صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 17 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1865 
چالش-انکار روایات استشفا به بول پیامبر (ص) توسط وهابیت
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

تاریخ :1394.11.17

 

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم صلي الله عليه وآله علي محمد وآله محمد وعجل فرجهم.

 سلام و درود خداوند بر شما بينندگان عزيز شبکه جهاني ولايت. به برنامه‌ي چالش خوش آمديد با برنامه ديگر از سري برنامه هاي چالش امشب مهمان منازل شما عزيزان خواهيم بود با کارشناسي استاد ارجمند حضرت حجت الاسلام و المسلمين ابوالقاسمي عزيز که اينجا حضور دارند که خدمت ايشان هم سلام عرض مي‌کنم.

استاد ابو القاسمي:

عليکم السلام و رحمت الله. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين، اللهم صل  علي محمد وآله محمد وعجل فرجهم .

عرض سلام دارم خدمت شما جناب آقاي شرفي و خدمت بينندگان عزيز و گرانقدر شبکه جهاني ولايت و اميدوارم که موفق و پيروز باشند. در خدمت تان هستم.

مجري:

شما بينندگان عزيز مي‌توانيد از طريق راه هاي ارتباطي شبکه جهاني ولايت نظرات، سؤالات و پيشنهادات خود را براي ما ارسال بفرماييد انشاء الله عزيزان راه هاي ارتباطي را در اتاق فرمان زير نويس خواهند کرد، چه از طريق پيامک چه از طريق تلگرام و واتساپ شبکه جهاني ولايت.

اما به موضوع جديدي امشب مي‌پردازيم از شبکه هاي وهابي داعشي، بدون مقدمه کليپ اول را باهم مشاهده مي‌کنيم.

معرفي کارشناش اين کليپ عبد الفتاح خدمتي:

شغل سابق او به روايت ملازاده:

آقاي شيخ عبد الفتاح اول سانسورچي برنامه بنده بود در تلويزيون شارجه، اول سانسورچي بود بعد خود برنامه را برد. (خنده‌ي ملازاده).

هدف وي از اجراي برنامه:

هدف در راه است، هدف چيست؟ هدف اين که ما يک جوي کاذبي را به وجود بياوريم و با اين جو کاذب سالها روي گرده‌ي مردم سوار بشويم.

عقيده ي عبد الفتاح خدمتي:

وهابيت يعني تمسک به کتاب الله فقط، فقط حسبنا کتاب الله، وهابيت يعني عمر، اين خلاصه وهابيت است.

و يکي از مقدسات او: يزيد

آن چيزي که عليه يزيد شايعه شده که انسان شرابخوار وبدي بود، غلط است و صحيح و صائب نيست.

از بزرگترين اکتشافات خدمتي:

اسم «آتنا» براي دختر ظاهرا اشکالي ندارد؛ بلکه به معناي دعاست. در قرآن آمده: ربنا آتنا في الدنيا حسنه.  

    اصل کليپ خدمتي:

خدمتي:

آقا عبد العزيز از آلمان در رابطه به اين که حديث در باره استشفاي بول رسول الله صلي الله عليه وآله وصحبه وسلم [سؤال کردند]

علما اين را رد کرده اند و آن را صحيح نمي‌دانند. در کتاب سيوطي احاديث بسيار جعلي هست که احتياج به تنقيح دارد و احاديث جعلي و ضعيف نتوان بدان عمل کرد.

مجري:

کليپ را مشاهده فرموديد که مربوط بود به آقاي خدمتي با معرفي جالب و توأم با طنزي که در ابتداي کليپ بود و ادعاي آقاي خدمتي که گفتند: بحث استشفاء بول نبي از اخبار ضعيفي هست که علما آن را رد کرده اند. استاد ابو القاسمي عزيز آيا واقعا از موضوعات است يا نه، صحت دارد اين قضيه.؟

استاد ابو القاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم.

خب، آقاي خدمتي در جواب آن بيننده‌ي که سؤال ساده ي پرسيده که من اين سؤال را من در مناظره از «الفراج المطيري» پرسيدم که از شدن عصانيت شروع کرد به فرياد کشيدن . ايشان مي دانست که روي نقطه حساس دست گذاشتم.

آقاي ابن حجر عسقلاني در کتاب فتح الباري عبارتي را آورده است، ص 327، (باب الماء الذي يغسل به شعر الانسان)، باب آبي که با آن موي انسان را مي‌شورند:

وقد تكاثرت الادله على طهارة فضلاته وعد الأئمة ذلك في خصائصه فلا يلتفت إلى ما وقع في كتب كثير من الشافعية مما يخالف ذلك فقد استقر الأمر بين ائمتهم على القول بالطهاره وهذا كله في شعر الآدمي.

چندين دليل (يکي دو دليل نداريم که بگوييم سيوطي نقل کرده) داريم بر اين که هر چيزي از پيامبر دفع بشود، پاک است. ائمه‌ي اهل سنت گفته اند اين جزء خصوصيت هاي پيامبر است. اين که بعضي از شافعي ها گفته اند موي پيامبر نجس است، به آنها کار نداشته باشيد. نزد ائمه شافعيه اين  امر ثابت است که تمام فضلات پيامبر طبق مباني آنها پاک است.

فتح الباري، ج 1، ص 272، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

آقاي سيوطي در کتاب «انموذج اللبيب في خصائص الحبيب» روايت نقل کرده است:

وطهارة دمه وبوله وغائطه، وسائر فضلاته تشرب و يستشفي بها، ولا خلاف في طهارة شعره، وفي غيره خلاف. وقد قسم شعره علي اصحابه.

«يکي از خصوصيات پيامبر طهارت خون، ادرار و مدفوع است و تمام فضلات حضرت (هرچيزي که دفع بشود) پاک است خورده مي‌شود و با آن طلب شفا مي‌شود. در اين که موي پيامبر پاک است اختلافي نيست. غير پيامبر که از دنيا برود خلاف است که آيا پاک است يانه. خودش آمده موهايش را بين اصحابش تقسيم کرده است.»

آنوقت بگوييم موهايش نجس است؟ کسي همچنين حرفي را نمي‌زند.

گفت: آقاي سيوطي روايت را ضعيف آورده و هر جور روايتي را نقل کرده است.

پاسخ: سيوطي اصلا اين روايت را نياورده است، سيوطي تأييدش کرده است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد جلد هشتم، ص 347، حديث 14014، از حکيمه دختر اميمه از اميمه نقل کرده است:

وعن حكيمة بنت أميمة عن أمها قالت كان للنبي صلى الله عليه وسلم قدح من عيدان يبول فيه ويضعه تحت سريره فقام فطلبه فلم يجده فسأل فقال أين القدح قالوا شربته سرة خادم أم سلمة التي قدمت معها من أرض الحبشة فقال النبي لقد احتظرت من النار بحظار .

رسول خدا صلي الله عليه وآله ظرفي از عيدان داشته که ظاهرا چوب باشد. (عذر مي‌خواهيم از بيندگان، اينها مي‌گويند ما سنت ، اين سنت شان چيه؟) پيامبر ظرفي داشت که در آن ادرار مي‌کرد و زير تختش مي‌گذاشت. (کدام يکي از آنها اين کار را انجام مي‌دهد؟) صبح بلند شد و دنبالش گشت و نديد. پرسيد: ظرف کجاست؟ گفتند: کنيز ام سلمه که از حبشه با او آمده آن را خورده است. پيامبر فرمود: يک حفاظ مستحکم از آتش جهنم براي خودش درست کرده است.

مجمع الزوائد، ج 8، ص 270، علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

 کاش فقط شفا بود، مي گويند: بهشتي هم مي شود.

در آن مناظره آقاي «الفراج المطيري» گفت: شما شيعه ها اعتقاد داريد که حضرت علي کار خدايي مي‌کند. گفتم: مثلا چه کار مي‌کند؟ گفت: شما مي‌گوييد: حضرت علي بهشت و جهنم را تعيين مي‌کند. گفتم: حضرت علي که سهل است. شما داريد که ادرار پيامبر بهشت و جهنم را تعيين مي‌کند. شروع کرد فرياد کشيدن و گفت: کجا همچه چيزي داريم؟

گفتم: آقا! هيثمي تصحيحش کرده است.

رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير عبدالله بن أحمد بن حنبل وحكيمة وكلاهما ثقة.

طبراني روايت را نقل کرده و راويان روايت هم تمامش راويان صحيح بخاري هستند. جز عبد الله بن احمد بن حنبل (که کل مسند احمد را او نقل کرده) و حکميه که هردو (عبد الله و حکيمه) ثقه هستند.

مجمع الزوائد، ج 8، ص 270، علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

به نظر آنها، هيچ چيزي را هم از راويان بخاري کم ندارد و عبد الله بن احمد کل مسند احمد را نقل کرده است. دو نفر ثقه هم در اين سند هستند و سندش صحيح است. چرا به دروغ مي‌گوييد که سيوطي نقل کرده و معلوم هم نيست که صحيح باشد و ضعيف باشد، همه جور چيز آورده است.

يا سواد نداري، خبر نداري که در کتابهاي تان چه آمده؟ يا اينجا زانوي شاگردي بزن ما به تو ياد بدهيم. يا خبر داري به مردم دروغ مي‌گويي؟. در هر دو صورت شما شايستگي و لياقت افتاء را در آنجا نداري. به دروغ راجع به اينها با اهل سنت صحبت نکن.

يک کليپ ديگر هم داريم از شبکه شان، آنهم همين را گفته اند يکسري اشکالات شان را هم گرفته اند ببينيم بد نيست.

پخش کليپ:

در موضوعي که برنامه ي که شما داشتيد صحبت مي‌کرديد، راجع به تبرک، من يک سؤال داشتم. در کتب اهل سنت روايتي آمده که مثل آقاي سيوطي وآقاي هيثمي و صالحي شامي هم روايت را تصحيح کرده اند که صحابه به ادرار پيامبر تبرک مي‌کردند و ادرار پيامبر را مي خوردند و پيامبر مي‌فرمود به خاطر اين مطلب، شکم شما درد نخواهد گرفت و آتش جهنم بر شما حرام شده.

کارشناس :

شما گفتيد صحيح دانسته اين را، چه کسي اين را صحيح دانسته است؟

بيننده:

سيوطي اين را نقل مي‌کند در خصائص الکبري:

رواه الطبراني و البيهقي بسند صحيح.

کارشناس: بسيار خوب، بسند صحيح.

بيننده:

و جناب آقاي صالحي شامي ... (بيننده را نمي‌گذارد حرف بزند)

پاسخ کارشناس:

اين روايت همان کساني را که شما مي‌گوييد، کاملا آن را ضعيف دانسته اند و صحيح نيست و اين روايت از نظر سندي در کتاب اهل سنت بر اساس روايات اهل سنت کلا باطل است و هيچ نوع صحتي ندارد.

بيننده:

اين مطلبي را که آقاي عرب فرمودند، اين روايتي را که من خواندم صحيح نيست، من مي‌گويم علماي اهل سنت روايت را تصحيح کرده اند من بررسي دارم. الان آقاي سيوطي، آقاي هيثمي، آقاي صالحي شامي، قاضي عياض همه اينها روايت را نقل کرده اند و همه تصحيح کرده اند.

آقاي عرب:

نه، نيست. همچنين حديث دومي را که مي‌خواهيد نقل کنيد مي‌توانيد مراجعه کنيد، من سند حديث را براي تان مي‌دهم. مراجعه کنيد در طبراني که حديث را  آورده ج 24، ص 189. باز هم دو باره مي‌گويم: ضعيف است به خاطر «حُکَيمه بنت اميمه» که برکه ام يوسف اين را خورده به اصطلاح، اصلا اينها همديگر را نديدند.

اصلا اهل سنت يا اين که اگر يک سني الان برود اين کار را بکند من کار به شخص ندارم. بعد اين است که ما اهل سنت متبني فکر يا عقيده اين را نداريم که بول پيامبر صلي الله وسلم طاهر است.

حديث ضعيف است.

بيننده:

چشم، من الآن طريق را مي‌خوانم با تصحيح جناب آقاي هيثمي.

کارشناس:

چرا چسپيده به آقاي هيثمي؟ براي چي؟ که گفته تصحيح هيثمي قابل قبول است؟ کي به شما اين حرف را زده؟

[بينننده را نمي‌گذارد که حرف بزند.]

کارشناس:

نه، شما داريد اشتباه مي‌کنيد، آقاي شريفي. چرا داريد تهمت مي‌زنيد، شما حق ندارد بگوييد، شما روايت را مطرح کنيد اين سند حديث تان است، شما چطور ميخواهيد عقيده يک نفر را بر اهل سنت بچسپانيد.

من مي‌گويم: اصل قضيه اين است که اهل سنت اگر يک راوي حديث، حديث را صحيح بداند، حديث را صحيح هم بداند و يکي ديگر رد کرد، اين بحث اختلافي است. اما متبني فکر نيستيم؛ يعني اهل سنت عقيده ندارد که آغا در عقيده‌ي اهل سنت چيزي به اين مرام وجود دارد که بول پيامبر صلي الله عليه وسلم نجس نيست. بفرماييد.

بيننده:

شما مي‌گوييد اهل سنت عقيده ندارد، من الان قول جناب قاضي عياض را مي‌خوانم.

حسيني کارشناس:

آقا شما قرار شد حديث را بخوانيد و از اين شاخه به آن شاخه نپريد، آقاي شريفي، حديث را با آن روايتي که خواستيد بخوانيد.  

مجري:

بله، کليپ را مشاهده فرموديد که چه جوري دست و پا مي‌زنند شبکه هاي وهابي وقتي حرف حديث وسط ميايد، مي گويند قول اهل سنت نيست. وقتي گفته مي‌شود قول اهل سنت است مي‌گويند: نه، دوباره حديث را شما قرائت کنيد. استاد ابو القاسمي عزيز در خدمت شما هستيم.

استاد ابو القاسمي:

بله، اول آمد و گفت که علما رد کرده اند و اين روايت را ما صحيح نمي‌دانيم. گفت باطل است.

آقاي شريفي گفت: من براي شما تصحيح هيثمي را ميارم.

مي‌گويد: که گفته هيثمي براي ما مقبول است؟

شما اگر خبر نداري، برو يک مقدار در باره جايگا هيثمي بخوان. شما را که قبول دارد؟ هيثمي را که همه قبول دارند به عنوان يک عالم، تصحيحات او را به عنوان تصحيح معتبر مي‌شناسند؛ اما حرف شما را کي قبول مي‌کند؟

آمد که اشکال علمي بکند، گفت در اين روايت «حکيمه» ماجرا را نقل کرده و حکيمه ماجرا را نديده است.

بايد ديد که واقعا راست گفته.

حکيمه بنت اميمه خودش مستقيم مي‌گويد: كان للنبي صلى الله عليه وسلم قدح، يا مي‌گويد: عن امها. از مادرش نقل کرده است؟

متن روايت اين است:

وعن حكيمة بنت أميمة عن أمها قالت كان للنبي صلى الله عليه وسلم قدح من عيدان يبول فيه ويضعه تحت سريره فقام فطلبه فلم يجده فسأل فقال أين القدح قالوا شربته سرة خادم أم سلمة التي قدمت معها من أرض الحبشة فقال النبي لقد احتظرت من النار بحظار .

مجمع الزوائد، ج 8، ص 270، علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

از مادرش روايت را نقل کرده است و مادرش که در آنجا بوده و مادرش صحابيه است. چرا به دروغ مي‌گويي حکيمه درک نکرده پس روايت ضعيف است. حکيمه دارد از مادرش نقل مي‌کند خودش نمي‌گويد.

يعني هيچ دليلي براي تضعيف روايت نداشت، به دروغ مي‌گويد: اين ماجرا را درک نکرده است. مثل اين که بگوييم: بخاري زمان پيامبر را نديده پس کل رواياتش جعلي است. نديده ديگه، راست گفتيم، در حالي که براي روايت سند دارد.

حکيمه براي اين قضيه سند دارد چرا سندش را نقل نمي‌کني؟

پس اين هم يکي ديگر از دروغهاي که گفته اند. البته خيلي دروغش واضيح و رسوا بود.

مي‌گويد: ما اهل سنت اين را قبول نداريم.

اولا: کي گفته شما سني هستيد؟ چه کسي شما را سني مي‌داند؟ مي‌گويد: ما اهل سنت! بگو من، حد اکثر من به عنوان يک سني قبول ندارم اگر بخواهيد بگوييد. نه ما اهل سنت. اين همه علماي سني فتوا داده اند که به بعضي شان خواهيم پرداخت.

و تا بيننده گفت: من فتواي قاضي عياض را مي‌خوانم.

گفت: نه، بنا بود تو سند بياري. اگر سند مياورد مي‌گويد: فتوا. اگر فتوا ميارد مي‌گويد: سند.

ما يک شاهد زنده براي تان مياريم، کليپ براي تان پخش مي‌کنيم. ببينيم آيا علماي شما قبول دارند يا قبول ندارند. کليب بعدي:

پخش کليپ يک مولوي اهل سنت افغانستان

يک کتاب حديث به علما معلوم است، سنن دار قطني، نامش چيست؟ سنن دار قطني صاحب. پيش مولوي صاحبا هست اين کتاب حديث.

 او مبارک نقل مي‌کند جناب رسول الله صلي الله عليه وسلم به يک جايي بول کرد، يک کسي ام ايمن نام داشت، رسول خدا که دو باره ميايد صلي الله عليه وسلم. ام ايمن بر آمد، پاليد که جناب رسول الله در کجا بول کرده. سبحان الله بگوييد برادران عزيز. بالأخره از بويش يافت، بوي عطر ميداد بول رسول الله عليه السلام، عطر جناب رسول خدا را بوي کرد، و نوش جان کرد دو باره آمد گفت: يا رسول الله صلي الله گفت: کجا بودي؟ گفت بول معطر شما را نوش جان کردم.

 اين حديث مستندي که دار قطني روايت مي‌کند. جناب رسول الله صلي الله عليه وسلم مهرباني کردند، خوب ديگه، کسي که به شکم او عطر ما بخورد و بول ما برود شکم او هر گز گرسته نمي‌گردد . شکم آن ام ايمن ديگر گرسنه نشد از برکت بول مطهر جناب رسول الله صلي الله عليه وسلم.

بول خوردن که ساده نيست برادرا! از برکت اخلاق و مهرباني ها و عطوفت ها و عزت ها و شجاعت ها و غيرت ها و دلسوزي ها و تحمل هاي جناب رسول الله عليه وسلم بود.

مجري:

کليپ را مشاهده فرموديد يکي از مولوي هاي اهل سنت مشهور در افغانستان . استاد ابو القاسمي عزيز حال شايد بعضي از اهل سنت يا همين طور آقايون وهابي بگويند ما قبول نداريم اين شخص را. آيا فرد ديگري هم بوده است که اين را گفته باشد؟

استاد ابو القاسمي:

در ميان علماي قديمي که اين روايت را تصحيح کرده اند ما يک شخصيتي داريم که اين روايت را تصحيح کرده و قبول کرده است. و با دليل و مدرک. يعني دليل و مدرکش را هم مطرح مي‌کند. ببينيم آيا از اين به بعد آقايون حاضر هستند فتواي بزرگترين عالم الازهر در اين زمينه را قبول کنند يا خير؟

ما يک کليپ از عالم سرشناس الازهر براي شان پخش مي‌کنيم. آقاي شيخ علي جمعه. ببينيم چه مي‌گويد ايشان.

کليپ شيخ علي جمعه

آيا چيزي از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم کثيف شمرده مي‌شود؟ يا اين که بدن او و سائر انبيا به خاطر وحي با ما فرق دارند؟

به اين سؤال اين چنين جواب دادم که به اجماع ائمه بدن پيامبر با بقيه فرق مي‌کند. بدن پيامبر با اين که انسان است ولي براي وحي آماده شده است و به همين جهت خصوصيات زيستي حضرت تغيير کرده است.

چه کسي تعيين مي‌کند که ماهي پاک است ولي شير وقتي کشته شود نجس است و نمي توان آن را خورد. يا گوسفند مرده نجس است؟

جواب: دين شريف.

چه کسي تعيين مي‌کند که عرق پاک است و ادرار نجس؟

پاسخ: دين شريف.

وضعيت پيامبر، حضرت عيساي پاک شده و حضرت موسي اين چنين است.

آيا چيزي از پيامبر را کثيف بدانيم؟ گفته اند: خير. هيچ چيزي از پيامبر کثيف شمرده نمي‌شود، نه عرقش، نه اشکش نه خونش! اما خون که نجس است. اين جواب را داده اند: اين کلمات علماست، برايت مي‌خوانم تا از ترشحات مغز (مخالفين) راحت شويم.

در اين کتاب که «کشف القناع» بهوتي از کتب حنبليان است مي‌گويد:

هر چيزي که از ما انسانها نجس است، از پيامبر صلي الله عليه وآله پاک است . چه کسي اين را مي‌گويد؟ دين اين را مي‌گويد. که چه چيزي پاک است يا نجس!

آيا اين به اجماع علماست؟ بله به اجماع است. و ساير پيامبران نيز چنين هستند؛ اين در کشف القناع بهوتي است! هرچيزي که از ما نجس است، از پيامبر صلي الله عليه وآله پاک است .

پس تا اينجا نتيجه اين شد که هيچ چيزي از پيامبر کثيف شمرده نمي‌شود. و بعد از اين سخنان زيادي در مورد دليل اين مطلب مي‌گويد. نيازي نيست، ما قبول کرديم که هيچکس در اين مسأله اختلاف ندارند.

اختلافي نيست ! همين را سيوطي، زرکشي، بغوي و نووي گفته اند! اجماعي است.

در مورد خوردن خون و گرفتن عرق حضرت به عنوان عطر، 90 روايت وجود دارد! وقتي پسر من، پسر تو و من و تو و مسلمان و کافر اين را مي‌بينيم چه کنيم؟ چه کنيم؟ اين روايات را پاک کنيم؟ يا حيران بنشينيم ! يا جايگاه پيامبر را در درون خودمان پايين بياوريم.؟ چه کار کنيم؟ روايات را تغيير دهيم؟

(ابوبکر) به پيامبر مي گويد: تو در زمان حيات و بعد از رحلت پاکيزه ي.

پيامبر ميگويد: اين شکم ديگر در آتش نمي سوزد، ميگويد اگر مي‌خواهيد کسي را ببينيد که آتش او را لمس نمي‌کند به اين شخص نگاه کنيد وقتي در احد خون زخم حضرت را مکيد.

آيا براي اين که دشمنان اسلام را راضي کنيم تا دهان به شماتت ما نگشايند مقام پيامبر را در ميان خود پايين بياوريم؟! و فهم ائمه مان را از دين پايين بدانيم و منابع ديني مان را تعطيل کنيم؟ اين خوب است؟

اين سبب تروريست و بد تر از آن يعني خونريزي مي‌شود.

مسلمانان مي گويند: پيامبر و ساير انبياء پاک هستند.

اين مسأله، مسأله همان زني است که ادرار پيامبر را نوشيد؟ آيا پيامبر به او گفت: بنوش؟

چيزي به نام عيدان بود که شب هنگام در آن ادرار مي‌کرد و کناري مي‌گذاشت. صبح به اين خادمه ام ايمن حبشيه که نامش برکه بود گفت: آن را بيرون بريز. گفت: چيزي را بيرون بريزم؟ من آن را نوشيدم.

پيامبر به او فرمود: اين شکمي است که دچار آتش نمي‌شود.

حال شخصي مي‌پرسد: آيا اين روايت درست است؟ بله، درست است.

اما قبول نمي‌کنند که بگويم درست است! مي‌خواهند روايت را منکر شوم؟ و بگويم اين روايت درست نيست!! بعد از آن چه کنيم؟ حديث عبد الله بن زبير و حديث ام حرام بنت ملحان را چه کنيم؟ حديث کساني را که عرق حضرت را به عنوان عطر مي‌گرفتند چه کنيم؟

پيامبر عرق خود را مي‌گرفت و به زنان مي‌داد و آن را به عنوان عطر براي شوهران خود به کار مي‌بردند!!

اي مردم شما به داد ما برسيد! پيامبر صلي الله عليه وآله باب ما به سوي خداست و کل بدن او چه در زمان حيات و چه بعد از مردن پاک بود.

اين مطلب در روايات ما است و چه تأييد کنيم چه نکنيم براي دشمنان اسلام فرقي نمي کند.

جسم پيامبر (ص) به خاطر مسأله وحي تغيير کرده است و به همين دليل گفتيم که در اينجا ميگويد بقيه انبيا نيز چنين بوده است.

نکته دوم: جسم او پاک است و هيچ چيزي از بدن وي پليد شمرده نمي‌شود. اين دين است.

مجري:

بله، کليپ را مشاهده فرموديد، شيخ علي جمعه مفتي و سرشنان الازهر مصر، فکر کنم بهتر از اين نمي‌شد تأييد مطلب طهارت خون و بول پيامبر آنهم به اين شکل اجماع اهل سنت است 90 روايت وجود دارد و شرح ماجرا به وسيله شيخ علي جمعه.

استاد ابو القاسمي عزيز در خدمت شما هستيم.

استاد ابو القاسمي:

اين آقا سني بود و مي‌گويد اجماع اهل سنت است. من براي شما ثابت مي‌کنم که وهابي ها همين را قبول دارند .

سايت «اسلام وب» در اختيار همه هست. مرکز الفتوي، فتواي شماره 3034 ، يکي از قديمي ترين فتواي شان است. عنوان فتوا اين است:

شرب بول النبي صلي الله عليه وسلم ودمه کان بغير اذنه.

اين که گروهي ادرار و خون رسول خدا صلي الله عليه وآله را خوردند، بدون اجازه پيامبر بوده است.

منکر نمي‌شود، تأييد مي‌کند. مي‌گويد: اين ها بوده اما بدون اذن پيامبر بوده است.

در پايين تر در همين صفحه آمده است:

الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه وسلم...

بعد مي‌گويد: روايت صحيح داريم كه عبد الله بن زبير خون پيامبر را خورد:

فروى الدارقطني في سننه والحاكم في مستدركه عن عامر بن عبد الله بن الزبير أن أباه عبد الله حدثه أنه أتى النبي صلى الله عليه وسلم وهو يحتجم فلما فرغ قال: يا عبد الله اذهب بهذا الدم فأهرقه حيث لا يراه أحد فلما برزت عن رسول الله صلى الله عليه وسلم عمدت إلى الدم فحسوته فلما رجعت إلى النبي صلى الله عليه وسلم قال : ما صنعت يا عبد الله؟ قال: جعلته في مكان ظننت أنه خافٍ على الناس ، قال: فلعلك شربته؟ قال : نعم، قال: ومن أمرك أن تشرب الدم ، ويل لك من الناس وويل للناس منك. وفي رواية:  لا تمسك النار ومسح على رأسه .

ودر پايان روايت مي‌نويسد:

وقال البيهقي في مجمع الزوائد : ورجال البزار رجال الصحيح غير حنيد بن القاسم وهو ثقة ، وحسن البوصيري إسناده .

روايت اميمه را نيز نقل كرده است:

وروى البيهيقي في سننه عن أميمة بنت رقيقة أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يبول في قدح من عيدان ثم يوضع تحت سريره فبال فوضع تحت سريره فجاء فإذا القدح ليس فيه شيء ، فقال لامرأة يقال لها بركة كانت تخدمه لأم حبيبة جاءت معها من أرض الحبشة : أين البول الذي كان في القدح؟ ، قالت :شربته يا رسول الله ، وفي رواية عبد الرزاق عن ابن جريج مثله وفيه قال:" صحة يا أم يوسف. وكانت تكنى أم يوسف ، فما مرضت قط حتى كان مرضها الذي ماتت فيه ، وروى نحوه الحاكم والدارقطني والطبراني وأبو نعيم .

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=3034

خب، اگر ضعيف مي‌بود، مي‌گفت ضعيف است. در عنوان هم تأکيد کرده است که بلي خورده اند ولي بدون اجازه بوده است و استناد به اين روايت مي‌کند.

پس وهابي هم اين روايت را قبول دارند.

آنوقت شبکه وهابي بدون هيچ دليلي اين روايت را منکر مي‌شوند. خب، براي چه منکر مي‌شوي اين روايت را؟ ديديد شيخ علي جمعه مي‌گويد: کساني که اين را منکر مي شوند به تروريسم مي‌رسند، اينها هستند که آدم مي‌کشند. از همين جاي کوچک به آدم کشي مي‌رسند و شأن پيامبر را پايين مياورند؛ يعني بدن ايشان را نجس مي دانند. در حالي که بر ايشان وحي مي‌شده است.

برخي عباراتي که در کتب اهل سنت آمده را نشان بدهيم تا يک مقدار بحث براي عزيزان روشن تر بشود.

استشفا به بول پيامبر از ديدگاه صحابه
ام ايمن از بول پيامبر خورد:

وقال الحافظ أبو يعلى ثنا محمد بن أبي بكر المقدمي ثنا مسلم بن قتيبة عن الحسين بن حرب عن يعلى بن عطاء عن الوليد بن عبد الرحمن عن أم أيمن قالت كان لرسول الله فخارة يبول فيها فكان اذا أصبح يقول يا أم أيمن صبي ما في الفخارة فقمت ليلة وأنا عطشى فشربت ما فيها فقال رسول الله يا أم ايمن صبي ما في الفخارة فقالت يا رسول الله قمت وأنا عطشى فشربت ما فيها فقال إنك لن تشتكي بطنك بعد يومك هذا أبدا

ام ايمن گفته است: براي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ظرفي بود که در آن ادرار مي‌کردند (زبانم لال) تا اين که آن شخص آمد و خورد و تشنه هم بود. پيامبر فرمود: ديگر از اين به بعد شکمت درد نخواهد گرفت.

البداية والنهاية، ج 5، ص 326، إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف – بيروت

عبد الله بن زبير خون حجامت پيامبر را خورد

سيوطي در کتاب «الخصائص الکبري»، باب اختصاصه صلي الله عليه وسلم بطهارة دمه وبوله وغائطه، مطرح کرده است که از خصوصيات پيامبر اين است. و اين روايت را ذکر مي‌کند:

أخرج الغطريف في جزئه والطبراني وأبو نعيم عن سلمان الفارسي أنه دخل على رسول الله صلى الله عليه وسلم فإذا عبد الله بن الزبير معه طست يشرب ما فيه فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم (ما شأنك قال أحببت أن يكون من دم رسول الله صلى الله عليه وسلم في جوفي قال ويل لك من الناس وويل للناس منك لا تمسك النار إلا قسم اليمين)

سلمان فارسي بر پيامبر وارد شد ديد عبد الله بن زبير از يک طشتي که در آن خون پيامبر بود و حجامت کرده بودند، مي‌خورد. رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: چه شده است ترا؟ عبد الله گفت: دوست داشتم از خون پيامبر در بدن من باشد. پيامبر فرمود: واي بر مردم از دست تو و واي بر تو از دست مردم، آتش تو را لمس نخواهد کرد مگر سمت راستت را.

الخصائص الكبرى، ج 2، ص 440، جلال الدين عبد الرحمن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911هـ  ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ - 1985م.

جالب اين است که عبد الله جهنم مي‌رود، يعني نصفش توي جهنم مي‌رود.

غلامي از قريش خون حجامت پيامبر را خورد:

در ادامه از ابن حبان آورده که يک غلام اين کار را انجام داد:

وأخرج ابن حبان في الضعفاء عن ابن عباس قال حجم النبي صلى الله عليه وسلم غلام لبعض قريش فلما فرغ من حجامته أخذ الدم فذهب به فشربه ثم أقبل فنظر في وجهه فقال ويحك ما صنعت بالدم قال يا رسول الله نفست على دمك أن أهريقه في الأرض فهو في بطني فقال ( إذهب فقد أحرزت نفسك من النار )

الخصائص الكبرى، ج 2، ص 440

پسر اسماء بنت ابوبکر خون حجامت پيامبر را خورد:

دارقطني از اسماء بنت ابوبکر نقل کرده است که پسرش خون پيامبر را خورده است:

وأخرج الدارقطني في سننه عن أسماء بنت أبي بكر قالت إن النبي احتجم فدفع دمه إلى إبني فشربه فأتاه جبريل فأخبره فقال ما صنعت قال كرهت أن أصب دمك فقال النبي ( لا تمسك النار ومسح على رأسه وقال ويل للناس منك وويل لك من الناس )

الخصائص الكبرى، ج 2، ص 441

اين که شيخ علي جمعه مي‌گويد 90 سند دارد، با تحقيق مي‌گويد.

سفينه خون حجامت پيامبر را خورد:

در روايت ديگر که آن را از بزار، ابو يعلي، ابن ابي خثيمه و بيهقي نقل کرده، سفينه خون حجامت پيامبر را خورده است:

وأخرج البزار وأبو يعلى وابن أبي خيثمة والبيهقي في السنن والطبراني عن سفينة قال احتجم النبي صلى الله عليه وسلم قال لي غيب الدم فذهبت فشربته ثم جئت فقال ما صنعت قلت غيبته قال شربته قلت نعم فتبسم.

الخصائص الكبرى، ج 2، ص 441

تا حالا اين روايات به حد استفاضه رسيده است.

روايت عبد الله بن زبير را که خون حجامت پيامبر را خورده، با سند حسن نقل کرده است:

وأخرج البزار والطبراني والحاكم والبيهقي في السنن بسند حسن عن عبد الله ابن الزبير قال احتجم النبي صلى الله عليه وسلم فأعطاني الدم فقال اذهب فغيبه فذهبت فشربتهثم أتيت النبي صلى الله عليه وسلم فقال لي ما صنعت قلت غيبته قال لعلك شربته قلت شربته.

الخصائص الكبرى، ج 2، ص 441

حکيمه بنت اميمه بول پيامبر را خورد:

روايت حکيمه بنت اميمه را با سند صحيح نقل کرده است که بول پيامبر را خورد و پيامبر فرمود: تو به خاطر اين کار بهشتي شدي و مانع از آتش پيدا کردي:

وأخرج الطبراني والبيهقي بسند صحيح عن حكيمة بنت أميمة عن أمها قالت كان للنبي صلى الله عليه وسلم قدح من عيدان يبول فيه ويضعه تحت سريره فقام فطلبه فلم يجده فسأل عنه فقال أين القدح قالوا شربته برة خادم أم سلمة التي قدمت معها من أرض الحبشة فقال النبي صلى الله عليه وسلم لقد احتظرت من النار بحظار.

الخصائص الكبرى  ج 2، ص 441

در کتاب «بغيه الرائد في تحقيق مجمع الزوائد» هيثمي نيز در جلد هشتم صفحه 484، شبيه همان روايت را که ما عرض کرديم، نقل کرده است و تأييد مي‌کند:

رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير عبد الله بن احمد بن حنبل، و حکيمه، وکلاهما ثقه.

در کتاب فتح الباري ابن حجر، چاپ خود آل سعود است، ص 327، نيز آمده است:

وقد تكاثرت الادله على طهارة فضلاته وعد الأئمة ذلك في خصائصه فلا يلتفت إلى ما وقع في كتب كثير من الشافعية مما يخالف ذلك فقد استقر الأمر بين ائمتهم على القول بالطهاره وهذا كله في شعر الآدمي.

ادله بسيار زياد است بر اين که تمام آنچيزي که از پيامبر دفع مي‌شود، پاک است. ائمه‌ي اهل سنت اين را جزء خصوصيت هاي پيامبر مي‌دانند.

برويم سراغ عبارتي که شايد براي شان سنگين باشد. آقاي شيخ علي جمعه مفتي است و اهل سنت هم طبيعتا هم قبول مي‌کنند.

عبارتي ديگري را طبري، (البته ابن اثير هم در الکامل هم آورده و بعد مي‌گويد هر چه را نقل کرده ام معتبر است) مطرح مي‌کند:

أطافت ضبة والأزد بعائشة يوم الجمل وإذا رجال من الأزد يأخذون بعر الجمل فيفتونه ويشمونه ويقولون بعر جمل أمنا ريحه ريح المسك ورجل من أصحاب علي يقاتل ويقول

قبيلهي ضبه و قبيله‌ي ازد، دور شتر عايشه در روز جمل مي‌چرخيدند. يک گروهي از مردان قبيله ازد، (عذر مي‌خواهم از بينندگان، آنهايي که ما را متهم به غلو مي‌کنند متهم به خرافه پرستي مي‌کنند) مدفوع شتر عايشه را مي‌گرفتند، مي شکافتند و بو مي‌کردند مي‌گفتند: به به، مدفوع شتر مادر ما بوي مشک مي‌دهد.

تاريخ الطبري، ج 3، ص 48، محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت

آي اينها غلو نيست؟ اينها اصلا غلو به حساب نمي آيد.!! اينها هيچ مشکلي ندارد؟. شيعه مظلوم اگر بيايد بگويد: اينا چيه که در کتابهاي تان آمده؟ مي‌گويد: مي‌خواهيد کرامات و فضائل را منکر بشويد؟ اگر اين کرامت ها را قبول نکند مي‌گويند دشمن امهات مؤمنين هستي، خصائص امهات مؤمنين را نمي‌خواهي قبول کني؟ آيا اين است واقعا آن چيزي که ما بايد از شما قبول کنيم؟ اين همان سنتي است که ما را به آن ارجاع مي‌دهيد؟

پس درخواست مي‌کنيم آقايون وهابي بيايند علمي بحث کنند. 

ما کليپ آقاي شيخ علي جمعه را پخش کرديم، با دليل و مدرک مي‌گويد: اين قضيه قطعي و اجماع اهل سنت است. اجماع اهل سنت را مي‌خواهيد چکارش بکنيد!!

شبيه اين عبارت در کتب شان بسيار زياد است من بعضي شان را براي شما بياورم که از همه اش مهمتر است.

در کتاب عمده القاري يکي از شروح بخاري راجع به کسي که منکر اين قضاياست، آمده و مي‌گويد اينها نجس به حساب ميايد.

ابتدا در باره فضلات پيامبر صحبت مي‌کند که پاک است يانه؟ بحث مو را مطرح مي‌کند:

فاما شعر رسول الله صلى الله عليه وسلم فهو مكرم معظم خارج عن هذا . قلت : قول الماوردي : واما شعر النبي صلى الله عليه وسلم فالمذهب الصحيح القطع بطهارته ، يدل على أن لهم قولاً بغير ذلك ، فنعوذ بالله من ذلك القول . وقد اخترق بعض الشافعية ، وكاد أن يخرج عن دائرة الإسلام ، حيث قال : وفي شعر النبي صلى الله عليه وسلم وجهان ، وحاشا شعر النبي ، عليه الصلاة والسلام ، من ذلك ، وكيف قال هذا وقد قيل بطهارة فضلاته فضلا عن شعره الكريم ؟ وقد قال الماوردي : إنما قسم النبي ، عليه الصلاة والسلام ، شرعه للتبرك ، ولا يتوقف التبرك على كونه طاهراً . قلت : هذا أشنع من ذلك ،

موي پيامبر طبق مذهب صحيح قطعا پاک است، بعضي از شافعي ها مخالف اجماع حرف زده اند و نزديک است از اسلام خارج بشوند؛ چون گفته دو احتمال است: شايد مو پاک باشد و شايد نجس باشد. اين حرف ها چيست در حالي که کل مدفوعات پيامبر را پاکيزه دانسته اند! ماوردي گفته: خود پيامبر موهايش را براي تبرک پخش کرده، و براي تبرک مشروع دانسته است و براي تبرک کردن لازم نيست پاک باشد.

مي‌گويم : اين خيلي زشت است آيا موي پيامبر نجس باشد و مردم تبرک کنند؟

بعد مي گويد:

قلت : هذا أقبح من الكل، وغرضهم من ذلك تمشية مذهبهم في تنجيس شعر بني آدم، فلما أورد عليهم شعر النبي، عليه الصلاة والسلام. أولوا هذه التأويلات الفاسدة.

اينها کلا مي‌خواهند بگويند موي انسان نجس است وقتي به موي پيامبر مي‌رسند حاضرند با اين تأويلات فاسد، مذهب خودشان را درست کنند.

وقال بعض شراح البخاري في بوله وذنه وجهان والأليق الطهارة وذكر القاضي حسين في العذرة وجهين.

بعضي از شارحان صحيح بخاري در بول و مدفوع پيامبر دو وجه گفته اند، نظر درست تر پاک بودن است.

وأنكر بعضهم على الغزالي حكايتهما فيها ، وزعم نجاستها بالاتفاق . قلت : يا للغزالي من هفوات حتى في تعلقات النبي ، عليه الصلاة والسلام ،

برخي بر غزالي انکار کرده. بعضي ها گفته نه، او نبايد مي‌گفتش و اين قطعا نجس است. من مي گويم: اين بنده خدا حتي در مورد مدفوع پيامبر هم ولش نکرده اند.

وقد وردت أحاديث كثيرة أن جماعة شربوا دم النبي ، عليه الصلاة والسلام ، منهم أبو طيبة الحجام ، وغلام من قريش حجم النبي ، عليه الصلاة والسلام ، وعبد الله بن الزبير شرب دم النبي ، عليه الصلاة والسلام ، ...

احاديث زيادي داريم که گروهي خون پيامبر را خوردند. از جمله آنها ابو طيبه حجام، غلامي از قريش، عبد الله بن زبير، بوده اند.

عمدة القاري، ج 3، ص 35، بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

خب، اين همه روايت را دارند مي‌خواهند چه کارش کنند؟

باز در باره سلمي زن ابو رافع دارند که آب غسل پيامبر را خورد، پيامبر به او فرمود: خدا بدنت را بر آتش حرام کرد:

في رواية سلمى امرأة أبي رافع أنها شربت بعض ماء غسل به رسول الله ، عليه الصلاة والسلام ، فقال لها حرم الله بدنك على النار .

عمدة القاري، ج 3، ص 35، بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

اين جواب همان کساني است که ميگويند تبرک صحابه به آب غسل پيامبر به اين بوده که به صورت شان مي زدند. در شرح صحيح بخاري مي‌گويد، نه، اينها را مي‌خوردند.

بنابراين، اين نظر يک نظر رايج در نزد اهل سنت بوده حتي گروهي اين را اجماعي دانسته اند و ما اميدواريم اگر اين ها مي‌خواهند ادعايي بکنند قبلا يک مراجعه‌ي به روايات و کتب شان بکنند، و بعد بيايند حرفهاي شان را مطرح کنند.

مجري:

تشکر مي‌کنم از استاد ابو القاسمي عزيز که بسيار عالي مطالب را ارائه دادند و براي شما بينندگان عزيز ثابت شد که بازهم دروغگويي شبکه هاي وهابي تروريستي که بدون هيچگونه دليل و مدرکي چيزي را انکار و يا اثبات مي‌کنند. چنانچه در کليپ اول مشاهده فرموديد که جناب آقاي خدمتي بدون اشاره به هيچ منبعي گفتند سيوطي آورده و ضعيف يا موضوع هست اهل علم آن را رد کرده اند.

در کليپ ديگري که از شبکه ديگري وهابي داعشي پخش شد، آنها هم دست و پا مي‌زدند که يا از طريق سند يا اين که قول اهل سنت نيست، ولي خلافش ثابت شد و شيخ علي جمعه هم تصريح کرد که اجماع اهل سنت همين مطلب است.

 تماس بينندگان

آقا محمد از سنندج (اهل سنت)

سلام خسته نباشيد، خدمت آقاي ابو القاسمي سلام عرض مي‌کنم .

کليپي هاي را که الان نشان دادي و روايت هاي را که آقاي ابوالقاسمي خواندند من بيشتر شبکه شما را نگاه مي‌کنم حرف هاي آقاي ابوالقاسمي بيشتر به دلم مي‌نشيند. اين حرف ها را که گفتي، من از پنجا سال گذشته ام پيشمان شدم؛ يعني واقعا کليپ هايي که آقاي علي جمعه خواند و آن که مال افغانستان بود خواند، اصلا تا هنوز همچنين روايت هايي را علماي ما براي ما نخوانده اند و نشنيده‌ايم. اولين بار است که ما از آقاي ابوالقاسمي شنيديم.

مجري:

نظر شما در مورد اين روايات چيست؟ و دروغ هايي که آقايون وهابي در اين موضوع گفتند.

بيننده:

عرض کنيم که ما روشن شديم ديگر.

مجري و ابوالقاسمي:

خدا را شکر.

بيننده:

پنجا سال سن دارم، اين پنجاه سال که گذشته، الان به قول يا رو گفتني، يک جرقه ي در ذهن من زد. آقاي ابو القاسمي که اين حرف را زد خودم تعجب کردم و آن کليپي که مال افغانستان بود پخش کرديد بيشتر تعجب کردم .

استاد ابو القاسمي:

ما هم مي‌دانيم محمد آقا خيلي سخت است، اين مسائل را گرچه به هيچ وجه دوست نداريم که بنندگان ما آزرده بشوند؛ اما گاهي اوقات يک شوک براي اين که شخص از اشتباهش خارج بشود، چون تا حالا فکر مي‌کرده که اينها واقعا درست است، وقتي اينها را ببينند مثل شوکي مي‌ماند، اگر چه مي‌دانيم اين شوک سنگين است براي بعضي از عزيزان. ولي الحمد لله خدا را شکر که تأثير خودش را يک مقداري مي‌گذارد.

بيننده:

ممنون آقاي ابو القاسمي، دست شما درد نکند.

مجري و ابو القاسمي:

تشکر مي‌کنم آقا محمد عزيز انشاء الله که موفق باشيد.

اکبر از اصفهان ( شيعيان)

سلام خدمت شما و آقاي ابوالقاسمي استاد بزرگوار. مي‌خواستم بدانم اين روايت هاي که استاد ابو القاسمي مي‌خوانند من به خودم شک مي‌کنم به کتاب هاي اينها مي خواستم بدانم صحيح است يا خير؟

ممنون از لطف شما از تلويزيون مي‌شنوم.

استاد ابو القاسمي:

ما قطعا مي‌دانيم که اين روايت باطل است و قطعا مي‌دانيم که اهل بيت عليه الصلاه و السلام همه پاک هستند. اما چرا اين روايت باطل است، دليلش اين است که ما اعتقاد داريم وخود اهل سنت هم اعتقاد دارند (اگر تا حالا بلد نستنيد من ياد بدهم) در صحيح بخاري هم روايت دارند که پيامبر خواب و بيداري ندارد اگر پيامبر اين را زير تختش گذاشته، شب هم خوابيده بايد مي‌فهميد که يکي آمده آن را خورده، چه طور نفهميد؟ يعني اين روايت با روايت بخاري شان در تعارض است.

اما آن روايت بخاري شان را مطرح نمي‌کنند؛ چون اگر مطرح کنند مي‌گويند پيامبر شبها با ما فرق مي‌کرده يعني همه چيز را مي‌ديده اند؟ آيا پيامبر پشت سرش را هم مي‌ديده است؟ آيا پيامبر قدرتهايي داشته که ما نداشتيم؟ پس چرا مي‌گويند پيامبر يک انسان عادي بوده؟ آنها را هم براي مردم مطرح نمي‌کنند. ما اين را قطعا باطل مي‌دانيم ولي طهارت اهل بيت عليهم السلام براي ما يک امر قطعي است.

محمدي از انزلي (شيعيان)

سلام عرض مي‌کنم خدمت شما آقاي شرفي و جناب آقاي ابو القاسمي.

والله من هم مي‌خواستم همين سؤال را از آقاي ابو القاسمي بکنم که در کتابهاي شيعه اين چنين روايت هايي را داريم يانه؟

استاد ابو القاسمي:

نه، ما در کتب شيعه اين روايت ها را نداريم، خيالت تان راحت.

بيننده:

خدا را شکر.

استاد ابو القاسمي:

اما اهل بيت را پاک و پاکيزه مي‌دانيم.

بي!ننده:

بله، بله، متشکرم، خيلي ممنون.

حسيني از کردستان (اهل سنت)

سلام عليکم. ما اهل سنت اصلا وهابي ها را قبول نداريم.

استاد ابو القاسمي:

آقاي حسيني! اين را که ما قطعا مي‌دانيم و بارها اهل سنت فرموده اند.

سؤال ما اين است که نظر شما در مورد کليپ هايي که پخش کرديم چيست؟ راجع به صحبت هاي شيخ علي جمعه.

بيننده:

هر کسي اوليا و انبيا را قبول نداشته باشد، اصلا مسلمان نيست.

استاد ابو القاسمي:

يعني شما حرفها علي جمعه را قبول داريد؟

بيننده:

من به نظر خودم به هيچ عنوان نه وهابي را قبول دارم نه سلفي را قبول دارم و نه داعشي. شبکه هاي کلمه و... همه اش توهين است بر ضد شيعه و بر ضد اهل سنت است.

استاد ابو القاسمي:

احسنتم، انشاء الله که موفق باشيد.  

 امير از کرمان (شيعيان)

با سلام خدمت شما مجري محترم برنامه و آقاي ابوالقاسمي.

آقاي ابوالقاسمي شما گفتيد چون پيامبر شبها هم بيدار است، بايد متوجه مي‌شود اگر کسي مي‌آمد و آن چيز را بردارد، به نظر من ، من فکر مي‌کنم پيامبر هيچوقت اين کار را نمي‌کرده است.

استاد ابو القاسمي:

قطعا من چند بار اعوذ بالله گفتم قبل از گفتنش، قطعا زبانم لال از اين که پيامبر ادرار کند در ظرفي و زير تختش بزارد، اينها معقول نيست اصلا از مقام حضرت به دور است.

بيننده:

گاهي اوقات براي ما سؤال پيش ميايد که اهل سنت به قول خودشان به سنت پيامبر و صحابه عمل مي‌کنند، درست است؟

استاد ابوالقاسمي:

اين طور مي‌گويند، بلي.

بيننده:

حال از نظر اهل سنت صحابه جليل القدرشان مي‌شود آقاي ابوبکر، عمر و عثمان ... با اين تفاسير به نظر من وهابيت اهل سنت واقعي است؛ چون واقعا الان شما نگاه کنيد مثلا به زور بيعت گرفتن يا خالد بن وليد کاري را که کرد مالک بن نويره را کشت. داعش هم دقيقا همان کار را مي‌کند. پس به نظر من اهل سنت واقعي طبق تعريف خودشان داعشي ها مي‌شوند.

استاد ابو القاسمي:

نکته ي را خدمت تان عرض بکنم، رسول خدا صلي الله عليه وآله جايگاه شان در نظر ما مشخص است. آيا پيامبر ما با پيامبر اهل سنت و وهابيت يک شخص است؟

شخصيتش يکي است؛ اما برداشتهاي ما از ايشان فرق مي‌کند. يعني هر سه يک نفر را پيامبر مي‌دانيم اما برداشت هاي ما از رفتار حضرت فرق مي‌کند.

الآن متأسفانه اهل سنت از قضاياي تاريخي خبر ندارند. مي‌گويند ما آقاي خالد بن وليد را قبول داريم، صحابه همه با هم مهربان بودند. خبر ندارند که خالد بن وليد چه جنايتهاي با مالک بن نويره انجام داده، او را کشته، سرش را بريده به عنوان پايه ديگ گذاشته کنار آتش، همان شب با همسرش همبستر شده است. اين ها را خبر ندارند، به خاطر آن تصور خودشان از صحابه مي‌گويند ما اين رفتارها را ارج مي‌نهيم؛ چون صحابه پيامبر بوده به خاطر پيامبر بوده است.

اين برداشت شان اشتباه است؛ اما وهابي ها نه، قضاياي تاريخي را ديده اند مي‌گويند ما ابوبکر را همان طوري که در تاريخ آمده قبول داريم، عمر را همانطوري که در تاريخ آمده.

پس نگوييم آنها طرفدار واقعي هستند، اهل سنت ما هم فکر مي‌کنند که آقاي عمر خيلي محبت به حضرت زهرا سلام الله عليها داشته است. فکر مي‌کنند آقاي عمر خيلي محبت به حضرت علي داشته. اينها مي گويند ما تابع واقعي ابوبکر هستيم، اما آن ابوبکري که در ذهن شان ساخته اند آن عمري که در ذهن شان ساخته اند.

بيننده:

آقاي ابو القاسمي من مي‌خواهم بحث واقعيت را در اين وسط بدانم. با تعريفي که آنها از اهل سنت ارائه مي‌دهند، داعش مي‌شود با توجه به تعريف خودشان.

استاد ابوالقاسمي:

 خب، تعريف ها فرق مي‌کند. تعريف اهل سنت با وهابيت از آقاي ابوبکر و عمر فرق مي‌کند، همانطوري که تعريف ما با وهابيت از پيامبر فرق مي‌کند.

بيننده:

اين واقعيتي که داشته در اين وسط چيست؟

استاد ابوالقاسمي

واقعيتي که داشته طبيعتا نظر شيعه در اين قضيه مشخص است ما وقتي ادله آنها را مياوريم نظر مان خيلي واضيح و روشن است.

بيننده:

ممنون، بخشيد.

ابو اسعد از کردستان (اهل سنت)

آقاي ابو القاسمي که راجع به اهل سنت که گفتند که پيامبر در زير تخت کاسه فلان گذاشته و .. اين در روايت شيعه که بدتر آمده است. نمي‌دانيم که کافي کليني بود يا ... اصلا حضرت علي را نعوذ بالله به الاغ تشبيه کرده بود. شما راجع به اين چه مي‌گوييد؟

شما گفتيد در روايات شيعه همچه رواياتي نيست.

استاد ابوالقاسمي:

آقا اسعد، پس شما قبول داريد روايتي که در کتب شما آمده بد است؟

بيننده:

بله، آن رواياتي که شما آورديد، مثل آن رواياتي‌که در کتابهاي زباله دان هاي اهل سنت آمده بود. (بينننده چيزهايي مي گويد که مفهوم نيست)

استاد ابوالقاسمي:

الآن شيخ علي جمعه متوجه نيست که اجماع اهل سنت بر عمل به اين روايت است؟ شما صحيح بخاري را جدا کرديد که در آن روايت داريد پيامبر نعوذ بالله ايستاده ادرار مي‌کرده است.؟

صحيح بخاري را جدا کرديد که در آن آمده خدا بند تنبان دارد يا شلوار دارد؟

بيننده:

ببين اين آقاي علي جمعه را من کليپش را نديدم ولي ايشان معصوم نيستند.

استاد ابوالقاسمي:

فقط يک نفر نبود، ما شيخ علي جمعه را نشان داديم و کلمات علماي اهل سنت؛ ابن حجر عسقلاني، سيوطي، نووي و ديگران همه اين را گفتند. پس درخواست مي‌کنيم (من اين را از خودم نگفتم) شما يک بار ديگر در تکرار برنامه آن کليپ را ببينيد.

بيننده:

الان مثلا خود سيوطي کلا در صحيح بخاري ... مفهوم نيست... در صحيح بخاري ميايد آنها را حسن مي‌داند ولي آن حرفي را که شما آورديد در صحيح بخاري و مسلم باالصراحه نيامده.

الان من روايت‌هاي که داخل در کتب شيعه دارند من اصلا رويم نمي‌شه بگويم.

استاد ابوالقاسمي:

مثلا روايت داريم که حضرت علي الاغ است (زبانم لال)؟

آن کسي که اين روايت را براي شما اين طور ترجمه کرده، آدم بي‌سوادي بوده.

اولا: سند روايت ضعيف است، در کافي هم نيامده است و روايت را ببينيد. در کتاب الاختصاص شيخ مفيد آمده نه در کافي.

محمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، عن محمد بن سنان ، عن عمار بن مروان ، عن المنخل ابن جميل ، عن جابر بن يزيد ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : يا جابر ألك حمار يسير بك فيبلغ بك من المشرق إلى المغرب في يوم واحد ؟ فقلت : جعلت فداك يا أبا جعفر وأني لي هذا ؟ فقال أبو جعفر عليه السلام : ذاك أمير المؤمنين ألم تسمع قول رسول الله صلى الله عليه وآله في علي عليه السلام : والله لتبلغن الأسباب والله لتركبن السحاب .

امام باقر عليه الصلاه والسلام از جابر سؤال کرد، آيا تو الاغي و مرکبي داري که تو را از مشرق به مغرب در يک روز ببرد؟ تأکيد روي حمار نيست. کسي که ادبيات عرب بلد است روي عبارت «الک» است ؛ يعني آيا براي تو هست همچنين خصوصيتي؟ گفتم: نه وان لي هذا، نگفت: وان هذا لي. گفت: من همچه توانايي ندارم همچه مرکبي ندارم که از مشرق به مغرب بروم. حضرت فرمودند: ذاک، يعني آن کسي که اين توانايي را دارد، در يک ساعت از مشرق به مغرب مي‌رود، امير مؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام است.

الشيخ المفيد، الاختصاص، ص 317

در کجاي اين روايت گفته (زبانم لال) اميرمؤمنان عليه السلام الاغ است؟

بعدش مي‌گويد: آيا نشنيدي کلام رسول خدا صلي الله عليه وآله را در باره علي که فرمود: قسم به خدا تو به نهايت ابزار موجود در عالم مي‌رسي، قسم به خدا سوار بر ابرها مي‌شوي.

اين روايت کجايش اهانت به حضرت علي عليه السلام است؟ جدايي از اين که سندش هم ضعيف است.

اين روايتي است که شما گفتيد: در کافي نبود، سندش ضعيف بود، و اصلا به آن چيزي که شما مي‌گفتيد ربطي هم نداشت.

آن روايتي را که ما آورديم، علماي اهل سنت مي‌گفت: اجماع است، و تأييدش هم کرده اند. حالا بفرماييد در خدمت تان هستيم.

بيننده:

فکر کنم شما کل روايت را از اول تا آخر نخوانديد.

مجري:

روايت کامل قرائت شد.

استاد ابوالقاسمي:

دو باره روايت را از اول مي‌بينيم اين اول سند.

بيننده:

شما مي‌گوييد سلسه روايت ضعيف است بر چه اساس و قاعده‌ي ضعيف مي‌دانيد.؟

استاد ابوالقاسمي:

آن را هم خدمت تان عرض مي‌کنيم.

محمد بن الحسين اول روايت، والله لترکبن السحاب آخر روايت است. من کل روايت از اول تا آخر را براي شما خواندم جايي بود که نخوانده باشم؟

بيننده:

درست است.

استاد ابوالقاسمي:

خب، چرا الکي مي‌گويي؟

بيننده:

خب، ضعف سلسله سند را هم بياريد.

استاد ابوالقاسمي:

ضعفش را هم برايت ميارم. دلالتش براي شما روشن شد که ربطي به بحث جسارت به حضرت علي ندارد مشخص شد که نمي‌گويد حضرت علي حمار است.

اما برويم سراغ سند که در سند ..

بيننده:

من دقيقا آخر کلمات را متوجه نشدم.

مجري:

آقا اسعد شما متن روايت را متوجه شديد که استاد توضيح دادند که دلالتش ارتباطي به اهانت ندارد؟

بيننده:

ببخشيد.

استاد ابوالقاسمي:

اين هم سند روايت است که عن منخل بن جميل. اين شخص را بررسي مي‌کنيم که چه کسي است.

در معجم رجال آقاي خويي آمده است:

المنخل بن جميل : قال النجاشي : منخل بن جميل الأسدي : بياع الجواري ، ضعيف فاسد الرواية .... أنه يروي عنه جماعة غمز فيهم وضعفوا ، وعد منهم منخل بن جميل .

منخل بن جميل ضعيف است و روايتش فاسد است. از او گروهي روايت نقل مي‌کنند و علما از او چشم پوشي کرده اند و او را ضعيف دانسته اند.

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 19 ص 356

پس يک چيزهاي که به شما مي‌گويند. گفته اند: در کافي است، در کافي نبود، مي‌گويند:سندش را شيعه درست مي‌دانند. نه خير، ما علم رجال داريم بهتر از اهل سنت و سندش را هم ضعيف مي‌دانيم. گفته اند حضرت علي زبانم لال الاغ است. اصلا طرف عربي نمي‌فهمد ما آن هفته قبل نشان داديم اصلا بلد نيست حروف عربي را بخواند.

بيننده:

شما روايت را ضعيف دانستيد يا رواي را.

استاد ابوالقاسمي:

راوي را دروغگو دانسته اند وقتي راوي درغگو شد ديگر نوبت به متن روايت نمي‌رسد. راوي روايت را گفته اند دروغگواست.

ما از شما تشکر مي‌کنيم، هشت دقيقه است روي خط هستيد و مشخص است که شما مباني علمي را هم نمي‌دانيد چيست؟

مجري:

تشکر مي‌کنيم از آقا ابو اسعد، کليپ آقاي علي جمعه هم مشاهده بفرماييد که اجماعي اهل سنت است

استاد ابو القاسمي:

چيزي را که من احساس کردم يک نفر بغلش نشسته بود چون صدايي مي‌آمد حالا عزيزان در تکرار برنامه دقت بکنند صداي آن کسي را که داشت پيچ پيچ مي‌کرد. انشاء الله دفعه بعد خود همان شخصي که بغل دستش نشسته بود روي خط بيايد بحث مي‌کنيم ببينيم آيا توانايي بحث کردن را دارد يا خير؟

  آقاي اميني از مريوان (اهل سنت)

سلام عليکم خسته نباشيد. آقاي ابو القاسمي ببخشيد، اين حرف شما يک بام و دو هواست. شما اگر نظر اهل سنت را مي‌خواهيد براي رد وهابيت کليپ آقاي علي جمعه را آورديد، آقاي علي جمعه جواب شان را داد.

اگر مي‌گوييد نه در کل حديث از بيخ باطل است و ما اين حديث را قبول نداريم و اهل بيت طاهر است و رسول الله ... مفهوم نيست..

استاد ابو القاسمي:

آقاي اميني يک بار مي‌گوييم روايت باطل است و اين را به خاطر اشکالاتي است که در متن روايت آمده مي‌دانيم.

يک بار مي گوييم ما با يک دليل صحيح ديگري از جمله آيه تطهير اين قضيه را براي اهل بيت ثابت مي‌کنيم. هيچ  منافاتي هم ندارد و يک بام و دوهوا نيست.

بيننده:

اگر اهل سنت را مي‌خواهيد آقاي علي جمعه جواب تان را داد.

اگر نظر وهابيت را مي‌خواهيد وهابيت هم حرف خود شان را زده اند. يا بگوييد وهابيت و اهل سنت هردو اين عقيده را دارند يا بگوييد اهل سنت جوابش اين است. حالا من روي حديث هم بحث دارم.

استاد ابو القاسمي:

من تقسيم بندي مي‌کنم.

وهابيت بدون دليل و بر خلاف قواعد رجال اهل سنت روايت را تضعيف کرده اند. و به دروغ مي‌گويند اهل سنت چنين اعتقادي ندارند.

اهل سنت اعتقاد دارند بول و غايط پيامبر پاک است و حتي مايه استشفا و مايه بهشتي شدن است. روايتش را هم آورديم و اجماعش را هم نشان داديم.

سوم اعتقاد داريم که روايت هايي را که براي اين قضيه آوردند اشکال دارد اين روايت ها را ما قبول نداريم به آن قرائني که ارائه کرديم.

دليل ما براي طاهر و مطهر بودن پيامبر آيه قرآن است.

بيننده:

من مي‌گويم: اگر قبول نداريد چرا مطرح مي‌کنيد.؟ شما که نظر وهابيت و اهل سنت را رد مي‌کنيد. پس چرا مطرح مي‌کنيد.؟

استاد ابو القاسمي:

براي اين که بر همگان روشن بشود نه علم رجال شان درست است نه روايات شان درست است نه مباني شان درست است.

بيننده:

علم رجال اهل سنت منظور تان است؟

استاد ابو القاسمي:

بله، تعارف که نداريم. من الان طبق مباني رجال شان مي‌گويند درست است.

بيننده:

شما الان استاد کمال حيدري را نگاه کنيد آقاي کليني بابي را که در مورد تولد آقا امام زمان گرفته، چهار تا يا پيچ تاي آن را صحيح مي‌داند. طبق مرآه العقول مجلسي. در حالي که همين روايت را که شما مي فرمايد که آقاي کليني مي‌فرمايد از امام صادق که قرآن هفده هزار آيه بوده آقاي مجلسي اين را تصحيح کرده است.

استاد ابو القاسمي:

آقاي اميني! نگاه کنيد شما داريد چند تا شبهه مطرح مي‌کنيد. جواب سؤال اولت يکي يکي .

اين که شما داريد مي‌گوييد، مي‌خواهي بگويي شش هفت تا اشکال داريد. اين اشکال به علم رجال ما نشد. من روايت آوردم گفتم علماي شما گفته اند اين روايت صحيح است به اين دليل که با روايات هاي بخاري در تعارض است نشانگر خلل در علم رجال شماست.

اما آن را که شما مطرح کرديد که مثلا .... بيننده حرف مي‌زند..

بيننده:

 ما علم رجال امام ذهبي را داريم شما لطف کنيد تصحيح اين روايت را از زبان ذهبي به من نشان دهيد.

استاد ابو القاسمي:

صبر کنيد شما، من مهمتر از ذهبي براي شما آوردم. سايت وهابيت را نشان دادم که به آن استناد کرده است.

بيننده:

من وهابيت را قبول ندارم.

استاد ابو القاسمي:

نووي را شما قبول داريد شما شافعي هستيد يانه؟

بيننده:

من شافعي مذهب هستم بله.

استاد ابو القاسمي:

آقاي نووي را قبول داريد يانه؟

بيننده:

بله، از بزرگان شافعي است.

استاد ابو القاسمي:

احسنتم، من براي شما تصحيح روايت ..

بيننده:

نه نه در علم رجال.

استاد ابو القاسمي:

نووي علم رجال بلد نبوده ؟ آقاي نووي علم رجال بلد نبوده؟

بيننده:

از ابن جوزي از ابن حبان شما اين ها را بياريد.

استاد ابو القاسمي:

از آنها هم براي شما خواهيم آورد نگران نباشيد. يکي يکي من براي شما ميارم توثيقات را ، تا ببينيد چه کساني اين روايت را تصحيح کرده اند.

بيننده:

اصلا من در تصحيح روايت مشکل ندارم، اين راوي قبول و صحيح.

استاد ابو القاسمي:

نگاه کنيد آقاي اميني! شما يک جا توقف کنيد. اگر روايت را قبول داريد پس چطور تعارضش را با بخاري حل مي‌کني.؟ من گفتم مگر در بخاري روايت نداريم که پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ميديد هر آنچيزي که در شب تحقق پيدا کند حتي اگر چشمش بسته باشد. مگر در بخاري اين را ندارد؟

بيننده:

درست است.

استاد ابو القاسمي:

پس چه طور اين را بغل تخت خودش بوده نديده است؟

بيننده:

پيامبر با وحي در ارتباط بود آقاي ابو القاسمي.

در پاورقي کتاب «انموذج اللبيب في خصائص الحبيب» امام جلال الدين سيوطي، عبارت نووي اين گونه امده است:

سيوطي مي‌گويد:

وطهاره دمه وبوله وغائطه وسائر فضلاته تشرب و يستشفي بها..

در پاورقي مي‌گويد:

قال ابن الملقن في «غايه السول»: وکذالک بوله ودمه وسائر فضلاته علي احد الوجهين لاصحابنا... وقد صححه القاضي حسين من اصحابنا و کان يستشفي و يتبرک ببوله ودمه، کذا عباره النووي في «الروضه». انتهي.

کتاب روضه آقاي نووي را که ديدي؟

آقاي نووي در روضه هم همين را گفته است.

اين هم از عبارت آقاي نووي. ديگر بزرگترين عالم شافعي هم اين را تأييد کرده است.

بيننده:

اين که اين را آقاي نووي نقل کرده است دليل بر صحتش نيست. اصلا من گفتم روايت را قبول دارم.

استاد ابو القاسمي:

نه اين که نقل کرده باشد، طبق آن فتوا داده است آقاي اميني، از نقل بيشتر است فتوا به آن داده است.

بيننده:

ممکن است که اجتهادشان اشتباه بوده است.

استاد ابو القاسمي:

مي‌خواهيم همين را بگوييم، اجتهاد اشتباه از کجا ناشي شده؟ راويانش که همه ثقه اند بررسي کرديم. عبد الله بن احمد بن حنبل، روات بخاري هستند، حکيمه بنت اميميه است که او هم ثقه است. همه ثقه هستند، اشکال کجاست؟

همان حرف ما شد، اشکال علم رجال اهل سنت است .

بيننده:

علم رجال نيست من گفتم اصلا حديث را قبول کنيم، ولي اين که عملي انجام شده اين دليلي بر حجت نيست که اين عمل را مثلا به تکرار يا مکرر يا دستور داده باشد اين کار را انجام بدهي.

استاد ابو القاسمي:

آقاي اميني! من اصلا نگفتم پيامبر دستور دادند ...

بيننده:

اطلاع نداشته يک چيزي را خورده بعدا رسول خدا  که در عمل انجام شده قرار گرفته به خاطري که ناراحت نشود و نگويند که اين جوري بوده، اين حرف را به ايشان زده است.

استاد ابو القاسمي:

فتواي علماي اهل سنت از جمله نووي به اين کار را نديد.؟

ثانيا: مگر استدلال من بر اين بود که خوردن و نخوردن آن جايز است؟ من دارم مي گويم اين روايت با بخاري در تعارض است. پيامبر مي‌فرمايد من با چشمان بسته هم بينم از پشت سرم هم مي‌بينم خواب هم نمي‌روم قلبم مي‌بيند. پيامبر مي‌گويد چطور خواب بود و آمده بغل تختش اين شخص خورد رفته پيامبر هم نفهميده.

ثالثا: آيا پيامبر (زبانم لال) در ظرف ادرار مي‌کرده و زير تختش مي‌گذاشته؟ شما خودتان قبول مي‌کنيد، براي خودت اين کار را انجام مي‌دهي؟

بيننده:

والله اين بستگي به شرايط آن زمان دارد، نه برقي بوده نه ...

استاد ابو القاسمي:

اتفاقا در آن زماني که آب نبوده در ظرف  ادرار نمي‌کردند که ظرف کثيف شود.

بيننده:

ظرف را مي دادند خالي مي‌کردند اين چه اشکالي دارد؟

استاد ابو القاسمي:

خالي مي‌کردند بعد در همان ظرف هم غذا مي‌خوردند ديگه؟

بيننده:

نه، نه گوش کنيد آقاي ابو القاسمي..

استاد ابو القاسمي:

نمي شود ديگه، ظرف است، چوبي، در ميانش ادرار بکند، آنهم در نبود وسايل آن زمان. يک مقدار آقاي اميني دقت بکنيد شما در بحث تان، اين طرف و آن طرف نرويد.

بيننده:

الان در علم رجال خود تان حديثي را که آقاي مجلسي توثيق کرده چه طوري آن را رد مي‌کنيد.؟

استاد ابو القاسمي:

ما اعتقاد داريم که آقاي مجليسي مثلا يک جا اشتباه کرده در باب تطبيق رجال؛ يعني قاعده اش درست بوده است اما اين قاعده را روي اين شخص اشتباه تطبيق کرده است.

بيننده:

اين حرف شما با حرف استاد قزويني در تعارض است.

استاد ابو القاسمي:

مگر آقاي قزويني چه فرموده اند که در تعارض است.؟

بيننده:

يکي از بينندگان اهل سنت زنگ زد و گفت: چرا شما يک کتابي نداريد که روايات صحيح و ضعيف را جدا کرده باشد. آقاي قزويني فرمودند که ما مرآه العقول آقاي مجلسي را داريم که همه حديثهاي ضعيف و صحيح و حسن را جدا کرده است.

استاد ابو القاسمي:

دقت کنيد شما آقاي اميني! اين باز يک بحث ديگر شد. متأسفانه دقت نمي‌کنيد در حرفها. شما مي‌گوييد تا حالا علماي شيعه روايات را بررسي کرده اند؟ مي‌گوييم: بله، يک نمونه اش تحف العقول است.

 آيا نظرات مرآه العقول براي شما حجت است؟ جواب خير. مي‌گوييم باب اجتهاد باز است خدا، عقل انسان و تمام انسان را گرامي داشته و مي‌گويد خود انسان بايد بررسي کند، مي‌گويد: علامه مجلسي که معصوم نبوده است.

شما بخاري را معصوم مي‌دانيد که هرچه گفته درست است؟

بيننده:

رحمت بر شما، علم رجال اهل سنت هم همين را مي‌گويد. همه امامان اربعه اهل سنت همين را مي‌گويند. امام ابو حنيفه مي‌گويد: اگر حديث صحيح تري از قول من بهتر و صحيح تر براي شما رسيد، قول من را رها کنيد و حديث را بگيريد. ايشان هم همين را فرموده اند.

استاد ابو القاسمي:

اين هيج ربطي به بحث امشب ما نداشت.

جناب اميني! ما الان ده دقيقه است که با شما روي خط هستيم هي اين طرف و آن طرف ميرويد اين اصلي ربطي به روايت نداشت که تمام روات را يکي يکي توثيق کرده اند و اتصال سند هم موجود است بعد شما مي گوييد علماي ما گفته اند اگر صحيح تر آمد اين را بزنيد به در و ديوار. اين که بحث نشد.

اقاي اميني ما از شما تشکر مي کنيم شما دقت روي بحث نمي‌کنيد.

مجري:

شما تکرار برنامه را ببينيد که خودتان چه جوري بحث کرديد و چگونه از موضوع خارج شديد رفتيد روي علم رجال که هيچ ارتباطي به موضوع برنامه امشب ما نداشت فکر مي‌کنم به خاطر تعصبي بود که داشتيد يک کمي با انصاف بيشتر قضاوت بفرماييد.

تماس ديگري هم بود که به خاطر ضيق وقت نشد عذر خواهي مي‌کنم.

يک پيامک را هم اشاره بکنم بد نيست.

به کلام آقاي خدمتي در معرفي کليپ امشب اشاره کرده اند که به گفته عبدالفتاح خدمتي روش خوبي براي اسم گذاشتن قرآني است: ربنا آتنا في الدنيا، ياد بگيريد وهابيها همه کارشان از قرآن است . جناب جمال پور از روستاي خسرواني. تشکر مي کنيم از ايشان. بله، وهابي ها همه کارشان از روي قرآن است البته به اين روش و با اين سبک.

استاد ابو القاسمي، کلام پاياني اگر هست بفرماييد که وقت برنامه رو به اتمام است.

استاد ابو القاسمي:

ما از اين دوست سني مان که الآن تماس گرفت تشکر مي‌کنيم. ايشان مشخص بود انصاف دارد اما دقت ندارد؛ يعني در تطبيق مسائل اشتباه مي‌کرد. چند بار در تطبيقات اشتباه مي‌کرد. اميدواريم تکرار برنامه را ببيند و براي خودش هم روشن مي‌شود که در کجا اشتباه کرده است. مثل همان بيننده اول که مي گفت: اين ها را براي ما نمي‌گفتند، تا حالا نشنيده بوديم. وقتي شيخ علي جمعه مي‌گويد: اجماع است، ديگر شما نمي‌گوييد حالا که اجماع است پس اين راوي چيه اين راوي چيه؟ اين ديگر قطعا حرف اشتباهي است.

 يا مي‌گوييم نووي را قبول داري؟ مي‌گويد: بلي قبول دارم اما تصحيحاتش را قبول ندارم. خب، اگر نووي را قبول داري، اجتهاد مبني بر اين است که شما روايت را تصحيح و تضعيف بکني بعد از  آن برداشت کني. وقتي مي‌گويي نووي را قبول دارم يعني هم تصحيح و تضعيفاتش درست است و هم برداشت. بعد ما تا فتوايش مي‌آوريم، مي‌گويد: نه اين را من قبول ندارم. اين گونه مسائل يک مقدار ناشي از بي‌دقتي در تطبيق است. اميدواريم همه عزيزان دقت کنند و اين طور صحبت نفرمايند.

مجري:

تشکر مي‌کنيم از شما استاد ابو القاسمي عزيز و تشکر از شما بينندگان که ما را در اين برنامه هم همراهي فرموديد. انشاء الله که مورد توجه شما واقع شده باشد و تا برنامه بعد، يا علي مدد خدا نگهدار.

 

 

 

 
 


حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر