صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 13 اسفند 1392 تعداد بازديد: 2793 
دفاع از صحابه 5 - صحابه از منظر شیعه و اهل سنت و صحابه مدعی نبوت
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

13 / 12 / 1392

موضوع برنامه: صحابه از منظر شيعه و اهل سنت و صحابه مدعي نبوت

مجري:

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم، با برنامه دفاع ازصحابه در خدمت شما و در خدمت استاد ابوالقاسمي هستيم.

استاد ابوالقاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين اللهم صل علي محمد المصطفي و علي المرتضي و فاطمه الزهرا و الحسن الرضا و الحسين المصفي و جميع الاوصياء مصابيح الدجي صل علي من بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء مولانا صاحب الزمان، بنده هم خدمت شما و بينندگان عرض سلام و وقت به خير دارم و اميدوارم در هر کجا که هستند در ذل توجهات بقيه الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لترابه مقدمه الفداء زندگي با برکتي داشته باشند.

مجري:

در بخش ابتدايي اتفاقات و مسائلي كه در جهان اسلام رخ داده كه لازم است شما بينندگان عزيز و ارجمند در جريان آن قرار بگيريد، استاد بزرگوار خدمت شما مي‌فرمايند و بعد از‌ آن وارد بحث اصلي كه موضوع دفاع از صحابه است مي‌شويم، بخش آخر هم با تماس هاي شما همراه خواهيم بود. در بخش ابتدايي در خدمت استاد ابوالقاسمي هستيم بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

اخبار و اتفاقاتي كه در هفته قبل از اخبار وهابيون لازم است بدانيم يكي آشنايي با يك سري مدارس است. مدارس قرآني پاكستان وافغانستان معروف بود كه پسرها را براي عمليات هاي تروريستي آماده مي‌كردند، جديداً مدرسه اي است به نام مدرسه اشرف المدارس كه پانصد دختر دانش آموز در آن جا مشغول به تحصيل هستند و خبر آن پخش شد كه  اين دختران تمام مردم دنيا غير از خود را كافر مي‌دانند، يعني تفكرات وهابي گرايانه كه غير از ما هيچ كس مسلمان نيست را به دختران خردسال آموزش مي‌دهند تا بعد از مدتي بتوانند از اين ها به عنوان نيروهاي انتحاري استفاده كنند، يعني يواش يواش اصول خودشان را تغيير مي‌دهند.

خبر دوم راجع به پخش زنده مراسم قطع كردن دست يك دزد به قول آنها در سوريه بود كه به صورت زنده در شبكه هاي ماهواره‌اي پخش كردند و بسياري از شبكه هاي ضد دين هم اين خبر را گفتند طبيعي است هر چه خبر مشمئز كننده از اسلام باشد را پخش خواهند كرد، اين خبر را پخش كردند كه بر خلاف دستور اسلام كه بايد انگشت ها قطع شود دستش را از مچ قطع كردند، اين ها در حلب اقامه حد سرقت كردند.

اما خبري كه خبر هميشگي در اخبار عالم وهابيون است بحث جهاد نكاح است. يك دختر چهارده ساله فرانسوي از خانواده اي كه اصالتاً مراكشي و مسلمان بودند براي جهاد نكاح مي‌‌خواسته از فرانسه به سوريه برود كه در مسير او را دستگير كرده‌اند، چون بدون همراهي خانواده بليط تهيه كرده بوده به او مشكوك مي‌شوند كه چرا دختر چهارده ساله بدون پاسپورت به سوريه مي‌رود.

خبر ديگر اولين عهدنامه دولت اسلامي عراق و شام به قول خودشان، اولين امان نامه و ذمه نامه اي كه براي كفار ذمي و مسيحيان اين ها تدارك ديده‌اند در مطالبي كه دارد از جمله اين است كه اين ها حق هيچ گونه بر پا كردن كنيسه ندارند حق ندارند كه در شهر خودشان دير و كنيسه و صومعه داشته باشند و اگر صومعه اي خراب شد حق بازسازي آن را ندارند، جالب اين جاست كه آقايون اهل سنت مي‌گويند كه خليفه دوم به فلسطين رفت و گفت اشكالي ندارد كه شما كليسا داشته باشيد و كليساهاي فلسطيني ها همان كليساهايي كه خليفه دوم آن جا رفتند هنوز پا برجاست، در اين هزار و دويست سال خراب نشده؟ اين را بازسازي نكرده‌اند؟ آقايون وهابي اين احكام را از كجا مي‌آورند كه مسيحي ها به هيچ وجه حق تعمير كليساهاي خودشان را ندارند بايد خراب شود، اين به عنوان اولين عهدنامه رسمي آقاي ابوبكر البغدادي همان جوان وهابي است كه رهبري اين ها را به عهده گرفته است.

مطلب ديگري كه باز به عنوان خبر است اين است كه خبر برگزاري جشن ميلاد سيد الشهداء طبق نظر و روايات اهل سنت در مصر در مقام رأس الحسين، كه اين ها در مقام رأس الحسين عليه السلام جشن هايي را بر پا كرده‌اند و جالب اين جاست وهابيون مصري گفته بودند كه اين كار شرك است با اين كه اهل سنت شركت مي‌كنند، اما وهابيون اين را شرك مي‌دانستند،

استاد ابوالقاسمي:

خود وهابي ها كه اين ها همه ساله در سالگرد هجومشان به رياض كه رياض يك شهر سني نشين بود، اين ها به رياض حمله كردند اهل سنت را در رياض كشتند و سنگ بناي حكومت عربستان را گذاشتند همه ساله در سالگرد فتح رياض اين ها جشن هايي به اسم جشن هاي الجنادريه برپا مي‌كنند و در اين جشن ها مراسم رقص و پاي كوبي و رقص شمشير را دارند كه رقص شمشير آخرين مراسم رسمي آن ها است كه رقص هاي ديگري هم دارند. اين كه يك انگليسي در اين جشن ها شركت كند چيز عجيبي نبود چندين سال قبل شايد حدود بيست سال قبل هم در اين جشن ها شركت كرده بود و فيلم آن موجود بود، ژاك شيراك شركت كرده بود، بوش كه آمد براي او مراسم رقص شمشير گذاشتند و ارتباط اين ها با هم خيلي طبيعي است. شايد تلوزيون هم اين مراسم را پخش كرده بود .

استاد ابوالقاسمي:

يك نفر يك نماد را در بالا گرفته همه دور آن با شمشير جمع شده و مي‌گويند سمعاً و الطاعة يا سيدي، اگر ما شيعه ها يك علم و پرچم به عنوان نماد سيد الشهداء‌ عليه السلام داشته باشيم دور آن جمع مي‌شويم به عنوان ابراز ارادت عزاداري كنيم، مي‌گويند شما مشرك مي‌شويد، اين كارهاي خرافي چه كارهايي است كه مي‌كنيد، در عربستان سعودي سمعاً و طاعة و هيچ اشكالي ندارد، اين هيچ شركي نيست اين توحيد خالص است، هفته قبل فيلم پخش كرديم سديس مسئول كل مسجد النبي صلي الله عليه و آله كه مي‌گفت الجنادريه اسلام ناب را به مردم ياد مي‌دهد و اين اسلام ناب است، اين كه دور علم جمع مي‌شوند اين هم اسلام ناب است. اگر ما شيعه ها اين را داشته باشيم شرك مي‌شود. اين تكه براي من خيلي جالب بود كه اين را قبلاً در مراسم خنده دار زياد ديده بودم اما اين كار را كه اين ها اين طور انجام مي دهند به اين عنوان كه نماد يك شخصيت است چه اشكالي دارد، نماد يك تفكر باشد و ابراز ارادت به يك نماد مي‌كنند، اين براي ما خيلي جالب بود.

اما اتفاق ديگري كه در هفته قبل گذشت مي‌دانيد كه اهل سنت با وهابيون يكي نيستند، آقاي احمد الطيب مفتي و رئيس دانشگاه الازهر مصر هفته قبل صريح بر ضد تكفيري ها سخنراني كرد و گفت اين فتواهايي كه مي‌دهند به هيچ وجه صحيح نيست و بايد با آن برخورد شود. شيخ حمود از علماي سرشناس اهل سنت لبنان است مي‌گفت : آن چيزي كه در سوريه اتفاق افتاده نه انقلاب است و نه اسلام است و نه خلافت راشده، چون اهل سنت مي‌گويند كه ما طرفدار خلافت راشده هستيم، شيخ حمود بزرگ اهل سنت لبنان مي‌گويد آن چيزي كه در سوريه اتفاق افتاد هيچ بويي از اسلام نبرده است. آقايان وهابي كه مي‌گوييد برويم در آن جا و از اهل سنت دفاع كنيم، اصلاً مي‌گويند كه اين اسلام نيست چه برسد به اين كه سني باشد، اين را شيخ سرشناس اهل سنت لبنان مطرح كرد و نفر سوم آقاي دكتر محمد عبد الآتي بود كه اين افكار تكفيري را به شدت رد كرد و در سخنراني خودش گفت اين كارهايي كه انجام مي‌دهند به هيچ وجه با اسلام مطابقت ندارد. ما قبول داريم كه اهل سنت با اين ها به شدت برخورد مي‌كنند، اين ها را قبول ندارند ولي متأسفانه وهابيون به حرف هيچ بني بشري گوش نمي‌دهند. به اين علت كه قاضي داعش سخنراني كرد و گفت : الدولة فوق الدين؛ دولت اسلامي عراق و شام مافوق دين است، يعني اگر ما دستوري دهيم دين بايد از آن تبعيت كند. اين خيلي جالب بود يعني به خوبي سني بودن خودشان را طبق اين نظر ثابت كردند، آقايون وهابي اگر مي‌‌گوييد كه اين سني است، باشه ولي عزيزان اهل سنت از اين ها بيزار هستند، شبكه هاي وهابي مي‌گفتند كه اين ها سني هستند اين مدرك سني بودن آن ها است، دولت ما فوق دين است، ولي اهل سنت اين را به هيچ عنوان قبول ندارند.

خبر ديگري كه براي ايراني ها مهم است، ايراني ها سابقه ننگين منافقين را مي‌دانند كه چقدر مصيبت ها بر ايراني ها و مسلمان ها چه شيعه و چه سني وارد كرده‌اند، همين منافقين منتظم شدند به گروه تنظيم طلائع جيش محمد رسول الله يعني طليعه هاي لشگر پيامبر، پرچمداران لشگر پيامبر، اين ها اعلام كردند كه تعداد زيادي از منافقين به ما براي كشتن شيعه ملحق شدند لقتل شيعة، راهكار اين گروه اين بود كه ما بايد شيعه را نابود كنيم تا اسلام دوباره برپا شود منافقين به اين ها ملحق شدند، خيلي جالب است ملحق شدن منافقين كه سابقه آن ها مشخص است به اين ها، آيا واقعاً‌ اين ها اهل سنت هستند، قطعاً اهل سنت مي‌گويند كه ما از اين ها بيزار هستيم و به خصوص كه اين ها يك تفكرات قوميت گرايانه دارند كه ديشب استاد يزداني بخشي از‌ آن را مطرح كردند.

اما خبر دردناک ديگري برايما اينکه دو جوان با پوشش نامناسب(شلوارک) در شهر پيامبر که تحت تاثير وهابيت قرار گرفته اند، دو سگ را با خود حمل مي کنند .

مجري:

ممكن است بگويند كه در برخي از شهرهاي ايران هم ممكن است همچين تصاويري ديده شود.

استاد ابوالقاسمي:

اين كه در ايران ديده شود ما به هيچ وجه اين را براي مردم اجبار نمي‌دانيم كه از تفكر ما اين چنين تبعيت كنيد، ما در ايران شيعه داريم سني داريم مسيحي و يهودي داريم همه مذاهب را داريم، اما اين آقايان مي‌گويند كه تفكر ما تفكر وهابيت و همه مردم دنيا هم تابع ما هستند، هر كس هم كه مخالف ما باشد بايد با او برخورد شود. تصاوير اين ها در مدينه به وفور ديده مي‌شود و يك چيز رايج در مدينه شده است. شما مي‌خواهيد اسلام را به ديگر نقاط منتقل كنيد، در سوريه دست دزد را از مچ قطع مي‌كنيد در شبكه هاي  بين المللي پخش مي‌كنيد همين صحنه ها را هم از عربستان براي مردم پخش كنيد، چرا پخش نمي‌كنيد؟ چرا صحنه‌هاي بيرون آمدن زن ها در رياض را به مردم نشان نمي‌‌دهيد كه چطور بيرون مي‌آيند؟ چرا اين ها را پخش نمي‌كنيد كه مردم بدانند واقعيت پشت پرده شما چه چيزي است، از اين طرف ادعا مي‌كنند كه ما اسلام ناب هستيم هيچ خلافي نداريم و همه چيز را ياد مي دهيم از اين طرف نه. البته اين را كه شما در مدينه ديديد به اين دليل است كه در بقيه شهرها يك چيز عادي و رايج است در مدينه نمي‌توانند نگه دارند، مثل واتيكان نيست كه دور آن را ببندند كه فقط مردها داخل بيايند مدينه همه مي‌آمدند و مي‌رفتند، تا چند سال قبل ابزارهاي ارتباط جمعي بود الان همه جا راه افتاده يكي در مدينه به رفيقش در طائف مي‌گويد كه من اين مدلي بيرون آمدم او هم اين مدلي بيرون مي‌آيد، نتوانستند جلوي اين ها را بگيرند اين وضعيت مدينه شده است.

مجري:

با تشکر از شما استاد ابوالقاسمي، به موضوع دفاع از صحابه مي‌پردازيم. چندين برنامه است كه در خدمت شما بينندگان عزيز هستيم و قرار است اين موضوع را به صورت مفصل بحث كنيم كه نظر شيعه و اهل سنت در مورد وهابيت چه هست و اگر شبهه اي و يا تهمتي در ذهن برخي از افراد نسبت به شيعه در مورد اعتقاد نسبت به صحابه وجود دارد آن ها مشخص شود و نظر اهل بيت عليهم السلام براي همه بينندگان عزيزي كه وقت مي‌گذارند و اين برنامه را مي‌بينند واضح شود. در هفته هاي گذشته تعاريفي را در اين خصوص داشتيم و استاد ابوالقاسمي در اين خصوص مفصل توضيح دادند اما براي اين كه يك مروري در خصوص برنامه هايي كه تا اين جا داشتيم داشته باشيم. استاد ابوالقاسمي خلاصه اي از مباحث كه در خصوص نظر شيعه در مورد صحابه و جايگاه صحابه را مطرح بفرمائيد .

صحابه از منظر شيعه

استاد ابوالقاسمي:

آن چه كه ما در مورد نظر شيعه در مورد صحابه مطرح كرديم؛ اولاً تعريف اساسي که شيعيان براي صحابه دارند، از رسول خدا صلي الله عليه و آله گرفته اند. حضرت فرمودند :  صحابه من اهل بيتي و من تبعهم؛ اهل بيت و تابعين اهل بيت هستند، اهل بيت من صحابه من به حساب مي‌آيند و هر كسي كه از اهل بيت من تعبيت كند. البته مقصود كساني بودند كه در همان زمان بودند. و لذا علماي شيعه اين تفسير را آورده‌اند که :

من لقي النبي صلي الله عليه و آله و سلم مؤمناً؛

اگر كسي با ايمان حضرت را ببيند و بر ايمان و اسلام هم از دنيا برود.

الرعاية في علم الدراية ( حديث ) - الشهيد الثاني - ص 339

لذا طبق اين تفسير روايات فراواني داريم كه اهل بيت عليهم السلام از صحابه تعريف و تجليل كرده‌اند، اميرمؤمنان عليه السلام فرموده‌اند صحابه برادران عزيز تر از جان من هستند، صحابه اشخاصي بودند كه شما هيچ كدام به درجه آن ها نمي‌رسيد،‌ شبيه آن ها هم نيستيد. امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه دعاي خاص براي صحابه مي‌كنند.

طبق تفسير شيعه يعني صحابه‌اي كه شيعه قبول دارند، حضرت مي‌فرمايند كساني كه در جنگ‌ها از امتحان خوب بيرون آمدند و فرار نكردند، كساني كه در جايي كه بذل مال بود زود بخشش كردند، معطل نكردند.

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند : اصحاب پيامبري كه ما قبول داريم دوازده هزار نفر بودند نه مرجئه، نه قدري، نه حروري و نه معتزلي هيچ كدام اين خصوصيات را نداشتند.

الخصال شيخ صدوق صفحه 640 حديث 15

امام كاظم عليه السلام فرمودند : خدا لعنت كند فلاني را كه حرف صحابه را رد مي‌كرد.

المحاسن جلد 1 صفحه 213

امام رضا عليه السلام فرمودند : هر كس صحابي پيامبر را - طبق تفسير شيعه - سب كند، حكم او شلاق است .

وسائل الشيعه جلد 28 صفحه 213

و روايات ديگري هم راجع به نظر اهل بيت عليهم السلام مطرح كرديم. امام باقر عليه السلام به زيارت جابر مي‌‌رفتند به اين خاطر كه او صحابي بوده، يعني به خاطر صحابي بودن، امام باقر زيارت يك شخص مي‌رفتند. مطرح كرديم كه طبق نظر ما شيعيان فتاواي زيادي مراجع و بزرگان ما از قديم تا به حال داده‌اند كه ما صحابي بودن را يك جايگاه بسيار والا براي شخص مي‌دانيم.

اما صحابه - طبق نظر شيعه- روايت ديگر از امام صادق عليه السلام بود كه صحابه به پيامبر دروغ نمي‌بستند، صحابه راستگو بودند، يعني اگر كسي دروغ بسته باشد صحابي به حساب نمي‌آيد.

اصول کافي جلد 1 صفحه 65

اين خلاصه نظر ما در مورد صحابه بود.

مجري:

اين هم نظر شيعه راجع به صحابه بود، دوست داريم بدانيم نظر اهل سنت در مورد صحابه چه بود كه مفصل در اين زمينه توضيح داديد و در صورت امکان مجددا بازگو بفرمائيد . 

صحابه از منظر اهل سنت

استاد ابوالقاسمي:

عرض كرديم كه اهل سنت تعابير مختلفي در مورد صحابه دارند، به صورت خلاصه مي‌گويند كه پيامبر بيش از صد و بيست هزار صحابي دارد، اما بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله عملاً كه در كتاب‌هاي آن ها ملاحظه مي‌كنيم، مي‌گويند كه صحابه در چندين جا دچار لغزش شده‌اند يكي بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و‌آله و سلم، كه مي‌گويند كل عرب ‌ها مرتد شدند غير از مردم سه شهر مكه و مدينه و طائف،‌ تمام عرب ها مرتد شدند، مردم مكه هم خواستند مرتد شوند به زور شمشير برگشتند و تعداد زيادي از مردم مدينه هم منافق شدند، كه ما اين را از كتب اهل سنت مطرح كرديم. فتنه دوم فتنه كشته شدن خليفه سوم بود كه در اين فتنه وكيع مي‌گفت كه :

سلم من الفتنة من المعروفين سعد و ابن عمر و اسامة بن زيد و محمد بن مسلمة؛

در فتنه كشته شدن عثمان فقط پنج نفر از معروفين سالم ماندند و دچار فتنه نشدند بقيه همه دچار فتنه شدند.

سير أعلام النبلاء، ج 2 ، ص 500

كل صحابه ي شناخته شده پيامبر صلي الله عليه و آله كه در آن زمان زنده بودند دچار فتنه شدند. مرحله سوم مرحله كشته شدن سيد الشهداء‌ عليه السلام مي باشد . البته جنگ هاي اميرمؤمنان و تعدادي از صحابه كه ابن تيميه مي‌گويد صحابي زيادي بودند كه دشمن حضرت علي  عليه السلام بودند فحش و ناسزا مي‌گفتند و با حضرت جنگيدند كه ذهبي مي‌‌گويد معاويه و لشگر او كلاً ناصبي بودند، اين هم يك مرحله، مرحله بعد از  سيد الشهداء عليه السلام كه باز مي‌گويند كه صحابه در آن جا امتحان بسيار بدي پس دادند و براي دفاع از حضرت نيامدند.

مجري:

استاد فرموديد كه بعد از شهادت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله بحثي كه از دوران فتنه بود و بعد فرموديد كه علماي اهل سنت دارند كه همه صحابه مرتد شدند به جز چند نفر كه ما آن را قبول نداشتيم و بعد هم فرموديد كه يك دوره فتنه در زمان خليفه سوم بوده است، معمولاً در جايي كه فتنه‌اي ايجاد مي‌شود چند نفر در جايي فتنه را ايجاد مي‌كنند، و از سران و مسئولان برگزاري آن فتنه به حساب مي‌آيند فتنه قطعاً خودش خود به خود به وجود نمي‌آيد. دوست داشتيم بدانيم افرادي كه اين فتنه را در بين صحابه به وجود آوردند چه كساني بودند يا چه كساني بودند كه صحابه گول اين ها را خوردند و دچار فتنه شدند و از عاملين اصلي اين فتنه بودند را براي ما معرفي بفرمائيد .

استاد ابوالقاسمي:

البته اين چيزي كه ما مطرح مي‌كنيم عقيده شيعه را در اين زمينه نمي‌گوييم، ما گفتيم كه عقيده شيعه اين است كه صحابه دوازده هزار نفر هستند و اعتقاد آن ها درست بود اما متأسفانه و صد متأسفانه آن چيزي كه در كتب اهل سنت است، يا بايد بگويند آن كساني كه بعد از پيامبر مرتد شدند صحابه‌اي كه مرتد شدند توسط يك غير صحابي گمراه شدند كه وا اسفاه، يعني يك غير صحابي آمده و صحابي پيامبر را گول زده است؟ يا بايد بگويند كه يك صحابي بوده كه اين ها را گول زده كه مصيبت دو چندان مي‌شود صحابي پيامبر آمده و اين ها را گمراه كرده است . هر دو نمونه اش را هم گفته‌اند، يعني در مورد مسيلمه كذاب كه او مدعي نبوت بود كه راجع به او مفصل صحبت خواهيم كرد، گفتند نه اين آقا صحابي نبود ولي صحابه دور او جمع شدند و صحابي را هم كه دور و بر او آمدند مطرح خواهيم كرد. طليحه اسدي مدعي نبوت است و خودش هم صحابي بوده است. اين براي ما خيلي جالب است كه صحابي پيغمبر كلهم عدول همه عدول هستند اولياء خدا و مدعي نبوت، اين مدل صحابه را تا به حال نديده بوديم كه چشم ما به اين هم روشن شد.

صحابه مدعي نبوت

باب طليحه، طليحة بن خويلد الاسدي ارتد بعد النبي صلي الله عليه و آله؛

طليحة بن خويلد الأسدي ارتد بعد النبي صلي الله عليه وسلم وادعى النبوة وكان فارسا مشهورا بطلا واجتمع عليه قومه فخرج إليهم خالد بن الوليد في أصحاب النبي صلي الله عليه وسلم فانهزم طليحة وأصحابه وقتل أكثرهم وكان طليحة قد قتل هو وأخوه عكاشة بن محصن الأسدي وثابت بن أقرم ثم لحق بالشام فكان عند بني جفنة حتى قدم مسلما مع الحاج المدينة فلم يعرض له أبو بكر ثم قدم زمن عمر بن الخطاب فقال له عمر أنت قاتل الرجلين الصالحين يعني ثابت بن أقرم وعكاشة بن محصن فقال لم يهني الله بأيديهما وأكرمهما بيدي فقال والله لا أحبك ابدا قال فمعاشرة جميلة يا أمير المؤمنين ثم شهد طليحة القادسية فأبلى فيها بلاء حسنا .

طليحه بعد از پيامبر مرتد شد. يك سوار كار بسيار مشهور بود

قوم او دورش جمع شدند خالد بن وليد با اصحاب پيامبر رفت كه با او بجنگد. طليحه و اصحابش شكست خوردند بيشتر آن ها كشته شدند و طليحه و برادرش عكاشة‌ بن محصن الاسدي و ثابت بن أقرم را كشتند، يعني هم مدعي نبوت است و هم دو تا صحابي را كشته است و به شام فرار كرد و در آن جا بود . تا دوباره مسلمان شد و به مدينه برگشت.

ابوبكر به او محل نگذاشت دوباره در زمان عمر آمد، عمر گفت تو هستي كه دو مرد صالح را كشتي؟

گفت : خداوند به دست آن ها من را خار نكرد كه به جهنم بروم و به دست من دو نفر را بهشتي كرد.قسم به خدا تو را دوست ندارم. گفت : دوستم نداري اما بد هم برخورد نكن، عمر هم قبول كرد سپس در قادسيه به دفاع از عمر در جنگ هم رفت و امتحان خوبي هم پس داد.

الاستيعاب ابن عبد البر، ج 2 ، ص 773

طليحه صحابي است مدعي نبوت هم هست قاتل صحابه هم هست. ما قبلاً گفتيم طبق نظر اهل سنت فتنه شامل صحابه شد، ارتداد شامل صحابه شد، الان بدتر شده يعني كسي كه مسئول ارتداد اين قوم بود يك صحابي بود. يک همچين فردي صحابي رسول خدا صلي الله عليه و آله مردم را گمراه مي‌كند و مي‌گويد كه من پيامبر خدا هستم. شايد در نقد سريال عمر ديده باشيد كه من دو قسمت هم پخش كردم كه مالك بن نويره صحابي پيامبر به دستور مستقيم ابوبكر كشته شد، آقاي ابوبكر با عمر در فيلم صحبت مي‌كند عمر مي‌گويد كه اين مسلمان شده است ابوبكر مي‌گويد فرض بگير كه دوباره ادعاي اسلام كرد كه جانش را حفظ كند.

 مگر اين طرفدار سجاح مدعي نبوت نشده بود، بايد كشته شود، مالك بن نويره كه ما شيعيان مي‌گوييم صحابي است خود اهل سنت هم دارند كه صحابي است، به خاطر طرفداري از سجاح كشته مي‌شود با اين كه مسلمان هم شده بود اما طليحه اسدي كه خودش مدعي نبوت است را مي‌گويند نه اشكالي ندارد، آقاي عمر هم مي‌گويد فعلاً با تو بد برخورد نمي‌كنم بعد هم از طرف عمر به جنگ مي‌رود فأبلي فيها بلاء‌ حسنا.

در كتاب ربيع الابرار زمخشري جاحظ مي‌گويد من نمي‌شناسم كسي را كه ادعاي نبوت كرده باشد قوم او هم به او ايمان آورده باشند و بعد توبه كرده باشد جز دو نفر، طليحه و سجاح، فأنهما أظهر التوبه؛ اين دو توبه كردند و نشستند و به مردم گفتند كه ما اشتباه كرده بوديم خود سجاح كشته نشد و خود طليحه هم كشته نشد، اما مالك بن نويره به ادعاي اين كه اين آقا طرفدار سجاح بوده بايد كشته شود ولو اين كه اسلام صريح آورده باشد. اين فرقي است كه ما بين صحابه مي‌گذاريم. ما مي‌گوييم صحابه اي كه ما به آن‌ها اعتقاد داريم افراد خوبي بودند دچار تزلزل در اعتقاد نشدند، اما آن كساني كه متأسفانه و صد متأسفانه در كتب اهل سنت به عنوان صحابي مطرح مي‌شوند مدعي نبوت هستند.

راجع به آقاي طليحة بن خوليد مطالب بسيار زيادي در كتب اهل سنت گفته‌اند كه در زمان پيامبر اين آقا چه خصوصيت هايي داشته است، اين آقا به نزد پيامبر آمد و حتي مقدارزيادي هم قرآن ياد گرفته بود و جزو بزرگان قوم خود به حساب مي‌آمد .

مجري:

پس تا اين جا طبق نظر اهل سنت روشن شد كه برگزار كنندگان فتنه بعد از قتل عثمان، خود صحابه بودند حال آي شيعه همچين عقيده‌‌اي دارد؟

استاد ابوالقاسمي:

ما همچين چيزي نداريم چيزي كه ما راجع به صحابه داريم روايت امام صادق عليه السلام را آورديم، ما مي‌گوييم صحابه دوازده هزار نفر كه عقيده خود را هم تغيير ندادند.

در المنتظم ابن جوزي مي‌گويد : طليحة بن خوليد نوفل، و كان طليحة يعد بألف فارس؛ وفد طليحة علي رسول الله في جماعة في سنة تسع ، ثم ارتدوا وادعي النبوة؛ فأسلم اسلاماً صحيحا و شهد القادسية و نهاوند، كتب عمر شاوروا طليحة في حربكم

او را مقابل با هزار سواره مي‌دانستند، در سال نهم مهمان پيامبر شد، همه اسلام آوردند ، بعد مرتد شدندو ادعاي نبوت هم كرد و اسلام خوبي آورد و در جنگ قادسيه و نهاوند شركت كرد و عمر نوشت براي جنگ هايتان طليحه را به عنوان يك مشاور براي خودتان قرار دهيد .

المنتظم، ج4، ص282

اين نفر اول كه گفتيم خودش صحابي بوده و ادعاي نبوت كرده است اما نفر دومي كه خودش صحابي بود و ديگران را به فتنه يك غير صحابي انداخت، يعني يك غير صحابي ادعا كرد من پيامبر هستم و يك عده‌اي از صحابه هم آمدند طرفدار او شدند

 در كتاب البداية‌ و النهاية چنين آمده است :

و كان الرجال هذا صديقه، الذي شهد له؛  أنه سمع رسول الله يقول إنه قد اشرك معه مسيلمه بن حبيب في الامر؛ و كان هذا الملعون، اتبعوا مسيلمة‌ لعنهما الله و قد كان الرجال هذا وفد الي النبي؛ و قرأ البقرة؛ و جاء زمن الردة الي ابي بكر؛ ، فبعثه الي اهل اليمامة يدعوهم الي الله يثبتهم علي الاسلام، فارتد مع مسيلمة، و شهد له بالنبوة؛ فكانت فتنة‌ الرجال أعظم من فتنة مسيلمة .

 اين رجال رفيق مسيلمه بود، كسي كه به نفع مسيلمه شهادت داد و از پيامبر شنيده است که پيغمبر گفته مسيلمه با من در كارم شريک است، يعني در نبوت و اين همان فرد ملعون است که مسليمه ملعون نيز از او طرفداري کرد و او قبلاً مهمان بر پيامبر شده بود، اسلام ياد گرفته بود و سوره بقره را كلاً ياد گرفته بود و در زمان اهل رده پيش ابوبكر آمد و ابوبكر اين آقا را به عنوان مبلغ دين براي اهل يمامه فرستاد، ابوبكر رجال را پيش اهل يمامه فرستاد كه اي اهل يمامه مسلمان شويد که من از طرف ابوبكر آمده‌ام و با مسيلمه مرتد شد و شهادت به نبوت هم داد، فتنه رجال صحابي و مصيبتي كه او درست كرد از فتنه مسيلمه كذاب که او نيز مدعي نبوت بيشتر بود .

البداية و النهاية، ج6 ، ص323

 چقدر جالب آقايان اهل سنت چقدر از صحابه تجليل مي‌كنند، قبلاً كه مي‌گفتند عموم صحابه مرتد شدند، حالا چه كسي اين ها را مرتد كرده؟ يك صحابي كسي كه سوره بقره را در زمان پيامبر حفظ كرده است‌، كسي كه از طرف ابوبكر مأمور مي‌شود براي ياد دادن دين به قومش. در جاي ديگر آقاي رجال را به عنوان كسي كه پيامبر خودش او را براي اين كه به مردم فقه و اسلام بياموزد فرستاد، گفته‌اند. يعني دقيقاً همان جايگاهي كه ابو عبيده جراح داشت.

ابو عبيده يك صحابي بود كه تقريباً به همين صورت سوره بقره را حفظ كرده بود و پيغمبر او را مي‌فرستاد براي اين كه فقه بياموزد. ابو عبيده جزو عشره مبشره است. اين آقا هم رديف ابو عبيده جراح، مرتد شده است، چه ارتدادي كاش خودش مرتد مي‌شد، اساس مدعيان نبوت سه نفر بودند سجاح، مسيلمة، طليحة.

طليحة خودش صحابي، سجاح زن مسيلمه، مسيلمه را رجال درست كرد، يعني كل ارتداد مردم بعد از پيامبر به خاطر دو نفر صحابه بوده است. يكي طليحه و يكي هم رجال، آن وقت ما به صحابه توهين مي‌كنيم يا كساني كه اين حرف‌ها را بر ضد آن ها مطرح مي‌كنند؟ اصلاً بگوييد تعريف ما از صحابه اشتباه بوده است آن كساني كه ما به عنوان صحابي آورديم اشتباه كرديم اين را ما صحابي نمي‌دانيم. طليحه را ابن عبد البر تصريح كرده كه صحابي است، بگوييد كه تعريف ما اشتباه بوده است، چرا به زور مي‌خواهيد يك تعريف اشتباه بياوريد و بعد اين چنين كنيد. اين تازه يك فتن بود .

فتنه دوم فتنه كشته شدن خليفه سوم مي باشد . در فتنه خليفه سوم چه اتفاقي افتاد؟ گفتيم در زمان رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله اهل سه شهر مرتد نشدند اما در زمان خليفه سوم خود آقاي خليفه سوم مي‌گويد كه مردم مدينه هم مرتد شدند.

فلما رأي عثمان ما قد نزل به؛  و ما قد انبعث عليه من الناس، كتب الي معاوية بن ابي سفيان،‌ بسم الله الرحمن الرحيم أما بعد فإن اهل المدينة قد كفروا؛ و أخلفوا الطاعة؛ و نكثوا البيعة.

وقتي عثمان ديد كه مردم دورش جمع شد‌ه‌‌اند و مي‌خواهند او را بكشند، ديد مردم بر ضد او شوريده‌اند، براي معاويه نامه نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم و مردم مدينه مرتد شدند و از طاعت من بيرون آمدند و بيعت منِ عثمان را شكستند .

تاريخ طبري، ج 2،‌ ص 662

گفتيم كه گفته بودند همه مشهورين صحابه در ماجراي عثمان دچار فتنه شدند خود عثمان هم كه مي‌‌گويد مردم مدينه مرتد شدند، اين تجليل شما از صحابه است؟ واقعاً اين گونه مي‌خواهيد صحابه را به مردم معرفي كنيد؟

ما شيعيان قول ميانه را انتخاب كرديم، نه مثل آن گروه كه مطرح كرديم كه مي‌گويند كل صحابه كافر هستند نه مثل آن گروهي كه مي گويند كل صحابه عادل و اولياء‌ الهي هستند كه همان صد و بيست هزار نفر، ما مي‌گوييم آن كسي كه شما به عنوان صحابه مي‌شناسيد ما صحابي نمي‌دانيم ما مي‌گوييم از آن ها دوازده هزار نفر عادل بودند عقيده درست داشتند، شما مي‌خواهيد چه كار كنيد؟و حالا مسببين فتنه عثمان چه كساني بودند‌؟ مسببين فتنه اول كه صحابه بودند.‌ از صحيح بخاري براي شما روايت مي‌آورم كه ببينيم آيا صحابه موقعي كه مي‌خواستند عثمان را محاصره كنند و او را بكشند در مدينه بودند يا همه فرار كرده بودند، چون ما در مورد سيد الشهداء عليه السلام داريم كه حضرت فرمودند هر كس نداي من را بشنود و به من كمك نكند جايگاهش دوزخ است.‌ حالا عثمان به نظر اهل سنت جايگاهش از سيد الشهداء عليه السلام بالاتر هست يا نيست؟ آن كساني كه در مدينه بودند و به عثمان كمك نكردند به نظر شما چه حكمي دارند؟

عثمان بن عفان حيث حوصر؛ أشرف عليهم و قال انشدكم الله، ألستم تعلمون ان رسول الله صلي الله عليه و آله قال من حفر رومة فله الجنة فحفرتها ومن جهز جيش العسرة فله الجنة، فجهزته. فصدقوه بما قال.

عثمان بن عفان حيث حوصر؛‌آن روزي كه محاصره شده بود  بالاي سقف يا ايواني آمد از بالا شروع كرد به صحبت كردن،‌  ‌شما را به خدا قسم مي‌دهم و مقصودم از شما اصحاب نبي صلي الله عليه و آله است. خبر نداريد كه پيغمبر گفت هر كسي چاه رومه را بكند بهشتي است، من هم اين چاه را كندم و آماده كردم. آن ها هم تصديقش كردند .

صحيح بخاري، ج 3 ، ص 1021 ، ح 2626

آن ها چه كساني بودند؟ بخاري مي گويد همه اصحاب پيامبر بودند .

طبق روايت بخاري مي‌دانند كه پيغمبر گفته عثمان بهشتي است اين كارهاي خوب هم كرده و شهادت هم مي‌دهند ولي محاصره را رها نمي‌‌كنند و عثمان را در محاصره نگه مي‌دارند. ما نمي‌دانيم اين ها را چطور قبول كنيم اين چه عقيده‌اي است كه شما مي خواهيد براي ما اجبار كنيد كه الا و با الله بايد قبول كنيد و اگر قبول نكنيد شما را مي‌كشيم.

وهابيون سوريه همين حرف ها را مي‌زنند مي‌گويند بايد به عقيده ما بياييد، عقيده شما اين است كه بعد از پيامبر مرتد شدند، در زمان عثمان هم مردم مدينه مرتد شدند بقيه هم دچار فتنه شدند، حالا ما شيعيان حداقل دوازده هزار نفر را مي‌گذاريم كه بماند براي شما چه مي‌ماند؟ حتي عشره مبشره‌اي كه به بهشت مي‌روند صحابه آن ها را كشته‌اند، يعني خودشان قبول نداشتند كه اين ها بهشتي هستند. از يك طرف مي‌گويند بهشتي هستند و از طرف ديگر مي‌كشند ما چطور اين را قبول كنيم؟ يعني شما حتي ده نفر هم نمي‌توانيد درست كنيد.

آن قضيه‌اي كه ما مطرح كرديم صريح مي‌گويم آقاي جهودي شبكه كلمه ادعا كرد و كليپ من را پخش كرد كه من گفتم روايت صحيح نداريم، گفت بگوييد چه مي‌خواهيد كه ما همان را براي شما بياوريم و قول هم داد كه پخش مي‌كند. آقاي سجودي من صد بار گفتم اگر بيشتر نگفته باشم شما آن موقع ها كجا بوديد؟ گفت آيا شما روايتي مي‌خواهيد كه اهل سنت اجماعاً آن را قبول داشته باشند يا روايتي كه شيعه قبول داشته باشد. نخير آن چيزي كه ما گفتيم همان قواعدي بود خود شما تأسيس كرديد. البته وهابيون شبكه هم تأسيسش كرده بودند هر زمان كه با شيعه بحث مي‌‌كردند شيعه روايت مي‌آورد مي‌گفتند كه خير راوي آن متهم است، نخير اين راوي يك بار در عمر خود تدليس كرده، نخير اين روايت كتابش سند ندارد، خيلي ساده گفتيم شما يك روايتي بياوريد هم خودش سند داشته باشد هم كتابش و سندي هم كه دارد متصل باشد، تمام راوي ها ثقه باشند هيچ كدام هم هيچ اتهامي نداشته باشند و دلالت آن هم درست باشد. سندي كه شما مي‌گوييد درست است اين است كه راوي آن هيچ جرحي نداشته باشد هيچ اتهامي نداشته باشد و متصل هم باشد و قطعاً سماع داشته باشد خود شما قبلاً اين را گفته‌ايد. ما يك روايتي با همين شروط مي‌خواهيم آقايون اگر مرد هستيد پخش كنيد يك روايت اين طور از صحابه تان براي ما بياوريد و نگوييد آقاي ابن تيميه چنين گفته در بخاري باب داريم. نه؛ اين ها را ول كنيد، اين دوران گذشت ما شيعيان گفتيم در كتاب شريف كافي، كتاب شريف كافي ده ها سند دارد در آخر كتاب وسائل الشيعه يكي يكي سندها را آورده است، خود كتاب سند دارد و رواياتش را آورديم و سند آن را بررسي كرديم. در تهذيب و استبصار هم سند روايت هايش هم سند دارد. همه اين ها براي ما ثابت شده است شما چه داريد كه براي ما ثابت كنيد، آقا يك سوال ساده تر يك سند صحيح براي قرآن تان طبق اين شروط بياوريد .

مجري:

خودشان گفته‌اند كه قرآن سند صحيح نياز دارد.

استاد ابوالقاسمي:

بارها گفتند كه قرآن نياز به سند دارد، اگر داريد بياوريد. آقاي سجودي كه ما به شما مي‌گوييم جهودي كه واقعاً جهودي هستي، با آن جسارتي كه به سيد الشهداء عليه السلام كردي، مرد هستي پخش كن و روايت بياور و مدام نگو كه چه گفتي و من نشنيدم. ما بارها گفتيم ما مي‌خواهيم شما كه داعيه دفاع  از صحابه داريد از صحابه دفاع كنيد، شما كه داعيه دفاع از همسران پيامبر داريد و مي‌گوييد قتيله مرتد شده، ام المؤمنين قتيله را مي‌گويند كه مرتد شده بياييد دفاع كنيد. شما كه داعيه دفاع از خلفاي پيغمبر را داريد پيغمبر مي‌گويد من دو تا خليفه دارم كتاب و عترت، از آن كس كه شما به عنوان خليفه مي‌شناسيد دفاع كنيد،‌ ما هم از همسران پيغمبر هم از صحابه و هم از خلفاي پيغمبر دفاع مي‌كنيم. طبق قواعدي كه خودمان داريم. شما مي‌توانيد دفاع كنيد بسم الله.

مجري:

بينندگان محترم از اين جاي برنامه در خدمت شما خواهيم بود، تماس تلفني گرفته و نظر خود را در مورد مطالب استاد اراه بفرمائيد و سوالات خد را نيز مطرح بفرمائيد .

مجري:

آقا محمد از مازندران سلام عليكم و رحمت الله.

بيننده:

سلام، دو تا سوال داشتم، حاج آقاي استاد ابوالقاسمي آيا مستقيم از خدا خواستن گناه دارد؟

استاد ابوالقاسمي:

مستقيم خواستن از خدا به هيچ وجه مشكل ندارد، اما يك نكته‌اي دارد.‌ شما الان مي‌خواهي كه از خدا حاجت بخواهي، شب جمعه هم مي‌‌تواني حاجت بخواهي، در حال سجده هم مي‌‌تواني، در مسجد النبي هم مي‌تواني، اگر شما در شب جمعه در مسجد النبي در حال سجود دعا كني بهتر است يا الان دعا كني؟

بيننده:

به نظر من هر موقع مشكلي داشتند و گير افتادند از خدا بخواهند مشكلي نيست، ولي به نظر شما جا و مكان هم تأثير گزار است.

استاد ابوالقاسمي:

اين كه در سجده دعا كنيد در روايت هاي شما نيست؟ اقرب ما يكون العبد من الله تعالى ساجدا ، شما اين را نداريد؟

بيننده:

من نفي نكردم

استاد ابوالقاسمي:

يك بار مي‌گوييد به نظر شما اين است كه نظر ما طبق روايت درست است. پس نگوييد طبق نظر شما بگوييد طبق نظر اسلامي. طبق نظر اسلام شب جمعه در حال سجود در مسجد النبي دعا كني احتمال برآورده شدن آن بيشتر است يا در حالت عادي؟

بيننده:

من مي‌گويم همان حالتي كه شما گفتي

استاد ابوالقاسمي:

پسران حضرت يعقوب گفتند : يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا ؛ پدر براي ما دعا كن قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ ؛ بعداً‌ استغفار مي‌كنم كه خود اهل سنت هم گفتند كه مقصود شب جمعه است. چون شب جمعه احتمال قبولي دعا بالاتر است. مي‌خواهم به يك جواب مستقيم برسيم. شما مي‌خواهيد كه قبول نكنيد و بيننده‌ها هم اين را مي‌دانند. نعوذ بالله آيا خدا شب جمعه گوشش بهتر از شب هاي عادي‌ مي‌شنود؟ ما اگر به سجده برويم خدا زير زمين است و آن جا صداي ما را بهتر مي‌شنود؟ خدا در مسجد النبي صلي الله عليه و آله است؟ خداي متعال يك سري شروطي براي اجابت قرار داده است. گفته اگر اين كارها را بكنيد من احتمال قبولي حاجت را بالا مي‌برم. يكي از بهترين راه‌هايي كه خدا براي بالا رفتن درصد قبولي قرار داده گفته از طريق اهل بيت بخواهيد. اگر از طرف پيغمبر بياييد؛ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا ؛ خدا گفته اگر اين كار را كنيد احتمال بخشيدنتان بالاتر مي‌رود. بله مي‌توان مستقيم از خدا خواست از پيغمبر هم مي‌توان خواست اما خدا گفته اگر از طرف پيغمبر بيايي احتمالش بالاتر است، حالا شما هر كدام را كه خواستي انجام بده.

بيننده:

اين را قبول دارم ولي وقتي مستقيماً از خدا بخواهم اين هيچ گناهي داخل آن نيست يعني من هيچ گناهي نمي‌كنم بلا استثناء چه در حالتي كه در خانه خود نشستم چه در حالتي كه در مسجد النبي بخواهم، من هيچ گناهي انجام نمي‌دهم، اما به طور مثال من در يك امامزاده‌ اي بروم كه نمي‌دانم ايشان شفاعت مي‌كنند يا نه، نمي‌دانم ايشان گناهكار هستند يا نه، من بخواهم ايشان را وساطت كنم امكان دارد ايشان آن چيزي كه من فكر مي‌كنم نباشد.

استاد ابوالقاسمي:

حالا اين امكان دارد شما پيغمبر را بگو، اصلاً‌ امامزاده را كنار بگذاريم، شما شك داريد كه پيغمبر هم جهنمي است يا بهشتي؟

بيننده:

نه من به پيامبر شك ندارم

استاد ابوالقاسمي:

طبق روايت عايشه پيغمبر در قبر حاجت داده است. لابد شما عايشه را هم كافر مي‌دانيد

بيننده:

شما چرا همش مي‌گوييد كه كافر. مي‌داني ...

استاد ابوالقاسمي:

اگر كافر نيست؛ عايشه به قبر پيامبر توسل كرده است و پيغمبر حاجت هم داده است. پيغمبر در قبرش حاجت داده و توسل به پيغمبر هم كفر نيست.  شما اگر كنار پيغمبر حاجتت را بخواهي كه احتمال قبولي آن بيشتر است بهتر است يا حالت عادي؟ اصلاً فرض كنيد كه ما گفتيم اين امامزاده ها بد، پيغمبر كه خوب بوده

بيننده:

اين را قبول داريد كه هر توسلي نمي‌توان انجام داد

استاد ابوالقاسمي:

به اين هم مي‌رسيم، پس قبول داريد كه مقداري از توسلات شيعه درست است، شما اين را قبول داريد؟‌ اهل سنت توسل به پيغمبر را داشته‌اند

بيننده:

اين را خدمت شما عرض كنم توسلي كه بگويند خداوند را به آبروي پيامبر قبول دارم.

استاد ابوالقاسمي:

اگر از خود پيغمبر بخواهيد چي؟

بيننده:

من اين را شك و ترديد دارم، شايد شما دو تا حديث هم بياوريد، من چون به علم حديث وارد نيستم نمي‌دانم خوب بگويم، من عقلي با شما صحبت مي‌كنم .

استاد ابوالقاسمي:

شما اگر مي‌خواهيد بگوييد كه اشكال دارد چرا نمي‌گوييد اشكال دارد، اگر عقلي مي‌خواهيد من يك سوال ساده مي‌پرسم. من مي‌گويم خدايا اگر اين آقا پيش شما ارج و قرب دارد من حاضر هستم كه اين را از خودش بخواهم اگر ارج و قرب ندارد اصلاً نخواستم اگر اين طور دعا كنيم اشكالي دارد؟

بيننده:

من گفتم خدايا به آبروي پيامبر حاجت من را روا كن. اين را قبول دارم ولي اين كه به هر كسي متوسل شوم، مثلاً به اين امامزاده من اصلاً نمي‌دانم كه اين امامزاده چه مقامي دارد جايش در بهشت است چه مقامي ندارد و اين اشتباه است .

استاد ابوالقاسمي:

اين كه شما مي‌گوييد اشتباه است من يك سوال ساده از شما پرسيدم، شما ضرب المثل سنگ مفت گنجشك مفت را شنيده‌اي؟

بيننده:

بله

استاد ابوالقاسمي:

اگر ما بگوييم كه خدايا اگر اين آدم خوب بود من از او مي‌خواهم كه حاجت من را بدهد اگر خوب نبود اصلاً نخواستم، سنگ مفت گنجشك مفت هست يا نيست؟

بيننده:

قبول

استاد ابوالقاسمي:

اين جا مشكلي عقلي كه مي‌گفتي حل شد تقريباً عقلي صحبت مي‌كنم

بيننده:

من مي‌گويم كه اين ها با هم سازگاري ندارد. من كه مي‌توانم مستقيماً از خداوند بخواهم چرا سنگ مفت گنجشك مفت كنم

استاد ابوالقاسمي:

اين كه شما مي‌گوييد مستقيماً از خدا بخواهم پس چرا از پيغمبر مي‌خواستي؟ چطور پيغمبر را قبول كرديد؟ تأثير دارد اين كه مشخص است سابقه همه عقلاي دنيا و اسلام را بياوريد. كتاب الخيرات الحسان نويسنده ابن حجر هيثمي راجع به امام اعظم ابو حنيفه در فصل 35 کتاب في تأدب الائمه، ائمه چه ادبي داشتند مي نويسد : امام شافعي مي‌آمد و مي‌گفت كه من به ابوحنيفه تبرك مي‌كنم و كنار قبر او مي‌آيم، شافعي علم غيب داشت كه ابو حنيفه بهشتي است؟

بيننده :

شما باز حديثي بحث مي‌‌كنيد

استاد ابوالقاسمي:

شما مگر سني شافعي نيستيد؟ معمولاً مازندراني ها سني شافعي هستند، يعني شما مي‌گوييد كه امام شافعي به اندازه شما عقل نداشته. امام شافعي هم علم روايت داشته هم دين را به قول شما مي‌‌فهميده، اين آقا كنار قبر ابوحنيفه مي‌آمد نمي‌‌گفت هم كه من علم غيب دارم و ابو حنيفه بهشتي است قبلاً حاجت هم نگرفته بود. إني لأتبرك بأبي حنيفه و أجيء الي قبره؛ سر قبر او مي‌آيم و دعا مي‌خواهم.‌ يعني شافعي واقعاً عقل نداشته واما شما گفتيد كه مي‌خواهيد عقلي بحث كنيد. اين كه شما مي‌گوييد كه من مي‌خواهم عقلي صحبت كنم، من ابتدا نگفتم در واقع يعني شما بي عقل هستيد كه حرف من را قبول نمي‌كنيد، شما وقتي مي‌گوييد كه مي‌خواهم عقلي بحث كنم يعني كل شيعه هايي كه اين را قبول ندارند بي عقل هستند

بيننده:

نه اين حرف را نزنيد شما اجازه دهيد كه من از خودم دفاع كنم

مجري:

قبل از اين كه دفاعيه خود را بفرماييد نكته‌اي خدمت شما عرض كنم، استاد ابوالقاسمي فرمودند كه منظور كلام شما چه چيزي است، اين كه گفتيد نه، با شبكه هاي وهابي و حرف هايي هم كه زديد بنده در خاطرم هست، حرفي كه در مورد آقاي شريفي زديد در خاطرم هست

بيننده:

چه چيزي گفتم

مجري:

در مورد بحث مناظره‌اي كه گفتيد ايشان اندازه‌اش نيست و ايشان ارزش ندارد، ايشان به هر حال يك شيعه‌‌اي است كه براي ما عزيز است و آبرويي كه از ناصبي ها برده است

استاد ابوالقاسمي:

ديشب معلوم شد كه چه كار كرد. ديشب آن دعوايي كه بين آقاي سجودي و آقاي هاشمي شد براي خنده چند نفر بس بود.

مجري:

من ترسيدم آقاي هاشمي قلب آقاي سجودي را در بياورد و بخورد.

بيننده:

اين حركت شما بسيار زشت است چون من كمترين مشكلي ندارم، يادتان مي‌آيد كه به شما گفتم شما مقام حجت الاسلامي داريد و مقام شما كم  مقامي نيست كه بحث هاي كوچك كنيد.

استاد ابوالقاسمي:

ما اين بحث ها را بحث هاي كوچك نمي‌دانيم

بيننده:

من به عنوان يك عالم اهل سنت هيچ وقت به خودم اجازه نمي‌دهم كه بگويم آقاي قزويني! من مي‌خواهم با شما مناظره كنم، من مي‌خواهم آبروي شما را ببرم يعني چه؟

استاد ابوالقاسمي:

همين كساني كه شما مي‌گوييد در شبكه كلمه خودشان صلاح دانستند كه با آقاي شريفي مناظره كنند يعني آقاي شريفي را شخص كوچكي نمي‌دانند همين طور كه با آقاي اللهياري مناظره كردند و آقاي اللهياري در همان مناظره به ام المؤمنين عايشه فحش داد قطعش نكردند و باز هم مناظره كردند. ما مي‌گوييم سني ها با وهابي ها فرق دارند، اين است كه سني ها حداقل يك عده شان غيرت دارند. وهابي ها هيچ كدامشان غيرت ندارند اين را از ما قبول كنيد. يك نمونه ديگر،‌ و كذلك يذكر من الكرامات و خوارق العادات التي توجد عند قبور الانبياء؛ يكي از چيزهايي كه حق است و واقعيت دارد كرامت ها و امور خارق العاده‌اي است كه كنار قبر انبياء و صالحين انجام مي‌شود. مثل اين كه نور در آن جا نازل مي‌شود، ملائكه در آن جا مي‌آيند شياطين نمي‌آيند بهائم در آن جا به شخص حمله نمي‌كنند، آتش همه جا را مي‌گيرد ولي آن جا را نمي‌گيرد، همسايه آن جا آتش نمي‌گيرد، همسايگانش را شفاعت مي‌كنند و مستحب است كه كنار آن ها دفن شود. به نظر شما اين حرف ها حرف چه كسي است؟ احمد بن عبد الحليم بن تيمية، كتاب اقتضاء الصراط، آقاي ابن تيميه‌اي كه آخر وهابي هاست خداي وهابي هاست. آقاي ابن تيميه مي‌گويد كه اين ها حق است، كنار قبر صالحين خيلي از اين اتفاقات مي‌‌افتد. ما اگر مي‌خواهيم عقلي بحث كنيم آقا محمد! يك سر حرم امام رضا عليه السلام برويم، اين نباشد كه من چون خدا را نمي‌بينم عقلي بحث كنم پس خدا نيست، به مشهد بروم و ببينم امام رضا عليه السلام واقعاً شفا مي‌دهد يا نه، مرده زنده مي‌‌شود يا نمي‌شود؟ كور مادر زاد بينا مي‌شود يا نه؟ قطع نخاعي شفا پيدا مي‌‌كند يا نه؟ تمام اين ها هم با مدرك موجود است، پس يك مقدار عقل انسان را كوچك نكنيم، افرادي كه مي‌گويند ما مي‌خواهيم عقلي صحبت كنيم اگر من خدا را نبينم نيست، او را لمس نكنم نيست اين‌ها مي‌گفتند كه ما مي‌‌خواهيم عقلي صحبت كنيم و شايد متأسفانه خبر ندارد و فكر مي‌كند كه اين روش درستي است مي‌‌رود و بعد هم دچار مشكل مي‌شود.

بيننده:

بحث عقلي و غير عقلي گفتم حرف من اين است كه ما وقتي مستقيم از خدا بخواهيم امام زاده‌هايي كه ما روي آن ها شناخت كامل نداريم، آن امام زاده ها هم يك سوالي كه دارم اين است كه شما گفتيد كه دوازده هزار نفر از صحابه را قبول داريد، شما از دوازده هزار صحابه در كتاب هايتان چند حديث نقل شده داريد كه مستقيماً از ايشان نقل شده باشد. آقاي حسيني عزيز شما جوان هستيد من هم جوان هستم دوباره بهتر گوش بدهيد كه من مي‌خواهم سطح اين دو تا شبكه را بالا ببرم يا بر عليه آن ها صحبت كنم.

مجري:

متشكر

استاد ابوالقاسمي:

جواب شما را همين الان مي‌دهم، ما در تعريف از صحابه گفتيم اصحاب پيغمبر اهل بيت و پيروان آن ها هستند،كل روايت هاي ما از صحابه است، تمام شد.

مجري:

تماس بعدي آقا مسعود از قم سلام عليكم و رحمت الله بفرماييد.

بيننده:

سلام خدمت شما

مجري:

قبل از اين كه فرمايشاتتان را شروع كنيد ديشب بيننده‌اي تماس گرفتند راجع به آن بحثي كه شما داشتيد گفتند آقا مسعود در برنامه تالار نداي شيعه چهار بيت از آن اشعاري را كه خواندند را سانسور كردند و کامل نخواندند اگر صلاح ديديد در اين خصوص هم توضيح دهيد.

بيننده:

البته اين را كه مي‌فرماييد نديدم ولي اين كه فرموديد چهار بيت، عرض بنده اين بود كه بر اساس استنادي كه در ابيات مدح حضرت رسول صلي الله عليه و آله كه در آغاز شاهنامه آمده است سه بيت الحاقي است كه اين مدح خلفاء است و سعي كردم در آن وقت كم با ادله گوناگون توضيح دهم و ثابت كنم كه اين ابيات از فردوسي نيست و الحاقي است و اين عرض خود بنده هم نيست خود كارشناسان عرض كردند، بنابراين اين ابيات كه؛ بعد از رسولان مهر بوبكر و فلان يا عمر كرد اسلام را آشكار، اين‌ ها ابيات الحاقي است كه در شاهنامه آمده است و به هيچ عنوان نه بافت آن سخن اين ابيات سه گانه است بر مي‌تابد و تحمل مي‌كند از لحاظ دستوري و نحوي اين ابيات كاملاً اضافه هستند، در آن جا وقت نشد ولي الان چون سوال پرسيديد بنده موظف هستم كه كامل پاسخ دهم. دوم؛ اين كه او را به خوبي ستايد رسول؛ مصرعي است كه در باب حضرت علي عليه السلام آورده است، اين بيت چهارم كه راجع به حضرت علي عليه السلام است اتفاقاً الحاقي است، يعني آن كسي كه اين ابيات را ساخته است خواسته پيش خود از چهار يار پيامبر سخني بسازد و در دهان فردوسي بگذارد كه بيت چهارم آن اين است؛‌ چهارم علي جفت بتول كه او را به خوبي ستايد رسول، دليل اين كه اين سخن از فردوسي نيست اين است كه كلمه خوب و خوبي در گذشته زبان فارسي و از جمله در سخن فردوسي به معناي زيبا و زيبايي است يعني كلمه خوب متضاد است با زشت و خوبي متضاد است با زشتي، بر خلاف آن كه امروزه ما خوب را متضاد بد به كار مي‌بريم و خوبي متضاد با بدي، بنابراين در آن سخن كه او را به خوبي ستايد رسول اين نمي‌تواند به اين دليل سخن فردوسي باشد چون فردوسي به معاني كلمه آگاه است و معني آن آن طوري كه سازنده بيت گفته است در حقيقت انگار فردوسي گفته است پيامبر حضرت علي عليه السلام را به زيبايي ستوده است و اين كلام جناب حكيم طوس نيست. ادله ديگر را هم عرض كردم. بر اين زادم و هم بر اين بگذرم كه من سنگ خاك حيدرم که‌ ابيات مختلفي است دلالت مي‌كند بر ارادت حكيم طوس و خاك پاي اميرالمؤمنين و تشيع ايشان و اين چهار بيت چه در وصف جناب ابوبكر باشد چه جناب عمر چه جناب عثمان و چه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه جانم فداي او باد، اين چهار بيت قطعاً الحاقي است به اين دلايلي كه عرض كردم.

مجري:

متشكر، ديشب يكي از بينندگان در برنامه راه و بيراه اين را پرسيد كه ديدم شما تماس گرفتيد گفتم اين را از شما بپرسم، حالا مطلب خودتان را بفرماييد در خدمت شما هستيم.

بيننده:

چه خوب شد كه اين توفيق نصيب بنده شد كه امشب در خدمت شما باشم و اين وظيفه اي كه به گردنم بود را ادا كنم و بسيار سپاسگزارم از دوستمان كه اين سوال را پرسيدند و حضرتعالي كه منتقل فرموديد.

مجري:

آقاي موسوي از سنندج بودند.

بيننده‌:

آقاي موسوي را دوست داريم به اين خاطر كه انصاف و ادب دارند، و ايشان مكرر در شبكه ولايت آمده است و ما هم صداي ايشان را شنيده‌ايم و به ايشان هم سلام عرض مي‌كنم. دو نكته را خلاصه عرض مي‌كنم، يكي داستاني كه جناب آيت الله قزويني فرمودند كه راجع به بعضي از آياتي كه پشت تاكسي ها مي‌نويسند كه فقط الله و ... البته سخن جناب استاد به اندازه كافي گويا و رسا بود كه اين سخن گرچه ظاهراً حق است اما توطئه هايي در آن خفته است كه اين ها در حقيقت با ظاهر توحيد به جنگ توحيد آمده‌اند، اين حرفي نيست كه كسي نتواند بفهمد ولي چون طرف خيلي كور باطن است و از لحاظ فهم در درجات پايييني قرار دارد آن اتفاقات را ديشب راه انداخت. اين را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه ديروز بعد از ظهر پشت خط به آقاي خدمتي زنگ زدم و مي‌خواستم راجع به همين صحبت كنم كه يك بزرگتر در شبكه كلمه جلوي آقاي هاشمي را بگيرد و اين جور رفتارهاي جنون آميزي كه از ايشان سر مي‌زند واقعاً شايسته بينندگان نيست

مجري:

آقاي هاشمي آقاي سجودي را كتك نزند، ديشب واقعاً نگران بودم كه آقاي عقيل هاشمي بلند شود و با آقاي سجودي گلاويز شود، عزيزاني كه مناظره آقاي شريفي را ديده بودند كه واقعاً آبرو و حيثيت اين ها را به باد داد، ديدند كه چگونه اين ها داشتند با هم درگير مي‌‌شدند.

بيننده:

بنده به آقاي خدمتي زنگ زدم و ايشان قول دادند كه پس از پايان اين برنامه با بنده تماس بگيرند و فرمودند كه شماره تلفن بنده را هم دارند و تماس نگرفتند و چون من مي‌خواستم اين حرف را خفاء به ايشان بزنم و ايشان تماس نگرفتند اين جا از روي آنتن شبكه ولايت خدمت آقاي خدمتي عرض مي‌كنم كه يك بزرگتر در شبكه كلمه با آقاي هاشمي صحبت كند. نكته دوم اين كه ضمن تشكر از برادر عزيزم جناب آقاي شريفي عزيز كه واقعاً به وجود او افتخار مي‌كنيم و به او خسته نباشيد مي‌گوييم، زيبنده شيعه مولا علي عليه السلام است كه با همين شجاعت و صراحت و همين مقدار علم برود و متأسفم كساني كه اگر لوله كش بودند يا شغل يدي داشتن جرم است من فكر مي‌كنم كه پيغمبر نمي‌فرمودند كه من دست كارگر را مي‌بوسم، بنابراين كساني كه اين را براي جناب آقاي شريفي جرم حساب مي‌كنند خودشان مي‌دانند و رسول الله و آن بوسه‌اي كه حضرت بر دست كارگر مي‌زنند. آقاي هاشمي مسأله لوله كش بودن و مهندس بودن و دكتر بودن و شوفر تاكسي بودن نيست، مسأله ايمان و تقوا داشتن و عالم بودن و انسان بودن است، اگر كسي اين ها را داشت ما براي او ارزش قائل هستيم و الا براي اين جور رفتارهاي جنون آميز متأسفم. مجددا خدمت آقاي خدمتي عرض مي‌كنم كه آقاي خدمتي فكري بكنيد اين ره كه مي‌رويد به شورستان است و السلام عليكم و رحمت الله.

مجري:

متشكريم استاد عزيز كه در ادبيات واقعاً استاد هستند كه برنامه‌اي داشتند كه من متأسفانه توانستم فقط قسمت هايي از تالار نداي شيعه را ببينم كه شعراي ايران زمين كه شيعه بودند و در اثبات شيعه بودن آن ها مطالبي را مطرح فرمودند حتي آن جا تحدي هم مطرح فرمودند كه بينندگان عزيز مي‌توانند به آرشيو مراجعه كنند. آقا مسعود كه از بينندگان شبكه ولايت هستند در اين برنامه به زيبايي در اين خصوص توضيح دادند.

مجري :

بيننده بعدي که در خدمتشون هستيم

آقاي جباري از تهران بفرماييد.

بيننده:

سلام خدمت شما و جناب آقاي استاد ابوالقاسمي،‌ آقاي استاد ابوالقاسمي  يك بار ديگر مي‌توانيد مختصر بگوييد كه تعريف ما از صحابه چه كساني هستند.

استاد ابوالقاسمي:

تعريف ما از صحابه كساني است كه جزو اهل بيت پيامبر بودند و طرفداران اهل بيت پيامبر. اين تعريف اساسي است كه در روايت آمده است. تعريف دوم؛ مؤمني كه پيامبر را ديدند و با ايمان هم از دنيا رفتند.

بيننده:

بعضي از صحابه بودند كه پيامبر را نديدند مثل اويس قرني كه اصلاً پيامبر را نديده است اما هنگامي كه به ديدن پيامبر مي‌رود پيامبر مي‌گويد كه من بوي بهشت را از سمت يمن احساس مي‌كنم.

استاد ابوالقاسمي:

اين كه اويس پيامبر را نديده باشند اهل سنت مطرح كرده‌اند آن چيزي كه من در كتب شيعه ديدم اويس يك بار در اواخر حيات حضرت پيامبر را ديد، ما شيعيان داريم كه حضرت را يك بار ديده است.

بيننده:

پس اويس پيامبر را ديده است. مي‌خواستم بدانم خلفاي سه گانه ابوبكر و عمر و عثمان هم مي‌توانند جزو آن دوازده هزار نفر باشند؟

استاد ابوالقاسمي:

اگر با ايمان قلبي از دنيا رفته باشند، ما هر كسي را كه با ايمان قلبي از دنيا رفته است و با ايمان بوده مي‌گوييم اين شخص صحابي پيامبر است. البته بايد تابع اهل بيت باشند اگر واقعاً تابع اهل بيت بودند جزو صحابه مي‌شوند اگر نبودند نمي‌شوند.

بيننده:

در مورد برنامه ديشب كه آقاي شريفي تماس گرفتند، اين كه مي‌گويند آقاي شريفي در حد و اندازه ما نيست،‌ آقاي شريفي خيلي بزرگتر از اين حرف هاست، اگر ما از خيابان دست يك نفر را بگيريم كه بيايد و با اين ها مناظره كند مي‌تواند اين ها را شكست دهد. والا ديشب دنبال شماره پليس 110 امارات مي‌گشتم كه بيايند و اين آقاي هاشمي و آقاي سجودي را از هم جدا كنند، ياد كارتون پسر شجاع افتاديم، دعواي گربه نره و روباه مكار، ديشب خيلي افتضاح بالا آوردند.

مجري:

جالب است در همان مناظره هم آقاي هاشمي عادت دارد براي اين كه مناظره را كنترل كند، آقاي شريفي گفت كه اين بحث را آقاي سجودي مطرح كرده آقاي هاشمي گفت نه آقاي سجودي نگفته، آقاي سجودي گفت من خودم اين بحث را مطرح كردم يعني واقعاً اگر كسي جاي آقاي هاشمي بود بايد همان لحظه صحنه را ترك مي‌كرد.

بيننده:

واقعاً بايد بين وهابيت هم تفاوت بگذاريم، وهابي منصف و وهابي بي انصاف. آقاي هاشمي از اين وهابي هاي بي انصاف هستند، آقاي سجودي بعضي مواقع كمي انصاف دارد،‌ اين ها حتي به خنده شيعيان هم حسادت مي‌كنند، آقاي شريفي ديشب مي‌خنديد مي‌گفت براي چه مي‌خندي.

استاد ابوالقاسمي:

يك شخص اين قدر ديوانه است كه سوال پرسيد كه شما چرا براي امام زمانتان جانشين نگذاشتيد، امام زمان ما هست مگر از دنيا رفته است كه براي او جانشين بگذاريم؟ آن وقت اين آقا ادعا مي‌كند كه من شيعه بودم و بعد سني شدم، اين حرف ها خنده دار است تو اگر شيعه بودي مي‌دانستي كه شيعه ها اعتقاد دارند كه امام زمان زنده است.

بيننده:

فكر نكنم كه اين ها وهابي هم باشند اين ها از وهابيت هم بالاتر هستند چون اين ها اصلاً هيچ كتابي را قبول ندارند. مي‌گوييم سيوطي؛ مي‌گويند خزعبلات است و ... از نظر شما چه چيزي درست است؟ از نظر اين ها فقط آدم كشتن در سوريه مهم است و اين درست است؟ اين ها ارزش گفتگو را ندارند، به آقاي آيت الله قزويني تبريك عرض مي‌كنم با اين حركت زيبايشان. از اين آقاي شريفي‌ها خيلي زياد هستند. من ديشب با آقاي ترشابي با اسم يونس از زابل تماس گرفتم چون اگر با اسم جباري تماس بگيرم من را وصل نمي‌كنند. گفتم آقاي ترشابي همين الان بيا با هم مناظره كنيم، گفت من خيلي كسان بزرگتر از شما را رد كردم. گفتم شما هيچي بلد نيستي اگر بلد هستي بيا مناظره كنيم.

استاد ابوالقاسمي:

آقاي ترشابي افتضاح ترجمه صحيح بخاري و صحيح مسلم را حل كند. جالب است كه آقاي ترشابي خودش نمي‌داند كه كتاب هاي چه كسي را ترجمه كرده است. اين آقايون همان بلايي كه وهابيون به سر الباني و شعيب الارنووط و سني ها آوردند، چون مي‌دانيد كتابي كه الباني نوشته است چند تا سني ديگر تدوين كرده بودند و همچنين كتاب ارنووط، اين ها دزديدند و به اسم خودشان چاپ كردند. آقاي ترشابي حتي نمي‌داند اسم نويسنده كتابي كه ترجمه كرده است چه كسي است. مي‌گويد بله كتابي كه من ترجمه كردم مختصر صحيح بخاري كه نمي‌دانم چه كسي اين را مختصر كرده است،‌ همچين شخصيتي است.

بيننده:

نكته آخر اين را مي‌خواستم بگويم كه واقعاً‌ اين ها با چه رويي بعضي مواقع مي‌گويند كه ما با مراجع مناظره مي‌كنيم واقعاً خودتان را در آينه ببينيد شما چه رويي داريد اين‌ها سنگ پاي قزوين را هم رد كرده‌اند.

مجري:

ممكن است كه آقاي سجودي و هاشمي بعد از برنامه با هم درگير شده باشند اگر اخباري در مورد سلامتي اين ها دارند به ما خبر دهند كه خيالمان راحت شود. تماس بعدي آقا محمد از كردستان از عزيزان اهل سنت.

بيننده:

سلام خدمت شما و آقاي استاد ابوالقاسمي، كساني كه اماكن و ولايات اهل تسنن را سير كرده‌اند كاملاً مي‌دانند كه سرزمين اهل تسنن پر از علي و حسن و حسين و تقي و نقي و جعفر و موسي و فاطمه و زينب و ساير نام هاي ائمه و اهل بيت است كه از روي خلوص عقيده بر اولاد و فرزندان و جگر گوشه خود اين اسامي را مي‌گذارند و همه جا آن اسامي را محترم و مبارك مي‌شمارند، اما به عكس در مساكن اهل تشيع يك نفر ابوبكر نام يا عمر نام يا عثمان يا عايشه پيدا نمي‌شود، بلكه اگر از آن اسامي ذكر شود فوراً سب و لعن بر آن ها خطاب مي‌گردد و از اين رويه روشن مي شود كه اهل سنت از صميم قلب خدا و رسول و خلفاء و ائمه و اهل بيت را بدون استثناء دوست مي دارند و تفرقه و تضاد بر گردن علماء اهل تشيع است كه آن ها را به راه كج سوق مي‌دهند و تخم نفاق در قلوب مسلمين مي‌كارند كه عزت و وحدت را منجر به ذلت و تفرقه و نفاق ساخته‌اند كه اسلام را ضعيف و خوار نموده‌اند. يك سوال ديگر هم دارم

استاد ابوالقاسمي:

يك انشاي ديگر داريد يا يك سوال ديگر؟

مجري:

موضوع اولتان سوال نبود

استاد ابوالقاسمي:

شما گفتيد كساني كه فحش مي‌‌دهند موجب تفرقه شده‌اند

بيننده:

بله به خاطر اين فحش ها تفرقه ايجاد مي‌شود

استاد ابوالقاسمي:

آقاي جعفر بن سليمان در كتاب الثقات ابن حبان مي‌گويد آقاي جرير بن يزيد بن هارون مي‌گويد : بعثني أبى إلى جعفر بن سليمان الضبعي فقلت له بلغنا انك تسب أبا بكر وعمر قال أما السب فلا ولكن البغض ما شئت

آقاي جعفر بن سليمان در كتاب الثقات ابن حبان مي‌گويد آقاي جرير بن يزيد بن هارون مي‌گويد : پدرم من را پيش او فرستاد به او گفتم ا به ما خبر رسيده است كه تو به ابابكر و عمر فحش مي‌دهي، گفت فحش كه نمي‌دهم ولي تا دلت بخواهد از آن ها بدم مي‌آيد .

الثقات، ج6، ص140

اين جعفر بن سليمان، راوي بسياري از روايات اهل سنت است. ما كه هيچ وقت نه فحش داده‌ايم نه در برنامه هايمان كسي را لعنت كرديم شما مي‌گوييد ما هر جا كه مي‌رويم مي‌بينيم فحش و لعنت مي‌كنند. ما در شبكه مان يك بار فحش داديم يا لعنت كرديم؟

بيننده:

من نديدم

استاد ابوالقاسمي:

پس اين مقاله‌اي كه دست شما داده‌اند يا خود شما نوشتي اين چه چيزي است كه شما نوشتيد؟

بيننده:

از كتاب‌ ها مشخص است من كتاب هاي اهل تشيع را خوانده‌ام

استاد ابوالقاسمي:

شما صحيح بخاري را خوانده‌اي؟

بيننده:

خير

استاد ابوالقاسمي:

احسنتم، كاش يك دور بخاري را بخوانيد، آن قسمت هايي كه صحابه به هم فحش مي‌‌ دهند، قسمت هايي كه صحابه به زنان پيغمبر فحش مي‌دهند، قسمت هايي كه زنان پيغمبر به يکديگر فحش مي‌دهند، كاش اين ها را هم در صحيح بخاري و مسلم مي‌خواندي، آن كساني كه تخم تفرقه را كاشتند كساني بودند كه اين روايات جعلي را در كتاب هاي اهل سنت گذاشتند، در بخاري گذاشتند.

بيننده:

مثلاً اهل تشيع مي‌‌گويند به ابوبكر و عمر و عثمان و بقيه صحابه فحش مي‌دهند

استاد ابوالقاسمي:

الان آقاي سجودي در شبكه كلمه به سيد الشهداء عليه السلام جسارت كرده است ما مي‌گوييم سني ها به امام حسين عليه السلام فحش مي‌دهند؟

بيننده:

هر كس كه اين كار را بكند و به سيد الشهداء فحش دهد به نظر ما كافر است

استاد ابوالقاسمي:

در عراق آقاي طاها الدليمي كه در شبكه كلمه او را آوردند به امام حسين عليه السلام فحش داد ما مي‌گوييم سني ها اين كار را مي‌كنند؟

بيننده:

آن عقيده خودش است و به ما مربوط نيست

استاد ابوالقاسمي:

آقا محمد ما هم به كسي فحش داديم؟ خود شما مي‌گوييد كه شما فحش نمي‌دهيد بعد مي‌گوييد كه عقيده شيعه اين است كه فحش مي‌دهند.

مجري:

آن هايي هم كه به مقدسات اهل سنت فحش داده‌اند عقيده خودشان بوده و به ما ربطي ندارد، دقيقا همين استدلال شما.

بيننده:

من نديدم شما فحش دهيد ولي بقيه مردم

استاد ابوالقاسمي:

پس شما مي‌دانيد كه اين عقيده شيعه است. بله كل مسلمان ها لعن را به عنوان يك دستور قرآني قبول دارند هر كس بگويد كه من لعن را قبول ندارم كافر است چون در قرآن آمده است.

بيننده:

مگر در قرآن نيست كه خدا فرموده است غير از شيطان كس ديگري را لعن نكنيد؟

استاد ابوالقاسمي:

نه كجا در قرآن آمده؟

لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَم ؛

عيسي و داود كفار را لعنت كردند

 المائدة: 78

لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ

لعنت بر هر كس كه ظالم باشد

الأعراف: 44

يك سوال از شما دارم شما تا به حال سوره نور را خوانده‌ايد؟

بيننده:

اگر خوانده باشم معني آن را نمي‌دانم

استاد ابوالقاسمي:

شما يك بار سوره نور را بخوان و ترجمه آن را هم نگاه كن. همان صفحه اول سوره نور بحث لعان را مطرح كرده است‌، يك مسلماني اگر بگويد زن من خدايي نكرده با كسي عمل نامشروع انجام داده و اين بچه بچه من نيست. مي‌گويد اين زن و اين مرد بايد همديگر را لعان كنند همديگر را لعنت كنند. قضيه آن در بخاري و مسلم اين گونه است  كه دو نفر از صحابه بودند يك مرد صحابه پيش رسول الله آمد و گفت كه اين بچه من نيست حضرت فرمودند كه زن را لعنت كند زن هم مرد را لعنت كرد از هم جدا شدند، اين در سوره نور آمده است.

بيننده:

لعنت كردن به كفار جايز است ولي براي يك فرد مسلمان جايز نيست

استاد ابوالقاسمي:

لعنت بر مسلمان جايز نيست؟

بيننده:

فكر نكنم كه جايز باشد

استاد ابوالقاسمي:

شما مطمئن هستيد كه جايز نيست؟

بيننده:

اگر كسي به شما فحش دهد ناراحت نمي‌شويد؟

استاد ابوالقاسمي:

اين يك بحث ديگر است آيا لعنت كردن بت ها جايز است يا نه؟

بيننده:

بله جايز است.

استاد ابوالقاسمي:

لعنت كردن بت ها جايز است اما مي‌گويد جلوي كفار به بت ها فحش ندهيد، پس لعن هست اما جلوي كسي كه ناراحت مي‌شود نبايد اين كار را كرد، اين دستور قرآن است پس ما چرا منكر لعن شويم؟

بيننده:

به نظر من اين اختلافات كه در بين مسلمين است به خاطر همين فحش هاست.

استاد ابوالقاسمي:

اصلاً اختلافات به اين خاطر نيست، اختلافات به خاطر جهل به عقيده طرف مقابل است، شما مي‌گوييد شيعه ها فحش مي‌دهند خبر هم ندارند كه خيلي از شيعه ها فحش نمي‌دهند و جالب است كه خود شما مي‌گوييد كه من از شما فحش نديدم. اگر عقيده طرف مقابل را بداني يك نفر هم يك كاري كرد به طرف مقابل نمي‌گذاري. ما مي‌گوييم اين درگيري هايي كه پيش آمد چون طرفين عقيده همديگر را نمي‌شناختند به وجود آمده است، اگر عقيده همديگر را بشناسند كسي همديگر را نمي‌كشد، مراجع ما بارها فتوا داده‌اند خون عزيزان اهل سنت محترم است وهابي ها مي‌گويند نه! شيعه ها را بكشيد، خبر ندارند كه شيعه ها چه كساني هستند. طرفدارانشان را در جهل نگه مي‌دارند و بعد هم شيعه ها را مي‌‌كشند و درگيري پيش مي‌آيد. مشكل درگيري ها به خاطر جهالت است. شما اگر واقعاً مي‌خواهيد تحقيق كنيد يك دور ترجمه صحيح بخاري را بخوانيد، يك دور ترجمه خود قرآن را بخوانيد، همين ها را بخوانيد خيلي از مشكلات حل مي‌شود.

مجري:

فرصت نداريم سوال ديگر اگر داريد مطرح كنيد. يك نكته در مورد لعن بگويم شما يزيد را لعن مي‌كنيد يا نه؟

بيننده:

يزيد از نظر ما مسلمان نيست چون باعث قتل امام حسين شده است.

مجري:

شهادتين را گفته و به ظاهر كه مسلمان بوده، ابو لؤلؤ‌ را لعن مي‌كنيد يا نه؟

بيننده:

نخير ما به كسي لعن نمي‌‌كنيم

مجري:

عبارت لعن كردن ابو لؤلؤ در كتاب‌ هاي شما آمده است، حالا از اين موضوع بگذريم، شما ابتدا فرموديد كه فقط بايد شيطان را لعن كنيم بعد فرموديد بت ها را مي‌شود كفار را مي‌شود و يكي يكي دايره اش گسترش پيدا مي‌كرد.

مجري :

بيننده بعدي که در خدمتشان هستيم

آقاي موسوي از شيعيان عزيز و گرامي از مشهد مقدس سلام عليكم.

بيننده:

سلام خدمت شما و حاج آقاي استاد ابوالقاسمي، اين موضوع كه محمد آقا از سنندج گفتند ايشان با چند تا شيعه صحبت كردند كه مي‌گويند شيعه ها توهين مي‌كنند يا فحش مي‌دهند؟ آيا با ده تا بيست تا صد تا كل شيعه اين صد نفر است؟‌

استاد ابوالقاسمي:

ايشان فرمودند كه نه ترجمه قرآن را نگاه كردند نه خود صحيح بخاري را ديدند طبيعتاً‌ در همان محدوده خودشان هم تحقيق نكرده‌اند چه برسد به محدوده بيروني. ما اين مقدار به ايشان حق مي‌دهيم البته تقاضا داريم كه تحقيق كنند چون تحقيق نكردند متأسفانه خبر ندارند.

بيننده:

اين واقعاً بي انصافي است كه اگر فقط با چند نفر از شيعه صحبت كردند و قبول كه چند نفر شيعه فحش دادند اين را مي‌توان به كل شيعيان جهان نسبت داد؟ اين كه دليل منطقي نيست كه بگوييم. سوالي از حاج آقاي استاد ابوالقاسمي داشتم و اين است كه يك روايتي حاج آقاي قزويني از امام جعفر صادق عليه السلام در اصول كافي يا بحار الانوار خواندند كه در مورد خواندن نماز جماعت پشت سر اهل تسنن بود،‌ من يك سوال داشتم اين كه با اين مسأله اي كه من مي‌خواهم بگويم تضاد ندارد و آن اين است كه اگر به كسي به پيغمبر دروغ و افتراء ببندد آيا اين اشكال دارد يا ندارد؟ روزي كه پيغمبر در حال رحلت بودند ايشان آمدند و پيغمبر گفتند يك كاغذ بياوريد نامه اي مكتوب كنم كه بين دو نفر از شما اختلاف نيفتد بعد آن ها گفتند كه در حال مردن است و هذيان مي‌گويد، در صورتي كه پيغمبر مي‌گويد كه من غير از وحي چيز ديگري نمي‌گويم. اين مسأله كه ايشان مي‌گويد آيا تهمت و افتراء هست؟ اين دروغ بستن به پيغمبر هست؟ اين كه گفتند الان چون در حال احتضار هست هذيان مي‌گويد در صورتي كه پيغمبر غير از وحي چيز ديگري نمي‌گويد.

استاد ابوالقاسمي:

ابتداي سوره منافقون : إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ؛ پيامبر منافقين كه پيش شما مي‌آيند مي‌گويند ما شهادت مي‌دهيم كه شما رسول خدا هستي خدا هم همين شهادت را مي‌دهد و خدا يك شهادت ديگر هم مي‌دهد يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ؛ منافقين چنين اعتقادي ندارند. آقاي موسوي كسي كه اعتقاد داشته باشد كه پيغمبر رسول خدا نيست چه حكمي دارد؟

بيننده:

اصلاً مسلمان نيست

استاد ابوالقاسمي:

بله كافر است ولي پيامبر بر عبدالله بن اُبي رئيس منافقين مدينه كه تازه منافقين عادي بود نماز ميت خوانده است، گفته كه حكم اسلام دارد. يك سري ملاك هايي است كه ما نبايد از اهل بيت داغ تر شويم و بايد ببينيم كه اهل بيت چه ملاك هايي داشتند. بله يك بحث بحث نفاق است : إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ ؛ آيه قرآن مي‌گويد، عبدالله بن ابي اگر از منافقين باشد در نهايت دوزخ است، جايش از كفار بدتر است اما پيغمبر بر او نماز مي‌خواند، ببينيم پيغمبر و اهل بيت چه برخوردي داشتند همان روش را پياده كنيم.

بيننده:

آدرس اين روايت از امام صادق عليه السلام را از اصول كافي برايم بگوييد. مورد ديگر اين كه مطرح شد كه پشت ماشين ها چيزهايي مي‌نويسند، من متني را ديدم كه به نظر من اشكال دارد اگر شما بيشتر توضيح دهيد بهتر است و آن متن اين بود كه خدا را شكر كه مولايم علي شد. اعتقاد من اين است كه اين بايد به اين صورت باشد كه خدا را شكر كه مولايم علي بود و هست .اين هايي كه اين شد را آورده‌اند، اگر كس ديگر هم مي‌شد ما بايد خدا را شكر كنيم.

مجري:

روايت امام صادق در كتاب كافي، ج 3 ، ص 380 ، اين عبارت با سند معتبر بدين صورت آمده است :

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيه عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّه صلي اللَّهُ عليه وَ آلِهِ .

مجري :

بيننده بعدي

علي آقا از سقز از عزيزان اهل سنت سلام عليكم و رحمت الله.

بيننده:

جناب آقاي استاد ابوالقاسمي فرمودند كه پسران حضرت يعقوب به پدرانشان گفتند كه برايشان دعا كنند درست است؟

استاد ابوالقاسمي:

بله گفتند براي ما استغفار كن

بيننده:

حضرت يعقوب مرده بود آيا مرده مي‌تواند براي زنده دعا كند؟

استاد ابوالقاسمي:

شما شافعي هستيد؟

بيننده:

بله

استاد ابوالقاسمي:

نشان دادم كه امام شافعي سر قبر امام ابوحنيفه رفته و به قبرش توسل كرده يا نه؟ من روش عملي امام شافعي را به شما نشان مي‌دهم شما همين سوال را از امام شافعي بپرسي مي‌گويد بله مي‌تواني من سر قبر ابو حنيفه رفتم و حاجت گرفتم.

بيننده:

اما شافعي گفتند درست است؟

استاد ابوالقاسمي:

بله، در الخيرات الحسان في مناقب الامام ابو حنيفة،  آمده : إني لأتبرک بأبي حنيفه وأجيء الى قبره ؛‌ رجال هذا السند كلهم موثقون الخطيب

من به ابو حنيفه تبرك مي‌كنم و كنار قبرش مي‌روم، هر وقت حاجتي داشته باشم كنار قبرش مي‌روم و حاجتم را مي‌خواهم و جواب مي‌گيرم، در پاورقي مي‌گويد راوي هاي اين سند همه نزد خطيب بغدادي ثقه هستند .

تاريخ بغداد، ج1، ص123

. آقاي شافعي به قبر ابو حنيفه تبرك مي‌كرده اين فرمايش شما را نمي‌دانسته؟ تبرك به قبر او كرده است يا نه؟ كنار قبر او رفته يا نه؟ پس براي قبر اثر قائل بوده است .

بيننده:

كنار قبر رفته از خدا خواسته

استاد ابوالقاسمي:

تبرك به قبر كرده يا نكرده؟

بيننده:

من مشهد براي زيارت امام رضا مي‌روم آن جا از خدا بايد بخواهم يا از امام رضا بخواهم؟ بايد از خدا بخواهم،

استاد ابوالقاسمي:

از خدا بخواهي يا غير خدا، ما جواب اين را از روايات صحيح السند اهل سنت مي‌دهيم و در اين قضيه مشكلي نداريم. صحابه گفتند يا رسول الله استسق لامتك ، من اين را براي شما آوردم چون تبرك به قبر را آقاي شافعي جايز مي‌‌داند

بيننده:

اين يك سوال، سوال دوم اين كه شما گفتي كه از صحابه دفاع مي‌كني، آيا صحابه كه اهل بيت هم جزو خاندان پيامبر هستند، حضرت عايشه ام المؤمنين همسر پيامبر بوده، حضرت ابوبكر و حضرت عمر پدر خانم هايشان بودند، حضرت عثمان ذي النورين شوهر دو دختر پيامبر بوده است، و حضرت عمر داماد حضرت علي صاحب ذوالفقار آيا اين ها جزو اهل بيت مي‌شوند يا نمي‌شوند؟

استاد ابوالقاسمي:

اهل بيت به چه معنايي؟

بيننده:

اهل بيت پيامبر، مگر شما نمي‌گوييد اهل بيت

استاد ابوالقاسمي:

پسر نوح هم جزو اهل نوح بود يا نه؟‌ پسرش بد بود

بيننده:

اصلاً پدرش را رد كرد

استاد ابوالقاسمي:

قتيله همسر پيامبر را مي‌گويند كه دين پيامبر را رد كرد، قتيله مسلمان بود يا نبود؟ اهل سنت مي‌گويند كه كافر و مرتد شده است.

بيننده:

در كجا اهل سنت گفته است؟

استاد ابوالقاسمي:

در شرح مشكل الاثار، طحاوي، صريحاً مي‌گويد كه قتيله همسر پيامبر مرتد شده است

بيننده:

من در جريان نيستم

استاد ابوالقاسمي:

اين كه مي‌گوييد من در جريان نيستم، حالا در جريان قرار گرفتيد مي‌خواهيد چه كار كنيد؟

بيننده:

اگر اهل سنت گفته است كه مرتد شده است علت آن را مي‌پرسم بعد خدمت شما زنگ مي زنم، شما گفتي كه آقاي اللهياري به حضرت عايشه فحش داده، شبكه هاي اهل سنت چيزي نگفتند، آقاي اللهياري وحشي بيش نيست.

استاد ابوالقاسمي:

اين طور كه بخواهي فحش دهي ما فحش دادن را به هيچ صورتي قبول نداريم. خدا در قرآن مي‌گويد كه بت هاي كفار فحش ندهيد، شما اگر مي‌خواستيد غيرت نشان دهيد برويد و يقه آقاي هاشمي را بگيريد كه آقاي هاشمي چطور آقاي اللهياري را كه در برنامه زنده به همسر پيامبر فحش مي‌دهد هيچ كاري نمي‌كني، اين جوابي است كه آنها بايد بدهند.

مجري:

با اين الفاظي كه به كار مي‌بريد ما نمي‌توانيم در خدمت شما باشيم، شما خودتان اول از برخي عبارت هايي كه به كار برده مي‌شود گلايه مي‌كنيد بعد خودتان فحاشي مي‌كنيد. ما اجازه همچين كاري را نمي‌دهيم، اين مطلب را به افرادي برسانيد كه در همان مناظره از آقاي اللهياري تعريف و تمجيد كردند كه ما همه آن ها را آماده داريم كه ايشان عالم هستند ايشان به دنبال حقيقت هستند ايشان جوانمرد هستند، حتي آقاي هاشمي كه آقاي ملازاده به او گفت عقيل بي عقل، در مورد اين آقا اين تعابير در آن برنامه به كار برد.

فرصت نداريم، مطلبي داريد بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

بحث توسل در مصنف ابن ابي شيبه، چاپ مكتبة الرشد، ج 11 ، با سند صحيح، روايتي را در باب 29 ، كتاب 16 ، كتاب الفضائل، ص 118 ، مي‌گويد در زمان عمر قحطي شديدي آمد شخصي كنار قبر پيامبر آمد و گفت يا رسول الله خود شما استسق لامتك؛ خود شما استسقا كنيد فإنهم قد هلكوا كه پيغمبر هم به خوابش آمدند و گفتند برو به عمر سلام برسان و بگو باران مي‌آيد.

از خود پيغمبر هم حاجت خواستند. عايشه همسر پيامبر هم حاجت خواسته،‌ قبر و خود شخص هيچ فرقي نمي كند وقتي كه ما شخص را زنده بدانيم، لذا وقتي كه ابو ايوب انصاري كنار قبر پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و مروان حكم اموي گفت چه كار مي‌كني؟ گفت جئت رسول الله؛ پيش پيامبر آمدم پيش سنگ نيامدم. آمدن كنار قبر را آمدن كنار حضرت مي‌دانستند و اين يك امر مسلم نزد اهل سنت بود، تعجب مي‌كنم كه چرا وهابي ها اين عقايد را بينشان ترويج مي‌كنند. اميدواريم حداقل همين كاري كه آقاي شافعي مي‌كرده تبرك به قبر ابو حنيفه، كنار قبر او حاجت خواستن. پس معلوم است كه براي قبر او اثر قائل بوده، شما همين كارها را كنار امام رضا عليه السلام انجام دهيد.

مجري:

يادآوري كنيم كه سفري كه مولوي هاي اهل سنت به مرقد علي بن موسي الرضا عليه السلام در مشهد داشتند كه چشم وهابي ها را در آورد، يكي از همين وهابي ها گفت كه همچين چيزي دروغ است كه بلا فاصله لينك آن را برايش فرستادند،‌ و پياده هم رفته بودند. متشكريم از همه شما، التماس دعا يا علي مدد خدانگهدار.




حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر