صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 03 مرداد 1395 تعداد بازديد: 1853 
حبل المتین - سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
حبل المتین
دانلود صوت
دانلود فيلم

سرفصل مباحث:
1. زيارت قبور سيره مسلمين در بناء قبور صحابه
2. سيره مسلمين در بنائ قبور ائمه اربعه
3. برخورد اهل سنت نسبت به حرم و توسل ائمه
4. آيه تطهير
5. معجزات و کرامات نقل شده براي قبر احمد بن حنبل.



بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 95/05/03

خلاصه آنچه در اين برنامه خواهيد ديد...

احترام بزرگان اهل سنت به حرم ائمه(عليهم السلام):

احترام هارون الرشيد به قبر اميرالمؤمنين(سلام الله عليه)!: «فأخبره بعض شيوخ الکوفة أنه قبر أمير المؤمنين علي عليه السلام» بعضي از عالمان کوفه گفتند: آنجا قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) است! «ثم إن هارون أمر فبني عليه قبة»هارون الرشيد دستور داد و گنبدي بر روي قبر مطهر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بنا شد. «وأخذ الناس في زيارته والدفن لموتاهم حوله» مردم بعد از او به زيارت قبر اميرالمؤمنين مي‌رفتند و به خاطر تبرک به حرم مطهر اميرالمؤمنين، امواتشان را در آنجا دفن مي‌کردند. عمدة الطالب في أنساب آل أبي طالب، أحمد بن علي الحسيني (ابن عنبة)، ص 62

توصيف «ابن خلکان» از حرم مطهر امام کاظم(سلام الله عليه)!: «توفي في الحبس ودفن في مقابر الشونيزيين خارج القبة، وقبره هناک مشهور يزار» در زماني که در زندان بود از دنيا رفت و در قبرستان شونيزيين دفن شد و قبرش هم اکنون معروف است و محل زيارت مي باشد. «وعليه مشهد عظيم فيه قناديل الذهب والفضة وأنواع الآلات والفرش ما لا يحد» حرم مطهر امام کاظم داراي گنبد و بارگاهي بود و قنديل‌هايي از طلا و نقره در آنجا آويزان بود و انواع فرش‌هاي گران قيمت در آنجا پهن بود. وفيات الأعيان؛ أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد ابن خلکان (المتوفي: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بيروت، ج 5، ص 310

توسل «ابوعلي خلال» به حرم امام کاظم(سلام الله عليه)!: «ما همني أمر فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالي لي ما أحب» هروقت مشکلي براي من پيدا مي‌شد کنار قبر موسي بن جعفر مي‌رفتم و به امام کاظم متوسل مي‌شدم و مشکلم حل مي شد. تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية - بيروت، ج 1، ص 120، باب ما ذکر في مقابر بغداد المخصوصة بالعلماء والزهاد

تعظيم و تکريم «ابن خزيمه» نسبت به حرم امام رضا(سلام الله عليه)!: «خرجنا مع إمام أهل الحديث أبي بکر بن خزيمة» با ابي بکر بن خزيمه امام اهل حديث خارج شديم، «وعديله أبي علي الثقفي مع جماعة من مشائخنا وهم إذ ذاک متوافرون إلي زيارة قبر علي بن موسي الرضي بطوس» و به همراه عديل او ابو علي ثقفي و جماعتي از مشايخ کنار زيارت قبر امام رضا در طوس مي‌رفتيم. «قال فرأيت من تعظيمه يعني بن خزيمة لتلک البقعة وتواضعه لها وتضرعه عندها ما تحيرنا» مي‌گويد: من ديدم ابن خزيمه آن‌چنان در برابر اين بقعه و بارگاه تعظيم مي‌کند و آن‌چنان تواضع و تضرع مي‌کند که همه ما حيرت زده شديم. تهذيب التهذيب، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الفکر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولي، ج 7، ص 339، ح 627

زيارت مکرر و توسل «ابن حبان» به حرم امام رضا(سلام الله عليه)!: «قد زرته مرارا کثيرة» من قبر امام هشتم را زياد و مکرر زيارت کردم. «وما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده وعليه ودعوت الله إزالتها عني إلا أستجيب لي وزالت عني تلک الشدة» زماني که من در طوس ساکن بودم هروقت براي من شدت و مشکل حاد پيش مي‌آمد کنار قبر امام رضا (عليه السلام) مي‌رفتم و متوسل مي‌شدم و مشکلم برطرف مي‌شد و دعايم به اجابت مي‌رسيد. «وهذا شيء جربته مرارا فوجدته کذلک» من اين را بارها تجربه کردم و نتيجه اش را ديده ام. الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، دار النشر: دار الفکر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولي، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج 8، ص 457، ح 14411

عکس العمل مسلمانان، نسبت به بناي بر قبور بر صحابه!

قبر «سلمان فارسي» در «مدائن»!: «وقبره الآن ظاهر معروف بقرب ايوان کسري عليه بناء» قبر او مشخص و معروف و نزديک ايوان کسري است و داراي گنبد و بارگاه است. تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 163، ح 12

قبر «طلحه بن عبدالله» در «بصره»!:«ومن المشاهد المبارکة بالبصرة مشهد طلحة بن عبد الله أحد العشرة رضي الله عنهم وهو بداخل المدينة وعليه قبة وجامع وزاوية فيها الطعام للوارد والصادر وأهل البصرة يعظمونه تعظيما شديداً» زماني که به بصره رفتم مشهد طلحة بن عبدالله که در جنگ جمل کشته شد را ديدم که قبه و گنبد و بارگاهي دارد، در کنار قبر او مسجدي است و همچنين آشپزخانه‌اي در آنجا قرار دارد که براي زائرين قبر طلحه اطعام و اکرام مي‌کنند.

قبر «حليمه سعديه»، دايه پيغمبر و «انس بن مالک»، خادم پيغمبر!: «وعلي کل قبر منها قبة» بر روي هرکدام از اين قبور گنبد است، «مکتوب فيها اسم صاحب القبر ووفاته» اسم و سال وفات او هم آنجا نوشته شده است. رحلة ابن بطوطة (تحفة النظار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار)؛ المؤلف: محمد بن عبد الله، ابن بطوطة (المتوفى: 779هـ)، الناشر: أكاديمية المملكة المغربية، الرباط، عام النشر: 1417 هـ؛ ج 2، ص 15، باب ذکر المشاهدة المبارکة بالبصرة

قبر «زبير بن عوام» در «بصره»!: «وجعل الموضع مسجداً ونقلت إليه القناديل والآلات والحصر والسمادات وأقيم فبه قوام وحفظة» بر روي قبر زبير مسجدي ساختند، قنديل و آلات و غيره درست کردند و اشخاصي را آنجا قرار دادند تا از قبر و گنبد و فرش و وسايل ارزشمند محافظت کنند، «ووقف عليه وقوفاً» براي حرم زبير زمين‌ها و ساختمان‌هايي را وقف کردند تا درآمد آن صرف حرم «زبير بن عوام» شود. المنتظم في تاريخ الملوک والأمم، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولي، ج 14، ص 383

قبر «ابو ايوب انصاري» در ترکيه!: «فقالوا هذا قبر أبي أيوب الأنصاري صاحب النبي فأتيت تلک البنية فرأيت قبره في تلک البنية وعليه قنديل معلق بسلسلة» گفتند: اينجا قبر ابي ايوب انصاري صاحب پيغمبر اکرم است و ديدم قنديل‌هايي را با زنجير آويزان کردند. تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 154، ح 7

سيره اهل سنت، نسبت به قبور ائمه چهارگانه خويش!

حرم «ابوحنيفه» امام حنفي ها در «بغداد»!: «وفي هذه الأيام بني أبو سعد المستوفي الملقب شرف الملک مشهد الإمام أبي حنيفة رضي الله عنه،» در اين ايام آقاي ابو سعيد مستوفي ملقب به شرف الملک بارگاهي براي ابوحنيفه درست کرد و آنجا را زيارتگاه ابوحنيفه ناميد. «وعمل لقبره ملبناً، وعقد القبة، وعمل المدرسة بإزائه، وأنزلها الفقهاء، ورتب لهم مدرساً» براي قبر او ضريح و قبه‌اي درست کرد و در کنار او مدرسه‌اي درست کرد و دستور داد فقها آنجا بيايند و مدرس‌هايي درست کردند. المنتظم في تاريخ الملوک والأمم، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولي، ج 16، ص 100

حرم «مالک بن انس»، امام مالکي ها در «مدينه»!: «وأمامها قبر إمام المدينة أبي عبد الله مالک بن أنس رضي الله عنه وعليه قبة صغيرة مختصرة البناء» زماني که به مدينه رفتم قبر امام المدينه ابي عبدالله مالک بن انس را ديدم که بر آن قبه کوچک با بناي مختصري وجود داشت.

حرم «امام شافعي» در «مصر»!: «أنشأ الکامل دار الحديث بالقاهرة وعمر قبة علي ضريح الشافعي» آن‌ها گنبد بزرگي را بر روي ضريح قبر امام شافعي بنا کردند و موقوفاتي هم براي آنجا ترتيب دادند. سير أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، ج 22، ص 128

حرم «احمد بن حنبل» فرد مورد عنايت وهابيت، در «بغداد»!: «ودفن ببغداد، وقبره مشهور معروف يتبرک به» احمد بن حنبل در بغداد دفن شده و قبر او مشهور و معروف و مورد تبرک است. تهذيب الأسماء واللغات، المؤلف: أبو زکريا محيي الدين يحيي بن شرف النووي (المتوفي: 676 هـ)، دار الکتب العلمية، بيروت، ج 1، ص 112

کراماتي چند از «احمد بن حنبل»!!

غضب «احمد بن حنبل» و نابودي نسل مورچه ها!! : «در خانه ما به قدري مورچه بود که عرصه را بر پدرم تنگ کرده بود؛ هروقت تکان مي‌خورد مورچه‌ها او را اذيت مي‌کردند. پدرم مقداري ناراحت شد، در اين هنگام مشاهده کرديم که مورچه سياهي آمد و همه مورچه‌ها را خورد؛ بعد از اينکه آن مورچه سياه آمد ديگر نسل مورچه از خانه پدرم کنده شد.»

تکان دست «احمد بن حنبل» و قطع خون دماغ!! : «فقال له أبو عبد الله: أي شيءٍ حالک بني؟ فقال: يا جدي هو ذا أموت, ادعُ الله لي» سپس پدرم گفت: فرزندم! چه اتفاقي افتاده است؟! شخص گفت: يا جداه! دارم مي‌ميرم، برايم دعا کن.«ثم جعل يحرک يده کأنه يدعو له, فانقطع الدم وقد کانوا يئسوا منه, لأنه کان يرْعف دائمًا» احمد بن حنبل دستش را تکان مي‌داد و گويد دعا مي‌کرد، همان لحظه خون دماغش قطع شد در حالي که تمام اعضاي خانواده از حيات او قطع اميد کرده بودند.

بارور شدن تمام نخلسان خرما، به برکت قلم «احمد بن حنبل»!!:«قال: دخلتُ يومًا علي أبي عبد الله وهو يملي علي, وأنا أکتب» مي‌گويد: روزي نزد احمد بن حنبل رفتم و داشت براي من املا مي‌گفت و من مي‌نوشتم. «فاندقّ قلمي, فأخذ قلمًا فأعطانيه, فجئت بالقلم إلي أبي علي الجعفري, فقلت: هذا قلم أبي عبد الله أعطانيه» در آن سال خرماها بارور نشده بودند و مردم نگران بودند، او به من گفت: قلم من را بگير و در نخلستان آويزان کن، «خُذ القلم فَضعه في النَّخلة عسي تَحمل, فوضعه في النَّخلة فحملت النَّخلة» زماني که قلم او را در نخلستان آويزان کرديم تمام درختان خرما بارور شدند و آن سال خرما دادند.

شفاي آنيِ پيرزنِ بيست سال زمين گير شده، به دعاي «احمد بن حنبل»!!: «قال: حدثني علي بن أبي حرارة - جار لنا - کانت أمي مُقعدةٌ نحو عشرين سَنة, فقالت لي يومًا: اذهب إلي أحمد بن حنبل فَسلهُ أن يدعو الله لي» شخصي مي‌گويد: مادر من 20 سال زمين‌گير و فلج بود و نمي‌توانست تکان بخورد. او به من گفت: پسرم پيش احمد بن حنبل برو و از او بخواه براي من دعا کند. «فَسرت إليه فدققتُ عليه البابَ وهو في دِهليزه, فلم يفتح لي, وقال: مَن هذا؟ فقلت: أنا رجلٌ من أهل ذاک الجانب, سَألتني أُمي - وهي زَمِنة مُقعَدة - أن أسألک أن تدعو الله لنا, فسمعتُ کلامه کلامَ رجلٍ مُغْضب» من پيش احمد بن حنبل آمدم، او در را باز کرد و گفت: چه کسي هستي؟ من گفتم: مردي هستم و از او خواستم براي مادر بيمارم دعا کند. او خيلي غضبناک شد، «فقال: نحن أحوجُ إلي أن تدعو الله لنا, فوليت منصرفًا؛ فَخرجت عجوزٌ من داره, فقالت: أنتَ الذي کلَّمت أبا عبد الله؟ قلتُ: نعم, قالت: قَد ترکتُه يدعو الله لها, قال: فجئت من فَوري إلي البيت,» زماني که داشتم نااميد برمي‌گشتم ديدم از خانه احمد بن حنبل پيرزني بيرون آمد و گفت: تو با احمد بن حنبل صحبت مي‌کردي؟ گفتم: بله، گفت: بشارت باد بر تو که احمد بن حنبل دستانش را به دعا بلند کرد. سريع به سوي خانه برو «فَدققتُ الباب, فَخرجت علي رجلي‌ها تمشي, حتي فتحت الباب, فقالت: قد وهبَ الله لي العافية» و زماني که خانه آمدم و در را زدم ديدم مادرم که 20 سال زمين‌گير بود به برکت دعاي احمد بلند شد و براي من در را باز کرد.

با توسل به «احمد بن حنبل» شب تاريک و ظلماني روشن شد!! : «خرجتُ أنا وأبي في لَيلة مُظلمة نزور أحمد, فاشتدَّت الظلمة, فقال أبي يا بُني, تعال حتي نتوسَّل إلي الله تعالي بهذا العبد الصالح حَتي يضئ لنا الطريق» من و پدرم در يک شب ظلماني مي‌رفتيم تا قبر احمد بن حنبل را زيارت کنيم. شب خيلي ظلماني بود و راه را گم کرديم و هيچ راه چاره‌اي نداشتيم. پدرم گفت: پسرم بيا به عبد صالح احمد بن حنبل متوسل شويم تا راه را پيدا کنيم، «فإني مُنذ ثلاثين سَنة ما توسَّلتُ به إلا قُضيت حاجَتي» زيرا که من سي سال است هروقت به احمد بن حنبل متوسل شدم حاجتم برآورده شده است. «فدعا أبي وأمَّنْتُ أنا علي دُعائه, فأضاءّت السماء کأنها ليلة مُقمرة حتي وَصلنا إليه» در آن شب ظلماني ما به احمد بن حنبل متوسل شديم. در همان هنگام آسمان روشن شد، ماه درآمد و راه را پيدا کرديم و به مقصد رسيديم.

شرمندگي فرشته «نکير و منکر» از سؤال کردن از «احمد بن حنبل»!!! :«سمعت بنداراً محمد ابن بشار العبدي، يقول: رأيت أحمد بن حنبل في المنام شبيه المغضب، فقلت: يا أبا عبد الله، أراک مغضباً» محمد بن بشار مي‌گويد: احمد بن حنبل را در خواب ديدم که غضبناک است. از او پرسيدم: اي ابا عبدالله چرا غضبناک هستيد؟ «فقال: وکيف لا أغضب وجاءني منکر ونکير يسألان: من ربک؟ فقلت لهما: ولمثلي يقال من ربک! فقالا لي: صدقت يا أبا عبد الله، ولکن بهذا أمرنا فاعذرنا» گفت: چگونه عصباني نباشم نکير و منکر آمدند و از من سؤال مي‌کنند: خداي تو کيست؟ من به آن‌ها گفتم: از من احمد بن حنبل سؤال مي‌کنيد خداي تو کيست؟ نکير و منکر سرشان را پايين انداختند و گفتند: تو راست مي‌گويي ولي ما مأمور و معذوريم. «سمعت عبد الله بن أحمد، يقول: رأيت أبي في المنام فقلت: ما فعل الله بک؟ قال: غفر لي» پسر احمد بن حنبل مي‌گويد: پدرم را در خواب ديدم و گفتم: وقتي وارد قبر شدي چه اتفاقي افتاد؟ گفت: خدا من را بخشيد. «قلت: جاءک منکر ونکير؟ قال: نعم! قالا لي: من ربک؟ قلت: سبحان الله، أما تستحيان مني؟! فقال لي: يا أبا عبد الله، اعذرنا بهذا أمرنا» گفتم: نکير و منکر هم آمدند؟ گفت: بله! از من پرسيدند: خداي تو کيست؟ من گفتم: سبحان الله، از من حيا نمي‌کنيد اين سؤال را مي‌پرسيد؟ سپس گفتند: اي ابا عبدالله، ما مأموريم و معذور.

خداوند هر سال به زيارت قبر «احمد بن حنبل» مي رود!!! : «کان قد جاء في بعض السنين مطر کثير جداً قبل دخول رمضان بأيام، فنمت ليلة في رمضان، فأريت في منامي کأني قد جئت علي عادتي إلي قبر الإمام أحمد بن حنبل أزوره، فرأيت قبره قد التصق بالأرض حتي بقي بينه وبين الأرض مقدار ساق أو ساقين» در يکي از سال‌ها قبل از ماه رمضان باران زيادي آمد، من خوابيده بودم و در خواب ديدم که آمدم کنار قبر امام احمد بن حنبل تا زيارت کنم و مشاهده کردم که قبر او به زمين چسبيده است و اندازه نصف ساق يا دو برابر آن بيشتر از قبر باقي نمانده است. «فقلت: إنما تم هذا علي قبر الإمام أحمد من کثرة الغيث، فسمعته من القبر وهو يقول: لا بل هذا من هيبة الحق عز وجل،» مي‌گويد: من ناراحت شدم که باران باعث خرابي قبر امام احمد بن حنبل شده است، اما شنيدم صدايي از قبر آمد که مي‌گويد: نه به خاطر باران قبر من خراب نشده است، بلکه از عظمت خداوند متعال قبر من خراب شده و به زمين چسبيده است، «لأنه عز وجل قد زارني»زيرا خداوند عزوجل يک روزي به زيارت من آمده بود. مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 607 و 608، الباب الثاني والتسعُون

آيه تطهير و همسران پيغمبر!

«فَقُلْنَا من أَهْلُ بَيتِهِ نِسَاؤُهُ» پرسيدند: اهل بيت پيغمبر زنانشان هستند؟«قال لَا وأيم اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکونُ مع الرَّجُلِ الْعَصْرَ من الدَّهْرِ ثُمَّ يطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إلي أَبِيهَا» گفت: نه و به خدا سوگند يک زن عمري با مردي زندگي مي‌کند و طلاق مي‌گيرد و به خانه پدرش برمي‌گردد. صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1874، ح 2408

همچنين امام «نووي» در «شرح صحيح مسلم» مي‌گويد: «والمعروف في معظم الروايات في غير مسلم أنه قال نساؤه لسن من أهل بيته» در معظم روايات غير از صحيح مسلم زنان پيغمبر جزو اهلبيت ايشان نيستند. شرح صحيح مسلم، نويسنده: النووي، جلد: 15، وفات: 676، رده: مصادر حديث سني – فقه، خطي: خير، سال چاپ: 1407 - 1987 م، ناشر: دار الکتاب العربي - بيروت – لبنان، ج 15، ص 180، باب من فضائل علي بن أبي طالب رضي الله عنه

آقاي «آلوسي سلفي» در کتاب «روح المعاني» جلد 22 به صراحت مي‌گويد: «أن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين» همسران پاکيزه پيغمبر، در اهل بيتي که يکي از ثقلين هستند داخل نيستند. روح المعاني؛ شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، الناشر دار إحياء التراث العربي، مکان النشر بيروت، ج 22، ص 16

در کتاب «شرح مشکل الآثار» اثر آقاي «ابو جعفر طحاوي» روايتي از ام سلمه با اين مضمون وارد شده است: «فقالت أَنْزَلَ اللَّهُ هذه الآيةَ إنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ إلَي آخِرِهَا وما في الْبَيتِ إِلاَّ جِبْرِيلُ وَرَسُولُ اللهِ وَعَلِي وَفَاطِمَةُ وَحَسَنٌ وَحُسَينٌ عليهم السلام» زماني که آيه (إنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ) در خانه من نازل شد رسول اکرم و اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) و حسن و حسين (عليهم السلام) حضور داشتند. «فَقُلْت يا رَسُولَ اللهِ أنا من أَهْلِ الْبَيتِ» گفتم: يا رسول الله آيا من هم جزو اهلبيت هستم؟ «فقال إنَّ لَک عِنْدَ اللهِ خَيرًا»  حضرت فرمود: تو آدم خوبي هستي. « فَوَدِدْتُ أَنَّهُ قال نعم فَکانَ أَحَبَّ إلَي مِمَّا تَطْلُعُ عليه الشَّمْسُ وَتَغْرُبُ» آرزو داشتم که پيغمبر اکرم مي‌گفت تو هم جزو اهلبيت هستي و اگر بله مي‌گفت از تمام آنچه آفتاب مي‌تابد براي من ارزشمندتر بود. شرح مشکل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - 1408 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولي، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج 2، ص 244

در کتاب «تفسير ابن کثير دمشقي» روايتي از عايشه نقل مي‌کند و مي‌نويسد: «فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ» گفتم: اي رسول خدا من هم جزو اهلبيت هستم؟ «فَقَالَ: تَنَحَّيْ فَإِنَّكِ عَلَى خَيْر» پيغمبر اکرم فرمود: خير، از اهلبيت من دور شو. تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بيروت – 1401، ج 3، ص 486، ح 296

عايشه مي‌گويد: من جزو اهلبيت نيستم! ام سلمه مي‌گويد: من جزو اهلبيت نيستم! اما آقايان وهابيت به زور مي‌خواهند بگويند: "اين افراد جزو اهلبيت هستند."

 

تفصيل مطالب اين برنامه:

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

دلباختگان کوي عشقيم

از لطف خدا علي سرشتيم

با مهر نبي و آل حيدر

گوئي که هميشه در بهشتيم

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية مولانا اميرالمؤمنين و الأئمة المعصومين (عليهم السلام).

سلام و صلوات عرشيان و فرشيان بر خاتم پيامبران حضرت محمد مصطفي و اهلبيت پاک و نورانيش و يک سلام و درود به پيشگاه مهربان شما بينندگان عزيز و ارجمند «شبکه جهاني ولايت» و همراهان خوب و باصفاي برنامه زنده «حبل المتين».

هرجايي که هستيد بهترين‌ها را براي شما آرزو مي‌کنم و اميدوارم در اين شب‌هاي گرم تابستان خوب و خوش و سلامت باشيد. اميدوارم گرما بر وجود نازنينتان اثر نگذارد؛ البته آرزو مي‌کنم که کانون خانواده‌هايتان به ويژه عزيزاني که تازه تشکيل زندگي دادند گرم باشد.

سلام و درود و ارادت خودم را به همه عزيزاني که در جاي‌جاي اين کره خاکي هستند و در کشورها و قاره‌هاي مختلف حضور دارند تقديم مي‌کنم؛ ان‌شاءالله که بپذيرند.

اگر مي‌خواهيد با ما ارتباط داشته باشيد راه‌هاي ارتباطي همين الان براي شما زيرنويس شده است. «30001203» سامانه پيام کوتاه شبکه ماست که با اين شماره آشنا هستيد.

شماره ديگري که در اختيار شما قرار دارد تا در فضاي مجازي از طريق برنامه‌هاي واتس آپ، تلگرام و وايبر مي‌توانيد پيام‌هاي خودتان را به‌صورت متن، تصوير يا صوت در اختيار ما قرار دهيد؛ ان‌شاءالله ما در برنامه زنده «حبل المتين» يا برنامه‌هاي ديگر از آن‌ها استفاده مي‌کنيم.

اگر در ذهن شريف و مبارکتان باشد چند هفته‌اي است با توجه به فرارسيدن سالروز تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام) بحثي را در خصوص تخريب قبور آغاز کرديم؛ ان‌شاءالله امشب هم مباحث را ادامه خواهيم داد.

اگر تمايل داريد مي‌توانيد در رابطه با اين موضوع مطالب يا سؤالات خودتان را براي ما ارسال کنيد و حتماً از آن‌ها استفاده مي‌کنيم. همچنين مي‌توانيد از عشق، ارادت و محبتتان به ساحت نازنين آقا و مولا و عزيز دلمان اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) براي ما بگوييد.

بينندگان عزيز همين الان گوشي تلفن همراه را برداريد و براي ما پيام بدهيد. امشب هم در محضر استاد بزرگوار حضرت آيت الله دکتر حسيني قزويني هستيم؛ استاد سلام عليکم و رحمة الله:

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

سلام عليکم و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي و دوست داشتني که در هرکجاي اين گيتي پهناور بيننده اين برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفاي خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترين سلامم را همراه با آرزوي موفقيت روزافزون تقديم مي‌کنم.

خدا را به حق محمد و آل محمد سوگند مي‌دهم فرج مولايمان بقية الله الأعظم (ارواحنا له فداه) را نزديک نموده، رفع گرفتاري از جميع گرفتاران بنمايد، دغدغه‌هاي فکري ما و شما گراميان را برطرف، حوائج ما را برآورده کند و دعاهاي ما را به اجابت مقرون کند ان‌شاءالله.

مجري:

خيلي متشکر و ممنونم که استاد ابتداي برنامه براي ما و شما دعا مي‌کنند و آخر برنامه هم که هميشه دعاي خير ايشان شامل حال ما است.

به دوستان عزيزي که در استوديو حضور دارند از اينکه کمک مي‌کنند تا برنامه زنده «حبل المتين» بر روي آنتن «شبکه جهاني ولايت» برود، خدا قوت و خسته نباشيد مي‌گويم.

استاد ما در برنامه‌هاي گذشته درخصوص انديشه و تفکر وهابيت پليد در خصوص حرم ائمه طاهرين (عليهم السلام) و مقدسات شيعيان صحبت کرديم؛ آنان عکس العمل‌هاي فراواني دارند زيرا چشم ديدن مقدسات شيعيان را ندارند!

استاد شما در جلسات گذشته نظرات بزرگان و علماي اهل سنت را فرموديد؛ همچنين نظرات وهابيت را هم بيان کرديد. در اين جلسه مي‌خواهيم در مورد سيره بزرگان اهل سنت با حرم ائمه (عليهم السلام) چگونه بوده است؟!

آيا بزرگان اهل سنت به حرم ائمه طاهرين (عليهم السلام) مشرف مي‌شدند و به اين اماکن مقدس احترام مي‌گذاشتند؟! کليت موضوع را بيان بفرماييد.

خلاصه اي از مطالب بيان شده در جلسه گذشته:

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين الحمد الله و الصلوة علي رسول الله و علي آله آل الله لا سيما علي مولانا بقية الله و اللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولي و نعم النصير.

ما در جلسات گذشته مفصل در رابطه با فتاوي وهابيت تکفيري مبني بر تخريب قبور انبياء و اولياء و حتي وجوب نبش قبر اين بزرگواران و خارج ساختن استخوان‌ها يا آثار گرد و غبار آنان بحث کرديم.

در ادامه بيان کرديم که وهابيت به دليل عداوت و کينه خاصي که نسبت به اهلبيت (عليهم السلام) دارند اين فتاوي را صادر مي‌کنند وگرنه در کنار مکه مکرمه و بيت الله الحرام قبور قريب به سيصد تن از انبياء بزرگوار در آنجا قرار دارد.

وهابيت نسبت به قبور انبياء در کنار بيت الله الحرام يا حرم بزرگان اهل سنت هيچ عکس العملي نشان نمي‌دهند و تاکنون در اين باره حتي سخني نگفته‌اند و نسبت به حرم بزرگان اهل سنت هيچ اظهارنظري نکرده‌اند.

هدف وهابيت پليد عمدتاً نابود کردن آثار اهلبيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) بوده و هست؛ فتاوي اين افراد با قرآن کاملاً منافات دارد. همچنين آيه 36 سوره نور را مطرح کرديم که خداوند متعال مي‌فرمايد:

(في بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يذْکرَ فيها اسْمُه)

در خانه‌هايي که خدا اجازه داده همواره محترم و با عظمت باشند.

سوره نور (24): آيه 36

گفتيم: مراد از (بُيوتٍ) بيت انبياء از جمله بيت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) است که اشرف و افضل بيوت بوده است و همچنين مراد از (تُرْفَعَ) به هر معنايي که بگيرند شامل ساختن حرم و گنبد و بارگاه خواهد شد.

سپس آيه 21 سوره کهف را مطرح کرديم و گفتيم خداوند عالم در اينجا به صراحت مي‌گويد:

(الَّذِينَ غَلَبُوا عَلي أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِمْ مَسْجِدا)

و کساني که در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند بر غار آن‌ها عبادت‌گاهي خواهيم ساخت.

سوره کهف (18): آيه 21

در اين آيه شريفه خداوند عالم اين مطلب را رد نکرده است؛ بلکه در آيه 13 کهف از اين داستان به عنوان داستان حق تعبير مي‌کند و مي‌فرمايد:

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيک نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدي)

ما داستانشان را براي تو به حق مي‌خوانيم. ايشان جواناني بودند که به پروردگارشان ايمان داشتند و ما بر هدايتشان افزوديم.

سوره کهف (18): آيه 13

همچنين از قول آقاي «زمخشري» که از علماي بزرگ و مفسران نامي اهل سنت است بيان کرديم که مي‌گويد:

«{لَنَتَّخِذَنَّ} علي باب الکهف {مَّسْجِدًا} يصلي فيه المسلمون ويتبرکون بمکانهم»

ما مي‌خواهيم بر روي قبر اصحاب کهف مسجدي بسازيم تا مسلمانان بيايند آنجا نماز بخوانند و به جايگاه اصحاب کهف تبرک بجويند.

الکشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل، أبو القاسم محمود بن عمر الزمخشري، تحقيق عبد الرزاق المهدي، الناشر دار إحياء التراث العربي، ج 2، ص 665

سپس در رابطه با ماجراي حرم مطهر رسول اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) بحث کرديم که عايشه در آنجا نماز مي‌خواند و اگر چنانچه نماز خواندن در کنار قبور اشکال داشته باشد اين آقايان بايد ابتدا أم المؤمنين عايشه را مورد عتاب قرار دهند.

همچنين بيان کرديم که ديواري حائل ميان منزل عايشه و قبر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) ابتدا توسط عايشه و بعد يا قبل از آن توسط خليفه دوم بنا شد تا قبر نبي گرامي اسلام محفوظ بماند.

بعد از گذشت 100 سال از اسلام، «عمر بن عبدالعزيز» حجره عايشه که معتقدند قبر رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آنجا قرار دارد را خراب کردند و الان به مسجد النبي تبديل شده است.

امروزه تمام مسلمانان از سراسر جهان براي زيارت به آن مکان مقدس مي‌روند و نماز مي‌خوانند، همچنين وهابيت در آنجا نماز مي‌خوانند که در کنارشان حرم مطهر و قبر مطهر رسول گرامي اسلام، قبر صديقه طاهره فاطمه زهرا و همچنين قبر شيخين آنجا قرار دارد.

اگر واقعاً خواندن نماز در کنار قبر اشکال دارد آيا اين عقيده شامل خود حضرات وهابيت هم مي‌شود يا تنها شامل حال شيعيان مي‌شود؟!

احترام بزرگان اهل سنت به حرم ائمه(عليهم السلام):

نسبت به سؤالي که حضرتعالي داشتيد، اولاً؛ اين افراد کاملاً مسئله‌اي را مطرح کردند که قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) توسط هارون الرشيد بنا شد.

احترام هارون الرشيد به قبر اميرالمؤمنين(سلام الله عليه)!

در کتاب «عمدة الطالب في أنساب آل أبي طالب» صفحه 62 روايتي وارد شده است که مي‌گويد:

هارون الرشيد براي شکار رفته بود و سگ شکاري را به دنبال صيد آهو فرستاده بود، مي‌ديد آهوان و پرنده‌ها در جايي جمع مي‌شوند که ديگر سگ شکاري نمي‌تواند به آن مکان برود.

دومرتبه از آنجا مي‌آيند شکارچيان آن‌ها را دنبال مي‌کنند و آن‌ها در منطقه‌اي قرار مي‌گيرند که شکارچي‌ها جرئت نزديک شدن ندارند. اين رويداد موجب تعجب هارون الرشيد شد که قضيه چيست!

«فتعجب الرشيد من ذلک ورجع إلي الکوفة وطلب من له علم بذلک»

هارون الرشيد افراد آگاه از اين قضيه را احضار کرد و پرسيد: قضيه چيست؟

«فأخبره بعض شيوخ الکوفة أنه قبر أمير المؤمنين علي عليه السلام»

بعضي از عالمان کوفه گفتند: آنجا قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) است!

به کوري چشم کارشناسان ناصبي شبکه‌هاي شيطاني وهابي اين روايت نوشته آقاي «ابن عنبه» مورخ اهل سنت است و کسي نيامده بگويد «ابن عنبه» شيعه بوده است و اين مطلب ثابت شده است.

همچنين در منابع شيعه و اهل سنت وارد شده است که علت اينکه قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) تا زمان هارون الرشيد مخفي بود به جهت اين بود که اجداد کارشناسان شبکه‌هاي شيطاني و خوارج تصميم داشتند قبر مطهر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) را نبش کنند و به بدن مطهر آن حضرت جسارت کنند.

سپس مي‌گويد: پس از اينکه خبردادند که اينجا قبر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) است سپس آنجا در کنار قبر رفتند و گفتگويي داشتند سپس

«ثم إن هارون أمر فبني عليه قبة»

هارون الرشيد دستور داد و گنبدي بر روي قبر مطهر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بنا شد.

اولاً؛ کشف اين قضيه توسط هارون الرشيد است و اولين شخصي که گنبد و بارگاه ساخت هارون الرشيد بوده است.

«وأخذ الناس في زيارته والدفن لموتاهم حوله»

مردم بعد از او به زيارت قبر اميرالمؤمنين مي‌رفتند و به خاطر تبرک به حرم مطهر اميرالمؤمنين، امواتشان را در آنجا دفن مي‌کردند.

عمدة الطالب في أنساب آل أبي طالب، أحمد بن علي الحسيني (ابن عنبة)، ص 62

بنابراين بنيان‌گذار حرم سازي، شيعيان نبودند، بلکه «بني عباس» که شما فدائيان آن‌ها هستيد و بعد از «بني اميه» مدافعان آن‌ها هستيد؛ بودند!

توصيف «ابن خلکان» از حرم مطهر امام کاظم(سلام الله عليه)!

همچنين در کتاب «وفيات الأعيان» اثر «ابن خلکان» متوفاي 681 است که ايشان بين قرن هشتم و نهم هجري از دنيا رفته است. ايشان در کتاب خود راجع به امام موسي کاظم (عليه السلام) اين‌گونه مي‌نويسد:

«توفي في الحبس ودفن في مقابر الشونيزيين خارج القبة، وقبره هناک مشهور يزار»

در زماني که در زندان بود از دنيا رفت و در قبرستان شونيزيين دفن شد و قبرش هم اکنون معروف است و محل زيارت مي باشد.

سپس در توصيف حرم مطهر امام کاظم (عليه السلام) مي‌گويد:

«وعليه مشهد عظيم فيه قناديل الذهب والفضة وأنواع الآلات والفرش ما لا يحد»

حرم مطهر امام کاظم داراي گنبد و بارگاهي بود و قنديل‌هايي از طلا و نقره در آنجا آويزان بود و انواع فرش‌هاي گران قيمت در آنجا پهن بود.

وفيات الأعيان؛ أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد ابن خلکان (المتوفي: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بيروت، ج 5، ص 310

اين مطلب کاملاً واضح و روشن است.

توسل «ابوعلي خلال» به حرم امام کاظم(سلام الله عليه)!

در مورد اينکه برخورد بزرگان اهل سنت با حرم ائمه طاهرين (عليه السلام) چطور بوده است بايد به کتاب «تاريخ بغداد» اثر آقاي «خطيب بغدادي» متوفاي 463 است که حدود قرن پنجم هجري از دنيا رفته است مراجعه کنيد.

ايشان از قول «ابو علي خلال» که يکي از علماي بزرگ اهل سنت است، مي‌نويسد:

«ما همني أمر فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالي لي ما أحب»

هروقت مشکلي براي من پيدا مي‌شد کنار قبر موسي بن جعفر مي‌رفتم و به امام کاظم متوسل مي‌شدم و مشکلم حل مي شد.

تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية - بيروت، ج 1، ص 120، باب ما ذکر في مقابر بغداد المخصوصة بالعلماء والزهاد

از ديدگاه علماي وهابي تمامي اين افراد مشرک و مهدور الدم هستند؛ همان‌طوري که «محمد بن عبدالوهاب» که طبق اعتراف بزرگان تابعين «ابن تيميه»، نطفه‌اش از شيطان بسته شده مي‌گويد:

«مَن جَعَل بَينَه وبَين الله وَسائِط يَدعُوهم أنّه کافرٌ مُرتدٌّ حَلالُ المالِ والدَّم»

هرکسي بين خودش و خدا واسطه قرار بدهد کافر و مرتد است قتلش واجب است و تصرف اموالش لازم است.

مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، دار النشر: جامعة الإمام محمد بن سعود - الرياض، تحقيق: عبد العزيز زيد الرومي، ج 1، ص 147، فصل 4 الرسالة الحادية والعشرون

مجري:

استاد «تاريخ مدينة الإسلام» درست بود که شما فرموديد «تاريخ مدينه دمشق»؟!

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

«تاريخ دمشق» است که «مدينة السلام» آن را مي‌نويسد که در بعضي از چاپ‌ها «تاريخ بغداد» نام گذاري شده است. «تاريخ بغداد» همان «تاريخ مدينة السلام» است و مراد از «سلام» همان «بغداد» است.

همچنين در کتاب «المنتظم» اثر آقاي «ابن جوزي» از علماي بزرگ و متعصب اهل سنت و متوفاي 597 است، در جلد 9 به صراحت مي‌گويد:

«إبراهيم الخلال يقول ما أهمني أمر فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به إلا سهل الله لي ما أحب»

ابراهيم خلال مي‌گويد: هروقت مشکلي براي من پيش مي‌آمد کنار قبر موسي بن جعفر مي‌رفتم و به ايشان متوسل مي‌شدم و مشکلم حل مي‌شد.

المنتظم في تاريخ الملوک والأمم، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولي، ج 9، ص 89، ح 997

کارشناسان وهابي که مي‌گويند: "ارتباطي ميان مردگان با اين دنيا وجود ندارد، نه صداي ما را مي‌شنوند و نه مشکلي از ما حل مي‌کنند" جواب اين روايات را بدهند.

آقاي «خطيب بغدادي» و «ابن جوزي» هيچ‌کدام نگفتند روايت ضعيف است، آقاي «ابراهيم خلال» کافر بوده، مشرک بوده، مرتد بوده، با آيات قرآن سازگاري ندارد و ساير حرف‌هاي بي‌اساسي که امروزه کارشناسان شبکه‌هاي شيطاني وهابي مطرح مي‌کنند!

تعظيم و تکريم «ابن خزيمه» نسبت به حرم امام رضا(سلام الله عليه)!

آقاي «ابن حبان» در کتاب «تهذيب التهذيب» جلد هفتم در رابطه با «ابن خذيمه» که از علماي بزرگ اهل سنت است مي‌گويد:

«خرجنا مع إمام أهل الحديث أبي بکر بن خزيمة»

با ابي بکر بن خزيمه امام اهل حديث خارج شديم،

«احمد بن حنبل» يا وهابي‌ها عمدتاً خودشان را «اهل حديث» و تابع «احمد بن حنبل» مي‌دانند؛ سپس مي‌گويد:

«وعديله أبي علي الثقفي مع جماعة من مشائخنا وهم إذ ذاک متوافرون إلي زيارة قبر علي بن موسي الرضي بطوس»

و به همراه عديل او ابو علي ثقفي و جماعتي از مشايخ کنار زيارت قبر امام رضا در طوس مي‌رفتيم.

«قال فرأيت من تعظيمه يعني بن خزيمة لتلک البقعة وتواضعه لها وتضرعه عندها ما تحيرنا»

مي‌گويد: من ديدم ابن خزيمه آن‌چنان در برابر اين بقعه و بارگاه تعظيم مي‌کند و آن‌چنان تواضع و تضرع مي‌کند که همه ما حيرت زده شديم.

تهذيب التهذيب، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الفکر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولي، ج 7، ص 339، ح 627

اگر بقعه‌سازي و گنبدسازي خلاف شرع و حرام است، امام اهل حديث چطور در برابر آن بقعه تعظيم و تواضع و تضرع مي‌کند؟! طبق فتواي آقايان وهابي حتماً اين شخص هم کافر و مرتد است و مهدور الدم است!!

ما نمي‌دانيم قبر آقاي «ابن خزيمه» در کجاست تا ببينيم وهابيت چطور غنايم قبر او را تصرف مي‌کنند!

زيارت مکرر و توسل «ابن حبان» به حرم امام رضا(سلام الله عليه)!

آقاي «ابن حبان» که از علماي بزرگ اهل سنت است و متوفاي 354 و از اعيان قرن سوم و چهارم هجري است، کتبي به نام‌هاي «المجروحين» و «الثقات» دارند که در کتاب «الثقات» زماني که مي‌خواهد در رابطه با شرح حال امام رضا (عليه السلام) صحبت کند مي‌گويد:

«وقبره بسناباذ خارج النوقان مشهور يزار بجنب قبر الرشيد»

قبر امام رضا (عليه السلام) در کنار قبر هارون الرشيد بوده است.

قبل از اينکه امام رضا (عليه السلام) را در آنجا دفن کنند هارون الرشيد گنبد و بارگاهي داشته است، و قبل از آمدن امام هشتم معلوم نبوده اصلاً در طوس شيعه‌اي وجود داشته يانه؛ زيرا به قدم مبارک امام هشتم (عليه السلام) تشيع به شهرهاي ايران کشيده شده است!

در سال 80 يا 90 هجري که «حجاج بن يوسف ثقفي (لعنت الله عليه)» عرصه را بر شيعيان کوفه تنگ کرد، آقايان «اشعري» فرار کردند و به قم آمدند و در قم هم تنها و غريب بودند.

زماني که حضرت معصومه به قم مشرف شدند، شهرهاي اطراف قم همانند ساوه و آوه و غيره نه تنها شيعه نبودند؛ بلکه از نواصب بودند!! بسياري از نزديکان حضرت معصومه (سلام الله عليه) را در ساوه يا آوه آن زمان جلوي چشم آن بزرگوار به قتل رساندند و ايشان به قم منتقل شدند.

بنابراين قبل از آمدن امام هشتم (عليه السلام) در طوس ما هيچ دليلي نداريم که حتي يک شيعه در آنجا وجود داشته باشد؛ زيرا مرکز حکومت بني عباس بود. چه کسي براي قبر هارون الرشيد گنبد درست کرد؟! شيعيان درست کرده بودند يا اهل سنت درست کردند؟!

گنبد و بارگاه هارون الرشيد را تابعين و اتباع تابعين درست کرده بودند!! امام رضا (عليه السلام) را هم در کنار قبر هارون الرشيد به خاک سپردند.

ما معتقديم قطعاً با حضور امام هشتم جنازه هارون الرشيد را به جهنم منتقل کرده و در آنجا به دليل جناياتش مي‌سوزد؛ زيرا هارون و فرزندانش از جمله مأمون جنايات زيادي در طول تاريخ انجام دادند.

«ابن حبان» در ادامه روايت مي‌گويد:

«قد زرته مرارا کثيرة»

من قبر امام هشتم را زياد و مکرر زيارت کردم.

«وما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده وعليه ودعوت الله إزالتها عني إلا أستجيب لي وزالت عني تلک الشدة»

زماني که من در طوس ساکن بودم هروقت براي من شدت و مشکل حاد پيش مي‌آمد کنار قبر امام رضا (عليه السلام) مي‌رفتم و متوسل مي‌شدم و مشکلم برطرف مي‌شد و دعايم به اجابت مي‌رسيد.

«وهذا شيء جربته مرارا فوجدته کذلک»

من اين را بارها تجربه کردم و نتيجه اش را ديده ام.

الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، دار النشر: دار الفکر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولي، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج 8، ص 457، ح 14411

من نمي‌دانم کارشناسان شبکه‌هاي وهابي بلدند اين مطالب را بخوانند يا بلد نيستند يا خواندن اين روايات را حرام مي‌دانند؟!

آقاي «بي‌عقل» که عقل و هوش او بالاتر از حيوان نيست، اگر در آن زمان بود مي‌گفت: "گاوپرست‌ها هم متوسل به گاو مي‌شوند و نتيجه مي‌گيرند!" ما نمي‌دانيم اين چه عقلي است او دارد!

مشرکين مکه از رسول اکرم هزاران معجزه مي‌ديدند؛ اما مي‌گفتند: "سحر است!" اين شخص نمي‌گويد: "سحر است" بلکه مي‌گويد: گاو پرست‌ها هم به اين شکل متوسل مي‌شوند و نتيجه مي‌گيرند!! ما ارتباط گاو پرست‌ها را با آقايان وهابي نفهميديم!

عزيزان اهل سنت برخورد بزرگان و علماي اهل سنت نسبت به قبور و حرم مطهر ائمه طاهرين به اين صورت بوده است! مراقبت باشيد وهابيت دين و دنياي شما را خراب نکنند؛ اگر دينتان را خراب کنند قطعاً آخرت شما را هم خراب کردند و يقين بدانيد مصداق بارز:

(خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ)

چنين کساني در دنيا و آخرت زيان مي‌کنند.

سوره حج (22): آيه 11

شده‌ايد! قسم به خداوند که از وهابيت براي کسي خيري نرسيده است و نخواهد رسيد. اين افراد جز تفکر شيطاني چيز ديگري ندارند و هيچ چيزي هم دستشان نيست و از هرگونه مناظره فرار مي‌کنند؛ زيرا مي‌دانند در اولين مناظره رسوا و مفتضح مي‌شوند!!

من قبل از اينکه سال 1382 با مفتي اعظم عربستان سعودي «آل شيخ» ديدار و بحثي داشته باشم؛ تصور مي‌کردم کساني که در رده‌هاي پايين علم قرار دارند از جمله اساتيد زياد مسلط نيستند همان‌طوري که اساتيد ما هم در حد بالا مسلط نيستند.

زماني که من با او شروع به صحبت کردم، يقين پيدا کردم بر اينکه وهابيت طبل تو خالي هستند!! آن‌ها شبيه بادکنکي هستند که داخل آن غير از باد چيز ديگري نيست و تنها يک سوزن لازم دارد.

وهابيت از هرگونه مناظره مي‌ترسند و هرکسي به آنجا مي‌رود همين که احساس مي‌کنند مقداري به قرآن و روايت و سنت مسلط است بلافاصله تلفن او را قطع مي‌کنند؛ اما اگر مي‌بينند کسي زياد تسط ندارد مي‌گويند: "اين شخص حجت الاسلام و آيت الله بود!"

وهابيت شخصي از طرف خودشان را ساختگي درست کردند و شايعه کردند مبني بر اينکه اين شخص حجت الاسلامي در قم بوده است و در مدرسه فيضيه به مقام آيت اللهي رسيده است. جالب بود زماني که داشتند غسل مي‌دادند چشمانش را باز کرد و آبروي آنان را برد!!

بنابراين اين مطالب نمونه‌اي از برخورد بزرگان اهل سنت نسبت به قبور و حرم ائمه طاهرين (عليهم السلام) بود؛ اگر بخواهيم از اين نمونه‌ها بيان کنيم روايات فراواني از بزرگان و علماي اهل سنت مبني بر توسل به قبور ائمه طاهرين (عليهم السلام) در دست داريم.

توسل به قبور ائمه (عليهم السلام) در معتبرترين کتب اهل سنت از جمله کتاب «تاريخ اسلام» وجود دارد که آقاي «ذهبي» در اين کتاب به طور مفصل توسلاتي که توسط بزرگانشان انجام شده و نتيجه گرفتند را بيان کرده است.

مجري:

نمونه‌هاي آن را در دوران معاصر مشاهده مي‌کنيم؛ زماني که به حرم امام رضا (عليه السلام) يا حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) مشرف مي‌شويم مي‌بينيم علما و بزرگان اهل سنت که حتي در شبکه ما حضور پيدا کردند به حرم حضرت معصومه (عليها سلام) مي‌آيند.

اهل سنت همچنين در کربلا، نجف يا ساير اماکن مقدس مشرف مي‌شوند و با احترام و ادب در محضر ائمه معصومين و اهلبيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) حاضر مي‌شوند.

در برنامه زنده «حبل المتين» از «شبکه جهاني ولايت» نسبت به سيره بزرگان و علماي اهل سنت در برخورد با حرم معصومين (عليهم السلام) و مقدسات شيعيان مباحثي تقديم حضور شما بينندگان عزيز شد.

استاد سيره مسلمانان به چه صورت است؟! مسلماناني که در جاي جاي اين عالم هستند نسبت به بناي قبور صحابه چه عکس العملي نشان مي‌دادند؟!

عکس العمل مسلمانان، نسبت به بناي بر قبور بر صحابه!

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

سؤال زيبايي است؛ آثاري زيادي از صحابه در گذشته بوده است، گرچه برخي از آنان از بين رفته اما آثار زيادي نيز موجود است. ما در گذشته مفصلاً در اين زمينه صحبت کرديم، اما شايد دوباره اين مباحث را مطرح کنيم. به عنوان مثال مي‌توان به قبر «ابو ايوب انصاري» اشاره کرد.

قبر «سلمان فارسي» در «مدائن»!

من تنها نمونه‌هايي از منابع اهل سنت مي‌آورم؛ کتاب «تاريخ بغداد» که نام ديگر آن «تاريخ مدينة السلام» اثر «خطيب بغدادي» متوفاي 463 است. ايشان در جلد اول اين کتاب در رابطه با قبر سلمان فارسي که الان هم در مداين صاحب گنبد و بارگاه و تشکيلات است مي‌نويسد:

«وقبره الآن ظاهر معروف بقرب ايوان کسري عليه بناء»

قبر او مشخص و معروف و نزديک ايوان کسري است و داراي گنبد و بارگاه است.

تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 163، ح 12

در قرن چهارم يا پنجم هجري بر روي قبر سلمان فارسي گنبد و بارگاه وجود داشته است؛ اگر واقعاً بناي بر قبور حرام است چه کساني بر روي قبور گنبد و بارگاه ساختند؟! چطور در طول اين مدت خراب نشده است؟!

قبر «طلحه بن عبدالله» در «بصره»!

در عراق آن زمان عمدتاً اهل سنت حکومت مي‌کردند و حکومت شيعيان بسيار کم بود. آقاي «ابن بطوطه» سفرنامه‌اي دارد به نام «رحلة ابن بطوطه» که در آن مي‌نويسد:

«ومن المشاهد المبارکة بالبصرة مشهد طلحة بن عبد الله أحد العشرة رضي الله عنهم وهو بداخل المدينة وعليه قبة وجامع وزاوية فيها الطعام للوارد والصادر وأهل البصرة يعظمونه تعظيما شديداً»

زماني که به بصره رفتم مشهد طلحة بن عبدالله که در جنگ جمل کشته شد را ديدم که قبه و گنبد و بارگاهي دارد، در کنار قبر او مسجدي است و همچنين آشپزخانه‌اي در آنجا قرار دارد که براي زائرين قبر طلحه اطعام و اکرام مي‌کنند.

ما نمي‌دانيم چکار کنيم؟!

قبر «حليمه سعديه»، دايه پيغمبر و «انس بن مالک»، خادم پيغمبر!

در ادامه روايت مي‌گويد: قبر «حليمه سعديه» مادر رضاعي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) و در کنار او قبر يکي از شيرخواران نبي مکرم، همچنين قبر «ابو بکره» صاحب پيغمبر اکرم قبه‌اي در آنجا داشته است.

قبر «أنس بن مالک» خادم پيغمبر در آنجا قرار دارد؛ سپس ايشان قبور را مي‌شمارد و مي‌گويد: قبر «محمد بن سيرين»، قبر «محمد بن واسع»، قبر «عتبه» غلام رسول الله، قبر «مالک بن دينار»، قبر «حبيب عجمي» و قبر «سهل بن عبدالله تستري» در آنجاست.

سپس مي‌گويد:

«وعلي کل قبر منها قبة»

بر روي هرکدام از اين قبور گنبد است،

«مکتوب فيها اسم صاحب القبر ووفاته»

اسم و سال وفات او هم آنجا نوشته شده است.

رحلة ابن بطوطة (تحفة النظار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار)؛ المؤلف: محمد بن عبد الله، ابن بطوطة (المتوفى: 779هـ)، الناشر: أكاديمية المملكة المغربية، الرباط، عام النشر: 1417 هـ؛ ج 2، ص 15، باب ذکر المشاهدة المبارکة بالبصرة

سيره مسلمين از گذشته همين بوده است؛ گرچه امروزه وهابيت امروزه به دنبال اين است که اين اماکن را ويران کنند. اقدام وهابيت به معناي اين است که تاکنون هيچ‌کس اين مطلب را نفهميد و همه اسلام را اشتباهي خواندند و نتوانستند قرآن را ترجمه کنند و:

(ِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا)

پس با خدا احدي را مخوانيد.

سوره جن (72): آيه 18

را نفهميده بودند؛ و چند وهابي تازه به دوران رسيده آمده‌اند ترجمه درست قرآن و روايات را بيان مي‌کنند!!

قبر «زبير بن عوام» در «بصره»!

آقاي «ابن جوزي» متوفاي 597 در کتاب «المنتظم» جلد 14 مي‌گويد: اهل بصره زماني که مشغول بنايي بودند، به قبري و جنازه‌اي برخورد کردند و احساس کردند قبر «زبير بن عوام» است:

«وجعل الموضع مسجداً ونقلت إليه القناديل والآلات والحصر والسمادات وأقيم فبه قوام وحفظة»

بر روي قبر زبير مسجدي ساختند، قنديل و آلات و غيره درست کردند و اشخاصي را آنجا قرار دادند تا از قبر و گنبد و فرش و وسايل ارزشمند محافظت کنند،

«ووقف عليه وقوفاً»

براي حرم زبير زمين‌ها و ساختمان‌هايي را وقف کردند تا درآمد آن صرف حرم «زبير بن عوام» شود.

المنتظم في تاريخ الملوک والأمم، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولي، ج 14، ص 383

اين روايات بيانگر چيست؟!

قبر «ابو ايوب انصاري» در ترکيه!

همچنين در کتاب «تاريخ بغداد» جلد اول وارد شده است «ابو ايوب انصاري» در قسطنطنيه سابق همان ترکيه فعلي به خاک سپرده شده است، سپس درباره او مي‌نويسد:

«فقالوا هذا قبر أبي أيوب الأنصاري صاحب النبي فأتيت تلک البنية فرأيت قبره في تلک البنية وعليه قنديل معلق بسلسلة»

گفتند: اينجا قبر ابي ايوب انصاري صاحب پيغمبر اکرم است و ديدم قنديل‌هايي را با زنجير آويزان کردند.

تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 154، ح 7

اين مطلب به قرن چهارم يا پنجم هجري تعلق دارد که نزديک به هزار سال قبل است، اما اين سيره وجود داشته است.

همچنين آقاي «ابن کثير دمشقي» متوفاي 774 در «البداية و النهاية» جلد 8 مي‌گويد:

«مات أبو أيوب بأرض الروم سنة ثنتين وخمسين ودفن عند القسطنطينية وقبره هنالک يستسقي به الروم إذا قحطوا وقيل إنه مدفون في حائط القسطنطينية»

ابو ايوب انصاري در روم که همان ترکيه فعلي است سال 52 از دنيا رفت و در قسطنطنيه دفن شد و قبر او محل توسل مردم ترکيه بوده است و زماني که قحطي پيش مي‌آمد به قبر صحابه پيغمبر اکرم متوسل مي‌شدند و قحطي از بين مي‌رفت.

«وعلي قبره مزار ومسجد وهم يعظمونه»

بر روي قبر او مزار و گنبد و مسجد وجود دارد، مردم او را گرامي مي‌دارند.

البداية والنهاية، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن کثير القرشي أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بيروت، ج 8، ص 59، باب ذکر من توفي فيها من الأعيان

آقايان اهل سنت مقداري دقت کنيد؛ گرچه دقت داريد اما افرادي فريب وهابيت را مي‌خورند. از ديدگاه وهابيت همه کشورها از جمله ايران، عراق، مکه، مدينه، ترکيه و ساير بلاد کفرستان بوده و تنها وهابيت مسلمان واقعي هستند!!

تصاويري که مشاهده مي‌کنيد مربوط به مزار «ابو ايوب انصاري» صحابه پيغمبر اکرم که در استانبول واقع در ترکيه قرار دارد؛ اطراف حرم و محل عبادتگاه به خوبي در تصوير قابل مشاهده است که به محل عبادتگاه مردم تبديل شده است.

اين مکان را شيعيان نساخته‌اند؛ بلکه متعلق به قبر چهارم يا پنجم هجري است. امروزه وهابيت به قبور ائمه طاهرين (عليهم السلام) و همچنين قبر نبي گرامي اسلام جسارت مي‌کنند و فتوا مي‌دهند که حجره نبوي بايد به آتش کشيده شود و نبش قبر کنند!

ما نمي‌دانيم وهابيت حرف‌هايشان را از کدام کتاب استخراج کرده‌اند؛ عاقلان دانند!! من در خدمت شما هستم.

مجري:

استاد خيلي متشکرم؛ به هر صورت اهل سنت به چهار مذهب از جمله «شافعي»، «حنبلي»، «حنفي» و «مالکي» تقسيم مي‌شوند. هرکدام از اين مذاهب داراي ائمه و بزرگاني هستند و منابع فقهي خودشان را از صحبت‌هاي آنان استخراج مي‌کنند.

مي‌خواهيم ببينيم سيره اهل سنت نسبت به قبور ائمه اربعه خودشان به چه صورت بوده است؟! «شافعي‌ها»، «مالکي‌ها»، «حنبلي‌ها» و «حنفي‌ها»‌ با قبور امامان خودشان چه رفتاري داشتند؟!

سيره اهل سنت، نسبت به قبور ائمه چهارگانه خويش!

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

اولاً؛ من تاريخي از آنان را بيان مي‌کنم که همين قبوري که براي ائمه اهل سنت است به چه نحوي بوده است؟! شايد بعضي افراد تصور مي‌کنند اين قبور را در صده‌هاي اخير ايجاد کردند!

حرم «ابوحنيفه» امام حنفي ها در «بغداد»!

در کتاب «المنتظم» اثر «ابن جوزي» متوفاي 597 هجري جلد 16 حوادث سال 459 را مي‌گويد؛ او مي‌نويسد:

«وفي هذه الأيام بني أبو سعد المستوفي الملقب شرف الملک مشهد الإمام أبي حنيفة رضي الله عنه،»

در اين ايام آقاي ابو سعيد مستوفي ملقب به شرف الملک بارگاهي براي ابوحنيفه درست کرد و آنجا را زيارتگاه ابوحنيفه ناميد.

«وعمل لقبره ملبناً، وعقد القبة، وعمل المدرسة بإزائه، وأنزلها الفقهاء، ورتب لهم مدرساً»

براي قبر او ضريح و قبه‌اي درست کرد و در کنار او مدرسه‌اي درست کرد و دستور داد فقها آنجا بيايند و مدرس‌هايي درست کردند.

المنتظم في تاريخ الملوک والأمم، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج، دار النشر: دار صادر - بيروت - 1358، الطبعة: الأولي، ج 16، ص 100

ببينيد «ابو سعيد مستوفي» شيعه بوده يا سني بوده است؟! اگر شيعه بوده چه ارتباطي با قبر «ابوحنيفه» داشته است؟!

قبر «ابو حنيفه» سقفي داشته است و راوي مي‌گويد: همه اطراف آنجا را خراب کردند و مي‌خواستند قبر را خراب کنند ديدند آنجا مکان محترمي است و از هرگونه تعرض کناره‌گيري کردند و ديدند بويي همانند بوي کافور از جنازه «ابوحنيفه» به مشام مي‌رسد.

همچنين آقاي «ابن خلکان» متوفاي 681 در کتاب «وفيات الأعيان» جلد پنجم مي‌گويد:

«وبني شرف الملک أبو سعد محمد بن منصور الخوارزمي مستوفي مملکة السلطان ملک شاه السلجوقي علي قبر الإمام أبي حنيفة مشهداً وقبة، وبني عنده مدرسة کبيرة للحنيفة»

ابو سعد محمد بن منصور خوارزمي مستوفي مملکة السلطان ملک شاه سلجوقي بر قبر امام ابوحنيفه مشهد و قبه‌اي درست کرد و براي احناف مدرسه‌اي درست کرد و بناي مشهد هم در سال 459 هجري بوده است.

وفيات الأعيان؛ أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد ابن خلکان (المتوفي: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بيروت، ج 5، ص 414، باب الإمام أبو حنيفة

اين مطالب واضح و روشن است. آقاي «ذهبي» هم از قافله عقب نمانده است؛ در کتاب «سير أعلام النبلاء» جلد 6 مي‌گويد:

«وعليه قبة عظيمة ومشهد فاخر ببغداد»

داراي گنبد بزرگ و زيارتگاه فاخر در بغداد است.

سير أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، ج 6، ص 403، ح 163

آقاي «ابن جبير» در سفرنامه خود مي‌گويد: من در آنجا رفتم و ديدم يک گنبد سفيد و سر به فلک کشيده که در زير آن گنبد قبر امام ابوحنيفه بوده است.

«ابن بطوطه» نيز در سفرنامه‌اش مي‌گويد: قبر «ابوحنيفه» در بغداد داراي قبه بزرگي بوده و در آن مکان آشپزخانه مجهزي براي اطعام براي کساني که مي‌آمدند و مي‌رفتند وجود داشته است؛ شبيه آشپزخانه امام رضا (عليه السلام) که براي زائرين آن حضرت اطعام مي‌کنند.

در عبارت «قبة عظيمة» نشان حرم و بارگاه باشکوه «ابوحنيفه» است. همان‌طور که در تصوير هم مشاهده مي‌کنيد اين مکان بلاتشبيه به حرم اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) يا حرم امام رضا (عليه السلام) است.

در تصوير نشان داده شده است مردم براي زيارت به حرم «ابو حنيفه» آمدند؛ سال گذشته شب ميلاد رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) در آن مکان جشن برگزار کرده بودند و جشن و سرور داشتند که در مورد آن قبلاً به طور مفصل صحبت کرديم.

کتاب «تاريخ بغداد» جلد اول روايتي از «امام شافعي» بيان مي‌کند و مي‌نويسد:

«قال سمعت الشافعي يقول اني لأتبرک بأبي حنيفة وأجيء إلي قبره في کل يوم يعني زائرا فإذا عرضت لي حاجة صليت رکعتين وجئت إلي قبره وسألت الله تعالي الحاجة عنده فما تبعد عني حتي تقضي»

من از امام شافعي شنيدم که مي‌گويد: من به وجود ابوحنيفه تبرک مي‌گويم، و قبر او را زيارت مي کنم و اگر حاجتي برايم پيش بيايد کنار قبر ابوحنيفه دو رکعت نماز مي‌خوانم و از خداوند عالم حاجت مي‌طلبم و حاجتم برآورده مي‌شود.

تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بکر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الکتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 123، باب ما ذكر في مقابر بغداد المخصوصة بالعلماء والزهاد

بيننده عزيزي که در برنامه‌هاي گذشته زنگ زده بود و مي‌گفت: "اين روايات ساخته خودتان است" توجه کند که «امام شافعي» متوفاي 204 است و «ابوحنيفه» متوفاي 150 هجري است.

«امام شافعي» شيعه نبوده است؛ بلکه رئيس يک مذهب است که به رئيس مذهب ديگر متوسل مي‌شود. غير از کتاب «تاريخ بغداد» کتاب «الخيرات الحسان» که اثر آقاي «ابن حجر هيثمي» از علماي بزرگ شافعي است.

ايشان در کتاب خود از قول «امام شافعي» مي‌گويد: زماني که در بغداد بودم به قبر «ابوحنيفه» تبرک مي‌جستم و در کنار قبر او متوسل مي‌شدم. و اين مطالب کاملاً واضح و روشن است.

حرم «مالک بن انس»، امام مالکي ها در «مدينه»!

در رابطه با قبر «امام مالک» در کتاب «سفرنامه ابن بطوطه» مشهور به «تحفة النظار» مي‌گويد:

«وأمامها قبر إمام المدينة أبي عبد الله مالک بن أنس رضي الله عنه وعليه قبة صغيرة مختصرة البناء»

زماني که به مدينه رفتم قبر امام المدينه ابي عبدالله مالک بن انس را ديدم که بر آن قبه کوچک با بناي مختصري وجود داشت.

«امام مالک» تا سال 1344 هجري که مصادف با نيمه اول قرن چهاردهم است، در قبرستان بقيع داراي گنبد و بارگاه و زيارتگاه بوده که زيارتگاه مردم بوده است. گنبد او همانند گنبد «ابوحنيفه» بزرگ نبود، اما گنبد مختصري وجود داشت.

دليل اينکه «امام مالک» گنبد و بارگاه مختصري داشته شايد به اين دليل باشد که «مالکي‌ها» امکانات نداشتند، يا ارادت زيادي به امامشان نداشتند و يا به اين دليل است که چون قبر «امام مالک» در کنار قبر رسول اکرم و ائمه طاهرين قرار دارد تحت الشعاع آن بزرگواران قرار گرفته بوده است.

«وقبر الحسن بن علي بن أبي طالب عليهم السلام وهي قبة ذاهبة في الهواء بديعة الأحکام عن يمين الخارج من باب البقيع»

همچنين قبر امام حسن مجتبي (عليه السلام) داراي قبه سر به فلک کشيده بود که قبور مهاجرين و ساير صحابه در آنجا قرار داشت.

«وفي آخر البقيع قبر أمير المؤمنين أبي عمر عثمان بن عفان رضي الله عنه وعليه قبة کبيرة»

و در آخر بقيع قبر عثمان بن عفان قرار داشت که داراي يک گنبد و قبه بزرگي بوده است.

تحفة النظار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار، اسم المؤلف: محمد بن عبد الله بن محمد اللواتي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1405، الطبعة: الرابعة، تحقيق: د. علي المنتصر الکتاني، ج 1، ص 143، باب بعض المشاهد الکريمة بخارج المدينة الشريفة

بارگاه مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام) و همچنين قبر امامان و بزرگان اهل سنت در سال 1344 هجري ويران شد.

حرم «امام شافعي» در «مصر»!

در کتاب «سير أعلام النبلاء» اثر آقاي «ذهبي» جلد 22 در توصيف قبر «امام شافعي» روايتي با اين مضمون وارد شده است:

«أنشأ الکامل دار الحديث بالقاهرة وعمر قبة علي ضريح الشافعي»

آن‌ها گنبد بزرگي را بر روي ضريح قبر امام شافعي بنا کردند و موقوفاتي هم براي آنجا ترتيب دادند.

سير أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي، ج 22، ص 128

همچنين «ابن خلکان» متوفاي 681 در کتاب «وفيات الأعيان» جلد 4 مي‌گويد:

«وقبره يزار بها»

قبر او زيارتگاه مردم است.

وفيات الأعيان؛ المؤلف: أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد ابن خلکان (المتوفي: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بيروت، ج 4، ص 165

همچنين در جلد پنجم همين کتاب «وفيات الأعيان» صفحه 81 مي‌نويسد:

«حللت في موضع حصين وبني بالقاهرة دار حديث ورتب لها وقفاً جيداً وکان قد بني علي ضريح الإمام الشافعي، رضي الله عنه، قبة عظيمة»

حرم امام شافعي در قاهره داراي موقوفات خوبي مي باشد. بر روي ضريح او گنبد بزرگي بنا شده است.

وفيات الأعيان؛ المؤلف: أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد ابن خلکان (المتوفي: 681 هـ)، المحقق: إحسان عباس، الناشر: دار صادر – بيروت،ج 5، ص 81

اين مطالب ارتباطي با شيعيان نداشته است؛ تصويري که مشاهده مي‌کنيد مربوط به گنبد و بارگاهي است که هم اکنون بر روي قبر امام شافعي است.

تصوير سه بعدي که مشاهده مي‌کنيد ضريح «امام شافعي» را نشان مي‌دهد، همچنين اطراف ضريح را نشان مي‌دهد که محل خواندن نماز است. اطراف ضريح «امام شافعي» در تصوير مشخص است و همچنين زير گنبد ضريح «امام شافعي» قابل مشاهده است.

هم اکنون اگر کسي به قاهره مراجعه کند قبر «امام شافعي» زيارتگاه تمام مسلمانان اعم از «شافعي»، «مالکي»، «حنفي»، «حنبلي» است و پيروان تمام مذاهب اهل سنت براي زيارت به اين مکان مراجعه مي‌کنند.

حرم «احمد بن حنبل» فرد مورد عنايت وهابيت، در «بغداد»!

راجع به قبر «احمد بن حنبل» که مورد عنايت وهابيت است در کتاب «تهذيب الأسماء و اللغات» اثر آقاي «نووي» متوفاي 677 که از او به «فقيه الأمه» تعبير مي‌کنند وارد شده است. ايشان در جلد اول اين کتاب مي‌نويسد:

«ودفن ببغداد، وقبره مشهور معروف يتبرک به»

احمد بن حنبل در بغداد دفن شده و قبر او مشهور و معروف و مورد تبرک است.

تهذيب الأسماء واللغات، المؤلف: أبو زکريا محيي الدين يحيي بن شرف النووي (المتوفي: 676 هـ)، دار الکتب العلمية، بيروت، ج 1، ص 112

آقايان وهابي! اين روايت مربوط به امام شماست اگر قبول داشته باشيد؛ گرچه به قول «دکتر طيب» شيخ «الأزهر» که گفت: "اين افراد مذهب «احمد بن حنبل» را نجس کردند!" در اين روايت بيان شده است که مردم به قبر «احمد بن حنبل» تبرک مي‌جويند.

در کتاب «مناقب احمد بن حنبل» اثر «ابن جوزي» متوفاي 597 روايتي وارد شده است که مي‌گويد: کتاب «مناقب امام احمد» را «ملک خالد بن عبدالعزيز آل سعود» عنايت کرد و دستور داد اين کتاب را با هزينه خودش چاپ کنند و در ميان مردم منتشر کنند تا خدمتي در راه علم و طلاب انجام گرفته باشد.

اين کتاب به دستور «ملک خالد» که پس از «ملک عبدالعزيز» به پادشاهي رسيد و بعد از او «ملک فيصل» و بعد از او «ملک فهد» و بعد از او «ملک عبدالله» و در نهايت «ملک سلمان» به پادشاهي رسيد؛ افراد نامبرده همگي از نوادگان «عبدالعزيز» بودند.

«عبدالعزيز» بنيانگذار «آل سعود» و محو آثار حجاز در مکه بود؛ در اين کتابي که «ملک خالد» دستور توزيع آن را داده نوشته شده است:

«في ذکر کراماته وإجابة سُؤاله»

در بيان کراماتي که از قبر احمد بن حنبل بوده است.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 397

اگر ما مطلبي کوچک‌تر از اين روايت را در مقام ائمه طاهرين (عليهم السلام) نقل کنيم؛ آسمان را بر سر شيعه ويران مي‌کنند!!

آقاي «کالکرابي» که مدتي در افغانستان شيعه‌کشي مي‌کرد و الان پناهنده کشورهاي غربي شده است داد و بيداد به راه مي‌اندازد که در کتاب «کافي» همچنين کرامتي از امام علي و امام صادق (عليهم السلام) نقل کردند؛ براي خدا چه چيزي مانده است؟!

کراماتي چند از «احمد بن حنبل»!!

او که مي‌گويد: "اگر ائمه طاهرين داراي اين کرامات هستند، چه کراماتي براي خداوند باقي مانده است؟! در جاي ديگر مي‌گويد: اگر حضرت ابوالفضل باب الحوائج است چرا حاجت خود را نتوانست برآورده کند؟!"

من توصيه مي‌کنم سه بخش اين کتاب را به دقت مطالعه کنيد: بخش اول مربوط به خواب‌هايي است مسلمانان در رابطه با «احمد بن جنبل» ديده‌اند؛ بخش دوم مربوط به خواب‌هايي که از «احمد بن حنبل» ديده‌اند؛ بخش بعدي کرامات «احمد بن حنبل» است!!

غضب «احمد بن حنبل» و نابودي نسل مورچه ها!!

نويسنده در اين کتاب از «پسر احمد بن حنبل» نقل مي‌کند که او مي‌گويد:

«در خانه ما به قدري مورچه بود که عرصه را بر پدرم تنگ کرده بود؛ هروقت تکان مي‌خورد مورچه‌ها او را اذيت مي‌کردند. پدرم مقداري ناراحت شد، در اين هنگام مشاهده کرديم که مورچه سياهي آمد و همه مورچه‌ها را خورد؛ بعد از اينکه آن مورچه سياه آمد ديگر نسل مورچه از خانه پدرم کنده شد.»

تکان دست «احمد بن حنبل» و قطع خون دماغ!!

در جاي ديگر مي‌گويد:

«شخصي گرفتار خون دماغ شده بود و از دماغش دائماً خون مي‌ريخت. هرچه دکترها مي‌آمدند مي‌خواستند معالجه کنند نمي‌توانستند اين کار را انجام دهند.

«فقال له أبو عبد الله: أي شيءٍ حالک بني؟ فقال: يا جدي هو ذا أموت, ادعُ الله لي»

سپس پدرم گفت: فرزندم! چه اتفاقي افتاده است؟! شخص گفت: يا جداه! دارم مي‌ميرم، برايم دعا کن.

«ثم جعل يحرک يده کأنه يدعو له, فانقطع الدم وقد کانوا يئسوا منه, لأنه کان يرْعف دائمًا»

احمد بن حنبل دستش را تکان مي‌داد و گويد دعا مي‌کرد، همان لحظه خون دماغش قطع شد در حالي که تمام اعضاي خانواده از حيات او قطع اميد کرده بودند.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 397، الباب الحادي والستون

بارور شدن تمام نخلسان خرما، به برکت قلم «احمد بن حنبل»!!

همچنين در صفحه بعد همين کتاب مي‌گويد:

«قال: دخلتُ يومًا علي أبي عبد الله وهو يملي علي, وأنا أکتب»

مي‌گويد: روزي نزد احمد بن حنبل رفتم و داشت براي من املا مي‌گفت و من مي‌نوشتم.

«فاندقّ قلمي, فأخذ قلمًا فأعطانيه, فجئت بالقلم إلي أبي علي الجعفري, فقلت: هذا قلم أبي عبد الله أعطانيه»

در آن سال خرماها بارور نشده بودند و مردم نگران بودند، او به من گفت: قلم من را بگير و در نخلستان آويزان کن،

«خُذ القلم فَضعه في النَّخلة عسي تَحمل, فوضعه في النَّخلة فحملت النَّخلة»

زماني که قلم او را در نخلستان آويزان کرديم تمام درختان خرما بارور شدند و آن سال خرما دادند.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 398، الباب الحادي والستون

شفاي آنيِ پيرزنِ بيست سال زمين گير شده، به دعاي «احمد بن حنبل»!!

سپس مي‌نويسد:

«قال: حدثني علي بن أبي حرارة - جار لنا - کانت أمي مُقعدةٌ نحو عشرين سَنة, فقالت لي يومًا: اذهب إلي أحمد بن حنبل فَسلهُ أن يدعو الله لي»

شخصي مي‌گويد: مادر من 20 سال زمين‌گير و فلج بود و نمي‌توانست تکان بخورد. او به من گفت: پسرم پيش احمد بن حنبل برو و از او بخواه براي من دعا کند.

«فَسرت إليه فدققتُ عليه البابَ وهو في دِهليزه, فلم يفتح لي, وقال: مَن هذا؟ فقلت: أنا رجلٌ من أهل ذاک الجانب, سَألتني أُمي - وهي زَمِنة مُقعَدة - أن أسألک أن تدعو الله لنا, فسمعتُ کلامه کلامَ رجلٍ مُغْضب»

من پيش احمد بن حنبل آمدم، او در را باز کرد و گفت: چه کسي هستي؟ من گفتم: مردي هستم و از او خواستم براي مادر بيمارم دعا کند. او خيلي غضبناک شد،

«فقال: نحن أحوجُ إلي أن تدعو الله لنا, فوليت منصرفًا؛ فَخرجت عجوزٌ من داره, فقالت: أنتَ الذي کلَّمت أبا عبد الله؟ قلتُ: نعم, قالت: قَد ترکتُه يدعو الله لها, قال: فجئت من فَوري إلي البيت,»

زماني که داشتم نااميد برمي‌گشتم ديدم از خانه احمد بن حنبل پيرزني بيرون آمد و گفت: تو با احمد بن حنبل صحبت مي‌کردي؟ گفتم: بله، گفت: بشارت باد بر تو که احمد بن حنبل دستانش را به دعا بلند کرد. سريع به سوي خانه برو

«فَدققتُ الباب, فَخرجت علي رجلي‌ها تمشي, حتي فتحت الباب, فقالت: قد وهبَ الله لي العافية»

و زماني که خانه آمدم و در را زدم ديدم مادرم که 20 سال زمين‌گير بود به برکت دعاي احمد بلند شد و براي من در را باز کرد.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 399، الباب الحادي والستون

با توسل به «احمد بن حنبل» شب تاريک و ظلماني روشن شد!!

جالب است که «عبدالله بن موسي» از علماي اهل سنت مي‌گويد:

«خرجتُ أنا وأبي في لَيلة مُظلمة نزور أحمد, فاشتدَّت الظلمة, فقال أبي يا بُني, تعال حتي نتوسَّل إلي الله تعالي بهذا العبد الصالح حَتي يضئ لنا الطريق»

من و پدرم در يک شب ظلماني مي‌رفتيم تا قبر احمد بن حنبل را زيارت کنيم. شب خيلي ظلماني بود و راه را گم کرديم و هيچ راه چاره‌اي نداشتيم. پدرم گفت: پسرم بيا به عبد صالح احمد بن حنبل متوسل شويم تا راه را پيدا کنيم،

«فإني مُنذ ثلاثين سَنة ما توسَّلتُ به إلا قُضيت حاجَتي»

زيرا که من سي سال است هروقت به احمد بن حنبل متوسل شدم حاجتم برآورده شده است.

«فدعا أبي وأمَّنْتُ أنا علي دُعائه, فأضاءّت السماء کأنها ليلة مُقمرة حتي وَصلنا إليه»

در آن شب ظلماني ما به احمد بن حنبل متوسل شديم. در همان هنگام آسمان روشن شد، ماه درآمد و راه را پيدا کرديم و به مقصد رسيديم.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 400، الباب الحادي والستون

اين شخص بيان مي‌کند که به ذات «احمد بن حنبل» متوسل مي‌شود، حال که اين شخص مرده است و وهابيت اعتقاد دارند مردگان با اين دنيا ارتباطي ندارند! نمي‌دانم اين آقاي «بي‌عقل» اينجا هم جرئت دارد بگويد: "گاو پرست‌ها هم به گاو متوسل مي‌شوند" يانه؟!

من معمولاً صبح‌ها بعد از نماز صبح و خواندن قرآن، پيامک‌هاي بينندگان را مي‌خوانم. عزيز بيننده‌اي پيامک زيبايي فرستاده بود و بسيار براي من دلنشين بود؛ او نوشته بود:

اگر چنانچه اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) الان بيايد و دستور بدهد قبر معاويه را خراب کنند، آيا شما وهابيت شمشير به روي اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) مي‌کشيد يا نمي‌کشيد؟!

خيلي سؤال زيبايي است! اگر اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) و امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيايند و بفرمايند: قبر معاويه بايد خراب شود؛ وهابيت چه کار مي‌کنند؟! ما شک و شبهه‌اي نداريم که اين افراد حتي در برابر پيغمبر اکرم هم مي‌ايستند!!

همين امروز چند نفر از عزيزان بيننده پيامک دادند و گفتند: آقاي «ابوالقاسمي» چرا برنامه ندارد؟ دلمان تنگ شده است! عزيزان دل ما هم تنگ شده است، ايشان يک سفر تبليغي آموزشي داشتند، اما ان‌شاءالله به حول قوه الهي تا آخر شوال برمي‌گردند.

ان‌شاءالله از اول ذيقعده شب‌هاي جمعه برنامه‌هاي ايشان باز به روال سابق ادامه خواهد يافت. حالا که ايشان نيستند، ما شب‌هاي جمعه هم در خدمت دوستان هستيم.

زماني که ما گفتيم: شب‌هاي جمعه برنامه نداريم؛ کارشناسان وهابي گفتند: ظاهراً معلوم است که براي آقاي قزويني مشکلي پيش آمده و ديگر برنامه ندارد و او را اخراج کردند. حالا قبل از اينکه بگويند: "آقاي «ابوالقاسمي» را اخراج کردند!" اطلاع رساني مي‌کنيم.

ان‌شاءالله از اول ذيقعده به حول قوه الهي عزيز سفر کرده ما به خوشي و سلامتي برمي‌گردند و ان‌شاءالله برنامه‌هايشان را همان شب‌هاي جمعه ادامه خواهند داد.

ان‌شاءالله ما هم برنامه‌هاي شب دوشنبه خودمان سر جاي خودش باقي مي‌ماند و شب‌هاي سه شنبه در «شبکه عربي» در خدمت عزيزان عرب‌زبان هستيم. البته همکاران اصرار داشتند تعداد برنامه‌ها بيشتر شود؛ اما براي من مقدور نبود.

اين روايات نمونه‌هايي از سخنان علماي اهل سنت در خصوص امامان اربعه خودشان است. ما قصد جسارت به شخصي را نداريم؛ ما اگر چنين رواياتي را در توصيف ائمه طاهرين (عليهم السلام) بياوريم وهابي‌ها چه بساطي عليه ما درمي‌آورند.

شرمندگي فرشته «نکير و منکر» از سؤال کردن از «احمد بن حنبل»!!!

در همين کتاب «مناقب احمد بن حنبل» که به دستور «خالد بن عبدالعزيز» چاپ شده، روايت ديگري وجود دارد که مي‌گويد:

«سمعت بنداراً محمد ابن بشار العبدي، يقول: رأيت أحمد بن حنبل في المنام شبيه المغضب، فقلت: يا أبا عبد الله، أراک مغضباً»

محمد بن بشار مي‌گويد: احمد بن حنبل را در خواب ديدم که غضبناک است. از او پرسيدم: اي ابا عبدالله چرا غضبناک هستيد؟

«فقال: وکيف لا أغضب وجاءني منکر ونکير يسألان: من ربک؟ فقلت لهما: ولمثلي يقال من ربک! فقالا لي: صدقت يا أبا عبد الله، ولکن بهذا أمرنا فاعذرنا»

گفت: چگونه عصباني نباشم نکير و منکر آمدند و از من سؤال مي‌کنند: خداي تو کيست؟ من به آن‌ها گفتم: از من احمد بن حنبل سؤال مي‌کنيد خداي تو کيست؟ نکير و منکر سرشان را پايين انداختند و گفتند: تو راست مي‌گويي ولي ما مأمور و معذوريم.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 606، الباب الثاني والتسعُون

همچنين در آخر همان صفحه از پسر «احمد بن حنبل» نقل مي‌کنند که او مي‌گويد:

«سمعت عبد الله بن أحمد، يقول: رأيت أبي في المنام فقلت: ما فعل الله بک؟ قال: غفر لي»

پسر احمد بن حنبل مي‌گويد: پدرم را در خواب ديدم و گفتم: وقتي وارد قبر شدي چه اتفاقي افتاد؟ گفت: خدا من را بخشيد.

«قلت: جاءک منکر ونکير؟ قال: نعم! قالا لي: من ربک؟ قلت: سبحان الله، أما تستحيان مني؟! فقال لي: يا أبا عبد الله، اعذرنا بهذا أمرنا»

گفتم: نکير و منکر هم آمدند؟ گفت: بله! از من پرسيدند: خداي تو کيست؟ من گفتم: سبحان الله، از من حيا نمي‌کنيد اين سؤال را مي‌پرسيد؟ سپس گفتند: اي ابا عبدالله، ما مأموريم و معذور.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 606، الباب الثاني والتسعُون

بخش‌هايي از اين کتاب که توصيه کردم دوستان آن را مطالعه کنند، مملو از اينطور مطالب هست. اجازه بدهيد روايت ديگري از همين کتاب بياورم. اين کتاب نسخه‌هاي زيادي داشت اما من تلاش کردم نسخه‌اي بياورم که به دستور «ملک خالد بن عبدالعزيز» چاپ شده است.

خداوند هر سال به زيارت قبر «احمد بن حنبل» مي رود!!!

در روايت ديگري راوي مي‌گويد:

«کان قد جاء في بعض السنين مطر کثير جداً قبل دخول رمضان بأيام، فنمت ليلة في رمضان، فأريت في منامي کأني قد جئت علي عادتي إلي قبر الإمام أحمد بن حنبل أزوره، فرأيت قبره قد التصق بالأرض حتي بقي بينه وبين الأرض مقدار ساق أو ساقين»

در يکي از سال‌ها قبل از ماه رمضان باران زيادي آمد، من خوابيده بودم و در خواب ديدم که آمدم کنار قبر امام احمد بن حنبل تا زيارت کنم و مشاهده کردم که قبر او به زمين چسبيده است و اندازه نصف ساق يا دو برابر آن بيشتر از قبر باقي نمانده است.

«فقلت: إنما تم هذا علي قبر الإمام أحمد من کثرة الغيث، فسمعته من القبر وهو يقول: لا بل هذا من هيبة الحق عز وجل،»

مي‌گويد: من ناراحت شدم که باران باعث خرابي قبر امام احمد بن حنبل شده است، اما شنيدم صدايي از قبر آمد که مي‌گويد: نه به خاطر باران قبر من خراب نشده است، بلکه از عظمت خداوند متعال قبر من خراب شده و به زمين چسبيده است،

«لأنه عز وجل قد زارني»

زيرا خداوند عزوجل يک روزي به زيارت من آمده بود.

«فسألته عن سر زيارته إياي في کل عام»

خداوند هرسال به زيارت من مي‌آيد و از خدا پرسيدم: چطور هرسال به زيارت من مي‌آيي؟!

دوستان شما را به خدا قسم اگر شما همچين مطلبي را نسبت به رسول گرامي اسلام و ائمه طاهرين (عليهم السلام) بگوييد، وهابيت چه غوغايي به راه مي‌اندازند!!

اين کتاب به دستور «ملک خالد بن عبدالعزيز» پادشاه عربستان چاپ شده است و در ميان مردم توزيع شده است تا خدمتي به طلاب در راه علم باشد!!

در ادامه مي گويد:

«فقال عز وجل: يا أحمد، لأنک نصرت کلامي، فهو ينشر ويتلي في المحاريب»

سپس خداوند متعال گفت: اي احمد، تو کلام من را ياري کردي تا در ميان مردم منتشر شود و در محراب‌ها خوانده شود.

«فأقبلت علي لحده أقبله»

من رفتم قبر او را زيارت کنم.

«ثم قلت: يا سيدي، ما السر في أنه لا يقبل قبر إلا قبرک؟»

سپس گفتم: اي آقاي من، در ميان قبرها فقط بايد قبر تو را بوسيد.

«فقال لي: يا بني، ليس هذا کرامة لي، ولکن هذا کرامة لرسول الله صلي الله عليه وسلم؛»

سپس گفت: اي پسرم، اين کلام من نيست بلکه کرامت پيغمبر اکرم است.

«لأن معي شعرات من شعره صلي الله عليه وسلم»

زيرا چند تار مو از پيغمبر اکرم با من دفن شده است و به اين خاطر قبر من بايد بوسيده شود.

مناقب الإمام أحمد، المؤلف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفي: 597 هـ)، المحقق: د. عبد الله بن عبد المحسن الترکي، الناشر: دار هجر، الطبعة: الثانية، 1409 هـ، ج 1، ص 607 و 608، الباب الثاني والتسعُون

اين کتاب مملو از اين حرف‌هاست؛ گرچه ما جسارت نمي‌کنيم و قضاوت را به عهده مردم مي‌گذاريم مخصوصاً کساني که طرفدار «احمد بن حنبل» و وهابيت هستند و خودشان را «اهل حديث» مي‌دانند.

نويسنده اين کتاب «ابن جوزي» است که از علماي طراز اول اهل سنت است، ناشر اين کتاب «ملک خالد» است و اين کتاب از هر جهت مورد تأييد آنان است.

عجيب است که خدا هرسال به زيارت «احمد بن حنبل» مي‌رود و اين کفر نيست؛ اما اينکه ما بگوييم که هرسال به زيارت امام حسين (عليه السلام) يا امام رضا (عليه السلام) مي‌رويم اين کفر به حساب مي‌آيد!!

نمي‌دانم آقايان وهابيت نسبت به شرک خدا هم فتوا مي‌دهند يا نه؛ البته از اين اشخاص بي‌عقل بعيد نيست که بگويند: "خدا هم به خاطر اينکه به زيارت قبر «احمد بن حنبل» رفته مشرک شده است و پيغمبر بايد اسلحه بردارد و خدا را بکشد؛ زيرا واجب القتل است!"

حتماً آقاي «سجودي» فتوا مي‌دهد: خداوند به جهت اينکه به زيارت قبر «احمد بن حنبل» رفته واجب القتل و ممکن القتل است. عجيب است به جهت وجود يک تار مو از پيغمبر اکرم در قبر «احمد بن حنبل» قبر او قابل بوسيدن است؛ اما بوسيدن قبر پيغمبر اشکال دارد!!

از نظر آقايان وهابيت بوسيدن قبر فرزندان پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) که خون رسول الله در رگ‌هاي آنان است شرک و کفر به حساب مي‌آيد.

من در اينجا حرف زياد دارم اما آقاي اسماعيلي هم از طرفي از شنيدن حرف‌ها لذت مي‌برند و هم اشاره مي‌کنند که وقت براي بينندگان عزيز باقي نمانده است.

مجري:

استاد مي‌خواهيد اين بحث را در جلسات بعد ادامه بدهيم؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

بله. در تصوير قبر «احمد بن حنبل» را مشاهده مي‌کنيد؛ ما نمي‌دانيم خداوند متعال الآن هم به زيارت قبر ايشان مي‌رود يانه، اما آن زمان که قبر او کمي از زمين بالاتر بود از هيبت خداوند متعال به زمين چسبيده بود اما الان بارگاه او از هيبت خداوند متعال به زمين نمي‌چسبد.

شايد خداوند از ترس وهابيت که خدا را مشرک بدانند و به جاي پيغمبر اتباع «محمد بن عبدالوهاب» يک اسلحه بردارند تا وقتي خداوند آمد او را با اسلحه بزنند پشيمان شده و به زيارت «احمد بن حنبل» نمي‌آيد و قبر «احمد بن حنبل» داراي گنبد و بارگاه و زيارتنامه است.

مجري:

استاد وقتمان کم است و مي‌خواهيم به بيننده‌ها برسيم؛ اما بعضي از عزيزان بيننده به ما پيام دادند و به فضايل و کراماتي که «احمد بن حنبل» داشته به ما پيام دادند. توضيحي بفرماييد براساس آنچه در کتب «حنبلي‌ها» آمده و براي خودشان مقدس و ارزشمند است.

عزيزي در پيام گفتند: امامان اربعه چه تفاوتي با ائمه طاهرين (عليهم السلام) دارند؟! ائمه (عليهم السلام) حاجت مي‌دهند و امامان اربعه هم حاجت مي‌دهند.

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

والله ما نمي‌دانيم و اين سؤالات را از آقايان وهابيت بايد بپرسيم و ما سردر نمي‌آوريم.

مجري:

شايد مي‌خواهند براي شيعيان شبهه ايجاد کنند.

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

ما معتقديم اين افراد دچار توهم شدند. آن‌ها وقتي مي‌گويند: "خدا به زيارت او مي‌رود!" حتماً حاجت هم برآورده مي‌کنند.

قضيه آخر را که آوردم که مي‌گويد: "هرسال به زيارت من مي‌آيد" ما هم گفتيم: خدايي که به زيارت قبر «احمد بن حنبل» مي‌رود آنجا ايستاده و هرکسي که متوسل مي‌شود حاجتش را برآورده مي‌کند.

آن‌ها حيا نمي‌کنند و به جاي اينکه مقام «احمد بن حنبل» را بالا ببرند مقام خدا را پايين مي‌آورند. اين آقايان که مي‌توانند اين کرامات ساختگي را درست کنند کارهاي ديگري هم مي‌توانند انجام دهند و هيچ چيزي از آنان بعيد نيست.

مجري:

اين مطلب را به اين جهت بيان کرديم که بعضي از دوستان شيعه ما دچار شبهه شده بودند؛ گرچه اگر مقداري توجه و دقت مي‌کردند با فرمايشات پاياني استاد مطالب کاملاً روشن و واضح شد.

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

مشخص است که اين افراد فضيلت‌سازي مي‌کنند؛ همان‌طوري که پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) در مقام اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) فرمودند:

«أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِي باب‌ها فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيأْتِهِ من بَابِهِ»

المعجم الکبير، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 11، ص 65، ح 11061

فضيلتي با اين مضمون ساختند:

«أنا مدينة العلم وابو بکر أساسها وعمر حيطانها وعثمان سقفها وعلي بابها»

الصواعق المحرقة؛ اسم المؤلف: ابن حجر الهيثمي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولي، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکي، ج 1، ص 87

وقتي مي‌بينند کراماتي از قبور و حرم ائمه طاهرين (عليهم السلام) وجود دارد اين مطالب را مي‌سازند.

تماس بينندگان برنامه:

مجري:

چند دقيقه‌اي بيشتر از برنامه زنده «حبل المتين» از «شبکه جهاني ولايت» باقي نمانده است. بيننده‌اي پشت خط ارتباطي ماست؛ اگر توانستيم تلفن ديگري هم جواب مي‌دهيم اما اگر فرصت نداشتيم به همين يک تماس تلفني اکتفا مي‌کنيم.

آقا ايمان از مشهد مقدس ديار امام رضا (عليه السلام) سلام به شما:

بيننده (آقا ايمان از مشهد – شيعه):

سلام عرض مي‌کنم خدمت حاج آقاي قزويني رئيس محترم «شبکه جهاني ولايت» و آقاي اسماعيلي عزيز و تمامي دست اندرکاران «شبکه جهاني ولايت»؛ به همه شما خسته نباشيد مي‌گويم. واقعاً دست شما درد نکند!!

امشب من واقعاً مي‌ترسيدم وقت صحبت نداشتم باشم؛ حرف‌هاي حاج آقا خيلي به دلم نشست و در مورد زيارت قبور حرف‌هاي خيلي خوبي زدند.

مي‌خواستم در مورد مسابقه «تجلي ولايت» از حاج آقا بپرسم که نحوه بررسي پيامک‌هايي که فرستاديم به چه صورت است و تقاضا داشتم حاج آقا توضيح کوتاهي بدهند.

مجري:

آقا ايمان در اين مورد اگر از دوستان اتاق فرمان راهنمايي مي‌خواستيد کمکتان مي‌کردند.

بيننده:

اين سؤال اولم بود، اما سؤال دومم اين است که مي‌خواستم ببينم روايتي در مورد زيارت قبر معاويه وجود دارد يانه؟!

امروز من داشتم «شبکه کلمه» را مي‌ديدم به قول حاج آقا «عقيل بي‌عقل»

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

ما نگفتيم «عقيل بي‌عقل» بلکه آقاي «ملازاده» گفت.

بيننده:

بله؛ «عقيل بي‌عقل» داشت در مورد آيه ولايت صحبت مي‌کرد و گفت: «عکرمه» گفته است اين آيه در مورد «عبادة بن صامت» نازل شده است.

مادر خودم در مقطع کارشناسي ارشد رشته علوم قرآن و حديث مشغول به تحصيل هستند نرم افزار آن را دارند.

مجري:

آقا ايمان ما توضيح مي‌دهيم. چون وقتمان خيلي کم است دوتا سؤال هم پرسيديد، ان‌شاءالله استاد توضيح مي‌دهند. با شما خداحافظي مي‌کنم. در خصوص مسابقه مي‌توانيد از دوستان کسب اطلاعات کنيد.

استاد ما در خصوص زيارت قبر معاويه بحثي داريم؟!

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

ما يک کليپي در رابطه با قبر معاويه نشان داديم که روي قبر معاويه نوشته بود: "من زار قبري وجبت له شفاعتي" اما روي قبر او نوشتند: "هذا الکلب ابن الکلب".

مجري:

در مورد آيه ولايت و بحث «عکرمه» بفرماييد.

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

«عکرمه» به لحاظ شخصيتي انسان فاسدي بوده و جزو خوارج بوده است. ايشان در دروغ‌گويي ضرب المثل بوده است و زماني که مي‌خواستند شخصي را در دروغگويي مثال بزنند مي‌گفتند: همانند «عکرمه» دروغ مي‌گويد.

آيه تطهير و همسران پيغمبر!

ايشان مي‌گويد: من حاضرم مباهله کنم بر اينکه آيه در حق زنان پيغمبر اکرم نازل شده است. ما نمي‌دانيم زماني که در کتاب «صحيح مسلم» آمده است. در کتاب «صحيح مسلم» از «زيد بن ارقم» سؤال مي‌کنند:

«فَقُلْنَا من أَهْلُ بَيتِهِ نِسَاؤُهُ»

پرسيدند: اهل بيت پيغمبر زنانشان هستند؟

«قال لَا وأيم اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکونُ مع الرَّجُلِ الْعَصْرَ من الدَّهْرِ ثُمَّ يطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إلي أَبِيهَا»

گفت: نه و به خدا سوگند يک زن عمري با مردي زندگي مي‌کند و طلاق مي‌گيرد و به خانه پدرش برمي‌گردد.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1874، ح 2408

اين سگ‌هاي ولگرد آلمان که نسبت به آيه حضرت ابراهيم را مي‌خوانند اين ديگر کتاب «صحيح مسلم» است؛ اول اين مطالب را حل کنند بعد سراغ آيه ولايت بروند. اين آيه در حق اهلبيت عصمت و طهارت نازل شده است.

آيات قبل و بعد از آيه ولايت هم کاملاً بيانگر اين مطلب است که اين آيه در چه موردي نازل شده است و شأن نزول آن کاملاً مشخص است. همچنين امام «نووي» در «شرح صحيح مسلم» مي‌گويد:

«والمعروف في معظم الروايات في غير مسلم أنه قال نساؤه لسن من أهل بيته»

در معظم روايات غير از صحيح مسلم زنان پيغمبر جزو اهلبيت ايشان نيستند.

شرح صحيح مسلم، نويسنده: النووي، جلد: 15، وفات: 676، رده: مصادر حديث سني – فقه، خطي: خير، سال چاپ: 1407 - 1987 م، ناشر: دار الکتاب العربي - بيروت – لبنان، ج 15، ص 180، باب من فضائل علي بن أبي طالب رضي الله عنه

آقاي «آلوسي سلفي» در کتاب «روح المعاني» جلد 22 به صراحت مي‌گويد:

«أن النساء المطهرات غير داخلات في أهل البيت الذين هم أحد الثقلين»

همسران پاکيزه پيغمبر، در اهل بيتي که يکي از ثقلين هستند داخل نيستند.

روح المعاني؛ شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي، الناشر دار إحياء التراث العربي، مکان النشر بيروت، ج 22، ص 16

از اين واضح‌تر و روشن‌تر بيان کنند؛ اين آقايان به اجبار به دنبال اين هستند که مطالب را تکذيب کنند. در اينکه اين آيات در حق خمسه طيبه نازل شده است هيچ شکي نيست؛ همچنين در کتاب «صحيح مسلم» حديث 1478 دارد:

اين آيه در مورد شأن نزول آيه (يا أَيهَا النبي قُلْ لِأَزْوَاجِک) نازل شده است که مربوط به زنان پيغمبر است که مي‌گويد: زنان پيغمبر اکرم نسبت به رسول الله سختگيري داشتند و

«ثُمَّ اعْتَزَلَهُنَّ شَهْرًا أو تِسْعًا وَعِشْرِينَ»

رسول اکرم يک ماه يا بيست و نه روز با زنان خود قهر کرد.

«ثُمَّ نَزَلَتْ عليه هذه الْآيةُ (يا أَيهَا النبي قُلْ لِأَزْوَاجِک)»

تا زماني که آيه شريفه (يا أَيهَا النبي قُلْ لِأَزْوَاجِک) نازل شد.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 2، ص 1104، ح 1478

شأن نزول اين آيات از آيه 28 تا آيه 33 مشخص است و آيه 33 هم مشخص است. آقايان که مي‌گويند: "ما تابع شأن نزول هستيم" به شأن نزول اين آيات دقت کنند. شأن نزول اين آيات که مربوط به زنان پيغمبر اکرم هم روشن است و شأن نزول آيه تطهير هم روشن است.

مشخص است که شيعيان و اهل سنت معتقدند که آيات متفرق نازل شده است. اولين آيه‌اي که نازل شده است:

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذي خَلَق)

بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفريد.

سوره علق (96): آيه 1

است که در آخر قرآن کريم قرار گرفته است. سوره حمد چهاردهمين يا پانزدهمين سوره‌اي است که نازل شده است اما در اول قرآن کريم قرار گرفته است. سوره بقره در اول قرآن کريم قرار گرفته است.

مشخص است آياتي در مکه نازل شده است که پيغمبر اکرم فرموده است: اين آيات را در سور مدني قرار بدهيد، آياتي در مدينه نازل شده است اما رسول اکرم فرموده است: اين آيات را در سور مکي قرار بدهيد.

اين مطلب که بگويند: "اين سه آيه به اين صورت است و آيات ديگر به اين صورت است" يا "در فلان مکان اهلبيت در رابطه با حضرت ابراهيم چنين مي‌گويند" همگي چرنديات و تحميل کردن عقايد فاسد و نادرست و ضد سنت بر قرآن کريم است.

آقايان بفرمايند جواب بدهند! ما حرفي نداريم. ما حداقل 50 دليل داريم که اين آيه در حق اهلبيت (عليهم السلام) نازل شده است. جالب است که در کتاب «شرح مشکل الآثار» اثر آقاي «ابو جعفر طحاوي» روايتي از ام سلمه با اين مضمون وارد شده است:

«فقالت أَنْزَلَ اللَّهُ هذه الآيةَ إنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ إلَي آخِرِهَا وما في الْبَيتِ إِلاَّ جِبْرِيلُ وَرَسُولُ اللهِ وَعَلِي وَفَاطِمَةُ وَحَسَنٌ وَحُسَينٌ عليهم السلام»

زماني که آيه (إنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ) در خانه من نازل شد رسول اکرم و اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) و حسن و حسين (عليهم السلام) حضور داشتند.

«فَقُلْت يا رَسُولَ اللهِ أنا من أَهْلِ الْبَيتِ»

گفتم: يا رسول الله آيا من هم جزو اهلبيت هستم؟

«فقال إنَّ لَک عِنْدَ اللهِ خَيرًا»

حضرت فرمود: تو آدم خوبي هستي.

« فَوَدِدْتُ أَنَّهُ قال نعم فَکانَ أَحَبَّ إلَي مِمَّا تَطْلُعُ عليه الشَّمْسُ وَتَغْرُبُ»

آرزو داشتم که پيغمبر اکرم مي‌گفت تو هم جزو اهلبيت هستي و اگر بله مي‌گفت از تمام آنچه آفتاب مي‌تابد براي من ارزشمندتر بود.

شرح مشکل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - 1408 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولي، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج 2، ص 244

در کتاب «تفسير ابن کثير دمشقي» روايتي از عايشه نقل مي‌کند و مي‌نويسد:

«فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ»

گفتم: اي رسول خدا من هم جزو اهلبيت هستم؟

«فَقَالَ: تَنَحَّيْ فَإِنَّكِ عَلَى خَيْر»

پيغمبر اکرم فرمود: خير، از اهلبيت من دور شو.

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بيروت – 1401، ج 3، ص 486، ح 296

اين روايت از خود عايشه است؛ عايشه مي‌گويد: من جزو اهلبيت نيستم! ام سلمه مي‌گويد: من جزو اهلبيت نيستم! اما آقايان وهابيت به زور مي‌خواهند بگويند: "اين افراد جزو اهلبيت هستند." اين آقايان خودشان را به مسير انحرافي زدند و مشخص است کجا سقوط مي‌کنند.

مجري:

خيلي متشکرم؛ ان‌شاءالله آقا ايمان پاسخ خودشان را دريافت کرده باشند. از توجه و عنايات تک تک شما دوستان بيننده ممنونم، ان‌شاءالله حسن ختام برنامه ما دعاهاي استاد در حق شما دوستان خوب بيننده باشد.

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

خدايا تو را قسم مي‌دهيم به آبروي محمد و آل محمد به ويژه خمسه طيبه که نامشان را برديم و زبان ما به نام اين بزرگواران معطر شد و تمام خانه‌هايي که اين روايات را شنيدند به نام خمسه طيبه معطر شد، به اين پنج نور پاک سوگند مي‌دهيم فرج مولاي ما امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نزديک بگردان.

خدايا تو را سوگند مي‌دهيم قلب نازنين امام زمان را با ظهورش مسرور بگردان، چشم گنهکار ما را با ديدن جمال نوراني امام زمان منور بگردان، خدايا به حق خمسه طيبه رفع گرفتاري از همه گرفتاران بنما، خدايا گرفتاري‌هاي مورد نظر را به آبروي خمسه طيبه برطرف بفرما.

خدايا به حق خمسه طيبه حوائج حاجت‌مندان برآورده نما، حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهاني ولايت» و حوائج بينندگان عزيز به ويژه حوائج ولايت ياوران برآورده نما، دعاهاي ما را به اجابت برسان.

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

مجري:

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از نگاه‌هاي مهربان و توجه شما ممنونم، امشب بحثمان مهم بود و حتماً بايد به يک جاي مناسب مي‌رسيد و ببخشيد از اينکه نتوانستيم تلفن‌ها را داشته باشيم و صداي گرم شما را بشنويم.

در پناه حضرت حق و زير سايه نازنين آقا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) باشيد. ياعلي



آیت الله دکتر حسینی قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر