صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 29 بهمن 1392 تعداد بازديد: 2785 
دفاع از صحابه 3 - جواب به شبهه ارتد الناس بعد الرسول صلی الله علیه و آله وسلم
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 29/ 11/ 1392

مجري: 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با برنامه دفاع ازصحابه در خدمت شما هستيم. 

استاد ابوالقاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين اللهم صل علي محمد مصطفي و علي مرتضي و فاطمه الزهرا و الحسن الرضا و الحسين المصفي و جميع الاوصياء مصابيح الدجي صل علي من بيمنه رزق الوري و بوجوده سبتة الارض و السماء مولانا صاحب الزمان،

بنده هم خدمت شما و بينندگان عرض سلام و وقت به خير دارم و اميدوارم در هر کجا که هستند در ذل توجهات بقيه الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لترابه مقدمه الفداء زندگي با برکتي داشته باشند. 

مجري:

بخش ابتدايي بخش اخبار و مطالبي است در هفته جاري و روزهاي اخير اتفاق افتاده است. از استاد ابوالقاسمي درخواست مي‌كنيم كه بحث اين هفته را آغاز كنند.

استاد ابوالقاسمي:

خبري كه اين هفته باز براي بسياري از عزيزان سنگين بود از جنايات وهابيون دستگيري و گروگان گرفتن 5 نفر از سربازان ايراني بود كه واقعاً دل‌هاي همه ايراني‌ها و مسلمان‌ها را دردمند كرد. اين كاري كه انجام دادند آن‌قدر زشت بود كه صداي عزيزان اهل سنت ما نيز بلند شد و گفتند كه اين كار صحيح نبوده، البته بعضي از افراد كه در اين قضيه صحبت كردند ما اميد داشتيم كه بيشتر و بهتر صحبت كنند اين‌كه بگويند اين كار به چهره اهل سنت ضربه مي‌زند خير هيچ كس آن‌ها را سني نمي‌داند، اما اين‌كه اين كار حرام است در واقع اين كار افساد في الارض است و حكم افساد في الارض قتل است، چرا به جاي اين‌كه به اهل سنت بگوييد كه اين‌ها مفسد في الارض هستند بعد كشته شوند، واقعاً گروگان گيري مسلم است و حكم آن قتل است

إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا

سوره مائده آیه 33

يا اين‌كه اين‌ها بايد كشته شوند

يا اين‌كه حداقل تبعيد شوند و يا اين‌كه دست و پاي آن‌ها قطع شود، فقط همين مقدار كه اين كار حرام است خير، اهل سنت قطعاً اين را قبول ندارند و بايد برخورد بسيار بهتري از جانب كساني كه حداقل الان به عنوان بزرگان اهل سنت به حساب مي‌آيند در اين قضيه رخ دهد و ببينيم اين‌كه يك محك امتحان است اين‌ها چطور برخورد مي‌خورند چون بهانه‌اي براي بحث‌هاي سياسي در زمان فعلي ندارند. 

يكي از اخباري كه خبر ثابت بحث‌هاي روز است و همه اين خبر را مي‌دانند بحث جهاد نكاح است كه نمي‌شود هفته‌اي باشد و خبري راجع به جهاد نكاح نباشد. روزنامه عكاظ كه روزنامه رسمي عربستان است مي‌‌گويد يك تعدادي از انگلستان به خاطر عكس‌هاي وهابيون كه با تفنگ بوده گفته‌اند كه ما مي‌‌خواهيم به نكاح شما در بياييم

فتيات بريطانيات يتدفقن على سوريا للزواج من جهاديين

مثل مسابقه فوتبال كه تشويق مي‌كنند اين‌ها براي تشويق جهاد گرها به آن‌جا رفته‌اند كه يكي يكي با آن‌ها ازدواج مي‌كنند كه اسم هم بردند كه اين‌ها چطور آشنا شدند و چه اتفاقاتي افتاده است. اين خبر كه خبر ثابت و هميشگي همه خبرگزاري‌ها است. 

خبر ديگر بحث جناياتي بود كه وهابيون در منطقه نول و الزهرا بر ضد شيعيان انجام دادند و تعداد زيادي از كودكان آن‌جا را به شهادت رسادند كه بسيار دلخراش است. كودكان شيرخواره به شهادت رسيدند كه ما نمي‌دانيم اين‌ها را با چه حيواني قياس كنيم كه به حيوان جسارت نشود، واقعاً در اسلام آمده كه بر ضد كودكان چنين كارهايي انجام دهيد؟‌ خبر دردناكي است و واقعاً دل‌ها را ناراحت مي‌كند. آن هفته يك عكس و فيلم مختصر آمده بود كه اين هفته خبر را كامل پخش كردند كه واقعاً دلخراش است كه من نتوانستم آن را پخش كنم راجع به خفه كردن يك زن به جرم اين‌كه شيعه است يعني فقط و فقط مي‌گويد اين زن چون شيعه است بايد كشته شود اين چه ديني است كه شما داريد؟ 14 نفر را بعد از بازجويي به جرم شيعه بودن اعدام كردند كه همين روز قبل رخ داد.

اما اخبار ديگر در جهت ديگر راجع به اميد بخشي شيعيان در الجزاير كه تعداد شيعيان به شدت گسترش پيدا كرده هفته قبل فيلمي از مراسمات مذهبي شيعيان در الجزاير پخش شد، شيعيان مراسم‌هايشان را مخفي برگزار مي‌كردند، در هفته قبل مراسم رسمي‌شان كه صلوات را با آل فرستادند، يكي از علامت‌ها و فرق‌هاي بين شيعه و سني اين است كه صلوات را با آل مي‌فرستند مراسم روضه خواني عادي بود اما آن‌قدر سر وصدا كرده كه وهابيون گفته‌اند كه نه اين‌ها از كشورهاي ديگر جمع شده‌اند در كشور ما براي اين‌كه كشور ما را به هم بريزند نمي‌گويند وهابيون از كشورهاي ديگر در سوريه جمع شده‌اند براي از بين بردن آن‌جا، در كويت و جاهاي ديگر، حالا چند تا از الجزايري‌ها شيعه شدند و اين‌قدر براي اين‌ها سنگين است. البته سنگين نباشد همين چند هفته قبل بود كه آقاي عبدالله حيدري گفت كه تعدادي از فاميل‌هاي خود من شيعه شده‌اند، آقاي عبدالله حيدري كه مي‌گفت ممكن نيست انسان عاقلي برود و شيعه شود، يا بايد بگويي كه فاميل‌هايتان عاقل نبوده‌اند، البته خود شما را كه مي‌دانيم عاقل نبوده‌اند آن وضعيت پدر و مادر شما مشخص است. يا اين‌كه بگويي عاقل بودند و شيعه شدند كه براي شما ايجاد مشكل مي‌‌كند. 

هفته قبل خواستند كه يكي از ائمه جمعه را در استان سيستان و بلوچستان ترور كنند همين وهابيون كور دل كه بحمد الله نتوانستند،‌ آقاي عبد المجيد جهانگيري كه امام جمعه منطقه بزمان در سيستان بلوچستان بود را مي‌خواسستند ترور كنند كه ايشان بحمد الله نجات پيدا كردند اين يكي از خبرهايي بود كه اول نگران كننده بود بعد به خير گذشت. اما وهابيون فكر نكنند اين كارهايي كه مي‌كنند و اهل سنت در مقابل وهابيون سكوت كنند اتفاقي نمي‌افتد،

در اين هفته‌اي كه گذشت گفتند مفتي الازهر مفتي دماء است و كار ديگري كه انجام دادند گفتند ما از اين به بعد دولت اسلامي عراق و شام نداريم در كويت هم جمع شديم و مي‌خواهيم از كويت اين را به كل منطقه خليج منتقل كنيم، اخواني‌هاي كويت و همان وهابيون و سلفي‌هاي كويت گفتند شيخ الازهر مفتي خون ريزي است تا 2 هفته قبل از آن قرزاوي فتواي تكفير مي‌داد مي‌گفت همه را بكشيد حتي مي‌گفت به اسم يا حسين بكشيد هر كس كه يا حسين مي‌گويد بايد كشت، اين مفتي خون ريز نبود، وقتي كه شيخ الازهر كه عالم سرشناس اهل سنت است مي‌گويد خون ريزي‌ها بايد تمام شود و سلفي‌ها نبايد اين كارها را كنند مفتي خون ريز مي‌شود. خيلي براي ما جالب بود اين‌ها چطور به قضايا نگاه مي‌كنند چه كسي در عالم خون ريزي مي‌كند؟ درگيري‌ها را چه كساني انجام مي‌دهند؟‌

خبر بعدي اين‌كه داعشي‌هاي كويت گفتند ما كل منطقه خليج فارس را تبديل به جهنم خواهيم كرد و فكر نكنند كه اين‌ها در مقابل جنايات داعش در سوريه سكوت كردند حالا در سوريه مقداري سني و شيعه را كشتند تعداد زيادي شيعه بود در عراق هم همچنين، الان به كويت رفته‌اند و گفته‌اند كه ما الان 20 هزار نيرو آماده كرده‌ايم براي اين‌كه كل منطقه خليج، كه عكسي را كه ملاحظه مي‌كنيد كسي كه سمت راست ايستاده خودش را امام زمان هم مي‌داند كسي است كه گفت ما سر شيعه‌ها و آن سيد را بريديم و افتخار مي‌كرد، شافع العجيمي است و گفته كه ما به زودي كل منطقه خليج فارس را هم براي خودمان خواهيم كرد. حالا ديگر اهل سنت مي‌دانند كه قبلاً شبكه‌هاي اهل سنت مي‌گفتند كه اين‌ها سني هستند و به كمك اين‌ها بياييد. 

2 خبر ديگر باقي مانده ببينيد كه تفكرات وهابيون چطور است، شيخ احمد الاثير وهابي سرشناس لبناني كه به خاطر جنايات و بمب گزاري‌هايي كه در لبنان كرده فراري هم هست گفته آن چيزي كه ما اعتقاد داريم كه فلسطيني‌ها را مي‌گويد كه دروغ مي‌گويد، وضعيت طوري شده كه فلسطيني‌ها سر سيد حسن نصر الله را قبل از نتانياهو مي‌برند يعني اول مي‌خواهند او را بكشند بعد نتانياهو، بله مشخص است كه شما وهابي‌ها اين چنين هستيد، وهابي‌ها ارتباط تنگاتنگي با يهودي‌ها دارند، سابقه آن‌ها مشخص است نصب آل سعود به يهود خيبر مي‌رسد،‌ مشخص است كه شما اين چنين صحبت مي‌كنيد اين را شيعه نقل نكرده روزنامه القبس كويت نقل كرده است، كه كسي نگويد كه اين‌ها دروغ است. 

و آخرين خبر كه يك فيلم است، آقاي سديس كه مدتي امام جماعت در مسجد الحرام بود و قرائتش بسيار معروف است وهابي‌ها خيلي به او افتخار مي‌كنند و الان هم مسئول اداره كل مسجد الحرام و مسجد النبي است اين آقا هفته قبل يك سخنراني در دفاع از الجنادريه كرده، الجنادريه جشن هايي است كه همه ساله در عربستان سعودي به عنوان سالگرد تأسيس حكومت عربستان برپا مي‌شود، مي‌دانيد كه وهابي‌ها در رياض ريختند و اهل سنت را با سلاح و پول انگليسي‌ها كشتند و حكومت تشكيل دادند، ما براي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم جشن بگيريم بدعت است اين‌ها براي آل سعود جشن بگيرند اشكال ندارد، تكه هايي از آن را كوچك و مات كرديم و صدايش را هم خيلي پايين آورده‌ايم يك مقداري مشخص است كه معلوم شود كه چه كاري مي‌كنند، آقاي سديس گفته اين جشنواره دلالت بر فرهنگ اصيل اسلامي مي‌كند. اين كليپ را با هم مي‌بينيم. 

كليپ:

شيخ عبد الرحمن سديس، مسئول كل امور اداره مسجد الحرام و مسجد النبي: 

جشنواره الجنادريه ميراث فرهنگي ما است و دلالت بر فرهنگ اصيل عربي و اسلامي ما دارد!!!

(تصاوير جشن همراه با ساز و رقص) 

استاد ابوالقاسمي:

فرهنگ اصيل اسلامي به نظر وهابيون همين است، آقاي كلباني كه قبلاً يك مدت امام جماعت مسجد الحرام شده بود كه به او بلبل سعودي مي‌گفتند شخصيتي كه شيعيان را تكفير كرد، اين آقا يك مقداري از پس پرده را برداشته بود كه بعد از اين قضايا آن را برداشتند مطرح كرد كه من به شخصه خودم از موسيقي خيلي خوشم مي‌آيد موسيقي هم اشكالي ندارد و حلال است و گفت اين مفتي‌هايي هم كه مي‌گويند موسيقي و اين چيزها بد است در عربستان مي‌گويند بد است من خودم ديدم و خبر دارم كه وقتي از عربستان بيرون مي‌روند در جلسات ديسكو و ديگر جلسات شركت مي‌كنند، وقتي فرهنگ اصيل اسلامي باشد آقاي عبيكان رئيس قوه قضاييه عربستان عضو شوراي مشورتي عربستان كه جزو علماي سرشناس است چطور در آن جلسه آن‌قدر قشنگ مي‌رقصد كه فيلم آن هم پخش شد، بايد يك سابقه‌اي داشته باشند كه بتوانند، در عربستان ممنوع است جاي ديگر كه برايشان ممنوع نيست و حلال است. اين سديس است كه وهابيون اين‌قدر تعريفش را مي‌كردند، الجنادريه را همه مي‌دانند چيست سديس را هم همه مي‌دانند كه چه كسي است، خبر را هم سايت‌هاي خبري معروف خود عربستان گذاشته‌اند، جالب است من نظرات زير اين خبرها را مي‌خواندم از عربستان نظر گذاشته بودند كه آقاي سديس ما خيلي به شما احترام مي‌گذاريم اما لااقل كاش يك نفر مأمور نهي از منكر آن‌جا مي‌گذاشتيد كه خانم‌هايي را كه آن‌جا هستند كمي نهي از منكر كنند، اين فرهنگ اصيل اسلامي با اين خانم‌ها به بقيه جاها صادر نشود. پس دقت كنيد كه اين وهابي‌ها هر چه كه ادعا مي‌كنند دروغ است. 

مجري:

استاد اين حجاب خانم‌ها به چه دليلي بود؟ نقاب هم زده بودند و داشتند مي‌رقصيدند فلسفه اين حجاب چه چيزي است؟

استاد ابوالقاسمي:

شايد همين فرهنگ اصيل اسلامي است كه زن بايد با حجاب بيايد و جلوي مردها برقصد شايد اين اسلامي بودن آن باشد. 

مجري:

بخش اول را با هم ديديم، اما به سراغ موضوع برنامه مي‌رويم، ابتدا از استاد ابوالقاسمي درخواست مي‌كنم كه خلاصه‌اي از آن چه كه در هفته‌هاي گذشته فرمودند را بيان بفرمايند 

استاد ابوالقاسمي:

در هفته‌هاي قبل بر خلاف آن چه كه وهابي‌ها ترويج مي‌كند كه شيعيان صحابه را قبول ندارند هم از نهج البلاغه آورديم روايتي كه اميرمؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام كه مي‌فرمايند صحابه برادران عزيز من هستند و بعد خصوصيات صحابه را مي‌فرمايند به هر كس كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديد نمي‌توان صحابي گفت و مي‌فرمايند صحابي كساني است كه شب تا به صبح مشغول عبادت بودند و از ترس قيامت مانند انسان كه روي زغال ايستاده است به اين صورت هستند دائماً به خاطر ترسي كه از عِقاب دارند گريه مي‌كنند و اين چنين خصوصياتي دارند. از امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه كه خود وهابي‌ها گفته‌اند كه ما صحيفه را قبول داريم، نقل كرديم كه اصحاب را مدح مي‌كنند ولي مي‌گويند اصحاب كساني هستند كه تمام دستورات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را بلافاصله انجام مي‌دادند و در جنگ‌ها فرار نمي‌كردند، اين‌ها خصوصيات صحابه بوده، امام صادق عليه السلام فرمودند صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم 12 هزار نفر بودند كه عقيده تمام آن‌ها صحيح بود اصل عقيده مشكلي نداشت، امام كاظم عليه السلام با سند صحيح گفتند خدا فلاني را لعنت كند كه او فتاوايي كه صحابه مي‌دادند رد مي‌كرده، ما تا اين حد براي صحابه ارزش قائل هستيم. صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم كه آن را تعريف كرديم هر كس كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده ايمان به حضرت داشته و با ايمان هم از دنيا رفته، چون ما مثل اهل سنت قائل نيستيم كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم علم غيب نداشته باشد، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم علم غيب داشت و مي‌فرمود فلاني با ايمان از دنيا رفت براي حضرت مشخص بود، ولي وهابي‌ها نمي‌توانند همچين حرفي را بزنند. لذا امام رضا عليه السلام فرمودند هر كس صحابي يك پيغمبري را نه تنها پيغمبر ما، به صحابي هر پيامبري جسارت كني بايد شلاق بخورد، و علماي ما به اين فتوا داده‌اند. همچنين علماي ما از قدما تا الان كلمات آن‌ها را مطرح كرديم كه مي‌فرمودند ما به دنبال شفاعت اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هستيم آرزوي شفاعت اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را داريم ما به هيچ وجه كسي را كه ثابت شده كه صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است سب نمي‌كنيم و اين را حرام مي‌دانيم. عبارت ديگر؛ اصلاً يكي از اسباب تقرب به خدا را محبت صحابه مي‌دانيم و عبارت ديگر كه باز از علماء مطرح كرديم اين بود كه ما حتي صرف ديدن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را هم يك فضيلت مي‌دانيم اگر چه نمي‌گوييم كه اين فضيلت موجب مي‌شود كه آن شخص آدم خوبي شود اگر شخصيت خوبي شد مي‌گوييم فضيلت چند برابر خواهد داشت اگر نه مي‌گوييم اين شخص با وجود اين‌كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده دچار مشكلات شده است و بعد عبارتي از آيت الله سبحاني مطرح كرديم كه عقلاً محال است ما محبت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را داشته باشيم و دشمن صحابي طبق تعريف شيعه باشيم، عقلاً نمي‌شود، اصلاً هر كس همچين حرفي بزند به عقلش مراجعه نكرده است. اين كلمات مراجع و بزرگان ما از دوران گذشته تا الان در مورد صحابه بود. همچنين عرض كرديم علماي ما در كتب رجالشان تعداد زيادي از صحابه را جزو كساني كه ما روايات آن‌ها را قبول مي‌كنيم مطرح كرده‌اند. اين خلاصه بحث هايي بود كه مطرح كرديم. 

مجري:

مي‌خواستيم بدانيم نظر اهل بيت راجع به نظريه‌اي كه اهل سنت راجع به صحابه دارند چه چيزي است، چون قاعدتاً اهل سنت خودشان تعريف خاصي از صحابه دارند هر چند تفاوت‌هاي زيادي هم بين تعريفشان بود اما نظر اهل بيت راجع به اين نظر اهل سنت در مورد صحابه چه بوده است. 

استاد ابوالقاسمي:

در كتاب شريف كافي روايتي است كه علماي ما تصريح كرده‌اند كه اين روايت يا صحيح است يا حسن البته نظرات علماي فعلي عموماً مي‌‌گويد كه اين روايت صحيح است، علي بن ابراهيم از پدرش از حماد بن عيسي از ابراهيم بن عمر اليماني از ابان بن أبي عياش از سليم بن قيس، سليم بن قيس مي‌گويد كه من خدمت اميرمؤمنان عليه السلام عرض كردم آقا جان من از سلمان مقداد ابوذر مقداري از تفسير قرآن شنيده‌ام، احاديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيده‌ام،

غير ما في ايدي الناس

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 62

اما دست عموم مردمي كه مي‌بينم اين‌ها نيست

بعد سراغ حرف‌هاي شما مي‌روم مي‌‌بينم شما هم حرف‌هاي آنها را تصديق مي‌كنيد، در دست مردم مقدار زيادي از تفسير قرآن و روايات است كه شما با آن مخالفت مي‌كنيد و گمان داريد كه كل اين‌ها باطل است آيا اعتقاد داريد كه همه مردم به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم دروغ مي‌بندند، مردم عمداً قرآن را تفسير به رأي مي‌كنند؟ حضرت يك نگاهي به من كردند و گفتند سوال پرسيدي خوب گوش بده جواب را بفهم، در دست مردم حق هست باطل هم هست راست هست دروغ هم هست ناسخ هست منسوخ هم هست عام هست خاص هم هست محكم هست متشابه هم هست حفظ هست وهم هم هست، يعني بعضي حرف‌ها را كامل حفظ كرده‌اند بعضي‌ها بعضي كلمات از يادشان رفته است،

و قد كذب علي رسول الله صلي الله عليه و آله علي عهده حتي قام خطيبا

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 62

در زمان خود پيامبر بر حضرت دروغ بستند تا اين‌كه پيامبر سخنراني كرد

گفت مردم تعداد زيادي هستند كه من دروغ مي‌بندند در زمان خود پيامبرص ، هر كس بر من دروغ ببندد جايگاهش آتش جهنم است. پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم كه از دنيا رفت هم به حضرت دروغ بستند، تا اين‌جا چه ربطي به صحابه دارد؟ سه خط پايين‌تر؛ حضرت مي‌فرمايد اين احاديث و تأويل‌هاي آيات و روايات كه بر شما مي‌آيد 4 حالت بيشتر ندارد ليس لهم خامس، بعضي از مردم منافق بودند اظهار ايمان مي‌كردند، تظاهر به اسلام گناه هم نمي‌دانست و براي خودش سخت نمي‌دانست كه بر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم دروغ ببندد اگر مردم هم مي‌دانستند كه اين شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمي‌كردند، ولي ناس يعني كساني كه طرفدار ما نيستند مردم تعريفشان از صحابي شامل منافق كذاب هم مي‌شود، كلام اميرمؤمنان عليه السلام است كلام من نيست،

قالوا هذه قد صحب رسول الله و رآه و سمع منه؛

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

يعني مسلمان است پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده مسلمان است از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم شنيده.

دقيقاً تعريف بخاري همين است، احمد بن حنبل هم همين تعريف را دارد. اميرمؤمنان عليه السلام مي‌گويد اين‌ها خبر نداشتند كه اين‌ها در باطن منافق هستند ظاهر را مي‌ديدند مي‌گفتند اين مسلمان است كنار پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم بوده ظاهرش هم خوب است اما در باطن من علي عليه السلام مي‌دانم كه اين‌ها چه كساني هستند، اين‌ها منافق هستند و از دروغ بستن بر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم هيچ ابايي ندارند. شما از اين واضح تر از كلام اميرمؤمنان عليه السلام مي‌خواهيد، سند آن هم صحيح است.

وأخذوا عنه ، وهم لا يعرفون حاله

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

از او روايت را گرفته‌اند خبر ندارند كه اين چه حالتي دارد

واقعيت او را نمي‌داند، ما به اهل سنت همين را مي‌گوييم عزيزان ما قبول داريم كساني را كه به عنوان صحابه مي‌شناسيد مي‌گوييد اين شخص پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده مسلمان بوده به خاطر ديدن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم احترام دارد اما اميرمؤمنان عليه السلام مي‌فرمايند شما واقعيت حال اين‌ها را هم مي‌دانيد؟ بله شما حرف‌هايشان را قبول مي‌كنيد، الان در كتب اهل سنت قاعده است كه هر كسي كه پشت اسمش صحابي گفته شود يعني فقط يكي از علماي اهل سنت بگويد كه اين صحابي بوده اين آقا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده اين آقا از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شنيده ولو ندانيم كه در كل عمرش چه كارهايي كرده هر چيزي كه از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم گفت قبول مي‌شود. اصلاً روايت به يك آدم مجهول برسد فقط بگويند كه اين آدم مجهول صحابي بوده كفايت مي‌كند، اصلاً اين آدم مجهول است و اسمش هم نيامده مي‌گويد

عن رَجُلٍ من أَصْحَابِ النبي صلى الله عليه وسلم

صحيح البخاري  ج 4   ص 1652 ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

از يك نفري از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم 

 اين آقا از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم چه كسي بوده؟ و هم لا يعرفون حاله، چقدر زيباست اگر اين روايات را كنار قواعد رجال اهل سنت بگذاريم، ما با كسي دعوا نداريم مي‌خواهيم ببينيم كه دين و روايات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را از چه كسي بايد بگيريم، ما كه اين همه وقت اين‌ها را مطرح مي‌كرديم مي‌گفتند شما الكي مي‌گوييد شما با صحابه دشمني داريد ما با صحابه دشمني نداريم اميرمؤمنان عليه السلام براي گرفتن روايت به ما اين قاعده را داده است فرمودند اگر اسم كسي در كتب رجالي صحابي بود گفتند اين پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده و شنيده اين فايده ندارد، اين را اميرمؤمنان عليه السلام به ما ياد داده‌اند به ما حق بدهيم كه قبول نكنيم،

و قد اخبره الله عن المنافقين بما اخبره و وصفهم بما وصفهم قال عز وجل : " وإذا رأيتهم تعجبك أجسامهم وإن يقولوا تسمع لقولهم

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

خدا به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم خبر داده بود كه منافق در بين اصحابش است و توصيفات عجيبي هم برايشان كرده است خدا گفته: نگاهشان مي‌كنيم ظاهرشان خوب است حرف مي‌زنند پيغمبر تو به حرفشان گوش مي‌دهي(حرف‌هاي قشنگي مي‌زنند، ادعاي اسلام مي‌كنند اما خدا مي‌گويد كه اين‌ها منافق هستند).

اميرمؤمنان عليه السلام يك نكته كليدي به شما مي‌گويند، در قرآن اين همه آيه راجع به منافقين آمد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم كه از دنيا رفتند يك دفعه اين همه منافقين همه با هم مردند؟ غيب شدند و از بين رفتند؟

ثم بقوا بعده فتقربوا إلى أئمة الضلالة والدعاة... وأكلوا بهم الدنيا ، وإنما الناس مع الملوك والدنيا إلا من عصم الله ، فهذا أحد الأربعة

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

اين‌ها بعد از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم باقي ماندند، سراغ رهبران گمراهي رفتند و مردم را به تبع از آنها فرا خواندند ... براي اين‌كه به دنيا برسند، طبيعت مردم اين است كه دنبال ملوك و دنيا باشند و اين‌كه خدا كمك كند. اين يكي از اربعه است. 

گروه دومي كه به عنوان صحابي شناخته مي‌شوند؛ خيلي‌ها پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را ديده‌اند افراد خوبي هم بوده‌اند اما ببينيد كه اميرمؤمنان عليه السلام چقدر دقيق مطرح مي‌كنند، كلام اميرمؤمنان عليه السلام كه پادشاه است پادشاه كلمات است، ما در اين كلمات نور مي‌بينيم. گروه دوم كساني هستند كه

رجل سمع من رسول الله شيئا لم يحمله على وجهه ووهم فيه ، ولم يتعمد كذبا فهو في يده ، يقول به ويعمل به ويرويه فيقول : أنا سمعته من رسول الله صلى الله عليه وآله فلو علم المسلمون أنه وهم لم يقبلوه ولو علم هو أنه وهم لرفضه

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شنيده اما مقصود را درست نفهميده، قصد دروغ هم نداشت در دستش روايتي است اعتقاد به آن هم دارد به آن عمل هم مي‌كند نقل هم مي‌كند، و يقول أنا سمعته من رسول الله صلي الله عليه و آله؛ مي‌گويد كه من از پيغمبر شنيدم اما اگر مسلمانان مي‌دانستند كه اشتباهي شنيده او را ترك مي‌‌كردند.

گروه سوم؛ شخصي است از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شنيده، اما خبر ندارد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بعد از مدتي از آن كار نهي كرده است، شنيده پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از كاري نهي كرده‌اند بعد از مدتي به آن دستور داده‌اند. به عنوان مثال بحث قبور پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم دستور دادند كه سراغ قبر و زيارت قبور نروي

نهى عن زيارة القبور 

مصنف عبد الرزاق  ج 3   ص 569 ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي

لَعَنَ اللَّهُ زَائِرَاتِ الْقُبُورِ 

صحيح ابن حبان  ج 7   ص 452 ، اسم المؤلف:  محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

 به هر صورت نقل كرده‌اند كه خودشان مي‌‌گويند كه سند صحيح ندارد، اما

وَنَهَيْتُكُمْ عن زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا

موطأ مالك  ج 2   ص 485، اسم المؤلف:  مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي الوفاة: 179 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - مصر -  - ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

را مي‌گويند كه سند صحيح دارد. بعد از مدتي خدا به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند قبلاً به شما گفتم ولي الان برويد قبلاً‌ كافر بودند شما به زيارت قبر چه كسي مي‌خواستي بروي قبر كافر؟ زيارت قبور مي‌گفتم نرويد اما الان زيارت كنيد مشكلي ندارد الان مسلمان‌ها هستند. اين يك مدل كه امر را شنيده نهي را نشنيده، نهي را شنيده امر را نشنيده،

فحفظ منسوخه ولم يحفظ الناسخ

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

منسوخ را حفظ كرد ناسخ را حفظ نكرد

اگر مي‌دانست كه اين منسوخ است آن را كنار مي‌گذاشت و اگر خود مسلمان‌ها مي‌دانستند كنار مي‌گذاشتند خودش قصد بدي ندارد. گروه چهارم

لم يكذب على رسول الله صلى الله عليه وآله ، مبغض للكذب خوفا من الله و تعظيما لرسول الله صلى الله عليه وآله ، لم ينسه ، بل حفظ ما سمع على وجهه فجاء به كما سمع لم يزد فيه ولم ينقص منه ، وعلم الناسخ من المنسوخ ، فعمل بالناسخ ورفض المنسوخ

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 63

بر رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم دروغ نبسته اصلاً از دروغ بدش مي‌آيد خدا و رسول صلي الله عليه و آله وسلم را تعظيم مي‌كند، فراموش هم نكرده درست حفظ كرده، همان طور كه شنيده نقل مي‌‌كند، كم و زياد نكرده، ناسخ را مي‌داند منسوخ را مي‌شناسد به ناسخ عمل مي‌كند منسوخ را كنار مي‌گذارد.

 دستورات خود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم ناسخ و منسوخ داشت محكم و متشابه داشت عام و خاص داشت، مثل قرآن، معروف است پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم در جايي صحبت مي‌كردند يكي شروع كرد به صحبت كردن، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند كه زبانش را قطع كنيد يكي بلند شد و از جيبش چاقويي در آورد، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمود بنشين با تو نبودم، اميرمؤمنان عليه السلام رفتند و كيسه پولي به دست او دادند، طرف شروع كرد به مدح كردن، فرمودند من گفتم زبانش را قطع كنيد عربي با فصيحي‌ها صحبت مي‌كنم اين زبان شناسي است كه ديگر بدگويي نكند و تمام شود. پس اين‌طور نيست كه هر چيزي كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم گفت مقصود همان باشد. ما آدم‌هاي عادي هم كه گاهي اوقات مي‌خواهيم صحبت كنيم مجاز به كار مي‌بريم كنايه به كار مي‌بريم حالا فرض كنيد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اديب‌ترين فرد دنيا واقعاً مي‌آيد كلمات را كامپيوتري بدون هيچ مجاز و تعبيري به كار مي‌برد؟ اين براي ما خنده دار نيست كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين‌طور صحبت كند، قطعاً‌ اين‌طور نيست، مثل مترجم‌‌هايي كه مي‌خواهند زباني را به زبان ديگر ترجمه كنند ساده‌ترين كلمات را انتخاب مي‌كنند فكر مي‌كنند پيغمبر هم آن طوري صحبت مي‌كند همه مي‌خندند كه تو چه پيغمبري هستي. مي‌فرمايد كه اين‌ها چنين خصوصياتي داشتند اما همه كساني كه به عنوان اصحاب شناخته مي‌شوند اين‌طور نبود كه

يسأله عن الشئ فيفهم... ولا يستفهمه

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 64

كه وقتي سوال مي‌پرسد جوابش را بفهمد (بعضي‌ها مي‌پرسيدند و مي‌فهميدند) اما دقيق نمي‌فهميدند 

اين‌ها خيلي حرف‌هاي پيغبمر صلي الله عليه و آله وسلم را دقيق نمي‌فهميدند، صبر مي‌كردند كه كسي از بيابان بيايد آدم ساده‌اي كه اصلاً هيچ چيزي نمي‌فهمد، با اين اگر بخواهي صحبت كني بايد ساده ساده صحبت كني مي‌گفتند كه او بيايد و بپرسد كه ببينيم پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم چه جوابي به او مي‌دهد، اين هم يك گروه ديگر، اما فرق اميرمؤمنان عليه السلام با بقيه؛ من هر صبح و هر شام پيش پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌‌رفتم

فيخليني فيها أدور معه حيث دار ،

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 64

هر جا مي‌رفتم برايم جا باز مي‌كرد، هر جا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم رفت من هم رفتم، 

اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم اين اعتقاد را دارند كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم با من كم نگذاشته و هيچ كس هم غير از من اين‌طور نبوده، يعني آن‌هايي كه اعتقاد نداشتند اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم نبودند، آن‌هايي كه حضرت علي عليه السلام را اعلم نمي‌دانستند اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم نبودند، خيلي صريح است، آن كسي كه مردم مي‌گويند اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم است ممكن است منافق باشد ممكن است درست نفهميده باشد و ... آن هايي اصحاب هستند كه حضرت علي عليه السلام را اعلم مي‌دانند،

فربما كان في بيتي... و أقام عني نسائه فلا يبقي عنده غيري

 الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 64

گاهي اوقات پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم در خانه من بود (مي‌آمد و پيش من مي‌ماند، اگر من به خانه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌‌رفتم) به خانم‌هايش مي‌گفت كه برويد بيرون، جز من نمي‌ماند،

اما اگر پيامبر به خانه من مي‌آمد نمي‌گفت فاطمه زهرا سلام الله عليها بلند شود نمي‌گفت بچه‌ها بلند شوند، اگر سوال مي‌پرسيدم جواب مي‌دادند اگر من ساكت مي‌شدم خود پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مطلب مطرح مي‌كرد، هر آيه‌اي نازل شد براي من خوانده براي من املا كرده من با دست خط خودم نوشتم من كل قرآن را با دست خط خودم دارم، تأويل و تفسير آن را هم به من ياد داده است ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام، و از خدا خواسته كه من هيچ گاه فراموش نكنم من هم هيچ چيز را فراموش نكردم، هيچ چيزي را هم رها نكرده جز اين‌كه به من ياد داده است بعد دعا كرده كه من هم دلم پر از نور ايمان شود، اين تقسيم بندي صحابه در نظر اميرمؤمنان عليه السلام طبق نظر اهل سنت است، 4 گروه طبق تفسير بخاري با صحابي جور در مي‌آيد يعني ما دقيقاً روايت را كه نگاه مي‌كنيم حضرت نگاهي كردند الان مي‌گويند فلاني صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است اما اين منافق مي‌گويد فلاني صحابي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است اين آقا شنيده رفته پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بعد حرف‌هاي ديگري هم زده است، اين آقا صحابي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم است اين آقا اشتباه شنيده، گروه چهارم نه اين آقا واقعاً صحابي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم است حق اميرالمؤمنين عليه السلام را بر ايشان مي‌شناسد و همه چيز را هم درست فهميده است، پس ما وقتي مي‌خواهيم بگوييم كه از صحابه دفاع كنيم بايد كساني را كه مايه آبروريزي براي اسم صحابه صلي الله عليه و آله وسلم مي‌شوند را كنار بگذاريم، آنها را به عنوان صحابي نبايد بشناسيم اين دستور اميرمؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام است، اگر كسي بخواهد مخالفت كند با حضرت مخالفت كرده و ما از خودمان چيزي نگفتيم. 

مجري:

استاد ابوالقاسمي اين روايتي كه خوانديد شخصي مثل سليم بن قيس هلالي هم در سلسله سند بود ايشان در كتاب خودش و جاهاي ديگر، عباراتي را در كتب شيعه داريم كه

ارتد الناس بعد الرسول صلى الله عليه وآله إلا أربعة 

كتاب سليم بن قيس - سليم بن قيس الهلالي الكوفي - ص 162

طبق اين تقسيم بندي كه شما فرموديد پاسخ چيست آيا واقعاً چه عزيزان اهل سنت چه وهابي‌ها حق ندارند كه به ما ايراد بگيرند كه شما بله اين تقسيم بندي را هم داريد ولي به هر حال در كتب شما آمده است كه صحابه مرتد شده‌اند به جز 3 يا 4 نفر تفسيم بندي هم در مورد آن سه چهار نفر است، از گروه چهارم سه چهار نفر باقي مي‌مانند كلاً همه‌شان مرتد شده‌اند بعضي يا جزو گروه اول بوده‌اند يا منافق بودند يا بعد مرتد شدند آيا واقعاً وهابي‌ها اين حق را دارند كه به ما ايراد بگيرند يا خير، و اين‌كه اين روايت را در كتب شيعه چه مي‌كنيد كه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم همه مرتد شدند به جز سه يا چهار نفر. 

استاد ابوالقاسمي:

يك عبارتي است كه

ارتد الناس بعد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إلا ثلاثة

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه - محمد تقي المجلسي ( الأول ) - ج 4 ص 218

را گفتند از خود اهل بيت عليهم السلام كه خودمان خاص و عامش را مي‌گوييم همين روايت هم كه مي‌گوييم كلام پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم خاص و عام دارد، در قرآن يك آيه‌اي داريم

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا

سوره آل عمران،‌ آيه 173

الذين قال لهم الناس؛ كساني كه ناس به آن‌ها گفتند ان الناس قد جمعوا لكم؛ ناس بر ضد شما نيرو جمع كردند، دو تا ناس داريم آيا ناس اولي و ناس دومي مي‌تواند يكي باشد؟ خير ناس اول يك گروه در مدينه بودند يك گروه هم در مكه بودند، كساني كه يك گروه از اهل مدينه به آن‌ها گفتند گروهي از اهل مكه بر ضد شما نيرو جمع كرده‌اند خود اين الذين هم با اين ناس‌ها فرق دارد چون اين ناس با اين الذين صحبت كردند، پس ناس هر جا بيايد به اين معني نيست كه همه مردم باشد، اين الناس چه كساني هستند كجا توضيحش را داده؟ همان جا قرينه حاليه بوده كسي كه آن‌جا بوده مي‌فهميده، الان مشخص نيست كه الناس چه كساني هستند مثلاً آقاي زيد و بكر و خالد اين حرف را زدند در تاريخ كامل براي ما نيامده است، اين الناس را ما نفهميم چه مي‌شود، نه آسمان به زمين مي‌رود و نه زمين به آسمان مي‌رود، نمي‌دانيم، آيه قرآن هم هست الناس اولي چه كسي است؟ كامل مشخص نيست الناس دومي چه كسي است؟ كامل مشخص نيست، مقصود كل مردم است؟ قطعاً خير. روايت گفته

ارتدّ النّاس بعد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله إلَّا ثلاثة أو أربعة

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - حبيب الله الهاشمي الخوئي - ج 12 ص 56

ناس مرتد شدند اين ناس يعني كي؟ يك گروهي، شما يك گروه آدم داريد از اين 10 نفر 4 نفر مرتد نشدند بقيه مرتد شدند، اشكالي پيش مي‌آيد؟ كي ما گفتيم كل صحابه مرتد شدند چرا دليل بر ارتداد كل صحابه مي‌دانيد؟ اين حرف را ما از روايت خود امام صادق عليه السلام مي‌زنيم كه آقاي خويي مي‌فرمايند سند هم صحيح است،

قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : ارتد الناس إلا ثلاثة : أبو ذر ، وسلمان ، والمقداد ، قال : فقال أبو عبد الله عليه السلام : فأين أبو ساسان ، وأبو عمرة الأنصاري ؟ 

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 4 ص 315

به امام صادق عرض كردم ...ابوذر و سلمان و مقداد، جز اين سه نفر؟ حضرت فرمودند: پس ابو ساسان چه؟ ابو عمره انصاري چه؟

اين‌ها مرتد شدند؟ نخير پس حضرت همين‌جا گفتند الناس عموميت ندارد، مقصودش كي است؟ نمي‌دانم چطور مي‌شود نداني؟ آيه قرآن را چرا نمي‌دانيم؟ مشكلي پيش مي‌آيد نه، همين مقدار مي‌دانيم بعد از رحلت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم چند نفري مرتد شدند ما هيچ وقت نمي‌گوييم كه كلاً مرتد شدند تازه برعكس ما شيعيان آن دايره ارتدادي كه اهل سنت قائل هستند محدودتر مي‌كنيم يعني اهل سنت مي‌گويند يك عده طرفداران مسيلمه بودند يك عده طرفدارهاي طريحه بودند يك عده طرفدارهاي سجا، اين 3 نفر ادعاي پيامبري كردند طرفدارهاي اين‌ها مرتد بودند و ما اين‌ها را قبول داريم، البته مي‌گوييم كه بعضي از طرفدارهايشان مسيحي بودند كه مرتد نشدند از مسيحيت طرفدار مسيلمه و سجا شدند، اما اهل سنت مي‌گويند يك گروه مانع زكات بودند مرتد شدند ما شيعه‌ها مي‌گوييم نه اين‌ها مانع زكات نبودند، منكر زكات نبودند گفتند ما زكات را فقط به خليفه واقعي پيامبر مي‌دهيم كه هفته قبل روايتش را خوانديم، روايت صريح بود يكي از صحابيات پيامبر مادر محمد حنفيه مي‌گويد من در غدير بودم ديدم پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شما را به جانشيني نصب كرده است ما گفتيم كه زكات را فقط به جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌دهيم به اين بهانه مردهاي ما را كشته‌اند و زنان ما را به اسارت گرفته‌اند پس آن كه اهل سنت مي‌گويد مرتد شده‌اند ما كمترش مي‌كنيم، اين دروغ است كه اهل سنت مي‌گويند عرب مرتد شده است واقعاً دروغ است، به قول شبكه وهابي كلمه و نور يك مدرك 100% معتبر تمام از روي قضاياي تاريخي دقيق و درست است و بيش از 20 نفر از علماي وهابي پاي آن را امضاء كرده‌اند، فيلم عمر در قسمت 18 كه با اتفاقات بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مرتبط است خود عمر سخنراني مي‌كند و مي‌گويد ارتد العرب؛ عرب مرتد شد، ما تا حالا خواستيم روايت بياوريم ثابت كنيم كه عرب مرتد شده كه اين‌ها فيلم گذاشته اند. كليپ شماره 2 را مي‌بينيم. 

كليپ:

فيلم عمر

عرب مرتد شدند!!! 

استاد ابوالقاسمي:

جالب است اميرمؤمنان عليه السلام مي‌گويد عرب كه كلا مرتد شده، عمر هم مي‌گويد عرب مرتد شده ما خيلي كم هستيم، و نحن قلة پس اكثريت را مي‌گويند كه مرتد شدند، باز نفر سوم آن صحابي مي‌گويد كه اهل فلان‌جا و فلان‌جا و فلان‌جا همه مرتد شدند، ديگر چه چيزي باقي ماند؟ ما شعيان مي‌گوييم خير فقط طرفداران 3 نفر پيغمبر نما مرتد شدند مي‌گويند كه شما به كل صحابه اهانت مي‌كنيد، چون اعتقاد به ارتداد اين گروه از صحابه داريم، آقايون مي‌گويند آنها مرتد شدند هيچ، تعدادي كه زكات را به خليفه ندادند مرتد شدند يعني دايره را بزرگتر مي‌كنند آنها اهانت نكرده‌اند. ما چطور اين‌ها را قبول كنيم؟ و شبيه به اين در كتب اهل سنت خيلي زياد دارند، در كتاب سنن دارمي، جز 1 ، ص 55 ، مي‌گويد:

 ثُمَّ قام بَعْدَهُ أبو بَكْرٍ ... وَارْتَدَّتْ الْعَرَبُ 

سنن الدارمي  ج 1   ص 91، اسم المؤلف:  عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمي الوفاة: 255 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي

من فقط كلمه ارتدت العرب و و ارتدت العرب را جستجو زدم 283 نتيجه در كتب اهل سنت آمده است بعضي جاها و ارتد من ارتد من العرب دارد كه آن را اصلاً نياوردم. عبارت‌هاي شبيه اين با مضمون‌هاي ديگر در كتب اهل سنت فراوان آمده است، سير ابن ابي هشام، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم كه از دنيا رفت عرب مرتد شد. طبقات الكبري، ابن سعد، عرب مرتد شد ابوبكر أسامه را براي جنگ فرستاد. در كتاب بعدي هم مي‌گويد عرب مرتد شدند، عبارت بعدي عرب مرتد شدند و صدقه ندادند، يعني دليل ارتداد آنها اين بود كه به خليفه پول ندادند گفتند ما تو را به عنوان خليفه قبول نداريم چرا بايد مرتد شوند؟ حالا واقعاً ما مي‌گوييم كه صحابه مرتد شدند يا روايت‌‌هاي اهل سنت؟ آن چيزي كه در كتب شيعه آمده است را هفته قبل خوانديم كه البته در بعضي از كتب اهل سنت زياد داريم كه اين‌ها مي‌گفتند ما زكات را قبول داريم ولی آن را به تو نمی‌دهیم، روايت صحيح السند است و در مصنف عبدالرزاق است، خليفه دوم مي‌گويد كه من آرزو داشتم 3 چيز را از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌پرسيدم يكي راجع به حكم كلاله كه به اصطلاح برادران مادري مي‌شوند،‌ و از جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بعد از خودش، ‌اي كاش مي‌دانستم كه نظر پيغمبر صچه كسي بوده پس قطعاً ابوبكر نبوده و راجع به كساني كه گفتند

نقر بالزكاة في أموالنا ولا نؤديها إليك أيحل قتالهم أم لا قال وكان أبو بكر يرى القتال 

مصنف عبد الرزاق  ج 10   ص 302، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي

ما زكات را قبول داريم اين‌ها را به تو خليفه نمي‌دهيم، آيا جايز است كه با آن‌ها بجنگيم يا نه ابوبكر مي‌گويد مرتد هستند بايد آنها را كشت

حالا واقعاً ما شيعيان مي‌گوييم كه صحابه مرتد شده‌اند؟ آيه قرآن مي‌گويد:

وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَريئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبينا

سوره نساء آیه112

اگر كسي خودش مرتكب گناهي شود بعد آن را به ديگران نسبت دهد

اثم يعني يك گناه كوچك،‌ بعد يك بي گناه را متهم كند گناهش بهتان و اثم مبين مي‌شود يعني گناه بزرگي مي‌شود،‌ تازه كاري كه خودش انجام داده را گردن ديگري بيندازد، كاري كه خودشان بدتر از آن را انجام داده‌‌اند را به گردن شيعه مي‌اندازند، آيا واقعاً اين شايسته است؟ ما كه شكايت نداريم ما فقط مي‌گوييم كه دست از اين تهمت بردارند، ما نه تكفير مي‌كنيم و نه اهانت مي‌كنيم، اما دوست داريم از اين مطالبي كه بر ضد شيعه مطرح مي‌كنيد دست برداريد تا صلح و دوستي برقرار شود، شما مي‌گوييد كه شيعيان به صحابه جسارت مي‌كنند مي‌آيند و شيعه‌ها را مي‌كشند بگويد، اگر واقعاً بگوييد شيعه اين اعتقاد را به صحابه دارد، مشكلي پيش نمي‌آيد. 

مجري:

اين بحث ارتداد عرب كه شما مطرح نموديد همان‌طور كه در فيلم افسانه عمر هم آمده بود از لحاظ سندي به چه صورت است آيا سند آن در كتب اهل سنت صحيح است يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

اين را نه فقط اهل سنت بلكه حتي وهابيون هم گفته‌اند كه سند آن صحيح است، در كتاب صحيح سنن نسائي، روايت 3094 ، روات را هم خودتان مي‌توانيد بررسي كنيد محمد بن بشار، عمرو بن عاصم، عمران ابو العوام قطان، معمر،‌ زهري، أنس بن مالك، مي‌گويد

لَمَّا تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ارْتَدَّتْ الْعَرَبُ قال عُمَرُ يا أَبَا بَكْرٍ كَيْفَ تُقَاتِلُ الْعَرَبَ

سنن النسائي (المجتبى)  ج 6   ص 6، اسم المؤلف:  أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: 303 ، دار النشر : مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب - 1406 - 1986 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبدالفتاح أبو غدة

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه از دنيا رفت عرب مرتد شد، عمر ترسيد گفت چطور مي‌خواهي با كل عرب بجنگي،

ابوبكر گفت پغمبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده كه من دستور دارم كه با مردم بجنگم تا اين‌كه شهادت به لا اله الا الله محمد رسول الله بگويند، نماز را بخوانند و زكات بدهند، و قسم به خدا نمي‌گويد اگر كلاً زكات ندهند، اگر زكاتشان را به من ندهند من كل آن‌ها را مي‌كشم، با كل آن‌ها مي‌جنگم. آقاي الباني مي‌گويد حسن صحيح، روايت حسن و صحيح است. الباني وهابي مي‌گويد كه روايت صحيح است، بسياري از علماي اهل سنت اين روايت و همين مضمون را تصحيح كرده‌اند. چند تا متن از عايشه نشان مي‌دهم كه سند آن هم صحيح است، از خود عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است كه مي‌گويد وقتي پيامبر از دنيا رفت

اشرأب النفاق بالمدينة وارتدت العرب 

مصنف ابن أبي شيبة  ج 7   ص 434 ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت

نفاق مدينه را فرا گرفت عرب هم مرتد شدند.

بعضي‌ها مي‌گويند كه سه شهر مرتد نشد مكه و مدينه و طائف، از عايشه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم با سند صحيح روايت كردند كه بله مدينه مرتد نشد ولي مدينه از نفاق لبريز شد. عرب مرتد شدند سه شهر مكه و مدينه و طائف مرتد نشدند وقتي مردم مدينه كه دور و بري‌هاي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم هستند از نفاق لبريز شوند واي به حال مكه و طائف. روايت ديگري آقاي ابن كثير در السيرة مطرح كرده كه مي‌گويد:

 وارتد من ارتد من العرب، ونجم النفاق بالمدينة وغيرها، 

السيرة النبوية لابن كثير  ج 2   ص 482، اسم المؤلف:  أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي (المتوفى : 774هـ) الوفاة: 774 ، دار النشر :

متن ابن اسحاق است كه مي‌گويند مستندات ابن اسحاق حجت است، نفاق در مدينه بود بقيه عرب‌ها هم مرتد شدند. متن بعدي؛ پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم كه از دنيا رفت مردم مرتد شدند يهوديت و نصرانيت و نجم نفاق بود كه مدينه را لبريز كرد، و نفاق مثل عقده‌اي كه سر باز كند سر باز كرد. چقدر از مردم مسلمان بودند؟‌

وصار المسلمون كالغنم المطيرة في الليلة الشاتية 

السيرة النبوية  ج 6   ص 88 ، اسم المؤلف:  عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري أبو محمد الوفاة: 213 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1411 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : طه عبد الرءوف سعد

گوسفنداني كه سياه هستند در شب سياه، 

چقدر گوسفند سياه در شب سياه ديده مي‌شود؟ اين را شيعه نقل نكرده سني گفته، ما اين‌ها را قبول نداريم، اهل مدينه را گفتيم به سراغ اهل مكه مي‌رويم، اكثر اهل مكه وقتي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم از دنيا رفت خواستند مرتد شوند تا زماني كه عتاب بن أسيد سخنراني كرد و آنها ترسيدند. مدينه كه مركز صحابه است نفاق لبريز شده مكه اكثراً مي‌‌خواهند مرتد شوند ما چه چيزي از اسلام را بگوييم كه باقي مانده، اقلاً ما شيعه‌ها مي‌گوييم كه حضرت علي عليه السلام 12 هزار تا طرفدار داشته، 12 هزار نفر هم صحابي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم بودند، حداقل تعدادي از آنها وقتي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم از دنيا رفت زنده بودند، طلقا هم در بين آنها بود كه قبلاً مطرح كرديم، ما يك تعدادي را قبول داريم شما چه چيز قبول داريد؟ مدينه لبريز از نفاق، مكه مي‌خواستند مرتد شوند طائف هم واويلا، بقيه هم كه همه مرتد شدند. پس شيعيان را متهم نكنيد ما شيعيان هستيم كه واقعاً از صحابه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم دفاع مي‌كنيم. 

آقا محمد از مشهد 

هفته قبل بحث دفاع از صحابه كه از شبكه پخش شد شبهه‌اي برادران اهل سنت مطرح كردند كه چرا وقتي كه آنها به ابوبكر زكات ندادند حضرت امير از كساني كه زكات ندادند طرفداري نكردند و دفاع نكردند؟ 

آقاي موسوي از سنندج 

از دوازده امام شيعيان يازده نفر از آن‌ها به وسيله خوردن سم شهيد شدند درست است؟ 

اين خودكشي نيست چون با وجود اين‌كه غيب مي‌دانستند اين خودكشي هست يا نيست؟ چون با توجه به آيات 29 و 30 سوره نساء خداوند مي‌فرمايد هر كسي كه خودكشي كند در آتش قرار دارد، آيا مي‌دانستند يا نمي‌دانستند؟ جواب اين را بدهيد تا سوال دوم را مطرح كنم.

مجري:

اگر نمي‌دانستند سوالتان چه چيزي است؟ 

بيننده:

اگر نمي‌دانستند چرا خداوند مسائل مهمي را كه به مرگ عزيزان بستگي دارد مسائل مرگ و زندگي و ... را به اطلاع اين اشخاص نمي‌‌رساند، اما مسائل پوچ و بي‌ارزشي كه به فتنگي درون خانواده شبيه است در اين موارد از علم غيب استفاده مي‌كند، مثلاً‌ داستان خوابيدن پيامبر با ماريه كه خداوند از علم غيب استفاده كرد و به پيامبر گفت كه سر تو فاش شده است، در اين مسائل از علم غيب استفاده مي‌كند اما مسائل مهمي كه مربوط به مرگ امامان اين عزيز‌ترين اشخاص روي زمين و ... است از علم غيب استفاده نمي‌كند.

آقا صادق از بوشهر (اهل سنت)

من يك مدتي است كه راجع به مذهب شيعه تحقيق مي‌كنم، به اين نتيجه رسيدم كه مذهب شيعه فك مي‌كنم كه مذهب حقه باشه البته الان دقيقاً نمي‌دانم، لطف مي‌كنيد كه منبعي به من معرفي كنيد كه بيشتر بتوانم تحقيق كنم.

ممنون مي‌شوم كه نرم افزار يا كتاب خاصي را معرفي كنيد. اگر از كتب شيعيان باشد بهتر است. يك سوال ديگر هم داشتم كه شما كه در مورد ارتداد صحابه صحبت مي‌كرديد حضرت ابوبكر و حضرت عمر رضي الله عنه را هم مرتد مي‌‌دانيد؟ 

استاد ابوالقاسمي:

اتفاقاً ما گفتيم ما نمي‌گوييم كسي مرتد شده فقط طرفداران آقاي سجا، مسيلمه و آن پيغمبر سوم، ما اين پيغمبر نماها را گفتيم مرتد شدند، كساني را هم كه در روايت ارتد الناس آمده است مشخص نيست كه چه كساني هستند، لذا ما حكم به ارتداد هيچ كس جز طرفداران آن پيامبران دروغين نمي‌كنيم.

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي شما از كتب شيعه نشان داديد كه همه مرتد شدند الا ابوذر و سلمان و مقداد، 

استاد ابوالقاسمي:

برعكس ما گفتيم همه مرتد نشدند، سوالي بود كه از امام پرسيده شده بود كه همه مرتد شدند، حضرت فرمودند پس فلاني و فلاني چه؟ اين‌ها هم مرتد شده‌اند؟ طرف فهميد كه سوالش اشتباه بوده.

خانم حسيني از خوزستان 

دو تا سوال داشتم، سوال اولم مشابه سوال همان آقايي است كه از مشهد زنگ زدند، مي‌خواستم بدانم كه چرا حضرت علي عليه السلام چرا سكوت كردند؟ منظور سكوت مطلق نيست، كلاً مي‌گويم كه چرا بعد از رحلت پيامبر هيچ كاري، مثلاً‌ خطبه‌هاي قرايي نخواندند همچين چيزهايي كه باعث شود اين‌قدر فتنه و دوگانگي و نفاق در جامعه به وجود نيايد، مگر شما خودتان عرض نكرديد و در تاريخ هم ثبت نشده كه حضرت علي 5 سال سكوت كردند بعد پرسيدند كه چرا سكوت كرديد گفتند اگر سكوت نمي‌كردم مثلاً‌ چنين مي‌شد و نفاق بيشتر مي‌شد اگر حضرت علي از همان ساعت مثل پيامبر روي منبر خطبه‌ها مي‌‌خواند و يا حملات يا جنگ‌‌هاي متوالي داشتند فكر نمي‌كنم كه اين‌قدر اختلاف و نفاق پيش مي‌آمد.

سوال دومم اين است كه صحابه پيامبر صحابه راستين‌شان مثل ابوذر و سلمان، اين‌ها انگار با حضرت علي همياري هم صدايي نمي‌كردند چرا حضرت سلمان و اين‌ها چرا در تاريخ قوي نشان داده نشده‌اند در همياري با حضرت علي مثل مالك اشتر. 

چون يك مقداري علم و سوادم نسبت به مسائل تاريخي كم است اين سوال‌ها را دارم 

خانم محمديان از تهران (شيعه)

دو سه شب پيش بود كه آقاي هاشمي صحبت كرد وسوالي طرح كرد در مورد حضرت علي عليه السلام كه اگر غديري بوده چرا از خودش دفاع نكرده، دو روز بعد برنامه آقاي قزويني را ديدم كه حديثي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل كردند كه آقا فرموده‌اند كسي كه پشت سر سني نماز بخواند به صورت كسي است كه در صف اول نماز جماعت با پيامبر است، اين حديث كه آقاي قزويني خواندند درست است؟ از آن جايي كه در بحار الانوار، ج 27 ، ص 59 ، امام جعفر صادق فرمودند كسي كه ادعاي محبت ما را كند و از دشمن ما بيزاري و تبري نجويد دروغ مي‌‌گويد، از آن طرف امام جعفر صادق آقا خودشان اين حديث را مي‌گويند هزاران حديث در اين مورد داريم 

 آيه قرآن داريم كه هر كس با خدا و پيغمبرش دشمني كند خدا خودش لعن كرده است، در حالي كه شما فرموديد كه آقاي قزويني مي‌گويند كه ما خودمان دشنام دادن به اين خانم گناهي نابخشودني است در حالي كه خدا خودش فرموده و در روايت‌ها و احاديث ما و همان‌طور كه شما در همه برنامه‌هايتان از خود اهل سنت ثابت كرديد كه در مقابل اميرالمؤمنين صف كشيدند و هزاران مسلمان كشته شد، پس چطور لعن به كساني كه خود خدا و پيغمبر آن‌ها را لعن كرده‌اند كه نه اهل بيت فقط خدا و پيغمبر، ما كه قرآن مي‌خوانيم بارها و بارها در آيه‌هاي مختلف خوانديم كسي كه با خدا و پيغمبر خدا دشمني كند در حالي كه پيغمبر فرمود هر كس با من دشمني كند با علي دشمني كند با فاطمه زهرا دشمني كند در اصل با خدا دشمني كرده، اين‌كه شما مي‌گوييد كه آقاي قزويني گفتند كه گناهي نا بخشودني است ما بايد چه كار كنيم حرف قرآن را گوش دهيم يا حرف آقاي قزويني؟ 

مجري:

آقا محمد از مشهد فرمودند چرا اميرالمؤمنين عليه السلام از مانعين زكات طرفداري نكردند.

استاد ابوالقاسمي:

خون آن‌ها كه از خون صديقه طاهره سلام الله عليها كه رنگين‌تر نيست اميرمؤمنين عليه السلام براي چه در ماجراي قتل صديقه طاهره سلام الله عليها دست به شمشير نبردند؟ هفته قبل روايت را خوانديم كه حضرت علي عليه السلام در مسجد بودند كه گفتند حق با اين زن است اين زن مظلوم واقع شده و شما حق كنيز گرفتن او را نداريد و حق ازدواج داريد كه هر كس خواست ازدواج كند و بعد خودشان با آن زن ازدواج كردند،

بيان حق و حقيقت آن زماني كه گفتند شيعيان استدلال اميرمؤمنان عليه السلام به حديث غدير را ندارند، خود حضرت علي عليه السلام ،‌ ما يك فهرستي جمع كرديم استدلال به غدير در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و خلافت ابوبكر و عمر و عثمان، كه اين ليست را ملاحظه مي‌كنيد كه من در يك جستجوي خيلي سطحي اين‌ها را پيدا كردم، در روز سقيفه، استدلال حضرت زهرا سلام الله عليها در زمان اولين هجوم، بعد از سقيفه، 7 روز بعد از سقيفه، با ابوبكر در خانه حضرت، در بازار، وقتي خالد مي‌خواست حضرت را ترور كند، با ابوبكر بعد از ماجراي ترور خالد، اسامة بن زيد استدلال كرد، مقداد استدلال كرده، قيس بن سعد بن عباده استدلال كرده، ابي بن كعب استدلال كرده، اين‌ها فقط اجمالي از كساني بود كه آمده است، اين نبوده كه نگويند نه مطرح مي‌شده بيان مي‌شده اما به خاطر وضعيت آن زمان كه اميرمؤمنان عليه السلام نيروي نظامي آماده نداشتند و اگر هم تعدادي براي جنگ بودند با آنها به جنگ مي‌رفتند جنگ داخلي در مدينه مي‌شد آن كساني كه دور و بر بودند

وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَة

سوره توبه آیه101

منافقين در مدينه مي‌ريختند و فاتحه كل اسلام را مي‌خواندند پس اميرمؤمنان عليه السلام به همين دليل بوده، ايشان سخنراني‌هايشان را كرده‌اند ولي حضرت دست به شمشير نبرده‌اند.

مجري:

آقاي موسوي از سنندج از عزيزان اهل سنت فرمودند كه امامان شما گاهاً با سم مسموم شده‌اند و كشته شده‌اند اگر علم داشتند به اين‌كه اين سم است شرب مايعي كه بوده خودكشي به حساب مي‌آيد و اگر نمي‌دانستند اين با علم غيب آن‌ها در تضاد است و اگر نمي‌دانستند سوال ديگري مطرح كردند كه چرا مسائل پوچي را به تعبير ايشان خداوند به اهل بيت عليهم السلام مي‌داده اما همچين مسأله‌اي را نمي‌داده است. 

استاد ابوالقاسمي:

بحث علم غيب و اين‌كه آيا ائمه عليهم السلام از روي علم يا بدون علم مسموم شدند، راجع به علم ائمه عليهم السلام چند نكته را بايد بدانيم اگر اين‌ها را بدانيم اين سوال‌ها اصلاً پيش نمي‌آيد، راجع به بحث سم خوردن؛ علم غيب ائمه يك مطلبي است

إِذَا شَاؤُوا أَنْ يَعْلَمُوا

الكافي (ط - دارالحديث) ؛ ج‏1 ؛ ص640

هر چيزي را اگر بخواهند مي‌دانند

مثلاً الان كامپيوتر جلوي من است و هر چيزي را كه بخواهم مي‌توانم جستجو كنم، اما خيلي از مطالب را دينم به من اجازه نمي‌دهد خداي متعال اجازه نداده، امكان آن در اختيار من است اما استفاده نمي‌كنم، بعضي‌هايشان حلال هم هست اما ارزشي براي آن قائل نيستم. اميرمؤمنان عليه السلام در جلسه نشسته‌اند و مي‌فرمايند كه هر چه مي‌خواهيد از من بپرسيد آن طرف پرسيده كه چند تا مو در سر من است، ديوانه اين چه سوالي است كه از علي عليه السلام مي‌پرسي، حضرت به علم غيب متصل هستند و هر چه را بخواهيد جوابش را به شما مي‌دهند اما واقعاً اين سوال ارزش پرسيدن دارد؟ پس ائمه عليهم السلام علم غيب داشته‌اند اما سراغ اين‌كه من چند تا مو دارم و ... نمي‌رفتند، پس اذا شاءوا علموا يه مدل از علم غيب ائمه عليهم السلام است. نوع دوم علومي كه خود خداي متعال از غيب به آن‌ها داده است كه امروز شما بايد اين را بدانيد، وظيفه امروز شما اين است. شيعه و سني اعتقاد دارند كه سيد الشهداء‌ عليه السلام مي‌دانست كه در كربلا شهيد مي‌شود چه با علم غيب خودش و چه با اخبار پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم، اجماع دارند، امام حسين عليه السلام خودكشي كرده است؟ خير اگر دستور خدا باشد كه من مي‌دانم اين‌جا كشته مي‌شوم اما خدا به من دستور داده كه بروم اين قتل نفس نيست، همان طوري كه خود اهل سنت راجع به كساني كه به درجات بالا رسيدند مثل حضرت خضر عليه السلام، مي‌گويند احكام او با احكام آدم‌هاي عادي فرق مي‌كند كار نيكان را قياس از خود مگير، خضر پيغمبر عليه السلام يك انسان بي‌گناه را به دستور خدا مي‌‌كشد، قتل عمد است و بايد اعدام شود مگر خضر عليه السلام نمي‌دانست كه اين جوان بي‌گناه است؟ مگر نمي‌دانست كه اين بالغ نشده است؟‌ به هر صورت او را كشت، اين خلاف شرع بود يا نبود؟ 

مجري:

از ديد عموم انسان‌ها بله

استاد ابوالقاسمي:

شما يك نفر بي‌گناه را بكشي بدتر است يا اين‌كه خودت را بكشي؟ آن قتل است و گرفتن نعمت از شخص ديگر اين ظاهرش اين است كه چيزي را از خودم گرفتم، آيه قرآن داريم كه خداوند به بني اسرائيل مي‌گويد كه

فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُم

سوره بقره آیه54

خودتان را بكشيد

پس ممكن است كه خدا دستور داده باشد چه مشكلي پيش مي‌آيد؟ اگر ما قائل باشيم كه علم غيب داشتند مشكلي پيش نمي‌آيد خدا دستور داده كه اين كار را انجام دهند، همان طوري كه به بني اسرائيل گفت خودتان را بكشيد، ممكن است كه آن لحظه خدا علم را از امام گرفته به امام گفته كه اين‌جا از علمت استفاده نكن علم اين صحنه را نداده و نمي‌داند كه چه اتفاقي مي‌افتد، مشكلي نيست. اميرمؤمنان عليه السلام مي‌‌فرمايند:

علمني رسول اللَّه صلّى الله عليه وآله وسلّم ألف باب من العلم

الوافي - الفيض الكاشاني - ج 1 ص 260

پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم هزار باب از علم به من ياد داد

اين‌ها را نمي‌دانست كه از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم ياد گرفت اگر مي‌دانست كه ياد نمي‌گرفت. همچين عقيده شيعه را سنگين مي‌كنند، ممكن است بگوييم كه علم غيب داشتند و مأمور بودند ممكن است بگوييم كه خدا اين‌جا علم را از آن‌ها گرفته، اين قضاياي ساده را خدا به پيغمبرش مي‌گفت نخير ساده نبود خدا راهكار را تا قيامت به ما نشان داد وقتي يك نفر از همسران پيامبر به نظر اهل سنت مرتد شده ديگر تا قيامت مي‌توانيم بگوييم چون زن پيامبر است ما او را قبول داريم. اگر يك نفر طبق آيه قرآن و روايت اهل سنت از زنان پيامبر با پيامبر دشمني كرده است اخبار اين قضيه اخبار ساده نيست

اما چرا امام را با قضيه سم آگاه نكرد، اصلاً آگاه كرده ولي مصلحت بوده يعني چه؟ مثلاً مأمون به امام رضا عليه السلام بگويد يا سم را مي‌خوري فقط خودت كشته مي‌شوي كه ظاهر آن مرگ طبيعي است و شيعيان تو قيام نمي‌كنند و زنده مي‌مانند، جواد الائمه عليه السلام هم زنده مي‌ماند، يا سم را نمي‌خوري من خودت را با شمشير مي‌‌كشم و چون بقيه شيعيان هم قيام مي‌كنند همه شيعيان و جواد الائمه عليه السلام را هم مي‌كشم، كدام مقدم مي‌شود؟‌ پس حتي اگر مي‌دانستند هم قضيه ساده‌اي نبوده اصلاً ممكن است مصلحت اين‌طور بوده كه سم را به اجبار آنها مصرف كنند. و اين هم

وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتين

سورهاعراف آیه183

است حالا چرا خدا به كفار اين فرصت را داد، خدا مگر نمي‌‌‌دانست كه شيطان سجده نمي‌كند؟ چرا امتحانش كرد؟‌ اصلاً‌ چرا شيطان را خلق كرد كه گمراه شويم، اصلاً او را خلق نمي‌كرد خدا كه علم غيب دارد، پيغمبر و امام را بگوييم كه ندارند، اين را چه مي‌‌كنيد؟ همين بحث سم در مورد اهل سنت هم هست شما مي‌گوييد كه پيغمبر اصلاً علم غيب ندارد ايشان آمد از اين غذا بخورد

 فأخبره الذراع أنه مسموم 

تفسير ابن كثير  ج 2   ص 20، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1401

آن گوشت مسموم با پيغمبر صحبت كرد

و همه هم شنيدند كه گفت يا رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم از من نخور من مسموم هستم، شما مي‌گوييد كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم خورد و همان سم هم پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را كشت يعني آن چيزي كه ما شيعه‌ها مي‌گوييم خيلي ساده است و با مبناي خودمان جور در مي‌آيد شما مي‌گوييد كه آن گوشت گفته كه من مسموم هسم و گفته نخور پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم هم خورد و مسموم شد و مرد؛ حالا عقيده هر دوي ما را ببينيد، البته اين‌كه اهل بيت عليهم السلام علم غيب دارند براي ما يك امر مسلم است كه از آيات و روايات هم ثابت مي‌شود، اما آيا عقيده ما با مبناهايمان جور در مي‌آيد يا عقيده اهل سنت؟ 

مجري:

آقا صادق از بوشهر از عزيزان اهل سنت فرمودند كه به اين نتيجه رسيده كه مذهب شيعه مذهب حقه است و فرمودند كه منابعي را براي تحقيق مي‌خواهند كه شما ارائه دهيد به اين عزيز و هر كسي كه مي‌خواهد در اين زمينه تحقيق كند. 

استاد ابوالقاسمي:

به عزيزان سايت تحقيقاتي وليعصر را معرفي مي‌كنيم كه يك دايرة المعارف و دانشنامه پاسخ به شبهات است كه اگر كسي شبهه يا سوال داشته باشد مي‌تواند در آن‌جا مطرح كند و جواب آن را در بخش جستجو پيدا كند

مجري:

خانم حسيني از خوزستان سوال داشتند اين‌كه آيا اميرالمؤمنين عليه السلام 5 سال سكوت كردند و به تعبير ايشان خطبه‌اي در اين خصوص نخواندند؟

استاد ابوالقاسمي:

فهرست را كه نشان داديم سخنراني‌هاي اميرمؤمنان عليه السلام در زمان خلافت ابوبكر كه فقط هفت يا هشت مورد از سر فصل‌هايي كه بود مربوط به زمان ابوبكر بود از صديقه طاهره سلام الله عليها و اميرمؤمنان عليه السلام، 7 استدلال آن استدلال خود اميرمؤمنان عليه السلام در زمان ابوبكر است، سكوت نبوده اين‌ها در همان اوايل خلافت ابوبكر بوده از بقيه صحابه هم داريم، پس اين نيست كه سكوت بوده، مطالب مطرح شده اما دست به شمشير نبردند. 

مجري:

فرمودند كه بعد از شهادت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم افرادي كه به عنوان شيعه خاص اميرالمؤمنين عليه السلام مطرح مي‌شدند مثل حضرت سلمان و ... خيلي نقش آنها پر رنگ نبوده كه مانند مالك اشتر از اميرالمؤمنين عليه السلام دفاع كنند آيا اين چنين بوده يا خير؟ 

استاد ابوالقاسمي:

اگر دفاع را فقط دست به شمشير بردن بدانيم بله آن‌ها دست به شمشير نبردند، اما صبر جناب سلمان و مقداد و اطاعت محض از اميرمؤمنان عليه السلام اين جايگاه بالايي دارد و كسي نمي‌تواند اين را منكر شود، ولي مناشئات و محاجه‌هايي از خود جناب سلمان در كتب اهل سنت نقل شده كه جالب است مي‌گويد وقتي ابوبكر به خلافت رسيد، جناب سلمان گفت كرديد و نكرديد و ندانستيد چه كرديد، كرديد يعني آن چيزي كه مي‌خواستيد خودتان كرديد، نكرديد آن چيزي را كه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم گفت نكرديد و خبر نداريد كه چه بلايي سر خودتان آورديد اين را از جناب سلمان حتي خود اهل سنت نقل كرده‌اند، ولي نامه‌اي است كه جناب سلمان به خليفه دوم نوشته است، آن زماني كه جناب سلمان به مدائن رفت و فرمانداري مدائن را بر عهده گرفت كه اگر شخصي اين نامه را ببيند مي‌‌فهمد كه براي چه به آن‌جا رفته است، ما داريم كه جناب مالك اشتر به فرمانداري مصر نرسيد اما جناب سلمان فرماندار شد. بدان آقاي عمر من كه اين‌جا براي اداره امور سياسي و اقامه حدود خدا در بين مردم مدائن‌‌ آمده‌ام با راهنمايي و دستور يك راهنماي عالم آمده‌ام و در اين‌جا روش او را به كار برده‌ام كه تو از دست من عصباني شدي، سيره او را انجام دادم كه تو عصباني هستي، و بعد مي‌گويد اگر خداي متعال مي‌خواست كل امت هدايت شوند اعلم و افضل آن‌ها خليفه مي‌شد و فكر نكن كه اگر تو من را از اين جا عزل كني يا براي من مشكلي ايجاد كني براي من فرقي مي‌كند نه اين دار دنيا است و محدود است و العاقبة للمتقين، اين محاجه‌اي كه جناب سلمان داشته بسيار عجيب است. و يك محاجه هم در مسجد داشته است كه آن هم در كتاب الاحتجاج آمده است كه عزيزان مي‌توانند مراجعه كنند و ببينند.

مجري:

فرمودند كه آيت الله قزويني روايتي را آوردند كه اگر كسي نماز پشت سر اهل سنت بخواند مثل اين است كه نماز در صف اول پشت سر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم خوانده است، كه ظاهراً استاد روايت

من صلى معهم في الصف الأول كان كمن صلى خلف رسول الله ( صلى الله عليه وآله )

الكافي - الشيخ الكليني - ج 3 ص 380

در كافي كه ظاهراً سند روايت هم صحيح است، خواستند كه در اين خصوص توضيح دهيد كه اين چگونه است اين چه طور با روايتي كه از امام صادق عليه السلام در كتب شيعه آمده است قابل جمع است كه مي‌گويد دروغ مي‌گويد كسي كه ادعاي دوستي ما اهل بيت عليهم السلام را داشته باشد و از دشمنان ما برائت نكند اين‌ها با هم قابل جمع هست؟ 

استاد ابوالقاسمي:

من چند مقدمه را مي‌گويم تا مشخص شود، آيا در قرآن راجع به حضرت هارون عليه السلام آمده است كه حضرت هارون عليه السلام با اين‌كه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله وسلم بود با اين‌كه خليفه رسمي حضرت موسي عليه السلام در بين بني اسرائيل بود دست به شمشير برد؟ براي چي صبر كرد؟ اين‌كه صبر كرد خدا به او پاداش مي‌دهد يا نمي‌دهد؟ 

مجري:

قطعاً

استاد ابوالقاسمي:

يعني حضرت هارون عليه السلام با گوساله پرست متحد شد

إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني‏ إِسْرائيل

سوره طه آیه 94

يعني حتي ظاهرشان هم ظاهر وحدت بود اما حضرت هارون عليه السلام به خاطر اين كار ثواب مي‌برد، براي اين‌كه حفظ جامعه اسلامي در اين گونه موارد بسيار سخت‌تر از زماني است كه آدم نيرو زياد داشته باشد، اين آيه قرآن است و براي ما راهكار نشان مي‌دهد،‌ اين‌كه شخصي پاداش ببرد به اين خاطر، ما به كسي جسارت نمي‌كنيم، وهابي‌ها مي‌گويند كه ما شيعه‌ها كافر هستيم، از گوساله پرست كه بدتر نيستيم علناً گوساله مي‌پرسديدند آقا چرا متحد نمي‌شوي، آيه قرآن است پيغمبرمون كه با هم يكي است آنها موسي عليه السلام را قبول داشتند سامري مي‌گفت كه موسي را قبول دارم كه پيغمبر است كه فقط الان نيست، اين مقدار كه با هم يكي هستيم آقا اصلاً ما گوساله پرست شما بايد به سمت ما بياييد شما نمي‌آييد ما مي‌آييم، همان كاري كه حضرت هارون عليه السلام كرد، مگر به حضرت هارون عليه السلام حمله نكردند؟

إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني

سوره اعراف آیه 150

نزديك بود من را بكشند

اين خواهر گرامي گفت كه جسارت مي‌كنند خب جسارت كنند كه البته همه آنها اين‌طور نيستند عموم آنها خيلي خوب هستند مگر ايران نمونه زندگي مسالمت آميز بين شيعه و سني نيست؟ عزيزان اهل سنت اين همه برخوردهاي خوب با شيعه‌ها، با هم ازدواج داشته‌اند، آن‌ها در عزاداري‌ها شركت مي‌كنند شيعه‌ها در مراسم آن‌ها شركت مي‌كنند، لازمه اين‌كه اگر ما با آن‌ها همراه شديم ثواب ببريم دليل نيست كه آن‌ها را قبول داشته باشيم از آيه قرآن، و تناقض هم در عقيده نيست اگر كسي به من جسارت كرد من به او محبت كردم من با او متحد شدم اين هم باز تناقض نيست، دو تا زن در زمان اميرمؤمنان عليه السلام بودند كه ادعا مي‌كردند كه اين پسر براي من است، پيش اميرمؤمنان عليه السلام دعوايشان شد فرمودند كه قنبر برو شمشير من را بياور قنبر رفت، ديدند كه يكي از زن‌ها شروع كرد به زدن خودش، گفتند چه شده‌ گفت من مادرش نيستم مادرش همان زن دوم است، اميرمؤمنين عليه السلام گفتند كه بچه را به همين زن بدهيد اين مادرش است، مادر دلسوز بچه است، شيعه با اهل سنت نماز مي‌خواند براي اسلام دلسوزي مي‌كند و نگران است خيلي از اهل سنت هم مي‌آيند اما اگر كسي بگويد نرويد او براي اسلام دلسوز نيست، ولو كه شيعه اعتقاد داشته باشد عقيده ما صحيح است يا عقيده اين‌ها در بعضي جاها اشتباه است، آنها اعتقاد دارند كه عقيده‌شان صحيح است و عقيده شيعه كلاً اشتباه است، اين دليل نمي‌شود كه ما با هم وحدت نداشته باشيم، پس اين راجع به بحث نماز كه چطور مي‌شود يك شخص مي‌تواند از اين نماز ثواب ببرد منافاتي هم ندارد بلكه قطعاً ثواب هم دارد.

اما اين‌كه ما مي‌گوييم دشنام به مقدسات گناه نابخشودني است، من چند عبارت از آيت الله بهجت براي شما مي‌خوانم، عين جمله ايشان كه خدا رحمتشان كند اين است كه فرمودند چه بسا اين كارها موجب اذيت يا قتل شيعياني كه در بلاد و كشورهاي ديگر در اقليت هستند گردد در اين صورت اگر يك قطره خون آن‌ها ريخته شود ما مسبب آن و يا شريك جرم خواهيم برد، ديگر كسي نمي‌‌تواند بگويد آيت الله بهجت دلسوز دين نبوده، كسي نمي‌تواند بگويد كه آيت الله بهجت محبت به اميرمؤمنان عليه السلام نداشته، حالا اگر من جوان بگويم مي‌گويند كه تو يك چيزي گفتي، اما نمي‌توان گفت كه آيت الله بهجت همين طوري حرفي زده، بحث سياسي هم نيست كه بگوييم ايشان فلان جناح سياسي است آقاي فلاني فلان جناح سياسي، نه بحث اين حرف‌ها نيست، فرمودند اگر ما حرفي بزنيم موجب شود در فلان نقطه دنيا يك قطره خون از دماغ شيعه بيايد ما مسئول هستيم. روايت خيلي عجيب است مرحوم شيخ صدوق در كتاب الاعتقادات آورده‌اند كه

يا ابن رسول الله ، إنا نرى في المسجد رجلا يعلن بسب أعدائكم

الاعتقادات في دين الإمامية - الشيخ الصدوق - ص 107

يك نفر در مسجد هست علناً به دشمنان شما دشنام مي‌دهد اسم مي‌برد

مگر كسي بگويد لعنت بر دشمنان اهل بيت عليهم السلام كسي با شما مقابله مي‌كند؟ من در مدينه در بقيع بودم كسي گفت شما در مفاتيح الجنان خلفاي ما را به اسم لعنت كرديد گفتم ما همچين چيزي نداريم گفت گفتيد

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

مفاتيح الجنان ( عربي ) - الشيخ عباس القمي ( مترجم : نجفي ) - ص 9

گفتم تو اولين ظالم را لعنت مي‌كني يا نه؟ سكوت كرد، گفتم اولين ظالم كسي كه بيشترين ظلم را كرده است لعنت مي‌‌كني يا نه؟ گفتم ترس نداره بگو گفت بله من هم لعنت مي‌كنم، گفتم ما هم همان را لعنت كرديم، ما مي‌گوييم بر اولين ظالم لعنت، اما اگر شخصي اسم ببرد، روايت را دقت كنيد در كتاب الاعتقادات اين مطالب را به عنوان اعتقاد آورده است ما در مسجد شخصي را مي‌بينيم كه علني دشمنان شما را سب مي‌كند و اسم مي‌برد فرمودند خدا لعنتش كند خدا خودش را لعنت كند، بعضي از كساني كه كاسه داغ تر از آش كه از اهل بيت عليهم السلام داغ‌تر مي‌شوند، مي‌روند و در جاهايي به اسم لعنت مي‌كنند كه مشكل پيدا مي‌‌شود قطعاً اين شخص توسط اهل بيت عليهم السلام، ملعون است، امام صادق عليه السلام لعنت كرده‌اند،

لعنه الله - يعرض بنا

الاعتقادات في دين الإمامية - الشيخ الصدوق - ص 107

خدا لعنتش كند اين موجبات تعرض به ما را فراهم مي‌كند

آيه قرآن است كه

وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم

سوره انعام آیه 108

به بت‌هاي كفار فحش نده

بت است آيا اين بت مقدس است؟ نه مسلمان‌ها را مي‌‌كشند؟ نه حتي مسلمان كشي هم نبود آن كافر از ترسش نمي‌توانست اما به خدا فحش مي‌دهد، نگفته كه يك قطره خون از دماغ مسلمان‌ها مي‌آيد، به بت‌ها فحش دهي آن كافر هم به خداي شما فحش مي‌دهد، همين مقدار نبايد بگذاريم كه به اهل بيت عليهم السلام ما اهانت كنند لذا ما شيعيان مناظره‌اي باشد اگر اهانت شود بلند مي‌شويم و مي‌رويم، ما اين‌ها را براي خودمان لازم مي‌دانيم حالا بقيه قبول ندارند نداشته باشند پس اين براي ما دستور است كه به هيچ وجه تحمل جسارت به اهل بيت عليهم السلام را نداشته باشيم. و امام صادق عليه السلام در تفسير همين آيه فرمودند مبادا به كسي دشنام دهيد آن‌ها هم به شما فحش مي‌دهند. پس ما اصل لعن را يك امر ثابت مي‌دانيم اصلاً بايد نه اين‌كه مي‌شود بايد دشمنان اهل بيت عليهم السلام را لعنت كرد اما هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد روش خاصي دارد كه روش آن را اهل بيت عليهم السلام به ما ياد داده‌اند.

مجري:

باز هم تأكيد مي‌كنيم كه آيت الله قزويني بارها فرموده‌اند كه جسارت به مقدسات اهل سنت گناهي نابخشودني است 

ايشان مجتهد هستند و درس خارج مقارن حتي در حوزه علميه دارند و در كنار آن قطعاً خدماتي كه ايشان در دفاع از اهل بيت عليهم السلام دارند كم نظير است،

بايد انصاف داشته باشيم خطاب من به شيعيان گرامي است بايد در اين خصوص با انصاف قضاوت كنيم ايشان بحث علمي مطرح مي‌كنند شبكه جهاني ولايت محل مطرح كردن بحث علمي است به دور از اين سب و شتم‌ها و توهين‌ها و فحاشي‌ها، اين‌جا بحث علمي مطرح مي‌شود 

استاد ابوالقاسمي:

يك تذكر بدهم كه مطيره را به سياه تفسير كردم كه مطيره به معناي باران خورده است، در روايت گوسفندهاي سياه، كه گوسفندهاي باران خورده است كه يعني گوسفندي كه باران خورده، كه چون پشمش جمع مي‌شود خيلي حالت ضعيف و مظلومي پيدا مي‌كند. 

مجري:

خانم محمديان بحثي را مطرح كردند و در مورد ام المؤمنين عايشه گفتند كه قرآن ايشان را مذمت كرده است، آيا اين‌كه قرآن ايشان را مذمت كرده ما نمي‌توانيم به او فحاشي كنيم؟ 

استاد ابوالقاسمي:

ما هر كسي را كه ثابت شود كه اين شخص دشمن اهل بيت عليهم السلام بوده، اين شخص ظالم بود آيه قرآن است كه لعنت خدا را بر ظالمين قرار مي‌دهد، سيره پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم و اهل بيت عليهم السلام است، اما قطعاً براي من ثابت شد اين آقا اين خانم اين مرد يا زن يا بچه دشمن خداست ظالم بوده و دشمن اهل بيت عليهم السلام است اين‌كه من او را لعن كنم با اين‌كه بيايم جلوي مردم نام او را ببرم و فحاشي كنم با هم خيلي فرق دارد، زمين تا آسمان با هم فرق دارد. 

مجري:

متشكرم، التماس دعا يا علي مدد خدانگهدار. 

 


حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر