صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 06 اسفند 1392 تعداد بازديد: 2870 
دفاع از صحابه 4 - بحث ارتداد صحابه در کتب اهل سنت
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 06/ 12/ 1392

مجري: 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با برنامه دفاع ازصحابه در خدمت شما هستيم. 

استاد ابوالقاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين اللهم صل علي محمد مصطفي و علي مرتضي و فاطمه الزهرا و الحسن الرضا و الحسين المصفي و جميع الاوصياء مصابيح الدجي صل علي من بيمنه رزق الوري و بوجوده سبتة الارض و السماء مولانا صاحب الزمان

بنده هم خدمت شما و بينندگان عرض سلام و وقت به خير دارم و اميدوارم در هر کجا که هستند در ذل توجهات بقيه الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لترابه مقدمه الفداء زندگي با برکتي داشته باشند.

مجري:

در بخش اول اتفاقاتي كه افتاده كه لازم است كه شيعيان عزيز و اهل سنت در جريان باشند به سمع و نظر شما مي‌رسد 

استاد ابوالقاسمي:

چند مطلب است كه ما اينها را خدمت شما مطرح خواهيم كرد اولين مطلبي كه بسيار مهم است و مناسب است كه عزيزان بدانند قطع مجدد شبكه ماهواره‌اي هدهد توسط نايل ست بود، مي‌دانيد شبكه‌هايي كه وهابيون به عنوان برنامه كودك به راه انداخته‌اند يا اصلاً براي كودكان جذابيت نداشت كه عكس عمو پورنگ وهابيون در اينترنت پخش است كه اگر سرچ كنيد مي‌توانيد ببينيد، اصلاً جذابيت نداشت يا تماماً‌ رقص و آواز بود وابسته به وهابيون بود و پولش را هم وهابيون مي‌دادند و رقص و آواز بود. بعضي از اين شبكه‌هاي شيعي مثل شبكه ماهواره‌اي هدهد كه برنامه كودك هم هست راه افتاد، يك بار يك زني به يكي از اين علماي وهابي زنگ زد و شروع كرد به گريه كردن و گفت به داد من برسيد، گفتند چه شده، گفت من يك مدت يك شبكه‌اي ديدم كه نه رقص و آواز داشت نه چيز ديگر، به قول خودمان خشك بود، ديدم كه چيز بدي هم نمي‌گذارد گذاشتم كه بچه‌ام ببيند، بعد از يك هفته ديدم كه بچه‌ام يا حسين يا حسين مي‌گويد به داد ما برسيد كه بچه‌هاي ما را با اين شبكه‌ها شيعه مي‌كنند، بحمد الله اين شبكه‌ها شبكه‌هاي بسيار موفقي بوده و وهابيون دوباره شبكه هدهد را از نايل سنت قطع كردند و خلاف قانون بين المللي انجام دادند و مركز رسانه‌هاي استراتيژيك الرياض اين شبكه را به عنوان خطرناك‌ترين شبكه شيعه معرفي كرده بود، اين يك خبر كه مي‌توانيم اثر گزاري رسانه شيعه را ببينيم. 

بحث بعدي اين‌كه وهابيون رسماً براي كشتن شيعيان در سوريه و لبنان جايزه تعيين كرده‌اند، براي كسي كه هر شيعه‌‌اي را در سوريه بكشد 500 دلار جايزه قرار داده‌اند، در لبنان در منطقه‌‌اي اگر كسي شيعه‌‌اي را بكشد به او 500 دلار پول خواهند داد. 

خبر بعدي كه باز از خبرهاي ناراحت كننده است اين است كه در مالزي تمام سايت‌هاي مرتبط به شيعه فيلتر شد، جالب است كه اينها چقدر از اطلاع رساني آزاد مي‌ترسند، ما كه مي‌گوييم كه طبيعتاً عقل و منطق حكم مي‌كند كه جلوي سايت‌هاي مبتذل گرفته شود حتي دستور اسلام است كه هر كسي سراغ هر مطلبي نرود، اهل فن و اهل خبره بايد بروند. اما اينها كه از آن طرف ادعا مي‌كنند كه چرا شما مي‌بنديد خودشان سايت‌هاي شيعه را مي‌بندند، البته ما سايت‌هاي وهابيون را نمي‌بنديم و خيلي از آن‌ها هم باز است و ما ترسي از آن‌ها نداريم، حتي سايت اصلي بن باز و ديگر سايت‌ها همه باز است. اسلام وب هم كه مركز وهابيون است باز است. اينها از سايت‌هاي شيعه به شدت ترس دارند بحمد الله اينها قدرتمند شدن شيعه را نشان مي‌دهد و اين‌كه شيعه صاحب منطق است و اينها ترس از اين قضيه دارند. 

خبر ديگري كه جالب بود حضور پرنس چالرز در جشن روز ملي عربستان امسال بود به آن الجنادريه مي‌گويند، اين تصوير امسالش است كه در اين جشن‌ها شركت كرده و مشغول رقص با خاندان آل سعود است. در ساليان گذشته هم يك سابقه قديمي اينها از حضور داشتند كه بعضي از عكس‌هايش را مي‌گذارم، آقاي بوش قبلاً در اين مراسم‌ها شركت كرده بود، ژاك شيراك، و خود پرنس چالز در ايام جواني كه در اين مراسم شركت كردند. وقتي ما شيعيان براي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم جشن مي‌گيريم آقايون وهابي مي‌گويند كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم خودش براي خودش جشن تولد نگرفته، فكر كنيد كه من خودم براي خودم جشن تولد بگيرم همه من را مسخره مي‌كنند، اين كار خنده داري است، اهل بيت عليهم السلام مي‌گرفتند مي‌گفتند امروز عيد است مسلمان‌ها همه عيد مي‌گرفتند حالا وهابي‌ها مي‌گويند چون پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم خودش براي خودش جشن نگرفته ما هم جشن نمي‌گيريم. آيا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم براي سالگرد تشكيل حكومتش جشن مي‌گرفت؟ چطور شما جشن مي‌گيريد؟ نه اين جشن با آن جشن فرق دارد، اين جشن را چون مفتي عربستان مي‌گويد اشكال ندارد ولي آن جشن را چون شيعه‌ها انجام مي‌دهند اشكال دارد، لذا ما نبايد انجام دهيم و حتي پرنس چالرز اگر شركت كند هيچ اشكالي ندارد مشكلي نيست خيلي هم عالي است. اين تصوير را ببينيد مفتي اعظم عربستان مي‌گويد: جشن تولد گرفتن براي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم جايز نيست همان آقا روز ملي مملكت را مي‌گويد روز بسيار خوبي است و بايد براي اين روز شكرگزاري كنيم. نمي‌دانم اينها واقعاً مردم را ديوانه تصور كرده‌اند كه نمي‌بينند، اين عكس در يكي از سايت‌هاي عربستان است كه اين 2 تا فتوا را كنار هم قرار داده و البته اين آقاي مفتي يك سخنراني هم جديداً كرده كه شخصي از او سوال پرسيده كه كليپ آن را با هم مي‌بينيم. 

كليپ:

بيننده:

حال جناب شيخ چطور است؟ ان شاء الله كه خوب هستيد.

آل الشيخ مفتي اعظم عربستان:

خدا حفظت كند بفرماييد

بيننده:

چهره شما چقدر نوراني است، جناب شيخ راستش را بخواهيد من هر وقت احساس خستگي مي‌كنم به چهره زيبا و خنده روي شما نگاه مي‌كنم زيرا نگاه به چهره عالم عبادت است جناب شيخ! من در جنگ تموز به روافض حزب الله كمك مي‌كردم آيا اين كار من گناه داشته است؟ 

مجري:

آيا از اين كار توبه كرده‌‌اي و به سوي خدا بازگشته‌اي؟ از اين‌كه به آن‌ها كمك كرده‌اي؟ 

بيننده:

من به آن‌ها ضد اسرائيل كمك كردم نيت من چنين بود، آيا به خاطر نيتم گناه كرده‌ام؟ 

مجري:

تماس با اهاب از لبنان قطع شد كه گفت زماني كه رافضيان ادعا مي‌كردند با اسرائيل مي‌جنگند به آنها كمك كرده است. و در آن زمان اعتقاد داشتند كه آنها بر حق بودند، جناب شيخ آيا اين كمك به آنها گناه دارد؟ با اين‌كه وي از آن توبه كرده است.

آل الشيخ مفتي اعظم عربستان:

اگر اين نيت او از روي جهل بوده است ان شاء الله خدا به او توفيق توبه نصوح مي‌دهد، ولي كار بسيار خطرناكي است، كمك كردن رافضيان بر ضد مسلمانان!!! اين كار جايز نيست! كمك كردن به غير مسلمانان بر ضد مسلمانان موجب خروج از اسلام است!!! ولي اميدوارم كه توبه او قبول شده باشد!!! 

استاد ابوالقاسمي:

اين را ملاحظه فرموديد كه بيننده سوال مي‌پرسد كه من به حزب الله كمك كردم، مجري مي‌گويد كه توبه كردي يا نه؟ مي‌گويد بله توبه كردم يعني قطعاً اين كار حرام بوده، كمك كردن به حزب الله بر ضد مخالفين غير مسلمان‌ها توبه دارد، جالب است خود بيننده گفته مجري هم گفته سوال را دوباره مطرح مي‌‌كند، مفتي اعظم عربستان مي‌گويد كمك كردن به حزب الله بر ضد مسلمان‌ها حرام است، آيا اسرائيلي‌ها مسلمان هستند؟ يا نه چون واقعاً نسبتان به آن طرف مي‌خورد آنها را مسلمان مي‌دانيد؟ 

البته مشخص است اگر بگويد كه به حزب الله براي دفاع از مسلمان‌ها كمك كرديد كه دچار مشكل مي‌شود، لذا سوال را عوض كرد، يكي از علت‌هايي كه اين آقا را به عنوان مفتي انتخاب كردند اين است كه سوالاتي كه مي‌داند جواب دادن به آن خطرناك است سريع كنار مي‌گذارد و سراغ سوالات ديگر مي‌رود. 

اما اين‌هايي كه اين چنين بر ضد حزب الله صحبت مي‌كنند، شبكه كلمه گفت چقدر در سوريه اهل سنت كشته مي‌شوند و رافضه اهل سنت را مي‌كشند، برويد و كمك كنيد، همين كساني كه اهل سنت هستند به قول آقاي هاشمي و شبكه كلمه و ديگر شبكه‌ها، ببينيد چه اتفاقي برايشان افتاده، كه كليپ بعدي را با هم مي‌بينيم.

 كليپ:

تشكر وهابيون زخمي شده در سوريه از اسرائيلي‌ها به خاطر كمك به آنها!!!

(نتانياهو به ملاقات وهابي زخمي در بيمارستان رفته و صحبت مي‌‌كنند)

استاد ابوالقاسمي:

اين چطور ممكن است اگر واقعاً اينها اهل سنت بودند اينطور از آن‌ها تشكر مي‌كردند، واقعاً براي شما جاي سوال ندارد كه اينها از آن‌ها تشكر مي‌كنند اما بر ضد مردم و دولت سوريه مسلمان‌ها چه شيعه و چه سني مي‌جنگند، براي همه روشن مي‌شود كه چه اتفاقي مي‌‌افتد. پس اين چيزي كه اينها در شبكه‌هايشان مطرح مي‌كنند به خوبي دروغ بودن ادعا را متوجه شدند و فهميدند كه واقعيت پشت پرده آنها چيست و حتي فرمانده اساسي جيش الحر كه به قول اينها كه اهل سنت بودند و داشتند از اهل سنت دفاع مي‌كردند خبرش را همه پخش كردند كه اين آقا

تدرب في "اسرائيل" 

http://www.alarabiya24.com/ar/news/14450/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D9%81-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%8A%D8%B4-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%AF%D9%8A%D8%AF-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D8%A8-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%8A%D9%84

دوره آموزشيش را در اسرائيل گذرانده است

اين خبر مسلم است كه در همه سايت‌هاي خبري هم پخش شد و واقعاً براي ما خبر سنگيني بود كه توقع آن را داشتيم ولي اين‌كه اين‌قدر به صراحت بگويند كه در آنجا آموزش ديده براي ما خيلي جالب بود. 

اما واقع امر اهل سنت با شيعه چطور است؛ آيا واقعاً درگيري دارند؟ خير همين هفته قبل شيخ سلمان كه از رهبران شيعيان بحرين است گفت بسياري از اهل سنت خودشان در پشت پرده دارند به ما كمك مي‌كنند، فقط ترس از حاكم دارند كه دستگير شوند، سخنراني رسمي ايشان پخش شد كه گروه زيادي از اهل سنت

تبرعوا سراً لدعم إخوانهم الشيعة

http://www.alalam.ir/news/1569511

اين پشت پرده واقعيت شيعه و سني است، شيعه و سني با هم مشكلي ندارند مشكل در نزد وهابيون است، يكي از علماي الازهر همين هفته قبل به ايران آمد دكتر شيخ ساجد الهلالي كه ما هم با او مصاحبه‌اي داشتيم، ايشان گفت اگر ما شيعيان را كافر بدانيم 140 راوي معتبرمان را از دست مي‌دهيم، اين را يك عالم سرشناس الازهر مي‌گويد يك انسان عادي نيست شيعه و سني در پشت پرده به هم كمك مي‌كنند، در ظاهر هم در ايران چقدر به هم كمك مي‌كنند اما در آنجا چون نظامشان وهابي است مخالفت مي‌كند. اما در ايران اين‌قدر خوب با هم زندگي مي‌كنند با هم ازدواج كردند همسايه بودند، هم كلاسي بودند، هم درس بودند، هم دانشگاه بودند، اين وضعيت شيعه و سني است نه آن وضعيتي كه وهابيون دارند مطرح مي‌كنند.

و آخرين خبر يك كليپ ديگر هم هست كه در عربستان مظلوميت شيعيان كه با گلوله مستقيم نيروهاي نظامي دو جوان شيعه در هفته قبل به شهادت رسيدند، كه اين كليپ را با هم مي‌بينيم. 

كليپ:

شهادت دو نوجوان شيعه در عربستان سعودي با گلوله مستقيم نيروهاي نظامي! 

(پخش خبر از يكي از شبكه‌هاي خبري)

استاد ابوالقاسمي:

در سوريه وهابيون سلاح به دست گرفتند و اهل سنت و مسلمان‌ها و شيعيان را مي‌كشند آقايون دفاع مي‌كنند كه چرا شما ساكت هستيد و چيزي از آنها نمي‌گوييد، بايد برويد و به اهل سنت كمك كنيد، اينها هم مسلمان سلاح هم در دست نداشتند با گلوله نظامي هم كشته شدند اصلاً شبكه كلمه يك كلمه هم اشاره مي‌كند كه اينها مظلوم هستند، چطور در سوريه وظيفه‌شان دفاع از مظلوم مي‌شود در عربستان كه پول‌تان را از آنجا مي‌گيريد دفاع از مظلوم نمي‌شود؟ سلاح هم نداشتند و با گلوله نظامي هم كشته شدند با گلوله مستقيم، اين وضعيت وهابيون است يعني وهابيون هميشه يك بام و دو هوا دارند و كارهايي كه اينها انجام مي‌‌دهند اگر شخصي فقط مقداري اينها را ملاحظه كند مي‌فهمد كه اينها واقعاً دروغگو هستند و هيچ قصدي جز به هم ريختن جامعه اسلامي ندارند و هدف آن‌ها از بين بردن آبروي مسلمان‌هاست. اتفاقي كه باز امروز افتاد كه الان خبرش را همراهم نياوردم در راشا تودي ديدم كه وهابيون كه از گروهاي بوكو حرام هستند 43 دانش آموز را به آتش كشيدند و كشتند كه خيلي برايم سنگين بود دانش آموز با شما چه كار دارد كه شما اينها را اين چنين بكشيد، ولي متأسفانه آن چه كه اين وهابيون بر ضد اسلام انجام داده‌اند هيچ دشمن خارجي نتوانست اين چنين آبروي مسلمان‌ها را ببرد.

مجري:

استاد قبل از اين‌كه سراغ بحث اصلي برويم سوالي كه اين‌جا ممكن است پيش بيايد اين است كه ما بارها گفتيم كه شبكه ولايت شبكه سياسي نيست اين كليپ‌ها چه ارتباطي با اين مباحث مذهبي دارند كه شما همچين كليپ‌هايي را در شبكه ولايت پخش مي‌كنيد. 

استاد ابوالقاسمي:

من از هيچ گروه سياسي طرفداري نكردم فقط واقعيت پشت پرده وهابيون را گفتم، ما نه كار داريم در كدام كشور حاكم چه كسي است نه كدام كشور حاكم چه كسي نيست، آن چيزي كه ما مي‌گوييم اين است كه شما كه اين ادعا را مي‌كنيد اين ادعاي شما دو طرفش با هم نمي‌خواند از اين جهت راجع به وهابيت صحبت مي‌كنيم و اين اخبار را مطرح مي‌كنيم تا همگان هم منطق شيعه را بدانند و هم اين‌كه وهابيون حرفي براي گفتن ندارند و در حرف‌هايشان تناقض دارند. 

مجري:

از استاد ابوالقاسمي درخواست مي‌كنم كلياتي كه تا اينجا در برنامه دفاع از صحابه مطرح شد خلاصه‌‌اي را بفرماييد 

استاد ابوالقاسمي:

ما تعريف صحابه را در كتب شيعه مطرح كرديم آنچه كه اهل بيت عليهم السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به عنوان تعريف صحابي مطرح كردند، صحابي آن كسي است كه در زمان ديدن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مؤمن بوده و بعد هم همراه اميرمؤمنان عليه السلام باقي مانده و با ايمان هم از دنيا رفته است، اما اينكه همراه بوده ممكن است كه همراهي قلبي باشد چون خيلي از آن‌ها بچه بودند خيلي‌ها زن بودند خيلي‌ها پيرمرد بودند قدرت بر جنگ نداشتند و خيلي‌ها هم متفرق بودند و در شهرهاي مختلف بودند. پس تعريف صحابي براي ما مشخص شد ما مثل اهل سنت نيستيم كه علم غيب را قبول نداشته باشيم گفتيم اهل بيت عليهم السلام به اذن خدا علم غيب داشتند همچنين از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين علم را گرفتند و مي‌گفتند فلان آدم مؤمن است و فلان آدم مؤمن نيست. مثل اينها نيستيم كه بر ايمان و اسلام مردن را قيد كنيم ولي نتوانيم تشخيص دهيم كه فلاني با ايمان مرده است يا خير. آن‌ها نمي‌‌توانند بگويند ولي ما اگر اين قيد را بياوريم مشكلي نداريم. تعداد صحابه را عرض كرديم كه اهل بيت عليهم السلام اين چنين افرادي را كه با ايمان بودند با سند صحيح از خصال شيخ صدوق از امام صادق عليه السلام نقل كرديم كه فرمودند 12 هزار نفر بودند اميرمؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام اصحاب را به عنوان برادران عزيزتر از جان خود معرفي مي‌كند و مي‌فرمايند كه هيچ كدام از شما مثل آن‌ها نيستيد اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بقيه ياران اميرمؤمنان عليه السلام شبيه آن‌ها به حساب نمي‌آيند اما اصحاب اصلي تعريفش نزد ما مشخص است. امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه براي آنها دعا مي‌‌كنند مي‌گويند اينها كه واقعاً صحابي بودند و در جنگ‌ها فرار نمي‌كردند، هر دستوري كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌دادند به دنبال آن دستور مي‌رفتند بر اينها درود بفرست. امام كاظم عليه السلام گفته‌اند اگر كسي سخنان ثابت شده از اين صحابه اين چنيني را رد كند ملعون است،‌ بعداً مي‌گوييم چرا، امام رضا عليه السلام فرمودند هر كس صحابي هر پيامبري را نه فقط پيغمبر ما صلي الله عليه و آله وسلم، به او دشنام دهد بايد شلاق بخورد، و علماي ما هم كه مدح بسيار زيادي از صحابه داشته‌اند. اما روايتي از خود اميرمؤمنان عليه السلام عرض كرديم كه مخالفين ما تعريف ديگري از صحابي دارند و حضرت آن تعريف را درست ندانستند گفتند بعضي از آنها جهنمي هستند واقعاً منافق بودند، گفتند منافقين زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم كه پيامبر از دنيا رفت غيب نشدند باقي ماندند، اينها كجا رفتند؟ همين‌ها آمدند و به پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم دروغ بستند. اما افراد ديگري هم بودند كه تعريف بر آن‌ها صدق مي‌كرد اما حضرت فرمودند كه بعضي از اينها صحبت‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را درست متوجه نشدند. اين خلاصه بحث ما بود. 

البته راجع به روايت

ارتدّ النّاس بعد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله إلَّا ثلاثة أو أربعة

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - حبيب الله الهاشمي الخوئي - ج 12 ص 56

كه اينها ادعا مي‌كنند جواب داديم كه مقصود گروه خاصي است و روايت صحيح السند در تفسير همين روايت از امام صادق عليه السلام مطرح كرديم. 

مجري:

شما فرموديد عبارت‌هاي زيادي در كتب شيعه راجع به فضائل صحابه هست البته طبق آن تعريفي كه شيعه دارد. چون اين بحث خيلي مظلوم است و گاهاً وهابي‌ها مي‌خواهند از آن سوء‌ استفاده كنند و شيعيان را قائل به اين مي‌دانند كه همه صحابه را بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مرتد و كافر مي‌دانند، اگر باز هم شما روايتي در اين خصوص داريد مطرح بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

روايت ديگري در كتاب شريف كافي داريم، البته روايت زياد خوانديم امروز هم يك روايت ديگر مي‌خوانيم روايات اهل بيت عليهم السلام نور است و قطعاً تسمك به اين روايات راهگشاي ما خواهد بود. در كتاب شريف كافي، ج 1 ، ص 65 ، با سند صحيح آمده است به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه يك سوال از شما دارم گاهي اوقات من از شما مسأله‌اي مي‌پرسم شما يك جوابي به من مي‌دهيد شخص ديگري مي‌آيد جواب ديگري به او مي‌دهيد، فرمودند:

إنا نجيب الناس على الزيادة والنقصان

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 65 

جواب‌هايي كه به مردم مي‌دهيم بعضي از جواب‌ها زياده است و بعضي از جواب‌ها ناقص است

يعني بعضي از مردم به حدي از درك و فهم نرسيده‌اند كه جواب را كامل بگيرند حالا اين عام است اين مقيدش است و ... اين را نمي‌فهمند ما به اندازه فهم‌شان به آن‌ها مي‌گوييم هر چقدر كه او زياده داشته باشد به او بيشتر مي‌گوييم، هر چقدر درجه فهمش پايين‌تر باشد به اندازه خودش مي‌گوييم، كه اهل سنت هم اين را دارند

ونكلم الناس بقدر عقولهم 

ميزان العمل ج 1  ص 111، اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الوفاة: 505هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت/ لبنان - 1403هـ-1983م ، الطبعة : لا يوجد ، تحقيق : لا يوجد

به اندازه‌‌اي كه مي‌فهمند با آن‌ها صحبت مي‌كنيم.

 بعد مي‌گويد كه به حضرت عرض كردم

فأخبرني عن أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله صدقوا على محمد صلى الله عليه وآله أم كذبوا ؟ قال : بل صدقوا ، قال : قلت : فما بالهم اختلفوا ؟ فقال : أما تعلم أن الرجل كان يأتي رسول الله صلى الله عليه وآله فيسأله عن المسألة فيجيبه فيها بالجواب ثم يجيبه بعد ذلك ما ينسخ ذلك الجواب ، فنسخت الأحاديث بعضها بعضا

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 65

راجع به اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به من بگوييد راست گفتند يا دروغ؟ حضرت مي‌گويند: (آن كساني كه ما به عنوان اصحاب مي‌شناسيم مؤمن هستند معني ندارد كه دروغ بگويند) راست مي‌گفتند، گفتم اينها كه راست مي‌گفتند چرا با هم اختلاف داشتند؟ گاهي اوقات اين صحابه پيش رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌آمد سوال مي‌پرسيد حضرت جواب مي‌دادند گاهي اوقات بعد از آن حكم نسخ مي‌شد و حكم جديدي به وجود مي‌آمد پس اين احاديث آن احاديث قبلي را نسخ مي‌كنند. 

بين صحابه تعارض نبوده است، خود اهل سنت آن تفسيري كه دارند مي‌گويند بعضي از صحابه دروغ گفتند، طبق تفسير آنها بعضي از صحابه، راجع به وليد بن عقبه مي‌گويد:

إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا

سورهحجراتآیه 6

اگر يك فاسق خبر آورد شما تحقيق كنيد شايد دروغ گفته باشد

پس تفسيري كه آنها از صحابه دارند در آن دروغگو هم هست. اما تفسيري كه ما شيعه‌ها از صحابه داريم در آن دروغگو نيست، كدام تفسير بهتر است؟ ما شيعه‌ها مي‌گوييم 12 هزار نفر دروغگو هم در بين آن‌ها نبود آقايون مي‌گويند 120 هزار نفر دروغگو هم در بين آن‌ها بود. چرا يك چيزي را اينقدر بزرگ مي‌كنيد كه خودتان هم در آن گير كنيد، همان تفسير اهل بيت عليهم السلام را بگيريد كه دچار مشكل نشويد. اين يك روايت كه حضرت تصريح مي‌كنند و مي‌گويند ما در بين صحابه آن چيزي كه به عنوان صحابه مي‌شناسيم دروغ گو ندارد. 

البته اين روايت را كه مطرح كرديم همين روايت را وهابي‌ها بر ضد شيعيان استدلال كرده‌اند كه ببينيد شما روايت داريد كه همه صحابه راستگو هستند پس چرا شما به صحابه‌اي كه ما به آن اعتقاد داريم مي‌گوييد كه اينها فلان و فلان بودند، اين صحابه طبق تفسير اهل بيت عليهم السلام است نه طبق تفسيري كه شما داريد، آن تفسيري كه شما داريد مي‌گوييد ممكن است دروغ هم گفته باشند. 

روايت ديگري در كتاب شريف كافي آمده است كه روايت طولاني است، جابر بن عبدالله انصاري آخرين شخصي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بود كه زنده مانده بود.

وكَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وكَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّه ص وهُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وكَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ فَكَانَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَقُولُونَ - جَابِرٌ يَهْجُرُ فَكَانَ يَقُولُ لَا واللَّه مَا أَهْجُرُ ولَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه ص يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنِّي اسْمُه اسْمِي وشَمَائِلُه شَمَائِلِي يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً فَذَاكَ الَّذِي دَعَانِي إِلَى مَا أَقُولُ 

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 469

دائما با ما اهل بيت عليهم السلام در ارتباط بود. در مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌نشست يك عمامه بر سرش مي‌گذاشت و مي‌گفت يا باقر العلم يا باقر العلم، اهل مدينه گفتند جابر هذيان مي‌گويد، گفت نه من هذيان نمي‌گويم اما از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم شخصي از اهل بيت عليهم السلام من را درك خواهي كرد كه اسم او هم نام اسم من است و ظاهر او شبيه ظاهر من است و علم را خواهد شكافت. به همين دليل من دنبال باقرالعلم مي‌گردم

بعد مي‌گويد كه جابر همين طور در كوچه‌هاي مدينه مي‌رفت

إِذْ مَرَّ بِطَرِيقٍ فِي ذَاكَ الطَّرِيقِ كُتَّابٌ فِيه مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْه قَالَ يَا غُلَامُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَه أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ شَمَائِلُ رَسُولِ اللَّه ص والَّذِي نَفْسِي بِيَدِه يَا غُلَامُ مَا اسْمُكَ قَالَ اسْمِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فَأَقْبَلَ عَلَيْه يُقَبِّلُ رَأْسَه ويَقُولُ بِأَبِي أَنْتَ وأُمِّي أَبُوكَ رَسُولُ اللَّه ص يُقْرِئُكَ السَّلَامَ ويَقُولُ ذَلِكَ

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 469

در كوچه مي‌رفت يك دفتري بود كه در آن دفتر (كه كتاب در اينجا به معني دفتر است يعني دفترخانه،) امام باقر عليه السلام آنجا بودند، وقتي كه نگاهش به حضرت افتاد عرض كرد ‌‌اي جوان رو به من كن، رو به حضرت كرد اگر مي‌شود چند قدم راه برو، پشتشان را كردند و چند قدم راه رفتند قسم به خدا اين ظاهر همان ظاهر پيامبر است، غلام اسم تو چيست؟ فرمود اسم من محمد بن علي بن حسين عليهم السلام است، شروع كرد به بوسيدن پيشاني حضرت پدر و مادرم به فدايت، پدر شما رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم به شما سلام مي‌‌رساند و اين حرف‌ها را مي‌گفت و تكرار مي‌كرد.

امام باقر عليه السلام پيش پدرشان آمدند

وهُوَ ذَعِرٌ فَأَخْبَرَه الْخَبَرَ فَقَالَ لَه يَا بُنَيَّ وقَدْ فَعَلَهَا جَابِرٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ الْزَمْ بَيْتَكَ 

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 470

‌و از اين قضيه يك مقدار نگران بودند و اين خبر را گفتند جابر اين كار را كرد حضرت گفتند بله، ... ديگر از اين به بعد شما از خانه بيرون نرو

چون اگر از خانه بيرون بروي همه فهميده‌اند كه امام بعد از من شما هستي. جابر كه اين كار را كرد و گفت كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده است كه به شما درود بفرستم مشخص است كه شما امام بعد از من هستي لذا ديگر از خانه بيرون نرو بر جانت مي‌ترسم، به همان دليل هم آنجا هم مي‌گويد: حضرت نگران بودند.

فَكَانَ جَابِرٌ يَأْتِيه طَرَفَيِ النَّهَارِ وكَانَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَقُولُونَ وَا عَجَبَاه لِجَابِرٍ يَأْتِي هَذَا الْغُلَامَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وهُوَ آخِرُ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّه صلي الله عليه و آله وسلم فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ مَضَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع فَكَانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَأْتِيه عَلَى وَجْه الْكَرَامَةِ لِصُحْبَتِه لِرَسُولِ اللَّه

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 470

جابر صبح وشب پيش امام باقر عليه السلام مي‌آمد جابر با اين جوان چه كار مي‌كند صبح و شب پيشش مي‌رود و او آخرين صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است، مدتي نگذشت كه امام سجاد عليه السلام به شهادت رسيد، امام باقر عليه السلام آن زمان امام شده بودند بالاترين مقام و منصب را در اختيار دارند كسي كه واسطه سلام پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به ايشان بوده است، حضرت به ديدار جابر بن عبدالله مي‌آيند نه يك بار بارها مي‌آمدند مي‌خواستند او را اكرام كنند براي چه؟ چون صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بود.

ببینید صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در نزد ما شيعيان و ائمه ما عليهم السلام چه جايگاهي دارند اگر كسي واقعاً اين تعريف صحابي بر او صدق كند به جايي مي‌رسد كه امام به ديدن و زيارت او مي‌رود. نه يك بار نه دو بار، بارها اين قضيه اتفاق مي‌افتاد.

َجَلَسَ ع يُحَدِّثُهُمْ عَنِ اللَّه تَبَارَكَ وتَعَالَى فَقَالَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً أَجْرَأَ مِنْ هَذَا فَلَمَّا رَأَى مَا يَقُولُونَ حَدَّثَهُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّه ص فَقَالَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً قَطُّ أَكْذَبَ مِنْ هَذَا يُحَدِّثُنَا عَمَّنْ لَمْ يَرَه فَلَمَّا رَأَى مَا يَقُولُونَ حَدَّثَهُمْ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّه قَالَ فَصَدَّقُوه وكَانَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّه يَأْتِيه فَيَتَعَلَّمُ مِنْه

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 1 ص 470

در آن جلسه حضرت راجع به خدا براي مردم صحبت مي‌كردند ما شخصي جري تر و پر جرأت‌تر از اين جوان نديديم وقتي ديد كه مردم چه مي‌گويند گفت اينها را از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نقل مي‌كنم چطور مي‌‌شود مستقيم از خدا نقل كرد، از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم از خدا نقل مي‌كنم. اهل مدينه گفتند عجب آدم دروغگويي است از كسي كه نديده براي ما روايت نقل مي‌كند گفت من پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را نديدم جابر ديده، (فرض بگيريد كه جابر اينها را به من گفته است، مشكلي پيش مي‌آيد؟) تصديقش كردند. حضرت كسي بودند كه جابر پيش ايشان مي‌آمد علم ياد مي‌گرفت.

 اما اين مردم مقام حضرت را نمي‌فهميدند چون نمي‌فهميدند مي‌گفتند نمي‌شود كه اين شخص خودش از خدا نقل كند خودش از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، همين نشان مي‌دهد كه اهل بيت عليهم السلام علمشان را از پدرانشان عليهم السلام از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم از خدا گرفته‌اند.

اما سند قبلي كه شما پرسيديد نفر اول علي بن ابراهيم و پدرش بودند كه هر دو مشخص هستند مجمل عليه هستند، عبد الرحمن بن ابي نجران در رجال نجاشي گفته

و كان عبد الرحمن ثقة ثقة معتمدا على ما يرويه‏

نجاشي، احمد بن على، رجال النجاشي، ص 235، مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين بقم المشرفه - قم، چاپ: ششم، 1365 ش.

عبد الرحمن ثقه ثقه بود، در هر چيزي كه نقل كند مورد اعتماد است

نفر بعد عاصم بن عميد حناد آقاي نجاشي فرموده

ثقة، عين‏، صدوق‏، 

نجاشي، احمد بن على، رجال النجاشي، ص 301، مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين بقم المشرفه - قم، چاپ: ششم، 1365 ش.

سه تا لفظ جليل. نفر بعد منصور بن حازم بجلي كه مرحوم نجاشي فرمودند

، ثقة، عين‏، صدوق‏، من جلة أصحابنا و فقهائهم‏

نجاشي، احمد بن على، رجال النجاشي، ص 413، مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين بقم المشرفه - قم، چاپ: ششم، 1365 ش.

از بزرگترين اصحاب ما و فقهاست.

بنابراين ما روايات صحيح السند را اين چنين در فضيلت صحابه داريم، ما تحدي كرديم كه يك سند راه دور نمي‌رود آقايون وهابي براي اهل سنت به درد مي‌خورد، شما كه ادعا مي‌‌كنيد ما سني هستيم يك سند بياوريد كه در آن هيچ اشكالي نباشد در مورد فضيلت صحابه، در مورد فضيلت خليفه اول گفتيم نتوانستند، در مورد فضيلت خليفه دوم نتوانستد، در مورد فضيلت خليفه سوم نتوانستند، گفتيم فضيلت عايشه همسر رسول خدا صلي الله عليه و‌آله نتوانستند. حالا گسترده‌اش كرديم گفتيم يك روايت در فضيلت كل صحابه براي ما بياوريد، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده باشند كه كل اصحاب من اين چنين هستند، دارند؟ آن صحابه‌‌اي كه خودتان قبول داريد براي ما بياوريد. ما كه از صحابه تجليل مي‌كنيم واقعاً روايت صحيح السند داريم 12 هزار نفر راستگو اهل ايمان اهل بهشت، ائمه ما عليهم السلام آن‌ها را توقيع و تجليل مي‌كنند ائمه ما عليهم السلام براي آنها دعا مي‌كنند ائمه ما عليهم السلام به ديدن آنها مي‌روند ائمه ما عليهم السلام مي‌گويند كه اگر حرف آنها را رد كنيد دروغگو هستيد، بله گاهي اوقات يك صحابه يك چيز نقل كرده يك صحابه چيز ديگري، ممكن است يكي ناسخ و ديگري منسوخ بوده، اما ما حرفشان را رد نمي‌كنيم مي‌گوييم راست گفتي اما خبر از ناسخ آن نداشتي، پس ما اين چنين صحابه را توقيع مي‌كنيم شما براي صحابه چه داريد؟ ارائه كنيد و يقين داريم كه اينها هيچ چيزي ندارند چون ما قبلاً‌ بررسي كرديم. 

مجري:

سوالي كه داريم اين است كه باز هم به جز آن بحث ارتداد صحابه در كتب اهل سنت عليه صحابه مطلبي هست يا نيست.

استاد ابوالقاسمي:

من دو تا عبارت براي شما نشان مي‌‌دهم كه اينها با سندهاي معروف و معتبر از اهل سنت نقل شده است، يكي بحث ارتداد و ديگري بحث فتنه صحابه است، راجع به ارتداد صحابه مفصل صحبت كرديم. اما ببينيد آيا اين روايات واقعاً قابل قبول هست يا خير. آقاي ذهبي در سير اعلام النبلي با سند معتبر نقل مي‌‌كند طبق مباني خودشان، ابن سعد از يزيد از حماد بن سلمه از هشام بن عروة از پدرش يعني عروة بن زبير

أن النبي صلى الله عليه وسلم أخر الإفاضة من عرفة من أجل أسامة ينتظره فجاء غلام أسود أفطس فقال أهل اليمن إنما جلسنا لهذا فلذلك ارتدوا يعني أيام الردة 

سير أعلام النبلاء ج 2  ص 500، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

هنگامي كه غروب مي‌شود بايد از عرفات به سمت مشعر برود مي‌گويد كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم دير راه افتادند، اسامه كاري داشت دير آمد يك غلام سيه چرده بد قيافه‌اي آمد (يعني چهره اسامه به اين صورت بود،) اهل يمن گفتند ما به خاطر اسامه اين همه معطل شديم، ايام رده كه شد چون كه اينها يك دستور پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم در مورد اسامه را مخالفت كردند سبك شمرده بودند مرتد شدند.

مي‌‌گويد چون يك دستور پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را در مورد اسامه سبك شمردند مسخره كردند، به همين دليل در ايام رده كل اهل يمن مرتد شدند. حالا اگر يك شيعه كه ما اينطور هم نمي‌گوييم بگويد به اين خاطر كه دستور صريح رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را در غدير منكر شدند مرتد شدند، ما كه اين را نمي‌گوييم. مي‌گويد چون با حضرت علي عليه السلام جنگيدند دستور صريح پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را كنار گذاشتند مرتد مي‌شوند، واويلا آسمان به زمين آمد، راجع به اسامه اين را گفته‌اند كل اهل يمن مرتد شده‌اند، چيز خاصي نگفتند بله دستورات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را سبك شمردند اما شما كه سب معاويه به حضرت علي عليه السلام، جنگ طلحه و زبير و عايشه و معاويه را با حضرت علي عليه السلام سبك مي‌شماريد هيچي نمي‌دانيد اين را سنگين مي‌دانيد؟ چون كه گفتند ما به خاطر اين معطل شديم اين خودش مي‌آمد، تازه شايد هم به قول وهابي‌ها حرف منطقي است چون كه اين امر اخروي كه نبود امر دنيوي بود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در امر دنيوي اشتباه كرده است، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين همه آدم را براي اسامه معطل كرد زودتر مي‌رفتند و مردم سر وقت مي‌رسيدند. طبق نظر وهابيون حرف اينها درست بوده، به خاطر يك حرف درست در نظر وهابيون كل يمني‌ها مرتد شدند، به خاطر جنگ با حضرت علي عليه السلام به خاطر ترك دستور پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم به خاطر هر چيزي اينها از ايمانشان خارج شدند مسلمان هستند، واويلا مي‌كنند كه شما چه جسارت‌هايي به صحابه كرديد. ما نمي‌دانيم كه اينها را چطور با هم بسنجيم؟ كدام يك از اينها را قبول كنيم؟ دقت كنيد وقتي محبتي به شخصي دارند چه مي‌كنند، اسامه را چون دوست دارند حالا به هر دليلي، البته اسامه به سمت حضرت علي عليه السلام برگشت

قال وكيع سلم من الفتنة من المعروفين سعد وابن عمر وأسامة ابن زيد ومحمد بن مسلمة 

سير أعلام النبلاء ج 2  ص 500، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

از افراد معروف در زمان فتنه فقط سعد بن ابي وقاص، عبدالله بن عمر، اسامة بن زيد و محمد بن مسلمه سالم ماندند.

تمام افراد معروف بلا استثناء در زمان فتنه دچار فتنه شدند در فتنه فرو رفتند، از فتنه سالم نماندند. اينها كشتن عثمان را زمان فتنه مي‌دانند، در زمان كشته شدن آقاي خليفه سوم از افراد معروف، شايد معروف نباشند من اشتباه مي‌كنم، عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم معروف هست يا نيست؟ طلحه ، زبير، معاويه، عمار، ذو شهادتين، مغيره اينها معروف هستند يا نه؟ همه اينها صحابي بودند ولي معروف هستند. اسم اينها در اينجا بود يا نه؟ تصريح كرده و مي‌گويد كه از افراد معروف فقط همين 5 نفر از فتنه سالم ماندند، اگر كسي از فتنه سالم نماند چه اتفاقي مي‌افتد؟ من در قرآن كلمه الفتنه را جستجو مي‌زنم، مي‌‌گويد يك عده محكمات قرآن را رها مي‌كنند كساني كه دنبال متشابهات مي‌روند كساني هستند كه

َ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ 

سوره آل عمران آیه 7

كساني كه در دلشان زنگار گرفته، براي اين‌كه فتنه ايجاد كنند،

پس دل اين صحابه زنگار گرفته بود يا نه؟ آيه بعد

كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فيها

سوره نساء آیه 91

گروهي هستند كه هر زماني كه فتنه‌‌اي باشد اينها دچار فتنه مي‌شوند

از فتنه سالم نمي‌مانند، حكم آنها چه چيزي است؟

فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ 

سوره نساء آیه 91

هر كجا اينها را پيدا كرديد بكشيد.

آيه سوم اهل فتنه ظالم هستند. آيه چهارم اهل فتنه منافق هستند، سوره توبه آيه 48 . آيه پنجم اهل فتنه باطناً كافر هستند،

أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين

سوره توبه آیه 49

كسي كه در فتنه بيفتد كافر مي‌شوند

نتيجه‌اش كفر است.

وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها 

سوره احزاب آیه 14

بحث منافقين، اگر فتنه‌‌اي باشد اينها سراغ فتنه مي‌روند

چه كساني از فتنه سالم ماندند؟ از معروفين 5 تا بودند كه اين 5 تا هم صحابي بودند، شما مي‌گوييد:

ارتدّ النّاس بعد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله إلَّا ثلاثة أو أربعة

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - حبيب الله الهاشمي الخوئي - ج 12 ص 56

راجع به صحابه است كه اينطور گفتند و ما جواب‌شان را داديم، شما گفتيد از معروفين صحابه فقط 5 نفر از فتنه مقتل عثمان سالم ماندند بقيه همه منافق و كافر شدند، چه كسي گفته؟ وكيع، وكيع چه كسي است؟‌ اگر شما وكيع را قبول نكنيد بايد بخاري و مسلم را كنار بگذاريد، از بزرگترين روات بخاري و مسلم است، از بزرگترين علماي اهل سنت است، حالا اين عالم اين را گفته اشكالي ندارد چون بحث مقتل عثمان خيلي مهم است، در ماجراي كشته شدن عثمان عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم دخيل بوده معاويه دخيل بوده، طلحه، زبير، عمار به قول آنها، محمد بن ابي بكر، عمرو بن حمد، ابن حديث بلوي و بسياري ديگر از صحابه كه اينها در فتنه عثمان دخيل بودند و موجب قتلش شدند، قطعاً اينها از فتنه سالم نمانده‌اند، دچار فتنه شدند، اگر كسي مخالف عثمان باشد كافر و منافق مي‌شود ولو صحابي باشد حالا بعداً برگشتند خودشان مي‌دانند اما در آن مقطع دچار فتنه شدند يعني اين حرف وكيع كه آقاي ذهبي هم نقل كرده است مي‌گويد غير از اين 5 نفر تمام مشهورين صحابه دچار نفاق شدند، اشكالي ندارد اينها خيلي ساده است. اما شيعه بگويد 12 هزار نفر همه مؤمن اما غير از اينها را ما نمي‌دانيم كه چطور بودند، حكم كفر آنها را هم نمي‌كنيم مي‌گوييم كه ما از ايمان اينها خبر نداريم چون اهل بيت عليهم السلام به ما خبر ندادند، آسمان به زمين مي‌آيد، شما بايد كشته شويد چون اين اعتقاد را داريد، البته ما راجع به كساني كه در كشتن عثمان دخيل بودند مفصل است كه ان شاء الله صحبت خواهيم كرد تا بدانند در باب ارتداد گفتند كل عرب كل مسلمان‌ها مرتد شدند غير از اهل مكه و مدينه و طائف، اهل مكه هم كه خواستند مرتد شوند نتوانستند اهل مدينه هم كه عموماً منافقين بودند، اين راجع به زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم گفتند، در زمان عثمان هم كه اين اتفاق افتاده، شما چه احترامي براي صحابه قائل شديد؟ يا مرتد يا منافق، تازه همان‌هايي هم كه در مدينه بودند عايشه و طلحه و زبير و اميرمؤمنين اينها هم باز منافق شدند آيا باز شما واقعاً داريد به صحابه احترام مي‌گذاريد؟ مي‌گويند احترام امامزاده را متولي آن بايد نگه دارد، شما اگر متولي صحابه هستيد احترام شما به صحابه اين است؟ تازه ما هنوز وارد ريزه كاري نشده‌ايم اينها كليات است يعني يك مرحله كلي مرحله بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بود كه كلي گفتيم، مرحله دوم در زمان عثمان بود كه كلي گفتيم مرحله سوم در ماجراي سيد الشهداء عليه السلام گفتند كه بعداً مطرح مي‌كنيم، كه راجع به كشته شدن امام حسين عليه السلام صحبت نكن چون كشته شدن ايشان تقصير صحابه بود، كسي كه امام حسين عليه السلام را كشته مؤمن به حساب مي‌آيد؟ هزار بار در شبكه‌هايتان گفتيد كه شيعه امام حسين عليه السلام را كشته پس شيعه كافر و منافق است، همين را راجع به صحابه بگوييد كه ان شاء الله راجع به آن مفصل صحبت خواهيم كرد، الان كليات را در دو مرحله گفتيم، اينها گفتند كل صحابه غير از اهل مكه مدينه طائف بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مرتد شدند كه اهل مكه هم مرتد شدند دوباره برگشتند اهل مدينه هم عموماً منافق شدند. مرحله دوم هم در زمان عثمان تمام صحابه موجود غير از اين 5 نفر شناخته شده هايشان دچار فتنه شدند كه حالا مرحله‌هاي بعد را ان شاء الله خواهيم رسيد. 

مجري:

نكته‌‌اي عرض كنم اين‌كه بحث ارتداد عرب را از سريال عربي افسانه عمر پخش كرديد ولي در سريال فارسي نبود.

استاد ابوالقاسمي:

طبيعي است حالا اين هفته ان شاء الله پخش خواهيم كرد در فيلم عربي آقاي اميرمؤمنان مي‌گويد كه عرب‌ها كلاً مرتد شدند اما در فارسي چون كه نگران صحابه هستند همه جا بايد گل و بلبل باشد نه قابيل هابيل را كشته نه شيطان حضرت آدم را گمراه كرده، همه با هم رفيق هستند به نظر من اگر اينها فيلم حضرت آدم را بسازند شيطان يك موجود بسيار خوب باشد كه هيچ كار بدي انجام نداده قابيل هم خيلي خوب مي‌شود. فقط شيعه‌ها بد هستند يعني هزار و چهارصد سال همه گل و بلبل بوده از آنجا به بعد زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مشكلات پيش مي‌آيد. 

آقاي فكوري از كاشان 

صحابه دوستدار حضرت علي بعد از وفات حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم، صحابه‌‌اي كه خيلي به حضرت علي نزديك بودند به عنوان شيعيان راستين، لطف كنيد اينها را براي ما بگوييد كه چند نفر بودند كه بعد از رحلت حضرت رسول صلي الله عليه و‌آله و سلم دور حضرت علي بودند به طرف خلفاء نرفتند از اين جهت كه به عنوان شيعه حساب مي‌شوند 

سوال بعدي اينكه در اين سريال عمر يا به قول شما سريال افسانه‌‌اي عمر آيا حضرت علي يا صحابه نزديك ايشان در جنگ‌ها شركت كرده بودند

يك سوال ديگر شبكه‌هاي معروف اهل سنت شبكه‌هايي كه هم مربوط به اهل سنت مي‌شود و شبكه‌هاي وهابي را بگويند

يك سوال ديگر هم داشتم و اين است كه اين لباس‌هايي كه اهل سنت و شيعه مي‌پوشند، لباس‌هاي بسيار مختلفي است لباس‌هاي روحانيون اهل سنت كه بعضاً در اهل سنت خيلي هم تنوع وجود دارد هر كسي چيزي مي‌پوشد مي‌خواستم بدانم كه در سنت پيامبر كدام لباس به صورت صحيح آمده و كدام يك نزديك‌تر است به البسه‌‌اي كه حضرت محمد و ائمه         مي‌پوشيدند.

آقا محمد از خواف (اهل سنت)

يك سوال در مورد سريال عمر داشتم در كتاب‌ها طور ديگر نوشته ولي اينها در فيلم‌هايشان يك جور ديگر نشان مي‌دهند، مي‌خواستم بدانم اين همه تناقض و تفاوت در كتاب‌هاي خود اهل تسنن وجود دارد، اينها چه چيزي را مي‌خواهند ثابت كنند اگر كتاب‌ها را قبول دارند بايد طبق كتاب باشد، ما سريال‌هاي اهل تشيع را هم زياد ديديم كه مطابق با كتاب‌ها است ولي اينها منطبق با كتاب‌ها هم نيست، اين وهابي‌ها چه چيزي را مي‌خواهند ثابت كنند مي‌‌خواهند در كشور ما جنگ راه بيندازند، ما خيلي هم با اين برادران شيعه با دوستي و صلح و صفا هستيم حتي با هم زيارت امام رضا مي‌‌رويم ما مشكلي نداريم، اينها مي‌خواهند در كشور ما مثل سوريه جنگ راه بيندازند كه اينها كور خوانده‌اند ما اصلاً اينها را قبول نداريم، شبكه‌هاي اهل تسنن هم دروغ مي‌گويند اينها هيچ چيزشان با اهل تسنن هم خواني ندارد،

آقاي موسوي از سنندج ( اهل سنت)

سلام خدمت شما و‌ آقاي ابوالقاسمي، 

مجري:

شما بوديد كه با شبكه كلمه تماس گرفتيد و تماس شما را قطع كردند؟

بيننده:

بله من چندين بار تماس گرفتم، حرفي كه باب ميل آن‌ها نباشد قطع مي‌كنند. 

مجري:

من واقعاً متأسف هستم براي اين شبكه‌هايي كه تماس گرفتيد، همه شما را مي‌شناسند شما به عنوان يك عزيز اهل سنت با اينها تماس مي‌گيريد يك سوال ساده پرسيديد كه چرا شما بخش خبري كه داريد همه‌اش سياه نمايي است فقط يك قطعاتي را از سياه نمايي مي‌بريد، اگر مي‌خواهيد اخبار بگوييد درست و حسابي اخبار بگوييد و عبارت ركيكي هم راجع به شما استفاده كردند.

بيننده:

بله مي‌دانم، خدا شاهد است كه اينها فقط به نكات منفي به آن چيزهايي كه فقط نفاق است فقط به همين چيزها اشاره مي‌كنند، آقاي حسيني مطمئن باشيد اگر جنگ‌هاي صليبي ديگري بين شما شيعيان و اهل سنت خارج از كشور در بگيرد بنده پشت سر شما خواهم جنگيد، اين را مطمئن باشيد. چون نيت اينها فقط تفرقه است. 

يك سوال از خدمت جناب آقاي ابوالقاسمي عزيز داشتم، در مورد تحريف قرآن آيا امكان دارد كه تحريف قرآن صورت گرفته باشد و آن آياتي هم كه مي‌گويد قرآن نزد ما محفوظ است و نمي‌شود يك كلمه‌‌اي اضافه يا كم كرد آيا امكان دارد كه اين آيه‌ها هم در همان زمان جمع آوري قرآن كه توسط حضرت عثمان رضي الله عنه جمع آوري شد اين آيات هم به قرآن اضافه شده باشد، براي اين‌كه مردمان قرن‌هاي آينده فكر نكنند كه قرآن قابل تحريف است، آيا اين امكان وجود دارد؟ 

استاد ابوالقاسمي:

در دانشگاه الازهر يكي از كساني كه پايان نامه دكتراي ادبيات مي‌خواست بنويسد يك متن ادبي تهيه كرده بود و به عنوان پايان نامه تحويل داد در جلسه دفاعيه تمام اساتيد به او نمره 20 دادند جز يكي از اساتيد كه گفت اين پايان نامه مردود است گفتند براي چه؟ گفت تو فكر كردي من نمي‌دانم كه اين متن را از كجا آوردي،‌ نهج البلاغه را باز كرد و گفت اين متني كه آوردي اين خطبه حضرت علي عليه السلام است اين قسمت متن تو اين خطبه حضرت علي عليه السلام است اين قسمت اين خطبه است، صفر و مردود، وقتي نمي‌توانند مثل آن كلماتي كه واقعاً از حضرت علي عليه السلام ثابت شده نه بعضي از خطبه‌ها كه از بعضي نظرات ضعيف است، اما مثل آن خطبه‌ها نمي‌توانند بياورند حضرت علي عليه السلام انسان است شما تصور كنيد كه مثل خالق مي‌توانند بياورند؟ اصلاً ممكن نيست كه كسي بتواند مثل كلام خداي متعال بياورد، اگر كسي يك مقدار با ادبيات قرآن آشنا باشد مي‌‌فهمد كه اين ادبيات مافوق تصور انسان است، حالا بگوييم كه اينها را حذف كردند، نه اينها حرف‌هاي خنده‌داري است اگر كسي چنين شبهاتي مطرح كرد شما فقط به او بخنديد و بگوييد كه اصلاً همچين چيزي ممكن نيست يعني تو واقعاً خدا را نشناختي كه اين حرف را مي‌زني، 

بيننده:

جواب شما به اين‌كه بعضي از علماي شيعه فرموده‌اند كه قرآن تحريف شده چه چيزي است؟ 

استاد ابوالقاسمي:

ما كه مي‌گوييم عموماً‌ چنين اعتقادي نداشتند اگر ادعا شود كه همچين اعتقادي هست مي‌‌گوييم كه اشتباه كرده‌اند، 

مجري:

به كسي كه خيلي به كلامشان استناد مي‌كنند آقاي نوري است كه بخواهند بحث تحريف قرآن را مطرح كنند كه به ايشان استناد مي‌كنند كه ايشان هم در كتاب عيان الشيعه سيد محسن امين يا كتاب الزري آقا بزرگ تهراني فرمودند كه ايشان هم در آخر عمرشان جوابيه‌اي كه براي آن مبحث نوشته‌ شده بود كه هر چند بيش از 500 روايت از كتب اهل سنت طبق نقل آقاي ميلاني در كتاب تحريف القرآن، ص 31 آوده است باز هم گفته‌اند كه اين كتاب بنده در مقابل جوابيه‌‌اي كه براي اين كتاب نوشته شده است بايد خواند و در غير اين صورت اصلاً خواندن كتاب من حلال نيست. اين هم نظر عالمي كه به آن استناد مي‌كنند. ان شاء الله در بحث‌هاي مختلف به آن پرداخته خواهد شد. 

آقاي فكوري از كاشان از شيعيان درخواست كردند كه نام صحابه‌‌اي كه با اميرمؤمنان عليه السلام بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بودند را بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

راجع به نام صحابه كه با حضرت بودند ان شاء‌ الله بحث مفصلي خواهيم داشت كه البته ما بعضي از آن‌ها را مطرح كرديم، چند قبيله از جمله قبايل مالك بن نويره و دو قبيله هم پيمان او تمامي اينها شيعيان اميرمؤمنان عليه السلام بودند كه به دستور خليفه اول مردهايشان كشته شدند و زن‌هايشان به اسارت و كنيزي گرفته شدند، البته بعضي از مردها فرار كردند برادر خالد بن نويره آمد و با دليل و مدرك اسلام آنها را ثابت كرد و زن‌هاي قبيله را برگرداند البته مطرح كردند كه بعضي از زن‌ها در همان زمان حامله شدند و برگشتند يعني چنين جنايتي رخ داد. از چند قبيله بودند اين‌كه ما مي‌گوييم 12 هزار نفر طبيعي است و بعيد هم نيست و چرا در آن زمان حمله نكردند؟ مشخص است تا خبر به اينها برسد كه خلافت از حضرت گرفته شده است و بخواهند آماده شوند مثل الان نبود خبر به آن‌ها رسيد آن‌ها آمدند مدينه بررسي كنند كه خبر راست است يا دروغ، با خود حضرت صحبت كنند كه چه اتفاقي افتاده، وقتي برگشتند خالد بن وليد آمد و به آن‌ها خيانت كرد و در حال نماز آن‌ها را دستگير كردند و اين هم باز مظلوميت شيعيان را ثابت مي‌كند. اينها تعداد زيادي هستند كه ما به صورت مفصل راجع به آن‌ها صحبت خواهيم كرد و اسم خواهيم برد. 

مجري:

سوال بعدي آيا اميرمؤمنان عليه السلام در جنگ‌هاي خلفاء شركت كرده بودند، 

آيا در زماني كه خليفه دوم فتوحاتي داشتند اميرمؤمنان شمشير كشيدند و در جنگ‌ها بودند؟

استاد ابوالقاسمي:

هيچ مدركي بر اين‌كه اميرمؤمنان عليه السلام در زمان خلفاء در فتوحات آن‌ها شركت كرده باشند وجود ندارد بلكه دليل برعكس آن وجود دارد كه حضرت در هيچ جنگي از جنگ‌هاي آن‌ها شركت نكردند و همين هم براي بقيه جاي تعجب شده بود كه شايع كردند چون حضرت علي عليه السلام به جنگ نيامده ترسو است كه حضرت فرمودند من كي ترسو بودم چه كسي در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم سراغ بزرگان آنها مي‌رفت و آن‌ها را مي‌كشت جز من كسي نبوده، جالب است در اين فيلم عمر كه درست كرده‌اند كه در فارسي حذف كرده‌اند در آن صحنه‌‌اي عمر بن عبدود به اين سمت خندق مي‌آيد صحابه همه ايستاده‌اند اين نيست كه ابوبكر و عمر نباشند هستند، حضرت علي عليه السلام جلو مي‌آيند و شروع به جنگيدن مي‌كنند عمر بن عبدود شميرش را حركت مي‌دهد اينها مي‌‌ترسند جالب است در فيلم عربي ابوبكر و عمر ايستاده‌اند و مي‌ترسند اما در فيلم فارسي اين را حذف كرده‌اند، ما نمي‌دانيم كه اينها چقدر امانت‌دار هستند. حضرت در هيچ كدام از جنگ‌ها شركت نكردند فقط خود اهل سنت يكجا را مطرح كردند آن هم جنگ به دستور ابوبكر نبوده، آن زماني كه آقاي ابوبكر لشکر اسامه را راهي كرد با اين‌كه در آن زمان همه گفتند لشکر الان اگر برود مخالفين مي‌ريزند و مدينه را اشغال مي‌كنند، يعني بعد از اين‌كه قبيله‌‌اي را كشتند گفتند براي جنگ با رومي‌ها برويد،‌ آن موقع كه رفتند شهر مدينه خالي شد دارند كه اميرمؤمنان عليه السلام نيمه شب شمشير به دست گرفتند در كوچه‌هاي مدينه مي‌چرخيدند و همين كه به مخالفين خبر رسيد كه حضرت علي عليه السلام در كوچه‌هاي مدينه مي‌چرخد جرأت حمله را به خود راه ندادند اين هم به دستور كسي نبود، اين براي حفظ زن‌ها و بچه‌هاي مسلمانان در مدينه بود كه اين را خودشان نقل كردند و شيعه همچين چيزي ندارد. پس هيچ جا ندارد كه حضرت علي عليه السلام براي خلفاء به جنگ رفته باشند. 

مجري:

البته در كتب اهل سنت و كتب وهابي‌ها ابن تيميه در مجمع الفتاوي و همچنين آقاي ذهبي همچين عباراتي را دارد تصحيح كرده‌اند

وجميع الحروب التى حضرها على رضى الله عنه بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه وسلم ثلاثة حروب الجمل وصفين وحرب أهل النهروان 

مجموع الفتاوى  ج 4   ص 493 ، اسم المؤلف:  أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

تمام جنگ‌هايي كه حضرت علي عليه السلام شركت كرده 

اين را تصريح كرده‌اند كه اميرالمؤمنين عليه السلام فقط اين 3 جنگ را داشته‌اند و در جنگ ديگري شركت نكرده‌اند كه هم سوال شيعه گرامي و اهل سنت عزيز بود كه تماس گرفته بودند. 

استاد فرمودند كه شما شبكه‌هاي وهابي و اهل سنت را معرفي كنيد تا مردم بدانند. در اين خصوص توضيح دهيد. 

استاد ابوالقاسمي:

همه مي‌دانند كه شبكه ماهواره‌اي داشتن هزينه بسيار زيادي مي‌‌خواهد و طبيعتاً اهل سنت حكومت خاصي در اختيار ندارند، الان چند كشور هستند كه عموماً كشورهاي يا سلفي و يا وهابي هستند و آن‌ها بودجه‌هاي شبكه را تأمين مي‌كنند، لذا غالب شبكه‌ها شبكه‌هاي وهابي است جز دو سه شبكه كه اين شبكه‌ها با اهل سنت مصر و جنوب آفريقا مرتبط است يكي شبكه الازهر است دو تا هم شبكه صوفي است كه اسمش را فراموش كرده‌ام كه اين شبكه‌ها معروف هم هستند و يك بند علماي اهل سنتي كه گرايش صوفي دارند مي‌آيند و وهابيون را رسوا كرده‌اند و دو سه مناظره هم در اين شبكه‌ها رخ داد كه فاتحه وهابيون در اين مناظرات خوانده شد، اهل سنت شبكه فارسي ندارند چون اگر عربستان پول بدهد بايد شبكه وهابي شوند، البته استاد آيت الله قزويني فرمودند كه آيت الله مكارم فرمودند كه ما حاضر هستيم هزينه را تأمين كنيم كه اهل سنت يك شبكه داشته باشند، اگر واقعاً يك شبكه سني باشد حاضر به كمك هستيم. 

مجري:

فرمودند كه بين لباس روحانيون شيعه و اهل سنت تفاوت است و اين تفاوت از كجا منشأ مي‌گيرد و لباسي كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌پوشيدند به چه صورت بوده است. 

استاد ابوالقاسمي:

فرق اساسي بين لباس شيعه و اهل سنت نيست اگر شما دقت كنيد علماي شيعه و علماي اهل سنت هر دو عمامه به سر مي‌گذارند، بيشتر مدل عمامه فرق مي‌كند، البته جديداً بعضي‌ها به خاطر ارتباطاتي كه داشته‌اند كت و شلوار و كروات مي‌زنند كه ما اين را قبول نداريم كه بعضي از علماي اهل سنت كشورهاي ديگر اين كار را مي‌كنند، اما اين‌كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم عمامه به سر مي‌گذاشتند مسلم است اتفاقاً يك شب در برنامه قضاوت با شما كلاً همين را مطرح كردم و روايات اهل سنت در باب استحباب عمامه را آوردم كه چقدر عمامه مستحب است حالا با رنگ‌هاي مختلف، چه مشكي چه سفيد و ديگر رنگ‌ها، كه البته ما شيعيان عمامه مشكي را علامت سيادت مي‌دانيم و عمامه سفيد نمادي براي كساني شده است كه سيد نيستند، ولي اجباري هم نيست در ديگر كشورها باشد عمامه هر رنگي كه بخواهند مي‌گذارند و حتي در ايران بعضي از علماي اهل سنت را ديدم كه عمامه آبي يا سبز سرشان بود. پس يك بحث عمامه است، بحث دوم جبه است يا لباسي كه شبيه به لباسي است كه تن ما هست، اين را هم شيعه و هم اهل سنت مي‌پوشد و يك لباس رايج است و در زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم هم مرسوم بوده كه حضرت جبه تنشان مي‌كردند و از ائمه عليهم السلام هم رسيده است. جالب اين جاست كه در مورد وصف لباس امام زمان عجل الله تعالي فرجه شريف كه اهل سنت اين را نقل كردند نه شيعه، همان عبارتي است كه آقاي حسن العراقي در كتاب الطبقات الكبري، كه به عنوان بزرگ اهل سنت در زمان خودش بود يعني تقريباً 90% اهل سنت در زمان او شاگرد او بودند، الطبقات الكبري،‌ آقاي شعراني، راجع به آقاي سيدي حسن العراقي صحبت مي‌كند كه اين آقا مي‌گويد كه من مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف را ديدم

وكانت عمامته كعمامة العجم 

الطبقات الكبرى للشعراني  ج 1   ص 475، اسم المؤلف:  أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد بن علي المعروف بالشعراني الوفاة: 973هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ-1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خليل المنصور

عمامه حضرت عمامه عجمي بود

عمامه غير عجمي همان عمامه‌‌اي است كه مصري‌ها و سوري‌ها و اردني‌ها بر سرشان مي‌‌گذارند كه يك كلاهي است كه دور آن پارچه‌اي مي‌پيچند كه به آن عمامه غير عجمي مي‌گويند، عمامه عجمي به عمامه ما ايراني‌ها مي‌گويند، مي‌گويد بر سر حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف يك عمامه عجمي بود

وعليه جبة من وبر الجمال 

الطبقات الكبرى للشعراني  ج 1   ص 475، اسم المؤلف:  أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد بن علي المعروف بالشعراني الوفاة: 973هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ-1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خليل المنصور

حضرت يك جبه‌‌اي هم داشتند ‌از پشم شتر

مثل همين عباي ما، پس ظاهر مي‌شود ظاهر يك روحاني شيعه، حتي راجع به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه شريف آن علماي سني كه مي‌گويند حضرت را ديده‌اند با اين چهره ديده‌اند، اما متأسفانه در همان برنامه هم عرض كردم ما روايت داريم كه پارچه بر سر انداختن مستحب براي سرويس بهداشتي است، فقط يك جا مستحب است كه انسان پارچه بر سرش بيندازد اين وهابيون فكر مي‌كنند كه همه جا سرويس بهداشتي است نه اينطور نيست، چيزي كه براي آن جاست در همه جا و چيزي كه براي همه جا مستحب است سرشان نمي‌گذارند، اين چه كاري است كه شما انجام مي‌دهيد واقعاً همه سنت‌ها را تغيير مي‌دهند حتي ظاهري كه در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مرسوم بوده است، لباس‌هاي تا وسط ساق، خود پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اينطور لباس نمي‌پوشيده، اصلاً پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين را جزو علائم خوارج مطرح كردند كه از عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله و نقل مي‌كنند كه افرادي هستند كه اگر آن‌ها را ديديد بكشيد، علامت آن‌ها اين است كه سبيلشان تراشيده است ريش‌هايشان بلند است و لباس‌هايشان را تا وسط ساقشان مي‌گيرند، چرا وهابي‌ها اينطور لباس مي‌‌پوشند پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم كه اينطور نبودند، 

مجري:

استاد آقاي عريفي ظاهراً فتوا داده‌اند كه واجب است اندازه لباس اين قدر باشد. 

استاد ابوالقاسمي:

اگر گفته كه خودش مي‌داند اين فتواها از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم نرسيده از خودشان رسيده است. 

مجري:

برادر عزيز ديگر آقاي محمد از خواف فرمودند كه چرا سريال افسانه عمر با آن چه كه در كتاب‌ها آمده است تفاوت دارد و بعد هم فرمودند كه هدف اينها اختلاف انگيزي و ... است

استاد ابوالقاسمي:

اگر اين سريال با كتاب‌ها موافقت داشت ما تعجب مي‌كرديم، شما فرض كنيد آن رواياتي كه اهل سنت در مورد رسول خدا صلي الله عليه و آله دارند، يك فيلم طبق آن روايات درست شد كه همان فيلم موهني بود كه اروپايي‌ها بر ضد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درست كردند كه متأسفانه ما هيچ كدام را قبول نداريم و رد مي‌كنيم حتي اگر در بخاري باشد اما وهابيون قبول دارند، اگر چه اهل سنت از يك سو مي‌گويند كه ما بخاري و مسلم را كامل قبول داريم اما به اين روايت كه مي‌رسند مي‌گويند كه ما قبول نداريم اما بر عكس وهابيون مي‌گويند كه ما بخاري و مسلم را قبول نداريم به اين روايت كه مي‌رسند مي‌گويند قبول داريم يعني واقعاً ضد اهل سنت عمل مي‌كنند، اگر بخواهند كه طبق روايات عمل كنند كه فيلم موهن مي‌شود، حالا فرض كنيد كه بخواهند طبق رواياتشان ازدواج عمر با ام كلثوم را درست كنند چه مي‌شود؟ حضرت علي عليه السلام يك دختري را زينت كند و پيش عمر بفرستد زبانم لال عمر هم دامن دختر را بالا بزند و به ساق پاي او نگاه كند واقعاً مي‌توانند اين را به عنوان زندگي عمر و حضرت علي عليه السلام نشان دهند؟‌اگر بخواهند واقعاً آن چيزي كه در تاريخ‌شان به عنوان تاريخ خليفه دوم آمده بايد فيلم موهن درست كنند شبيه همان كه آمده، لذا ما يقين داشتيم كه اين فيلمي چيزي است كه با روايات آن‌ها قابل تطبيق نيست.

مجري:

آقاي خياط محمدي راجع به بحث شعر مولانا فرمودند و اين‌كه اينها مي‌گويند تمام شعراي ايران زمين سني بودند و ظاهراً علاقه‌اي به اهل بيت عليهم السلام نداشتند، وقتي اينها حمايت مي‌كنند يعني مي‌خواهند همچين مضموني را از آن برداشت كنند.

استاد ابوالقاسمي:

من يك عبارت از فردوسي براي شما مي‌خوانم كه شما خودتان راجع به ايشان حكم كنيد كه آيا واقعاً شيعه است يا سني، يك چيزي هم كسي در جايي گذاشته كه خيلي جالب است علي در ادبيات فارسي، در اينجا بسياري از شعرها را آورده است كه به هيچ وجه قابل مقايسه با آن چيزي كه اهل سنت نسبت به آن قائل هستند نيست

اگر چشم داري به ديگر سراي / به نزد نبي و علي گير جاي

كه در بعضي نسخه آمده كه به نزد نبي و وصي گير جاي

گرت زين بد آيد گناه من است / چنين است اين دين و راه من است

برين زادم و هم بر اين بگذرم‌ / چنان دان كه خاك پي حيدرم

دلت گر به راه خطا مايل است / تو را دشمن اندر جهان خود دل است

نباشد جز از بي پدر دشمنش / كه يزدان به آتش بسوزد تنش

هر آن كس كه در جانش بغض علي‌ست / از او زارتر در جهان زار كيست

اين را آقاي فردوسي گفته است آيا واقعاً مي‌شود فردوسي با اين شعرش سني بوده است، اگر بگويند سني است يك مدرك بر اين است كه دشمنان حضرت علي عليه السلام حرام زاده هستند به كتب اهل سنت اضافه مي‌شود، اگر بگويند كه شيعه است خودشان جواب خودشان را داده‌اند. يك شعر از مولوي مطرح كنم كه خيلي معروف است

بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست / بگشاي لب كه قند فراوانم آرزوست

در آخر اين شعر مي‌گويد زين همرهان سست عناصر دلم گرفت. همره به عربي مي‌شود صاحب كه جمع آن مي‌شود اصحاب، زين همرهان سست عناصر دلم گرفت از اين اصحاب سست عنصر خسته شدم، شير خدا و رستم دستانم آرزوست، شير خدا اميرالمؤمنين است يك كسي كه مي‌گويد اصحاب سست عنصر هستند شير خدا حضرت علي عليه السلام را مي‌خواهم، اين شيعه است يا سني؟ ما نمي‌دانيم كه اينها چطور و با چه رويي اينها را به خودشان مي‌بندند، اگر هم شعرهاي اينها در مدح خلفاء ثابت شود به نفع ما مي‌شود چون مي‌گوييم اول سني بودند بعد شيعه شدند، اگر اين را هم بگويند ما در اين قضيه ضرر نكرديم. 

مجري:

تماس بعدي آقاي موسوي بودند، ايشان كه با شبكه كلمه تماس گرفتند من برنامه را ديدم يك انتقاد خيلي كوچك داشتند كه شما فقط نقاط منفي را مي‌گوييد ممكن است كه ما نقاط منفي هم داشته باشيم شما چرا فقط اين را مي‌گوييد، آقاي هاشمي بعد از اين‌كه ايشان را قطع كرد تا جايي كه در ذهنم هست اينطور گفت براي اين‌كه اين جلوي تنفر مردم را از اين تماس بگيريم مجبور هستيم كه شما را قطع كنيم كه اين برخوردشان با آقاي موسوي بود. 

استاد ابوالقاسمي:

شبكه‌هاي وهابي به قول معروف اگر يك خصلت خوب داشته باشند مثل سگ به صاحبشان وفادار هستند از عربستاني‌ها پول مي‌گيرند از قطري‌ها پول مي‌گيرند و به آنها وفادار هستند اصلشان را البته فراموش كرده‌‌اند اما از اين جهت خوب به آن‌ها وفادار مانده‌اند. استاد ما آقاي طبسي مي‌فرمودند كه يكي از وهابي‌ها در زمان جنگ صدام با كويت پيش ما آمد آن زمان جنگ صدام با كويت و عربستان، كويتي‌ها خيلي از صدام شاكي بودند قبل از آن خيلي مي‌گفتند صدام صدام چون با شيعه‌ها مي‌جنگيد بعد از آن خيلي شاكي شدند، گفتند در مكه بودم كه يكي از اينها آمد شروع كرد گفتم برادرتان چطور است؟ گفت منظور از برادر چه كسي است گفتم صدام گفت صدام برادر ما نيست، گفتم برادر هم كه نباشد خوب امانت‌دار است،‌گفت يعني چه كه امانت‌دار است، گفت آن موشك‌هايي كه شما به او داديد به خودتان برگرداند. حالا اين آقاي هاشمي و امثالهم هم آن چيزهايي كه از عربستان گرفته‌اند خوب وفادار مانده‌اند كه به قول معروف دوستي خاله خرسه است، چون با اين كاري كه كردند همه ايراني‌ها را از وهابي‌ها زده كردند، آن جسارتي كه آقاي سجودي به سيد الشهداء عليه السلام كرد آن جسارتي كه آن شخص آلماني به صديقه طاهره سلام الله عليها كرد آن جسارتي كه حيدري به تمام زن‌هاي شيعه كرد، مشخص است كه با اين كارشان همه شيعه‌ها از وهابيون زده شده‌اند و اينها خواستند كه خوب وفادار بمانند ولي دوستي خاله خرسه براي وهابيون شد. 

خانم مرادي از اصفهان (شیعه)

آيا در صدر اسلام زنان و دختران هم جزو صحابي حساب مي‌شدند يا خير؟ اين‌كه اينها صبح تا شب در خانه بودند جواب قانع كننده‌‌اي نيست چون بالاخره اسلام آزادي‌هايي به زن‌ها داده بود، و بعد از وفات پيامبر از خانم‌ها حمايت مؤثر از اميرالمؤمنين داشتيم يا خير؟ 

آقاي بلوچ از چابهار (اهل سنت)

از شما برادران عزيز تقاضا دارم كه شما از كارشناسان اهل تسنن بيشتر استفاده كنيد كه اين آقايوني كه در خارج از آب گل آلود ماهي مي‌گيرند رويشان كم شود، بالاخره ما هم بفهميم كه وهابي چه كسي است اهل تسنن چه كسي است

آقاي بهادري از كرج 

سريال جناب عمر كه پخش مي‌شود فكر مي‌كنم كه نويسندگان و تاريخ نگاران ما در مورد عمر خيانت در تاريخ كرده‌اند چون هيچ فضيلتي از جناب عمر در كتاب‌ها نوشته نشده ولي اين فيلم همه‌اش سراپا فضيلت جناب عمر است و اين شكلي كه از جناب عمر ساخته‌‌اند با آن خيلي فرق مي‌كند، 

يكي ديگر اين‌كه به مطلبي برخوردم كه سبح نامي از جناب خليفه دوم در مورد قرآن سوالي داشتند كه مي‌خواستند از ايشان بپرسند كه كه ايشان با تركه درخت خرما به جان اين بنده خدا افتاد و صورت و بدن او را خيلي زخمي كرد، ايشان گفت كه ول كنيد خر ما از كرگي دم نداشت اصلاً سوال نداشتم فقط بگذاريد كه من بروم.

ديگر اين‌كه در حديثي در صحيح بخاري، ص 220 ، روايت 1269 ، روايت از ابن عمر است كه مي‌گويد پدر عبدالله بن عبيد منافق بوده خدمت رسول خدا مي‌آيد و مي‌گويد كه پدرم در حال مردن است درخواست كرده كه شما پيراهن مباركتان را بدهيد كه ما آن را در كفن او قرار دهيم، رسول خدا فرمودند هر وقت پدرت به رحمت خدا رفت به من خبر بده كه من بر جنازه او نماز بخوانم وقتي خبر دادند كه ايشان فوت شده رسول خدا به نماز ايستادند پيراهن را هم آورده بودند، جناب عمر از پشت صف‌ها را به شدت باز كرد و پيراهن را چنان از دست پيغمبر كشيدند و گفتند كه براي چه مي‌خواهي بر منافق نماز بخواني، كه رسول خدا فرمودند كه يا عمر من را رها كن،‌ اين را مي‌خواستم كه جناب ابوالقاسمي توضيح دهند. 

مجري:

سراغ پاسخ‌ها مي‌رويم، خانم مرادي از اصفهان پرسيدند كه خانم‌ها هم جزو صحابه به حساب مي‌آيند يا خير. 

استاد ابوالقاسمي:

قطعاً زن‌ها هم جزو صحابه به حساب مي‌آيند و يكي از زن‌هايي كه ما خيلي براي او اجر و قرب قائل هستيم اسماء بنت عميس همسر آقاي ابوبكر بوده كه شيعيان او را به عنوان يكي از شيعيان صحابيات شيعه اميرمؤمنان مي‌شناسند و از او تجليل مي‌كنند و گروه زيادي از زن‌ها بودند كه به عنوان صحابيه به حساب مي‌آمدند و در كتاب‌هاي شيعه هم از آنها اسم آمده روايت هم از آنها نقل شده اما جايگاه آن‌ها؛ در زمان قبل از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اينها هيچ جايگاهي نداشتند و حتي زن‌ها را زنده به گور مي‌كردند، در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم خواست يك مقدار غيرت ايجاد شود و پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند كه نبايد غيرت بيش از حد داشته باشيد مثلاً روايتي در سنن ابن ماجه است از سالم از ابن عمر كه پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود

لاَ تَمْنَعُوا إِمَاءَ اللَّهِ أَنْ يَأْتِينَ أو قال يُصَلِّينَ في الْمَسْجِدِ 

مسند أحمد بن حنبل  ج 2   ص 36، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

مانع زن‌ها نشويد كه در مسجد بيايند و نماز بخواند

پسر ابن عمر گفت كه نخير من نمي‌گذارم خيلي عصباني شد گفت من به تو از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم روايت نقل مي‌كنم تو مي‌گويي كه من نمي‌گذارم، متأسفانه الان در ايران عموم مساجد اهل سنت جز تك و توك بخش زنانه ندارد، در زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم طبق روايت بخاري و مسلم در مسجد مي‌آمدند و حضرت مي‌گفتند كه بگذاريد بيايند و آن‌ها را نهي نكنيد، ولي متأسفانه اين جايگاهي است كه در اين روايات براي زن ترسيم شده است، و روايت‌هاي ديگري هم هست كه واقعاً زشت است اين‌كه زن مثل سگ سياه يا خوك مي‌ماند كه در شبكه كلمه يكي زنگ زد و گفت اين چه روايتي است كه در مورد جايگاه زن در صحيح بخاري داريد گفت اتفاقاً ما زن را خيلي تجليل كرديم، گفت چطور، گفت اين‌كه وقتي زن از جلوي يك انسان رد شود اين قدر لطافت دارد كه حواس انسان پرت مي‌شود، گفت سگ سياه و خوك چه؟ آن‌ها هم لطافت دارند؟ آقاي هاشمي گفت فعلاً قطع كنيد تا ما بعد به جوابشان برسيم و بعد هم نرسيدند. اين چه جوابي است كه مي‌دهيد اين روايت باطل است همان طور كه از عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرديد كه

ان عَائِشَةَ قالت جَعَلْتُمُونَا بِمَنْزِلَةِ الْكَلْبِ وَالْحِمَارِ

مسند أحمد بن حنبل  ج 6   ص 125 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

شما ما را مثل سگ و خوك قرار داديد

پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين كار را نمي‌كرده، اين روايت‌هاي دروغ را در كتاب‌هاي شما به اسم صحابه مطرح كرده‌اند كه جاي تأسف دارد. 

مجري:

آقا بلوچ از چابهار از عزيزان اهل سنت فرمودند كه از علماي اهل سنت در برنامه بيشتر بياوريد تا مشخص و واضح شود و اين‌كه رابطه شيعيان با اهل سنت بهتر است و وهابي‌ها رسوا شوند.

استاد ابوالقاسمي:

در برنامه‌هاي مختلف از عزيزان اهل سنت آمده‌اند در برنامه سراب وهابيت استاد روستايي و عباسي از علماي اهل سنت دعوت مي‌كنند. 

مجري:

آقاي بهادري كه از هنرمندان عزيز كشورمان هم هستند دو تا مطلب مطرح كردند يكي اين‌كه سريال افسانه عمر پر از فضيلت‌هاي خليفه دوم است و اينها فضيلت با سند صحيح در كتبشان ندارند، كه در اين خصوص در شبكه ولايت كاملاً توضيح داده شده است 

پرسيدند بحث رفتار خليفه دوم با نبي مكرم اسلام كه در صحيح بخاري آمده، ايشان كه نماز مي‌خواندند خليفه دوم پيراهنشان را گرفتند و به شدت كشيدند.

استاد ابوالقاسمي:

اينكه راجع به ماجراي صبیغ اول پرسيدند، ماجراي صبیغ را در بسياري از كتاب‌ها با سندهاي متعدد نقل كرده‌اند و خودشان هم گفته‌اند كه سند آن هم صحيح است كه به نظرم در كتاب البدأ ابن وضاح بود كه صبیغ يك جواني بود كه براي مردم قرآن مي‌خواند بعد مي‌گفتند اين آيه كه، خواندم تأويلش چه چيزي است و مقصودش چه كسي است در مورد چه كسي نازل شده و همين كه راجع به فهم قرآن سوال شد آقاي عمر مي‌گفت او را بزنيد، در الذخيرة اينطور نقل مي‌كند كه عمر گفت او را بگيريد او را گرفتند، گفت راجع به الزاريات و النازعات مي‌پرسي

 فضربه عمر .. عنه بجريد النخل حتى أدمى جسده كله ثم حبسه حتى كاد يبرأ فضربه وسجنه فعل ذلك مرارا فقال يا أمير المؤمنين إن كنت بريد قتلي فأوجز وإن كنت تريد الدواء فقد بلغ الدواء مني 

الذخيرة  ج 12   ص 121، اسم المؤلف:  شهاب الدين أحمد بن إدريس القرافي الوفاة: 684 ، دار النشر : دار الغرب - بيروت - 1994م ، تحقيق : محمد حجي

گفت با شاخه‌هاي خرما او را بزنيد، آن قدر زدند تا بدنش خون آلود شد بعد او را حبس كردند، نزديك شد كه بدنش خوب شود دوباره گفت او را بگيريد و بزنيد دفعه دوم و سوم، چند دفعه با او اين كار را كردند تا جايش خوب مي‌شد دوباره او را مي‌زدند مي‌خواهي بكشي بكش و تمام كن، اگر مي‌خواهي درمان كني بگذار درمان شوم

يا در جاي ديگر مي‌گويد

 فقد والله ذهب ما كنت أجد في رأسى 

تفسير القرطبي  ج 4   ص 15، اسم المؤلف:  أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671 ، دار النشر : دار الشعب - القاهرة

هر چه كه در مغزم بود پاك شد و ديگر هيچ چيز ندارم و تمام شد

گفت او را ول كنيد هيچ كس حق ندارد با او بنشيند و با او صحبت كند، تا اين‌كه ابوموسي اشعري نامه فرستاد كه حالش خوب شده، كه آنجا گفت كه مشكلي ندارد و مي‌‌توان با او مجالست داشت. اين راجع به اين روايتي كه ايشان خواستند.

مجري:

روايت دوم هم كه راجع به برخورد خليفه دوم بود، در خصوص نماز خواندن كه ايشان پيراهن نبي مكرم اسلام را گرفت و كشيد كه چرا شما بر يك منافق نماز مي‌خواني.

استاد ابوالقاسمي:

آيه قرآن داريم كه

وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً 

سوره توبه آیه84

پيغمبر صل يعني درود بر او نفرست نه اين‌كه نماز نخوان، لذا ما شيعه‌ها مي‌گوييم كه نماز دو مدل است نماز بر مؤمن و نماز بر غير مؤمن، شما مي‌توانيد بر نماز مؤمن درود هم بفرستي، بر نماز غيرمؤمن كه نمي‌داني مؤمن است يا خير،‌ درود بر او نفرستي، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم گفته و لا تصل. در صحيح بخاري "باب الكفن في القميص الذي يكف" وقتي عبد الله بن عمر پدرش از دنيا رفت پسرش گفت يا رسول الله پيراهنش را بدهيد كه

 أُكَفِّنْهُ فيه وَصَلِّ عليه وَاسْتَغْفِرْ له... فلما أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ عليه جَذَبَهُ عُمَرُ ... أَلَيْسَ الله نَهَاكَ أَنْ تُصَلِّيَ .. أنا بين خِيَرَتَيْنِ قال ) اسْتَغْفِرْ لهم أو لَا تَسْتَغْفِرْ لهم إن تَسْتَغْفِرْ لهم سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ الله لهم

صحيح البخاري  ج 1   ص 427 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم هم لباس را دادند وگفتند وقتي كه خواستيد او را دفن كنيد بگوييد كه من هم بيايم ... وقتي خواستند نماز بخوانند عمر آمد گفت ... مگر خدا نگفته كه بر آن‌ها نماز نخوان حضرت فرمودند كه من بين الخيرتين هستم و بعد اين آيه را خواندند

كه اين در صحيح بخاري آمده است. 

مجري:

از شما متشكريم، ممنون كه باز با فرمايشات مستدل و مستند خود ما را آگاه فرموديد در مورد شناخت واقعي كه بايد داشته باشيم و آن نظري كه واقعاً اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام راجع به صحابه بزرگوار پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم داشتند.

يا علي مدد خدا نگهدار.

 


حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر