صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 21 اسفند 1390 تعداد بازديد: 2624 
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن (نساء / 94)
حبل المتین
دانلود صوت
دانلود فيلم

موانع وحدت
اتهام ابن تيميه به شيعيان: شيعيان معتقدند صحابه کافر و مرتد هستند.
عايشه معتقد بود که: بعد از رحلت رسول خدا(ص) تمام عرب مرتد شدند
ارتداد صحابه بعد از رسول خدا(ص) در کتب اهل سنت



بسم الله الرحمن الرحيم

برنامه حبل المتين، توسط حضرت ‌آيت الله دكتر سيد محمد حسيني قزويني  21/ 12 / 1390

موضوع: سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!

استاد سيد محمد قزويني

مجري:

يكي از موانع تقريب اين است كه سني ها معتقدند شيعه صحابه را لعن و  تكفير مي كنند و آنها را مرتد مي دانند و اين مباحث، كفر آميز مي باشد؛ لذا ما بايد شيعان را تكفير كنيم. بنابراين از محضر استاد عزيز خواهشمندم در اين مورد توضيح بفرمايند.

استاد قزويني :

 قبل از جواب سؤال شما چند نكته را خدمت بينندگان عزيز چه شيعه و چه سني و همچنين خدمت كارشناسان شبكه‌هاي وهابي عرض كنم آقايان معمولاً وقتي صبحت مي كنند مي گويند: آقايان شيعه ها يك در ميلون احتمال بدهند كه خطا رفته اند آيا اين سبب نمي شود كه از مذهب شان دست بر دارند و به مذهب حق نائل آيند و يا براي شما عرض كنم مثل طلسم شكنان كه از قضيه بر گشتند و رفتند.

من در اينجا چند تا نكته را عرض مي كنم :

در اين‌كه با يد هر كسي نسبت به مذهبش تحقيقاتي داشته باشد و نسبت به معتقدات خودش با تحقيق جلو رفته باشد جاي هيچ شك و شبه نيست؛ همچنانكه خدا در قران در سوره سبأ آيه 24، خطاب به نبي مكرم (ص) كه حق مطلق و افتخار انبياء و نگين عالم هستي است، مي فرمايد :

 وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ 

 خطاب به مشركين مي گويد: يكي از ما حق هستيم و ديگري باطل و در اين هيچ شك و شبه نيست. وهمچنين در سوره زمر آيه 18 مي فرمايد :

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

 ولي من اين نكته را مي خواهم عرض كنم كه بهترين روش براي تشخيص اين‌كه آيا اين مذهب حق است يا باطل، آنچه صاحبان مذهب در اين با زار پر تلاطم و پرغوغاي فرهنگي دارند، فرهنگ خودشان را عرضه مي‌كنند و ديگر مثل گذشته نيست كه امثال ابن تيميه بيايد در گوشه‌اي از حران دمشق يك سري حرف هايي را بزند و يك عده هم بيايند حرفهاي او را بپذيرند و يا شيعه حرفي بزند وعده اي بيايند حرفهاي آن را بپذيرند امروز دنيا دنياي رسانه است و هر يكي از صاحبان مذهب، كالاي مذهبي خود شان را دارند ارائه مي دهند مردم دارند مي‌بينند و اين بهترين راه براي تشخيص است و ما در مقام جسارت نيستيم ولي اگر كسي بيايد يك هفته حرفهاي شبكه ولايت را ببيند كه مستند و مستدل با ذكر جلد و صفحه بيان مي شود به حقيقت پي مي برد.

اينها مي گويند: فلاني اتوكيو درست كرده است و بنده در ابتدا به يكي از تماس گيرنده ها گفتم كه اين آقا نمي داند ولي اگر يك مجري كه الفباي رسانه را خبر ندارد بايد به عقل اين آقايان فاتحه خواند وقضيه اتوكيو فقط براي يك فايل محدودهست كه درمسائل خبري قابل استفاده است نه در برنامه هاي كه ما داريم كه عمدتا بانرم افزارهاي مختلف داريم كار مي كنيم كه اصلا تا اكنون درصنعت رسانه واتوكيو موفق نبوده وبعيد هم است كه موفق باشد

و يا فرض ما به مانتور نگاه مي كنيم خوب شما هم براي  كارشناس هايتان يك مانتور ده متر در بيست متر بگذاريد تا نگاه بكنند. كارشناس‌هاي شما از روي قرآن، دارد قرآن را غلط مي خوانند. اين آقايي كه از پشت ديوار ويرانه هاي سقيفه، تصويرش هم كه نيست آنجا از رو كاغذ مي خواند پنجاه مورد غلط قرآن دوستان از او گرفته اند.

آن زمان كه ما از شبكه سلام برنامه داشتيم مي گفتند: قزويني ده دوازده تا از شاگردانش كنارش هست هر سؤالي كه مي شود و او مستند جواب مي دهد، به خاطراين است كه شاگردانش سريع آماده مي كنند و وقتي هم كه برنامه زنده شد ديدند ما به دوربين نگاه مي كنيم و هر وقتي هم كه نياز باشد به مانتور نگاه مي كنيم اين هيچ عيب نيست ولي ما كه خبرنداريم كه چه كسي چي چيزي سوال مي كند و اين پاسخ هاي كه مستدل و مستند داده مي شود با جلد صفحه.

چه اشكال دارد شما هم بياييد براي كارشناس‌ها يتان يك مانتور بگذاريد و كامپيوتر كه منحصر به فرد نيست و اين كارشناس‌ها هم بيايند از اين فن استفاده بكنند و مستند و مستدل حرفشان را بيان بكنند و چرنديات نبافند؛ مثلا ديشب درمورد جنگ جمل مي گفت: عائشه براي صلح رفته بود نه جنگ در حالي‌كه كسي نيست از اين آقا سوال بكند براي كدام صلح رفته بود و چه كسي دعوا كرده بود كه عائشه رفته بود براي صلح در بصره. از طرفي مي گويند كه حضرت عائشه توبه كرد اگر براي صلح رفته بود توبه براي چه و توبه معني ندارد؛ يعني براي كاري خير توبه كرده است در دو دقيقه آن‌قدر تناقض در حرفهاي اين آقا است كه هر مخاطبي مي تواند تشخيص بدهيد كه اين آقا حق است يا باطل. اصلاً نيازي به دقت بشتري نيست حتي يك بچه هم تشخيص مي دهد كه اين قضايا چه هست .

نكته ديگر اينكه ما اعلام كرديم طبق منطق قرآن كه درآيه مباهله وقتي اينها حق نيستند پيامبر(ص) اينها را به مناظره و مباهله دعوت مي كند :

قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين

ِ سوره البقرة آيه 111

 دليل تان را بياريد به ما بگويد اگر راست مي گوييد.

 ماهم گفتيم بياييد با هم بنشينيم صحبت كنيم يا بيايند اينجا، يا ترتيب بدهيد ما بياييم آنجا و يا استديو به استديو.

اينها يك روز مي گويند: ما مناظره مي كنيم و يك روزهم مي گويند شرط مي گذاريم، يك روز هم مي گويند شرط فلاني را قبول مي كنيم و يك روز هم مي گويند ما مناظره نمي كنيم چون فلاني دورغ مي گويد. خوب بياييد دورغ هاي مارا ثابت كنيد اين‌كه بهتراست با آدم دورغ گو مناظره كردن ديگر خود به خود وسيله پيروزي شما هست.

بياييد ده تا و يا بيست تا از اين دورغ هاي را كه ما مي گويم براي مردم ثابت كنيد.

يك روز مي گويند ما مي ترسيم حتي از عكس ايشان هم مي ترسيم و تعابر بسيار وقيحي به كار مي برند؛ مثل مارمولك و غيره كه گويا عكس خودش را در آينه نگاه مي كنند و قيافه خودش را براي ديگران ترسيم مي كنند ما كه نمي دانيم قضيه چه هست.

ما خواهش كرديم  و التماس كرديم هر شرطي شما گفتيد و هر موضوعي كه شما بيان كرديد، ما قبول داريم و گفتيم اگر ما ترسناك هستيم شاگردان و ساير دوستان كه اعلام آمادگي كرده‌اند، ترسناك نيستند و آيا همه وحشتناك هستند و همه غير عادي هستند و همه مارمولك هستند.

حتي شما اين اندازه توانايي نداريد يك سري افرادي عادي كه مي‌ آيند مثل خانم صفايي كه كارمند بهزيستي است و يا آقاي زارعي و شريفي كه مدرك سكل بشتر ندارد شما حتي تحمل سوالات اينها را نداريد.

ما واقعا آمادگي داريم و رسماً اعلام مي كنيم جناب حيدري يك طرف قرار بگيرد و خانم صفاي و آقاي شريفي يك طرف. اين‌ها سؤال كنند و حيدري جواب بدهد و به صورت مناظره هم نباشد، مردم مردم قضاوت كنند و يك برنامه بگذارند نيم ساعته و يك ساعته يكي از سه چهار نفر بيايد سؤال بپرسند.

اما وقتي مثلا آقاي زارعي زنگ مي زند پشت سرش فوراً زنگ مي زنند فحش مي دهند و اين دليل بر اين است كه شما حق هستيد و واقعاً از اين بهتر دليل براي حقانيت نيست؛ چون يكي از نشانه هاي حقانيت، فحش دادن است و اجداد شما جناب معاويه از اين ترفند و فرمول استفاده كرده بود. و يا نسبت به خانم صفايي و سايرين اهانت ها، جسارت ها و فحاشي ها انجام مي دهند. خوب اين دليل بر اين است كه شما شكست خورده و باطل هستيد، ديگر نيازي به اين مسائل نيست.

 نكته ديگر: همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه بيايد در آنجا آزادانه حرفش را بزند و تا كسي مي‌آيد يك شبهه وارد مي كند، بلا فاصله شروع مي كنيد سؤال پيچ كردن و وسط حرفش مي پريد و شروع مي كنيد توهين كردن و جسارت كردن. ولي برخي افرادي كه خودشان اعتراف مي كنند (اگر عاقل باشند اقرار العقلاء علي انفسهم جايز)، ما خر بوديم خر تر از همه بوديم اينها مي آيند ده دقيقه يك ربع آزادانه هر چه مي خواهند حرف مي زنند. خوب اين كه اشكال ندارد؛ چون كبوتر با كبوتر باز با باز، كند هم جنس با هم جنس پرواز.

همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه يك كارمند بهزيستي و يك شخص داراي مدرك سكل، حرفشان را بزنند آيا نشانه باطل بودن شما نيست؟ اين بهترين راه نيست، حد اقل سر عقل بياييد و يا مخاطبين شما يك جور فكر بكنند وجدان خدا دادي را به كار ببندند، ببينند حق چيست؟ و يا احتمال بدهيد اين كارهاي شما نشانه بطلان شما و نشانه ناحق بودن شما است و يك درهزار هم احتمال بدهيد كافي است كه از فرقه و مذهب باطل دست برداريد و مخاطبين شما يك مقدار وجدان و عقل شان را به كار بيندازند.

و يا وقتي مياييد از آيات و روايت، انتخاب گزينشي مي كنيد مي آييد فرمول مي دهيد كه يا از قرآن باشد و يا ازسنت باشد. و ما روايت داريم و روايت يك سند دارد و يك متن، اگرسند روايت را بررسي نكنيم ارزش ندارد؛ در حاليكه شما همانجا بلا فاصله ده روايت از كتب شيعه مي خوانيد اگر راست مي گوييد و وجدان داريد بياييد دو سه تا روايت از كتب شيعه بخوانيد و آن‌ را هم از لحاظ سندي طبق مباني جرح تعديل شيعه بررسي بكنيد و هم از نگاه فقه الحديث و متنش يك بررسي كنيد؛ نه اينكه بگوييد اگر كسي از كتاب هاي شما بر عليه شما اقدام كند بايد بررسي سند شود و مي‌گوييد چون حديث بدون سند مثل ماشين و خانه بدون سند است كه ارزشي ندارد.

ولي اگر چنانچه شما بخواهيد حرف بزنيد براي اثبات مذهب باطل خودتان به هر روايت تمسك مي كنيد كه نه آدرس مي دهيد و نه سند ارائه مي دهيد و نه متن مي خوانيد.

و يا مي خواهيد به شيعه حمله كنيد. ما نديديم در اين هجمه ها، يك روايت از بحار بخوانيد و بگوييد كه اين روايت از لحاظ سند در نزد شيعه اين‌گونه است در حالي‌كه روايتي را كه شيعه قبول ندارد و سند و متنش اشكال دارد ، در شبكه تان نشان مي‌دهيد. آيا اين دليل بر بطلان نيست. حد اقل وجدان خودتان را قاضي قرار بدهيد.

از بينندگان شما من به عنوان يك برادر كوچك مي خواهم يك لحظه فكر كنند و روش اين آقايان را ببينيد؛ آيا اينها دليل بر بطلان اين آقايان و دليل بر بطلان معتقدات و مذهب اين آقايان نيست؟

و تا به كي تعصبات باطل ، ما را به انحراف بكشاند، اين پرده هاي ضخيم تعصب هر روز بيش تر از پيش به عمق اين بطلان فرو ببرد.

برادران و خواهران عزيز ! اين را بدانيد يك بار به دنياء آمديد وقتي كه ملك الموت ميايد ديگر آنجا گفتن :

قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ          

   (سوره مومنون/ 99 )

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا

(سوره مومنون/100 )

معني ندارد، هر چه التماس و خواهش كيند حتي يك ثانيه ملك الموت به شما اجازه تأخير نمي‌دهد :

فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ

(سوره اعراف/ 34 )

  نكند اول مرگ شما، اول ندامت ، پشماني ، بدبختي و تأسف باشد؛ در حاليكه اعتراف بكنيد فلاني در شبكه ولايت گفت ولي

 غلبت علينا شقوتنا ؛

يعني بيچارگي و شقاوت ما باعث بدبختي ما شد. و بعضي شبكه هاي وهابي ما را گمراه كردند ولي خدا به شما عقل داده هيچ نمي خواهد جز اين‌كه يك هفته برنامه هاي شبكه ولايت را ببينيد و برنامه هاي شبكه آنها را نيز نگاه بكنيد

در شبكه ما آقايان تماس مي گيرند حتي فحش مي‌دهند و با نام هاي مثل : حسن ،ام اسماء و ابوخالد و... كه همگي جعلي مي باشند

در حالي‌كه تقيه را نفاق مي دانند؛ اما بعد مي آيند افتخار مي كنند كه ما از تقيه اينها استفاده كرديم و اسم خودمان را عوض كرديم به آنها فحش داديم  ما كه فحش دادن شما را پخش مي كنيم و اصلاً فحش دادن هنر است و اگر هنر است ما حاضريم هنرهاي شما را در اين شبكه به نمايش بگذاريم هيچ ابائي هم نداريم. اين فحش دليل ذلت ، بيچارگي، بدبختي و بطلان  شما است و اگر كسي دليل داشته باشد و حرف براي زدن داشته باشد، فحش نمي دهد و اين معاويه و اتباعش و ابن تيميه و اتباعش مي باشند كه متوسل به فحش و امثال اين‌ها مي‌شوند.

اما در رابطه به گفته اينها كه مي گويند: شيخ الاسلام ابن تيميه، شيعه را اصلاً كافر نداسته است و مي گويد مذهب شيعه يكي از مذاهب اسلامي است .

ما نمي دانيم كه اينها آثار ابن تيميه را حد اقل ده صفحه مطالعه كرده اند يانه ؟

مثلاً ايشان در كتاب الصارم المسلول در جواب شيعيان مي گويد :

إلى ان زعم انهم ارتدوا بعد رسول الله الا نفرا قليلا لا يبلغون بضعة عشر نفسا أو انهم فسقوا عامتهم فهذا لا ريب ايضا في كفره فانه مكذب لما نصه القران في غير موضع من الرضى عنهم والثناء عليهم بل من يشك في كفر مثل هذا فان كفره متعين 

يعني نه تنها ما شيعه را كافر مي دانيم؛ بلكه كساني‌كه شيعه را كافر نمي دانند نيز كافر مي‌دانيم.

الصارم المسلول على شاتم الرسول، ج3، ص 1110

اگر مطلب اين است عزيزان دقت بكنند اين برنامه هاي كه اينها آورده اند و اين كتاب البداية والنهاية آقاي ابن كثير شما است كه مي فرمايد: شيعه معتقد است صحابه مرتد شده است به خاطر اين شيعه كافر است و هر كسي شيعه را كافر نداند خودش نيز كافر است پس در مورد اين روايت كه اين‌ها از عائشه نقل كرده‌اند چه مي گويند:

وقد روى هذا عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة ومن حديث القاسم وعمرة عن عائشة قالت لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاطبة

 البداية والنهاية ، ج 6 ، ص304

يعني همه اعراب مرتد شدند و همين عبارت در لسان العرب نيز از عائشه نقل شده است:  

وفي حديث عائشة ، رضي الله عنها : لما قبض سيدنا رسول الله ، صلى الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة أي جميعهم

لسان العرب، ج 1، ص 681

يعني همه عرب مرتد شدند. اگر در كتب شيعه آمده است كه هفت و يا هشت نفر از صحابه مرتد نشده و باقي مانده است، اينها مي‌گويند اصلاً يك نفر هم نمانده است و اين مطلب در كتب مختلف مثل : النهاية في غريب الحديث و بحر المحيط آمده است.

و همچنين خود عائشه نقل مي كند وقتي پيامبر(ص) از دنيا رفت، جناب خليفه دوم شروع به صبحت كردن نمود و رسما اعلام كرد :

 لقد خَوَّفَ عُمَرُ الناس

صحيح البخاري، ج 3، ص1341

اين ديگر ربطي به اصحاب رده هم ندارد همان ابتداي امر تازه ابوبكر روز دوم و يا سوم آورده اند مسجد، عمر بالاي منبر خطبه خواند :

 خَوَّفَ عُمَرُ الناس

 يعني جناب عمر مردم را ترساند و اين مردم چه كسي هستند، يهودي ها يا مسيحي‌ها و يا توده مردم و صحابه

  َإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا

 يعني در ميان اين مردم و صحابه منافق بودند و آيا اگر كسي بيايد و بگويد صحابه منافق بود، حكمش چيست؟ آقاي ابن تيميه! شما مي گويد: شيعه گفته صحابه مرتد شد، الا پنج و ده نفر، به خاطر همين ما بايد بگويم شيعه كافر است و اگر كسي نگويد شيعه كافر است ما او را هم كافر مي دانيم.

عزيزان در اين‌ جا دقت كنند در رابطه به بحث هايي كه اين آقايان آورده‌ اند من از كتاب تاريخ الاسلام آقاي ذهبي مي‌خواهم بياورم در اينجا ايشان كاملا مطرح مي كند. در ترجمه يكي از روات ايشان مي گويد:

لما مات النبي صلى الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة .

تاريخ الإسلام ، ج 11، ص280

مردم  كافر شدند مگر پنج نفر؛ يعني تمام مردم كافر شدند غير از پنج نفر تمام مردم كافر شدند و اين ديگر مربوطه به اصحاب رده و غيره نيست يعني توده مردم و تمام صحابه آمده اند كافر شدند.

وقتي يكي آقايي مي گويد تمام صحابه كافر شدند غير ازپنج نفر، ما بايد بلا فاصله بگويم كه آقاي عمرو بن ثابت شما كه گفته اي: كفر الناس الا خمسة، تو غير ثقه هستي و به خاطر همين آقايان تضعيفش كرده اند.

 ولي چنانچه در كافي و يا در بحار روايت بيايد، مي گويند: بررسي سندي لازم نيست هر چي در كتاب كافي آمده امام زمان حضرت مهدي(عج) گفته است كه:

 الكافي كاف لشيعتنا.

 ما نمي دانيم اين آقايان ابن مطلب را از كجا آورده اند؟ بزرگان ما چون محدث نوري مي گويد: اين مطلب حتي درروايت ضعيف هم نيامده است. واين را يك آدم بي سليقه به خاطر يك خوابي در مقدمه كتاب كافي آورده است و هيچ فقيه و عالمي آن‌را بيان نكرده است.

شما كه مي گوييد: ما فرمول داريم و فرمول حديث اين است كه از لحاظ سند بررسي شود؛ پس بياييد اين مطلب را كه حضرت مهدي (عج) گفته: الكافي كاف لشيعتنا، در كدام يك از كتاب هاي روائي ما آمده است و كدام يكي از فقهاء شيعه آن را با چه سندي آورده است؟

در اينجا آقاي عمرو بن ثابت مي گويد :

لما مات النبي صلى الله عليه وسلم كفر الناس إلا خمسة

و اين مطلب در كتب مختلف بيان شده است مثل كتاب تاريخ السلام ج11، ص280، و البداية والنهاية ابن كثيرج 6، ص83 و تهذيب الكمال آقاي مزي جلد21، ص557و تهذيب التهذيب ابن حجر عسقلاني ج8، ص9

بنابراين هر كسي اين طور بگويد كافر است و اگر كسي آن را كافر نداند ما كفر آن را ثابت مي كنيم.

اين برنامه هاي كه حضرات مطرح مي كنند اين مسائل را نمي دانم اين مباحث را بدون هيچ گونه دليل و مدركي اين قضايا را مطرح مي كنند.

خوب شما وقتي مي گوييد هر كسي بگويد صحابه مرتد شده كافر است بفرماييد در مورد صحيح بخاري چه مي‌گوييد:

 حدثني إِبْرَاهِيمُ بن الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حدثنا محمد بن فُلَيْحٍ حدثنا أبي قال حدثني هِلَالُ عن عَطَاءِ بن يَسَارٍ عن أبي هُرَيرَةَ عن النبي

كه پيامبر (ص) مي فرمايد:

در روز قيامت مي‌بينم كه صحابه را مرا گروه گروه به سوي جهنم مي‌برند، مي‌گويم:

فقلت أَيْنَ

 كجا مي بريد صحابه مرا

 قال إلى النَّارِ

به سوي جهنم

والله قلت وما شَأْنُهُمْ

 مگر چه گناهي كرده اند؟

 قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ

گفته مي شود: اين ها بعد از شما مرتد شدند

على أَدْبَارِهِمْ القهقري

  بر گشتند به همان دوران زمان جاهليت.

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

ج 5، ص 2407، حديث 6215

از اصحاب من جز اندكي از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنيد؛ يعني صحابه (جز تعداد اندك) بعد از من مرتد شده اند.

اين ديگر سند هم نمي خواهد؛ چون حديث از صحيح بخاري است  پس اين روايت را بخاري آورده و كافر است و اگر كسي بخاري را كافر نداند او هم كافر مي شود. آقايان اهل سنت مي گويند: تمام روايات صحيح بخاري، صحيح هستند و ملتزم هستند به مضمون اين روايت؛ پس آقاي ابن تيميه اهل سنت هم كافرند و هر كسي آن را كافر نداند، ما او را كافر مي دانيم.

خلاصه، اين مباحث را حضرات مطرح مي كنند و ما نمي دانيم كه قضيه از چه قرار است ولي حد أقل دقت كنند حرفهايي را كه مي زنند يك مقداري مستند باشد و دليلي را بيان كنند كه طرفداران خودشان اين ادله را بپذيرند

روايت ديگر نيز در اين زمينه در صحيح بخاري آمده است كه من از بينندگان عزيز خواهش مي كنم كه خوب دقت كنند :

 حدثني أَحْمَدُ بن إِشْكَابٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن الْعَلَاءِ بن الْمُسَيَّبِ عن أبيه قال لَقِيتُ الْبَرَاءَ بن عَازِبٍ رضي الله عنهما فقلت طُوبَى لك صَحِبْتَ النبي صلى الله عليه وسلم وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فقال يا بن أَخِي إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ

صحيح البخاري  ج4، ص3932

يعني خوش به حالت ابن عازب كه در بيعت رضوان با پيامبر (ص) بودي. ابن عازب مي گويد: پسر برادر نمي‌داني كه ما بعد از پيامبر (ص) چه بدعتهاي كه نگذاشتيم. نمي گويد: ما احدثت بلكه مي گويد ما احدثنا؛ يعني ما صحابه بعد از پيامبر (ص) چه بدعتهايي كه نگذاشتيم و آيا از اين بهتر اعتراف مي تواند وجود داشته باشد و يا براء ابن عازب جزء اصحاب رده و مرتدين است؟ و اگر چنين چيزي گفته بايد ابن عازب را كافر دانست و يا اگر كسي براء ابن عازب را كافر ندانست او را هم بايد كافر دانست؟

عزيزان باز هم دقت كنند اين ديگر كتاب الا صابه في تمييز الصحابه ، از ابن حجر اسقلاني است: از ابو سعيد خدري كه جايگاه و‍يژي دارد نقل شده است:

 قلنا له هنيئا لك برؤية رسول الله صلى الله عليه وسلم وصحبته

به ابو سعيد خدري گفتيم، خوش به حالت كه رسول خدا را زيارت كردي و افتخار صحبت پيامبر (ص) را داشتي

 قال إنك لا تدري ما أحدثنا بعده

ابو سعيد خدري گفت: آقاي مسيب خبر نداري كه ما بعد ازپيامبر اكرم (ص) چه بدعتها گذاشتيم

الإصابة في تمييز الصحابة ، ج3، ص79

اين نمونه هايي است كه آقايان خودشان در كتاب‌ هايشان آورده اند؛ حتي از قول خود عائشه آمده است كه :

حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا أبو البحتري عبد الله بن محمد بن بشر العبدي ثنا إسماعيل بن أبي خالد عن قيس بن أبي حازم قال قالت عائشة رضي الله عنها وكانت تحدث نفسها أن تدفن في بيتها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبي بكر

يعني عائشه همواره خوشحال بود و در اين فكر بود كه در خانه خودش در كنار رسول خدا (ص) و ابوبكر دفن شود

فقالت إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا

من بدعت هاي بعد از رسول خدا گذاشتم

ادفنوني مع أزواجه

من را كنار پيامبر (ص) دفن نكنيد مرا ببريد در قبرستان بقيع در كنار همسران پيامبر (ص) دفن كنيد 

فدفنت بالبقيع

بعد حاكم نشابوري مي گويد :

هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه

اين حديث صحيح است وشرايط صيح بخاري وصحيح مسلم را دارد  

المستدرك على الصحيحين ، ج 4 ، ص7 ، ح 6717  

عزيزان اگر خوب دقت كنيد اين مطالب احتياج به توضيح ندارد و اينها بهترين دليل و حجت است

و الان الحمدالله صنعت پيشرفت كرده است ديگر نيازي به رفتن به حسنيه مسجد، دانشگاه و نماز جمعه فلان مولوي و فلان حجت الاسلام ، فلان آيت الله و فلان ما موستا نداريم؛ چون شبكه هاي ماهواره اي تمام اين مسائل را در درون خانه هاي مردم كشانده است. فقط يك مقدار بايد اين عقل و وجدان خدا دادي را به كار بي اندازد و تعصب را بگذارد، چه شيعه و چه سني و اگر شيعه مطالب خلافي عقيده اش مي شنود برود ببيند كه درست است يانه؟ و اگر تشخيص داد كه درست است برود ما هيچ گلايه اي نداريم و اگر يك برادر سني تشيخص داد كه حرفهاي كه ميزند باطل است و اگر آمد تغير مذهب داد ديگر نبايد هفت آسمان را بر سرش خراب بكنيم.

جلو زن و بچه اش نبايد پنجاه تا چاقو و قمه به او زد و او را قطعه قطعه كرد و يا او را جلاء وطن كرد و وادارش كرد كه زنش را طلاق بدهد و اموال و خانه اش را مصادره بكنند و حقوقش را قطع كنند و خانه اش را از دستش بگيرند.

حالا اين نمونه هايي است كه ما در خارج و داخل كشور مي بينيم به يك تغيير مذهب؛ البته ما بناء نداريم خيلي از مسائل را مطرح بكنيم اگر بناء باشد ما بحث مستبصرين و تلسم شكنان را راه بيندازيم، هيچ هفته‌اي نيست كه ده نفر ، بيست نفر و بعضا پنجاه نفر حتي بعضي از علما مي آيند اين‌جا كه از همه اينها ما فيلم داريم رسماً به مذهب شيعه مشرف مي شوند و هر كسي هم كه مي آيد ما مي پرسيم تحقيق كرده ايد يانه؟ مثلا چند مدت قبل تعدادي دانشجو از يكي از مناطق شرقي آمده بود در اينجا ما فيلمش را هم داريم و هر كسي هم كه بيايد ما مي گويم اينجا اگرمي خواهيد صحبت كنيد شرط اش اين است كه بايد مافليم برداري كنيم اگر نمي خواهي التماس دعا؛ چون بايد مستند باشد، فردا نه از طرف شما و نه از طرف ما حرفي جابه جا نشود.

اين ها گفتند كه ما مي خواهيم شيعه شويم ما گفتيم دليل شما چست؟ آيا تحقيق و بررسي كرده ايد يا نه؟ گفتند: نه. تحقيق نكرده ايم ولي ما در خوابگاهي كه زندگي مي كنيم چند تا از هم خوابگاهي شيعه داريم كه بسيار اخلاقشان خوب است اخلاق شان مارا جذب كرده است و مي خواهيم شيعه شويم

بنده گفتم اشتباه مي كنيد داريد شيعه مي شويد پاشو از اينجا برو، ديدم بسيار ناراحت شدند و رنگ صورتشان سرخ شد. گفتم: برادر عزيز اين كه نشد حرف؛ چون هم اطاقي من اخلاقش خوب است؛ پس من شيعه مي شوم. فردا رفتي يك هم اطاقي مسيحي پيدا كردي اخلاقش خوب بود مي روي مسيحي مي شوي و... انسان بايد دليل داشته باشد شما ده سال، بيست سال در يك مذهب مثل شافعي و مالكي و...بوديد و شما اگر مي خواهيد از مذهب تان دست برداريد بايد دليل داشته باشيد.

برويد هر وقت آمديد اينجا دليل قانع كننده‌اي داشتيد و چند تا سؤال بنده را جواب داديد من قبولت مي كنم و مي گويم كه از الان مي توانيد بگويد كه من شيعه هستم.

ما بارها گفته ايم كه هدف مان از اين برنامه‌ها، به هيچ وجه شيعه كردن سني و وهابي نيست، خدا مي داند كه اين آقايان وقتي مي آيند اينجا ما به اندازه سري سوزني احساس خوشحالي و شادي نمي كنيم و وظيفه ما فقط تبليغ كردن و اتمام حجت كردن است.

عزيزي از سنندج آمده بود وقتي بار اول مي خواست مثل شيعه وضو بگيرد آن قدر اشك شوق ريخت كه ما هم تحت تاثير قرار گرفتيم و موقع خدا حافظي هم با اشك از ما خدا حافظي كرد تا الان هم با ما در ارتباط است.

 مبناي ما اين نيست كه اين قضايا را روي آنتن ببريم؛ مگر بعضي موارد مثل : قضيه شريف زاهدي كه خودشان نظر شان اين بود كه يك سري مطالب را بيان كند و حتي بعضي مولوي ها كه شيعه شدند و تبليغ مي كنند و حتي گفتند كه ما از اينها  فيلم برداري كنيم من عرض كردم كه معذورهستم؛ چون فردا مي گويند فلاني اين بساط را باز كرده است تا مولوي‌هاي جوان ما را منحرف كند در حاليكه اصلا اين طوري نيست حتي ده تا از جوانان شيعه بيايد سني بشود بنده خيالم نيست البته به شرط اين‌كه حجت تمام بشود و اگر از روي هوا و هوس باشد ما اين را  محكوم مي كنيم مثلاً فلاني جوان سني اخلاقش خوب بود رفته سني شده است اين كاملا محكوم است از ديدگاه ما چون قرآن مي گويد :

 قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين

بقرة / آيه 111

يعني دليل تان را بياوريد اگر راست مي گوييد

نحن ابناء دليل

 ما فرزند دليل هستيم

مجري:

آيا از ديدگاه فقهاء اهل سنت، سب صحابه و بغضشان موجب كفراست يانه ؟

استاد قزويني :

در اين زمينه فقهاء اهل سنت بر دو دسته هستند. بعضي مثل ابن تيميه، مجرد بغض صحابه و سب شان را موجب كفرمي‌دانند. ولي  بعضي ديگر حرف منطقي مي زنند من اتفا‌قا يك روز در مدينه منوره با تعدادي از دانشجويان دانشگاه بين المللي مدينه در همان كتاب خانه كه در مورد عمربن خطاب است با اينها بحث مي كردم از اينها سؤال كردم شما به چه دليل شيعه را كافر مي دانيد؟

اينها جواب دادند به دليل سب صحابه. من هم يك عبارت از ابن حزم براي شان آوردم گفتم بفرماييد: شما اين عبارت حزم را چطور معني مي كنيد و عقيده ما هم در مورد صحابه همين گونه است.  

در كتاب الفصل في الملل نوشته ابن حزم اندلسي است كه مورد تأييد همه مي باشد. خود ابن تيميه حراني ابن حزم را قبول دارد و در فتاوايش چندين جا به سخنان ابن حزم استناد كرده است.

ايشان مي گويد :

وأما من سب أحدا من الصحابة رضي الله عنهم

يعني كسي كه يكي از صحابه را فحش بدهد و ناسزا بگويد

من تقا ضا دارم از برادران اهل سنت كه خوب گوش بدهند اين ديگر حرف مجلسي و كليني نيست؛ بلكه حرف يك عالم سني است كه حرف منطقي مي‌زند و نظر بنده و ساير فقهاي شيعه نيز همين مي باشد. 

فإن كان جاهلا فمعذور

اگر جاهل است و نمي داند كه فحش و سب صحابه گناه است چه بسا فكر بكند ثواب هم دارد، اين معذور است

 وإن قامت عليه الحجة فتمادى غير معاند فهو فاسق

اگر حجت بر او تمام شد و مي داند كه خدا فردا به خاطر فحش به صحابه به جهنم هم مي برد ولي معاند نيست يعني از روي عناد اين كار را انجام نمي دهد، اين شحص فاسق است؛ چون مي داند كه سب صحابه گناه است و گناه هم مي كند 

كمن زنى وسرق

مثل كسي كه زنا مي كند و دزدي مي كند با اين‌كه مي داند كه زنا حرام است و آيا اين چنين شخص چون زنا كرده كافر است و يا فاسق؟ 

 وأن عاند الله تعالى في ذلك ورسوله صلى الله عليه وسلم فهو كافر

الفصل في الملل، ج 3، ص143

واگر كسي فحش مي دهد جاهل نيست و غير معاند هم نيست؛ بلكه اين مي خواهد با اين فحش  به خدا دهن كجي كند؛ يعني خدايا چون اين صحابه پيامبر تو است، فحش مي دهم و يا مي خواهد دهن كجي به پيامبر بكند؛ يعني چون صحابه پيامبر (ص) است من فحش مي دهم.

فهو كافر

يعني در اين صورت چنين شخصي كافر مي باشد 

من كمان نمي كنم كه هيچ عاقلي درروي كره زمين شما  پيدا كنيد چه در فقها و چه از علماء و غير آن نظرش اين نباشد يعني اگر كسي به هر صحابه حتي نسبت به خالد ابن وليد كه مي آيد مالك ابن نوره را مي كشد و با زنش هم تجاوز مي كند فحش بدهد، به خاطراينكه با خدا عناد دارد و با پيامبر عناد دارد و اگر واقعا كسي نگويد اين چنين شخصي كافراست بايد در عقل و شعور ومذهبش شك كرد.

ابن حزم مي آيد فحش دهنده ها را سه دسته مي كند:

اگر فحش دهنده جاهل است، معذراست و اگر مي داند گناه است و گناه هم مي كند، فاسق است و اگر از روي عناد با خدا و پيامبر فحش بدهد، كافر است. ما هم بارها در اينجا اعلام كرديم كه اگر كسي بيايد به عمر، ابوبكر،عثمان و عائشه چون صحابه پيامبر(ص) بوده فحش بدهد و ناسزا بگويد، هر يك از فقهاي ما مي گويند  اين كافراست ؛ يعني هر گونه اهانت به صحابه كه به پيامبر (ص) بر گردد هيچ شكي در كفرش نيست ولي شما كجا سراغ داريد كه يك شيعه بيايد به صحابه توهين كند و هدفش اين باشد كه به پيامبر (ص) جسارت كند. البته ما گفتيم كه هر گونه اهانت  به مقدسات اهل سنت گناه نا بخشودني مي باشد.

 بحث ما اين جا است كه آقاي ابن تيميه مي گويدۀ چون شيعه معتقد است كه صحابه چنين و چنان هستند كافر است و هر كسي هم كه كفر شيعه را قبول نداشته باشد، او هم كافر است

در اينجا عبارتي است از يكي از فقهاي بزرگ اهل سنت به نام موصلي حنفي :

واتفقت الأمة على تضليل أهل البدع أجمع وتخطئتهم

اتفاق دارند امت اسلام بر اين‌كه اهل بدعت گمراه است و خطاء كرده اند

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

سب يكي از صحابه و بغضش كفر نيست

لكن يضلل

يعني گمراه است

الاختيار تعليل المختار، ج4، ص160

شما كه مي گوييد: شيعه چنين و چينان  مي كند و اينها كافرند، بي دين هستند و لا مذهب هستند و قتل شان واجب مي باشد و يكسري جوانان نادان و كله پوك را هم تحريك مي كنيد و به آنها كمر بند انفجاري مي بنديد در مسجد و در حسينيه و در عزا داري ها خودش را به درك اسفل جهنم واصل مي كند و هم ده‌ها شيعه را به شهادت مي رساند

 بفرمايد اين براي چي است؟

 در حالي‌كه اين روايت آمده:

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

از اين واضح تر مي شود بيان كرد و اين ديگر شيعه هم نيست و همچنين آقاي سبكي هم همين تعبير را آورد است :

وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

فتاوى السبكي  ج 2 ، ص576

واقاي ابن حجر هيثمي هم همين تعبير را مي آورد :

 وسب أحد من الصحابة وبغضه لا يكون كفرا

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة  ج1، ص 139

و غمز عيون البصائر شرح كتاب «الاشباه والنظائر» آقاي ابو العباس شهاب الدين حموي حنفي نيز چنين تعبيري را دارد :

ان سب احد من الصحابة وبغضه لايكون كفر ولكن يضلل  

غمز عيون البصائر  ج1 ، ص 291

يك فقه نيست؛ بلكه ده ها فقيه شما اين مسائل را مطرح كرده است و اين قضايا كاملاً واضح و روشن است

و همچنين خود ابن عابدين در حاشيه خود به صراحت آورده است :

اتفق الائمه و سب احد من الصحابة وبغضه لايكون كفر

حاشيه ج 4، ص 237

وقتي اين مطلب در كتاب هاي شما است پس آقاي هاشمي و حيدري! اين همه داد و بيداد و فرياد و عربده كشيدن اول برنامه و آخر برنامه شيعه را مورد تاخت تاز قرار مي دهيد براي چه؟ بفرماييد اينها را جواب بدهيد آيا اينها را هم شما كافر مي دانيد ؟

از اين آقايان بعيد نيست پشت ويرانه‌هاي بقيع قبل از اذان صبح خواب بيبنند كه ابن عابدين و غيره خودشان كافر هستند و آنچه ما مي گويم و ابن تيميه مي گويد درست است؛ چون ابن تيميه با لوح محفوظ مرتبط بوده است حتي ابن قيم جوزيه هم بر همين عقيده است كه ابن تيميه براي ما از غيب خبر مي داد و از حوادث آينده مرا هم غيب گويي كرد و همه هم درست در آمد و حتي در رابط به قضيه تاتار يك حرفي زد گفتم اگر قضاياي كه غيب گوي مي‌كني درست در نيايد آبرويت مي رود. جواب داد من اين مطالب را در لوح محفوظ دارم مي بينم در آينده چنين اتفاق مي افتد.

اگر ابن تيميه از لوح محفوظ خبر مي داد اين عين دين و تقوا است اما اگر اميرمؤمنان علي (ع) ، امام صادق (ع) و امام باقر(ع)  چيزي از آينده خبر بدهد، هفت آسمان بايد ويران شود كه اين كفر بي ديني و لا مذهبي است.

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

سوال بنده اين است: اگر مادري يكي از فرزندانش را عمداً بكشد، جزايش چيست؟

استاد: قزويني

اين قتل  نفس است و هيچ شكي در آن نيست هر چند پدر و مادر به خاطر قتل فرزند كشته نمي شود ولي حكمش فرق نمي كند :

 وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا (نساء/ 93)

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

پس  با اين صحبتها حاج آقا تكليف ام المومنين كه با راه انداختن جنگ جمل كه ده هزار از فرزنداش را كشت چيست؟

استاد: قزويني

بنده اين را جواب نمي دهم چون معذورهستم شما به شبكه هاي وهابي زنگ بزنيد و از آنها سؤال بكنيد

بيننده: آقاي رجبي از شيراز

حاج آقا ما چند بار به اين شبكه ها زنگ زديم تا فهميدند رجبي هستم فوراً قطع كردند

استاد : قزويني

همين كه قطع كردند گويا جواب دادند

بيننده: آقا سعيد از خراسان (اهل سنت)

جناب استاد احاديث از كتب اهل سنت خواندند اگر دنباله حديث را محبت  بكند بخواند بهتر است؛ چون گفته اند  كساني‌كه سب صحابه مي كنند قاصر نيستند؛ بلكه گمراه مي باشند و دنباله اش هم در مورد سيدنا علي (ع) صحبت مي‌كرد و اولاً مي خواهم سؤال از خدمت استاد داشته باشم نظر ايشان و جامعه تشيع نسبت به امير معاويه چيست؟ كه بعضي از برادران تشيع در صحبت هاي شان دارند كه معاويه توصيه كرد بر روي چهل هزار منبر و به روايتي هفتاد هزار منبر سب سيدنا علي (ع) را بكند. البته اين را اهل سنت اكثرشان قبول ندارند حالا برادران تشيع اين حرف را مي‌زند نظر تشيع نسبت به معاويه چيست يا اين را كافر مي دانند يا خير و اگر كافر است دليل كفرش چيست؟

دوم اينكه حديثي كه جناب استاد خواندند دنبال حديث در مورد سيدنا علي صحبت مي كرد كه نتجه گرفته بود كه كسي كه سب صاحبه بكند، گمراه است؛ پس اگر كسي سب سيد نا علي (ع) را بكند در نتجه كا‌فر نمي شود

بيننده:علي آقا از دانمارك

تشكر مي كنم از برنامه خوب شما كه روشنگري مي كنيد وهابيت آمده تا تيشه به ريشه اسلام بزند كه آدم هاي بي گناه را در افغانستان ، پاكستان مي كشند و كتاب هاي خود شان را هم قبول ندارند و دست از جنايت شان بر نمي‌دارند اينها دشمن اهل بيت پيامبر(ص) مي باشند و از دورغ خودشان را مسلمان مي دانند. بدترين انسانها روي كره زمين مي‌باشند  من از برادران اهل سنت خواهش مي كنم كه اين برنامه ها را نگاه بكنند و كتاب خودشان را نگاه كنند كه فردا نگويند كه كسي به ما چيز نگفته است و حقيقت را پيدا بكنند؛ چون اينها فردا مرگ دارند و بايد جواب گوي پيامبر (ص) باشند .

بيننده: آقا عبد الله از بوشهر (اهل سنت)

بنده سه سؤال و يك انتقاد داشتم اما سؤالات بنده : سوال اول در باره شخصيت شهيد استاد شيخ محمد صالح ضيايي پدر جنوب و نحو شهادت ايشان را از زبان استاد قزويني مي خواستم بدانم.

سؤال دوم : چرا اهل سنت چه درايران و چه در خارج از ايران اسم هاي  فرزندان ، مساجد و مدارس شان را به اسم خلفاء راشيدن واهل بيت پيامبر (ص) مثل: ابوبكر ،عمر، عثمان ،علي ، حسن ،حسين ،‌ فاطمه و... گذاشته اند ولي هرگز اسم هاي مثل فرعون ، نمرود ، و... در بين آنها پيدا نمي شود علت آن چيست؟

سؤال سوم : و آيا ائمه صداي ما را مي شنود يا نه و اگرمي شنود حديث صحيح از پيامبر (ص) و آيه از قرآن براي ما بياوريد

و اما انتقاد بنده نسبت به استاد قزويني و كياني اين بود كه شبكه جهاني نور را شبكه وهابي و مضر معرفي كرده اند در صورتيكه اين شبكه حتي آ زارش به مورچه هم نرسيده است و نه به شيعه توهين كرده است و نه به مراجع عظام و حتي يك كليپ هم از شما تا حالا  پخش نكرده است و اين شبكه صد درصد اسلامي و قرآني است و استاد جبراني نه مجري اين شبكه است و نه كارشناس اين شبكه كه در بر نامه زنده شركت بكند و اين شبكه به همه مسلمان به يك چشم نگاه مي كند و همه مردم از كار اين شبكه راضي و خشنود هستند.

در پايان يك حديث از رسول اكرم (ص) كه در كتاب تبراني آمده است مي خوانم:

من فرق فليس منا 

يعني هر كسي تفرقه بيندازد از ما نيست .

استاد : قزويني

آقاي عبدالله از بوشهر! من در مورد سؤال اخير تان چند تا سؤال از شما دارم :

يك : در اين شبكه كه من كليپ تاريخ 88.6.10 آن را هم دارم، يكي از كار شناس ها مي گويد : اين بارگاه امام رضا (ع) و غيره براي اين درست شده است كه مراجع ارتزاق بكنند همان‌طور كه مشركين زمان جاهليت مي دانستند شرك بد هست اما باز هم به راه شرك مي رفتند. آقايان علماء شيعه مي دانند كه حرم ساختن، شرك است با وجود اينكه اين مطلب را قبول دارند، باز هم دستور به ساخت قبور مي دهند، آيا اين توهين نيست؟ 

دو:  در تاريخ 88.6.23 تعبيرش اين بوده متأسفانه بت هاي زمان جاهليت امروزه، تبديل شده اند به بارگاه قبرهاي ائمه و اولياء، به جاي اينكه سراغ  بت بروند، به دنبال قبر پرستي و.. از حرم ائمه (ع) به عنوان بت تعبير مي‌كند و آيا اهانت از اين بالاتر وجود دارد؟

در تاريخ 8902023 آقاي حيدري مي گويد: اصحاب ائمه، خمار، مست و فاسق بودند آيا اين توهين به شيعه نيست؟

آقاي دراني كه كارشناس آن شبكه بود، در تاريخ8809021 نسبت به قضاياي فتنه 88 گفتند: آنهايي كه در قضا يا كشته شدند، راه  امام علي (ع) امام حسين (ع) را رفته اند، نمي دانم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ضد بشري و اخلاقي و نظام استبدادي ولايت فقيه وامثال اين سخن .. آيا اينها توهين نيست؟

 و بعد بر گشت گفت: من با كمال صراحت مي گويم (نستجير بالله و نستجير بالله و نستجير بالله يا امام زمان از شما عذر مي خواهم) مرده شور ببرد اين علي (ع) را كه نتواند از همسرش دفاع كند. آيا اين جسارت و اهانت به مقدسات چهار صد ميلون شيعه نيست؟ و ده ها از اين قضايا دارند. وقتي شما مي گوييد: آزارش به مورچه هم نرسيده است، من تعجب مي كنم از حضرت عالي بنده با كمال احترام كه نسبت به حضرت عالي دارم مي گويم ما كه نبايد مثل كبك سر مان را فرو كنيم در برف و همين طوري بگويم چنين و چنان است.

ما اين شبكه را شبكه وهابي و ضد شيعه مي دانيم و در توهينش هيچ شك نيست و هم چنين هيچ شكي نيست كه اين شبكه به مقدسات شيعه اهانت مي كند و ما هر شب تمام اين شبكه ها را رصد مي كنيم و اگر خواسته باشيد من در اينجا بيش از دو صد كليپ از همين شبكه كه شما نام برديد پخش كنم و مردم را به قضاوت فرا بخوانيم و اصلاً خودمان هيچ قضاوت نمي كنيم

بيننده: موسوي از ملاير (شيعه )

دو تاسؤال داشتم از خدمتان :

 1- در مورد جريان غدير خم كه پيامبر(ص) دست علي (ع) را بالا بردند و صحبت كردند و اسم دوازده امام(ع) را معرفي كردند و آيا اين جريان به صورت كامل در كتاب اهل تسنن آمده است يانه؟

2- در مورد كتاب منتهي الآمال شيخ عباس قمي است كه در مورد ام كلثوم مطلب نوشته است. آيا سنديت دارد يانه؟

بيننده: حميد الله از زاهدان (اهل سنت )

بنده يك سوال و يك گلايه از آقاي قزويني دارم :

گلايه اين است : شما چندي پيش در برنامه تان گروه تروريستي جند الله را نشان مي داديد، بعد گفتيد كه مولانا عبدالحميد در اعترافات شان اين ها را محكوم كرده اند. آيا اعترافات مترادف با اين نيست كه شما مولانا عبدالحميد را با آنها هم دست دانستيد و يا ايشان در سخنراني هايشان آنها را محكوم كرده است ؟

استاد: قزويني

نه برادر عزيز، بنده عرض كردم كه مولوي عبد الحميد اين‌ها را محكوم كرده اند يعني ايشان مطالبي گفته اند كه اين ها را محكوم مي كند و منظور بنده از اعترافات همان سخناني بود كه ايشان گفته بود، نه چيزي ديگر و اگر غير از اين باشد من پوزش مي طلبم .

 بيننده: حميد الله از زاهدان (اهل سنت )

مي خواستم تشكر بكنم از دعوت مولي مرادزهي و جناب روحاني لاشاري در برنامه تان و ديدگاه ما اهل تسنن يك درجه تكان خورد و ديشب بود كه روحاني لاشاري فرمود : كه اهل تسنن با وهابيت بيش از هفت صد مورد تفاوت دارند كه آنها را رد مي كند.

سؤال بنده اين است كه حضرت عمر رضي الله عنه و حضرت ابوبكر رضي الله عنه اينها براي اهل تسنن خيلي محترم هستند و جزئي اعتقادات ما به حساب مي آيند و اگر كسي به اينها عمر و ابوبكر بگويد، به ما اهل تسنن اهانت كرده است. اينها را تصحيح بكنند و مثلا اهل تشيع مي آيند در شبكه ديگر به اينها حرفهاي بسيار بدي مي زنند كه كسانيكه در كنار رسول خدا (ص) بودند كارها اينها را زير سؤال مي برند. خواهشي كه دارم اين است به اينها شما گوش زد كنيد و بر نامه داشته باشيد در مورد شبكه هاي مثل شبكه الله ياري كه توهين به مقدسات اهل سنت مي كنند همچنان كه در مورد شبكه هاي وهابي صحبت مي كنيد ما در اينجا با اهل تشيع همسايه هستيم و هيچ مشكلي با هم  نداريم شما خودتان بهتر مي دانيد اهل تسنن در ايران يك بخشي آن را تشكيل مي دهد لذا اينها را شما بايد كمي بشتر دقت كنيد.

استاد : قزويني

برادر بزرگوار! اين نكاتي را كه شما نسبت به مولانا عبدالحميد فرموديد، من اگر كلمه اعتراف گفتم و اين ايهام را داشته است كه ايشان همگاري داشته است با گروهك جندالله ، مرادم اين نبود؛‌بلكه مرادم از كلمه اعتراف اين بود كه ايشان در يك برنامه رسماً اعلام كرده است و مراد از كلمه اعتراف، اعلام بوده است و اگر اشتباه صورت گرفته است من پوزش مي طلبم و سي دي اين برنامه را هم دارم اگر لازم باشد يك شب پخش مي كينم  كه مولوي عبدالحميد و ده و پانزده تا از مولوي هاي تراز اول سيستان و پلوجستان كه تروريست را و عبد المالك ريگي را محكوم كردند و گفته اند كه عمل اينها ضد اسلامي و انساني است و من حدودي ده پانزده مورد از علماء تراز اول اهل سنت را دارم و سري فرصت پخش خواهيم كرد نسبت به مولوي عبد المجيد مرادي زهي كه از دوستان صميمي ما هستند و ما افتخار مي كنيم كه ايشان مي آيد اينجا و صحبت مي كنند و مرتب تلفني و غيره با ايشان ارتباط داريم و همين ديشب ايشان پيام گذشته است كه بنده به خاطر مشغله زياد تلفن همراهم نبود تا جواب بدهم لذا همين جا از ايشان عذر خواهي مي كنم كه نتوانستم جواب بدهم به ايشان و جناب مولوي لاشاري كه تشريف آوردند و واقعا گل كاشتند و آن مظلوميتي كه براي اهل سنت بود و اين شبكه هاي وهابي ايجاد كرده است به نظر بنده صحبت هاي جناب مولوي لاشاري دفاع جانانه بود از مظلوميت اهل سنت توسط شبكه هاي وهابي و مشت محكمي بود بر دهان اين ياوه سراها كه خودشان را نماينده اهل سنت مي‌دانستند و مي گفتند: كه اصلا وهابيت وجود ندارد. جالب اين است كه ما در اين دو سه روزه، پيام ها و اميل هاي از اهل سنت داريم كه از برنامه جناب مولوي لاشاري تشكر كرده است و برايشان دست مريزا گفته اند.

 نسبت با آن شبكه كه حضرت عالي فرموديد، ظاهراً هر شب برنامه هاي مرا نمي بيند ما بيش از پنجاه مورد محكوم كرديم نقل كرديم و الآن يكي از اعتراض به ما همين است كه شما الله ياري را محكوم مي كنيد ما با ايشان كه پدر كشتگي نداريم، ما مي گوييم روش ايشان روش اهل بيت (ع) و مراجع عظام نيست اگر يكي از مراجع عظام تقليد مثل حضرت آيت الله سيستاني و آيت الله وحيد خراساني و آيت الله مكارم شيرازي و... يكي از اينها بگويند نگاه كردن به اين شبكه شرعا جايز است ما از تمام حرف مان بر مي گرديم. ديگر از اين بهتر ما به والله  با هيچ كسي پدر كشتگي نداريم و قسم به صديقه طاهره هر چه اين شبكه هاي شيعي بشتر شود ما بشتر خوشحال مي شويم هر چه معارف بيشتر به گوش مردم برسد ما بشتر خوشحال مي شويم؛ يعني كسي اگر از نشر معارف اهل بيت (ع) در مضيقه باشد ما در مسلمان بودن و عاقل بودنش هم شك مي كنيم ولي اينكه ما بيايم در يك شبكه به نام شيعه شروع بكنيم بر خلاف مسلك اهل بيت (ع) و بر خلاف نظر مراجع و امروز آنچه كه بارها ما گفتيم مي تواند نظر مذهب شيعه را بيان كند گفتار مراجع تقليد مي‌باشد اگر يكي فقيه مثلا آيت الله مكارم شيرازي يك اهانت بكند بله ما درآنجا مي گويم كه اين اهانت اهانتي شيعه بود به اهل سنت ولي وقتي يك فردي عادي و يك طلبه كه مشخص هم نيست ... و ما نمي خواهيم زياد در اين زمينه صحبت بكنيم مي آيد يك سري حرفهايي مي زند و حتي همه مراجع هم محكومش مي‌كند.

فحشهايي كه اين آقا به مراجع داده است به نظر من والله در طول چهارده قرن بي سابقه بوده است. 

 بيننده: كوهستاني ازداراب

يك سوال داشتم در مورد قرآن : مي خواستم بدانم كساني‌كه در صدر اسلام كنيزي داشته و دارند آيا نسبت به آن شخص محرم بوده اند يانه ؟

و اگر كسي آن موقع غلام كسي را مي زد مي كشت آن طرف مي توانست هم خود طراف را قصاص بكند و يا غلام طرف را و آيا در قرآن هم آيه در اين رابطه وجود دارد يا نه ؟

استاد: قزويني

در اين رابطه اگر عزيزان ما از برنامه زمزم احكام سؤال بكند اين را مفصل جواب خواهند داد يعني بحثي كه كنيزي داشته كنيز محرم بوده يانه ؟

البته مي گويند در عربستان كنيز فعلاً زياد مي باشد و از كشورهاي عقب افتاده افرادي را مي آورند به عنوان كنيز. بحث كشتن غلام هم در بعضي موارد قطعاً يك حر را به خاطر كشتن يك غلام نمي كشند و بحث ديه پيش مي آيد كه اين عزيز به برنامه زمزم احكام در شنبه شب ها مراجعه بكند و برادران عزيز جواب خواهند داد.

بيننده: ملايي از سنندج (اهل سنت )

با سلام خدمت شما عزيزان و تشكر كه خيلي محترمانه صحبت مي كنيد من احترام كه براي عقيده خود قائل هستم براي ساير مذاهب نيز قائل مي باشم ولي من سوال از آقاي قزويني اين است كه در فقه جعفري كه مي گويد: عمر در محضر پيامبر(ص) بي ادبي كرده است و هميشه با پيامبر(ص) ضد و نقض بوده است و نگذاشته است كه پيامبر(ص) وصيت نامه اش را بنويسد، حالاسؤال اينجا است آيا قانون و حكومت و عظمت پيامبر كه در زمان خودش توان بر خورد با يكي از نيروهايش را و يا هر كسي كه در آن حكومت بوده نداشته باشد، حقيقتاً چه عقلي آن را مي پذيرد؟

البته عقيده‌اي كه در آن شر و شور باشد ما آن را قبول نمي كنيم همين جور كه جناب عالي و مجري محترم محترمانه صحبت مي كنيد. من بيننده برنامه ها تان هستم در حدي كه به هيچ يك از مذاهب اسلامي چه سني باشد و چه شيعه باشد و حتي ساير اديان كه وجود دارد توهين نمي كنيد.

بيننده: صادق از اراك

دو سه تا سوال داشتم و مدتي زيادي است كه شبكه شما را گوش مي دهم قبل از تأسيس شبكه ولايت من به شبكه اهل بيت را كه مرد افغاني هر چي دلش مي خواهد، مي گويد. و جديدا آقاي هدايتي نيز به آن اضافه شده است كه بدتر از او است. بنده از حاج آقاي قزويني اين سؤال را دارم كه ايشان با چه اجازه در همه دنيا پخش مي كند كه ولايت فقيه من در آوردي است و چنين چيزي وجود ندارد و هر كسي چنين چيزي بگويد، به هر درجه باشد جهنمي مي باشد.

مجري :

البته آقاي صادق حاج آقا در مورد اينها موضع گرفته است مطالب را بيان داشته است.

بيننده: صادق ازاراك

در مورد مرحب خيبري كه به تشيع توهين كرد، مي خواهم به برادران سني كه گوش مي‌گيرند اين مطالب را بگويم. كه بسياري از زنهاي سني با شيعه از دواج كرده‌اند؛ پس اگر اين طور باشد، شامل آنها هم مي‌شود. من فكر مي‌كنم كه خودش و خانواده‌اش اين طور است كه به شيعيان نسبت مي‌دهد

مجري :

البته شما كه گفتيد شيخ افغاني (توهين به ملت افغانستان نشود؛ چون ملت افغانستان واقعاً علماء بزرگ دارند كه نمونه هستند) بله اين آقاي شيخ كه دارد اين حرفها را مي‌زند. 

بيننده : صادق از اراك

من حتي به اين شبكه به اسم امام حسين (ع) كمك كردم كه از خدا و امام حسين (ع) عذر مي‌خواهم كه چنين كمك كردم.

استاد: قزويني

به من اجازه بدهيد در مورد اين آقاي ملايي كه برادر عزيز ما است، كه بسيار مؤدب صحبت كردند، ما اميدواريم كه همه اين گونه باشيم چه شيعه و چه سني. ضمن اين‌كه ما مذهب مان را حق مي‌دانيم حدقل به مذاهب ديگر نيز احترام بگذاريم، مطالب علمي مان را مطرح بكنيم و در دفاع ازاهل بيت (ع) اگر كسي كوچكترين كوتاهي انجام بدهد، قطعاً خيانت كرده است و ما در دفاع از اهل بيت(ع)  و دفاع از مظلوميت شان هيچ حد مرزي قائل نيستيم ولي اهانت به مقدسات ساير مذاهب را نيز گناه نا بخشودني مي‌دانيم همان‌طور كه دوست نداريم ديگران به مقدسات ما توهين كند، ما هم نبايد به مقدسات ديگران توهين كنيم روايت است كه شيعه و سني آن را نقل كرده است كه پيامبر(ص) فرمود :

 نپسند براي ديگران آن‌چه براي خود نمي پسندي.

اما در رابطه با اين برنامه كه عزيز مان مطرح كرده است كه خليفه دوم در مقابل پيامبر (ص) توهين كرده است اين ديگر مربوط به ما نيست. اين را شما از شبكه هائي كه مدعي مدافع اين ايده هستند، سؤال كنيد؛ چون ما كه اين مطالب را نياورديم.

ظاهراً الآن براي بنده پيام دادند كه آقاي هدايتي امشب در شبكه اهل بيت (ع) (البته اهلبيت اين آقاي افغاني وخانواده اش نه اهلبيت پيامبر (ص) ) بر نامه دارد كه ما سر فرصت عرض خواهم كرد.

اين را كتاب صيح بخاري آورده است ما كه نياورديم:

حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن مُوسَى أخبرنا هِشَامٌ عن مَعْمَرٍ عن الزُّهْرِيِّ عن عُبَيْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ عن بن عَبَّاسٍ قال لَمَّا حُضِرَ النبي صلى الله عليه وسلم قال وفي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ قال هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ.

خوب اگر پدر شما و جد شما مي خواهد وصيت نامه بنوسد، يكي از افرادش و يكي از فرزندان و برادر زاده‌اش همچنين تعبيري را بگويد و مخالفت كند، آيا شما در اين جا چه مي فرماييد؟

پيامبر اكرم (ص) عصباني مي‌شود و مي فرمايد:

 قال قُومُوا عَنِّي

يعني از خانه من بيرون برويد.

و يا ابن عباس مي گويد :

اِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ.

 تمام مصيبت هايي جهان اسلام از آن زمان شروع شد كه نگذاشتند پيامبر(ص) اين وصيت نامه را بنوسد.

صحيح البخاري ج 6،‌ ص126

مجري :

سؤال بيننده اين بود كه چگونه مي شود پيامبر كه حكومت جهاني آورده است، نتواسته يك نفر را متقاعد كند كه اين حرف را نزند؟

استاد : قزويني

جواب ايشان را بازهم از صحيح بخاري عرض مي كنم :

عبدالله ابن ابي كه يك چهره شناخته شده سر كرده منافقين است. نسبت به پيامبر(ص) و مسلمان‌ها جسارت كرد خليفه دوم گفت:

ألا نقتل يا رسول الله هذا الخبيث لعبد الله

اي رسول خدا (ص) اجازه مي دهيد كه گردن اين خبيث را بزنيم؟

 فقال النبي صلى الله عليه وسلم لا يتحدث الناس أنه كان يقتل أصحابه

اگر كردن عبدالله ابن ابي را بزنيد ما دشمن زياد داريم مي گويند كه پيامبر(ص) دارد گردن اصحابش را مي‌زند.

صحيح البخاري ، ج 3، ص1296

نسبت به عبدالله ابن ابي وقتي مي خواهد گردنش را بزند، پيامبر(ص) مي گويد: موقعيت ما اين طور نيست كه گردن بزنيم؛ چون در ميان مردم شايعه مي كنند كه پيامبر (ص) اصحابش را مي كشد.

در روايت ديگر پيامبر(ص) فرمود:  

فقال النبي صلى الله عليه وسلم لَا يَتَحَدَّثُ الناس أَنَّ مُحَمَّدًا يَقْتُلُ أَصْحَابَهُ

صحيح البخاري ، ج 4 ، ص1861

لابد ما از قبل علم غيب داريم كه چه چيزي از ما سوال مي كنند تا ما حديث صحيح بخاري بياريم و از قبل اين در اتو كيوي ما نوشته شده است

يعني وقتي عبدالله ابن ابي منافق را مي‌خواهد بكشد، پيامبر(ص) مي‌فرمايد: نكشيد؛ چون در ميان مردم شائعه مي كنند كه پيامبر(ص) دارد اصحاب اش را مي‌كشد.

از اين بالاتر، در قضيه‌اي كه پيامبر(ص) دارد از جنك تبوك بر مي‌گردد، دوازده نفر از مناقين كه در ميان اصحاب بودند، تصميم ترور پيامبر (ص) را داشتند.

عمار و حذيفه نزد پيامبر(ص) آمدند و گفتند:

يا رسول الله أفلا تأمر بقتلهم

 دستور مي دهيد كه ما اين دوازده نفر را گردن بزنيم؟

 فقال أكره أن يتحدث الناس أن محمدا يقتل أصحابه

رسول خدا (ص) فرمود: دوست ندارم مردم بگويند كه پيامبر(ص) دارد اصحابش را مي كشد.

البداية والنهاية،‌ ج 5،‌ ص19

خوب نسبت به كساني‌كه قصد ترور پيامبر (ص) را داشتند و كسي كه قصد ترور پيامبر(ص) را داشته باشند، مهدور الدم است ولي مو قعيت به گونه‌اي نيست كه پيامبر (ص) ‌بيايد هركسي را كه خطا كرد، بلا فاصله با شمشير  گردنش را بزند.

اما نسبت به ولايت فقيه كه ساختگي است، پشه چيست كه كله پاچه اش باشد، اين حرفهايي كه اينها دارند مي‌زنند چه كسي مي خواهد براي حرف اينها تره خورد كند.

و اين كه ولايت فقيه ساختگي است يا نيست، شما چه كي هستيد و چه عددي هستيد؟ وقتي صاحب جواهر كه جواهر فقهاء است مي گويد: كسي كه ولايت فقيه را قبول نداشته باشد، مزه فقه شيعه را نچشيده است.

ما قول داده ايم كه كه در رابطه با بحث ولايت فقيه يك دو جلسه مفصلاً صحبت كنيم.

آقاي موسوي از ملاير كه زنگ زدند، در رابطه با ام كلثوم بارها سخن گفتيم و در رابطه با دوازده نفر از ائمه كه در غدير خم آمده باشد، در منابع اهل سنت بحث حديث ثقلين آمده است ولي اين‌كه دوازه نفر أئمه در منابع شيعه آمده است ولي در منابع اهل سنت؟ مثل آقاي جبيني كه استاد ذهبي بود و از شخصيت هاي برجسته است، نام أئمه از زبان پيامبر (ص) را نقل كرده است.

جناب حميد آقا را كه جواب داديم.

مجري :

سعيد از خراسان گفتند كه دنباله حديث را نخوانديد و معاويه كه سب علي (ع)‌ مي‌كرد نظر شيعه در مورد كفر ايشان چيست؟ و نظر شما در مورد كفر معاويه چيست؟

استاد: قزويني

در كتب خود شما است، مثل زمخشري مي گويد : در زمان بني اميه بيش از هفتاد هزار منبر علي ابن طالب (ع) را لعن و سب مي‌كردند :

بما سنه لهم معاويه من ذالك

ربيع البرار، ج2، ص186

 اين چيزي نيست كه ما آن را آورده باشيم و اينها در كتاب هاي مفصل شان آورده است. مثل صحيح بخاري كه آقاي معاويه دستورمي داد كه حضرت علي (ع) را سب كند. در صحيح مسلم آمده است ج 7، ص120، ح6114     

اما در رابطه به كفر معاويه ما چه داريم ؟

اين را ما در ايام صفر مفصل دليل آورديم از خود كتاب نهج البلاغه اميرالمؤمنين قسم مي خورد به خداي عالم، قسم خيلي شديد وغليظ :

فو الذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا

يعني معاويه مسلمان نشدند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند.

وأسروا الكفر

يعني كفر خودش را پنهان كرد.  

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ج3 ، ص 16 ،‌ با تحقيق  و شرح : الشيخ محمد عبده

اين عبارت صراحت دارد كه معاويه كافر است.

همين عبارت در كتاب مجمع الزوائد هيثمي از قول عمار است كه مي گويد:

قال قال عمار بن ياسر يوم صفين وذكر أمرهم وامر الصلح فقال والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج1، ص113

امروز ديده‌اند كه بازاري براي فروش كفر شان است، كفرشان را اعلام كردند و از نظر سند هم روايت كاملاً صحيح است در خود صحيح بخاري آمده است :

وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ

صحيح البخاري، ج3، ص116

معاويه و دار دسته‌اش عمار را به سوي جهنم دعوت مي كردند.

مراد از

 وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ

 چيست ؟ آيا از اين عبارت شما كفر معاويه را مي فهميد يا نه؟ اين ادله ما است اگر اشتباه كرديم اجتهاد كرديم و مجتهد اگر خطاء هم بكند، ثواب مي برد؛ چطور معاويه كه يكصد و ده هزار نفر را كشته و اميرالمؤمين (ع) را سب كرده است و چون اجتهاد كرده ثواب هم برد؛ اما ما اگر اجتهاد كرديم، ثواب كه نكرديم هيچ، كافر هم هستيم.

در رابطه با آقاي ضيايي اصلاً ايشان اعتراضي به ما ندارد. ما معتقد هستيم و روايات صحيح هم داريم و بارها شده‌است كه ما صدا كرديم و اينها (ائمه (ع) جواب ما را داده‌اند و هزاران بار متوسل شده ايم  و از توسلات مان هم نه يك بار و دو بار و سه بار و... جواب هم گرفته‌ايم و تجربه بالاتر از علم است. الآن در جمكران شب هاي چهار شنبه بعضاً تا سيصد هزار نفر مي آيند و اگر مردم نتجه نگرفته باشند، شانزده ساعت نمي كوبند از شهرهاي مختلف به جمكران بيايند.

اللهم عجل لوليك الفرج

 



* دکتر سید محمد حسینی قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر