صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 22 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1897 
تحريف قرآن در آثار اهل تسنن-جزئيات جنگ ايران و روم و پاسخ به ادعاي آقاي دکتر سها
دفاع از ثقلین
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم


 تاريخ : 22/11/ 1394


مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم، عرض سلام و ادب خدمت استاد ابوالقاسمي، و بينندگان شبکه جهاني ولايت، در برنامه دفاع از ثقلين و در راستاي پاسخ شبهات، در خدمت شما هستيم

استاد ابوالقاسمي:

بنده هم خدمت، جناب‌عالي و بينندگان شبکه جهاني ولايت عرض سلام وم ادب و احترام داريم

مجري:

اخبار و تحليل‌هاي اين هفته را از زبان استاد ابوالقاسمي مي‌شنويم و بعد در خدمت‌تان خواهيم بود

استاد ابوالقاسمي:

 اما اتفاقاتي که در هفته گذشته رخ داد يکي‌ از آن‌ها خبري بود که واقعاً همه را شوکه کرد داعش از يک کودک 4 ساله استفاده کرد براي عمليات تروريستي سر بريدن و انفجار ماشين، که يک کودک با حالا اسم عيسي دير ملاحظه مي‌کنيد تصويرش را مي‌آيد در سوريه به او آموزش دادند هم براي سر بريدن هم براي منفجر کردن ماشين‌ها چون کسي هم به او شک نمي‌کند بسته بمب را به همراه خودش مي‌برد و به ماشين مي‌چسباند و آن‌ها را منفجر مي‌کند و بعدش هم الله اکبر مي‌گويد که اين واقعاً يک قضيه بسيار خطرناکي بود که کار به جايي رسيده است کودکان 4 ساله را براي کارهاي تروريستي دارند آموزش مي‌دهد اين وهابي‌ها به هيچ وجه بويي از انسانيت نبردند و بعيد مي‌دانم اين‌ها به خانواده‌هاي خودشان هم بعدها رحم بکنند اما اتفاق ديگري که در هفته قبل رخ داد سخنراني آقاي آل شيخ مفتي اعظم عربستان بود آقاي آل شيخ در سخنراني خودش گفت اين‌که عاصفة الهزم به راه افتاده براي مقابله با گسترش صفوي‌ها است خيلي مهم بود که مفتي عربستان هم بيايد اين جنگ را به عنوان يک جنگ شبه مذهبي مطرح بکند و مي‌گويد لدفاع عن العقيدة الاسلاميه من المد الصفوي ما براي حفظ عقيده خودمان در مقابل گسترش صفوي‌ها اين کار را انجام داديم البته اين عقيده اسلامي به نظر آن‌ها عقيده وهابيت است يعني ما ديديم وهابيت دارد در مقابل تشيع نابود مي‌شود لذا مجبور شديم جنگ به راه بيندازيم شيعه‌ها که جنگ راه نيانداخته بودند شيعه‌ها داشتند مي‌گرفتند همه جا را با تبليغ خودشان با ترويج فکر مکتب اهل‌بيت عليهم الصلاة والسلام و وهابيت داشت مضمحل مي‌شد ما مجبور شديم جنگ راه بياندازيم اين اعتراف بسيار ارزش داشت و ما از شنيدن اين اعتراف بسيار خوشحال شديم نکته ديگري هم که باز هفته قبل بود مصاحبه‌ايي بود که آقاي قرضاوي انجام داده بود خيلي اين مصاحبه هم مهم بود در آن مصاحبه گفته بود که ما هر کجا خواستيم با شيعيان وحدت بکنيم ما ضرر کرديم و شيعيان سود کردند البته جمله‌ايي است که او گفته است هر کجا ما دست از دشمني برداشتيم يک وقت مي‌گوييم آقا جنگ نکنيم با همديگر ما هيچ وقت سر جنگ با کسي نداشتيم مي‌گويد اين‌که ما بياييم دست از جنگ با شيعيان برداريم موجب مي‌شود که شيعه گسترش پيدا کند يعني چه؟ يعني شيعه براي گسترش خودش نياز به جنگ ندارد با تبليغ و با ترويج نظرات اهل‌بيت عليهم الصلاة والسلام به راحتي مذهب شيعه گسترش پيدا مي‌کند اما اين‌ها نه اين‌طوري نيستند نياز دارند که حتما چه بشود؟ اين‌ها با جنگ جلو ببرند فکر خودشان را اما خبر ديگري که بسيار مهم بود آقاي خالد الملا رئيس اتحاديه‌ علماي اهل‌سنت عراق هفته قبل يک مصاحبه‌اي کرد و در آن مصاحبه گفت ضرر کننده اول از اين‌که يک کشور به عنوان کشور سني در عراق تشکيل بشود اهل‌سنت است مي‌گويند آقا ما رئيس جمهورمان سني است تعداد زيادي از مناصب‌مان سني هستند اما آن چيزي که به عنوان حکومت سني دارند براي عراق مطرح مي‌کنند يک حکومت داعشي است و وقتي داعشي‌ها بيايند ديگر به اهل‌سنت هم رحم نخواهند کرد خيلي نکته مهمي است آن‌هايي که الان مي‌آيند به اسم اهل‌سنت مي‌گويند آقا ما مي‌خواهيم يک حکومت سني داشته باشيم مي‌گوييم آقا اين حکومت الان سني داريم رئيس جمهور ما سني است خيلي از مسئولين ما سني هستند چه چيزي را مي‌خواهيد شما سني باشد اين چيزي که شما به عنوان سني مي‌خواهيد پشت پرده‌اش داعشي است و به سني‌ها هم ضرر مي‌زنيد برگرديم خيلي صريح نمي‌گويم اما آن کساني که مي‌گويند آقا ما به عنوان سني‌ها يک مسجد در تهران مي‌خواهيم نمي‌گويم چه کساني ادعا داشتند با اين‌که چندين مسجد هم است شبکه‌هاي وهابي هم اصرار داشتند آخرش گفتند بله يک مسجد است يکي هم نيست چند تا مسجد است چندين مسجد هست امام جماعتش هم معروف است آشناي‌شان هم است اما چون بلند گويش بيرون پخش نمي‌شود اين را قبول ندارند اين‌هايي هم که مي‌گويند ما مسجد سني مي‌خواهيم مسجد که داريد چه مي‌خواهيد؟ يک چيزي مي‌خواهند که پايگاه وهابي‌ها و داعش باشد اين هم راجع به صحبت‌هاي آقاي خالد الملوک به عنوان يک سني ميانه‌رو شناخته مي‌شود اما خبر بسيار مهمي که هفته قبل راشي تودي پخش کرد علمياً القرآن هو الاکثر تسامحاً بين الکتب السماوية از جهت علمي با تحقيقات علمي ثابت شده است در بين تمام کتاب‌هاي آسماني قرآن از همه بيش‌تر با مخالفين خودش مدارا کرده است تورات و انجيل و بقيه کتاب‌هاي آسماني هيچ کدام مثل قرآن مداراي با مخالفين خودشان نداشتند اهل تسامح نبودند بعد آمد مقارنه انجام داده مي‌گويد که تحقيق کردند که آيا قرآن از کتاب مقدس تندتر است يا اين‌که به اصطلاح کتاب مقدس تندتر از قرآن است مي‌آيد مي‌بيند کلمة القتل والتدمير و نابود کردن در نصوص مسيحي از قرآن بيش‌تر است و بعد مي‌آيد نمونه‌هاي مختلف از کلمات مختلف را مطرح مي‌کند اين تحقيق هم در اينديپندنت انجام شده است اين‌ها اخبار عمومي است که در هفته قبل رخ داد و ما به آن اشاره کرديم اما يکي دو خبر ديگر است که اين خبرها يکي آن مربوط مي‌شود به مناظره‌‌ايي که هفته قبل رخ داد در تالار نداي شيعه بين نماينده شبکه کلمه و يکي از بچه‌هاي روم نداي شيعه يکي از ادمين‌ها که هنوز به مدير هم نرسيده يکي از ادمين‌هاي روم نداي شيعه نماينده رسمي شبکه کلمه مسئول آن آيدي تلگرام شبکه کلمه را در مناظره فاتحه‌اش را خواند که الان در سايت نداي شيعه هم موجود است يک نمونه‌اش را ببينيم بحث سر اين شد که آيا براي خلافت خلفا دليلي از قرآن يا سنت براي مشروعيتش مي‌شود اثبات کرد شما خلافت اولي، دومي، سومي را براي من از قرآن و سنت ثابت خواهيم کرد مشروع است نمي‌گويد آقا براي اسم ابوبکر اسم عمر اسم عثمان، مشروعيتش با هر راهي ولو شما مي‌خواهيد با آيه

 وأمرهم شوري بينهم

سوره شوري آيه38

به اصطلاح آخرين جوابي که داده هيچ دليلي آيدي را هم نگاه کنيد آيدي کلمه تيوي که ظاهراً‌ دست خود عقيل هاشمي است هيچ دليلي بر اين‌که خلافت چهار خليفه از قرآن و سنت باشد وجود ندارد آخرش به اين‌جا رسيد، در حالي که سوال در مورد سه نفر اول بود، بله حالا ايشان مي‌گويد چهار تا ما نه حضرت علي عليه السلام را مشروع مي‌دانيم اگر شما اعتقاد داريد هيچ خليفه‌ايي مشروع نيست نه ما بعضي از خلفاء را مي‌گوييم دليل بر آن‌ها است از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به صورت صريح پس ملاحظه فرموديد تصوير را دوباره مي‌گذاريم نگاه کنند بيننده‌ها

مجري:

 ببينيد اين آيدي خود شبکه وهابي سياسي کلمه است که اين روزها هم خيلي حالش نا مساعد است به خاطر اتفاقاتي که در آن‌جا افتاده است بعداً هم مشخص خواهد شد که جريان از چه قرار است و اين بحثي که اعتراف کردند استاد ابوالقاسمي اين را بايد واقعاً يک پيشرفتي براي شبکه وهابي بدانيم يا يک پسرفت چطوري بايد تحليلش بکنيم

استاد ابوالقاسمي:

 در مناظرات که مي‌افتد گير مي‌کنند خب به خيال خودشان مي‌دانند با ما که نمي‌توانند مناظره کنند چند بار هم ما زنگ زديم به هيچ وجه حريف ما نشدند فاتحه‌شان خوانده شد گفتند به بچه‌هاي نداي شيعه ببينيم آيا اين‌ها توانايي‌اش را دارند يا ندارند چطور است آخر آمدند شروع کردند مناظره کردن و با فضاحت روم را ترک کردند به حدي که بعد از آن مناظره چند تا از سني‌ها آمدند گفتند آقا اين‌ها خراب کردند ما مي‌خواهيم بياييم به جاي آن‌ها بحث بکنيم البته ما توصيه‌مان اين است الان وقت بحث‌هايي در اين زمينه‌ها نيست الان دشمن واحد ما داعشي‌ها هستند وهابي‌ها هستند بايد بياييم آن‌هايي که تکفير مي‌کنند ما را موجبات کشتار را فراهم مي‌کنند البته اين بحث‌هاي علمي بين شيعه و سني بود از قبل چندين سري هم مناظره شد کسي هم کسي را نکشته است اما وهابي‌ها به خاطر اين بحث‌ها تا کم مي‌آورد حکم تکفير را صادر مي‌کنند اين يک نمونه اما تقريباً در سه هفته قبل يکي از دوستان ما تماسي گرفت با شبکه وهابي نور و يک سوالي از آن‌ها پرسيد چون آن‌ها ديگر جناب استاد عباسي هم مطرح کردند تقريباً آقاي مولوي عبدالحميد را جهنمي دانستند صريحاً کليپش را هم پخش کردند که اين‌ها بخاطر اين‌که آقاي مولوي عبدالحميد را مي‌گويد تولد گرفتن براي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ثواب دارد و برکت دارد گفتند ايشان بدعتگزار است البته اسم نمي‌برند مي‌گويند هر کسي گفته باشد آقاي شريفي تماس گرفته بود گفته بود من براي شما مدارک را خواهم فرستاد کليپ شماره 1 را با همديگر ببينيم

پخش کليپ:

سجودي: آقاي علي از مشهد بفرماييد

علي شريفي: سلام آقاي سجودي خسته نباشيد بينندگان در جريان باشند من امشب براي واتساب آقاي سجودي اسکن کتاب مولوي عبدالحميد در رابطه با مشروعيت جواز جشن گرفتن براي پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم و همچنين جايز بودن توسل به قبر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و اولياء را مي‌فرستم براي واتساب آقاي سجودي هفته بعد آقاي سجودي بايد اسکن کتاب‌ها را نشان بدهد اين‌که مي‌گويد آقا سجودي اگر گفته باشد بدعتگزار ولي ما مي‌گوييم نگفته است

سجودي: شما فرستادي براي من اگر فرستاديد نشان مي‌دهيم ما که نمي‌گوييم که علماء، حالا چرا چهار تا مذهب بوجود آمده است اگر يک مذهب برحق بود چرا مذهب دوم بوجود آمده علماء با هم اختلاف دارند در اين شکي نيست

استاد ابوالقاسمي:

 آقاي شريفي با ايشان تماس گرفته بود از مشهد و گفته بود که من براي شما مدارک را مي‌فرستم شما ادعا مي‌کنيد همچنين چيزي آقاي عبدالحميد نگفتند و هر کس مي‌گويد بدعتگزار است هفته بعدش آقاي شريفي برايش فرستاده بود اين‌ها را ببينيم چه جوابي داده است يک شبهه ديگري هم مطرح کرد که آقاي شريفي آن را هم جواب داد ببينيم چه اتفاقي مي‌افتد

مجري:

کليپ بعدي را به اتفاق مشاهده نماييم

پخش کليپ:

سجودي: آن چيز شما را من پخش مي‌کنم

علي شريفي: من با اسکايپ در مناظره شما هر سوالي داشتي مطرح کن اول من اسکن کتب مولوي عبدالحميد در رابطه با مشروعيت جشن براي ميلاد النبي را فرستادم هم از سايت شما و هم از طريق واتساب

سجودي: فرستادي 15 دقيقه قبل از برنامه من ديگر وقت نداشتم که نگاه کنم بفرماييد

علي شريفي: البته من زودتر فرستادم شايد به شما دير رسيده ان شاء الله هفته بعد اين يکي، دوم اين‌که شما آمديد در بحث تبرک به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گفتيد که صحابه از‌ ايشان ثابت نيست که آب وضوي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را خورده باشند

سجودي: حديث ضعيف است من خودم مطالعه دارم دم خوردن و خون خوردن و اين چيزها همه ضعيف است من مطالعه دارم اين را به شما مي‌گويم بفرماييد

شريفي: اين روايتي که من دارم مي‌گويم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌گويد تو بخاطر خوردن ادرار من در برابر آتش سپري براي خودت درست کردي

سجودي: مي‌گويم ضعيف است درست نيست

شريفي: دارم مي‌گويم صحيح است، دارم مي‌گويم آلباني سه جا تصحيح کرده است هيثمي تصحيح کرده است سيوطي تصحيح کرده است

سجودي: شما که مي‌گوييد شما در تلوزيون خودتان نشان بدهيد جواب سوال ما را که نداديد اين را نشان بدهيد به ما تا ما ببينيم که در کجا گفته است صحيح است

شريفي: من براي‌تان متنش را از طريق وات‌ساپ مي‌فرستم آقاي سجودي اين يک

سجودي: بفرست عزيزم من هفته ديگر همين وقت جواب شما را مي‌دهم مردي نيستم که جواب ندهم وعده ما و شما هفته ديگر موضوع ديگري نيست

استاد ابوالقاسمي:

 گفت مرد نيستم اگر جواب ندهم حالا آقاي سجودي جواب داد و يا نداد، آقاي شريفي برايش فرستاد بحث کتاب‌هاي آقاي مولوي عبدالحميد در مورد توسل در مورد جواز جشن گرفتن و بلکه مستحب بودن جشن گرفتن براي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم برايش فرستاد و همچنين در وات‌‌ساپ‌ براي من فرستاد متنش را حالا من اين‌جا ندارم که گفته بود من به آقاي سجودي گفتم ابوالقاسمي اين هفته تمام مدارک مربوط به اين فتوايي که شما داديد مطرح کرده است بيا جواب بده دو سه روز قبل از برنامه برايش فرستاد، من در برنامه چالش گفتم به نظر من شنبه شب برنامه داشتم در چالش مدارک اين‌ها را نشان دادم و به ايشان گفته بود که آقاي سجودي بيايد جواب بدهد نه قضيه آقاي عبدالحميد را نه بحث تبرک را نه اين قضيه رواياتي که يکي از صحابه از خون پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خورده يکي از ادرار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خورده طبق مباني آن‌ها و هيچ کدام اين‌ها را اصلاً مطرح نکردند مسکوت عنه گذاشت انگار نه انگار همين آقا گفته بود اگر من مطرح نکنم مرد نيستم اين هم باز از مناظراتي که هفته قبل رخ داد و يک چند وقتي است که مناظرات دارد گرم مي‌شود اما با ما نمي‌آيند مناظره کنند ما هرچه مي‌گوييم آقا بيا با ما مناظره کن قبول نمي‌کنند جاي ديگر دارند مناظره مي‌کنند ان شاء الله که يکي از آن‌ها آخر جرئت پيدا کند براي مناظره بيايند

مجري:

 استاد ابوالقاسمي يک شبکه‌اي بود همان شبکه‌اي که آقاي ملازاده يک سري صحبت‌ها در موردش داشتند يک سري کارهايي کرده بودند چه شد قرار بود جواب بدهند

استاد ابوالقاسمي:

 بله شبکه دزد و شريک دزد ما آمديم هفته قبل از ايشان يک سري مدارکي پخش کرديم خلاصه بحث اين شده بود که آن‌ها ادعا کردند شيعه روايت صحيح براي مهدويت ندارد ما يک مقاله‌ايي چند سال قبل در سايت گذاشته بوديم که ما مهدويت را فوق تواتر مي‌دانيم و به عنوان نمونه 40 تا روايت هم مي‌آوريم وقتي مي‌گوييم فوق تواتر است تواتر را ما، يک قاعده است وقتي شما براي يک قضيه‌ايي به حد تواتر روايت داشته باشيد اصلاً‌ بررسي سندي ديگر نمي‌کنند مشخص است فردا ده هزار نفر بيايند در خيابان به شما بگويند آقا امروز راهيپمايي 22 بهمن بود و آقاي فلاني را ديديم يک نفر دو نفر سه نفر اصلاً نمي‌پرسيد اين چه کسي بود آقا شما چه کسي هستيد شناسنامه‌ات چه است از کجا هستي ده هزار نفر ديدند يعني بود در آن قضيه وقتي که اين اتفاق مي‌افتد ديگر نمي‌پرسند راوي‌ آن چه کسي است راستگو است دروغگو است وقتي تعداد خيلي بالا برود براي همه يقيني مي‌شود گفتيم آقا متواتر و تواتر ما به عنوان نمونه براي شما 40 تا آورديم حالا اين نادان‌ها آمدند چکار کردند مي‌گويند نه ما تک تک را بايد بررسي بکنيم و يکي يکي مي‌خواهيم زير سوال ببريم گفتيم شما اول بايد بياييد تواتر را زير سوال ببريد گفتند نه تواتري که ما در آن بررسي سندي نداشته باشيم قبول نداريم يک چند هفته‌ايي بحث سر همين بود دو هفته به نظرم سر همين بحث شد که ما آخرش آمديم چکار کرديم؟ از سايت افتاء وزارت اوقاف امارات استفتاء کرديم اين‌ها ادعاي‌شان مي‌شود که براي اثبات تواتر بايد چه باشد؟ بايد يک سند صحيح داشته باشيم اين شد که گفت آقا اين حرف‌ها نيست علماي سني هيچ کدام اين حرف را نزدند که پرونده اين قضيه بسته شد لام تا کام هفته قبل هم آن شبکه راجع به اين قضيه صحبت نکرد که آقا اين‌ها عين حرف ما را از وزارت اوقاف امارات سوال پرسيدند اداره افتاء‌‌شان گفت نخير اين طور نيست، دوم يک اشکالي به ما کرده بودند که يک حرف کاف بود زير سرکش کاف يک سکوني بود که ما هم هفته قبل آمديم و گفتيم آقا اين‌که زير سرکش کاف باشد دليل نمي‌شود زير خود حرف باشد نمي‌دانم الان دارم يا نه که چند تا نمونه آن را نشان بدهم اذاعة القرآن کريم سعودي، اين فتحه کاف را زير سرکش گذاشته در عربي رايج است چون کاف را اين مي‌دانند، اين سرکش را علامت کاف مي‌دانند چون اگر حرف آخر باشد اصلاً شرکش رويش نمي‌گذارند ما چند نمونه هم نشان داديم بيست سي نمونه‌ايي نشان داديم مثلاً اين‌جا مذاهب فکريه علامت کاف، سکون کاف را زير کاف گذاشته است زير اين سرکش گذاشته است روي کاف، اين روي کاف به حساب مي‌آيد زير سرکش گفتند ابوالقاسمي گفته اين روي کاف است فرق رو و زير را نمي‌فهمد آمديم اين را هم نشان داديم که آقا شما حتي خواندن عربي هم بلد نيستيد الفباي عربي را بلد نيستيد آمديد براي چه؟ ادعا مي‌کنيد من مي‌خواهم بيايم با شيعه مناظره کنم يک نمونه ديگر اللهُ اکبر اين سکون اکبر را کجا گذاشته است روي کاف است يا زير کاف قطعاً رو سکون را که زير نمي‌گذارند اما زير سرکش کاف اين سرکش علامت حرف به حساب مي‌آيد حرف به حساب نمي‌آيد مثل اين‌که مثلاً بگوييم آقا جان علامت باء الان يک نقطه زيرش است حالا ما بايد کسره را زير نقطه بگذاريم يا بالاي نقطه بگذاريم فرقي نمي‌کند اين نقطه علامت به حساب مي‌آيد چون حروف قديمي نقطه نداشته است الان تمام نقطه‌ها علامت به حساب مي‌آيد چه بالا باشد چه پايين باشد سرکش کاف علامت است اين آقا هنوز فرق حتي اين‌ها را که در ادبيات عرب شناخته شده است نمي‌دانست ديگر اصلاً‌ اين هفته صحبت اين‌که ما با شبکه ولايت که دو سه تا کليپ از ما پخش کرده بود ما خواستيم جواب بدهيم نبود به هيچ وجه انگار نه انگار که آقا تا هفته قبل بحث بوده بحث علمي داشتيم مي‌کرديم ما فتواي دار الافتاء را امارات را آورديم انگار اين علمي نيست ما ديگر به اين‌ها کاري نداريم اين هم نهايت چيزي که برنامه به قول خودشان حجت بي‌حجت به آن رسيده بودند دو سه هفته فاتحه‌ا‌شان خوانده شد مشخص شد آن کارشناس اصلي شريک دزدشان حتي خواندن الفباي عربي را از رو هم بلد نيست آن وقت ادعا مي‌کند من مي‌خواهم بيايم روايت‌هاي شيعه را بررسي سندي بکنم قواعد از خودش درست مي‌کند يک حرف‌هايي مي‌زند که بي‌ادبي‌هايي هم هفته قبل کرده بودند البته اين هفته يک مقدار مؤدب شده بودند چون ما کليپ‌هاي بي‌ادبي‌شان را پخش کرديم اين هفته يک مقداري دوباره همان اهانت‌ها بود ولي يک مقداري مؤدب شده بودند در هر صورت پرونده آن هم تمام شد آن مناظره هم طبيعتاً‌ اگر ادعاي ديگري دارند دوباره مي‌آيند مي‌گويند آقا نه شما متواتر را نگفتيد شما چيز ديگر گفتيد ما مشکلي نداريم مي‌توانيم براي شما ثابت بکنيم اما به هر صورت استدلال ما مشخص بود چه است استدلال ما به تواتر بود اگر در تواترش اشکالي دارند بيايند و شبهه را مطرح بکنند و سوالاتي هم که ما پرسيديم اعتراف بکنند که در آن اشتباه کردند به اهل‌سنت دروغ بستند بي‌سوادي‌شان هم ثابت شده است آن وقت ما در خدمت‌شان خواهيم بود 9 تا گاف به اين دانه هفته آخرش مي‌ارزد اين يک دانه به آن 9 تا مي‌ارزيد

مجري:

 عدد دو رقمي نشود کارشناس‌هاي ديگر وهابي حداقل يک مقداري انگيزه داشته باشند بتوانند اين رکورد را به نام خودشان به ثبت برسانند اما ما دوست داريم که در اين بخش استاد ابوالقاسمي خلاصه‌ايي از آن‌چه که در جلسات گذشته در برنامه دفاع از ثقلين گفته شد را براي ما بفرمايند براي آن عده از عزيزاني که بودند انشاءالله يادآوري خواهد شد و آن عزيزاني که با ما همراه نبودند به هر دليلي مي‌تواند براي‌شان ان شاء الله اين مسئله مفيد باشد در خدمت شما هستيم

استاد ابوالقاسمي:

 ما آمديم در برنامه دفاع از ثقلين، از ابتدا شروع کرديم تعريف ثقلين چيست؟ ثابت کرديم ثقلين به نظر اهل‌سنت کتاب خدا و عترت است روايت کتاب الله وسنتي چه؟ آورديم کليپ‌هاي‌شان را پخش کرديم اعترافات‌شان را و سنتي را جعلي دانستند نه فقط ضعيف علناً گفته بودند که اين روايت جعلي است آن که تمام شد آمديم اشکالاتي که به قرآن شده بود را مطرح کرديم اين اشکالات غالباً توسط ضد دين‌ها مطرح شده است يکي يکي اين‌ها را مطرح کرديم و جوابش را گفتيم يک بحث آيات شيطاني اين‌که بعضي از آيات قرآن توسط شيطان بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده ادعايي بود که آن‌ها داشتند مدرک هم مي‌دادند بخاري، مسلم چه چه گفتيم آقا جان اين به ما ربطي ندارد اين‌ها روايت‌هايي است که ما اصلاً قبول نداريم اگر روايتي از کتب شيعه پيدا کرديد با سند معتبر که اين‌ها را تأييد کرده آن موقع ما با شما بحث مي‌کنيم اصلاً‌ همچنين چيزي علماي ما ندارند و اعتقاد به چنين مطلبي را کفر مي‌دانند مي‌دانيم عزيزان اهل‌ْ‌سنت هم خبر ندارند در بخاري همچنين حرفي است خبر ندارند کتب‌شان همچنين حرفي زده است وگرنه قبول نمي‌کردند دوم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خبر نداشت که نبوت و وحي چيست فکر مي‌کرد جن زده يا ديوانه شده است روايتش را آورديم از بخاري حرف ابن تيميه و ديگران سوم حضرت فرق بين شيطان و ملک را نمي‌دانست گفتند وقتي اين طوري بود شايد يک شيطاني برايش آورد خودش نفهميد گفتيم آقا اين روايت‌ها را ما نداريم در کتب شيعه نيامده است برويد سراغ بقيه مذاهب هر کس گفته است خِر او را بگيريد با ما نمي‌توانيد اين طوري بحث بکنيد قرآن ما اين مشکلات را ندارد حضرت گاهي آن‌ چنان سحر مي‌شد که قدرت فکر کردن صحيح از او گرفته مي‌شد اين در بخاري آمده است اين‌که به ما ربطي ندارد بخاري گفته باشد ما بخاري را قبول نداريم توهين به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم کرده مي‌خواست نکند ما همچنين اعتقادي نداريم پنجم حضرت بسياري از آيات قرآن را فراموش مي‌کرد گفتند شايد خيلي از قرآن را فراموش کرده باشد روايتش هم در بخاري و مسلم آمده است گفتيم آقا اين‌ها براي ما حجت نيست اگر کسي بگويد کل بخاري درست است او بايد جواب بدهد ما که اصلاً بخاري را‌ قبول نداريم ششم در قرآن هيچ مجاز و کنايه‌ايي وجود ندارد حالا که اين طور شد يک جا در قرآن مي‌گويد خدا يک دست دارد يک جا مي‌گويد دو دست يک جا مي‌گويد سه دست گفتيم آقا اين را وهابي‌ها و طرفداران ابن تيميه مي‌گويند اين‌جا اهل‌سنت هم چون تابع نظر ابن عباس بودند و ابن عباس حرف حضرت علي عليه السلام را به آن‌ها منتقل کرده بود ما و اهل‌سنت با هم در يک سنگر هستيم مي‌گوييم آن‌ها هم اعتقاد دارند در قرآن مجاز و کنايه است ما هم اعتقاد داريم به خاطر اين‌که همه آمديم سمت، حرف اهل‌بيت عليهم السلام را گرفتيم وهابي‌هايي که اين حرف‌ها را مي‌زنند قائل به تجسيم هم هستند اصلاً ما آن‌ها را قبول نداريم هفتم قرآن به صورت متواتر به ما نرسيده است حرف آقاي شوکاني و ديگران را گذاشتيم که اين ادعا را کرده بودند گفتيم ما تا زمان معصوم عليهم السلام يقين داريم متواتر است يعني از زمان معصومين عليهم الصلاة و السلام تا زمان ما قطعاً متواتر است شما نمي‌توانيد تواتر را ثابت کنيد خودتان مشکل داريد ما که از زمان امام سجاد امام باقر امام صادق عليهم السلام قطعاً به اين طرف قرآن متواتر شده شکي در آن نيست هشتم گفتند قرآن با سند صحيح به مسلمان‌ها نرسيده است همين بازي‌هايي که الان وهابي‌ها سر سند در مي‌آورند آن‌ها هم در آوردند گفتيم آقا جان آن‌ها سندهاي‌شان اشکال دارد ما سندهايمان‌ مشکل ندارد دو نمونه صحيح هم مطرح کرديم نهم تازه گفتيم اصلاً قرآن اساسي که مي‌خواندند الان حفص از عاصم اين قرآن يک قرآن شيعي است يعني حفص عاصم و استادهاي‌شان تا اين‌که اين‌ها مي‌گويند به عثمان ابن عفوان مي‌رسد گفتيم نه خير به حضرت علي عليه الصلاة و السلام اين قرائت مي‌رسد ثابت هم کرديم نهم ادعاي اين‌که قرآن در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم جمع نشده و تا زمان خليفه دوم تدوين نشده باقي مانده بود گفتيم نه اين درست نيست ما اعتقاد داريم خود رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در زمان خودشان قرآن را جمع کردند فرمودند به امير المؤمنين عليه السلام بنويس و ايشان جمع آوري کرد چندين نفر ديگر از صحابه اين کار را بعد از حضرت انجام دادند اين نبود که تدوين نشده باقي بماند دهم قرآن نگارش‌ها و ورژن‌هاي متعددي داشته و با هم فرق مي‌کرد حالا اشکال ندارد خدا خواست بعضي از آن‌ها حذف بشود نه آخرين نگارش آن به دست ما نرسيده است يعني يکي از آن قبلي‌ها به دست ما رسيده است آخرين به دست ما نرسيده است يازدهم بعضي آيات قرآن تنها توسط يک نفر نقل شده است و در قرآن عثمان ثبت شده است روايت‌ها را آورديم از کتب‌شان ثابت هم کرديم اين نيست که آن يک نفر به عنوان شاهد و حافظ از خود پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آورده باشد نه اين‌ها مي‌گويند فقط يک نفر شنيده بود هيچ کس ديگر نداشت

 لم اجدهُ عند غيره

 غيره اصلاً‌ اين آيه را بلد نبود

متأسفانه هم‌ چنين ادعايي کردند ولي ما اين را قبول نداريم دوازدهم در نسخه اصلي قرآن که تمام نسخ از آن گرفته شده است چندين غلط وجود داشت و صحابه آن‌ها را به صورت غلط باقي گذاشتند آورديم سند صحيح از آقاي عثمان دارند سند صحيح از عايشه همسر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دارند از پسر عثمان دارند و از ديگران گفتيم براي آن‌ها صحيح است براي ما صحيح نيست اصلاً ما اين را قبول نداريم سيزده در معتبر‌ترين کتب اهل‌سنت از جمله بخاري از جمله مسند احمد با تصحيح ارنعوت از جمله تصحيح آلباني ما تحريف در قرآن با زياده داريم زياده يعني چه؟ يعني يک نفر از خودش به قرآن اضافه کرده است، يعني چه؟ يعني توانسته است يک چيزي مثل قرآن معجزه بياورد کسي هم متوجه نشده است که اين را از بخاري آورديم نشان داديم از مسند احمد و اين‌ها الان مي‌گويند آقا شيعه بعضي از علمايشان معتقد به تحريف به نقصان هستند گفتيم آقا جان آن بعضي هم که شما مي‌گوييد از اين اعتقاد بر گشتند حالا ان شاء الله بعداً مفصل ثابت خواهيم کرد اما مهم تحريف به زياده است که شما اعتقاد به آن داريد و اين نتيجه‌اش کفر مي‌شود اگر کسي اعتقاد داشته باشد چون يعني قرآن معجزه نيست ديگران مي‌توانند بياورند الان در بخاري و مسلم هست در بخاري است در مسند احمد است درست عموم مردم‌شان خبر ندارند حتي خيلي از طلبه‌هاي‌شان هم خبر ندارند اين قضايا را الان به او بگوييد در بخاري تحريف به زياده است مي‌گويد نخير دروغ مي‌گوييد ما برايشان آورديم گفتيم فلان قسمت را نگاه کن آورديم يکي يکي نشان داديم يک کدام از اين شبکه‌هاي وهابي هم لام تا کام صحبت نکردند آقا چرا نمي‌آييد مطرح بکنيد دفاع از قرآن نمي‌خواهيد بکنيد شما مدام مي‌گوييد تحريف قرآن، تحريف قرآن روايت‌ها را مطرح مي‌کنيد بخاري را بياوريد نشان بدهيد در آن تحريف زياده دارد در مسند احمد تحريف به زياده دارد اين‌ها نبايد مطرح بشود بحث بعدي اين‌که آيا تحريف قرآن اعتقاد به کفر است يا خير گفتيم حتي ابن تيميه مي‌گويد اعتقاد به تحريف قرآن کفر نيست خيلي از صحابه اعتقاد به تحريف داشتند و کفر نبوده جالب است مي‌گويد بعضي اعتقاد به زياده داشتند و از آن‌ها معفو است مواردي آورديم به اصطلاح اعتقاد به تحريف به زياده قرآن داشتند گفتند نه اين‌ها اعتقاد داشته باشند اشکال ندارد مردم اعتقاد داشته باشند شرک مي‌شود اين را هم مطرح کرديم و چند نمونه از روايت‌هايي که به عنوان تحريف در کتب شيعه مطرح مي‌کردند ما پاسخ داديم اما رسيديم به نقد کتاب‌ها و شبهاتي که بر ضد قرآن دارند مطرح مي‌کنند بعد معروف‌ترين آن‌ها کتاب نقد قرآن، يک کتابي چاپ کردند به اسم نقد قرآن آقاي دکتر سها مفصل صحبت کرديم اولاً‌ اين آقا قطعاً شيعه نبوده در کتاب خودش يک جا استناد درست به کتاب شيعه نکرده همه‌اش از بخاري، مسلم، تفسير طبري، تفسير فخر رازي، تفسير چه اصلاً اعتقادش اعتقاد شيعه قبلاً نبوده است، دوم ثابت کرديم که اين آقا تظاهر مي‌کند مي‌خواهد دفاع از خدا بکند يک شخصيت بي‌ خدا است تناقض در حرف‌هايش را آورديم نشان داديم سوم تناقضات مبنايي خودش را نشان داديم که غلط‌‌هاي زيادي که گفته بود مغالطاتي که کرده بود خيلي از شبهاتش را مطرح کرديم جواب داديم اما الان مي‌خواهيم بپردازيم به بعضي از شبهاتي که مطرح کرده نسبت به معجزات قرآن يعني چه؟ بعضي از آيات قرآن را جداي از اعجاز لفظي‌ آن آمدند برخي از دانشمندان در چند قرن اخير گفتند اين‌ها اعجاز علمي قرآن است يکي از آن‌ها آيات ابتدائي سوره روم مي‌باشد

 الم- غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيغْلِبُونَ

سوره الروم آيات 1 الي 3

رومي‌ها در ادني الارض مغلوب شدند شکست خوردند

 چند سال بعد که چندش هم محدود است حداکثر دارد چون بِضْعِ گفته است فِي بِضْعِ سِنِينَ در يک تعداد سال مشخصي که طبق زبان عربي مشخص مي‌ّ‌شود اين‌ها دوباره بر فارس پيروز خواهند شد اين‌که مطرح کرده است مي‌آيد مي‌گويد که اخيراً معجزه ديگري از آيات فوق بيرون کشيده شده است گفته‌اند قرآن گفته که شکست روم در ادني الارض اتفاق افتاده است يعني در کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين بحر الميت است يک توضيحي عرض کنم ما نسبت به سطح درياهاي آزاد يعني درياهايي که با اقيانوس ارتباط دارند نه مثل به اصطلاح درياي خزر، درياي خزر با اقيانوس ارتباطي ندارد اين‌ها سطح درياهاي آزاد را به عنوان سطح معيار قرار مي‌دهند هر چه از آن بلندتر باشد مي‌گويند ارتفاع بيش‌تر هر چه سطح زمين از آن پايين‌تر برعکس حساب مي‌کنند خب آيا ممکن است جايي از کره زمين ارتفاعش از سطح درياهاي آزاد پايين‌تر باشد؟ بله درياي خزر پايين‌تر است سطح درياي خزر از درياهاي جنوب ايران از جمله خليج فارس و درياي عمان پايين‌تر است به خاطر شکلي که کره زمين دارد راه بسته است آب درياها نمي‌تواند به درياي خزر برسد پايين‌ترين نقطه سطح دنيا که مسکوني است نه زير آب پايين‌ترين نقطه سطح دنيا که يک انسان به حالت عادي مي‌تواند در آن‌جا باشد کجا است؟ آن قسمت بحر الميت در فلسطين، حاشيه بحر الميت در فلسطين پايين‌ترين نقطه دنيا از سطح دريا است از جهت تاريخي ثابت شده است که جنگي که بين رومي‌ها و ايراني‌ها رخ داد در منطقه بحر الميت بوده و در آن‌جا آيه قرآن مي‌گويد غُلِبَتِ الرُّومُ(الروم/2) فِي أَدْنَى الْأَرْضِ رومي‌ها در ادني الارض شکست خوردند کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين بحر الميت است حدود 400 متر پايين‌تر از سطح دريا در مرز فلسطين و اردن و شکست روم در سواحل بحر الميت اتفاق افتاده است بنابراين حضرت در 1400 سال پيش مي‌دانست که کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين بحر الميت است که اين يک معجزه است مي‌خواهد جواب بدهد اما بررسي اين ادعا ما اول يک نکته‌ايي را عرض بکنيم اعجاز قرآن اين نکته چه موقع کشف شده است؟ براي اين‌که وقتي که دستگاه‌هاي ارتفاع سنج کشف شد و جي پي اس و ابزارهاي ماهواره‌ايي آيا قبل از اين علماء اعتقاد به اعجاز قرآن نداشتند؟ داشتند اين را به عنوان دليل اعجاز نمي‌دانند آقاي دکتر سها مي‌آيد مي‌گويد من اين‌ها را رد بکنم اعجاز قرآن زير سوال مي‌رود نه اعجاز قرآن هم تا قبل از همين‌ها هم قبول داشتند براي‌شان يک امر ثابت بوده پس اين نيست که حالا به فرض اگر نتوانستند مسلمان‌ها اين را ثابت بکنند مثلاً فرض بگيريم يک نفري يک ادعايي راجع به قرآن بکند بگويد آقا من اين را از قرآن استنباط مي‌کنم بعداً مشخص بشود که اشتباه مي‌کرده بگوييم قرآن غلط گفته هيچ ربطي به قرآن ندارد تا قبل از اين‌که اين اکتشافات هم بشود قرآن را معجزه مي‌دانستند بويژه اعجاز لفظي بود شما گفتيد تناقض دارد که ما ثابت کرديم تناقض ندارد ثابت کرديم اما بررسي اين ادعا به قول ايشان لغت ادني از ريشه دنا، دنو به معني نزديک شد است و ابناء به معني نزديک‌تر است و تا امروز صحابه و مفسران همگي، اين همگي خيلي مهم است آن را به معني چه دانستند؟ نزديک‌تر دانستند در قرآن در بيست مورد از اين لغت استفاده شده است که هجده مورد به معني نزديک است که مثل دَنَا فَتَدَلَّى نزديک شد

فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى

سوره النجم آيات 8 الي 9

 نزديک آمد و نزديک‌تر شد تا به قد دو کمان يا نزديک‌تر شد و در يک مورد که معني کمتر از نظر تعداد است

 أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ

سوره مجادله آيه7

آيا ندانسته‌ايي که خدا آن‌چه را در آسمان است آسمان‌ها و آن‌چه را که در زمين است مي‌داند..

 هيچ گفتگوي محرمانه‌‌ايي ميان سه تن نيست مگر اين‌که او چهارمي آن‌ها است و نه ميان پنج تن مگر اين‌که او ششمي آن‌ها است و نه کمتر از اين و نه بيش‌تر مگر اين‌که هر کجا باشند او با آن‌ها است و در يک مورد به معني پست‌تر از نظر ارزش آمده است اين باز مهم است يکي از مغالطه‌هايش اين‌جا است پست‌تر از نظر ارزش شما يک کلمه‌ايي مي‌گوييد مي‌گوييد پست‌تر اين کلمه جهتش را هم مشخص مي‌کنيد مثلاً‌ چه مي‌گوييم؟ مي‌گوييم که اين ميز پست‌تر از اين ليوان است يک بار اين طور مي‌گوييد از جهت مکانيش مي‌گوييم جهت را که در نمي‌گوييم در کلمه از سياق مشخص مي‌‌شود يک بار مي‌گوييم که به فرض کافر پست‌تر از مؤمن است يعني چه؟ پست‌تر از نظر ارزش، اين‌جا با توجه به سياق مي‌گويند ارزش آن‌جا با توجه به سياق چه مي‌گويند؟ مکان زمين منطقه به اصطلاح دشت کوير پست‌تر از کوه‌هاي البرز است از اين شما چه مي‌فهميد؟ مشخص است از سياق مشخص مي‌ّ‌شود اين‌که شما آمديد از نظر ارزش اين از نظر ارزش معنا شما نبايد داخل بکنيد اين يک پست‌تر يعني چه؟ يعني پايين‌تر، يک مقداري برويم بالاتر گفتيد همگي آن را به معني نزديک‌تر دانسته‌اند، خودش آورد گفت يک جا پست‌تر است يک جا هم به معني کمتر ما اين‌جا را هم به معني پايين‌تر بگيريم مي‌گوييم آقا جان عدد 3 يا پايين‌تر از آن مي‌گوييم يا نه پس يکي از معني‌هاي ادني در لغت عرب نزديک‌تر است اين را گفتند يکي از معاني‌اش پايين‌تر است حالا مي‌آييم مي‌گوييم هيچ گفتگوي محرمانه‌ايي ميان سه تن نيست مگر اين‌که او چهارمين آن‌ها است و نه ميان پنج تن و مگر اين‌که او ششمين آن‌ها است و نه پايين‌تر از اين عدد و نه بيش‌تر غلط است يا درست است؟ درست است اين آيه آيا آن‌چه پايين‌تر است را با آن‌چه بهتر است عوض مي‌کنيد درست است يا غلط است؟ ايشان مغالطه کرده است اين‌جا بنابراين نه در قرآن و نه در لغت ادني به معني اخفض پايين‌تر از نظر ارتفاع نيامده است چه کسي گفته است اخفض پايين‌تر از ارتفاع است دما، به عربي مي‌گويند خفض البروده ارتفاع بروده پايين‌ مي‌آيد ارتفاع دما پايين مي‌آيد ارتفاعش که پايين نمي‌آيد درجه‌اش مقدارش پايين‌تر مي‌آيد پس چرا مي‌گويند خفض البروده باز يکي ديگر از مغالطه‌هايش مي‌خواهد بگويد در عربي ما يک کلمه‌ايي داريم که پايين‌تر جهتش را هم داخل معنايش کرده است بنابراين در ادني هم جهتش داخل معنايش شده است اين هم يک مغالطه مگر خدا نمي‌توانست از لغت درست يعني اخفض استفاده کند؟ خير قطعاً نمي‌شود چرا خفض، به چيزي مي‌گويند که حرکت بکند بالا و پايين برود اما دُنو پايين هست بي‌حرکت اصلاً‌ اخفض مي‌گفت غلط بود عدد سه چهار مي‌آيد پايين‌ مي‌شود سه يا سه پايين‌تر از چهار است در شمارش؟ در شمارش پايين‌تر است زمين اخفض هيچ کس به کار نمي‌برد مي‌گويند واخفض جناحک بالت را پايين‌ بياور اصلاً اخض نمي‌تواست بگويد پس اين اشکال اول و گفت که هيچ کس لغوي همچنين حرفي نزده است ما برويم ببينيم آيا لغوي‌ها واقعاً همچين حرفي زدند يا نزدند من بعضي از عباراتي که در لغت عربي است براي شما بياورم که ببينيم آيا اين آقا که ادعا مي‌کند من همه بحث‌هايي که مي‌کنم بحث‌هاي اسمي است راست گفت يا خير يا فقط ادعا است کتاب المُدْحِشْ آقاي ابن جوزي مي‌‌آيد چه را مطرح مي‌کند؟ کلمه ادني، بابُ‌ ادني، کلمه ادني به چه معنا است؟ مي‌خواهي ياد بگيري آقاي دکتر سها ياد بگير تکون بمعني اجدر به معني شايسته‌تر مي‌آيد

 ذلک أَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا ، ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا ، و أَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا ، ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا، ذَلِكَ أَدْنَى أن يأتو بالشهادة

المدهش ج 1  ص 23 ، اسم المؤلف: أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن علي بن عبيد الله بن عبد الله بن هادي بن أحمد بن محمد بن جعفر الجوزي الوفاة: 597هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان - 1405هـ - 1985م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : الدكتور مروان قباني

شايسته‌تر اين است که شهادت را اين طور انجام بدهند شايسته‌تر است تا گمراه نشوند اين يک، تکون بمعني اقرب يعني نزديک‌تر مي‌آيد مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى عذاب نزديک‌تر وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى به آن‌ها خواهيم نوشاند از عذاب  نزديک‌تر

فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى

سوره نجم آیه 9

 که گفته بود، به معني اقل يعني کمتر، پايين‌تر

 وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ، تکون بمعني ادون أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى

المدهش ج 1  ص 23 ، اسم المؤلف: أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن علي بن عبيد الله بن عبد الله بن هادي بن أحمد بن محمد بن جعفر الجوزي الوفاة: 597هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان - 1405هـ - 1985م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : الدكتور مروان قباني

 ادون با ادني جاي دو تا حرفش عوض شده است نون و واو آيا چيزي که پايين‌تر است ما فارس‌ها مي‌گوييم مادون قرمز، مادون قرمز يعني چه؟ يعني تعداد فرکانس‌هايش کمتر است، پايين‌تر از فرکانس‌هاي قرمز است ادون از دون دارد مي‌آيد ما در عربي يک قاعده داريم به آن مي‌گويند قلب، قلب يعني چه؟ گاهي اوقات در عربي حروف 33 تا حروفي اصلي دارند غالباً بين دو تا از حرف‌هايش جابجايي رخ مي‌دهد که يک امر بسيار عادي است در نزد لغت شناسان عرب در فارسي هم ما البته داريم که بعضي از حروف با همديگر جابجا مي‌شوند که من اگر سرچ کنم اين‌جا يک مثالش را پيدا بکنم، که تغييري در اين دو تا کلمه استقلاب به سر مي‌برند، که بعضي از حروف‌شان ان شاء الله براي جلسه آينده اگر بتوانم امروز من فرصت نکردم اين‌ها را بياورم جاي حروف با هم عوض مي‌‌شود در عربي و در همزه که بسيار زياد رخ مي‌دهد مثلاً يک باب دارند يکي هست در بحث‌هاي صرف مي‌آيند جاي حروف را عوض مي‌کنند يکسري قواعدي دارد با اين قاعده‌ها ممکن است جاي حروف را عوض کنند" الاعلال بالنقل، بالحذف ابدال حروف الصحيحه" و يکسري باب‌هاي مفصل دارد در ادبيات عرب زياد نقل شده است که مي‌آيند بين حرف‌هاي يک کلمه تغييراتي ايجاد مي‌کنند ادني هم اين طور بود در باب ادني اين مي‌گويد به اين صورت بوده ادون بود قلب شده يعني ادني شده من نمونه ديگري براي شما بياورم از آقاي ابن جوزي، در اين راستا در يکي از آثارشان ذيل آيه

 ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا وفي الماده ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا والثاني بمعنا اقرب

نزهة الأعين النواظر في علم الوجوه والنظائر ج1 ص120 المولف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ) التحقيق: محمد عبد الكريم كاظم الراضي دارالنشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت

اين معني اولش را مطرح مي‌کند مي‌نويسند، دومين معنا به معني اقرب است ومنه قوله تعالي در سوره سجده وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى بعد والثالث بمعني الاقل والرابع بمعني ادون؛ پس شما بايد يک مقدار لغت عربي مطالعه بکنيد و متوجه بشويد که يک قاعده رايج عربي است که اين‌ها با همديگر بعضي از کلمات را و بعضي از حروف را جابجا مي‌کنند اين ادون بود شد ادني، ادني هم قطعاً به چه معنايي است پايين‌تر نمونه‌هايش را آورديم اما يک روايتي است که در بسياري از کتب اهل‌سنت هم آمده است مي‌گويد که بعضي از خانه‌هاي بهشتي در المستدرک علي الصحيحين حتي ما اين روايت را به عنوان روايت صحيح قبول نداريم ولي حالا گفتند متأسفانه راجع به شکل مکه اگر کسي رفته باشد مي‌داند کعبه در پايين دست است خانه‌هاي مکه همگي به سمت بالا ست کعبه وسط گودي بوده پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چه مي‌گويد؟ از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم متأسفانه به دروغ نقل مي‌کنند

قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول ما هممت بما كان أهل الجاهلية يهمون به إلا مرتين من الدهر كلاهما يعصمني الله تعالى منهما قلت ليلة لفتى كان معي من قريش في أعلى مكة في أغنام لأهلها ترعى أبصر لي غنمي حتى أسمر هذه الليلة بمكة كما تسمر الفتيان قال نعم فخرجت فلما جئت أدنى دار من دور مكة سمعت غناء وصوت دفوف وزمر فقلت ما هذا قالوا فلان تزوج فلانة لرجل من قريش تزوج امرأة فلهوت بذلك الغناء والصوت حتى غلبتني عيني فنمت فما أيقظني إلا مس الشمس فرجعت فسمعت

المستدرك على الصحيحين ج 4  ص 273، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

 کارهايي که جاهلان مي‌کردند من فقط دو بار خواستم انجام بدهم هر دو بار هم خدا من را حفظ کرد يک شب به يکي از جوان‌هايي که همراه من بود، داشت چکار غنم و گوسفندان بستگانش را مي‌چراند امشب مراقب گوسفندهاي من باش، من بروم امشب در مکه خوش بگذرانم مثل جوان‌هاي من دور مکه وقتي به ادني‌اش رسيديم پايين‌ترين جاي مکه وزمر صداي آوازه خواني و دف زدن شنيدم

کجا بوديم في اعلي مکه، اعلي مکه يعني چه؟ بالا بوديم يعني از کعبه دور بوديم گفتم، گفتم چه است؟ گفتند عروسي فلاني است مشغول او شدم تا اين‌که خوابم برد صبح آفتاب من را بيدار کرد من هم برگشتم جالب اين‌جا است اين‌که دارد مي‌گويد من روايت را هم براي شما عرض بکنم بعضي از شبکه‌هاي وهابي مي‌آيند اين طور ترجمه مي‌کنند که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌خواست برود مشغول لهو و لعب بشود و خدا يک کاري کرد او خوابش ببرد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم که اين‌جا مي‌گويد من لهو و لعب داشتم خيلي بدتر است اوضاع از آن‌که بعضي‌ها مطرح مي‌کنند مي‌گويد من بروم همان کاري که جوان‌هاي مکه انجام مي‌دهند شب تا صبح انجام بدهم اين‌جا سر بسته نگه مي‌داريم اين روايت را هم قبول دارند متأسفانه، مي‌گويد آمدم با لهو و لعب عروسي مشغول شدم ‌آهنگ عروسي بود و مي‌زدند و من با آن‌ها مشغول شدم اصلاً ما به اين بحثش کاري نداريم مهم براي ما اين است در لغت عرب آمده کلمه ادني را در مقابل چه به کار برده است؟ اعلي، بالا در مقابل چه پايين؛ پس آقاي دکتر سهايي که به دروغ ادعا فرموديد هيچ کجا هيچ عربي اين را به معني پايين‌تر بکار نمي‌برد تا امروز صحابه و مفسران همگي آن را به معني نزديک‌تر دانسته‌اند خير قطعاً‌ اين طور نيست شما دروغ تحويل داديد؛ پس تا اين‌جا مرحله اول ثابت شد که کلمه ادني به معني پايين‌تر هم هست، نکته دوم آقا شما مي‌گوييد چند تا معني دارد به چه دليل اين‌جا را شما پايين‌تر مي‌گيريد من چند تا ترجمه براي شما مي‌کنم آقاي حسيني رومي‌ها در نزديک‌ترين جاي زمين شکست خوردند، نزديک‌ترين جا به کجا معني دارد نه نزديک‌ترين جاي زمين يک جايي بايد تعيين کنيد نزديک، حجاز نزديک به ايراني‌ها نزديک به منطقه خودشان پس اين که معني نمي‌دهد رومي‌ها در شايسته‌ترين جاي زمين شکست خوردند اما بگوييم غُلِبَتِ الرُّومُ(الروم/2) فِي أَدْنَى الْأَرْضِ در پايين‌ترين نقطه زمين شکست خوردند درست يا است يانه؟ ايشان آمد بعد از اين قضيه  چکار مي‌کند مي‌آيد مي‌گويد ثانياً به فرض که تغيير معني لغت را بپذيريم و بپذيريم که از بين چند شکست فوق، منظور قرآن شکست روم در اورشليم بوده است پس محل شکست در بحر الميت يا سواحل آن نبود بلکه در اورشليم بود که ارتفاعش حدود 750 متر بالاتر  از سطح دريا است و کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين نيست مگر ما گفتيم در اورشليم شکست خوردند رومي‌ها که شما چسبانديد به اورشليم در سال 613 فرمانده سپاه ايران حمله کرد به منطقه به اصطلاح شامات چند جا را گرفته و از جمله جاهايي که گرفته يکي‌ از آن‌ها منطقه درئا بود يکي از آن‌ها، در يکي از جنگ‌هايش در کنار بحر الميت رخ داد که در اين جنگ نيروهاي اورشليم بودند که متأسفانه اين‌ها را مطرح نمي‌کند که مراتبش است، نيروهاي اورشليم آن‌جا شکست خوردند سي و خورده‌ايي کيلومتر فاصله است وقتي که شکست خوردند ديگر نيرويي نداشتند فرار کردند شهر اورشليم محاصره شد وقتي هيچ نيرويي ندارند يا در حال محاصره است نيرو هم دارند يک بار محاصره است قبلش شکست را خوردند ديگر طبيعتاً محاصره هم جواب نمي‌دهد، دفاع آن‌ها از خودشان نمي‌توانند بکنند شکست مي‌خورند اتفاقي که رخ داد اين است که در کنار حالا من بياورم اول يک مقدار نقشه‌ها را نشان بدهم به عزيزان ببينند اين بحر الميت است در فلسطين اشغالي اين‌جا اورشليم است يک مقدار بالاتر اين‌جا يک مسيري مي‌بينيد اين‌جا ارتفاعش با اين قسمت خيلي فرق نمي‌کند شايد 10 متر فرقش باشد خيلي ارتفاعش کم است در اين‌جا اين قسمتي که ملاحظه مي‌کنيد جنگ رخ داده است جنگ از اين قسمت که منطقه اريحا است شروع مي‌شود مي‌آيند تا اين‌جا، اين‌جا هم شکست مي‌خورند فرار مي‌کنند به اورشليم آقا مي‌گويد در اورشليم که روي کوه است شکست‌شان اين‌جا بود آن‌جا نبود بله بعد از اين شکست در اورشليم محاصره شدند همين مطلب را اگر بخواهند در خيلي از کتاب‌ها هم آورده است بحر الميت کتاب دائرة المعارف اساطير و آيين‌هاي باستاني جهان، جلد 3، بحر الميت، بحر الميت، بحر لوط يا درياي مرده درياچه‌ايي شور در مرز اردن و فلسطين اشغالي در کرانه باختري رود اردن واقع است نام درياي لوط براي اين دريا از داستان لوط مذکور در تورات است در سال 614 در کنار اين درياچه نبردي ميان ارتش ساساني به پادشاهي خسرو دوم و ارتش روم به پادشاهي هراکليوس اول در گرفت، کنار اين درياچه رخ داد، دقيقا همان‌ جايي را که گفتم چون اين‌ها از شمال درياچه آمدند اول منطقه درئا را گرفتند آمدند پايين‌تر دو سه جاها را گرفتند رسيدند به اين‌جا، اين‌جا درگيري شد اين پيروزي، روس شکست سنگيني خورد و اورشليم توسط ايرانيان تصرف شد اين پيروزي پس از تصرف سوريه توسط ايران و آخرين پيروزي مهم ساسانيان بر روم پس اين آقا اصلاً نه کاري به دين دارد نه به قرآن يکي اين‌جا است در خيلي از دائرة المعارف‌ها هم شبيه به همين را مطرح کردند يک عبارتي را من بياورم که مشخص بشود اين مطلبي نيست که ما از خودمان در آورده باشيم حالا از اين کتاب که آوردم دانشنامه آزاد، ويکي پديا الحرّ الساسانيه- البيزنطيه جنگ بين ساساني‌ها و بيزانسي‌ها سال 602 تا 628 مي‌آيد مي‌رسد به سال چند؟ بين 613 و 614 اين‌جا چه اتفاقي رخ داد وانتصر الفرس في عدة معارک منها معرکه حاسمة في سهل حوران در منطقه حوران در منطقه بُصري اَدْرَعاتْ، درعاي امروز و اخري يک جنگ ديگري هم بوده کجا؟ عند البحر الميت آخر سال 613 اول 614 چند روز بعدش محاصره به اصطلاح شهر قدس شروع شد که دخلوها عن وطن بعد آن‌جا گرفتند پس آقاي دکتر سها وقتي مي‌آيد مطرح مي‌کند مي‌گويد به فرض که تغيير معني لغت را بپذيريم به فرض که پذيرفتيم نخير صحت اين است بپذيريم که از بين چند شکست فوق منظور قرآن شکست قرآن در اورشليم بوده است نه اصلاً ما همچنين ادعايي نداريم خودت مي‌بُري و خودت هم مي‌دوزي ما شکست کنار بحر الميت را داريم مي‌گوييم چرا آن را مخفي مي‌کني او بود که اساس نيروهاي رومي‌ها را از بين برد و بعد چکار کردند؟ رفتند داخل شهر خودشان گير افتادند و شهر را از دست دادند حتي جالب است در بعضي از متن‌ها مي‌گويد اين 20 روز محاصره هم که شدند جنگي رخ نداد خودشان آمدند تسليم شدند چون ديدند ديگر توانايي ندارند اصلاً آن‌جا جنگي نبوده من مراجعه کردم به تفاسير ذيل اين آيه غالب تفاسيري هم که مراجعه کردم هيچ کدام اسم اورشليم را نبردند فقط دو سه تا تفسير گفتند بعد از اين جنگ بيت المقدس به دست ايراني‌ها فتح شد، قابل جمع است اصلاً تفسير هم غلط گفته باشد مهم نيست براي ما داريم مي‌گوييم اصلاً در مخيله مسلمان‌ها اين نبود که اين جنگ چه جنگي است فتح اورشليم است اين‌ها تصورشان اين بوده آقا آن جنگي که کنار آن منطقه صورت گرفت پس اين‌که بيايد بگويد ارتفاعش 750 بالاتر از سطح دريا است نخير اين طور نيست بنابراين باز هم اين معجزه قرآني به بيراهه رفته است خير شما براي انکار اين معجزه قرآن دروغ سر هم کرديد، خودش رد مي‌کند در حالي که مسلمان‌ها همچنين ادعايي ندارند اگر بيايد ادعاي مسلمان‌ها را نگاه بکند اصلاً دچار اين مشکل نمي‌شد اين هم راجع به بحث قضيه به اصطلاح آيه غُلِبَتِ الرُّومُ يک نکته ديگري هم است اين هم يک تصوير ماهواره‌ايي از اورشليم از آن بحر الميت اين تصوير ماهواره‌ايي است که آن منطقه بحر الميت را و تقريباً آن منطقه‌ايي که در آن درگيري‌ها رخ داده در آن آمده است بنابراين تا اين‌جا مشخص شد که آقاي دکتر سها براي اين‌که انکار معجزات را بکند مي‌آيد يکسري دروغ‌ها و مقايساتي انجام مي‌دهد نکته بعد قبل از اين آمده فِي بِضْعِ سِنِينَ را زير سوال برد آيه را بخوانيم غُلِبَتِ الرُّومُ(الروم/2) فِي أَدْنَى الْأَرْضِ رومي‌ها در ادني الارض شکست خوردند

وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيغْلِبُونَ

سوره روم آیه 3

 به زودي اين‌ها پيروز خواهند شد فِي بِضْعِ سِنِينَ در سال‌هاي معدودي ما اگر بخواهيم بياييم به ترتيب مطرح بکنيم بايد چکار بکنيم؟ اول بايد ادني الارض را مطرح بکنيم بعد چه؟ بعد سَيغْلِبُونَ که آن هم باز پيشگويي قرآن است اما اين آقا آمده اول اين‌جا ادعاي مشخص کردن کم ارتفاع‌ترين نقطه زمين است قبل از او آمده بحث فِي بِضْعِ سِنِينَ را مطرح کرده است ادعاي پيش بيني پيروزي روم بر ايران بعد مي‌آيد مي‌گويد ايران و روم دو ابر قدرت آن زمان تقريباً به طور دائم با هم در جنگ بودند موفقعيت و شکست‌هاي پياپي از هر دو طرف اتفاق مي‌افتاد اين امر عادي بود که يک طرف امسال شکست بخورد و در سال بعد يا چند سال بعد پيروز شود البته اين شکست‌ها يا پيروزي‌ها هيچ کدام قاطع و نهايي نبود و منجر به سقوط طرف مقابل نمي‌شد تن‌ها شهرها بود که دست به دست مي‌گشت در چنين شرايطي هر فردي مي‌توانست پيش بيني کند که اگر روم امسال شکست خورد در چند سال آينده پيروز مي‌ّ‌شود و به دروغ مي‌گويد محمد صلي الله عليه و آله و سلم از همين وضع استفاده کرد و آيات ابتدائي سوره روم را نازل کرد پيش بيني کرد که در عرض چند بِضع سه تا نُه روم پيروز مي‌ّ‌شود مؤمنان اين را معجزه مي‌دانند بعد در تيتر مهم‌ترين پيروزي‌ها و شکست‌هاي روم و ايران را در حيطه زماني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آورده‌ام ما ببينيم چطوري مي‌گويد 603 پيش از ميلاد حمله ايرانيان به روميان سال‌هاي بعد شکست و پيروزي‌هايي از هر دو طرف، 607 شکست سردار رومي از ايرانيان اين‌ها هم که اين شکست و پيروزي‌هاي هر دو طرف اگر مراجعه کنيد تمام شکست از طرف ايراني‌ها است سقوط فلان منطقه و مرمره بدست ايرانيان سقوط فلان منطقه بدست ايرانيان پيروزي موقتي روم 612 در فلان منطقه و ارمنستان و عقب رانده شدن يک ماه يا دو ماه که بلا فاصله بعد از آن دوباره رومي‌ها از ايراني‌ها شکست خوردند تا اين‌جا پيروزي‌ها به سمت چه کسي است؟ همان جا که خودش آورده است شکست رومي‌ها، سقوط رومي‌ها،‌ سقوط رومي‌ها، پيروزي موقتي روم، شکست رومي‌ها، سقوط اورشليم، پيروزي‌هاي متعدد ايرانيان در سوريه، فلسطين، مصر،‌ آفريقا اين‌جا هي مدام رد و بدل مي‌شد به گفته خودش چرا خراب داريد مي‌کنيد آقاي دکتر سها به قول شما نمي‌برد بهتر بود آبرو ريزي‌اش کمتر بود بله الان مثلاً بين ايران و عراق جنگ بود اين جنگ‌ها دو طرف زورشان مي‌چربيد يک بار اين طرف يک بار آن طرف تا اين‌که قشنگ زور ايران چربيد و وارد سمت بصره شد اين را شايد بشود گفت آقا يک جنگي است که يک بار او مي‌زند يک بار ما مي‌زنيم اما جنگ مثلاً فرض کنيد آمريکا با صدام، آمريکا به کشور عراق حمله کرده صدامي‌ها دويست متر صد متر هم پيشروي کردند در حالي که صد متري هم آن‌ها پيشروي داشتند شما آن را نديديد اين معنا دارد اگر شما داريد مي‌آييد خود شما تمام گردش پيروزي‌ها را به سمت ايراني‌ها مي‌دانيد بعد مي‌رسد مي‌گويد در چنين وضعيتي هر فردي مي‌توانست پيش بيني کند که اگر روم امسال شکست خورد در چند سال آينده پيروز مي‌شود نخير هيچ کس نتوانست پيش بيني کند آن هم با سقوط اورشليم با آن وضعيتي که ديگر مهم‌ترين نماد مسيحي‌ها که صليب مقدس‌شان بود گرفتند آوردند ايران همه چيزشان را گرفتند در آن سال همه گفتند تمام شد يعني گفتند اين تير خلاصي بود که بر پيکره امپراطوري روم زده شد اما با آن وضعيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌آيد دقيقاً برعکس آن را مي‌گويد، مي‌گويد نخير شما فکر کرديد رومي‌ها تمام شدند با اين‌که ديگر الان همه دارند مي‌گويند روم شکست خورد و تمام شد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌گويد نخير 3 تا 9 سال ديگر صبر کنيد مي‌بينيد چه کسي پيروز مي‌شود ايراني‌ها شکست مي‌خورند رومي‌ها پيروز مي‌شوند بعد از آن چه اتفاقي افتاد حالا اين‌جا را ببينيم 617 يعني 3 سال بعد از آن قضيه تصاحب مصر،‌ اسکندريه، ليبي بدست ايرانيان، 616- 617 بعد از آن چه اتفاقي مي‌افتد يعني 3 سال بعد از آن شکست حالا يکي از سرداران ايراني از هراکليوس امپراطور روم، اشغال ارمنستان توسط رومي‌ها دوباره شکست نسبي سردار ايراني محاصره ناموفق قسطنطنيه بدست ايرانيان شکست جدي ايرانيان يعني دقيقاً تا اين‌جا سال 613 گردش به نفع ايران بر ضد روم بود و تا 3 سال بعد او هم همين طور بود حضرت فرمودند فِي بِضْعِ سِنِينَ از 3 تا 9 از آن به بعد نگاه کنيد تا 3 سال ديگر هم صبر کن در اين 3 سال هم دوباره رومي‌‌ها شکست مي‌خورند ولي بعد از آن ببين چه اتفاقي مي‌افتد و بعد از آن مدام شکست ايراني‌ها آخرش هم قبول قرارداد صلح توسط ايران و باز گرداندن سرزمين‌هاي روم به آن‌ها اکنون آيات را دوباره با دقت بخوانيد آيا از اين محکم‌تر مي‌توان پيش بيني کرد روميان پيروز شدند تا چه حدي در کجا در چه تاريخي در چه سرزميني اتفاقاً اسلام دارد مي‌خواهد بگويد اگر تا الان کفه به نفع ايران بود از اين به بعد کفه به نفع چه کسي مي‌شود، کلي هم دارد مي‌گويد چون يک جنگ نيست در همه جنگ‌هايش اين طور دارد مي‌شود پس خيلي دقيق و زيبا آيه مطرح کرده است و مي‌خواهد بگويد اين‌ها معجزه تراشي است و حال آن‌که هيچ کسي جرأت نکرد بگويد اين‌ها معجزه تراشي است واقعاً هم مي‌‌بينيم با متن آيات ملاحظه مي‌کنيم اولاً از ادني الارض دقيق جايش هم مشخص کرده ايشان چند مغالطه کرد مي‌خواست قبول نکنيم في بضع سنين باز دقيق مشخص کرد از 3 تا 9 سال و همين اتفاق هم رخ داد پس اين پيش گويي‌ها و معجزات در قرآن بوده از همان موقع و به همين دليل هم بود که مي‌گفتند ما کتابي مثل قرآن نمي‌توانيم بياوريم حالا آقاي دکتر سهاء بيايد يک کتابي بنويسد با مغالطات خودش با حرف‌هاي دروغ خودش بخواهد زير سوال ببرد مشکلي ايجاد نمي‌کند

مجري:

 استاد ابوالقاسمي در خاطرم است چند سال گذشته يک هشت پايي که در يک آکواريوم به يک سمت حرکت مي‌کرد گذاشتند ملاک براي بازي‌ها سه بار چهار بار که رو به يک رنگي رفت و تيمي رفت که فرداي آن روز برنده بازي شد خبرش اين قدر در دنيا منتشر شد که شايد تيتر يک اخبار شده بود حتي در خبرگزاري‌ها بين المللي که بله اين خيلي نکته عجيبي است حالا بين 1 و 2 يکي را انتخاب مي‌کند که در 4 مورد نه 5 مورد و 6 مورد جور در مي‌‌‌آيد بعد يک همچنين پيش بيني که اصلاً‌ قابل قياس نيست نه در مقياس زماني که مطرح شد و نه تخمين زماني که زده شده است و نه در آن بحثي که در مورد بحث سرزمين بحر الميت است اين بايد ناديده گرفته بشود اما اين گونه مي‌آيند

استاد ابوالقاسمي:

 من مثال قلب را هم پيدا کردم يادم آمد بحث أيسَ و يئسَ ما الان مي‌گوييم يأس و نا اميدي ولي عرب‌ها مي‌گويند أيسَ علي القلب، آئسٌ من رحمة‌ الله زياد مي‌گويد آئسٌ من رحمة الله يا يائسٌ من رحمة الله هر دو صورت را مي‌گويند اين هم همين طور است ادني و ادون جاي واو و نون را با هم عوض مي‌کنند مي‌شود ادني اگر برگردانيم سر جايش چه مي‌شود؟ مي‌شود ادون که از کلمه دون آمده اين را عرض کرديم از قواعد لغت عربي است که جاي بعض از حروف را باهمديگر عوض مي‌کنند

مجري:

تماس‌هاي تلفني را به اتفاق مشاهده مي‌نماييم

آقاي رمضاني از اصفهان-اهل تسنن:

من نکته‌اي را خدمت شما عرض کنم چند وقت پيش يکي از عزيزان اهل‌سنت از برادرانمان فکر مي‌کنم از شمال بود و احساس مي‌کنم ايشان زنگ زدند خدمت شما و به شما گفتند که آقاي حسيني شما جايتان در اين برنامه نيست من معذرت خواهي مي‌کنم و مي‌گويم جايتان اين‌جا نيست و هميشه در قلب ماست عرض کنم خدمت شما بنده اهل‌سنت هستم مالکي هستم اما خب الحمدلله با اين شبکه‌هاي که شما بالاخره گذاشتيد و همچنين جناب آقاي قزويني و بقيه دوستان که مي‌آيند کارشناسي مي‌کنند الحمدلله يک دريچه‌هايي باز شده است در عقايد ما و احساس مي‌کنم که پيش‌تر داريم مي‌رويم و ان شاء الله اين وحدت اسلامي که مد نظر همه ما است به سمت آن جلو مي‌رويم من يک سوال خاصي داشتم نمي‌دانم مربوط به برنامه شما مي‌شود يانه اين در خصوص آيه‌اي که مي‌گويد:

 وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

سوره الاحقاف آيه5

مي‌خواستم در اين خصوص اين‌ها فقط ببينند در اين‌جا اين يدعو به چه معناست و به چه معناي به کار رفته است آيا همان دعا است و يا اين‌که عبادت است و به چه معناي به کار برده شده صداي شما را از تلوزيون مي‌شنوم متشکر و سپاسگزارم

آقاي شرکائي از تويسرکان-شيعه:

 مي‌خواستم به اين وهابي‌ها يک پيام بدهم شمايي که فوتبال را حرام مي‌دانيد چرا سر شيعيان و سني‌ها را در سوريه مي‌بريد و بعد با سر آن‌ها فوتبال بازي مي‌کنيد آيا اين را قرآن گفته است؟ آيا قرآن گفته هرکس که نماز جمعه نتوانست برود سرش را ببريد يا در ملاء عام شلاق بزنيد شما به هيچي پايبند نيستيد و اکثر شما حتي بزرگان‌تان هنوز قرآن به دست نگرفتيد و فقط آموزش ديديد که کشتار کنيد شيعه و سني را در سوريه و در عراق سر ببريد و آتش بزنيد و خوي حيواني‌تان را با خودتان ان شاء الله به گور مي‌بريد و جهنمي خواهيد بود

خانم سليميان از زرين شهر-شيعه:

يک سوال دارم که چند وقت است ذهن من را مشغول کرده است در رابطه با يک اجحاف و کم کاري در حق ام المومنين خديجه سلام الله عليها است وهابي‌ها چند وقت است که در فضاي مجازي آمدند و ادعا مي‌کنند که حضرت بلال حبشي عليه السلام را در واقع خليفه اول آزاد کرده و به نظر من دارند با اين کارشان و با اين شبهه پراکني‌شان مي‌خواهند اين را اثبات کنند که در واقع حضرت خديجه سلام الله عليها ثروتشان اين فضيلت که مثلا ثروتشان را در راه اسلام هزينه کردند در واقع مي‌خواهند که به فراموشي سپرده شود و به نحوي دارند براي خليفه اول فضيلت تراشي مي‌کنند مي‌خواستم به اين شبهه پاسخ بدهيد

مجري:

آقاي رمضاني از اصفهان از عزيزان اهل‌سنت بودند ايشان تشکر کردند از برنامه‌هاي شبکه و فرمودند روال شبکه بر اين است که وحدت در جامعه ايجاد شود الحمدلله خدا را شکر که هدف ما همين است و در مورد آيه‌اي که

 وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ

سوره الاحقاف آيه5

 که ذيل آن استناد مي‌کنند رسانه‌هاي وهابي استاد ابوالقاسمي بفرماييد اين يدعو در آيه به چه معناست؟

استاد ابوالقاسمي:

 من از صحيح بخاري براي شما عبارتي را بياورم تا مشخص شود متأسفانه وهابي‌ها مي‌آيند کلمه دعا را هرجا که ديدند به معني خواندن مي‌گيرند و خواندن را هم با قيود مختلف خودش مد نظر قرار نمي‌دهند مي‌گويند هرگونه خواندني شرک است در صحيح بخاري کتاب الايمان همان اول صحيح بخاري باب الايمان و قول النبي صلي الله عليه و اله وسلم آخر صفحه دعاکم، دعا را به چه معني گرفته؟ دعاکم يعني ايمانکم آيه قرآن داريم

قُلْ مَا يعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ..

سوره الفرقان آيه 77

 اگر ايمان نداشتيد خدا به شما توجه نمي‌کرد

و معني الدعا في اللغة الايمان همان اول صحيح بخاري آمده است معني دعا در لغت ايمان است حالا اين آيه را ببينيد:

 وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

سوره الاحقاف آيه5

 طبق اين ترجمه بخاري و چه کسي گمراه‌تر است از کسي که مي‌پرستد ايمان دارد غير خدا به کسي که تا قيامت براي او چيزي اجابت نمي‌کند "وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ" و آن‌ها از اين‌که اين‌ها دارند آن‌ها را مي‌پرستند بي خبر هستند اصلا نمي‌فهمد که دارد مي‌پرستد اين طبق ترجمه بخاري مي‌شود ترجمه دوم براي اين آيه ما يک نيايش داريم در فارسي و يک صدا زدن داريم نيايش با صدا زدن فرق مي‌کند دعا را خيلي‌ها به معني نيايش گرفتند و چه کسي گمراه‌تر از کسي است که نيايش مي‌کند با غير خدا ما نيايش نمي‌کنيم نيايش يعني خواندن به همراه اعتقاد ربوبيت وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ و آن‌ها از نيايش اين‌ها غافل هستند ترجمه سوم خواندن را عادي مي‌گيريم مگر خواندن عادي شرک است نه، حضرت نوح مي‌گويد:

 قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيلًا وَنَهَارًا

سوره نوح آيه 5

 خدايا من شب و روز قومم را خواندم مي‌شود مشرک؟

 وَالرَّسُولُ يدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ ...

سوره آل عمران آيه 153

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شما را صدا مي‌زد مي‌شود مشرک؟ نه هر دعايي شرک نيست مقصود از دعا، دعاي با اعتقاد الوهيت است چه کسي گمراه‌تر از کسي است که مي‌خواند و اعتقاد الوهيت دارد براي کساني که تا قيامت هم او را اجابت نمي‌کنند "وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ،" و از اين خواندنشان غافل هستند اين سه ترجمه عادي براي اين به اصطلاح آيه و البته ترجمه‌هاي ديگري هم شده ولي هرکدام که آمده‌اند در اين آيه بحث پرستش را گرفته‌اند ديگر خواندن را نمي‌گذارند مي‌گويند خواندن را پرستش نمي‌دانند با همديگر اين‌ها را خلط نمي‌کنند قبلا هم اين را مفصل مطرح کرديم هيچ ‌کدامشان هم به استدلال وهابي‌ها ربطي ندارند چرا؟ چون "وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ" آخر آيه مي‌گويد اين‌ها از اين دعا غافل هستند اگر دعا را به معني حاجت خواستن بگيريم خب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم که مي‌شنود به اجماع اهل‌سنت وهابي‌ها را کار نداريم حتي محمد بن عبدالوهاب مي‌گويد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌شنود پس اين آيه اصلا ربطي به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و اولياء الهي ندارد

مجري:

آقاي شرکائي از تويسرکان فرمودند وهابيت فوتبال را حرام مي‌دانند و از آن طرف دارند با سر شيعيان فوتبال بازي مي‌کنند

استاد ابوالقاسمي:

در بين وهابيت از اين تناقضات خيلي زياد است از يک طرف ادعا مي‌کنند فقط خدا و از طرف ديگر آن خداي که آن‌ها دارند خداي شاب است امرد است جعد است و تا آخر آن خصوصياتي که دارد از يک طرف مي‌آيند مي‌گويند که ما مي‌خواهيم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را احترام کنيم از آن طرف اين همه روايت‌هاي جعلي براي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در مي‌آورند مي‌گويند آقا تولد گرفتن شرک است ولي براي کاندليزا رايس تولد مي‌گيرند کيک تولد خودشان براي ايشان مي‌آورند مي‌گويند که مولودي گرفتن براي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حرام است براي رايس مولودي مي‌گيرند مي‌گويند که به اصطلاح جمع شدن زير پرچم و عزاداري کردن حرام است جمع مي‌شوند زير بيرق ملک عبدالله و آن‌جا شروع مي‌کنند رقاصي کردن مي‌گويند کارهاي که شيعيان مي‌کنند روضه خواني و گريه اين مسخره بازي‌ها و اين‌ها ديوانگي است آن‌ وقت آن دهه که خودشان دارند همه اين‌ها را اگر شما نگاه کنيد بله تعارض در حرفهايشان خيلي زياد دارند

مجري:

 خانم سليميان از زرين شهر فرمودند وهابي‌ها حالا يا مخالفين مي‌آيند و مدعي هستند که حضرت بلال عليه السلام را خليفه اول آزاد کرد با اموال خودش و با آن ثروت که داشتند بخاطر اين‌که بيايند بگويند اموال حضرت خديجه سلام الله عليها کارآيي نداشت استاد ابوالقاسمي اولا اين اتفاق افتاده و يا نيفتاده و اگر افتاده چرا خليفه اول را نشان دادند که حالا با مشرکين گفتگوي داشته است

استاد ابوالقاسمي:

 روايتي است در بخاري و در ديگر کتب‌شان آمده و معروف هم هست مي‌گويند که در زمان به اصطلاح دوران حصر و شعب ابي طالب عمر مي‌گويد بيرون آمدم ديدم ابي بکر در بيابان دارد راه مي‌رود گفتم اين‌جا چه کار مي‌کنيد گفت

 ما اخرجني الا الجوع

فتح الباري ج 4 ص 208 ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

به خاطر گرسنگي بيرون آمدم

 شبيه اين روايت را در جاهاي مختلف دارند که حالا الان من عبارتش را پيدا نکردم دارم مي‌گردم که روايتش را پيدا کنم که مي‌گويد من براي گرسنگي بيرون آمدم خب اين زماني که همه مسلمان‌ها درشعب بودند آقاي ابوبکر در شعب نبود اما محاصره اقتصادي نبود اما مي‌گويد من غذا ندارم بخورم اين‌قدر وضعم خراب است که دنبال يک لقمه نان مي‌گردم تا سد جوع کنم آن‌ وقت اين شخص پول داشته که بيايد برده آزاد کند بله در بعضي از روايات آمده پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را اجازه نمي‌دادند مثلا از شعب بيرون بيايد و گفته بودند هرگونه معامله با پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و بني هاشم ممنوع است پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌آمدند مي‌گفتند آقا کي حاضر است اين پول را از من بگيرد حالا يک پولي هم به خودش مي‌دهم اين برود فلان برده را آزاد کند اين کار را براي من انجام بدهد و يک پول هم گير خودش بيايد از اين کارها پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم زياد مي‌کردند حالا آقاي ابوبکر پولي نداشته مي‌رفته پول‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مي‌گرفته و برده آزاد مي‌کرده است لذا دارد که آقاي بلال به آقاي ابوبکر گفت که آقاي ابوبکر تو بخاطر اين‌که ادعا مي‌کني من را آزاد کردي منتي بر سر من داري؟ گفت نه من به هيچ وجه هيچ حقي به گردن تو ندارم خود ابوبکر مي‌آيد مي‌گويد من حقي ندارم آقايان مي‌گويند نه ابوبکر حقي به گردن بلال دارد چرا؟ چون پول‌ها همه‌شان از جانب حضرت خديجه سلام الله عليها آمده بوده است وگرنه آقاي ابوبکر در آن زمان ثروت آن‌ چناني نداشته است

آقاي محمودي از کرمانشاه-اهل سنت:

آقاي ابوالقاسمي "إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ" ...(الأعراف/194)؛ يعني چه؟

استاد ابوالقاسمي:

 تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ را اگر طبق ترجمه بخاري بگيريم إِنَّ الَّذِينَ تومنون مِنْ دُونِ اللَّهِ

بيننده:

 نه شما ترجمه کنيد

استاد ابوالقاسمي:

 ترجمه بنده اين‌جا در اين آيات اگر مجتهد بشوم مي‌گويم اين‌جا دعا به معني ايمان است چون در بخاري و خيلي از کتب لغت هم اين آمده و دليلش هم همين در مي‌آيد اگر نه مي‌گويم به معناي نيايش است آن کساني که با آن‌ها نيايش مي‌کنيد غير از خدا

بيننده:

چه کسي بودند خب زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم کسي نبود

مجري:

 کسي نبود يعني چه؟

استاد ابوالقاسمي:

 اين همه بت بود که نيايش مي‌کردند

مجري:

فقط به تعداد روزهاي سال در خود کعبه و اطرافش بت بود 364 تا

بيننده:

 درست است بت اين آيه منظورش بت نيست آقاي ابوالقاسمي

استاد ابوالقاسمي:

 چرا به چه علت منظور بت نيست؟

مجري:

 اگر علماي اهل‌سنت گفته باشند که بت هست چه برادر عزيز؟

بيننده:

 من حرف کسي برايم قبول نيست فقط شما آيه را ترجمه کنيد

مجري:

 شما ترجمه خودتان را بفرماييد آقاي محمودي

بيننده:

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کساني که شماها از آن‌ها مي‌خوانيد به غير از خدا ديگر هر کس که مي‌خواهد باشد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، اصحاب هرکسي

مجري:

آفرين، حالا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در زمان حياتش صحابه به او توسل مي‌کردند يا نه؟

بيننده:

 بله در زماني که در قيد حيات بود

استاد ابوالقاسمي:

 پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مگر غير خدا نبود؟ آقاي محمودي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خدا بود و يا غير خدا بود

بيننده:

چرا پيامبر صلي الله عليه وسلم بود!

استاد ابوالقاسمي:

 خدا بود و يا غير خدا بود؟

بيننده:

نه مي‌داني منظورم چيست؟

استاد ابوالقاسمي:

 مي‌دانم منظور شما چيست گير کرديد اين‌جا اگر بگوييد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خدا بود که مشرک مي‌شوي اگر بگويي غير خدا بود پس چطوري توسل به ايشان جايز است با اين آيه در تناقض است

بيننده:

 اين‌که مي‌گوييد يا آل ياسين و يا حسين و يا علي خودش اين کار را براي شما انجام مي‌دهد

مجري:

 برادر عزيز الان متوجه شديد فرمايشات استاد ابوالقاسمي چه بود شما اعتراف کرديد که در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به ايشان توسل مي‌شده است حالا شما مطلق توسل را داريد با اين آيه رد مي‌کنيد مي‌گوييد هرکسي مي‌خواهد باشد تصريح کرديد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌خواهد باشد و يا صحابه حالا چطور زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم غير خدا به حساب نمي‌آيد ولي وقتي که از دنيا مي‌رود غير خدا مي‌شود

استاد ابوالقاسمي:

 يعني برويم به يک سوال ديگر ان شاء الله

بيننده:

 قبول داريد که مي‌گويند انما الاعمال بالنيات

مجري:

آقاي محمودي عزيز اين حل شد؟

بيننده:

 حل نشده مشکل شما در اين‌جا است

مشکل شما در اين شرک و قبر پرستي و امام تراشي است

مجري:

 آقاي محمودي شما مي‌فرماييد شيعيان مشرک هستند، بسيار خوب ممنون هستيم از لطف و محبت شما

بيننده:

خب دروغ نمي‌گويم با آيه قرآن ثابت مي‌کنم

مجري:

 آقاي محمودي عزيز، شما کل صحابه را مشرک کرديد

استاد ابوالقاسمي:

 صحابه در زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم توسل نمي‌کردند؟ آقاي محمودي!!

مجري:

 خب ظاهرا تماس‌ را قطع کردند آقاي محمودي عزيز شما ما را مشرک خطاب کرديد اما ما هيچ وقت به خودمان اجازه نمي‌دهيم که اين چنين لقبي را براي شما و براي هيچ کدام از اهل‌سنت به کار ببريم ما دوست داريم که اگر سخني و ادعايي مطرح مي‌شود ان شاء الله در موردش مطالعه کنيد و ببينيد تکفير کردن به اين راحتي‌ها نيست شما مراجعه بفرماييد بر اساس روايات که خودتان قبول داريد ببينيد که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در مورد تکفير کردن ديگران چه گفتند اگر کسي را تکفير بکنيد چه اتفاقي مي‌افتد

استاد ابوالقاسمي:

 اما يک نکته‌اي را خدمت‌شان عرض کنم يک چيزي ايشان شنيده چون "ممن يدعو من دون الله"، گفته من حتما براي عاقل هست براي انسان است

من للعاقل و قد يقع لغيره قيل مطلقا والصحيح انه اذ اختلط بالعاقل

كتاب الكليات ج 1  ص 837 ، اسم المؤلف: أبو البقاء أيوب بن موسى الحسيني الكفومي الوفاة: 1094 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1419هـ - 1998م. ، تحقيق : عدنان درويش - محمد المصري

 براي غير عاقل هم به کار مي‌رود فقط اين نيست که براي عاقل باشد

 زماني که عاقل و غير عاقل باهم مخلوط شوند يعني چه؟ يعني هر آن‌ چيزي که غير خدا پرستيديد حالا مي‌خواهد بت باشد مي‌خواهد جن‌ها باشد

 بَلْ كَانُوا يعْبُدُونَ الْجِنَّ ...

سوره سبا آيه41

 کفار در آن زمان جن را مي‌پرستيدند

 جن هم عاقل بود يا مي‌خواهد ملائکه باشد اين‌ها ملائکه را مي‌پرستيدند يا آيات ديگري داريم پس اين‌که شما بياييد بگوييد چون در آيه کلمه من آمده پس فقط مي‌شود مربوط به پرستش انسان‌ها و درآن زمان انسان را نمي‌پرستيدند اين غلط است اولا من براي غير عاقل هم به کار مي‌رود ثانيا جن را هم اين‌ها مي‌پرستيدند و ملايکه را هم مي‌پرستيدند

مجري:

بسيار عالي، استاد ابوالقاسمي نسبت به اين گونه آيات حالا ضمير من را که به کار برده در مورد دو نوع بتي که صنم و وثني که بوده و شمايل انساني داشتند مي‌شود گفت که براي آن‌ها به کار برده باشد

استاد ابوالقاسمي:

 آن را هم مي‌شود گفت اصلا ما يک آيه‌اي ديگري داريم

 كُلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ

سوره الرحمن آيه26

براي غير عاقل است و يا براي غير عاقل است؟ هر چيزي که در روي زمين است را در بر مي‌گيرد

آقاي رضايي از همدان-شيعه:

در جواب آقاي محمودي از کرمانشان که فرمودند شيعيان همه کافرند پس بفرماييد طبق صحبت ايشان حضرت يعقوب عليه السلام کافر بوده چطور حرف حضرت يعقوب عليه السلام موقعي که رفت پسرش حضرت يوسف عليه السلام را ببيند چطور در آن‌جا مستقيما از خدا نخواستند پيراهن حضرت يوسف عليه السلام واسطه شد بين خداوند و حضرت يعقوب عليه السلام که چشم ايشان بينا شد پس طبق حرف اين آقا که گفت توسل و هرکس توسل کند مشرک است پس به گفته اين آقا حضرت يعقوب عليه السلام مشرک است، مطلب ديگري که مي‌خواستم بگويم اين است که وهابي‌ها مي‌گفتند که حضرت علي عليه السلام اگر خيلي مي‌داند و از عالم غيب خبر دارد خب از مرگ خودش که مثلا موقع شهادت خودش چرا خبر دار نشد اين‌ها اين‌قدر نادان و نفهم هستند نمي‌گويند که حضرت علي عليه السلام اگر نظر خودش را بر نظر خداوند ترجيح مي‌داد خب حضرت علي عليه السلام نمي‌شد اگر حضرت علي عليه السلام مي‌دانست که چه موقع شهيد مي‌شود و از راه فرا قانوني کاري مي‌کرد که شهيد نشود خب نظر خودش را بر نظر قسمت که خداوند براي ايشان تقدير کرده بود ترجيح مي‌داد خداوند مي‌گفت پس تو اگر عاشق من هستي چطور تقديري را که من برايت در نظر گرفتم قبول نداري در آن وقت ديگر حضرت علي عليه السلام نمي‌شد حضرت علي عليه السلام نظر خداوند را بر نظر خودش ترجيح داد و مطلب ديگر اين‌که از جناب آقاي ابوالقاسمي يک سوال داشتم ببخشيد يک کليپي بود که در مورد آرامگاه حجر بن عدي که اين وهابيت که خدا لعنت‌شان کرده آرامگاه حجر بن عدي را تخريب کردند من مي‌خواهم بگويم پس چرا آرامگاه خالد بن وليد را تخريب نکردند آرامگاه معاويه را اين‌ها که مي‌گويند ما مرده پرست نيستيم و دوست نداريم و مرده پرستي شرک است پس چرا آرامگاه خالد بن وليد و آرامگاه معاويه را که در سوريه بود تخريب نکردند و آرامگاه حجر بن عدي را تخريب کردند و مطلب ديگر موقع که اين‌ها آرامگاه حجر بن عدي را تخريب کردند عکس يک جنازه هست در اين موبايل‌ها مي‌خواهم بدانم آن عکس حقيقت دارد آن عکس واقعا جسد مثلا خود حجر بن عدي است و يا درست کردند

آقاي رضايي از آمل-شيعه:

درباره فضائل حضرت علي عليه السلام لطفا توضيحاتي بفرماييد، در يک تحقيق مختصر 24 حديث از منابع حضرت علي عليه السلام عائيدمان شده، به طور اختصار بيان خواهم کرد، احاديثي که مي‌گويم اگر در کتابهاي خود اهل‌سنت درباره ابوبکر و عمر بود اين‌ها چه فکر مي‌کردند نگاه کنيد حديث يوم الدار حديث مباهله حديث منزلت حديث ثقلين حديث کساء حديث رفيع حديث رايت در جنگ خيبر حديث خندق و ارسال آيه برائت، ليلة المبيت جنگ احد، لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار، عقد اخوت، حديث غدير حديث کعبه و حديث امام المتقين حديث باب العلم حديث الحق مع علي و علي مع الحق حديث قسيم النار والجنه حديث قرآن مع علي و القرآن مع علي حديث سنجش نفاق و ايمان حديث نطفه پاک و ناپاک حديث ولايت حديث ابواه هذه الامه علي و محمد ابواه هذه الامه فقط همين 24 حديث را در ده دقيقه يادم آمد نوشتم مي‌گويم اگر اين ابوبکر و عمر همين تعداد حديثي که من در ده دقيقه يادم آمد اندازه همين مقدار حديث در فضيلت عمر و ابوبکر داشتند اين‌ها ديگر تمام اُمرايشان اصلند و خود ما هم در شک و شبهه مي‌افتاديم چطور يک آدم مي‌تواند اين همه فضيلت را در کتاب خودش ببيند ولي انکار کند بزرگان خودشان همه اين احاديث را تصحيح کردند

مجري:

بر اساس آن‌چه که استاد ابوالقاسمي فرمودند اين‌ها اعلام کردند که خب واقعا براي مشروعيت خلافت خلفا روايتي ندارند حالا ما باز اين را صبر مي‌کنيم اين را شبکه‌ها گفتند نمي‌آوريم باز اگر عزيزي اهل‌سنتي احساس کرد که واقعا روايتي دارد که مي‌تواند ارائه بدهد و جايگاه علمي خودش را دارد حتما ما مي‌شنويم و ما به دنبال حق و حقيقت هستيم

آقاي ابو اصعد از کردستان-اهل سنت:

در مورد توسل مي‌خواستم حرف بزنم اين آقاي که از کرمانشاه زنگ زده بود اين برادر عزيز خب در قرآن خداوند مي‌فرمايد : وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...(غافر/60)؛ مي‌گويد فقط من را بخوانيد شما مي‌گوييد در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم کساني نبودند، البته من خودم عالم نيستم ولي تمام علماي اهل‌سنت گفتند توسل به زنده جايز است شما يک حديث بياوريد که در زمان الان پيامبر صلي الله عليه و سلم مرده و کساني که مثلا علماي ما و بزرگان ما و کساني که به پيامبر صلي الله عليه وسلم توسل به قبر ايشان کرده باشند و يا به قبر مردگان ديگر درست است يا نه؟‌

مجري:

 الان شما روايت در اين خصوص مي‌خواهيد؟

استاد ابوالقاسمي:

 آقاي ابواصعد آيه‌اي که شما خوانديد يک سوال از شما بپرسم توسل به زنده را که مي‌گوييد همه قبول دارند درست است؟

بيننده:

درست است توسل به زنده را قبول دارند

استاد ابوالقاسمي:

‌ زنده غير الله است يا زنده الله به حساب مي‌آيد

بيننده:

 شما ببينيد آقاي ابوالقاسمي قبل از اين‌که برويد سراغ روايت اين آيه 60 را براي من ترجمه کنيد من دوست دارم شما اين آيه را براي من ترجمه کنيد

استاد ابوالقاسمي:

 آقاي ابو اصعد من يک سوال ساده از شما پرسيدم گفتم آيا زنده الله به حساب مي‌آيد يا من دون الله؟

بيننده:

 ببينيد زنده من دون الله است الان من از شما

استاد ابوالقاسمي:

 خب تمام شد يکي عجله نکنيد زنده من دون الله است درسته؟‌

 وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

سوره الاحقاف آيه5

 چرا من دون الله را شما مي‌خوانيد؟

مجري:

آقاي ابو اصعد مي‌خواهيد به نتيجه برسيم و يا مي‌خواهيد همين‌طوري اين عبارت‌هاي که دارد از هفتصد هشتصد سال هست که از زبان ابن تيميه تکرار مي‌شود آن‌ها را بگوييد يک مقدار صبر بفرماييد

بيننده:

من دوست دارم روي اين سوره يکم، زوم کنيد

مجري:

 باشد روي همين آيه استاد ابوالقاسمي با همين آيه کار دارند

بيننده:

 ببينيد همين آيه را من مي‌خواهم اگر ايشان مي‌گويند

مجري:

 آقاي ابو اصعد عزيز اجازه بفرماييد همين آيه را استاد ابوالقاسمي فرمودند شما متوجه فرمايشات استاد اصلا شديد؟

بيننده:

من مي‌گويم آقاي حسيني بزرگوار و آقاي ابوالقاسمي بزرگوار شما زنده هستيد مي‌توانيد براي من دعا کنيد و بگوييد خدايا مثلا به بزرگي خودت فلاني را مثلا رحمت کن شما مي‌توانيد چون زنده هستيد ولي مرده نمي‌شنوند

استاد ابوالقاسمي:

 آقاي ابواصعد خدا نگفته مي‌تواند و يا نمي‌تواند

استاد ابوالقاسمي:

 سوال ساده‌اي از شما پرسيديم هرکس يک مقدار دقت کند جواب سوال را مي‌فهمد آيا زنده من دون الله هست يا نيست

اگر هست وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يسْتَجِيبُ لَهُ چرا غير خدا را مي‌خوانيد خدا گفته غير خدا را نخوان چه زنده و چه مرده، خدا گفته زنده را بخوان مرده را نخوان، باز رفتيد يک جاي ديگر آقا جوابش يا بله بود و يا خير

بيننده:

درست است بله 100% زنده من دون الله است ولي من به زنده نمي‌توانم بگويم آقاي ابوالقاسمي بچه من را شفا بده من مي‌گويم آقاي ابوالقاسمي شما براي فرزند من نزد خدا دعا کنيد من نمي‌گويم بچه من را شفا بدهيد

استاد ابوالقاسمي :

 ابواصعد الان من يک طور ديگر به شما مي‌گويم آقاي ابواصعد اولا که به شما بگويم خيلي از زنده‌ها خيلي کارها مي‌توانند بکنند شما در بخاري داريد دجال مي‌تواند مرده را زنده کند ديگر مرده زنده کردن مهم‌ترين کار است دجالي که مدعي خدايي است مي‌تواند اين کار را انجام بدهد طبق نظر شما علماي شما گفته‌اند دروغگوي مدعي نبوت مي‌تواند معجزه داشته باشد مباني شيعه را نمي‌گويم طبق مباني خودتان دارم مي‌گويم حالا با اين فرض که افرادي غير خدا يک سري کارهايي مي‌توانند انجام دهند من از شما سوال مي‌پرسم پرستش غير خدا به نظر شما خواندن غير خدا شرک است خواندن زنده خطرناک‌تر است يا خواندن مرده؟ من بروم نزد فرعوني که شيطان کمکش مي‌کرده و يک سري کارهاي انجام مي‌داد فرعون را بپرستم خطرناک‌تر است يا يک بت را بپرستم؟

بيننده:

 ببين آقاي ابوالقاسمي من نمي‌دانم چرا شما مسائل را قاطي مي‌کنيد شما روي يک آيه زوم کنيد شما هي مثال‌هايي مي‌آوريد که اصلا ربطي به آيه قرآن ندارد شما در تمام برنامه‌هايتان يک مورد برنامه قرآني نداريد فقط برنامه حديثي داريد

مجري:

حالا اجازه مي‌فرماييد حالا استاد ابوالقاسمي پاسخ‌تان را بدهند

استاد ابوالقاسمي:

 اما اين‌که ايشان گفتند حالا آقاي ابواصعد سوالي ديگري از شما مي‌پرسم اين کتاب را ببينيد فتاواي منبع العلوم کوهوند، ايشان فرمودند هيچ‌کدام از علماي ما بحث توسل به مرده را جايز نمي‌دانند، کتاب منبع العلوم کوهوند جلد اول علامه محقق مولانا محمد عمر سربازي ملاحظه مي‌فرماييد چاپش را هم ببينيد مدرسه ديني دارالعلوم کوهوند در اين کتاب مي‌آيد از تمام ائمه عليهم السلام توسل به زندگان و مردگان ثابت است و تمام علماي ديوبند به اين متفق هستند صفحه چند است اين عبارت؟ صفحه 163 اين کتابش است اين يک روايت ما مي‌خواهيم بگوييم شما قرآن را بد فهميديد علتش هم اين است که شما مي‌آييد قرآن را طبق مبناي ابن تيميه که مي‌گويد قرآن هميني که هست هيچ طوري ديگر نبايد ترجمه‌اش کرد گفتيم خب آقا در يک جا مي‌گويد خدا يک دست دارد يک جا مي‌گويد دو دست دارد و يک جا سه دست خب بعضي آيات بايد تأويل بروند بعضي‌ جاها بايد به تفسير و روايت مراجعه کرد به کلام علما مراجعه کرد تا ببينيم که آيه چه دارد مي‌گويد آقاي ابواصعد يک مقدار دقت بکنيد اما راجع به اين‌که علماي اهل‌سنت سر قبر رفته باشند گفتيم همه گفته‌اند به مرده توسل جايز است اما عبارتي که الان بياورم

سمعت الحسن بن ابراهيم خلال فتوسلت به

المنتظم في تاريخ الأمم والملوك ج9 ص89 المولف: جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ) المحقق: محمد عبد القادر عطا، مصطفى عبد القادر عطا دارالنشر: دار الكتب العلمية، بيروت

 از بزرگان اهل‌سنت هروقت مشکلي داشتم مي‌رفتم کنار قبر موسي بن جعفر عليه السلام، به موسي بن جعفر عليه السلام متوسل مي‌شدم

 مشکلاتم برطرف مي‌شد اين هم يک عبارت پس هستند و توسل آقاي شافعي به ابوحنيفه شما شافعي هستي درست است؟

بيننده:

‌ درسته بله من شافعي هستم

استاد ابوالقاسمي:

 الخيرات الانسان کتاب علامه ابن حجر هيثمي شافعي مي‌شناسيد ديگر؟

مجري:

 آقاي ابواصعد اسم ايشان را شنيديد اسم ابن حجر هيثمي را؟

استاد ابوالقاسمي:

 يک دقيقه صبر کن ببنيم حالا

اعلم لم يزل العلما

خيرات الحسان في مناقب الامام ابي حنيفه النعمان صلي الله عليه وآله وسلم 50 المولف: شہاب الدين احمد بن محمد بن محمد بن علي بن محمد بن علي بن حجر الہيتمي المکي السعدي الانصاري الشافعي ابوالعباس (متوفي 973ھ) ن

 دائما علما و کساني که حاجت داشتند مي‌رفتند کنار قبر ابوحنيفه و توسل مي‌جستند يکي از آن‌ها امام شافعي بود روايت از ايشان آمده که مي‌گويد من تبرک مي‌جويم به ابوحنيفه

اجيءُ الي قبره

خيرات الحسان في مناقب الامام ابي حنيفه النعمان صلي الله عليه وآله وسلم 50 المولف: شہاب الدين احمد بن محمد بن محمد بن علي بن محمد بن علي بن حجر الہيتمي المکي السعدي الانصاري الشافعي ابوالعباس (متوفي 973ھ) ن

ابوحنيفه مرده بود گفت من مي‌آيم کنار قبر ابوحنيفه تبرک مي‌کنم حاجت دارم آن‌جا نماز مي‌خوانم حاجتم برآورده مي‌شود

بيننده:

 ملاحظه فرمودم من حرف‌هايم را زدم مي‌گويم خود آقاي شافعي در کتاب ديگرش مي‌گويد اگر حرفهاي من براساس قرآن و سنت نبود آن را به ديوار بزنيد

استاد ابوالقاسمي:

 دقت کنيد شما يک بار مي‌گوييد اگر حرف من مخالف قرآن بود و يکبار مي‌گوييد اگر کفر بود کفر بعد از اسلام يعني ارتداد

بيننده:

 الان شما از ديو بند حرف زديد آقاي ابوالقاسمي

استاد ابوالقاسمي:

 صبر کنيد اقاي ابواصعد شما گيرت همين‌ جاست يک چيزي به شما ياد دادند که آقا ائمه اربعه به ما گفته‌اند اگر حرف ما مخالف قرآن بود به ديوار بزنيد مخالف قرآن، نه مخالف نص صريح قرآن مخالفت با نص صريح قرآن کفر است آقاي ابواصعد مخالفت با نص صريح نيست آيا باورتان مي‌شود که آقاي شافعي مخالف نص صريح قرآن عمل کرده باشد اصلا اين معقول است

بيننده:

 شما گفتيد ديوبندي الان اين آقاي ديوبندي که شما مي‌گوييد حرفهاي را زدند که توسل مردگان را قبول دارد ديوبندي يک قومي است مثلا ما در کردستان يک کساني که در اقليت هستند به اين‌ها مي‌گويند صوفي اين صوفي‌ها توسل به مرده را جايز مي‌دانند ما اصلا صحبت‌هاي ايشان را قبول نداريم

استاد ابوالقاسمي:

صوفي‌ها را قبول نداريد ابن حجر را هم قبول نداريد آقاي ابواصعد ما ده دقيقه است با شما روي خط هستيم شما مي‌خواهيد لجاجت کنيد اول گفتي سني ندارد بعد مي‌گويي صوفي هستند ديوبندها صوفي هستند؟ الان اکثريت سني‌هاي شرق ايران ديوبند هستند غالب سني‌هاي پاکستان ديوبند هستند شما آقاي ابواصعد يک مقدار دقت کنيد در صحبت‌هايتان اين‌طور صحبت نکنيد يک مقداري دقت کنيد ببينيد قرآن چه گفته آيا همين‌طور مي‌شود قرآن را فهميد پس مطالب که شما مطرح کرديد خلاف اجماع علماي اهل‌سنت است حتي ابن حجر هيثمي مي‌گويد اجماع است بر جواز توسل به مرده و زنده حالا شما مي‌خواهيد مخالفت کنيد قبول نکنيد

استاد ابوالقاسمي:

 من به عزيزان نشان بدهم ببينيد علماي سني چه گفتند راجع به ذيل همين آيه

 إن الذين تدعون ايها المشرکون آله من دون الله اتعبدونها شرکا منکم ما لايضرهم ولاينفعهم من الاصنام

تفسير الطبري = جامع البيان عن تأويل آي القرآن ص100 المولف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) التحقيق: الدكتور عبد الله بن عبد المحسن التركي بالتعاون مع مركز البحوث والدراسات الإسلامية بدار هجر الدكتور عبد السند حسن يمامة دارالنشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان

طبري ديگر معروف‌ترين مفسر سني است يعني متوجه نمي‌شد که اين آيه براي به اصطلاح بحث اصنام است جامع الاحکام قرآن قرطبي ذيل همين آيه مي‌آيد مي‌گويد:

 حاجهم في عبادة الاصنام

الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي ص159 المولف: أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ) التحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش دارالنشر: دار الكتب المصرية - القاهرة

در مورد عبادت اصنام با ايشان بحث مي‌کرد بعد جالب است تدعون را چه ترجمه کرده؟ معني فادعوهم فاعبدوهم از ابن عباس، ابن عباس ادعوهم را اعبدوهم گرفته همان که از بخاري نقل کرديم اين‌ها لجاجت‌هايي است که انسان را آخرش به همان جاي داعش مي‌رساند اميدواريم که يک مقدار دقت کنند تفسيرهاي ابن عباس را که برگرفته از تفاسير اميرمومنان علي بن ابيطالب عليه السلام است ببينند تا به سمت و سوي داعش نروند

مجري:

 آقاي رضايي از همدان چند تا سوال پرسيدند يکي در مورد پاسخي بود که به آقاي محمودي دادند که حضرت يوسف عليه السلام و بحث توسلي که در زمان ايشان شده را چگونه اين‌ها مي‌خواهند ارزيابي کنند و اين‌که گفتند وهابي‌ها گفته‌اند چرا اميرالمومنين عليه السلام از زمان مرگ خودشان و شهادت خودشان آگاه نبوده از اين شبهاتي که مي‌کنند

استاد ابوالقاسمي:

 اين‌که بگويم آيا باخبر بوده و يا نبوده و با خبر بوده هيچ مشکلي هم ندارد حداکثر مي‌توانيم بگوييم آيه تخصيص خورده مثل خيلي از مطالب که شما مي‌آييد مي‌گوييد تخصيص آيه قرآن است و همان‌طور که مي‌گوييم آيا خدا مي‌دانست شيطان گمراه مي‌کند مردم را؟ بله خدا که قطعا علم غيب داشت پس چرا شيطان را نگه داشت حضرت علي عليه الصلاة و السلام هم مي‌توانسته بداند آن قاتلش هست اما براي اين‌که قصاص قبل از جنايت نکند قاتلش را نکشت و صبر کرد که مسائل طبق روال عادي خودش پيش برود

مجري:

 در مورد تخريب آرامگاه حضرت حجر بن عدي عليه السلام پرسيدند

استاد ابوالقاسمي:

 آن عکسي که نشان دادند آن عکس جنازه از حجر نبودند

مجري:

 بله آن عکس تعلق به ايشان ندارد و سوال پرسيدند از وهابي‌ها که چرا آرامگاه آقاي خالد بن وليد را تخريب نمي‌کنيد مگر دست خودتان نبود الان هم فکر کنم دست‌شان است

استاد ابوالقاسمي:

 الان نه مصالحه کردند دست حکومت است و حکومت هم نگهداشته ولي آن‌ها ادعا مي‌کردند که حکومت مي‌خواهد آن را خراب کند

مجري:

 آقاي رضايي از آمل هم فرمودند اين همه روايت در مورد اميرالمومنين عليه السلام است اگر راجع به بقيه بود واقعا طرف مقابل چه کار مي‌کرد؟

استاد ابوالقاسمي:

 اگر يک مورد از اين‌ها را داشتند تا به حال هزار بار براي شيعيان نشان داده بودند ادعا مي‌کردند که ما روايت داريم ندارند و دست‌شان خالي است

مجري:

متشکر از استاد ابوالقاسمي و بينندگان شبکه جهاني ولايت، تا برنامه بعد خدا يا رو نگهدارتان

پايان

يا علي مدد

 



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر