صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 27 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1325 
ایستگاه اندیشه 4 - معرفی کتب مشهوری که بعضی از آنها به دست شیعیان نرسیده و جواب به شبهه امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف رب است
ایستگاه اندیشه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 تاريخ اجرا: 27/11/1394 

مجري:

 بسم الله الرحمن الرحيم 

عرض سلام و احترام خدمت شما بيننده‌هاي عزيز شبکه جهاني ولايت، در بخش ابتدايي برنامه که يک سري مباحث کلي مطرح مي‌کنيم بپردازيم به بحث جوامع رواي و اين که بعضي آثار مکتوب روايي و حديثي به ما رسيده است و بعضي از آن‌ها هم در طول تاريخ به دلايل متعدد به ما نرسيد و از بين رفت و در بخش دوم برنامه کليپ‌هاي از شبکه‌هاي وهابي عرب زبان پخش کنيم، و نقد شيعه به آن‌ها هم به صورت کامل و مفصل کارشناس عزيز پاسخ خواهند داد

استاد روستايي عزيز کارشناس محترم برنامه خدمت ايشان هم سلام عرض مي‌کنم سلام عليکم و رحمه الله. 

استاد روستايي:

سلام عليکم و رحمه الله بنده هم خدمت حضرت عالي و بيننده‌هاي عزيز و فهيم شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام را دارم 

مجري:

موضوعي که امشب تعيين شده است بررسي جوامع حديثي است و اين که بعضي از آن‌ها به ما رسيده است و بعضي ديگر از بين رفته است و به دست ما نرسيده است، توضيحات لازم با شما 

استاد روستايي:

عنوان بحث‌مان نخسيتن نوشته‌هاي حديثي است که ما اين‌جا بحثي داريم پيرامون دو دسته کتاب که يک دسته از اين کتاب‌ها نگاشته‌هاي حديثي است که به دست ما نرسيده و دسته‌اي ديگر نگاشته‌هاي حديثي است که به دست ما رسيده، ملاحظه بفرمايد ما در اين‌جا 10کتاب را معرفي مي‌کنيم:

اولين کتاب «کتاب سلمان فارسي» که سلمان فارسي اين کتاب را نوشته است در تاريخ آمده است که نويسنده اين کتاب سلمان بوده است و مطالبي که در اين کتاب آمده است گفت و گوي جاثليق با اميرالمومنين عليه السلام است پيرامون باز شناخت اسلام يعني پيرامون شناخت اسلام و شناخت صحيح اسلام.

دومين کتاب باز هم به دست ما نرسيده است ولي در تاريخ نامش آمده است «الخطبه» است که مربوط است به صحابه جليل القدر «ابوذر غفاري» که اين‌جا تشريح مي‌کند رويدادهاي پس از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را که چه اتفاق‌هاي افتاد.

کتاب بعدي «صحف عبدالله بن عباس» است که اين کتاب در بردارنده قضاوت‌هاي حضرت علي عليه السلام بوده است.

کتاب ديگر «صحيفه جابر بن عبدالله انصاري» اين صحابه‌اي جليل القدر ديگر، که در اين صحيفه جابر دو قول وجود دارد پيرامون صحيفه جابر بعضي از علما فرموده‌اند که در کتاب صحيفه جابر مناسک حج نوشته شده و اعمال حج و بعضي ديگر گفتند خطبه حج الوداع، اين دو قول پيرامون اين کتاب وجود دارد.

کتاب بعدي مربوط است به «علي بن ابي رافع» که ايشان هم از اصحاب خاص اميرالمومنين عليه السلام و کتاب آن حضرت بوده است علي بن ابي رافع کتابش ابواب فقهي در آن آمده است و پيرامون فقه صحبت مي‌کند و رواياتي از اهل بيت عليهم السلام داريم که سفارش مي‌کنند پيرامون تعليم و تعلم اين کتاب يعني از اين کتاب ياد بگيريد و هم آموزش بدهيد که البته متاسفانه در طول تاريخ حوادث روزگار باعث شده است که اين کتاب‌ها به دست ما نرسد چون همان طور که مستحضر هستيد و بيننده‌هاي عزيزمان هم مي‌دانند در برهه‌هاي مثل زمان حمله مغول خيلي از کتاب‌ها و ميراث اسلامي از بين رفت و البته اختصاص به ميراث شيعي هم نداشت و حتي بعضي از ميراث اهل سنت از بين رفت يا در بعضي از برهه‌ها بعضي از تند روهايي بودند که خلاف مکتب شيعه بودند امثال حنابله که حالا امروز اين نطفه شومشان در وهابيت به بار نشسته است، اين‌ها در طول تاريخ حتي خيلي براي مسلمان‌ها مشکل ايجاد مي‌کردند براي شافعي‌ها براي شيعيان با خود مردم و با نفوس مسلمين که برخورد بدي داشتند طبيعتا با ميراث مسلمين هم برخورد خيلي بدي داشتند لذا اين مسائل هم بوده است يا مثلا در زمان شيخ طوسي رحمه الله عليه شاهدي اين هستيم که کتابخانه‌اي ايشان را آتش مي‌زنند با آن نسخ خطي نفيس بسياري در آن بوده است و خيلي از آن کتابخانه بوده است ما هم بعضي از اين کتاب‌ها را مي‌بينيم آقاي ابن شهر آشوب بعد از مرحوم شيخ است، ايشان سفارش مي‌کند که در اين کتاب اين است يعني اين که نسخه‌اي دست آشوب بوده است.

کتاب بعدي «اصبق بن نباته» است از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است در بعضي از نقل‌ها و بسيار بسيار فرد جليل القدري است اين شخصيت اصلا ذوقي در اميرالمومنين عليه السلام بوده است حضرت پيشگويي‌هاي درباره اصبق کرده بودند که اصبق شما موهايت سفيد نميشه سنش بالا بود اما موهايش مشکي بود، حضرت به اصبق فرمودند: اصبق تو کسي هستي که سرت اولين سري است که در بلاد اسلامي ميچرخد و قبل از امام حسين عليه السلام سر ايشان در بلاد اسلامي چرخاندن، دشمنان اميرالمومنين عليه السلام، دار و دسته معاويه ايشان را به شهادت رساندند، کتاب ايشان چه بوده است کتاب ايشان چند بخش دارد بخشي عهد نامه اميرالمومنين عليه السلام به مالک اشتر بوده و بخشي از آن وصيت امام عليه السلام به فرزندش محمد حنفيه و بخشي هم برخي از قضاوت‌هاي اميرالمومنين عليه السلام.

کتاب ديگر مربوط صحابه جليل القدر اميرالمومنين عليه السلام ميثم تمار هست، ايشان فوق العاده آن گونه که در تاريخ آمده است ذوق به اهل بيت عليهم السلام بوده است و فوق العاده انسان بصيري بوده است مي‌دانسته که کجا از امام زمان خودش بيايد دفاع بکند و جان اصلا برايش مهم نبوده است در مقابل دشمن، حالا من را به شهادت مي‌رسانند مرا به زندان مي‌برند برايش مهم نبوده است مي‌آمده در همه عرصه‌ها پاي امام زمانش بوده است جناب ميثم که عبيدالله بن زياد ملعون هم ايشان را زنداني کرد و بالاخره ايشان را به شهادت رساند چون مي‌دانستند که از ياران امام حسين عليه السلام هم خواهد بود در کربلا خواهد آمد ولي نگذاشتند که به کربلا برسد ايشان کتابشان تفسير روايي قرآن است که روايات رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و اميرالمومنين عليه السلام را ذيل آيات آورده است و کتب ديگري هم براي ميثم گفته‌اند فقط اين کتاب نبوده است.

کتاب بعدي «زيد بن وهب جُهني» است که ايشان هم به خطبه‌هاي اميرالمومنين عليه السلام که در اعياد در عيدها حضرت فرموده بودند، آورده است يعني تمام اين خطبه‌ها را در اين کتاب نياورد بوده بلکه خطبه‌هاي که حضرت مثلا در عيد قربان در عيد غدير در عيد فطر و ديگر اعياد اسلامي آورده بودند اين‌ها را ذکر کرده است با خطبه‌هاي متعددي که حضرت در سال‌هاي متمادي خوانده بودند.

کتاب بعدي «حارث بن عبدالله همداني» است که اين کتاب پيرامون گفتار اميرالمومنين عليه السلام به شخص يهودي است که سوالاتي در مورد دين و در مورد مسائل عملي از حضرت داشته و حضرت فرموده اند.

آخرين کتاب معروف است به نسخه «عبيدالله بن حر جعفي» که اين بخشي از خطبه‌هاي اميرالمومنين عليه السلام

پس بنابراين اين 10کتابي که نام برده‌ايم ما از نخستين نگاشته‌ها حديثي هستند که به دست ما نرسيده است يعني اين نشان دهنده اين است که شيعه احتمام به نوشتن روايت داشته است بخاطر چي؟ بخاطر سفارشات اکيد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم که حضرت فرمودند «قيد علم بالکتاب» بنويسيد يا سفارشات اهل بيت عليهم السلام و مطالبي که اين‌ها مي‌دانستند دشمن اين‌ها را تحريف خواهد کرد دشمن اين‌ها را حذف خواهد کرد 

در جلسات آتي خواهيم پرداخت که يک نهضتي شکل گرفته بود از جانب يک حزب و گروهي مبني بر محو در آثار پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اين را شروع کرده بودند و با برخوردهاي با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مثل «غلبه الوجا» امثال اين‌ها بود چنين برخوردهاي، دشمنان اين کار را که مي‌خواستند بکنند، شيعيان اهل بيت عليهم السلام مي‌دانستند تمام اهتمامشان را خرج کرده بودند که اين کار را انجام بدهند.

اما برويم سراغ نگاشته‌هاي حديثي که به دست ما رسيده است ببينيد ما چند نمونه از آن نگاشته‌هاي ابتدايي را عرض خواهيم کرد خدمت بيننده‌هاي عزيز و ارجمند ملاحظه بفرمايد 

اولش کتاب علي عليه السلام که معروف به جفر و جامعه است معروف‌ترين نامش هست صحيفه علي هم مي‌گويند صحيفه الفرائض هم مي‌گويند اين کتاب محتوياتش املاء رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم است و طوماري است به طول 70 زراع چون در تاريخ آمده است هفتاد زراع 35 متر بوده است معلوم است که اين طومار بوده است پيچيده در هم بوده است مثلا وقتي ما حالت اهل بيت عليهم السلام را مي‌خوانيم مثلا آمدند عالم اهل سنتي خدمت اهل بيت عليهم السلام رفت زانو زد نشست اين‌ها، حضرت باقر عليه السلام مي‌خواستند که برايش رواياتي بگويند مطالب فقهي بگويند وقتي آن عالم اهل سنت اصرار کرد و نخواست که بپذيرد حضرت گفتند که از کتاب علي مي‌خواهيد برايتان بگويم و آوردند، آمده است در تاريخ کتابي درهم پيچيده بود که طبيعتا طومار است وگرنه کتاب که درهم پيچيده نيست اين طومار بوده است لذا اين طومار 70 زراع بوده است و ميراث علمي براي ائمه عليه السلام بود.

کتاب ديگر «مصحف فاطمه» است که اين کتاب مربوط به حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها است که در روايات داريم که بعد از اين که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به شهادت مي‌رسند خيلي ظلم‌هاي به ايشان مي‌شود غم و اندوه در اين وقت در روايات ما داريم که جبرئيل به حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها الهام مي‌کردند و حضرت صديقه سلام الله عليها فرمايشات جبرائيل را املاء مي‌کردند براي اميرالمومنين عليه السلام، حالا چه در اين کتاب آمده است آيا در اين کتاب آيه از قرآن آمده است؟ خير، ببينيد در همان عصر در عصر اهل بيت عليهم السلام برخي از مخالفين شيعه سعي داشتند بگويند شيعه قرآن را تحريف شده مي‌دانند کماکه الان هم ادعا مي‌کنند، اين‌ها قرآن را تحريف شده مي‌دانند نگاه کنيد مي‌گويند مصحف فاطمه، حالا اين همه مصحف حاشيه بوده است يا مصحف عبدالله بن مسعود بوده است امثال اين‌ها را تحريف نمي‌گفتند، يا روايتي که مي‌گفتند بز خورد يا امثال اين‌ها ولي در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها، مصحف فاطمه اين قرآن تحريف شده شيعيان است لذا اهل بيت عليهم السلام در آن زمان با تمام تلاش هر وقت صحبت از مصحف فاطمه مي‌کردند مي‌گفتند که آيه‌اي از قرآن در اين نيست، حضرت مي‌فرمودند که علوم زيادي در اين است حتي ديه پيرامون خراش در اين وجود دارد، در مورد محتويات آن علاوه بر چيزي که اهل بيت عليهم السلام فرمودند در بعضي از نقل‌هاي داريم که رويدادهاي امت يعني تا روز قيامت چه اتفاق‌هاي مي‌افتد در بعضي از روايات داريم مسائل مربوط با فرزندان حضرت زهرا سلام الله عليها يا رخدادهاي حاکمان که البته مي‌تواند جمع بين اين‌ها هم باشد.

کتاب بعدي که در اين زمينه وجود دارد «مصحف علي» يا صحف علي اين کتاب همان قرآني است که اميرالمومنين عليه السلام بعد از اين که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به شهادت رسيدند در منزل نشستند و نوشتند که اين قرآن به چه صورت بوده است اول اين قرآن آياتش به ترتيب نزول بوده است آيات مکي در کنار هم آيات مدني در کنار هم به ترتيب نزول و علاوه بر اين مسئله مطلبي که در اين کتاب بوده است شان نزول‌ها و تفاسير آيات بوده است، اميرالمومنين عليه السلام ايشان تمام شأن نزول‌ها و تمام تفاسيري که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده است آن را هم کنارش نوشته است لذا در آن روايت تفسير قرآن عبدالرزاق صنعاني که ذيل سوره زاريات آمده است حضرت مي‌فرمودند که

سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلا حدثتكم به وسلوني عن كتاب الله

تفسير الصنعاني (3/ 241)

از قرآن از من بپرسيد

به خدا قسم ياد مي‌کنم که آيه‌اي نازل نشده است مگر اين که

وأنا أعلم بليل نزلت‌ام بنهار‌ام في سهل‌ام في جبل

تفسير الصنعاني (3/ 241)

من مي‌دانم شب نازل شده است يا روز يا در دشت بوده است يا در کوه

 حضرت تمام اين‌ها نوشته بوده‌اند که حضرت آمدند اين را عرضه کردند و بعد از عدم پذيرش از طرف خلفا حضرت اين را در اختيار خودشان گرفتند و گفتند که اين را تا روز قيامت نخواهيد ديد و اين قرآن طبق روايات در اختيار اهل بيت عليهم السلام بوده است و الان در اختيار حضرت صاحب عج الله تعالي فرجه الشريف هست و باز کتاب ديگري که به دست ما رسيده است «نهج البلاغه» است البته اين کتاب‌ها عرض کردم که مي‌گويم به دست ما رسيده است منظورم اين است که در اختيار چه اهل بيت عليهم السلام باشد چه در اختيار ما باشد اعم از اين، کلا وجود دارد الان منظورم اين است. 

نهج البلاغه که اين برخي از خطبه‌هاي ادبي اميرالمومنين عليه السلام و نامه‌ها و حکمت‌ها را مرحوم سيد رضي رحمه الله عليه آمدند جمع کردند که کلمات اميرالمومنين عليه السلام است که 241 خطبه 79 نامه و 48 حکمت يا همان کلمات قصار است.

مورد آخر هم «صحيفه سجاديه» است که معروف است به زبور آل محمد است خب اين صحيفه سجاديه ما يک صحيفه سجادي مختصر داريم که 54 دعا دارد، صحيفه سجاديه کامل داريم که 270 دعا است که اين چگونه است؟ فرق اين چطور است ببينيد ما علماي زيادي مثل مرحوم حر عاملي يا افراد ديگري آمدند صحيفه‌هاي متعددين از روايات امام سجاد دعاهاي‌شان را جمع کردند به صورت صحيفه صحيفه چاپ کرده‌اند اين را منتشر کردند يک صحيفه مختصر است که آن صحيفه ابتدايي بوده است که نوشته شده است آن 54 تا است اما اين صحيفه 270دعايي نسخي است که ابتهي اين‌ها را جمع آوري کرده است و آمده‌اند در يک جا آورده‌اند که معروف است به صحيفه سجاديه کامله که 270 دعا در آن آمده است.

مجري:

اين به هر جهت نشان دهنده احتمام اصحاب ائمه عليهم السلام و شيعيان به جوامع روايي و اقوال اهل بيت عليهم السلام داشتند

با هم يک کليپ اول را مشاهده مي‌کنيم که چه ادعاي کرده است و چه نتيجه‌ي را مي‌گيرد از آن قول بعد از آن با پاسخ کارشناس عزيز در خدمت شما خواهيم بود.

کليپ:

فراج صهيبي:

آيت الله وحيد خراساني شما در صفحه مشاهده مي‌کنيد اين کتاب مقتطفات ولائيه است که مربوط به دروس و بحث‌هاي آيت الله وحيد خراساني است چاپ سوم ترجمه عباس بن نخي اما در کتاب چه مي‌گويد در باب صبر الحجه صفحه 52 مي‌گويد که براي اينکه او يعني امام عصر عليه السلام عبد و بنده خدا شده و هنگامي که عبد و بنده خدا شده رب شده است پس عبوديت جوهره‌اي است که کن و ذات آن ربوبيت است امام در عقيده شيعه چه شد تبديل به رب شد 

مجري:

شيخ فراج صهيبي وهابي مشهور که مناظره ايشان را بسياري از بينندگان شبکه جهاني ولايت با ابوالقاسمي مشاهده فرمودند و شکست سنگيني که خورد تا جايي که براي مناظره دوم هم نيامد و حاضر نشدند و اما مي‌بينيد که باز هم دروغ گويي‌هاي اين‌ها ادامه دارد و با پاسخ کارشناس عزيز و باز هم افتضاح ديگر به افتضاحات متعددش شيخ فراج صهيبي اضافه خواهد شد. 

استاد روستايي:

عرض کنم که ايشان اينقدر که امانت دار است که دو کلمه آن طرف‌تر را نمي‌خواند 

يعني باز درود به شرافت کبک که سرش را مي‌کند در انبوهي از برف که پيدا نباشد کله‌اش پيدا نباشد، اين دو کلمه آن طرف‌تر است حالا يک زماني مي‌بيني که 10صفحه آن طرف‌تر است پنهان مي‌کند ممکن است که کسي نخواند ولي شما بيايد يک چيزي را از مراجع شيعه نقد بکنيد که لااقل جوابي نداشته باشد الحمد الله ومنه شيعه به پشتيبانه مکتب قوي و منطق قوي اهل بيت عليهم السلام براي همه ما پاسخ دارد، من اين کتاب در روي صفحه‌اي مانيتورم دارم ملاحظه بفرمايد "مقتطفات ولائيه" همان کتابي که فراج صهيبي نمايش داد اين هم صحفه دوم کتاب ملاحظه بفرمايد صفحه 52 که ايشان آمد بيان کرد بيايم اين بالا را ببينيم

لانه ‌أي إمام العصر عج الله تعالي فرجه الشريف صار عبدا صار ربا فلعبوديه جوهر کنهها الربوبيه

مقتطفات ولائية ص 52 ، المولف الوحيد الخراساني ، دارالنشر :   دارالمحجة البيضاء – بیروت    1431 ق. = 2010 م

امام عبد مي‌شود و زماني که عبد بشود (رب به چه معنا است؟) مالک مي‌شود وقتي عبد خالص شدي

اين يک حقيقتي است که آن کن و آن ذات اين حقيقت مالک شدن است يعني تصرف پيدا کردند مالک چرا اين را به رب تشبيه مي‌کنند رب يعني کسي که متصرف در امور است کسي که مالک است مالک در واقع کسي است که مثلا مي‌گويد که من مالک اين وسيله هستم يعني در اين وسيله مي‌توانم تصرف بکنم مي‌گويد اگر شما عبد الله شدي عبد خدا شدي خداوند اين قدرت را به شما مي‌دهد که رب و مالک باشي و بعد مي‌گويد

فمن ملک هذه الجوهرة وتحققت ربوبيته بالله تعالي لا باستقلال بلنسبة للاشياء

مقتطفات ولائية ص 52 ، المولف الوحيد الخراساني ، دارالنشر :   دارالمحجة البيضاء – بیروت    1431 ق. = 2010 م

کسي که مالک اين جوهر بشود يعني کسي که جوهره را بدست آورد جوهره عبوديت را بدست آورد و محقق بشود ربوبيتش به واسطه خدا نه به استقلال

اين کلامي است که ايشان نمي‌خواند اين ربوبيت ما که مي‌فهميم که خدا رب است ما که مثل شما وهابيون نيستيم که بخواهيم يک حرف‌هاي را به خدا نسبت بدهيم يک مطالبي را نسبت بدهيم بعد در آن گير بکنيم، ما مي‌گويم که اين ربوبيت بااستقلال نيست ما که نگفتيم که اين يک خدا و آن هم يک خدا ما مي‌گويم که رب به معناي لغوي است يعني مالک يعني پرودگار يعني کسي که متصرف در امور است به اين معنا است نه به معناي رب و خدا اين‌جا مي‌گويد «لا باستقلال» شما چطور نديد اين عبارت مرجع بزرگوار را يا ديديد و خواستيد براي بينندگان بيان نکني يا سوادت نمي‌رسيد اگر سوادت نمي‌رسيد که واي به حال آن وهابيوني که به تو پول مي‌دهند و اگر ديدي و پنهان کردي و کذب و دروغ به مردم مي‌گوي و کلاه سر مردم مي‌گذاري 

مجري: 

کليپ بعدي باز هم از چهره‌هاي مشهور وهابي است ببينيم آن‌ها هم ادعاي مشابهي در همين بحث رب و رب الارض اين‌ها مطرح کرده‌اند

کليپ:

عرعور:

برادران دقت کنيد خداوند متعال در قرآن مي‌گويد‌اي محمد بگو يعني به همه بندگان خدا بگو که اگر مي‌دانيد زمين و آن چه در آن است از کيست آن‌ها در جواب خواهند گفت براي خدا بگو آيا عبرت نمي‌گيريد، اين‌جا دقت کنيد و يک مسئله بسيار عجيب ببينيد اين‌جا مي‌پرسد ملاحظه کنيد در کتاب «مرعات النوار عاملي» آمده است که حضرت علي مي‌گويد من رب الارض هستم «و اشرقت الارض بنور ربها» ببينيد عزيزانم رب يعني امام تفسير قمي جلد دوم من فقط الان مي‌خواهم بدانم عقيده چه کسي در توحيد ربوبيت صحيح‌تر است. 

خالد الوصابی:

وقتي که به کتب شيعه مراجعه مي‌کنيم به طور مثال مي‌بينيم که مي‌گويند امام پروردگار زمين است در تفسير صافي که قبلا اشاره کردم جلد سوم در جلد سوم تفسير صافي در همان چاپي که قبلا گفته‌ام در تفسير اين آيه کريمه صفحه 250 مي‌گويد «و اشرقت الارض به نور ربها» نگاه کنيد به تفسير اين آيه کريمه رب الارض کي است؟ يعني مسئله که به ذهن هر مسلماني مي‌آيد اين است که منظور الله سبحان و تعالي است و کسي غير از آن نيست 

يعني اگر از آن‌ها بپرسي که چه کسي آسمان و زمين را خلق کرده خواهند گفت الله

ابوجهل هم اين را مي‌داند که رب الارض الله است اما از قمي و فيض کاشاني در تفسيرش سوال کني که پرودگار زمين کي است بشنويد که چه مي‌گويند، «واشرقت الارض بنور ربها» قمي از امام صادق درباره اين آيه نقل کرده است که رب الارض همان امام الارض است 

مجري:

استناد کردند به يک سري روايات و اقوالي گفتند که بله شيعه ائمه عليهم السلام خودش را رب مي‌داند خدا مي‌داند و اين هم شرک است.

استاد روستايي:

ابتدا من مي‌خواهم که کلمه رب را ببينم در چه چيزهاي استعمال مي‌شود در کتب اهل سنت من ابتدا اين روايت را نمايش بدهم در تفسير قمي که حالا اين‌ها روي کاغذ نوشتند و نشان مي‌دهند ما خود روايت را نمايش مي‌دهيم در تفسير قمي جلد 2 صفحه 253 مي‌آيد اين روايت را مي‌گويد و بعد مي‌فرمايد "رب الارض" يعني امام الارض پروردگار زمين يعني کسي که پيشوا در زمين است مقصود اين است خب اين روايتي که اين وهابيون نمايش داده‌اند، اما ببينيم اساسا کلمه رب در چه معاني به کار رفته است من يک نمونه خدمت بينندگان عرض مي‌کنم "رب الإبل" کتاب الموطا مالک در منابع اهل سنت هم ما نمايش مي‌دهيم الموطا مالک جلد اول محقق محمد فئواد عبدالباقي اين جمله «ما ظهر علي الارض کتاب بعد کتاب الله اصح من کتاب مالک» اين جمله شافعي است که بعد از کتاب خدا در روي زمين صحيح‌ترين از الموطا مالک نيست 

مجري:

نه بخاري نه مسلم

استاد روستايي:

بله اين کتاب الموطا را اين گونه مي‌گويد حالا تفسير قمي که ما در آن حرف داريم که اين تفسير قمي که به دست ما رسيده است اين نسخه اصلي نيست که البته آن هم باشد هيچ مشکلي نيست اين يک تيکه عبارت هيچ مشکلي نيست ما اين را خدمت بينندگان توضيح مي‌دهيم

اما اين الموطا مالک کتابي است که شافعي بعد کتاب الله مي‌داند خب شما ملاحظه بفرمايد اين‌جا چه عبارتی آمده است 

كان على رَبِّ الإِبِلِ أَنْ يَبْتَاعَهَا له حتى يَأْتِيَهُ بها 

موطأ مالك ج 1 ص 262، اسم المؤلف: مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي الوفاة: 179 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - مصر - - ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

«رب الإبل» پروردگار شتر اين مقصود چي است يعني خدا صاحب شتر شد؟ نخير اين منظورش صاحب شتر است کلمه رب به معناي صاحب است اين يک نمونه که اين‌جا آمده است،

بعد نمونه ديگري که ما داريم از عبدالمطلب که ايشان تعبيري دارد بعنوان رب الإبل که به ابرهه مي‌آيد مي‌گويد «انا رب الإبل و للبيته رب» حرفي که ايشان مي‌آيد مي‌زند اين اينقدر معروف و مشهور است که همه بيننده‌هاي عزيز ما اين را مي‌دانند و شک و شبهه‌ي هم در آن نيست پس «رب الإبل» تعبيري است که عبدالمطلب به کار مي‌برد اين دو نمونه باز اگر ما بيايم يک جست و جوي کوتاهي در منابع اهل سنت بزنيم با يک عبارات جالبي مواجهه مي‌شويم مثلا عباراتي مثل «رب العمل» ببينيد اين‌جا را «رب العمل» پروردگار عمل يعني کسي که يک عملي را انجام مي‌دهد يا مثلا «رب البيت» در مورد مرد خانه مي‌گويد پس ببينيد رب الإبل، رب البيت اين‌ها به کار مي‌رود و هيچ جاي شک و شبهه‌اي نيست همين عبارت در جاي ديگر هم آمده است در منابع متعددي به اين مسئله پرداخته است «رب الارض» ايشان گفت که اين امام رب الارض است شما ببينيد در کتب فقهي «رب الارض» اين تعبير آمده است حتي جالب اين‌جا است همين تعبير رب الارض در صحيح بخاري آمده است شما ملاحظه بفرماييد اين کتاب صحيح بخاري ملاحظه بکنيد اين ماجراي چي است؟ ماجراي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم است

بَاب إذا قال رَبُّ الأرض أُقِرُّكَ ما أَقَرَّكَ الله... رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَمَّا ظَهَرَ على خَيْبَرَ أَرَادَ إِخْرَاجَ الْيَهُودِ منها وَكَانَتْ الْأَرْضُ حين ظَهَرَ عليها لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ صلى الله عليه وسلم وَلِلْمُسْلِمِينَ وَأَرَادَ إِخْرَاجَ الْيَهُودِ منها فَسَأَلَتْ الْيَهُودُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِيُقِرَّهُمْ بها أَنْ يَكْفُوا عَمَلَهَا وَلَهُمْ نِصْفُ الثَّمَرِ فقال لهم رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم نُقِرُّكُمْ بها على ذلك ما شِئْنَا فَقَرُّوا بها حتى أَجْلَاهُمْ عُمَرُ إلى تَيْمَاءَ وَأَرِيحَاءَ

صحيح البخاري ص 439، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : بيت الأفكار الدولية- ریاض 

زماني که مالک زمين بگويد من تو را در اين‌جا ساکن مي‌کنم به گونه‌اي که خدا فرموده است زماني که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم قلعه خيبر را فتح کرد خواستند آن‌ها را بيرون کنند اين زمين اين يک ملک رسول صلي الله عليه و آله وسلم و خدا و مسلمين بود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌خواست اين‌ها را خارج بکند يهود از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم خواستند که مي‌گفتند که ما را اينجا بگذار که بمانيم که ما اين کارها را انجام بدهيم زمين‌هاي کشاورزي اين‌ها را، نصف ثمر مال ما و نصف ثمر مال شما رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند مقداري که ما بخواهيم و بعد عمر اين‌ها را بر خلاف سنت پيامبر آمد اخراج کرد

شما ببينيد براي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم تعبير رب الارض به کار رفته است خب اگر اين تعبير ايراد دارد چرا اين‌جا آمده است يا در صحيح مسلم ملاحظه بفرمايد چاپخانه ملک فهد کاملا مشخصات ذکر شده اين‌جا عبارت چي است

بَاب كِرَاءِ الأرض بِالطَّعَامِ... وَأَمَرَ رَبَّ الأرض أَنْ يَزْرَعَهَا أو يُزْرِعَهَا 

صحيح مسلم ج 2 ص 824، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دارالطيبه - ریاض 

کرايه دادن زمين در مقابل غذا

بعد اين‌جا مي‌گويد مي‌گويد امر بکند، چه کسی؟ رب الارض صاحب زمين که اين زمين را مثلا را زراعت بکنيم در آن شما ببينيد براي کشاورز شما رب الارض استعمال کرده‌ايد در صحيح مسلم در کتاب‌هاي فقهي هم فراوان است اين مسئله در کتاب‌هاي فقهي اهل سنت و چه در کتب فقهي شيعه فرقي نمي‌کند آن وقت اگر ما بيايم در يک تفسير آيه بگويم رب الارض مالک زمين پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است آيا اين ايرادي پيدا مي‌کند؟ يا چه اشکالي دارد؟ حتي ببينيد ما اين مسئله رب الارض در کتاب‌هاي متعددي داريم چون رب الارض به معناي مالک الارض است اگر آمديم گفتيم مثلا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مالک زمين است هيچ اشکالي به وجود نمي‌آيد 

مجري:

اما کلیپ بعدی روايت ديگر که عرعور به آن استناد کردند 

کليپ:

روايت ديگري گوش کنيد امام صادق گفته است هنگامي که مهدي عليه السلام قيام کند همه جمع مي‌شوند و حسين عليه السلام در بين اين‌هاست که اين که مهدي به کربلا مي‌آيد و احدي از مومنين اهل آسمان و زمين نمي‌ماند مگر آن که گرد حسين جمع مي‌شوند تا اين که خداوند حسين را زيارت مي‌کند و با او مصافحه مي‌کند و او را در کنار خودش بر تخت مي‌نشاند اين در کتاب مدينه معاجز سيد هاشم بحراني جلد سوم صفحه 464 آمده است 

مجري:

باز هم به اين گونه استدلال مي‌کند يک تيکه کاغذ يا گاهي يک مانيتوري نمايش داده مي‌شود بدون اين که تصويري از کتاب را نمايش بدهند که کارشان علمي و مستندتر باشد

روايتي را مطرح کردند که خدا به زيارت امام حسين عليه السلام رفته و مصافحه کرده آیا از اين روايت برداشت مي‌شود يا خير قضيه چيز ديگري است.

استاد روستايي:

عرض کنم خدمت شما اول ببينيم که معناي زيارت چي است که خيلي مهم است در کتاب مجعم مقاهيس اللغده، احمد بن فارس که ابن فارس معروف است در انتشارات دار الفکر وقتي که مي‌آيد به معناي زيارت مي‌پردازد مي‌گويد

(زور) الزاء والواو والراء أصلٌ واحدٌ يدلُّ على المَيْل والعدول

معجم مقاييس اللغة لابن فارس (3/ 36)

يک اصل واحدي است که دلالت بر ميل و رو کردن مي‌کند به شخصي

يعني وقتي که مي‌گويند زيارت يعني چي؟ يعني شخصي مثلا مي‌گويند که فلاني آمد زيارت شما زماني است که به شما روي کرده است به شما توجه کرده است اين که عدول از غير مي‌کند معناي اين نيست که حواسش به هيچي نيست مثلا شما ببييند کسي مي‌آيد خانه شما مهماني به زيارت شما مي‌آيد با زن و بچه‌اش مي‌آيد اين به زيارت شما آمده است اما حواسش هم به زن و بچه‌اش هم هست که مثلا بچه نيفته اين به معناي نيست که عدول از غير از عالم فارق بشود فقط متوجه شماست نخير توجه ويژه به شما دارد اين معنايش اين است اصل و اساس معناي زيارت اين نکته اول نکته دوم تفسير اين عبارت چي است تفسير اين "يزور الله" چي است ما اصل عبارت را در کتاب مدينه معاجز نشان بدهيم از مرحوم بحراني مي‌گويد که زماني که امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف مي‌آيد همان عبارتي که اين آقا خواند

حتى أن الله تعالى يزور الحسين ويصافحه ويقعد معه على سرير

مدينة المعاجز - السيد هاشم البحراني - ج 3 ص 464 

خداوند زيارت مي‌کند امام حسين عليه السلام را مصافحه مي‌کند و با او مي‌نشيند

اين يعني چي؟ اين معنايش چي است؟ حالا ما تدليس اين آقا را هم خواهيم گفت دروغي که به اين روايت بسته است و کامل جمله اين عالم را نياورده است اين را خواهيم گفت پس معناي زيارت شد توجه ويژه اما نکته دوم، اصلا تفسير "زيارت الله" چي است اين در روايت ديگر ما آمده است در يک روايتي از امام رضا عليه السلام پرسيدند که تفسير اين رواياتي که مي‌آيد بيان مي‌کند که مومنين به زيارت خدا مي‌روند در عرش يا مثلا همين روايت خدا به زيارت امام حسين عليه السلام مي‌آيد اين تفسيرش چي است؟ ببينيد مرحوم محمد تقي مجلسي در روضه متقين اين مسئله را ذکر کرده‌اند روايات امام رضا عليه السلام که مي‌فرمايند:

يا أبا الصلت إن الله تبارك و تعالى فضل نبيه محمدا صلى الله عليه و آله و سلم على جميع خلقه‏ من‏ النبيين‏ و الملائكة، و جعل طاعته، طاعته و مبايعته مبايعته، و زيارته في الدنيا و الآخرة زيارته فقال عز و جل‏ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة) ؛ ج‏3 ؛ ص262

خداوند پيامبرش را بر تمام مخلوقات از انبياء و ملائکه برتري داده است و قرار داد طاعت پيامبرش را طاعت خودش و بيعت با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را با بعيت با خودش قرار داد و زيارت پيامبر در دنيا و آخرت زيارت خودش قرار داد هر کسي که رسول صلي الله عليه و آله وسلم را اطاعت بکند از خدا اطاعت کرده است

پس طبيعتا مي‌شود «من زار رسول و فقد زار الله» يعني زيارت خدا زيارت رسول خداست، زيارت رسول خدا در زيارت خداست پس بعيد نيست که بگويم اين روايت اولا به اين معنا است البته تتمه‌ای دارد که ان شالله در ادامه در خدمتتان خواهم گفت.

کليپ:

کتاب حوار مع صديقي الشيعي نوشته الهاشمي بن علي

کتاب «حوار مع صديقي الشيعي» داستان هدايت جوان تونسي به نام «الهاشمي بن علي» وي در شهر «قابض» در خانواده‌اي «مالکي مذهب» چشم به جهان گشود. «هاشمي بن علي» از هوش و استعداد سرشاري برخوردار بود.  به گونه‌اي که وقتي در درس علماي شهر که در مسجد جامع برگزار مي‌شد شرکت مي‌کرد سخنان آن‌ها را به طور کامل به خاطر مي‌سپرد.

اولين جرقه در ذهن او، کلام عالمي بود که پيرامون صحابه‌ي رسول خدا صلي الله عليه و آله و جنگ صفين و حيله‌ها و نيرنگ‌هاي عمروعاص سخن مي‌گفت، براي هاشمي بن علي سخت بود که چگونه صحابه‌اي که به اعتقاد او حتي از فرشتگان بالاتر بودند، اهل حيله و نيرنگ باشند؟! چگونه مي‌توان باور داشت همه‌ي صحابه عادل باشند در حالي که با هم جنگيده‌اند و در اين بين خون‌هاي زيادي ريخته شده است؟! چگونه ممکن است برخي از اصحاب پيامبر صل الله عليه و آله به همسر آن حضرت تهمت فحشا بزنند و اجر و ثواب هم ببرند؟! «هاشمي بن علي» براي يافتن حقيقت به علماي مذهبيش مراجعه نمود اما به جوابي منطقي دست نيافت و تنها چيزي که مي‌شنيد اين بود که صحابه اجتهاد کردند و ما حق تحقيق و بررسي نداريم.

 «هاشمي بن علي» تا آن زمان شيعه‌اي نديده بود، فقط مشتي تهمت و افترا عليه شيعه شنيده بود به او گفته بودند شيعيان به صحابه‌ي پيامبر صلي الله عليه و آله دشنام مي‌دهند و جبرئيل را خيانت کار مي‌دانند و معتقدند بايد وحي را به حضرت علي عليه السلام مي‌داد اما او خيانت کرده و وحي را به حضرت محمد صلي الله عليه و آله داد سالها گذشت تا اين که «هاشمي بن علي» از طريق يکي از دوستانش با فردي شيعه آشنا شد و پيرامون مسائل اعتقادي با او به گفتگو نشست که با پاسخ‌هاي علمي و منطقي وي مواجه شد.

برخي از بحث‌هاي «الهاشمي بن علي» با دوست شيعه‌اش از اين قرار بود:

وقتي عزرائيل مي‌خواست جان حضرت موسي عليه السلام را بگيرد آيا ايشان ملک الموت را کتک زد؟ 

آيا گريه براي کسي که از دنيا رفته موجب عذاب او مي‌شود؟

آيا پيامبر صلي الله عليه و آله بعد از 23 سال رسالت به مردم آموزش نداند که دست بسته نماز بخوانند يا دست باز؟ 

آيا خدا اعضا و جوارح دارد و آيا پاي خود را داخل جهنم مي‌کند؟

آيا پيامبر صلي الله عليه و آله بعد از 23 سال رسالت به فکر آينده است امت نبود و جانشين معين نکرد؟

حديث ثقلين به چه معناست؟

حقيقت تقيه چيست؟

آيا توسل ايمان است يا شرک به خداست؟

حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف حقيقت است يا موجودي خيالي؟

«هاشمي بن علي» با جواب‌هاي مستدل و منطقي دوست شيعه‌اش با تمام وجود دريافت که تنها مکتب اهل بيت عليهم السلام است که روح تشنه‌اش را سيراب مي‌کند.

کتاب «حوار مع صديقي الشيعي» حکايتي است خواندني از هدايت اين جوان تونسي که با تمام وجود حقانيت مکتب اهل بيت عليهم السلام را پذيرفت.

بييننده‌هاي عزيز مي‌توانند براي دريافت فايل pdf کتاب به سايت www.valiasr-aj.com بخش کتابخانه مراجعه نمايند.

مجري:

امشب يک مهمان عزيز در جمع ما هستند و در خدمت ايشان خواهيم بود و شيخ نمر احمد زقموت از علماي اهل سنت فلسطين و رئيس مجلس علماي فلسطين هستند ايشان که در استوديو حضور دارند و از شما اجازه مي‌خواهم که خدمت ايشان سلام عرض مي‌کنم و به ايشان خوش آمد مي‌گويم

شيخ نمر احمد زقموت

ترجمه

ايشان هم سلام عرض کردند خدمت شما بينندگان عزيز و برادران مسلمان و همه عزيزاني که در شبکه ولايت.

مجری:

اما چون وقت برنامه خيلي به ما اجازه نمي‌دهد ما فقط چند سوال مختصر از ايشان خواهيم پرسيد سوال اول را بنده از ايشان مي‌پرسم در مورد بحث محبت اهل بيت عليهم السلام و حب اهل بيت عليهم السلام در قرآن کريم و سنت نبوي 

شيخ نمر احمد زقموت

ترجمه

ايشان فرمودند در مورد سوال که درباره حب اهل بيت عليهم السلام در قرآن و سنت نبوي که اشاره داشتند به آياتي از قرآن کريم ابتدا آيه‌اي را مطرح فرمودند که خود خداوند فرمودند اگر در واقع حب الهي داريد که بايد از خدا پيروي کنيد و پيروي از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم پيروي از خدا است و آيه‌اي ديگر و آيه معروف «مودت في القربا» که خود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند و امر کردند به محبت 5تن و محبت اهل بيت عليهم السلام و ايشان صريح کردند که قرب‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و اقرباي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم 5تن هستند اميرالمومنين عليه السلام حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها و حسنين عليهما السلام و در ادامه ايشان اشاره کردند به اين مطلب همه مسلمين بر مبناي آيات قرآن مامور هستند و اين يک واجب الهي است که حب اهل بيت عليهم السلام را داشته باشند و اين هيچ استثناي هم ندارد همه ما مامور هستيم به حب اهل بيت عليهم السلام بر مبناي آيات قرآن و اين هم جاي هيچ إن قلت هم وجود ندارد 

-بعد ايشان باز هم مجدد اشاره دارند به اين که ما اگر واقعا مي‌گويم پيروي از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌کنيم سمعنا و اطعنا اين يک دستور الهي است دستور خود رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم که از ايشان بايد پيروي کنيم و محبت اهل بيت عليهم السلام واجب الهي است همه ما مامور هستيم و اهل بيت عليهم السلام همان اهل کساء هستند اهل بيت عليهم السلام، و يک بخش قبلي ايشان هم يک اشاره‌اي داشتند تا زمان ظهور حضرت حجت عج الله تعالي فرجه الشريف بايد ما مامور هستيم به اين حب يعني حب اهل بيت عليهم السلام به 5 تن آل عبا هستند 

-ايشان اشاره کردند به حديث مشهور غدير "من کنت مولا فهذا علي مولا" که اشاره داشتند که بعضي از مسلمان‌ها معناي اين حديث را به درستي متوجه نشده‌اند اين حديث دارد ولايت را تا زمان ظهور مي‌رساند ولايت دائمي اهل بيت عليهم السلام که ما بايد آن را بپذيريم و قبول کنيم و يک امر کاملا دائمي است در استمرار زمان ما بايد آن را بپذيريم.

مجری:

اما سوال دوم را مي‌خواهم از ايشان بپرسم در مورد مظلوميت اهل بيت عليهم السلام و مظلوميت شيعيان اهل بيت عليهم السلام که ان شالله نظر ايشان را هم بدانيم.

شيخ نمر احمد زقموت

ترجمه

-ايشان اشاره داشتند به اين که لعنت خداوند بر دشمنان اهل بيت عليهم السلام و کساني که به اهل بيت عليهم السلام ظلم کردند و ظالم واقعي کسي است که به اهل بيت عليهم السلام و5تن آل عبا ظلم کرده است و اشاره داشتند به اين که نگاه کنيد امروز ببينيد منزلت اهل بيت عليهم السلام و محبت مسلمين نسبت به اهل بيت و در مقابل منزلت دشمنان اهل بيت که به زباله دان تاريخ پيوسته‌اند اين‌ها هيچ مقبره‌اي هيچ يادي هيچ نامي هيچ اثري از دشمنان اهل بيت عليهم السلام نيست اما در مقابل آن نام اهل بيت عليهم السلام استوار و باقي است و اشاره داشتند به اين که ظلم‌هاي شد در حق اهل بيت عليهم السلام نسبت به امام حسن عليه السلام امام حسين عليه السلام و مدينه علم آقا اميرالمومنين عليه السلام. 

مجری:

اما تشکر مي‌کنم از شيخ زقموت که ما در برنامه امشب خيلي مختصر مزاحم ايشان شديم و از حضور ايشان استفاده کرديم از علماي اهل سنت رئيس مجلس علماي فلسطين. 

-اما اشاره داشتند و خداحافظي کردند با شما بينندگان عزيز و تشکر از اين که اين فرصت در اختيارشان قرار داده شد تا مبلغ اهل بيت عليهم السلام باشند و تبليغ کنند از آموزه‌هاي اهل بيت و حب اهل بيت عليهم السلام.

 کليپ بعدي که گفت و گو با مستفسر عزيز حميد شيراني هست قمست چهارم آماده شده است با هم ديگر مشاهده مي‌کنيم

کليپ:

ما شيعه‌ايم، رسالت‌مان محمدي، ولايت‌مان علوي، عصمت‌مان فاطمي، سخاوت‌مان حسني، عزت‌مان حسيني، غيرت‌مان عباسي، صبرمان زينبي، عبادت‌مان سجادي، شريعت‌مان باقري، مذهب‌مان جعفري، بردباري‌مان کاظمي، مهرباني‌مان رضوي، بخشش‌مان تقوي، زيارت‌مان نقوي، نگاه‌مان عسکري و اميدمان مهدوي ست، ما شيعه‌ايم.

بسم الله الرحمن الرحيم، چي شد من که يک شخص وهابي بودم شيعه شدم، يک پلاکارد‌هاي را تنظيم کرده "من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميت جاهليه"، ولي دقت من بيشتر به تفسيرش بود يکي کتاب خدا است و ديگري عترت و اهل بيتش است پس شناختش مرگ جاهليت را از گردن ما دور مي‌کند، دلم را زدم به دريا با يک گروه تبليغي ارتباط گرفتم با اين‌ها پاي صحبت را باز کردم، چند تا کتاب به من دادند گفتند که شيراني اين‌ها را بخوانيد اگر سوالي داشتيد ما در خدمت هستيم کتاب الغدير علامه اميني بود شب‌هاي پيشاور واعظ شيرازي کتاب‌هاي دکتر تيجاني، خدا توفيقي داد با خواندن اين کتاب‌ها من به حقانيت شيعه پي بردم به امامت صاحب عصر شاهدت دادم تازه رسيدم خانه فهميدم داستان من تازه شروع شده است مجيد برادر دوقلويم پدر و مادرم، دختري که 20 روز ديگر با او عروسي دارم طبق فرمايش رسول الله مرگ با جهالت در انتظارشان است مي‌گفتم عشق به حضرت زهرا مثل يک ظرف عسل لذيذ و بي انتهاست مگر مي‌شود که من تک خوري کنم به آن‌ها ندهم گفتم که من علني شدم مي‌توانم عشق به امام حسين را هر جوري که دوست دارم پخش بکنم مي‌دانيد مثل چي بود، مثل اين که جلويت يک سفره رنگي از غذاي خوشمزه گذاشته کي ميتوانم در آن دسته‌ها براي مولايم آزادانه عزاداري کنم از هيچ کسي نترسم، برنامه‌هاي مختلف گذاشتند، تحريم، تهديد، می‌آمدند در خانه ساک 4.5 میلیون روپیه که این برای تو مابقی هم آن‌طرف مرز آماده است، از شبکه فارسي زبان ملعونه کلمه به من تماس گرفته مي‌گفتند که شيراني ما شما را بعنوان مجري شبکه خود مي‌خواهيم گفتم من شيعه شدم گفت که من که مي‌دانم الکي شيعه شديد به من مي‌گفت که تو پول گرفتي شيعه شدي مي‌گويند که کافر همه را به کيش خود پندارد آن چه که براي خودشان حائز اهميت بود فکر مي‌کرد که براي ما هم همچين چيزهاي ملاک است.

ارتباطات را که قطع کرديم به پدرم پيام دادند که ما بچه‌ات را مي‌کشيم و اين حرف‌ها بابام که ترسيده بود وحشتناک آمد سمت من و گفت پسرم يک خواهشي ازت دارم تو رو خدا از اين‌جا برو گفتم چشم بلند شدم رفتم دانشگاه علوم پزشکي درخواست انتقالي نوشتم گفتند که آقاي شيراني شما انتقاليتون 10 سال ديگر است تعهد 10 ساله داده‌ايد ضامن و سفته برده‌اي، محضر تعهد داده‌اي نه نمي‌توانيم که به شهر بغل دستي جابه جا کنيم شما تشريف ببريد 10 سال ديگر مراجعه بکنيد شايد بتوانيم واسه شهر بغل دست جابه جايتان بکنيم گفتم باشه.

رفتم پيش خانومم به وحدانيت خدا آن روز موجودي جيب من کلا 260 هزار تومن پول بود من 100 تومن گذاشتم در جيبم 160 تومن دادم به خانومم گفت يعني چي؟ نمي‌دانم کجا ولي در يکي از شهرهاي خدا هر کجا ساکن شدم ميام دنبالت، اتوبوس که داشت شهرهاي ايران يکي يکي رد مي‌کرد يک جا تا بيدار شدم پنجره را ديدم، ديدم نوشته است اين‌جا شهر کريمه اهل بيت حرم حضرت معصومه سلام الله عليها گفتم خب بذار من پياده بشم برم يک زيارت دل چسب بکنم بعد بروم تهران، گفتم بي بي جان تو رو خدا يک درخواستي در جيبم است زاهدان که من را نا اميد کردند تو رو خدا يک کاري بکن اين وزيران اين بزرگ‌ها دستشان پاي امضاي من بچرخه من آبروم پيش زن و بچه‌ام نرود، در شماره 8 داشتم که کفشام را مي‌پوشيدم زد به شانه‌ام برگشتم گفت پسرم بلوچ هستي گفتم بله شما از لباس هايتان پيداست گفتم بله، شما برادران اهل سنت هستيد گفتم که حاج آقا من شيعه شدم دست من را گرفت و نشستيم و گفت چرا شيعه شدي؟ گفتم به اين دليل، تلفنش را در آورد يک مکالمه و تماس گرفت گفت آقاي فلاني انتقالي اين شيراني را اوکي کنيد آن تلفن را داد به من بعد من داشتم صحبت مي‌کردم ديدم خدايا رئيس دانشگاه داره به من مي‌گويم که انتقالي شما موافقت شد برگرديد زاهدان تسويه کنيد من موبايل را انداختم دويدم سمت ضريح حاج آقا هم دنبالم کنار ضريح رسيدم گفتم که بي بي جان دمت گرم شما چقدر باحاليد گفتم فردا تهران. .. جلو در خانه تان انتقالي مرا امضاء کرديد من از اين‌جا برگردم برم زاهدان، گفتم زاهدان دکتر اکبري معاونت دانشگاه من را که از اتاقش کرده بود بيرون مي‌گفت که پارتيت خيلي کلفته به ما گفته‌اند هر کجا که خودت دوست داري کيش يا شمال؟ انتقالي را کجا بنويسيم؟ گفتم اگر به من است بذار خود قم 

مجري:

بله قسمت چهارم گفت و گو با مستفسرعزيز حميد شيراني بود و ادامه دارد ان شالله در هفته‌هاي آينده مشاهده خواهيد فرمود 

کارشناس عزيز در خدمت شما هستيم با ادامه مباحث يا نکاتي که باقي مانده باشد يا جمع بندي اگر خواستيد انجام داديم ما در خدمت شما هستيم. 

استاد روستايي:

عرض کنم که در آن کليپ‌هاي ابتدايي اين‌ها آمدند و پيرامون واژه‌اي که در مورد ائمه به کار رفته است بعنوان مثلا رب الارض آمدند ايراد گرفتند که شيعه مي‌گويد که امام پروردگار زمين است يعني شريک براي خدا قائل مي‌شود که ما بيان کرديم اولا اين تعبير رب الارض در صحيح بخاري آمده است پيرامون پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اين تعبير رب الارض در کتاب صحيح مسلم آمده است پيرامون صاحب زمين در کتاب‌هاي فقهي آمده است اين تعبير کلهم رب براي صاحب شتر به کار برده شده است رب الأبل، ما رب الإبل استعمال داريم رب الغنم يعني صاحب گوسفندان استعمال داريم کلا کلمه رب به معناي صاحب است اين نکته اول که آيت الله وحيد هم فرمودند کنه عبوديت ربوبيت است يعني وقتي انساني آمد عبد خدا شد خدا او را رب مي‌کند يعني چي که رب مي‌کند يعني او را متصرف امور قرار مي‌دهد ما قبلا در برنامه‌هاي گذشته‌مان رواياتي را قرائت کرديم از کتاب صحيح بخاري پيرامون اين که اهل بيت نه فقط اهل بيت هر کسي که بياید در واقع بنده خاص خدا بشود بنده خالص خدا بشه بياید حتي مستحبات را انجام بده خدا دست او مي‌شود خدا پاي او مي‌شود خدا گوش مي‌شود که با آن مي‌شنود و چيزي که در صحيح بخاري آمده است ملاحظه بفرمايد اين روايت را مي‌گويد زماني که بنده‌اي با نوافل تقرب به من پيدا بکند من او را دوست بدارم گوش او مي‌شوم که با او مي‌شنود چشم او مي‌شوم دست او مي‌شوم وقتي که خدا دست يکي بشود همان طور که خدا مي‌تواند در عالم تصرف بکند آن فرد هم در عالم مي‌تواند تصرف بکند تازه اين مقامي است که با يک نافله خواندن نصيب شده است حالا اگر ما گفته‌ايم ائمه رب الارض هستند اشکالي دارد و جالب اين‌جا است اين مقام رب بودن براي اهل بيت عليهم السلام حتي در منابع اهل سنت هم آمده است هم در مورد رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و هم در مورد امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف شما بفرمايد ببينيد اين کتاب صحيح بخاري است، اين روايت که من دارم قرائت مي‌کنم پيرامون رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم اين روايت در 7 جاي صحيح بخاري آمده باب الصلاه علي شهيد، روايت شماره 1344 ملاحظه بفرمايد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند

وَإِنِّي أُعْطِيتُ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِ الأرض أو مَفَاتِيحَ الأرض 

صحيح البخاري  ص 261 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : بيت الأفكار الدولية- ریاض

به من کليدهاي خزانه‌هاي زميني‌ها کليدهاي زمين به من داده شد

مفاتيح الارض دست من رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم است کليدهاي زمين يعني مالک زمين من هستم شما ببينيد حتي ابن تيميه وهابي و شيخ وهابي همين مقام را براي امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف قائل است ملاحظه بفرمايد کتاب مجموع فتاوي چاپ عربستان است اين‌جا بيان مي‌کند به نقل از مجاهد مي‌گويد مالک زمين شدند هم مومنان و هم کافران مومناني که مالک زمين بودند سليمان و ذوالقرنين و کافراني که مالک زمين شدند بخت النصر و نمرود هست

 وسيملكها خامس من هذه الأمة 

كتب ورسائل وفتاوى ابن تيمية في الفقه  ج 35   ص 35، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

نفر پنجمي هم در اين امت مالک زمين مي‌شود

که همان رب الارض است در واقع، خب اين نفر پنجم چه کسي است ابن تيميه در منهاج سنه نامش را مي‌برد اين‌جا فقط مي‌گويد: پنجمين نفر از اين‌ها اين‌ها 4 تا بودند يک نفر پنجمي هم مالک زمين مي‌شود در منهاج السنه ملاحظه بکنيد روايتي را مي‌آورد

المهدي من عترتي من ولد فاطمة 

منهاج السنة النبوية  ج 8   ص 255، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

 مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف از اهل بيت عليهم السلام من پيامبر است از فرزندان فاطمه الزهرا سلام الله عليها،

مي‌گويد در روايت ابو داود که از طريق ابي سعيد آمده است آمده که "يملک عرض سبع سنين" 7 سال ايشان مالک کل زمين مي‌شود همان رب الارض است اين تعبير فرقي نمي‌کند چون صاحب الارض معمولا نمي‌گويند يا رب الارض مي‌گويند يا مالک الارض، امام زمان مالک الارض است اين فقط در منابع شيعه نيامده است حتي در منابع مورد اعتماد شما وهابي اين آمده است من نمي‌دانم چقدر حقد و کينه مي‌خواهد نسبت به اهل بيت عليهم السلام وجود داشته باشد که کسي بيايد اين را انکار بکند که حتي در مورد امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف در کتاب خود وهابيت هم آمده است اين پيرامون رب الارض و مالک الارض

اما مطلب ديگري که ما بيان کرديم پيرامون زياره الله بود که امام حسين عليه السلام در زمان ظهور امام زمان هستند و در آن روايت آمده بود که خداوند به زيارت امام حسين عليه السلام مي‌آيد اولا اين زياره الله به چه معنا است اين نکته‌ي خيلي مهمي است که اصلا زيارت الله آيا معناي دارد يا معناي ندارد و آيا در جوامع روايي ما جاي دارد يا ندارد؟ ما عرض کرديم در روايت روضه متقين که امام رضا عليه السلام فرمودند «من يطع الرسول فقد اطاع الله» هر کسي که رسول صلي الله عليه و آله وسلم را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است زيارت الله همان زيارت الرسول است اين يک تاويل براي اين روايت ما قائل به تاويل هستيم ما مثل وهابيون نيستيم ظاهر گرا باشيم اين يک تاويل که بيان شد 

 نکته دوم عبارتي است که خود مرحوم بحراني بيان کرده است که اين عالم وهابي تدليس کرد دروغ بست و اين عبارت را نياورد ببينيد در مدينه معاجز وقتي مرحوم بحراني کتاب را با هم ملاحظه بفرمايم مدينه معاجز جلد سوم اين روايت در صفحه 464 آمده است مرحوم بحراني پايين صفحه يک عبارتي را دارند

معنى قوله - عليه السلام - حتى أن الله تعالى يزور الحسين - عليه السلام كناية عن قرب شأن الحسين - عليه السلام - من الله تعالى

مدينة المعاجز (4/ 345)

اين يعني چي اين که خدا امام حسين عليه السلام را زيارت کنايه است

توي وهابي نمي‌فهمي کنايه از قرب شأن امام حسين عليه السلام به خداي تبارک و تعالي، اين مقام متصور مگر نيست براي کسي؟ چرا متصور است در ماجراي معراج الرسول خدا داريم که

فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى

سوره نجم آیه 9

به يک جاي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم رسيد که جبرائيل گفت يا رسول الله اگر من ملک مقرب بالاتر بيايم مي‌سوزم يعني قرب براي بنده به اين حد مي‌تواند برسد، خب امام حسين عليه السلام پاره وجود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هستند آقا امام حسين عليه السلام شخصيتي هستند که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمود

حُسَيْنٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْ‏ حُسَيْن‏

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏43 ؛ ص261

نگفتند حسين من جسمي فرمودند مني اضافه کردند به وجود خودشان يعني تمام مقامات رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم غير از بحث نبوت امام حسين عليه السلام دارا است همان طوري که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌تواند به آن مقام برسد امام حسين عليه السلام هم مي‌تواند برسد لذا اين کنايه از قرب شان امام حسين عليه السلام است و نزديکي امام حسين عليه السلام به خدا است و بعد مرحوم بحراني ادامه مي‌دهند

و هذا معلوم‏ لأنّ‏ اللّه‏ سبحانه و تعالى ليس بجسم‏ و لا يجوز عليه الحركة و السكون و الانتقال و ليس في مكان و لا يخلو منه مكان سبحانه‏

مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر ؛ ج‏3 ؛ ص464

خداوند که جسم نيست خدا که جايز نيست که بخواهيم بگيم حرکت مي‌کند يا می ایستد يا از مکاني به مکاني مي‌رود خداوند در مکان خاصي نيست و هيچ مکاني از خدا خالي نيست خداوند به تمام مکان و زمان احاطه دارد

اين تعبيري هست و تفسيري است که مرحوم محدث بحراني در اين‌جا مي‌آورند و اين آقا ذکر نمي‌کند به دروغ اين هم نکته دوم، 

نکته آخر که جمع بندي عرايض بنده باشد اين تعبير زيارت خدا در منابع شيعه و سني آمده است شما ببينيد روايتي را از صحيح مسلم نمايش بدهم در صحيح مسلم روايت 2569 ملاحظه بکنيد روايت به اين گونه است از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم 

إِنَّ اللَّهَ عز وجل يقول يوم الْقِيَامَةِ يا بن آدَمَ مَرِضْتُ فلم تَعُدْنِي قال يا رَبِّ كَيْفَ أَعُودُكَ وَأَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ قال أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ عَبْدِي فُلَانًا مَرِضَ فلم تَعُدْهُ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّكَ لو عُدْتَهُ لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ 

صحيح مسلم  ج 2   ص 1996، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار الطیبه - ریاض 

خداوند عزوجل روز قيامت مي‌گويد ‌اي فرزند آدم من خدا نعوذ بالله مريض شدم تو من را عيادت نکرده‌اي خدايا من چطور تو را عيادت بکنم تو پروردگار عالم هستي مگر نمي‌داني مگر نمي‌داني فلان بنده من مريض شد و تو عيادتش نرفتي آيا نمي‌داني که اگر آن بنده را عيادت مي‌کردي من خدا در نزد او بودم و من را عيادت مي‌کردي، شما ببينيد عيادت مريض عيادت الله شمرده شده است

حالا ما بيايم بگويم که اين‌ها مشرک شده‌اند که اين طور گفته‌اند، آيا اين به اين معنا است خب انصاف هم خوب است وقتي که گفته است زيارت الله کنايه از قرب است اين هم کنايه از عنايت به مريض است و توجه ويژه خدا به مريض، ببينيد که در منابع اهل سنت آمده است بنابراين وهابيت کار با شيعه فقط ندارد کار با اصل اسلام دارد گرچه مقايسه آن فضيلت با اين روايت از زمين تا آسمان فرقش هست اما من فقط سخنم اين‌جا است که بالاخره اين مسئله در بين شيعه و سني جا دارد پس بنابراين اين مسئله هيچ اشکالي ندارد 

نکته آخر اين‌ها مي‌آيند فضيلت براي احمد حنبل نقل مي‌کنند که خدا به زيارت احمد حنبل آمد و قبر حضرت حنبل تخريب شد چون خدا آمد روش ايستاد، خب چطور شد آن موقع شما نمي‌شويد مشرک، اما اگر ما بگويم امام حسين عليه السلام مقام و منزلتش به اين گونه است مشرک مي‌شويم، امان از بي سوادي و بي تقوايي که وهابيون به خرج مي‌دهند، خدمت شما هستم.

آقا علي از گرگان -شیعه 

يک سوال داشتم يک مفتي بزرگ سني مي‌آيد اينقدر با لطافت از اهل بيت صحبت مي‌کند و شيرين بيان مي‌کند ولي متاسفانه عوام اهل سنت بعضي‌هاي‌شان اين لطافت را اصلا نمي‌توانند درک کنند اين يک سوال بود، و دوم اين که من حقيقت 

مجري:

البته اين طور نمي‌توانيم کلي حکم صادر کنيم بسيار از اهل سنت و اکثر اهل سنت 

بیننده:

نه کلي نمي‌گويم عده کمي که مي‌آيند 

آقای عليزاده از مشهد مقدس -شیعه 

مي‌خواستم خدمت شما عرض کنم که در شبکه‌هاي وهابي اين را مي‌گويند که مي‌خواهم در اين‌باره توضيحي بدهيد مي‌گويند که شما روايتي که از داخل کتاب‌هاي اهل سنت که مي‌آوريد شما يک قسمتي از روايت را مي‌آوريد مثلا قسمت بالا و پايين را نمي‌خوانيد مثلا مي‌گويند که اين‌ها در آن صحبتي که کرديد مثلا درباره ائمه ما يا اعتقادات ما يعني مي‌گويد که شيعه اين را مي‌گويد ولي ما اعتقادي به اين نداريم، من مي‌خواستم درباره اين توضيح بدهيد 

بعد مي‌خواستم خدمت شما عرض کنم که من فکر مي‌کنم که نياز نيست که بخواهيم مذهب خودمان را از کتاب‌هاي اهل سنت ثابت کنيم چون مذهب ما واقعا بر حق است

استاد روستايي:

نه نه ما نمي‌خواهيم که عقايدمان را از اين کتاب‌هاي اثبات بکنيم شما همان طور که ملاحظه فرموديد من در مورد همان رب الارض اصل روايت را در تفسير قمي نمايش دادم در اول برنامه و در مورد اين روايتي که عرعور خواند بله که خدا به زيارت امام حسين عليه السلام مي‌آيد اصل روايت را از منبع خود آن نشان دادم و توضيح دادم حرف مرحوم بحراني را اما براي اسقاط خصم و در واقع از باب الزام ما در مقابل وهابيت مي‌گويم که اين در منابع مورد قبول وهابيت هم آمده است از اين باب است وگرنه ما اينقدر الحمدالله مکتب‌مان قوي و غني است که اصلا نياز به اين مطالب و اين‌ها نداريم

آقای سياح پور از قم 

يک سوالي داشتم اين که چرا شبکه‌اي به اين خوبي مثلا شبکه 5ماداريم شبکه 3 داريم نمي‌دانم شبکه خبر هست حيف اين شبکه نيست که سراسري پخش نشود که اينقدر آموزنده و مفيد است و واقعا به درد بخور است چرا اين شبکه سراسري پخش نمي‌شود 

چند شب صحبتي بود راجع به خيلي عذر مي‌خوام ادرار پيامبر حالا اين از لحاظ بهداشتي يا هر لحاظ شما تاييد مي‌کنيد 

مجري:

البته در همان برنامه هم استاد ابوالقاسمي عزيز اشاره کردند که از نظر شيعه ما اين روايات را قبول نداريم اين‌ها از باب احتجاج به اهل سنت داريم اشاره مي‌کنيم

خانوم رضويان از کرج 

يک سوالي داشتم در مورد دين وهابي اين دين با دين اهل سنت چه فرقي دارد، 

سوال ديگري هم داشتم خواندن دعاي فرج در قنوت نماز چه مزيت‌هاي را دارد

آقای زراعتي از مشهد مقدس 

بنده دو تا سوال داشتم من يک دانش آموزم من شنيدم وقتي که عمر به ايران حمله کردند يک جوي بوده است که آبش مي‌رفته در آسياب مي‌چرخيده و نان مي‌دادند، بعد دستور داده که اين آب را قطع کنيد و سر سربازان ايراني را اينقدر ببريد تا خون جريان پيدا کند آسياب بچرخد و نان به سربازان بدهيد مي‌خواستم بدانم که اين حقيقت دارد يا نه؟

دومين سوالم اين است چرا برادران اهل سنت اين قاري‌هايشان وقتي انتهاي ختم قرآن مي‌رسند صدق الله العظيم اين علي اين صفت خداوند را نمي‌گويند همين را مي‌خواستم که توضيح بدهيد، متشکر

آقای حسيني از کرج -شیعه 

يک سوال در ذهن من هست در مورد بي بي شهر بانو همسر امام حسين مادر امام سجاد مي‌خواستم بدانم که چرا در کربلا نبود چطوري سر از ايران در آوردند من خودم از سادات حسيني هستم بزرگواري کنند برايم توضيح بدهند 

مجري:

علي از گرگان اشاره کردند که يک عالم اهل سنت اين گونه با لطافت صحبت مي‌کند چرا بعضي‌ها هستند يا از اهل سنت يا وهابي زده هستند چرا اين‌ها را قبول نمي‌کنند و مخالفت مي‌کنند. 

استاد روستايي:

يک کلام زيبايي اميرالمومنين دارند که مي‌فرمايند

الناس أعداء ما جهلوا

نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص15

مردم دشمن آن چيزي هستند که نمي‌دانند

ببينيد گاهي اوقات ما مثلا يک نوجوان وهابي مي‌آيد يک برخورد نامناسبي را انجام مي‌دهد خيلي شايد مردم ناراحت بشوند مردم اذيت بشوند که چرا اين گونه برخورد کرد خب آن جوان نمي‌داند حقيقت را و چيزي که در گوش او فرو کردند همه‌اش دشمني هست با شيعه، همین آقای شيراني در آن قسمت اول برنامه‌هايشان فرمودند که به ما همه‌اش از دشمني با شيعه گفته بوده‌اند و هم الهاشمي بن علي که امشب ما کتابش را معرفي کرديم در آيتم معرفي کتاب «حوار مع صديقي الشيعي» آن جا هم ايشان گفتند که اصلا من فقط شنيده بودم که شيعه به صحابه دشنام مي‌دهد شيعه با جبرئيل دشمن است جبرئيل را خائن مي‌دانند و يک مشت تهمت و افترا عليه شيعه، خب ببييند آن نوجوان وهابي اين را نشنيده است طبيعتا مي‌آيد و يک موضع بعدي را مي‌گيرد و متوجه نمي‌شود حالا ممکن است که يک نوجوان اهل سنتي هم اين گونه برخورد بکند ولي علماي که فضائل اهل بيت را مي‌دانند علماي که مي‌دانند اهل بيت عليهم السلام  

لَا يُقَاسُ بِهِمْ أَحَد

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ؛ ج‏2 ؛ ص271

مي‌آيند و اين گونه صحبت مي‌کنند.

مجري:

آقای عليزاده گفتند که بعضي از مخالفين در مورد اين که چرا بعضي از روايت‌ها را که مي‌آوريد که چرا کامل نمي‌خوانيد قبول نمي‌کنند و مخالفت مي‌کنند 

استاد روستايي:

اشکالي ندارد اگر ما واقعا جاي از روايت را مثلا سانسور مي‌کنيم خب بسم الله بيايند نمايش بدهند، خب ما شاهد مثال را مي‌خوانيم يک زماني اساتيد شبکه ولايت گاهي اوقات لازم است که روايت خيلي طولاني است يک بخشي از آن شاهد مثلا است مثلا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مثل همين روايت امشب مي‌فرمايند «اطيعوا مفاتيح الارض» يا خزائن الارض، يا مثلا مالک الارض هستم من بعد در ادامه مي‌فرمايد که من از شرک شما نمي‌ترسم از دنيا پرستي شما مي‌ترسم خب اين از دنيا پرستي شما مي‌ترسم اين موضوع بحث امشب ما نيست موضوع بحث اين است که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم خزائن الارض و مفاتيح الارض دست‌شان است خب ما اين تيکه شاهد مثال را بيان مي‌کنيم به همين دليل است.

مجري:

اما سوال ديگري که آقای سياح پور يا درخواستي که ميشه گفت مطرح کردند درباره پخش سراسري شبکه ولايت اگر در اين مورد توضيحي داريد 

استاد روستايي:

اين ديگر به عهده ما نيست طبيعتا بر عهده مسئولين امر در صدا و سيما هست که اگر به اين ضرورت برسند که اين شبکه جهاني پخش بشود ما که بارها گفتيم و بيننده‌هاي عزيزمان هم تقاضا داشتند و بالاخره حداقلش بخشي از بحث‌هاي معارفي در شبکه‌هاي سراسري پخش بشود اين خواست ما هم هست منتها سياست گذاري کليش به عهده صدا و سيما است.

مجري:

سوال ديگري که مطرح کردند در مورد رواياتي بود که قرائت شد البته در يکي از برنامه‌هاي چالش در بحث ادرار پيامبر و خون پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از کتب اهل سنت و ايشان گفتند که نظر شيعه در اين مورد چي هست.

استاد روستايي:

يک بحثي است به عنوان پاکي اين بزرگواران که آيا خون حضرات معصومين عليهم السلام يا ساير مطالبي که آورديد آيا اين‌ها پاک است يا نيست يک بحث است اين، يک بحث بحث بهداشتي بودن از نظر پاک بودن به مقتضاي آيه‌اي تطهير اين مسئله پاک است خون پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم پاک است بعنوان نمونه من کتب اهل سنت باز اين مسئله را نمايش بدهم که علماي اهل سنت هم همين مسئله را پذيرفته‌اند که اصلا رجس فقط اختصاص به گناه ندارد ببينيد تفسير الثعالبي اين مسئله را بيان مي‌کند 

والرجس اسم يقع على الإثم وعلى العذاب وعلى النجاسات والنقائص فأذهب الله جميع ذلك عن أهل البيت

تفسير الثعالبي = الجواهر الحسان في تفسير القرآن (4/ 346)

رجس هم به نجاسات مي‌گويند هم نقائص مي‌گويند هم عذاب هم گناه خداوند نجاسات را از اهل بيت عليهم السلام برداشته است

بنابراين خون اهل بيت عليهم السلام يا ادرار اهل بيت عليهم السلام نجس نيست نه اين که در وجودشان خون نيست، هست نجس نيست به مقتضاي اراده تکويني در آيه تطهير همين مسئله در احکام القرآن جصاص هم مي‌بينيم مي‌گويد

يَحْتَمِلُ التَّطْهِيرَ مِنْ الذُّنُوبِ وَيَحْتَمِلُ التَّطْهِيرَ مِنْ الْأَحْدَاثِ وَالْجَنَابَةِ وَالنَّجَاسَةِ ... فَلَمَّا احْتَمَلَ الْمَعْنَيَيْنِ فَالْوَاجِبُ حَمْلُهُ عَلَيْهِمَا

أحكام القرآن للجصاص ت قمحاوي (4/ 33)

ممکن است تطهير از ذنوب باشد و ممکن است تطهير از احداث جنابه نجاسات باشد ...زماني که هر دو معنا احتمال مي‌رود هر دويش يعني نه نجاست و نه گناه در وجود اهل بيت است

اين هم شيعه اين مقدار را قبول دارد و به مقتضاي پاکي اهل بيت ما اهل بيت عليهم السلام را وجودشان را همه برکت مي‌دانيم اما خود روايات شيعه ما حتي در بعضي از روايات داريم که اهل بيت عليهم السلام فضولات ندارند داريم که مثلا اهل بيت مي‌رفتند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم قضاي حاجت بوي عطر پخش مي‌شود و زمين چيزي را قرار نمي‌داد مي‌بلعيد کسي چيزي نديده اما آن روايتي که دوست عزيزمان فهميده از کتب اهل سنت بوده است ما آن‌ها را قبول نداريم

مجري:

خانوم رضويان دو سوال مطرح کردند يکي درباره تفاوت اهل سنت و وهابيت که بارها مطرح شده است 

استاد روستايي:

در مورد فرق وهابيت و اهل سنت خود علماي اهل سنت اين مسئله را بيان کرده‌اند به عنوان نمونه جناب محمد عمرسربازي يا محمد حسن جان سرهندي مجددي مي‌آيد اين مسئله را بيان مي‌کند ببينيد کتاب گفتمان در نقد وهابيت نويسنده‌اش عالم اهل سنت است محمد حسن جان سرهندي مجددي مترجم هم مولوي عبدالخبير صمداني فر که اين هم از علماي اهل سنت است در صفحه 22 مي‌گويد 

خلاصه اين که اختلاف ميان مقلدان يعني اهل سنت و غير مقلدان يعني وهابيون بر روي 4 محور است که وهابيون اين‌ها را شرک و کفر مي‌دانند و بدعت مي‌دانند آن چهار مورد چي است، 1. تعظيم و احترام غير خدا، که اهل سنت اين را قبول دارند و وهابي‌ها قبول ندارند 2. توسل که اهل سنت قبول دارند و وهابي‌ها قبول ندارند 3. مخاطب قرار دادن غير خدا با حرف ندا و سماع موتي که شنيدن مردگان باشد که اهل سنت قبول دارند و وهابي‌ها قبول ندارند 4. تقليد از امامان مذاهب که ايشان مي‌گويد

که هم وهابي‌ها و هم وهابي‌هاي حنفي نما واقعيت را بپذيرند و تعصب و افراط گرايي را رها کنند، آقا محمد عمر سربازي در کتاب فتاوا منبع علوم کوهوند در جلد اول مطلبي را دارد فرق بين مسلمان اهل سنت و وهابيت در چيست، ايشان مي‌آيند چند فرق قائل مي‌شود 1.وهابيت قائل به تقليد نيستند تصرف را منکر هستند و توسل به اموات را مطلقا نفي مي‌کنند و بعد هم مي‌گويد و و و 

اين فرق‌هاي اهل سنت و وهابيت است البته فرق‌هاي ديگري هم در زمينه شفاعت در زمينه تبرک در زمينه زيارت وجود دارد که اهل سنت قبول دارند و وهابيون قبول ندارند 

مجري:

خانوم رضويان اگر مايل باشند مي‌توانند برنامه راه و بي راه را دنبال کنند که به صورت اختصاصي تفاوت‌هاي وهابيت است با ساير مذاهب اسلامي که بيش از 80 برنامه گذشته است و موضوعات مختلفي مطرح شده است 

سوال ديگري که ايشان مطرح فرمودند در مورد خواندن دعاي فرج در قنوت که چه اثرها و چه فوايدي را دارد.

استاد روستايي:

اصل دعا براي فرج که داريم که افضل اعمال است خود روايت داريم که شما دعا بکنيد براي فرج

وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏

كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص485

شما زياد دعا بکنيد فرج شما در همين هست در همين مسئله و گشايش کار شما در همين است

 چرا؟ چون دعاي براي فرج انسان ساز، انسان وقتي منتظر يک مهماني باشد سعي مي‌کنه که خانه خودش را آب و جارو بزند تميز بکند که وقتي مهمان مي‌آيد احساس خوبي به او دست بدهد و احساس بدي به او دست نده حالا که ما وقتي منتظر مهماني به نام ولي عصر باشيم و منتظر فرجش باشيم طبيعتا اگر منتظر واقعي باشيم قلب و جانمان را تميز و پاکيزه مي‌کنيم 

يک بحث ديگر هست دعاي سلامتي امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف است «اللهم کن الوليک...» که بعضي‌ها گمان مي‌کنند اين دعاي فرج است در حالي که اين دعاي سلامتي هست دعاي فرج همان «الهي عظم و البلا..» است آن دعاي سلامتي حضرت هم آن هم خوب است چون ياد امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف بودند طبيعتا ياد خداست و حضرت فرمودند

انّا غير مهملين لمراعاتكم‏ و لا ناسين لذكركم‏

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏53 ؛ ص175

ما ياد شما هستيم

چه خوب است که ما هم ياد امام خودمان باشيم. 

مجري:

سوالي که زراعتي مطرح فرمودند که بحث فتوحات مطرح شده و اشاره کردند به يک داستان خاصي در مورد آسياب و سربازان ايراني تا اين حد مثلا جناياتي انجام شده بعد گفتند که آيا اين صحت دارد يا خير؟

استاد روستايي:

اصل جنايات‌هاي که در ايران انجام شده است اين‌ها جاي شک و شبهه نيست اين که يک جنايات‌هاي در ايران صورت گرفته مثلا آمدند به طول شش فرسنگ که 24 کيلومتر است آدم اعدام کردند اين‌ها هست بله، اما اين مدلي که ايشان فرمودند که آب را قطع بکنند بعد بگويند که سر سربازان را ببريد بعد اين خون آسياب را بچرخاند اين قطعا باطل است چرا؟ چون آن پلاسماي خون اجازه نمي‌دهد که خون اينقدر روان بشود سريع خشک مي‌شود و اين اصلا معقول نيست که خون بيايد به اين حد که آسياب را بچرخاند ولي اصل جنايتي که در ايران صورت گرفته است اين قابل اغماض نيست و در تاريخ آمده است. 

مجري:

سوال ديگر ايشان در مورد عبارت صدق الله العظيم که چرا اين گونه مي‌گويند در پايان قرائت قرآن 

استاد روستايي:

اين سوالي است که بايد از خودشان پرسيد وگرنه اين علي صفت خداست مگر ما در آيه الکرسي نداريم که خداوند در يک تيکه مي‌فرمايد «و هو علي و العظيم» پس بنابراين صفت علي صفت خداست و اگر ما شيعيان مي‌گويم صدق الله علي العظيم، منظورمان همان خداي است که در آيه الکرسي از علي با او ياد شده است و اگر اين آقايون مي‌آيند و اين را نمي‌گويند اين به چه جهت است نمي‌خواهند اين نام را به کار ببرند اين صفت خدا را اين را ديگر بايد از خودشان بپرسيد

مجري:

آقای ميرحسيني از کرج در مورد حضرت شهر بانو سلام الله عليها گفتند يک توضيحاتي بفرمايد که چرا در کربلا نبودند 

استاد روستايي:

اصل اين که مادر امام سجاد عليه السلام بي بي شهر بانو سلام الله عليها باشند اين خودش در مورد خدشه است بله اين مقدار را قطعا مي‌شود پذيرفت که يکي از بزرگ زادگان خاندان ساساني مادر امام سجاد عليه السلام بودند يکي از دختران خاندان ساساني اين مورد قبول است اما بنابر آن روايتي که بپذيريم که بي بي شهر بانو مادر امام سجاد هستند مرحوم حاج شيخ عباس قمي در منتهي الآمال آنجا بحث مي‌کنند که ايشان بعد از ولايت امام سجاد عليه السلام از دنيا رفت بقول معروف با زايمان از دنيا رفت و نگهداري از امام سجاد عليه السلام به يک کنيزي سپرده شد و ايشان را در بقيع دفن کردند اين يک قولي است که ايشان مي‌آورند، اما يک داستاني را بعضي‌ها نقل مي‌کنند که در واقع کربلا ايشان بود و سوار بر ذوالجنان شد بعد ذوالجنان ايشان را آورد به سمت ري کوه شکافته شد، اين مورد قبول نيست ولي آن چيزي که در منتهي الآمال آمده است ايشان بعد از ولايت امام سجاد از دنيا رفتند و به کربلا اصلا نمي‌رسد سالها قبل از کربلا از دنيا رفته است.

مجري:

تشکر مي‌کنيم از شما کارشناس عزيز، و تشکر از شما بينندگان محترم که تا پايان اين برنامه چهارم ايستگاه انديشه ما را همراهي فرموديد ان شالله که مورد توجه شما قرار گرفته باشد اين برنامه، تا برنامه بعد شما را به خداي بزرگ مي‌سپاريم يا علي مدد خدانگهدار.

 

 


حجت الاسلام و المسلمین روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر