صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 25 اسفند 1390 تعداد بازديد: 2595 
موانع وحدت تکفیر کسی که با اجتهاد به چیزی برسد از دیدگاه علمای اهل سنت
حبل المتین
دانلود صوت
دانلود فيلم

موانع وحدت
آيا کسي که در امور ديني و مذهبي و اعتقادي بر مبناي اجتهاد خويش چيزي را حق بداند ميشود او را تکفير و تسويق کرد؟
تکفير کسي که با اجتهاد به چيزي برسد از ديدگاه علماي اهل سنت



بسم الله الرحمن الرحيم

برنامه حبل المتين: حضرت آيت الله دكتر سيد محمد حسيني قزويني

25 / 12 / 1390

موضوع: تكفير شيعه يكي از موانع وحدت

استاد سيد محمد قزويني

مجري:

يكي از عواملي كه ما وحدت نداشته باشيم همين حكم‌هاي تكفري است كه وهابي ها مي‌دهند؛ بر اين اساس صحاح اهل سنت را برسي كرديم و گفتيم كه در صحاح اهل سنت بحث تكفير چگونه هست و هم چنين نظري متكلمين از اهل سنت را پيگير شديم و بعد نظر فقها وعلماء اهل سنت را در رابطه با سب و بغض صحابه كه باعث كفر يك نفر مي‌شود يا نه ؟ مورد توجه قرارداديم ، كه حضرت عالي مفصلاً توضيح داديد .

امشب مي خواهيم بحث را يك جوري ديگه مطرح بكنيم و آن اين است كه:

آيا مي‌شود كسي را كه در اموري ديني و مذهبي و حتي در امور اعتقادي بر مبناي اجتهادي خويش چيزي را حق بداند، تكفير و تفسيق كرد يا نه ؟

استاد : قزويني

همانطوركه جناب عالي اشاره كرديد يكي از مصيبت‌هاي كه در اين هفتصد و هشتصد سالي كه از پيدايش  تفكر وهابي مي‌گذرد قضيه تكفيري مسلمانها به بهانه‌هاي واهي است  و عرض كرديم اين تكفير با منطق قرآن  نمي‌سازد و قرآن به صراحت مي گويد :

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا . النساء /94

و همچنين با سنت پيامبر (ص) و سيره صحابه نمي سازد و اشاره به اينكه نبي مكرم نسبت به كافر كه تعداد از مسلمان‌ها  را كشته بود و يكي از صحابه شميشر مي كشد تا او را بكشد و به مجردي  كه  چشمش به شمشير مي‌افتد لا اله الا لله مي‌گويد : و اسلام مي آورد و مشخص هم است كه از ترسي شمشير اسلام آورده است او را مي كشند نبي مكرم (ص) ناراحت مي‌شود،  قلب مقدسش به درد مي آيد و به تكرار مي گويد كه با لااله الا لله در روز قيامت چه كار مي كني صحابه  مي گويند : يا رسول الله اين شخص از قلبش لااله الا لله نگفت؛ بلكه از ترس اين جملات را گفت . حضرت فرمود : آيا قلبش را شكافتي بيبني كه از دلش لا اله الا لله گفت يا نه ؟

اين مطالب كه ما گفتيم براي عقلاي قوم  حتي من معتقيدم كه اگر مجانين هم اين مباحث را بشنود در آنها اثر مي‌گذارد

ولي متأسفانه حضرات وهابيون يك حالت تحكم و تحجر دارند و غير از آن كه خودشان مي‌پندارند پنداشت ديگران را باطل و خلاف مي دانند و مسلمان فقط خودشان را مي‌دانند و به غير خودشان همه را كافر تلقي مي‌كنند و به بهانه‌هاي واهي حكم تكفير و فتواي قتل صادر مي‌كنند.

يكي از مسائل كه من تقاضا دارم از دوستان  عزيزم و بيننده‌هاي محترم چه عزيزان اهل سنت و چه جوانان وهابي بحث امشب را كمي دقت كنند.

جناب آقاي محسني، سؤال ظريفي پرسيديد كه آيا اگر كسي در مسائل اعتقادي فراتر از مسائل فقهي و كلام  بگويد : مثلا من از كتاب و سنت اين را استفاده كردم آيا مي شود او را تكفير كرد و آيا «الحدود تدرء بالشبهات» اين جا را هم  در بر مي‌گيرد يا نه ؟

من از عزيزان تقضا دارم عبارت‌هاي كه از بزرگان اهل سنت و شخصيت‌هاي برجسته اهل سنت نقل شده است دقت كنند من يك، دو و سه مورد را اشاره  مي‌كنم و قضاوت را بر عهده بنندگان عزيز وا مي‌گذارم .

عزيزان دقت كنند اين كتاب الفصل في الملل است مال ابن حزم ايشان مي آيد، در اين كتاب  بحثي را مطرح مي كند :

 وذهبت طائفة إلى أنه لا يكفر ولا يفسق مسلم بقول قاله في اعتقاد أو فتيا.

يعني ؛ اگركسي آمد در مسائل اعتقادي و يا در فتوا اشتباهي كرد آيا مي شود او را تكفير كرد ؟ ايشان درجواب مي گويد:  نمي شود او را تكفير و تفسق كرد .

 وإن كل من اجتهد في شيء من ذلك.

يعني هركسي در اين اموري اعتقادي و مسائل مختلف اجتهاد كند

فدان بما رأى أنه الحق .

به اين نتيجه برسيد  كه اين حق است مثلاً ؛ از آيات روايات استفاده كرد كه  توسل به پيغمبر و ائمه (ع) و رفتند به زيارت  قبور و ساختن قبر اينها اشكال ندارد

فإنه مأجور على كل حال.

به هرصورت پش خداوند  متعال اجر ثواب دارد.  

إن أصاب الحق فأجران.

و اگر فتوا اين آقا با حق يكي باشد خداي عالم دو پاداش به او مي‌دهد يعني اگر كسي آمد از آيه 35 سوره مائده و آيه  57 اسراء:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ  ( المائده/35 )

و يا از آيه 97 سوره يوسف و آيه 64 سوره نساء  و دهها روايات  در اين زمينه به اين نتيجه رسيد كه توسل به پيامبر (ص) بعد از رحلتش اشكال ندارد  ولو در واقع هم اشكال داشته باشد خلاف باشد مي‌گويد چون اجتهاد كرده است به اين نتجه رسيده است يك پادش نزد خداوند متعال دارد و اگر به اصابت برسد و فتوا هم مطابق با واقع باشد دو تا پاداش به او مي‌دهند .

 وإن أخطأ فأجر واحد.

يعني اگر خطا كند در فتوايش يك اجر دارد .  

وهذا قول ابن أبي ليلى وأبي حنيفة والشافعي وسفيان الثوري وداود بن علي رضي الله عن جميعهم.

مي گويد اين تنها نظر من ابن حزم نيست بلكه نظر فقيه بلند آوازه اهل سنت مثل : ابن ابي ليلي ، ابوحنفيه و امام شافعي و... نيز مي‌باشد و جالب اين است كه مي‌گويد :

 وهو قول كل من عرفنا له قولا في هذه المسألة من الصحابة رضي الله عنهم

اين نه تنها نظر من ابن ابي ليلي ،شافعي و ابوحنفيه هست؛ بلكه نظر صحابه كه سخن براي گفتن دارد همه همين است

لا نعلم منهم في ذلك خلافا أصلا.

الفصل في الملل  ج 3   ص 138

اصلا در ميان صحابه ما مخالفي در اين زمينه نداريم و حتي در مسأله اعتقادي چون آقا اجتهاد كرده است به اين نتيجه رسيده  كه اين حكم شرعي است شما نمي توانيد به هيج وجه بگويد اين شخص كافر است و مشرك و ذبحه اش چنين است و چنان  

و اين حرفي است كه اين آقايان مي زنند . بينندگان عزيز بياييد عبارتي كه ايشان دارد و از فقهاي بزرگ و صحابه نقل مي‌كند بگذاريد كنار حرفهاي ابن تيميه و حرفهاي محمد ابن عبدالواهاب ،بن باز ،آل شيخ و كارشناسان جاهل و نادان كه:

 أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ. الفرقان/ 43.

كه بر مبناي هواي نفس هي مطالبي را تكرار مي‌كنند بيبنيد عزيزان كه واقعا اين مسائل چقدر ارزش دارد و جالب اين است كه حتي خود ابن تيميه وقتي مي رسد به بحث اجتهاد و مجتهدين نيز همين نظر را دارد؛ ولي وقتي به شيعه مي‌رسد مي‌گويد همه كافر هستند و اگر اينها را كسي كافر ندانند آن هم كافر مي‌باشند ؛ همچنانكه در فتوايش مي آورد ج 19 ص207 عزيزان ملاحظ كنند  كه به صراحت همان حرفي كه ابن حزم اندلسي داشتند ايشان در بحث اجتهاد دارد؛ مثلاً در بحث كفر مي‌گويد :

وأئمة الدين إنهم لا يكفرون ولا يفسقون ولا يؤثمون أحدا من المجتهدين المخطئين لا في مسألة عملية ولا علمية.

منهاج السنة النبوية  ج 5   ص 87

يعني اگر يك مجتهدي خطأ كرد چه درمسائل علمي وچه در مسائل عملي به هيچ وجه نمي توان اورا تكفير و تفسيق كرد و گناه كار دانست

در اينجا بايد به ابن تيميه گفت كه خوب آقاي ابن تيميه شما كه اين قدر لالاي بلد هستيد چرا خواب‌تان نمي‌برد از طرف شما مي‌گوييد اگر مجتهد خطا كرد نمي شود او را تفسيق كرد و گناه كار دانست و از طرف ديگر ميگوييد اگر كسي بيايد بگويد ما مي‌توانيم به ائمه و نبي مكرم متوسل شويم و ازكتاب و سنت هم اين را استفاده كرده‌ايم شما مي گويد نه اينجا ديگر نمي شود، درست باشد و يا شما فقهاي شيعه را مجتهد نمي‌دانيد و مجتهد فقط خودتان و طرفداران تان هستند نه كسي ديگر.

جالب اينجا است كه آقاي محمد رشيد رضا كه در حقيت ناشر تفكر سلفي گري در مصر و شمال آفريقا بود در مجله المنارش ج 17ص 44 مي گويد :

ان من اعظم ما بليت به الفرق الاسلاميه رمي بعضهم بعضا بالفسق والكفر.

يعني يكي از بزرگ ترين مصيبت‌هاي كه مسلمان‌ها امروز گرفتار شدند اين است كه يك ديگر را كافر و فاسق مي‌دانند

مع ان قصد الكل الوصول الي الحق بما بذلوا جهدهم

در حالي كه هدف تمام مسلمانها اين است كه به حق برسند . شيعه مي خواهد از طريق اهلبيت (ع)، كتاب و سنت به حق برسد و شافعي ،مالكي ،حنبلي ،حنفي، زيديه و ماتريديه و... همه شان هدفشان رسيدن به حق مي باشند با تلاش كه در استنباط احكام الهي دارند و در مطالعه كتاب و سنت دارند .

لتأييديه و اعتقاده و دعوته اليه

يعني مي‌خواهند نظر شان را از كتاب سنت تأييد بكنند و طبق كتاب سنت اعتقاد داشته باشند و مطابق كتاب سنت مردم را به سوي حق دعوت كنند.

فالمجتهدون وإ‌ن أخطأ معذور

يعني مجتهد اگر خطأ هم كرد باشد پيش خدا معذور است و ما نمي‌توانيم مجتهد را به خاطر خطا در اجتهادش تكفير كنيم

مجله المنار ج17ص 44

   اين نمونه هاي است كه در اينجا بيان شد البته حرف خيلي در اينجا زياد است؛ ولي من گمانم اين است كه سه تا مطلب از سه تا شخصيت مثل ابن حزم، ابن تيميه و خود رشيد رضا كفايت بكند؛ چون اگر در خانه كسي هست يك حرف هم بس است.

البته به شرطي كه گوش شنوا داشته باشند و خداوند عالم پرده‌اي زخيم شقاوت ؛ مثل بعضي از كارشناسان بر گوش شان نزده باشد و ما قضاوت را بر عهده خود بينندگان عزيز مي‌گذاريم

مجري:

حاج آقا شما مبنا را فرموديد كه مجتهد اگر خطأ بكند يك ثواب مي‌برد و اگر به حق برسند دو تا ثواب يكي به خاطر تلاش شان و يكي هم به خاطر اين كه به واقع رسيده است؛ ولي از آن طرف مي‌بينيم كه هفت‌صد سال است همين آقايان وهابيت كه سر كردگي شان را آقاي ابن تيميه دارد حكم به تكفير مسلمانها مي كنند و وجوب قتل آنها را ثابت مي‌كنند و همين طور دارند اين مطالب را در بوق و كرنا مي كنند ازباب ،من حفر بئرا لأخيه اوقعه الله فيه ؛ يعني چاه نكن بهر كسي اول خودت دوم كسي

اينها اين چاه را هفتصد سال مي‌شد كه كنده بودند حال در اين چند سال كه ما مشاهده مي‌كنيم اينها يك چرخش صد و هشتاد درجه‌اي‌ را انجام داده‌اند و آمده اند ،عليه تكفير فتوا صادر كرده اند . و ما نمي‌دانيم كه اين تاكتيك جديد است كه مي خواهند اين فشار ها را از سر خودشان كم كنند و يا چيزي ديگر در كار است؛ لذا ما از شما خواهش مي‌كنيم كه در رابطه با اين دو مطلب كه ابتدا يك جور بودند و الآن جور ديگر رفتار مي‌كنند لطف بفرمايد براي من و بنندگان توضيح فرماييد تا ما متوجه بشويم قضيه از چه قرار مي‌باشد .

استاد : قزويني

در رابطه با اين زمينه حرف خيلي زياد است و من تقريبا در سال 83 و 84 بود ، در مكه مكرمه بودم كه هيئت كبار علماء  در طائفه يك بيانيه را در دوم ربيع الثاني سال 1419 تصويب كردند و بنده  هم بيانه را با خودم آوردم به ايران و خدمت آيات عظام سبحاني و مكارم دادم اين بزرگوارن عين بيانه را در كتابهاي كه در همان سال تأليف شد آوردند من از عزيزان بيننده تقاضا دارم خوب دقت كنند كه :

 من حفر بئرا لأخيه اوقعه الله فيه

يعني چي؟.

هيئت كبار علماء كه در حقيقت توسط خود پادشاه عربستان انتخاب مي‌شود در چهليمن نهمين جلسه كه در طائف داشتند نسبت به تكفيري كه دامن خودشان را هم گرفت ؛ يعني همين افراطيون ،القاعده و هئيت امر به معروف و نهي از منكر آمده اند و گفتند كه اگر ملاك براي ما سخنان ابن تيميه با‌‌شد دولت خود ملك فهد نيز كافر است كه بر عليه اش بايد جهاد به راه انداخت ؛ لذا ديدند تكفير كه در اين هفت‌صد ،هشت‌صد سال مال ساير مسلمان بود عاقبت دامن خودشان نيز گرفت؛ لذا آمده‌اند بيانيه در چهل و نهمين جلسه شان در طائف صادر كردند كه من به بخشي از بيانيه اشاره مي كنم .

اينها بعد از نظر خواهي و بحث گفتگو به اين نتيجه رسيده‌اند كه تكفير كاري بدي هست ؛ چون دامن خودشان را نيز گرفته بود . (مرگ وقتي براي همسايه بود، اشكال نداشت؛ اما وقتي اين مرگ آمد خانه خود انسان ديگر خيلي بد و زشت مي‌شود)

تكفير كاري درست نيست ؛ بلكه خلاف قرآن و سنت مي‌باشد .من بخشي از بيانه را كه در اختاميه اين جلسه صادركرده‌اند را خدمت شما مي‌خوانم و ترجمه مي‌كنم دوستان هم خوب دقت كنند كه در اين بيانه اينها مي‌گويند:

 اولا : التكفير حكم شرعي و مرده الي الله و رسوله 

يعني تكفير كه يك حكم شرعي است مفتي مفتكي نمي تواند حكم تكفير را بدون استنناد به كتاب و سنت صادر كند و اين را بايد كسي صادر كند كه آن را از خدا و پيغمبر (ص) گرفته باشد نه از هواي نفس.

فكما ان تحليل و تحريم و الايجاب الي الله ورسوله فكذلك التكفير .  

يعني همان طور‌ي كه يك مجتهد براي اين كه بگويد : اين چيز حلال است و آن يكي حرام ، بايد استناد بكند به گفته پيامبر (ص) و گفته خداوند متعال . و همچنين اگر بگويد فلاني كافر است بايد مستند كند به خدا و پيامبر (ص) 

وليس كل ما وصف بالكفر من فعل او قول يكون كفر اكبر مخرجا عن المله

يعني اين طوري نيست كه هر كسي كه توصيف به كفر شده است مثلا در روايت آمده اگر كسي متوسل به اموات بشود كافر است بگويم كافر است و از ملت اسلام مي‌رود بيرون .

لما كان مرد حكم التكفير إلى الله ورسوله لم يجز أن نكفر إلا من دل الكتاب والسنة على كفره دلالة واضحة ،

يعني ما نمي توانيم فتوا صادر كرده و حكم كنيم فلاني كافر است مگر اينكه از كتاب و سنت دليل واضح و روشن داشته باشيم .

فلا يكفي في ذلك مجرد شبهة والظن .

مجرد اين كه شبهه و گمان تكفير وجود داشته باشد و از مقدمات شرك به حساب بيايد  ما نمي‌توانيم حكم كفر صادر كنيم بعد ايشان مي گويد:

وإذا كانت الحدود تدرأ بالشبهات

يعني كسي كه متهم به زنا است به مجرد اينكه شبهه ايجاد شود آيا اين ثابت هست يا نيست؟ حد از او برداشتته مي‌شود؟ مثلا سه نفر آمدند و گفتند كه فلاني با فلاني زنا محصنه انجام داده است ما منتظر مي‌مانيم كه چهارمي مي‌آيد يا نه و اگر نيامد مي‌گويم اين فرد اگر حد بر او جاري نمي‌شود چون شبهه وجود دارد.

و از اين بالاتر طبق فتواي ابوحنفيه اگر كسي با مادري كه از او متولد شد عقد بخواند ازدواج كند، مي گويد : چون عقد خوانده اين جا شبهه است ، زنا محسوب نمي شود

الحدود تدرء بالشبهات

مي گويد اينجا مصداق اتم تدرء الحدود بالشبهات مي‌باشد و همچنان خواهر و دختر رضاعي و... كه اين آقايان آورده‌اند

و يا همان خانمي كه رفت در بيابان گرفتار چوبان شد و چوپان سه مشت خرما داد و با او تجاوز كرد آقاي خليفه دوم گفت مهر مهر مهر . اينجا آقايان مي آيند مي گويند همانطور كه در مسائل احكام تدرء الحدود بالشبهات است قطعا در مسأله تكفير به طريق اولى بايد باشد اضافه بر اين كه پيامبر اكرم (ص) فرمود :

 أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لأَخِيهِ كَافِرٌ فَقَدْ بَاءَ بِهِ أَحَدُهُمَا إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ وَإِلا رَجَعَتْ عَلَيْهِ

صحيح ابن حبان  ج 1   ص 484

يعني؛ اگر يكي از دونفر مسلمان به ديگري گفت كافر اگر واقعا كافر باشد كه هيچ و إلا خودش مي‌شود كافر ؛ يعني اگر كسي اتهام كفر به ديگري بزند يا بايد از كتاب سنت بتواند اثبات بكند و الا كفر خودش به اثبات مي رسد و اين مطالب است كه اينها در اين بيانيه آورده اند  البته بيانيه‌اش خيلي زياد است و تا آنجائي كه مي گويند :

والتسرع في التكفير يترتب عليه امور خطيره

يعني آنهاي كه مي خوابند و صبح حكم تكفير مي دهند اين كاري خيلي خطرناك است

 من استحلال الدم والمال منع التوارث ، وفسخ النكاح، وغيرها مما يترتب على الردة ، فكيف يسوغ للمؤمن أن يقدم عليه لأدنى شبهة ؟

يعني اينها باعث مي شود كه خونهاي بي گناه ريخته بشود واموال حلالي بصورت غير مشروع حلال بشود لذا كتاب سنت حكم مي كند كه درمسائل تكفير يك دليل واضح وروشن از قرآني بياريم.

ثانيا: مانجمع من هذا الإعتقاد الخاطيء من استباحة الدماء وإنتهاك الأعراض وسلب الأموال خاصة والعامة.

از تكفيري كه مفتيان مفتكي صادر مي‌كنند باعث مي‌شود خونهاي بي‌گناهي ريخته شود و اين فتوا باعث شده است اين تكفيرهاي مفتكي باعث شده است خون‌هاي بي‌گناهي ريخته شود و آبرودارني بي‌آبرو شوند واموال شخصي و عمومي از بين برود

يعني اين فتواها باعث شد ، كه چقدر از خانه ها در اثر انفجار ، چقدر ماشين‌ها و سائل نقليه و چقدر از اموال عمومي و خصوصي مثل مزارع از بين برود.

فهذا الأعمال وامثالها محرمة شرعاً بإجماع المسلمين

آنقدر معقولانه مطالب را اينها بيان مي‌كنند ، كه انسان مي‌ماند ، چه بگويد. مي گويند تمام اين كارها شرعا حرام است و اجماع مسلمين بر اين عقيده است و اسلام آمده تمام آنچه را كه  براي مسلمان‌ها احترام دارد ؛ مثل خون و مال حرام دانسته است و پيامبر اكرم (ص) هم در حجة الوداع و در روز عرفه فرمود :

ايها لناس ان دمائكم واموالكم واعراضكم عليكم حرام كحرمة يومكم هذا

پيامبر (ص) در عرفه فرمود : مردم خون شما اموال شما و آبروي شما مثل روز عرفه و اين ماه و خانه خدا احترام دارد.

در اينجا سخن پيامبر (ص) ارزش پيدا مي‌كند ؛ اما در زماني كه اينها فتوا صادر مي‌كنند به قتل شيعه و ساير مسلمان‌ها ديگر اين كلام پيامبر (ص) ارزش ندارد و اصلاً پيامبر (ص) چين چيزي، نگفته است.

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا

يعني اگر كسي يك مومني را عمداً بكشد كيفر او جهنم است و جاويدان در آن مي‌ماند

وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ

خدا بر او غضب مي‌كند. 

وَلَعَنَهُ

و خدا او را لعنت مي‌كند .

وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا. نساء/ 93.

عذاب درناك و بزرگي براي او در نظر گرفته است.

خوب آقايان كبار علماء بفرمايد، بگويد، كه در اين هفت‌صد و هشت‌صد سالي كه اين همه نفر از مسلمانها را كشتيد و يا بعد از همين جلسه فتاوا صادر مي‌كنند امثال : بن جبرين ها و براكها و عوالي ها كه شيعه كافر و مشرك است ، قتلش چنين و چنان است . حتي سي و هشت تا از بزرگان عربستان سعودي فتوا صادر مي‌كنند ،كه جوان‌هاي عربستان سعودي بروند ، در عراق براي جهاد و كشتن شيعيان و يا همين عبدالله دهد و كه چند روز قبل كشته شد و يا در افغانستان چند روز قبل در روز عاشورا شيعيان را كشته شدند و يا در پاراچنار پاكستان كه همه روزه ما مي‌بينيم بي گناهان دارند مي‌كشند.

ما مي‌گويم آقايان وهابي ها و آقايان كارشناسان و مفتيان آيا در اين موارد اين آيه شريفه كارگر و قابل استناد است يا نه؟ و مي تواند ارزش داشته باشد و يانه ؟.

جالب اين است كه اين آقايان در همين اختاميه مي گويند:

آي مردم خداوندعالم نسبت به كسي كه كافر هست ؛ ولي در ذمه حكومت اسلامي زندگي مي‌كنند و اگر كسي همين كافر را هم بكشد ، بايد ديه بدهد.

وقال سبحانه في حق كافر الذي له ذمة في حكم قتل الخطأ.

يعني ؛مسلمان كه هيچي شما حق كشتن كافر ذمي را هم نداريد.

فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ . النساء /92.

و يا مي‌فرمايد :

فإذا كان الكافر الذي له أمان إذا قتل خطأ فيه الدين والكفارة ،

يعني يك كافر كه در ذمه حكومت اسلامي است كشته شود ديه و كفاره بايد باهم پرداخت شود .

فكيف اذا قتل عمدا؟

پس چگونه است آنجائيكه كه عمداً كشته باشد.

من قتل معاهدا لم يرح رائحة‌ الجنه

يعني اگر كسي يك معاهد را بكشد بوي بهشت را نمي شنوند؛ بنابر اين شعيان از يك كافر ذمي هم بد تر مي باشند.

به عبارت امثال آقاي دهدوها و كساني‌كه از اهل بيت (ع) دفاع مي كنند و كسانيكه براي امام حسين (ع) عزاداري مي كنند از كافر ذمي هم ارزش شان كم تر است .

ثالثاً : إن المجلس إذ يبين حكم تكفير الناس بغير برهان من كتاب الله وسنة رسوله - صلى الله عليه وسلم - وخطورة إطلاق ذلك ، لما يترتب عليه من شرور وآثام ، فإنه يعلن للعالم أن الإسلام بريء من هذا المعتقد الخاطئ ،

يعني؛ اينهاي كه احكام تكفيري صادر مي كنند هئيت كبار علماء به تمام دنيا اعلام مي كنند كه ...

ان الاسلام بريء من هذا المعتقد الخاطئ

يعني اسلام از اين فتواي تكفيري بيزار مي باشد .

وأن ما يجري في بعض البلدان من سفك للدماء البريئة ، وتفجير للمساكن والمركبات والمرافق العامة والخاصة ، وتخريب للمنشآت هو عمل إجرامي ، والإسلام بريء منه ،

يعني اين‌كه به استناد اين فتواها در بعضي از كشور ها (مراد ايشان كشور عربستان سعودي است نه كشور هاي ديگر و مراد شان از شهرها هم شهرهاي عربستان سعودي است نه شهر هاي كشورهاي ديگر،) انسانهاي بي گناه را مي كشند ساختمانهاي دولتي و غير دولتي و وسائل نقليه را منفجر مي كنند ، اينها جرم به حساب مي آيند و اسلام  از اين كار ها بري و بيزار مي باشد و جالب اين جا است كه مي گويند: كساني‌كه چنين فتوا مي‌دهند

انما هو تصرف من صاحب فكر منحرف

يعني اين فتواها تكفيري درحقيقت از يك تفكر انحرافي  صادر مي شود.  

وعقيدة ضاله

و اين عقيده گمراه كننده است و تمام گناه بر عهده كسيي است كه چنين فتوايي را صادر مي كند.

فهو يحمل اثمه وجرمه فلا يحتسب عمله علي السلام و لا علي المسلمين مهتدين بهدي الإسلام ، المعتصمين بالكتاب والسنة ، المستمسكين بحبل الله المتين . وإنما هو محض إفساد وإجرام تأباه الشريعة والفطرة ،

اين مفتيان مفتكي كه دارند، فتواي تكفير صادر مي كنند و در اثر اين فتواها هر كاري صورت بكيرد گناهش بر عهده مفتي است و ارتباط به اسلام و مسلمان‌ها ندارد.

اين بيانيه را كه بنده در سال  1383 آوردم ، خدمت آيت الله سبحاني دادم و ايشان در كتاب معجم الطبقات متكلمين ج4 ، ص 100 و همچنان حضرت آيت الله مكارم شيرازي در كتاب وهابيت بر سر دو راهي آورده است .

[اين بيانيه را مي‌توانيد در آدرس ذيل ببينيد:

http://www.alifta.net/Fatawa/fatawaDetails.aspx?BookID=2&View=Page&PageNo=5&PageID=8325]

كسانيكه اين بيانيه را امضا كرده اند عبارتند : از صالح بن محمد لحيدان و آقايان غديان و خود عبدالعزيز بن عبد الله آل شيخ در آنجا بودند و تمام اعضاي لجنه فتواي عربستان سعودي بودند. و علاوه دكتر بكر بن عبدالله و دكتر صالح بن عبد الرحمن و دكتر عبد الوهاب ابو سليمان كه آمده بود، به ايران و مهمان آقايان مراجع بود فردي بسيار مودب و متين بود، نيز در اين جلسه حضور داشتند.

در اين را بطه آقايان مي توانند به مجله البحوث اسلاميه شماره 56،ص357، كه مفصلاً اين مطالب را آوره است مراجعه كنند.

مجري:

ما واقعاً نفهميديم كه اين حكم درست است و يا اين عمليات انتحاري كه اينها انجام مي دهند. و اين آقايان با چه دليلي چنين جنايت مي كنند و اين طور شيعيان را مي كشند و ما اميد واريم كه برادران اهل سنت و وهابيت كه برنامه ما را مي بينند يك نگاهي هم به اين فتاوايي كه علماءشان داده اند ،بيندازند . البته با يك چرخش صد هشاد درجه كه علماء شان انجام داده اند.

سؤال ديگري كه مطرح مي شود اين است كه بفرماييد آيا اين بخش بيانيه كه شما فرموديد با تكفير شيعيان همخواني دارد يانه ؟

استاد قزويني

اين كتاب فتواي لجنة دائمه للبحوث العلميه والإفتاء است . در اين كتاب كليه فتاوايي كه از هيئت فتواي عربستان سعودي در رأسش قبلاً آقاي بن باز بود آلان در رأسش آل شيخ مي‌باشد و كليه سؤالاتي كه در آن جا مي شود، آمده است و ما در همان سال 82 و 83 كه به مكه رفته بوديم و ديدار و بحثي با آل شيخ داشتيم، ايشان 20جلد اين كتاب را به ما هديه دادند.

عزيزان ملاحظه بكنند اين حكم اكل ذابح من يدعون الحسن و الحسين (ع) و علي عند شدايد يعني اين حكم ذبيحه كسي است كه يا علي و يا حسين مي گويد و اين در فتواي 1661 آمده است.

در اين فتوا سؤال شده است كه در شمال عراق و مركز عراق تعدادي از شيعيان هستند كه يا علي و يا حسن (ع) مي‌گويند و آيا از قصابي هاي كه شيعيان دارند مي شود خورد يانه؟

در جواب مي‌گويند:

اذا كان الامر كما ذكر سائل من ان الجماعة‌ الذين يدعي من جعفريه يدعون الحسن والحسين وساطتهم

يعني يا حسن و يا حسين مي گويند

هم مشركون (همه اينها مشرك هستند ) ومرتدون عن السلام (از اسلام هم بيرون هستند )

عزيزان دقت كنيد اينها از اين طرف مي‌گويند: كافر ذمي را اسلام امان داده است و به مجرد شبهه ما مي توانيم حكم حدود را رد كنيم و مسائله تكفير و تفسيق و امثال اينها مرده الي الله است.

اما در اين‌جا مي‌گويند به مجرد اينكه يا علي، ياحسن و يا حسين مي‌گويند مشرك و مرتد مي‌باشند.

و امضا كنندگان اين فتوا عبارتند از: عبدالله بن قعود، عبدالله بن قديان، عبدالرزاق عفيفي و عبدالعزيز بن عبدالله بن بن باز، كه اينها چهار تن از اعضاي اصلي و دائمي لجنه افتاء مي‌باشند.

در ج2،ص372،و 373 اين كتاب آمده است:

إذا كان الواقع كما ذكرت من دعائهم علياً والحسن والحسين ونحوهم وهم مشركون شركاً اكبر يخروج من الملة إسلام

يعني شيعياني كه يا علي يا حسن و ياحسين مي‌گويند، اينها مشرك به شرك اكبر هستند  و از ملت اسلام هم بيرون مي باشند.

اينها در اين جا مطالب مفصلي دارند . مثل: اين مورد كه سؤال كرده اند، علماء شيعه كه علم دارند، مي‌گويند: ياعلي و يا حسن و يا حسين مشرك هستند اما عوام كه مقلد علماء هستند و چون علماء اينها مي‌گويند يا علي و يا حسن و يا حسين اينها فكر مي‌‌كنند كه واقع نيز چنين مي‌باشد ؛ لذا با عوام اينها بايد چه كار كرد.

در جواب گفتند:

من شائع من العوام اماماً من أئمة الكفر والضلال .

يعني آن دسته از عوام شيعه كه پشوايان كفر و گمراهي را تبعيت مي‌كنند.

حكم له به حكمهم كفراً وفسقاً .

يعني هم علماء شيعه را كافر مي دانيم و هم عوام شان را.

و در ادامه مي‌‌گويند:

لان نبي (ص) قاتل روأسأ مشركين واتباعهم

يعني پيامبراكرم (ص) هم با سران مشركين جنكيد هم با اتباعشان .

وكذالك فعل اصحابه.

يعني اصحاب پيامبر(ص)؛ نيز هم با سران مشركين جنكيد و هم با تابعين شان.

ولم يفرق بين السادتي والتباع

يعني ؛صحابه بين بززگان مشركين  و پيروانشان هيچ فرقي نگذاشتند.

فتواي شماره 9247

اين نمونه‌اي از قضيايي است، كه حضرات آورده اند. و ما نمي دانيم كه اين حرفهاي آقايان را بپذيريم و يا اين فتواي تكفير كه اينها صادر مي كنند.

و اغلب اين فتوا دهندگان همان هاي هستند، كه اختتاميه جلسه طائف را امضاء كرده اند .

ما در اينجا هيچ چيزي نمي‌گوييم ؛ بلكه قضاوت را به عهده مردم مي گذاريم. اينها مي گويند: ما كسي را تكفير نمي‌كنيم و وهابيت كسي را تكفير نمي كند.

ما مي گوييم اين فتاوا كه ديگر مالي شيعه نيست و اين كتاب فتواي لجنه ديگر كتاب كافي و بحار الانوار و غيره نيست و اين فتواها روايت هم نيستند كه ما بگويم سنداً ضعيف است.

در واقع اين كارشناسان وهابي همان تعبيري را به كار مي‌برند كه ذهبي در نامه‌اش به ابن تيميه مي‌نوسد.

يك سري افراد كودن، بي عقل، نفهم و احمق مي آيند، چهار تا روايت ضيعف سند را از كتاب بحار الانوار و كتاب سيد نعمت الله جزائري نشان مي‌دهند، بعد هم مي گويند: آي مردم ببنيد كه شيعيان همه اهل سنت را كافر و زنا زاده مي‌دانند.

بفرمايد اين فتواها كه مفتيان مفتكي و پولكي شما داده اند، جواب بدهيد. و در ج2،ج3، ج18 شايد در هر جلد بيش از پنجاه مورد حكم به تكفير، ارتداد و جواز قتل شيعه را داده اند. در اين فتواها كاملا ًروشن شد كه پيامبر(ص) هم مشركين را كشتند و هم اتباع مشركين را، يعني؛ هم علماء شيعه واجب قتل هستند و هم عوام شيعه كه از علماء تقليد مي كنند، واجب قتل هستند.

اين نمونه هاي كاري شما است و اين پرونده سياه اين مفتيان وهابي است كه جز تكفير چيزي ديگري سرشان نمي‌شود و در طول اين هفتصد و هشتصد سال با همين تكفير جلو رفته اند. امروز هم هر جنايتي كه در هر جايي از دنيا صورت مي‌گيرد، مثل انفجار و ترور و غيره غالباً رد پاي تابعين اين مفتيان مزدور كاملاً روشن و مشخص مي‌باشد.  

عزيزان بيننده دقت كنند، اين كتاب الدرالسنيه في رد علي الوهابية متعلق به احمد زيني دحلان متوفاي 1304 مي باشد ايشان مفتي مكه مكرمه و در مهدي وهابيت بزرگ شده است .

ايشان در اين كتاب ص46، يك عبارت زيبايي در مورد وهابيت و تابعين محمد بن عبدالواهاب دارد:

وصاروا يدعون الناس إلى التوحيد

يعني مردم را به توحيد دعوت مي كنند، اما يك دسته افراد جاهل، نادان و غافل تصور مي كنند اينها واقعاً به سوي توحيد دعوت مي كنند و غافل هستند از اينكه اينها مسلمان‌ها را كافر مي دانند،نه تنها شيعيان را؛ بلكه كل مسلمين را اينها كافر مي‌دانند.

فإنهم كانوا يحكمون على الناس بالكفر من منذ ستمائة سنة وغفلوا أيضا عن استباحتهم أموال الناس ودماءهم وانتهاكهم حرمة النبي صلى الله عليه وسلم .

يعني اينها در تمام اين ششصد سال تمام مسلمان‌ها را كافر مي‌دانستند، يعني از زمان ابن تيميه تا زمان محمد بن عبد الوهاب و غيره همه كافر هستند و اينها خون شان هدر است و در اموالشان مي‌شود، تصرف كرد، حرمت پيامبر(ص) را هم بر داشتند.

وكفروا الأمة بها.

يعني امت اسلام تماماً كافر هستند.

وكانوا إذا أراد أحد أن يتبعهم على دينهم طوعا أو كرها

يعني اگر كسي مي خواهند تابع وهابيون باشند؛ چه با زور و چه با اراده.

 يأمرونه بالإتيان بالشهادتين أولا

يعني اگر مي‌خواهيد وارد دين ما بشويد اولاً بايد شهادتين بگوييد.

 ثم يقولون لها شهد على نفسك إنك كنت كافرا

يعني بايد گواهي بدهي قبل از اينكه وهابي شوي كافر بودي، هر چند قبلاً نماز مي‌خواندي و شهادتين مي گفتي.

 واشهد على والديك إنهما ماتا كافرين

يعني بايد گواهي بدهي، پدر و مادرت كه توفيق پيدا نكردند به دين وهابيت نائل شوند، كافر از دنيا رفته اند.

واشهد على فلان وفلان إنه كان كافرا ويسمون له جماعة من أكابر العلماء الماضين

يعني تعداد از علماء بزرگ اهل سنت را نام مي‌بردند، بايد گواهي بدهي كه اينها كافر از دنيا رفته اند .

فإن شهدوا بذلك

يعني اگر اين شهادت ها را مي داد، كه من كافر بودم پدر و مادرم و علماء همگي كافر مردند .  

قبلوهم

يعني قبول مي كردند كه تو مسلمان شدي

وإلا أمروا بقتلهم

يعني اگر اين‌ طور گواهي نمي داد دستور مي‌دادند كه اين انسان و مسلمان را بكشند.

و جالب اين است كه اينها مي‌گويند:

وأول من صرح بذلك محمد بن عبدالوهاب

يعني اول كسي كه اين فتواي شومي را داد و همه مسلمان‌ها را كافر دانست محمد ابن عبدالواهاب بود.

وإذا دخل إنسان في دينهم وكان قد حج حجة الإسلام قبل ذلك يقولون له حج ثانيا فإن حجتك الأولى فعلتها وأنت مشركا فلا تسقط عنك الحج

يعني اگر كسي هم به دين اينها مي‌پيوست به او مي‌گفت‌، حجت را بايد دو باره انجام بدهي؛ چون حج اول را كه انجام دادي، در حال شرك صورت گرفته است.

 ويسمعون من اتبعهم من الخارج المهاجرين ومن كان من أهل بلدتهم يسمونهم الأنصار

يعني اگر كسي از شهر خودشان وارد دين عبد الواهاب مي شد، مي‌گفتند كه اين انصار است و اگر از بيرون شهر شان وارد دين ابن عبد الواهاب مي‌شد، مي‌گفتند اين مهاجر مي‌باشد .

بنندگان عزيز دقت كنند كه اينها مي‌گويند:

والظاهر من حال محمد بن عبد الوهاب أنه يدعي النبوة

يعني محمد ابن عبد الوهاب ادعايي پيغمبري مي كرد.

إلا أنهما قدر على إظهار التصريح بذلك

يعني جرأت نكرد كه چنين ادعاي بكند؛ والا اخبار مدعيان دورغين نبوت را قبلاً ديده بود مي خواست كه همان رويش را پش بگيرد و ادعاي نبوت بكند، اما خداوند عالم چنين ميداني را به او نداد.

الدرر السنية في الرد على الوهابية - أحمد زيني دحلان - ص 46

بيننده : آقاي حيدري از نجف آباد

بنده خواستم اول تشكر كنم از خدمت آقاي دكتر قزويني كه چند ماه قبل براي بنده دعاي كرد و دعايشان مستجاب شد، يك سؤال داشتم و آن اين‌كه نظر و هابيت در مورد قوم لوط چه مي باشد؟.

و يك انتقاد داشتم اگر اشكال ندارد، برنامه‌اي كه با آقاي كياني داريد، ايشان مي‌پرد وسط حرف‌هاي حاج آقا كه به نظر بنده، درست نيست و اگر مي‌شود اين مطلب را به ايشان تذكر بدهيد.

بيننده: آقاي گل محمدي از سقز از اهل سنت

در مورد تكفير و مشرك خواندن طرف مقابل مطالبي داشتم اگر اجازه است خدمتان عرض بكنم: بنابر روايت صحيح كه يكي از صحاب در يكي از غزاوات يكي از مشركين را كه از ترس شهادتين جاري كرده بود، كشت ،پيامبر (ص) بشدت او را مذمت كرد، و فرمود: كه هر كسي شهادتين را گفت، به اسلام گروبده است و شما كه ابن صحابه را كشتيد، از اسرار دل او با خبر نبودي چطور فهميدي كه او از ترس شهادتين جاري كرده است پس با اين حديث ما حق نداريم ،هيح گروهي را تكفير كنيم؛ چون به هر اندازه كه خومان را بر حق و هدايت يافته مي‌دانيم، طرف مقابل نيز خودش را به همان اندازه حق و نا‌جي ‌مي‌داند .

علامه بزگوار! به نص قرآن ، كمك خواستن از غير خدا عمل نادرست و شرك آلود است ولي هر كسي كه اين عمل را انجام بدهد به نص قرآن از دائره اسلام خارج نمي‌شود؛ بلكه فقط مرتكب گناه مي‌شود؛ چون خداوند در قرآنش مي فرمايد: خداوند تمام گناه غير از شرك را مي‌بخشد؛ بنابر اين، با اين آيه براي ما مشخص مي‌شود كه فرد مسلمان هم ممكن است مرتكب گناه و عمل شرك آلود بشود، اما از دائره اسلام خارج نمي شود.

عرائض بنده به اتمام رسيد، اميد وارم روزي فرا برسد كه تمام فرق اسلامي به جاي برنامه گذاشتن و تكفير كردن هم ديگر ،دست به دست هم بدهند و بر ضد دشمن اصلي كه از آب گل آلود ماهي مي‌گيرند، متحد و يك پارچه شويم.

بيننده: جناب آقاي محققي از تهران

عرض سلام دارم ابتدأ خدمت حضرت استاد و بعدش خدمت مجري محترم جناب آقاي محسني و يك صلوات هم بفرستيم براي روح پدر بزرك جناب استاد .

 اجازه بدهيد بنده يك ملق بازي جلوي قاضي انجام بدهم، درجواب خواهران كه زنگ مي‌زنند به شبكه حرمله و مي‌گويند عائشه مادرمان و از اين سري مطالب؛ درحالي‌كه در يك روايت آمده است‌‌كه :

أن إمرئةًٌ قالت لي عائشه يا امٌ فقالت إني لست أمك إنما انا ام رجالكم

و در آخر هم آورده است: و اسناده صحيح

مساند الفراق المكتب ،ج1، ص85،

حالا اينها اگر مي‌خواهند از مادر شوهرشان و مادر بزرگ شان دفاع بكنند، آن يك چيزي ديگر است.

حضرت استاد شما مي‌دانيد، همان هاي كه هزار سال پيش فتواي خروج سيد الشهدا (ع) را از دين دادند،پيروان همان ها هستند كه خروج شيعيان حضرت را از دين مي‌دهند ما كه از آن نازنين وجود عزيز تر نيستيم.

يك انتقاد داشتم كه البته نمي شود اسمش را گذاشت انتقاد، در مورد همين سايت وليعصر (عج) است؛ كه چند تا رويت كه در انجا بنده ديدم از لحاظ سندي ضعيف بود؛ لذا خوب است برسي سندي بشوند؛ مثل روايت كه درباب توسل و شفاعت آورده شده است كه در سندي آن مالك الدار وجود دارد كه مجهول مي باشد.

استاد قزويني 

درمورد اين روايت كه ايشان گفت در آن مالك الدار وجود دارد، بايد گفت؛ كه مالك خادم عمر بود و ابن حجر در فتح الباري ج2، ص412 ،باب استسقاء الناس ... إذا قحط مي‌گويد: روايت صحيح است و هم چنين ابن كثير دمشقي در كتاب البداية والنهاية ج7،ص105،مي‌گويد: اين راويت صحيح است و در مورد خود مالك الدار ما در پاسخي كه به قفاري داديم، مفصلاً بحث كرديم و وثاقت او را ثابت كرديم و عملاً هم اگر دو نفر از شخصتهاي بزرگ او را توثيق بكند، ديگر نيازي به توثيق نيست.

بينند: آقاي رضايي از بهبهان از اهل سنت

با سلام و خسته نباشيد خدمت مجري محترم آقاي محسني  و كارشناستان آيت الله قزويني.

چند سؤال داشتم از آيت الله قزويني :

 1- اينكه در زمان خلافت حضرت عمر ، ابوبكر و عثمان بشتر مسلمان‌ها كشته شدند و يا در زمان خلافت علي (ع). 

2- چرا آيت الله سيستاني مانند ساير مراجع در صدا و سيما نشان داده نمي‌شود و در مسائل سياسي كشور هم دخالت نمي‌كند؟

ديگر اين‌كه آيت الله قزويني قول داده بود كه برنامه‌اي درمود مختار نامه با حضور خودشان پخش كند.

استاد: قزويني

در مورد سؤال اول ايشان كه پرسيدند در زمان خلافت سه خليفه اول مسلمانها بشتر كشته شدند و يا در زمان خلافت علي (ع)؟

اين مطلب را آقاي بخاري در كتاب تاريخ صغيرش و يا تاريخ وسيط‌ش  ص97 و 118 مي‌آورد و وقتي كه خلفاء را مي شمارد و به امير المومنين (ع) مي رسد، مي‌گويد: پنج سال سالي بود كه فتنه ها شروع شد.

و مشخص است كه در زمان امير المومنين فتنه گري ها و جنگ هاي خونين را به راه انداختند كه مي‌گويند فقط در جنگ نهروان چهار هزار نفر كشته شد ، در صفين صد ده هزار نفر و در جمل هم سي هزار نفر بنا بر نقل يعقوبي كشته شد.

بيننده: خالد از اهواز

حاج آقا بخشيد آيا آخر سوره حمد (و لا الضالين) به وهابي ها مي‌خورد؟

استاد: قزويني  

اين را بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آيا عمل و كردار اينها به و لا الضالين مي‌خورد يا نه؟

بيننده: خالد از اهواز

اين آقاي كه از اهواز زنگ زد و گفت من سني هستم ما ‌كه در خوزستان اصلاً سني نداريم.

اينها چهل باز هستند مي‌گويند كه خدا دست و پا دراد جسم مي باشد. مذاهب همگي مشخص است و وهابيت جزء هيچ يكي از اينها نيست و نمي باشد.

و از طرفي، ابن تيميه اصلاً توحيد را بلد نيست مي‌گويد: خدا ورزش مي‌كند، پا دارد و... و اگر حاج آقا لطف بكنيد اين مطالب را خوب تشريح بكنيد ما ممنون مي‌شويم.

مجري :

خوب سني باشد چه اشكال دارد جناب آقاي خالد.

اينكه گفتيد اينها قائل به دست و پا براي خدا هستند، اين همان تفكر وهابيت مي‌باشد كه الحمد الله برادران اهل سنت زنگ مي‌زنند و مي‌گويند كه اينها اصلاً از ما نيستند و اينها را از جمله ما به حساب نياوريد و اين همان رشد و با لندگي است كه ما مي‌خواهيم به آن برسيم.

وهابيت همچنانكه گفتيد، مذهب به حساب نمي آيد؛ بلكه يك مذهب نفوذي مي‌باشد و براي اين‌كه خودشان را زياد نشان بدهند مجبور هستند اهل سنت را به خودشان ضميمه بكنند.

بيننده: ميلاد از اروميه از اهل سنت

خدمت شما و استاد قزويني سلام عرض مي كنم و يك سوال از خدمت حاج آقا دارم. من بارها از شما شنيده‌ام كه اين چهار شبكه را شما وهابي معرفي مي كنيد؛ لذا مي‌شود شما يك شبكه فارسي زباني را معرفي بكنيد كه وهابي نباشد تا ما اهل سنت دين مان را از آن شبكه ياد بگيريم.  

استاد: قزويني

شبكه ولايت شبكه‌اي است كه وهابي نمي باشد.

مجري:

آقاي ميلاد پنجاه سال قبل كه ما‌هواره وجود نداشت مردم دين شان را از كجا و از كي مي گرفتند؟

بيننده:

ما قبلاً دين مان را از كتاب خدا مي‌گرفتيم.

مجري:

پس عذر شما موجه نيست و ماهواره تنها يك وسيله ارتباطي مي‌باشد، شما در حال حاظر هم كتاب داريد و هم سنت و هم انترنت مي‌توانيد جستجو كنيد.

بيننده:

شما لطف كنيد يك شبكه به ما معرفي كنيد تا ده ميلون اهل سنت كه در ايران وجود دارد از آن استفاده كنند؛ يا اينكه همه اهل سنت وهابي هستند؛ لذا براي ما مشخص نيست كه وهابي چه كساني هستند و اهل سنت  چه ‌كساني مي باشند لطف كنيد ،يك شبكه به ما معرفي كنيد كه مالي اهل سنت باشد .

مجري:

حاج آقا بار ها فرموده اند‌: كه آقايان اهل سنت بيايند از اين تريبون شبكه ولايت استفاده بكنند ؛ مانند مولوي لاشاري كه شنبه گذشته آمدند و مباحث را مطرح كردند.

استاد: قزويني

آقاي ميلاد، ما وقتي اين شبكه را تأسيس كرديم، رسماً اعلام كرديم، درهاي شبكه ولايت بر روي علماء اهل سنت باز است، هر عالمي از اهل سنت بيايد ما برنامه برايش مي‌گذاريم و بارها اين مطلب را گفته ايم كه علماء اهل سنت بيايد در اينجا عقايد، فقه، احكام، تفسير و اخلاق اهل سنت را بگويند. و در همين هفته روحاني لاشاري مگر نيامد و نگفت كه من حنفي مذهب مي‌باشم و مدافع اين مذهب هستم و وهابيت هفتصد مورد اختلاف با ما دارند، تماماً را من ثبت كردم و رسماً گفتند شبكه هاي كه فعلا وجود دارد اهل سنت نيستند؛ بلكه وهابي مي‌باشند .و اين مطلب را ما كه نگفته‌ايم مگر اينكه شما هم بگويد كه اينها مولي هاي اثنا عشري مي باشند.

بيننده:

اهل سنت در تهران كه پايتخت است حتي يك مسجد هم ندارند؛ چطور مي تواند رسانه داشته باشند.

استاد : قزويني

لطفاً شما بحث را قاطي نكنيد و سوال كه ما از شما پرسيديم جواب بدهيد همانطو‌ري‌كه ما جواب داديم اين مولوي ها مثل: مراد زهي و لاشاري كه شب ميلاد آورديم و يك برناهه چهار نيم ساعته داشت و آقايان ديگري كه مد نظري شما هست حتي آن دسته از علماء كه تفكر وهابي دارند بيايند در اين شبكه حرفشان را بزنند و ما هم حرف مان را بزنيم و مردم همه اين حرفها را بشنوند، وقتي علماء شما نمي آيند گناه و تقصير ما چيست .

بيننده: ‌آقا فرهاد از زنجان

با سلام خدمت شما مجري محترم و آيت الله دكتر قزويني بنده دوسوال داشتم و يك پشنهاد كه خيلي سريع خدمتان بيان مي كنم .

سوال اول بنده اين است كه : فرق اهل سنت با وهابيت چيست، مگر ريشه هر دو تا يكي نيست .

سوال دوم : اين است كه آيا علماء شيعه، سب ابوبكر و عمر را جايز مي دانند يا نه ؟

پشنهاد بنده اين است كه آقاي دكتر قزويني لطف بكنيد يكسري برنامه بگذارند در رابطه با شبهاتي كه شبكه هاي وهابي بيان مي كنند مخصوصا شبكه كلمه كه هر روز يكسري سوالات مطرح مي كند و براي يش جايزه تعين مي كند.

استاد: قزويني 

در رابطه با فرق اهل سنت با وهابيت اين است كه اين دو فرقه هاي زيادي باهم دارند من جمله:

‌ 1- وهابي ها تقليد را شرك مي دانند در حاليكه تمام اهل سنت مقلد هستند؛ چون حنفي‌ها مقلد ابو حنيفه مي‌باشند و شافعي ها مقلد شافعي، مالكي ها مقليد مالك هستند و حنبلي ها مقلد احمد ابن حنبل مي‌شند؛ يعني از ديدگاه وهابي ها تمام اهل سنت كا فر هستند.

2- در اهل سنت نداريم كه بخواهد توسل را نا مشروع بدانند؛ در حاليكه وهابي ها مي‌گويند توسل به پيامبر (ص)‌ و صالحين شرك مي باشد و همچنان طلب شفاعت و تبرك را اينها شرك مي دانند و به طور كلي وهابيت در يك صف مي باشند و اهل سنت در صف ديگري هستند.

ما انشاء الله مولي لاشاري و امثال ايشان را كه در اين زمينه كار كرده اند دعوت مي‌كنيم، تا بيان در اينجا بيان بكنند كه حساب اهل سنت با وهابيت جدا مي‌باشد؛ همانطور‌ي‌كه مولوي لاشاري رسماً گفت من هفتصد مورد فرق بين وهابيت و احناف را ثبت كرد‌ه ام .

در رابطه با سب ابوبكر ،عمر و عائشه هيچ كدام از فقها ما فتوا به جواز سب اينها نداده اند .

در مورد پاسخ به شبهات هم بنده پاسخ مي دهم، هم در برنامه كلمه طيبه و هم در برنامه سراب وهابيت پاسخ داد مي شود. اضافه براين‌كه ما جواب امثال آقاي حيدري را داديم اما اينها اصلا حرف حالي شان نيست همانطور‌كه مرحوم علامه حلي (وقتي ابن تيميه كتابي در رد ايشان نوشت) فرمود: اگر اين آقا حرف من را مي فهميد جواب مي دادم به نظر ما همانطور كه ذهبي مي‌گويد: اينها يك عده سفيهان بيش نيستند؛ لذا جواب ابلهان خاموشي مي باشد؛ چون اين آقا كه جز فحش دادن كاري بلد نيست و آمد درس رجال گذاشت و رجال كشي را كِشي خواند و گفت فتحه بر كاف ثقيل است؛ در حاليكه در خود قرآن كريم كلمات فراوان داريم كه به صورت فتحه خوانده مي شود مثل كثير ،كبير ،ولوكره ، ورزق كريم و... ؛ لذا در تمام اين موارد خداوند مي آمد از آقاي حيدري درس ادبيات ياد مي‌گرفت، تا روي اين كاف ها فتحه نمي گذاشت. اين آقا اين قدر فهم شعور ندارد به جاي اين‌كه بيايد بگويد، من اشتباه كردم، مي آيد توجيه مي كند، مي‌گويد فتحه بر كاف ثقيل است؛ لذا ما مي گويم: جواب ابلهان خاموشي است و اين آقا هر قدر مي خواهد عربده بكشد آزاد است؛ چون ما ثابت كردم كه اين آقا سواد ندارد ،معاند، منافق مي‌باشد و بغض اهل بيت (ع) را در دل و تمام وجودش دارد، اين مطالب را دوستان ما در كلمه طيبه ثابت كرده است.

بيننده: آقاشهاب از اروميه اهل سنت

با عرض سلام دارم خدمت تمام دست اندركاران اين برنامه ،خدمت آقاي قزويني و شما مجري محترم .

اولاً: بنده مي خواستم عرض كنم آن دستته از جماعتي كه خود را اهل سنت معرفي مي‌كنند و اما از جمله وهابيت خودشان را قرار مي دهند، ما اصلا آنها را قبول نداريم .

دوماً: وقتي در باره حديث بخاري صحبت مي كنيد يك طوري صحبت مي‌كنيد كه توهين به حساب مي آيد.

مجري :

اگر اين مطلب در برنامه ما بود، ما عذر خواهي مي‌كنيم از شما و همه اهل سنت و اگر تعمد در كار باشد به فرموده حاج آقا گناهش بخشيدني نيست .

بيننده : آقاشهاب از اروميه اهل سنت

و اين مطلب را هم مي‌خواهم عرض كنم كه بين ما و اهل تشيع هيچ مشكلي نيست؛ بلكه همه ما با هم برادر هستيم، قرآن و پيامبر ما يكي مي باشد و فقط يكسري اختلافات جزي داريم كه آن هم به مرور زمان حل خواهد شد.

در پايان مي گويم: درود خدا بر حضرت ابوبكر ،عمر، عثمان ،علي (ع) و دوازده امام (ع).

استاد قزويني :

اين اختلافات مال شيعه و سني نيست؛ بلكه خود اهل سنت در ميان شان نيز اختلاف وجود دارد همانطور‌يكه شيعه در ميان شان اختلاف هست و مادامي‌كه اين اختلافات به تكفير منجر نشود، هيچ اشكالي ندارد.

و اگر ما هم از صحيح بخاري و غيره روايتي را مي آوريم، اولاً اين جوابي وهابي هاي است كه كتاب هاي ما را مسخره مي‌كنند و نسبت به آنها اهانت و جسارت روا مي‌دارند. و ما مي‌گويم كه اگر در كتابهاي مثل بحار الانوار و كافي و... روايت ضعيف و مرسل  وجود دارد در كتابهاي شما كه آنها را بعد از قرآن صحيح ترين كتاب مي‌دانيد نيز چنين روايات وجود دارد شما چه جواب مي‌دهيد و هر جوابي شما از اينها داديد ما هم همان جواب را نسبت به كتبي كه مال ما است، مي‌دهيم. و در اين موارد هدف ما نه اهانت است و نه جسارت؛ بلكه ما بار ها گفتيم اهانت به مقدسات اهل سنت گناه نابخشودني مي‌باشد و حالا اگر براي دوستان اين ابهام پش آمده است كه ما توهين كرديم ما از اينها پوزش مي طلبيم، ما به هيچ عنوان قصد توهين نه داشته‌يم و نه داريم.

بيننده: آقاي اثنا عشري

با سلام خدمت جناب عالي و دانشمند محترم. بنده خواهش مي‌كنم از برادران اهل سنت كه (حدود پنجاه و شصت شبكه بر عليه دين ،مملكت و ولايت ما قد علم كرده اند) به دل نگرند و كم لطفي نكنند. و اين تنها شبكه‌اي است كه يك مقدار جواب اين همه توهين را كه به  مقدسات ما مي كنند، مي دهد. و اگر يك مقدار اينها توجه بكنند، ببينند كه انسان شرمش مي‌آيد كه در اين  شبكه هاي وهابي زده چه مي‌گذرد و هدف اينها فقط از بين بردن اتحاد ما مي‌باشد و اين جمهوري اسلامي و ولايي مثل يك خار در چشم اينها مي باشد. و اينها به هيچ چيزي پايبند نيستند به جز به پول نفت كه براي اينها مي‌رسد، كاري به ايراني، عجم و افغاني و امثال اينها ندارد، و هيچ فرقي براي اينها نمي‌كند كه در اينجا شيعه منفجر شود و يا سني.

استاد: قزويني

در جواب اين سؤالي كه مي گويند: آقاي آيت الله سيستاني در مسائل داخلي كشور دخالت نمي كند و در تلوزيون ظاهر نمي شود، بايد عرض كنيم ايشان در مسائل مملكت دخالت مي كند و خيلي از بيانيه ها و موضيع گيري هاي ايشان از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش مي‌شود و اضافتاً ايشان در عراق حضور دارند و سد محكمي است در برابر مخالفين و حتي يكي از اين بزرگان عربستان سعودي به اسم جمال خاش غجي (كه تحليل گر مسائل سياسي و معاون مجله اخبار العرب مي‌باشد ) اعلام كرد اگر چنانچه آقايان وهابي بيايند دست آيت الله سيستاني را ببوسند ،باز هم كار كمي انجام داده اند؛ چون كاري كه آيت الله سيستاني انجام داد و جلو برادر كشي و خونريزي را گرفت ،حقش است كه براي جايزه نويل كانديد شود و اهل سنت و وهابيت بايد بيايند دست ايشان را به خاطر مديريت خوبي كه در عراق داشتند، ببوسند و الحق والانصاف هم اين گونه بوده است و اين عبارت ايشان را ما بارها گفتيم كه مي گويد:

لاتقول اخوننا اهل سنة بل قولوا انفسنا اهل السنة .

در مودر مختارنامه هم چشم، ما برنامه‌اي مي‌گذاريم و عزيزان اگر ما را جزء نيكان مي‌دانند، هزار وعده نيكان يكي وفاء نشود .

مختار با اينكه از منابع اهل سنت به اثبات رسيده كه ايشان جزء اصحاب پيامبر(ص) بود و هيچ شبهه در آن نيست، اما به خاطر اين‌كه از قاتلين امام حسين (ع) انتقام گرفت و با زبيريان در افتاد، اينها بغض و كينه مختار را به دل گرفتند و شبهه كرده اند كه ايشان مشرك و مدعي نبوت بود .

اين دليل براين نيست كه ما نسبت به مختار نامه هيچ انتقادي نداريم ، بنده اگركارشناس بودم، بسياري از الفاظ را تغير مي‌دادم و بسياري از وقايع را به تصور نمي‌كشيدم.

در رابطه با سؤال آقاي خالد گفت در رابطه با توحيد وهابيت توضيح بدهيد، بايد عرض كنم كه توحيد اينها اين است كه خدا در نزد اينها جواني مو فرفري است كه هنوز موي صورتش در نيامده است و خدايي كه سوار الاغ مي شود مي‌آيد در زمين و خودش از عرش چهار انگشت بشتر مي باشد و... كه بنده دركتاب وهابيت از منظر عقل و شرع ده و دوازده مورد از ويژگي هاي خداي وهابيت را آوردم كه دوستان مي‌تواند به آن كتاب مراجعه كنند و هم فايل وپي دي اف اش در سايت وليعصر (عج) موجود مي‌باشد.

 

 

 

 



* دکتر سید محمد حسینی قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر