت مختار عليه الصلاة والسلام روايت‌هاي مختلفي را خوانديم که مرحوم ابن نما و حضرت آيت الله خويي و علماي ديگر اين روايت را قبول دارند که قيام مختار به اذن امام معصوم بوده است، چون اجداد آقاي ملازاده را به درک واصل کرده خب ايشان ناراحت است.

مجري:

اشاره داشتند که آقاي سجودي گفتند که در آيه‌اي از قرآن اشکال وجود دارد، بنده فکر مي‌کنم آنقدر پاسخ آقاي سجودي ضعيف بوده است که اين طور القا شده است، چون ظاهرا ايشان بعضي اوقات مي‌خواهند به شبهات اسلام ستيزها پاسخ دهند، چون علم اين کار را ندارند نتيجه آن طبيعتا همين مي‌شود.

استاد روستايي:

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا

سوره حشرآیه 6

مي‌خواهد بگويد قانون طبيعيت اين است، هميشه به سختي نمي‌گذرد، هميشه هم به آساني نمي‌گذرد، به دنبال سختي آساني است و آساني هم سختي‌هايي دارد، اين صفت دنيا است. مثلا کسي بگويد نه اين اصلا نمي‌شود چه کسي گفته است بعد از سختي هميشه آساني است؟ ممکن است بعد از سختي آساني نباشد! آساني نباشد يعني همان سختي، کسي که چنين شبهه‌اي را مطرح کرده باشد اصلا متوجه نشده چه مي‌گويد! قرآن مي‌گويد اين نيست که شما فکر کنيد هميشه آرامش است، اتفاقا کساني که شما فکر مي‌کنيد هميشه در آرامش و آسايش هستند خير؛ سختي‌هايي دارند که شما نمي‌بينيد، به همراه آن آرامش سختي دارند، يا به همراه سختي آرامش دارند، قرآن مي‌خواهد اين را بگويد.

مجري:

اي کاش آقاي سجودي به جاي اينکه به گمان خودشان به اسلام ستيزها پاسخ دهند که بدتر آبروي اسلام را مي‌برند بيايند از همان ابن تيميه دفاع کنند فکر مي‌کنم بهتر باشد، بيايند در مورد آن دروغ هايش توضيح بدهند بهتر است.

روايتي را يکي از بينندگان در کتاب بحار الانوار مطرح کردند همان روايت مشهور ملاقات حضرت سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها که گفتند خيلي به اين استدلال مي‌کنند مثل همان آقاي عقيل بي عقل و مي‌خواهند به وسيله اين روايت به حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها اهانت کنند که ايشان حجاب خود را رعايت نمي‌کنند.

استاد روستايي:

اولا در نقلي که مرحوم علامه مجلسي مي‌آورد چيزي که اين‌ها مي‌گويند نيامده است! مي‌گويد حضرت زهرا سلام الله عليها يک پارچه‌اي داشتند که اگر مي‌خواستند روي سر خود بيندازند پاهايشان پيدا مي‌شد و اگر مي‌خواستند روي پاهايشان بيندازند موهايشان پيدا مي‌شد فرض کنيد. نمي‌خواهد بگويد که من ايشان را به آن شکل ديدم! مي‌گويد همچين پارچه‌اي در خانه آن‌ها بود.

مجري:

يعني حضرت صديقه طاهرا در عين رعايت حجاب کامل از آن پارچه هم استفاده مي‌کردند.

استاد روستايي:

بله؛ در اينکه شک و شبهه‌اي نيست، وقتي حضرت زهرا سلام الله عليها حتي از نابينا حجاب مي‌کند، مي‌خواهد در مقابل حضرت سلمان اين گونه برخورد کند! آن هم سلماني که 350 سال دارد! يا جناب سلماني که اين مقام را در روايات ما دارد که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند

سلمان منا اهل البيت

الوافي - الفيض الكاشاني - ج 3 ص 897

يا روايت داريم که 10 درجه ايمان را آقاي سلمان دارد، آيا نعوذ بالله سلمان مي‌خواهد جسارتي کند! همچين چيزي نيست، در متن اين روايت همچين مطلبي نيامده است، خوب است که اين آقاي بي عقل به فکر منابع خودشان باشد، ببيند که در منابع خودشان چه چيزهايي آمده است، همين ديشب نقل کردم که خواهر عايشه مانده بود که نعوذ بالله فقط لخت شود با لباس اسماء آمد، که آقاي الباني در يکي از کتاب هايشان مي‌گويد صحيح است، در کتاب ديگر مي‌گويد "حسن لغيره" يا "حسن بمضمون طريقه"، آقاي شعيب ارنعوت مي‌گويد حسن است، زني که بيش از 30 سال سن دارد با لباس نازک بدن نما اسماء مي‌آيد. ما نمي‌خواهيم جسارت کنيم اما شما بيا روايت صحيح مسلم را جمع کن که مي‌گويد، من عذر مي‌خواهم از عزيزاني که پاي گيرنده هستند، جناب عايشه بعد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم تنها بود شوهر که نکرده بود مي‌آمدند صبح طور ديگر از خانه بيرون مي‌رفتند! روايت بسيار سخيفي است، من نمي‌خواهم اين را به زبان بياورم، واقعا اين‌ها توهين به رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم است، اين‌ها به همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم توهين مي‌کنند که يک مرد نامحرم بيايد صبح با حالي از خانه بيرون بيايد که غسل بر او واجب شده است! شما بيا اين‌ها را جمع کن! کجاي آن روايت بخاري که نقل خود مرحوم مجلسي هم نيست آمده است که سلمان، حضرت زهرا سلام الله عليها را به آن صورت ديد! من مي‌روم خانه فردي مي‌گويم در خانه اين فرد يک پتويي بود که اين آقا را از سرما حفظ نمي‌کرد، آيا اين به آن معنا است که او خوابيده بود و پتو هم روي او بود و مي‌لرزيد! در آن روايت هم ماجرا اين است.

خلاصه عرض من اين است، اين آقايان مي‌آيند و ادعا مي‌کنند که ابن تيميه قهرمان اين‌ها است، خب از آقاياني که تفکرشان در مورد خدا مشخص است، اين‌ها مي‌گويند خدا مي‌تواند به پيامبرش اسلحه بدهد بگويد مرا بکش! خدا نعوذ بالله مي‌تواند سنگي را خلق کند که نتواند خودش بلند کند! از اين حرف‌هاي سخيفي که در مورد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌زنند، از اين حرف‌هايي که اين‌ها در دفاعيات امثال صدام و ابن ملجم و عبدالمالک ريگي‌هاي خبيث و امثال اين مطالب را نقل مي‌کنند نبايد از اين‌ها انتظاري داشته باشيم قهرماني غير از ابن تيميه کافر، زنديق، منافق، هر چه خباثت است در وجود اين شخص است، داشته باشند، هر چه خبيثان دارند ابن تيميه و پيروانش يک جا دارند، فلذا اهل سنت آمدند ابن تيميه و پيروان او را لعن کردند، در کتاب سيف الجبار المسلول علي الأعداء الابرابر مي‌گويد نجدي آمد و گفت رهبر ما ابن تيميه است گفتند

كفاك لعنة اقتدائك بالشقي ابن تيمية

سيف الجبار (3/ 24)

لعنت به اقتداي تو به اين آدم شقي ابن تيميه.

اين هم نظر اهل سنت پيرامون امثال آقاي ابن تيميه.

مجري:

تشکر مي‌کنيم از شما استاد ارجمند و شما بينندگان عزيز و بزرگوار

 شما را به خداوند بزرگ مي‌سپاريم

يا علي مدد، خدا نگهدار.

 



حجت الاسلام و المسلمین روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر