صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 01 فروردين 1394 تعداد بازديد: 1490 
سراب وهابیت 128 - بررسی نظر وهابیت درباره‌ی اهل سنت صوفی
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 01/01/94

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

سلام و درود بی‌کران خدمت شما ببینندگان عزیز و ارجمند شبکه‌ی جهانی ولایت؛ حلول سال جدید را تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که برای شما سالی سرشار از موفقیت و سلامتی و سربلندی باشد؛ امیدوارم که زیر سایه‌ی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام و همچنین در پرتو عنایات و توجهات حضرت حق خوب و خوش و خرم باشید.

در برنامه‌ی سراب وهابیت امشب هم در خدمت جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد حبیب عباسی خواهیم بود؛ استاد عباسی سلام علیکم؛ ایام بر شما هم مبارک باد.

استاد عباسی:

 سلام علیکم و رحمه الله؛ بنده هم خدمت همه‌ی بینندگان عزیز و گرامی‌ شبکه‌ی جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم هرجای این عالم که هستند اوقات خوبی را سپری کرده باشند و بهترین اوقات و ایام در انتظار آن‌ها باشد و برای همه‌ی عزیزان مومنین و بینندگان شبکه‌ی جهانی ولایت آرزو دارم که إن‌شاءالله در زیر سایه‌ی الطاف حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها سال بسیار پرخیر و برکتی را داشته باشند و إن‌شاءالله خداوند امسال را سال ظهور موفور السرور حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء مقرر بگرداند.

مجری:

استاد عباسی، با وجود این‌که از نگاه بزرگان اهل سنت بحث صوفی‌گری مورد تأیید است و بعضی از علماء آنان هم نکات خیلی مهمی ‌را بیان کرده‌اند اما شبکه‌های وهابی گاهاً مانورهایی می‌دهند و اهل سنت صوفی را تکفیر می‌کنند.

در این زمینه مقدمه‌ای بفرمایید تا کلیپ‌هایی را هم نمایش دهیم.

استاد عباسی:

بحثی که در جلسات متعدد برنامه‌ی سراب وهابیت پی گرفتیم این بوده که وهابیت مقابل همه‌ی مسلمان‌ها ایستاده است؛ شیعه و سنی و صوفی و غیر صوفی و هر کس که مخالف نظر آنان باشد را تکفیر کرده و با او دشمنی می‌کنند؛ با اهل سنت صوفی هم دشمنی می‌کنند چون در بسیاری از موارد با آن‌ها اختلاف نظر دارند، مثلاً به دلیل این‌که آنان توسل را قبول دارند و انجام می‌دهند، آن‌ها را به صورت ویژه مورد غضب و دشمنی قرار داده‌اند و با آن‌ها مخالفت کرده‌اند.

نکته‌ی مطرح این است که آیا امکان دارد که صوفیه را از اهل سنت جدا کنیم یا خیر؟ یعنی بگوییم که چند نفر صوفی داریم که مشرک و گمراه‌اند و از اهل سنت دور هستند؟ و باقی اهل سنت با ما موافق‌اند؟ قطعاً این موضوع امکان پذیر نیست؛ آماری که از تعداد اهل سنت صوفی در دسترس می‌باشد بسیار زیاد است حتی تا ششصد و پنجاه میلیون نفر از اهل سنت را صوفی اعلام کرده‌اند؛ عزیزان اهل سنت ایران، غالباً صوفی هستند و یکی از فرقه‌های تصوف را قبول دارند؛ من به اقتضاء فعالیتم با خیلی از علماء اهل سنت ارتباط داشته‌ام و حتی گاهی به منزل آن‌ها رفته‌ام و دیده‌ام که لوح‌هایی به دیوار نصب کرده بودند که فرقه‌ی صوفی آن‌ها را مشخص کرده بود.

مجری:

کلیت و تفکر و اندیشه‌ی صوفی چه می‌باشد؟

استاد عباسی:

غالباً مذاهب اربعه اهل سنت که از نظر فقهی اعتقاداتی دارند یک مسلک عرفانی هم برای خود قائلند و معتقدند این مسلک عرفانی باید از جایی گرفته شده باشد و اشخاص نمی‌توانند خودشان مسلکی را برای خود قائل شوند و حتماً باید از کسی گرفته شده باشد لذا مثلاً یا قادری و یا نقشبندی هستند و به این‌ها مسلک عرفانی می‌گویند و صوفی را در اهل سنت، فرقه‌ای مجزا نمی‌دانند؛ یعنی اگر کسی اهل سنت حنفی دیوبندی است در عین حال، صوفی نقشبندی یا صوفی قادری هم است؛ آنان معتقدند که روش و راه و رسم عرفان را باید از این افراد بگیریم؛ این موضوع در اهل سنت رایج و متداول است؛ البته شیعه تصوف را نمی‌پذیرد و به آن انتقاداتی دارد و تصوفی که در شیعه وجود دارد را دور از مسیر اهل بیت علیهم‌السلام می‌دانیم.

اهل سنت صوفی بحث توسل و زیارت اهل قبور و شفاعت طلبی و تبرک و غیره را -چون از طریق و مسلکی که داشته‌اند دور نشده‌ و آراء و اقوال امثال ابن تیمیه حرانی و محمد بن عبدالوهاب و وهابیت معاصر را نپذیرفته‌اند- قبول دارند و خیلی محکم بر سر این مسائل ایستاده‌اند.

اگر وهابی‌ها بخواهند بین اهل سنت و صوفی اختلاف بیندازند و بگویند که ما با اهل سنت هستیم و با صوفی‌ها نیستیم، لذا باید این مطلب را روشن کنند که آیا صوفی‌ها را مشرک می‌دانند یا خیر؟ آیا می‌توانید بگویید که عمده اهل سنت کردستان و گلستان و... که صوفی هستند مشرک‌اند؟ این واقعاً تفکیک ناپذیر است و نمی‌توانیم بگوییم که یک بخش عمده‌ای اهل سنت هستند و صوفی نیستند؛ اما این‌ها در برنامه‌های مختلف با صوفیه مخالفت کردند و آنان را از اهل سنت جدا کردند و مشرک دانستند؛ حتی به صورت ویژه بعضی از افراد مثل جناب مولوی محمد عمر سربازی را به خاطر صوفی بودن و عقیده به توسل، مشرک خطاب کردند؛ البته خیلی از علمای اهل سنت موضع‌گیری کردند و سپس این‌ها اصلاح کردند و گفتند که ایشان نظرش درباره‌ی توسل عوض شده است! ولی نگفتند که بقیه‌ی چیزهایی که ما گفتیم و در کتب ایشان وجود دارد چه شد؟ گفتند ایشان از توسل عدول کرده و از نظرش برگشته است که البته این موضوع و فضایی که ایجاد شده را امشب بحث می‌کنیم و می‌خواهیم ببینیم شبکه‌های وهابی‌ای که تا به حال ادعای اهل سنت و دفاع از اهل سنت را داشتند، امروز به جان علمای اهل سنت و اعتقادات اهل سنت افتاده‌اند و به آنان حمله می‌کنند و آنان را مشرک می‌دانند و کافر خطاب می‌کنند.

مجری:

اولین کلیپ در خصوص معرفی شخصیت ملا محمد عمر سربازی که یکی از شخصیت‌های بزرگ صوفی اهل سنت ایران است را از زبان جناب مولوی عبدالحمید ببینیم؛ توضیحات بیشتر را از زبان جناب استاد عباسی خواهیم شنید.

کلیپ:

...معرفی شخصیت محمد عمر سربازی از زبان مولوی عبدالحمید به عنوان یکی از بزرگان تصوف...

سرگذشت عالم ربانی، فقیه معاصر، محدث مفسر و زاهد و درویش و عالم با خدا این ضایعه بزرگ را اولاً به همه شما و خصوصاً به حضرت مولانا عبدالرحمن حفظه‌الله تسلیت عرض می‌کنیم؛ راه معرفت، راه سلوک، راه تزکیه و اصلاح، راه تصوف و راه کتاب و سنت، راه حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و انبیاء علیهم‌السلام را داشت و درس هدایت و تعلیم می‌داد.

مجری:

خوب این هم بخشی از صحبت‌های مولوی عبدالحمید در مراسم تشیع جنازه محمد عمر سربازی بود؛ استاد عباسی اگر توضیحی لازم است بفرمایید.

استاد عباسی:

همانطور که در کلیپ هم مشاهده کردید گفتند که ایشان از بزرگان بوده و راه ایشان، راه تصوف بوده است و ما از جناب مولوی عبدالحمید و دیگران تأییدیه می‌آوریم که جناب مولوی محمد عمر سربازی از شخصیتهای تراز اول است و این موضوع را همه قبول داشتند و مولوی عبدالعظیم نهتانی در کتاب زندگانی مولوی محمد عمر سربازی در ماجرای رحلت ایشان می‌نویسد:

شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله شروع به سخنرانی کرد و مردم بلوچستان را به چند توصیه متوجه نمود ایشان فرمودند:

بنده درگذشت این عالم ربانی، فقیه معاصر، محدث، مفسر، زاهد و درویش و عالم با خدا را اولاً به عموم شما مردم تسلیت عرض می‌نمایم و سپس به حضرت مولانا عبدالرحمن...تسلیت عرض می‌نمایم.

زندگانی قطب الاقطاب شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عمر سربازی ص 191، اسم المؤلف: مولوی عبدالعظیم نهتانی، دار النشر : سیمرغ خراسان 1387هـ.ش

این مطلب جایگاه این شخصیت را واضح می‌کند که ایشان چه کسی بوده و چه ویژگی‌هایی داشته است؛ همچنین خود جناب مولوی محمد عمر سربازی کتابی در بحث تصوف به نام «خلاصة التصوف» نوشته است و از مخالفین تصوف، به دزد و راهزن تعبیر کرده است:

پس باید دانست که منکرین تصوف هر چه هستند نه در مقامی ‌هستند که لیاقت اجتهاد کردن را داشته باشند تا رد و انکار آن‌ها برای کسی دلیل و برهان باشد نه جزء عالمان حقیقی هستند که بدون تعصب حقایق را بیان ‌می‌کنند و نه از صوفیان واقعی هستند که حرف آن‌ها با دلیل و قابل قبول باشد، بلکه به قول مولانا احمد علی لاهوری منکرین تصوف به منزله‌ی دزد و راهزن هستند که می‌خواهند که جزیی بزرگ را از دین خارج کنند که در واقع متعلق به دین است.

خلاصة التصوف ص 11، اسم المؤلف: مولوی محمد عمر سربازی، دار النشر : حافظ 1385هـ.ش

سپس می‌نویسد: 

همین انکار کنندگان را نوآور در دین و مبتدع بنامیم.

خلاصة التصوف ص 11، اسم المؤلف: مولوی محمد عمر سربازی، دار النشر : حافظ 1385هـ.ش

و بگوییم آن‌ها بدعت‌گذار هستند. این نظر مولانا محمد عمر سربازی نسبت به شبکه‌های وهابی‌ای است که تصوف را رد می‌کنند و می‌گویند که تصوف هیچ جایگاهی ندارد.

مجری:

کلیپ بعدی درباره‌ی دیدگاه وهابیت نسبت به جناب محمد عمر سربازی و مشرک نامیدن ایشان است که با هم می‌بینیم. 

کلیپ:

...تکفیر مولوی محمد عمر سربازی توسط شبکه‌های وهابی...

میهمان:

این موارد از هر کسی که سر زده شود، شرک است؛ در شأن مولوی محمد عمر سربازی نبود که چنین کتاب‌هایی تألیف کند؛ پس ما می‌گوییم این چیزهایی که در کتاب‌های مولوی است باید پنهان شود یا رد شوند یا مثلاً دوباره به بازار سرازیر نشوند.

کارشناس:

بنده خدمت شما عرض کردم، الان هم می‌گویم، توسلی که این‌ها جائز می‌دانند البته ما جائز نمی‌دانیم و خیلی از علمای اهل سنت هم جائز نمی‌دانند.

کارشناس:

 در مورد همین کتاب سربازی که شما فرمودید مولوی سربازی گفتند که البته دو بار آقا علی زنگ زدند و یک بار گفتند که یک مناظره یا برنامه مستقل بگذارید و ثابت کنید که کتاب آقای مولوی سربازی شرکیات و کفریات دارد؛ آیا گفتن این کلمه که در این کتاب شرکیات یا کفر وجود دارد آیا توهین به علماء اهل سنت است یا نه؟

کارشناس:

صحیح این‌که ما به دوستمان علی می‌گوییم که ما از نه از امروز بلکه همانطور که بیان کردند ما از پانزده سال پیش تا امروز با صدای بلند، زمانی که مولوی -خدا رحمتش کند- در حیات بوده، این مسئله را با تک تک علمای بلوچستان از بزرگ تا کوچک -بسیاری از علمایی که اینجا هستند هم شاهد هستند که- ما با این‌ها نشسته‌ایم...

با علمایی که درباره‌ی کتاب‌های مولوی سربازی صحبت کرده‌اند از علمای بزرگ و از علمای کوچک مثلاً «شیخ احمد نارویی» -خدا رحمتش کند- در دو جلسه در دوبی و بسیاری از دوستان هم شاهد هستند و با آقای «عبدالقدوس» در حضور «شیخ خالد مدنی» این مسائل را مطرح کرده‌ایم و خود شیخ احمد نارویی هم اقرار کرد که تمام این‌ها شرک است؛ کتاب‌هایی مثل کتاب «شفاء الأسقام والأحزان» و کتاب «تدبیر دفع مصائب و بلیات» کتاب «خلاصه التصوف» همه شرکی هستند؛ من گفتم یا شیخ احمد در این شب کسی نیست و همه‌ی ما سنی و در دایره‌ی اهل سنت هستیم؛ یک نامه‌ی دوستانه مثلاً به نام شاگرد یا فرزند مولوی سربازی برای مولوی بنویسیم که مولوی جان، این چیزهایی که شما نوشته‌ای در شأن شما نیست، شما یک عالم هستید، شما در منطقه معروف به قطب یا رکن بلوچستان هستید یا یکی از ابدال دنیا هستید، این چیزهایی که تو نوشته‌ای در شأن یک عالم نیست که الاعیاذبالله شرک صریح کنید و در کتاب می‌گوید:

یا رسول الله انی استجیر بک من ظلم فلان بن فلان فخذ لی حقی منه

 این یک استغاثه صریح است که به رسول الله صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌کند؛ همچنین صدها مسائل دیگر چه از کتاب «شفاء الأسقام» و یا کتاب «تدبیر دفع مصائب و بلیات» که بیان کردید؛ حتی در مسجد مناره ایمان امارات، هفتاد نفر از علمای بزرگ بلوچستان، از جمله «مولوی ساداتی» و «مولوی بزرگ‌زاده» و «مولوی مصلح الدین» و «مولوی نقشبندی» و همه علمای بلوچستانی بودند، این مسئله را بیان کردیم؛ اگر ما از قرآن یا صحیح بخاری مطلبی را بگوییم مشکلی پیش نمی‌آید پس اگر ما صحیح بخاری را باز کنیم با سر بلندی می‌گوییم بله این کتاب درستی است و ما باید به مردم اعلام کنیم اما اگر اسم کتاب‌های مولوی محمد عمر سربازی در ملأ برده شود اشمئذانه است و می‌گویند که چرا اسم کتاب‌های مولوی را می‌برید.

کارشناس:

البته بحث مولانا محمد عمر سربازی نیست بلکه هر احدی، هر عالمی، ‌هر بزرگی در دنیا را تصور کنید اگر با کتاب خدا و سنت رسول الله صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و بر اساس فهم صحابه سخنی گفت چون آن‌ها مخاطب اولی بودند و آن‌چه که فهمیده‌اند، ما آن‌را به دیده چشم خود می‌گذاریم و قبول می‌کنیم ولی این سخن از هر کس دیگری که باشد قابل قبول نیست.

کارشناس:

در جامعه اهل سنت، مانند شیعه تقلید نداریم و آن‌را جایز نمی‌دانیم بلکه تقلید را بردگی می‌دانیم؛ ما مقلد نیستیم و اظهار نظر ایشان برای خودش محترم است اما ما اظهار نظرش را قبول نداریم؛ آیا شما وهابیت را به عنوان فرقه‌ای قبول دارید؟ آیا وجود دارد؟

بیننده:

نظر من با نظر مولوی سربازی در این زمینه کاملاً موافق است؛ ولی شما قبولش ندارید.

مجری:

چرا پاسخ سوال من نمی‌دهید؟

کارشناس:

آنچه که می‌دانم مولوی محمد عمر مثل سایر انسان‌ها یک سری اشتباهات و یک سری صوفیاتی که در کتاب و سنت صحت ندارد، را مرتکب شده است.

کارشناس:

و بعضاً گفته‌اند که این سنت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بوده است و حتی گفته‌اند که توسل هم جایز است؛ این‌ها متأثر از ایده و عقیدهی تصوف منحرف دارد.

مجری:

مشاهده کردید که افراد مختلف به انحای مختلف سعی کردند که مشرک بودن این شخصیت را نمایش دهند.

استاد عباسی:

در این کلیپ صریحاً گفتند که کتب ایشان شرکیات است و به عنوان شاگرد نامه بنویسیم که این کتاب‌ها در شأن شما نیست که مشرک باشید؟ آنان از یک طرف می‌گویند که او اشتباه کرده و نکته‌ای را آورده است و از طرف دیگر می‌گویند که کتاب‌های این آقا پر از شرکیات است! حتی تعبیر ایشان این بود که او شرک صریح دارد؛ شما می‌خواهید به یک مشرک صریح، به عنوان فرزند نامه بنویسید که این‌ها در شأن شما نیست!؟ این مطالب شما را از ایمان خارج کرده و شما کافر و مرتد شده‌اید؟!

شاید بعضی بگویند که ایشان صوفی هستند وسنی نیستند ولی ایشان هم صوفی و هم دیوبندی هستند و در مقدمه زندگی‌نامه ایشان که شادگردان او در حوزه علمیه ایشان چاپ کرده‌اند و تقریظ و تأیید نامه‌ی جناب مولانا حافظ عبدالله ملازهی (مدیر مدرسه دینی منبع العلوم کوه‌ون) را آورده که «قطب زمان عارف دوران مجدد قرن چهاردهم» و در صفحه 70 درباره‌ی تأسیس حوزه علمیه منبع العلوم که توسط ملامحمد عمر سربازی ایجاد شده است، به «دیوبندی دیگر در بلوچستان» تعبیر می‌کنند؛ و در بلوچستان، دیوبندی‌ها سنی متعصب صوفی هستند؛ سپس در صفحه بعد می‌گوید:

برای شناختن دیوبند همین مدرسه را ببینید، این دیوبند است زیرا که ما با آنان هم‌فکر هستیم و عقیدهی ما با آنان یکی است.

زندگانی قطب الاقطاب شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عمر سربازی ص 71، اسم المؤلف: مولوی عبدالعظیم نهتانی، دار النشر : سیمرغ خراسان 1387هـ.ش

اهل سنت مرید دیوبند هستند و هیچ تفاوتی از این حیث بین این‌ها و دیوبندی‌ها وجود ندارد؛ ایشان عقیده‌هایی را درباره توسل بیان کرده‌اند که فراوان در کتاب‌هایش می‌بینیم، چه به عنوان کرامات قبور که قبور افراد صاحب کرامات است و می‌شود توسل کرد؛ این مطالب در کتاب «خلاصه التصوف» از کتاب‌هایی که این‌ها گفتند پر از شرکیات است، وجود دارد و ما می‌خواهیم به آن اشاره کنیم تا بینندگان عزیز ما ببینند که تفاوت اهل سنت و وهابیت در چیست؟ عالم اهل سنت می‌گوید که توسل جایز است و باید متوسل شد اما آن‌ها می‌گویند که این‌ کارها شرک است و این مطالب باید محو و نابود شود و چاپ نشود!

ایشان در کتاب خلاصه التصوف در مسئله هفتم می‌گوید:

بدان که از بعضی اولیاء بعد از موت هم تصرفات و کرامات عجیب و غریب سر می‌زند و این مورد بسبار واقع شده است چرا که ولایت بعد از موت گرفته نمی‌شود (اصل مکان اشکال وهابیت) بلکه همراه ولی است (یعنی اون کرامت همراه ولیه تا وقتی که میمیره) آری تصرفاتی را که در حین حیات خود نمی‌توانند بعد موت هم نمی‌توانند.

خلاصه التصوف ص 187، اسم المؤلف: مولانا محمدعمر سربازی، دار النشر: حافظ

اما وهابیت همان توسلی را که در حال حیات جایز است، در حال وفات جایز نمی‌داند اما همان‌طور که اینجا ذکر شد، اهل سنت آن توسل در حال حیات را برای زمان وفات هم جایز می‌داند؛ 

مورد دیگر کتاب مجالس قطب الارشاد از مولوی محمد عمر سربازی است که عبدالجلیل محمدی بحث‌های آن را مرتب و جمع آوری کرده است؛ جالب این‌که در ذیل نام جناب سربازی نوشته است «علامه سید محمد عمر سربازی نقشبندی» که اشاره‌ای به صوفی بودن و مسلک و فرقه‌ی نقشبندی است که ایشان قبول داشته است؛ در اینجا هم حکم توسل را آورده و سوال کرده که:

سوال(184) آیا توسل جایز است؟

جواب: به این صورت جایز است که بگوید: خدایا! به عزت فلان بنده‌ات یا به حرمت فلان شیخ، این مشکل مرا حل کن؛ اما اگر بگوید: ‌ای پیر! و یا بگوید: ‌ای شیخ! فلان مشکل مرا حل کن، حرام است حتی توسل جستن به پیامبران بدون واسطه جایز نیست؛ نزد غیر مقلدین مطلقاً از غیر مردگان توسل جستن جایز نیست.

مجالس قطب الارشاد ص 280، اسم المؤلف: مولانا محمدعمر سربازی، دار النشر: مدرسه دینی منبع العلوم کوه‌ون، جمع و ترتیب: عبدالجلیل محمدی

یعنی باید با یک واسطه‌ای مثلاً با شیخ عبدالقادر گیلانی به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم متوسل بشویم و نظر غیر مقلدین -وهابی‌ها- با آنان متفاوت است. سپس صورت‌های گوناگون توسل را ذکر کرده است؛ از جمله این‌که:

2- از بندگان نیک و صالحی که در قید حیات نیستند و مدفون در خاک‌اند کمک می‌خواهد و به آنان متوسل می‌شود؛ این دو صورت دارد:

صورت اول: صدا زدن به طور مستقیم آن مرده است. این صورت نزد همه امت حرام می‌باشد.

صورت دوم: مستقیم به او متوسل نمی‌شود بلکه می‌گوید: به واسطه فلان بنده صالح و نیک‌ات مشکلم را برطرف ساز؛ این صورت نزد ائمه اربعه جایز است.

مجالس قطب الارشاد ص 314، اسم المؤلف: مولانا محمدعمر سربازی، دار النشر: مدرسه دینی منبع العلوم کوه‌ون، جمع و ترتیب: عبدالجلیل محمدی

این مطلبی است که ایشان در اینجا بیان کرده است؛ البته ایشان در کتاب‌های دیگر هم بحث توسل را ذکر می‌کند؛ بینندگان عزیز، خصوصاً بینندگان اهل سنت خواهش می‌کنم که خیلی دقت کنند یکی از موارد تقابل با وهابیت اینجاست آنان می‌گویند هر کسی این توسل را انجام دهد، مشرک و جهنمی است اما هر کس که توسل را انجام نداد موحد است! حال می‌خواهیم ببینیم که نظر واقعی مولوی محمد عمر سربازی چیست که این‌ها به این شدت با ایشان برخورد کرده‌اند؟ به عنوان مثال در جلد اول از کتاب «فتاوای منبع العلوم کوه‌ون» می‌نویسد:

ثبوت توسل از قرآن کریم

...پس معنی این طور شد: بودند مدد طلب می‌کردند بر کسانی که کافر بودند به وسیله نبی آخرالزمان قبل از پیدا شدن او.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 162، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

یعنی قبل از این‌که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به دنیا بیاید به او توسل می‌کردند؛ سپس می‌نویسد:

یعنی بنی قریظه و بنی نضیر قبل از پیدایش حضور اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به توسل او دعا می‌کردند برای تحصیل غلبه بر اوس و خزرج و این‌طور می‌گفتند:

«اللهم انا نسئلک به حق نبیک الذی...

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 162، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

یعنی قبل از اسلام هم توسل به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم وجود داشته و توسل را انجام می‌دادند سپس «توسل از روایت» را مطرح می‌کند که شخص نابینایی نزد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آمد و می‌گوید:

از این حدیث صراحتاً توسل ثابت است و چون‌که در هیچ جا دعا برای او از نبی کریم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم منقول نیست؛ از این ثابت شد که همان طور که توسل به دعای کسی جایز است، توسل به ذات او هم جایز است.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 167، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

یعنی ما فقط توسل به دعا را قبول نداریم بلکه توسل به ذات را هم قبول داریم؛ همچنین یک مورد دیگر را هم اضافه کرده است که طبرانی در مجمع کبیرش از عثمان بن حنیف نقل کرده که شخصی نزد عثمان آمد و... که این روایت را مفصل گفته‌ایم که اشاره به همان شخص نابینا است که عثمان بن حنیف گفت برو وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم متوسل شو و پیش خلیفه برو کارت راه می‌افتد که ایشان وقتی این را نقل می‌کند از این واقعه، توسل به ذات بعد از وفات را هم ثابت می‌کند؛ این حرف مولوی محمد عمر سربازی است. البته او را مشرک دانستند و متهم به شرک کردند؛

در جاهای دیگر هم این مطلب را فراوان نقل کرده است که اگر بخواهم همه این‌ها را مفصل نقل کنم بسیار طولانی می‌شود؛ مثلاً در مطلبی دیگر گفته است که:

حکم وسیله این است که نزد جمهور اهل سنت و جماعت توسل به قرآن و انبیا و صلحا جایز بلکه موجب مقبولیت دعا و مستحسن است. علامه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب همراه معتقدین خود، خلاف جمهور رفته‌اند. مستدل جمهور در مورد این‌گونه توسل تصریحات و اشارات قرآن و حدیث‌اند.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 162، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

همچنین در ثبوت توسل از حدیث روایت عثمان بن حنیف را که نقل می‌کند می‌گوید:

بیهقی نیز آن را روایت و تصحیح کرده و مزید بر آن گفته است «آن کور بینا شد»

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 163، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

روایت چه بود:

 اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک به محمد نبی الرحمه 

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 163، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

این دعا مربوط به بعد از رحلت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و خطاب به قبر ایشان است؛ و در پایان این مطلب می‌گوید:

و از تمام ائمه توسل به زندگان و مردگان ثابت است و تمام علمای دیوبند به این متفق‌اند.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 163، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

و این مطلب را به عنوان فتوا مطرح کرده است؛ اما آنان ایشان را که یک عالم بزرگ اهل سنت است، مشرک دانسته بودند و بعد از برخورد سایر علما، گفتند که ایشان از نظر خود برگشته و اشتباهاتی انجام داده است! ما نمی‌دانیم چه اشتباهی بوده است؟ اما حداقل قضیه این است که آنان معتقدند که مولوی محمد عمر سربازی در برهه‌ای از زندگی مشرک بوده و بعداً موحد شده است!

مجری:

کلیپی که وهابی‌ها ادعا می‌کنند جناب ملا محمد عمر سربازی از عقیده‌ی خود برگشته است را با هم ببینیم.

کلیپ:

...ادعای برگشت مولوی محمد عمر سربازی از اعتقاد به توسل...

سوال تلفنی:

استاد من سوالی داشتم؛ شما نسبت به مباحث توسل که مطرح می‌کنید همیشه می‌گویید که توسل شرک است و هر کس قائل به توسل باشد مشرک است؛ لطفاً یک پاسخ واضح و مستدل به ما بدهید چراکه آقای سربازی در کتاب فتاوای منبع العلوم در صفحه‌ی 163 می‌گوید: از تمام ائمه توسل به زندگان و مردگان ثابت است و تمام علمای دیوبند این را متفق‌اند، و در ادامه همین مطلب می‌گوید که علامه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب بر خلاف جمهور اهل سنت رفته‌اند؛ جناب آقای سربازی که بحث اجماع را مطرح می‌کند و در همین رابطه هم به آیات قرآن و هم به توسل جناب شافعی به قبر ابوحنیفه که با سند صحیح آمده استدلال می‌کند، حکم این‌ مطالب ایشان چیست؟ فقط خواهش می‌کنم که نگویید اشتباه کرده است چون به شیعه که می‌رسید می‌گویید مشرک شده‌اند؛ اگر شما واقعاً راست می‌گویید و روی عقیده‌ی خود پایبند هستید، آیا جناب آقای سربازی که ادعای اجماع می‌کند مشرک است؟

مجری:

در زمینه‌ی توسل و شرک بودن توسل و جناب سربازی و مطالبی که مطرح کردید، چه نیازی است که به این اسلوب متوسل شوید؟ در مباحث فکری و اعتقادی این راه برای رسیدن به حقیقت نیست که شما بخواهید قول یک عالمی ‌را که از فتوای خودش رجوع کرده است استفاده کنید.

بیننده:

با توجه به این‌که ایشان حتی توسل به اموات را هم جائز دانسته‌اند چرا شما در آن‌جا قائل می‌شوید که ایشان اجتهاد کردند و قطعاً یک ثواب هم می‌برند ولی درباب علمای شیعه می‌گویید که این‌ها مشرک هستند و ترویج شرک می‌کنند؟

مجری:

جناب مولوی محمد سربازی در فتاوای منبع العلوم تصریح می‌کنند به این‌که «و آن‌چه احقر نوشته‌ام محض برای تحصیل برکت است و خلاف اولی است با توجه به این‌که آن هم مال خودم نیست بلکه نقل است از آبا و اجداد و آن هم در چاپ اول است و در چاپ دوم اراده کرده‌ام که همین خلاف اولی را هم بیرون کشم و چند نکته‌ی ضعیف دیگر که در شفاء الاسقام است حذف می‌کنم تا عوام و جهال در اشتباه نیفتند.» ایشان به اشتباهی که صورت گرفته تصریح می‌کنند

آقای شریفی اگر می‌خواهید مثل جهال عوام نباشید که متاسفانه ظاهراً مُصِر هستید بر این‌که هم‌چنان بر این جهالت پافشاری کنید چون گفتید تا حالا جواب نگرفتید حالا جواب بگیرید تا بر این جهالت پافشاری نکنید، «تا عوام و جهال در اشتباه نیفتند چرا که حقیر دوست ندارم که هیچ عامی ‌جاهلی از نوشته‌های حقیر در امری نامشروع و مشتبه شرعی در اشتباه بیفتد اما من نیز انسان هستم و انسان هم از سهو و نسیان برئ نیست؛ معصوم فقط کلام معصوم است، دیگر هر کسی باشد کلام او احتمال اشتباه دارد.»

مجری:

استاد عباسی داستان چیست؟ در این زمینه توضیح بفرمایید.

استاد عباسی:

این آقا و همکارانش بعد از این‌که ایشان را مشرک نامیدند و سپس دیدند عالمی را مشرک خطاب کرده‌اند ‌که تقریباً در سیستان و بلوچستان کسی نیست که این عالم را نشناسد یا قبول نداشته باشد و زمانی‌که این تکفیر گران تمام شد، ناچار شدند رجوعی داشته باشند و حرف را عوض کنند و بگویند که ایشان نظرش عوض شده است!

عبارتی که ایشان می‌خواند را بنده هم دارم که مولوی عمر سربازی می‌نویسد:

و آن‌چه احقر نوشته‌ام محض برای تحصیل برکت است و خلاف اولی است با توجه به این‌که آن هم مال خودم نیست بلکه نقل است از آبا و اجداد و آن هم در چاپ اول است و در چاپ دوم اراده کرده‌ام که همین خلاف اولی را هم بیرون کشم و چند نکته‌ی ضعیف دیگر که در شفاء الاسقام است حذف می‌کنم انشاالله تا عوام و جهال در اشتباه نیفتند، تا عوام و جهال در اشتباه نیفتند؛ چرا که حقیر دوست ندارم که هیچ عامی ‌جاهلی از نوشته‌های حقیر در امری نامشروع و مشتبه شرعی در اشتباه بیفتد اما من نیز انسان هستم و انسان هم از سهو و نسیان برئ نیست؛ معصوم فقط کلام معصوم است، دیگر هرکسی باشد کلام او احتمال اشتباه دارد.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 58، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

ایشان این مطلب را در 19 صفر 1410 گفته‌اند و اولاً گفتند که بعضی از آن‌ها خلاف اولی است و بهتر بود که نمی‌گفتم، نه این‌که بعضی از مطالبی که گفتم شرک گفتم و مشرک شدم. خطا کردن با شرک گفتن متفاوت است؛ آیا جائز است که انسان مشرک شود؟ ببخشید من در بعضی جاها شرک گفتم و چون نمی‌خواستم مردم به خطا بیفتند آن‌ها را حذف می‌کنم! چند مطلب از شرک‌های خود را حذف می‌کنم!

آنان گفتند که تصوف ایشان شرک است. در حالی‌که او در کتاب مجالس قطب الارشاد هم، توسل را تأیید کرده است و مطلبی را که وهابی استدلال کرد که او از نظرش برگشته، مربوط به 19 صفر 1410 است اما در صفحه‌ی 169 همین کتاب توسل را که در زمان حیات و وفات پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و خلیفه دوم به عباس عموی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم انجام داده است را مطرح می‌کند که آقایان وهابی می‌گویند این در زمان حیات بوده است وإلا پس چرا خلیفه دوم به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم که از دنیا رفته بود متوسل نشد؟ پس معلوم می‌شود که توسل به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را حرام می‌دانست. جواب مولوی محمد عمر سربازی این است که:

پس فاروق اعظم نه به این سبب از حضرت عباس توسل کردند که بعد از وفات حضور اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم از او توسل روا نیست، چرا که در روایات دیگر جواز آن بعد از وفات هم ثابت است. -چنانکه ذکردم- بلکه هدف دوم فاروق اعظم این بود که مسلمانان را متوجه کند که جواز توسل خاص به انبیا علیهم‌السلام نیست بلکه به دیگر صلحا هم رواست.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 169، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

این حرف را در شش ربیع الاول 1411 هجری قمری یعنی یک سال بعد از تاریخ مطلب مورد استناد آقایان وهابی آمده است که نشان می‌دهد اگر اصلاحاتی هم بوده، درباره‌ی مطلب توسل نبوده است بلکه اصلاحات مطالب ممکن است در دعاها و نکاتی بوده که اگر افراد مراجعه کنند، اشتباه کنند و اصلاً بحث اصلاح مباحث اعتقادی نبوده است؛ یعنی اگر مطالب ایشان در باب توسل در کتاب‌های مختلف و درباره کرامات قبور و سماع موتا مطالبی گفته باشد و سپس همه این‌ها اشتباه و شرکیات بوده و نظر ایشان نسبت به همه این‌ها عوض شده باشد؛ این حرف خیلی عجیب و غریب و حرف باطلی است.

پس باز هم دست این‌ها رو شد و البته آنان به بیننده‌هایی که تماس گرفتند توهین‌هایی کردند که شما جاهل و عوام هستید و ‌نمی‌خواهید دست بردارید! لکن با این مطالبی که عرض کردم و تفاوت تاریخ مطالب مشخص شد که چه کسی جاهل است.

مجری:

کلیپی هم درباره‌ی رسوایی شبکه‌های وهابی در مورد ادعای برگشتن مولوی سربازی از اعتقاد به توسل، آماده پخش است که با هم می‌بینیم.

کلیپ:

...رسوایی شبکه‌های وهابی در مورد ادعای برگشتن مولوی سربازی از اعتقاد به توسل...

بیننده شبکه وهابی:

آقای کیانی من را قطع نکنید تا إن‌شاءالله نکته‌ای را نسبت به برنامه‌های شما و کلیپی که از بنده در رابطه با بحث توسل و جناب اقای سربازی پخش کردید خدمت شما عرض کنم؛ من چند دفعه روی خط آمدم که جواب شما را بدهم اما من را قطع کردید.

مجری:

بله آقای شریفی.

 بیننده شبکه وهابی:

شما کلیپی از من درست کردید که مولوی سربازی از نظر خودش برگشته است؛ من به سه دلیل می‌خواهم این قضیه را رد کنم که اصلاً این مسئله که شما می‌گویید ربطی به توسل جناب آقای سربازی ندارد؛ شما مطلبی را از کتاب ایشان در صفحه 59 خواندید که ایشان گفته بود من در شفاء الاسقامِ خود مطالبی را آورده‌ام که مال خودم نیست و خلاف اولی است و در چاپ دوم می‌خواهم حذف کنم؛ تاریخ فتوا هم 19 صفر 1410 است.

مجری:

بله تا اینجا درست می‌فرمایید.

بیننده شبکه وهابی:

جناب آقای کیانی این ربطی به قضیه‌ی توسل ندارد چون فتوای جواز توسل به اموات جناب آقای سربازی 6 ربیع 1411 است یعنی یک سال بعد از فتوایی که شما خواندید؛ دلیل دوم این‌که در آن مطلب اول می‌گوید این‌ها نظر خودم نیست و نظر آبا و اجداد است و در بحث توسل می‌گوید تمام علمای اهل سنت دیوبند و تمام ائمه‌ی اهل سنت قائل به جواز توسل هستند؛ و دلیل سوم اینکه در شفاء الاسقام چاپ دوم که هیچ، تا چاپ دوازدهم که بنده مطالعه کردم جناب آقای سربازی بحث توسل را مطرح کرده است؛ دلیل چهارم هم این‌که جناب عبدالرحمن سربازی هم تأسی می‌کند که تمام اهل سنت قائل به جواز توسل به مرده و زنده هستند و شبکه‌ی ولایت هم پخش کرد و استدلال ایشان هم روایت صحیح توسل جناب عایشه و بلال بن حارث به قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؛ حالا من می‌خواهم که شما این چهار دلیل من را جواب بدهید.

مجری:

بله.

بیننده شبکه وهابی:

آیا جناب آقای عبدالرحمن سربازی و محمد عمر سربازی مشرک هستند یا خیر؟

مجری:

آقای شریفی، چه جوابی شما را قانع می‌کند؟

بیننده شبکه وهابی:

جواب علمی‌ و منطقی نه جواب پوچ و خالی از استدلال.

مجری:

آیا سوال شما علمی ‌است؟

بیننده شبکه وهابی:

به نظر شما علمی ‌نیست؟ مطالب بدون مدرک و سند شما علمی است؟

مجری:

سوال شما بسیار مضحک است؛ شما می‌گویید که آیا دو شخصیتی که نام بردید مشرک‌اند یا نه؟ من اینجا ننشستم که کسی را مشرک معرفی کنم؛ به چند دلیل سوال شما از اساس ایراد دارد از جمله دلایلی که در همان برنامه ذکر کردم که مولوی محمد عمر سربازی از نظرات خود برگشته‌اند؛ شما تاریخ چاپ کتاب‌ها را ذکر کردید اتفاقاً درست هم می‌فرمایید و این استفتا در 19 صفر 1410 جواب داده شده است و آقای مولوی محمد عمر سربازی تصریح می‌کنند که آن‌چه احقر نوشته‌ام محض برای تحصیل برکت است و خلاف اولی است با توجه به این‌که آن هم مال خودم نیست بلکه نقل است از آبا و اجداد است.

قبل از این‌که ادامه‌ی نوشته‌ی جناب مولوی محمد عمر را ببینید خدمت شما این نکته را یادآوری کنم که سخن یک فرد، دو فرد و ده نفر از علمای اهل سنت فی ذاته حجت نیست؛ این عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بوده است و خواهد بود و چیزی که اهل سنت و جماعت را از سایر فرقه‌های اسلامی‌ متمایز می‌کند پایبندی به اصول و داده‌های کتاب و سنت است؛ مولانا محمد عمر در اینجا تصریح می‌کند که آن‌چه آورده‌ام از آبا و اجداد نقل است یعنی تاکید می‌کند که این تأثر از آبا و اجداد است و این بدین معنی نیست که درست است؛ و تاکید می‌کند که آن هم در چاپ اول است و در چاپ دوم اراده کرده‌ام که همان خلاف اولی را هم بیرون کشم؛ شما می‌فرمایید که در 6 ربیع الاول 1411 این تکرار شده و در چاپ بعدی هم این حذف نمی‌شود این یک امر کاملاً طبیعی است چرا؟ برای این‌که اگر شما و امثال شما بخواهید در جریان باشید روال چاپ کتاب‌های جناب مولانا محمد عمر سربازی را که بنده شخصاً در جریانش بودم که در کراچی پاکستان چاپ می‌شد یک امر طبیعی است که ناشری که مجموعه کتاب را با حق و حقوق مادی خودش خریداری کرده است به خاطر منافع مادی خودش کنار نمیآید و همان تفکر را دارد و نه یک بار و نه دوبار و ده‌ها و چندین بار تجدید چاپ می‌کند و فرض را بر این می‌گذاریم که شما درست می‌فرمایید و جناب مولوی محمد عمر سربازی از این دیدگاهها برنگشتند یا برادر ایشان بر این دیدگاهها تاکید می‌کنند که شبکه‌ی مورد نظر شما صحبت‌های ایشان را پخش می‌کند؛ این چه چیزی را تغییر می‌دهد؟ رجوع به قرآن رجوع به سنت

فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ

هرکسی جایگاه و مقام و موقعیت خودش را دارد و من نمی‌توانم برای کسی که شما اسم می‌برید تعیین تکلیف کنم بالاخره ایشان به عنوان یک روحانی ملبس به لباس اهل سنت دیدگاه خودش را دارند و مطالبی را مطرح می‌کنند.

بیننده شبکه وهابی:

بنده می‌توانم صحبت کنم؟

مجری:

بفرمایید یک دقیقه می‌توانم صحبت‌های شما را بشنوم چرا که قائل به مناظره با عوام و جهال نیستم یک دقیقه صحبت‌های شما را به عنوان بینندهای که سوال دارید -گرچه سوال شما شبه پراکنی است اما از آن‌جایی که در روش کاری من و در حوزه‌ی پژوهشی و علمی ‌من تعامل من برای جهال و عوام تبیین است و نه مناظره- صحبت شما را به عنوان یک فرد عامی ‌می‌شنوم.

 بیننده شبکه‌ی وهابی:

بنده در قبال توهین شما اول می‌گویم:

قَالُوا سَلاَماً

مطمئن باشید من مثل شما نیستم که در قبال توهین شما، توهین کنم.

مجری:

در حدی نیستید که بخواهید توهین کنید لذا به خاطر این‌که خودتان خواستید که سکوت کنید -البته گفتید که جواب شما را با سکوت می‌دهم- لذا شما را از همان یک دقیقه هم محروم می‌کنم و اجازه نمی‌دهم که بیش از این وقت برنامه‌ی حق الله را بگیرید؛ بروید و در همان زیر زمینی‌ها و سرداب‌ها و چاه‌هایی که می‌خواهید گمشده‌های خود را پیدا کنید، پاسخ خود را هم پیدا کنید؛ دوستان و همکاران ما در شبکه‌ی جهانی کلمه و دیگر شبکه‌های توحیدی اهل سنت این همه به شما احترام گذاشتند و وقت دادیم که حرف بزنید و حتی شبه پراکنی کنید کافی نبود؟ من می‌خواهم خلاصه کنم؛ این را شما می‌خواهید اهانت به حساب بیاورید یا هر چیزی دیگر، به عنوان یک انسانی که خداوند به شما عقل داده است - شما و امثال شما که تا حالا این عقل را کنار گذاشته‌اید- من به عنوان شاگرد جناب مولانا محمد عمر سربازی به شما می‌گویم که شرعاً و بنابر دستورات صریح قرآن ملزم به این نیستم که دقیقاً همان دیدگاهی را داشته باشم که ایشان داشتند؛ این ویژگی اهل سنت و جماعت است؛ شما اسم این را می‌خواهید وهابیت یا سلفیت بگذارید؛ با این نام و عنوان و با تعصبات مذهبی و سوء استفاده از صوفیه‌ی غالی این اتهام را بر اهل سنت وارد کنید بینندگان عزیز هم قضاوت خواهند کرد؛ آقای شریفی شما از حضور در برنامه‌های بنده محروم هستید نه به خاطر این‌که ما از شنیدن سخن حق ناراحت باشیم یا در توان خود نبینیم که شبهات بی‌ریشه‌ی شما را جواب بدهیم؛ من برای شما به عنوان شخصی که شغل شریف لوله کشی دارد و با دست‌رنج و تلاش خود زندگی می‌کنید و برای همه‌ی این قشر زحمت‌کش احترام قائلم ولی شما را لایق و شایسته‌ی حضور در کلاس درس توحید نمی‌دانم.

مجری:

ما هم قضاوت را بر عهده‌ی بینندگان عزیز و ارجمند می‌گذاریم؛ با این‌که آقای شریفی از بینندگان عزیز شبکه‌ی ما یک عبارت قرآنی خیلی کوتاه را به کار بردند اما آنان چون رسوا شدند این‌گونه برخورد کردند؛

در خدمت شما هستیم.

استاد عباسی:

آن‌ها همیشه زمانی‌که جوابی نداشته باشند اینگونه برخورد می‌کنند؛ بیننده‌ی ما زنگ زد و بحث علمی‌ای را مطرح کردند؛ شغل ایشان هر چه که می‌خواهد باشد، این چه ادبیاتی است که بگوید شما را بیننده‌ی جاهل و عوام می‌دانم و حاضر نیستم به شما وقت بدهم! و البته این برخورد در شأن خود آنان است؛ ایشان به صورت علمی سال انتشار و مطالب و ادله‌اش را بیان کرد شما اگر دلیلی داشتید، پاسخ می‌دادید اما دلیلی نداشتند که بخواهند پاسخ دهند لذا مسائلی را بیان کردند که اولاً من در جریان چاپ بودم این چاپ وقتی در پاکستان انجام می‌شد به خاطر مسائل مالی...

اما می‌بینیم که در صفحه داخلی مربوط به اطلاعات کتاب، ناشر مدرسه‌ی دینی منبع العلوم کوه‌ون قید شده است. یعنی مدرسه‌ای که برای مولانا محمد عمر سربازی است این کتاب را چاپ کرده و تمامی‌حقوق محفوظ و مخصوص ناشر می‌باشد.

این‌که ناشری در کراچی امتیاز کتاب را خریده و دلش نمی‌خواهد حذف کند چون منافع مالی دارد و... فقط حرف و اتهام به دیگران و فرار از پاسخ است؛ این کتاب توسط مدرسه‌ی دینی منبع العلوم کوه‌ون چاپ کرده است.

نکته‌ی دیگر این‌که اگر ناشر طبق نظر و دستور ایشان مطلب را در چاپ‌های بعد حذف نکند آیا ملتزم به این حرف می‌شوید که مدرسه‌ی دینی منبع العلوم کوه‌ون به دنبال مشرک کردن مردم است؟ چون این کتاب‌ها چاپ می‌شوند و همین الان موجود است و اتفاقاً ما اخیراً این کتاب‌ها را تهیه کردیم؛ آیا ملتزم می‌شوید که این‌ها دنیا طلب هستند؟ و به خاطر دنیا مردم را مشرک می‌کنند؟

لذا چون نمی‌توانند به این حرف اقرار کنند می‌گویند که ایشان اشتباه کرده و ما ملتزم به اشتباهات ایشان نیستیم! آیا اشتباه کرده یا مشرک شده است؟ چرا اگر عین این مطلب در کتب یکی از علمای شیعه نقل شود خیلی صریح می‌گویید که مشرک است کما این‌که درباره ایشان هم در ابتدا به صراحت این را گفتند اما بعداً ناچار شدند حرف خود را عوض کنند؛

سپس با آن ادب وهابیتی‌ خود، توهین دیگری هم کرد که در سرداب و چاه بروید... لازم نیست جایی برویم و دنبال گمشده‌ای بگردیم، حق روشن و واضح است؛ شما اگر بحث علمی ‌دارید، بحث علمی کنید ولی اگر بحث علمی ‌ندارید برنامه‌ی خود را جمع کنید؛ تا این حد این‌ها از منابع و مدارک بی اطلاع هستند؛ مطلبی که ایشان درباره‌ی جناب مولوی عبدالرحمن سربازی آوردند خیلی مطلب عجیبی است؛ مطالب همین کتاب فتاوای منبع العلوم کوه‌ون دقیقاً ضد چیزی که وهابی‌ها می‌گویند مثلاً عبدالرحمن سربازی ملازهی در کتاب فتاوای منبع العلوم کوه‌ون که مرکز پخش آن در ایرانشهر-سرباز-کوهون-مدرسه‌ی دینی منبع العلوم خدا آباد است و نیازی به گشتن در سرداب و چاه نیست یا بحث کراچی پاکستان و منافع مالی و... در کار نیست، ایشان می‌نویسد:

اکثر علمای دیوبند به اثبات سماع موتی قائل‌اند.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 202، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

و مطلب را کاملاً توضیح داده و می‌گوید:

سماع موتی فی الجمله ثابت است یعنی همه‌ی اشخاص در هر زمان ممکن است در قبرها نشوند بلکه در بعض اوقات بعضی اشخاص بعضی کلام را می‌شنود. طبق برداشت بنده امام کشمیری و علامه عثمانی نیز به همین طرف مائل‌اند.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 203، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

سپس می‌نویسد:

در روایتی که ابوعمرو آن را صحیح قرار داده آمده کسی که در زندگی مرده‌ی آن‌ها را شناخته بعد از مرگ وقتی که به زیارت او می‌روند آن‌ها را می‌شناسد حتی در بعضی روایات دیگر آمده صدای کفش‌ها را می‌شنود.

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 205، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

و تاریخ این مطلب سال 1417 هجری قمری است یعنی چند سال بعد از چیزی که وهابی‌ها استناد کردند؛ جالب این‌که در کتاب مجالس قطب الارشاد منبع العلوم کوه‌ون که مرکز پخش آن هم در ایرانشهر سرباز است در مورد حیات و ممات اولیاء خداوند متعال می‌گوید:

اگر هم عقیده داشته باشد که فلان بزرگ و ولی که مرده است اگر خداوند متعال بخواهد به وسیله‌ی فرشته‌ها به او خبر دهد که فلان کس با مشکل مواجه است و گرفتاری دارد شما اجازه دارید که از دربار من درباره‌ی مشکل وی طلب گشایش کنید و او بدون اذن پروردگار نمی‌تواند تصرف داشته باشد، جایز است.

مجالس قطب الارشاد ص 216، اسم المؤلف: مولانا محمدعمر سربازی، دار النشر: مدرسه دینی منبع العلوم کوه‌ون، جمع و ترتیب: عبدالجلیل محمدی

بینی و بین الله خدا و ملائکه را شاهد می‌گیرم که این برنامه‌ی ما برای اهل سنت دیوبندی و غیر دیوبندی می‌تواند کاملاً واضح و روشن‌گر باشد؛ اگر کسی برنامه‌ و استنادات و حرف‌های ما و حرف وهابیت را که نمایش دادیم را دید و شنید و نخواست نتیجه بگیرد، روز قیامت باید پاسخگو باشد چون وقتی که منِ عباسی روی این مطلب گذاشتم چون مطلب و دفاع از مذهب خودم نبوده بلکه دفاع از یک عالم اهل سنت و دفاع از اصل حقیقت بوده تا بحث توسل مشخص شود؛ 

فکر می‌کنم این مطلب در مجالس قطب الارشاد کامل واضح می‌کند که ما اگر خدمت امام رضا علیه‌السلام می‌رویم، آیا غیر از این مطلب را می‌گوییم که خداوند به او اجازه می‌دهد تا از دربار غیب او بخشش کند و مشکل مردم را حل کند و بدون اجازه‌ی خدا نمی‌تواند کاری انجام دهد چون او بنده‌ و عبد خدا است؟

و چاپ این کتاب و مطلب، خیلی بعد از مطالب قبلی جناب مولوی محمد عمر است که قبلاً گفتیم چراکه این کتاب چاپ اول 1390 و ناشر هم مدرسه دینی منبع العلوم کوه‌ون با حروف چینی پادیگ خدا آباد زاهدان انجام شده است و کسی آن‌را به کراچی پاکستان نبرده است تا حق امتیاز بفروشند و بر اساس حق امتیاز این کار را انجام بدهند؛ این حرف خیلی واضح و صریح و شفاف و روشن برمی‌گردد به این‌که این‌ها بر اساس نظر و مبنای ابن تیمیه، اهل سنت را کافر می‌دانند و غیر خود را هم کافر می‌دانند و درباره‌ی شیعه به صراحت این مطلب را می‌گویند ولی در اهل سنت یک بار می‌گویند و یک بار نمی‌گویند چون می‌ترسند که دستشان رو شود و البته دست آنان رو شده و حنای آن‌ها برای بیننده‌های شبکه جهانی ولایت رنگی ندارد.

و اونهای که این پیام به اونها می‌رسه ابن تیمیه در كتب ورسائل وفتاوى در پاسخ به سوال كسي درباره‌ی «الْقُطْبِ الْغَوْثِ الْفَرْدِ الْجَامِعِ» که صوفی‌ها در مجالس خود می‌گویند مي‌نويسد:

فَهَذَا قَدْ يَقُولُهُ طَوَائِفُ مِنْ النَّاسِ وَيُفَسِّرُونَهُ بِأُمُورِ بَاطِلَةٍ فِي دِينِ الْإِسْلَامِ : مِثْلُ تَفْسِيرِ بَعْضِهِمْ: أَنَّ " الْغَوْثَ " هُوَ الَّذِي يَكُونُ مَدَدُ الْخَلَائِقِ بِوَاسِطَتِهِ فِي نَصْرِهِمْ وَرِزْقِهِمْ حَتَّى يَقُولَ : إنَّ مَدَدَ الْمَلَائِكَةِ وَحِيتَانِ الْبَحْرِ بِوَاسِطَتِهِ . فَهَذَا مِنْ جِنْسِ قَوْلِ النَّصَارَى فِي الْمَسِيحِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَالْغَالِيَةِ فِي عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ . وَهَذَا كُفْرٌ صَرِيحٌ يُسْتَتَابُ مِنْهُ صَاحِبُهُ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ج 27  ص 96، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

این مطلب را گروهی از مردم می‌گویند و آن‌را به امور باطل در دین اسلام تفسیر کرده‌اند: مانند تفسیر بعضی که گفته‌اند: «الغوث» کسی است که خلائق را در یاری کردن و روزی دادن آنان کمک می‌کند تا این‌که می‌گویند که: کمک ملائکه و ماهیان دریا به واسطه‌ی اوست. این از جنس گفتار مسیحیان درباره‌ی مسیح علیه‌السلام و اهل غلو درباره‌ی علی علیه‌السلام است. واین کفر صریح است و گوینده‌ی آن‌را باید توبه داد وإلا باید کشته شود.

یعنی ابن تیمیه، آقایان اهل سنت صوفی دیوبند را کافر و واجب القتل می‌داند؛ پس اگر گفته می‌شود که مولوی محمد عمر سربازی مشرک است و متهم به شرک می‌شود به این دلیل است که این‌ها مبنا و دشمنی را از ابن تیمیه گرفته‌اند.

مجری:

ما هم موضوع را به بیننده‌های خود واگذار می‌کنیم؛ البته این‌ها بعضی وقت‌ها پا را فراتر از این حرف‌ها گذاشته‌اند و همه علمای اهل سنت صوفی را کافر دانسته‌اند و دامنه بحث تکفیر را گسترده کرده‌اند.

استاد عباسی:

این‌ها بر اساس همان نظر ابن تیمیه تکفیر را به صورت گسترده درباره‌ی اهل سنت صوفی بیان کرده‌اند و بحث‌های دیگری هم مطرح کرده‌اند؛ عذر خواهی می‌کنم آنان گفته‌اند که از نوامیس و اموال مردم بهره‌کشی نامشروع می‌کنند و حرف‌های دیگر این مدلی که در رابطه با صوفیه گفته‌اند؛ شبکه‌های متعدد این اتهامات را مطرح کرده‌اند و بارها گفته‌ایم که ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب و شبکه‌های وهابیت در مقابل اهل سنت هستند اگرچه از اهل سنت دم می‌زنند و نفاق همین است که ظاهر با باطن فرق می‌کند؛

وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ

سوره بقره آیه 14

و چون با كسانى كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند مى‏گويند ايمان آورديم و چون با شيطان‌هاى خود خلوت كنند مى‏گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى‏كنيم

می‌گوید در جلسه دوبی گفتیم که حرف این آقا پر از شرکیات است! ما همه اهل سنت هستیم و... شما علیه اهل سنت جلسه می‌گیرید و یکی از بزرگ‌ترین علمای اهل سنت را به شرک و کفر متهم می‌کنید؟ چرا به دوبی رفتید؟ آیا نمی‌شد که در سیستان و بلوچستان در محضر همین عالم، اشکالات خود را مطرح کنید؟

مجری:

کلیپ تکفیر علمای اهل سنت صوفی توسط شبکه وهابی را با هم ببینیم.

کلیپ:

...تکفیر علمای اهل سنت توسط شبکه وهابی...

بیننده شبکه وهابی:

این فیلم اذیت کننده شبکه‌ی شما که درباره‌ی تصوف مطالبی می‌گویید لطفاً موضع خود را معلوم کنید؛ مولوی عبدالحمید و مولوی عمر سربازی و بزرگان علمای دیوبند صوفی بودند و هستند؛ شما ببینید که همه صوفی‌ها مشکل دارند یا فقط صوفی‌هایی که بدئتی‌اند؟ مولوی سربازی علیه صوفی‌های بدئتی ایستاده‌اند؛ در طول تاریخ هم علمای دیوبند مثل «علامه ابوالحسن ندوی» رحمت الله علیه بزرگترین دعوت‌گر قرن بیستم هم صوفی بود؛ لطفا شما موضع خود را به خوبی معلوم کنید؛ به خدا اینجا بعضی جوانان و خودم صوفی هستیم و افتخار هم می‌کنیم که صوفی هستیم اما خانواده من گیر داده‌اند که تصوف را رها کن.

مجری وهابی:

آقای ابو عمر از افغانستان مطلبی را مطرح کردند که موضع شما در قبال تصوف چیست؟ شماری از علمای بزرگوار را نام بردند که صوفی هستند.

کارشناس وهابی:

فکر نکنم که هیچ کدام از کارشناسان ما مطلقاً واژه صوفی یا تصوف را به نقد کشیده باشند.

...معرفی شخصیت محمد عمر سربازی از زبان مولوی عبدالحمید به عنوان یکی از بزرگان تصوف...

راه معرفت راه سلوک راه تزکیه و اصلاح، راه تصوف، راه کتاب و سنت، راه حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و انبیا علیه صلاه و السلام

...تکفیر علمای اهل سنت توسط شبکه‌های وهابی...

اما عموماً بگویم که در مذهب صوفی‌ها شراب و لواط حلال بود و زنا هم بالطبع حلال بود.

بیننده شبکه وهابی:

حتی در بین صوفی‌هایی که منسوب به اهل سنت هستند افرادی وجود دارند که خود را شیخ می‌دانند و مریدان آن‌ها در حق این شیخ دچار غلو می‌شوند و از آن پیروان خود انواع و اقسام سوء استفاده‌ها در ناموس و در مال و در بیگاری کشیدن از آن‌ها در تمامی جوانبی که انسان‌ها فکرش را بکنند از آن‌ها سوء استفاده می‌کنند.

کارشناس وهابی:

تصوف مذموم و نکوهیده و بر خلاف دستور خدا و پیامبر خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؛ این شیخ ولو این‌که روی آب یا روی هوا راه برود، بپرد بالا یا پایین بیاید یا هر کاری انجام بدهد شیطان است شیخ نیست.

کارشناس وهابی:

کدام صوفی امروز می‌تواند ثابت کند وقتی کاری را انجام بدهد بگوید دستور خدا یا دستور پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بوده است؟

کارشناس وهابی:

آقا فواد از سنندج درباره‌ی این‌که امام مسجد صوفی است نماز پشت سر همچون شخصی اشکال دارد.

کارشناس وهابی:

این شخص صوفی است؛ صوفی‌ها و شیعیان از یک آبشخور آب می‌خورند؛ یعنی تصوف در ایران شکل گرفت و توحید از ایران رخت بربست و به نام تصوف عقاید خرافی و شرک بین مردم قرار گرفت.

کارشناس وهابی:

در ادیان و مذاهب مختلف حتی در بین اهل سنت، صوفیانی که مردم را به سمت گنبد و بارگاه می‌برند، این‌ها هم در واقع مجرم و جنایت‌کار هستند. 

کارشناس وهابی:

همه صوفی‌ها گمراه هستند؛ ما از اهل سنت کسانی داریم که گمراه هستند از اهل سنت کسانی داریم که شرک می‌کنند، همان‌طور که روافض شرک می‌کنند؛ هر موقع که خدای ناکرده صوفی‌های گمراه این شرکیات و کفریات را از طریق رسانه‌ها و در شبکه‌ها پخش کنند و در معرض دید مردم قرار بدهند، ما هم در رسانه‌ها پاسخ آن‌ها را خواهیم داد.

کارشناس وهابی:

چه کسی این را گفته است؟ صوفی‌ها از خودشان ساخته‌اند؛ اتفاقاً برای این‌که بیشتر دنبال پول بودند همه جا گدایی می‌کردند و این حرف‌ها را هم می‌زدند.

کارشناس وهابی:

سرزمین مدینه در دست صوفیان و ترکان عثمانی و مملو از بدئت و خرافات و قبر پرستی و تعصبات مذهبی بود که چه بسا پیروان یک مذهب حاضر نبودند پشت سر پیروان دیگری نماز بخوانند؛ اما این محمدبن عبدالوهاب رحمه الله بود که با اندیشه توحیدی و با اندیشه یکتاپرستی توانست آن شرکیات و خرافاتی را که در سرزمین حجاز وجود داشت، از بین ببرند.

کارشناس وهابی:

لیکن مشکل صوفیان امروزی در فقر نیست بلکه در ضد گلوله داشتن و در باغ وحش داشتن است.

لذا عموماً با آن چیزی که امروز در صوفی می‌بینیم خلاف عقیده قرآن و سنت است و چنین چیزی در اسلام زمان پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم خدا نبوده است.

آیا این تصوف خراب شده که سم دین و دنیاست، آیا این تقلید یهودیان و بوادئیان و مسیحیانی که دین تحریف و نسخ شده نیست.

مجری:

عزیزان اهل سنت صوفی دیدید که کارشناس‌های مختلف با عبارات مختلف هرچه دوست داشتند گفتند.

استاد عباسی:

این‌ها باطن خود نسبت به بخش عظیمی ‌از اهل سنت را نشان می‌دهند که عرض کردیم بیش از ششصد و پنجاه میلیون نفر از اهل سنت با مسلک‌های مختلف صوفیه ارتباط دارند و صوفی هستند؛ در ایران هم جناب مولوی محمد عمر سربازی و جناب مولوی عبدالرحمن و دیگران هم به طور قطعی صوفی هستند؛ حتی جناب مولوی عبدالحمید -با همه مباحث و اشکالاتی که درباره‌ی ایشان داریم- می‌بینیم که بحث توسل را مطرح می‌کند و در تشیع جنازه جناب مولوی محمد عمر سربازی در توصیف ایشان می‌گوید: «او راه تصوف، راه کتاب و سنت...» یعنی راه تصوف را راه کتاب و سنت دانسته است؛

 در کتاب «محمود الفتاوی» فتاوای دارالعلوم که چاپ دارالعلوم زاهدان و مرکز پخش آن هم زاهدان است، در بحث «نذر به نام خدا/ توسل جستن به پیامبران و اولیاء الله» می‌گوید:

توسل جست در دعا به شرافت و دوستی بزرگان اگر به این نیت باشد که ‌ای خدا به فضل و صلاحیت این شخص و این‌که این شخص نزد شما محبوب است من معتقد هستم و بنابر محبتی که با او داری من محبت تو را می‌خواهم، این نوع این وسیله جایز است.

محمود الفتاوی-فتاوای دارالعلوم زاهدان ج 3  ص 288 ، اسم المؤلف: علامه خدانظر، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1382هـ .ش

سپس ایشان توسلی را ذکر می‌کند که:

اللهم انی اتوسل الیک بعبدک فلان بفلان

محمود الفتاوی-فتاوای دارالعلوم زاهدان ج 3  ص 289 ، اسم المؤلف: علامه خدانظر، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1382هـ .ش

یعنی توسل به یک بنده صالح و یک ولی خدا را انجام می‌دهد و همچنین بحث عثمان بن حنیف را مطرح می‌کند و می‌گوید که معتبر است؛ همچنین در پاسخ به سوالی می‌گوید:

اما اگر حیوان را به نام الله ذبح کند و ثوابش را به روح بزرگی ببخشد، این نذر غیر الله نیست و جایز است.

محمود الفتاوی-فتاوای دارالعلوم زاهدان ج 3  ص 290 ، اسم المؤلف: علامه خدانظر، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1382هـ .ش

همان نذری که ما انجام می‌دهیم. این دقیقاً خلاف نذر وهابیت است و آنان می‌گویند که نذرهای شیعه حرام است اما علمای دیوبند می‌گویند که اگر به نیت الله باشد و ثوابش را به روح فلان شخص هدیه کند صحیح است یعنی همان کاری که ما درباره‌ی امام حسین و اهل بیت علیهم‌السلام انجام می‌دهیم لذا می‌بینیم اصل مسئله جایز و پذیرفته شده است؛

مورد دیگر در کتاب «زاد الحقیر للحاج الی بیت العلی الکبیر» تالیف مولانا محمد عمر نقشبندی سربازی می‌نویسد که در کنار قبر رسول اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم این دعا را بخوانند:

اللهم انک قلت و قولک الحق وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا و قد جئناک سامعین قولک طاعین امرک مشفقین بنبیک الیک 

زاد الحقير للحاج الي بيت العلي الكبير ص44، اسم المؤلف: تاليف محمد عمر سربازي

پروردگارا تو گفتی در حالی‌که گفتار تو حق است که و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‌‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش می‌کرد قطعاً خدا را توبه‏‌پذير مهربان مى‏يافتند و ما آمدیم در حالی‌که گفتار تو را شنیدیم و امر تو را اطاعت کردیم و به وسیله پیامبرت به سوی تو مشتاق هستیم

همان آیه‌ی 64 سوره‌ی نساء که ما بارها اشاره کرده‌ایم و می‌گوید که خدایا؛ فرمان شما را که کنار قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بروید را شنیدیم و اطاعت کننده‌ی امر شما و مشفق به نبی شما آمدیم و متوسل می‌شویم؛ همچنین در جای دیگر در ادامه این آیه می‌نویسد:

و قد جئناک ظالمین لانفسنا مستغفرین لذنوبنا فاشفع لنا الی ربک واسئله ان یمیتنا علی سنتک و یحشرنا فی زمرتک و ان یوردنا حوضک و أن یسقینا بکأسک غیر خزایا و لا ندامی الشفاعه الشفاعه الشفاعه یا رسول الله

زاد الحقير للحاج الي بيت العلي الكبير 43، اسم المؤلف: تاليف محمد عمر سربازي

ما در حالی‌که به نفس خود ظلم کردیم استغفار کنان از گناهانمان آمدیم پس ما را نزد خدا شفاعت کن و از او بخواه که ما را بر سنت تو از دنیا ببرد و ما را با شما محشور کن و بر حوض شما وارد کند و ما را با کاسه خودت بدون شرم و ندامت سیراب کنید؛ شفاعت شفاعت شفاعت ای رسول خدا

یعنی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را مخاطب قرار می‌دهد و خطاب به خدا هم نیست؛ اما وهابیت می‌گویند مگر خدا نمی‌گوید که «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»؟ مگر خدا نمی‌گوید که شما درخواست کنید من حاجت شما را برآورده می‌کنم؟ پس چرا شما سراغ خود خدا نمی‌روید؟

اما اینجا دستور داده و سراغ پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم رفته است و به رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌گوید یا رسول الله شما شفاعت کنید و از خدا بخواهید که به ما این موقعیت را بدهد. 

اینهم یک کتاب دیگر از جناب مولوی محمد عمر سربازی که هم عبارت نقشبندی را بر روی کتاب نوشته و هم در متن کتاب، توسل به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بعد از وفات وجود دارد؛

برادر ایشان هم که جناب مولوی عبدالرحمن سربازی باشند در ترجمه‌ی کتاب «المهند علی المفند» (عقاید علما اهل سنت دیوبند) که تالیف جناب آقای خلیل احمد سهارنپوری با تقریظ صد نفر از علمای اهل سنت در بلاد مختلف از دیوبند است، توسل به افراد صالحین بعد از وفات را آورده‌اند و فکر کنم طبق نظر وهابیت همه‌ی این‌ها دنیا طلب هستند و به خاطر پول بوده است و همه‌ی این‌ها باید اصلاح می‌شده و اصلاح نشده است!

او در سوال سوم و چهارم می‌نویسد:

3-هل للرجل ان یتوسل فی دعواته بالنبی صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بعد الوفاۀ ‌ام لا؟

4-أیجوز التوسل عندکم بالسلف الصالحین من الانبیاء و الصدیقین و الشهدا و اولیاء رب العالمین أم لا؟

الجواب: عندنا و عند مشایخنا یجوز التوسل فی الدعوات بالانبیاء و الصالحین من الاولیاء و الشهداء و الصدیقین فی حیاتهم و بعد وفاتهم.

المهند علی المفند یعنی عقائد علماء اهل سنت دیوبند ص 36، اسم المؤلف: خلیل احمد سهارنپوری ، دار النشر : اداره اسلامیات-انار کلی لاهور، الطبعة: الاولی، 1382هـ .ش

3-آیا برای انسان جایز است که در خواسته‌هایش (حتی) بعد از وفات پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به ایشان متوسل شود یا خیر.

4-آیا نزد شما توسل به صالحین سلف از انبیاء و راستگویان و شهداء و اولیاء الهی جایز است یا خیر؟ 

پاسخ: توسل به انبیاء و صالحین از اولیاء الهی و شهداء و راستگویان در حیات و بعد از وفاتشان برای خواسته‌ها، نزد ما و اساتید ما جایز است.

و جناب آقای سربازی در ترجمه این کتاب با نام عقاید اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت همان سوال سوم و چهارم را نقل کرده‌اند و ترجمه‌ی مطلب را این‌گونه آورده‌اند که:

توسل به انبیاء و صلحاء در دعا جایز است: نزد ما و نزد مشایخ ما توسل به انبیاء، صدیقین، شهداء و اولیاء در دعاها چه در حال حیات آن‌ها و چه بعد از وفات آن‌ها به اینگونه جایز است.

عقاید اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت ص 21، اسم المؤلف: فخر المحدثین مولانا خلیل احمد سهارنپوری، مقدمه و ترجمه: مولانا عبدالرحمن سربازی

مجری: 

برای تأیید بیشتر کلیپی را با هم ببینیم.

کلیپ:

...توسل به قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم اجماع تمام مسلمین است...

مولوی عبدالرحمن سربازی امام جمعه اهل سنت چابهار:

انواعی از توسل است که نمی‌تواند مسلمانی به آن‌ها قائل نباشد همه‌ی مسلمین به این انواع از توسل قائل‌اند مثل توسل آن صحابی معروف که نابینا بود و پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دعای توسل به نبی اکرم صلی الله علیه و سلم را به او تفهیم فرمودند و او توسل فرمود؛ همه مسلمین به امثال این‌ها معتقدند اعم از این‌که ملا محمد عمر باشد یا دیگران باشند؛ کسی نیست که از این‌ها صرف نظر کند و این از باب جواز توسل است اگر عدم جواز باشد که همه آن را در حدی که منع وارد شده، ممنوع دانستند اینجا تخصیص فرد یا دو فردی وجود ندارد.

مجری:

مثال توسلی که حضرت عثمان بن حنیف داشته است، از انواع توسل جایز به حساب می‌آید؟

مولوی عبدالرحمن سربازی:

بله.

مجری:

توسلی که‌ ام المومنین عایشه دستور و امر فرمودند چگونه است؟

مولوی عبدالرحمن سربازی:

میسور و مجاز است و مشکلی ندارد.

مجری:

این هم تأیید مطالب استاد عباسی توسط جناب عبدالرحمن سربازی که برادر ملا محمد عمر سربازی بودند.

استاد عباسی:

ایشان در قید حیات هستند و در چاپ کتاب‌ها و صحبت‌های ایشان سلیقه‌ی جدید و از نظر برگشتن هم وجود ندارد و ایشان هم در پاکستان نیستند بلکه حی و حاضر در چابهار ایران هستند و نماز جمعه دارند و اگر کسی شک و تردیدی دارد می‌تواند به ایشان مراجعه کند و نظر ایشان را بپرسد.

مجری:

و ایشان هم به نوع تفکر و اندیشه برادر خود اشراف دارند ضمن این‌که خودشان هم صاحب نظر و عالم اهل سنت هستند و سال‌ها کنار برادر خود بوده و شادگردی ایشان را می‌کردند.

استاد عباسی:

بنده خصوصی از ایشان پرسیدم که آیا کتاب‌هایی که الان از مولوی محمد عمر سربازی چاپ می‌شود مورد تأیید شما است؟ گفتند بله کتاب‌ها مورد تأیید ماست و هیچ کتابی خارج از محدوده نظریات ایشان چاپ نمی‌شود.

مجری:

بعد از پخش همه این مستندات، قضاوت را بر عهده دوستان بیننده می‌گذاریم؛ از این لحظه به بعد در خدمت تماس دوستان هستیم؛ سلام علیکم.

بیننده: حامد از هرمزگان (اهل سنت):

سلام علیکم؛

بنده سنی شافعی هستم و می‌خواستم از برنامه خوب شما تشکر کنم؛ شبکه‌های وهابی مثل کلمه می‌خواهند میان شیعه و سنی تفرقه بیندازند؛ آن‌ها وقتی کم می‌آورند از کتب مختلف مطالب می‌آورند؛ بحث توسل به شهدا و صدیقین و... در قرآن آمده و کسی نمی‌تواند منکر این موضوع شود؛ و فرقی در زنده یا مرده بودن آنان نیست و آنان در نزد خدا در درجه اولی هستند.

بیننده: باقری از کردستان (اهل سنت):

سلام علیکم؛

بنده علی باقری هستم و از عوامل پشت صحنه و همچنین از اساتید محترم تشکر می‌کنم چون چند بار با ایشان اختلاف پیدا کردم، اگر از من گله‌ای دارند به بزرگواری خود ببخشند؛ 

از بحث توسل استاد عباسی عزیز هم تشکر می‌کنم و می‌خواستم بگویم که بحث توسل را ما در منطقه‌ی کردستان داریم که افراد مختلف به ساداتی که در آن‌جا دفن هستند توسل و زیارت می‌کنند فقط تفاوتی میان توسل ما با شیعه وجود دارد و این‌که ما آن‌را منکر شویم خلاف انصاف است.

استاد عباسی:

آقای باقری شما بحث توسل را مطرح کردید اما توضیحی درباره‌ی توسل به ولی ندادید؟

باقری از کردستان (اهل سنت):

نه؛ ولی را نمی‌دانم.

استاد عباسی:

یعنی توسل را قبول دارید یا نکته‌ای را می‌خواستید بگویید؟

باقری از کردستان (اهل سنت):

نه؛ حقیقت توسل را نمی‌دانم که شما به چه معنایی می‌گیرید؟ مثلا من که خدمت امام رضا علیه‌السلام می‌روم و می‌گویم که خدایا به حرمت ‌این امام بزرگ مشکل من را حل کن و مثلاً به من بچه صالح بده و زندگی من را موفق کن.

مجری:

از شما تشکر می‌کنیم که مرز خود با وهابیت را مشخص کردید؛ اتفاقاً نقطه مشترکی که بین شیعه و عزیزان اهل سنت وجود دارد همین موضوع توسل است که امشب در مورد آن بحث کردیم.

استاد عباسی:

ما از ایشان تشکر می‌کنیم؛ ایشان در جاهای دیگر که مخالفند به صراحت نظر خود را بیان می‌کنند و اینجا هم موافق بودن خود را به صراحت گفتند.

بیننده: کریمی از تهران:

 سلام علیکم؛

وهابیت فقط می‌خواهند آثار اسلام را از بین ببرند تا اسمی از پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نباشد.

بیننده: علیرضا از عسلویه:

سلام علیکم؛

گاهاً در مناظره‌هایی که داشتم شنیده‌ام که وهابیت یا اهل سنت معتقدند که اگر اهل سنتی، سه نفر شیعه را گردن بزند بهشت بر او واجب می‌شود؛ اما من به صورت مکتوب یا در سایتهای اینترنتی چیزی پیدا نکردم که واقعاً قانع شوم؛ در این مورد توضیح بفرمایید متشکر می‌شوم.

بیننده: علی از تهران (اهل سنت):

سلام عیلکم؛

خواستم مطلبی را از حضرت علی علیه‌السلام قرائت کنم و نظر شما بزرگواران را در این زمینه بشنوم؛ ایشان در خطبه111 در مورد مردگان می‌فرمایند از استخوان‌های پوسیده همسایگانی پدید آمدند که هیچ خواننده‌ای را پاسخ نمی‌دهند و هیچ ستمی ‌را باز نمی‌دارند؛ نه به نوحه‌گری توجهی دارند نه از باران خوشحال می‌شوند و نه از قحط سالی نا امید می‌گردند؛ گرد هم قرار دارند و تنهایند؛ همسایه یکدیگرند اما از هم دورند؛ فاصله‌ای باهم ندارند ولی هیچ‌گاه به دیدار یکدیگر نمی‌روند؛ نزدیکان از هم دورند؛ بردبارانی هستند که کینه‌ها از دل آن‌ها رفته است؛ بی‌خبرانی که حسد در دلشان فرو مرده است نه از زیان آن‌ها بترسید و نه به دفاع آن‌ها امیدی بجویید.

یعنی ایشان فرموده‌اند که اگر درخواستی از آن‌ها داشته باشید، آنان قادر به پاسخ نیستند و در جمله پایانی می‌فرمایند که نه از زیان آن‌ها ترسید و نه به دفاع از آن‌ها امید بجویید؛ یعنی اگر کسی سر قبر این‌ها رفت اگر خواست که زیان از آن‌ها بر طرف کند نه می‌تواند از خود دفاع کند و نه این‌که از کسی دفاعی کند؛ آیا برداشت بنده از این خطبه درست است؟

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند که ‌ای بندگان خدا فهم خود را تابع حدیث کنید و حدیث را تابع فهم خود نکنید. جملات شیوا و واضح و روشن و آشکار هستند؛ آن مولوی بزرگوار فرمودند کسانی که برسر قبرها می‌روند مردگان صدای کفش‌های آن‌ها را می‌شنوند اما مولا و سرور ما امیر المومنین علیه‌السلام می‌فرمایند که شما اگر سر قبرها بروید آن‌ها نه صدای شما را می‌شنوند و نه می‌توانند دفع مضرتی از شما کنند.

استاد عباسی:

عبارت عربی را می‌خوانید.

علی از تهران (اهل سنت):

این عبارت را سرچ بزنید. «حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ فَلَا يُدْعَوْنَ رُكْبَاناً»

توسل کاملاً یک امر قرآنی و صحیح و درست است اما به شیوه‌ای که خدای متعال می‌فرمایند.

مجری:

یعنی چه شیوه‌ای؟

علی از تهران (اهل سنت):

خدای متعال می‌فرمایند: وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ یعنی ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر در آن‌چه که اختلاف دارند.

استاد عباسی:

مطلبی که شما از عبارت نهج البلاغه امیرالمومنین علی علیه‌السلام بیان کردید را باید با همه کلامات دینی دیگر ایشان و معارف دینی کنار هم ببینیم.

ایشان در ابتدای خطبه از ترس و پرهیز از دنیا و دنیا پرستی هشدار داده که من شما را از دنیای حرام می‌ترسانم زیرا در کام شیرین و در دیده انسان سبز و رنگارنگ است؛ سپس در بخش دوم ماهیت دنیا را بیان می‌کنند و در بخش سوم نیز روش برخورد با دنیا را مطرح می‌کنند که در زاد و توشه آن جز تقوا خیری نیست؛ کسی که به قدر کفایت از آن بردارد در آرامش به سر می‌برد و... و در مرحله چهارم بحث عبرت از گذشتگان را مطرح می‌کند و این بخش، بخشی است که شما به آن تمسک کردید که حالات کسانی که در قبر هستند را توضیح می‌دهند که توشه‌ای که آنان را برای رسیدن به منزلگاه کفایت می‌کند و مرکبی که آنان را به منزلشان رساند...

سپس نسبت به افرادی که توشه‌ای ندارند می‌فرماید این‌ها از اطراف خود مطلع نمی‌شوند؛ در قسمت پنجم هم واضح و شفاف عباراتی را مطرح می‌کنند و ما باید سیاق کلام را ببینیم که آیا در مسئله توسل به اولیا الهی است یا خیر؛ کلام امام علی علیه‌السلام در این خطبه مانند کلام سایر معصومین این است که آیا می‌دانید که شما وقتی از دنیا رفتید این منزل‌هایی که در آن زندگی می‌کنید مال دیگران می‌شود؟ همسرانی که در عقد شما بودند به عقد دیگران در می‌آیند؟ فرزندان شما به دنبال زندگی‌ خود می‌روند؟ شما بعد از این‌که از دنیا رفتید داخل قبر قرار می‌گیرید و در این قبر تنها هستید؛ در این قبر صدای کسی را نمی‌شنوید؛ در این قبر با کسی ارتباط ندارید.

این مطالب به این معنا نیست که اولیاء الهی از این مسئله محروم هستند، بلکه نسبت به افراد عادی است؛ ما توسل را درباره‌ی اولیا الله داریم و قرآن زنده بودن اولیا الهی و ائمه علیهم‌السلام و توسل به آنان را قطعی می‌داند و همه‌ی اهل سنت نیز همین مطلب را گفته‌اند.

من از شما تعجب می‌کنم؛ عباراتی که ما در این برنامه خواندیم که اکثر علمای دیوبند به سماع موتی قائل‌اند، دقیقاً ضد چیزی که شما می‌گویید؛ مطالب کتاب فتاوای منبع العلوم کوه‌ون دقیقاً مخالف عقیده‌ی شماست؛.

عقیده‌ی امیرالمومنین علیه‌السلام و شیعه هم این نیست؛ ما عقیده شیعه را باید از علمای شیعه بگیریم نه این‌که کلامی از امیرالمومنین علیه‌السلام ‌را که درباره‌ی توسل نیست را استناد کنیم؛ در کتاب فتاوای منبع العلوم کوه‌ون می‌نویسد:

اکثر علمای دیوبند هم به اثبات سماع موتی قائل‌اند... احادیثی که در مورد اثبات سماع موتی وارد شده‌اند، به قول امام «انور شاه کشمیری» به حد تواتر رسیده‌اند؛ طبق فرموده‌ی صاحب «جواهر القرآن» علامه گنگوهی، علامه کشمیری، علامه شبّير احمد عثماني عدم سماع موتی را ترجیح داده‌اند؛ ولی انتساب این قول به مولانا به این اطلاق درست نمی‌باشد زیرا علامه عثمانی و کشمیری سماع موتی را مطلقا نفی نمی‌کنند

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 403 ، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

سپس می‌گوید:

علامه عثمانی در فتح الملهم می‌نویسد:

...إن سماع الموتی ثابت فی الجمله بالاحادیث الکثیره الصحیحه

فتاوای منبع العلوم کوه ون ج 1  ص 404 ، اسم المؤلف: علامه محقق حضرت مولانا محمد عمر سربازی، دار النشر : مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون، الطبعة: الاولی، 1385هـ .ش

و این‌ها به حد تواتر رسیده‌اند؛ لذا ما عقیده را از مجموع روایات می‌گیریم و این‌که حضرت علی علیه‌السلام در مقام بیان چه مطلبی بودند در عبارت کاملاً واضح است که ایشان در مذمت دنیا مطالب را گفته‌اند و دنیا را در مقابل دیدگان، خفیف کرده است.

علی از تهران (اهل سنت):

قبول دارم که باید سیاق کلام و روایاتی که در این زمینه وحود دارد را مجموعاً در نظر گرفت؛ امام علی علیه‌السلام در خطبه 149 هم در وصیت به امام حسن علیه‌السلام می‌فرمایند: اما وصیت من نسبت به خدا آن‌چه چیزی را شریک خدا قرار ندهید، پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و شریعت او را ضایع نسازید این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ فروزان را نگهدارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشده‌اید سرزنش نخواهید داشت.

سپس در قسمت بعدی ایشان خود را مثال می‌زنند. مگر ما ولی‌ای بالاتر از امام علی علیه‌السلام داریم؟

امام علی علیه السلام وقتی که ضربت خوردند می‌فرمایند من از همسایگان شما بودم که تا چند روز در کنار شما زیستم به زودی از من پس از آن همه تلاش خاموش و گفتار جز جسدی بی روح و ساکن باقی نخواهد ماند؛ پس باید سکوت و بی حرکتی دست و پا و چشم‌ها و اندام من مایه پند و اندرز شما گردد که از هر منطق رسایی و هر سخن عبرت انگیزی موثرتر است.

 استاد عباسی:

من ضمن این‌که از تماس و مطالعه نهج البلاغه ایشان تشکر می‌کنم اما به ایشان عرض می‌کنم که مطالعه شما کامل نیست؛ در خواست من از شما این است که مقداری دقیقتر مطالعه کنید چون هم مخالف نظر امیرالمومنین علیه‌السلام و هم مخالف نظر شیعه و هم مخالف نظر اهل سنت است.

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام در خطبه دیگر‌ی -که ایشان اشاره کردند- می‌گویند بدن و جسم من بعد از فعالیتهایی که داشتم ساکت می‌شود؛ این مطلب در نفی آن جایگاه معنوی و روحی حیات برزخی نیست؛ هرچند کسانی در اهل سنت هستند که معتقدند حتی این جسم هم حیات دارد.

ابن تیمیه این مطلب را نقل کرده است که:

مَا مِنْ رَجُلٍ يَمُرُّ بِقَبْرِ رَجُلٍ كَانَ يَعْرِفُهُ فِي الدُّنْيَا فَيُسَلِّمُ عَلَيْهِ إلَّا رَدَّ اللَّهُ عَلَيْهِ رُوحَهُ حَتَّى يَرُدَّ عَلَيْهِ السَّلَامَ

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية ج 24  ص 364، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

هیچ كس بر قبر شخصي كه در دنیا او را می‌شناخته عبور و سلام نمی‌کند مگر این‌که خداوند آن سلام را به روح او می‌رساند تا جواب سلام او را بدهد.

و یا این‌که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند که اعمال شما بر اقارب و بستگان شما عرضه می‌شود چه برسد به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و اولیا الهی که به صورت کامل همه اعمال بر آنان عرضه می‌شود؛ و ما مقاله‌ی مفصلی در بحث عرضه‌ی اعمال، در سایت داریم که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم: «حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ، تُحَدِّثُونَ وَيُحَدَّثُ لَكُمْ، فَإِذَا أَنَا مِتُّ كَانَتْ وَفَاتِي خَيْرًا لَكُمْ، تُعْرَضُ عَلَيَّ أَعْمَالُكُمْ، فَإِذَا رَأَيْتُ خَيْرًا حَمِدْتُ اللَّهَ، وَإِنْ رَأَيْتُ شَرًّا اسْتَغْفَرَتُ اللَّهَ لَكُمْ»

الطبقات الكبرى ج 2  ص 194، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد، الوفاة: 230هـ، دار النشر : دار صادر – بيروت، الطبعة: الأولى، 1968 م

حیات من برای شما خیر است زیرا شما (با من) صحبت می‌کنید و برای شما صحبت می‌شود (من هم برای شما حدیث می‌گویم) و زمانی که از دنیا بروم وفات من هم برای شما خوب است زیرا اعمال شما بر من عرضه می‌شود اگر عمل خیری در میان اعمال شما ببینم خداوند را سپاس می‌گویم و اگر گناهی مشاهده کنم برای شما از خدا استغفار می‌طلبم

از دیدگاه شیعه جسم انسان‌هایی که صالح و مومن باشند بعد از وفات آرام می‌گیرد و بین جسم و روح فاصله‌ می‌افتد اما روح نه تنها قابلیتها و توانایی‌هایش بیشتر می‌شود بلکه از او سلب نمی‌شود. چراکه در واقع رشد یک انسان به رشد جسمی او نیست چون همه انسان‌ها تا سی-چهل سالگی یک اندام خاصی پیدا می‌کنند اما رشد یک انسان بعد از وفات بستگی به رشد روحی او دارد یعنی اگر این روح توانست ارتقاء پیدا کند و با عمل صالح، خودش را رشد دهد و از کودکی و ضعیف بودن خارج شود، این حالت برای او ایجاد می‌شود.

مجری: 

علیرضا از عسلویه در خصوص این‌که اگر یک سنی چند نفر شیعه را بکشد به بهشت می‌رود پرسیدند که آیا این واقعاً عقیده‌ی اهل سنت است؟

استاد عباسی:

ما به هیچ عنوان نگفتیم که این عقیده‌ی اهل سنت است و قبول نداریم که عقیده‌ی اهل سنت باشد اما این نظر و دیدگاه در فتاوای وهابیت وجود دارد؛ البته این‌که «اگر سه نفر را بکشید به بهشت می‌روید» در افواه آنان دائم بیان شده و ما حتی کلیپ هم پخش کردیم که می‌گویند با انجام عملیات انتحاری نزد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌روی! اما فتوای تکفیر و واجب القتل بودن شیعه را فروان بیان کرده‌اند مثل فتوایی که «بن جبرین» و «زرقاوی» و سایر علمای وهابی در تکفیر شیعه مطرح می‌کنند و قائل هستند که وظیفه‌ی امروز مسلمانان کشتن شیعیان و اهل سنت صوفی‌ای که توسل می‌کنند است! و این‌ها را اگر بکشید حتی اگر کشته شوید، قطعاً جهاد در راه خداست و بهشتی می‌شوید!

 

پایان.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 


حجت الاسلام عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر