صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 22 مرداد 1394 تعداد بازديد: 741 
برکات فتواي رهبر انقلاب درباره عدم اهانت به مقدسات اهل تسنن/ برخي براي سرپوش گذاشتن به هوس‌هاي خود دم از ولايت و امام حسين مي‌زنند
  

مدير گروه آينده‌پژوهي پژوهشکده مهدويت با اشاره به تلاش تشيع لندني براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان گفت: برخي به اسم امام حسين(ع) و مکتب اهل‌بيت(ع) مي‌خواهند سرپوشي بر هوس‌ها و نفسانيات خود بگذارند؛ اين‌ها مي‌خواهند براي خودشان دکاني دست و پا کنند.



رهبر معظم انقلاب در ديدار مسوولان نظام و ميهمانان بيست و هشتمين کنفرانس بين المللي وحدت اسلامي تأکيد مي‌کنند «آن تشيّعي که ارتباط به ام آي شش انگليس داشته باشد، آن تسنّني که مزدور سي آي اي آمريکا باشد، نه آن شيعه است، نه آن سنّي است؛ هر دو ضدّ اسلامند.»
امروزه فرد وقتي حوادث مختلف منطقه همانند جريانات حاکم در سوريه، عراق، ليبي، يمن و ديگر کشورهاي اسلامي را مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد، به نتيجه روشني مي‌رسد که استکبار جهاني با ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، توانسته بر اين مناطق و حتي حکام برخي از کشورهاي عربي به ظاهر اسلامي سيطره يابد. کشورهايي که از اسلاميت و عربيتشان نامي بيش باقي نمانده و سرسپرده مستکبران شده‌اند.
هر چند گروه‌هاي تکفيري ـ تروريستي دست نشانده کشورهاي غربي هستند، ولي نبايد از اين موضوع غفلت کرد که خود مسلمانان با تفرقه افکني زمين جهان اسلام را براي بذرپاشي گروه‌هاي تکفيري ـ تروريستي آماده کردند و اکنون اين شجره ملعونه، با خون‌هايي که به ناحق ريخته مي‌شوند، سيراب مي‌گردد. گروه‌هايي که برايشان شيعه و سني هيچ تفاوتي نداشته و تلميذ مکتبي هستند که جز ريختن خون، خشونت، ترور، انتحار، کشتن، غارت کردن و... انديشه ديگري براي عرضه ندارد.
اينجاست که فرد به عمق سخنان ولي امر مسلمين جهان پي مي‌برد، آن‌جايي که مي‌فرمايند «وقتِ آن رسيده است که دنياي اسلام به خود آيد و اسلام را به عنوان صراط المستقيم الهي و راه نجات انتخاب کند و در آن، با استحکام قدم بردارد. وقت آن رسيده است که دنياي اسلام، اتّحاد خود را حفظ کند و در مقابل دشمن مشترکي که همه گروه‌هاي اسلامي، آسيب آن دشمن را ديده‌اند ـ يعني استکبار و صهيونيسم ـ به طور متّحد بايستد، شعارهاي واحدي بدهد، تبليغ واحدي بکند و راه واحدي را بپيمايد. ان‌شاءاللَّه مورد تأييد پروردگار و مورد حمايت قوانين و سنن الهي هم خواهد بود و پيش خواهد رفت.»(يکم مرداد ماه سال 76 در ديدار مهمانان کنفرانس وحدت اسلامي)
 
 
حجت‌الاسلام رحيم کارگر، مدير گروه آينده پژوهي پژوهشکده مهدويت و از محققان و پژوهشگران حوزوي نيز در گفت‌وگويي به پرسش‌هاي ما در زمينه وحدت پاسخ مي‌دهد که علاقه‌مندان در ادامه متن اين گفت‌وگو را از نظر مي‌گذارنند؛
 
اهميت وحدت در شرايط کنوني با توجه به حوادث مختلفي که در منطقه به ويژه کشورهاي اسلامي همانند عراق، سوريه و يمن رخ مي‌دهد چيست؟
اگر ما آينده‌نگري دقيق و جامعي از وضعيت منطقه خود يعني خاورميانه داشته باشيم، اگر آينده‌نگري خوبي نسبت به اوضاع جهاني داشته باشيم، به چند نکته اساسي دست مي‌يابيم که اين نکات به ما نشان مي‌دهد بايد راهبردهاي بلندمدت و اساسي اتخاذ کنيم تا بتوانيم از حوادثي که پيش مي‌آيد عبور کنيم.
نکته نخست درباره آينده خاورميانه اين است که ساختار منطقه مي‌خواهد تغيير پيدا کند و يک ساختار قومي و قبيله‌اي وابسته به غرب شکل بگيرد؛ يعني رنگ و بوي مذهبي و حتي رنگ و بوي ملي هم نداشته و تغيير ساختارها عمدتا براي جلب منفعت اسرائيل، غرب و آمريکا صورت مي‌گيرد. نکته دوم اين است که دنيا وابستگي شديدي به انرژي و منابع خاورميانه دارد که براي دسترسي به اين منابع، مسلما بايد بتواند سلطه و برتري خود را به شکل‌هاي مختلف حفظ کنند.
سومين و مهم‌ترين نکته، قدرت گرفتن اسلام در سطح جهان است. امروزه اسلام از يک سو نه تنها آيين فراگير و جهان شمول است، بلکه به شدت منافع استکبار و وابستگان به آن‌ را به چالش کشانده است. از سوي ديگر آينده جهان با موفقيت‌هاي اسلام عجين شده و احتمال گسترش شديد اسلام به ويژه در کشورهاي اروپايي بيش از پيش است و خود غربي‌ها نيز پيش بيني کرده‌اند که ترکيب جمعيتي اروپا به نفع مسلمانان تغيير پيدا خواهد کرد.
اين سه فاکتور و مؤلفه، سبب شده تا غربي‌ها و دشمنان، تلاش‌ها و برنامه‌هاي اساسي براي به دست گرفتن آينده خاورميانه اتخاذ کنند که مهم‌ترين آن‌ها ايجاد اختلاف ميان شيعه و سني است. در حقيقت غربي‌ها تا زماني که ميان مسلمانان اختلاف، چندگانگي و پراکندگي باشد، به موفقيت و پيروزي مي‌رسند. به عبارت ديگر مهم‌ترين نقطه قوت دشمنان اسلام و سرمايه آن‌ها براي تسلط هميشگي و مداوم بر منطقه، جدا کردن مسلمانان با ايجاد تفرقه از يک‌ديگر است؛ به همين دليل بايد وحدت مسلمانان به عنوان يک استراتژي و راهبرد بلند مدت در نظر گرفته شود. حتي خواسته ديني اين است که مسلمانان در صف واحد قرار گيرند تا دشمنان نتوانند در صفوف آن‌ها رخنه کرده و کشورهايشان را به چالش بکشانند و سبب عقب ماندگي و عقب افتادگي کشورهاي اسلامي شوند. به همين دليل وحدتي که ما بيان مي‌کنيم، يک وحدت ساختگي، ظاهري، فرمايشي نيست؛ بلکه يک وحدت معقول، درست، مطلوب، آينده‌نگر و آينده‌گرا است.
 
 
دليل موضع‌گيري برخي از افراد در قبال وحدت ميان مسلمانان چيست؟ چرا اين افراد تأکيد دارند که نبايد با عامه وحدت داشت؟
نخست بايد گفت که اين افراد معناي وحدت را نمي‌فهمند. وحدت به معناي يکي شدن واقعي نيست؛ وحدت به معناي کوتاه آمدن در مسائل اعتقادي نيست. وحدت به معناي دست کشيدن و کوتاه آمدن از ارزش‌ها و آرمان‌ها نيست. بلکه وحدت به معناي تکيه بر اعتقادات و باورهاي مشترک با حفظ اصول و آرمان‌ها است. وحدت، افزون‌بر تکيه بر باورهاي خود، عدم پرخاشگري در برابر ديگران، عدم توهين به باورهاي ديگران و عدم انجام کارهاي اختلاف افکن است؛ يعني کارهايي که منجر به افزايش دشمني، کينه، خصومت و بيگانگي مي‌شود.
وقتي معناي وحدت به خوبي درک شد، ضرورت اتخاذ راهبرد اساسي براي آينده کشورهاي اسلامي احساس شد، معنا ندارد که بگوييم چرا با مسلمانان اتحاد داشته باشيم. وقتي ما مي‌توانيم با مسيحيان يک نوع تعامل و اتحاد داشته باشيم، وقتي مي‌توانيم با ساير اديان تعامل و گفت‌وگو داشته باشيم، چرا نتوانيم با افرادي که از نظر اعتقادي به ما نزديک‌تر هستند، داراي خدا، پيامبر، قرآن، قبله‌ و باورهاي واحد هستيم، گفت‌‌وگو و تعامل داشته باشيم و صف متحدي تشکيل دهيم؟
بايد بدانيم که پيروزي و اقتدار ما منوط به داشتن اقتدار، شکوه و ابهت است که اين‌ها با وحدت حاصل مي‌شود؛ وگرنه دشمنان به راحتي هر چه تمام‌تر ما را خرد کرده و از بين مي‌برند. آن هم نه به دست خودشان، بلکه به دست خودمان به وسيله دشمني‌هايي که ايجاد مي‌کنيم، از بين مي‌برند. به همين دليل بنده از تمام کساني که در اين زمينه بعضاً سخناني مي‌‌گويند، فتوا صادر مي‌کنند، تقاضا مي‌کنم به مباني ديني و قرآني بازگردند. در برابر دين و قرآن نايستند؛ چرا که انجام کارهاي اختلاف افکنانه، ايستادگي در برابر آيات صريح قرآن است که به سبب عدم فهم معناي صحيح و درک ضرورت وحدت حاصل مي‌شود. دشمنان نيز تاکنون به خوبي از اين نقطه ضعف‌ها استفاده کرده و توانسته‌اند ضربات سهمگيني بر پيکره جامعه اسلامي وارد کنند.
 
 
 
طرح شعارهاي انحرافي در برابر شعارهاي وحدت چه طبعاتي خواهد داشت؟
مهم‌ترين و بدترين آثار شوم طرح اين شعارها به مسلمانان به ويژه مسلمانان کشورهايي همانند اندونزي، ميانمار، پاکستان، افغانستان، لبنان، سوريه، عراق و غيره باز مي‌گردد. بيشتر خون‌هايي که از مسلمانان به ويژه شيعيان اين کشورها ريخته مي‌شود از اين نوع نگرش‌ نشأت مي‌گيرد. نگرشي که سبب تشديد اختلافات، دشمني‌ها و تحريک عواطف و احساسات عده‌اي از انسان‌ها مي‌شود که نمي‌توانند حق و باطل را تشخيص دهند. به همين دليل اگر خوني از بيني شيعه‌اي در عالم به خاطر اين نوع تصميمات و اقدامات جاري شود، مسلما افراد نمي‌توانند در قيامت پاسخ آن را بدهند؛ چرا که صدمات و لطمات شديدي به افراد مي‌زنند.
اين‌گونه افراد بايد بدانند با طرح شعارهاي تفرقه‌افکن، سبب تقويت جبهه شيطاني سفيانيان و سلفي‌ها مي‌شوند. تروريست‌ها نيز از اين نقاطع ضعف بهره کاملي مي‌برند. چرا ريگي در منطقه سيستان و بلوچستان توانست عده‌اي را در کنار خود جمع کند؟ چرا امروزه برخي در عراق و سوريه عده‌اي را کنار خود جمع مي‌کنند؟ يکي از علت‌هاي اصلي آن، همين نوع نگرش است که به وسيله آن برخي از مسلمانان کوته‌بين و کم سواد را به بهانه‌ اين‌که شيعيان به مقدسات توهين مي‌کنند، دور خود جمع مي‌کنند و بدترين جنايات را عليه شيعيان انجام مي‌دهند. بايد بدانيم هر اقدامي که ما در جهت اختلاف افکني و جبهه‌گيري در برابر وحدت داشته باشيم، به يقين آب در آسياب دشمن ريختن است و جبهه تروريست‌ها، سلفي‌ها و سفياني‌ها را تقويت مي‌کنيم؛ همان افرادي که در سوريه و عراق فعال هستند و افتخارشان اين است که روزي سفياني ظهور کرده و اين‌ها از ياران و سربازان او مي‌شوند.
اين نوع اقدامات جلوتر از امام معصوم(ع) حرکت کردن است. بنده از تمام اين افراد و بزرگانشان تقاضامندم که به روايات معصومان(ع) بازگردند، به روايات نظر کنند تا ارزش وحدت و يکپارچگي را ياد بگيرند و جلوتر از معصوم(ع) حرکت نکنند. هر فردي جلوتر يا عقب‌تر از معصوم(ع) حرکت کند، به يقين در آتش دوزخ گرفتار و از راه مستقيم و درست خارج مي‌شود.
اهل‌بيت(ع) و بزرگان ديني ما همواره سفارش کرده‌اند که وحدت و همدلي خودمان را با مسلمانان حفظ کنيم و در مجالس آن‌ها حضور داشته باشيم. در ايام حج مشاهده مي‌کنيم که تمام مسلمانان برنامه‌هاي مشترکي را انجام مي‌دهند و کوچک‌ترين تعرضي نسبت به يک‌ديگر ندارند؛ ولي اگر ما(شيعيان) اختلاف و تفرقه ايجاد کنيم، وهابي‌ها حتي در مکه و مدينه نيز مسلمانان را عليه ما تحريک مي‌کنند؛ چنانچه اکنون نيز اين کار را انجام مي‌دهند، در حالي که مسلمانان با ما هيچ مشکلي ندارند.
 
شما نقش دشمنان و جريان‌هاي تندروي داخلي در دامن زدن به تفرقه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
بنده تمام آبشخور، ريشه و منشأ جريانات و گروه‌هاي تندروي داخلي را نمي‌دانم؛ ولي يقين دارم که کارشان الهي و مخلصانه نيست؛ در جهت تقويت مباني اهل‌بيت(ع) نيست. اين‌ها يا عده‌اي سرخورده هستند که مي‌خواهند عقده خودشان را از اين طريق فروبنشانند، يا فريب سخنان تند و به اصطلاح ولايي برخي را مي‌خورند که مسلما اشتباه مي‌کنند؛ چرا که اهل‌بيت(ع) نسبت به چنين اقداماتي رضايت ندارند. به عبارتي روشن‌تر، برخي از اين افراد کساني هستند که به اسم امام حسين(ع) و مکتب اهل‌بيت(ع) مي‌خواهند سرپوشي بر هوس‌ها و نفسانيات خود بگذارند و اين خطرناک‌ترين رفتاري است که بنده در احوالات و رفتار اين‌ها رصد کرده‌ام. در حالي که نفسانيات و هوس‌هاي دروني را نبايد به پاي امام حسين(ع) و اهل‌بيت(ع) نوشت. به نظر مي‌آيد عده‌اي مي‌خواهند براي خودشان دکاني دست و پا کرده و از اين طريق گروهي را جمع‌آوري کنند.
نکته ديگر اين است که دشمنان دين، انقلاب و دين ستيزان در چنين ماجراهايي آتش بيار معرکه هستند و آتش بيشتر از ناحيه افراد بي‌دين افروخته مي‌شود که مي‌خواهند سر به تن علما و مراجع نباشد. البته اين‌ها با ظاهر اسلامي وارد شده و عده‌اي را تحريک مي‌کنند تا بتوانند نظام جمهوري اسلامي را تضعيف کنند و يا موقعيت خود را قوت بخشند تا بر آمال پليدشان دسترسي داشته باشند.
دشمنان خارجي نيز از اين‌ها بهره مي‌برند و در برخي مواقع، هيچ نيازي ندارند که به صورت مستقيم وارد شوند و از اين‌ها بهره ببرند؛ چرا که اين گروه‌ها خود تيشه به ريشه اسلام، آيين و نظام مي‌زنند و امروزه خطرات اين اقدامات را در کشورهاي مختلف اسلامي مي‌بينيم. اگر مسلمانان همه در صف واحد قرار گيرند، افزون‌بر مستکبران، گروه‌هاي تروريستي و تکفيري، همانند سلفي‌هاي يزيدي مسلک نيز هيچ غلطي نمي‌توانند بکنند.
 
 
فتواي رهبر معظم انقلاب مبني بر عدم اهانت به مقدسات اهل سنت چه نقشي در ايجاد وحدت دارد؟
بنده وقتي به فتاواي رهبر معظم انقلاب به ويژه فتواي ايشان درباره عدم اهانت به مقدسات اهل سنت مراجعه مي‌کنم، بدون هيچ مدح و چاپلوسي مي‌توانم بگويم که اين رهبر بزرگوار با فتاواي خود نه تنها جمهوري اسلامي ايران را داهيانه مديريت کردند، بلکه توانستند جهان به ويژه جهان اسلام را با تمام شؤون و مناسکش به خوبي مديريت و رهبري کنند.
متأسفانه بسياري از مسلمانان از مباني والاي اهل‌بيت(ع) به دور هستند؛ با عمق اين مباحث و معارف آشنا نيستند. تنها به همين اندازه فهميده‌اند که خدا، اسلام، قرآن و پيامبر(ص) وجود دارد و بيشتر از اين موارد چيزي را نمي‌دانند. ما نبايد به مقدسات اين‌ها اهانت کنيم؛ چرا که به همين اندازه مي‌فهمند و خيال مي‌کنند که در راه پيامبر خدا(ص) گام بر مي‌دارند؛ در حالي که اگر ما بتوانيم با زبان خوش به تبليغ دين پرداخته و از ولايت و زيبايي‌هاي رفتاريي معصومان(ع) سخن بگوييم، به سمت ما ميل و گرايش پيدا مي‌کنند و از ما فرار نخواهند کرد.

بنده بايد بگويم که فتواي مقام معظم رهبري ناظر بر اين چند نکته اساسي است؛ نکته نخست، مقدسات هر کسي براي خودش محترم است و بايد مقدسات او پاس داشته شود. توهين و تخريبي عليه آن‌‌ها صورت نگيرد. نکته دوم، توهين و تخريب نتيجه معکوس مي‌دهد و منجر مي‌شود که زبان آن‌ها نيز به توهين، تمسخر و... باز شود. چنانچه وهابيت، امروز بدترين توهين‌ها را نسبت به اهل‌بيت(ع) به ويژه امام زمان(عج) به کار مي‌برند و کتاب‌هاي مفصلي در اين‌باره مي‌نويسند.
نکته سوم اين‌که مقام معظم رهبري خواستند بدين صورت صفوف اهل‌تسنن با وهابيت و تروريست‌ها سلفي جدا شود. نکته چهارم، فتواي رهبر معظم انقلاب نشانگر شکوه و عظمت جهان اسلام است و با اين فتوا، يک نوع يأسي در دشمنان ايجاد شد تا نتوانند از آب گل آلود طعمه خود را بگيرند. نکته پنجم، فضا و ميدان نبايد به دست افراد جاهل و تندرو سپرده شود؛ چرا که هر زمان فضا در دست اين طيف قرار گرفت، ما ضرر کرديم و خواهيم کرد؛ از اين‌رو مقام معظم رهبري خواستند فضا را از دست اين افراد خارج کنند تا مسلمانان بتوانند در يک فضاي آرام روبه جلو حرکت کنند.
نکته پاياني؛ يقين داشته باشيم که آينده براي مکتب اهل‌بيت(ع) است. يقين داشته باشيم اگر به خوبي به تبيين روش، سيره و پيام‌هاي اهل‌بيت(ع) بپردازيم، ديگران به اين مکتب گرويده مي‌شوند. اگر در موضوع مهدويت و آرمان‌هاي مهدويت سخن به ميان آوريم، دنيا به سمت ما گرايش پيدا خواهد کرد؛ چرا که سخن حق را خواهد شنيد. ما امروز بايد به فکر افزودن‌بر اصحاب و انصار امام زمان(عج) باشيم. به فکر جذب مسلمانان به سمت مهدي موعود باشيم تا بتوانيم اين ادعا را بکنيم که مسلمانان در هنگام ظهور، پشت سر حضرت حجت(عج) حرکت خواهند کرد و اين منوط به اين است که بتوانيم اين‌ها را با زبان ملايم و احترام آميز به سمت خودمان سوق دهيم و مسلما اين‌ها با صاحب الزمان(عج) و ما دشمني نخواهند کرد؛ بلکه از دوستداران و ياران حضرت حجت(عج) خواهند شد.
 
منبع: رسا



      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر