صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 23 تير 1395 تعداد بازديد: 742 
چالش
چالش
دانلود صوت
دانلود فيلم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 تاريخ اجرا: 23/04/1395

مجري:

بسم الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بينندگان عزيز شبکه جهاني ولايت دارم و با برنامه چالش ميهمان منازل شما هستيم؛ در خدمت استاد روستايي هستيم.

استاد روستايي:

بنده هم خدمت شما و بينندگان عزيز و فهيم شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و وقت بخير دارم و شام تخريب قبور ائمه بقيع عليهم السلام را خدمت بينندگان مان تسليت عرض مي‌کنم.

مجري:

شام تخريب قبور ائمه بقيع عليهم السلام است و در حقيقت يک لکه ننگي است در تاريخ اسلام و جهان که اين مصيبت را با دستان خبيث و پليد وهابيت رقم زد؛

امشب هم در اين مورد کليپ‌هايي تقديم حضورتان خواهد شد و رفتار متناقض وهابيت در خصوص ائمه بقيع عليهم السلام و ساير قبور را هم خواهيد ديد.

کليپ اول ادعايي است از يکي از شبکه‌هاي وهابي که با هم مي‌بينيم.

کليپ:

کارشناس اين کليپ عبدالفتاح خدمتي:

شغل سابق او به گفته آقاي ملازاده سانسورچي بوده و هدف وي از اجراي برنامه اين است که يک جو کاذبي را به وجود آورد و با اين جو کاذب سال‌ها روي گُرده مردم سوار شود.

عقيده او اين است وهابيت يعني فقط تمسک به کتاب الله، وهابيت يعني عمر، و اين خلاصه وهابيت است؛ و يکي از مقدسات او يزيد است. از بزرگ‌ترين اکتشافات خدمتي اين است که اسم آتنا براي دختر ظاهراً اشکالي ندارد بلکه به معني دعاست، در قرآن آمده ربنا آتنا في الدنيا حسنه.

خدمتي:

آيا تا به حال سابق داشته يک سني در يکي از شهرها مثل دمشق يا در زينبيه يا در عراق که آن‌ها افرادي را در آنجا به عنوان ائمه خود دارند، اقدام به بي احترامي به اين ائمه کنند يا تخريب بارگاه و گنبدهايي که نزد آقايان شيعه محترم است؛ سابقه نداشته پس اگر بنا بود سني اين کار کند اين عمل را انجام مي‌داد.

مجري:

ادعاي آقاي خدمتي که گفت سابقه ندارد يک عالم سني که در حقيقت شما بايد وهابي بشنويد و ببينيد، فتواي تخريب قبور ائمه و اهل بيت عليهم السلام را نداده؛

استاد روستايي:

ايشان آمد يک ادعايي کرد و يک مطلبي را بيان کرد که طبيعتاً از 2 حال خارج نيست، يا راست مي‌گويد يا دروغ مي‌گويد، چون اين‌ها از يک طرف داعيه اهل سنت دارند و از يک طرف فتوا به تخريب قبور مي‌دهند و حتي کارشناساني را به اسم اهل سنت در شبکه خودشان مي‌آورند و چنين فتاوايي از آن‌ها صادر مي‌شود. حالا من قبل از اين که بخواهم نظري دهم و در اين رابطه قضاوتي کنم کليپ بعدي را با هم ببينيم و بينندگان قضاوت کنند.

کليپ:

دمشقيه وهابي ناصبي:

من يک سني هستم؛ نسبت به فتوايي که در مورد منهدم کردن ضريح حضرت زينب دادم؛ من فتوا به خراب کردن گنبد حضرت زينب دادم.

خدمتي:

آيا تا به حال سابق داشته يک سني در يکي از شهرها مثل دمشق يا در زينبيه اقدام به تخريب بارگاه و گنبد‌هايي که نزد آقايان شيعه محترم است کنند؟

تخريب و نبش قبر عبدالسلام الاسمر

تخريب گنبد و حرم حضرت يونس (ع)

تخريب بارگاه حضرت سکينه (س) به فتواي کارشناسان شبکه‌هاي داعشي تروريستي

مجري:

آقاي دمشقيه وهابي ناصبي در شبکه داعشي و تروريستي کلمه بودند و يک برنامه‌اي بود و ايشان اين ادعا را کردند و اين فتوا را دادند و دقيقاً لفظ "انا افتي"، من چنين فتوايي را مي‌دهم به کار برد و بايد آن گنبدي که بر مزار نوراني و مقدس حضرت زينب سلام الله عليها است نابود و هدم شود.

استاد روستايي:

اين وهابي معلوم الحال را همه مي‌شناسند و يک شخصيتي است که به خاطر همجنس بازي از دانشگاه اخراج مي‌شود يعني يک مطلبي است که علماي اهل سنت هم مي‌دانند و مي‌شناسند و ما کليپ اين آقا را هم پخش کرديم. اين آقا ادعاي اهل سنت بودن دارد؛ ما نمي‌خواهيم بگوييم اهل سنت اين چنين‌اند؛

حرف ما اين است، يا راست مي‌گويد يا دروغ مي‌گويد، اگر راست مي‌گويي که اهل سنت چنين حرفي را نزده بايد بگوييم وهابيت اين کار را کرده، يعني به قول معروف بايد بگوييم وهابيت اين کار را کرده و اين کارشناسي که شما در شبکه‌تان آورده‌ايد او به دروغ ادعاي اهل سنت بودن مي‌کند يعني يا تو (خدمتی) راست مي‌گويي و دمشقيه دروغگو است و يا اين که دمشقيه راست مي‌گويد و تو (خدمتی) دروغ گويي؛ مثل ساير دروغ ممنوع‌هايي که از تو پخش کرديم؛

البته اعتقاد ما اين است که اين عقايد تخريبي و تکفيري اين‌ها همه زايده تفکر وهابيت است وگرنه در برنامه‌هاي ديگر هم بيان کردم که علماي اهل سنت نه تنها قائل به تخريب قبور اهل بيت عليهم السلام نيستند بلکه علماي بزرگ اهل سنت مثل ابوحنيفه جاروکش مرقد آقا امام صادق عليه السلام بودند، همان طور که اسکن مطلب را در شب گذشته نمايش دادم که علماي اهل سنت اين را به عنوان رديه بر وهابيت نقل کرده‌اند. اما اينجا آقاي خدمتي با يک تناقض گرفتار شده و ايشان مي‌گويد هيچ سني سابقه اين را ندارد بعد کارشناسي را در شبکه‌شان مي‌آوردند که ادعاي اهل سنت بودن مي‌کند و فتوا به تخريب گنبد و بارگاه حضرت زينب سلام الله عليها مي‌دهد، اين تناقضي است که اين آقايان در آن گرفتار هستند.

علاوه بر اين مسئله جالب است بدانيد اين آقايان وهابي نه تنها قائل به عقيده تخريب هستند، نه تنها ناصبي هستند، نه تنها تمام وجودشان را دشمني و عناد با اهل بيت عليهم السلام فرا گرفته بلکه همين آقايان براي کساني که بقيع را تخريب کرده‌اند کف مي‌زنند و باز ادعاي اهل سنت بودن هم دارند.

کليپ:

ملازاده:

دوستان قبرستان بقيع را ببينيد که سابقاً در زمان عثمانيان صوفي چه زيارت گاهي بوده و در عکس بعد در زمان دولت آل سعود چقدر شيوخ از بين برده‌اند و به حالت قبرستان برگردانده‌اند، خدا خيرشان دهد.

انصاري:

عده‌اي از دين بي خبر اين گنبد و بارگاه را ساختند که خدا خيرش دهد کسي را که آن را خراب کرد. 8 شوال هر روز شبکه‌هاي شما عزا مي‌گيرند که گنبد و بارگاه‌هاي قبور ائمه را در بقيع خراب کردند.

مجري:

اين هم وهابيون ناصبي که اعمال خبيثانه و مجرمانه آل سعود را تشويق و تاييد مي‌کنند و مي‌گويند گنبدها و مظاهر شرک را تخريب کردند.

استاد روستايي:

متاسفانه اين‌ها حرف‌شان اين است، اين قبرهايي که به اين شکل در آمده گويي اين افراد فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نيستند؛ حالا ما به آقاي خود فروش کاري نداريم و اصلاً سواد ندارد اما اين آقايي که ادعاي عالم بودن دارد و از او به عنوان عالم جليل القدر ياد مي‌کنند آيا قرآن نخوانده است؟ نفهميده که خداوند مي‌گويد و البدن، نسبت به شتري که در حج مي‌خواهد قرباني شود مي‌گويد اين شعائر الهي است چون مي‌خواهد قرباني شود؛ آن وقت آيا قبور مطهر فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اين‌ها شعائر الله نيستند؟ او نفهميده، که مي‌گويد خدا کساني که اين کارها (تخريب بقیع) را کرده‌اند خير دهد؟ اين واقعاً جاي ننگ است؛ البته مردم با دغدغه‌هاي آقاي ملازاده آشنا هستند، و در يکي از برنامه‌هاي چالش به خاطر دارم که خدمت حضرت عالي بوديم و من مطلبي را نمايش دادم که ايشان دغدغه‌اش اين بود برادران وهابي ما خواب هستند، به فکر قصرهايتان باشيد، به فکر دنيايتان باشيد، به فکر ميز و صندلي‌هايتان باشيد، و کلاً دغدغه‌اش اين است و طبيعي است که چنين حرفي بزند و بگويد خدا خيرشان دهد؛ آخر تو اصلاً مي‌فهمي توحيد چيست؟ تو اصلاً مي‌فهمي دين چيست که اين چنين صحبت مي‌کني؛ اگر خيلي زرنگي بيا دروغ هايت را جواب بده.

لازم است بعضي از مطالب را گوشزد کنم و ببينيم چشم انداز اين‌ها چيست؛ آيا واقعاً اين‌ها دنبال توحيد هستند يا دنبال هدم اصل اسلام‌اند؛ آيا سياست اين‌ها سياست نبوي است يا سياست اموي و معاويه اي؟ معاويه آمد يک قراردادي با امام حسن مجتبي عليه السلام امضاء کرد که عنوان آن قرارداد صلح بود و بعد از قرارداد آمد آن را زير پايش گذاشت؛ ما وقتي به پيشينه آل سعود بر مي‌گرديم مي‌بينيم دقيقاً همين طور است، کدام کنواسيون حقوق بشري است که آل سعود آن را زير پا نگذاشته باشد يعني کدام کنوانسيون است که اين‌ها در آن عضو باشند و زير پا نگذاشته باشند؛ از بحث کودک، بحث حقوق زنان، بحث حفظ آثار فرهنگي و اموال فرهنگي چه در حالت جنگ و چه در حالت صلح، اين‌ها همه اين‌ها را عضو‌اند ولي همه را زير پا مي‌گذارند؛ پس اين شباهت اول‌شان به بني اميه و معاويه است، اين‌ها قانون را زير پا مي‌گذارند.

شباهت دومي که اين‌ها به بني اميه و معاويه دارند اين است که هدف معاويه اين بود نام پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را دفن کند، ما در منابع هم داريم و دليلش اين بود که مأذنه‌ها نام پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم برده مي‌شود و گفت هدفم اين است که نام پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را دفن کنم. در مروج الذهب مسعودي اين مطلب آمده و به آقاي مغيره گفت

لا أمَ لك؛ والله ألا دفنا دفنا،

مروج الذهب  ج 2   ص 54، اسم المؤلف:  أبو الحسن على بن الحسين بن على المسعودي (المتوفى : 346هـ) الوفاة: 346 ، دار النشر :

گفت هدف من اين است نام پيغمبر را دفن کنم؛

حال مشابهت ديگر اين آقايان وهابي با معاويه و بني اميه دقيقاً همين است؛ اول از اولاد و اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم شروع کردند، همان طور که معاويه آمد از اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم شروع کرد، صب و لعن اميرالمومنين عليه السلام را کرد و بعد ماجراي زهر دادن به امام حسن عليه السلام و بعد زمينه چيني براي شهادت آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام؛ اين‌ها هم از اهل بيت عليهم السلام شروع کرده‌اند؛ گام دوم اين بود که معاويه گفت من مي‌خواهم نام پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را دفن کنم که اين آرزو را به گور برد؛ وهابي‌ها هم دقيقاً همين انگيزه را دارند که اين آرزو را به گور خواهند برد. در کتاب "تحفۀ المجيب" آقاي مقبل بن هادي الوادعي که از آقايان وهابي است که چند سالي است به درک واصل شده است، در این کتاب مي‌گويد

نحن نقول وتلكم قبة الهادي بجوارنا نتمنى نتمنى أن قد رأينا المساحي في ظهرها إلى أن تصل إلى الأرض لكن نرى أن ليس لدينا قدرة، فنحن إن شاء الله نؤجل هذا لغد أو بعد غد،

تحفة المجيب على أسئلة الحاضر والغريب (ص: 406) ، المؤلف: مقبل بن هادي الوادعي أبو عبد الرحمن ، الناشر: دار الآثار – صنعاء سنة النشر: 1423 - 2002

ما مي‌گوييم اين گنبد و بارگاهي که در جوار ما است نعوذ بالله، ما آرزو داريم که ببينيم کلنگ‌ها به پشت گنبد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌خورد تا اين که نعوذ بالله با خاک يکسان شود، ما مي‌بينيم که قدرتي نداريم که اين کار را انجام دهيم، ما اين را براي فردا و فرداها موکول مي‌کنيم؛

اين آرزويي بوده که اين آقاي وهابي داشته و همان آرزوي معاويه است که البته همان طور که معاويه آرزويش را به گور برد، او هم به گور رفت و چنين آرزويي را به چشمک نديد. در کتاب ديگرش به نام "رياض الجنة في الرّد علي اعداء السنه" است و در کنار اين کتاب، کتاب ديگري است به نام "حکم القبۀ المبنيه علي قبر الرسول" که در اينجا نامش آمده، نويسنده همين فرد است مي‌گويد

الخاتمه في واجب المسلمين نحو هذه القبه و غيرها من القباب... يجب علي المسلمين اعادۀ المسجد النبوي کما کان في عصر النبوة

رياض الجنة في الرّد علي اعداء السنه ص 275، المؤلف: مقبل بن هادي الوادعي أبو عبد الرحمن ، الناشر: مکتبه صنعاء الاثریه ، سنة النشر: 1424 – 2003، الطبعه الرابعه

بحث خاتمه من در آن تکليف واجب مسلمين است نسبت به اين قبه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و بقيه گنبدها... واجب است مردم مسجد نبوي را برگردانند و مثل همان زمان کنند؛

در اينجا مي‌گويند مثل اين که داعيه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را دارد و مي‌گويد مثل آن زمان باشد! اما در ادامه مي‌گويد

وانه يجب عليهم ازالۀ تلک القبه،

رياض الجنة في الرّد علي اعداء السنه ص 275، المؤلف: مقبل بن هادي الوادعي أبو عبد الرحمن ، الناشر: مکتبه صنعاء الاثریه ، سنة النشر: 1424 – 2003، الطبعه الرابعه

واجب است بر اين‌ها گنبد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را از بين ببرند

حالا اين چه کسي باشد که بخواهد چنين وجوبي را براي مردم معين کند. باز اين آرزو به آقاي وادعي اختصاص ندارد، آقاي الباني هم اين آرزويش را به گور برد؛ در "تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد" از ناصر الدين الباني، چاپ مکتبۀ المعارف در رياض عربستان است، مي‌گويد

قلت : ومما يؤسف له أن هذا البناء قد بني عليه منذ قرون

تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد (ص: 91)

من مي‌گويم براي چيزهايي که تاسف خورده مي‌شود اين است که، اين بنا قرن هاست که بر روي مرقد شريف پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بنا نهاده شده؛

بعد مي‌گويد اين بايد از بين برود؛ و در جاي ديگر مي‌گويد

فالواجب الرجوع بالمسجد النبوي إلى عهده السابق وذلك بالفصل بينه وبين القبر النبوي بحائط ... اعتقد أن هذا من الواجب على الدولة السعودية إذا كانت تريد أن تكون حامية التوحيد حقا

تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد (ص: 92)

بايد آن را به زمان سابق برگردانيم، بياييد بين قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم و مسجد ديوار بکشيم؛ (اول مي‌خواهد قبر پيامبر را بيرون آورد بعد مي‌گويد) بر دولت سعودي واجب است، دولتي که بر توحيد بنا نهاده شده؛

حالا ما خواهيم ديد توحيد اين‌ها چه توحيدي است، چشم انداز اين‌ها و اين آرزوي اين‌ها را خواهيم ديد، آن وقت معلوم مي‌شود توحيد اين‌ها چه توحيدي است.

نفر سوم آقاي بن باز است که جالب است هر 3 نفر اين‌ها به درک واصل شدند و آرزوها را به گور بردند آقاي بن باز در سايت خودش، "الموقع الرسمي لسماحه الشيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز" مي‌گويد

حکم بناء القباب علي القبور، وشبهة القبة التي على قبر الرسول صلى الله عليه وسلم... فالحکومته السعوديه الاولي و الاخري... انما ترکوا هذه القبۀ المحدثه خشيۀ الفتنه...

https://www.binbaz.org.sa/noor/1367

حکم بناي قبه‌ها بر قبرها و شبه آن قبه‌اي که بر قبر رسول خداست، و مي‌خواهد راجع به اين صحبت کند... حکومت سعودي اولي و آخري، اين قبه‌اي که بعداً ايجاد شده را از ترس فتنه رها کرده‌اند و اين که گمان بد به آن‌ها نبرند،

حالا آن چنان مي‌گويد بعداً که تصور مي‌شود قبه پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم 2 روز است ساخته شده در صورتي که 900 سال پيش ساخته شده؛ بعد مي‌گويد

فهو موضوعة متأخرة من جهل بعض الأمراء، فلو أزيلت فلا بأس بذلك بل هذا حق

https://www.binbaz.org.sa/noor/1367

اين قبه تازه درست شده است از جهل برخي امرا بوده، اگر اين را از بين ببرند اشکالي ندارد بلکه اين حق است که گنبد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را از بين ببرند،

حالا من خيلي اطاله نمي‌دهم و در ادامه هم مطالبي را بيان مي‌کند که صوت اين مسئله را هم ما داريم و صوت خود آقاي بن باز است و مي‌گويد حق است که گنبد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را خراب کنند. باز غير از اين وهابي، وهابي ديگري داريم که در سايت الاسلام سوال و جواب مي‌گويد

القبة الخضراء في المدينة، تاريخها، وحكم بنائها، وبقائها

که پيرامون اين مي‌خواهد صحبت کند؛ شيخ صالح العصيمي مي‌آيد پيرامون سبب عدم انهدام قبه بحث مي‌کند و مي‌گويد شيخ صالح العصيمي گفته

إن استمرار هذه القبة على مدى ثمانية قرون لا يعني أنها أصبحت جائزة، ولا يعني أن السكوت عنها إقرار لها، أو دليل على جوازها، بل يجب على ولاة المسلمين إزالتها

http://islamport.com/k/ftw/3802/2677.htm

اين گنبد 8 قرن است که ثابت مانده است، و اين معناي اين نيست که جايز است، قصد نشده کساني که سکوت کرده‌اند اقرار به جواز کنند يا دليل بر جواز نيست، بلکه بر فرمانرواي مسلمين واجب است که اين را از بين ببرند

و به زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم برگردانند و زخارف و گنبد و بارگاه را بردارند و در راس آن‌ها مسجد نبوي است، البته تا زماني که فتنه بزرگ‌تري بر اين بار نشود، اگر فتنه بار شود ولي امر مي‌تواند اين مسئله را براي يک فرصت مناسب بگذارد. اين آقا به گونه‌اي حرف مي‌زند که گويا در اين 8 قرن مسلماني بر تارک هستي نبوده، اين همه عالم آمدند و رفتند، خب اگر اين مسئله شرک و کفر و بدعت بود، اگر اين مسئله ايراد داشت چرا علما از بين نبردند، چرا علما در اين قصه حرفي نزدند؛ شما مي‌گوييد علما همه آمده‌اند و توسل و تبرک هم در کتاب‌ها آمده، آداب زيارت را نسبت به همين مرقد شريف بيان کرده‌اند، کسي نيامده بگويد اين را بايد بيرون ببريم، ديوار بکشيم؛ يعني اين‌ها همه مسلمان نبوده‌اند، اين‌ها نه تنها سکوت کردند نه تنها اقرار بر اين مسئله داشتند بلکه در کتب‌شان ذکر کردند و عمل هم کردند؛ از امام مالک که مي‌آيد و زيارت مي‌کند و به منصور هم مي‌گويد رو به قبر زيارت کن، امام مالک نمي‌گويد ديوار بکش، سندش هم معتبر است، تا ديگر علماي اهل سنت در طول تاريخ احدي نيامده اين حرف را بزند؛ اما چشم انداز وهابيت همين است و جالب است چشم انداز آقايان وهابي بالاتر از اين است، حرف اين‌ها اين است که اصلاً بايد بدن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را بيرون آورد؛ در سايت ديگر فتاواي آقاي قرضاوي آمده که بحث آن طولاني است تا به اينجا مي‌رسد و مي‌گويد اگر در مسجدي قبري بود بايد چه کار کرد، مي‌گويد

بناء ضريح و مسجد في ارض مملوکۀ بغير اذن اصحابها موقع القرضاوي،

فإن كان المسجد قد بني أولا ثم طرأ عليه القبر أزيل القبر، وإن كان الأمر بالعكس أزيل المسجد الذي لم يبن على تقوى من الله ورضوان. وبهذين الوجهين لم يعد لهذا المسجد حرمة، وشأنه شأن مسجد الضرار

http://www.qaradawi.net/new/Articles-10588

اگر مسجد ابتدا بنا شده و بعد قبر در آن قرار گرفته است قبر بايد از بين برود، اگر قبري بوده و آمده‌اند روي آن مسجد ساخته‌اند، مسجد بايد از بين برود، اين مسجد، مسجدي است که بر تقوا و رضوان الهي بنا نهاده نشده و روي قبر آن را ساخته‌اند، به خاطر اين دو وجهي که گفتيم براي مسجد حرمتي شمرده نمي‌شود، ‌شان چنين مسجدي‌شان مسجد ضرار است،

يعني چه مسجدي که اول بوده بعد قبر آمده يا قبري که بعداً مسجد روي آن ساخته شده. گويي اين آقا نعوذ بالله از خدا هم بهتر مي‌فهمد؛ در مورد اصحاب کهف در سوره کهف مي‌گويد

قَالَ الَّذِينَ غَلَبُواْ عَلىَ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِْم مَّسْجِدًا

سوره کهف آیه 21

کساني که دنباله رو اين‌ها بودند؛ مشرکين که دنباله رو اين‌ها نبودند کهبايد روي اين‌ها مسجد بسازيم،

حالا چون در غار بودند منظور حد المقدور‌ترين جا به آن هاست؛ حالا اين آقا مي‌گويد اگر قبري باشد و روي آن مسجد بسازيم بايد خراب شود و ‌شان آن ‌شان مسجد ضرار است، آيا تو از خدا بيشتر مي‌فهمي؟ چرا خدا نگفت اين کار حرام است، خداوند صاف و روشن موضع خودش را بيان مي‌کند، خدا وقتي از مسجد ضرار صحبت مي‌کند مي‌گويد اين مسجد بر تقوا بنا نهاده نشده اما در مورد مسجد اصحاب کهف صحبت مي‌کند نمي‌گويد بر تقوا بنا نهاده نشده، خدا هم نعوذ بالله خودش نمي‌داند و شما مي‌دانيد؛ علاوه بر آن مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بوده است و بعد به خاطر توسعه مسجد اين قبر در داخل مسجد قرار گرفته است، چه فرقي مي‌کند که شما مسجدي باشد و کسي را در آن دفن کني، چه به خاطر توسعه در آن قرار بگيرد، گرچه به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم رسيده‌اند ترسيده‌اند و گفته‌اند اين توسعه بوده و اين شامل نمي‌شود ولي عمق حرف‌شان اين نيست، عمق حرف‌شان اين است که بايد استخوان‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را بيرون آورد، يعني اين‌ها هيچ حيايي از پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم ندارند لذا مي‌بينيم حتي قبور امهات المومنين را از بين مي‌برند، قبر مادر پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را از بين مي‌برند و ديگر به نحوي مي‌شود که صداي علماي اهل سنت در مي‌آيد. آقاي يوسف بن السيد هاشم الرفاعي در کتاب "نصيحۀ لاخواننا علماء نجد"، که علماي نجد همان علماي وهابي هاست، در کتابش نوشته آقاي الباني خجالت بکش اين چه حرفي است، مي‌گويد

آويتم (ناصر الألباني )ونصرتموه وسمحتم له بنشر كتابه : (أحكام الجنائز وبدعها ) الذي طالب فيه جهاراً بإخراج قبر المصطفى صلى الله عليه وآله وسلم من المسجد الشريف ، وهذا الهراء ردَّده أيضاً في رسالته "تحذير الساجد" انظر (ص 68 - 69 )

نصيحة لإخواننا علماء نجد (ص: 18)

شما به آقاي الباني پناه داديد و ياري‌اش کرديد و کتابش که احکام الجنائز و بدعها بود را انتشار داديد، آن کتابي که در آن کتاب آشکارا طلب کرده قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم بايد از اين مسجد بيرون بيايد، و نمونه‌اش را هم من در تحذير الساجد از خود آقاي الباني نشان دادم؛

اين آرزوي وهابيت است. اما نکته ديگري که من لازم مي‌دانم خدمت بينندگان عزيز عرض کنم اين است که ما تا به اينجا بيان کرديم که آقايان وهابي حرف‌شان اين است که اولاً نسبت به اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌گويند دست آل سعود درد نکند که آمديد قبور را خراب کرديد يعني سياست‌شان اموي و معاويه‌اي است و اول اهل بيت عليهم السلام را از بين مي‌برد، بعد نوبت به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌رسد و حرف‌شان نسبت به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين است که جرات نمي‌کنند اما جالب است بدانيد که چه چيزي براي اين‌ها مهم است، کدام قبور براي اين‌ها مهم است، قبر پيغمبر که برايشان تقدسي ندارد، قبر اهل بيت عليهم السلام تقدس ندارد، اما ببينيم کدام قبرها تقدس دارد.

کليپ:

عزاداري و جنجال شبکه‌هاي وهابي بعد از تخريب بخش‌هايي از گنبد خالد بن وليد!

مجري:

خباثت و پليدي وهابيت همين است که براي حرم خالد بن وليد که گنبد هم است و هيچ آسيبي هم به ظاهر آن گنبدها نرسيده و اصلاً تروريست‌ها آنجا پناه گرفته بودند و به خاطر همين هم اطراف آنجا درگيري شده بود، اينطور سر و صدا راه مي‌اندازند، عزاداري مي‌کنند، محکوم مي‌کنند و خيلي ناراحت مي‌شوند و از طرف ديگر آن طور صدايشان بلند است و براي تخريب گنبدها و قبور ائمه فتوا مي‌دهند.

استاد روستايي:

اين قبر خالد بن وليد است که معروف به مسجد خالد بن وليد است، خب چطور مي‌شود اين قبر که در اين مسجد است نه فتوا به تخريب گنبد آن مي‌دهيد، نه فتوا مي‌دهيد که قبر را بيرون آوريد يا ديوار بکشند و نه اين که اصلاً کوچک‌ترين موافقتي مي‌کنيد بلکه يک وله غمناک گذاشتند و گفتند‌ اي مسلمان خالد بن وليد در خطر است. خالد بن وليد چه کسي است، و خوب است ببينيم اين آقا چه کارهايي انجام داده است. يکي از کارهايي که آقاي خالد بن وليد انجام داده است اين است که صحابي جليل القدر رسول خدا، مالک بن نويره را به ناحق کشته، شراب هم خورده، با همسرش هم نعوذ بالله زنا کرده است و براي قتلش هم 2 دليل گفته‌اند، که من از خواهرهاي محترمي که پاي گيرنده هستند عذر مي‌خواهم، اول به خاطر زيبايي همسر اين آقا و دوم به خاطر غنيمت، و اين چيزي است که علماي اهل سنت گفته‌اند. در کتاب مصنف عبدالرزاق صنعاني از علماي بزرگ اهل سنت، شخصيتي که علماي اهل سنت گفته‌اند اگر اين آقا مرتد هم شود ما از او نقل مي‌کنيم. در حديث 18722، عبدالرزاق از معمر از الزهري که سند معتبر است، مي‌گويد ابا قتاده گفت

أبا قتادة قال خرجنا في الردة حتى إذا أنتهينا إلى أهل أبيات حتى طلعت الشمس للغروب فأرشفنا إليهم الرماح فقالوا من أنتم قلنا نحن عباد الله فقالوا ونحن عباد الله فأسرهم خالد بن الوليد حتى إذا أصبح أمر أن يضرب أعناقهم قال أبو قتادة فقلت اتق الله يا خالد فإن هذا لا يحل لك قال اجلس فإن هذا ليس منك في شيء قال فكان أبو قتادة يحلف لا يغزو مع خالد أبدا قال وكان الأعراب هم الذين شجعوه على قتلهم من أجل الغنائم

مصنف عبد الرزاق  ج 10   ص 174، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي

ما به اصطلاح خودمان به جنگ مرتدين رفتيم و به اهل ابيات رسيديم و خورشيد طلوع و غروب کرد، ما نيزه‌ها و صلاح هايمان را آماده کرديم و به سمت آن‌ها رفتيم، گفتند شما که هستيد که با صلاح آمده‌ايد؟ گفتيم ما بندگان خدا هستيم، ما هم بنده خدا هستيم؛ آقاي خالد بن وليد اين‌ها را اسير کرد تا اين که صبح شد و امر کرد که گردن اين‌ها را بزنند، ابوقتاده گفت، اين براي تو حلال نيست، اين‌ها مسلمان‌اند چرا مي‌خواهي گردن‌شان را بزني، گفت سر جايت بنشين، به تو ربطي ندارد؛ آقاي ابو قتاده مي‌گويد من قسم خوردم که ديگر با خالد نجنگم بعد ابوقتاده بيان مي‌کند اعراب آمدند خالد بن وليد را تشويق کردند که اين‌ها را بکشد و به خاطر غنيمت و پول مسلمان را کشتند.

باز نمونه‌اي ديگري در منابع اهل سنت داريم که مي‌گويند به خاطر زيبايي همسرش او را کشتند، شراب خورد که تاريخ الاسلام ذهبي مي‌آيد بحث شراب خواري و بحث زناي با همسر مالک بن نويره را نقل مي‌کند و آقاي مقدسي نقل مي‌کند که به خاطر زيبايي همسرش او را کشت. شما ببينيد اين آقا اين جنايات را کرده است، در مورد آدم کشي ما در قرآن داريم اگر کسي از روي عمد کسي را بکشد جهنم ابدي جزاي اوست؛ اين آقا مي‌دانست اين‌ها مسلمان هستند، يک صحابي ديگر هم آمد گفت اين‌ها مسلمان هستند و حلال نيست اين کار را بکني اما باز هم گوش نداد و از عمد کشت و بعد از اين کار سر آن‌ها را بريد و به عنوان پايه ديگ غذا قرار داد و ديگ را روي آن گذاشت و آتش روشن کرد.

مجري:

جالب است شبيه اين کارها را داعش هم انجام مي‌دهد.

استاد روستايي:

لذاي امثال خالد بن وليد مقتداي داعش است که اين شبکه‌هاي داعشي اينطور برايش ناله سر مي‌دهند. جالب اين جاست خبر به آقاي عمر بن خطاب رسيد و عمر به ابوبکر گفت خالد را بايد بکشي گفت اشکالي ندارد حالا يک اجتهادي کرده است، گفت زنا کرده است، گفت اجتهاد کرده و به اين نتيجه رسيده بايد زنا کند حالا نمي‌دانم مگر مي‌شود اجتهاد کرد و نعوذ بالله زنا کرد، قرآن مي‌گويد زنا حرام است، گفتند شراب خورده گفت مجتهد است حالا يک شراب هم خورده است. يعني آدم کشته ثواب مي‌برد، زنا کرده ثواب مي‌برد، شراب هم خورده ثواب مي‌برد؛ اين شده مقتداي داعشي که امروز جهاد النکاح مي‌کند، اين شده مقتداي داعشي که مي‌آيند طلاي زنان و اموال مردم را مي‌دزدند که در اخبار مي‌بينيم که برنج‌هايي که از خانه‌هاي مردم دزديده‌اند کشف مي‌شود؛ لذا براي آقايان وهابي اين آدم‌ها مهم‌اند اما اهل بيت پيغمبر و پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مهم نيستند.

مجري:

کار به جايي رسيد و اين تناقضات را بسياري از بينندگان عزيز از اين شبکه‌ها ديدند و يک بيننده بزرگواري تماس گرفت و به آقاي عقيل بي عقل گفت شما اين تناقضات را داريد، و اينطور مي‌آييد حمله‌اي که آسيب آن چناني هم وارد نکرده اينطور محکوم مي‌کنيد و از آن طرف در شبکه خودتان فتوا مي‌دهيد و فتواي دمشقيه را در مورد تخريب گنبد و بارگاه ملکوتي حضرت زينب سلام الله عليها مي‌آوريد و آقاي عقيل هاشمي هم هيچ پاسخي نداشت؛ کليپ را با هم ببينيم.

کليپ:

بيننده:

شما مي‌گوييد ما حرم و گنبد و بارگاه فقط حرمين شريفين را داريم؛ حرم خالد بن وليد در همين سوريه که گنبد و بارگاه و ضريح دارد چرا وقتي موشک به نزديکي آن خورده بود شما در شبکه‌تان روضه خواني راه انداخته بوديد، آقاي دمشقيه در شبکه خودتان فتوا به تخريب حرم و گنبد و بارگاه حضرت زينب مي‌دهد، خب مي‌گذاشتيد حرم خالد بن وليد را هم خراب کنند، چرا شما محکوم کرديد؟ شما شبهه مي‌اندازيد و فقط اين براي شيعه بد است؟

مجري:

در ادامه هم آقاي عقيل هاشمي اصلاً و ابداً در اين برنامه هيچ پاسخي نداد و اصلاً به اين موضوع نپرداخت و نيامد بگويد که ما عذر خواهي مي‌کنيم اگر هم محکوم کرديم ديگر محکوم نمي‌کنيم، کار درستي بوده و به قول آقاي قرضاوي آنجا مسجد ضرار بوده و بايد آن گنبد تخريب شود؛ خير آقاي عقيل هاشمي اين حرف را هم نزدند و اين‌ها دفاع مي‌کنند و دفاع خواهند کرد و موضع‌شان کاملاً مشخص است.

استاد روستايي:

اين مسئله براي اين‌ها هيچ اهميتي ندارد که اين شخصيت زنا کرده يا شراب خوار است چون اين‌ها اصل اسلام را هدف گرفته‌اند، وقتي کسي مي‌گويد آرزو دارم کلنگ به گنبد پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم بخورد اين چه مي‌فهمد، آيا اين جزء به جهاد النکاح فکر مي‌کند، آيا اين جزء به شراب خواري فکر مي‌کند، آيا اين جزء به بت پرستي فکر مي‌کند، اين‌ها هدفشان همين است و جالب اين جاست چشم انداز اين‌ها بالاتر است منتهي قبل از اين که ما آن چشم انداز را بيان کنيم يکي ديگر از اين افرادي که براي اين‌ها مهم است را ببينيم که در مورد قبر او چه مي‌گويند.

کليپ:

ملازاده:

تخريب قبر ابن تيميه به دست رافضي‌ها چيز عجيبي نيست، خدا لعنت‌شان کند، قبر ساده ابن تيميه در داخل دانشگاه دمشق است.

مجري:

کساني که قبر ابن تيميه را تخريب کرده‌اند خدا لعنت‌شان کند اما طبق قول آقاي ملازاده و فرد خود فروش دست آل سعود درد نکند که قبور ائمه عليهم السلام را تخريب مي‌کند و کار درستي مي‌کند و مظاهر شرک است اما قبر ابن تيميه، قبر خالد بن وليد اين‌ها براي‌شان مهم است و مي‌گويند خدا لعنت کند کسي را که اين‌ها را تخريب مي‌کنند. اين هم از مواضع عجيب و غريب و متناقض وهابيت است که البته در حقيقت متناقض نيست و ما مي‌دانيم که در باطن و فکر اين‌ها چه مي‌گذرد.

استاد روستايي:

 اگر قبر ابن تيميه باشد و کسي آن را تخريب کند خدا بايد لعنتش کند که البته شيعه هم تخريب نکرده است، و قبر ابن تيميه مظاهر شرک نيست، قبري که 2 متر از زمين بالا آمده است مظاهر شرک نيست، بينندگان عزيز در اينترنت جست و جو کنند و قبر ابن تيميه را ببينند؛ اما اگر قبر بچه‌هاي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم باشد شرک است و اشکال دارد؛ اگر قبر خود پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم باشد شرک است و اشکال دارد اما ابن تيميه خداي وهابيت است و هيچ مشکلي ندارد تازه نه تنها قبر ابن تيميه مشکلي ندارد بلکه به قبر آقاي ابن تيميه هم مي‌توان تبرک کرد اما قبر اهل بيت عليهم السلام نمي‌شود. کتابي است پيرامون تبرک به قبر ابن تيميه به نام "القول الجلي في ترجمۀ شيخ الاسلام تقي الدين ابن تيميه الحنبلي" که مي‌گويد در کنار اين کتاب العقود الدريه، کواکب الدريه، الرد الوافر است و در بخش الرد الوافر مي‌آيد از يک شخصي نام مي‌برد؛ شيخ الامام العلامۀ حافظ الشام و مورخ الاسلام قاضي القضاۀ شهاب الدين علم النقاد المتفنين، الي آخر که کلي راجع به آن صحبت مي‌کند، بعد اين آدم مي‌گويد من جوان بودم و دختري داشتم که چشمش يک بيماري پيدا کرده بود،

وكان لنا اعتقاد في ابن تيمية وكان صاحب والدي ويأتي الينا ويزور والدي فقلت في نفسي لآخذن من تراب قبر ابن تيمية فلأكحلها به

الرد الوافر  ج 1   ص 74، اسم المؤلف:  محمد بن أبي بكر بن ناصر الدين الدمشقي الوفاة: 842 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1393 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : زهير الشاويش

و به ابن تيميه اعتقاد داشتيم، ابن تيميه رفيق پدرم بود و پيش ما مي‌آمد و پدرم را زيارت مي‌کرد من مي‌روم از قبر ابن تيميه خاک بر مي‌دارم و سرمه چشم بچه‌ام مي‌کنم و بعد اين کار را کردم که دخترم خواب بود و در خواب خوب شد.

اگر ابن تيميه باشد مي‌توان بر او تبرک کرد، و قبرش را هم هر کسي خراب کند ملعون مي‌شود. باز هم در کتاب ديگري المجموع المشتمل علي الدرر الاتيه ص 39 همين ماجرا را نقل مي‌کند يعني اگر قبر ابن تيميه بود تبرک به آن اشکال ندارد، شفاء اشکال ندارد، هر کي هم آن را تخريب کند ملعون است اما اگر قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم بود نمي‌توان به آن تبرک کرد، شفاء نمي‌تواني بگيري و اصلاً نعوذ بالله بايد تخريب شود؛ اگر غذاي نذري اهل بيت عليهم السلام بود نعوذ بالله به گفته کارشناس خبيث شبکه وهابي که مي‌گفت از شراب نجس‌تر است اما اگر غذاي بن باز باشد اشکالي ندارد، اين برخوردهاي متناقض در بين اين‌ها وجود دارد براي اين آقايان توحيد ابن تيميه است، نبوت ابن تيميه است، امام‌شان ابن تيميه است، معادشان ابن تيميه است، همه چيزشان ابن تيميه است و جالب اين جاست اين‌ها به خود خدا هم رحم نمي‌کنند، فقط اين نيست که اين‌ها با اهل بيت عليهم السلام مشکل دارند، ما اهل بيت عليهم السلام را بيان کرديم که اين‌ها با آن مشکل دارند، پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم را هم بيان کرديم، اين‌ها به خود خدا هم رحم نمي‌کنند؛ کليپ بعدي را با هم ببينيم.

کليپ:

صدور فتواي تخريب کعبه توسط وهابيت

شيعه:

شما معتقديد که ساختن بنا شرک است و اينجا (بقيع) که بنا داشت آن را خراب کرديد، گفتيد حرام است و شرک است و کفر است، خب اين را هم ( گنبد خضراء را) اگر راست مي‌گوييد تخريب کنيد، خب (بناي قبر) صحابه جليل القدر ابوبکر و عمر را هم تخريب کنيد، اگر واقعاً حرام است، حرام، حرام است! چطور براي آن طرف حلال و براي اين طرف حرام است.

وهابي:

ما نمي‌گوييم اين گنبد براي احترام به رسول است! اين‌ها احترام نيست، اين‌ها حرام است؛ ما مطيع رسول هستيم، رسول به عايشه گفت‌اي عايشه اگر قوم شما قريب اسلام نمي‌بود من اين کعبه را خراب مي‌کردم اين کعبه را که مي‌بيني، اين کعبه بناي مشرکين است.

شيعه:

عذر خواهي مي‌کنم يعني حضرت اسماعيل و ابراهيم مشرک بودند که کعبه را بنا کردند؟ سبحان الله سبحان الله.

وهابي:

سبحان الله نگو، گوش کن اين کعبه بناي ابراهيم نيست.

د. کيوا- از علماي اهل سنت تونس:

هدف وهابيت، تخريب بيت الله الحرام و قبر پيامبر (ص) است.

شيخ نبيل نعيم از رهبران سابق وهابي:

از جمله افکار داعش اين است که حج نمادي از بت پرستي است و کعبه بايد تخريب شود.

مبلغ وهابي عبدالله المحيسني:

کدام خلافتي؟ چه خلافتي؟ همان خلافتي که با آن کعبه تخريب مي‌شود.

مجري:

تخريب کعبه هم يکي از اهداف اصلي وهابيت پليد است که به تصريح عالم سني و هم به تصريح خود وهابي‌ها و به تصريح آقاي عبدالله المحيسني که داعشي هم بوده و تکفيري است و الان هم شيخ و درس خوانده است و سايت رسمي هم دارد و خيلي صريح هم مي‌گويد خلافتي که مد نظر‌شان است و دولت به اصطلاح اسلامي‌شان که در حقيقت دولت کفر و تروريستي است، هدف‌شان تخريب کعبه است.

استاد روستايي:

اين وهابي مي‌گويد کعبه بناي ابراهيم عليه السلام نيست؛ در اين که يک بدعت‌هايي در طول تاريخ نسبت به کعبه صورت گرفته و بعضي‌ها يک بدعت‌هايي انجام داده‌اند شکي در آن نيست ولي در مورد خود کعبه قرآن در سوره بقره مي‌فرمايد:

وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا  إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم

سوره بقره آیه 127

زماني که ابراهيم و اسماعيل ديوارهاي کعبه را بالا بردند گفتند خدايا اين را از ما قبول کن تو شنوا و عالم هستي؛

اين کلام قرآن است و قرآن مي‌گويد کعبه بناي ابراهيم عليه السلام است، تازه خدا به او دستور داده و بعد ابراهيم عليه السلام دعا مي‌کند که خدايا اين را از ما قبول کن، آن وقت اين‌ها مي‌گويند خير کعبه بناي مشرکين است و بايد از بين برود. اين‌ها بهانه است بعد هم با حديثي از صحيح بخاري مي‌خواهد براي شيعه استناد کند، و نمي‌فهمد که نبايد اينطور استناد کند. يک حرفي را مي‌زنند و يک خلافي را بيان مي‌کنند که خودشان هم در آن قاعده گير مي‌کنند که چه طور آن را توجيح کنند؛ پس بنابراين براي وهابيت اهل بيت عليهم السلام مهم نيست، رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم مهم نيست و براي وهابيت الله تبارک و تعالي هم مهم نيست؛ هدف اين‌ها هدم دين است لذا مي‌بينيد الان در بعضي از فضاها در جنبش‌هاي آتئيستي فعاليت مي‌کنند و به اسم آتئيست می‌خواهند ریشه دين را بزنند، با اين که اين قدر نفهم‌اند و نمي‌دانند چقدر در فضاهاي مجازي گاف مي‌دهند و خلاصه آن ماهيت واقعي خودشان را رو مي‌کنند.

آقاي قلخاني از ورامين

مطلبي را خدمت تان عرض کنم. از سال‌ها دور‌تر اجداد همين وهابي‌ها بارها و بارها آمدند قبر امام حسين و ساير امام‌هاي ما را خراب کردند و باعث محبوب‌تر شدن و شناخته‌تر شدن امام‌هاي ما در کل جهان شدند و اين‌ها بايد بدانند اگر مي‌خواهند امام‌هاي ما را از بين ببرند بايد قلب‌هاي ما را از بين ببرند چون اين‌ها در قلب و خون ما هستند.

سوالم در مورد حضرت رسول است که آيا در آن موقع هم خودشان به زيارت قبرها مي‌رفتند يا مطلب يا حديثي در اين مورد وجود دارد؟

آقای مهدوي از بوکان

شما اين کليپ‌هايي که نشان مي‌دهيد و دست وهابيت را رو مي‌کنيد، بعد يک سري از هموطن‌هاي ما يا در کانال‌هاي ديگر مثل کانال خبيث کلمه، کار وهابيت را تاييد مي‌کنند؛ يا مثلاً شما هر وقت از وهابيت ايراد مي‌گيريد هموطنان اهل سنت‌مان زنگ مي‌زنند و از آن‌ها طرفداري مي‌کنند.

مجري:

البته اهل سنت نيستند، اولاً بسياري از اين تماس‌ها ساختگي است و افراد مجهول الهويه تماس مي‌گيرند و در درجه بعدي اين‌ها افرادي‌اند که تعداد‌شان کم است و اهل سنت هم نيستند و ما بارها اشاره کرده‌ايم که خود اهل سنت براي بزرگان‌شان گنبد ساخته‌اند.

بيننده:

يک روايتي شنيده‌ام که زمان خلافت حضرت علي يا زمان پيامبر، پدرها مي‌خواستند ببينند فرزندشان حلال زاده است يا خير به حضرت علي نشان مي‌دادند و اگر مي‌گفتند خوب است بچه حلال زاده و اگر مي‌گفت آدم بدي است مثلا مي‌گفتند اين بچه حرام زاده است، مي‌خواستم ببينيم اين روايت صحيح است و سند دارد يا خير.

آقای روشني از خوزستان

يکي از نکات اصلي که مي‌خواستم مطرح کنم استاد به درستي اشاره کردند و آن آيه 21 سوره کهف است؛ و در عبارتي از همين آيه 21 مي‌فرمايد

اذ يتنازعون بينهم امرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا،

اين بنيان اعم از هر گونه ساخت و سازي است يعني مسجد يک مصداق از بنيان است که در ادامه مي‌فرمايد

ربهم اعلم بهم قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا،

آن‌هايي که غلبه به موضوع واقعي و واقعيت امر اصحاب کهف داشتند گفتند بهتر اين است که نه يک ساختمان معمولي بلکه مسجدي بر آن‌ها بسازيم و اساتيد تفسير قطعاً بهتر مي‌دانند اما مهم اين است که مسجد را بر اين‌ها و يا بر قبور‌شان يا محلي که اين‌ها بودند ساختند و قرآن هم رد نکرده است بلکه نقل کرده و اين مورد تاييد قرآن است. همين آيه را اگر آقايان وهابي بخواهند بخوانند همان طور که استاد فرمودند اين‌ها قول‌شان و سخنشان فراتر از سخن قرآن و خداست يعني خودشان را برتر مي‌دانند. فکر مي‌کنم اين آيه را اگر استاد بيشتر تفسير کنند خيلي بهتر است هر چند که آن‌ها به ظاهر قرآن را مي‌پذيرند و هر جاي قرآن را بتوانند از آن سوء استفاده کنند آقايان استفاده مي‌کنند و هر جا که خلاف ميل‌شان باشد سريعاً از آن فرار مي‌کنند.

مجري:

مطالبي که مطرح شد اشاره‌اي به قبر امام حسين عليه السلام در طول تاريخ داشتند که اجداد اين وهابي‌ها انجام مي‌دادند و سوال‌شان اين بود که آيا خود وجود نازنين مقدس پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به زيارت قبور مي‌رفتند؟

استاد روستايي:

در مورد زيارت قبور ما هم داريم که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به زيارت قبور مي‌رفتند، هم دستور به زيارت قبور مي‌دادند و هم نحوه زيارت قبور را آموزش مي‌دادند. در کتاب صحيح الجامع الصغير و زيادۀ که آقاي الباني نوشته است در چاپ مکتبۀ الاسلامي روايت 4584 مي‌گويد:

كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها ترق القلب وتدمع العين وتذكر الآخرة ولا تقولوا هجرا

صحيح الجامع الصغير وزيادته (2/ 841)

من شما را از زيارت قبور نهي مي‌کردم اما الان مي‌گويم به زيارت قبور برويد چون باعث رقت قلب، جريان اشک و يادآوري آخرت است،

بعد هم در ادامه دارد که سند صحيح است، حتي در صحيح مسلم داريم که عايشه به پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌گويد يا رسول الله ما چطور زيارت قبر به جا آوريم و وقتي زيارت قبور مي‌رويم چه بگويم که پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌فرمايند

قُولِي السَّلَامُ على أَهْلِ الدِّيَارِ من الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ

صحيح مسلم  ج 1   ص 432، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار الطيبه - ریاض

که کيفيت زيارت قبر را هم بيان کرده‌اند يا حتي زيارت قبور شهداي احد و امثالهم که پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌رفتند.

مجري:

در تماس بعدي سوالي مطرح شد در مورد اين که حلال زادگي فرزندان خودشان را با حب و بغض آقا اميرالمومنين عليه السلام مي‌سنجيدند.

استاد روستايي:

ما روايتي در اين زمينه در منابع اهل سنت داريم که به اين صورت آمده و در کتاب النهايه ابن اثير، تاريخ مدينه الدمشق ابن عساکر و در کتاب‌هاي ديگر است؛ که در النهايه مي‌گويد

النهاية في غريب الحديث والأثر

كنا نبور أولادنا بحب علي

النهاية في غريب الأثر  ج 1   ص 161، اسم المؤلف:  أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري الوفاة: 606 ، دار النشر : المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م ، تحقيق : طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي

اولادمان را با محبت حضرت امير عليه السلام امتحان مي‌کرديم که اگر محبت اميرالمومنين عليه السلام را داشت حلال زاده بود و الا حرام زاده بود؛ علماي اهل سنت اين را ذکر کرده‌اند و گفته "ومنه الحديث"، اين را مثال مي‌زند و نمي‌گويد در آن ايرادي است يا بخواهد آن را رد کند.

مجري:

در مورد آيه 21 سوره مبارکه کهف هم توضيح بفرماييد.

استاد روستايي:

در مورد این آيه توضيحاتي را خدمت بينندگان عزيز دادم اما به خواسته بيننده عزيز توضيح مي‌دهم.

وَ كَذَالِكَ أَعْثرَْنَا عَلَيهِْمْ لِيَعْلَمُواْ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَزَعُونَ بَيْنهَُمْ أَمْرَهُمْ  فَقَالُواْ ابْنُواْ عَلَيهِْم بُنْيَانًا  رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ  قَالَ الَّذِينَ غَلَبُواْ عَلىَ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِْم مَّسْجِدًا

سوره کهف آیه 21

گفتند بنياني بسازيم بعد آن‌هايي که غلبه پيدا کردند و نظرشان اين بود قبري ساخته شود گفتند ما مسجدي بر روي قبر اين‌ها مي‌سازيم،

و جالب اين جاست در بين علماي اهل سنت افرادي امثال زمخشري آمده‌اند گفتند اين را مي‌سازيم براي تبرک و آقاي فخر رازي هم در مورد اين آيه مي‌گويد کساني که اين حرف را زدند از مومنين بودند و گفتند ما اين را براي تبرک و زنده بودن ياد و خاطره اين‌ها مي‌سازيم و اين که مي‌خواهيم به آثار اين افراد اقتدا کنيم.

مجري:

استاد عزيز از شما ممنونيم.

به پايان برنامه رسيديم التماس دعا دارم

ياعلي مدد خدانگهدار.

 

 



حجت الاسلام و المسلمین روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر