صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 19 تير 1395 تعداد بازديد: 945 
تکامل تعصب در داروینیسم
عصر ایمان
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم


تاریخ: 1395.04.19

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

خدمت شما خوبان بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ ممنونم از این‌که با ما همراه هستید؛ با برنامه‌ی عصر ایمان‌ که در جهت بالا بردن سطح معارف و آگاهی شما نسبت به حقایقی که زمینه‌ساز پیدا کردن راه و روش صحیح برای زندگی شماست، در خدمت شما هستیم؛ برنامه‌ای که ملاحظه می‌فرمائید در ادامه‌ای سلسله برنامه‌های نظریه فرگشت است که می‌خواهیم از فرمایشات استاد عزیز و کارشناس بزرگوار این برنامه جناب حجت السلام و المسلمین استاد عباسی استفاده کنیم؛ بنده به نیابت از شما خدمت ایشان هم عرض سلام و ادب و احترام دارم و هم تبریک عرض می‌کنم فرا رسیدن این ایام را و هم چنین آرزو می‌کنم که زیارت ایشان مقبول درگاه احدیت واقع شده باشد؛ سلام علیکم و رحمه الله.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمه الله. بنده هم خدمت بینندگان عزیز و‌گرامی ‌شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم هر جای این عالم هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید و عید سعید فطر بر شما مبارک باشد و این‌که إن‌شاءلله همه ما از ایام مبارک ماه رمضان بهره کافی را برده باشیم.

مجری:

اگر با ما همراه بوده باشید می‌دانید که ما بحث فرگشت و نظریه موسوم به تکامل را مطرح کردیم و استاد عباسی توضیح فرمودند که این نظریه چیست و از کجا آمده و تئوریسن اصلی آن چه کسی بوده و در چه برهه‌ای از زمان و با چه امکاناتی این نظریه صادر شده و برای اثبات آن چه ادله‌ یا چه مطالب علمی‌ای‌ ارائه شده است و نقد ادله‌ی معتقدین به فرگشت یا معتقدین به داروینیست یا نو داروینیست مطرح شد.

امشب قرار است به موضوعی بپردازیم که با نظریه تکامل مرتبط است و آن هم تکامل تعصب است؛ شاید شما بینندگان عزیز وقتی که در مورد تعصب صحبت می‌شود یاد گروهی مثل داعش یا تفکر وهابیت بیفتید ولی آیا می‌دانید که فکر متعصبانه در مورد یک موضوع متعصبانه، به این معنا که هیچ پایه و بنیان علمی ‌و سالمی ‌نداشته باشد ولی روش تعصب به خرج داده شود و با مخالفینش به شدت برخورد شود فقط در بین وهابیان وجود ندارد بلکه در دنیای مدرن هم می‌توانیم آن‌را ببینیم؛ در مورد تفکر داروینیست هم تعصبات بی‌جایی وجود دارد و با منتقدین این نظریه در نوع خودش برخوردهای وحشتناکی می‌شود و قرار است که امشب در این خصوص گفت‌وگو کنیم.

استاد عباسی ما در مورد تکامل تعصب در خدمت شما هستیم این‌که چرا عنوان برنامه امشب تکامل تعصب است؟ اصلا این به چه معناست؟ و این‌که آیا واقعا می‌شود که یک نفر روی نظریه داروینیست تعصب داشته باشد و مخالفین خود را‌ طرد کند و یا با خشنود با او برخورد کند؟

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم.

آقایان دائم مطرح می‌کردند که در این دوره‌ها بحث ما یک بحث علمی ‌است و از نظریه داروین به عنوان یک بحث علمی‌ نام بردند و گفتند که ما می‌خواهیم حالت‌های بسته و انجامد و بنیادگرایی فکری و تعصبات فکری که در گذشته وجود دارد را نفی کنیم؛ در دوران قرون وسطا که بیش از ده قرن است و تفکرات خاص مسیحیت بر دنیای غرب حاکم می‌شود ما شاهد این نکته هستیم که این جمود فکری که فقط و فقط باید یک نفر حرف بزند و آن کلیسا است و فقط و فقط مردم باید یک عقیده داشته باشند و آن عقیده‌ای است که کلیسا مطرح می‌کند، حاکم است؛ سپس در قرن 16 و 17 شاهد این هستیم که رنسانس اتفاق می‌افتد و پافشاری بر یک‌جانبه‌گرایی و بنیادگرایی یک اعتقاد و ملزم کردن دیگران به یک اعتقاد، فرو می‌پاشد و تا حدودی از بین می‌رود و بیان می‌شود که دورانی شده که هر کسی واقعا دیدگاه یا نظر علمی ‌دارد، مطرح کند و اجازه بدهد که دیگران آزادانه نظر او را نقد کنند و چنین مبنایی در عالم شکل می‌گیرد یا حداقل ادعا می‌شود که قرار است چنین مبنایی در عالم شکل گیرد، تا این‌که تفکر داروین و داروینیسم بروز و ظهور پیدا می‌کند؛ این نظریه در ابتدا یک نظریه زیست شناسی است که در رابطه با مسائل تحقیقاتی زیستی و سفرهای داروین که انجام داده و نظراتی که در مورد منشاء انواع دارد به اوج خودش می‌رسد و به عنوان یک دیدگاه در علوم زیستی مطرح می‌کند و سپس این دیدگاه به یک ایدئولوژی و دیدگاه اعتقادی تبدیل می‌شود و در حوزه‌های اخلاق و دین و سیاست و اقتصاد و فرهنگ ورود پیدا می‌کند و مجموعه امور عالم را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد و بخشی از اصلی‌ترین حاکمیت و حاکمان دنیا از این دیدگاه و تفکر در حوزه‌های مختلف استفاده کردند که ما الان قصد نداریم در این زمینه بحث کنیم که دقیقا چه استفاده‌هایی کردند و این را در جلسه‌ای که قرار است در رابطه آثار و نتایج بحث کنیم مطرح خواهیم کرد که مثلا در مکتب اخلاقی و در مکتب اقتصادی و در مکتب‌های دیگر مربوط به این قضیه چه اتفاقی شکل می‌گیرد اما اجمالا این دیدگاه مجدد به همان دوران قرون وسطا بازگشته و به شکل دیگری اتفاق می‌افتد.

مجری:

یک مقدار این بحث را باز کنید چون شاید برای بینندگان عزیز این موضوع که داروینیست یک نوعی تحجر و تعصب جاهلی است مثل همان تعصب و تحجری که در زمان قرون وسطا وجود داشته، شاید خیلی باز نشده باشد.

استاد عباسی:

در دوران قرون وسطا اتفاقی که افتاد همین بود که عرض کردم؛ یک نظر، نظر حاکم بود و هر نظری که با این نظر مخالفت می‌کرد منجر به محرومیت او از حقوق اجتماعی حتی از حق حیات می‌شد؛ کسانی که حتی زنده زنده با کتاب‌ها سوزانده شدند چون با فلان اصل یا فلان نظر مثلا با تثلیث یا با الوهیت عیسی مسیح مخالف بود. این تفکر، تفکر حاکم بود به این معنا که تفکر دیگری اجازه رشد و نمو ندارد و اگر قرار باشد نظریه دیگری بیان شود موجب مخالفت و برخورد و ایجاد درگیری و در نتیجه حذف آن می‌شد نه این‌که نقد علمی ‌اتفاق بیفتد بلکه حتی حذف فیزیکی اتفاق می‌افتاد؛ در ماجرای قضیه داروینیست هم امروز همین اتفاق افتاده است یعنی تنها نظریه‌ی علمی ‌است که مخالفت با این نظریه یا فرضیه‌ی علمی‌ -که ما عرض کردیم فرضیه است و خود داروین هم می‌گوید فرضیه است- منجر به عواقب می‌شود.

شما ببینید که در موضوع‌های مختلف مثل مکانیک کوانتومی، تئوری زنجیره در فیزیک و یا کیهان شناسی نظریات مختلفی داریم که مطرح می‌شوند و دانشمندان مربوط به این علوم آزادانه در این موضوعات نظر می‌دهند و بحث و گفت‌وگو می‌کنند و مقالات علمی ‌می‌نویسند اما ما متاسفانه شاهد این قصه هستیم که بعد از بیان و تبیین و جا افتادن این نظریه و آن استفاده‌هایی که جریان حاکمیتی دنیا در امور مختلف مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خواسته انجام داده است و اگر کسی با آن مخالفت کرد برخورد می‌شود و از حقوق اجتماعی و عملی و... محروم می‌شود!

من می‌خواهم نکته‌ای را از یک شخصیتی که خیلی از بینندگان عزیز ما می‌شناسند عرض کنم یا اگر نمی‌شناسند من معرفی کوتاهی داشته باشم که آقای پروفسور «سید حسین نصر» که در آمریکا هستند و به ایران هم رفت و آمد داشته، متولد سال 1312 در ایران و جوان‌ترین مدرس دانشگاه تهران هستند در اوایل تدریس در تهران به درجه‌ای استاد تمامی‌ می‌رسند و سپس در دانشگاه‌های معتبر دنیا تحصیل و تدریس کردند و کتاب‌های متعدد داشتند و در دانشگاه‌های معتبر دنیا کرسی تدریس داشتند و در بحث فلسفه و کلام هم تبحر دارد؛ البته این به این معنا نیست که همه اعتقادات و نظریات ایشان مورد قبول ما است بلکه ایشان دیدگاه‌ها و نظرات خاصی دارند و انتقاداتی بر دیدگاه‌های ایشان مطرح است اما ایشان یک مسلمان سنتی هستند که امروز در آمریکا کرسی تدریس دارند و در امور زیست و کیهان و زمین شناسی هم تحصیلات ویژه دارند؛ ایشان در رابطه با ماجرای بحث سلطه یا تعصب و دیکتاتوری‌ای که در بحث داروینیست شکل گرفته می‌گوید: نظریه تکامل، ستون خیمه مدرنیسم است و اگر این ستون سقوط کند، کل خیمه بر سر مدرنیسم فرو خواهد ریخت. بنابر این به مانند یک ایدئولوژی با آن رفتار می‌شود، نه یک تئوری علمی که به اثبات رسیده است. می‌دانم که بسیاری از مردم اظهارات من در این مورد را نمی‌پذیرند، اما حداقل مسلمانان باید از این دیدگاه به کل موضوع بنگرند. بعد ایشان می‌گوید: انواع مختلفی از نظریه‌های علمی وجود دارد. مثلاً مکانیک کوانتوم یا تئوری زنجیره در فیزیک و کیهان شناسی. اکنون اگر کسانی با این نظریه‌ها مخالفت ورزند، هیچ کس آن‌ها را از دانشگاه اخراج نمی‌کند و هیچ‌کس به خاطر بر زبان راندن جمله «من این نظریه را نمی‌پذیرم»، مانع ارتقای شغلی آنها نمی‌شود. تئوری تکامل – برعکس همه نظریه‌ها- موضوعی کاملاً متفاوت است زیرا این تئوری یک ایدئولوژی است و نه علم متعارف. بدین ترتیب اگر شما استاد زیست شناسی در یک دانشگاه به خصوص در دنیای آنگلوساکسون و کمتر در ایتالیا، آلمان و فرانسه باشید و اگر طبق زمینه‌های کاملاً علمی با نظریه تکامل مخالفت می‌ورزید، فردی مطرود خواهید بود و حتی موفقیت کاری خویش را نیز از دست خواهید داد، همکاران‌تان شما را ابله می‌پندارند، ارتقای شغلی نمی‌یابید و...

تعصب تا کجا که اگر کسی با نظریه تکامل آن هم با زمینه‌های کاملا علمی مقابله کرد مطرود می‌شود همکارنش او را ابله می‌پندارند و ارتقاع شغلی نمی‌یابد و مسائلی از این قبیل! بعد ایشان نقدهایی را شروع می‌کند و نکاتی را در رابطه با نظریه فرگشت مطرح می‌کند و می‌گوید: پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم من در هاروارد نه تنها فیزیک بلکه زمین شناسی و دیرین شناسی هم خوانده‌ام و با این پیش زمینه فکری است که فهم رایج در خصوص نظریه تکاملی داروینی را – حتی با زمینه های علمی – رد می‌کنم.

ایشان این‌گونه مطرح کرده و به این نتیجه‌ای قطعی رسیده است که امروز در دنیا و جوامع غربی بر خلاف ادعای آزادی نظر و آزادی بیان و آزادی اندیشه که مطرح می‌شود، بیان و طرح نظریات در مجامع علمی ‌از خط قرمزهای آنان است و کاملا مشاهده می‌کنید که در همین ماجرای داروین به هیچ عنوان به شما اجازه نخواهند داد که وارد این محدوده شوید و بخواهید نقد جدی انجام بدهید.

مجری:

اگر واقعا یک مقدار در این خصوص تامل شود می‌بیینم که این تنها نظریه در حیطه تجربی است که با مخالفین آن برخورد تند می‌شود و شاید نظریه دومی در علوم تجربی ‌سراغ نداریم که چنین برخوردی با مخالفین آن شود؛ حتی مخالفینی که با همان ابزار علمی که نظریه داروین را ثابت کردند بخواهند آن را نقد کنند مورد بازخواست و برخورد قرار می‌گیرند.

اجازه دهید مستندی را در این خصوص ببینیم.

کلیپ:

...شگفت‌زدگی یک مستندساز از سر حد غیر منطقی بودن فرگشت...

شرح ماجرا:

یک داروینیست برای اثبات فرگشت به یک مستندساز، مستند دیگری را ارائه می‌دهد؛ مستندساز انتظار دارد که پاسخ‌هایی علمی ‌برای فرگشت در این مستند ببینید، اما در انتها...

این داستان سیاره‌ی کوچکی در فضاست که زمین نامیده می‌شود، برای توضیحی معمولی از چگونگی شروع زندگی از نگاه داروینی دکتر ولز من را به این فیلم مستند ارجاع داد، عناصر شمیایی تشکیل دهنده‌ی زندگی هیدورژن، اکسیژن، کربن و نیتروژن در زمین وجود داشتند، چیزی که نیاز بود راهی برای ‌ترکیب آن‌ها بود، شاید انرژی از صاعقه به وجود آمد... هر چه که بود، ببخشید هر چه که بود انرژی توانست این ‌ترکیبات شیمیایی را در مسیر درست، شکل دهد، هر چه که بود؟!!! منتظر چیز علمی‌تری بودم.

مجری:

شاید قسمت این بود که شما الان این کلیپ را ملاحظه بفرمائید تا بدانید حتی کسانی که می‌خواهند عقیده داروینیست را با ابزار علمی نقد کنند ‌چگونه به این بحث ورود پیدا می‌کنند تا این مقدمه شود برای این‌که ببینیم با آن‌ها چگونه برخوردی خواهد شد؛ کلیپ بعدی را هم با هم دیگر ببینیم.

کلیپ:

...تلاش سردمداران فرضیه تکامل داروینی جهت جلوگیری از مطرح شدن فرضیات و نظریات علمی‌جدید...

-توهین به دیگران

-جلوگیری از مطرح شدن نظریات جدید

کسانی که طرف‌دار طرح هوشمند هستند، دانشمندان واقعی نیستند.

طرح هوشمند یک جار و جنجال است. تنها یک پروپاگاند است.

تنها نکته هوشمندانه درباره‌ی آن این است که مردم را وادار کرده است تا آن را هوشمندانه بنامند.

طرح هوشمند فقط یک دستاویز است تا خلقت‌گرایی را در کلاس‌ها بگنجانند.

تکامل یک حقیقت است؛ یک حقیقت که مثل هر حقیقت دیگری در علم با قطعیت اثبات شده است.

چیزی که در حال حاضر در کلاس‌هایمان به آن احتیاج نداریم، طرح هوشمند است.

ارائه‌ی طرح هوشمند جلوی رشد آموزشی‌شان را می‌گیرد، جلوی رشد عقلی‌شان را می‌گیرد.

کاملا درسته که بگوییم چون فعلا مدارک بسیاری برای اثبات تکامل وجود دارد هیچ کس به تکامل شک نمی‌کند.

اگر آن‌ها دارای عقل سلیم بوده و احمق نباشند آن را قبول می‌کنند، تنها احتمالی که باقی می‌ماند این است که آن‌ها نادان هستند و بیشتر مردمی‌ که به نظریه‌ی تکامل اعتقاد ندارند قطعا در بی‌اطلاعی به سر می‌برند.

مجری:

استاد عباسی چرا این برخوردها می‌شود؟ ما دوست داریم که فرمایشات شما تکمیل شود و هم این‌که چرا جلوی نقد این نظریه گرفته می‌شود؟ چرا با منتقدین این‌گونه صحبت می‌کنند؟ و این چه تکاملی در تعصب است که ما امروزه می‌بینیم؟

استاد عباسی:

این فرایند چیست که ما شاهد آن هستیم که این‌گونه جریان مقابل را حذف می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که صحبت کند؟ از اواخر قرن 20 یک تحول عجیب و غریبی در علوم زیستی اتفاق می‌افتد که کلا دیدگاه‌های جدید علوم زیستی نشان‌گر و نشان‌دهنده‌ای این است که آن نظریات، نظریات باطلی است؛ به عنوان مثال جناب پروفسور «مايكل جی بهی»(Michael J. Behe) کتابی به نام جعبه سیاه داروین می‌نویسد، و به صورت کامل نظریه داروین را با یک قفل اساسی مواجه می‌کند؛ یک شخصیت این چنینی یک کتاب علمی ‌نوشته و دیدگاه‌های علمی ‌خود را با توجه به تخصص خودش که زیست شناسی است بیان کرده اما به شدت مورد توهین و هجو قرار می‌گیرد و به شدت با او برخورد می‌شود! چرا؟ چون این دیدگاه، دیدگاه قرون وسطای جدید و دیدگاه حاکمیتی جدید شده که مبنای اقتصاد، فرهنگ، علوم اجتماعی و اخلاق در غرب قرار گرفته است یعنی ماجرای داروین را از یک ماجرای زیستی در علوم زیست به یک ایدئولوژی تبدیل کردند.

مجری:

یعنی اگر بخواهیم یک نظریه یا فرضیه را پایه برای سایر علوم انسانی قرار دهیم فی نفسه اشکال دارد؟

استاد عباسی:

ما در جلسه اول در این قصه مفصل بحث کردیم که اصلا چیزی جز منطق، ریاضی و علوم عقلی محض نمی‌تواند برای اعتقاد، مبنا قرار بگیرد چون پایداری ندارد و خود آقایان بیان کرده‌اند که نظریات در علوم تجربی به طور قطع قابل تغییر و ارتقاء و ابطال است و اصلا به خاطر این‌که قابل رد و اثبات است به آن نظریه می‌گویند و اگر علوم تجربی منتظر دیدگاه جدید یا نظریه جدیدی که نظریه‌ی قبل را باطل نکند نباشد یعنی علوم تجربی مرده متوقف شده است؛ عدم توقف علوم تجربی به این معناست که حتما نظریات گذشته تغییر پیدا می‌کند و اصلاح یا رد و یا کنار گذاشته می‌شود و نظریات جدید جای او را می‌گیرد؛ لذا علوم تجربی نمی‌شود پایه برای ایدئولوژی قرار بگیرد و تنها موردی که این اتفاق افتاده و ما هم معتقد هستیم که اشتباه است و نباید این اتفاق می‌افتاد در همین مورد است که یک فرضیه در زیست شناسی مطرح بوده که خود نظریه بودن آن یک فرضیه است و نتوانستند این را به صورت قطعی و صد در صد به اثبات برسانند اما این فرضیه به عنوان پایه برای ایدئولوژی قرار گرفته و در امور مختلف تسری داده شده است! و شخصیت‌های مختلف را به خاطر آن مورد هجمه قرار دادند.

یکی از مسلمان‌های خلقت‌گرای جهان اسلام به نام ‌هارون یحیی مقاله مختصری از نظرات شخصیت‌هایی که بر ضد فرگشت صحبت کرده‌اند را جمع‌آوری کرده که با آن‌ها برخورد شده است؛ به عنوان مثال دکتر «گابریل آویتال» وزیر آموزش و رئیس دپارتمان علوم که شغل خود را به خاطر نوشتن مقالات و سخنرانی علیه فرگشت از دست داد یا «مايکل دنتون»( Michael Denton) ریس مدیر آموزش آکادمی ‌سلطنتی انگلیس که به خاطر مخالفت با فرگشت سمت خود را از دست داد؛ و امروزه در دنیا شخصیت‌های متعددی هستند که به محض اظهار نظر منفی درباره فرگشت دچار مشکل شده‌اند؛ ما در حوزه مسائل تاریخی جریان هولوکاست را داریم که در دنیا اجازه صحبت کردن درباره آن وجود ندارد و صحبت کردن درباره آن به معنای حذف گوینده است! در مسائل ایدئولوژی و زیستی هم مسئله داروینیست این‌گونه است تا جایی که ستون خیمه مدرنیست شده است که اگر برداشته شود تمام آن چه که امروز در غرب پایه‌گذاری شده است ریزش خواهد کرد.

ما فقط نمونه و بروز و نمود خارجی آن را عرض می‌کنیم؛ آقایانی که این‌قدر از آزادی بیان و آزادی اندیشه و آزادی فکر دم می‌زنند ما کانالی به نام کانال عصر ایمان داشتیم، که به بینندگان معرفی کردیم و تعدادی از بینندگان عزیز هم عضو شدند و ما بعضی از کلیپ‌های برنامه و بعضی از نقدهای علمی ‌در رابطه با داروین را آن جا قرار می‌دادیم و سوال می‌پرسیدیم و درخواست می‌کردیم که پاسخ بدهند؛ در برنامه‌ی هفته‌ی گذشته نیز سوالاتی را مطرح کردیم و از آقایان طرف‌دار داروین خواستیم که پاسخ بدهند و ما پاسخ بسیار زیبا و جالب و جذابی را از طرف مقابل دریافت کردیم و آن پاسخ این بود که آنان چند روز قبل برای حذف کردن کانال برنامه عصر ایمان تلاش کردند و امروز موفق شدند که کانال تلگرامی برنامه را تخریب و حذف کنند! یعنی آنان به جای پاسخ‌گویی و بحث علمی، کانال یک برنامه تلویزیونی که در آن فقط بحث‌های علمی‌ و نقد علمی ‌قرار داده می‌شد را با اقدامات مخربی که انجام دادند حذف و از دسترس خارج کردند! این نماد خفقان و فشار و دیکتاتوری‌ای است که حرف یک مخالف ولو در حد یک کانال تلگرامی شنیده نشود.

مجری:

از شما استاد عباسی متشکر هستم؛ ما هر وقت ببینیم که دشمن از فعالیت ما بیشتر عصبی می‌شود خوشحال خواهیم شد و استاد عباسی بعد از این‌که این خبر را شنیدند دستور دادند که دوستان ما بلافاصله کانال دیگری را برای برنامه‌ی عصر ایمان راه اندازی کنند و اگر کانال‌های متعدد ما را مجددا مسدود کنید باز هم پافشاری می‌کنیم چون آن چه که در ذهن ماست غایتدار و هدف‌مندی هستی است؛ ما گذشته‌ی خود را کرامت می‌دانیم اما شما گذشته خود را تکامل حیوانی می‌دانید که دوست ندارم حتی اسم آن را بیاورم؛ لذا مبنای ما با شما بسیار متفاوت است و شما برای انسان جز لاشه‌ای بیش در نظر نگرفته‌اید.

نظریه داروین فقط صرف یک نظریه است ولی دیدید که چه برخوردی با مخالفین دارند؛ سوال ما از شما بینندگان عزیز این است به نظر شما علت برخورد متعصبانه با مخالفین این فرضیه چیست؟ چرا افرادی که معتقد و مقید به تفکر داروینیست و نظریه موسوم به تکامل هستند وقتی که با یک سری منتقد، چه در زمینه علوم تجربی چه در زمینه‌ی فلسفی، چه بحث‌ها و گفت‌وگوهایی که انجام می‌شود، رو به رو می‌شوند یا به آن‌ها اهانت و جسارت می‌کنند یا آن‌ها را بی‌عقل یا کم عقل می‌خوانند و یا این‌که آن‌ها را‌ طرد می‌کنند ولو این‌که این‌ طرد کردن برای آنان هزینه داشته باشد؟

بستن کانال برنامه عصر ایمان هم کار همین آقایان داروینیست بود و آنان کاری که وهابی‌ها با کانال‌های ما نکرده بودند را نسبت به کانال عصر ایمان انجام دادند! چرا در این خصوص این قدر تعصب دارند؟ چرا اینقدر این عقیده داروینیست برای آنان مهم شده است؟

نظر خود را برای ما پیامک کنید إن‌شاءلله در ابتدای برنامه هفته آینده نظر شما را قرائت می‌کنم؛ به سراغ تماس شما بینندگان عزیز برویم؛ آقای اعظمیان از اصفهان سلام علیکم و رحمه الله.

بیننده: اعظمیان از اصفهان:

سلام علیکم و رحمه الله؛ نماز و روزه‌های شما به درگاه خداوند متعال قبول باشد.

می‌خواستم بپرسم که نظریه داروینیست بر اساس اثبات علمی ‌هنوز به ثبت نرسیده است، آیا می‌شود مبنا قرار بگیرد یا نه؟ پس چرا با آن مخالفت می‌شود؟

مجری:

هنوز موفق نشده‌اند.

بیننده:

ما با مباحث علمی ‌مخالف نیستیم؛ ما دوست داریم که از لحاظ علمی ‌انسان پیشرفت کند و خوشبختانه پیشرفت‌های بسیار خوبی هم کرده است اما می‌خواهم بگویم که وسعت علم در قرآن 14 قرن پیش بیان شده و اگر قرآن را به صورت دقیق و تحقیق‌گونه و مدبرانه بیان کنیم تمام این مبناهای حقیقی می‌تواند به یک مبنای علمی در بعد آینده نگری انسان ‌تبدیل شوند.

بیننده: حیدری از شیراز:

سلام علیکم و رحمه الله؛

می‌خواستم یک سوال از این‌ افراد بی‌دین کنم که امروزه نسل بعضی از حیوانات مثل یوزپلنگ در دنیا در حال انقراض است چرا طبیعت باعث نمی‌شود که نسل این‌ها منقرض نشود؟ مگر نظر این‌ها این نیست که مثلا انقباض طبیعت باعث می‌شود که مو در بدن انسان نباشد؟

پس چرا حیوانی مثل یوزپلنگ که چهار دست و پا دارد، امروز 6 دست و پا پیدا نمی‌کند که بتواند به سرعت از دست انسان‌ها فرار کند و کشته نشود؟

بیننده: اسدی از تهران:

سلام علیکم؛

در تفسیر آقای مرحوم آیت الله مشکینی بر آیه‌ای 19 سوره یونس که ‌ترجمه لفظی آن می‌گوید همه‌ی بشر، امت واحده بودند فارق از مذهب و... و در پرتوی عقل خود زندگی می‌کردند «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ» يعني پیامبرانی مبعوث شدند و در جای دیگر داریم که هیچ امتی نبودند مگر این‌که پیامبری بر این‌ها مبعوث شده باشد؛ تناقضی هم که در قرآن وجود ندارد یعنی قبل از آن تاریخ قبل از آن‌که پیامبری برای بشریت مبعوث شود، انسان‌ها چیزی بودند که این‌گونه و به این ظاهر و با این سطح تکامل نبودند، و عرض شود که یک تفسیر هم من از حضرت مکارم شیرازی بخوانم...

استاد عباسی:

آیه در مقابل چشمان من است می‌فرماید:

وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ

سوره يونس آیه19

لکن برداشت شما از این آیه چیست؟

بیننده:

منظور من آیه «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ...» است که قبل از نزول پیامبران انسان‌هایی بودند؛ در جای دیگری داریم که خداوند هیچ امتی را نیافریده مگر این‌که پیامبرانی برای آنان مبعوث شده باشد؛ پس یا باید خدای ناکرده بگوییم که در قرآن تناقض وجود دارد یا بگوییم که انسان‌هایی که قبل از نزول پیامبران وجود داشتند و زندگی می‌کردند تفاوتی با انسان‌های فعلی داشتند که انسان تلقی نمی‌شدند و بعدها به مرحله‌ای از نظر سطح شعور تکامل رسیدند، که لیاقت دریافت وحی را پیدا کردند و پیامبرانی برای آنان نازل شد.

همچنين تفسیر آیت الله مکارم بر آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ» یعنی خدا آدم را از میان یک عده‌ای برگزیده است، پس عده‌ای بوده‌اند که ما به آدم، ابوالبشر می‌گویم؛ نمی‌گویم انسان ولی بالاخره موجوداتی بوده‌اند که خدا از بین آنان حضرت آدم علیه‌السلام را انتخاب و برگزیده است.

مجری:

یعنی شما می‌فرمائید که حضرت آدم علیه‌السلام بعد از بنی اسرائیل به وجود آمدند؟

بیننده:

نه، آیه می‌فرماید که آدم را برگزید یعنی باید یک عده‌ای باشند تا یک نفر برگزیده شود چون نمی‌شود که یک نفر باشد و همان یک نفر را برگزیده باشد.

مجری:

این برانگیخته شدن برای پیامبران را چگونه توجیح می‌کنید، مثلا برای حضرت نوح علیه‌السلام...

بیننده:

در آن‌جا قومی ‌بودند که نوح علیه‌السلام از بین آن‌ها برگزیده شده است.

استاد عباسی:

یعنی از میان دو نفر، امکان برگزیده شدن یک نفر وجود ندارد؟

بیننده:

چرا قبول است.

استاد عباسی:

حضرت حوا سلام‌الله‌علیها نیز هم‌زمان با حضرت آدم علیه‌السلام آفریده شده است.

بیننده:

یعنی یک نفر پیامبر باشد و یک نفر امت؟

استاد عباسی:

بله این اشکال ندارد؛ در هر جمعی ولو دو نفره که به مسافرت می‌روند یک نفر راهنمای این سفر است؛ این‌جا هم ابتدا دو نفر خلق شدند که بعدا فرزندان هم اضافه شدند.

بیننده:

اما نظر آیت الله مکارم با نظر شما اندکی متفاوت است؛ ایشان می‌گویند که یک جمعی بودند و آدم علیه‌السلام از میان آنان انتخاب شد.

استاد عباسی:

جمع مؤید است و این جمع لازم نیست که به معنای هزاران هزار نفر باشد؛ یک نفر از میان یک جمع دو نفره انتخاب شد که بعدا ‌هابیل و قابیل هم آمدند و آدم علیه‌السلام مقام نبوت این‌ها داشت.

ضمن این‌که یک بخش قصه برگزیدن که در آیات آمده است به «عالم ذر» برمی‌گردد یعنی بسیاری از انبیا و اولیاء الهی در عالم ذر برای هدایت افراد و بشر انتخاب و برگزیده شدند و امکان دارد که این بشر از یک نفر تا هزاران نفر و میلیون‌ها نفر باشد؛ وقتی حضرت آدم علیه‌السلام برای یک نفر انتخاب شده باشد، حضرت نوح علیه‌السلام هم که قرآن می‌گوید حداقل 950 سال پیامبری کرده است با 80 -90 نفر بوده است یعنی هر 12 سال یک نفر، لذا این به تعداد و جمعیت نیست که برگزیدن باید از میان جمعیت کثیری باشد.

مجری:

البته‌ آیت الله مکارم هم ذیل آیه 33 سوره مبارکه آل عمران می‌فرماید: خداوند آدم، آل ابراهیم و نوح و آل عمران را بر جهانیان برتری داد؛ این ‌ترجمه آقای مکارم است و برانگیختن هم ‌ترجمه‌ی دیگری است که می‌شود برداشت کرد ولی قبول دارید که این آیات آن چه شما می‌خواهید را نمی‌رساند یعنی صریح نیست؟ اگر بخواهیم چنین برداشتی را کنیم به مقدمات زیاد دیگری نیاز داریم.

بیننده:

یعنی 5 درصد یا یک درصد احتمال بدهید...

مجری:

یک درصد در مقابل 99 درصد است و معقول این است که 99 درصد را می‌گیریم و یک درصد را رها می‌کنیم.

بیننده:

یک درصد یعنی صفر نیست و این‌که صفر نباشد هم خوب است.

استاد عباسی:

این‌که الان وارد آیات قرآن شدید خیلی خوب است و ما مشکلی با این نداریم؛ این نکاتی را که می‌فرمائید مطرح می‌کنیم ولی ما هم در گذشته سوال‌هایی از شما کردیم که قرار بود جواب آن سوال را بیاورید یا حل کنید؛ اگر نمی‌خواهید به آن‌ها بپردازید بگوید که آن بحث‌های علمی ‌یا آن سوال‌هایی که در رابطه با این نظریه مطرح بود را مطرح نمی‌کنید یا نمی‌پردازید و فقط می‌خواهید به آیات بپردازیم، برای مانعی ندارد.

بیننده:

خواستم فقط در قرآن برویم و چند آیه دیگر هم بود که این‌ها را هم بررسی کنیم.

استاد عباسی:

شما با آیات خلقت خدایی چه کار می‌کنید؟

بیننده:

إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ*فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي... یعنی یک حرکتی کرده و مسیری رفته و سپس روح در آن دمیده شده است.

استاد عباسی:

معارض نیست، الآن‌ که جنین به وجود می‌آید در همان لحظه روح در آن دمیده نمی‌شود بلکه بعد از 4 ماه روح در آن دمیده می‌شود و:

...آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ...

سوره آل عمران آیه59

ما آدم را از خاک آفریدیم

و این خلقت از خاک که درباره آدم بیان می‌شود با این‌که گفته ‌شود که از یک مولکولی در حوضچه گرم یا سوپ بنیادین به وجود آمده، کاملا متفاوت است.

بیننده:

من مسلمان، آفرینش حضرت آدم علیه‌السلام از خاک را به عنوان یک اتفاق استثنانی قبول می‌کنم ولی فقط حضرت آدم...

استاد عباسی:

و این یعنی بطلان نظریه داروین. شما می‌گوید که من این قاعده را قبول دارم ولی در این مورد قبول ندارم!

بیننده:

من می‌گویم که یک میلیون نفر انسان بودند.

استاد عباسی:

این را که ما قبول داریم و امام ما هم گفته است؛ از امیرالمومنین علیه‌السلام سوال کردند قبل از آدم که بود؟ فرمودند آدم؛ پرسیدند قبل از او که بود؟ فرمودند آدم، و چهل بار یا به عبارتی هفتاد بار که درباره قبل از او سوال کنی، می‌گویم آدم؛ بله قبل از حضرت آدم آدم‌هایی زندگی می‌کردند اما آن‌ها هم آدم بودند و شامپانزه و میمون نبودند و آن‌ها هم برای خودشان پیامبران و افرادی که آن‌ها را به هدایت دعوت کنند داشته‌اند اما مطلبی که می‌فرمائید «من خلقت حضرت آدم را به عنوان یک استثنا می‌پذیرم» این یعنی بطلان نظریه داروین، و این دو با هم جمع نمی‌شود؛ شما یا باید بپذیرید که حضرت آدم علیه‌السلام...

بیننده:

می‌گویم معجزه در طبیعت...

استاد عباسی:

آقای اسدی می‌خواهید من حل کنم و بگویم که دقیقا نظر شما چیست که اشتباه هم نیست؟ شما قبلا هم در برنامه فرمودید و یک بار هم ایمیل داده بودید و من ایمیل شما را خواندم، شما دقیقا تکامل‌های خُرد را می‌گوید و ما با تکامل‌های خُرد مشکلی نداریم؛ تکامل خُرد یعنی تکامل در یک صنف، یعنی یک مگس می‌تواند در صنف خود و در یک چرخه محدود تکامل پیدا کند. مثلاً این مگس بزرگ‌تر شود.

ما هم در صنف خود می‌توانیم تکامل این چنینی داشته باشیم؛‌مثلا وقتی که مدتی در کشورهای آفریقایی زندگی می‌کنیم رنگ پوست‌مان مقداری تیره‌تر شود و وقتی که مدتی در سوئد زندگی کردیم رنگ پوست‌ ما و رنگ پوست فرزندمان روشن‌تر شود؛ و منکر این نیستیم اما این‌که یک جهشی از صنف حیوانات به صنف انسان صورت گیرد قابل قبول نیست و این‌که 6 میلیون سال پیش...

بیننده:

چرا نمی‌شود؟ سراغ بدترین موضوعی که در آن اختلاف داریم یعنی انسان و شامپانزه برویم؛ البته شامپانزه دم ندارد اما میمون رزوس که دم دارد و بدنش از پشم پوشیده شده است و تعداد ژن‌های او تفاوت دارد و تعداد کروموزم‌های او با هم تفاوت دارد و... با بررسی تک تک اختلافات ژنیتیکی بین انسان و او می‌بینیم که آن کدی که در بدن شامپانزه وجود دارد، در حال حاضر در بدن من آرش اسدی هم وجود دارد یعنی دستور عمل ساخت دم وجود دارد ولی این خاموش است و تعریف نمی‌شود.

استاد عباسی:

از کجا این را می‌گویید؟ شما قبول دارید که DNA انسان با شامپانزه حدودا دو درصد متفاوت است؟ از کجا معلوم که آن دستور العمل برای ساخت دم جزء همان دو درصد نباشد؟

بیننده:

آن دستور عملی که در بدن من است با دستور العملی که در بدن میمون است و این‌که دم وجود داشته باشد یکی است.

استاد عباسی:

شما یک رشته DNA را باز کردید و دیدید که این دستور العمل ساخت دم است و پذیرفتید که این در بدن ما وجود دارد؟ آیا کسی این کار را کرده است؟

بیننده:

بله این علم است که من می‌گویم؛ حدودا 9 یا 10 سال پیش یا بیشتر این کار شده است.

استاد عباسی:

این کار نشده است؛ ‌شما برای ما یک رفرنس علمی بیاور که DNA دقیقا مربوط به آن دستور العمل مربوط به ساخت دم که در میمون وجود دارد کشف شده باشد.

بیننده:

یک روش‌هایی وجود دارد.

استاد عباسی:

شما می‌گویید که این کار اتفاق افتاده است، من می‌گویم که رفرنس علمی آن را برای ما بیاورید ما می‌پذیریم.

بیننده:

آخرش حرف شما می‌شود؛ خیلی خوشحال می‌شوم یک نکته‌ای هم یاد می‌گیرم. البته حتما رفرنس آن را برای شما ایمیل می‌کنم.

استاد عباسی:

مشکلی ندارد شما ‌برای ما رفرنس علمی بفرستید ما استفاده می‌کنیم؛ نکته دیگر این‌که شما می‌گویید که شباهت‌هایی وجود دارد، اصلا می‌گویید که دستور العمل دم و همین موهای روی بدن و همه‌ی این‌ شباهت‌های جدی وجود دارد، من می‌گویم شما این شباهت‌های بین شامپانزه و انسان را از کجا متوجه شدید که به معنای ریشه‌ و انشعاب واحد است؟ چرا از این متوجه خالق واحد نشدید؟ شما دلیل خود را بیاورید ما از شما می‌پذیریم.

بیننده:

هر دوی این‌ها متضاد و متناقض هم نیستند.

استاد عباسی:

نه این‌ها دو مسیر است.

بیننده:

خدایی وجود دارد و مسیری وجود دارد.

استاد عباسی:

شما می‌گویید که درباره خلقت آدم می‌پذیرم که یک اتفاق استثنایی رخ داده است؛ درست است یا نه؟

بیننده:

بله، کاملاً.

استاد عباسی:

خدا آدم و فرزندان آدم را به صورت استثنایی خلق کرده است، پس آدم‌های آقای داروین و طرفداران او که می‌گویند از نسل شامپانزه هستند چه کسانی هستند؟

بیننده:

آن‌ها بودند و سپس یک حضرت آدمی ‌هم آفریده شد.

استاد عباسی:

پس نظر شما نظر داروین نیست، شما یک نظر دیگری دارید؟

بیننده:

اصلا داروین را رها کنید.

استاد عباسی:

ما دنبال اسم نیستیم؛ پس شما نظریه فرگشت به معنای این‌که میمون به انسان تبدیل شده و ما از نسل آن میمون هستیم را قبول ندارید؛ درست است؟

بیننده:

نه من این را قبول دارم؛ من معتقدم که تمام موجودات زنده از یک والد مشترک به وجود آمده‌اند.

استاد عباسی:

آقای اسدی تمام موجودات را کاری نداریم الان در رابطه با انسان بحث می‌کنیم؛ شما می‌گویید حضرت آدم و فرزندانش که ما باشیم خلق خدا هستیم و خدا ما را مستقلا به وجود آورده است؛ درست است؟

بیننده:

نمی‌توانیم این را هم با قطعیت بگویم که همه‌ی ما فرزندان حضرت آدم هستیم.

استاد عباسی:

یعنی عده‌ای از ما فرزندان آدم و عده‌ای هم فرزندان شامپانزه 6 میلیون سال پیش هستیم؟

بیننده:

بله.

استاد عباسی:

همه‌ی ما یا این طرفی هستیم یا آن طرفی، چون الان همه انسان‌هایی که بر روی زمین زندگی می‌کنند یک مدل هستند و یک سیستم دارند؛ نمی‌شود نصف آنان فرزندان حضرت آدم باشند و نصف دیگر فرزندان شامپانزه 6 میلیون سال پیش باشند. اگر قرار بود این‌ها دقیقا عین هم باشند پس چرا خدا آدم را خلق کرد؟

بیننده:

متاسفانه این حرف شما علمی ‌نیست. آیا این‌که من اعتقاد نداشته باشم که من افراد و کل بشر همه فرزندان آدم هستند به ایمان من لطمه‌ای می‌زند؟ یعنی ما دستور داریم که این را باور داشته باشیم و مطمئن باشیم که همه، فرزندان آدم هستیم؟

استاد عباسی:

بله. آیه قرآن می‌فرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

سوره حجرات آيه13

اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يك‌ديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‌ترديد خداوند داناى آگاه است

بیننده:

آیا نمی‌توانیم ذَكَرٍ وَأُنْثَى را به آن میمون 6 میلیون سال پیش ‌ترجمه کنیم؟

استاد عباسی:

توضیح می‌دهد که ما آنان را شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا...

بیننده:

بنابر این یعنی اصلا میمون‌ها و شامپانزه‌ها را رها کنیم؟

استاد عباسی:

من از شما این سوال را دارم؛ اگر می‌شد که انتشار از طریق شامپانزه اتفاق بیفتد، بینی و بین الله چه نیازی بود که خدا خلق کند؟

بیننده:

به همان دلیلی که باعث شد جاهای دیگر را معجزه کند و مسیر را بیافریند.

استاد عباسی:

این‌که معجزه نیست؛ کسی که در دنیا نبوده تا بخواهد معجزه کند؛ همه از طریق شامپانزه آرام آرام به انسان تبدیل می‌شدند و یک مرتبه آدم خلق کند! چه اتفاقی می‌افتد؟ برای چه کسی معجزه انجام می‌دهد؟

بیننده:

من الان نمی‌توانم و بلد نیستم جواب بدهم ولی سوال قبلی شما را می‌توانم جواب بدهم.

ببینید الان در گونه‌شناسی و فسیل‌شناسی نئاندرتال‌ها شناسایی شده‌اند و ما ساپینس هستیم؛ 24-23 گونه کاملا متفاوت با اندوخته‌ی ژنی مختلف تا حالا دیده شده است؛ مثلا ببینید حدود سی درصد ژن‌های برخی از نژادهای اسکاندیناوی با نئاندرتال‌ها یک زمینه دارند.

استاد عباسی:

آقای اسدی خود نئاندرتال‌ها زیر سوال هستند یعنی هنوز برای وجود نئاندرتال‌ها سندیت علمی ‌وجود ندارد پس چگونه می‌توان گفت که فلان انسان از حیث ژن، به نئاندرتال‌ها نزدیک‌تر است یا مثلا به آن‌ها شباهت دارد؟

بیننده:

صحبت علمی ‌است و علم صد در صد و قطعی نیست.

استاد عباسی:

ما نمی‌گوییم که صد در صد قطعی بلکه می‌گوییم به اثبات رسیده و تصاویر را نشان دادیم که می‌گویند نئاندرتال‌ها...

بیننده:

تقریباً بسیار زیاد به اثبات رسیده است، الان یک انجمنی در آمریکا است که به آن‌ها «انجمن زمین تخت گرایان» می‌گویند؛ این‌ها می‌گویند که کره زمین گرد نیست و تخت است و مثل سکه می‌ماند می‌گوییم دور که می‌زنیم به سر جای اول و بر می‌گردیم؛ یک دوست عزیزی در عربستان می‌گفت که زمین نمی‌چرخد چون اگر قرار بود که زمین بچرخد هواپیما آن بالا نمی‌ایستاد.

مجری:

آقای اسدی درباره نئاندرتال‌ها فرمودید که از روی شباهت ژنتیک نئاندرتال‌ها و انسان‌های بومی ‌یک منطقه‌ فهمیدند که این‌ها شباهت زیادی دارند؟ درست است؟

بیننده:

بله.

مجری:

ما منکر مقایسه یک ژن از نئاندرتال‌ها با یک ژن از انسان حال حاضر نیستیم؛ بله می‌شود در مورد آن ژن تحقیق کرد اما یک بخش از کار مربوط به آن ژن، دوره نئاندرتال‌ها است که امکان ندارد آن ژن تا الان سالم مانده باشد؛ استاد عباسی در مورد عمر ژن مباحثی مطرح فرمودند و ثابت کردند که نصف عمر DNA، 521 سال است و نهایتا تا دو میلیون سال می‌تواند باقی بماند.

بیننده:

نئاندرتال‌ها حدود بیست هزار سال پیش بودند.

مجری:

آماری که استاد عباسی فرمودند این است که DNA در آن زمان متلاشی می‌شود.

بیننده:

یعنی نصف آن تا 520 سال از بین می‌رود ولی نصف دیگر آن می‌ماند. یک درصد آن برای تایید ما کافی است.

مجری:

این مثل یک چوب نیست که شما فکر کنید از بالا شروع به سوختن کند و وقتی که 50 درصد سوخت بگویم که 50 درصد دیگرش سالم است بلکه یعنی از هم متلاشی می‌شود.

استاد عباسی:

آقای اسدی عزیز شما ‌مطلقا سند علمی در مورد نئاندرتال‌ها دارید؟

بیننده:

بله.

استاد عباسی:

به خدا مطلقا سند علمی‌ هنوز ارائه نداده‌اند یعنی هنوز در حد حدس و گمان و ادعا است، هنوز یک DNA اصیل در مورد نئاندرتال‌ها ارائه نشده است که بخواهیم با ژن آن‌ها تطبیق بدهیم؛ این اسناد قطعی ارائه نشده است.

بیننده:

بله مختلف است.

استاد عباسی:

در مورد فسیل‌ها چقدر فسیل و مدارک مختلف ارائه دادند اما بعد از چند سال خود افرادی که متخصص این کار بودند رد کردند و یکی گفت که ادله او باطل و اشتباه است و دیگری گفت ادله این اشتباه است؛ اما در مورد DNAنئاندرتال‌ها هنوز مطلب اثبات شده‌ای وجود ندارد.

بیننده:

در یک محل جرم هم نمی‌توانیم یک DNA سالم پیدا کنیم می‌گوییم که ما پازل‌ها را کنار هم می‌گذاریم از نمای کلی به آن نگاه می‌کنیم؛ وقتی که استکلتی پیدا می‌کنیم...

استاد عباسی:

آقای اسدی باید قطعات پازل وجود داشته باشد تا من آن را بچینم؛ من نمی‌توانم نئاندرتال‌های خیالی را به عنوان پازل کنار فسیلی که بوی استخوان سوخته می‌دهد و تقلبی است بگذارم و چند موضوع نادرست را کنار هم بگذارم و بگویم که پازل من تکمیل شد؛ این پازل تکمیل نیست چون قطعات این پازل قطعات اصیل نیستند و فقط ادعایی مطرح شده است.

بیننده:

قبول دارم تکمیل نیست ولی ما 50 قسمت را پیدا کردیم و می‌توانیم حداقل به تصور کلی برسیم.

استاد عباسی:

آن چیزهایی که هم پیدا کردید ارزش علمی‌ ندارد چون آن‌ها به قطعیت علمی ‌نرسیده است.

بیننده:

یعنی ما باید کلا درب علم را ببندیم و کنار بگذاریم؟

استاد عباسی:

خود آقای داروین آن روز گفت و امروز هم در همین گیر هستند؛ شما یک فسیل واقعی صحیح به ما ارائه بدهید، شما یک فسیل بین شامپانزه و انسان به ما ارائه بدهید، ما همه را می‌پذیریم؛ خود آقای داروین می‌گوید از مشکلات جدی بر سر راه فرضیه من همین است و تا به امروز این ادامه دارد.

مجری:

آقای اسدی اجازه می‌دهید که ادامه بحث برای جلسه‌های آینده بماند؟

بیننده:

خوشحال شدیم.

مجری:

در پناه حق باشید؛ سراغ سوالات و مطالب پرسیده شده برویم؛ آقای اعظمیان از اصفهان پرسیدند فرضیه‌هایی که هنوز ثابت نشده چطور می‌شود مبنا قرار گیرد با این توضیح که آقای اسدی فرمودند اگر شما بخواهید فرضیه داروین را رد کنید باید باب مباحث علمی بسته شود! یک مقدار هم درباره تفاوت فرضیه و نظریه توضیح بفرمائید تا برای ببینندگانی که در جریان نیستند جا بیفتد.

استاد عباسی:

در بحث تفاوت فرضیه و نظریه عرض کردیم که فرضیه چیزی است که طرح شده اما هنوز قابل کذب و صدق نیست یعنی هنوز قابل ارائه دادن سند یا قابل آزمایش کردن نیست؛ وقتی فرضیه به مرحله نظریه می‌رسد قابل آزمایش کردن و قابل صدق و کذب و قابل تایید و رد است.

اما این‌که چگونه شده که فرضیه داروین که نظر آقای اسدی این بود که مثلا ما 50 قسمت از صفحه پازل را پیدا کرده‌ایم و آرام آرام تکمیل می‌کنیم و هنوز تکمیل نشده ولی می‌شود با 50 قسمت از پازل یک نمای کلی را به دست بیاوریم؛ آن هم اگر 50 قسمت پازل واقعا پیدا شود چون عمده پازل‌ها، پازل‌های تصوری است ولی این پازلی است که نمی‌شود روی آن حساب کرد چون می‌گویند فسیل‌هایی که مربوط به چند میلیون سال پیش است وجود دارد که بینابینی‌ هستند بعد که می‌گویم آن فسیل کجاست می‌گویند یک فسیل به نام لوسی است؛ اما می‌بینیم که رد شده است و پذیرفته نشده است، و کلا یک مدرک کاملا محکم و قابل ارائه در این بین وجود ندارد؛ یعنی اگر این پازل، یک پازل تکمیل شده باشد تازه تبدیل به نظریه می‌شود که دانشمندان اجازه دارند بر روی آن تحقیق کنند و قابل آزمایش و تجربه است.

این‌ها می‌گویند که خیلی قابل تجربه نیست چرا؟ چون مربوط به میلیون‌ها سال پیش است؛ شما چگونه می‌خواهید مطلبی را که مربوط به چند میلیون سال پیش است را تجربه کنید؟ شما این مطلبی که ما می‌گویم را بپذیرید!

اتفاقا حرفی که ایشان زدند دقیقا سوال ماست؛ آنان چطور به خودشان اجازه دادند یک فرضیه و نه حتی نظریه را به عنوان مبنای ایدئولوژی و آن چه که قرار است مسیر زندگی دنیا و آخرت ما را مشخص کند قرار دهند.

مجری:

آقای حیدری از شیراز فرمودند این‌ها معتقدند که طبیعت و موجودات برای این‌که جلوی انقراض خود را بگیرند و زندگی آنان با همین سیر پیش برود، به تکامل دست پیدا کردند و فرمودند که چرا موجوداتی که الان نسل آن‌ها در حال انقراض است، نمی‌توانند تکامل پیدا کنند و جلوی انقراض خود را بگیرند؟ در این خصوص هم توضیح بفرمائید.

استاد عباسی:

یکی از ابهامات در این فرضیه، همین نکته است که چرا در جانوران دیگر این تکامل وجود ندارد؟ آنان در جواب می‌گویند در جای‌های دیگر تکامل تا حدود زیادی متوقف شده است! خود این جای تعجب است؛ چطور ممکن است یک مسئله‌ای برای عالم مبنا باشد و در همه چیز این اتفاق بیفتد اما در بسیاری از امور یک مرتبه متوقف ‌شود! ما به آن‌ها می‌گویم که چرا بقیه انواع شامپانزه‌ها به انسان تبدیل نشدند؟ چرا حیوانات دیگری مثل گوسفند که از هزاران هزار سال پیش تا به امروز همین گوسفند بوده است، تغییرات جدی در آن صورت نگرفته است؟ روزانه هزاران هزار گوسفند ذبح می‌شود چرا گوسفند در خود تغییری به وجود نیاورد و از اهلی بودن خارجن شد تا از این قصه رهایی پیدا کند؟

و این یکی از ابهامات است و ایشان نیز از نسل یوزپلنگ مثالی زدند؛ با این‌که یوزپلنگ حیوانی قوی و پر سرعتی است اما الان گرفتار شده است و شکارچی‌ها خیلی راحت او را شکار و از پوست او استفاده می‌کنند و به قیمت گزاف می‌فروشند و نسل آن در حال انقراض است؛ و این شکار از هزاران سال پیش صورت می‌گرفته و انسان‌ها در جنگل می‌نشستند و با نیزه شکار می‌کردند و امروزه هم با سلاح‌های پیشرفته شکار می‌کنند؛ چرا در طول این هزاران سال یوزپلنگها نتوانستند این کار را انجام بدهند و این مشکل را حل کنند.

مجری:

این‌ها واقعا سوالاتی است که آنان اصلا برای پاسخ دادن ورود پیدا نمی‌کنند مگر آن جایی که مجبور شوند؛ آقای اسدی هم از تهران تماس گرفتند و با توضیحات مفصل فرمودند که قرآن می‌فرماید ما حضرت آدم علیه‌السلام را مثل سایر پیامبران برانگیختیم و این به این معنا است که افراد دیگر هم در کنار حضرت آدم بوده‌اند و با این موضوع می‌خواستند بگویند ممکن است آن افراد از نسل‌های دیگری بودند و یا این‌که ما از نسل‌ آن‌ها هستیم.

توضیحی که شما دادید مختصر بود اگر لطف کنید توضیحات خود را تکمیل کنید.

استاد عباسی:

خدمت بزرگواران عرض کردم که «اصْطَفَى» در آیه 33 سوره آل عمران لزوماً به این معنا نیست که حتما باید یک جمع کثیری وجود داشته باشد بلکه می‌تواند در بین افراد خاص و محدود هم صورت گیرد؛ این آیه می‌خواهد برتری حضرت آدم علیه‌السلام بر حضرت حوا که هم دوره و همراه با ایشان زندگی می‌کردند و فرزندان و کسانی که بعداً به دنیا می‌آیند را بیان کند؛ یعنی پیامبر این مجموعه‌ای که در زمان ایشان حضور داشتند حضرت آدم علیه‌السلام بوده است؛ ضمن این‌که آیت الله مکارم در تفسیر نمونه هم این واژه را برتری بر عالمیان معنا کرده است. و این پاسخ کفایت می‌کند؛ ایشان نسبت به خلقت آدم گفتند آیاتی صراحت به خلق از‌ تراب دارد از جمله این‌که قرآن بحث آفرینش انسان را به عنوان اولین و مهم‌ترین محبوب الهی می‌داند و می‌فرماید:

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ

 سوره روم آیه 20

و از نشانه‏ هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد پس به ناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراكنده شديد

و هم به خلقت آدم از خاک و هم به انتشار نسل از او اشاره می‌کند وإلا باید در یک مرحله قبل ذکر می‌کرد که انسان اول از حوضچه یا از سوپ بنیادین شامپانزه خلق شد و سپس شما خلق و منتشر شدید؛ در حالی‌که بلافاصله بعد از خلقت از خاک، بحث انتشار نسل آدم در زمین را بیان می‌کند.

 

پایان

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى



حجت الاسلام و المسلمین عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر