صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 17 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1234 
عصر ایمان 1 - علت به وجود آمدن ادیان های نو ظهور
عصر ایمان
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 تاريخ اجرا: 17/11/1394 

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بيننده‌هاي عزيز شبکه جهاني ولايت شما عزيزاني که پاي گيرنده‌هايتان نشسته‌ايد و اولين بخش از سلسله برنامه‌هاي عصر ايمان را به نظاره نشسته‌ايد

در همين ابتداي برنامه آماري را از اتفاقاتي که در همين لحظاتي که ما داريم با شما صحبت مي‌کنيم را تقديم به حضور شما بکنم تا بدانيد که جهان چه اتفاقاتي مي‌افتد آماري که براساس سايتworldometers به صورت آنلاين و لحظه‌اي منتشر مي‌شود

الان در جهان 7 ميليارد 400 ميليون نفر بيش از اين جمعيت زندگي مي‌کنند و آماري که ملاحضه مي‌کنيد نشان مي‌دهد که در هر لحظه و در هر ثانيه چند نفر دارد به جمعيت کره زمين افزوده مي‌شود متولدين امسال که براساس سال ميلادي است در تاريخ 6/2/2016 که قرار داريم را ملاحضه مي‌فرماييد متولدين امروز که آمار 327 هزار و 800 و 90 نفر که همچنان رو به افزايش است داريد مي‌بينيد، مرگ و مير امسال را مي‌بينيد 6 ميليون نفر در اين 36 روز از دنيا رفتن در جهان، مرگ و ميري که مربوط به امسال است و مرگ و مير امروز که 137 هزار نفر است آمار خودکشي‌هاي امسال بيش از 108 هزار نفر بر اثر خودکشي در جهان جان خودشان را از دست دادن خيلي جالب است ببينيد تلفات ناشي از تصادفات جاده‌اي امسال که براساس سال ميلادي است 136 هزار نفر هستند اما افرادي که براساس مصرف الکل از دنيا رفته‌اند 252 هزار نفر هستند بيش از 252 هزار نفر فقط بخاطر استفاده از مشروب الکلي از دنيا رفته‌اند شايد شما اين را نمي‌دانسته‌ايد افرادي که بر اثر مشروب و استعمال مشروب الکي از دنيا رفته‌اند 2 برابر افرادي هستند که در تصادفات رانندگي جان خودشان را از دست داده‌اند نکته جالب ديگر اين است که مرگ و مير ناشي از استعمال سيگار 504 هزار نفر هست در اين سال سيگارهاي مصرف شده که در امروز فقط مصرف شده است داريد مي‌بينيد که با چه سرعت عجيبي رو به بالا رفتن است مرگ ومير‌هاي که بر اثر بيماري‌هاي متعدد در انسان رخ داده است را داريد در تصوير مي‌بينيد آمارش را و لحظه به لحظه مي‌بينيد که که چه آماري دارد ارائه مي‌شود آمار سقط جنين در امسال، بينيد که به چه صورت است آمار عجيبي 4 ميليون 239 هزار 440 نفر آماري که همين الان دارد به آن افزوده مي‌شود هر عددي که به اين تعداد ارقام افزوده مي‌شود به معناي اين است که يک جنين ديگر به هر دليلي در دنيا دارد سقط مي‌شود و از بين مي‌رود و بخش عظيم از اين‌ها در جهان به صورت سقط عمدي است آمار ديگري که ما مي‌توانيم به صورت آنلاين از آن‌ها با خبر باشيم مصارف متعددي است که انجام مي‌شود و هزينه‌هاي که براي غذا يا ساير مسائل دارد خرج مي‌شود اما يکي از جالب‌ترين آن آمارها هزينه‌هاي کشورهاي جهان است براي مسائل نظامي اين کشورها ملاحضه کنيد در آمارها نظامي توسط کشورهاي جهان براي امروز فقط امروز براساس دلار آمريکا را ملاحضه بکنيد چه رقم هنگفتي که لحظه به لحظه به آن افزوده مي‌شود اين هزينه هنگفت نه براي صلح بلکه براي نابودي بشريت دارد در دنيا خرج مي‌شود و يک بخش زياد و عظيمي از اين آمار صرف کشتن مردم بي گناه مي‌شود اين آمار، آمار آنلاين است اين آمار آماري است که در جهان به صورت هر چند تخميني اما دارد اتفاق مي‌افتد در جهان دوست داريد که ببينيد که عصر ايمان مي‌خواهد به چه چيزي بپردازد با ما همراه باشيد. 

کليپ:

در اولين برنامه عصر ايمان يک سلام مي‌کنيم به همه‌اي شما بينندگان در دنياي که بسيار از شبکه‌هاي منحرف و التقاتي در حال شبهه افکني در ذهن جوانان است از تريبون برنامه عصر ايمان به خانه‌هاي شما آمده‌ايم تا به سوالات شما پاسخ بديم در اولين قسمت از برنامه عصر ايمان به برسي نقش دين در اتفاقات جهان مي‌پردازيم. 

مجري:

بر خلاف روال و سبک تمام برنامه‌هاي که شما در صدا و سيما ديده‌ايد و در رسانه‌هاي مختلف ديده‌ايد ما قرار نيست که امروز معرفي بکنيم برنامه عصر ايمان را تا اين بخش قرار است که فقط به شما مطلب بدهيم فقط براي شما ايجاد سوال بکنيم و پرسش تا خودتان بفهميد که موضوع برنامه عصر ايمان چه هست در اين برنامه ما افتخار داريم که از فرمايشات و مطالب استاد عزيز و بزرگوار حجت السلام و المسلمين عباسی استفاده بکنيم سلامي دارم به نيابت از شما عزيزان خدمت استاد عزيز و ارجمند سلام عليکم و رحمه الله. 

استاد عباسي:

سلام و عليکم و رحمه الله، بنده هم خدمت بيننده‌هاي عزيز و گرامي شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم

مجري:

چه اتفاقاتي در جهان دارد مي‌افتد آماري بود که به صورت آنلاين ديديم و چه اخباري در مورد اتفاقات اخير جهان و اتفاقاتي که در دنيا در حال روي دادن است شما مي‌توانيد براي ما تشريح بکنيد تا ان شاء الله بيننده‌ها هم آماده بشوند تا بفهمند که ما قرار است در اين برنامه چکار بکنيم. 

استاد عباسي:

بسم الله الرحمان الرحيم، ببينيد جناب آقاي حسيني دنيايي که ما داريم در آن زندگي مي‌کنيم در اين عصري که ما مي‌توانيم نام آن را عصر پرتلاطم بگذاريم و واقعا هر روز انسان اگر مراجعه کند به سايت‌هاي خبري مراجعه کند به منابع معتبر خبري ده‌ها و صد‌ها خبر متفاوت مي‌شنود بخشي از اخبار مربوط به جنايات‌هاي است که در دنيا دارد اتفاق مي‌افتد جنايت‌هاي که در ميانمار اتفاق مي‌افتد و در آن مسلمان‌ها کشته مي‌شوند جنايات‌هاي که در کشورهاي ديگر در بعضي از کشورهاي آفريقايي توسط مسيحيان اتفاق مي‌افتد مسيحي‌ها در آن کشورها مسلمان‌ها را مي‌کشند جنايت‌هاي که داعش دارد در بعضي از کشورها انجام مي‌دهد و اتفاقاتي که شايد کمتر به گوش همه مردم بخورد ولي واقعا در بسياري از مناطق دنيا به عنوان دق دقه مطرح هست به عنوان مثال در ويکي پديا وقتي در رابطه با کشيش‌هاي مسيحي جستجوي کوتاهي داشته باشيم ملاحضه مي‌کنيم که بسياري از کشيش‌هاي مسيحي مسئله براي آنها مطرح است بنام کودک آزاري و الان يک ليست بلند و بالاي از کودک آزاریهاي که در کشورهاي مختلف به وقوع پيوسته است از جانب کشيش‌ها، در فضاي مجازي وجود دارد آنقدر اين رسوايي زياد است که کليپ‌هاي متفاوتي داريم از جمله کليپي که عذرخواهي پاپ است که من فقط تصويري که در فضاي مجازي موجود است و من الان قصد پخش ندارم و مي‌خواهم که مطالب زيادي را به بيننده‌هاي عزيز بگويم که خلع لباس 400 کشيش به دليل تجاوز به کودکان عذرخواهي پاپ بابت کودک آزاري برخي کشيشان کاتوليک و زماني که پاپ به انگليس سفر مي‌کند ما شاهد اين هستيم که مردم تظاهرات مي‌کند بابت مسئله کودک آزاري و اين مسئله را محکوم مي‌کند تا جاي که مجبور مي‌شود پاپ در آنجا عذر خواهي انجام بدهد

وقتي ما به آمار عجيب و غريب سقط جنين همان‌گونه که شما در آنجا اشاره کرديد ملاحضه مي‌کنيم که وضعيت به شدت وضعيت اسفناکي است اما نسبت به تجاوزهاي که در نسبت به نواميس اتفاق مي‌افتد در کشورهاي که خودشان را مهد آزادي مي‌دانند مخصوصا اتفاقاتي که به صورت اجباري و ظلم است که در آن کشورهاي دارد اتفاق مي‌افتد سالانه 500 هزار زن در همين دنيايي که دنياي مبارزه با برده داري نامگذاري مي‌شود و مي‌آيند که مقابله بکنند با اين مسئله مي‌بينيم که 500 هزار زن به کشورهاي اروپايي قاچاق مي‌شوند که بالغ بر 60% آنها توسط باندهاي اروپايي و شرقي قاچاق مي‌شوند و بسياري از زناني که حتي در لندن به کار فحشا مي‌پردازند اين‌ها اغلب از اوکراين و کشورهاي ديگر به انگليس قاچاق شده‌اند يا ما مسائلي را در اين دنيا شاهد هستيم که مي‌بينيم اديان انحرافي فراواني است اين‌ها آمده‌اند دارند جذب مي‌کنند افراد را ما مي‌بينيم که نتيجه تفکري که اين‌ها براي مردمشان آورده‌اند بسياري از اتفاقات راحتي است که ما در برخي از کشورها شاهد آن هستيم کشتارها، جنايت‌ها، اتفاقات بدي که در دنيا دارد رقم مي‌خورد. 

مجري: 

بيننده‌هاي عزيز ملاحضه فرموديد اين اتفاقات‌ها اين آمار و ارقام اين فجايع دارد در جهان رخ مي‌دهد شايد واقعا براي شما اين سوال راحت پيش بيايد اين چه ربطي به عصر ايمان دارد،

ما ان شاء الله در برنامه عصر ايمان قرار است اتفاقاتي که افتاده است را بحث بکنيم با شما بيننده‌هاي عزيز قرار است در مورد آيين‌هاي مختلف، اديان‌هاي مختلف به بحث و گفتگو بنشينيم بر خلاف آن روالي که در ذهن شما بزرگواران است، ما بحث‌ها غالبا بحث‌هاي وهابيتي است اين برنامه ديگر اختصاص به وهابيت ندارد هر چند که ممکن است گريزي به آن مسائل داشته باشيم اما بحث ما وسيع‌تر از بحث وهابيت است، قرار است اديان و تفکرات مختلف مورد بررسي قرار بگيرد 

ديديد که چه اتفاقات عجيبي در دنيا مي‌افتد مي‌دانيد آيا فکر نمي‌کنيد که علت اين اتفاقات و آشفته بازاري که در آن هستيم دين باشد، و هر کسي به اسم اعتقاد و به اسم خدا دارد ديگران را آزار و اذيت مي‌کند و از بين مي‌برد و به اسم خداوند و دين دارد اين جنايات دارد صورت مي‌گيرد بهتر بگويم عبارت معروف دين افيون توده‌ها است آيا ما نمي‌توانيم بپذيريم به عنوان يک ادله مستحکم براي اين اتفاقاتي که دارد مي‌افتد يا خير؟ 

استاد عباسي:

اين نظري که شما فرموديد يک ديدگاهي است که برخي آمده‌اند آن را به عنوان يک مسئله و يک سوال مطرح کرده‌اند که حتي به آن اعتقاد پيدا کرده‌اند مسئله دين چنين مسئله است که مانع است مانع بر سر راه پيشرفت مانع بر سر راه اخلاق، مانع بر سر راه حيات بشري زندگي بشري اگر ما امروز در دنيا نابساماني‌ها را مي‌بينيم شرايط و اوضاع آشفته را مي‌بينيم همه اين‌ها بر مي‌گردد به مسئله‌ي دين و مسئله دينداري يک چيزي که برخي به هر حال اين مسئله را مطرح کرده‌اند. 

مجري:

اجازه بدهيد قمستي از اين مطالبي که مطرح شده است را با هم ببينيم، کليپ شماره2 يکي از همين استنادات است که استنادات که برضد دين داشته‌اند که علت اين آشفته بازار دين و اعتقادتي است که مردم دارند.

کليپ:

زيان اين داستان بسيار بيشتر از فايدش بوده است آنقدر که آدم در رابطه با اين الله و اين‌ها کشته شده‌اند و يا بدبختي‌هاي که بر سر اين انسان آورده‌اند از نفع اش بيشتر بوده است. 

مجري:

ملاحضه فرموديد گفتند آن چه که انسان براساس اسم خداوند و الله کشته شده‌اند و از بين رفته‌اند آمار بسيار زيادي است که از قبل از آن بيشتر بوده است آيا واقعا اين چنين نيست؟ 

استاد عباسي:

اين که صرفا يک ادعا است عرض کردم که يک تفکر مي‌گويد که مانع اساسي بر سر راه پيشرفت بر سر راه انسانيت، بر سر راه آنچه که نام آن را تعالي ميگذارند خود دين است دين بزرگترين مانع مي‌تواند بر سر راه انسان ايجاد بکند خب اين يک ادعا است اما حقيقت مطلب چيست قطعا به اين گونه نيست به خاطري که اگر ما مراجع به هدف از دين اين‌که دين چه پيامدي را مي‌تواند داشته باشد مراجعه بکنيم مي‌بينيم که کاملا قضيه متفاوت است آن چيزي که ما مي‌خواهيم آن را مطرح بکنيم اين است که تمام آن چه که امروز به نام دين مي‌نويسند و بر عليه دين مي‌نويسند و تمام اين‌ها يک امري است خارج از دين واقعي و دين صحيح، اين قابل اثبات هست آن چه امروز به عنوان دين دارد لطمه مي‌زند يا در دوره‌هاي گذشته آمدند لطمه‌هاي را زده‌اند 

هم دين لطمه‌هاي به بشريت زده است و هم غير دين و بي ديني لطمه زده است هر دوي اين‌ها لطمه زده‌اند و هر دوي اين‌ها صحيح هستند اما آن ديني اين لطمه را زده است که دين صحيح و دين حنيف نبوده است دين درست نبوده است و ديني بوده است که در آن انحراف بوده است آيا ديني بوده که در آن انحراف وجود داشته است و يا انحرفاتي بوده که دين واقعا به صورت جدي در اديان که حتي در اديان الهي هستند ادياني هستند که خدا براي هدايت بشر آورده است اين‌ها اتفاق افتاده است بينشان اين‌ها آمده است لطمه زده بنابراين اين مطلب که دين آمده اين لطمه را زده خسارات بعد از دين بيشتر از قبل از دين است يا خسارت دينداري و دين بيشتر از بي ديني و ضد ديني هست يا اين مطلب يک ادعا است به هيچ عنوان قابل اثبات نيست چرا که ما مي‌بينيم بعضي اتفاقات در عالم مي‌افتد که هيچ ربطي هم به دينداران ندارد و ضد دين‌ها و کساني که لايک هستند به دين خاصي معتقد نيستند آن‌ها دارند رقم مي‌زنند. 

مجري:

آن چه که به اسم دين دارد در حق بشريت دارد اعمال مي‌شود و ضربه‌هاي که به اسم دين دارند افراد مي‌زنند آيا برابري واقعا مي‌تواند بکند با آن چه که به اسم دين و ضد دين 

استاد عباسي:

به هيچ عنوان نمي‌تواند برابري بکند چون حتي خود اين‌ها آمدند اعتراف کردند به عنوان مثال آمارهاي جنگ جهاني دوم که جنگ جهاني دوم هيچ ربطي به دين ندارد جنگ جهاني دوم هوا و هوس‌هاي انساني است مال کساني هست که لائيک هستند و دين را رعايت نکرده‌اند بسياري از اتفاقات تمام کشته‌هاي که در رابطه با دين اتفاق افتاده است وقتي که ما مقايسه بکنيم مي‌بينيم که اين‌ها به هيچ عنوان با ميليون‌ها نفري که در جنگ جهاني دوم کشته شدند به عنوان مثال برابري نخواهد کرد و مجموع قضايا همين است يعني بسياري از اتفاقاتي که حتي گاهي اوقات اتفاقاتي که به نام دين مي‌گذارند و دين را دارند به آن دخيل مي‌کنند حتي اين اتفاقات، اتفاقات ديني نيست و مربوط به دين دارها نيست بلکه ادعاي هست بر اين مسئله 

مجري:

يعني شما مي‌فرمايد اين 70 ميليون نفري که حالا آماري مي‌دهند در جنگ جهاني دوم کشته شدند به خاطر نبود دين يا حداقل با شعار دين کشته نشده‌اند و برابري مي‌کند با بقيه آمارهاي کشته شدگان

استاد عباسي:

بله، خيلي بالاتر هست يک جنگ جهاني دوم براي جريان لائيک و بي دين کفايت مي‌کند تا اين‌که همه آنچه در به اصطلاح دين‌هاي مختلف دیگر، البته اين حرف ما تلقي بر اين نشود که ما از کشتارها که در دين اتفاق افتاده است داريم حمايت مي‌کنيم اين نيست بحث اين است که اگر اين دو بخواهد مقايسه بشود ضرر بي ديني و ضرر دين داري، باز هم ضرر بي ديني و کشتار و جناياتي که در بي ديني اتفاق افتاده است بسيار فراتر از دين داري است و البته آن چه که در دين داري هم اتفاق افتاده است اين دين داري، دين داري نبوده است و اتفاقا اشکال ما بر سر همين نکته هست که اين‌ها دين‌هاي انحرافي بوده‌اند يا انحراف‌هاي جدي بوده است که در اديان الهي اتفاق افتاده و نتيجه آن شده حوادثي که امروزه در عالم مي‌بينيم 

مجري:

به نظر شما به عنوان کسي که در اين عرصه مطالعات فراواني داشته‌ايد بد ديني بدتر است يا بي ديني يعني يک شخصي اگر بي دين باشد لطمه کمتري مي‌زند به بشريت يا به اطرافيانش يا کسي که بد دين باشد واقعا کدام يک آن بدتر است 

استاد عباسي:

به هر حال هر آن چيزي که مقابل ايمان قرار مي‌گيرد اين خسارت است اين ضربه است اين آن چيزي است که در عالم اين را خدا نخواسته است، من اين را توضيح بدهم که يک موقع حالا سوء تفاهمي در ذهنيتي ايجاد نشود ببينيد خدا وقتي انسان را آفريده يک مسيري را براي او روشن کرد مسيري را براي هدايت او مشخص کرده که اين مسير دين است ما براي رفتن از يک شهر به يک شهر ديگر يک جاده‌اي داريم که اين جاده جاده صحيح رفتن به يک شهر ديگر است و يک مسيرهاي داريم نه يک جاده خاکي، يک مسيرهاي داريم که اين مسيرها خلاف آن شهر دارد حرکت مي‌کند بعد اگر شما از ما سوال بکنيد که اين مسيري که خلاف آن شهر دارد حرکت مي‌کند کدام يک از مسيرها بدتر هست از مسير ديگر، خب من به شما مي‌گويم اگر قرار هست آدم به جاي اينکه از تهران به سمت مشهد حرکت بکند بهتر از اين است که اگر اين اشتباه را رفت اگر اين اشتباه در يک جاده‌اي صافي باشد مثلا بهتر هست تا يک جاده‌اي که خاکی باشد از آن جاده برود بهتر است تا آن جاده منتها در هر صورت هر دو دور شدن است هر دو خرابکاري هست

اگر قرار باشد بين بي ديني و بد ديني را انتخاب بکنيم مي‌گويم اولويت با بي ديني است چرا؟ بعضي‌ها مي‌گويند بالاخره فلاني مثلا مسيحي هست حالا ما مسيحيت را کاري نداريم دين الهي است مثال داريم مي‌زنيم بالاخره بودايي است ولي بعد فلاني بي دين است ما مي‌گويم آن چيزي که ضربه مي‌زند به دين و ضربه مي‌زند به دنيا بيشتر بد ديني هست

مقابل پيامبر آمدند موضع گرفتند مشرکين مکه مشرک بودند يعني بدترين آن چه که ما تصور مي‌کنيم مشرکين هستند که بت پرست هستند يعني اعتقاد به خداي واحد يگانه ندارند بت پرست هستند مشرکين مکه مقابل پيامبر خاتم به عنوان پيامبر آخر الزمان و پيامبري که همه بايد به تبعيت او در بيايند مقابل او هم ايستاده‌اند با او شروع به جنگ کرده‌اند اين ديگر به نظر مي‌رسد که بدتر نباشد اما خداي متعال در سوره مائده مي‌فرمايند

أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ الْيَهُود وَ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ

سوره مائده آیه 82

شديدترين مردم از جهت عداوت با کساني که ايمان آوردند و کساني که مشرک شدند

بد ديني بدتر از بي ديني است کما اين‌که در سوره مائده اول يهود را مطرح مي‌کند بعد از آن مي‌شود کساني که مشرک شدند در بسيار وقت‌ها شما مي‌بينيد در قرآن چقدر به منافقين اهميت داده شده است آن قدري که مسلمان‌ها را از منافقين بر حذر داشته است و خداوند خطر منافقين را به مردم و مسلمان‌ها گوش زد کرده، نسبت به خطر کفار مسلمان‌ها را گوش زد نکرده است چون کفار واضح است آن کسي که بي دين است واضح است که اين بي دين است ديني ندارد مسيرش مسير صحيحي نيست خودش در باطن و در جهل هست اما فريبي نسبت به کس ديگري نمي‌تواند ايجاد بکند چون بي دين است اگر هم بخواهد فريب بدهد مستقيم همه دارند مي‌بينند که اين بي دين است و دارد فريب به بي ديني مي‌دهد اما آن کسي که مي‌آيد دعوت به يک ديني مي‌کند آن کس که دين دار است اما دين دار منحرف است جزء مذاهب باطل است جزء عرفان‌هاي نو ظهور هست جزء اديان انحرافي است جزء انحراف در اديان است اين ظاهري از دين دارد اما دين او اشکال دارد اعتقاد او اشکال دارد و اين خودش علاوه بر اين خودش دچار انحراف هست انحراف هم مي‌آيد در ديگران ايجاد مي‌کند يعني ديگران را هم به يک ورطه‌اي مي‌برد به يک مسيري مي‌برد به يک جرياني مي‌برد که اين جريان قطعا جريان مطلوبي نيست و مسير صحيح و مطلوبي نيست اين براي ما روشن مي‌کند که بي ديني و بد ديني يعني انحراف در اديان و اديان انحرافي هر دوي اين‌ها آسيب‌شان براي جوامع حتي بيشتر است از اوني که بي دين است و بر حذر داشته شدند مسلمان‌ها از فريب اين‌ها همان طور که در رابطه با منافقين در قرآن آمده است و همان طوري که قبل از اين‌که نسبت به دشمني مشرکين قريش که بت پرست بودند تذکر داده بشود نسبت به يهودي که مقابله با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌کردند بر حضر داده شده و تذکر داده شده است.

مجري:

کليپي را با هم ببينيم در مورد جنگ جهاني دوم که از 1 سپتامبر 1939 تا 2 سپتامبر 1945 ادامه داشت تقريبا مي‌شود از 1318 تا 1324 در اين 5 يا 6 سال چقدر انسان کشته شدند بيش از 70 ميليون انسان کشته شده‌اند که بيش از 3/2 آن را قطعا مي‌شود گفت که غير نظامي بوده‌اند

کليپ:

بزرگ‌ترين کشتاري که در جهان صورت گرفته است چيزي نزديک به 40 ميليون يا 60 ميليون هست که بار مذهبي نداشته است جنگ جهاني دوم 

معادل است با همه جنگ‌هاي مذهبي دنيا، بنابراين اين گونه نمي‌شود به جنگ موضوع‌ها رفت يعني بحث‌هاي عرض کردم عميق و دقيقي نيست اين‌ها مي‌خواهيم يک چيزي بگويم 

مجري:

فقط در جنگ جهاني دوم با اين آمار بيش از 70 ميليون نفر کشته‌هاي که داشتيم که هيچ ارتباطي با دين و مذهب نداشته است مي‌شود ثابت کرد که بي ديني اگر بخواهيم به دو جبهه تقسيم بکنيم جبهه‌ي بي دين‌ها و جنگ‌هاي که بر اساس مذهب و دين نبوده است و آمار کشتارهاي که داشته است همين جنگ با کل تاريخ شايد برابري بکند

براي شما بينندگان عزيز سوالي را زير نويس بکنيم يک سوال از شما داريم و آن سوال اين است که شما کدام يک از اين موارد را در آشفتگي جهان موثرتر مي‌دانيد گزينه اول: وجود اديان، گزينه دوم: انحراف در اديان، گزينه سوم: اديان انحرافي.

استاد عزیز در فرمايشات‌تان داشتید، چه فرقي بين انحراف در اديان و اديان انحرافي وجود دارد 

استاد عباسي:

انحراف در اديان وقتي که ما عرض مي‌کنيم يعني اصل در اين است که يک ديني بوده است آن دين دين آسماني بوده است آن دين دين الهي بوده است چون در همه دوره‌ها خدا براي هدايت مردم ديني را براي مردم فرستاده است که اگر اين دين تبعيت مي‌شود و اگر اين دين مورد عمل مردم قرار مي‌گرفت و مردم به آن دستورات و آن آموزه‌ها عمل مي‌کردند مردم در دنيا و آخرت سعادتمند مي‌شدند و مشکلي برايشان اتفاق نمي‌افتد و مواردي که امروز ما شاهد آن هستيم وجود نداشت اما بخاطر اين‌که مردم در آن اديان انحراف به وجود آمد کساني آمدند اديان الهي را در هر دوره‌اي اديان الهي را منحرف کرده‌اند از آن صحيح خودشان که اگر آن صحيح ادامه پيدا مي‌کرد دقيقا دين اسلام مي‌شود مکمل آن و کامل‌ترين کامل شده آن اديان که بايد به مردم دنيا عرضه مي‌شود اما آن دين‌ها انحراف پيدا کرد اين مي‌شود انحراف در اديان يعني اصل اين است که آن دين وجود داشته است و صحيح بوده است اما در آن انحراف به وجود آمده است 

اما مورد ديگر اديان انحرافي است که اساسا اين اديان انحرافي ريشه الهي ندارد و از اساس اين اديان، اديان باطلي هستند و از اساس هر مقدار که اين اشخاص به اين اديان عمل مي‌کنند اين‌ها فاصله‌اي از هدايت با فاصله از آن خاص الهي پيدا مي‌کنند که همه‌اي اين‌ها هر دو مورد اثر گذار و اثر منفي در اين اتفاقات بد و اين حوادثي که در دنيا بوجود مي‌آيد پيش آمده است 

انحراف در اديان را ما مثال مي‌زنيم در برخي تعاليمي که در يهود وجود دارد يهود آمده از جانب حضرت موسي عليه السلام دين يهود آمده براي بني اسرائيل بعد مواردي به اين دين اضافه شده است اشکالاتي در دين به وجود آمده است به عنوان مثال توحيد اين دين رفته به سمت اين‌که در آن تجسم و تجسيم اتفاق بيفتد يا دين مسيحيت اصل دين دين الهي است خدا پيامبر خودش حضرت عيسي عليه السلام براي هدايت مردم مبعوث کرد اما مردم زماني که حضرت عيسي عليه السلام از بين‌شان رفت خود اين‌ها آمدند در اين دين براي مردم انحرافاتي را به وجود آوردند تا اين‌که ما مي‌بينيم تا قبل از قرن سوم هم چنان حضرت عيسي عليه السلام به عنوان پيامبر در بين مسيحي‌ها شناخته مي‌شود به عنوان بشر شناخته ميشه اما در قرن سوم و چهارم هست که آموزه‌اي عيسي خداي مطرح مي‌شود و عيسي را فراتر از انسان مي‌برند و عيسي را در عرض خدا قرار مي‌دهند عيسي را مي‌آورند خدا و فرزند خدا قرار مي‌دهند و بعد از آن است که ما مي‌بينيم که آموزه روح القدوس را اضافه مي‌کنند تثليث به وجود مي‌آيد پدر و پسر روح القدوس که آموزه سه خدايي تثليث در اينجا به وجود مي‌آيد يا به عنوان مثال خود حضرت عيسي عليه السلام در همان اوايل عهد جديد در کتاب مقدس در همان انجيل متي فصل 5 باب پنجم مي‌آيد مطرح مي‌کند که من نيامده‌ام تا صحف انبياء حتي کلامي از تورات موسي را بردارم بلکه آمده‌ام آن را تکميل بکنم و هر کس کوچک‌ترين احکام خدا را بي احترامي بکند بشکند در ملکوت آسمان کوچک‌ترين شمرده خواهد شد اما مي‌بينيم که با گذشت زمان و اتفاقاتي که مي‌افتد پولوس مي‌آيد آموزه شريعت را نفي مي‌کند و شريعت را آرام آرام ابتدا براي غير بني اسرائيل و بعد براي کل افراد آموزه شريعت و احکام شريعت برداشته مي‌شود و مسيحيت تبديل به يک ديني مي‌شود که شريعت خاصي ندارد و شريعت يهود در آن اجرا نمي‌شود اين انحراف در اديان است از ريل خارج شده است و ما ديگر آن دين را دين تحريف شده مي‌دانيم 

مجري:

براي اديان انحرافي يک مثالي را بزنيد که بينندگان عزيز بهتر متوجه بشوند

استاد عباسي:

اديان انحرافي هم فراوان است ببينيد بوديسم که آموزه‌هاي آن هيچ آموزه الهي در آن وجود ندارد و آموزه‌ها آموزه‌هاي بشري هست مي‌بينيم که به عنوان دين انحرافي هست بعضي از ادياني که مثل اين اديان، اديان شرقي هستند بعضي از اديان و آموزه‌ها، آموزه‌هاي سرخ پوستي هستند و بعضي از عرفان‌هاي که به اسم عرفان مثل عرفان‌هاي نوظهور، اين‌ها اصلي در دين ندارند اين‌ها الهي نيستند آموزهاي‌شان آموزه‌هاي مثل تائوئیسم اين‌ها آموزه‌هاي بشري هستند و نسبت‌هاي داده شده است و آن وقت ما در اين آموزه‌ها که غالبا در اين آموزه‌هاي که آموزه‌هاي غير الهي و دين‌هاي غير الهي هستند و اصل دين باطل است ما مثلا در آموزه‌هاي اين‌ها تناسخ مي‌بينينم که هيچ سنخيتي ندارد حالا بعضي‌ها آورده‌اند تقسيم بکنند آمدند گفتند در دين‌هاي است که ولو تحريف شده يک نشانه را گفتند که حالا من دارم به عنوان يک نشانه و يک نماد عرض مي‌کنم نشانه‌اي که در ادياني که به عنوان اديان الهي هستند مي‌گويند در اين اديان دفن وجود دارد يعني مثلا براي اجساد بعد از اين‌که از دنيا مي‌روند در دين اسلام هم وجود دارد در مسيحيت وجود دارد در يهود هم وجود دارد در زرتشت تنها ديني است که به عنوان دين الهي ولو بعضي‌ها اينجا شبهه‌اي کردند که در زرتشت اصالتا آن هم الان دفن وجود دارد اما آن اصالتا مي‌گويند بهترين اتفاق اين است که آن‌ها را در يک دخمه‌اي نگهداري بکنند به صورت ايستاده جنازه را به صورت ايستاده نگه ميدارند در کوه‌ها اين دخمه را ايجاد مي‌کردند يک ديوار کشي در دور آن مي‌شود ايستاده نگه ميداشتند و از دو طرف يه حالت نيزه‌اي به او مي‌زدند که او ايستاده و مي‌گفتند که خاک نبايد نجس بشود اين تنها دين الهي است که حالا اين مسئله تقريبا در آن استثنا شده است البته الان زردتشتي‌ها در داخل ايران قبرستان دارند و دفن مي‌کنند اين‌ها به عنوان نشانه غالبا اديان غير الهي در آن دفن وجود ندارد و سوزاندن جنازه بعد از مرگ مرسوم است يک سري نشانه‌ها يک سري ويژگي‌ها يک سري قواعدي وجود دارد که مي‌شود انحراف در اديان را با اديان انحرافي بين آن تمايز گذاشت و تفاوت بين اين‌ها قائل شد 

کليپ:

در محيطي که در آن بزرگ شدم به من مي‌گفتند پول بدست بيار و وقتي پول در آوردي پول بيشتر بدست بيار وقتي مشروب مي‌خوري ياد بگير چه جوري بخوري و بعد يه کم بيشتر بخور شکم پرستي. .. اما حالا جايگاهم رو توي دنيا درک مي‌کنم و اين‌که چرا اينجام و دليلش اينه که از خداوند اطاعت کنم 

مجري:

آيا ممکن نيست يک انسان فارق از پيروي دين يا مذهبي خاص بتواند انسان خوبي باشد خوب زندگي بکند و با آن چه که هدف آفرينش هست برسد آيا لزوما انسان بايد پيرو دين يا يک تفکر باشد آيا فطريت انسان کفايت نمي‌کند تا اين‌که انسان بداند خوب و بد چيست آيا فطريات انسان اينقدر براي انسان راه را مشخص نکرده است که بايد حتما کنار فطريات و عقل انسان پيامبري يا پيامبراني کتاب يا کتبي سماوي براي انسان بيايد تا راه را به آن‌ها نشان دهد

استاد عباسي:

مسئله‌اي که در رابطه دين وجود دارد ما بايد به طرف مقابل بگويم، طرف مقابل بي ديني است بي ديني يعني چي؟ يعني اين‌که من تابع هیچ يک از دين‌هاي که از جانب خدا يا اعتقاداتي که از جانب خدا عرضه شده است تابع هيچ يک از آن‌ها نيستم و نمي‌خواهم باشم اگر نباشد چه اتفاقي مي‌افتد من تابع نيستم زندگي‌ام را دارم مي‌کنم هيچ مشکلي ندارم 

مشکلي هم با زندگي‌ام ندارم و اتفاقي هم نمي‌افتد، ببينيد پشتوانه اتفاقاتي که در زندگي ما رقم مي‌خورد تصميم‌هاي که در زندگي ما رخ مي‌دهد اين‌ها بايد يک پشتوانه‌اي داشته باشد نمي‌توانيد بدون پشتوانه ببينيد من الان دارم رانندگي مي‌کنم خوبم رانندگي مي‌کنم تصادف هم نمي‌کنم اينجا تازه اين سوال مطرح مي‌شود همه اين‌ها که خوب بود بعد مي‌گويم که کجا مي‌روي؟ راننده خوبي هستي اما کجا داري مي‌روي خب اينجا مي‌گويد راست مگي اصلا به اين موضوع فکر نکرده بودم فکر مي‌کردم اگر راننده خوبي باشم کفايت مي‌کند مثل اين‌که به مقصدم مي‌توانم برسم، بعضي اوقات جوان‌ها يک خياباني را شروع مي‌کنند تا انتها بعد دور مي‌زنند بعد مي‌گردند دوباره مي‌روند تا انتهاي خيابان بعد بر مي‌گردند خب اين يکي از معضلات مهم است که من نمي‌دانم قرار است به کجا بروم هدف از زندگي و خود اين يک چيزي است که بسياري از آدم‌ها را به بن بست مي‌کشاند بخاطر اين‌که هدف بلندي از زندگي ترسيم نکردند، پس يک مسئله هدف است که هدف من چه هست در زندگي 

مجري:

نميشود هدف را همان عمل خودش بداند من زندگي مي‌کنم که راست گو باشم من زندگي مي‌کنم که به ديگران محبت بکنم من زندگي مي‌کنم تا آن جاي که مي‌توانم جلوي ظلم را بگيرم اين نمي‌شود خودش هدف باشد؟ 

استاد عباسي:

اين هدف اگر بخواهيم در اهداف ترسيم بکنيم آنقدر اين هدف کوچک است که با کوچک‌ترين تلنگري اين هدف با مشکل مواجه مي‌شود مي‌دانيد چه مي‌خواهم بگويم ببينيد هدف که دارد يک شخص مشخص مي‌کند مي‌گويد که من مي‌خواهم به ديگران محبت بکنم من مي‌خواهم زندگي خودم را بکنم اين وقتي در زندگي ميرسد به يک مشکلي آنقدر که هدفش را کوچک گرفته است، یا اینکه شخص هدفش اين است که برسد به آخر هفته که آخر هفته تفريح خوبي داشته باشد 4 روز مي‌گذرد مي‌رسد به آخر هفته خب بعدش چي؟ شخص در مسائل مالي مي‌گويد من هدفم اين است که ثروتمند بشوم بعد ثروتمند مي‌شود يا در يک جاي از ثروتمند شدن مي‌رسد که مي‌گويد خب ديگر مزه‌اي ندارد ديگر هر چه که مي‌خواهم دارم اراده مي‌کنم ماشين ماشين هست اراده مي‌کنم پول پول هست غذاي خوب هست همه امکانات هست همه چي هست اينجا مي‌رسد به نقطه آخر يا مي‌رسد به نقطه آخر يا آنقدر آن هواي نفسش آن تمايلش را مي‌کشد که به نقطه آخر نمي‌رسد و همواره در حسرت است در حسرت و آرزوي رسيدن به آن نقطه‌هاي که نقطه کور است وقتي هم که رسيد مي‌بيند که هيچ چيزي هم نيست اتفاقي هم نيفتاد آن در اينجا گير مي‌کند بعد آن وقت مانع‌هاي که بوجود مي‌آيد مي‌گويد که من مي‌خواهم محبت بکنم به ديگران، محبت مي‌کند به ديگران يک بازخوردی بايد داشته باشد بار اول محبت مي‌کند محبت نمي‌بيند اگر بخاطر اين باشد محبت مي‌کنم که محبت بگيرد، محبت مي‌کند که چي؟ محبت مي‌کند تا محبوب باشم 10 تا محبت مي‌کند مي‌بيند که محبوبيتي حاصل نشد آدم‌ها اون کسي که محبت بيشتري مي‌کند آن را دوست دارند خب بي انگيزه مي‌شود محبت مي‌کند تا محبت ببيند به 10 نفر خوبي مي‌کند بعد بدي مي‌بيند از اين‌ها مي‌گويد که ما دستمان را عسل کرديم در دهن هر کسي که گذاشتم گاز گرفت 

مجري:

چون معتقد و پابند به يک دين نيست اين هدف در کوتاه مدت از هدفش به بن بست مي‌خورد شما اين را مي‌خواهيد بفرمايد

استاد عباسي:

قطعا همين است به بن بست که مي‌خورد من مي‌خواهم بگويم که اين شخص با اين تصوري که دارد با اين ديدي که دارد چون هر کاري که ما در اين دنيا انجام مي‌دهيم حتما يک بازخوردی دارد هيچ کس نمي‌تواند بگويد که من يک کاري را انجام مي‌دهم 

آن کسي که يک کاري انجام مي‌دهد بدون هيچ هدفي اين دارد به پوچي مي‌رود اگر هدفي قائل مي‌شود و اين هدف دارای يک بازخوردی هست

نکته دوم بالاخره انسان چون انسان يک موجودي است بر خلاف موجودات ديگر که فقط براساس غريزه عمل مي‌کنند و به اين عملي که براساس غريزه انجام مي‌دهند فکر نمي‌کنند و انتخاب نمي‌کنند بر خلاف همه حيوانات پس بايد بالاخره يک تفکر را انتخاب بکنند من به شما عرض مي‌کنم حتي شخص وقتي از بين رستوران‌ها يک رستوران براي غذا خوردن انتخاب مي‌کند اين دارد با تفکرش اين را انتخاب مي‌کند 

به هر حال آن چيزي موجب ترجيح مي‌شود آن بر مي‌گردد به فکر ما حالا فکر ما را براي انتخاب‌هاي ما در دنيا اين‌که ما چي مي‌پوشيم چي مي‌خوريم چطور زندگي مي‌کنيم چطور معاشرت مي‌کنيم چطور ازدواج مي‌کنيم چطور تحصيل مي‌کنيم چطور با ديگران برخورد مي‌کنيم و چطور به آينده مي‌انديشيم چطور هدفمند مي‌انديشيم همه اين‌ها مسيرهاي متعدد و گزينه‌هاي مختلف براي ما محيا است ما بايد از اين گزينه‌ها انتخاب بکنيم حالا آن کسي که مي‌گويد من دين را انتخاب نمي‌کنم آيا واقعا وقتي دين را انتخاب نمي‌کند راست مي‌گويد که هيچ گزينه‌اي را انتخاب نمي‌کند من مي‌گويم که اين قطعا دروغ است اگر خودش متوجه نيست، آن شخص متوجه بشود آن کسی که مي‌گويد من آتئیست هستم آن کسی که مي‌گويد من بي خدايم آن کسی که مي‌گويد من دين ندارم او هم يک ديني دارد به نام دين بي خدايي 

ما نمي‌توانيم بپذيريم که کسي بگويد من هيچ ديني را نمي‌خواهم انتخاب بکنم و انتخاب نمي‌کنم ممکن است بگويم که نمي‌خواهم انتخاب بکنم ولي قطعا انتخاب مي‌کند چرا؟ چون در محدوده عمل به هر حال دارد به يکي يا به چند تا از اين دين‌ها عمل مي‌کند ولو اين‌که اسم ظاهري آن دين نباشد مثلا در برخورد زندگي در سبک زندگي در مدل‌هاي که دارد انتخاب مي‌کند براي پوشاک براي خوراکش براي رفتارها اين دارد از يک شيوه‌اي تبعيت مي‌کند دارد يک چيزي را ترجيح مي‌دهد يک روشي را انتخاب مي‌کند اين روش روش زيستن اين خودش يک دين است روش انديشيدن که به موضوعات چطور مي‌انديشد وقتي قرار مي‌شود بين موضوعات سياسي با موضوعات اقتصادي انتخاب بکند کدام را انتخاب مي‌کند وقتي قرار مي‌شود بين پول و خدمت به هم نوع خودش انتخاب بکند کدام را انتخاب مي‌کند همه اين‌ها برمي گردد به مبناي آن اگر آن مبناي نداشته باشد براساس چه مبناي مي‌خواهد هم نوعي را دوستي را و خدمت به هم نوع انتخاب بکند مبناي وجود ندارد به هر حال هر کاري که انجام بدهد يک مبناي بايد داشته باشد 

مجري:

حتي بي ديني و حتي ضد دين بودن 

استاد عباسي:

همه اين‌ها بايد مبنا داشته باشد نمي‌شود بالاخره دارد از يکي تبعيت مي‌کند مي‌گويد که من از فلان شخص اين را گفته است پس خدا وجود ندارد پس شما مريد فلان شخص هستيد پس شما تابع ديني هستيد که رهبر او الان اسم نمي‌آورم چون قرار است در برنامه‌هاي ديگر مفصل بپردازيم الان کلي عرض مي‌کنم پس شما تابع ديني هستيد که فلان شخص براي شما آورده است پس نگو که من بي دين هستم ممکن است دين شما ضد خدا باشد بگويد من ضد خدا هستم اما شما دين براي خودت داري و اين نشان مي‌دهد که همه به نوعي ملزم به دين هستند و اينجا هست که خود تعريف دين روشن مي‌شود دين يعني راه و روش زندگي کردند براساس يک انديشه حالا هر کس بر اساس هر انديشه‌اي که دارد زندگي مي‌کند اين دين دار و متدين به آن انديشه و به آن دين هست حالا چه اسمش دين باشد مثل اسلام مثل مسيحيت يهوديت زردتشت و غيره و چه اديان شرقي باشد بوديسم و هندويسم و غيره. چه ضد دين باشد پاتيسم باشد و غيره يا نه يک جريان فکري باشد که آن جريان فکري بخش از زندگي را رقم مي‌زند آن در واقع تابع فرهنگ و اون فکر و آن انديشه است

مجري:

پيامک‌هاي فرواني از شما بينندگان رسيده است آقاي حيدر پور از گرگان فرموده‌اند اديان انحرافي بخاطر باورهاي غلطي که دارند و تمام جنايات از اين گروه هاست، اديان انحرافي ايشان مد نظرشان هست 

آقاي حسين شجاعي از کرمان برايمان فرستاده‌اند انحراف در اديان، صالحي از تهران فرموده‌اند انحراف در اديان بعد مثال زده‌اند وهابيت خيلي جالب است اين نکته در مورد بحث برخي از انحرافاتي که هست در داخل دين اسلام خيلي روي آن تاکيد داشتند،آقای رضا زاده از بابل برايمان فرستاده‌اند انحراف در اديان گزينه دوم که همان انحراف در اديان هست نمونه بارز از آن گروه‌هاي منحرف از اسلام مثل طالبان و داعش مثالي که ايشان زده‌اند، عظيم رضواني از گلستان ايشان اديان انحرافي را مد نظرشان هست آقاي زرقام فرستاده‌اند اديان انحرافي بيشترين ضربه را زده‌اند و علتش بعثت پيامبران که بوده است داخل پرانتز زده است که برداشت من از دين دستورات عمل بهتر و با هدف زندگي کردن است فرموده‌اند يک پيامبر آمده است و بعد از آن بايد خداوند پيامبر ديگري را مي‌فرستاده و باز هم پيامبر ديگري مبعوث شده است اين دلالت بر اين دارد که اديان انحرافي بيشترين ضربه را مي‌توانند بزنند حالا اگر من بخواهم نقد بکنم مي‌گويم انحراف در اديان شايد اين استدلال برايش مناسبتر باشد که يک ديني خداوند اصل آن را تشريح کرده است براي مردم اينقدر منحرف شده است که يک پيامبر جديد که مي‌آيد مردم احساس مي‌کند مردم احساس مي‌کنند که اين پيامبر دين جديد آورده است 

استاد عباسي:

من خيلي خوشحالم که ذهن بينندگان عزيز ما درگير اين مسئله شد و به هر حال اين مسئله برايشان مهم بود از پيام‌هاي که شما خوانديد نشان داد که به هر حال مخصوصا دو گزينه دوم و گزينه سوم 

گزينه دوم و سوم به نوعي طرفدارهاي سر سخت دارد ما عمدا اين دو گزينه ما نمي‌خواهيم بگويم که اين‌ها يکيشان موثر نيست و فقط يکي موثر است بلکه مطرح کرده‌ايم کدام يکي شما موثرتر مي‌دانيد و اين سوال در واقع مسابقه نيست بلکه يک نظر سنجي است ادله‌ها را مي‌بينيم که هر طرفي براي خودش ادله‌اي دارد 

بعد از اين‌که پيامبر از ميان مردم رفت آمدند کساني در اين دين انحراف ايجاد کردند آمدند اين دين را به بي‌راه برده‌اند اين مي‌تواند يک تاثير خيلي زيادي داشته باشد چرا؟ چون مردم با ديدن آن پيامبر اعتماد کردند به اين دين و حالا کساني مي‌آيند دست کاري در آموزه‌ها مي‌کنند و انحراف ايجاد مي‌کنند بنابراين مي‌توانند سيلي از مردم دنيا را و پيراوان آن دين را به بي‌راه ببرند کما اين‌که در بعضي از همين اديان مي‌بينيم 

مجري:

اديان انحرافي که از ريشه مشکل دارند

استاد عباسي: 

از ريشه مشکل دارند کساني هستند که مفاهيم اديان مختلف الهي و يا دين صحيح را متوجه نشده‌اند درست مطلب را نگرفته‌اند و يا با سوء ذهنيت‌هاي برايشان به وجود آمده به سمت اين اديان نمي‌روند اين‌ها دلشان يک حرف جديد مي‌خواهد يک حرف نو مي‌خواهد حالا کساني مي‌آيند حرف‌هاي کم ارزش يا بي ارزش در يک قالب خيلي زيبا و به اصطلاح خودشان بروز و نوع و از نظر شکلي و اسمي متفاوت هزاري اندي سال مردم اسم اسلام را شنيده‌اند دو هزار سال است که اسم مسيحيت را شنيده‌اند ده هزار سال است که اسم يهود را شنيده‌اند الان يک نفر مي‌آيد مي‌گويد من يک حرف جديد دارم يک آيين جديد هستم يک دين جديد هستم از يک حيث هم اين مي‌تواند جذابيت زيادي داشته باشد و خصوصا وقتي که اين‌ها مي‌آيند مردم را مي‌برند به سمت اين‌که شما بيايد فقط يک ديني را داشته باشيد يک جنبه معنويت به شما بدهد و کاري به کار زندگي شما نداشته باشد که اديان روز قالب اين‌ها اديان انحرافي قالب اين‌ها فاقد هر گونه شريعت و ويژگي‌هاي خاص احکام هست

يک دين کاملا فردي و بعد هم فقط در حوزه کسب معنويت حداقلي ديگر ربطي زندگي آن‌ها ربطي به اعمال و رفتار و بروز اجتماعي هم البته در ظاهر ندارد چون در باطن عرض کرديم چون انديشه است و چون فکر هست بايد مسائلي را ربط به اين قضيه بدهد و مسائل را مطرح بکند اما ظاهرا ادعا مي‌کند کاري به زندگي عادي شما ندارم و کاري به مسائل اجتماعي شما ندارم گرچه در داخل دخالت‌هاي خودش را دارد مي‌گويد که ندارم، بنابراين اين هم مي‌تواند گزينه سوم هم مي‌تواند يکي از آن مواردي باشد که عده‌اي طرفدار داشته باشد که بگويند اثر گذاري‌هاي زيادي اين‌ها مي‌تواند داشته باشد و موثرتر باشد از گزينه‌هاي ديگر 

آقای آقايي از قزوين 

نظر من بهتر گزينه انحراف در اديان است من يک توضيح کوچيکي در مورد اين‌که چرا بنده انحرف در اديان را انتخاب کرده‌ام دليلش اين است که اگر ما در مسيحيت نگاه کنيم منتقدين مسيحيت که مي‌توانيم اکسيموزا شروع کنيم تا بقيه و برسيم به انززان و بعدي‌هاي آن‌ها وقتي بررسي کنيم مي‌بينيم که در مسيحيت مذاهب مختلف به وجود آمد و انحراف در دين به وجود آمد و اين بحث‌هاي انتقاد در دين مسيحيت به وجود آمد و منتقدين در نهايت با يک سري انتقادهاي که به اين مذاهب وارد کردند باعث شد که به تفکراتي برسند که مبتدي بر استدلال‌هاي عقلي باشد و براساس تجربه و احساسات و آزمايشات در نهايت برسند به نظريه‌هاي فلاسفه‌هاي قبل به آن تکيه دارند که در آن توضيح و تفسير زياد است که منتهي مي‌شود به تفکرات ليبراليسم و اين جور تفکرات دليل اصليش را بنده که نگاه مي‌کنم سرمنشا آن انحراف در دين بوده است که باعث ايجاد مذاهب شده است و جنگ مذاهب که باعث شده يک سري مثل منتقدين که به عنوان منتقد دين مسيحيت و مذاهب وارد بشوند و به اين جاها کشيده بشود 

الان در اسلام هم متاسفانه با بوجود آمدن عقايد انحرافي مثل وهابيت باعث شده است که ضربه به اسلام زده بشود و متاسفانه همان مشکلاتي که در مسيحيت به وجود آمد که تفکرات غربي به وجود آمده است که توسط فلاسفه‌هاي که همان ليبراليست و غيره رسيده است همين وهابي‌ها دارند باعث مي‌شوند در اسلام به نظر من همين مشکلات پيش بيايد و خداي نکرده به همين نتيجه‌هاي کشيده بشود و منشا آن‌ها به نظر من همين وهابي هاست البته عذر مي‌خوام که وارد بحث وهابي شده ام 

و طبق بررسي که بنده کرده‌ام بهترين گزينه‌اي که براي اجراي اسلام وجود دارد فقه پويايي شيعه است با تحقيق زيادي که کرده‌ام به اين نتيجه رسيده‌ام در نقطه مقابل تفکر وهابي‌ها که يک تفکر سلفي خطرناک است و کلا باعث عدم کارايي اسلام مي‌شود که در نهايت باعث مي‌شود که اشخاص به سمت سکولاريزم و ليبراليسم بروند اين نتيجه آن تحقيقي است که بنده کرده‌ام

آقاي عسکري از شاهين 

به نظر بنده جواب دوم درست است انحراف در اديان يک اشکالي هم دارم به جواب سوم شما چون ما ديني که منحرف باشد خطاب خداوند به بندگانش نيامده است چيزي هم اگر هست اين دنيا از قديم تا الان يک انحراف هايست که زاييده دست خود بشر هست

خداوند از خلقت آدم تا آخرين پيامبرش حضرت مصطفي صل الله عليه و آله ادياني فرستاد کامل کرد به دين اسلام ختم شد «اکلمت لکم دينکم» و تمام اين آشفتگي‌ها هم در اين است که ما بندگان منحرف شده‌ايم اسلام اگر منحرف نمي‌شود 73 فرقه نمي‌شود تنها يک اسلام واقعي بود

آقاي اعظميان از اصفهان

به نظر من نياز امروز بشر روي گزينه سوم هست که ما بايد خيلي خوب تمرکز داشته باشيم روي گزينه سوم به عقيده من، دليل دارم براي شما مصداق‌هاي را هم براي شما مي‌آورم، شما ببينيد کاري که به صورت موازي صورت بگيرد شما اصل دين را در نظر بگيريد و آن انحرافي که در اديان ساختگي صورت مي‌گيرد طبيعتا بشر نو گراست دنبال افکار جديد مي‌گردد دنبال يک نوع نبوغ‌ها و بلوغ‌هاي فکري جديد مي‌گردد که تا کوتاه‌ترين راه را انتخاب بکند براي رسيدن به آن هدفي که در نظر دارد طبيعتا شياطين و ابليس‌هاي زمان از اين راه وارد مي‌شوند و شروع مي‌کنند در مقابل دين اصيل يک سري ادياني را ساختن که متاسفانه اين اديان دارد نو ظهور و روز به روز نوگراتر مي‌شود چه به صورت فرقه‌اي و چه به صورت جرياني بسيار خطرناک هم هست کار کار تحقيقاتي بسيار سنگيني هست که اگر انسان به صورت عاميانه که بخواهد براي عموم مطرح بکند من اين را فقط ميخواهم بگويم يک جنگ هشداري هست که ايمان و سنجش فکري ما را مي‌طلبد که کدام دين اصل است و کدام دين فرع است يعني عقل انسان رجوع مي‌کند به آن اصل واقعيت و حقيقت که با فطرت دروني انسان سازگار است و اين گزينه سوم بسيار خطرناک است روي آن برنامه‌هاي سنگيني شده است بخصوص در مورد دين اسلام که کامل‌ترين دين است

آقاي رهنما از شهريار 

به نظر بنده سوالي که شما کرديد که آيا اصل اديان هم علت دعوا مي‌شود بايد عرض کنم که اصل اديان باعث دعواها نمي‌شود چون اديان در اصل همگيشان يکي هستند و هيچ وقت باعث جنگ و دعوا نمي‌شوند چون ما اعتقاد داريم که همه اديان الهي در نهايت خداپرستي و توحيد و معاد را اعتقاد دارند وقتي که همگي در يک صراط مستقيم قدم برميدارند اين‌ها باعث نزاع نمي‌شود و آن چيزي که باعث مي‌شود انحرافاتي است که در اديان توسط کارگزاراني که به آن‌ها تحميل مي‌شود به نوعي، خودشان را جا ميزنند به عنوان مسئولين يا به اصطلاح کارگزاران آن دين و اين‌ها هست که باعث مي‌شود و يکي از مسائل مهمي که نظر بنده اين است که همان انحراف در اديان بزرگترين ضربه را زده است به اديان در طول تاريخ علتش هم همين است وقتي که نظرات مختلف مي‌شود و باعث جنگ مي‌شود عده‌اي چون اطلاعاتي ندارند و وقت بررسي هم ندارند لذا نسبت به کل دين بد بين مي‌شوند نمي‌دانند که کدام درست است و همه هم که وقت ندارند که بروند تحقيق بکنند يا دسترسي داشته باشند خلاصه اين‌که انحراف در اديان بزرگ‌ترين ضربه را به نظر بنده در طول تاريخ چه در دين يهوديت و چه در مسيحيت و متاسفانه چه در دين اسلام همان انحراف در اديان بوده است که باعث شده است بزرگترين ضربه‌ها را انسانيت و بشريت بخورد و در گوگل مي‌خواند که بچه 10 ساله‌اي را تحريک کرده‌اند به سر بريدن انسان ديگر از مخالفينش همين بحث وهابيت، خيلي ممنون هستم

آقا عليرضا از تهران 

انحراف در اديان مد نظر من هست با توجه به مطالعاتي که دارم خداوند در قرآن مي‌گويد ما انسان را فطرتا خدا جو حقيقت جو آفريديم پس هر کس با هر ادبياتي دنبال حقيقت هست اين حقيقت مي‌تواند به صورت مختلف به ما داده بشود حالا يا انحرافي يا صحيح اين ديگر براساس آن نوع انتخاب علمي است که ما داريم به وجود مي‌آيد ما وقتي که بستر وجودي خلقتمان دين جو هست پس گزينه اول شما مي‌رود کنار چون دين چه باطل و چه غير باطل دين را به عنوان مسلک بدانيم روش بدانيم نه فقط به عنوان اين‌که بگويم دين اسلام دين يهوديت نه، ما آن بوديا را هم مي‌گويم دين آن بت پرست را هم مي‌گويم دين محدود نبايد باشيم در اينجا وقتي که ما بسترمان دين خواه است آن وقت مي‌بينيم که از زمان فراعنه و قبل از اين‌ها معابد هميشه دارند دين فروشي مي‌کنند وقتي که دين فروشي مي‌کنند دنبال يک عده هستند که تعبدا قبول کنند و با افرادي که ما در کتب اديان مصر من مي‌خوانم مي‌بينم با کساني که سوال مي‌کنند برخورد مي‌شود مي‌آييم جلوتر دين‌هاي بعدي هم همين طور در دين زردتشت وقتي که آن زمامداران موبدان مي‌گويند روايت با زردتشت هميني است که هست وقتي که روايت مزدک را مي‌شنوند يا روايت ماني را مي‌بينند بلافاصله 3هزار و 500 نفر کشته از هم کيشانشان درست مي‌کنند و هيچ ابايي هم ندارند که اين کار را بکنند مي‌گويند که تعريف ما از دين درست است پس ما در داشتن دين مشکلي نداريم در چگونه دين داشتن و چگونگي دين ما مهم است دکتر حسين زرين کوب در کتاب بحر در کوزه مي‌آيد در قسمت موسي و فرعون ارجاع مي‌کند که موسي داراي عقل نبوي معرفي مي‌کند از زبان مولوي و فرعون را نماد عقل حسي و تجربي تعريف مي‌کند حالا اين‌ها هر کدام براي خودشان انگيزه و دلايلي دارند به چالش کشيده است انگيزه‌هاي مختلفي دارند 

آقا محمد از اهواز 

من گزينه منحرف را انتخاب مي‌کنم به خاطر اين‌که کسي که مسلمان است مسلمان است مشکلي ندارد و کسي که کافر است کافر است اين هم مشکلي ندارد ولي کسي که منحرف است معلوم نيست که تکليفش چه هست و تمام مردم را به انحراف مي‌کشاند اين خيلي مشکل است مثلا مسيحي‌ها مي‌گويند دين ما اين است مسلمان‌ها يک چيز ديگر مي‌گويد اين‌ها خودشان بايد بدانند، 

مجري:

استاد گرامی شما کدام گزينه را از اين گزينه‌ها را انتخاب مي‌کنيد 

استاد عباسي:

من يک تاکيدي باز داشته باشم که اين سوال به هيچ عنوان سوال داري جواب صحيح و غلط به اين معنا نيست ما موثرتر را عرض کرده‌ايم و هدفمان هم يک نظرسنجي از بينندگان عزيز است که بينندگان عزيز ما چه مي‌انديشند من باز هم اجازه مي‌خواهم که بينندگان عزيز اجازه بدهند هفته آينده که ما پيام‌هاي بينندگان را تجزيه و تحليل مي‌کنيم و نگاه مي‌کنيم و درصد‌ها هم مشخص مي‌شود آن موقع عرض بکنيم

من يک مورد سريع عرض بکنم نسبت به هر کدام از گزينه‌ها. 

گزينه دوم که انحراف در اديان هست مي‌تواند موثرتر باشد نسبت به مورد سوم و علتي که مي‌توان برايش بيان کرد اين هست که اگر انحرافي در اديان الهي به وجود نمي‌آمد افراد به سراغ موارد ديگر و دين‌هاي انحرافي نمي‌رفتند اگر جنس مرغوب به عنوان مثال طلاي مرغوب در بازار موجود بود و طلاهاي تقلبي نمي‌آمد افراد نمي‌گفتند که حالا اگر ممکن است که طلا تقلبي وجود داشته باشد ما کلا از طلا خريدن منصرف مي‌شويم مي‌رويم کلا سراغ نقره مي‌رويم سراغ اجناس ديگر لذا اين دليل دوم مي‌تواند موثرتر باشد يعني بحث انحراف در اديان 

خود انحراف در اديان زمينه ساز شد اديان انحرافي بوجود بيايد که اگر آن دين با آن روال صحيح ادامه پيدا مي‌کرد شايد اصلا اديان انحرافي بوجود نمي‌آمد اين نسبت به دوم، نسبت به سوم اين‌که باز مي‌توانيم کمک بکنيم به اديان انحرافي اين‌که به هر حال ما مي‌بينيم در بخشي از دنيا تعاليم اديان چه دين صحيح و چه دين انحرافي آن طوري که بايد و شايد منعکس نشده است و اديان انحرافي ويژگي که دارند اين هست که بسياري از موارد آمده‌اند با همان غرائز ظاهري انسان غرائز عادي بشري تلفيق داده‌اند لذا افراد چون احساسشان اين است که بومي شده در زندگيشان هست چون تلفيق داده‌اند شما کار خاصي نمي‌خواهد بکني همين زندگي غريزي و شهواني و حيواني که داري همين را يک جهت اين طوري به آن بده يک 10 % اين کار را انجام بده تمام هست چون چيز زيادي از افراد نخواسته‌اند و آمدند خودشان را با شرايط البته اين ظاهرسازي است اصيل نيست آمده‌اند خودشان را عين شرايط زندگي گفته‌اند مثلا شما سرخ پوست هستي در آمريکاي جنوبي زندگي مي‌کني اين عرفان مال شما هست به درد شما مي‌خورد آمدند سعي کرده‌اند وانمود بکنند که آن‌ها آن چيزي که احتياج آن‌ها هست با سنت‌هاي منطقه آميخته کرده‌اند بخاطر همين جذابيت ظاهري بالاي ممکن است داشته باشد اين هم دو مرتبه يک کمک به گزينه سوم لذا از اين حيث مي‌توانند موثرتر باشند نکته ديگري که مي‌شود به اين اضافه کرد تنوع و کثرت بسيار بالاي را دارند و چون کثرت و تنوع بالايي دارند هر کسي مي‌تواند يکي از آن‌ها را با حداقل نياز لحظه‌اي ظاهري خودش و غرائز خودش مي‌تواند تطبيق بدهد 

مجري:

جذبشان بيشتر است 

استاد عباسي:

نياز لحظه‌اي هست الان من در لحظه مثلا نياز به چه پيدا مي‌کنم نياز به آرامش پيدا مي‌کنم مثلا يوگا مي‌آيد مي‌گويد که بيا من به تو آرامش مي‌دهم

چون دارد در لحظه آن نياز لحظه‌اي را علي ظاهر، نمادين پاسخ مي‌دهد پوشالين پاسخ مي‌دهد لذا اين تاثير در انحراف تاثير در مسائل مي‌تواند بيشتر داشته باشد اين هم کمک به اين طرف باز بينندگان عزيز فکر بکنند نظرشان را براي ما بفرستند

بحث عمده‌اي که ما در جلسه اول عصر ايمان داشتيم ما ذهن بينندگان را معطوف به اين نکته کرده‌ايم که اولا اين آشفتگي‌ها آشفتگي‌هاي هستش که به دين مربوط هست و يک سري از آشفتگي‌ها را از دنيا گفتيم که در جهان چه مي‌گذرد چقدر دارد جنايت اتفاق مي‌افتد چه ويژگي‌ها نامطلوبي در دنيا وجود دارد بعد آمديم سراغ اين‌که يک عده‌اي معتقد هستند همه اين‌ها مربوط به دين هست زير سر دين هست اگر اديان نبودند دنيا راحت داشت زندگيش را مي‌کرد مشکلي نداشت و آمديم وارد اين شديم که اين مسئله واقعي نيست و ناچارا همه بايد ديني را داشته باشند و دين مي‌شود آن شيوه‌اي که افراد براساس آن شيوه مي‌انديشند که چه هدفي داشته باشند و چه مسيري را انتخاب بکنند و چه رفتاري در جاي که تضاد پيش مي‌آيد و دو رويکرد متفاوت را بايد انتخاب بکنند و چه رويکردي را انتخاب بکنند همه اين‌ها دين هست ولو اين‌که شخص بگويد من بي خدا هستم بگويد ضد خدا هستم حتي کسي که بي خدا است داراي ديني است که دين او بي خدايست و پايبند به آن است حتي کساني که اسم خودشان را ضد دين مي‌گذارند نه بي خدا ضد دين مي‌گذارند يعني مي‌گويند که ما با دين ضديت داريم همان‌ها داراي دين هستند و براساس تعريف مختصري که ارائه داديم 

مجري:

از همراهي شما بينندگان عزيز از سيل پيام‌هاي شما ممنون هستم

يا علي مدد خدانگهدار.

 


حجت الاسلام و المسلمین عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر