صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 14 اسفند 1390 تعداد بازديد: 2421 
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
حبل المتین
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:90/12/14

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بسم الله الرحمن الرحیم.

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد.

سلام عرض می کنم بینندگان عزیز هر کجای عالم هستید         امیدواریم که در صحت و عافیت باشید ممنون هستیم این برنامه ای که تعلق به شما دارد. انتخاب کردید و ما میهمان کانون گرم و با صفای خودتان قرار دادید. امیدوار هستیم که این برنامه ها مورد استفاده ی شما قرار بگیرد و تا پایان برنامه هم با ما باشید تذکری را که همیشه ابتدای برنامه تقدیم شما عزیزان می کردیم این بود که این برنامه به صورت زنده و مستقیم پخش می شود. و در این برنامه قصد ما این است که تاریخ اسلام را مورد بررسی و نقد قرار بدهیم و لایه های پنهانی که در تاریخ پیش آمده و تزاویری که توسط مورخین برای اتفاقات صدر اسلام پیش آورده اند و در کتب شان نوشته اند آن ها را مورد بررسی و در بوته ی نقد و بررسی قرار می دهیم و این ها را مطرح می کنید و قضاوت اش هم به عهده ی شما عزیزان می گذاریم. مباحث ممکن است بعضی از مواقع تند باشد. چون مباحث علمی است به هرصورت چالش هایی بوجود می آورد.

اما این دلیل نمی شود که ما بخواهیم به ادیان و سایر مذاهب توهین کنیم. از شما عزیزی هم که با ما ارتباط برقرار می کنید این گونه باشید که ان شاء الله بتوانیم یک برنامه ای در خور و شأن اهل بیت علیه السلام که دستور این بزرگواران به ما این است که با طرف مقابل تان با دشمنان تان با ادب و احترام و با بحث.

ما فرزندان دلیل هستیم و می خواهیم آن چه که دلیل است و منطق است به آن عمل کنیم. و حجت بلیغ خداوند را هم خدا به همگان خواهد رساند. و الا اگر این طور نباشد این از خدا به دور است.

امیدوار هستیم این مباحثی که مطرح می شود. ان شاء الله بین خودتان و خدایتان که حجت باید تمام شود و به آن حقیقت باید برسید. ان شاء الله این برنامه این ها را فراهم کند برای شما و بتوانید کتاب ها و آن اسنادی که تقدیم شما عزیزان می شود بروید بررسی کنید و ان شاء الله آن چه که حق است را قبول بفرمایید. که ما فردای قیامت سوال خواهیم شد. نسبت به این مسائل.

در خدمت کار شناس عزیز حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیزم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته بنده هم هم چنین خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این کره ی خاکی بیننده ی برنامه ی ما هستند و ما را میهمان کانون گرم و با صفای خانوادگی خویش قرار داده اند سلام تقدیم می کنم موفقیت همه ی عزیزان را از خدای منان خواهان هستم. و از همه ی بزرگواران انتظار دعا و بزرگواری دارم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا از این فرصتی که در اختیار ما قرار داده اید. حاج آقا سلسله مباحث ما همان گونه که حضرت عالی مستحضر هستید و بینندگان عزیز ما هم در جریان کار هستند شاید بعضی از بینندگان تازه پای گیرنده نشسته باشند مجبور هستیم که این ارتباط را برقرار کنیم. و یک مقدار بحث را به عقب ببریم. و ان شاء الله ارتباطی برقرار بشود و ان شاء الله که حضرت عالی ادامه بدهید.

بحث وحدت و موانع آن بود که ما الآن سلسله مباحثی را پیرامون این قضایا داشتیم که جلسه ی گذشته بحث تکفیر شیعه توسط این وهابی ها و این مفتی های مزدور عربستان که مباحث را مطرح می کردند.

مثل بن جبرین که حضرت عالی جلسه ی قبل مفصل این ها را بیان فرمودید خواستم اگر لطف بفرمایید. خلاصه ای از تکفیر شیعه توسط وهابیون را حضرت عالی برای بینندگان عزیز دسته بندی بفرمایید که ان شاء الله سوال بعدی را مطرح کنیم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله. اففذ امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم المسیر یا ابا صالح المهدی ادرکنی. و یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.

من قبل از شروع سخن از بینندگان عزیز پوزش می طلبم خیلی امشب حال من مساعد نیست یک مقدار سرما خوردگی و گلو درد دارم ولی خب تکلیف ما بود.

همان طوری که نماز از ما ساقط نیست. این برنامه ها هم در ردیف نماز شده اهمیت اش برای ما. لذا با این کثالت و کمی استراحت یک مقدار با مشکل مواجه می شویم. من عذر می خواهم از بینندگان عزیز که اگر یک مقداری بی حال صحبت می کنم. بلکه حالا اگر راه بیافتد و یک مقداری بهتر بشوم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خدا شما را یاری کند.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

در رابطه با تکفیری که توسط وهابیت متوجه شیعه شد. این آقایانی که در شبکه هایشان هر روز شعار می دهند و شعار دروغین که ما کسی را تکفیر نمی کنیم. و تکفیر کار ما نیست و هر گونه تکفیر ما مخالف هستیم خود امام این ها پیشوای این ها، شیخ الاسلام این ها، خدا و پیغمبر این ها ابن تیمیه در کتاب الصارم المصلول که از کتاب های مشهور ایشان است. در ص586 وقتی که به شیعه می رسد.

می گوید:

فلا خلاف فی کفرهم.

هیچ اختلافی در کفر شیعه نیست.

تا آن جایی که می گوید:

بل من یشک فی کفر مثل ذلک فإن کفرهم متعین.

هر کس هم در کفر شیعه شک داشته باشد آن هم کافر است.

آقایان مراجعه کنند کتاب الصارم المصلول ص 586 و در مجموع فتاوا ج 28 ص 482 خب ایشان به صراحت در آن جا می گوید در این که شیعیان.

أحق من قتال من الخوارج.

قتل شیعیان از خوارج استحقاق اش بیشتر است.

و در کتاب الزیاره القبور الاستنجاد بالمقبور ص 156 می گوید هر کسی اگر متوسل بشود به پیغمبر یا صالحی باید او را توبه داد اگر از توبه کردن خود داری کرد قتلش واجب است.

خب این منطق این آقا است. ما اصلا قضاوت نمی کنیم و قضاوت را می گذاریم برای بیندگان عزیز. بعض از  بینندگان اهل سنت ما که می گویند ما وهابی نداریم. همه اهل سنت یکی هستند. آیا این است. قبول دارند این را حرف ابن تیمیه را یا نه؟

اگر واقعا قبول دارند خب ما ان شاء الله امشب در مورد گوینده ی .

لا إله إلا الله.

صحبت می کنیم. محمد بن عبد الوهاب هم در کشف الشبهات اش ص58 می گوید هر کسی هر گونه توسلی به ملائکه و پیامبران و اولیاء داشته باشد.

محدور الدم و المال.

یعنی گناه توسل به پیغمبر از گناه زنا بالاتر است و قید هم نمی کنند که آیا این انبیاء در قید حیات یا بعد از رحلت شان طبق فتوای این آقایان خود شخص عمر بن الخطاب که می گوید:

اللهم إنا کنا نتوسل علیکم بنبینا.

صحیح بخاری ح1010 از قول همه ی صحابه دارد نقل می کند. حرف خودش نیست.

إنا کنا.

ما صحابه همواره متوسل به پیغمبر می شدیم. خب دیگر باید طبق فتوای ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب کفر عمر بن الخطاب قطعی است.

ابو بکر می آید کنار جنازه ی پاک نبی مکرم.

یا محمد أذکرنا عند ربک.

یا بلال بن الحارث. صحابه ی پیغمبر است. کنار قبر پیغمبر.

یا رسول الله قد هلک الناس فستسقل امة.

پس این ها همه کافر هستند که خود ابن کثیر دمشقی در البدایه و النهایه ج 7 ص 105 می گوید روایت صحیح است.

ابن حجر العسقلانی در فتح الباری ج2 ص412 می گوید روایت صحیح است. این دیگر بحث ممات و غیر ممات نیست. از دیدگاه این آقایان باید عموم صحابه که قائل به توسل بودند. باید حکم به کفرشان کرد. همان طوری که هفته ی گذشته هم عرض کردیم آقای بن جبرین از مفتی های عربستان صعودی که می گوید:

فالرافضة بلا شک کفار لأدلة أربع.

چهار دلیل هم می آورد خب این دلیل ها را ما قبلا مفصل بحث کرده ایم.

قائل هستند که دو ثلث قرآن حذف شده است. چه کسی قائل است؟ کجا این آمده است؟ کدام فقیهی؟

کدام مجتهدی؟

ما بارها گفته ایم نظریه ی هر مذهب از زبان فقها و مراجع اعظام آن مذهب بیان می شود. سخنان مراجع از مذهب بیان گر فرهنگ آن مذهب است. حالا اگر یک فرد عادی آمد خب شما هم دارید.

شما أبو داود سجستانی در المصاحف به چندین دلیل می گوید قرآن مصحف است تصحیف شده است. آقای خطیب از علمای الأزهر در کتاب فی تحریف القرآن اثبات کرده است. و ده ها روایت داریم از عایشه از عمر بن الخطاب از ابو موسی اشعری عبد الله بن مسرور این ها معتقد هستند که قرآن تحریف شده است.

این دیگر روایات صحیح است عبد الله بن مسعود می گفت:

موذعتن.

جزء قرآن نیست.

قل أعوذ بالرب الفلق. و قل أعوذ برب الناس.

را در از قرآن ها حک می کرد پاک می کرده است. خب اگر واقعا بنا بر این است ما باید انبوهی از صحابه را شما قائل باشید این ها کافر هستند. و احادیث صحیحین گویا احادیث صحیحین وقتی که آسمان ترکیده است. احادیث صحیح بخاری و مسلم آمده است و هر کسی معتقد نباشد کافر است خب اگر چنان چه این طوری است صحیح بخاری آقای محمد بن اسماعیل متوفی 256 است.

بعد از رحلت پیغمبر تا زمان بخاری پس تمام مسلمان ها کافر بودند. چون صحیح بخاری نبوده در آن زمان 245 سال چون صحیح بخاری نبود مردم همه کافر بودند یا نمی دانم شیعه ها اهل سنت را تکفیرمی کنند. خب ما هفته ی گذشته ثابت کردیم بر این که این ها همه دروغ است باطل است و امثال این.

یا هیئت عالی عربستان صعودی با امضای بن باز در جواب فتوای شماره ی 3008 در این مجموعه ی فتاوایی که جدیدا چاپ شده است. ج 3 ص 373 در آن جا صراحتا و به شیعه ها می گوید:

مشرکون مرتدون الإسلام.

آقای کلبانی گفتیم که صراحتا می گوید شیعه ها کافر هستند. اگر ما در عوام شیعه ما دقت لازم باشد در علمای شیعه که کافر هستند شکی نداریم. و می گوید همان طوری که در واتیکان کسی اجازه نمی دهد آن جا مسلمان ها مسجد درست کنند ما هم نباید در عربستان صعودی اجازه بدهیم. شیعه ها مسجد بسازند.

خب بفرمایید این دلیل خودش است. آقا مراجعه بفرمایید این عبارتش مال صد سال پنجاه سال قبل نیست. این را ما آن دفعه هم عرض کردیم. چهار می 2009 مطابق 13880214 و نهم جمادی الاولی 1423 یعنی در حقیقت دو سال و هفت هشت ماه قبل این فتوا صادر شده است.

خب این آقایانی که می گویند چرا در تهران مسجد برای سنی ها نیست. در شبکه هایشان در ماهواره هایشان. یا اگر در تهران مسجدی برای اهل سنت نشود قبله عوض می شود. قرآن منحرف می شود. خب بفرمایید این دیگر امام جماعت مسجد النبی است. می گوید آقا ما اجازه نمی دهیم نباید اجازه بدهیم که در کل عربستان صعودی شیعه مسجد داشته باشد.

همان طوری که واتیکان اجازه نمی دهد مسلمان ها در واتیکان مسجد داشته باشند. خب شما یک دفعه هم آمدید این را محکوم کنید آقا این چه حرف هایی اضافه ای است که شما دارید می زنید.

یا نه آن ها حق دارند ولی شیعه یک هم چنین حقی را ندارد. و جالب این بود که ما آن هفته یا ظاهرا هفته ی گذشته بود که عرض کردیم. اصلا آقای ابن تیمیه پا را خیلی فراتر از این گذاشته است. والله من نمی دانم این ها این آقایان من از بعضی از اساتید حوزه های علمیه ی داخل کشور تقاضا دارم که موضع بگیرند. ببینند که این حرفی که ما می زنیم. صحیح است یا غلط است.

اگر چنان چه که غلط است. اشتباه است خب تذکر بدهند زنگ بزنند، ایمیل بزنند، پیامک بزنند و یا تماس بگیرند که آقا ما یک هم چنین حرفی در کلمات ابن تیمیه ما ندیده ایم. که ایشان در کتب و رسائل شان ج 35 ص 141 می گوید رافضه نصب صحیح ندارد یعنی همه زنا زاده هستند.

آقای محمد بن عبد الوهاب هم کتابی دارد.

 رسالَة فی الرد علی الرافضه.

در خود نرم افزار الجامع الکبیر است ما نشان داده ایم هر دو را که ایشان می گوید شیعه ها در های زنا را به رویشان باز کرده اند.

و ما أحقهم بأن یکونوا أولاد زنا.

شایسته هستند که به این ها بگوییم همه زنا زاده هستند.

ما هیچ قضاوتی هم نمی کنیم. یک آقایی می گفت این ها در آینه نگاه کرده اند خودشان را دیده اند و این را به دیگران نسبت می دهند ما همچنین تعبیری هم نداریم توهین هم نمی کنیم. فحش هم نمی دهیم. قضاوت را به عهده ی بینندگان می گذاریم.

که آیا اگر یک نفر هم چنین حرفی بزند حکمش از نظر شرعی چی است؟

از نظر قرآن از نظر سنت از نظر فقها بیاید یک چهار صد میلیون مسلمان را این هم نه چهار میلیون شیعه را آیا هم چنین حقی دارد.

آن هم که ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب یک آخوند عادی نیست. این ها شتر چران بیابان های سوریه و ریاض که نیستند. لیدر شما هستند بزرگ نظریه پرداز شما هستند ایدئولوک شما هستند. رهبران فکری شما هستند شما دارید از این ها الگو می گیرید.

آیا یک هم چنین فردی هم چنین عبارتی را بکار بگیرد حکمش چی است؟

یا نه این آقایان مجاز هستند. اشکال ندارد. ولی اگر شیعه آمد گفت مثلا به یک سنی به یک وهابی بالای چشمت ابرو است.

باید چشم شیعه کور بشود و هفت آسمان باید بر سرش ویران بشود این در حقیقت بینندگان عزیز برای این که بعضی از بینندگان تازه به جمع ما می پیوندند. و یا شاید همان بینندگان عزیز ما که حضور ذهن نداشته باشند ما مقید هستیم هر دو سه جلسه مطالب اساسی را برای بینندگان عزیز تکرار کنیم.

تا این ها در ذهن ها بماند. این بینندگان شیعی که با شبکه های وهابی تماس می گیرند از آن ها سوال کنند به ما که اجازه نمی دهند از خود ما هم که می ترسند که بیایند در کنار یک میز دوستانه ای بنشینیم از این وحشت دارند.

حتی با شاگردان ما گفتیم با این ها بیایید شما مناظره کنید با این ها هم آقایان حاضر نشدند. مناظره کنند. ما حالا دیگر نمی دانیم که چرا؟

البته الآن برای من پیام آمد آقای حیدری گفته اند ما قبلا اعلام آمادگی برای مناظره کردیم اما نه درباره ی ام کلثوم بلکه درباره ی قرآن اهل بیت. این که قرآن اهل بیت چی است؟

حالا من عین عبارت اش را ندیدم. همین الآن تازه برای من پیام داده اند حالا ما آماده هستیم. در هر موضوعی اصلا انتخاب موضوع با آقایان باشد. انتخاب موضوع در کلیه ی مسائل اختلاف بین شیعه و وهابیت.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

چک سفید داده اید حاج آقا.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. ما خدمت آقایان می گوییم بیایند اصلا ما همان تعبیر حضرت رسول اکرم در قرآن.

إنا أو إیاکم فی ضلال علی هدی هو فی ضلال مبین.

یا ما گمراه هستیم و شما در هدایت هستید بیایید ما را هدایت کنید و یا به عکسش.

دیگربالاتر از این که دیگر نمی شود گفت. ما آرزویمان بر این است که ما که دروغ می گوییم دروغ های ما را رو در رو برای بینندگان معین کنید.

که حداقل این بینندگان ما بدانند که ما داریم دروغ می گوییم آخه این که نمی شود شما آن جا بگویید فلانی چون دروغ می گوید ما مناظره نمی کنیم. این خیلی بهتر هم است با یک آدم دروغ گو آدم مناظره کند در حقیقت ملاک محکومیت در دستش است. ملاک غلبه در دستش است.

آقا من ده تا بیست تا دروغ دارم اصلا بیایند بگویند موضع مناظره دروغ های فلانی دیگر از این بالاتر.

ولی بیایند آن آقایان در استودیو خودشان ما در استودیو خودمان تمام مقدماتش را هم ما قبول می کنیم که انجام بدهیم. و تمام هزینه های این را هم که دو تا استودیو با هم نصف مانیتور مال آقایان باشد نصف مانیتور هم مال ما باشد. چه با بنده و چه با جناب آقای ابوالقاسمی و چه با جناب آقای یزدانی با هر کدامی از این ها حاضر باشند ما به دیده ی منت داریم. ما از خدایمان است. به و الله تا الله هدفمان این نیست که شما را محکوم کنیم.

نه می گوییم که قضیه روشن بشود. و مردم از سر در گمی بیایند بیرون چون با گفت و گو و مناظرات است که حقایق برای مردم روشن می شود. و ما می دانیم شما به هیچ وجهی به حرف های ما گوش نمی دهید. یعنی مشخص است از قبل ما این را می دانیم.

ولی با همه ی این حال اگر آقایان بیایند و در این زمینه بحث کنیم دستشان را می فشاریم. استقبال هم می کنیم. از نظر موضوع هم دست آقایان را باز می گذاریم. فقط ما گفته ایم ما چون شبکه ی سیاسی نیستیم وارد سیاست نمی شویم و اگر توهین به مقدسات یکدیگر بشود یعنی آن دیگر قطع رابطه و اعلام محکومیت طرفی است که دارد توهین می کند.

ما این دو تا شرط را نه تنها الآن از روز اول هم داشتیم این نه تنها شرط ما است. خود نبی مکرم هم با افرادی که نسبت سحر، جادو، کذب و امثال این می دادند مناظره نمی کرد. با امثال ابو لهب و ابو جهل ها مناظره نمی کرد. با آن هایی که اهل منطق بودند. مثل نصارای جیران و غیره که این ها اهل منطق بودند. و حرف می زدند و یا بعضی از افرادی که پیغمبر اکرم احساس می کرد که آن ها حرفی برای زدن دارند.

و گوش شنوا دارند با این می نشست و صحبت می کرد. و آن ها را برای اسلام هدایت می کرد. ما اصلا باید ببینیم که قضیه چه بوده ولی چون الآن این برای ما آمد ما خوش حال هستیم حالا ان شاء الله که صبح اش بدمد.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم حاج آقا. من یک سوال دیگر را باید مطرح کنم می خواهم کمی بحث را اساسی تر مطرح کنم و آن این که اساسا حکم تکفیر از منظر قرآن.

حاج آقا چگونه ارزیابی می شود ما وقتی که قرآن را مطالعه می کنیم قرآن چه حد و حدودی را چه مرزی را برای ما می گذارد که می گوید اگر کسی به این حد رسید این باید تکفیر بشود. یا نه.

این را لطف کنید از نظر دیدگاه قرآن برای ما مطرح کنید.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. البته من این را بگویم من بعضی وقت ها دست می زنم این عمامه را می آورم جلو تر این آقایان می گویند بله. فلانی هر وقت که می خواهد دروغ بگوید عمامه را می آورد جلو.

به هرحال این جا گرم می شود و من عرق می کنم این عمامه ام سر می خورد می رود به عقب و من مجبور هستم که عمامه ام خیلی عقب نیافتد و سرم را هم چون خیلی تکان زیاد می دهم. این آقایان این طوری می گویند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

من یک چیز دیگر می خواستم بگویم این را من خودم اصلا به عنوان یک بی طرف وقتی که نگاه می کنم آقایانی که حالا طرف مقابل ما هستند. و ما داریم آن ها را نقد می کنیم و آن ها ما را نقد می کنند مبحث علمی دیگری ندارند می آیند به یک سری مسائلی که من واقعا غصه ام می آید که نگاه کن این دیگر مسئله ی علمی ندارد مثلا می آید به عمامه گیر می دهد. و یا چیز های دیگر مطرح می کند البته خودم مردم هم قضاوت می کنند.

یکی می گفت این ها وقتی که حرف علمی ندارند مجبور هستند بیایند یک کلیپ درست کنند مثلا یک مطلبی از شما بگیرند و روی آنتن بدهند. خب این که مشخص است حالا هر چه قدر می خواهند از این کارها بکنند.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

در قرآن آقایان اگر مراجه کنند آیه ی 94 سوره ی نساء البته آیات متعدد ما داریم در رابطه با بحث تکفیر در این جا خدای عالم یک نکته ی ظریفی را بیان کرده من به گمانم برای همه قابل فهم است.

یا أیها الذین آمنوا إذا و ربتم فی سبیل الله فتبینوا.

ای مسلمان ها ای مومنین وقتی که برای جهاد می روید تحقیق کنید و بررسی کنید نسبت به طرف مقابل تان با هر کس قتال نکنید شمشیر بر گردن هر کسی وارد نکنید.

آیا این هایی که شما دارید می گویید می جنگید و تصمیم کشتن آن ها را دارید استحقاق قتل دارند یا نه؟

و لا تقولوا لمن ألقاء علیکم السلام لست مسلما.

مبادا اگر یک نفر آمد گفت من مسلمان هستم فوری بگویید تو مومن نیستی و از ترس شمشیر ما اسلام را آورده ای.

تبتغون ارضا حیات الدنیا.

شما حکم کفر این طرف را باید اثبات کنید. و او را بکشید اموال او را به عنوان غنائم جنگی تصرف کنید. به خاطر این که به مال برسید یک انسان مسلمان را که ادعای مسلمانی دارد می کشید.

اگر دنبال مال می گردید مال دست خدا است. ثروت دست خدا است. فقر دست خدا است. دارایی دست خدا است.

خب در این جا عزیزان دقت کنند تفسیر ابن کثیر و در المنصور و مجمع الزوائد یک روایتی را جناب آقای محسنی در ذیل این روایت در شأن نزول این روایت آورده اند خیلی جالب است.

من تقاضا دارم که بینندگان عزیز خوب دقت کنند بعضی از این جوان های وهابی فریبت مزدوران وهابی را می خورند و به مجرد این که احساس می کنند که فلانی شیعه است. باید رفت کشت و اعلان جهاد می کنند یا کمر بند انفجاری می بندند در مساجد شیعه و یا در درون عزا داری ها هم خودشان را به اسفل السافلین جهنم با این کشته شدنشان وارد می کنند و هم ده ها و صدها انسان بی گناه را که گوینده ی.

لا إله إلا الله.

است. مومن نیست. مسلمان نیست می گوید من خدا را قبول دارم.

و لا تقولوا لمن ألقاء علیکم السلام.

آیا این شیعه هر روز نماز می خواند یا نمی خواند هر روز چندین بار در نمازش می گوید:

اشهد أن لا إله إلا الله.

یا نمی گوید.

اشهد أن محمد رسول الله.

یا نمی گوید این مفتی های مغز پوک مزدور که می آیند تشبیه می کنند شیعه را با مشرکین زمان جاهلیت آیا مشرکین زمان جاهلیت.

لا إله إلا الله.

می گفتند مشرکین زمان جاهلیت.

اشهد أن محمد رسول الله.

می گفتنند مشرکین زمان جاهلیت رو به قبله نماز می خواندند. مشرکین زمان جاهلیت به حج اسلامی می رفتند. حالا من نمی دانم این آقایان چه کار دارند می کنند.

فأین تذهبون.

آقای هاشمی آقای حیدری

گیرم که خلق را به فریبت فریفتی              با دست انتقام طبیعت چه می کنی

بترسید از روز ی که در چنگال عدل الهی گرفتار بشوی میلیون ها شیعه بیایند از شما شکایت کنند در محکمه ی عدل الهی دیگر در آن جا عربستان صعودی جناب اوللأمر ملک عبد الله و بن باز و امثال این ها نیست به داد شما برسد و دیگر آن جا شیرهای نفت به استودیو شما باز نیست.

بگویید حالا این نشد آن. آن نشد این. ولی یک مقداری فکر کنید عزیزان ما که می گوییم بیایید دوستانه با هم بنشینیم ببینیم که قضیه چی است. اگر می گویید که ما مشرک هستیم. این که نمی شود شما بروید در یک دیاری و در داخل استودیو همین طوری هر روز شعار بدهید. و داد بزنید که شیعه مشرک است. و شیعه چنین است و شیعه چنان است.

ما می گوییم ما مشرک نیستیم. شما که دارید با این تکفیرتان شیعه را کافر می دانید حالا ما عرض خواهیم کرد.کسی که یک مسلمان را تکفیر کند بدون بی جهت. کفر به خودش بر می گردد.

ببینید در ذیل همین آیه ی 94 سوره ی نساء در تفسیر در المنصور ج 2 ص 200 تفسیر ابن کثیر ج1 ص 552 آقایان مراجعه کنند. می گوید پیغمبر اکرم یک عده ای را فرستاد برای جهاد مقداد بن اسود هم در درون این سپاه بود.

فلما ماءت القوم و جدوهم قد تفرقوا و بغی رجل له مالا کثیر لم یبرح.

می گوید تمام این قوم وقتی که سپاه اسلام را دیدند فرار کردند. یک نفر که دارای ثروت زیاد بود ماند.

بعضی وقت ها ثروت وبال گردن می شود. می گویند وقتی که سلمان آمده بود حاکم مداین بود یک روزی باران شدیدی آمد همه ی مردم ترسیدند بر این که آب بیاید تمام خانه ها را بر دارد خلاصه سلمان یک عصایی داشت و یک سجاده ای و یک آفتابه ای و یک لگنی این ها را داخل یک بقچه ای زد و رفت بالای کوه.

مردم چه کار کنیم گاومان را ببریم شترمان را ببریم. گوسفندمان را ببریم نمی دانم فرش هایمان را ببریم درهم و دینار را ببریم همه مانده بودند هاج و واج سلمان گفت.

مردم قیامت هم این چنین است. هر کسی سبک بال است. بلا فاصله حساب و کتابش تمام می شود می رود به بهشت آن هایی که سنگین است پرونده ی شان خلاصه باید جواب پس بدهند.

می گوید یک مردی بود ثروت زیادی داشت خلاصه دلش نیامد که از ثروتش دست بردارد.

فقال:

أشهد أن لا إله إلا الله.

این بنده ی خدا وقتی که سپاه اسلام را دید همه شمشیر به دست و این ها گفت :

لا إله إلا الله.

فأحوی علیه المقداد فقتله.

مقداد شمشیر را برداشت و او را کشت.

فقال: له رجل من أصحابه أقتلته رجلا أشهد أن لا إله إلا الله.

مقداد یک کسی که دارد شهادت بر وحدانیت خدا می دهد آن را کشتی.

لأذکرن ذلک لنبی.

به پیغمبر خبر می دهم که تو هم چنین کاری کردی.

فلما قدم علی رسول الله.

آمده اند خدمت نبی مکرم.

قال:

یا رسول الله إن رجل شهد أن لا إله إلا الله فقتله مقداد.

یک انسانی از کفار که وقتی که ما را دید گفت:

لا إله إلا الله.

ولی مقداد رفت آن را کشت.

خب پیغمبر چه گفت؟

گفت:

این همان مثل کفار و مشرکین زمان جاهلیت اند. این ها هم می گویند خدا.

دیروز بود یا پری روز بود یکی از شیعه ها زنگ زده بود ظاهرا از یکی از کشورهای اروپایی که شما دارید شیعه را می گویید قبر پرست هستند این آقا مجری شبکه ی وهابی برگشت گفت مشرکین مکه هم لا إله إلا الله می گفتند.

و إذا رکبوا فی الفلک دعوی الله مخلصین له الدین.

خب این جا هم این بابا وقتی که شمشیر بران سپاه اسلام را دید گفت لا إله إلا الله مقداد گردنش را زد اموالشان را هم گرفتند.

خب پیغمبر چه گفت من تقاضا دارم این را وهابی زده ها خوب گوش کنند پیغمبر اکرم نگفت دستت درد نکند. آقا این از ترسش ایمان آورده بود. فرمود:

أقتلت رجل یقول لا إله إلا الله.

مقداد با چه جرأتی یک فردی را که گفته بود لا إلا إلا الله او را کشتی.

فکیف لک لا إله إلا الله غدا.

جواب لا إله إلا الله را فردای قیامت چه طور می خواهی بگویی تو آقای وهابی زده ای جوان عزیز، ای بچه ی عزیز شیعه وقتی می گوید:

لا إله إلا الله.

وقتی تو به فتوای آن مفتی های مفت خور مفتی های مزدور می آِیی می کشی آیا این شیعه لا إله إلا الله می گوید یا نمی گوید فردا به.

لا إله إلا الله.

این شیعیان چه پاسخی دارید آن انسان هایی که در مسجد امیر المومنین زاهدان و غیره مشغول عبادت بودند مشغول نماز بودند این ها را قطعه قطعه کردید آن هایی که خوش حال شدید از این.

فکیف لکم لا إله إلا الله غدا.

جواب لا إله إله الله این شیعه را چه خواهی داد. آن آقایانی که در سر مطلب ته مطلب می گویید آقا شما قبر پرست هستید شما چنین هستید شیعه مشرک است شیعه کافر است. و چنین و چنان فردا چه جوابی برای این میلیون ها انسانی که روزانه چندین بار می گویند.

لا إله إلا الله.

وقتی که پیغمبر اکرم به مقداد بر می گردد می گوید:

فکیف لک لا إله إلا الله غدا.

فردا جواب این ها را چه خواهی داد.

فأنزل الله یا أیها الذین آمنوا إذا و رب فی سبیل الله.

تا آخر آن آیه ی شریفه که می گوید:

یا أیها الذین آمنوا إذا ضربتم فی سبیلا فتبینوا و لا تقولوا لمن ألقاء علیکم السلام لست مؤمنا.

وقتی که یک نفر می گوید لا إله إلا الله بر چسب کفر به او نزنید.

تبتغون أرض الحیات الدنیا.

شما ببینید خود محمد بن عبد الوهاب که در سال 1157 اعلان حکومت وهابیت را در منطقه ای ریاض کرد فتوا داد که همه ی مسلمان ها کافر هستند.

در آن جا که دیگر شیعه که نبود این کشت و کشتاری که از سال 1157 هجری تا سال 1233 هجری قمری نزدیک 70 سال این ها مسلمان ها را بر چسب شرک و کفر کشتند هزاران عالم سنی را کشتند هزاران انسان بی گناه را در طائف مرد و زن و کوچک و بزرگ را قتل عام کردند.

طفل های شیر خواره را در دامن مادر سر بریدند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

این مباحث را حضرت عالی مطرح می فرمایید با این حال نا خوش و این مسائلی را هم که مطرح می کنید مضاعف می شود این درد و ناراحتی ولی به هر صورت بینندگان عزیز ما ملاحظه فرمودید که بحث تکفیری که علمای وهابی و یا مفتی های وهابی که داشتند در این چند جلسه تقریبا مطرح شد و شما خودتان ان شاء الله قضاوت کنید که چه کسی حق به این مسائل است. و این مباحثی حتی از یک مسلمانی که شهادتین را می گوید جایز است که این طور کشته بشود.

حاج آقا آن روز در خبر ها آمده بود در پاکستان وهابی باز هم چند نفر از شیعیان را کشته اند.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. دیروز هم در پاچناز چه قدر کشتند پری روز هم کشتند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله متأسفانه خیلی ممنون هستیم امیدواریم که تا این لحظه استفاده کرده باشید دیگر حالا فرصت ما هم تمام شد دیگر از این لحظه به بعد وقت تعلق به شما دارد ان شاء الله یک میان برنامه کوتاه ببینید و ان شاء الله تلفن ها زیر نویس می شود و صدای گرم شما عزیزان را خواهیم شنید.

خیلی ممنون هستیم از شما بیننده ی عزیز که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله امیدوار هستیم که تا پایان برنامه ما را همراهی کنید. و استفاده از برنامه ببرید.

خب ما منتظر صدای گرم شما عزیزان هستیم. قبل از این که تلفن ها وصل بشود من تذکری را خدمت شما عزیزان داشته باشم. و آن این که چون فرصت ما کوتاه است. از آن طرف هم چون انتهای برنامه ما باید برنامه را زود قطع کنیم. و برنامه ی عربی دارد. چند شبی است که شما ملاحظه می فرمایید دوستان عرب زبان ما هم مشتاق هستند که برنامه ی عربی هم داشته باشند.

پس فرصتی نیست که ما بخواهیم برنامه را طولانی تر کنیم. از این جهت آن برنامه ی دو دقیقه ای که برای عزیزانمان که می خواستند صحبت کنند را خیلی جدی تر می گیریم. و خواهش می کنم از شما عزیزی که روی خط می آیید لطف کنید سوال خودتان را خیلی سریع آماده کنید. که در این دقیقه مدیریت کنید سوال هایی را که لازم است مطرح بفرمایید.

امیدوار هستیم که ان شاء الله برنامه ی خوبی تقدیم شما عزیزان کنیم. اگر تلفن آماده هستند ما در خدمت همه ی بینندگان عزیزمان هستیم.

آماده است تلفن ها.

خب حالا تا تلفن ها آماده می شود من یک مطلبی را از حاج آقا می خواهم سوال کنم.

حاج آقا این چهار تا دلیلی را که آن دفعه هم فرمودید فقط یکی از دلیل هایش را از آقای بن جبرین حضرت عالی فرمودید بحث ما چهار تا دلیل شد می شود آن سه تا دلیل بقیه اش را هم بفرمایید. البته در این فرصت پنج یا شش دقیقه ای که تلفن ها وصل بشود.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

توضیح داده ام من.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

پس من توجه نکرده ام به قضیه.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. این ها نظرشان بر این بود که آقای بن جبرین می گوید به چهار دلیل شیعه کافر است. یکی این که این ها قائل به تحریف قرآن هستند، یکی این که حدیث صحیحین را قبول ندارند چون این ها از صحابه است و صحابه هم از دیدگاه شیعه همه کافر هستند.

سوم این که این شیعیان اهل سنت را کافر می دانند و معتقد هستند بر این که اهل سنت نجس است اگر به یک سنی دست بدهند می روند دستشان را آب می کشند.

چهارم که من عذر می خواهم چهار تا را عرض نکرده بودم. گفته ای که این ها درباره ی حضرت علی و ذریه ی علی دارند و یا علی و یا حسین می گویند.

چون این ها یا علی و یا حسین می گویند این ها همه کافر هستند. و لذا به این چهار تا دلیل ایشان معتقد است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حالا بحث ما هم همین دلیل آخر است. این غلو را حالا شما مطرح کردید از آن طرف هم گفتید خواستم از طرف شیعه علمای ما در مورد غالی آن کسی که غلو می کند را در این سه یا چهار دقیقه ای که حالا تا تلفن ها آماده می شود لطف کنید برای بینندگان عزیز مطرح کنید. که چه کسی در نظر شیعه غالی است و چه احکامی در مورد او متراتب می شود و حکمش چی است؟

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

برای شما عرض کنم آن چه که مطرح است. آقایان دارند که اگر کسی نسبت به ائمه علیه السلام مقامی قائل شود که ائمه آن مقام را برای خودشان قائل نیستند. این را می گوییم غلو در روایاتی که مرحوم صفا در رسائل الدرجات دارد ص 236 از قول آقا امام صادق سلام الله علیه است که حضرت فرمود:

إجعلونا مخلوقین.

ما را مخلوق خدا بدانید.

و قولوا فینا ما شئتم.

هر چه در فضائل ما می خواهید بگویید ما را مخلوق خدا بدانید.

از مرتبه ی ربوبیت بیاورید پایین.

فلن تبلغوا.

شما آن مقامی که ما داریم شما قطعا به آن جا نخواهید رسید.

روایات دیگری ما داریم از خود حضرت امیر سلام الله علیه است از امام صادق سلام الله علیه است. فرموده اند:

إنا و الله عباد مخلوقون.

ما بنده ی خدا هستیم و مخلوق خدا هستیم.

لی رب أعبده.

من خدایی را دارم که او را عبادت می کنم.

إن لم أعبد أعذبنی بنار.

اگر من خدا را عبادت نکنم من امام صادق را خدا عذاب می کند.

فرمود:

إجعلونا عبیدا مربوبین و قولوا فینا ما شئتم إلی النبوه.

جالب است. در فضیلت ما هر چه می خواهی بگویید بگویید به کنح فضیلت ما نمی رسید. فقط در حق ما نگویید پیغمبرند. نبوت را استثنا کنید بعد از نبوت ما را بنده ی خدا و مخلوق خدا بدانید. از مرتبه ی ربوبیت بیاورید پایین در حدیث هر چه که در فضیلت ما می خواهید بگویید بگویید.

روایت متعدد است.

نضلون أن الربوبیه و قولوا فی فزنا ما شئتم و لن تبلغوا.

جالب این است. که مرحوم شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در کتاب الاعتقاداتشان ص 93 چاپ دار المفید بیروت لبنان ایشان می گوید:

و اعتقادنا أن حجج الله بعد نبیه محمد الأئمة إثنی عشر.

ما معتقد هستیم. دوازده تن از ائمه اوصیاء پیغمبر اکرم هستند اول این ها امیر المومنین و آخرش هم حضرت مهدی ارواحنافدا.

و أنهم عباد الله المکرمون. الذین لا یسبغونه بالقول و هم بأمره یعملون.

عقیده ما نسبت به این ها این است. بعد در چهار صفحه ی بعد ص 97 می گوید:

اعتقاداتنا فی الغلات و المفوز.

آن هایی که غالی هستند یعنی نسبت به ائمه اعلان ربوبیت می کنند یعنی فوق مرتبه ای که ائمه برای خودشان قائل اند قائل هستند.

اعتقاد ما در رابطه باغلات و مفوزه.

غأنهم کفار بالله تعالی.

غلات همه کافر هستند.

و أنهم عشر من الیهود من النصارا.

این ها از یهود و نصارا و مجوسی و خوارج بالاتر هستند. بدتر هستند این ها.

آقایان مراجعه بفرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حکم نجس هم داده اند حاج آقا؟

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. وقتی که می گوید کافر است. کافر از دیدگاهش یعنی نجس. یعنی کفر حقیقی.

فار بالله و تعالی.

این کفر در برابر ایمان است.

و هم چنین شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه در کتاب التصحیح اعتقادات شیعه ص 131 در آن جا هم ایشان می گوید:

و الغلات من المتظاهرین بالإسلام.

غلاتی که خودشان را به اسلام می بندند. و نسبت به پیغمبر و یا نسبت به ائمه این ها را از مرتبه ی بندگی برده اند بالا مرتبه ی اولوهیت.

و هم ظلالن کفار حکم فیه امیر المومنین بالقتل و التحریق.

این ها همه گمراه هستند و هم کافر هستند. مرحوم شیخ طوسی هم در کتاب إمالی شان آقایان مراجعه بفرمایند ص 650 آن جا هم مفصل می گوید ما نسبت به غلات نظرمان این است که این ها مسلمان نیستند و فقهای ما. تمام فقها از شیخ مفید تا آقای خوئی امام راحل و دیگران همه فتوا داده اند که غلات خارج از اسلام اند. غلات مسلمان نیستند. آقایان می توانند مراجعه کنند کتاب معتبر مال محقق حلی ص198 منتهی مال علامه ج 1 ص 26 و الحدائق الناظره ج 5 ص 176 ریاض المسائل ج9 ص 321 و جالب این است که حضرت عالی فرمودید مرحوم صاحب جواهر در جواهر الکلام ج 6 ص 51 می گوید:

لا کلام فی نجاستهم و کفرهم.

هیچ حرفی نیست غلات هم نجس هستند و هم کفر هستند.

قبل از مرحوم صاحب جواهر محقق حلی در شرائع ج 1 ص 12 در آن جا می گوید:

غلات نجس هستند. مرحوم یزدی رضوان الله تعالی علیه در کتاب عروه که عمده ی علمای ما بر او حاشیه دارند در ج1 ص 68 چاپ جدید آن جا با تعالیق سی یا چهل نفر از فقهای معاصر فتوا داده اند بر این که غلات نجس هستند. ذبیحه ی آن ها نجس است. اگر در یک لیوانی آب هم بخورد آن لیوان نجس می شود اگر یک غالی از دنیا برود کسی حق ندارد که او را غسل بدهد کسی حق ندارد به او نماز بخواند آقایان مراجعه کنند کتاب البیان مال مرحوم شهید اول ص 24 و 28 مستند عراقی ج 6 ص 270 وهم چنین فتوا داده اند که ازدواج با آن ها حرام است. یعنی نه می شود به غالی دختر داد. نه با دخترغالی می شود ازدواج کرد. آقایان مراجعه کنند کشف الاسلام فاضل هندی که از بزرگترین منابع مرحوم صاحب جواهر بوده ج 2 ص 19.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله خیلی مچکر هستیم. گویا یک مقداری مشکل فنی پیش آمده یک فرصت کوتاهی از اتاق فرمان بگیریم و برگردیم خدمت شما عزیزان.

خیلی ممنون هستیم از شما عزیزان عذر خواهی می کنیم به خاطر این مشکل فنی که پیش آمد جناب آقا جعفر از اسلام شهر هستند سلام و عرض ادب دارم خدمت دوست عزیز.

بیننده:

الو سلام.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

جناب آقا جعفر سلام عرض کردم.

بیننده:

حال شما خوب است؟

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

ممنون هستم.

بیننده:

الو.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

صدای شما پخش می شود. بفرمایید.

بیننده:

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما و آیت الله قزوینی.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمه الله.

بیننده:

خدمت شما عرض شود که ما دعا گوی حاج آقا هستیم ان شاء الله که همیشه تن درست و سلامت باشند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خدا حفظتان کند.

بیننده:

برای این که حاج آقا حال بیشتری پیدا کنند می خواستم یک مطلبی را عرض کنم که قبلا؟؟؟یک صندلی آبی گذاشته بودند که حاج آقا استقلالی است. بعد گفت نیامدش قرمزش کنید شاید پرسپولیسی هست شاید بیاید بفرمایید که شما عضو تیم ملی شیعیان هستید و بهترین بازیگر و گل زن خوبی هستید. ما به گل زنی مثل شما افتخار می کنیم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

لطف دارید شما.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

اصلا جزء تیم ملی هستند. سبز سبز هستند.

بیننده:

تیم ملی شیعیان.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

ما سرخ آبی هستیم آقای جعفر آقا.

بیننده:

خدمت شما عرض کنم متأسفانه این مشکل بر می گردد به همان اعتقاد واقعی به حضرت علی این که در لب بیان می شود و تهذیب محض پشت این قضایا نیست. و اگر بخواهیم از بعد علمی این منطق را بخواهیم بررسی کنیم. این محال است حاج آقا. آخه نمی شود که در کتاب آن همه متضاد هست و به جفت آن ها اعتقاد داریم به حضرت علی هم اعتقاد داریم.

متأسفانه من نمی دانم که شما این سوال را جواب بدهید حاج آقا در کتاب ها در خصوص این افراد که در مرز قرار می گیرند و مثل حر در یک لحظه تسلیم نمی شوند که از این رو به آن رو بشوند آخه نمی شود که در این مرز قرار بگیرند و آخر عاقبت این افراد به خصوص این علما به کجا ختم می شود ما در خصوص هم چنین افرادی روایتی داریم یا نداریم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

من متوجه نشدم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

دوستانی که در مرز قرار می گیرند مثل حر.

بیننده:

من این را هم عرض کنم مطلب خیلی جالبی است و شنیدنش خالی از لطف نیست. یکی از دوستان شیعه یک دوستی از اهل تسنن داشته.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

آقای جعفر لطف کنید که دو دقیقه فراموش نشود.

بیننده:

این دو در مورد غدیر خم بحث و جدل می کردند. که ایشان می گفت بحث این که ولایت در آن جا به معنی دوستی است و صحبت های همیشگی. تا این که این ها از هم جدا می شوند و این دوست اهل تسنن باید می رفت به سمت شهر های شرق کشور یک دو ساعتی از هم فاصله گرفته بودند و این دوست شیعه به ایشان زنگ می زند می گوید فلانی کار مهمی پیش آمده برگرد بیا کارت دارم. این بر می گردد می گوید که نمی شود من الآن دارم می روم الآن خانواده ام منتظر هستند می گوید نه اصرار می کند که حتما باید برگردید می گوید من کلی مسافت را آمده ام و خانواده ام الآن منتظرهستند و این ها می گوید پشت تلفن بگو که چه کار داری می گوید نه الا و بلا باید این جا باشی خلاصه بر می گردد وقتی که بر می گردد این دوست شیعه به آن دوستش بر می گردد می گوید که خواستم بگویم که خیلی دوستت دارم بعد این برگشت گفت که دو ساعت من را کشانده ای این جا خانواده ام منتظر هستند من را برگردانده ای این جا که این حرف را بزنی گفت خب این داستان غدیر همین است. چه طور سه روز در آفتاب سوزان پیغمبر همه را منتظر نگه داشت که بقیه هم برسند که فقط بگوید که من حضرت علی را دوست دارم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله. در یک کار عملی نشان داده است.

بیننده:

همان جا در حقیقت این برادر ما تسلیم شد فهمید که نه غدیر خم داستانش خیلی بزرگ تر از این ها بوده که این ها می گویند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله. خیلی جالب بود. مچکر هستیم آقا جعفر.

بیننده:

امید وار هستیم خودشان از بعد عقلی حتی اگر مذهب هم نداشته باشند از بعد عقلی این مطلب را بررسی کنند خدا شاهد است اگر مثل حر عمل کنند قطعا رستگار می شوند. ان شاء الله خیلی ممنون هستم از لطف شما.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

از شما هم مچکر هستیم. خب الو. سلام عرض می کنم.

بیننده:

الو با عرض سلام.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

و علیکم السلام جناب آقای گل محمدی از سقز درود بر شما

بیننده:

من خدمت آقای محسنی و آقای قزوینی عرض سلام دارم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خواهش می کنم از سقز هستند از برادران اهل سنت. خدمت شما عرض ادب داریم.

بیننده:

جناب علامه ی بزرگوار اختلافی که بین اهل سنت و اهل تشیعه وجود دارد بحث توسل است. بنا به آیه ی36 سوره ی مائده این را قبول دارند ولی اختلافی که وجود دارد این است که شیعیان عزیز توسل به مردگان را جایز می دانند ولی اهل سنت اعتقاد دارند که هر شخصی که از این دنیا کوچ نماید هر چند که پیغمبر هم باشد دستش از این دنیا کوتاه می شود. و هم چنان شما از اوضاع و احوال قیامت غیر از آن چیز هایی که در قرآن آمده است. اطلاع نداریم آن ها هم در دار السلام خدا می باشند در جایی هستند که

فلا خوف علیهم ما یحزنون.

هیچ خوفی ندارند و اگراهل شقاوت هم باشند در عذاب الهی گرفتار هستند.

و خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید که تو نمی توانی مرده را بشنوانی آیا حتی اگر مصداق آیه هم مردن و شنیدن هم نباشد و منظورش جاهلان را نمی توانی هدایت کنی باشد باز هم برای ما مشخص نمی شود که مرده نمی شنود.

سوال دوم بارها جمله ی

السلام علیک أیها النبی.

را مثال زده اید و فرموده اید که اگر پیامبر نمی شنود چرا ما در سلام او را سلام و درود می فرستیم.

علامه ی بزرگوار آیا شما حدیثی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته باشد و گفته باشد و علیکم السلام. و جواب نماز گذاراانی که در آن زمان در شهرهای مختلف نماز خوانده باشند را داده باشد.

من دیگر عرض ندارم شما را به خدای بزرگوار می سپارم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون و مچکر آقای گل محمدی.

خب جناب آقای سیدی پور از اسلامشهر. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بیننده:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

اجازه می دهید من جواب این یکی دو مورد را بدهم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

باشه. اشکالی ندارد. ما در خدمت شما هستیم. آقای سیدی.

چرا صدای شما قطع می شود.

بیننده:

سلام علیکم و رحمه الله.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

و علیکم السلام و رحمه الله.

بیننده:

و سلامی خدمت آقای قزوینی بزرگوار. حاج آقا من یک سوالی از خدمت شما داشتم که اگر یک خانمی ایراد داشته باشد نمی تواند فرزندش مومن باشد. و سوال دوم این که یک شخصی که در زمان حیات پیامبربه خود پیامبر اهانت کند و بگوید هزیان می گوید و آیه ی شریفه ی.

و لا ینطق عن الهواء.

را زیر پا بگذارد این آیا کافر است یا نیست؟

یک کلمه.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله. خیلی ممنون.

خب حاج آقا می خواهید جواب بدهید یا نه.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

نه به من پیام دادند که بنده خدایی پشت خط هستند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خب آقای بلوچ از چابهار از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم خدمت دوست عزیز.

بیننده:

ما هم چنین سلام و عرض ادب داریم خدمت مجری گرامی و کار شناس برنامه.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

سلام باشید آقای بلوچ.

بیننده:

ببخشید از آقای قزوین سوالی داشتم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله. صدای شما پخش می شود.

بیننده:

ببخشید آقای قزوینی آیا اهل سنت از وهابی ها جدا نیستند؟

موقعی که از آقای قزوینی سوال می شود که چرا اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران صادر نمی شود ایشان می آیند استناد می کنند به مفتی های عربستان خب شما که می گویید مفتی های عربستان وهابی هستند خب وهابی از اهل سنت جدا است.

خب اهل سنت می خواهد یک مسجدی در تهران داشته باشد. این چه ربطی دارد به مفتی های عربستان.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

شما قائل هستید که همه ی مکه در خدمت وهابیت است.

بیننده:

من که به هم چنین چیزی عقیده ای نداریم. آقای قزوینی در جواب هم چنین حرف هایی می زنند.

          حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

پس شما قبول ندارید که مکه در اختیار وهابیت است در اختیار اهل سنت است.

بیننده:

آن بحث اش جدا است ما الآن در این بحث صحبت می کنیم.

آقا محسنی:

خیلی ممنون هستیم بعد دیگر سوال علمی ندارید.

بیننده:

خب یک سوال دیگر هم دارم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بفرمایید.

بیننده:

این آیه ی سوره ی مائده آیه ی 35 در مورد این کمی توضیح بدهند آقای قزوینی با یک عقاید دیگری که از کافی نقل می شود کافی هم در اول کتابش می گوید که او اموری را رعایت می کند که از صحت آن ها اطمینان دارد. روایت این است که به حضرت علی رضی الله عنهم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

نه بفرمایید کافی اولش چی دارد آقای بلوچ؟

بیننده:

اول کتابش می گوید او اموری را رعایت می کند که از صحت آن ها اطمینان دارد.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

کجای کتاب کافی است. عبارتش را بگویید و جلد و صفحه.

این دروغ است عزیز من.

بیننده:

باشه پس این دروغ است. خب در مورد این روایت توضیح بدهید که من چشم خدا و دست او هستم. من همیشه در کنار خدا.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

در کجای کافی است.

بیننده:

در جلد اول ص 45 مجلسی در بحار الأنوار ج24 ص 194.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب عبارت عربی اش را دارید که بفرمایید.

بیننده:

عربی اش را من زیاد وارد نیستم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب حضرت عالی می فرمایید که عربی وارد نیستید حالا ما نمی دانیم این عبارت که.

از آن نقل کردید که ایشام می گوید من روایاتی را آورده ام که صحیح است ص 45 فرمودید.

بیننده:

ص 145 ج 1

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب الآن این ج 1 ص 145 جلوی من است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

نحن حجت الله نحن باب الله نحن لسان الله و نحن وجه الله.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

اول این که این روایت باید بررسی بشود که این روایت صحیح است یا صحیح نیست. و اضافه.

نحن حجة الله.

این کجایش اشکال دارد.

نحن باب الله.

ما معتقد هستیم که ائمه علیهم السلام باب ورود به معرفه الله هستند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

در زیارت جامعه هم داریم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

نحن لسان الله.

زبان گویای خدا هستم.

چه اشکالی دارد نه این ها چه اشکالی دارد؟

آقای بلوچ بزرگوار.

بیننده:

خب یک روایت دیگر هم که به حضرت علی رضی الله عنه نسبت داده شده است.

به خدا قسم وقتی که ابراهیم در آتش بود من هم همراه او بودم. که آتش را به سرما و سلامت تبدیل کردم همراه نوح بودم و او را از غرق شدن نجات دادم. من بودم که به موسی تورات را یاد دادم و با عیسی در گهواره حرف زدم و انجیل را به او آموختم و با یوسف در چاه بودم و او را از فریب برادرانش نگاه داشتم. و همراه سلیمان روی عرش بودم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب آقای بلوچ بزرگوار آقای آلوسی از علمای طراز اول اهل سنت است. در تفسیرشان ج 15 ص 146 می گوید نبی مکرم واسطه ی بین تمام انبیاء و خدای عالم بوده است.

و کان نبیا.

پیغمبر نبی بوده.

و آدم بین الماء و التین.

هنوز حضرت آدم آفریده نشده بود.

و تلق الأنبیاء منه من وراء حجاب الأرحام و الأسلام.

انبیاء گذشته یعنی یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر که در سلب پدرانشان و در رحم مادرنشان بودند وساططتشان از خدای عالم پیغمبر بوده است.

آیا این فرمایش آقای آلوسی حالا نسبت به نبی مکرم همین را دارد اولا آن روایتی که نقل می کنید روایت سند ندارد. هیچ سندی برای آن روایت نیست. و از نظر سند هم کاملا ضعیف است. ولی این فرمایش آقای آلوسی از علمای طراز اول شما است. این را چه جوابی دارید شما.

بیننده:

این را خود شما می گویید که سندش ضعیف است.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. آنی که دارد بله من با انبیاء بودم با حضرت آدم و غیره این را من بررسی سندی کرده ام هیچ سندی بنده به عنوان حداقل متخصص علم رجال با بیست سال تدریس علم رجال عرض می کنم آن روایتی که حضرت عالی بیان فرمودید سندن ضعیف است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حالا در مورد کسی که این را قبول دارید که درباره ی امیر المومنین پیغمبر فرمود که حبش ایمان است بغضش نفاق است. این را که قبول دارید. این دیگر در صحیح بخاری است. قبول دارید یا ندارید این را.

بیننده:

چی را.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

همین که پیغمبر به حضرت علی علیه السلام فرمود که.

لا یحبک إلا مؤمن و لا یبغضک إلا منافق.

اگر یک کسی که این قدر مقام پیدا کرد. که حبش ایمان است و بغضش نفاق است. آیا اگر شد.

لسان الله، وجه الله و غیره این اشکال دارد.

بیننده:

خب ما حضرت علی را خلیفه ی چهارم خودمان می دانیم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خب نه برای خلفای دیگری که نیامده است. که حب و بغضشان ایمان و نفاق باشد.

برای یک شخصیتی که پیغمبر برایش تعریف کرده و از زمان پیغمبر این حدیث گفته شده و در کتب شما است. خب از آن طرف هم گفته شده است.

بیننده:

حضرت علی در مورد حضرت ابو بکر و حضرت عمر رفتار نیکو داشته اند و در میان امت به عدالت رفتار کرده اند خب این را شما قبول دارید یا ندارید.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

نه بحث عدالت نه. ما داریم بحث شخصی می کنیم شخصیت ایشان این قدر والا است و این قدر عمق توحیدی دارد که دوست داشتنش می شود ایمان و دوست نداشتنش و بغضش می شود نفاق.

بیننده:

خب این را ما هم قبول داریم. که هر کسی حضرت علی را انکار کند اصلا مسلمان نیست.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

آقا مچکر هستیم از شما همان روایتی هم که حضرت عالی خواندید از کافی ج 1 ص 145 در سند روایت اسود بن سعید مجهول است و روایت ضعیف است. برادر عزیز من شما یک روایتی بیاور که از دیدگاه شیعه اولا سند صحیح باشد. چون مادامی که سند روایت صحیح نباشد انتساب متن روایت به معصوم نادرست است.

شرط اول انتساب روایت به امام صادق یا به دیگر ائمه علیهم السلام صحت و اعتبار سند روایت است.

عدة من اصحابنا.

ثقه است. احمد بن محمد حالا احمد بن خالد برقی باشد یا عیسی باشد ثقه است، ابن ابی نصر بزنتی ثقه است محمد بن عمران ثقه است. ولی أسود بن سعید مجهول است و هیچ دلیلی بر وثاقت این آقا نیست. و روایت کاملا ضعیف است. یعنی از نظر شیعه کاملا غیر معتبر است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم جناب آقای بلوچ.

خب حاج آقا آن را پاسخ می دهید آن سوال را.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

اما در رابطه با آن برادرمان که از سقز تماس گرفته بودند آقای گل محمدی.

آقای گل محمدی برادر عزیز من شما می فرمایید بر این که اهل سنت توسل بر پیغمبر را بعد از رحلت پیغمبر حرام می دانند. ما آن دفعه عرض کردیم. در کتاب الموسوعه الفقهیه الکویتیه که یکی از موسوعه های فقهی مورد اعتماد تمام اهل سنت است. در ج14 ص 156 می گوید:

اختلف العلماء فی مشروعیت التوسل بعد وفاته.

تا آن جایی که می آید می گوید:

ذهب جمهور الفقهاء المالکیه و الشافعیه و متأخر الحنفیه و هو المذهب عند الحنابله.

نظر مالکی ها شافعی ها و متأخرین از علمای حنفی و مذهب حنابله این است.

جواز هذا النوم من التوسل.

این نوع توسل به پیغمبر جایز است.

سواء فی حیاة النبی أو بعد وفات نبی.

چه در زمان حیات پیغمبر و چه بعد از رحلت پیغمبر.

واقعا حالا ما نمی دانیم حضرت عالی راست می فرمایید. یا این موسوعه ی فقهیه ی اهل سنتی که بیش از دویست یا سیصد نفراز فقهای بزرگ اهل سنت در تألیف و تدوین این با بودجه ی دولت کویت این را نوشته اند.

آقای زینی دحلان از علمای بزرگ شافعی است اگر شما مال سقز هستید آن جا عمدتا علما شافعی مذهب هستند. ایشان می گوید هر کسی کتاب های بزرگان ما را در گذشته بررسی کند یقین پیدا می کند که توسل بر پیغمبر بعد از رحلت پیغمبر مشروع بوده است. غیر از وهابی ها کسی هم چنین مسئله ای را انکار نکرده است. آقای سبکی می گوید:

أعلم.

بدان برای شیعه نمی گوید برای سنی می گوید.

جهوز و یحزن توسل و الإستقاصه واتشفع بنبی صلی الله علیه و آله و سلم.

آی مردم بدانید که نوسل به پیغمبر خوب است. استقاصه ی به پیغمبر جایز است و طلب شفاعت از پیغمبر هم جایز و خوب است.

بعد می گوید:

و جواز ذلک و حسنه من الأمور المعلوم لکل زیدین.

هر کسی ذره ای دین داشته باشد می داند که توسل بر پیغمبر جایز است و خوب است. پس آن هایی که می گویند از دیدگاه آقای سبکی و آقای شافعی متوفی 756 می گوید آن هایی که منکر توسل هستند این ها دین ندارند. ما که نمی گوییم.

می گوید:

المعروفة من فعل الأنبیاء.

این توسل کار انبیاء و مرسلین بوده.

و سیر سلف صالحین.

سلف صالح هم توسل می جستند.

خب من همان شب هم عرض کردم آقای بلال بن حارث وقتی که می آید کنار قبر پیغمبر می گوید یا رسول الله مردم از قحطی هلاک شدند. طلب رحمت و طلب باران کن.

باران می آید جناب عمر بن الخطاب تقدیر می کند از این و عملش را تحسین می کند. آقای ابن حجر در فتح الباری ج 2 ص 412 می گوید روایتش صحیح است. ابن کثیر در البدایه و النهایه ج 7 ص 105 می گوید روایت صحیح است. خب واقعا سلف صالح همین است. می گوید:

و العلماء والعوام من المسلمین.

تمام علماء حتی عوام مسلمین معتقد هستند به جواز توسل و حسن توسل. بعد می گوید:

و لا سمعوا به فی زمن من الأزمان.

در هیچ زمانی کسی نیامده بگوید توسل حرام است.

حتی جاء ابن تیمیه.

آقای ابن تیمیه ی حرانی آمد یک سخن ابلیسی بیان کرد و مردم را فریب داد آقا شما بفرمایید. شفاء السقام آقای تقی الدین سبکی ص 293 فیض الغدیر آقای مناوی ج 2 ص 170. خب این ها چی است برادر بزرگوار من.

این قضایایی که حضرت عالی می فرمایید اهل سنت این طوری نیستند والله من نمی دانم که قضیه اش چی است. حتی شما ببینید پیغمبر اکرم آن صحابی نابینا این را بارها گفته ایم و تکرار هم می کنیم دیگر بینندگان ما حفظ هستند این ها را الحمد لله.

نا بینا می آید خدمت پیغمبر می گوید یا رسول الله من چشمم را از دست داده ام و برایم سخت است زندگی کردن. پیغمبر اکرم می گوید اگر این طور بمانی به صلاحت است اگر خواست من یک دعایی و توسلی به تو یاد می دهم متوسل شو که شفا پیدا کنی.

گفت یا رسول الله آن توسل را من می خواهم پیغمبر فرمود برو مسجد در آن جا نماز بخوان و بگو.

اللهم إنی أسئلک و أتوجه علیک بنبیک نبی الرحمه.

در غیاب پیغمبر هم است. پیغمبر آن جا حضور ندارد و بگو یا محمد یا رسول الله.

إن أتوجه بک إلا ربی.

یا محمد من در شفای چشمم به تو متوسل می شوم.

آقای ابن تیمیه امام وهابیون در کتب و رسائل و فتاوا ج 27 ص 132 می گوید روایت صحیح است. و جالب این است بعد از رحلت پیغمبر اکرم هم آقای عثمان بن حنیف صحابی برای یکی از اصحاب مشکلی پیش آمده بود رفتند پیش عثمان بن عفان می گوید شما برو کنار قبر پیغمبرهمین طور متوسل بشو کنار قبر پیغمبر بگو یا رسول الله یا محمد.

إنی توسلت بک إلی ربی لیقضی حاجتی.

رفت کنار قبر پیغمبر متوسل شد وحاجتش بر آورده شد آقای طبرانی در معجم صغیرش ج 1 ص 183 می آورد و می گوید:

و الحدیث صحیح.

ابن تیمیه هم در کتاب التوسل و الوسیله ص94 می گوید روایت صحیح است.

برادر عزیز من آخه این ها دیگر چیزی نیست که ما بخواهیم بگوییم چنین و چنان.

بفرمایید این آقای أبو حنیفه امام حناف است. آقای جمل صدقی ضحافی همشهری شما است مال سقزی ها است. از علمای بزرگ است. اهل کردستان هم است. هم به زبان فارسی هم به زبان کردی و هم به زبان عربی تألیفات دارد.

آقای جمیل صدقی ضحافی کتابی دارد به نام الفجر الصادق ص 91 می گوید آقای ابو حنیفه ایشان متوفی 150 است کتار قبر پیغمبر این را می خواند خطاب به پیغمبر.

یا اکرم الثقلین یا کنز الوراء جدلی بجودک    ورزنی برضاک.

ای کریم ترین جن و انس ای گنجینه ی هستی از سخاوتت به من عنایت کن.

أنا طامع بالجود منک من لم یکن لأبی حنیفة فی الأنام سوا ت.

از جود و کرمت به من عنایت کن ابو حنیفه در میان مردم غیر از تو پیغمبر کسی را ندارد. خب پس شما با این فرمایشات آقای ابو حنیفه را کافر می دانید. اهل سنت قائل نیستند این امام اعظم اهل سنت است. عرض کردم کتاب الفجر الصادق هم شهری شما است. ص 91 فتح الغدیر جناب آقای کمال بن حمام حنفی غیر از شوکانی است. فتح الغدیر ج 2 ص 336 این آقای شافعی است امام شما و رهبر شما و کسی که به او عقیده دارید. شما عزیزان شافعی مذهب.

آل النبی ضریعتی و هم علیه وسیلتی أرجوا بهم أوتی غدا بید الیمین تحیفتی.

من شافعی می گویم آل پیغمبر پناهگاه من هستند و این ها واسطه ی من بین خدا و من هستند. امیدوارم به برکت شفاعت آل پیغمبر فردای قیامت پرونده ی من به دست راست من داده شود.

دیوان امام شافعی ج 1 ص 25 از نرم افزار الجامع الکبیر آقای ابن حجر الهیثمی از علمای بزرگ شافعی در کتاب الصواعق المحرقه ج 2 ص 524 هم همین قضیه را برای شما نقل کرده.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

السلام علیک أیها النبی.

را هم گفتند اگر شما یک حدیثی بیاورید که پیغمبر گفته باشد من جواب سلام ها را می دهم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

والله من نمی دانم این چه اصولی است. این دیگر در کتاب های متعدد اهل سنت آمده که پیغمبر اکرم فرمودند هیچ کسی نیست که به من سلام بدهد الا این که من سلام آن ها را جواب خواهم داد این دیگر از قطعیات فقه آقایان اهل سنت است. که حالا اگر در این زمین هم آقایان اشکالی داشته باشند من در آن جا دیگر مفصل این را در بخش های توضیح می دهم.

الآن تلفن بگیریم. من در خدمت شما هستم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

جناب آقای قائمی از سیرجان سلام و عرض ادب دارم عذر خواهی می کنم که یک مقداری هم پشت خط ماندید.

و علیکم السلام.

بیننده:

سلام خدمت شما آقای محسنی. حال شما خوب است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

سلامت باشید و درود بر شما.

بیننده:

و هم چنین آقای قزوینی. حال شما خوب است.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

ممنون و مچکریم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خدا را شکر. سوال خودتان را بفرمایید آقای قائمی

بیننده:

 من یک سوالی داشتم در مورد ضراره این شبکه های وهابی که یک وقت هایی ما می گیریم و می بینیم که یک خورده ایمانمان قوی تر بشود این ها چه می گویند. در مورد ضراره یک بار می گویند شیعه ها تکفیرش کردند یک بار می گویند تأییدش کردند.

خواستم ببینم این روایت هایی که امام جعفر صادق فرموده چگونه است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

در مورد ضراره.

بیننده:

بله. و دیگر این که یک خسته نباشید خدمت شما عرض می کنم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم آقای قائمی و مچکر هستیم از شما.

جناب آقا حبیب از تهران از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب دارم خدمت شما. جناب آقا حبیب لطف کنید صدای گیرنده را هم ببندید.

بیننده:

من هم خدمت کار شناس محترم جناب آقای قزوینی سلام عرض می کنم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

من دو تا سوال داشتم از آقای قزوینی یکی این که اهل سنت از وهابیت جدا است یا خیر؟

و دوم این که یک سوال دیگر دارم مرقد آقای ؟؟؟در کجا قرار دارد.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

سوال اول را خود شما جواب بدهید.

بیننده:

من از شما سوال دارم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

ما که گفتیم جدا است حالا شما نظر خودتان را هم بفرمایید. آقای حبیبی صدای گیرنده را ببندید چه قدر فاصله می افتد.

قطع کردند.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

اگر دوستان مانیتور من را بدهند روی آنتن من ممنون می شوم.

آن برادر بزرگوار ما در رابطه با توسل از سقز زنگ زدند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

بله. آقای گل محمدی ببینید برادر بزرگوار من شما می گویید یک روایت از پیغمبر اکرم که سلام ها را جواب می دهد من پنجاه تا روایت برای شما بیاورم این مسند احمد بن حنبل است ج 2 ص 527 از ابو حریره از پیغمبر فرمود:

ما من أحمد یسلم علی إلا رد الله عز وجل إلی روحی حتی أرد علیه السلام.

هیچ مسلمانی در کره ی زمین نیست که بر من سلام بفرستد مگر این که جواب سلام او را می دهم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

السلام علیک أیها النبی.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله.

السلام علیک یا رسول الله.

سنن اب داود ج 2 ص 218 معجم الأوسط طبرانی ج 2 ص 262 أخبار اصفهان ما ابو نعیم اصفهانی ج 10 ص 184 و شاید بیش از 50 کتاب از کتاب های اهل سنت آورده اند این را بر این که پیغمبر اکرم فرمود:

هیج کسی به من سلام نمی فرستد مگر این که خدای عالم روح من را به من بر می گرداند.

إلا رد الله إلی روحی حتی أرد علیه السلام.

این دیگر مال بعد از رحلت پیغمبر است. مال زمان پیغمبر که نیست. خب بفرمایید من تقاضا دارم از این برادر بزرگوارم آقای گل محمدی از مشتری های دائما ما است خیلی هم مؤدب است. و ما تشکر می کنیم از ادب ایشان.

بفرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

یک حدیثش کافی بود حاج آقا.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

من پنجاه مورد در این رابطه من آورده ام. متشکر از اتاق فرمان.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

ممنون هستیم جناب آقا حبیب هم که قطع کردند. سوال دوم شان را هم ما نفهمیدیم که چی شد.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

آقای نووی هم در المجموع اش جلد 8 ص 272 می گوید روایت صحیح است. ابن حجر العسقلانی هم در فتح الباری ج 2 ص 350 می گوید روایت صحیح است. آقایان نگویند روایتی که آورده اید درست نیست. در خود شرح تحقیق خود مسند بن أحمد هم آقای شعیب أرنعود از محققین به نام اهل سنت می گوید روایت صحیح است. هم احمد محمد شاکر در پاورقی مسند احمد می گوید روایت صحیح است. خب این دیگر کاملا واضح و روشن است. من گمان نمی کنم که دیگر چیزی در این زمینه باقی مانده باشد.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم.

جناب آقا حیبب را سوال دومش را ما نفهمیدیم. خب خودشان هم قطع کردند. گویا خیلی خوششان نیامد.

جناب آقای شریفی از مشهد سلام و عرض ادب داریم خدمت دوست عزیزمان.

بیننده:

سلام عرض می کنم خدمت شما آقای محسنی و هم چنین حضرت استاد آیت الله قزوینی و عرض شب به خیر خدمت شما.

قبل از این که سوال را طرح کنم آقای قزوینی من می خواستم در رابطه با ادعای جدید آقای حیدری در رابطه با مناظره یک مطلبی را بگویم. این که این ادعای مناظره برای ما شده لطیفه برای آقایان هم شده خاطره.

خب دیگر به قول معروف اگر مدعی نشود خیلی بهتر است. و راحت تر است. و آبرو ریزی اش کمتر است.

جناب آقای آیت الله من یکی دو تا استنباطی از آیات قرآن دارم می خواستم این را مطرح کنم. و نظر جناب عالی را هم بدانم. در رابطه با حدیث قرطاس که جناب عمر خلیفه ی دوم به پیامبر آن نسبت را داد نعوذ بالله گفت که پیامبر هزیان می گوید و حالت جنون و دیوانگی به ایشان دست داده است. و این که مخالفت کردند با امر پیامبر در رابطه با آوردن کاغذ و قلم.

در سوره ی مومنون آیه ی 70 و 71 من این دو تا آیه را دیدم من می خواهم از شما سوال کنم و من معنی آیه را می خوانم استنباط من از این مطلب درست است. یا نه؟

خداوند می فرماید آن هایی که به پیامبر ما نسبت جنون و دیوانگی دادند چنین نیست بلکه در تمام عقل این حق را برای آن ها آورد. و لیکن اکثر آن ها از حق روی گردان و متنفر هستند. و اگر حق تابع هوای نفس آن ها شود همانا آسمان ها و زمین و هر چه در آن است نابود خواهد شد. و کافران از جهل نسبت جنون به رسول ما دادند بلکه ما قرآن بزرگ را برای آنان فرستادیم و آنان به ناحق از آنان عناد کردند.

از حضرت عالی می خواستم سوال کنم این دو تا آیه نسبت به این موضوع مورد نظر      می شود از آن استنباط کرد یا نه؟

امری من ندارم و از خدمت شما مرخص می شوم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی مچکر هستیم. آقا

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

جناب آقای محمد از امارات از براداران اهل سنت سلام و عرض ادب داریم خدمت شما.

بیننده:

با عرض سلام و شب به خیر خدمت شما و حاج آقای قزوینی.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

سلامت باشید.

بیننده:

سوالی دارم می خواستم از جناب آقای قزوینی بپرسم فکر کنم جلو تر بر اساس بحث هایی که شده بود روی شبکه ی ولایت برای آن قضیه ی شیرخوارگی بزرگسالان تا جایی که یادم است اگر اشتباه نکنم اول این ها مورد تأثیر قرار بگیرد اگر درست بود سوالم را بکنم.

فکر کنم که برداشت شما این بود که این کار مستقیم صورت می گیرد و به خاطر این قضیه بحث هایی هم پیش آمد بین آقای هاشمی و دیگران.

درست است.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

من متوجه نشدم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حاج آقا. من هم قسمت آخرش را متوجه نشدم. آقا محمد.

بیننده:

عرض می کنم خدمت شما که استنباط شما از این روایات که در کتب اهل سنت آمده این بودکه این کار مستقیما صورت می گیرد و در هر حال این کار ناشایستی است. و نادرست است.

درست است.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

ما که نمی گوییم بزرگان اهل سنت بر این عقیده هستند. خود آقای ابن حزم الأندلسی ایشان عقیده اش بر این است که بر هم چنین چیزی عقیده دارد. ما که نمی گوییم بزرگان اهل سنت نظرشان در این است.

بیننده:

آقای قزوینی یعن شما خودتان قائل به این استنباط هستید یا نه این را می خواستم بدانم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

ما اصلا این روایت ها را ساخته پرداخته ی یهودی ها می دانیم. عقیده ی شخصی بنده را می خواهید.

بنده معتقد هستم این روایاتی را که ام المومنین عایشه گفته و یا در صحیح بخاری آمده در قضیه سهل بنت سهیل که می آید خدمت پیغمبر وقتی که ابو حزیفه وقتی که می آید این رجل کبیری که اسم آن بنده ی خدا یادم نیست.

این سالم پسر خوانده اش بوده وقتی می آید می بیند یک مقداری به او بر می خورد. به غیرت اش بر می خورد. من مثلا رو باز هستم سر باز هستم پیغمبر فرمود:

فقال النبی أرضعیه.

این را شیرش بده.

ببینید رضا از نظر لغت یعنی مکیدن از سینه ی زن را می گویند رضا.

اگر بریزند داخل ظرف این را نمی گویند رضا این را می گویند شرب.

فرق است بین شرب و بین رضع.

بعد جالب این است. می گوید:

و کیف أرضع و هو رجل کبیر.

من چگونه شیر بدهم به این سالم.

این مرد بزرگی است.

فتبسم رسول الله.

فرمود:

فعلمت أنه رجل کبیرا.

من هم می دانم که مرد بزرگی است.

ولی برو شیر به آن بده به تو محرم بشود. این دیگر صحیح مسلم است حدیث 3490 برادر عزیزم.

و در روایت دیگر حدیث 3494 یعنی 3 تا روایت بعد از آن.

فقالت إنه ذولحیه.

یا رسول الله این ریش دارد پشم دارد سیبیل دارد.

خب اگر بنا بود در داخل ظرفی بدوشم آن بخورد دیگر.

رجل کبیر.

ریش و پشم دارد معنا نداشت برادر بزرگوار من.

و اضافه.

بیننده:

آقای قزوینی من تمام این امور را می دانم الآن شما با توجه به کلمه ی.

رضع.

یعنی مکیدن پستان و با توجه به کلمه ای که آن رجل است یعنی بزرگسال است بر آورد شما این است که این روایت ساخته و پرداخته ی یهود است. درست است؟

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله. عقیده ی من بر این است. عقیده ی شخص بنده این است.

بیننده:

خب حالا آقای قزوینی من یک روایت شبیه این روایت در کتاب شیخ طوسی پیدا کردم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب بفرمایید. برادر بزرگوار من .

بیننده:

جواب شما در مورد این روایت چی است؟

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

خب بفرمایید.

حدیث 728 بر اساس آن نسخه ای که در دست من است من از نرم افزار دارم استفاده می کنم جمیل بن براج سوال می کند.

إذا رضع رجل من لبن إمرأة

یعنی همان کلمه ی رضع آمده همان چیزی که شما می گویید که باید حتما پستان مکیده بشود و هم کلمه ی رجل آمده یعنی بزرگ.

إذا رضع رجل من لبن إمرأة حرم علیه کل شیء ولدها.

تمام آن بچه هایی که آن زن به دنیا آورده آن دختر هایی که آن به دنیا آورده است اگر مردی از پستان آن زن بخورد آن بچه ها برای این محرم می شوند.

این جا دقت کنیم که کلمه ی رجل به کار رفته نه کلمه ی غلام یا کلمه ی سبی.

من می خواستم موضع شما در مقابل این روایت و یا بر اساس الزامی که به روایات اهل سنت وارد می کنید که ساخته و پرداخته ی دست یهودیان است خواهش می کنم در مورد این توضیح بدهید.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

چشم اولا کلمه ی رجل که در این جا آمده در این رجل مراد از مرد بزرگ بیست ساله و سی ساله نیست. در آیه ی 7 سوره ی نثار.

لرجال نصیبا من ما ترک الوالدان.

برای مردان از ارث پدر و مادر می رسد. در این رجال هر کس که رجل ارث می برد و یا یک بچه ی یک روزه هم ارث می برد.

کلمه ی رجل استعاملش در خود قرآن اعم از مرد بزرگ و بچه ی کوچک است. و اضافه بر این در این جا وقتی می آید می گوید:

إذا رجع رجل من لبن إمرأة حرم علیه کل شیء ولدها.

این جا مراد این است که جنس مرد اگر یک مردی.

رضع.

در گذشته شیر خورده باشد در این جا.

رضع.

ماضی است. برادر بزرگوار من اگر یک مردی در گذشته شیر زنی را خورده باشد برای یک هم چنین مردی تمام بچه هایش با آن می شوند خواهر و برادر هستند مشابه این را شما کتاب المقری ابن قدامه.

ابن قدامه یکی از علمای بزرگ حنابله است وهابی ها هم قبولش دارند. مغنی ابن قدامه ج 7 ص 472 ایشان در آن جا دارد..

کل إمرأة أرضعتک أمها أو إرضعتها أمک أو عرض فلان.

بعد می گوید:

ورتضعت أنت و هی من لبن رجل من واحد.

این جا مراد چی است. آیا واقعا در این جا چی است؟

در این جا مراد بر این است که این بحث رجل که در این جا است مطلق مرد است. حالا این مرد چه کوچک باشد چه بزرگ باشد. که هیچ فرقی نمی کند برادر عزیز من.

و لذا این جا که شما این جا می فرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حاج آقا این جا قرینه ای به عنوان ریش و بزرگ و این ها که ندارد.

هیچ کدام از علمای ما فتوا به این هم نداده اند که شما بخواهید دلیل بر این داشته باشید.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بله.

بیننده:

ببخشید من یک مناقشه ای با شما دارم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

بفرمایید عزیز دلم.

بیننده:

ما می دانیم که در دوران شیر خوارگی یکی از سنت های اسلامی که ابا عبد الله علیه السلام هم صد در صد به این قانون اسلامی نیز پای بنده بودند. آن که در جای مناسب باید کلمه ی مناسب به کار برده شود و آن سنت یهود بوده که کلمات را تغییر می دادند. برداشت من این است که در باب شیر خوارگی یک کلمه ای گفتید هیچ گونه ابهامی باقی نماند مثل روایت دیگری در کتب شیعه است که می گوید غلام حال در این جا غلام یعنی کوچک اشکال من این جا است که در این جا کلمه ی رجل در زمان شیر خوارگی حضرت آیت الله بعید است که کلمه ی رجل به کار ببرید واین ابهام به وجود بیاید می توانستند به راحتی از کلمه ی صغیر استفاده کنند که چنین موردی پیش نیاید

 آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

ببین برادر بزرگوار من شما ذیل روایت را بخوانید قضیه کاملا واضح و روشن است. در ذیل روایت شما ببینید روایت این است.

أبی عبد الله علیه السلام.

إذا رضع رجع من لبن أمرأة.

ظاهرا مثل این که تلفن قطع شد.

مردی اگر چنان چه از شیر زنی خورده باشد.

این کلمه ی

إذا.رجع

کلا همه مربوط به زمان گذشته بوده اند.

حرم علیه من کل شیء ولدها و إن کان ولد من غیر رجل الذی کان أرضغت بلبن.

در ذیلش می گوید:

و إذا رضع من لبن الرجل.

اگر چنان چه یک فردی از شیر مرد خورده باشد.

خب این جا شیر مرد یعنی مرد پستان داشته از آن خورده.

حرم علیه کل شیء من ولده و إن کان من غیر المرأة التی أرضعت.

این جا کلمه ی مرد در این جا مطلق مرد است. حالا این مرد چه مرد کوچک باشد و چه مرد بزرگ باشد.

رضع من لبن الرجل.

این جا رجل مراد این نیست که این مرد شیر بدهد. شیری که در سینه ی زن است. این شیر ملک مرد است. و در کتاب های اهل سنت هم ما در این زمینه الا ما شاء الله داریم. مثلا اگر کسی مثلا از شیر مردی.

من لبن رجل واحد

در این جا.

من لبن رجل.

نه این که از پستان مرد خورده باشد یعنی این شیری که متعلق به مرد است. مثلا اگر یک خانمی شیر در سینه دارد آیا بدون اجازه ی مرد می تواند بچه ی دیگری را شیر بدهد؟

خیر.

شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که حرام است. چون این شیری که در سینه ی زن است. ملک تلک شوهرش است. و هم چنین چیزی ندارد وقتی می گویند فلانی شیر داد.

بله. فلانی شیر شوهرش را که در پستانش بوده از آن شیر بچه ای را سیر کرده است. و لذا این قضایا کاملا قرینه های متعددی در این جا است برادر عزیز من و اضافه به قول آقای محسنی فقهای ما کسی نیامده فتوا بر این بدهد و آنی که من دارم عرض می کنم که این ها همه ساخته و پرداخته ی یهود است آن مسائلی ذیلی است که آورده اند. که مثلا عایشه کارش این بوده اگر دوست داشت که مردانی به او وارد بشوند ایشان می آمد چه کار می کرد.

فکانت عایشه تأمر بنات أخوتها و بنات أخواتها أن یرضعن من أحب یدخل علیها.

عایشه دستور می داد به خواهرش و دختر های خواهرش و دختر های برادرش که بروند افرادی را که دوست دارند بیایند پیش عایشه.

أن یدخل علیها و یراها و إن کان کبیرا.

اگر چه بزرگ هم بودند به خواهر زاده ها و برادر زاده هایش می گفت به این شیر بدهید من دوست دارم که این بیاید پیش من می خواهم این را ببینم من.

ببینید این توهین به عایشه است. توهین به همسر پیغمبر است. و جالب این است که ابن حجر العسقلانی در فتح الباری در شرح صحیح بخاری ج9 ص 129 آورده است.

 احمد بن حنبل در مسند ج 6 ص 271 می آورد.

بعد جالب این است در صحیح مسلم حدیث 3495 می گو.ید:

أبا سائر أزواج النبی أن یدخلن علیهن أحد بتلک الرضاء

دیگر زنان پیغمبر حاضر نبودند این را قبول کنند یعنی مردان بزرگی از خواهران آن ها از خواهر زاده ها و برادر زاده ها شیر بخورند محرم بشوند بیایند.

نه حفصه زیر بار رفت، نه ام سلمه، نه ام حبیبه و نه دیگر زنان پیغمبر حتی به عایشه هم اعتراض می کردند. عایشه این یک قضیه ای بوده به قول فقها.

قضیة فی واقعه.

در رابطه با أبو حزیفه و همسرش بوده تمام شد رفت این قضیه ی استثنائی بوده.

و قلن للعایشه.

زنان پیغمبر به عایشه می گفتند.

و الله ما نری هذا إلا رخصتا أرخصها رسول الله لسالم خاصتا.

به خدا قسم این فقط حکمی بوده مخصوص سالم مولی ابو حزیفه بوده و این هم که عرض کردم.

رضاء

به معنای مکیدن است. همه ی فقهای شما در کتاب های فقهی تان ببینید کتاب های لغت را ببینید اصلا می گویند:

الرضاء اللغتن اسم لمث ثدی .

اصلا رضاء لغتن اسم است برای مکیدن از سینه.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا.

جناب آقای ترابی هم پشت خط هستند. سلام و عرض ادب داریم ببخشید که شما خیلی پشت خط مانده اید.

بیننده:

سلام علیکم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

شب شما خوش.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

ممنون هستیم.

بیننده:

عرض سلام داریم خدمت شما و خدمت حاج آقای عزیز.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمه الله.

بیننده:

من با حضرت آیت الله از طریق موسسه بیش از شاید یک دهه آشنا هستم روی کار ایشان و تجلیل می کنم از زحمات ایشان.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

سلامت باشید

بیننده:

منتهی به عنوان یکی از دوست داران امشب بیشتر پیشنهاد دارم که حالا ممکن است سوال هم مطرح کنم پیشنهاد هایی که دارم اول این که نرم افزار هایی مثل مکتبه ی شامله و اهل بیت، جامع الأحادیث و جامع الکبیر این ها را که معرفی می نمایید برخی تهیه می کنند نحوه ی استفاده اش را ضمن این که در خودش راهنمایی دارد خوب متوجه نمی شوند.

پیشنهاد من این است که قبل از برنامه های زنده پنج دقیقه هر شب یک قسمتی را برای پیدا کردن بعضی از چیزها آموزش زنده ای داده بشود.

این از نکته ی اول که فکر می کنم خیلی به نفع شبکه باشد. و به نفع مردم برای بهتر فهمیدن مسائل.

مسئله ی دومی را که خدمت شما عرض می کنم این است که ما درد دین داریم که حتما این طوری است ان شاء الله باید کاری کنیم که به هم نزدیک بشویم سوال ها نه در این شبکه در آن شبکه ها فراوان است.

سوال ها را تقریبا با سوال جواب داده می شود در حالی که سوال این است که کار اشتباه است اگر اشتباه است باید چه کار کرد.

خب الآن امشب فرمودند حاج آقا که مثلا این روایت ضعیف است این پاسخ بسیار قانع کننده است. و ما برای آن ها بگوییم بروید فلان جا و آن ها برای ما بگویند.

نکته ی بعدی که می خواهم خدمت شما عرض کنم این است که مثلا برخی از سوال ها بر علیه همدیگر مثلا هزینه ی تلویزیون را از کجا می آوری این سوال ها را ما به آن ها بگوییم آن ها به ما بگویند این مشکلی را حل نمی کند. قتل هایی صورت می گیرد آیا سنی ها دست داشتند وهابی ها دست داشتند شیعیان دست داشتند و یا ناصری ها دست داشتند. این مشکلی را به نظر من حل نمی کند.

اگر درد دین است. که هست ان شائ الله قرآن می فرماید:

آیات محکمات.

ما بحث مان روی متشابهات است و این ها را بهتر است بباییم بررسی سندی و بررسی دلالتی بشود و همه ی این روایت هایی که موجود است و آن راویان مورد وثوق را در یک برنامه ای بگذارید مثل برنامه ی نود مرد نظر بدهند. مثلا بگویند مشترکات را بررسی کنیم و نظر بدهید مطمئن باشید مردم نظر می دهند و مردم ایران همه رأی مثبت خواهند داد. که بیاییم راویان مورد وثوق.

مثلا ابن عباس را فرض بفرمایید و یا احادیث مورد وثوق طرفین را هم از رواایت معتبر صحاح و هم از روایات کتبه ی اربعه و کتب کافی و چیزهای دیگر از ما است. بیاییم بگوییم این هم از نظر شیعه و هم از نظر سنی اگر پیدا کردید احادیثی از ایشان معتبر است.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

آقای ترابی وقت را هم داشته باشید.

بیننده:

اگر این طوری باشد هم آن ها و هم ما تکلیف مان روشن می شود. آن موقع آن حدیث ها را خود ما ها هم می توانیم پیدا کنیم. دین واقعی آن موقع پیدا می شود. آن موقع است که دیگر.

فی قلوبهم زیق فیتبعون ما تشابه.

فطرتی دیگر پیش نمی آبد کسی که خودش می رود روایت صحیح پیغمبر را نگاه می کند نه آن کسی که نام روایت صحیح را به خورد فردی بدهند چه آن چه آن چه آن فرقی نمی کند.

این ها همه جهاد است برای دین.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند حالا روی پیشنهاد حضرت عالی ما ببینیم دوستان ما چه می گویند. بنده هم با پیشنهاد حضرت عالی موافق هستم که نرم افزار ها روش استفاده اش آموزش داده بشود. حالا بتوانیم در این سراب وهابیت یا در کلمه ی طیبه دوستان ما پنج دقیقه ای اختصاص بدهند برای روش استفاده حداقل از این نرم افزار مکتبه ی اهل بیت که مال شیعه است حالا آن ها فعلا طلب آقایان.

در رابطه با این که راویان مشترک و غیره برادر بزرگوار من بحث رجال بحث اجتهادی است تخصصی است فرض بفرمایید سهل بن زیاد نزدیک 3000 تا روایت دارد یک فقیهی می آید از عدله استفاده می کند وثاقت سهل بن زیاد را یک فقیه دیگر می آید می گوید سهل بن زیاد ضعیف است از دیدگاه من.

بحث بحث اجتهادی است. احمد بن محمد بن عیسی بن عبید یک فقیهی می آید می گوید من از این قرائن استفاده می کنم ثقه است. یک فقیه دیگر می آید می گوید من استفاده می کنم غیر ثقه است. این ها در حقیقت مبنایی و اجتهادی است. و استدلالی است. این ها را نمی شود یک برنامه ی کلی برای همه ی روایت انسان بخواهد بیان کند. بله آقایان اهل سنت خودشان را راحت کرده اند آقا هر چه که در صحیح بخاری و صحیح مسلم است می گویند همه صحیح است.

خب وقتی که ما استناد می کنیم دیگر راه فرار ندارند ولی شیعه نه.

شیعه می گوید کتب اربعه وسائل و بحار همان روشی که آقایان اهل سنت در مسند احمد بن حنبل دارند صحیحش را قبول دارند غیر معتبر را قبول ندارند و مساند دیگر و سنن دیگر مثل سنن نسائی و ابو داود و دیگران و ابن ماجه مثلا آن ها است این هم اجتهادی است برادر بزرگوار من جناب آقای ترابی.

این ها را نمی شود انسان موردی بیان کند و بعضا هم یک سندی می آید بررسی یک سند بنده که یک عمری است که در این جا گذاشته ایم دو ساعت سه ساعت وقت می برد که انسان بگردد کتاب ها را در لا به لای کتاب ها در لا به لای رواایات و احادیث و تاریخ زندگی نامه ی این راوی را مطالعه کند. از قرائن استفاده کند ثقه است یا نمی شود استفاده کرد اگر ثقه است.

فرضا برای یک روایت راوی سه ساعت یا چهار ساعت وقت می برد که انسان بیاید از قرائن و از این شواهد از لابه لای روایاتی که نقل کرده افرادی که علیه او موضع گرفته اند علیه او موضع گرفته اند این ها را کنار هم بچیند و استفاده کند از قرائن از وثاقت از عدم وثاقت.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

حاج آقا فرصت ما تمام شده است فقط یکی از سوال ها ماند آقای ضراره. گفتند که حاج آقا اگر می شود.

فقط یک دقیقه اگر می شود تمام کنید.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

در رابطه با ضراره از عجلای فقهای عصر معصوم است. و افقه فقها است. و امام صادق فرمود:

لو لا ضراره لندرست أحادیث أبی.   

اگر ضرار ه نبود احادیث پدرم مندرس شده بود. و رفته بود.

راوی می آید خدمت امام صادق می گوید:

یابن رسول الله. شقتی بعیده.

من جای دوری هستم و دسترسی به شما ندارم مسائلم را از چه کسی سوال کنم.

حضرت فرمود:

علیک بهذا الرجل.

اشاره کرد به ضراره هر وقت که مسئله ای داشتی از این ضراره بپرس.

بله درباره ی ضراره یک سری روایاتی در ضم اش آمده آن هم امام صادق به پسر ضراره عبد الله گفت که به پدرت سلام برسان.

اگر من گاها در مضمت شما حرفی می زنم به خاطر این است که حکومت ها احساس کنند میان ما شکرآب است نیایند آقای ضراره را به اتهام داشتن رابطه ی با من مثل ابن ابی عمیر و دیگران زندانی کند و شکنجه کنند و اموالشان را به یغما ببرند فرمود همان کاری که صاحب سفینه حضرت خضر آمد کشتی را سوراخ کرد تا حکومتی ها کشتی را غصب نکنند.

چون دوران امر این بود کشتی سوراخ شده در دست صاحبش بماند از او استفاده کند و لو معیوب و یا این که نه خود کشتی کل کشتی را ببرند.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم حاج آقا. دیگر فرصت ما تمام شده دعا بفرمایید حاج آقا.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

دعا هم بکنیم.

بله. خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد هر چه سریع تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولای ما بقیه الله الأعظم بپوشان و ما را از یاران ویژه ی آن بزرگوار قرار بده، خدایا به آبروی محمد و آل محمد بر همه ی بیماران ما لباس عافیت بپوشان، رفع گرفتاری از گرفتاران بنما، حوائج حاجت مندان روا فرما. دعا های ما را به اجابت برسان.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم حاج آقا با این که مقداری هم کثالت داشتید ولی برنامه را الحمد لله تا آخر رساندید و مجکر هستیم از شما بینندگان عزیز که تا این لحظه ما را همراهی فرموده اید بسیار سپاس گذار هستم و از همه دوستان عزیزم در اتاق فرمان که تدارک این برنامه را دیده اند خیلی ممنون و سپاس گذار هستیم.

آقای آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی:

جواب آقای شریفی را نداده ایم.

حجت الاسلام و المسلمین آقای محسنی:

دیگر فرصت گذشت نمی شود به سوال آقای شریفی جواب داد ان شاء الله واگذار می کنیم برای جلسه ی آینده.

ان شاء الله تا دیداری بعد خداوند یار و نگه دار شما عزیزان باشد. ان شاء الله.

التماس دعا.

 

 

 

 

 

ا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.        

 

        



* دکتر سید محمد حسینی قزوینی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر