صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 24 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1245 
عصر ایمان 2
عصر ایمان
دانلود صوت
دانلود فيلم

شبکه: ولايت

عنوان: عصر ايمان حجة الاسلام استاد عباسي

مجري: سيد محمد حسيني

 تاريخ اجرا: 24/11/1394 

موضوع: ادامه بحث گزاره‌های سازگار با خرد، گزاره‌های ضد خرد و گزاره‌های فراتر از خرد

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

عرض سلام و ادب دارم به شما بینندگان شبکه جهانی ولایت شما بیننده برنامه عصر ایمان برنامه‌ای که قسمت دوم آن دارد تقدیم حضور شما می‌شود

برنامه عصر ایمان برنامه‌ای که فراتر از موضوعات شبهات رایج در شبکه جهانی ولایت که بحث وهابیت است به مسائل می‌پردازد و قرار است ورود پیدا بکند به قضیه ادیان و سایر مذاهبی که شاید کمتر در این شبکه به آن پرداخته شده باشد

هفته گذشته ما برای شما یک نظر سنجی را گذاشتیم و آن هم این بود که به نظر شما کدام یک از موارد بیشتر تاثیر دارد می‌خواستیم بدانیم که نظر شما این هست که از این 3 گزینه که ما داده‌ایم کدام یک بیشتر تاثیر گذار بود

گزینه اول ما اصل وجود ادیان یعنی شما آیا علت این آشفته بازار جهانی اصل وجود ادیان می‌دانید و اگر ادیان نبوده‌اند در دنیا این اتفاقات نمی‌افتاد

گزینه دوم ما این بود که ادیان انحرافی باعث شده‌اند که این آشوب‌ها به پا بشود و ادیان خود ساخته که نه پیامبری داشتند و نه کتابی داشتند بلکه یک سری افراد و افرادی که از جنس بشر بودند آن‌ها را درست کرده‌اند باعث این آَشفته بازار شده‌اند 

گزینه سوم ما این بود که نه علت این آشفته بازار یعنی موثرترین گزینه‌ای که در این آشفته بازار می‌تواند تاثیر گذار باشد وجود انحراف‌های هست که در اصل ادیان به وجود آمده است یعنی مثلا مسیحیت و یهودیت و سایر ادیان در اصل و ذات خودشان هیچ عیب و ایراد نداشتند و با اسلام کامل می‌شودند اما افرادی آمدند این‌ها را منحرف کرده‌اند حتی اسلام را برخی از افراد تحت عنوان وهابیت و سایر تفکرات و این‌ها آمده‌اند منحرف کرده‌اند و این انحرافی که در ادیان بوجود آمده است باعث شده که این آشفته بازار به وجود بیاید

من ابتدای برنامه نتیجه نظر سنجی را خدمت شما عرض می‌کنم در مورد نظر سنجی گزینه اول ما که در مورد اصل دین بود و شاید پیش بینی‌ها هم این چنین بود که زیر 1% رای آورد اما در این بین 86% از شما عزیزان انحرافاتی که در ادیان بوجود آمده است علت این آشفته بازار دانسته‌اید یا موثرتر دانسته‌اید و تنها 14% الی 13% شما بزرگواران گزینه ادیان انحرافی را مشخص کرده‌اید و ادیان خود ساخته را علت این آشفته بازار دانسته‌اید

یک خلاصه‌ای از پیامک‌های شما عزیزان را ان شاء الله قرائت بکنم، پیامک اول برای ما عزیزی این پیامک را فرستاده‌اند با پیش شماره 0903و آخرش 3186 که گزینه سوم را برای ما فرستاده بودند خانم یا آقای اعظمیان ایشان فرموده‌اند که انحراف در دین باعث بد بینی در دین می‌شود و ما را از اصل دین هم منحرف می‌کند یعنی این که نظر ایشان بر موثرتر بودن انحرافی که در ادیان به وجود آمده است این هست که این‌ها باعث می‌شود که به خود ادیان واقعی و دین کامل، انسان بد بین بشود و بخاطر همین تاثیرش را بیشتر می‌دانسته است، عزیزی از 0918 و آخر 6180 تشکر کرده‌اند از برنامه ما و انحراف در ایمان را دلیل موثرتر دانسته‌اند چند تا از پیامک‌های مخالف شما را هم بخوانم شماره 0919 آخر شماره 6521 ایشان گفته‌اند گرسنه نه دین می‌شناسد و نه ایمان حالا این نظری بود که ایشان فرستاده‌اند یک نکته جالب در مورد این عزیز بود که بعد از برنامه یا روز بعد یک پیامک دیگر فرستادند که نه دین انحرافی داریم و نه ادیان انحرافی این انسان است که مجبورش می‌کنند که انحرافی بشود حالا شاید این تاثیر برنامه عصر ایمان بوده است در ایشان، و ان شاء الله که ایشان باز دنبال بکنند برنامه‌های ما را، عزیزی 0919 و آخر 3048 برای ما فرستاده‌اند هر سه گزینه می‌تواند تاثیر گذار باشد اگر هر سه گزینه مد نظر شما باشد این‌ها با هم قابل جمع نیست شما اگر کمی دقت و تامل می‌فرمودید متوجه این قضیه می‌شودید باز عزیز دیگری از زابل برای ما پیامکی فرستاده‌اند و تحلیلی را داشته‌اند در مورد گزینه‌های ما 0915 و آخر 5560 ایشان به ما گفته‌اند که عصر ایمان با سلام خودشان را معرفی کرده‌اند آقا یا خانم میرخزینه از زابل انحراف در ادیان را ایشان عامل اصلی در این آشفته بازار دانسته‌اند و فرموده‌اند ولی به هر حال به گمانم گزینه دوم و گزینه سوم دست کم به یک نتیجه و به یک مقصد می‌رسند این هم یک تحلیلی است که این بزرگوار فرموده است، باز پیامک برای ما فرستاده‌اید و تحلیل کرده‌اید در مورد موضوعات یک پیامکی که در خور تقدیر بود در سیل پیامک‌های شما در تحلیل‌های که داشتید 0911 و آخرش 2969 بود با سلام من دلیلم برای انحراف در ادیان این است که اگر دین به صورت واقعی نمایان می‌شود بی دینی و ادیان انحرافی هرگز قدرت پیدا نمی‌کردند برای مثال اگر خورشید وسط آسمان باشد دنیا هم بشود پارچه سیاه جلویش را بگیرد نمی‌تواند از روشنایی جهان کم بکند اما اگر خورشید به صورت کسوف رخ بدهد و این اتفاق برای خورشید بیفتد آن وقت است که سیاهی خودش را نشان می‌دهند آقای مجتبی از بندر انزلی این پیامک را فرستادند، برادر عزیزی از 0915 و آخر 0200 فرستاده‌اند که برنامه عصر ایمان برنامه عالی است ممنون هستیم از شما، عزیزی از 0910 و آخر 9251 برای ما فرستاده‌اند و گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک این سخن پیامبر دین ما زرتشت کامل‌ترین دین است همه دین و مذاهب انحراف داشته‌اند تنها دین زرتشت بوده است که هدف آن فقط هدایت بوده همه به این دین الهی چنگ بزنیم تا رستگار شویم ایرادی ندارد حتما شما عزیز با ما همراه باشید حتما پای برنامه‌های شبکه جهانی ولایت برنامه عصر ایمان بشینید و نظاره کنید ان شاء الله به نقد ادیان که رسیدیم در مورد زرتشت برنامه مفصلی داریم

کلیپ:

در دومین برنامه عصر ایمان سلام می‌کنیم به همه شما بینندگان در برنامه اول به بررسی نقش دین در اتقافات جهان پرداخته و اثبات شد در طول تاریخ بیشترین کشتار و جنایات توسط افراد و گروه‌های انجام گرفته است که هیچ ارتباطی با دین نداشتند. 

بزرگترین کشتاری که در جهان صورت گرفته است چیزی نزدیک 40 میلیون یا 60 میلیون که بار مذهبی نداشته است جنگ جهانی دوم معادل است با همه جنگ‌های مذهبی دنیا بنابراین این گونه نمی‌شود به جنگ موضوعات رفت یعنی این‌ها بحث‌های عرض کردم عمیق و دقیقی نیست ما می‌خواهیم یک چیزی بگویم. 

در این برنامه نیز قصد داریم که به ضرورت دین در دنیایی امروز و مطابقت آن با علم و عقل بپردازیم.

در سال 2001 دو کیهان شناس پیشرو در جهان مقاله‌ای را منتشر کردند این دو دانشمند جواب دیگری را داشتند آن قدر عجیب و غیر منتظره بود که هیچ وقت به آن توجهی نشده بود ممکن است جهان ما تنها نباشد. 

مجری:

ممنون هستم از همراهی شما بینندگان عزیز و ارجمند در خدمت استاد عزیز و ارجمند حجت السلام و المسلمین عباسی باشیم سلامی به همراه تبریک عید فرارسیدن سالروز ولادت حضرت زینب سلام الله علیها تقدیم استاد عزیز و ارجمند سلام علیکم و رحمه الله

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمه الله خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم 

مجری:

هفته گذشته از این پرسیدیم و گفت و گو کردیم که واقعا چه نیاز است که انسان مقید به یک دین یا مذهب باشد کلا اصل و اساس وجود دین فارق از این که اون دین اسلام می‌خواهد باشد می‌خواهد مسیحیت، یهودیت یا سایر ادیان و گرایش‌های فکری باشد مشتاق هستیم که ادامه فرمایش‌هایتان را در این خصوص دریافت بکنیم.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم، بحثی را جلسه گذشته داشتیم و رسیدیم به مسئله ضرورت دین بنده نکاتی را مختصرا در ضرورت دین عرض کردم و این نکته را به نوعی بیان کردیم که هر آن کس که حتی دین را نفی می‌کند و می‌گوید که من دین دار نیستم من حتی ضد دین هستم خود او هم در واقع به هر حال تحت برنامه یک دین قرار گرفته است که حالا این دین ممکن است یک دین انحرافی باشد ممکن است اسمش بی دینی باشد اما دین داری نیست اما این که چه ضرورتی دارد دین در مقابل کسانی که می‌گویند که نیازی نیست ما زندگیمان را می‌کنیم کاری به کار دین نداریم بنده 5 مورد را به صورت لیستی خیلی خلاصه عرض می‌کنم از آن چه که مربوط به ضرورت دین و لزوم دین داری هست

مورد اول در بحث ضرورت دین بحث رشد عقل هست این که عده‌ای به این باور هستند عقل برای دین ما کفایت می‌کند و ما همین که عقل را در زندگی خودمان به کار بگیریم می‌توانیم موفق باشیم که البته ما این را مفصل بحث خواهیم کرد اما اجمالا باید عرض بکنیم که دین البته آن تعریفی که ما از دین داریم به معنا دین صحیح و دین عمیق و دینی که حقیقتا از جانب خدا برای هدایت و تعالی انسان آمده است اگر آن دین را در زندگی پیدا بکند قطعا منجر به رشد عقل خواهد شد همان طور که امیرالمومنین فرمودند:

ويثيروا لهم دفائن العقول

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 23

که آن دفینه‌های عقل که عقل در وجود همه هست اما اگر دین بیاید در کنار این عقل قرار بگیرد این عقل را رشد می‌دهد و پویا می‌کند کما این که در بسیاری از موارد عقل به تنهایی ضعف‌های بسیار جدی دارد که در امور عادی معیشتی خود هم می‌ماند و مبتلا هست و اگر بخواهیم برای این بخش مثالی بزنیم از این که عقل به تنهایی نمی‌تواند و باید کنار دین بعنوان یک معیار و ملاک و ترازو قرار بگیرد می‌توانیم بسیار از این سازمان‌های بین المللی که در دنیا هستند مثال بزنیم که معروف و مشهور هست که این‌ها جمع عقلای عالم هستند یعنی بزرگان عالم کنار هم جمع شده‌اند و شده‌اند سازمان ملل متحد این ناکار آمدی این ارگان برای برقراری حداقل حفظ امنیت در عالم کاملا روشن شده است بنابراین یکی از ویژگی‌های دین و ضرورت‌های که وجود دارد این که این عقل همواره برایش یک مسیر روشن و یک هدایتی وجود داشته باشد

مورد دوم بحث قانون گذاری هست قطعا برای زندگی ما در دنیا باید قانونی برای این زندگی و مسیر زندگی وجود داشته باشد ببینید به هر حال الان قوانین مختلفی در کشورها با عنوان قوانین اجتماعی قوانین شهری قوانین جاده‌ای و متعدد قوانین و قضایی در رابطه با معاملات و غیره وجود دارد که این را انسان‌ها آمده‌اند آرام آرام براساس اقتضائات بر اساس رشد فکری آمده‌اند آرام آرام این‌ها را نوشتند و می‌بینیم که زندگی اجتماعی که انسان دارد بر خلاف حیوانات که تمایز‌های انسان با حیوان همین است که انسان نیاز به قانون برای زندگی دارد نیازی به قوانین دارد جای که مثل جنگ هست قانون خاصی ندارد قانون جنگ هم عین بی قانونی است یعنی براساس غریزه هست براساس آن توقع هر کسی که قدرت بیشتری دارد زور بیشتری دارد ولی در بین انسان‌ها قانون باید باشد این قانون را چه کسی وزن بکند در آن مسائل روز می‌گویند قانون را کسی وزن می‌کند که آگاه‌تر از بقیه هست لذا باید کسانی متکلف امر قانون گذاری باشند که از بقیه توانمندی آن‌ها اطلاعات آن‌ها آگاهی آن‌ها و غیره علم آن‌ها بیشتر باشد ما حالا می‌گویم موافق این دین می‌تواند قانون گذاری باشد آن دین حنیف چون آن دین را خدا دارد وزن می‌کند قانون گذاری باشد بیاید قانون درست و صحیح زندگی کردن و کامل و جامع که نقض و ایرادی به آن وارد نباشد چرا که می‌بینیم ما در طول سده‌های مختلف و قرن‌های مختلف زندگی بشری دائم داشته قوانین تغییر می‌کرده است و تکمیل می‌شود و متوجه می‌شوند که قانون‌های قبلی ناقص بوده مقرارات قبلی دچار ایراد بوده است ولی آن کسی که اشراف و آگهی کامل به ابتدا و انتهای عالم دارد آن می‌تواند قانونی را بگذارد که همه استفاده بکند

مورد سوم تعالی اخلاق هست درست است یک سری از اصول اخلاقی قابل فهم هست برای همه و مبانی اخلاقی به نوعی برای همه قابل فهم هست اما دو مشکل وجود دارد یک این که این مبانی اخلاقی و قواعد اخلاقی اولا گاهی اوقات براساس غریزه‌های انسانی این‌ها تفسیر و تعبیرهای غلط از آن اتفاق می‌افتد مثل مقابله با ظلم که یک قاعده اخلاقی است و مورد پذیرش همه هم هست و بدی ظلم برای همه روشن هست و مقابله با ظلم هم برای همه روشن است اما اینجا در بسیاری از موارد به مصادیق این که می‌رسند افراد براساس غریزه‌ها مصادیق را ممکن است دچار دست کاری و دچار تحریف قرار بدهند مورد دوم بار بر شدن این مفاهیم مفاهیم اخلاقی ابتدایی که انسان به آن‌ها پایبند است این‌ها خیلی مفاهیم ساده‌ای است مفاهیم کوچکی است محبت به دیگران یا مقابله با ظلم دوست نداشتن آلودگی و بدی یا تحقیر افراد اما این که چه چیزی مانع تحقیر افراد می‌شود چه کنیم که شخصیت ما تحقیر نشود چه کنیم که حسد از وجود ما برود یا چه کنیم که خیلی‌ها از این مسائل در وجود ما نباشد یا خیلی از فضائل اخلاقی در وجود ما ایجاد بشود این دیگر کار دین است مختصات و کمال آن را همان طوری که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند

وبعثت لأتمم مكارم الأخلاق

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه - محمد تقي المجلسي ( الأول ) - ج 6 ص 402

یعنی تمام کردند مکارم اخلاق حداقل اخلاق در همه ادیان بوده است اما تمام کردن مکارم اخلاق این کاری است که باید حضرت انجام بدهد که اینجا می‌توانم اشاره بکنم حالا یک اشکالی هم اینجا وجود دارد که همین مورد را که من بعنوان یک ضرورت برای دین عرض کرده‌ام عده‌ای آمدند تفسیر می‌کنند به همه کارکرد دین که این هم باز خودش یک مصیبت و یک انحراف هست یعنی افرادی هستند می‌آیند می‌گویند که کلا دین خلاصه می‌شود در همین یعنی کارکردی که دین دارد قانون گذاری نیست رشد عقل نیست موارد دیگر نیست فقط و فقط در حوزه اخلاق هست 

مجری:

کلیپ شماره 2 ادعای است همین ادعاست که یکی از شبکه‌ها و رسانه‌های ضد دین و یکی از افراد ضد دین مطرح کرده است 

کلیپ:

باید ذات اخلاقی باشد چون کاربرد دین بیشتر از حوزه اخلاق نیست در زندگی ما آدمیان 

مجری:

این سوالی که ایشان مطرح می‌کند آن شبهه‌ای که در ذهن‌ها می‌آید براساس این سخن این است که آموزه‌های دینی فقط می‌تواند در حیطه اخلاقیات باشد و نه فراتر از آن 

استاد عباسی:

این یکی از ضرورت‌های دین و کارکردهای دین است که باید دین باشد چرا؟ چون اخلاق که یکی از مبانی و یکی از مسائل اساسی در زندگی بشری هست این باید رشد تعالی پیدا بکند و تا دین نباشد اخلاق رشد پیدا نمی‌کند کما اینکه پیامبران برای رشد همین مسئله مبعوث شدند و دینشان به نوعی یکی از مبانی آن همین است

اما این مطلبی که در این کلیپ هم ملاحظه فرمودید این مطلب، مطلب باطلی است که ما بخواهیم دین را محصور بکنیم در این یک کارکرد یعنی سعی می‌کنند که این طور با ما کنار بیایند که بگویند ما لطف کرده‌ایم به شما و اجازه داده‌ایم که دین باشد اما دین را کرده‌ایم اخلاقی یعنی دین فقط می‌تواند به شما بگوید چه رفتارهای اخلاقی داشته باش چه برخورد‌های اخلاقی باش و چگونه زیست اخلاقی داشته باش و سعی می‌کنند موارد کارکرد بسیار مهمی مثل رشد عقل مثل مسئله قانون گذاری را این‌ها بیایند از دین سلب بکنند 

مجری:

یک مسئله مثل سکولاریزم و غیره هم از دل همچین تفکری بیرون می‌آید

استاد عباسی:

بله، یعنی منحصر کردن دین به حوزه اخلاق بیرون بردن از حوزه مسائل قانون گذاری مسائل اجتماعی و روابط اجتماعی مورد دیگر بحث آرامش روانی و تعالی روحیست که در این حوزه هم باز ظلم و اجهافی اتفاق افتاده است که ما می‌بینیم بعضی از این ادیان انحرافی که الان خیلی رواج پیدا کرده‌اند در فضای کشورهای مختلف در فضای جامعه انسانی که در دنیا دارند زندگی می‌کنند همین مسئله است که می‌گویند دین یعنی فقط همین آرامش و هر چیزی که شما را به این آرامش برساند کفایت می‌کند برای شما از بقیه موارد و با موارد خیلی جزئی به آرامش رسیدند که حالا اسم این‌ها را نمی‌خواهم ببرم چون آینده مفصل باید این‌ها را بحث بکنیم به همین مقدار بسنده می‌کنم و در واقع یک بخش از نیازهای بشری که نیاز داشتن به آرامش و تعالی روحی است چون انسان دو بعد دارد بعد جسم دارد و بعد روح و بعد جسم آن به هر حال با همین خوراک و پوشاک و غیره تامین می‌شود و بعد روح آن نیاز به تغذیه کامل از ابعاد دیگر ابعاد روحی دارد این آرامش روحی و روانی یکی از کارکردها و ضرورت‌ها دین هست چرا که او می‌تواند چون خدا سیستم وجودی انسان را به صورت کامل خودش طراحی کرده است و میداند هم نیازهای او را می‌داند و هم ضعف‌های او را می‌داند هم قوت‌های آن را می‌داند می‌تواند یک برنامه ریزی موفقی برای به آرامش رسیدن بیان بکند 

گفتیم قانون گذاری این دین انحرافی در قانون گذاری کاملا قفل است و هیچ اقدامی نمی‌تواند بکند و هیچ حرفی برای گفتند ندارد یا فلان دین می‌بینیم که تعالی اخلاق خیلی سعی کرده است خوب عمل بکند اما در بحث آرامش روانی ضعف دارد یا آرامش روانی را پرداخته است اما در بحث بعدی که برقراری عقل باشد کاملا ضعیف عمل کرده است

اگر بینندگان عزیز ما با ما پله به پله همراهی بکنند پیش بیایند ان شاء الله برایشان کاملا روشن خواهد شد و دیگر آن وقت هر دینی را به آن‌ها معرفی بکنند با مولف هایشان بگویند این دین و این هم مولف‌هایش خیلی راحت خواهند توانست به صورت آزمونی هم باشد خواهند توانست گزاره‌های آن را نقد بکنند

برقراری قسط و عدل این که می‌بینید بی عدالتی‌های دارد در دنیا اتفاق می‌افتد فراوان این مسئله را بینندگان عزیز ما دیده‌اند چه بی عدالتی‌های شخصی و فردی و چه بی عدالتی اجتماعی بعنوان حکومت‌ها و حاکمیت‌ها حتی بی عدالتی‌های بین المللی که مثلا عمده‌ای از کشورهای دنیا جمع بشوند با هم دیگر بر سر یک موضوع یک بی عدالتی نسبت به یک کشوری یا مردم یک کشور روا بدارند خب موارد و مصادیق این فراوان هست که کشورهای دنیا جمع شده‌اند با هم و بر سر یک موضوع باطل که خلاف عدل و قسط است آمده باشند و با هم تبانی کرده باشند یا با هم دیگر توافق کرده باشند خب اینجا دین باید چه کار انجام بدهد، و چرا عقل نمی‌تواند به تنهایی و عقلا نمی‌توانند به تنهایی بخاطر این که باز برای عقلا مانع و حجاب وجود دارد عقلا یک ضعفی در این رابطه دارند و آن هم این که در تصمیم گیری‌های خودشان منافع شهوانی و وجودی خودشان در آن دخیل هستند اینجا هست که دین می‌تواند در واقع این دین که می‌گویم خدا می‌تواند با دادن چهارچوب‌های مشخص برای برقراریی قسط و عدل بیاید مسئله را روشن بکند مثال بزنیم اگر به انسان‌ها باشد در یک اتفاقی که یک نفر کشته بشود مثل گذشته که در جاهلیت بود و امروز هم به نوع دیگری موجود هست در گذشته در جاهلیت یک نفر از قبیله‌ای کشته می‌شود قبیله مقابل می‌آمد و افرادی را از طرف مقابل می‌کشت و بیش از یک نفر را می‌کشت در دوران معاصر ما شاید بگویند این جاهلیت بود و عرب جاهلی و غیره این اتفاق می‌افتاد در دوران معاصر کسانی که آمدند گفتند مثلایهودی‌ها در فلان جنگ کشته شده‌اند آمدند به ازای کشته شدن یهودی‌ها صدها و هزاران مسلمان را کشته‌اند صدها و هزاران نفر را از خانه خودشان راندند

کلیپ:

یعنی آدم مذهبی عقلش را از دست می‌دهد یعنی قوت استدلال را از انسان سلب می‌کند در همین جهت هم است که هر جا عقل پیشرفت می‌کند دین عقب نشینی می‌کند هر جا که خرد حاکم می‌شود این خرافات دین دست و پایش را جمع می‌کند. 

مجری:

یکی از آن مهمترین فاکتورهای که ضد دین‌ها توسط آن می‌خواهند شبهه اندازی بکنند یا به نقد ادیان مختلف بپردازند و به نقد دین داران بپردازند و آن‌ها را متهم بکنند این هست که آموزه‌های دینی خلاف عقل هست 

استاد عباسی:

یکی از مواردی که سعی می‌کنند که روی آن خیلی مانور بدهند فاصله و جدایی انداختن بین عقل و دین است علم و دین است که اصلا دین یعنی خلاف عقل عمل کردن دین که نمی‌تواند با عقل یکسان باشد یا موافق هم عمل بکنند ما برای این که مسئله چون می‌خواهیم بحث بکنیم می‌خواهیم کاملا روشن بکنیم باز خواهش من از بینندگان عزیز این است در این بخش زیادی دقت بکنند چون فکر می‌کنم خیلی از مشکلات و آن چیزهای که در ذهن یا شبهاتی که در ذهن بعضی‌ها به وجود می‌آید فکر می‌کنم که با این بحث بقول قوه الهی حل شود و آن هم این است که گزاره‌های که از ادیان به ما میرسد مجموع ادیان از همه ادیان 3 حالت دارد 3 حالت برای آن قابل تصور هست و آن هم این است که یک گزاره‌های سازگار با خرد یک گزاره‌های از دین به ما میرسد که این‌ها کاملا موافق با عقل بشری هست عقل در رابطه آن کاملا می‌تواند تایید داشته باشد مثل گزاره‌های که قبح ظلم این گزاره، گزاره ی کاملا موافق با به هر حال عقل است یا مثل حسن عدل که عدل چیز خوبی است عدالت چیز خوبی است ممکن است در مصادیق دعوا و اختلاف وجود داشته باشد اما در اصل مسئله هیچ دعوا و اختلاف وجود ندارد پس این بخش اول هیچ مشکلی نیست بخش اول گزاره‌های موافق با کار یعنی گزاره‌های که به ما می‌رسد از دین یک دین یا هر دینی و این گزاره‌ها موافق با خرد هست این کاملا قابل پذیرش هست و باید همین گونه باشد

مجری:

به یک نحوی مستقلات عقلیه به آن حکم می‌کند این را می‌شود این گونه توصیف کرد

استاد عباسی:

بله کاملا به هر حال عقل انسان حالا آن عقلی که می‌گوید باز همین جا روشن بکنیم که عقلی که ما می‌گویم منظور عقل ریاضی است عقلی که بدیهیات عقلی و آن مسلمات عقلی را دارد بیان می‌کند چون ما موارد متعدد مواجه شدیم بعضی از عزیزان تفاوتی بین عقل اشخاص یا بین عقلا یا بین عقل افراد در ذهنشان می‌آید با آن عقل بدیهی نمی‌گذارند مثلا می‌آید در رابطه با یک گزاره دینی این گزاره غیر عقلای است من که نماز صبح‌ام دو رکعت باشد این غیر عقلای است مهم این بود که از خواب بیدار بشوم حالا که از خواب بیدار شده‌ام چهار رکعت باشد چرا این قدر کم، ببینید این اشتباه است یعنی این که ما می‌گویم عقل و می‌گویم که به عقل من جور در نمی‌آید خب این اشتباه است چرا؟ چون مقصود ما از عقل و آن چیزی که عقل باید تایید بکند آن مواردی است که فقط با عقل سر و کار دارد مثل همین بدیهیات عقلی که عرض کرده‌ایم مثل حسن عدل، قبح ظلم یعنی بدی ظلم که همه می‌دانند که ظلم بد است حالا ممکن است یک نفر ظلم بکند و بگوید که این کار من ظلم نیست ولی اگر ثابت شد و نشستی باهاش دو سه تا چهار تا کرده‌ای و ثابت شد که ظلم هست او هم اعتراف به این دارد که ظلم قبیح هست و ظلم نباید اتفاق بیفتد

مورد دوم گزاره‌های ضد خرد هست ضد عقل است که این گزاره‌های ضد عقل نباید در دین باشد که اگر این‌ها در دین باشد به این معناست که آن دین کاملا مردود است 

مجری:

هر دینی که می‌خواهد باشد

استاد عباسی:

هر دینی که می‌خواهد باشد 

مجری:

یا شاید یک دین صحیح باشد و آن گزاره گزاره‌ی تحریک شده آن دین باشد

استاد عباسی:

تحریف شده آن دین باشد نشان می‌دهد که آن دین در این بخش تحریف شده است در این موضوع تحریف شده است گزاره‌های ضد عقل در هر دینی که باشد ما آن دین را می‌بوسیم می‌گذاریم کنار چرا؟ چون می‌گویم که خدا این عقل را به ما داده است آن عقل قطعی خدا به ما عنایت کرده است و خدا این عقل را معیار و ملاکی برای پذیرش این گزاره‌ها پذیرش دین قرار داده است یعنی چی؟ یعنی اگر دینی در آن گزاره‌های ضد عقل ضد خرد وجود داشت این نشان می‌دهد که این دین دین واقعی نیست یا دین واقعی بوده است و با آمدن این گزاره این دین تحریف شده است 

مصادیقش دو دسته است اگر مصادیقی که می‌گوید از قبیل نوع اول هست به معنای این که مستقلات عقلیه دارد به آن انکار می‌شود یعنی ضدیت صریح با مستقلات عقلیه دارد خب این دین دین مردودی هست و این اشکال ایشان به آن دین وارد است، بله بعضی از ادیان هستند که از عقل فراری هستند چرا؟ چون گزاره ضد عقل دارند و این نشان می‌دهد که این دین دین صحیحی نیست و قابل تبعیت نیست اما اگر مصادیقش از این قبیل باشد که یک مواردی که با عقل عرفی سازگاری ندارد مثلا عقل عرفی هزار سال پیش به او می‌گفتند شما می‌توانی بروی روی آسمان و از طریق آسمان یک ساعت دیگر هزار کیلومتر را رفته باشی عقل عرفی می‌گفت مگر می‌شود یک هم چنین چیزی امکان ندارد! 

ولی حالا یک هواپیما سوار می‌شود و مثلا 1 ساعت بعد از تهران تا مشهد را رفته است یک مسیر طولانی را طی کرده است بنابراین این دو مدل اگر باشد مسئله خاص خودش هست بنابراین اگر دینی در آن گزاره‌های ضد خِرَد وجود داشت این نشان دهنده این است که این دین، دینی که قابل اعتماد باشد و دین صحیح و حنیف نیست و این را ما مصادیقش که بایستی عرض بکنم که کد هست براساس این سه تا گزاره ما مدام بازگشت خواهیم داشت ما این سه گزاره را بازگشت خواهیم داشت یعنی از الان بینندگان عزیز ما در ذهنشان باشد هر چه که ما جلو می‌رویم ارجاع می‌دهیم

هر شبهه‌ای هم که می‌خواهیم جواب بدهیم ارجاع می‌دهیم بیننده از ما سوال می‌کند که این سوالی را که کرده‌ای این گزاره که شما گفته‌ای عقلای نیست بعنوان مثال این جزء گزاره اول بود یا جزء گزاره دوم یا جزء گزاره سوم بود جزء کدام یک از گزاره‌ها بوده است اول به من روشن کن تا من جواب بدهم اگر جزء گزاره دوم بود یعنی گزاره‌های ضد خرد که ضدیت قطعی با عقلی داشت بود بله، ما می‌پذیریم که این دین که در آن این گزاره وجود دارد این دین دین صحیحی نیست یا از ابتدا صحیح نیست یا نه صحیح بوده و منحرف شده در هر صورت این دین دین مردودی هست این اعتقاد اعتقاد باطلی هست این هم گزاره‌های ضد خرد

کلیپ:

در کدام یک از آموزه‌های دینی زیر نقش عقل پر رنگ‌تر است؟

1: عبادت       2: قیامت       3: توحید

لطفا نظرات خود را به سامانه پیامکی برنامه عصر ایمان به شماره 30001203 ارسال فرمائید.

استاد عباسی:

به این معنا که اگر قرار باشد مبانی ادیان را با عقل بسنجیم و یک مقایسه‌ای با همدیگر داشته باشیم کدام یک از گزاره‌های دینی از منظر عقل مورد پسند و قبول می‌باشد،  که بتوانیم گزینه‌ای را به عنوان معیار عقلی قرار بدهیم تا متوجه بشویم که این دین، دین حنیف و صحیحی است یا خیر

مورد سومی که ما عرض بکنیم خدمت بینندگان عزیز گزاره‌های فراتر از عقل هست یا فراتر از خرد هستش یعنی ما گزاره‌های دینی که به ما می‌رسد از همه ادیان تقسیم بر 3 کرده‌ایم، گزاره‌های موافق با عقل یا خرد، گزاره‌ها ضد عقل یا خرد، گزاره‌های فراتر از عقل یا خرد

برای این که این 3 گزاره روشن بشود اگر بینندگان عزیز ما لطف بکنند بر روی کاغذ 3 نوع گزاره را بنویسند گزاره‌های سازگار با خرد، گزاره‌های ضد خرد و گزاره‌های فراتر از خرد برای هر کدام مثال‌های را بنویسند یعنی اگر بخواهند از ادیان گزاره‌های فراتر از خرد را انتخاب بکنند چه گزاره‌های را می‌توانند جلوی بخش فراتر از خرد بگذارند، اگر بخواهند ضد خرد را بگویند کدام گزینه را در مقابل گزاره‌های ضد خرد بنویسند که در واقع نباید ادیان داشته باشند اگر دینی آن گزاره ضد خرد را داشت یعنی آن دین، دین حنیف و صحیحی نیست و در کدام گزاره‌های سازگار با خرد است

به عنوان مثال ما در گزاره‌های ضد خرد گزاره‌های را داریم که مانند جمع نقیضین هست یعنی جمع نقیضین یکی از مقالات عقلی است اگر گزاره‌ای آمد گفت دو تا نقیض را در کنار هم بگذار و جمع کن بین این‌ها، این مشخص هست که این دین دین حنیف و دین صحیح نیست

فراوان این سوال اتفاق افتاده است که خدا می‌تواند یک سنگی را خلق بکند که خودش هم نتواند بلند بکند با پاسخ این یکسری افراد پاسخ‌های نامربوطی داده‌اند ولی پاسخ درست این هست که چون یا می‌گویند خدا نمی‌تواند، که عقلایی این گفتِ ضعیف است یا می‌گوید که خدا می‌تواند، که آن سنگ بزرگ‌تر از خدا می‌شود باز هم خدشه بر خدا است پاسخ صحیح این است که این کار نشدنی است یعنی تصور این کار تصور غیر عقلای است که سنگی باشد که خدا خلق بکند اما نتواند بلند بکند خلق کردن و بلند نکردند این‌ها مقابل هم قرار می‌گیرد این کار، کار نشدنی است 

برای گزاره‌های فراتر از خِرَد توضیح بدهم، گزاره‌های فراتر از خرد یعنی آن چیزهای که عقل در رابطه با آن‌ها ساکت است در رابطه با آن‌ها حکم و قضاوت ندارد اگر به یک عقل سلیم شما ارجاع بدهید و سوال بپرسی بگویی که آیا ملائکه امکان وجود دارند می‌شود واقعا چیزی غیر از ما یک موجودات دیگری به نام ملائکه باشند، آیا جن وجود دارد؟ اینجا حقیقتا عقل امکان رد ندارد چون دلیل عقلی بر رد وجود ندارد در اینجا عقل ساکت است هم می‌تواند باشد هم می‌تواند نباشد اگر دلیل محکم پیدا بکند بر بودن حکم به بودن می‌کند دلیل محکم پیدا بکند بر عدم حکم را به عدم می‌کند ولی ابتدا خود عقل ساکت است، مسئله را مسدود می‌گذارد بعنوان مثال دین ما گفته است اول دست راست بشور بعد دست چپ را بشور نظر شما چه هست اینجا عقل نمی‌تواند رد بکند و عقل می‌گوید یک امر است که من در این ورود ندارم، اگر این عقل ابزاری پیدا بکند بعنوان علم تجری و موارد را آزمایش کرد 10 مورد 100 مورد 1000 مورد که این دارو به این بیماری به این مریضی که دارای این بیماری است داد و این بیماری خوب شود بعد می‌تواند حکم بکند اما خودش حکم مستقلی ندارد

کلیپ:

در کدام یک از آموزه‌های دینی زیر نقش عقل پر رنگ‌تر است؟

1: عبادت       2: قیامت       3: توحید

لطفا نظرات خود را به سامانه پیامکی برنامه عصر ایمان به شماره 30001203 ارسال فرمائید.

مجری:

خانم اعظم هاشمی از اهرم برای ما پیامک فرستاده‌اند گزینه سوم که توحید هست پررنگ‌ترین که نقش پر رنگی را در آن قائل بودند، آقا یا خانم اخلاقی از خمینی شهر گزینه سوم را برای ما فرستاده‌اند، آقا محمد صفدر از تبریز گزینه سوم را برای ما فرستاده‌اند، آقای مجید حسین زاده از شهر کرد توحید که گزینه سوم باشد را فرستاده‌اند، خانم رضازاده گزینه سوم را برای ما فرستاده‌اند، آقا یا خانم یاری نژاد از خرم آباد گزینه سوم، خانم شهریار زاده باز گزینه سوم توحید، آقای هادی روستایی از ملایر برای ما فرستاده‌اند که گزینه دوم هست باز توحید را برای ما فرستاده‌اند و فرمودند زیرا هر چند عقل ناقص و قوی می‌باشد با دیدن اطراف خود پی به آفریدگار واحد می‌برد

اما من دوست دارم این سوال را همین جا از کارشناس عزیز بپرسم به نظر شما پاسخ کدام یک از این گزینه‌ها است؟

استاد عباسی:

براساس آن چه که تا به الان گفتیم این به نوعی تهمت اساسا دین بایستی ضد عقل باشد و مقابله با عقل باشد و مقابل با عقل هست این مطلب پاسخ داده شد کاملا بر عکس هست و ما براساس این تقسیم بندی گزاره‌های دینی که 3 تقسیم و 3 قسمت آن را بیان کردیم باید حداقل بخشی اساسی و اصلی از اعتقادات را بیایم با عقل مطابقت بدهیم یعنی عقل را خدا در وجود ما قرار نداده است برای این که فقط متوجه بشویم که از این غذا استفاده بکنیم آن لباس را بپوشیم و آن رفتار اجتماعی را داشته باشیم یا خیر، نه عقل برای این هست که ما بدانیم که چگونه باید زندگی بکنیم و مطالب بالاتر از این که از کجا آمده چه ویژگی‌های بر ما مترتب هست چه آینده و چه سرنوشت در انتظار ما هست و بسیاری از این مسائل عقل هست که باید کمک بکند و سامان بدهد بنابراین اصل این مسئله که دین با عقل فاصله دارد و جدا هست و ضد هست این کاملا مردود هست، در بخش‌های از گزاره‌های دینی و اعتقادات دینی قطعا باید عقل وجود داشته باشد و ورود داشته باشد و اصلا ملاک سنجش هست که ما در انتخاب‌مان باید با عقل انتخاب بکنیم ابزاری دیگر برای انتخاب نداریم هزاران دین و هزاران اعتقاد به ما عرضه می‌شود و ما برای دوره زندگی 50 یا 60، 70، 100 ساله دنیایی خودمان باید یکی از این‌ها را انتخاب بکنیم و شاید حتی زمان برای انتخاب مجدد برای رفتن به سراغ دین دیگر زمان نداشته باشیم یعنی عزیزی که گاهی اوقات از یک دین انحرافی یا از یک انحراف در دین بر می‌گردد و می‌خواهد مسیر خودش را اصلاح بکند گاهی اوقات واقعا حس می‌کند احساس ضرر می‌کند و واقعا ضرر هم جدی هست مگر ما چقدر فرصت داریم گاهی اوقات یک شخص 40 یا 50 سال از عمرش را آمده در یک مسیر باطلی قدم برداشته است، گاهی اوقات ما می‌خواهیم راه از اینجا تا یک شهر دیگر برویم راه از اینجا تا یک خیابان دیگر را برویم این را اگر اشتباه رفتیم یک خیابان دنده عقب می‌گیریم دور می‌زنیم بر میگردیم می‌رویم خیابانی که باید می‌رفتیم گاهی اوقات از یک شهر به شهر کناری هست ما می‌توانیم از یک دور برگردانی زیر گذاری در اتوبان برگردیم گاهی اوقات از یک شهر به چندین شهر آن طرف‌تر هست و ما اگر رفتیم ببینید هر چه راه طولانی‌تر خسارت هم برای ما بیشتر هست وقتی که متوجه می‌شویم که اشتباه کردیم یک خیابان یک دهم لیتر بیشتر بنزین اضافه مصرف می‌کند 5 دقیقه وقت ما را تا برگردیم یک شهر به یک شهر با نیم ساعت 40 دقیقه فاصله متوجه می‌شویم که اشتباه کردیم بر میگردیم فرض کنید چه فاجه‌ای پیش می‌آید اگر یک عمر زندگی را آدم اشتباه بکند بنابراین همه دقت و همه عقل اینجا باید به کار بیاید که ما می‌خواهیم انتخاب بکنیم حالا اگر ما فرصت نداریم برویم دانه دانه آموزه‌های ادیان را با هم دیگر تطبیق بدهیم کدام آموزه را ما به عقل تطبیق بدهیم که بتوانیم سریع یک دین را جذب بکنیم یک دین را انتخاب بکنیم این مسئله مهمی است 3 تا گزینه ما داریم یکی عبادات ببینیم عبادات در ادیان مختلف به چه صورتی هست آن عبادتی که به عقل نزدیک‌تر هست آن را انتخاب بکنیم این یک گزینه 

مجری:

هدفشان از عبادت چه هست و روش عبادتشان به چه صورت هست

استاد عباسی:

بله، مورد دوم معاد هست یا اعتقاد به قیامت روز رستاخیز این هم یک موردی هست که نگاه بکنیم که اعتقاد دارند که قیامت وجود دارد یا ندارد که حالا ما عرض خواهیم کرد که خیلی از ادیان قیامتی را اصلا فرض نمی‌کنند یک سری از افراد قیامت را فرض می‌کنند اما آن قیامتی که فرض می‌کنند خیلی محدود و ناقص و غیره هست 

مجری:

یا قائل به تناسخ هستند 

استاد عباسی:

تناسخ آن‌های هستند که قیامت را فرض نمی‌کنند تناسخ یعنی دائم بازگشت به همین دنیا خصوصا اینجا اعتقادات عجیب و غریبی اینجا رخ می‌دهد به عنوان مثال چرخه سمساره که در ادیان هند و شرق وجود دارد می‌گویند که دائم انسان در این دنیا می‌میرد و در همین دنیا به دنیا می‌آید و در این چرخا دارد دائما می‌چرخد و در این چرخه دنیا گیر کرده است و هربار تنها و تنها تفاوتی که می‌کند مرحله بعد چه چیزی قرار است به دنیا بیاید براساس این است که در مرحله قبلی چطوری زندگی کرده است

سوال دوم که خود این هم یک مسئله واقعا مهم و خاصی هست یک مورد هم توحید هست گزاره توحید یکی از گزاره‌های بسیار مهم در ادیان هست

شاید گاهی اوقات برای بینندگان عزیز ما سوال شده باشد که شمایی که پیروی فلان دین هستید هر دینی که هست، شما که معتقد به این دین هستید آیا بقیه دین‌ها را مطالعه کرده‌اید از کجا می‌دانی که دین تو دین حق است یعنی واقعا شما رفته‌ای شما که مسلمان هستی رفتی کتاب مقدس مسیحی‌ها را خوانده‌ای کتب بودایی‌ها را خوانده‌ای یا اوستای زرتشت را خوانده‌ای بعد می‌گوید که قرآن حق است دین من حق است، این سوال مطرح می‌شود،

همه ادیان یک سری از مسائل خوب در آن‌ها وجود دارد هیچ کس نمی‌تواند منکر بشود بگوید یک دین همه چیزهای که در آن آمده است ولو در حد بیان، به عنوان مثال در همه دین‌ها آمده گفته که شما خوب صحبت بکنید همه در تعلیمات‌شان می‌گویند شما خوب صحبت کنید هیچ دینی را شما سراغ ندارید که به آن دستور داده باشد که هر کجا هستی هر کجا زندگی می‌کنی با همسایه‌ات بد رفتاری کن یک دینی ظواهرش کمی کمتر است یک دینی ظواهرش کمی بیشتر است یک دینی کلمات زیبا بیشتر در آن به کار رفته است یک دینی کمتر کلمات زیبا در آن به کار رفته است

مجری:

مثل این عزیزی که به ما پیامک داده بودند در مورد آن شعاری که منتصب به زرتشت است گفته بودند که گفتار نیک پندار نیک و فرموده بودند که چون این گونه گفته شده است همه ادیان و همه مذاهب باطل هستند و فقط زرتشت درست است یعنی براساس عبارتی که عبارت عبارت زیبایی است هر کس که نگاه می‌کند می‌گوید که عبارت عبارت زیبایی است 

استاد عباسی:

اصلا ما از خود ایشان سوال می‌کنیم که آیا این عنوانی که شما به کار بردید آیا در هیچ دین دیگری وجود ندارد فقط انحصار در دین زرتشت دارد

مجری:

آقای ابراهیم از تبریز قید فرمودند قیامت چون واقعا بیشتر جنبه غیبی دارد و نمی‌توان آن را بصری درک کرد، توحید هم نمی‌شود، آقای موسوی از اندیمشک گزینه سوم را قید فرمودند که توحید هست، آقای شهنواز گزینه سوم، واقعا تشکر می‌کنم بخاطر برنامه بسیار پر محتوا و آموزنده شما اجرتون با امام حسین علیه السلام، ممنون هستیم از شما، آقای نادر ابراهیم زاده از اردبیل، آقای صالحی از تهران قیامت را ملاک قرار داده‌اند، خانم اکرم حیدری از چهار محال بختیاری گزینه سوم رابرای ما فرستاده‌اند، آقای عیسی انصاری از نور آباد شیراز گزینه سوم را فرستاده‌اند از این که از اساس به مذهب دین پرداخته‌اید ممنون هستم، آقای حسین زمانی از رفسنجان گزینه سوم را فرستاده‌اند، 

آقای احمدی از پارس 

اول یک تشکری بکنم از این برنامه بسیار خوب شما که واقعا جای آن در شبکه جهانی ولایت خالی بود و با آمدن این برنامه الحمدالله به سیر تکاملی برنامه‌ها تکمیل شد، در هفته گذشته شما مطرح کردید که چرا و چگونه است که این‌ها می‌آیند و سبب دین گریزی می‌شوند یکی از این دلایلی که شما ارائه دادید انحراف در دین بود که این باعث گمراهی می‌شود بنده این گزینه را انتخاب می‌کنم 

چون دین اسلام خودش به خودی خود خوب است دین مسیحیت خوب است اما آن کسی که می‌آید دین را خراب می‌کند حالا چه ابن تیمیه باشد یا چه در مسیحیت فردهای باشند کشیک‌های باشند بیایند دین را خراب کنند این باعث انحراف می‌شود، برای مثال عرض می‌کنم خدمت شما بسیاری از این ادعا کنندگان و مدعیان دروغین که در طول تاریخ اسلام آمده‌اند این‌ها با خواب می‌آمدند ادعا می‌کردند مثل احمد احصاری مثل خیلی دیگر حتی همین الانش هم شما اگر نگاه کنید جناب الله یاری که در آمریکا نشسته است و به مراجع علما فحاشی می‌کند همین ایشان ادعا کرد حتما شما هم دیدید که خودشان ادعا می‌کرد و می‌گفت من بنده یکی از شیعیان را دیدم در خواب که امام زمان نامه‌ای را خطاب به شیعیان می‌نوشتند می‌گفت که هر چه الله یاری می‌گوید قبول کنید خب این حرف مسخره‌ای است معلوم هست که ایشان دارد دروغ می‌گوید یا احمد احصای جناب کاظم رشتی از ایشان نقل می‌کند پس او فاطمه زهرا سلام الله علیها را در خواب دید و آن حضرت او را به شیخ بزرگوار شیخ احمد احصای دلالت فرمود سپس بار دیگر آن حضرت در شب چهارم از شب خواب اول دید که ایشان او را به جا و مکان شیخ آگاه نمود حالا ما کدامشان را قبول کنیم جالب هم این است که هر کدامشان می‌آیند هم دیگر را تکذیب می‌کنند خب مگر حرف اهل بیت علیه السلام یکی نبود خب حالا جواب چه می‌شود

بینندگان عزیز ما باید همان طور که رسول خدا گفت برگردیم به ثقلین یعنی دو گوهر گران بها کتاب خدا و اهل بیت ببینید دوستان عزیز مراجعه کنند به کتاب فروع کافی جلد اول صفحه 477 فردی نزد امام صادق علیه السلام حاضر می‌شود و می‌گوید که فلانی در خواب چنین دیده است امام علیه السلام می‌گوید آن‌ها دروغ گفته‌اند همانا دین خدا بسیار عزتمندتر از آن است که به دین خوابی حکمش مشخص گردد

پس این که امروز همه می‌آیند و ادعا می‌کنند اتفاقا چند روز چند هفته پیش دوستان گفتند یک فردی آمد در تلگرام ادعا کرد بنده امام زمان هستم جالب است می‌گفت بنده تا پنجم ابتدایی هم بیشتر نخوانده‌ام خب این که آمد ادعا کرد باور بفرمائید آیه قرآن را اشتباه می‌خواند سوره کوثر را ایشان اشتباه می‌خواند می‌گفتم دلیلش چه هست می‌گفت که بنده پیامبر را در خواب دیدم گفتند فلان این معلوم است که دارد دروغ می‌گوید وگرنه پیامبر بزرگوار اسلام یا امام مهدی عج الله فرجه شریف هیچ وقت نمی‌آید به یک آدم بیسواد که حتی سوره کوثر بلد نیست بخواند بیاید گواه بگیرید

آقا علیرضا از دزفول 

من گزینه یک را انتخاب می‌کنم عبادات، یکی از بدیهیاتی است که هر انسان هر دینی می‌تواند داشته باشد عبادت می‌شود از شکل و ظواهر عبادات و مراتب عباداتی که انجام می‌دهد می‌شود عقل انسان تشخیص بدهد این عبادات واقعا حق است یا ناحق یا درست انجام می‌شود یا غیر درست مثل عبادتی که موقع نماز برادران اهل سنت دست بسته نماز می‌خوانند ولی خداوند بر طبق آیات و روایات هر چه که هست در دین در مذهب و شریعت می‌گوید که انسان باید آزاد باشد به صورت آزادانه عبادتش را انجام بدهد بعضی از عبادت‌ها هستند مثل وهابی‌ها می‌آیند به اسم خداوند به اسم دین و مذهب و اسلام و عبادت سر آدم‌ها را می‌برند بعد می‌گویند الله اکبر پس انسان از بدیهیاتی که می‌شود عقل انسان تشخیص بدهد

آقا فرزاد از اسلام آباد

من گزینه سوم را انتخاب می‌کنم چون اگر عبادات را حساب بکنیم عبادت مختص به یک زمان خاصی هست موقع نماز خواندن یا دعا کردن اگر قیامت را بخواهی حساب بکنیم قیامت هم بالاخره یک روزی می‌آید یا بهشت یا جهنم اما توحید در مورد خدا پرستی یعنی خدای واقعی ما که خدایان زیادی را داریم از عیسی گرفته از پول گرفته از مجسمه و این‌ها خدایان زیادی ما داریم اما خدای واقعی آن خدای که حضرت محمد و همه ائمه معرفی می‌کنند انسان باید 24 ساعته این خدا را مد نظرش باشد 

مجری:

بحث ما تا اینجا نه از مسیحیت بوده است نه زرتشت بوده است نه یهودیت بوده است نه ادیان آسیای شرقی بوده است نه ادیان آسیای مرکزی بوده است نه اوشو بوده نه اسلام بوده هیچ بحثی تا اینجا اصلا بحث درون دینی مطرح نکردیم یعنی وارد چارچوب ادیان هنوز نشدیم و قرار است الان ملاک‌ها را بررسی بکنیم 

آقای امیری از اهواز 

اولین عنصری که به کمک شما باید بیاید تا توحید درک بکنیم که در همه ادیان هست عقل است با عقل می‌توان به توحید رسید و از یگانگی خداوند و نقش او در هستی 

یک سوال داشتم نبوت را به عنوان اساس دین در این توحید و در موضوعیتش با عقل و ارتباطش با عقل در برنامه‌هایتان مطرح بکنید چون اگر 23 سال زندگی پیامبر اسلام اساس همه حوادثی است که در تاریخ بعدها اتفاق می‌افتد حوادثی است که جدید است و ما این‌ها را بر پایه عقل اگر بخواهیم بسنجیم پس معلوم می‌شود که نقش عقل بعد از پیامبر اسلام به صورت یک امر بسیار ضروری هست و ما با عقل می‌توانیم به اصطلاح راه گشا باشد

علی آقا از جیرفت 

بنده در مورد سوال شما توحید را انتخاب کرده‌ام بخاطر این که معنی لااله الا الله به این معناست که توحید است که جهنم و بهشت را بستگی دارد که در آخرت منتهی به جهنم می‌شود یا بهشت

مراد از لا اله الا الله این است که فقط الله سبحان تعالی شافی حق و عبادت است چون الله جل وجلاله می‌فرماید: "وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّني‏ بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُون" و به یاد بیاور‌ای رسول هنگامی که ابراهیم به پدر و قوم خود گفت من از این معبودات که شما آن‌ها را عبادت می‌کنید بری هستم مگر معبودی که مرا آفرید و او است که مرا به دین حق و صراط مستقیم هدایت خواهد کرد، و الله جل و جلاله می‌فرماید: " إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ" به راستی که الله نخواهد بخشید و هر گناهی کمتر از شرک برای هر کس که بخواهد الله تعالی می‌بخشد یعنی الله جل و جلاله فقط توحید را ملاک قرار داد جواب من به اصطلاح همین است توحید

مجری:

مروری داشته باشید بر تماس‌های شما آقای احمدی از فارس که اول بحث انحراف در دین را مطرح کردند که براساس رویاها یک سری افراد که فکر می‌کنم با موضوع عقل ما باشد حالا چقدر عقل می‌تواند قبول بکند که اساس یک دین و یک مذهبی رویا باشد برای یک شخص دیگر که حتی آن شخص خودش هم آن رویا را ندیده باشد، و بعد اشاره داشتند به یکی از مذاهب اسلامی که این‌ها به شکلی به صورت دست بسته نماز می‌خوانند که در قرآن و سنت خبر درستی از آن نیست و به فرقه انحرافی که مثل داعش که سر بریدن را که عبادت می‌دانند گفتند که عبادت آن‌ها این است که هر کس نگاه بکند به عبادت این‌ها پی خواهد برد که این‌ها فرقه‌های انحرافی هستند 

استاد عباسی:

اجازه بدهید اینجا یک توضیحی عرض بکنم

آن مواردی که بنده خواستم از بینندگان عزیزمان که حتما جلوی آن 3 مورد گزاره، گزاره‌های موافق با عقل، ضد عقل و فراتر از عقل مواردی را یادداشت بکنند که ما دیگر از این به بعد این طور باشد که بینندگان عزیزمان هر گزاره‌ای از دین که به آن‌ها عرضه شد این را تطبیق بدهند به این 3 تا و ببینند دقیقا جزء کدام یکی از این‌ها هست با ملاک و معیاری که دارد و راحت بتوانند براساس آن نتیجه گیری بکنند به عنوان مثال این بزرگوار که مثال زده‌اند نسبت به نحوه‌ای عبادت بعضی از مذاهب این نوع برداشت به خاطر این که ما از آن‌ها سوال می‌کنیم دست باز یا دست بسته نماز خواندن جزء کدام یک از گزاره‌های دین است 

قسمت سوم هست که فراتر از عقل هست یعنی عقل به تنهایی بدون قرآن و روایات بدون کتاب و سنت نمی‌تواند حکم بکند که دست باز ما نماز بخوانیم درست است یا دست بسته نماز بخوانیم 

مجری:

یعنی به تعبیری از بیرون دین یک کسی نگاه بکند که اهل سنت دست بسته نماز می‌خواند نمی‌تواند بگوید این ملاک باطل بودن اسلام یا مذهب اهل سنت است

استاد عباسی:

با نگاه بیرونی این که ما به عقل ارجاع بدهیم عقل به تنهای در این رابطه ساکت است من نمی‌دانم بروید از دین بپرسید اینجا از آن مورد سوم هست یعنی تضاد مستقل با عقل ندارد که اگر کسی دست بسته نماز خواند حتما به این علت دینش باطل است لذا اگر آن تطبیق را اگر انجام بدهند این روشن می‌شود چون اگر آمدیم یک مذهبی اعتقاد یک دینی را حتی بیایم مشخص بکنیم که این اعتقاد باطل است یا صحیح است اگر آمدیم بر اساس مواردی که موارد سست هست همان طور که آن عزیز ما گفتند که خواب را مطرح کردند آمدیم براساس موارد ناصحیح آمدیم رد کردیم به صورت عقلی خواستیم رد بکنیم آن وقت دچار این مشکل خواهیم شد که یک اشکالاتی که ممکن است متقابل هم بشود نسبت به مذاهب صحیح و مذهب صحیح حتی مطرح کرد 

مجری:

اگر ما معتقد به یک مذهب خاص هستیم یا این که عزیزانی که در شبکه ولایت هستند مختص به یک مذهب خاص هستند و مذهب دیگر را نفی می‌کنند و هر استدلالی که نه براساس این چارچوبی که استاد عباسی فرمودند در نگاه اول نمی‌شود مذهب اهل سنت را باطل دانست، حالا آن که فرمودید براساس قرآن و سنت آن دیگر بحث درون دینی می‌شود و موضوع آن جدا هست

آقا فرزاد از اسلام آباد فرمودند که توحید چون عبادات برای زمان خاصی هست و قیامت هم نرسیده است حالا استدلال ایشان به این شکل و به این کیفیت بود آقای امیری از اهواز توحید را انتخاب کردند چون اصل اساسی دین است و باید 100% با عقل سنجیده بشود و مطابقت داشته باشد فرمودند درباره نبوت از دید عقل هم توضیح بفرمائید که در برنامه هست ان شاء الله در برنامه طولانی مدت مطرح بشود بعد بحث عقل درون دینی و بیرون دینی که به وقت خودش به آن پرداخته خواهد شد، شما در این بخش توضیحی ندارید

استاد عباسی:

فقط علی از جیرفت آمدند به آیه از قرآن اشاره کردند 

ما در برنامه یک مقداری کمتر اشاره به آیات و روایات داریم چون هنوز به بحث اسلام نرسیدیم و مطابقت نرسیدیم و هنوز وارد ادیان و مطابقت نشدیم

مجری:

استاد عباسی هفته گذشته مطلب و سوالی را مطرح کردیم و براساس این که کدام یک از عوامل که بیشتر در آشفته بازاری جهان کمک می‌کند و کمک کرده است که اصل ادیان، ادیان انحرافی و سوم این که انحراف که در ادیان وجود دارد نظر شما را درباره این گزینه‌ها می‌شنویم

استاد عباسی:

من چون فرصت کم هست کوتاه اشاره بکنم، به نظر می‌رسد که انحراف در ادیان نقش به سزایی را داشته است چند تا نکته راجع به آن عرض می‌کنم، یکی این که به واسطه معجزه اعتماد به ادیان به اصل آن دین و پیامبر اتفاق افتاد و افراد زیادی در آن دین جمع شدند اما به هر حال کسانی آمدند دین را منحرف کرده‌اند بنابراین جمعیت جمع شده‌ای با اعتماد با پیامبر الهی یک دین به انحراف کشیده شد و این بسیار اثرش بیشتر است از کسی که تازه می‌خواهد یک دین انحرافی را از نو تاسیس بکند و کسانی را دور خودش جمع بکند نکته‌ای دیگری که کمیت پیروان این ادیان که به انحراف کشیده شده‌اند بیش از آن چیزی است که ادیان انحرافی داشته‌اند نکته‌ای دیگر چون موارد صحیحی در این ادیان وجود داشته و با موارد صحیح بسیار موارد انحرافی در این ادیان به وجود آمده است تشخیص سخت از ادیان انحرافی هست چون ادیان انحرافی پایه و اساس بسیار محکمی ندارند به نوعی فهم این برای مردم آسان‌تر است که این انحراف هست ولی انحراف که در ادیان اتفاق می‌افتد این خیلی بیشتر است نکته‌ای دیگر بالاخره ریشه دار بودن در تاریخ و تمدن‌های کهن بشری هست که خب ادیان یک ریشه عمیق تری در بین تمدن‌های بشری در مراکز حساس بشری که بسیاری از ادیان الهی بر سر شاه راه‌های حرکتی بشر و تمدن بشری اتفاق افتادند و چون سرچشمه تمدن‌ها هستند تاثیر گذاری آن‌ها بیشتر هست از ادیان انحرافی و نکته دیگر این که خود آن ادیان انحرافی در بسیار آموزه‌ها یک گرته برداری کردند از انحرافی که در ادیان اتفاق افتاده است یعنی ما می‌توانیم زمینه به وجود آمدن ادیان انحرافی همان انحراف می‌داند که در ادیان بوده است یعنی ادیان الهی وقتی انحراف اتفاق افتاد بد عمل کردند مثل علوم وستایی که در مسیحیت اتفاق افتاد 10 قرن و این‌ها با بد عمل کردن زدگی‌های را از ادیان انحرافی به وجود آوردند که بعضی از اشخاص از دین‌های که دچار انحراف شده بودند پناه بردند به ادیان جدید به عرفان‌ها و جنبش‌های معنوی نو پدید پناه بردند و آن‌ها را تقویت کردند 

مجری:

ممنون هستیم از شما استاد عباسی عزیز، متشکر هستم از شما خوبان و عزیزانی که با ما همراه بودید تا برنامه عصر ایمان دیگر یا علی مدد خدانگهدار. 
 


حجت الاسلام و المسلمین عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر