صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 26 شهريور 1391 تعداد بازديد: 2501 
اهداف استکبار از ساخت فیلم توهین به پیامبر اعظم (ص)
حبل المتین
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

برنامه حبل المتين؛

استاد: آيت الله دکتر سيد محمد حسيني قزويني

26 / 06 / 1391

موضوع: اهداف استكبار از ساخت فيلم توهين به پيامبر اعظم (ص)

استاد قزويني

هتک حرمت به ساحت پيامبر نور و رحمت و اشرف خلائق را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم و همه مسلمانان تسليت عرض مي‌کنم؛ پيامبري که خدا در شأن ايشان مي‌فرمايد:

لولاك لما خلقت الأفلاك.

مناقب آل أبي طالب - ابن شهر آشوب – ج1، ص 186 و بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 16، ص406

هفته کرامت و ميلاد مقدس فاطمه معصومه که ما افتخار حضور بيش از 40 سال در سايه سار اين بزرگوار را داريم و برادر بزرگوارش آقا علي بن موسي الرضا را نيز به حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و همه علاقه مندان به اهل بيت عصمت و طهارت تبريک عرض مي‌کنم.

خدا را قسم مي‌دهم به آبروي محمد و آل محمد، پاداش ما و عيدي ما را فرج مولاي‌مان بقية الله الاعظم قرار بدهد ان شاء الله.

مجري:

انگيزه اساسي از ساخت اين گونه فيلم‌ها چيست؟

استاد قزويني:

در رابطه با قضيه اهانت به عزيزترين و گرامي‌ترين و با فضيلت‌ترين انسان‌ عالم هستي و افضل انبياء و افضل خلائق، نبي نور و رحمت، چه در اين قضيه اخير و چه در قضاياي مشابه قبل، مثل قضيه کاريکاتوري که بعضي از معاندين، 3 سال قبل انجام دادند و همچنين قضيه سوزاندن قرآن و فيلم فتنه و همچنين آيات شيطاني، نشانگر اين است که مخالفين اسلام و دشمنان قرآن، از گسترش فرهنگ اسلامي در عرصه بين الملل به وحشت افتاده‌اند.

احساس مي‌کنند که با روي کار آمدن فرهنگ اسلامي و قر‌آني، منافع آن‌ها در همه جا به ويژه در خاورميانه و کشورهاي اسلامي به خطر مي‌افتد و ديگر نمي‌توانند اموال و ثروت مسلمان‌ها را تصاحب کنند و کشورهاي اسلامي را استعمار خودشان در بياورند.

به ويژه در اين 3 سال اخير که بيداري اسلامي در منطقه ايجاد شد و در هر کشوري که آن حکومت‌هاي طاغوتي و استبدادي وابسطه به کفر جهاني از بين رفت و به جاي آن حکومت اسلامي جايگزين شد.

در هر کشوري که اين اتفاق افتاد، منافع آن‌ها به خطر افتاد و چه بسا سلب شد و ديگر اميدي به اين که بتوانند در اين کشورهايي که تازه به اسلام گرويده ‌اند، باز گردند و دوباره منافع‌شان را تأمين کنند، اميدي ندارند.

براي همين اين‌ها براي اين‌که بتوانند در اين زمينه قدم‌هايي بردارند، مطالبي را پخش مي‌کنند تا به خيال خودشان جوان‌هاي مسلمان و همچنين جوان‌هاي غير مسلماني را که به طرف اسلام کشيده مي‌شوند نسبت به پيامبر اکرم و نسبت به قرآن کريم، بد بين کنند.

دوستان مي‌گويند: شما قلب فولادي داريد، من صحنه‌هاي زيادي را که در فيلم مي‌بينيم، امروز من اين فيلم را به دقت از اول تا آخر ديدم، 12 ساعت است که سر گيجه دارم و بدنم مي‌لرزد.

اين فيلم به قدري وقيح است و به قدري اهانت‌ها بي‌شرمانه است، اگر در يک جمله بگويم: بنده در طول بيش از 40 سال حضور در حوزه و دانشگاه و با آن مطالعات و تجربياتي که داشتم، به هيچ وجه همچين اهانتي در عمرم سابقه نداشته است.

نمي‌دانم که اين آقايان از روي چه برنامه و چه اصلي، اين طور برنامه‌ها را تنظيم مي‌کنند.

ابتدا در اين فيلم يک تصويري از اسلام و تروريست مطرح مي‌کند و مي‌گويد: انسان به اضافه ايکس، يعني: تروريست.

تروريست منهاي ايکس؛ يعني: انسان.

بعد برنامه‌هايي در اين فيلم وجود دارد که واقعاً انسان از بيان او شرم دارد.

يک آدم وقيح و بي‌حياء و يک وحشي به تمام معنا اگر بخواهد دهان آلوده و گنديده‌تر از توالتش را باز کند، بيش از اين نمي‌تواند.

ابتدا نسبت به نبي مکرم، يک تعبيري را به کار مي‌برد که واقعاً پناه مي‌بريم به خداي عالم و الان که من مي‌گويم: خدا شاهد است که بدنم مي‌لرزد.

نستجير بالله، نستجير بالله، نستجير بالله (من از بينندگان عزيز عذر خواهي مي‌کنم و از ساحت مقدس حضرت ولي عصر معذرت مي‌خواهم) قضيه ترويج همجنس بازي و کشتن مردان و زنان و زنده نگه داشتن فرزندان‌شان براي اميال آلوده جنسي و ارتباط نادرست نبي مکرم نسبت به زنان، نه تنها به همسران خودش؛ بلکه به همسران ديگر.

اين را به قرآن چسباندند و مي‌گويند: در قرآن است که شما مي‌توانيد هر کسي را بکشيد و همسر او را تصاحب کنيد و حتي تصاحب زنان شوهر دار از ديدگاه قرآن.

من از دوستان تقاضا مي‌کنم که سراغ اين مطالب نروند و آن سايت‌هايي که اين را گذاشته‌اند، درخواست کنند که اين مطالب را از آنجا حذف کنند.

اگر بعضي از سايت‌هاي معاند، اين فيلم را گذاشته‌اند، فشار بياورند که اين فيلم را از آنجا بردارند و در غير اين صورت هک کردن اين سايت‌ها از اوجب واجبات است.

اگر صلاح باشد، من به بعضي از مطالب اين فيلم در حد خيلي محترمانه و تلفيق شده‌اش در اواسط برنامه اشاره خواهم کرد.

آنچه که مهم است که عزيزان در اين زمينه داشته باشند، اين است که دشمنان اسلام و قرآن که در رأس آن يهود و صهيونيزم است، به وحشت افتاده‌اند.

همان تعبيري را که بن گوريون نخست وزير سابق دولت غاصب صهيونيستي داشت اين است که گفت:

ان اخشي ما نخشاه ان يظهر في العالم العربي محمد جديد.

روزنامه الکفاه الاسلامي سال 1955 هفته دوم ماه نيسان

آنچه که ما را به وحشت انداخته اين است که مي‌ترسيم در جهان عرب محمد تازه‌اي ظهور کند.

خود بن گوريون يک شخصيتي است که من گمانم بينندگان عزيز ما با او آشنا هستند و 9 بار به نخست وزيري رژيم غاصب صهيونيستي در آمد و چه جنايت‌هايي که بر عليه مسلمان‌ها ايجاد نکرد.

خود گلادستون نخست وزير اسبق بريتانيا که بين سال‌هاي 1809 تا 98 بوده و رهبر ليبرال‌ها بوده است و چهار بار به مقام نخست وزيري انگلستان رسيد.

ايشان با کمال صراحت گفت: (من گمانم که براي مسلمان‌ها حجت تمام است)

مادام هذا القرآن موجودا في ايدي المسلمين فلن تستطيع اروبا السيطره علي الشرق ولا ان تکون هي نفسها في امان.

مادامي که اين قرآن در دست مسلمان‌ها هست، اروپا نمي‌تواند بر شرق تسلط بيابد و نمي‌تواند احساس امنيت کند.

با وجود اين‌که قرآن دست مسلمان‌ها است، استعمارگران احساس امنيت نمي‌کنند.

من واقعاً تعجب مي‌کنم وقتي که رئيس جمهور آمريکا، اوباما در رابطه با اين قضايا بدون کوچک‌ترين عذر خواهي از مسلمان‌ها که يک ميليارد و 700 ميليون مسلمان هستند، تنها چيزي که بسنده مي‌کند اين است که: آن کساني که به سفارت ما حمله کردند، با آن‌ها برخورد قاطع خواهيم کرد.

اين باعث شد الحمد لله چهره واقعي اين کفر جهاني کاملا روشن شود و آبرو و حيثيتي در غرب و در يهود و صهيونيزم نماند.

يک نفرتي در ميان مسلمان‌ها ايجاد شده که در تاريخ بي‌نظير بوده است.

گرچه بهاي سنگيني مسلمان‌ها دادند.

هر کاري انجام دهند، باز اين احساسات جريحه دار شده مسلمان‌ها را جبران نمي‌کند.

مسلمان‌ها بايد به غيرت بيايند (من بعضي از راهکارها را هم در پايان اشاره خواهم کرد) و به اين تظاهرات و به اين اعلام نفرت و تنفر و مشت‌هاي گره کرده به طرف دهان ياوه سرايان و دشمنان بايد ادامه دهند.

از اين‌که بخواهند سفارت خانه‌ها را تخريب کنند و بعضي از افرادي که دخيل نبوده‌اند را بکشند، اين از ديدگاه اسلامي نادرست است.

اين را همان طوري که بزرگان و مراجع ما اشاره داشتند، دشمن همين را مي‌خواهد که اين را بهانه قرار دهد که مسلمان‌ها را انسان‌هاي غير متمدن يا وحشي و تروريست جلوه دهد. آن‌ها هم مي‌خواهند از اين کار سوء استفاده کنند.

آن عزيزاني که صداي ما را مي‌شنوند، چه در داخل و چه در خارج، در اين طور قضايا به هيچ وجه دخالت نکنند. اگر در يک اجتماعي ديدند که منجر به تخريب و کشت و کشتار مي‌شود، واجب است که از آن اجتماع فاصله بگيرند.

ما کاري به مسائل سياسي نداريم.

از نظر ديني و اسلامي قرآن مي‌فرمايد:

وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.

سوره مائده آيه 8

اگر يک آدم پست و رذل و پست‌تر از هر پستي مي‌آيد همچنين جسارتي مي‌کند، لازمه‌اش اين نيست که ما افراد ديگري را که دخيل نبوده در اين قضايا بخواهيم مجازات کنيم.

نبي مکرم و امير المؤمنين در تمام جنگ، آن موازين اسلامي را کاملاً رعايت مي‌کردند.

مهمتر از همه اين است، عزيزان مسلمان و برادران اهل سنت که در کشورهاي اسلامي الحمد لله يک خيزش خيلي خوبي شده است و يک انقلاب خيلي پر شکوهي ايجاد شده است عليه دشمنان اسلام و قرآن و نبي مکرم، گرچه بنده تا به حال نديدم که در کشور عربستان سعودي کوچک‌ترين عکس العملي نشان دهند يا جناب مفتي اعظم آقاي آل شيخ به خاطر اين که يک آخوند ديوانه‌اي (مراجع ما ديوانه تعبير کردند) در لندن به همسر پيغمبر عائشه اهانت کرده بود، بيانيه داد و سخنراني کرد؛ ولي در اين قضايا بنده تا الان (حتي به دوستان هم گفته بودم که تو سايت‌ها بگردند که اين آقايان يا آقاي ملک عبد الله که فعلاً افتخار نوکري آمريکا و صهيونيزم را دارد، تا به حال هيچ حرکتي انجام نداده است) نديدم که کاري کرده باشند.

همين رؤساي کشورهاي حاشيه خليج فارس، نديده‌ايم که هيچ عکس العملي از خودشان در اين زمينه نشان دهند.

واقعاً احساس مي‌کنيم که اين‌ها نوکري تام التمام خودشان را براي دشمنان اسلام و قرآن اثبات کردند.

براي مردم منطقه قضيه کاملا روشن و واضح شده است.

من هم از مسؤلين محترم جمهوري اسلامي و از سران کنفرانس اسلامي و از مردم در خواست مي‌کنم که به دولت‌ها فشار بياورند که به مجمع عمومي سازمان ملل و در مراکز قانون گذاري بين المللي و حقوقي، قانوني به هر قيمتي است تصويب شود که اهانت به مقدسات ديني چه اسلام و چه يهود و چه مسيحيت، گناه و جرم است و اگر کسي اگر چه به بهانه آزادي بيان (اين در حقيقت يک حرف نادرست و نشان‌گر توحش گوينده است که چون آزادي بيان هست، مردم مي‌توانند به هر چيزي جسارت کنند) به مقدسات ديني اهانت کند بايد مجازات شود.

شما در قضاياي هلوکاست قانوني تصويب کرديد در سال 2005 که اگر کسي منکر باشد، (در حالي که دروغ بوده است و پرفسورها و شخصيت‌هاي متعددي اثبات کردند که دروغ است) مجرم وگناهکار است.

همين الان، من آمار دارم که حدود 12 نفر از شخصيت‌هاي برجسته بين المللي و پرفسورها گوشه زندان هستند به خاطر همين قضيه.

من معتقد هستم که بايد اين خيزش‌ها به آنجا برسد که دولت‌ها به ويژه سازمان کنفرانس اسلامي فشار بياوردند تا اين قانون تصويب شود که هرگونه اهانت به مقدسات ديني به ويژه به مقدسات اسلامي، (که امروز يک ميليارد و هفتصد ميليون پيرو دارد) جرم است و مجازات سنگيني براي اين بايد در نظر گرفته شود.

اين غيرت اسلامي بايد به جوش بيايد و بايد ادامه دهند.

شايد 40 دقيقه ديگر آيت الله مکارم شيرازي روي خط بيايند و پيامي دهند که پيام ايشان را هم همه خواهيم شنيد.

ديروز آيات شيطاني نوشتند و کاريکاتور کشيدند. من کاريکاتور را دارم.

خدا شاهد است که من وقتي بعضي وقت‌ها به اين کاريکاتورهايي که از نبي مکرم کشيده‌اند نگاه مي‌کنم، بدنم مي‌لرزد.

اگر آن زمان يک مشت محکمي به دهان اين‌ها زده مي‌شد، وقتي که فيلم فتنه را درست کردند مشت محکمي زده مي‌شد،‌ در رابطه با سلمان رشدي تمام کشورهاي اسلامي اقدام مي‌‌کردند و روابط خود را (هم روابط سياسي و هم روابط نفتي که امروز خداي عالم يک سرمايه بزرگي را در اختيار مسلمان‌ها قرار داده است که تمام دنيا محتاج کشورهاي اسلامي هستند.) قطع مي‌کردند، امروز اين اتفاق نمي‌افتاد.

اگر 24 ساعت لوله نفت را قطع کنيد، آن‌ها به زانو در مي‌آيند و مجبور هستند که تسليم مسلمان‌ها شوند؛ ولي متأسفانه سران برخي از دولت‌هاي اسلامي که تأثير گذار هستند در منطقه، کاري به اين قضايا ندارند.

حکومت‌شان را ادامه دهند و آن تاج و تخت‌شان را حفظ شود، هر اتفاقي که مي‌خواهد بيافتد.

دکتر هانتينگتون بزرگ نظريه پرداز کاخ سفيد در کتاب برخورد تمدن‌ها مي‌گويد: اسلام بزرگ‌ترين و جدي‌ترين خطر براي سياست آمريکا در جهان معاصر است.

در اين کتاب راه کارهايي داده است براي مبارزه با اسلام و بد بين کردن جوان‌ها به ويژه تحصيل کرده‌ها نسبت به اسلام.

دکتر مايکل برانت که معاون سازمان سيا در مقاله که منتشر کرد به نام نقشه‌اي براي جدايي مکاتب الهي که در سايت‌هاي مختلف است، رسما اعلام کرد که امروز اسلام خطر جدي است و در ميان مذاهب اسلامي، مذهب شيعه خطرش کاملا براي استعمارگران و مستبدان مشهود است و بايد دولت مردان غربي براي مبارزه با اسلام به ويژه مکتب شيعه دست به کار شوند و اين اسلام و اين مذهب را به حاشيه برانند.

رسماً گفتند: امروزه برخورد نظامي فايده‌اي ندارد و در قضيه ويتنام و عراق مشخص شده است.

الان در افغانستان پشيمان هستند.

امروز روي آوردند به برخورد تمدن و جنگ نرم يا به تعبير يکي از اعاظم، شبيه خون فرهنگي و با اين وضع، سنگر به سنگر جلو مي‌روند.

اگر مسلمان‌ها در ابتدا مقاومت مي‌کردند و کشورهاي اسلامي مقاومت مي‌کردند و در برابر اين‌ها مي‌ايستادند، ما شاهد اين نبوديم.

اگر ما کوتاه بياييم، يقين داشته باشيم که در آينده مسائل تندتر و وقيح‌تر از اين را هم شاهد خواهيم بود.

مجري:

به نظر مي‌رسد که اين ترورهاي وهابيون که کارهاي سخيف و وحشتناکي در اقصي نقاط عالم انجام مي‌دهند ، يکي از عوامل ساخت اين فيلم باشد، نظر حضرت عالي در اين رابطه چيست؟

استاد قزويني:

اين انتحارها و آدم کشي‌ها و جنايات، فقط منحصر به ايران و افغانستان و پاکستان و عراق نيست؛ بلکه در هرکجاي دنيا که انفجاري صورت مي‌گيرد، در بخش اعظم آن ردپاي وهابيت و القاعده و طالبان پيدا مي‌شود و اين‌ها هم با کمال وقاحت، مسؤليت اين انفجارها و اين انتحارها را هم به عهده مي‌گيرند.

اين باعث شده است که در ميان مردم، يک حالت اسلام ستيزي ايجاد شود.

بنده که 2 سال قبل در آلمان بوده‌ام و در بعضي از کشورهاي اروپايي که مسافرت داشتيم، جلساتي داشتيم مي‌گفتند: الان کار به جايي رسيده است که اگر يک کسي بخواهد در يک اداره و مؤسسه و ارگاني بخواهد استخدام شود، اگر بفهمند که مسلمان است از استخدامش جلوگيري مي‌کنند؛ چون اسلام در اينجا به عنوان يک دين ترور است و مسلمان يعني تروريست.

ما در خيلي از جاهايي که هستيم، تا به حال جرأت نکرديم که بگوييم مسلمان هستيم و اين واقعا مايه تأسف است.

ديشب يکي از شبکه‌هاي وهابي با يکي از اين ورشکسته‌گان سياسي تماسي داشت و ايشان اعلام کرد: يکي از علل ساخت اين فيلم‌‌ها ترورها و آدم کشي‌هايي است که امروز در سوريه انجام مي‌شود، چه تروريست‌ها و مخالفين دولت و چه موافقين.

اين حرف براي اين آقايان خيلي سنگين بود.

همين که اسم طالبان را آورد سريع در وسط حرفش پريدند و قطع کردند.

دوباره ايشان ادامه داد که اين جنايتي که امروز در نقاط مختلف جهان توسط طالبان صورت مي‌گيرد، اين زمينه اسلام گريزي و اهانت به مقدسات اسلامي را فراهم مي‌کند. اين عبارت خيلي خوبي بود.

در نهايت که نتوانستند تحمل کنند، گفتند: افراد ديگري هم بنا است که روي خط بيايند و به يک نوعي عذرش را خواستند.

پسر آقاي خزعلي را آوردند، ما موضع‌مان را معين کرديم؛ ولي آبرو و حيثيت‌شان رفت.

تلفن‌هايي که به خود اين آقايان کردند، الحق و الانصاف اين آقا سوادي نداشت؛ ولي آن کسي که در برابر اين بود، صد مرتبه از ايشان بي‌سوادتر بود.

اميداوار هستيم که اين برنامه را ادامه دهند. خود آقايان هم دادشان در آمده بود.

اين شبکه‌ها مصداق اين آيه هستند که مي‌فرمايد:

يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ.

سوره حشر آيه 2

و مصداق اتم اجابت دعاي نبي مکرم هستند که در غدير خم فرمود:

وَاخْذُلْ من خَذَلَهُ

مسند أحمد بن حنبل، ج 1، ص 119

اين خذلاني که اين‌ها هر روز مي‌بينند، حداقل به خود بيايند که اين نتيجه نفرين نبي مکرم صلي اله عليه وآله است.

نرم افزار نقد وهابيت که در سايت‌ها هم وجود دارد و در سي دي‌ها هم پخش کرده‌ايم که در اينجا مباحث زيادي را آورديم که از جمله‌ آن‌ها جديدترين جنايات وهابيت است که اين‌ها را به صورت مستند آورديم که در ايران چه جناياتي کردند و در افغانستان و پاکستان و عراق و ترکيه و لبنان و حتي رد خود عربستان اين‌ها از 2003 تا 2007 که من آمار دارم، 12 عمليات تروريستي انجام داده‌اند.

در کويت، يمن و اردن حتي در خود الجزاير 6 عمليات تروريستي قبل از 2010 انجام داده‌اند. در مصر هم 7 عمليات تروريستي که خودشان هم قبول کردند انجام داده‌اند.

در هند و در روسيه 25 عمليات تروريستي توسط همين گروه القاعده و طالبان و وهابي‌ها انجام شده است.

10 نوامبر 24 کشته و 9 مي 2002، 24 کشته و 170 نفر زخمي داشتند.

شرم آور است.

در خود لندن هم عمليات داشتند که اين‌ها را در روزنامه النهار المغربية صوت الناس و صحرا المغربية 16 مي 2006 و مجله تنظيم القاعدة من داخل القدس العربية و نشرية الشرق الاوسط وجود دارد.

اين‌ها تمام مستند است که از روزنامه‌ها و مجلات و سايت‌ها در آورديم.

اگر فرصتي شود، من يک روزي در رابطه با ترورهايي که اين‌ها انجام داده‌اند در کشورهاي مختلف، نه تنها در ايران و پاکستان و افغانستان و در چچن و لبنان؛ بلکه در همه جاي عالم عمليات مي‌‌کنند.

همان طوري که اين آقاي نوري زاده مي‌گفت: اين‌ها دارند آدم مي‌کشند و سر مي‌برند و به روي انسان بي‌گناه بنزين مي‌ريزند و آتش مي‌زنند و الله اکبر مي‌گويند و قرآن مي‌خوانند. سر يک انساني را مثل يک حيوان مي‌خوابانند و مي‌برند و سر بريده‌شان را با الله اکبر نمايش مي‌دهند.

بچه 12 ساله را به بيابان مي‌برند و چاقو دستش مي‌دهند و يک شيعه را مي‌خوابانند و راه سر بريدن شيعه را به يک بچه 12 ساله آموزش مي‌دهند، آن وقتي دارند آموزش مي‌دهند و اين بچه چاقو را به گلوي يک انسان بي‌گناه مي‌گذارد با الله اکبر. نتيجه اين کارها اين مي‌شود که به پيامبر چنين جسارت شود.

وقتي که اين جنايات و آدم کشي‌ها و ترورها توسط اين وهابيت تکفيري و طالبان و القاعده و سپاه صحابه انجام مي‌شود،‌ تنفر جهاني را از اسلام ايجاد مي‌کند.

من همين جا از همه عزيزان مسلمان؛ چه شيعه و چه سني و مراکز اسلامي در کشورهاي اروپايي و آمريکايي و تمام انجمن‌هاي اسلامي و دانشجويان عزيز چه شيعه و چه سني، در خواست مي‌کنم و دست شما را مي‌فشارم و بر پيشاني شما بوسه مي‌زنم، تبليغ کنيد و اعلام کنيد که وهابيت هيچ ارتباطي به اسلام ندارد.

القاعده و طالبان، دشمنان اسلام هستند که به نام اسلام جنايت مي‌کنند.

اما پيغمبر اسلام، پيغمبر نور و رحمت بود.

در قرآن 114 سوره است که در 113 سوره با نام الرحمن و الرحيم آغاز شده است و در 2 جاي ديگر قرآن باز نام بسم الله آمده است.

نبي مکرم و ائمه هداء سلام الله عليهم اجمعين و اهل بيت عصمت و طهارت، در رابطه با احترام به انسان‌ها؛ حتي در نامه 53 نهج البلاغه، اميرالمؤمنين وقتي به مالک اشتر نخعي دستور مي‌دهد و مي‌گويد: اين کساني که شما پيش آنها رفتيد، همانند گرگ درنده به جان اين‌ها نباش و اموال اين‌ها را تصاحب کني و اموال اين‌ها را بدري چون:

إما أخ لك في الدين وإما نظير لك في الخلق.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 3 ص 84

يا برادران ديني تو هستند و يا برادران خلقتي تو هستند.

يا مسلمان هستند که با شما برادرند و يا مسلمان نيست (يهودي يا مسيحي و بي‌دين است) ولي در سايه حکومت اسلامي است، تو با آن‌‌ها مخلوق يک خدا هستي و در اين‌که در خلقت با هم برابر هستيد و از يک خدا نشأت گرفته‌ايد، در اينجا با هم برابر هستيد.

ما يکي از وظائفي که بايد انجام دهيم،‌ اين است که همه مراکز اسلامي و همه جوان‌ها چه در داخل جمهوري اسلامي و چه خارج به ويژه در کشورهاي اروپايي و آمريکا، تلاش کنند که ماهيت وهابيت را به مردم معرفي کنند و روشن کنند و به مردم بگويند: اين‌ها خودشان را به اسلام چسباندند و اسلام را يدک مي‌کشند.

دوستان اگر سايت ولي عصر يا وهابي دات کام را مراجعه کنند،‌ در اين دو سايت و همچنين سايت‌هاي ديگر، کاملاً مباحث اين‌ها روشن شده است و افشاگري‌هاي خوبي شده است.

پاسخگويي به شبهات يک بحث ديگري است که ما بايد آماده و مجهز باشيم و شبهاتي که مطرح مي‌کنند، به صورت کوبنده جواب دهيم؛ ولي آن چيزي که امروز از همه مسلمان‌ها مخصوصا مراکز اسلامي انتظار مي‌رود، اين است که چهره واقعي وهابيت را به مردم بشناسانند.

يکي از ره آورد سفرم به آلمان اين بود که 184 مرکز اسلامي شيعي ثبت شده دارند که خودشان اتحاديه دارند و هيئت امناء و مدير عامل دارند.

نزديک 200 مرکز اسلامي شيعه در يک کشور اروپايي، يک نويد مبارکي است.

اين‌ها بايد دست به کار شوند و تنها نماز خواندن و مراسم دعاي کميل و دعاي ندبه و يک سري عزاداري‌ها نبايد باشد.

امروز يک جنگ نرمي عليه اسلام و عليه شيعه و عليه اهل بيت آغاز شده است که يکي از اين مبارزين در خط مقدم به ويژه خاورميانه همين وهابيت پليد و تکفيري است و اين باعث شده است که چهره اسلام به عنوان يک دين خشن در عرصه بين الملل ايجاد شده است.

ما نمي‌گوييم که با اين‌ها مبارزه کنيد و اين‌ها را بکشيد و شما هم مقابله به مثل کنيد.

اسلام با اين‌ها مخالف است.

آنچه که مهم است افشاگري و معرفي ماهيت اين‌ها و مباني فکري و اعتقادي اين‌ها است که از ابن تيميه شروع شده است که مي‌گويد: تمام مسلمان‌هاي عالم هر کس به پيامبران و اولياء متوسل شود مهدور الدم است و قتل آن واجب است.

محمد بن عبد الوهاب مي‌آيد به بهانه توسل که نص آيه قرآن است که مي‌فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.

سوره مائده آيه 35

و توسل به حضرت يعقوب به نبي مکرم و به حضرت موسي که به صراحت در قرآن آمده است مي‌گويد:

من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم أنه كافر مرتد حلال المال والدم .

الرسائل الشخصية، ج 1، ص 147

اين هم قتلش واجب است و هم تصرف اموالش جايز است.

اين‌ها را اگر به مردم خوب معرفي کنيم، قطعاً اين تبليغات سوئي که ايجاد شده است و اين بد بيني که نسبت به اسلام و قرآن و نبي مکرم صلي اله عليه وآله و مسلمانان ايجاد شده است قطعا از بين خواهد رفت.

مجري:

حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي پشت خط هستند.

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

استاد قزويني:

بنده هم خدمت حضرت عالي سلام عرض مي‌کنم و تشکر مي‌کنم از شما که با اين همه مشغله و گرفتاري‌هايي که داشتيد، بزرگواري کرديد و به برنامه خودتان آمديد.

موضوع بحث ما هم علل اهانت‌ها به ساحت مقدس نبي گرامي و قرآن کريم و مقدسات ديني و راه کارهايي که بايد امروز براي جلوگيري از تکرار مشابه اين قضايا باشد است.

آيت الله العظمي مکارم شيرازي:

من هم به جناب عالي و تمام کارکنان شبکه و همه بينندگان عزيز سلام عرض مي‌کنم.

در رابطه با مسئله فيلم موهن، من به دنبال اين بودم که اصل اين فيلم را به دست بياوريم و تمام ماهيتش را ببينيم که چيست.

همين طور که بگوييم فيلم موهن کافي نيست.

به منابع مختلفي گفتم و سفارش کردم تا اين‌‌ که امروز از صدا و سيما يک فيلم 13 دقيقه‌اي به اضافه شرح گزارش فارسي مضمون و محتواي فيلم را آوردند.

به قدري من ناراحت شدم، باور نمي‌کردم که به اين حد باشد.

تصور مي‌کنم که امشب از شدت ناراحتي خوابم نبرد.

اولش اختلاف بين مسيحيان مصر و مسلمانان را ايجاد مي‌کند و سعي مي‌کنند که اين‌ها را به جان هم بيندازند و به يک داروخانه مسيحي حمله شود و بزنند و بشکنند و غارت کنند و همسرش را بکشند و خيلي وضع فجيعي است.

بعد منتقل شدند به عصر پيغمبر اکرم.

آن وقت آنچه که مي‌شود از خشونت و وحشي‌گري و غارت و شکنجه و آدم کشي و مسائل وقيح جنسي حتي همجنس گرايي و اهانت به تمام زنان و همسران پيغمبر و اهانت به تمام ياران پيغمبر و نسبت‌هاي نارواي عجيبي به خود پيغمبر دادن و قتل و غارت و شکنجه در حد اعلي نشان مي‌دهند.

کثيف‌ترين و بدترين نسبت‌ها در آن ديده مي‌شود.

من گمان نمي‌کنم که تا به حال در طول تاريخ هيچ دشمني چنين اهانتي به اسلام و به پيغمبر اسلام کرده باشد.

سؤال کرديد که اهداف آن چه بوده است:

1. ايجاد اختلاف مذهبي بين مسيحيان و مسلمانان که از مصر شروع کنند و به ديگر مناطق برسند. وقتي دعواي مذهبي شود، جهان خواران راحت و آسوده خواهند بود.

2. ايجاد اختلاف بين خود مسلمانان، شيعيان و اهل سنت که اين‌ها را هم به جان هم بيندازند.

3. موج بيداري اسلامي را به اين وسيله تحت الشعاع قرار دهند.

4. اسلام با سرعت در اروپا و آمريکا نفوذ مي‌‌کند به طوري که در بعضي از سال‌ها بيشترين کتابي که در آمريکا به فروش مي‌رسيد، ترجمه انگليسي قرآن مجيد بوده است. همه در رابطه با قرآن مي‌خواستند که تحقيق کنند.

بنابراين نفوذ اسلام در آن مناطق و به قول بعضي‌ها که گفته بودند: ما آمريکايي‌ها ممکن است روزي از خواب بيدار شويم با اذان صبح مسلمانان در آمريکا.

بنابراين اين هم يکي از اهداف بوده است.

اتفاقا نتيجه معکوس داده است.

صفوف مسلمانان به هم فشرده‌تر شد و دست به دست هم دادند و مسيحيان انکار کردند و پاپ اين کار را محکوم کرد و قبطي‌هاي مصر هم اين قضيه را محکوم کردند و اقليت‌هاي مذهبي ايران همه محکوم کردند.

بنابراين يک وحدتي ايجاد شد بر ضد اين کاري که اين‌ها کرده بودند و يک نفرت عمومي شديد در جهان اسلام، بر ضد اين فيلم و بنيان گذاران و کساني که همکاري مي‌کردند، پيدا شد.

اين نفرت وقتي به حد اعلي رسيد که وقتي گفتند که اين را محکوم کنيد، گفتند: نمي‌توانيم محکوم کنيم، اين نتيجه آزادي بيان است.

فرهنگ آن‌ها در آزادي بيان اين است که بدترين فحش‌ها و دشنام‌ها و ناسزا و توهين و هتاکي نسبت به مقدس‌ترين مقدسات يک ميليارد و پانصد ميليون انسان در دنيا انجام دهند و نام اين را آزادي بيان بگذارند.

خود اين فرهنگ نفرت انگيز هم در اينجا رو نمايي شد و مسلمانان فهميدند که چه فرهنگي حاکم است. بايد جلوي اين کار رفت و جلوي تکرار آن را گرفت.

علماي اهل تشيع و اهل تسنن و مخصوصا شيخ الازهر و مسؤلين محترم جمهوري اسلامي و ساير سران کشورهاي اسلامي، ما از آن‌ها مي‌خواهيم که جهت جلوگيري از اهانت به مقدسات ديني به ويژه اسلام، قانوني در مجمع عمومي سازمان ملل تصويب نمايند.

ما نمي‌گوييم منحصراً اسلام.

هيچ کسي حق ندارد به مقدسات مذهب ديگري اهانت کند و اين يک جرم در دنيا شناخته شود.

اگر اين کار نباشد و اين گونه مسائل تکرار شود، دنيا نا امن مي‌شود.

همان طوري که الان يک نا امني براي خودشان در کشورهاي اسلامي ايجاد کردند و در بيرون کشورهاي اسلامي اين نا امني توسعه پيدا مي‌کند.

ما بايد دنيايي امن و امان داشته باشيم.

اين اموري که سبب نا امني دنيا مي‌شود، بايد به صورت يک قانون ممنوع شود.

چرا در مقابل اين سازمان ملل، ملل کوتاهي کنند؟

چرا مراکز جهاني در مقابل آن سکوت کنند؟

ما در اينجا يک گله‌اي از وهابيين حجاز داريم که بايد بگوييم، اين‌ها عکس العمل مناسبي نشان ندادند. مگر وهابيين حجاز پيغمبر را محترم نمي‌دانند؟ چرا عکس العمل نشان ندادند؟

بعضي از مطبوعات وابسته به آن‌ها سعي کردند که توجيه کنند.

جمله عجيبي بود که اصلا چنين فيلمي در دنيا وجود ندارد. شرق و غرب عالم را پر کرده است و در همه جا داد و فرياد بلند است، آن وقت اين‌ها مي‌گويند: چنين فيلمي در عالم وجود ندارد.

اين‌ها هم بيايند به مسلمانان ديگر بپيوندند و سوء ظن براي خودشان ايجاد نکنند که بگويند: وهابي‌ها علاقه‌اي به پيغمبر ندارند و اين‌ها مذهبي غير از اسلام دارند.

براي اين برادران خوب نيست، بيايند و همسان ساير مسلمين جهان، ابراز انزجار کنند. محاکمه کنند و مجازات قانوني کنند.

ما نمي‌گوييم که بي‌حساب و کتاب.

خطر بزرگي درست کرده‌اند براي جهان.

اگر اين‌ها ادامه پيدا کند، جهاني روز به روز نا امن‌تر خواهيم داشت.

اميدوارم ان شاء الله همه بيدار شويم و همه بيدار شوند و جلوي اين کارهاي بسيار زشت و نفرت انگيز و ننگين را بگيرند و از شما برادر عزيز و ساير برادران عزيز تشکر مي‌کنم که پيام ما را به گروه عظيمي از مسلمين جهان و حتي غير مسلمان‌ها رسانديد.

والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

استاد قزويني:

متشکر هستيم از بزرگواري شما خدا جزاي خيرتان دهد.

مجري:

از حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي متشکر هستيم.

ما در اسلام يک مصيبتي داريم که در کتب روائي‌مان است که به نام اسرائيليات است.

مباحثي را که يهود دسيسه کرد و در داخل اسلام و در احاديث اسلامي قرار دادند که معروف است به نام اسرائيليات که هم شيعه و هم اهل سنت گرفتار اين قضايا هستند.

الحمد لله شيعه توانسته اين‌ها را دسته بندي کند و جدا کند و مشخص کرده است؛ ولي متأسفانه در کتب اهل سنت اين مباحث خيلي وجود دارد و بسياري از اين مباحث در ميان اين مباحثي که تقديم شما مي‌شود، حضرت استاد بيان مي‌کنند و اشاره مي‌کنند.

مثلاً مي‌گويند: اين حديث در کتاب صحيح مسلم است؛ ولي ما اين را اصلاً قبول نداريم و اصلاً جزء اسلام قبول نداريم و اين را صد در صد مي‌گوئيم که کار يهود است که داخل برنامه‌ها کرده است.

لطف کنيد رابطه و نقش اين اسرائيليات که در کتب اهل سنت است با اين اهانت‌هايي که الان به پيامبر اسلام مي‌شود، توضيح دهيد.

استاد قزويني:

آنچه که محرز و ضروري است، يک خلع ويژه‌اي بعد از نبي مکرم در جهان اسلام ايجاد شد که عقيده اين است.

آنچه که واقعا شمشير بران اسلام بود و سيف الاسلام بود، به تعبير خليفه دوم که مي‌گويد:

لولا سيفه لما قام عمود الإسلام .

شرح نهج البلاغة، ج 12، ص 51

اگر شمشير علي نبود، پرچم اسلام برافراشته نمي‌شد.

مرکز علم نبي مکرم است؛ چون پيامبر مي‌فرمايد:

أنا مدينة العلم وعلي بابها.

المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 138

آن عدالت علي، با همه ويژگي‌ها کنار زده شد و افرادي آمدند و يک خلعي در اينجا ايجاد شد و از اين خلع دشمنان اسلام به ويژه يهود، حداکثر استفاده را کردند.

مردم از امثال علي روي گردان شدند و در صحنه حضور نداشت؛ ولي کعب الاحبار و تميم داري‌ها کرسي تدريس در مسجد نبي مکرم دارند.

اين‌ها باعث شد که اين اسرائيليات و مطالب خرافي و موهومات از تورات و انجيل وارد جامعه اسلامي شد و وارد کتب گرديد.

ما نمي‌خواهيم بگوييم که در کتاب‌هاي شيعه همچنين چيزي اصلا وجود ندارد، بنده عرض مي‌کنم که در کتاب‌هاي شيعه هم غالباً از اهل سنت نقل شده است.

اگر اسرائيليات وارد کتب شيعه شده باشد، عمدتا از کتاب‌هاي اهل سنت آمده است و در کتاب‌هاي ما هم هست.

آقاي ابن خلدون که يک چهره بلند آوازه اهل سنت است، همان قضايايي که بعد از نبي گرامي ايجاد شد مثل کعب الاحبار و عبد الله سلام و امثال اين‌ها آمده‌اند و يک سري مطالبي را از تورات و انجيل وارد کردند:

فامتلأت التفاسير من المنقولات عندهم ...وتساهل المفسرون في مثل ذلك وملأوا كتب التفسير بهذه المنقولات وأصلها كما قلنا عن أهل التوراة.

مقدمة ابن خلدون، ج 1، ص 439 و ص 440

تفاسير ما اهل سنت مملو شده است از اسرائيلياتي که توسط کعب الاحبار و عبد الله سلام و امثال اين‌ها ايجاد شده است و مفسران هم در اين زمينه سهل انگاري کردند و کتاب‌هاي تفسير هم از اين اسرائيليات مملو شده است و از گفته‌هاي عبد الله سلام و کعب الاحبار و امثال اين‌ها و تمام اين اسرائيلياتي که در کتاب‌هاي ما آمده است، همه از تورات سرچشمه گرفته است.

اين عبارتي است که اين آقا بيان کرده است و قطعاً شيعه نيست.

من گمان نمي‌کنم که شبکه‌هاي وهابي، شناسنامه شيعي براي ابن خلدون درست کنند؛ چون ابن خلدون يک چهره ضد شيعي است و حتي بر خلاف عقيده وهابيت که اصل مهدويت را قطعي و متواتر مي‌دانند و انکار مهدويت را بدعت و جهالت مي‌دانند، آقاي ابن خلدون منکر مهدويت است.

ايشان همچين تعبيري دارد.

من چند شب قبل در يکي از اين شبکه‌هاي وهابي يک عبارتي را که قطعا از اسرائيليات سرچشمه گرفته است و در صحيح‌ترين کتاب‌هاي عزيزان اهل سنت ما آمده است که خداي عالم هر شب وقتي که يک سوم آن سپري مي‌شود، از عرش به آسمان دنيا مي‌آيد و مي‌گويد: من خدا هستم، هرکس حاجتي يا مشکلي يا مريضي دارد بيايد، (بلا تشبيه بعضي از اين وانتي‌هايي که سبزي فروشي مي‌کنند و داد مي‌زند سبزي مي‌خواهيد يا تربچه مي‌خواهيد يا شلغم مي‌خواهيد، بياييد) اين روايت در کتب اهل سنت (اين يک نمونه براي شما روشن کننده است) از ابو هريره نقل شده است که از پيغمبر نقل مي‌کند:

يَنْزِلُ الله إلى السَّمَاءِ الدُّنْيَا كُلَّ لَيْلَةٍ حين يَمْضِي ثُلُثُ اللَّيْلِ الْأَوَّلُ فيقول أنا الْمَلِكُ أنا الْمَلِكُ من ذَا الذي يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ له من ذَا الذي يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ من ذَا الذي يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ له فلا يَزَالُ كَذَلِكَ حتى يُضِيءَ الْفَجْرُ .

صحيح مسلم، ج 1، ص 522

يک سوم شب که گذشت، خداي عالم مي‌آيد در کره زمين و مي‌گويد: گناهکارها بيايند، حاجت مندان بيايند، گرفتارها بيايند که من به کره زمين آمده‌ام. خداي عالم کارهاي مردم را انجام مي‌دهد تا اين‌که فجر دميده شود.

بعد از اين که فجر دميده شد به سمت عرش مي‌رود.

من معمولاً از مکتبه شاملة استفاده نمي‌کنم؛ چون مکتبه شاملة خودش اوپن است و خيلي راحت مي‌شود در آن تصرف کرد؛ ولي در الجامع الکبير کاملاً مسدود است و به هيچ وجه نمي‌شود تصرف کرد.

البته اين حديث در کتاب مسند احمد، سنن دارمي، سنن ترمزي هم وجود دارد.

در جامع الاحاديث جناب سيوطي اين تعبير آمده است:

حَتَّى إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ صَعَدَ عَلَى عَرْشِهِ.

جامع الأحاديث، ج 1، ص 312

وقتي که طلوع فجر شد، خداي عالم پر در مي‌آورد و بال مي‌زند و مي‌رود دوباره در عرش مي‌نشيند.

همين تعبير را آقاي ابن حجر عسقلاني در فتح الباري  جلد 13 صفحه 468 دارد که مي‌گويد:

فإذا طلع الفجر صعد إلى العرش.

وقتي که طلوع فجر شد، خداي عالم بساطش را جمع مي‌کند و بنا به نقل بعضي‌ها سوار الاغ مي‌شود (اين الاغ در اينجا نيست؛ ولي در کتاب‌هاي ديگرشان هست)‌ و به طرف عرش مي‌رود.

چندي قبل يک فيلمي براي من آوردند، يکي از علماي بزرگ سوري که تقريبا بعد از 60 سال شيعه شده بود، مي‌گفت: همين روايت را من ديدم و گفتم: اين روايت به هيچ وجه نمي‌تواند روايت صادقي باشد و قطعا دروغ است و هيچ شکي نيست؛ چون علم ثابت کرده است که کره زمين کروي است.

الان فرض کنيد که ما در ايران هستيم و ساعت 5:35 دقيقه اينجا طلوع فجر است. 5:45 دقيقه در تبريز طلوع فجر است. ساعت 6 در آنکارا طلوع فجر است.

همين طور هر لحظه‌اي از لحظات شبانه روز يک نقطه از کره زمين طلوع فجر است.

خدا اگر بخواهد بيايد کره زمين، ديگر براي هميشه در اين زندان مي‌ماند؛ چون منتظر است که طلوع فجر شود. خدا فقط مال خاورميانه نيست.

آن شب مجري شبکه وهابي کلمه که تقريبا ساعت 1 نيمه شب گذشته بود، گفت: الان آن وقتي است که خدا روي کره زمين براي حاجت دادن به مردم آمده است.

بعد يک کسي زنگ زد، گفت: از کجا معلوم طبق ثلث شب خاورميانه بيايد، شايد به وقت انگلستان و اروپا آمده باشد.

شما از کجا مي‌گوييد؟ ايشان نتوانست جواب دهد.

ما وهابيت را کنار مي‌گذاريم گرچه امشب حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي از وهابيت به عنوان برادر تعبير کردند که واقعاً نهايت لطف ايشان بوده است.

ما هم عرض کرديم که وهابيت را دو دسته مي‌دانيم، يک دسته وهابيت معتدل با اين‌ها ما واقعا رفت و آمد داريم و برادر هستيم و فرقي هم نمي‌کند.

يک تفکر وهابي دارند؛ ولي تکفيري نيستند و مسلمان‌ها را کافر و نجس و شيعه را کافر و نجس و مهدور الدم نمي‌دانند.

ما تقاضايي که داريم از علماي بزرگ اهل سنت چه داخل و چه خارج و از مولوي‌هاي عزيز و ماموستاهاي گرامي و مفتيان کشورهاي اسلامي و دانشجويان و طلاب حوزه‌هاي علميه اين است که بنده به عنوان برادر کوچک پيشاني شما را مي‌بوسم و دست شما را مي‌فشارم، بياييد يک شهامتي نشان دهيد و يک شجاعتي از خودتان به خرج دهيد و سد شکني کنيد.

اين که اگر کسي در مورد صحيح بخاري و صحيح مسلم بخواهد تحقيق کند، بدعت گذار است، رها کنيد.

فرضاً اين‌ها را دشمنان درست کردند يا علماي گذشته درست کردند، علماي گذشته بيش از هزار سال نمي‌توانند براي تعيين و تکليف کنند.

بياييد به جاي ختم صحيح بخاري و ميلياردي هزينه کردن، برنامه‌هاي تحقيق در صحيح بخاري و مسلم بگذاريد و اين روايات اسرائيليات را کلا کنار بزنيد.

خدا شاهد است که من قصد اهانت به اهل سنت ندارم.

فردا شب در برنامه کلمه طيبه گفته مي‌شود که تمام اين فيلم اهانت به نبي مکرم لحظه لحظه‌اش برداشت شده است از صحيح بخاري و مسلم است.

اين آيات شيطاني، تمام لحظاتش برداشت از صحيحين و از بعضي از صحاح عزيزان اهل سنت است. ما نمي‌خواهيم بگوييم که شيعه از اين چيزها ندارند.

علماء شيعه هم بايد جمع شوند و بگويند: اين رواياتي که دروغ آن قطعي است و قطعي است که ضعيف است و قطعي است که جعلي است، بايد جدا شود.

ما خودمان در مؤسسه ولي عصر يک کاري انجام داديم و رواياتي که فقهاي ما اجماع به ضعفش دارند، تمام اين‌ها را درآورديم.

اگر خداي عالم توفيق‌مان دهد که بتوانيم در آينده (عمود هر خيمه‌اي مسائل مالي آن است) کارهايي انجام دهيم.

ما حدود 44 کتاب آماده چاپ داريم و منتظر هستيم که خداي عالم درهاي کرمش را بگشايد تا بعضي از عزيزان باني شوند.

يکي از کارهايي که ما انجام داديم و به نظر من در تاريخ انجام نشده است اين است که تمام کتاب‌هاي فقهي شيعه را بررسي کرديم و رواياتي که علماي ما گفته‌اند: دروغ يا ضعيف يا جعلي است، همه را درآورديم.

از کتاب مرحوم شيخ مفيد و سيد مرتضي گرفتيم؛ حتي قبل از آن‌ها از کتاب نعماني و ابن عقيل اسکافي گرفتيم تا فقهاي معاصر، همه را بيرون آورديم که اگر چهار روايت جعلي در کتاب‌هاي شيعه وجود دارد، اين‌ها را معرفي کنيم و بگوييم: اين روايات جعلي و دروغ و ساختگي است.

آقايان اهل سنت بيايند يک کمر همتي ببندند و همايش‌ها بگذارند و تحقيقات کنند و از محققين و توانمندان دعوت کنند که اين صحيحين را و اين سدي را که درست شده است بشکنند.

در شب چهارشنبه در برنامه قضاوت با شما هم در همين محور صحبت خواهم کرد.

من تمام اين مطالبي که در صحيحين آمده است به ويژه در صحيح بخاري، اهانت به انبياء و اهانت به مقدسات و اهانت به زنان پيغمبر بيان خواهم کرد وصفحات آن را هم نشان مي‌دهم و قضاوت را به عهده عزيزان اهل سنت مي‌گذارم.

عزيزان اهل سنت بيايند نظر دهند که اين رواياتي که ما در صحاح‌مان آمده است، آيا صحيح است بيش از اين در کتاب‌هاي ما باشد؟

آيا درست است که ما بعد از اين همه مشکلاتي که داشتيم و اين همه هجمه‌ها عليه اسلام و اين آيات شيطاني و فيلم فتنه و اين فيلم اهانت به نبي مکرم صلي اله عليه وآله که برگرفته از اين احاديث نادرست است، صلاح است که اين احاديث در اين کتب باشد؟

آيا صلاح است که بگوييد: که بعد از قرآن صحيح‌ترين کتاب صحيح بخاري و مسلم است؟

آيا صلاح است که بگوييد: هرکس بخواهد در صحيح بخاري و مسلم بررسي و تحقيق کند بدعت گذار و مرتد است؟

امروز که روز انفجار علم و جهان اطلاعات و ارتباطات است، آيا جاي اين نيست که عزيزان اهل سنت، مولوي‌ها، ماموستاها، مفتي‌ها، علماء، دانشجويان، دانش پژوهان و طلاب جمع شوند و اين سد را بشکنند و اعلام کنند که اين روايات و اين اهانت‌ها به انبياء گرامي و به حضرت موسي و حضرت ابراهيم و نبي مکرم و اهانت‌هايي که شده است به مقدسات (من خدا مي‌داند که من وقتي اين فيلم را مي‌ديدم، از همان لحظات اول آن برگرفته از صحيح بخاري و مسلم است) من قصد جسارت ندارم.

اگر مي‌شد و وجدان اجازه مي‌داد که من تکه‌هايي از اين فيلم را همين جا پخش مي‌کردم و صفحات صحيح بخاري و مسلم را کنارش مي‌گذاشتيم.

ببينيم اين که ما داريم عرض مي‌کنيم، ادعاي با دليل است يا ادعاي بدون دليل است؟

بيننده آقاي بزاز از تهران:

سلام عرض مي‌کنم خدمت شما و بينندگان عزيز.

استاد قزويني:

شما از ما يک انتقادي هم داشتيد.

در برنامه مشهد شما قول داديد که ما وقتي برگشتيم قم پيشنهاد يا انتقادتان را بگوييد. ما حواسمان هست و يادمان نمي‌رود.

بيننده

من به خاطر همين خيال‌مان راحت است از آن جهت که مي‌توانيم صحبت کنيم.

خيلي وقت است که مي‌خواستم اين را بگويم.

هر دفعه يک سري مسائلي پيش مي‌آيد و من هم هميشه مراقب هستم و مسائل دنيا را مي‌بينم و دوست ندارم خيلي چيزها را بگويم.

مسائلي بود که بارها پشت خط خدمت آقاي ابوالقاسمي عرض کردم و صحبت کرديم با هم و ايشان پاسخي ندادند و موضع من را تأييد کرد؛ ولي مدام چون تکرار مي‌شود، من به عنوان يک بيننده‌اي که طلبه هم نيستم و فقط نظر خودم را مي‌گويم.

با توجه به آن مواضعي که در شبکه مي‌بينم و مسائلي که هست.

من در مورد شبکه، اول موضوع را عرض کنم، بعضي وقت‌ها يک موضع گيري‌هايي مي‌شود و عباراتي که چند بار تکرار مي‌شود، مشخص است که اين همين طوري بيان نشده است. من يک ذره مشکوک و ناراحت شدم.

استاد قزويني:

بگوييد. آزاد باشيد.

بيننده:

من ديدم که جناب کياني خيلي وقت پيش (شما خودتان هم حضور داشتيد) راجع به آقاي اللهياري من خوشحال هستم که شما هيچ موقع خودتان ابتدا به ساکن موضع گيري نمي‌کرديد که صحبت کنيد و اين طوري هم بهتر بوده است؛ ولي بارها مي‌ديدم که عزيزاني از اهل سنت شروع مي‌کردند و بلد هم هستند، چون ما از اينجا مي‌ديدم و شبکه را که عوض مي‌کرديم، بعد از آن در آن شبکه مي‌رفتند.

بعد يک موضع مي‌گرفتند مخصوصا آقاي کياني و حتي تکرار مي‌کردند که ايشان را شيعه نمي‌دانيم و يک بار هم شما گفتيد: ما شکست ايشان را در مناظره شکست خودمان مي‌دانيم. من به آقاي اللهياري هم گفتم که ايشان بعدش درست کرد.

باز اين سري آقاي کياني همين را هم خرابش کرد و يک موضع خيلي سفت و سخت جلوي آقاي اللهياري مي‌گيرد.

اين آقاي حسين نژاد که تماس مي‌گيرد و 25 دقيقه صحبت مي‌کند و يک بار با شما قهر است و يک بار هم با آقاي يزداني قهر است و همان بحث تکراري اهانت را مطرح مي‌کند.

به شما مي‌گويند: اهانت کردي و به آقاي اللهياري هم مي‌گويند: اهانت کردي.

اهانت تعريف دارد. اين طور باشد ما نبايد حرف بزنيم. نمي‌شود که بگوييم ما گردن کلفت هستيم و هيچ کسي حق ندارد حرف بزند. وقتي موضع عزيزان را مي‌بينيم اين طوري مي‌شود.

من از علماي اهل سنت ناراحت بودم و بارها مي‌خواستم بگويم که شما چرا زنگ نمي‌زني؟ يا موضع شما، موضع شبکه کلمه است يا نيست؟

بدترين اهانتي که فکر آن را نمي‌شود کرد شما انجام داديد. از اين بدتر چيزي به ذهن انسان نمي‌رسد.

اين فيلمي که پخش شده است مگر بدتر از همين اهانتي است که اين نواصب کرده‌اند.

چرا موضع نمي‌گيرند؟

براي من شيعه نبايد سؤال پيش بيايد؟

آقا زنگ زده است اينجا و مي‌گويد: من از دست شما ناراحت هستم.

چرا ناراحت هستي؟

با آن لحن هميشگي خودش و هر دفعه هم 25 دقيقه صحبت مي‌کند و يک بار استدلال مي‌کند که در سقيفه دمکراسي بوده است و هر دفعه هم ناراحت است که شما توهين کرده‌ايد.

برادرمان آقاي يزداني گفتند: شما مي‌دانيد چه اهانتي کرده است؟

ناراحت بود که چرا به دمشقيه صحبت کرديد.

آقاي يزداني گفت: آن عبارت را شما ديديد؟

گفت‌: آره. اتفاقا ديدم. آن هم نبايد همچين حرفي مي‌زد.

من از دست همچين کسي ناراحت بودم.

جلسه بعد هم در برنامه شما تماس گرفت و شما گفتيد: ما از ادب شما متشکر هستيم. واقعا ما از اين صحنه‌ها ناراحت مي‌شويم.

آقاي اللهياري مگر چه چيزي گفته است؟ اصلا آقاي اللهياري بد است. شيعه هست يا نيست؟ ما که با شيعه دشمني نداريم. اين موضوع چيزي است که ديده مي‌شود. ما به بحث‌هاي سياسي کاري نداريم؛ ولي يک نگراني‌هايي هست.

من نگران اين هستم که شما با اين سلفي‌ها يکي شويد.

استاد قزويني

متشکر اين صحبت‌تان شدم.

دست شما درد نکند.

بيننده خانم حکيمي از اهواز:

من با کلمه شبکه صحبتي داشتم و دلائل بي‌احترامي به رسول اکرم را داشتند توضيح مي‌دادند. من با اين‌ها در رابطه با کتب خودشان صحبت کردم.

گفتند: اين چيزي‌هايي که در کتاب‌هايشان هست بايد حذف شود؛ مخصوصا در رابطه با جناب عائشه.

من متوجه چيزي شدم که خيلي خطرناک‌تر از اين است که ما بخواهيم از جناب عائشه دفاع کنيم؛ ما بايد الان از خداوند دفاع کنيم؛ چون من ديدم که ايشان گفت: آيه در رابطه رضاع کبير آمده است.

توي شبکه جهاني خيلي راحت مي‌گويند: خداوند همچنين آيه فرستاده است.

هر چند که نسخ شده باشد. دليل اين صادر شدن چيست که نسخ شده باشد.

اگر فيلمي بخواهند در رابطه با جناب عائشه درست کنند، اين را مي‌خواهند چه کار کنند؟

اگر اجازه دهيد مي‌خواستم يک چيزي را بخوانم که بيانيه‌اي است از طرف خواهران جهان.

اگر هر زني چيزي که من مي‌خوانم را قبول ندارد، زنگ بزند و بگويد که ما اين را قبول نداريم.

من به نيابت از زنان پاکدامن ايراني، افغانستاني و تاجيکستاني از خداي متعال سؤالي دارم.

اي خداي علماي صحاح سته و صحيحين و سنن ابن ماجه، اگر براي شير دادن به مردان نکره براي هر مصلحتي در قرآن کريم حکمي صادر کرده باشيد، اگر نصف دينمان را بايد از بانواني بگيريم که مسائل جنسي شبانه بين خود همسران‌شان را با آب و تاب براي نامحرمان بيان مي‌دارد، اگر به قول جناب دومي غاصب حق علي بن ابي طالب، زنان براي بازيچه دست مردان آفريده شده است تا مدتي با آن بازي کرده و بعد دور انداخته شود، اگر به زنان ؟؟؟ دستور داده‌اي که غسل جنابت را به مردان نامحرم تعليم داده و تا صبحگاه آنان را در خانه نگه داشته و سپس محتلم بيرون بيندازد، اگر جناب دومي غاصب حق علي بن ابي طالب به خاطر خطاب «ان الرجل ليهجر» به پيامبر اکرم بايد فاروق ناميده شود، پس تو خداي حکيمي نيستي.

اي خداي فاطمه سيدة النساء العالمين، انسيه حورا، طاهرة مطهرة، فاطمة الزهرا سلام الله عليها به ما فرموده است: خدايي را حمد و سپاس گوييد که به خاطر عظمت و نورش، هرچه که در آسمان‌ها و زمين است، به سوي او وسيله مي‌جويد.

خدايي را حمد و سپاس گوييد که ايمان را براي دوري از شرک و نماز را براي دوري از تکبر و زکات را براي پاکي جان و افزوني رزق و روزه را براي استحکام تقوا و حج را براي قوت بخشيدن دين قرار داده است.

خدايي را حمد و سپاس گوييد که امر به معروف را براي مصلحت و منافع همگاني و نيکي به پدر و مادر را سپر نگه دارنده از خشم و صله ارحام را وسيله ازدياد نفرات و قصاص را وسيله حفظ خون‌ها قرار داده است.

خدايي را حمد و سپاس گوييد که وفاي به نذر را براي در معرض مغفرت قرار گرفتن و به اندازه دادن ترازو و پيمانه را براي تغيير خوي کم فروشي و نهي از شراب را براي پاکي از پليدي و حرمت شرک را براي اخلاص پروردگار قرار داده است.

خدايي را حمد و سپاس گوييد که امامت را براي در امان ماندن از تفرقه و ما اهل بيت را عزت اسلام قرار داده است.

همچنين فاطمة الزهرا سيدة نساء العالمين به ما فرموده است: خدا را آن گونه که شايسته است بپرستيد و نميريد مگر آنکه مسلمان باشيد.

خدا را در آنچه به آن امر کرده است و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنيد؛ زيرا که از بندگانش فقط آگاهان از خدا مي‌ترسند.

اي خداي فاطمه، فاطمة الزهرا سيدة النساء العالمين به ما فرموده است: بهترين چيز براي زن مسلمان آن است که مردان نامحرم را نبيند و مردان نامحرم او را نبينند.

اي خداي فاطمه، فاطمه نوري بود که در برابر مردان نامحرم و نابينا چادر بر سر مي‌کرد.

دختر نبي اکرم صديقه کبري سيدة النساء العالمين به ما فرموده است: تو را آن گونه که شايسته است بپرستيم.

اگر تو خداي فاطمه هستي، تو را در تسبيحات او اين چنين يافتيم:

تو خدايي هستي بزرگتر از هر کسي و هر ؟؟؟؟

تو خدايي هستي که شايسته حمد و سپاس هستي.

تو خدايي هستي که پاک و منزه از هر زشتي و پليدي مي‌باشي.

اما اگر تو خداي علماي صحاح سته و صحيحين و ابن ماجه باشي، به خاطر صدور همين حکم رضاع کبير، هرچند هم که نسخ کرده باشي، خداي حکيمي نيستي.

لعنت خداوند بر دشمنان فاطمه الزهرا سيدة النساء العالمين.

بيننده آقاي بلوچ از زاهدان از اهل سنت:

اين حرکت که در مورد اهانت به پيامبر گرامي اسلام شده است را محکوم مي‌کنم. من يک انتقاد و يک پيشنهاد دارم.

آقاي قزويني قبل از اين که اين اهانت را محکوم کنند، سريعا اين را به اهل سنت و صحيح بخاري چسباندند. اين درست نيست.

اين حرف شما اين را مي‌رساند که بقيه مسلمان‌ها هيچ، فقط اهل سنت بودند که اين مشکل را داشتند و اين‌ها بر اساس صحيح بخاري رفتند اين فيلم را درست کردند.

اگر صحيح بخاري مشکل داشت، در اين مدت اهل سنت علمائي داشتند، من از شما يک سؤالي دارم، در اين مدتي که شما آمديد در زمان خودتان و به قول خودتان يک روشنگري‌هايي کرديد، آيا يک نفر از اهل سنت پيدا مي‌شود که دست بگذارد روي صحيح‌ترين نکات صحيح بخاري؟
طبق گفته‌هاي آقاي قزويني، حرف ايشان را ما مي‌پذيريم و ايراد دارد.

استاد قزويني:

بنده عرض کردم، هم کتب شيعه و هم کتب سني، هرچه مطالب اسرائيلي است و مطالب جعلي است، بايد برداشته شود.

عرض کردم که اين فيلمي که بنده امروز ديدم، با توجه به اين‌که 40 سال از عمرم را در کتب اهل سنت گذراندم، اگر قبول نداريد، من صفحات کتاب صحيح بخاري را براي شما نمايش دهم.

من عرض کردم که خواهش مي‌کنم و دست علماي اهل سنت را مي‌فشارم و پيشاني‌شان را مي‌بوسيم، جمع شوند (علماي شيعه هم جمع شوند) و احاديثي که دست مايه دشمنان اسلام شده است، اين سد را بشکنيم.

من قسم ياد کردم که قصد اهانت ندارم.

من توصيه نمي‌کنم که ببينيد؛ چون من قلبم به درد آمده است و از صبح هم سر درد دارم و قلبم از فشار مي‌خواهد بترکد. مطالبي در اين فيلم است که هيچ کسي نمي‌تواند بيان کند. بنده هم امشب نتوانستم اين قضيه را بيان کنم.

بعضي از عبارت‌هاي انگليسي‌اش را خدمت بينندگان عزيز عرض کردم.

حضرت عالي روحاني هستيد يا نه؟

بيننده:

نه.

شما در تلويزيون جهاني صحبت مي‌کنيد. الان در اين عالم همه دارند مي‌بينند و بينندگان آن هم عالم هستند و هم مردم عادي هستند.

شما به عنوان يک عالم آنجا نشسته‌ايد و اين صحبت را مطرح مي‌کنيد، برداشت بينندگان متفاوت مي‌شود.

عالمان اگر علم‌شان از درک صحيح بخاري و مسلم به آن اندازه رسيده باشد، به نظر من عالم به کسي اطلاق مي‌کنند که علمش به درجه رسيده باشد که اين احاديث را متوجه مي‌شود و خوبي و بدي برداشت‌هايي را که دارد مي‌فهمد.

به نظر من تا الان کسي را نديدم که يک عالمي از خود بخاري يا خود مسلم، انتقادي يا نوشته‌اي داشته باشد.

نديدم که علما به صورت متفق عليه آمده باشند و بگويند: يک سري اشکالاتي در اين‌ها وجود دارد.

من اين قدر اطمينان دارم که علماء تا الان اين حرکت را انجام نداده‌اند و از صحيح بودن احاديثي که شما گفتيد: اهانت‌هايي به پيامبران است، دست بر نداشته است.

شما يک عالم سني که آنجا بينندگان بتوانند ببينند، آقاي مراد زهي را بياوريد.

اگر ايشان پذيرفت که در اينجا اشکال وجود دارد و گفت: من با آقاي قزويني متفق هستم، بينندگان هم مي‌پذيرند.

اين سريال‌هايي که مثل سريال امام علي و سريال مختار نامه، چقدر انتقاد خود اهل سنت ايران داشتند. شما اين را قبول داريد که اين سريال‌ها را اهل سنت ايران به هيچ عنوان نپذيرفتند؟

استاد قزويني:

حرف شما هر وقت تمام شد من عرض مي‌کنم.

بيننده:

تا زماني که آن کينه در دل‌هايمان (چه اهل سنت و چه شيعه) نسبت به يکديگر داريم، خالي نکنيم و دل‌هايمان صاف نباشد، هيچ وقت حرف‌هاي يکديگر را با جان و دل قبول نمي‌کنيم.

مجري:

اين تعبير شما صحيح نيست.

وقتي مي‌گوييد: کينه بين ما و شيعيان، در صورتي که الان شيعيان و اهل سنت، در همين بخش‌هايي که سني نشين است، بعضي وقت‌ها همسرشان شيعه است و زن سني است و برعکس آن هم وجود دارد.

در يک خانواده چند بچه شيعه و چند بچه سني است و زندگي مسالمت آميزي دارند و از هم کينه‌اي ندارند.

پيغمبر ما و قرآن ما و قبله ما و کتاب ما يکي است.

اين که در بحث‌هاي مذهبي با هم اختلاف داريم، نمي‌رساند که از هم کينه داريم.

1400 سال است که شيعه و سني کنار هم دارند زندگي مي‌کنند.

از موقعي که اين وهابيت تکفيري به وجود آمده است، اين مباحث از آن مواقع نشأت مي‌گيرد.

بيننده:

تعبير من درست است.

از چهره آدم مشخص مي‌شود که با قلب پاک دارد صحبت مي‌کند يا با بغض صحبت مي‌کند.

شاگردان آقاي قزويني بعضي اوقات مسائلي را مطرح مي‌کنند، آدم احساس مي‌کند که اين‌ها مي‌خواهند آن کينه را به بيننده يک جوري برسانند.

وقتي ما با دل پاک صحبت کنيم و نسبت به يکديگر اهانتي نداشته باشيم و جسارت نکنيم، آن موقع مي‌شود که با يکديگر به صورت دوستانه و محبت حرف زد.

اگر کسي به کسي توهين کرد، بايد با خوبي به آن جواب دهيم که او بپذيرد.

استاد قزويني:

ما کاري با ديگر شبکه‌ها نداريم.

ما در شبکه جهاني ولايت در اساسنامه شبکه ولايت نوشتيم و اعلام هم کرديم که در اين شبکه به روي انديشمندان اهل سنت گشوده است.

اولين بار بود که در يک شبکه شيعي، بزرگان اهل سنت از خود آقاي مولوي مراد زهي و مولوي لاشاري و ماموستا راستي و بهمني آمدند و صحبت کردند و از شيخين تجليل کردند و از مذهب اهل سنت تجليل کردند و ما هيچ حرفي از حرف‌هايشان را سانسور نکرديم و بحث هم بحث زنده بود.

اين حرفي که شما مي‌زنيد، به هر کسي که بچسبد، به ما اين حرف نمي‌چسبد.

من چند سؤال از شما مي‌کنم و نيازي به آقاي مولوي مراد زهي است و ديگران نيست.

آيا اين مطالب که در صحيح بخاري يا مسلم آمده است، حضرت عالي يا يک دانشجو وقتي اين‌ها را مي‌خواند يا يک مسيحي مي‌خواند، چه عکس العملي نشان مي‌دهد؟

در کتاب صحيح بخاري مي‌گويد:

أُرْسِلَ مَلَكُ الْمَوْتِ إلى مُوسَى عَلَيْهِمَا السَّلَام فلما جَاءَهُ صَكَّهُ فَرَجَعَ إلى رَبِّهِ فقال أَرْسَلْتَنِي إلى عَبْدٍ لَا يُرِيدُ الْمَوْتَ فَرَدَّ الله عليه عَيْنَهُ.

صحيح البخاري، ج 1، ص 449

وقتي عزرائيل آمد حضرت موسي به عزرائيل سيلي محکمي زد و عزرائيل برگشت نزد خداي عالم و چشمش از حدقه در آمد و گفت: خدايا اگر آن رابطه شما با موسي نبود من هم مي‌دانستم چه کار کنم.

آيا موسي که قرآن مي‌فرمايد: از مخلصين است و از انبياء اولي العزم است، آيا اين عبارت که سيلي زدن به ملک الموت آيا اين تسليم نشدن در برابر امر الهي و اين که ملکي از ملائکه مقرب را اين طور برخورد کردن، آيا با عقل بشري مي‌سازد؟

در کتاب صحيح بخاري مي‌گويد:

حضرت موسي آمد کنار رودخانه غسل کند، لباس‌هايش را روي يک سنگي گذاشت و سنگ لباس حضرت موسي را برداشت و فرار کرد:

ثَوْبِي حَجَرُ ثَوْبِي حَجَرُ حتى انْتَهَى إلى ملأ من بَنِي إِسْرَائِيلَ فَرَأَوْهُ عُرْيَانًا.

صحيح البخاري، ج 3، ص 1249

اي سنگ لباس‌هاي من را بده.

اگر يک همچين تعبيري را شما به يک مولوي يا امام جمعه نسبت دهيد، آيا او قبول مي‌کند؟

کسي نسبت به يکي از علماي طراز 4 شما اين چنين حرفي بزند، آيا او قبول مي‌کند؟

حضرت ابراهيم مي‌گويد: من سه مرتبه دروغ گفتم‌ که يکي از آن‌ها وقتي بود که داشتم مي‌رفتم و حضرت ساره هم با من بوده و يک جبار قصد سوئي نسبت به همسر من داشت و از من سؤال کرد که اين کيست؟

به جاي اين‌که بگويم همسرم من است، گفتم: اين خواهر من است. آمدند ما را گرفتند و بردند پيش آن جبار:

فلما دَخَلَتْ عليه ذَهَبَ يَتَنَاوَلُهَا بيده.

صحيح البخاري، ج 3، ص 1225

آن جبار  با دستش همسر حضرت ابراهيم را مسح کرد.

آيا اين از نظر غيرت مردانگي براي حضرت ابراهيمي که خليل الرحمن است و تمام امتحان‌ها را پشت سر گذاشته است صحيح است؟

در کتاب صحيح بخاري مي‌گويد:

إذا حَدَّثَ أَلْقَى الشَّيْطَانُ في حَدِيثِهِ فَيُبْطِلُ الله ما يُلْقِي الشَّيْطَانُ وَيُحْكِمُ آيَاتِهِ.

صحيح البخاري، ج 4 ، ص 1767

پيغمبر داشت سخن مي‌گفت، شيطان آمد در سخن حضرت پيغمبر اکرم تصرف کرد.

آقاي ابن حجر عسقلاني مي‌گويد:

قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم بمكة والنجم فلما بلغ أفرأيتم اللات والعزى ومناة الثالثة الأخرى ألقى الشيطان على لسانه.

شيطان بر زبان حضرت پيغمبر تصرف کرد

تلك الغرانيق العلى وأن شفاعتهن لترتجى

فتح الباري، ج 8 ، ص 439

تا مشرکين خوشحال شدند.

اين آيات شيطاني مال صحيح بخاري است و آقاي ابن حجر عسقلاني اين را مي‌گويد: به روايت صحيح رسيده است.

آقاي ابن تيميه حراني عين همان تعبير را دارد:

ألقى الشيطان على لسان النبي من ذكر آلهتهم فقال تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن قد ترتجى.

كتب ورسائل وفتاوى ابن تيمية في الفقه، ج 21، ص 281

آيا اين‌ها زيبنده نبي مکرم است؟

يکي از فرازهاي وقيح اين فيلمي که ساخته‌اند، تصميم پيغمبر بر خود کشي است که به حضرت خديجه مي‌گويد: من بايد بروم خود کشي کنم تا مي‌آيد پيش ورقة بن نوقل.

اين صحيح بخاري است مي‌گويد:

وَفَتَرَ الْوَحْيُ فَتْرَةً حتى حَزِنَ النبي صلى الله عليه وسلم فِيمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا منه مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّى من رؤوس شَوَاهِقِ الْجِبَالِ فَكُلَّمَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ منه نَفْسَهُ تَبَدَّى له جِبْرِيلُ فقال يا محمد إِنَّكَ رسول اللَّهِ حَقًّا فَيَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ وَتَقِرُّ نَفْسُهُ.

صحيح البخاري، ج 6، ص 2561

يک مدتي وحي به پيغمبر نرسيد تا پيغمبر محزون شد و تصميم گرفت که بالاي کوهي برود و خودش را از بالاي کوهي پرت کند و خود کشي کند.

آيا پيغمبري که با مدتي وحي نيامدن تصميم به خود کشي داشته باشد، صلاحيت براي نجات مردم دارد؟

يکي از چيزهايي که در همين فيلم آمده است همين است.

اگر کسي بگويد: من فلان مولوي را ديدم که کنار خيابان ايستاده بول مي‌کرد، آيا شما پشت سر او نماز مي‌خوانيد؟

در چند جاي بخاري و مسلم آمده است که:

أتى النبي صلى الله عليه وسلم سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا.

صحيح البخاري، ج 1، ص 90

نبي مکرم ايستاده بول کرد.

آقاي نووي که از علماي بزرگ شافعي‌ها است مي‌گويد:

وصار هذا عادة لأهل هراة يبولون قياما في كل سنة مرة إحياء لتلك السنة.

المجموع، ج 2، ص 103

اين براي هراتي‌ها در افغانستان عادت شده است و هر سال مردم هرات يک مرتبه ايستاده بول مي‌کنند تا اين سنت پيغمبر را احياء کنند.

آيا اين‌ها زيبنده يک نبي مکرم است؟

از اين قضايا ده‌ها مورد وجود دارد.

بعضي از مباحث ناموسي را فعلا فاکتور مي‌گيرم.

ان شاء الله اگر حضرت عالي بيننده برنامه بوديد که در اين فيلم هم عمدتا روي 3 مسئله تکيه شده است:

قصد خود کشي پيغمبر اکرم، روابط نادرست پيغمبر اکرم با زنان،‌ نسبت هم جنس بازي به نبي مکرم.

وقتي يک آدم معاند مي‌بيند که همچنين مطالبي در صحيح‌ترين کتاب‌ها آمده است اين طور فيلم‌ها را هم مي‌سازد.

بنده نمي‌گويم فقط در کتاب‌هاي اهل سنت، در کتاب‌هاي شيعه اگر مشابه اين باشد، بايد مشخص شود و کوبيده شود به ديوار و اعلام کنند که اين روايت جعلي و نادرست است و هيچ ارزشي از ديدگاه شيعه ندارد.

آقايان اهل سنت هم بگويند: اين رواياتي که در صحيح‌ترين کتاب‌هاي ما بعد از قرآن است جعلي است.

بيننده:

تمام حرف‌هايي که زديد، به نظر من و علماي اهل سنت، يک برداشت و يک حرفي که تأييده حرف‌هاي شما باشد نداريم.

اگر يکي از علماي اهل سنت در ايران پيدا شود که بگويد: اين احاديث و صحبت‌هايي که آقاي قزويني بيان کرده‌اند و آن برداشتي که از احاديث کرده‌اند درست باشد، من حاضرم؟؟؟؟؟

ادامه حديث 3 که شما را اگر تا آخر بخوانيد، برداشت اهل سنت از اين احاديث اين برداشتي نيست که شما بيان مي‌کنيد.

يک سري مسائل در احاديث بيان شده است که بيان آن يک مقداري مشکل دارد و از لحاظ اخلاقي صحيح نمي‌باشد؛ ولي مسائل اسلام بايد تا آخرين لحظه بيان شود تا مردم روشن شود که همچين احاديثي هست که براي پيامبران هم اتفاق افتاده است.

من از اين تلويزيون اعلام مي‌کنم: علماي سني، هر کدام از شما اگر يکي از اين احاديث را رد کنيد من قبول مي‌کنم که همين حرفي که شما مي‌زنيد درست است؛ ولي تمام حرف‌هايي که شما زده‌ايد، هر عالم اهل سنت رد مي‌کند.

آقاي قزويني، شما برداشت‌هايتان را نسبت به اين احاديث کاملا اشتباه است.

استاد قزويني:

من اصلا برداشت نکردم، من نقل کردم. گفتم: شما چه برداشتي داريد.

بيننده:

نقل‌تان تکه تکه است.

مجري:

يعني چه؟

بيننده:

يعني آن جايي را که مورد نظر خودتان است رنگي مي‌کنيد و همان را بيان مي‌کنيد. اين حديثي که در مورد ابراهيم بود را تا آخر نشان دهيد و بخوانيد و ترجمه کنيد.

استاد قزويني:

چشم.

بيننده:

آن برداشت خودتان است به اضافه برداشت اهل سنت و آنچه که در تفسيرش است بيان کنيد.

استاد قزويني:

بسياري از علماي اهل سنت گفته‌اند: ما چند روايت غلط و نادرست داريم يا اين که قرآن مي‌گويد:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ.

سوره اعراف آيه 54

خدا آسمان و زمين را در 6 شبانه روز آفريده است و اين در حالي است که صحيح بخاري مي‌گويد: در 7 روز آفريده است.

اين توجيه ندارد.

ابن تيميه مي‌گويد: از اشتباهات و غلط‌هايي است که در صحيح مسلم آمده است و ايشان اشتباه کرده است که همچنين چيزي ضد قرآن آورده است.

اين که شما بگوييد: علماي ما چه جوابي دارند، مسئله‌اي نيست.

اين‌ها روايات محترمانه‌اي بود که من آوردم.

اگر بنا بود که بعضي از مسائلي که غير محترمانه است بياورم، قطعا حضرت عالي امشب خواب‌تان نمي‌برد.

شما از علمائي که مورد تأييد شما هستند، ما اصلا در رابطه احاديث ضد قرآن و ضد اخلاق و ضد ناموس پيغمبر که در صحيح بخاري است، حاضريم که يکي از اين بزرگواران تشريف بياورند و با هم بنشينيم صحبت کنيم، آن‌ها هم حرف‌شان را بزنند و ما هم حرف‌مان را بزنيم. قضاوت را هم به عهده عموم مردم بگذاريم.

بيننده:

من مي‌گويم که برداشت علماء اهل سنت در مورد همين حديثي که خوانديد، چيست؟

چرا شما مي‌گوئيد: علماء اهل سنت بيايند در موردش صحبت کنند.

تفسيري که اهل سنت نسبت به آيه که خوانديد، بياوريد تا بينندگان هم بدانند.

همين حديثي که در مورد حضرت ابراهيم خوانديد، اول و آخرش را هم بياوريد تا ببينيد که اهل سنت چه برداشتي نسبت به اين حديث دارند.

استاد قزويني:

يک عالمي مي‌آيد مي‌گويد: اين از اشتباهات بخاري است و يک عالمي هم توجيه مي‌کند.

وقتي خود ابوهريره مي‌گويد: حضرت ابراهيم 3 مرتبه دروغ گفته است، اين را يک عالم سني مي‌خواهد چه کار کند؟

در صحيح بخاري دارد:

 لم يَكْذِبْ إِبْرَاهِيمُ عليه السَّلَام إلا ثَلَاثَ كَذَبَاتٍ .

صحيح البخاري، ج 3، ص 1225

3 مرتبه حضرت ابراهيم دروغ گفته است.

اين را شما چه کار مي‌خواهيد کنيد؟

بيننده:

من از احاديثي که در کتب شما وجود دارد مي‌گذرم.

دو نمونه از حرف‌هاي علماي اهل سنت که يکي تفسير و ديگري توجيه کرده است را براي ما بياوريد.

استاد قزويني:

چشم.

نووي مي‌گويد: توجيه ما اين است که مردم هرات يک بار ايستاده بول مي‌کنند که يک بار به روايت عمل کنند.

بيننده:

اين حديثي که در مورد حضرت ابراهيم بود را مي‌گويم.

استاد قزويني:

من احساس مي‌کنم که اگر پيغمبر اکرم هم بيايد به حضرت عالي (من عذر مي‌خواهم) بفرمايد: اين روايت نادرست و غلط است، شما مي‌گوييد: علماء ما توجيه ديگري دارند.

خانم حکيمي گفت: شما اين رواياتي که در کتاب‌هاي صحيح‌تان آمده است را اصلاح کنيد.

طبق عبارت‌هاي شما اين که عائشه صراحتاً قائل به تحريف است که مي‌گويد: آيه از آيات قرآن زير رختخواب من بود و بز آمد و آن را خورد، من دوست دارم که آقاي بلوچ جواب دهد.

ديشب اين آقاي کارشناس جواب داد و توجيه کرد.

اي کاش اين عزيزمان ببيند که اين آقا چه توجيهي کرد.

در کتاب سنن ابن ماجه روايتي است که الباني آن را صحيح دانسته است که مي‌گويد:

لقد نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَرَضَاعَةُ الْكَبِيرِ عَشْرًا وَلَقَدْ كان في صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِي فلما مَاتَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ دخل دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا.

سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625

آيه رجم (که اگر پير زن و پير مرد زنا کردند، بايد سنگسار شوند) و يک مرد بزرگي بخواهد شير يک زني را بخورد، حلال مي‌شود، اين‌ها در يک برگه‌اي بود زير رختخوابم و وقتي که پيغمبر از دنيا رفت و ما مشغول مراسم پيغمبر بوديم، يک بزي آمد و اين را خورد.

آيا اين آيه‌اي که آمده بود، جزء آيات قرآن بود يا نه؟

اگر جزء آيات قرآن بود، پس آن را بز خورد تمام شد رفت.

اگر آيه قرآن نيست، عائشه به صراحت مي‌گويد: آيه قرآن بوده است.

اين را شما نگاه کنيد.

من معتقد هستم که جوابي را که ديشب آقاي ترشابي دادند، خيلي جواب قشنگي بود. مرغ پخته از اين جواب خنده‌اش مي‌گرفت.

هيچ آدم (عذر مي‌خواهم) ديوانه‌اي اين طور جواب نمي‌دهد.

با اين جواب خرابي که ايشان داد، آبرو و حيثيتي براي خودش و اهل سنت نگذاشت. البته ما اين‌ها را اهل سنت نمي‌دانيم.

ايشان اين روايت را نشان داد و گفت: اين آيه را شيعيان مي‌آورند و مي‌گويند: عائشه معتقد به تحريف قرآن بود.

عائشه مي‌گويد:

كان فِيمَا أُنْزِلَ من الْقُرْآنِ عَشْرُ رَضَعَاتٍ مَعْلُومَاتٍ يُحَرِّمْنَ ثُمَّ نُسِخْنَ بِخَمْسٍ مَعْلُومَاتٍ فَتُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَهُنَّ فِيمَا يُقْرَأُ من الْقُرْآنِ.

صحيح مسلم، ج 2، ص 1075

در قرآن آمده بود که اگر کسي 10 مرتبه از يک خانمي‌ شير بخورد محرم مي‌شود، اين آيه 10 مرتبه به 5 مرتبه شير خوردن نسخ شد و پيغمبر که از دنيا رفت، اين جزء آيات قرآن بوده است.

ايشان اين طور جواب داد: يعني يک چند دقيقه قبل از رحلت پيغمبر اين آيه نسخ شده بوده است يا نسخ شده بوده است و بعضي از صحابه نمي‌دانستند.

اين روايت مي‌گويد: در حالي که اين آيات به هنگام وفات پيغمبر جزء آيات قرآن بوده است.

بحث صحابه نيست، بحث عائشه است.

شما مي‌گوييد:‌ قرآن که نوشته شد، در خانه عائشه بود و عائشه به عثمان داد که قرآن را منتشر کرد.

من نمي‌دانم که اين‌ها اين عقل خدا دادي را چه کار کرده‌اند؟

در اينجا مي‌گويد: آن عشرة رضعات نسخ شده است و 5 تا آمده است.

ايشان مي‌گويد: اين آيه نسخ شده بوده است و عائشه و بعضي از صحابه خبر نداشته‌اند.

آيه مي‌گويد: 10 تا نسخ شد و 5 تا جايش آمده است.

هم ايشان و هم مجري آن آيه را مي‌خواندند:

مَا نَنْسَخْ مِنْ آَيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا

سوره بقره آيه 106

اگر آيه نسخ شده است، يا مثل اين آيه را به ما نشان دهيد يا بهتر از آن را نشان دهيد.

جناب عائشه مي‌گويد: 5 مرتبه شير خوردن محرميت مي‌آورد، شما مي‌گوييد: نسخ شده است؟ اگر نسخ شده است به جاي آن چه آمده است؟

اين روايت مي‌گويد: آن قبلي نسخ شده است و اين جاي آن آمده است، ايشان مي‌گويد: نه عائشه اشتباه کرده است.

اين آيه نسخ شده است و عائشه خبر نداشته است. شما که مي‌گوييد: اين آيات نسخ شده است، آيا زمان پيغمبر نسخ شده است؟ براي اين دليل بياوريد.

يک روايت جعلي بياوريد که جناب عائشه و عمر و ابو سعيد خدري که مي‌گويند: در سوره احزاب 280 آيه بوده است که 200 آيه آن حذف شده است.

اين حذف 200 آيه در زمان پيغمبر بوده است و يا بعد از پيغمبر بوده است؟

اگر زمان پيغمبر حذف شده است، دليل اين حرف را نشان دهيد.

به جاي اين 200 آيه چه چيزي جايگزين شده است؟

اگر بعد از پيغمبر نسخ شده است، اين همان عين تحريف است و تحريف شاخ و دم ندارد.

مي‌آيند آن روايتي را که در کافي آمده است که قرآن 17 هزار آيه داشته است، اين را پيراهن عثمان کرده‌اند. اين را بارها علماي ما جواب داده‌اند.

اين را من در يک برنامه خواهم گفت: که نسخه بدل بوده است که در اصل 7 هزار بوده است که در يکي از نسخه‌ها هنگام حروف چيني يک عشر اضافه شده است.

خيلي از بزرگان اهل سنت اعلام کرده‌اند که نسخه اصلي 7 هزار بوده است نه 17 هزار.

چه طور شما مي‌گوييد: 200 آيه در سوره احزاب حذف شده است.

از خانم عائشه و ابي بن کعب و ابو سعيد خدري آمده است.

شما مي‌گوييد: اين 200 آيه نسخ شده بوده است و صحابه از اين‌ها خبر نداشته‌اند.

مجري:

جواب آقاي بزاز را هم بدهيد.

استاد قزويني:

در مورد ايشان، من تصور کردم که يک انتقادي دارند که ما بتوانيم در برنامه از انتقاد ايشان استفاده کنيم. ما قداست شکني نبايد کنيم.

هر کسي که بخواهد قداست شکني کند محکوم است، چه بنده باشم و چه آن عالم سنتياگويي باشد يا آن عالم اهوازي و زاهداني باشد.

مرجعيت براي ما قداست است.

وقتي که اين قداست شکسته شد، يعني عمود خيمه شيعه شکسته شد.

اهانت‌هايي که به بعضي از بزرگان شده است و افتراها و نسبت‌هاي هم جنس بازي، ما در تاريخ 1400 سال نشنيده‌ايم که همچين تعابيري نسبت به مراجع گفته شود.

نسبت به اهل سنت هم همين طور.

چندي پيش يکي از اساتيد از افغانستان آمده بود و گفت: در يک مسافرتي که داشتيم، طالبان حمله کردند، ميني بوس را گرفتند و سر چند شيعه را بريدند و گفتند: اين هديه براي فلاني که اين همه توهين مي‌کند. نتيجه توهين کردن، ضربه ديدن و کشت و کشتار است.

حضرت زهرا سلام الله عليها به هيچ وجه راضي نيست که بنده به اهل سنت اهانت کنم و به مقدسات اهل سنت توهين کنم، اين‌ها بروند جوان‌هاي شيعه را سر ببرند. قطعا حضرت سلام الله عليها راضي نيست. حضرت امير عليه السلام به اين راضي نيست.

قرآن مي‌فرمايد:

ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.

سوره نحل آيه 125

آيا موعظه حسنه اين است؟

من گفتم: شيعه و سني جمع شوند و اين احاديث جعلي را بردارند، اين برادرمان مي‌گويد: شما به اهل سنت توهين کرديد.

ما که اين طور احترام مي‌گذاريم و مي‌گوييم: اهانت به اهل سنت گناه نابخشودني است، اين آقا مي‌گويد: هرچه ما به عنوان مقدس شمرده‌ايم و هر چه به ذهن ما آمد اگر چه خرافي و نادرست باشد، شما حق نداريد نسبت به ما حرفي بزنيد.

ما با هيچ کسي پدر کشته‌گي نداريم.

ما براي همه به ويژه شيعيان احترام ويژه قائل هستيم؛ ولي وقتي ببينيم که فردي از حد و مرزش تجاوز مي‌کند و بر خلاف قرآن و دستورات ائمه و نظر مراجع حرکت مي‌کند، ما نمي‌توانيم ساکت بنشينيم.

قال رسول الله صلى الله عليه وآله : إذا ظهرت البدع في أمتي فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة الله.

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1، ص 54

اگر يک بدعتي آغاز شد، هر عالمي بايد علم و تکليفش را انجام دهد و گرنه گرفتار لعنت خدا مي‌شود.

ما به هيچ وجهي قصد اهانت و جسارت به کسي نداريم.

در آمد ما دست اين آقايان نيست که ما بترسيم اين‌ها حقوق ما را قطع کنند.

پايان.

 

 



* دکتر سید محمد حسینی قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر