صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 19 اسفند 1390 تعداد بازديد: 2509 
* سراب 11 - مصاحبه با مولوی لاشاری در رابطه با وهابیت
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 19/12/1390

موضوع برنامه: مصاحبه با مولوي لاشاري در رابطه با وهابيت

استاد عباسي:

در خدمت يکي از علماي استان زاهدان هستيم که لطف کردند به برنامه ما تشريف آوردند تا نظرات‌شان را در مورد مباحث مربوط به وهابيت و اعتقادات و ديدگاه‌هاي وهابيت براي شما بينندگان شبکه جهاني ولايت بيان کنند.

جناب مولوي روحاني لاشاري مدير و مدرس حوزه علميه کليدوک و 4 حوزه ديگر در شهرستان نيکشهر هستند، عضو فعال علماي شهرستان نيکشهر و نويسنده 137 کتاب و جزوه در موضوعات مختلف اسلامي و در 19 همايش مذاهب علماي اسلامي شرکت کردند و در اين همايش‌ها بيش از 16 مقاله ارائه دادند، همچنين بيش از 60 مقاله علمي را در سطوح شهرستاني، استاني و بين المللي ارائه کردند، سردبير نشريه پيام گردهان و نسيم لاشار هستند و فعاليت‌هاي خوبي را در بيان اعتقادات مذهب حنفي خصوصا بيان اين اعتقادات در رابطه با وهابيت داشتند.

جناب مولوي لاشاري براي اين که بيننده‌ها بيشتر با شما آشنا شوند يک مختصري در رابطه با تحصيلات خودتان و کارهاي علمي خودتان براي بيننده‌هاي ما توضيح دهيد تا وارد بحث شويم.

مولوي لاشاري:

قبل از انقلاب سال 57 در همان روستاي خودمان لاشار ادامه تحصيل دادم و سپس عازم چابهار شدم و در حوزه علميه جامعه اسلامي چابهار با مديريت مولوي عبدالرحمن سربازي ثبت نام کردم و سال 62 به شهرستان ايرانشهر آمدم که در مسجد فوکاني و مسجد نور جناب مولانا قمر الدين ادامه تحصيل دادم و يکي دو سال هم به خاطر اين که بحث تاهل پيش آمد ترک تحصيل کردم، سپس با تشويق مبليغين و حضرات جماعت دوباره راهي حوزه علميه شدم و در شهرستان خاش به حوزه علميه مخزن العلوم سپس در حوزه علميه مدينة العلوم خاش مشغول به تحصيل شدم و جهت دروس تکميلي خود عازم پاکستان شدم که در سال 71 فارغ التحصيل شدم.

استاد عباسي:

پس الان بيش از 30 سال است که شما در حوزه‌هاي علميه اهل سنت هم داخل استان و هم کشور همسايه پاکستان تحصيل کرده‌‌ايد و تحصيلات شما در مذهب حنفي و اعتقادات اهل سنت بوده است، خدمت بيننده‌ها عرض کرديم که 137 کتاب و جزوه داريد، اگر مي‌شود برخي از اين کتاب‌ها را توضيح دهيد.

مولوي لاشاري:

کتاب دروس المهمه لعامة الامة که در مقاطع بحث لاشار اين را تدريس‌‌ مي‌کنن،د پيگير هستيم که‌‌ ان شاء الله چاپ شود و همچنين کتاب ديگري به نام عقيده روحاني که نويسنده آن بنده هستم و اين را به انتشارات شيخ الاسلام داده‌‌‌ام در تربت جام که به دنبال مجوز چاپ آن هستيم و کتاب تفاوت معجزه با کرامت کارهاي مقدماتي جواز آن انجام شده است و به زودي به چاپ‌‌ مي‌رسد و همچنين بنده 2 سال سردبير نشريه نسيم لاشار هستم و حدود 7 تا از اين مجله را چاپ کرده‌‌‌‌ايم.

استاد عباسي:

ظاهرا به عنوان شوراي حوزه مديريت علميه مخزن العلوم لاشار پير هستيد.

مولوي لاشاري:

متاسفانه اين حوزه به دلايلي تعطيل است و همچنين نشريه پيام گردهان، 2 شماره از آن چاپ شده است.

استاد عباسي:

شما کتاب‌هايي را در رد و نقد عقايد وهابيت هم داريد، براي بيننده‌هاي ما معرفي کنيد.

مولوي لاشاري:

حضرت مولانا عبدالعزيز مولايي سفري داشتند در منطقه سرآباد که در آنجا بيشتر، مردم حنفي را فريب داده بودند که 4 شبهه در اين زمينه دارند، من اين احکام سفر و پاسخ به 4 شبهات غير مقلدين را نوشتم که منتظر پاسخ هستيم ولي هنوز پاسخي دريافت نکرده‌‌‌‌ايم.

استاد عباسي:

اين آثار و کتبي بود که جناب مولوي روحاني تاليف کردند که برخي را خدمت شما معرفي کردند.

بعد از اين مقدمه‌اي که خدمت مولوي داشتيم، جناب مولوي روحاني همان طور که‌‌ مي‌دانيد و بيننده‌ها هم‌‌ مي‌دانند، يک نامي معروف است به نام وهابيت، يک گروهي با يک اعتقادات خاصي هستند که شما کاملا آشنا هستيد و بيننده‌ها هم تا حدودي با اعتقادات‌‌‌‌ اين‌ها آشنا شدند، به عنوان يک فرقه‌اي است، خود‌‌‌‌ اين‌ها هم در جاهاي مختلف تأييد کردند که وهابيت است، البته عده‌اي از‌‌‌‌ اين‌ها از اين نام فراري هستند و اين نام را دوست ندارند، بن باز در سايت خودش‌‌ مي‌گويد ما وهابي هستيم و اين را‌‌ مي‌پذيرد، عده‌‌‌‌‌اي هم که در رد وهابيت کتاب نوشتند،‌‌‌‌ اين‌ها هم اسم را مشخص کردند و گفته‌اند وهابيت يک فرقه است، از شيعه و اهل سنت کتاب‌هايي در رد وهابيت با نام وهابيت نوشته‌اند که هفته قبل هم کتابي که نوشته عبدالرحمن سربازي بود عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت بود معرفي کرديم؛ اما برخي تلاش‌‌ مي‌کنند منکر شوند که اصلا وهابيت وجود ندارد و ادعاي‌‌‌‌‌‌ آن‌ها اين است: عده‌‌‌‌‌اي آمدند يک نامي گذاشته‌‌‌‌‌‌اند با گفتن وهابي وهابي تلاش‌‌ مي‌کنند يک عده‌‌‌‌‌اي از مسلمان‌ها و يک عده‌‌‌‌‌اي از اهل سنت را از بقيه جدا کنند و نسبت‌هاي اين چنيني بدهند و مقابله کنند، به نظر شما آيا وهابيت وجود خارجي دارد‌‌ و مي‌شود اين را اثبات کرد؟

مولوي لاشاري:

در رابطه با وهابيت خدمت شما و بيننده‌ها عرض کنم، هم زمان با شرف قرن 13 که سال تولد آن از 1315 است که معاصر با ابن عابدين است، محمد بن عبدالوهاب مسلک خودش را از گرفته‌هاي خارجي که نسبت به مسلکش داشت، به عنوان يک مسلک رسمي تحت عنوان وهابي غير مقلد، اهل حديث و سلفي بنا نهاد.

استاد عباسي:

يعني اسم اصلي‌‌‌‌‌‌ آن‌ها وهابي است و سلفي و غير مقلد هم به‌‌‌‌‌‌ آن‌ها گفته‌‌ مي‌شود، اين غير مقلد را‌‌ مي‌توانيد براي بيننده‌ها توضيح دهيد به اين نام شايد بيننده‌هاي ما مأنوس نباشند.

مولوي لاشاري:

غير مقلدين‌‌‌‌ از هيچ امامي و از هيچ علمي که به عنوان رئيس مذهب و مسلک‌‌‌‌‌‌ آن‌ها باشد و از آن پيروي کنند، تقليد‌‌ نمي‌کنند و به طور کلي خودشان هم تقليد را شرک‌‌ مي‌دانند، امر تقليد مطلق و غير مطلق را قبول ندارند که کار درستي نيست.

استاد عباسي:

يعني تقليد از ائمه اربعه مذاهب اهل سنت را‌‌‌‌ قبول ندارند و رد‌‌ مي‌کنند، استاد روستايي نظر شما در رابطه با با بحث تقليد چيست؟

آيا نشانه‌‌‌‌‌اي در کتاب‌هايشان يا تقليد از مذاهب اربعه به چشم‌‌ مي‌خورد؟

استاد روستايي:

در مورد اين مطلب که شما فرموديد و مولوي هم عرض کردند، همين طور است، علماي وهابي تقليد را شرک‌‌ مي‌دانند؛ حتي همين مولوي سهارنپوري هم در کتابي که در رد عقايد وهابيت دارند مي‌فرمايند در هند لفظ وهابي بر کسي اطلاق‌‌ مي‌شده است که تقليد مذاهب را ترک‌‌ مي‌کرده است.

در کتاب الدين الخالص که يکي از علماي وهابي نوشته است، سيد محمد صديق حسن القنوجي البخاري متوفاي 1253 در جلد 1 اين کتاب صفحه 140 عبارتي دارد:

تقليد المذاهب من الشرک

تقليد مذاهب از شرک است.

در ادامه‌‌ مي‌گويد شما در تقليد از مذاهب فکر و انديشه کنيد که چگونه بر خودشان اقرار‌‌ مي‌کنند:

بتقليد الاموات من العلما و الاولياء

از علماء و اوليائي که از دنيا رفته‌اند تقليد مي‌کنند.

اگر يک حنفي بگويد من تابع امام اعظم ابوحنيفه هستم،‌‌ مي‌گويد شما اقرار کردي که از اموات تقليد کردي و شما‌‌ مي‌دانيد که‌‌‌‌ اين‌ها به کوچکترين بهانه‌اي‌‌ شرک و کفر را‌‌ مي‌چسبانند، از همين عنوانش معلوم است، همين که کسي بگويد من از امامي که فوت کرده است تقليد مي‌کنم،‌‌‌‌ اين‌ها مي‌گويند مشرک است، اگر يک شافعي مذهبي بگويد من از امام شافعي تقليد‌‌مي‌کنم‌‌، مي‌گويند مشرک است، اگر يک مالکي يا حنبلي مذهب هم بگويد، همين طور است، به ظاهر خودشان را به حنابله نسبت‌‌ مي‌دهند؛ اما تقليد را شرک‌‌ مي‌دانند.

در ادامه به نظر من با بي‌شرمي‌‌ مي‌گويد:

فما ندري ما عذرهم عن ذلک غدا يوم الحساب و الکتاب و ما ينجيهم من ذلک العذاب و العقاب

من‌‌ نمي‌دانم که‌‌‌‌ اين‌ها )يعني مذاهب اربعه که از امامان خودشان تقليد‌‌ مي‌کنند و مذهب شيعه هم در کنار‌‌‌‌ اين‌ها که از علماي خودشان تقليد‌‌ مي‌کنند،(‌‌ من‌‌ نمي‌دانم عذر‌‌‌‌ اين‌ها در روز حساب و کتاب و روز قيامت چه چيزي است و چه چيزي‌‌ مي‌خواهد‌‌‌‌ اين‌ها را از عذاب روز قيامت نجات دهد.

فقط به صرف اين که‌‌‌‌ اين‌ها تقليد‌‌ مي‌کنند؛ يعني به صرف اين که‌‌‌‌ اين‌ها مي‌خواهند دين خود را از علماي خودشان بگيرند و بر اساس اصول و عقايدي که در کتاب‌هاي علمي آمده است.

عذر شما که‌‌ يک ميليارد و اندي مسلمان را مشرک‌‌ مي‌داني و از عذاب الهي‌‌ مي‌ترسانيد، چيست؟

چرا شما بدون مدرک و سند همين طور به علما تهمت‌‌ مي‌زنيد؟

اين آقايان وهابي نه تنها به صرف تقليد از مذاهب عنوان شرک به برادران اهل سنت و شيعه‌‌ مي‌دهند؛ بلکه علماي بزرگ اهل سنت را هم کافر‌‌ مي‌دانند، اگر ما با اين منطق جلو برويم چه کسي باقي‌‌ مي‌ماند؟

علماي بزرگ و مقلدين‌‌‌‌ اين‌ها را که مشرک دانستيد، مگر وهابيت در سراسر دنيا چند نفر هستند؟

نوع مسلمان‌هاي ما يا اهل سنت هستند يا شيعه،‌‌‌‌ وهابيت که همه‌‌‌‌ اين‌ها را کافر دانستند.

در کتاب نصيحة لاخواننا علماء النجد که يوسف بن السيد هاشم الرفاعي نوشتند، ايشان از علماي شافعي مذهب عربستان هستند، در صفحه 71 خطاب به وهابيت‌‌ مي‌گويد:

کفرتم الصوفيه ثم الاشاعره و الماتريدية و هم سواد المسلمين

شما صوفي‌ها و اشاعره و ماتريديه را کافر‌‌ مي‌دانيد‌‌، جمع بزرگي از مسلمين همين‌ها هستند.

جداي از شيعه، برادران اهل سنت ما، اشعري مذهب و ماتريديه و ديوبند و بريلوي را هم منحرف و کافر‌‌ مي‌دانند، اخوان المسلمين را هم همين طور، تمام متفکرين و کساني که دعوت به يکتا پرستي‌‌ مي‌کنند و دعوت به مذاهب‌‌ مي‌کنند، شما همه را کافر‌‌ مي‌دانيد.

بعد جناب الرفاعي مي‌گويد:

فماذا ابقيتم غيرکم من المسلمين

ديگر از مسلمانان چه چيزي به جز خودتان باقي گذاشتيد؟

ديگر چه چيزي باقي‌‌ مي‌ماند، فقط شما مسلمان هستيد و ديگر کسي مسلمان نيست؟

استاد عباسي:

علماي وهابي و وهابيون توهين به پيروان مذاهب و علماي مذاهب کردند و به شدت با تقليد و پيروي از مذاهب مختلف و مذاهبي که وجود دارد، مذاهب اربعه اهل سنت و شيعه مخالف هستند و تقليد را قبول ندارند.

اين‌ها از اساس مذهب را قبول ندارند و تقليد از ائمه مذاهب را قبول ندارند و آن اساسي را که اهل سنت در اعتقاداتشان دارند را با آن مخالف هستند و برخورد جدي دارند.

برخي از علماي اهل سنت و کساني که در رد وهابيت کتاب‌هايي را نوشته‌اند و گفته‌‌‌‌‌‌اند اين‌ها خوارج هستند و‌‌‌‌ اين‌ها گروه منحرف و به دور از اسلام هستند که من يک کتابي را معرفي‌‌مي‌کنم که کتاب فارسي است و موجود است به نام گفتماني در نقد وهابيت، بسياري از علما بر اين کتاب تقريظ زده‌‌‌‌‌‌اند، از جمله تقريظ مولانا عبدالباقي همايوني مولوي ايالت‌هاي سند و بلوچستان در پاکستان، ايشان‌‌ مي‌گويند اينجانب کتاب الاصول الاربعه في ترديد الوهابيه، تاليف درياي بي‌کران دانش حافظ آيات قرآن ناشر احاديث رسول خدا و پيرو مذهب ابوحنيفه حضرت مولانا الحاج حسن جان را با دقت مطالع کردم و تعابيري در تعريف اين کتاب دارند.

در تقريظ ديگري از مولانا محمد کتباني مفتي بلوچستان اين طور دارد که اما پر واضح است در اين عصر فساد و طغيان همه گيتي را فرا گرفته است و شيطان و پيروان او از گمراه کردن مردم هيچ دريغ‌‌ نمي‌ورزند و احدي از اعتقادات اهل سنت و جماعت دفاع‌‌ نمي‌کند؛ اين در حالي که است که پيروان مذاهب باطل همانند وهابيت در اضلال مردم بيش از پيش‌‌ مي‌کوشند، مشاهده‌‌ مي‌فرماييد که دائم در اين شبکه‌هاي ماهواره‌‌‌‌‌اي و در جاهاي ديگر با چاپ کتاب و تاليفات، عقايد فرقه وهابيت را تبليغ‌‌ مي‌کنند.

بعد‌‌ مي‌گويد به ويژه فرقه وهابيت که با ظاهر نمايي در لباس تقوا و توحيد به تبليغ اعتقادات خود‌‌ مي‌پردازند؛ در حالي که همه‌‌ مي‌دانند توحيد و سنت اين گروه از اعتقادات محمد بن عبدالوهاب و ابن تيميه نشات گرفته است، کساني که اهل مطالعه تاريخ هستند، آشکارا‌‌ مي‌دانند بيشتر مذاهب باطل ايده‌هاي فاسد خود را به بهانه حمايت از توحيد الهي و سنت ترويج‌‌مي‌کنند و در اين کتاب تشکر‌‌ مي‌کند از اين که اين شخصيت اين کتاب را دارد.

آيا واقعا به‌‌‌‌ اين‌ها مي‌شود منحرف‌‌ گفت يا به‌‌‌‌ اين‌ها خوارج مي‌شود گفت؟

نظر خودتان و نظر علماي حنفي را در اين رابطه براي ما بيان کنيد.

مولوي لاشاري:

بزرگ‌ترين سند علمي در رابطه با اثبات خوارج بودن اين مسلک، کتاب رد المحتار علي در المختار حاشيه ابن عابدين است، در جلد 3 باب البغاط در مطلب في اتباع عبدالوهاب في خوارج زماننا يک جمله در اينجا عرض کنم، در رابطه با اتباع عبدالوهاب شاهد اصلي و عيني ابن عابدين است که معاصر محمد بن عبدالوهاب است، نام عبدالوهاب و محل تولد او را تصريح کرده است و گفته است ايشان اگر به ظاهر خود را حنبلي‌‌ مي‌داند، ما ايشان را مسلمان‌‌ مي‌دانيم ولي ايشان هيچ يک از مسلمانان را که اعتقادات اهل سنت را دارند مسلمان‌‌ نمي‌داند و مشرک معرفي‌‌مي‌کند و قتل اهل سنت را مباح‌‌ مي‌داند.

استاد عباسي:

شخصيت علمي خود ابن عابدين را‌‌ مي‌شود توضيح دهيد.

فکر‌‌ نمي‌کنيم حوزه علميه‌‌‌‌‌اي از حوزه‌هاي علميه اهل سنت در ايران در مذهب حنفي باشد که اين کتاب را نداشته باشد و عالمي وجود داشته باشد که اين کتاب را نديده باشد.

مولوي لاشاري:

شخصيت ابن عابدين به خصوص جايگاه کتاب او در مسلک اهل سنت حنفي مذهب يا مذاهب ديگر نه اين که در ايران بلکه در کشور پاکستان و هندوستان، هيچ دارالافتايي را ما نداريم که بدون اين کتاب باشد و حتي اهل علمي که‌‌ مي‌خواهند فتوا دهند، در ارتباط با حل مسائل شخصي و حقوقي مردم حتما به اين کتاب مراجعه‌‌ مي‌کنند.

اين کتاب ابن عابدين کتاب ارزشمند علمي در جايگاه خودش است که مورد پسند و تأييد همه علماي احناف است.

مطلب دوم را از کتاب مجالس قطب الارشاد خدمت شما عرض کنم که تاليف يکي از شخصيت‌هاي بزرگ اهل سنت حنفي مذهب در استان سيستان و بلوچستان است، مولانا محمد عمر سربازي در پاسخ به سوالي که از ايشان در مورد اين که نظريه جنابعالي در مورد فرقه سلفي چيست، در جواب‌‌ در صفحه 270 اين کتاب مي‌فرمايند اين فرقه را به عنوان مسلمان‌‌مي‌شناسم؛ اما از نظر مذهبي با ما فرق‌‌ مي‌کنند، آنان پاي بند هيچ مذهبي نيستند و از هيچ مذهبي تقليد‌‌ نمي‌کنند؛ در حالي که در اين برهه از زمان نزد علماي ما تقليد واجب است؛ لذا آنان تارک واجبي هستند، ما ايشان را کافر‌‌ نمي‌دانيم اما چون مذهبي ندارند ما اين فرقه را به عنوان يک گروه انحرافي‌‌ مي‌شناسيم.

(مولانا محمد عمر سربازي )يک شخصيت بزرگي در استان سيسستان و بلوچستان است که به رحمت خدا رفته است که خدا قبرش را پر از نور کند.

شخصيت ديگري که به اسم شيخ الهند معروف هستند که اولين شاگرد دارالعلوم ديوبند است و در سال 1290 هم به عنوان مدرس رسمي در دارالعلوم ديوبند منصوب شدند و در پنجاب هند از غير مقلدين بودند و نشريه‌اي در سطح شهرستان انتشار‌‌ مي‌دهند که اگر واقعا علماي حنفي ايران مرد ميدان هستند به اين 10 سوال من پاسخ دهند، علما در پنجاب جواب‌هايي دادند به نام‌هاي عدله کامله و کتاب‌هاي زيادي هم ارائه شد ولي‌‌‌‌ اين‌ها در قلب شيخ الهند تسکين نشد، خودش اقدام به نوشتن کتاب مستقل نمود و اين کتاب را به نام غير مقلدين سيلا جواب سوالات يعني سوالاتي که غير مقلدين تا به حال جواب نداده‌‌‌‌‌‌اند و حدود 100 سال است که از پاسخ دندان شکن جناب هند گذشته است و وهابيون در آن منطقه نتوانستند پاسخ دهند.

در يکي از مجلات به نام مجله القاسم در ماه جمادي الاول 1342 در ارتباط با اين که وهابيت يک وجود خارجي دارد و منحرف هستند تدوين شده است و همچنين سخنراني معروف شبير احمد عثماني در کنفرانس مکه معظمه توسط حق گويي علماي ديوبند در ارتباط با مسئله وهابيت در جلوي سلطان ابن سعود در آن برهه از زمان در ماهنامه انوار المدينه لاهور جلد 15 صفحه 2 منتشر شده است.

استاد عباسي:

اين‌ها همه تلاش‌هايي بوده است که علماي مذهب حنفي خصوصا ديوبندي‌ها در رابطه با وهابيت داشتند.

کليپي را از جناب مولوي عبدالرحمن سربازي آماده است که با هم مي‌بينيم.

کليپ مولوي عبدالرحمن سربازي از علماي اهل سنت:

در هر صورت اين فتنه از نظر علماي اهل سنت و جماهير اهل سنت و مذاهب اربعه تلقي شده و رشد خيلي عجيب و بدجوري پيدا کردند، علماي ديگر هم نوشته‌‌‌‌‌‌اند، علامه شامي سيد محمد امين بن عابدين که معروف است، نوشته است: اين‌ها مثل‌‌‌‌ خوارج عمل‌‌ مي‌کنند و فقط خود را مسلمان‌‌ مي‌شمارند و غير خود را مسلمان‌‌ نمي‌دانند و قتل مسلمين را‌‌‌‌ مثل خوارج جايز‌‌مي‌دانند.

اين نکات را ما استدراک کرديم، آنجا آوردم سقوط فلان روستا به دست وهابيت و تشرف‌‌‌‌‌‌ آن‌ها به اسلام (سقوط الزلفي و تشرفهم بالاسلام) مثلا شهر زلفي در فلان تاريخ سقوط کرد و‌‌‌‌اين‌ها مشرف شدند به اسلامي که‌‌‌‌‌‌ آن‌ها مورد نيت و نظرشان بود، ايشان سفرهايي که در حرمين داشته و تهاجماتي که در آن موقع جهت تضعيف عثماني‌ها و با تحريک انگليسي‌ها نهضت وهابي انجام‌‌ مي‌داده است، ايشان‌‌ در همان نقش حيات مي‌فرمايد که ما وقتي در طائف بوديم، با شيخ‌مان شيخ الهند مولانا محمود الحسن در ماه مبارک رمضان‌‌‌‌ اين‌ها شب‌ها که نماز تراويح‌‌مي‌خواندند، در يکي از مساجد طائف ادا‌‌ مي‌کرديم، گلوله‌هاي توپ‌‌‌‌ اين‌ها در همان مسجد و اطراف مسجد برخورد‌‌ مي‌کرد و‌‌‌‌ اين‌ها تيراندازي‌‌ مي‌کردند و در مسجد الحرام چه کارهايي که نکردند، در تاريخ آمده است که حجاج را زائرين در خود مسجد الحرام مورد تهاجم و حمله و کشتار قرار دادند و به صورت کلي در اين نقشه‌هاي سياسي‌شان حتي به حجاج هم رحم نکردند، در سرزمين حرم مثلا رفعت پاشا در مرآه الحرمين‌‌ مي‌نويسد که آن رکب المحمر را ايشان به اصطلاح فرماندهي‌‌ مي‌کرد که صالحين بزرگان و کساني از مصر آن کعبه که حمل‌‌ مي‌شد از طريق کانال سوئز تا ينبوع‌‌ مي‌بردند به مدينه منوره با شتر و از آنجا‌‌ مي‌آورند به سمت مکه معظمه و چندين سفر به اين شکل داشته است به حرمين شريفين و کتاب مرآه الحرمين کتابي است که در حد خودش خيلي ارزشمند است، اين يک افسر و فرمانده نظامي بوده که عکس خودش را هم در آن کتاب‌ها زده با آن مدال‌ها و نشانه‌هاي افسري، مي‌گويد در ايام مني حجاج در مني بودند يک دفعه ديديم اين بدوي‌ها باديه نشين‌ها را وادار‌‌ مي‌کرد که‌‌‌‌ اين‌ها از طرف دو تا کوه جبل سويل و جبل ذبي‌‌‌‌ بر مردم زائر و حجاج مکه و حرمين شريفين تير اندازي کنند تا بي‌کفايتي عثماني را براي مردم ثابت کنند.

استاد عباسي:

آيا اين نظر عموم مذهب حنفي است؟

البته ممکن است اين نظر مخالفي هم داشته باشد.

در کتاب تضاد عقايد حنفيت با وهابيت که در اين کتاب مجموع مقالات و گفتار علماي اهل سنت است از مولوي کاشاني، مولوي عبدالرحمن چابهاري، مولوي محمد يوسف حسين پور و مولوي مقيمي مطرح شده است، من مطلبي را از سخنراني که جناب مولوي هم اشاره کردند در بحث ابن عابدين و وهابيت که ابن عبدالوهاب بوده است و ابن از اينجا افتاده است، ايشان در اين صحبت خود‌‌ مي‌گويند؛ چون بعضا اين صحبت مطرح شد علماي اهل سنت سکوت کردند و مطلبي را‌‌ نمي‌گويند مقابله با وهابيت نمي‌کنند ايشان در سخنراني خود در جمع ائمه جمعه اهل سنت استان سيستان و بلوچستان اين طور بيان داشتند که اگر مسئله وهابيت پيش از اين در ميان علما و ائمه جمعه اهل سنت مورد بحث قرار نگرفته است، نبايد چنين تصور شود که علماي اهل سنت خداي نکرده با وهابيت تباني و توافقي دارند، در جايي ديگر‌‌ مي‌گويند و اگر در بلوچستان ما قبلا اين مسئله مطرح نشده است علتش اين نبوده است که ما از اين مسئله ناآگاه بوده‌‌‌‌ايم يا با وهابيان توافقي داشته‌‌‌‌ايم، در جاي ديگر‌‌ مي‌فرمايند اما حالا که اين مسئله مطرح شده است و موضع گيري‌هاي اين قشر عليه اسلام نه عليه شيعه، از گذشته جدي‌تر شده است، اين وظيفه ما است که در مقابل آن موضع خود را مشخص و روشن کنيم تا خداي نکرده مانند گذشته با حسن ظن‌ها و تصورهاي مخلصانه‌‌‌‌‌اي که غرض و شائبه‌‌‌‌‌اي هم نداشته است، عده‌‌‌‌‌اي از جوانان ما جذب اين افکار نشوند، يعني اين نگراني از انحراف وهابيت برنامه‌‌‌‌‌اي است که براي شيعه و سني است‌‌.

مي‌گويد اقدامات‌‌‌‌ اين‌ها عليه اسلام از گذشته جدي‌تر شده است.

جناب مولوي آيا نظر عمومي علماي اهل سنت و مذهب حنفي است يا برخي از علما با وهابيت مقابله‌‌ مي‌کنند؟

مولوي لاشاري:

اکثر علماي اهل سنت، آن‌هايي که به مسائل وهابيت آگاه هستند، هم به سخن آمده‌اند و هم کتاب‌هايي نوشته‌اند از جمله کتاب پاسخ به شبهات غير مقلدين توسط مفتي محمد زکريا دهواري مدرس حوزه علميه عين العلوم گشت سراوان که حوزه علميه بسيار معروفي است و محمد زکريا دهواري مفتي حوزه در گشت است و اين کتاب در استان نشر شده است، همچنين شخصيت بسيار بزرگي به نام مولانا محمد امين صفدر از شخصيت‌هاي بسيار بزرگ علمي است که قبلا اين مولانا خودش اهل حديث بوده است يعني گرايشات وهابي داشته است ولي بعدا با علما نشست‌ها و گفتگويي‌هايي داشته است و به حنفيت برگشته است؛ يعني متوجه شده است وهابيت اشتباه است و به مذهب حنفي برگشته است و کتاب‌هاي ارزشمندي را هم نوشته است از جمله کتاب تجليات صفدر در 6 جلد که من نتوانستم آن را بياورم از جمله کتب ديگر دعوت جوانان به سوي حق که کتاب بسيار ارزشمند اين بزرگوار است که توسط محمد حسين ملازهي ترجمه شده است و با ويرايش عبدالعزيز دهقان به چاپ رسيده است که اين هم در راستاي اثبات اين است که علما همه احساس مسئوليت‌‌ مي‌کنند که وهابي‌ها بيشتر مشکل‌شان با احناف است و در اين ارتباط علما را اعدام‌‌ مي‌کنند، همچنين کتابي به نام تشخيص حقيقت از جهالت توسط مولانا محمد نظر زعيمي از شخصيت‌هاي بزرگ علمي در سيستان و بلوچستان است که شما ايشان را‌‌ مي‌شناسيد، ايشان هم عليه وهابيت خاموش ننشسته‌‌‌‌‌‌اند.

استاد عباسي:

غالب علماي اهل سنت در استان سيستان و بلوچستان با مولوي محمد نظر زعيمي آشنا هستند، از شخصيت‌هايي است که سال‌ها در همايش مذاهب اسلامي که شيعه و سني بحث‌هايي را در کمسيون‌هاي کلامي و فقهي دارند و مباحث را مطرح‌‌ مي‌کنند، يکي از آن علماي حنفي مذهب استان است که به شدت در بحث‌ها شرکت‌‌ مي‌کند، ما گاها در بحث‌ها با هم خيلي جدي وارد بحث و مباحثات علمي شده‌‌‌‌ايم و ايشان به شدت در مواضعي که دارد خيلي پا برجا و خيلي سفت سعي‌‌ مي‌کند از مباحث خودش دفاع‌‌ کند و در آن جاهايي که حتي مباحث اختلافي بين شيعه و سني است، ايشان نظراتش خيلي جدي است.

بسياري از اين شبکه‌هاي وهابي تلاش‌شان اين است که بگويند وهابيت و اهل سنت يکي است و همه اهل سنت وهابي هستند و دائم اين را در رسانه‌هاي خودشان ترويج‌‌ مي‌دهند و دائم اين را اعلام‌‌ مي‌کنند، اگر کسي هم بخواهد مقابل اين حرف بزند و غير از اين صحبت کند برچسب‌ها و مطالبي را به او نسبت‌‌ مي‌دهند.

علماي مذهب شافعي در طول تاريخ کتاب‌هايي نوشته‌‌‌‌‌‌اند چه در مقابله با ابن تيميه و چه در مقابله با محمد بن عبدالوهاب و وهابيت‌‌‌‌؛ همچنين علماي مذهب مالکي و ديگران نوشته‌‌‌‌‌‌اندکه اين‌ها فقط بخشي از کتاب‌هايي است که اهل سنت در رد وهابيت نگاشته‌‌‌‌‌‌اند.

اگر اهل سنت اين است ما‌‌ نمي‌دانيم اين اهل سنتي که در شبکه‌هاي وهابي اعلام‌‌ مي‌کنند که همه اهل سنت وهابي هستند؛ حتي يک تعبير بيش از يک ميليارد نفري را در اين رابطه به کار‌‌ مي‌برند که همه‌‌‌‌ اين‌ها وهابي هستند.

اين لفظ وهابيت را ترفندي‌‌ مي‌دانند از جانب شيعه و کساني که مقابل وهابيت هستند، به عنوان اين که‌‌ مي‌خواهند بين مسلمان‌ها جدايي بيندازند.

کليپ بعدي را با هم مي‌بينيم.

کليپ:

خدمتي: بعضي انتقاد دارند از محمد بن عبدالوهاب‌‌ مي‌گويند وهابي البته اين ترفندي است که‌‌ مي‌گويند وهابي، اهل سنت همه وهابي هستند، يک ميليارد و 500 ميليون سني وهابي هستند، مگر وهابي شاخ و دم دارد؟

وهابي يعني راه و روش پيامبر، اگر اين طور بود بايد به او‌‌ مي‌گفتند محمدي نه وهابي، پدرش که اين حرکت را انجام نداده است اين آقا اين حرکت را انجام داده است، نسبت به خودش اگر باشد بايد گفت محمدي و وهابي ديگر براي همه واضح شده است، اين حنا رنگي ندارد که شما بخواهيد با اين ترفندها امت اسلامي را به 2 قسمت تقسيم کنيد.

استاد عباسي:

نمي‌دانيم کدام حنا رنگي ندارد، کساني که سعي‌‌ مي‌کنند خودشان را به اهل سنت بچسبانند يا اين حنايي که‌‌‌‌ اين‌ها جدا هستند با اين همه شواهد و مدارک و اسناد علمي که مولوي روحاني لاشاري خدمت شما ارائه دادند و هم از اين طرف مذهب حنفي و ديگر مذاهب مقابله کردند با وهابي و هم از آن طرف به صورت صريح و شفاف‌‌‌‌‌‌ آن‌ها با مذاهب مشکل دارند و بر عليه مذاهب برخوردهايي دارند و به صورت جدي توهين به اهل سنت و علماي مذاهب مختلف‌‌ مي‌کنند به عنوان مثال شمس سلفي وهابي در کتاب خودش الماتريديه و موقف من الاسما و الصفات الهيه در جلد 1 صفحه 395 اين طور‌‌ مي‌گويد: ماتريديه و هم دستان‌‌‌‌ اين‌ها از اشاعره فرقه بدعت گزار کلامي اهل قبله هستند و از اهل سنت خالص نيستند.

مطالب زياد و توهين‌هاي زيادي نسبت به علماي اهل سنت داشته‌‌‌‌‌‌اند.

مولوي لاشاري:

در اين شبکه‌ها گاهي همچين چيزهايي را عنوان‌‌ مي‌کنند، اگر ما مسلمان هستيم بايد به محمدي ملقب شويم که محمد رسول الله نبي ما است.

استاد عباسي:

در رابطه با کليپ‌هايي که ما در برنامه‌هاي گذشته از جناب مولوي روحاني پخش کرديم، مطالب خيلي حادي هم نبود فقط ايشان در رابطه با ابن تيميه که ايشان از شيعيان آگاه نبوده است و ما با شيعيان زندگي‌‌ مي‌کنيم و يکي دو مسئله را در رابطه با وهابيت ايشان اشاره کرده بودند، ما کليپ‌ها را پخش کرديم، با فاصله خيلي کوتاهي‌‌‌‌ اين‌ها نسبت به مولوي روحاني موضع گيري کردند، شخصي تلفن‌‌ مي‌کند به يکي از اين شبکه‌هاي فارسي زبان و‌‌ مي‌گويد جناب مولوي روحاني شيعه شده است و چون شيعه شده است اين حرف‌ها را‌‌ مي‌زند، اگر شيعه نشده بود‌‌بر عليه وهابيت و عليه ابن تيميه موضع گيري نمي‌کرد، در تماسي که ما با ايشان داشتيم خيلي ناراحت بودند، اين شبکه‌ها حداقل مسائل علمي و اخلاقي را رعايت‌‌ نمي‌کنند و چنين تهمت‌هايي را‌‌ مي‌پذيرند و قبول‌‌ مي‌کنند.

مولوي لاشاري:

بنده از همين جا عرض کنم اينجانب به لحاظ دين مسلمان محمدي فدايي امي و ابي هستم، از لحاظ فرقه‌‌‌‌‌اي اهل سنت و جماعت‌‌ مي‌باشم، مذهب حنفي و اصول ماتريدي و اشعري وابسته هستم و مشرب صوفي از جامعه السلسال سلوک نقشبندي قرار دارم و فکرا ولي اللهي اصولا قاسمي و فروعا رشيدي و گرايش تفسيري‌‌‌ من به روش علامه حسين علي و شيخ القرآن حضرت مولانا عبدالغني جاجروي و پنج پيري قرار دارم نسبتا ديوبندي چون همه اساتيد بنده ديوبندي هستند و‌‌ ان شاء الله ديوبندي زنده خواهم بود و ديوبندي نيز خواهم مرد و اصالتا ايراني و لاشاري هستم و نسبتا حيث آبادي‌‌ مي‌باشم و در روستاي هريدک بخش لاشار از توابع شهرستان نيکشهر زندگي‌‌ مي‌کنم.

استاد عباسي:

ايشان اطلاعيه‌اي دارند که در منطقه هم توزيع کردند و به امضاي خود ايشان هم رسيده است.

مولوي لاشاري:

به سني بودن و حنفي بودن و ديوبندي بودن خود افتخار‌‌ مي‌کنيم.

استاد عباسي:

همان طور که اطلاع داريد عادت و مرام اين شبکه‌ها توهين به عقايد مسلمان‌ها است، توهين به اهل بيت عليه السلام است، فراوان ما در رابطه با توهين‌هاي‌‌‌‌ اين‌ها مطالبي داريم، در موارد مختلف به علماي اهل سنت توهين کرده‌‌‌‌‌‌اند، نسبت به شما يک جور و نسبت به علماي ديگر اهل سنت با شيوه‌هاي ديگر.

کليپ:

حيدري: امروز‌‌‌‌ اين‌ها ترويج مذهبي را‌‌ مي‌کنند که به گمان‌‌‌‌ اين‌ها فقط ضامن سعادت خود‌‌‌‌ اين‌ها است و چون که در اين روزها بيشتر ترويج‌‌ مي‌کنند و بيشتري از مسلمان نماهاي ما و از سني‌هاي اثنا عشري را متاسفانه فريب‌‌ مي‌دهند‌‌ و مي‌خرند و اجاره‌‌ مي‌کنند و در بعضي شبکه‌ها‌‌ مي‌گويند فلان شبکه سخنگوي ما نيست، شبکه کلمه سخنگوي ما نيست، شبکه نور و وصال سخنگوي ما نيست؛ پس چه کسي سخنگوي شما است؟

اين تاجران ديني، اين‌هايي که ناموس مردم را سوار‌‌ مي‌شوند، بقيه که اسم‌شان شيعه است دنبال‌‌‌‌ اين‌ها راه افتاده‌‌‌‌‌‌اند، شما که مذهب‌تان فرق‌‌ مي‌کند، علماي لاشاري مثل شما که‌‌‌‌اين‌ها را دوست دارند‌‌‌‌، اين‌ها را کافر‌‌ مي‌کنند شما به چه اميدي به دنبال‌‌‌‌ اين‌ها افتاده‌‌ايد؟

از ترس جان‌تان؟

والله مرگ با شهادت و عزت و افتخارش بيشتر از اين زندگي با ذلتي است که شما براي خود خريده‌‌ايد؛ لذا تکرار‌‌ مي‌کنم هرگز قصد آزردن کسي را ندارم؛ اما‌‌ مي‌گويم جناب مولوي جناب ماموستا جناب شيخ، اي کسي که خود را عالم و روحاني‌‌ مي‌داني، متاسفم عرض کنم اگر نباشي بهتر است؛ اما به نام عالم، به نام روحاني ترويج مذهب اثنا عشري باطل را کردن، مذهبي که خودشان به آن اعتقاد ندارند، خودشان اين را تجارت خانه‌‌ مي‌دانند، شما به کمک‌‌‌‌ اين‌ها بشتابيد و براي مذهب شيعه اثنا عشري تبليغ کنيد و براي لقمه ناني براي کارت ننگين پارسيان لعنت و نفرين بر اين کارت پارسيان که شما را از اعتقادتان بريده است، اهل سنت اين حرف را من امروز‌‌ نمي‌خواستم بگويم، در فرصت ديگري مفصل عرض خواهم کرد، اين کارت پارسياني که امروز عده‌‌‌‌‌اي عالم نماي اهل سنت را گنگ کرده است و‌‌ نمي‌توانند حرف حق را بگويند، لعنت و نفرين بر اين 30 هزار تومان، بر ‌‌‌‌‌اين 50 هزار تومان، بر اين 200 هزار تومان،‌‌ مي‌گويم اهل سنت شما از گرسنگي مرده‌‌ايد چرا‌‌ نمي‌توانيد 50 هزار تومان به کسي بدهيد که ادعاي روحانيت دارد، ادعاي مولوي بودن دارد اما چون 50 هزار تومان را ندارد وجدان خود را‌‌ مي‌فروشد، قلم خود را‌‌ مي‌فروشد منبر خود را‌‌ مي‌فروشد.

ننگ بر آن عمامه‌‌‌‌‌ و لباسي باد که نام عالم اهل سنت را يدک بکشد؛ اما به کمک مذهب باطلي بشتابد که صحابه پيامبر را کافر‌‌ مي‌کند، به کمک مذهب باطلي بشتابد که زن پيامبر را فاحشه‌‌ مي‌نامد، به کمک آن مذهب باطلي بشتابد که در محضر خدا جلوي گنبد و بارگاه سجده‌‌ مي‌کند.

بنابراين‌‌ مي‌گويم جناب مولوي جناب مولانا جناب شيخ جناب حجت الاسلام، هر کسي که دين داري و از خدا‌‌ مي‌ترسي، از مخلوق نترس، عزت و ذلت در دست خدا است، جز خدا کسي‌‌نمي‌تواند براي شما کاري کند، جز خدا کسي‌‌ نمي‌تواند به شما عزت و ذلت دهد، دست برداريد از اين کارت ننگين پارسيان که شما را در برابر مردم خود شرمنده کرده است، بيندازيد در توالت،‌‌مي‌گويم مسلمان سني شمايي که پشت سر کسي نماز‌‌ مي‌خوانيد که کارت پارسيانش او را خاموش کرده است،‌‌ نمي‌تواند فضائل ابوبکر و عمر را بگويد،‌‌ نمي‌توانيد 100 هزار تومان برايش تامين کنيد، آخر شما کمتر بخوريد زندگي ساده‌تر داشته باشيد؛ ولي کسي که عالم شما است، نماينده دين شما است، حداقل او را نگذاريد که به دست دشمنان صحابه، به دست دشمن پيامبر ذليل و خوار شود، شما او را از اين خواري نجات دهيد.

استاد عباسي:

ما عذر خواهي‌‌ مي‌کنيم از همه علماي اهل سنت و خصوصا جناب مولوي روحاني که در خدمت ايشان هستيم، معذرت‌‌ مي‌خواهيم از اين که شما را ناراحت کرديم، واقعا اين شبکه‌ها به اين شکل توهين و برخورد با علماي اهل سنت دارند، مولوي نظر خود را بفرماييد.

مولوي لاشاري:

علماي اهل سنت به خصوص علماي حنفي مذهب و ديوبندي‌هاي بزرگوار به خصوص در اين کتاب‌هايي که خدمت شما ارائه کرديم، شيخ الهند اجير کسي که نبود بلکه مخالفان کساني بودند که توسط انگليس آن زمان خريده شده بودند، عليه ايشان قيام کرده بودند براي افشا کردن اين مذهب که براي تک تک عوام روشن شود که‌‌‌‌ اين‌ها با ما مخالفت دارند؛ هم علماي هند، هم علماي پاکستان و هم علماي ايران که متفق القول هستند در اين که اين مذهب و مسلک بي‌بند و باري است، اين که کسي خريده شده است يا نه يک بحث بچه‌گانه‌‌‌‌‌اي است.

استاد عباسي:

شما اساسا اين شبکه‌ها را مثلا اين آقاي کارشناسي که اين طور راحت توهين‌‌ مي‌کند که در يک شهري ساکن شده است، تماس تلفني دارد، در آنجا احتمالا کلي رسيدگي به او‌‌مي‌شود و خيلي راحت از آنجا نسبت به داخل ايران قضاوت‌‌ و توهين‌‌ مي‌کند، شما اين شبکه‌ها را نماينده اهل سنت‌‌ مي‌دانيد؟

آيا‌‌‌‌ اين‌ها سني هستند يا وهابي؟

اين‌ها چه مذهبي دارند که اين طور نسبت به همه پرخاش گري و اهانت‌‌ مي‌کنند؟

مولوي لاشاري:

ما به عنوان نماينده اهل سنت‌‌‌‌ اين‌ها را قبول نداريم و ايشان نماينده اهل سنت نيستند.

استاد عباسي:

آيا شما به زور اينجا آمده‌‌ايد يا با اصرار آمديد يا آمده‌‌ايد از شيعه دفاع کنيد يا آمده‌‌ايد از اهل سنت دفاع کنيد و نظر اهل سنت را بگوييد؟

مولوي لاشاري:

من به عنوان اهل سنت و در دفاع از مذهب احناف، به عنوان اين که من خودم حنفي هستم، در دفاع از حنفي‌ها به اينجا آمده‌‌‌ام و هيچ پولي و خريدي نبوده است؛ حتي پول راه از شهرم تا اينجا را هم خودم داده‌‌‌ام، نه اين که بيايم اينجا فروخته شوم يا اين که کسي من را بخرد و اين دور از انصاف است، اهل ايمان نبايد به خود اجازه دهند که همچين مسائل و مطالبي را عنوان کنند.

استاد عباسي:

در اين برنامه اگر ما بخواهيم از شما که بياييد از اعتقادات شيعه دفاع کنيد، شما حاضر هستيد اين کار را انجام دهيد و اعتقادات اهل سنت را کنار بگذاريد؟

مولوي لاشاري:

وقتي به عنوان نماينده حنفي آمده‌‌‌‌ام در دفاع از مذهب حنفي و سني‌‌ ان شاء الله گام بر‌‌مي‌داريم.

استاد عباسي:

بيننده‌ها ديدند که برخورد توهين آميز بود، اين مرام و روش‌‌‌‌ اين‌ها است که با ديگران با اين الفاظ صحبت کنند‌‌‌‌، اين‌ها پيروان همان ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب هستند که کسي را مسلمان‌‌ نمي‌دانند و به راحتي وقتي با يک شبکه‌‌‌‌‌اي تماس‌‌ مي‌گيرند،‌‌ مي‌پذيرند که مولوي روحاني شيعه شده است؛ چون يک کليپ 2 دقيقه‌‌‌‌‌اي از ايشان پخش شده است؛ در حالي که ايشان ساليان سال در همايش‌هاي مختلف مذاهب شرکت کرده است و در آنجا بحث داشته است، از اعتقادات اهل سنت دفاع کرده است و الان هم اگر در اينجا حضور پيدا کردند با خواست و اراده خودشان به اين برنامه آمدند تا نظر اهل سنت را در مورد وهابيت بيان کنند، اگر اين آقاي عبدالله حيدري ايمان به خدا و روز قيامت داشت اين تهمت‌ها را‌‌ نمي‌زد و اين طور نسبت به علماي اهل سنت پرخاشگري کند.

استاد روستايي در رابطه با شيوه‌‌‌‌ اين‌ها و اتهام زني و توهين به علماي مذاهب خصوصا علماي اهل سنت اگر مطلبي است در خدمت شما باشيم.

استاد روستايي:

جناب آقاي عبدالله حيدري که اسم خودش را کارشناس‌‌ مي‌گذارد، علماي اهل سنت را به جيره خواري متهم کرد و اين جمله‌‌‌‌‌اي را که ايشان آورد يک خاطره را در ذهن من آورد، چند وقت پيش حضرت استاد حسيني قزويني از آقاي عبدالله حيدري دعوت به مناظره کردند و آقاي عبدالله حيدري ابتدا قول دادند و بعد از چند روزي که قرار بود وعده‌‌‌‌‌اي براي مناظره بگذارند، آقاي حيدري گفتند که از بالا دستور آمده است که مناظره نکن و همه بيننده‌هاي عزيز ما فهميدند که اين بالا منظور وهابي‌ها است؛ يعني اگر در مورد عقايد وهابيت بحث کند جيره‌اش را قطع‌‌ مي‌کنند، خود اين آقا به اقرار خودش جيره خوار است، آن وقت علماي اهل سنت را متهم به جيره خواري‌‌ مي‌کند و هر لفظي را به زبان خود‌‌ مي‌آورد و اصلا توجه ندارد.

آقاي خدمتي در آن کليپ گفتند که اهل سنت و وهابيت يکي هستند، وهابي شاخ و دم ندارد و همه يکي هستند‌‌، اين تهمت‌ها از قديم بوده است يعني اين طور نيست که آقاي خدمتي بگويد علماي اهل سنت و وهابيت يکي هستند، اين تهمت‌ها به قدري در گذشته گسترده بوده است که جناب مولوي خليل احمد سهارنپوري هم به همين اشاره‌‌ مي‌کند.

ايشان يک کتابي به نام عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت دارد که ترجمه آن را هم مولانا عبدالرحمن سربازي مدير مدرسه عربيه اسلاميه چابهار انجام دادند، عبارتي در اين کتاب دارد به اين مضمون که و از آنجا که مشايخ ما رضي الله عنهم در احيا و زنده داشتن سنت و در فرو نشاندن و خاموش کردن آتش‌هاي بدعت سعي بليغ مبذول‌‌ مي‌داشتند، لشکريان ابليس بر‌‌‌‌‌‌ آن‌ها غضبناک شدند و به تحريف سخنان‌شان پرداختند و افترائات واهي بر‌‌‌‌‌‌ آن‌ها بستند و‌‌‌‌‌‌ آن‌ها را به وهابيت متهم ساختند.

اين جمله را در آن زمان‌‌ مي‌گويند و امروز نيست؛ يعني اين حرف‌هايي که آقاي خدمتي‌‌ مي‌خواهد بزند و يارگيري کند، اين از قديم بوده است و جناب سهارنپوري از اين افراد مثل آقاي خدمتي تعبير به لشکريان ابليس‌‌ مي‌کند و عبارتي که ايشان بعد‌‌ مي‌آورد خيلي زيبا است، در حالي که‌‌‌‌‌‌ آن‌ها به مراتب از آن پاک و به دور هستند، يعني اين که ما اصلا وهابيت را قبول نداريم.

اين را يک عالم اهل سنت‌‌ مي‌گويد، نظر شيعه که براي همه روشن است و نظر اهل سنت هم روشن است، همان طوري که جناب مولوي روشنگري کردند و کتاب‌هايي را معرفي کردند.

البته اين فقط اختصاص به احناف ندارد، پيروان مذهب امام شافعي و امام مالک و پيروان حتي حنبلي عليه وهابيت کتاب نوشته‌‌‌‌‌‌اند، اين کتاب الصواعق الالهيه في رد علي الوهابيه است که از درون خانه محمد بن عبدالوهاب بيرون مي‌‌آيد و متعلق به برادر محمد بن عبدالوهاب است که عليه وهابيت کتاب‌‌ مي‌نويسد، اما‌‌‌‌ اين‌ها امروز عاجز مانده‌‌‌‌‌‌اند و‌‌ مي‌خواهند يارگيري کنند، يک روزي‌‌ کارت پارسيان را بهانه‌‌ مي‌کنند‌‌ و مي‌گويند علماي اهل سنت جيره خوار‌‌ي مي‌کنند.

بنده هم معتقد هستم‌‌‌‌ اين‌ها اتفاقا به خاطر تلاش علماي احناف در رد‌‌‌‌ وهابيت توهين کرده‌‌‌‌‌‌اند، به قدري توهين‌هاي‌‌‌‌ اين‌ها وقيحانه بوده است که علماي ديگر مذاهب غير از حنفي‌ها به صدا درآمدند و عليه‌‌‌‌ اين‌ها صحبت کرده‌اند، اين‌ها شهداي افغانستان را‌‌ مي‌گويند که شهيد نيستند؛ چون حنفي هستند،‌‌ مي‌گويند اين شهيدي که در معرکه جنگيده است و با دشمن جنگيده است، او شهيد نيست؛ چون حنفي است.

در کتاب نصيحة لاخواننا علماء نجد يوسف بن هاشم الرفاعي که حنفي مذهب نيست و ايشان از ديگر علماي مذاهب اسلامي است، از نظر اهل سنت شيعه است ولي آنقدر اين توهين وهابيت عليه اهل سنت وقيحانه است که ايشان هم به صدا در آمده است، در صفحه 72 اين کتاب مي‌گويد: شما گفتيد ابن عربي کافر است، غزالي را گفتيد کافر است، بعد سراغ ابوالحسن اشعري رفتيد و اين بحث کفر به ايشان هم سرايت کرد، اين آقاي مجاهد مصري را گفتيد شهيد نيست، شهداي افغانستان را هم گفتيد شهيد نيستند؛ چون که عقيده‌‌‌‌‌‌ آن‌ها از ديدگاه اين آقايان وهابي عقيده‌‌‌‌‌‌ صحيح نيست،‌‌‌‌ اين‌ها حنفي مقلد بودند‌‌‌‌ و هلاک شدند و خودشان را خراب کردند و گمراه شدند؛ چون عقيده‌‌‌‌‌‌ آن‌ها درست نبوده است، شهيد هم نيستند؛ بنابراين شما خودتان تنها مانديد و فقط شما کشتي نجات شديد.

آقايان وهابي ديوبندي‌ها و بريلوي‌ها را هم گمراه‌‌ مي‌دانند.

در همان کتاب نصيحة لاخواننا علماء نجد از آقاي الرفاعي در صفحه 40 اين کتاب‌‌ مي‌گويد: اين‌ها اسم علماي اهل سنت را جيره خوار‌‌ مي‌گذارند‌‌، مي‌گويد شما خودتان يک سري جيره خوار داريد که‌‌‌‌ اين‌ها را حضانت کرديد و خرج و مخارج‌‌‌‌ اين‌ها را به عهده گرفته‌‌ايد که بيايند عده‌‌‌‌‌اي از علما را آن هم علمايي که براي اعلاء کلمة الله تلاش‌‌ مي‌کنند بيايند و‌‌‌‌ اين‌ها را بالضلال و الغوايه متهم کنند، بگويند‌‌‌‌ اين‌ها گمراه هستند و گول خوردند، آن وقت چند طيف را نام‌‌ مي‌برد تا‌‌ مي‌رسد به ديوبندي‌ها و الجماعة الديوبنديه آن وقت‌‌‌‌ اين‌ها را معرفي‌‌ مي‌کند‌‌ و مي‌گويد ديوبنديه علماي محکم هند و پاکستان و بنگلادش هستند و جماعة البريلويه‌‌‌‌ اين‌ها هم سواد اعظم هستند، عامه مسلمين در آن بلاد همين بريلويه‌ها و ديوبندي‌ها هستند،‌‌ مي‌گويد شما همه‌‌‌‌ اين‌ها را گفته‌‌ايد گمراه هستند و راه حقيقت را گم کرده‌‌‌‌‌‌اند.

استاد عباسي:

اين‌ها مرام و مسلک وهابيت که توهين و اهانت به مذاهب ديگر و علماي مذهب است، نه تنها علماي در شرايط فعلي مثل علماي استان سيستان و بلوچستان و علماي داخل ايران را توهين‌‌ مي‌کنند؛ بلکه مرام‌‌‌‌ اين‌ها توهين به خود ائمه مذاهب اربعه هم بوده است کما اينکه به ابو حنيفه‌‌‌‌ اين‌ها توهين‌هاي جدي دارند بر عليه امام مذهب حنفي کليپ‌هايي پخش‌‌ مي‌کنند و در صحبت‌هاي خود بر عليه ايشان صحبت‌‌ مي‌کنند، ما از مولوي نعماني کليپي داريم که مستند در رابطه با توهين به خود ابوحنيفه امام مذهب حنفي ايشان مطالبي را بيان کردند اين کليپ را با هم مشاهده‌‌ مي‌کنيم.

کليپ:

مولوي نعماني از علماي اهل سنت:

توهين‌‌ مي‌کردند به ائمه اربعه الان دو سه سال است که فقط در حيطه دانشگاه ممنوع کرده است، خارج از دانشگاه‌‌ که مي‌رود، همان عقيده خودش است، يکي از علماي برجسته پاکستان فرمودند ما آنجا بوديم ديديم چند نفر جوان پاکستاني هستند، يک کتابچه‌‌‌‌‌اي به زبان اردو نوشته‌اند، همين را‌‌ در آنجا توزيع و تقسيم‌‌ مي‌کنند، در همان جا به همان شيخ حرم گفتيم جناب شيخ شما اين کتاب‌ها را ديگر ممنوع کرده‌‌ايد، چرا‌‌‌‌ اين‌ها مي‌آورند و بر عليه ابوحنيفه اين کتاب‌ها را توزيع‌‌ مي‌کنند، گفته در حرم نباشد خارج از حرم اشکالي ندارد، اين که فعلا زبانش لگام شده به خاطر پست و مقامش است اگر پست و مقامش را بردارند همان عقيده اصلي خود را دارد.

استاد عباسي:

سوال ديگري را که از مولوي روحاني داريم نسبت به فتاوايي است که‌‌‌‌ اين‌ها در تکفير مسلمان‌ها‌‌ مي‌دهند و در تبع اين فتاوايي که‌‌‌‌ اين‌ها مي‌دهند، مسلمان‌ها را مشرک‌‌ مي‌دانند و دستور به کشتار مسلمان‌ها را‌‌ مي‌دهند، کساني که عمليات‌هاي انتحاري انجام‌‌ مي‌دهند در کشورهاي مختلف، در افغانستان، عراق و ايران، مردم مسلمان را از مذاهب مختلف از شيعه و سني به خاک و خون‌‌ مي‌کشند، در داخل ايران در شهرهاي مختلف چه در زاهدان؛ چه در چابهار اتفاق‌هاي تروريستي و عمليات‌هاي انتحاري را انجام داده‌اند، نظر ايشان و علماي مذهب حنفي را در رابطه با تکفير مسلمان‌ها کسي که اهل قبله است و خدا و پيامبر را قبول دارد و رو به کعبه نماز‌‌ مي‌خواند، نظر ايشان و علماي مذهب حنفي را در اين رابطه‌‌ مي‌شنويم.

مولوي لاشاري:

ما نيازمند به اين هستيم که در اين مسئله مراجعه کنيم به اصل فتواي امام ابو حنيفه که رئيس مذهب حنفي است که کتابي دارند به نام فقه اکبر که اين شرح آن است که در دست من است، اين کتاب در کراچي چاپ شده است و توسط شيخ ابوالمنتهي احمد بن محمد مغنيساوي شرح داده شده است، من متن خود فقه اکبر را خدمت دوستان قرائت‌‌ مي‌کنم، در صفحه 24 اين کتاب‌‌ مي‌فرمايند:

ولا نکفر مسلما بذنب من الذنوب و ان کانت کبيرة اذا لم يستحلها و لا نزيل عنه اسم الايمان و نسميه مومنا حقيقه....

ما مسلمان را به خاطر اين که گناهي انجام‌‌ مي‌دهد کافر‌‌ نمي‌دانيم حتي اگر گناه کبيره باشد؛ مگر اين که اين گناه را حلال بداند و نام مومن را از او بر نمي‌داريم و مي‌ناميم او را مومن واقعي....

استاد عباسي:

اين نظر ابو حنيفه است، قابل توجه آقايان وهابي که‌‌ مي‌گويند وهابيت و اهل سنت يکي هستند، شمايي که به راحتي چوب تکفير‌‌ بر همه مسلمان‌ها مي‌زنيد و همه‌‌‌‌‌‌ آن‌ها را کافر‌‌مي‌دانيد، نظر ابو حنيفه اين است.

مولوي لاشاري:

کتابي است که امام ابوحنيفه شخصا با قلم خودش اين مطلب را نوشته است و تدوين کرده است.

علماي منطقه سيستان و بلوچستان در مجله 7 اقليم شرق آرا نظريات علماي منطقه را که از جمله فتواي مولوي محمد نظر ديدگاه مورخ 25/10/89 موقف امام ابو حنيفه را در مورد خوارج در تکفير مسلمين ارائه کرده است که همان عبارت از فقه اکبر را آوردند و همچنين فتواي نظام الدين روانبد که از منطقه پيشن است که فرزند مولانا عبدالله روانبد است که شخصيت بسيار معروفي است که در منطقه پدر ايشان را به عنوان سعدي بلوچستان ياد‌‌ مي‌کند که سال‌هاي گذشته توسط ارشاد اسلامي از اين شخصيت علمي تجليل شد، همچنين فتاواي امام جمعه محترم کناراک جناب مولوي عبدالمالک ملکي پور عين همان عبارت فقه اکبر را در اينجا درج کرده است و به يک حديث ديگر هم استناد جسته است، همچنين فتواي دارالعلوم زاهدان تحت عنوان يک سوال، تکفير مسلمانان و فرق اسلامي به ويژه شيعه چه حکمي دارد؟ ضمن ارائه مطالب و آيات قرآن و احاديث مختلف در پايان آورده است لذا در مورد شيعه بايد گفت که شيعه يکي از فرقه‌هاي اسلامي در طول تاريخ علما و انديشمندان از تکفير هر يک از فرق اسلامي دوري نموده‌‌‌‌‌‌اند و تکفير هر فرد و فرقه‌‌‌‌‌اي که شهادتين را به زبان‌‌ مي‌آورد و ضروريات دين را انکار‌‌ نمي‌کند ناجايز و حرام است، همچنين فتاواي علماي به نام شهرستان سراوان که از جمله مولانا عبدالصمد ساداتي با جمعي از علماي به نام ديگر امضا کردند؛ همچنين جناب مولوي عبدالرحمن سربازي چابهاري اين فتوا را صادر نمودند، اين خود گوياي اين مطلب است و همچنين کتاب العقيدة الطحاوي که عبارتش در فتواها بود کتاب معروفي از اهل سنت است که در اينجا هم نظر اهل سنت و مذهب حنفي را درج کرده است.

استاد عباسي:

يعني‌‌‌‌ اين‌ها از اين شخصيت‌هاي خريدني نيستند، از شخصيت‌هاي بزرگ هستند، اگر يک همچين ادعايي شود و اين نسبت‌ها داده شود که ديگر سنگ روي سنگ بند‌‌ نمي‌شود.

مولوي لاشاري:

در عقايد اهل سنت و جماعت حاج آقاي روستايي هم اشاره کردند عين عبارت عبدالرحمن خلاصه کلام اين که ما سني حنفي ديوبندي هستيم و همان طور که واضح است در برخي مسائل عقيدتي و فروعي با وهابيت نجد اختلاف نظر داريم از جمله شخصيت بزرگي که به نام است در منطقه جناب مولانا محمد عمر سربازي در نقد وهابيت در کتابي به نام پرسش و پاسخ‌هاي ارزشمند براي جوانان ارجمند، اگر اين دوستان‌‌ مي‌گويند ما جيره خوار هستيم ولي برادر عبدالوهاب که جيره نخورده است، در همان زمان مخالفت‌ها شروع شد که عليه ايشان کتاب نوشتند، که مولانا‌‌ مي‌نويسند با اين همه که عالم بود و در علم مهارت داشت اما در اين اواخر کمال تندروي اختيار کرد و در بسياري از مسائل خلاف جمهور رفتار کرد و برادرش شيخ سليمان هم از او ناراضي شد، برادرش در رد او کتاب نوشت که خود گوياي اين مطلب است که او تأييد نشده بود.

بيننده آقاي حامدي از سيرجان:

خوشبختانه ما از اين روشن فکرها در منطقه سيستان و کردستان و خود تهران زياد داريم که آگاهي از دين دارند و مبارزه با تهاجم فرهنگي را آغاز کردند و من خيلي وقت است که منتظر هستم که‌‌ ان شاء الله همچين تقريبي در مذاهب شود، منظور از وحدت همين است که بگوييم اين وهابيت از قرن 6 و 7 شروع شده است و در زمان خلفا که صحبت از‌‌‌‌ اين‌ها نبوده است، ضمنا وقتي قرآن کريم‌‌ مي‌فرمايد کشتن يک نفر بي‌گناه برابر با کشتن تمام اهل زمين است،‌‌‌‌ اين‌ها به همين سادگي‌‌ اعلام‌‌ تکفير مي‌کنند و باعث سوختن و سر بريدن و ترور‌‌ مي‌شوند، اين کار اسلام را در دنيا خيلي بي‌آبرو کرده است.

وهابيت را طوري نشان دادند که انگار اسلام يعني همين، هر جرمي که در دنيا اتفاق بيفتد به گردن وهابيت‌‌ مي‌اندازند؛ در حالي که ما‌‌ مي‌توانيم با اين بزرگواراني که در اين شبکه‌‌مي‌آيند به دنيا اعلام کنيم اين طور نيست،‌‌‌‌ اين‌ها که اين گونه هستند تعدادي مزدور و جيره بگير در بانک‌هاي عربستان حساب‌هاي‌‌‌‌ اين‌ها مملو است، زندگي‌‌‌‌ اين‌ها اين شده است که به اسلام و قرآن و کل جهان هتک حرمت کنند و اسلام را فقط ترور و قتل نشان دهند و اين باعث شده است که خيلي از جوان‌ها که‌‌ نمي‌دانند، مسيحي شده‌‌‌‌‌‌اند خيلي کتاب‌هاي مسيحيت رواج پيدا کرده است.

بيننده آقا صادق از رشت از اهل سنت:

منظور شما از وهابيت چه کساني هستند؟

منظور شما طالبان است؟

منظورتان گروه‌هاي خاص سياسي هستند که بمب گذاري‌‌ مي‌کنند يا منظورتان علماي عربستان هستند يا حکومت عربستان است؟

بيننده آقا جواد از کاشان:

امشب از عزيزان مولوي که به راستي آمدند اين نقش وهابيت را که در لباس اسلام خيانت‌‌ مي‌کنند، نشان دادند، جناب مولوي روحاني دست شما درد نکند همين باعث وحدت‌‌ مي‌شود، همين باعث‌‌ مي‌شود دشمناني که بين من و شما يعني شيعه و سني‌‌ مي‌خواهند اختلاف بيندازند، خدا‌‌ مي‌داند دست‌‌‌‌ اين‌ها رو شده است،‌‌ مي‌خواهم بگويم جناب آقاي حيدري که به جناب مولوي روحاني فرموديد جيره خوار، شما جيره خوار هستيد نه اين عزيزان،‌‌‌‌ اين‌ها با دلي پاک آمدند و من جوان را هم راهنمايي کردند، جناب مولوي به والله قسم وقتي من‌‌ مي‌بينم برادران مسلمان حتي سني باشد در غزه‌‌ مي‌کشند والله قسم من گريه‌‌ مي‌کنم، شما هم برادر من هستي، شما هم هموطن من هستي، چرا‌‌‌‌ اين‌ها به نام اسلام اين کارها را‌‌ مي‌کنند و صورت زشتي از اسلام نشان‌‌ مي‌دهند، خدا‌‌ مي‌داند من يک رفيقي دارم که عروسش در ژاپن زندگي‌‌ مي‌کند، ايشان به من گفتند وقتي عروس ايشان سنگساري را در افغانستان‌‌ مي‌بيند والله قسم‌‌مي‌گفت از مسلمان‌ها متنفر شد، جناب آقاي مولوي من دست شما را‌‌ مي‌بوسم، از همه مولوي‌هاي عزيز‌‌ مي‌خواهم به اين شبکه ولايت بيايند و انزجار خودشان را از اين‌هايي که ادعاي مسلماني‌‌ مي‌کنند ابراز کنند و اين‌ها را رسوا کنند، سلام من را به همه مولوي‌هايي که با شما رفيق هستند برسانيد، ما هم رفيق شما هستيم و برادر شما هستيم.

بيننده آقاي گل محمدي از سقز از اهل سنت:

بنده چند شب قبل اين مسائلي را که مطرح‌‌ مي‌کنم را در برنامه قضاوت با شما با استاد قزويني در ميان گذاشتم.

استاد عباسي:

موضوع برنامه ما در مورد وهابيت است، در مورد مباحثي که مطرح شد مطلبي داريد در خدمت شما هستيم.

گل محمدي:

در مورد مذاهب است.

استاد عباسي:

در مورد مذاهب نه، در مورد وهابيت اگر موضوعي است بفرماييد در رابطه با مباحث ديگر اعتقادي در برنامه‌هاي ديگر تماس بگيريد.

گل محمدي:

مطلب در مورد مسائل فقهي است که سال‌ها بعد از رسول الله درست شدند، در حال حاضر اگر مورد بررسي قرار دهيم با ديد باز اگر بدون تعصب نگاه کنيم،‌‌ مي‌بينيم که هر شخصي بنابر شرايط محيطي که در آن پرورش‌‌ مي‌يابد و چيزهايي را که در ايام طفوليت و دوران مدرسه به آن شحص تلقين گرديده است، آئين و مذهب خود را بر آنان طرح‌‌ مي‌ريزد، جناب مولوي آيا شما شخصي را در سيستان و بلوچستان سراغ داريد که در يک خانواده حنفي مذهب پرورش يافته باشد و مذهب ديگري را غير از حنفي انتخاب کرده باشد؟

شما چه کشوري را سراغ داريد که افراد آن بعد از سن بلوغ مثل انتخاب رشته دانشگاه مذهب خود را انتخاب نموده باشد؟

قطعا سراغ نداريد و همه ما به ناچار و تحت شرايط محيطي که بزرگ شده‌‌‌‌ايم مذهب براي ما انتخاب گرديده است، آيا اگر شخصي مانند زمان رسول الله که همه مشرک بودند و عده‌‌‌‌‌اي به دعوت رسول الله لبيک گفتند و از آئين آباء و اجداد خود دست کشيدند و دين رسول الله را انتخاب کردند و حالا هم اگر شخصي با تحقيق و بررسي مذاهب و حتي دين‌هاي مختلف دنيا راه خود را انتخاب و روشن کند اشکالي دارد جناب مولوي؟

آيا شما با تحقيق و بررسي مذهب خود را انتخاب نموده‌‌ايد؟

آيا اگر شخصي پاي بند به مذهب خاصي نباشد و فقط پاي بند قرآن و سنت رسول الله باشد از دايره اسلام خارج گرديده است؟

مولوي لاشاري:

در بحث حملات انتحاري، آراي علماي اهل سنت و حنفي مذهب در استان سيستان و بلوچستان به مراتب و به کرات بيان شده است و همه علما به اتفاق آراء، بر تحريم اين حرکت‌هاي ناشايست فتوا داده‌‌‌‌‌‌اند، در بحث انتحار 2 بحث است، يکي شهادت طلبانه است که در معرکه جنگ بين کفر و اسلام رخ‌‌‌ مي‌دهد که در آنجا مسلمان‌ها براي دفاع از خود هر اقدامي انجام دهند هيچ اشکال شرعي ندارد؛ ولي مسلمانان که در بين خود برادران و هم کيشان خود اين کار را انجام‌‌ مي‌دهند، اين گناه کبيره‌‌‌‌‌اي است؛ چون‌‌‌‌‌‌ آن‌ها مسلمان هستند و درجه شهادت را مقتولين‌‌ ان شاء الله دريافت‌‌ مي‌کنند و خود اين عمليات انتحاري شرعا حرام است.

بيننده‌‌‌‌‌اي هم که گفته بودند شما مذهب خود را بر اساس تحقيق انتخاب کرديد، بله من بر مبناي مطالعاتي که در طول اين 30 سال داشتم حق را اين دانستم که احناف بر حق هستند و اين مذهب را بر مبناي حقيقي و حق انتخاب کردم و بر اين افتخار‌‌ مي‌کنم، در رابطه با وهابيت همان طور که شما گفتيد در برنامه شما بيان شده است معيار مشخص است وهابيون نجد از نجد سرچشمه گرفته‌‌‌‌‌‌اند که هم اکنون در رأس کشور عربستان سعودي و امارات است و همچنين تعداد قليل در کشورهاي مختلف نفوذ دارند که وهابي‌‌ مي‌باشند، همين تقليد نکردن و تکفير بقيه نشان‌‌ مي‌دهد که اين‌ها اعتقادات محمد بن عبدالوهاب را دارند.

استاد عباسي:

در رابطه با اعتقادات وهابيت من از شما شنيدم که يک کتابي تاليف کرده‌‌ايد که در دست چاپ است و در آنجا 700 اختلاف عقيدتي بين مذهب حنفي و وهابيت را ذکر کرده‌‌ايد، لطفا به بعضي از اين اختلافات اشاره‌ کنيد.

مولوي لاشاري:

من در ارتباط اختلاف حنفيت با وهايت که حدود 2 سال است در شرف تحقيق است، مطالبي را حدود 400 صفحه آماده کرده‌‌‌ام و در آنجا به اين نتيجه رسيدم که ما در بيش از 700 مسئله با وهابيون اختلاف داريم، از جمله در بحث اعتقادي و خدا شناسي ترسيم ذات الله تبارک و تعالي و نسبت به خدا قائل به مکان بودن و در مسائل فروعي که بي‌شمار است که‌‌ نمي‌شود شمرد؛ ولي چيزي که در مشاهدات من به چشم‌‌ مي‌خورد از وهابيون امارات که وهابي نگوييم شايد ناراحت شوند، اهل حديث يا سلفي و غير مقلد يک پيرمردي بود آمده بود در مسجدي که من رفته بودم نماز ظهر را اقامه کنم در شهر دوبي پيرمرد عاجز بود به رکوع رفت‌‌ نمي‌توانست بلند شود بلافاصله امام آنجا آمد و گفت هذا حرام شما مرتکب حرام شدي من از نزديک از ايشان سوال کردم واقعا استدلالي در اين رابطه است گفت شما چه کاره هستيد گفتم من سني حنفي هستم، شما بزرگترين خيانتي که الان‌‌ مي‌کنيد اين است که ريش شما دو تيغه است و امام مسجدي هم بود ناراحت شد و گفت از مسجد ما بيرون برو حتي تاب شنيدن سخن را هم نداشت‌‌، ما بايد تلاش کنيم که اين وحدت واقعي در بين مسلمان‌ها شکل بگيرد با اين اميد‌‌ مي‌توانيم هم در مذهب تلاش کنيم هم در اسلام.

استاد عباسي:

حضرت آيت الله دکتر حسيني قزويني مدير شبکه جهاني ولايت پشت خط هستند و صحبت‌هايي را با مهمان ما دارند.

آيت الله حسيني قزويني:

سلام ويژه خدمت مهمان عزيز و گرامي جناب مولوي روحاني لاشاري که شبکه جهاني ولايت را از خودشان دانستند و با حضور خود در اين شبکه و با صحبت‌هاي واقعا زيبا و دل نشين که براي من واقعا لذت بخش بود، در ضمن دفاع از عقيده خودشان و عقيده احناف خيلي جامع و همانند شير حقايق را بيان کردند و بيانات ايشان در حقيقت يک پاسخي کوبنده و مشتي محکم به دهان کساني که مقدسات اهل سنت داخل ايران را مورد هجمه قرار‌‌ مي‌دهند و مولويان را متهم به بعضي از مطالبي نادرست و ناروا‌‌ مي‌کنند.

با توجه به آنچه که آقاي مولوي لاشاري صحبت داشتند، اين بر مبناي درخواست خود ايشان بود و ما هم درخواست ايشان را لبيک گفتيم و مقدمات حضور ايشان در شبکه جهاني ولايت فراهم شد و من از جناب مولوي روحاني لاشاري ضمن تشکر خالصانه از اين شهامت واقعا ستودني ايشان،‌‌ مي‌خواهم دعوت کنم باز‌‌ ان شاء الله در جلسات بعدي در ادامه اين مباحث و اين که ايشان فرمودند من 700 مورد اختلافي ميان احناف و وهابيت دارم، ما آمادگي داريم اگر چنان که ايشان قبول زحمت کنند گرچه‌‌ مي‌دانم مشقت و زحمت زياد دارد ولي اين‌ها براي اين که اثبات کنند افرادي که به عنوان اهل سنت مقدسات اهل سنت را مورد اهانت قرار‌‌ مي‌دهند و زمينه بدبيني مردم را نسبت به اهل سنت فراهم‌‌ مي‌کنند، من در برنامه‌هاي خودم عرض کردم اين وهابي‌ها امروز ظلمي که به اهل سنت‌‌ مي‌کنند کمتر از ظلم به شيعه نيست چون مطالبي را نادرست به عنوان نماينده اهل سنت بيان‌‌ مي‌کنند که اهل سنت از آن کاملا مبرا هستند و اين باعث‌‌ مي‌شود جامعه شيعه خداي نکرده به اهل سنت بدبين شوند و خداي نکرده کينه و بغض‌‌‌‌‌‌ آن‌ها را به دل بگيرند اگر چنانچه جناب مولوي روحاني لاشاري آمادگي داشته باشند شبکه جهاني ولايت هم براي ادامه اين بحث محيا است و يا اگر اين عزيز صلاح بدانند ما در برنامه‌هاي توليدي در خدمت ايشان باشيم و بحث‌هاي علمي خودشان را با تکيه بر آن قداست‌هايي که مذهب‌شان بر آن پاي بند است‌‌ ان شاء الله ادامه دهند.

مولوي لاشاري:

ان شاء الله حتما زحمت‌‌ مي‌دهيم در جلسات بعدي‌‌ ان شاء الله شرکت خواهيم کرد.

استاد عباسي:

هر زماني که شما آمادگي داشته باشيد ما در خدمت شما هستيم.

بيننده خانم رستگار از تهران:

تشکر‌‌ مي‌کنم از شما و همين طور مولوي روحاني، من از ايشان‌‌ مي‌خواستم يک عذر خواهي کنم به خاطر اين کليپي که پخش شد و صحبت‌هايي که شد، واقعا به عنوان يک شيعه از ايشان عذر خواهي‌‌ مي‌کنم، واقعا قلبم ناراحت شده است و به خاطر همين هم تماس گرفتم که از ايشان و تمام مولوي‌ها و تمام بزرگان اهل سنت عذر خواهي کنم، ما‌‌‌‌ اين‌ها را نه تنها اهل سنت‌‌ نمي‌دانيم؛ بلکه‌‌‌‌ اين‌ها را دشمن بشريت‌‌ مي‌دانيم و‌‌‌‌ اين‌ها را اصلا از بشريت جدا‌‌ مي‌دانيم، تشکر‌‌ مي‌کنم از مولوي که پيشنهاد دکتر قزويني را قبول کردند، ما واقعا از اين صحبت‌ها لذت‌‌مي‌بريم و خيلي از سوالات ما در اين بحث‌ها و صحبت‌ها جواب داده‌‌ مي‌شود.

استاد روستايي:

آقاي گل محمدي گفتند هرکسي که در هر منطقه‌‌‌‌‌اي به دنيا بيايد طبيعتا همان اعتقادات را خواهد داشت، مگر‌‌ مي‌شود اعتقادات ديگر داشته باشد، چرا که‌‌ نمي‌شود مگر بناي خداوند بر جبر است، خداوند همه انسان‌ها را مختار آفريده است و همه انسان‌ها مسئول اعمال خودشان هستند؛ يعني هرکسي بايد عقيده‌‌‌‌‌اي که پيدا‌‌ مي‌کند، بايد از روي تحقيق و بررسي باشد، اگر من را‌‌ مي‌بيني که اينجا نشسته‌‌‌ام به عنوان يک کارشناس شيعه، اين را بدانيد با تمام وجود تحقيق کرده‌‌‌ام و به اين نتيجه رسيده‌‌‌ام که شيعه دوازده امامي بر حق است و با تمام وجودم اعتقاد بر اين دارم که بعد از پيامبر اميرالمومنين علي عليه السلام خليفه بلافصل ايشان است، جناب لاشاري هم مطالعاتي داشتند ايشان نظرشان اين است خود همين نشانه اين است که ما اختيار داريم، اين طور نيست که شما بگويي هر کسي در هر منطقه‌‌‌‌‌اي به وجود آمد همان طور باشد، بزرگترين نقضي که بر فرمايش شما است همان عصر آقا رسول خدا است، مگر خودتان نفرموديد که عده‌‌‌‌‌اي بودند که پدرانشان کافر و مشرک بودند؛ اما‌‌‌‌ اين‌ها موحد شدند اين حاکي از اختيار‌‌‌‌ اين‌ها است.

مولوي لاشاري:

بنده تشکر‌‌ مي‌کنم از مسئولين محترم به خصوص جناب استاد عباسي که زحمت کشيدند و مرتب در تماس بودند تا بنده به اينجا برسم، من يک شعري قرائت‌‌ مي‌کنم به نظرم در اين شعر همه چيز است:

حيواني که چوپانش خدا است                            گرگ را آنجا اميد ره کجا است

اميدواريم که الله در همه جا و در همه مکان‌ها حامي و ناصر شيعه و سني و همه دوستان مسلمان که در جهان زندگي‌‌ مي‌کنند باشد و مسيري را که‌‌ ان شاء الله انتخاب کرده‌‌‌‌ايم به حق باشد.

پايان.



* حجت الاسلام روستانی - حجت الاسلام عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر