صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 18 مرداد 1394 تعداد بازديد: 1318 
رهبران معنوي داعش چه کساني هستند؟ + تصاوير
  

با وجود اين که البغدادي در رأس شوراي شريعت قرار دارد، ولي هميشه نظر مفتي‌ها را جويا مي‌شود. همه مفتي‌‌ها، از علماي برجسته هستند.



ابو عمر البغدادي (ابوعبدالله الرشيد البغدادي، هلاکت2010)، که بنا به سوابق موجود، بنيان گذار «دولت اسلامي عراق و شام» محسوب مي‌شود، ساختار کنوني اداره داعش را طرح‌ريزي کرد. او که بنا به گزارش‌ها، به سان بسياري از چهره‌هاي کليدي داعش، جزو افسران ارتش بعث عراق بود، مجموعه‌اي از شوراها را به عنوان ساختار سازماني معين کرد که به اين قرارند: شوراي رهبري، شوراي شريعت، شوراي «شورا»[1] (منظور مجمع مشورتي است) شوراي نظامي، شوراي امنيتي و تروئيکاي شريعت (مفتي‌هاي سه گانه).

 

البته لازم به ذکر است که در سال‌هاي پس از هلاکت ابوعمر البغدادي، و ارتقاء و گسترش گروه «دولت اسلامي عراق و شام»(داعش)، به لحاظ کمي و کيفي اين شوراها دچار تغييراتي شدند( به ويژه از بعد از فتح 4 استان عراق در تابستان گذشته). اکنون بر اساس قراين و گمانه‌زني‌ها، شوراي مالي، شوراي قضايي، شوراي رسانه، شوراي امور اطلاعاتي، شوراي امداد جنگنجويان به ساختار قبلي اضافه شده‌اند.

 

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
ابوعمر البغدادي
 

شوراي شريعت: بنا به گمانه‌زني‌ها، خود ابوبکر البغدادي شخصا در رأس اين شورا قرار دارد. داراي 6 عضو است که با تشبه به «شوراي 6 نفره» تعيين خليفه ايجاد شده است، که عمر ابن خطاب، در بستر مرگ شکل داده بود. دو کارويژه اصلي آن، يکي نظارت بر انطباق عملکرد شوراهاي ديگر با شريعت، و دومي انتخاب خليفه در صورت مرگ خليفه کنوني است. به تعبير بسياري از کارشناسان غربي، شوراي شريعت با وجود سهم کم‌تري که در اخبار مربوط به داعش دارد، حياتي‌ترين بخش اين گروه است. نظارت بر خطابه‌هاي خود به اصطلاح «خليفه ابراهيم» (ابوبکر البغدادي)، و ساير چهره‌هاي کليدي داعش، ابلاغ مجازات‌ها، مواعظ، حکميت، نظارت بر رسانه‌هاي گروه، تدوين مواد آموزشي براي نيروهاي تازه جذب‌شده و مشاوره به خليفه براي تصميم‌گيري درباره سرنوشت گروگان‌هاي گروه، از جمله کارکردهاي ديگر شوراي شريعت به حساب مي‌آيد.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
شوراي شريعت حياتي‌ترين بخش داعش است
 

توصيه‌هايي چون آتش زدن معاذ الکساسبه (خلبان اردني) و سربريدن جيمز فولي آمريکايي، از توصيه‌هاي آن بوده است. يکي از مفتي‌هاي جداشده از داعش، در مصاحبه با روزنامه الاخبار، گزارش داد که علاوه بر شوراي اصلي، شوراهاي کوچک‌تري در هر ناحيه وجود دارد که با هماهنگي با شوراي اصلي، درباره امور همان ناحيه تصميم‌گيري مي‌کند. به گفته او، شوراي اصلي داراي دو مفتي اصلي است که مفتي عراق و مفتي سوريه هستند. همين منبع، از فردي به نام «ابوعبدالله الکردي» به عنوان مفتي عراق نام برد.

 
يکي ديگر از به اصطلاح علماي سابق داعش، در مصاحبه‌اي که به صورت ناشناس با الشرق الاوسط انجام داده، روابط حاکم بر شوراي شريعت را اين گونه توضيح مي‌دهد:

"با وجود اين که البغدادي در رأس شوراست، ولي هميشه نظر مفتي‌ها را جويا مي‌شود. همه مفتي‌‌ها، از علماي برجسته هستند که درک عميقي از دين دارند. همگي حافظ قرآن هستند و اين درباره منابع اصلي حديث هم صدق مي‌کند - صحيح بخاري، صحيح مسلم، مسند ابن حنبل- ترمذي و ...- تنها برجسته‌ترين‌ها به شورا راه مي‌يابند . در واقع آن‌ها هستند که حکومت مي‌کنند."

البته همين مسأله باعث شده که تنش‌ها و چالش‌هايي هم ميان اعضاي خود اين شورا، يا ميان اين شوراي با ساير بخش‌هاي داعش به وجود بيايد. به ويژه آن جا که اين به اصطلاح علما هم نمي‌توانند براي پاره‌اي اعمال داعش توجيه شرعي پيدا کنند! يا زماني که به توصيه‌هاي آن‌ها به عنوان روحانيون برجسته از سوي ساير بخش‌ها يا حتي خود مثلا خليفه ترتيب اثر داده نمي‌شود. «هشام الهاشمي»، يکي از برجسته‌ترين کارشناسان مسايل داعش و نويسنده کتاب «دنياي داعش» از برخي شيوخ شناخته شده دولت اسلامي نام مي‌برد که در سال 2014، بر سر همين مسايل از گروه فاصله گرفتند: ابوشعيب المصري، ابوسليمان العتيبي، احمد المطيري، منيعه المنيعه و ابوهمام الشامي.

 

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
هشام الهاشمي

حتي به گفته هاشمي، برخي از آن‌ها با نفس اعلام خليفه از سوي گروه مخالف بوده و هستند، چرا که به اصطلاح حجت شرعي براي اعلام خليفه نمي‌بينند. البته برخي روايت‌ها حاکي از آن است که انتخاب البغدادي، بدون مشورت با شوراي شريعت انجام گرفت. گرچه نياز به يادآوري نيست که چنين اختلافاتي اگر وجود داشته باشد، بيشتر بر سر حدود قدرت و وزن کشي اختيارات در درون خود گروه است و وجه سياسي دارد، وگرنه بسياري از اعمال سبعانه و مخوف داعش از قبيل ذبح انسان‌ها، مصلوب کردن، مثله کردن، به بردگي گرفتن و آتش زدن انسان‌هاي زنده همگي با مهر تاييد همين شوراي شريعت انجام گرفته است. گويي اصولا براي ساير اعمال يک گروه خونخوار و شقي و قسي حجت شرعي و توجيهات منصوص وجود دارد، و اختلاف بر سر پاره‌اي اعمال سلايق در اجراست!

 

به هر حال، خود اين شورا از چند کميته تشکيل شده است که شامل کميته‌هاي فتاوا، تحقيق، مدارس مذهبي، امر به معروف و نهي از منکر، مساجد و قضاوت مي‌شود. مثلا کميته مدارس مذهبي مسؤول ارايه درس به نيروهاي تازه وارد، آموزش قضات و امامان مساجد است. گرچه روحانيوني از مليت‌هاي مختلف در اين شورا حضور دارند، ولي دست بالا از آن عراقي‌هاست. از معروف ترين روحانيون شوراي شريعت مي توان به ابو بکر القحطاني، عثمان النازح و ترکي البنعلي اشاره کرد که موسوم به تروئيکاي شريعت هستند(گزارش‌هاي تاييدشده از هلاکت عثمان النازح در محاصره عين العرب وجود دارد). علاوه بر کتب معتبر حديث در نزد اهل سنت (صحاح سته)، کتاب هايي چون «فقه جهاد»[2](14 درسگفتار فردي به نام ابوعبدالله مهاجر) هم مورد استفاده شوراست. به علاوه کتاب «مديريت وحشي‌گري»(اداره التوحش) نوشته يکي از استراتژيست‌هاي القاعده به نام مستعار ابوبکر ناجي (محمد حسن خليل الحکيم يا ابوجهاد مصري) در زمينه مسايل راهبردي مورد استناد آن هاست.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
عثمان النازح معدوم - از مفتيان شوراي شريعت

به نظر مي آيد که داعش، با به دست آوردن قلمرو بيشتر روي زمين و قرار دادن تعداد بيشتري از اهالي عراق و سوريه تحت سلطه خود، اکنون به دنبال ايجاد يک نوع سامان سياسي-اجتماعي بر مبناي نسخه داعشي از اسلام است. به بيان ديگر، با گذشت چهار سال از ظهور طوفاني داعش به عنوان يک جنبش انقلابي که نظم موجود در عراق و سوريه را به چالش کشيد، حالا اين گروه تروريستي خونريز به دنبال تثبيت خود به عنوان يک حکومت در سرزمين‌هاي تاکنون غصب کرده است. در اين ميان، تدوين و اجراي احکام «شريعه» (قرائت وهابي-تکفيري از اسلام) در قالب «فتاوا»، مهم‌ترين ابزار داعش براي حکومت درازمدت است، چرا که داعش به ساختار پارلمان و دستگاه قانون‌گذاري مدرن اعتقادي ندارد. مسلم است که براي اجراي چنين پروژه‌اي، علماي داعش که به عنوان «مفتي» شناخته مي‌شوند و رهبران معنوي آن به حساب مي‌آيند، نقشي اساسي براي اين گروه ايفا مي‌کنند. در يک کلام، شوراي شريعت، نقش يک مجلس قانونگذار را براي داعش بازي مي‌کند. در ادامه به معرفي چند تن از مهم‌ترين مفتيان داعشي مي‌پردازيم.


 

ترکي البنعلي

ترکي البنعلي، با نام اصلي ترکي بن مبارک بن عبدالله (معروف به ابوضرغام و ابوهمام الاثري، کنيه: ابوسفيان سلمي،1984) روحاني 31 ساله متولد بحرين، به عنوان رسانه‌اي‌ترين ايدئولوگ داعش شناخته مي‌شود. او به طور مرتب در انظار حضور به هم مي‌رساند، سخنراني مي‌کند، وارد مباحثات فعال اينترنتي با حاميان و منقدان خود مي‌شود و در کل، به ويترين معنوي داعش تبديل شده است. او با ريش و موهاي بلند سياهرنگ و مرتب شانه شده، لباس‌هاي سفيدرنگ آراسته و عينک ظريفي که به چشم مي‌زند، تلاش مي کند چهره يک روحاني تندروي جوان و جذاب را به نمايش بگذارد. بر خلاف بسياري از چهره‌هاي کليدي داعش، فضاي مجازي پر از عکس‌ها و ويديوهاي اين ايدئولوگ داعشي است و اين نشان مي‌دهد که تشکيلات داعش روي بعد تبليغي کار او، حساب زيادي گشوده است. هشام الهاشمي، کارشناس خبره مسايل داعش، او را "مثل حصاري مي داند که از ايدئولوژي داعش در برابر نفوذ، محافظت مي‌کند."

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند

اخباري وجود دارد که او نويسنده "شرح حال رسمي" خليفه خودخوانده داعش، ابوبکر البغدادي است. بيانيه‌ها و سخنراني‌هاي اين روحاني جوان و فوق-تندرو در مقياس وسيع در مناطق تحت کنترل داعش تکثير و توزيع مي‌شود. بنا به زندگينامه‌ مختصري که از او در سايت‌هاي جهادي وجود دارد، او در يک خانواده سرشناس بحريني به دنيا آمد و پرورش پيدا کرد. براي تحصيل علوم ديني به کالج مطالعات عربي و اسلامي دبي رفت، ولي بعد از مدتي به دليل ايدئولوژي افراطي خود از دبي اخراج شد. او تحصيلات ديني خود را در مدارس اسلامي بحرين و بيروت تکميل کرد و خيلي زود به چهره برجسته جامعه کوچک سلفي‌هاي فوق-محافظه‌کار در کشورهاي حوزه خليج فارس تبديل شد. او اوايل سال گذشته ميلادي به سوريه رفت و به داعش پيوست. نوع اسلامي که بن علي ارايه مي‌دهد، حال به جايي رسيده که نه تنها از سوي علماي سنت‌گراي منطقه زير سوال رفته، که حتي بسياري از علماي جهادي هم او را به خاطر تندروي مورد نکوهش قرار داده‌اند. از جمله «ابومحمد المقدسي» (عسام البرقاوي) روحاني تندروي اردني که گويي زماني مرشد ابومصعب الزرقاوي و البته استاد همين البنعلي بود، و همچنين «ابوقتاده الفلسطيني»، ديگر روحاني تندروي فلسطيني، اين نوع اسلام را وحشيانه معرفي کرده و پيروان آن را مشتي جنايتکار خواندند.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
ابوقتاده روحاني افراطي فلسطيني و از سرکردگان القائده، اسلام ترکي البنعلي را وحشيانه و حاميان آن را جنايتکار مي‌خواند

ترکي البنعلي، يکي از نظريه‌پردازان ذبح «کفار» است. همچنين او کسي است که براي حراج زنان ايزدي براي بردگي، توجيه شرعي ارايه کرد. در يک تالار گفت‌وگوي اينترنتي در يکي از پايگاه‌هاي وابسته به داعش، او با استناد به نظر «ابن تيميه» (نياي فکري وهابيت)، بردگي زنان جنگجويان کافر را مجاز دانست. در اين جا تذکر اين نکته لازم است که، گويي يک نوع بده بستان ميان به اصطلاح علماي داعشي و جنگجويان جوان اين گروه براي دادن فتاواي باب ميل به وجود آمده است. به اين مفهوم که، داعش به مانند سلف خود القاعده، با کنار گذاشتن روحانيت سنتي، ادعاي رجوع بي‌واسطه به قرآن و حديث را دارد. اصولا از ديد جهادي‌ها، روحانيت سنتي در جهان عرب چيزي بيش از آلت دست حکام خودکامه کشورهاي منطقه نيستند.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
ترکي البنعلي

نوجوانان و جواناني هم که به داعش مي پيوندند، چندان آگاهي عميقي از اسلام ندارند. آن‌ها در اوج شهوات و خواسته‌هاي جواني، عمدتا به قصد آزادسازي تکانه‌هاي جنسي و خشونت خود، آن هم در لواي جهاد، وارد ميدان‌هاي نبرد در سوريه و عراق مي‌شوند، و در آن‌جا، روحانيتي هست که خود جوان است، در علوم ديني چندان عقبه و تجربه‌اي ندارد، ولي فتاواي برانگيزاننده و باب ميل اين جوانان مي‌دهد (آخرين مورد از چنين شاهکارهايي برگزاري مسابقات قرآن با هديه يک زن اسير به برنده مسابقه بود!). ايمن التميمي، از تحليلگران مسايل جهادي‌ها در سوريه و عراق، معتقد است:

«قطعا يک مساله شکاف نسلي در اين جا وجود دارد. دولت اسلامي متفکران و جنگجويان جوان را جذب مي‌کند.»

در همين راستا، روزنامه لبناني الاخبار، در گزارشي از هشدار البنعلي به رهبري داعش خبر داد. بر مبناي اين گزارش، بن علي به البغدادي گفته است که گروه با "فروپاشي آرام" رو به رو خواهد شد، مگر اين که موفق به ارايه روحانيون جوان و افراطي جديد شود. گويا با چراغ سبز رهبري داعش، کار جذب دانشجويان افراط گراي مدارس اسلامي در سعودي، اردن، يمن و مراکش شروع شده است.

 

در ارديبهشت ماه دو سال پيش، وقتي ابوبکر البغدادي، شروع گسترش امارت خود را به سوي سوريه اعلام کرد، البنعلي اولين کسي بود که تک نگاره‌اي با عنوان "دست‌ها را براي بيعت با البغدادي دراز کنيد" نوشت.، و از همه مسلمانان مجاور امارت البغدادي خواست که با امير او بيعت کنند. عجيب اين که در همان تک نگاره، خليفه شدن البغدادي را پيش‌گويي مي‌کند: " از خدا مي‌خواهيم روزي را که شيخ خود را بر بالاي کرسي خلافت ببينيم." به علاوه، او در شرح حالي که براي البغدادي نگاشت، نسب او را به حضرت محمد(ص) رساند تا شرط قريشي بودن خليفه تأمين شود!
 
رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند

در اواخر آوريل 2014، البنعلي مقاله ديگري نوشت که در آن اعلان عمومي خلافت دولت اسلامي را در 29 ژوئن 2014 (1رمضان1435) پيش‌گويي کرد. در اين مکتوب، بنعلي، پيش از کسب قابليت سياسي کامل توسط داعش براي اعلام خلافت، همان استدلال حقوقي و شواهد برآمده از نصوصي را به کار برد که اندکي بعدتر، سخنگوي رسمي داعش در اعلان خلافت ماه رمضان خود به کار برد (و اين نشان از نفوذ بالاي البنعلي در اين گروه تروريستي دارد) -عمده اين استدلالات برگرفته از تفسير معروف «ابوعبدالله قرطبي» (فقيه و مفسر،متوفي 671هجري) موسوم به «تفسير قرطبي» گرفته شده است. بنعلي خلافت داعش را به عنوان " هسته آن خلافت پيش‌گويي شده و مبتني بر مشيت الهي" دانست. او دولت اسلامي عراق و شام را واجد آن حدي از قدرت و قابليت سياسي دانست که مقدمه يک خلافت اسلامي است.

 

در سوابق البنعلي چند نوبت بازداشت در کشورهاي مختلف به دليل اتهاماتي چون اشاعه تفکرات خشونت‌گرا، از راه به در کردن جوانان و ايدئولوژي انحرافي ديده مي‌شود و پيش از پيوستن به داعش، او را از ورود به کشورهاي امارات متحده، کويت، مصر و قطر منع کرده بودند. البنعلي شاگرد «ابومحمد المقديسي»، معروف‌ترين روحاني تکفيري زنده دنيا و پدر معنوي القاعده هم بوده است. بررسي مکتوبات و سخنراني‌هاي اين دو، نشان از بعضي خطوط ذهني مشترک و همفکري و تعاملات ميان اين دو به اصطلاح متفکر تکفيري دارد. پيش از پيوستن بنعلي به داعش، او در چند کتاب خود به تحسين استادش پرداخت و از انديشه اش دفاع کرد. المقدسي هم در جواب، دانش ديني شاگرد خود را گواهي کرد. به اين ترتيب که به او «اجازه کلي» براي تدريس تمام آثار او (المقديسي) را داد. المقديسي در مقدمه‌اي که براي يکي از کتاب‌هاي بنعلي در سال 2009 نگاشت، چنين از او ياد کرد:

 

"‌وقتي شور فوق‌العاده و حمايتش از دين، توحيد، جهاد و مجاهدين را ديدم، به او اجازه تدريس همه کتاب‌هايم را دادم....اگر شيخي حق باليدن به شاگردش را داشته باشد، من به اين برادر عزيزم مي‌بالم."

 

 

وقتي المقدسي يک «شوراي شريعت» در وبسايت خود ايجاد کرد (پاييز 2009) ، بنعلي را يکي از مفتي‌هاي آن تعيين کرد و حتي زماني که خود در زندان بود، به او اجازه صدور فتوا به جاي خود را داد.

 
رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
ابومحمد المقديسي

بنعلي از نام‌هاي مستعار زيادي استفاده کرده است تا به قول خود از شر "جباران و سرکوبگران کشورهاي عربي" در امان بماند. با قدرت‌گيري داعش از اوايل 2014، او در سوريه مستقر شد و از آن موقع به بعد بيشتر نام واقعي خود را به کار مي‌برد (برخي اسامي مستعار او: ابوخذيفه البحريني، ابوحزم السلفي، ابوبکر ابن عبدالعزيز الاثري). هنگامي که دولت بحرين تهديد کرد که شهروندي بحريني‌هايي را که در سوريه مي‌جنگند، باطل خواهد کرد، مگر اين که ظرف دو هفته به بحرين برگردند، او با نوشتن شعري، ضمن دست انداختن مفهوم شهروندي، چنين پاسخ داد: "‌آيا منطقي است حالا که تازه به شام، سرزمين نبردهاي حماسي رسيده‌ايم، بازگرديم؟....سرزميني که در آن اسلام حاکم است، سرزمين من است؛ اين جا سکونتگاه من است و به آن تعلق دارم."

 

با جاگيرشدن البنعلي در قلمرو غصب‌شده داعش در سوريه و دست بالا يافتن اين گروه ميان گروه‌هاي تروريستي-تکفيري ديگر منطقه، او کم کم قلم خود را عليه چهره‌هاي مذهبي ساير گروه‌ها تيز کرد. مهم‌ترين اين گروه‌هاي رقيب داعش، جبهه النصره و مجمع شوراي حرکت احرار الشام هستند. او با انتقاد از روحانيون تکفيري شناخته شده‌اي چون «اياد قنيبي»، «ابوبصير الطرطوسي»، «ابومحمد الجولاني» و «عدنان العرعور» شروع کرد و اکنون خود «ايمن الظواهري» و البته استاد سابق يعني «ابومحمد المقديسي» و «ابوقتاده فلسطيني»زير ضرب حملات کلامي اين ايدئولوگ داعش قرار دارند. حمله به استاد سابق البته از همه مهم‌تر است و نشان از تعميق شکاف نسلي ميان جبهه تکفير دارد.

 

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
ابومحمد المقديسي و ابوقتاده که از سوي دست‌پرورده خود، بنعلي، تکفير شدند
 

المقديسي در بيانيه‌اي در اوايل 2014، از شيخ‌هاي جوان جهادي انتقاد کرد که حرمت پيران را نگه نمي‌دارند (مانند ظواهري و ابوقتاده). او آن‌ها را متهم کرد که بر شانه‌هاي بهترين‌ها و درخشان‌ترين‌ها (!) ايستاده‌اند و همزمان تفکر آن‌ها را بي‌اعتبار مي‌کنند. چند روزي پيش از آن، بنعلي در بيانيه‌اي، سن و سال بالاي امثال ابوقتاده را عامل آشفتگي ذهني و عدم درک آن‌ها نسبت به داعش دانست. به واقع اين بيانيه، اظهار مخالفت آشکار سران داعش با مفهوم «اسبقيت» به عنوان فاکتور برتري ميان گروه‌هاي تکفيري بود؛ امري که بعدتر در نبردهاي خونين ميان النصره و داعش خود را نشان داد. البته با توجه به سن نسبتا کم خود البنعلي، طبيعي است که او و چهره‌هايي شبيه به او به دنبال سرنگوني تخت اهل فتواي سالخورده‌تر و جاافتاده‌تر تکفيري باشد، تا اينگونه به جايگاه خود استحکام دهند و نقش خود را بر تارک تفکر سلفي-جهادي حک کنند.

 

به نظر مي‌رسد پروژه البنعلي براي ايجاد يک نسل از رهبران مذهبي جوان فوق افراطي و آشنا با دستگاه‌هاي تبليغي مدرن، يکي از ستون‌هاي برنامه گروه‌هاي تروريستي داعش، در سال‌هاي آتي باشد. به هر حال، پس از شخص به اصطلاح خليفه ابراهيم، ظاهرا ترکي البنعلي مهم‌ترين چهره اصطلاحا معنوي داعش باشد.

 

ابومحمد العدناني

ابومحمد العدناني الشامي، با نام اصلي «طاها صبحي فلاحه»، سخنگوي رسمي گروه دولت اسلامي عراق و شام (داعش) است. او در سال 1977 در شهر «بنش» از استان ادلب سوريه به دنيا آمد. البته او بيشترين دوران عمر خود را در شهر حديثه در استان الانبار عراق زندگي کرد و جزو اولين جنگجوياني بود که نبرد با نيروهاي ائتلاف را در عراق آغاز کرد. در سال 2005، با نام جعلي «ياسر خلف حسين الراوي» توسط آمريکايي‌ها دستگير و 5 سال بعد در 2010 آزاد شد. به گفته مقامات امنيتي عراق او از نام‌هاي مستعاري چون طاها البنشي، جابر طاها فلاح، ابوبکر الخطاب و ابوصادق الراوري بهره مي‌برد.

 

در 15 آگوست 2014، شوراي امنيت نام او را به فهرست تحريم مالي و تسليحاتي افراد و موجوديت‌هاي مرتبط با القاعده اضافه کرد. در 18 آگوست 2014، وزارت خارجه ايالات متحده هم او را به عنوان «تروريست جهاني ويژه» معرفي و جايزه‌اي تا سقف 5 ميليون دلار را براي اطلاعات منجر به دستگيري او تعيين کرد. در 22 سپتامبر 2014، يک سخنراني به شدت تحريک‌کننده با عنوان "‌به راستي که خداوند شما همواره ناظر است" از او منتشر شد، که بسياري از ناظران آن را نخستين دستور رسمي داعش به پيروان اين گروه، براي کشتن «کافران» در کشورهاي غربي تلقي کرده‌اند:
 

«اگر مي‌توانيد يک کافر آمريکايي و اروپايي را بکشيد - به ويژه فرانسوي‌هاي خبيث و پليد- يا يک کانادايي، يا يک استراليايي، يا هر کسي از جبهه کفار، از جمله شهروندان کشورهايي که وارد ائتلاف جنگي با دولت اسلامي شده‌اند، پس به الله توکل کنيد، و او را به هر شيوه و راهي که مي‌توانيد بکشيد؛ سرش را با سنگ متلاشي کنيد، با چاقو بکشيد، يا با ماشين از رويش رد شويد، يا از بلندي پرتابش کنيد، يا خفه‌اش کنيد، يا مسموش کنيد.»

 

مطبوعات غربي اين شيوه مورد تشويق از سوي العدناني را اشاره به قتل يک سرباز بريتانيايي به نام «لي ريگباي» دانستند که در مي 2013، توسط دو جوان بريتانيايي با تفکر تکفيري در خياباني در لندن کشته شد. هم سر اورا به زمين کوبيدند و هم با ضربات متعدد چاقو مورد اصابت قرار گرفت.

 

 
العدناني که در سخنراني‌هايي که به طور مرتب منتشر مي‌کند به " صليبي‌هاي" غربي نسبت به ورود به جنگ با داعش هشدار مي‌دهد، در پيامي خطاب به اوباما، مداخله نيروهاي ائتلاف را "آخرين کارزار صليبيون" خواند و آن را محکوم به شکست دانست، کما اين که به زعم او صليبيون همواره شکست خورده‌اند.

 

العدناني همان کسي بود که در شب اول ماه رمضان سال گذشته، تشکيل خلافت اسلامي را رسما اعلام کرد: «اين اميدي است که در دل هر مجاهد موحدي پرمي‌کشد....اين خلافت است. اين خلافت است؛ واجب کنار گذاشته شده دوران ما...براي همه مسلمين روشن مي‌کنيم که با اين اعلام خلافت، بر همه مسلمين فرض است که بيعت خود را با خليفه (البغدادي) اعلام کنند.»

 

عدناني در سخناني که به عنوان مواضع رسمي داعش منتشر مي‌کند، به مسايلي چون بيعت گروه‌هاي تروريستي جديد با خليفه داعش در سرتاسر منطقه مي‌پردازد. براي مثال در پيام 30 دقيقه‌اي صوتي که در 22 ژوئن سال جاري از او منتشر شد، العدناني خبر انشعاب بخشي از تروريست‌هاي «امارت اسلامي قفقاز» که در بيعت با القاعده بودند و پيوستن آن‌ها به داعش را اعلام کرد. او به تروريست‌هاي قفقازي مژده داد که خليفه البغدادي بيعت آنان را پذيرفته است. اين مسأله از اين رو حايز اهميت است که بخشي از زبده‌ترين نيروهاي تروريستي و تکفيري در اين منطقه (به ويژه داغستان) زندگي مي‌کنند که ورود آن‌ها به نبرد ميداني، موجب تقويت نيروي رزم داعش مي‌شود. العدناني از طرف خليفه، کسي به نام «محمد القدري» را به عنوان امير داعش در قفقاز منصوب کرد و از همه مجاهدين قفقاز خواست که به کاروان القدري بپيوندند و با او بيعت کنند و در همه چيز جز گناهان پيرو او باشند.

 

بخش عمده اوقات العدناني، به مانند ترکي بن العلي، مصروف مقابله کلامي با گروه‌هاي تکفيري رقيب داعش مي‌شود. او به ويژه جدل‌هاي بسياري با ايمن الظواهري، رهبر فعلي القاعده داشته است که خواهان مصالحه و آشتي زيرشاخه پيشين القاعده (يعني داعش) با بدنه اصلي سازمان است. در حالي که داعش با سرزمين‌هايي که در عراق و سوريه غصب کرده است، ادعاي بالادستي و مشروعيت انحصاري در ميان همه گروه‌هاي جهادي دارد. به نظر عدناني همه تروريست‌هايي که در گروه‌هايي به جز داعش مي‌جنگند، در مسير باطل قرار دارند و تنها مسير صحيح جهاد با کفار، پيوستن به داعش و بيعت با ابوبکر البغدادي است. او در بيانيه‌اي که عليه نيروهاي سني معارض داعش در سوريه و ليبي صادر کرد، خطاب به انان چنين مي‌گويد:

 

«ما هم دعوت خود را از سربازاني که در دار و دسته‌هاي سوريه و ليبي مي‌جنگند، تجديد مي‌کنيم...ما از ايشان مي‌خواهيم که قبل از شروع جنگ عليه داعش (که همان حکم الله را اجرا مي‌کند) مدتي طولاني فکر کنند."

 

در همين جمله، ميزان تماميت‌خواهي گروهي تروريستي آشکار است، که هنوز هيچ هويت و مشروعيت تثبيت شده‌اي نداشته، خود را يگانه مسير رستگاري مي‌داند.

 

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
عکسي نادر از سه مفتي داعش؛ از راست: البنعلي، القحطاني و النازح

يکي ديگر از خطوط اصلي که العدناني در پيام‌هاي خود دنبال مي‌کند، شعله‌ور کردن يک جنگ فرقه‌اي تمام عيار ميان مسلمانان است. شيعيان که در بين تکفيري‌هاي عراق به عنوان «صفوي‌ها» شناخته مي‌شوند، هدف اصلي اين تحريکات مذهبي هستند. حتي قبل از اعلام خلافت در تابستان سال گذشته، العدناني اين خط را با شدت دنبال مي‌کرد. فراز زير از يکي از پيام‌هاي صوتي او به تاريخ 17 ژوئن 2013، اين حقيقت را آشکار مي‌کند. او خطاب به سني‌هاي سرتاسر منطقه چنين توصيه‌اي مي‌کند:

«اگر (در برابر شيعيان) حفاظت مي‌خواهيد، بايد سلاح برداريد. نسبت به پذيرفتن هر نوع طرحي آگاه باشيد، چرا که پذيرش هر طرحي، به معناي فريب خوردن دوباره از شيعيان است. به خداوند شما راه ديگري جز شمشير نداريد، و هر چه زودتر به سراغش برويد، پيروزي بيشتري از آن شماست، و تأخير مساوي با باخت خواهد بود."

 

عبدالله الجنابي، متولد 1951 در شهر فلوجه عراق، يک روحاني محلي بود که نام او اول بار در جريان شورش‌هاي فلوجه عليه نيروهاي ائتلاف در عراق بر سر زبان افتاد. گرچه از زمان صدام حسين هم به عنوان امام مسجد سعد ابن ابي وقاص، نماز جمعه برگزار مي‌کرد. اما در سال 1998، به دليل برخي انتقادات آشکار از دولت عراق، از امامت مسجد کنار گذاشته شد. با اين حال با سقوط صدام، او به جايگاهش در اين مسجد بازگشت، و اين بار تيغ تيز انتقادات او متوجه نيروهاي آمريکايي شد.

 

در «نبرد اول فلوجه» (آوريل 2004) و محاصره نافرجام اين شهر توسط آمريکايي‌ها، عبدالله جنابي در کنار عمر حديد، معاون ابومصعب الزرقاوي، نقش اصلي را در مقاومت شورشي‌هاي فلوجه در برابر آمريکاييان داشت. گرچه در جريان «نبرد دوم فلوجه» در سپتامبر همان سال و اشغال شهر توسط نيروهاي آمريکايي، الجنابي از شهر فرار کرد، ولي مدتي بعد دوباره بازگشت و در رأس گروهي فراگير از مبارزان ضد دولت عرق، موسوم به شوراي مجاهدين عراق (نزديک به القاعده) قرار گرفت.


 
نبرد فلوجه

«خون روي دست همه پليس‌هاست. ساختمان‌هاي پليس براي شکنجه و اعتراف‌گيري استفاده مي‌شد...و بايد نظافت شود».

اين بخشي از يکي از سخنراني‌هاي معروف او به عنوان امام مسجد سعد بن ابي وقاص در فلوجه، در دوران سلطه القاعده بر شهر بود.

«به خداوند قادر و خون شهيدان سوگند مي‌خوريم که ارتش صفوي‌ها وارد شهر نخواهد شد، مگر اين که از روي جنازه‌هاي ما گذر کند.»

 

تا زمان قدرت‌گيري القاعده در اواخر 2013، الجنابي به طور متناوب در مناطق مختلف تحت کنترل القاعده تردد داشت. اما در اوايل 2014 به فلوجه بازگشت و دوباره مواعظ پرحرارت خود را عليه دولت عراق، شيعيان و نيروهاي خارجي از سر گرفت. بنا به گزارش‌هاي نيروهاي امنيتي عراق، در هنگام برگزاري نماز جمعه توسط جنابي، حدود 200 مرد مسلح نقابدار مسجد و اطراف آن را قرق مي‌کنند و همه حاضران در مسجد، پيش از ورود بازرسي بدني مي‌شوند.

 

الجنابي از نيروهاي برجسته القاعده در عراق محسوب مي‌شد و اتحادي راهبردي با معاون مصعب الزرقاوي، عمر حديد، براي اداره فلوجه برقرار کرده بود. از همان زمان با راه انداختن محاکم شرعي و تشکيلات امر به معروف و نهي از منکر، روي طالبان را هم سفيد کرد. در زمان سلطه او و عمر الحديد، فلوجه دژ تروريست‌هاي جهادي از مليت‌هاي مختلف در عراق بود. با اعلام امارت اسلامي توسط ابوبکر البغدادي، او جزو اولين فرماندهان القاعده بود که با او بيعت کرد و اکنون به عنوان امير داعش در فلوجه شناخته مي‌شود. به علاوه، او يکي از اعضاي شوراي شريعت اين گروه هم هست. نکته جالب توجه در مورد الجنابي اين که، او جزو رهبران مذهبي صوفي مشرب فلوجه به حساب مي‌آيد. گرچه در حال حاضر به نظر مي‌رسد هيچ اثري از مشي ملايم و معتدل صوفيانه در او نمانده است و يکسره جامه سلفي‌گري بر تن کرده است.

 

احمد موسي جبرئيل

جبرئيل يک روحاني و واعظ 43 ساله اهل ميشيگان ايالات متحده است. او در خانواده‌اي فلسطيني به دنيا آمد و در کودکي، به واسطه تحصيل پدرش در دانشگاه اسلامي مدينه، 3 سال در مدينه زندگي کرد. نوجواني را دوباره در آمريکا گذراند، تا اين که براي تحصيل دانشگاهي راه پدر را در پيش گرفت و به دانشگاه اسلامي مدينه رفت. او تحصيات تکميلي خود را در رشته حقوق از دانشگاهي در ايالت ميشيگان دريافت کرد.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
احمد موسي جبرئيل

در سال 2006، او به اتهام کلاهبرداري‌هاي مالي مختلف، پولشويي، فريب شرکت‌هاي بيمه و فرار مالياتي به مبلغ 400000 دلار، به 6.5 زندان محکوم شد. در مارس 2012، با قيد «تحت نظارت 3 ساله دادگاه» از زندان آزاد شد و تنها دو سه هفته بعد، اولين پيام‌ها و موعظه‌هاي اينترنتي او در دفاع از تروريست‌ها در سوريه، منتشر شد. او که ساکن شهر «ديربورن» ايالت ميشيگان ساکن است، در نخستين پيام خود خطاب به مريدانش، بعد از آزادي در مارس 2012، چنين نوشت:

«وقتي برادران شما در سوريه سخن مي‌گويند، همگي بايد دهان خود را ببندند و گوش دهند، چرا که آن‌ها ثابت کرده‌اند که مردان واقعي هستند.»

او اکنون به قطب طرفدارن داعش در ايالات متحده تبديل شده است. جبريل به استفاده گسترده از ظرفيت شبکه‌هاي اجتماعي و فضاي مجازي براي تبليغ داعش در آمريکا کاملا واقف است و جالب اين که با وجود اين که تحت نظارت کامل دولت فدرال ايالات متحده قرار دارد، بي‌محابا در سخنراني‌هاي خود نفرت‌پراکني مي‌کند و کفار غيرمسلمان را مستحق مرگ مي‌داند. يکي از اهداف ثابت حملات کلامي او، شيعيان هستند که طبق سنت واعظان تندروي وهابي، بعضا از کفار هم بدتر معرفي مي‌شوند.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
احمد موسي جبرئيل؛ الهام‌بخش جوانان غربي مشتاق داعش
 

طبق گزارش «مرکز بين المللي براي مطالعه افراط گرايي و خشونت سياسي»، در ماه مي سال گذشته ميلادي، احمد موسي جبريل يکي از پرطرفدار ترين روحانيون در ميان طرفداران داعش است و به نوعي نقش الهام‌بخش را براي جوانان غربي مشتاق پيوستن به داعش ايجاد مي کند. اين گزارش با تحليل محتواي وبسايت‌هاي طرفدار جبرئيل، نشان مي‌دهد که جبرئيل يکسره به تشويق جوانان غربي به گسترش اسلام با شمشير و آغاز جنگ مقدس و نفرت از غيرمسلمين مشغول است. «پتر نويمن» استاد مطالعات امنيتي کينگ کالج لندن درباره شيوه جبرئيل چنين مي‌گويد:

 

«او همان توجيهات الهياتي و سياسي را براي اين جوانان فراهم مي‌کند که خودشان جوياي آن هستند. وجود او براي داعش مهم است. او آن چه را که آن‌ها فکر مي‌کنند، صورت‌بندي مي‌ند. او خيال آن‌ها را راحت مي‌کند.»

 

 

اين گزارش در يک پويش آماري از 190 جوان جنگجوي عضو گروه‌هاي تروريستي در عراق و سوريه، از ايالات متحده، اروپا، کانادا و استراليا، چنين نتايجي ارايه مي‌دهد:

-21 درصد آن ها احمد جبرئيل را د فيسبوک لايک مي‌کردند (بالاترين درصد در ميان چهره‌هاي جهادي).

-60 درصد آن‌ها او را در توئيتر دنبال مي‌کردند (باز هم بالاترين درصد در توئيتر)

-78 درصد لايک‌هاي فيسبوک جبرئيل مربوط به اعضاي داعش و جبهه النصره بود.

-86 درصد دنبال‌کنندگان توئيتري احمد جبرئيل از اعضاي داعش و جبهه النصره بودند.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند
صفحه احمد جبرئيل در توئيتر

البته گفتني است که بعد از انتشار چند گزارش از فعاليت‌هاي احمد جبرئيل در حمايت و تبليغ براي گروه‌هاي تروريستي، مقامات دولت فدرال احساس خطر کرده و فشارها را بر او افزودند، به نحوي که از ژانويه 2015، از ميزان پست‌هاي اينترنتي او کاسته شد. ليکن در همين چند ماه سکوت اينترنتي، لايک‌هاي او در فيس بوک از 217000 به 240000 رسيد و گروه‌هاي طرفدار او که «شيخ احمد» صدايش مي‌کنند، با ارسال پيام‌هايي خواستار کاهش فشارها بر او آزادي بيشتر براي فعاليت‌هايش هستند.

رهبران معنوي داعش؛مفتياني که بر سرير خون نشسته‌اند

 

موسي سِرانتونيو

رابرت موسي سرانتونيو، متولد 1985 در ملبورن استراليا، يکي از محبوب‌ترين و تأثيرگذارترين مبلغان داعش، به ويژه در ميان طرفداران غربي اين گروه تروريستي است. اين به اصطلاح شيخ استراليايي داعش، سال گذشته، پس از 5 ماه قرار داشتن تحت نظارت پليس فيليپين (به دليل دعوت به خشونت و ديدگاه‌هاي افراطي)، در جولاي گذشته در شهر لاپو لاپوي فيليپين دستگير شد. البته بعد از بازجويي توسط مقامات پليس فدرال استراليا، خيلي زود آزاد شد. نکته قابل توجه اين که، همزمان با اين حضور در آپارتماني در شهر لاپو لاپو، او از طريق توئيتر و فيسبوک خود، به هواداران و پيروانش چنين گزارش مي‌داد که در راه سوريه است:

«ان شاالله خيلي زود به شام خواهم رسيد. ما را که در حال بستن بار خود هستيم، دعا کنيد.»

 

او اندکي قبل‌تر، در زمان اعلام خلافت ابوبکر البغدادي، با چنين واژگاني آن را تهنيت گفته بود:

«الحمدلله استقرار اين خلافت در اين ماه مبارک، موجي از شادي براي همه مسلمين بود، و شعف زيادي براي هم ما به وجود آورد.»

همين به اصطلاح شيخ، در زمان دستگيري، با 11 خط موبايل، يک ساعت گرانقيمت تگ هوير، و مبالغي وجه نقد، با يک زن فيليپيني (بعد مدعي شد که همسر مسلمان فيليپيني اوست)، در آپارتمانش به سر مي‌برد.

 
بنا به گزارش ها، او در 17 سالگي به اسلام گرويد و تبديل به يکي از معروف‌ترين مبلغان آنلاين تروريست‌هاي عراق و سوريه شد. گويا از اوايل 20 سالگي، سرانتونيو در ارتباط نزديک با «انور الافلاکي»، يکي از فرماندهان اصلي القاعده قرار داشت (که در 2011 به هلاکت رسيد). گزارش مرکز بين‌المللي براي مطالعات افراط گرايي (مستقر در لندن)، موسي سرانتونيو را يکي از "مراجع معنوي" جنگجويان خارجي پيرو داعش معرفي مي کند، گرچه هيچ مدرک روشني از نقش مستقيم او در انتقال تروريست هاي به سوريه و عراق يا ارتباط‌گيري با آن‌ها وجود ندارد.

او معمولا در ويدئوها و سخنراني‌هاي اينترنتي خود لحني پرحرارت، جوان‌پسند و گاه بسيار عاميانه به کار مي‌گيرد، در نتيجه روي تازه‌مسلمانان نوجوان و جوان غربي تأثير بالايي اعمال مي‌کند (مثلا او براي اشاره به وزارت خارجه آمريکا از واژه "فاحشه آشغال يانکي" استفاده مي‌کند). مثل ساير مبلغان و روحانيون جوان داعشي (به ويژه ترکي البنعلي) اين وهابي جوان هم به شدت متکي به شبکه‌هاي ‌اجتماعي و ظرفيت‌هاي دنياي مجازي است. صفحه فيسبوک او در ميان تروريست‌هاي اهل دنياي مجازي، سومين صفحه پرلايک است. روزنامه گاردين انگليس، او را همچون يک «ليدر تماشاگران فوتبال» يا چيرليدر براي داعش خوانده است.

 

«واضح است که او چهره مهمي است که پيام‌هاي سياسي، اخلاقي و معنوي او براي بخشي از جنگجويان خارجي جذاب است.»

 

به هر حال، مقامات استراليايي، به ويژه خود نخست وزير توني آبوت که به شدت نگران "رشد خانگي" افراط گرايي و بازگشت تروريست‌ها به خاک کشور، بسيار نگران و آشفته شده‌اند، با اين دستگيري و محدودتر کردن امکانات تبليغي امثال سرانتونيو، قصد دارند اين پيام را مخابره کنند که اوضاع فعلا تحت کنترل است.

 

منبع: مشرق




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر