صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 20 بهمن 1394 تعداد بازديد: 1124 
ایستگاه اندیشه 3 - ضرورت حدیث از نگاه مکتب اهل بیت علیهم السلام
ایستگاه اندیشه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 20/11/94

مجری:

 عرض و سلام خدمت استاد روستایی و بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت، به بحث ضرورت حدیث از نگاه مکتب اهل بیت علیهم السلام خواهیم پرداخت و در بخش دوم هم طبق روال روایاتی که شبکه وهابی از کتب شیعه مطرح می‌کنند با عنوان شبهه و نقد شیعه به چند مورد از آن ها اشاره خواهیم کرد

استاد روستایی:

بنده هم خدمت شما و بیننده‌های عزیز و شریف جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم 

 

مجری:

 چرا مثل بعضی از گروه‌ها، فرق‌ها و مذاهب‌ها ما مثل شعار خوارج‌ها نمی‌گوییم فقط قرآن و به مکتب و احادیث اهل بیت علیه السلام توجه ویژه‌ای داریم؟

استاد روستایی:

همان طوری که در آیات فروانی از قرآن تاکید شده است، به دنبال صدق، راستی، صادقین، باشید ما به دنبال اهل بیت علیهم السلام افتاده‌ایم 

وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

سوره الزمر آیه33

کسی که سخن صدق را می‌آورد و کسانی که گویند آن سخن را تصدیق بکند این‌ها پرهیزگار هستند

یعنی مشخص است که قرآن عنایتی به سخن گوینده‌ای دارد که راست‌گو هست و عنایت دارد که او را تصدیق بکند یا آیه دیگری که در قرآن می‌فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ

سوره التوبه آیه119

خداوند بشر را هدایت می‌کند به این سمت که شما باید با صادقین باشید

 شما نگاه کنید که صیغه جمع هم است این‌جا مقصود طبیعتا جمعی هستند که باید معصوم باشند اگر دقت کنید خداوند به صورت مطلق می‌گوید " کونوا مع الصادقین" همیشه باید با یک جمعی باشید که این‌ها از همه جهت اعم از قول، فعل، عمل، همه چیز صادق هستند

 مفسیرین در جای خودش ذیل آیه صادقین بحث کرده‌‌اند، پس بنابراین قرآن ما را تشویق می‌کند که همراه صادقین باشیم، از طرفی در قرآن ما آیاتی را می‌بینیم که خاص‌تر صحبت می‌کند مثلا خداوند در قرآن کریم می‌فرمایند: 

ومَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ

سوره الحشر آيه 7

 هر آن چیزی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای شما آورد این را بگیرید

یا در جای دیگر خداوند می‌فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ

سوره النسا آیه 59

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم اطاعت کنید

یا باز می‌فرماید:

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ

سوره النسا آیه 80

 ممکن است کسی اشکال کند منظور از "اطیعوا الرسول" یعنی هر آن‌چه درباره قرآن گفت می‌باشد منتها این گونه نیست 

در آیه دیگر" من یطع الرسول فقد اطاع الله" یعنی اطاعت الله در جای خودش در قرآن خدا در تعالیم که پیامبر از ناحیه خدا بیان می‌کند این یک مسئله است یک مسئله هم اطاعت از خود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد که قول، فعل، تقریر، حضرت برای شما حجت است و همان‌طور که اشاره کردیم خداوند به صورت خاص‌تر صحبت می‌کند و بعد از "اطیعوا الرسول" 

اولی الامر منکم را نیز اضافه می‌کند در واقع می‌خواهد بگوید فکر نکنید فقط اطیعوا الله و اطیعوا الرسول می باشد خیر! اولی الامر نیز هست که باید معصوم باشد 

همان طوری که در مورد خدا نعوذ بالله مثلا خلافی تصور نمی‌شود در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز همین طور است و در مورد اولی الامر هم همین طور است اطاعت بی چون و چرا از الله ، اطاعت بی چون و چرا از رسول اطاعت بی چون و چرا از اولی امر، باید باشد

 خب ما می‌دانیم تعالیم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و تعالیم اولی الامر همه در قرآن نیست بله قطعا تمام دستورات قرآنی را رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و اولی الامر قبول دارد، اما وقتی که می‌گوید از اولی الامر اطاعت کنید معلوم است که این اولی الامر غیر از خدا و رسول صلی الله علیه و آله وسلم می‌باشد، می‌دانیم منظور از خداوند، خداست و رسول و قرآن را می‌دانیم که فرستادنده خداست وقتی می‌گوید از اولی الامر اطاعت کنید یعنی بعد از قرآن به آن‌ها مراجعه نمایید، در واقع تمام این‌ها ارشاد به حدیث است، از طرفی آیاتی در قرآن داریم که می‌گوید حواس‌تان باشد اگر می‌خواهید حدیثی را بشنوید از آدم درستش بشنوید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِين

سوره الحجرات آیه6

 اگر یک فاسقی یک خبری را آورد شما جست و جو بکنید نکند به جهالت بیاندازد یک عده‌ای را و آن فاسق باعث گمراهی بشود، براساس گوش دادن به حرف آدم فاسق خودتان پشیمان بشید و گرفتار حرف فاسق بشوید

 یا در جای دیگر خداوند می‌فرماید:

انَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ

سوره النحل آیه105

 کسانی که ایمان ندارند افتراح و دروغ می‌بندند

 وگرنه کسی که ایمان داشته باشد دروغ نمی‌گوید

 یا در جای دیگر خداوند می‌فرماید:

و لاتقف ما لیس لک به علم

سوره الاسرا آيه 36

 از روی علم صحبت بکنید

 خداوند از غیر علم دارد ما را نهی می‌کند و آیات دیگر که می‌آید می‌گوید:

إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ

سوره یونس آیه 36

تمام‌ این آیات در طول آیات "کونوا مع الصادقین "/من یطع الرسول/ "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول" می‌باشد یا روایاتی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که من همانند قرآن را برای شما می‌آورم 

 بعد علمای اهل سنت امثال امام شافعی و این‌ها آمدند گفتند و مثل معه چی هست ارائه نمودند همانند قرآن، و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می‌باشد و باید از آن تبعیت کرد و جملاتی که در این زمینه وجود دارد بنابراین اصل این مسئله که ما چرا به دنبال حدیث هستیم خود قرآن دارد اشاره می‌کند «کونوا مع الصادقین» 

مجری:

 حالا بعضی‌ها به آیاتی از قرآن استناد می‌کنند:

 التبیان به کل شی

الکافی ج ۱ ص ۵۹ باب الرد إلى الکتاب و السنة …

 می‌گویند فقط قرآن کافی است

ولَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

سوره الانعام آیه 59

می‌گویند که همه چیز در قرآن است ما دیگر نیازی به حدیث نداریم

استاد روستایی:

 ما آیاتی در قرآن داریم بالاخره می‌فرماید در قرآن همه چیز است

ولَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

سوره الانعام آیه 59

هیچ تر و یا خشکی نیست مگر این‌که در قرآن وجود دارد

 این‌ها درست است اما دو نکته این‌جا وجود دارد اولا این‌که کسی بگوید ما نیازی به حدیث نداریم با خود قرآن با آیات

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ و اولی الامر منکم

سوره النسا آیه 59

 تعارض دارد و امثال این آیات که زیاد است، نکته دوم درست است که در قرآن همه چیز است اما خود قرآن مشخص کرده است که برای فهم قرآن به چه کسی مراجعه نماییم

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره النحل آیه44

 یا رسول الله ما نازل کرده‌ایم اما شما باید بیان بکنید

 خب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زمان خودشان بیان کرده‌‌اند و احادیث فروانی در این زمینه آورده‌‌اند، اما یکی دیگر از آن آیات قرآن همان آیه "اولی امر منکم" می‌باشد که باید به این‌ها مراجعه و اطاعت بشود و خود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم آمدند و مفسر قرآن را مشخص کرده‌‌اند، بله درست است همه چیز در قرآن است اما چه کسی این‌ها را باید برای ما تفسیر و تبیین کند؟ روایت جالبی از کتاب کافی شریف و الاحتجاج در این باره می‌باشد که جریان مناظره حشام بن حکم را تشریح می‌نماید به محضر امام صادق علیه السلام می‌رسند، حضرت می‌فرمایند حشام توضیح بفرمایید که چه گفته‌اید؟ می‌گوید که شما بهتر از من می‌دانید، دوست دارم از شما بشنوم بالاخره حشام شروع می‌کند یکی از مناظره‌ها را تعریف می‌کنند، می‌گویند در آن مناظره به آن عالم این‌گونه گفتم اگر فقط قرآن کافی است آن‌ هایی که برای خدا نعوذ بالله جسمیت قائل هستند این‌ها به قرآن تمسک می‌کنند مشخص است از صفت‌هایی که در آن‌جا آمده است بی‌ بهره‌اند و این صفات را قبول ندارند و عجیب است آن‌هایی که قائل به رویت خدا هستند به قرآن استناد می‌کنند دقت کنید آن کسی که این مباحث‌ها را به قرآن استناد می‌کنند باید یک مفسری باشد و مباحث را تشریح نماید 

 

حشام یک مثال بسیار زیبا می‌آورد، اعضای بدن را برای آن فرد مثال می‌زند، عمر بن عبید می‌آید مثال می‌زند شما در اعضای بدن‌تان بینی دارید؟ بله دارم! چه کار می‌کنید با آن؟ در حس بویایی، شامه از آن بهره می‌برم

 دهان دارید؟ بله، با آن چه کار می‌کنید؟ فلان کار... چشم و غیره دارید شروع می‌کند به توضیح دادن و بعد می‌رسد به قلب، قلب و آن قوه عاقله و متفکر را دارید؟

 بله. این چه کار می‌کند؟ این به همه این‌ها مدیریت می‌کند می‌گوید چطور شد بدن شما باید یک پیشوایی داشته باشد که همه‌ای این‌ها مدیریت بکند اما ما نباید یک امامی در دنیا داشته باشیم که این قرآن را برایمان تفسیر بکند این نکته خیلی مهم است .

لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روایات متعدد آمدند تاکید کردند بر اهل بیت علیهم السلام، فرمودند عدل قرآن اهل بیت علیهم السلام است:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض ، وعترتي أهل بيتي ، ولن يفترقا حتى يردا علي الحوض

 سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 9 ص 365

اني تارك فيكم الثقلين ، كتاب الله وعترتي

الطبقات الكبرى ج 2  ص 194، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر: دار صادر - بيروت - -

من در بین شما دو چیزی به جا می‌گذارم یک کتاب خدا و دو اهل بیت علیهم السلام 

 بعد فرمودند:

 انهما لن یتفرقا

الطبقات الكبرى ج 2  ص 194، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر: دار صادر - بيروت - -

 حتی بعضی از علمای اهل سنت می‌گویند این‌ها «کتوا عمین» این‌ها دو قلو هستند حتی در بعضی از تعابیر داریم که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم انگشت‌هایش را بغل هم گذاشت این‌ها دو قلو هستند کتاب قرآن و اهل بیت علیهم السلام، این‌ها هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا کنار حوض کوثر که بر من وارد شوند یا آن لفظی که می‌فرماید که

 انی تارکم فیکم خلیفتین

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 ص 162

من دو خلیفه به جا می‌گذارم و لاغیر

 خلیفه‌ دیگری من ندارم آن دو خلیفه چه کسی هست کتاب خدا و عترت که در رأس این‌ها امیرالمومنین علیه السلام هستند شما ببینید پس بنابراین براساس این روایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که باید به اهل بیت علیهم السلام رجوع کنید مفسر قرآن اهل بیت علیهم السلام است و جالب این‌جا است که در یک روایت دیگری حضرت تاکید می‌کنند و در آن‌جا اکتفا به قرآن را نهی می‌کند، قرآن خوب است اما اکتفا به قرآن به تنهایی کافی نیست اصل اکتفا به قرآن به تنهایی از فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دست می‌آید که اکتفا به قرآن به تنهایی فقط و فقط کار منافقین است کار مومن نیست مومن هیچ‌ وقت نمی‌آید بگوید قرآن به تنهایی ولاغیر، اصلا این در ‌‌اندیشه مومن نمی‌گنجد و این را قبول ندارد و جالب است این حدیثی که بنده عرض می‌کنم حتی وهابی مثل آقای الوانی این را تصریح کردند ایشان در کتاب‌های متعددشان اعم از السلسله الصحیحه، کامل و.. آورده‌‌اند

لا تجادلوا بالقرآن ولا تكذبوا كتاب الله بعضه ببعض فوالله إن المؤمن ليجادل به فيغلب وإن المنافق ليجادل به فيغلب

مختصر الفتاوى المصرية ج 1  ص 294اسم المؤلف: بدر الدين أبو عبد الله محمد بن علي الحنبلي البعلي الوفاة: 777هـ ، دار النشر: دار ابن القيم - الدمام - السعودية - 1406 - 1986 ، الطبعة: الثانية ، تحقيق: محمد حامد الفقي

 با قرآن مجادله نکنید به تنهایی کتاب خدا را تکذیب نکنید بعضی‌ها را با بعضی دیگر ، مومن با قرآن مجادله می‌کند و مغلوب می‌شود منافق با قرآن مجادله بکند خلاصه پیروز می‌شود 

وقتی مومن مغلوب می‌شود، به خاطر این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گوید که کار منافقانه است 

مجری: 

 یعنی کسانی که می‌گویند فقط قرآن و ادعای پیروزی هم می‌کنند باید شک کنند که شاید منافق باشند

استاد روستایی:

 کلام رسول رحمت صلی الله علیه و آله و سلم هست عدل قرآن دارد این حرف را می‌زند به فرموده اهل سنت همان کسی که کلامش مثل قرآن است لذا این مسئله‌ای که مکتب اهل بیت علیهم السلام به دنبال حدیث هستند و البته در هر عصری بر اساس قواعد علم روز آن احادیث را بررسی می‌کنند به این جهت سفارشات قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم حجت است

مجری:

کلیپی را درباره بررسی روایات از کتب شیعه از کارشناسان وهابی را مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

کلیپ: این روایت امکان ندارد که قابل تاویل باشد به همین دلیل در کتاب‌های شیعه ثابت شده است که خداوند دست دارد 

- این چه کتابی است؟

- این کتاب اصول کافی 

- یعنی اصل اصول شیعه.

- جلد دوم، در این کتاب ثابت شده است که خداوند دو دست دارد 

- اگر امکان دارد یک بار دیگر کتاب را به همراه آدرس روایت مشخص کنید

- کتاب اصول کافی، جلد دوم، روایت این‌جا چه می‌گوید، صفحه 134 می‌گوید از محمد بن علی از عمربن جبل احرصی از ابی جارو از امام باقر نقل شده است که پیامبر فرموده‌‌اند کسانی که در راه خدا با یک دیگر دوستی کنند روز قیامت بر روی یک زمین از زبرجد سبز در سایه عرش خداوند سمت راست او هستند و هر دو دست او را.

مجری:

 کلیپ اول بود، خالد وصابی وهابی که استناد کرد به روایتی از کتاب شریف کافی که می‌خواهد این را ثابت کند که شیعیان هم اعتقاد دارند به وجود اعضا و جوارح برای الله سبحان و تعالی، آیا واقعا این طور است؟ آیا واقعا این روایت غیر قابل تاویل است؟

استاد روستایی:

‌اولا ای کاش این آقا مرد بود سندی هم برای این بحث مطرح می‌کرد و ثانیا این بحث از مسلک شیعه قائل به تاویل است وگرنه اگر شما دنبال کلمه ید می‌گردید خب در قرآن هم هست

يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ

سوره الفتح آیه10

یا باز در جای دیگری از قرآن آمده است

وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ

سوره المائده آیه64

 اگر دنبال کلمه ید می‌گردید در قرآن هم هست یا این‌که مثلا خداوند تبارک الله تعالی، در قرآن کلمه وجه، ید را بیان کرده است این‌ها تاویل می‌شوند ما که این را بارها گفته‌ایم ما هیچ وقت مثل شما وهابی‌ها نیستیم که مجسمه باشیم یا نعوذ بالله چیزهای را بگویم مثل امثال ابن باز که صفت شامه برای خدا تصور می‌کند بله خدا می‌تواند بو هم بکشد ولی ما اولا قائل به تاویل هستیم و ثانیا خوب است بحث سندی را دقت بکنیم من این را در نرم افزار معروف نور که نرم افزار شیعه است جست و جو زده‌ام، شما ببینید این نرم افزار روی صفحه من است این هم روایت است در این‌جا در بخش سند روی تک تک روایت می‌روم ، این نفر اول که مورد قبول است اما این‌جا، محمد بن علی ابوثمینه، ضعیفا جدا، این آقا به شدت ضعیف است رومی بالغلو به این گفتن قالی اصلا این متهم به غلو هست، نفر بعدی عمر می‌شود اصلا شرح حالی ندارد، نفر بعدی عبل جارود که مجهول هست می‌باشد زیدی «"راس جارودیه لم تثبت فساقته»" اصلا فساقتش ثابت نشده است 

وهابی‌ها در شبکه‌های عربی مدعی هل من مبارز کرده‌اند کتاب دست‌شان گرفته‌اند و نشان می‌دهند ای اهل عالم ما هم بلد هستیم کتاب به دست بگیریم خب چرا درست نشان نمی‌دهید؟

ما کارشناسان شبکه ولایت الحمد الله آن افتخار را داریم که وقتی مطلبی را بیان می‌کنیم این مطالب را بررسی صحیح می‌کنیم ما در قرآن داریم "«ید الله فوق ایدیهم»" این در قرآن آمده است تاویلش بکنید، روایتی که شما آورده‌اید این سندش است اما اگر حسابی می‌خواهید ببینید که این روایات کجا است بروید کتاب شیخ اسلام‌تان را مطالعه کنید وقتی کتاب ابن تیمیه سه دست برای خدا تصور می‌کند دیگر چه انتظاری از شما داریم وی در یکی از آثارشان در این رابطه روایتی را نقل می‌کنند و بعد می‌نویسند:

المقسطون عند الله على منابر من نور عن يمين الرحمن وكلتا يديه يمين 

مجموع الفتاوى ج 5ص59، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر: مكتبة ابن تيمية ، الطبعة: الثانية ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

هر دو دست خدا راست است.....

 بعد می‌آید می‌گوید که خداوند روز قیامت آسمان‌ها را در دست راستش می‌گیرد بعد زمین را با دست چپش نگه می‌دارد

 

بعد می‌نویسد:

 ثم یطوی الارضین بشماله

مجموع الفتاوى ج 5ص59، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر: مكتبة ابن تيمية ، الطبعة: الثانية ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

 به دست چپش هم زمین‌ها هست

 خب این دو تا دست آنجا هم گفت «کلتا یدیه یمین» هر دو دست خدا راست است این‌جا دست چپ هم برایش فرض کرد این سه تا دست می‌شود، خدای سه دست، حالا در جای دیگر مدعی شده‌اند

 که هر دو دست خدا دست راست است چون در بسیاری از روایات آمده است که هر دو دست خدا، راست است با این‌که دست راست هم بالاتر است خب چرا خدا هر دو دستش دست راست است می‌گوید که بسیاری از علما گفته‌‌اند صفات مخلوقین متضمن نقص است، دست چپ برای کارهای ناقص است مثل این‌که با دست چپ کارهای بدی انجام می‌شود مثل این‌که با نجاست دست چپ سرو کار دارد نعوذبالله دستشویی و این چیزها است لذا پیغمبر گفت هر دو دست خدا دست راست است 

لیس فیها نقص و لا عیب بوجه من الوجوء

مجموع الفتاوى ج 17ص54، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر: مكتبة ابن تيمية ، الطبعة: الثانية ، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي

 خدا هیچ عیب و نقصی ندارد، چون دست چپ برای نجاست است 

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که هر دو دست خدا دست راست است، همین آقا در جلد 5 می‌گفت که زمین‌ها را با دست چپش می‌گیرد این‌جا می‌گوید که چرا هر دو دست راست چون دست چپ برای نجاست است ما بالاخره نفهمیدیم این را همین خالد وصابی بیاید توضیح بدهد که شیخ اسلامش چه گفته است اگر دست چپ برای نجاست و خدا دست چپ ندارد پس آن شماله آن چه چیزی است که آن‌جا آمده یا این‌که نکند در آن‌جا نعوذ بالله نجاساتی یا چیزی است یا این حرفا، این یکی از سوالات ما از شبکه‌های وهابی است، دوست دارم این سوال ما را کارگردان ما نمایش بدهند، اگر دست چپ داشتن نشانه نقص است پس چرا ابن تیمیه گفت خداند هم دست چپ دارد و زمین‌ها را در روز قیامت با دست چپش می‌گیرد آیا خداوند هم ناقص است؟ حالا آقای وصابی می‌خواهد جواب بدهد یا رفیق‌های فارسی زبان‌شان یا کسان دیگر؟ برای ما مهم نیست فقط به سوال ما جواب بدهند

تعداد دست‌های خدا را مشخص بکنند همین که دست چپ دارد یا ندارد؟ فقط دو تا راست است این را برای ما مشخص بکنند

مجری:

کلیپی را به اتفاق مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

کلیپ: ما از کتاب اصلی و از کتاب اصول می‌خوانیم، این کتاب اصول شش گانه از اصول اولیه شیعیان است صفحه 54 از عبدالله ابن سنان نقل شده است که می‌گوید از امام صادق شنیدم بخدا قسم که دروغ می‌گوید این را امام صادق نگفته است می‌گوید روایت، خداوند در روز عرفه در ابتدای زوال خورشید سوار بر یک شتر افرق به زمین می‌آید و اهالی عرفه از چپ و راستش به سمت آن شتر می‌روند یعنی خداوند با این شتر جعیت آنان را می‌شکافد و اوضاع همین گونه است تا این‌که غروب می‌رسد و مردم بر می‌گردند و خداوند دو فرشته مامور می‌کند تا آخر همین روایت که به دورغ به اهل بیت نسبت داده شده است حتی هیچ شیعه‌ای هم این را قبول ندارد، بروید کتاب خودتان را از این روایت پاک سازی بکنید و عقایدتان را پاک سازی کنید.

مجری:

 بله آقای ارعور وهابی و باز هم استدلال به روایت دیگر از کتب شیعه، البته جالب است که خود عرعور در انتهای کلیپ می‌گوید که هیچ کدام از شیعیان این روایت را قبول ندارند حالا ما نمی‌دانیم که چرا استدلال می‌کند به روایتی که خودش هم در واقع می‌داند که شیعیان این را قبول ندارند یعنی خودش هم به نوعی اقرار می‌کند که شیعیان این نوع روایت را اصلا قبول نمی‌کنند بر خلاف این‌که ما می‌بینیم که ابن تیمیه و سایرین این را قبول کرده‌‌اند نظر حضرتعالی چیست؟ .

استاد روستایی:

 یک نکته جالب دیگر که در کلیپ بود و من در وهابی‌های دیگر هم دیده‌ام این‌ها وقتی که می‌خواهند بگویند که خیلی عالم هستند کامپیوتر می‌گذارند جلوی خودشان می‌آیند در یک فایل ورد یک سری مطالب نشان می‌دهند 

اگر یادتان باشد چندین سال قبل که برنامه کلمه طیبه با استادان برنامه حجج الاسلام ابوالقاسمی و یزدانی بود که آن بحث چهل حدیث امامت را بحث و به پیش می‌بردند یکی از همین کارشناس‌های وهابی یک سری فایل‌های تایپ شده نشان دادند که پر از غلط‌های املایی بود

که از آن نمونه می‌توان به یک مورد اشاره نمود غدیر را قدیر می‌نویسند به جای این‌که ایرادی مثلا به کارشناس‌های ما بگیرند حالا در فایل word یک تیکه را آورده است و می‌خواهد بگوید که‌ این کار را بکنید و این حرف‌ها و...را انجام بدهید، خب مرد حسابی اولا کتاب الاصول السته عشر را چه کسی گفته است که ما قبول داریم، اصلا این کتاب را علمای ما کتاب موضوع می‌دانند و اصلا قبول ندارند، کتاب الاصول السته اثر زید نرسی هست شیخ طوسی در یکی از آثارشان درباره شیخ نرسی می‌نویسد: دو تا زید داریم یکی شیخ نرسی و دیگری الرزاد

لهما اصلان

الفهرست شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن طوسی ص71 دارالنشر: منشورات الشریف الرضی-قم

 این دو نفر دو تا اصل دارند که اصل زید نرسی همان اصول سته عشر است و بعد می‌نویسد:

لم یرو هما محمد بن علی بن الحسین بن بابویه 

الفهرست شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن طوسی ص71 دارالنشر: منشورات الشریف الرضی-قم

 می‌گوید مرحوم صدوق این را نقل نکرده است 

و در فهرست خود گفته است

لم یروهما محمدبن الحسن بن الولیه محمد بن الولیه و کان یقول هما موضوعان 

الفهرست شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن طوسی ص71 دارالنشر: منشورات الشریف الرضی-قم

محمد بن الولیه که استاد من هم هست این را نقل نکرده است 

این دو اصل جعلی بود که مطرح کردیم و در بخش‌های آخر این بحث می‌نویسد، این اصول را محمد بن موسی جعل کرده است به دروغ به زید نرسی نسبت داده شده است، که از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده‌اند

.نکته دوم در مورد جهالت خود زید نرسی است، علمای ما گفته‌‌اند این شخص مجهول است، مرحوم حضرت آیت الله خوئی می‌گوید که مرحوم مجلسی ادعا کرده است که این مطلب را از یک نسخه قدیمی به خط شیخ منصور بن حسن الآبی نقل کرده است می‌گوید:

 ولم یصله الکتاب باسناد متصل صحیح

كتاب الطهارة - السيد الخوئي - ج 2 ص 137

 این کتاب با سند متصل صحیح به ما نرسیده و نقل نشده است

 طریقش به سوی ما که سند معتبری داشته باشد می‌گوید چه بسا واسطه‌ای بین آن نسخه‌ی که به خط منصور بن حسن الآبی است تا مرحوم مجلسی این واسطه شخص مجهول باشد این هم نکته دوم نکته دیگری که باز حائز اهمیت است در این زمینه ما عبارتی داریم که از مرحوم امام خمینی می‌باشد ایشان هم در کتاب طهاره مطلبی را دارند می‌گویند علامه مجلسی که این را نقل کرده‌‌اند این را نیامده‌‌اند با یک سند برای ما نقل بکنند که امکان داشته باشد به آن سند ما متکی باشیم، دقت کنید می‌گوید آن نسخه‌ای که نزد مرحوم مجلسی بوده است با سندی که

یمكن الاتكال عليه ؛ لجهالة منصور بن الحسن الآبي

كتاب الطهارة ( ط.ج ) - السيد الخميني - ج 3 ص 364

 " با چنین سندی دست ما نرسیده است به خاطر جهالت منصور بن الحسن الابی

اصلا غیر از فرمایش مرحوم خوئی که می‌گویند شاید فاصله بین الآبی تا مرحوم مجلسی یک شخص مجهولی باشد بعد مرحوم امام یک چیز دیگر می‌گویند که اصلا خود همین منصور بن الحسن الآبی هم مجهول است، یعنی شما نگاه کنید این نهایت تلاش وهابیت است که می‌خواهد علیه شیعه حرف بزند

 آخر قدرت، و زور علمیشان را می‌زنند و بعد کتابی را معرفی می‌کنند که اولا جعلی است ثانیا سند معتبری ندارد ثالثا آن کسی که فرموده است که من به خط فلان شخص دیده‌ام خود آن آقای منصور بن الحسن الآبی مجهول است واسطه بین منصور بن الحسن الآبی تا مرحوم مجلسی معلوم نیست این نهایت زوری است که وهابی‌ها می‌زنند البته از این‌ها که بگذریم، ما مبنا داریم ما که مثل وهابی‌ها نیستیم ما مبنا داریم روایتی که مطابق کتاب و سنت و اهل بیت علیهم السلام نباشد ما این را به دیوار می‌زنیم ما از این چیزها برای خدا قبول نداریم، سوار بر شتر و این‌ها این خدای وهابی‌ها است ما هم چنین روایتی را اگر هم صحیح ‌بود، که نیست ما این را قبول نمی‌کردیم چون با موازین دیگر ما سازگاری ندارد

مجری:

کلیپی را باز به اتفاق مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

کلیپ: می‌پرسند که خط شاب المرد چیست این حدیث می‌گوید که پیامبر فرموده‌‌اند پرودگارم را به صورت یک جوان بدون ریش دیده‌ام چنین حدیثی باطل و جعلی است و پیامبر چنین چیزی را نگفته‌‌اند این قول باطل است و شکی هم در این نیست و بعضی از مردم این را به ابن تیمیه نسبت می‌دهند که او این صحیح را صحیح دانسته است این ادعا باطل است و ابن تیمیه این حدیث را تصریح نکرده است و برعکس گفته است که چنین چیزی ثابت نیست و جائز نیست که نسبتی به پیامبر داده شود.

مجری:

لطفا درباره مطالب مذکور توضیحاتی را بفرمایید؟

استاد روستایی:

 وقتی که شرافت علمی نباشد توقعی نیست وقتی دنبال گول زدن مردم باشند مجبور هستند که این طور بگویند وگرنه ابن تیمیه گفته است نه فقط ابن تیمیه! خیلی‌های دیگر هم گفته‌‌اند این آقا چون ابن تیمیه را انکار کرد من در این زوم می‌کنم 

دقت کنید به آقای عثمان الخمیس خود عرب زبان‌ها لقب اسد السنه، داده‌اند که این هم دروغ است

اگر اسدش این است کلک و پرش ریخته است، غیر اسدش چه کسی می‌تواند باشد

 خب عیب ندارد، حالا ببینیم این اسد راست می‌گوید یا دروغ؟ روایتی از ابن عباس می‌آورد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خدا را مشاهده کرده است

و هذا یدل علی انه رآه ، فی صوره شاب دونه ستر و قدمیه فی خضره

بیان تلبیس الجهمیه ابن تیمیه حرانی-ج7 ص290

خدا را به صورت جوانی دید، پایین بدنش یک پرده و پاهایش در سبزه زار بود 

 بعد میاید میرسد به این‌جا که این اقتضا می‌کند که این رویت با چشم بوده است تا آخر روایت را نقل می‌کند این کتاب چه کسی بود؟ کتاب ابن تیمیه است می‌گوید در روایت صحیح آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

 کما فی الحدیث الصحیح المرفوع عن قتاده عن عکرمه عن ابن عباس قال: قال رسول الله: رایت ربی فی صوره شاب امرد...له وفره...

بیان تلبیس الجهمیه ابن تیمیه حرانی-ج7 ص290

 من خدا را به صورت یک جوان بی ریش دیدم که خلاصه موهایش فر و در سبزه زار.....

 که دیگر ادامه ندیم حالا در بعضی از نقل‌ها دارد که لباس و کفشش چه بوده است این‌ها بماند خب این کتاب ابن تیمیه که این‌جا تصریح می‌کند «کما فی الحدیث الصحیح» بعد ادامه می‌دهد ایشان می‌آید روایت دیگری را نقل می‌کند در این زمینه‌ها بعد نتیجه گیری نهایی ابن تیمیه چه چیزی است؟ ملاحظه بکنید می‌گوید:

 فعلم ان الحادیث ابن عباس عنده فی الیغض لکن لم یقل بعینیه

بیان تلبیس الجهمیه ابن تیمیه حرانی-ج7 ص290

 دانسته می‌شود احادیثی که ابن عباس نقل کرده است در بیداری بوده است 

یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بیداری خدا را دیده است، نگفته است با دو چشم ولی نشانه‌اش این است، بعد می‌گوید فلان روایت که حالا من دیگر نمی‌خواهم که عین آن را بخوانم می‌گوید که راوی آمد به ابن عباس ایراد گرفت که مگر می‌شود که خدا را دید؟ ابن عباس گفت که مگر تو آسمان را نمیبینی گفت چرا؟، گفت که مگر کل آن را می‌بینی؟ گفت نه! ولی آسمان را می‌بینم، گفت که خدا را می‌شود دید ولی کل خدا را نمی‌شود دید ثابت کرده است چی را؟

 دلیل علی انه اثبت رویه العین

بیان تلبیس الجهمیه ابن تیمیه حرانی-ج7 ص290

ابن عباس رویت عین را ثابت کرده است

 که بله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خدا را نعوذ بالله به صورت جوان مو فرفری در بیداری هم دیده است این هم نتیجه گیری نهایی ابن تیمیه است که این نتیجه گیری را در صفحه 301 کتاب مذکور به اثبات رسانده است

پس عثمان الخمیس، که ملقب به اسد سنه می‌باشد، می‌گویند ابن تیمیه گفته پذیرفته و صحیح هم دانسته است نتیجه گیری هم کرده است پس مورد قبول می‌باشد

مجری:

 اگر شبهه دیگری از سایر وهابی‌ها درباره مباحث مذکور مطرح شده بفرمایید بهره مند گردیم

استاد روستایی:

 یکی دیگر از این وهابی‌ها یک عبارتی را ذکر می‌کنند و می‌گویند خدای شیعیان درود می‌فرستد دقت کنید می‌خواهند شیعیان را متهم کنند که ببینید این‌ها چه خدایی دارند

یکی از نویسندگان مشهور در رد کتاب شریف کافی کتابی نوشته‌اند و اظهار نموده‌اند

والله یصلی عندهم

الکافی عرض و النقد ص6 المولف: عبدالرحمن دمشقیه

 خدای شیعیان درود می‌فرستد

 بعد روایتی را از کتاب کافی شریف نقل می‌کند که ابوبصیر از امام صادق علیه السلام درباره معراج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که حضرت چند بار معراج رفته‌اند؟ حضرت می‌فرمایند دو بار بعد می‌گوید در یک مرتبه جبرئیل به حضرت فرمودند:

 مکانک یا محمد ان ربک یصلی

الکافی عرض و النقد ص6 المولف: عبدالرحمن دمشقیه

 سر جایت بایستد پرودگار تو دارد درود می‌فرستد

 بعد جبرئیل می‌گوید:

کیف یصلی قال یقول سبوح قدوس انا رب ملائکه والروح قال ابو عبد الله

الکافی عرض و النقد ص6 المولف: عبدالرحمن دمشقیه

 چگونه درود می‌فرستد این می‌خواهد بگوید از این یصلی نماز را بفهمد که خدای شیعه نماز می‌خواند منتها یصلی یعنی دعا ادامه روایت را نمی آورد بعد می‌گوید که امام صادق علیه السلام فرمودند«ما جائت ولایه علی من الارض ولکن جائت من السماء مشافحه

الکافی عرض و النقد ص6 المولف: عبدالرحمن دمشقیه

 ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام از زمین نبوده است از آسمان بوده است و خداوند این را فرموده است

 این شبهه‌ای بود که مطرح کردند حالا برای این‌که مسئله حل بشود اصل روایت را از کتاب شریف کافی نمایش و بعد به مطالبی در این باره می‌پردازیم

مله من اصحابنا ، عن احمد بن محمد، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن محمد الجزهری، عن علی بن ابی حمزه

اصول کافی- شیخ کلینی ج1 ص336 باب کتاب الحجه دارالنشر: انتشارات دارالمرتضی

بعد می‌نویسد:

 ان ربک یصلی فقال: یا جبرائیل وکیف یصلی؟ قال: یقول سبوح قدوس انا رب الملائکه و الروح ، سبقت رحمتی غضبی

اصول کافی- شیخ کلینی ج1 ص336 باب کتاب الحجه دارالنشر: انتشارات دارالمرتضی

 بعد مطالبی این‌جا بیان می‌شود تا می‌رسد به جایی که الله تبارک و تعالی می‌گوید: این جاها را دمشقیه فاکتور گرفته است،

 یا محمد قال لبیک ربی من لاامتک من بعدک قال الله: اعلم

اصول کافی- شیخ کلینی ج1 ص336 باب کتاب الحجه دارالنشر: انتشارات دارالمرتضی

 آقا بعد از تو در امتت چه کسی وصی تو هست خداوند بهتر می‌داند

 آقایان فکر نکنند بگویند مگر خدا نمی‌دانست؟ ما در قرآن هم داریم که گاهی خداوند سوالی را از انبیاء خودش مطرح می‌کند آیا نمی‌دانست، هر چه آن جا بگوید ما این‌جا می‌گویم

 قال ابي طالب امیر المومنین و سید المسلمین و قائد غر المحجلین

اصول کافی- شیخ کلینی ج1 ص336 باب کتاب الحجه دارالنشر: انتشارات دارالمرتضی

 خداوند فرمود، علی ابن ابی طالب علیه السلام که امیرالمومنین آقای مسلمانان است و پیشوای پیشانی سفیدان و افراد نورانی است

 بعد ادامه می‌دهد راوی می‌گوید امام صادق علیه السلام به ابو بصیر فرمودند:

 ثم قال ابو عبدالله ابی بصیر یا ابی محمد والله ما جائت ولایه علی من الارض ولکن جائت من السماء مشافحه

اصول کافی- شیخ کلینی ج1 ص336 باب کتاب الحجه دارالنشر: انتشارات دارالمرتضی

 ولایت علی علیه السلام این‌طور نبوده است که از زمین باشد و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از خودشان بگویند بلکه از آسمان به صورت مشافحه بوده است

یعنی پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم خودشان از خدا شنیده‌اند و یک امر الهی است

آن‌چه که از خود روایت آمده است این لفظ که حضرت امیر علیه السلام، در واقع سید مسلمین و "قائد غر المحجلین" در منابع اهل سنت هم آمده است منتها با این صورت که امام متقین، امیرالمومنین علیه السلام آن‌جا ندارد در واقع لفظ امیرالمومنین علیه السلام را حذف کرده‌اند ولی ما بقی مطالب قید شده است

دقت کنید بالاخره این‌ها می‌خواستند دست به تحریف و مطالب را زیر رو و از حق فرار کرده و یک تهمتی به شیعیان بزنند در واقع می‌خواستند مدعی باشند ای اهل عالم شیعیان یصلی را نماز معنا کرده‌اند در حالی مطرح کردیم به معنای دعا می‌باشد

بگذارید کلمه الله یصلی را به نمایش بگذارم ببینیم کجا معنای مفروض ادعایی را نشان می‌دهد

یک کتابی را در این راستا به نمایش خواهیم گذاشت تا خودشان قضاوت کنند و به خاطر بد خصیصه و قلق بودن آن‌ها از چاپ خودشان نشان خواهم داد، آن کتابی که از چاپ آن‌ها می‌خواستیم به نمایش بگذاریم کتاب قرآن است که چاپخانه ملک فهد چاپ کرده است

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

سوره احزاب آیه56

می‌گوید خدا و ملائکه یصلون...

 خب ما هم در کتاب شریف کافی داریم که الله یصلی خب در قرآن هم یصلون، آمده است چه فرقی می‌کند؟ آقای دمشقیه هر چیزی که این‌جا می‌گویید آن‌جا هم بگویید دیگر چقدر کسی باید عناد داشته باشد و حقائق را قبول نکند؟ 

بعضی‌ها در طول تاریخ بوده‌اند که ما بنا نداریم اسم ببریم، می‌آمدند یک چیزهایی را منکر می‌شدند بعد امیرالمومنین علیه السلام می‌گفتند کارت اشتباه است بعد حضرت می‌آمدند یک آیه قرآن می‌خواندند بعد می‌گفتند کان این چنین آیه‌ای به گوشم نخورده بود، حالا شاید دمشقی هم چنین آیه‌ای را ندیده است وگرنه یک ردی هم بر قرآن می‌نوشت، از این وهابی‌ها هم بعید نیست که یک ردی هم بر خدا بنویسند این‌ها که خودشان را موحدتر از خدا می‌دانند، فکر نمی‌کنم آن‌قدر که خدا خودش را به یگانگی قبول دارد این وهابی‌ها این‌گونه باشند کار این‌ها از خدا هم غلیظ تر است، نکته دوم حالا باز خوب است که خدای ما سلام و دورد می‌فرستد خب آقای دمشقیه لا اقل یک کسی حرف بزند که خدایش خر سوار نباشد خب این آقایان وهابی هستند و خودشان را پیروی فقه امام حنبل می‌دانند، شما ببینید

ان جماعه من الحشویه الوباش رای المتمسمین بلحنبلیه اظهروا به بغداد من البدع الفظیعه و المخازی الشنیعه ما لم یتسمح به ملحد فضلا عن موحد»

تبیین کذب المفترین-ابن عساکر شافعی ص310

یک جماعتی از حشویه و اوباشی که خودشان را به حنبلی مذهب‌ها منتصب می‌کردند، این‌ها در بغداد یک سری بدعت‌های زشت و کارهای شنیع پایه گذاری کردند که هیچ ملحدی این کار را انجام نمی‌دهد چه برسد به موحد

 خب این‌ها چه بود برای ما توضیح بدهید می‌گوید:

 ان هو ینزل بذاته یتردد علی حمارا نعوذبالله فی صوره شاب المرد» 

تبیین کذب المفترین-ابن عساکر شافعی ص310

 خداوند با ذات تبارک و تعالی میاید پایین عبور می‌کند خدا سوار خر می‌شد 

همان چیزی که ابن تیمیه قبول دارد این‌ها هم با سند صحیح قبولش دارند، و باز گفته‌اند، خداوند سوار بر الاغی می‌آید در صورت یک شاب المرد که موهایش فر و یک تاجی بر سرش است، که نورانی می‌باشد

 فی رجلیه اللان من ذهب

تبیین کذب المفترین-ابن عساکر شافعی ص310

 یک جفت کفش طلا به پایش است

 و امثال این حرف‌ها که در آثار این‌ها فراوان است باز یک روایت دیگر نشان بدهیم که قائل هستند که خدا نعوذبالله بند تنبون دارد، در یکی از آثارهای آن‌ها در ذیل تفسیر سوره محمد آمده است 

خلق الله تعالى الخلق فلما فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقو الرحمن

صحیح البخاری- بخاری کتاب التفسیر ص1219 

خداوند مردم را خلق کرد، زمانی که خداوند از این خلق فارغ شد، صلحه رحم بلند شد نعوذبالله بند تنبون خدا را گرفت 

ترجمه‌های متعددی دارد ما حالا مودبانه‌اش را می‌گوییم "بحقو الرحمن" آقای دمشقیه به کسی ایراد بگیرید که لااقل نتواند ایرادهایتان را بگوید و از حقانیت دفاع بکند، عرب‌ها یک ضرب المثل جالبی دارند می‌گویند کسی که خانه‌اش از شیشه است به خانه دیگران سنگ نمی‌زند، ما اگر بخواهیم خدای وهابیت را برای مردمان بیان بکنیم یعنی گمان می‌کنم که برنامه را با یک برنامه جک اشتباه بگیرند بخاطر این‌که این‌قدر بقول معروف این مسائل وجود دارد به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌نماییم مثلا خدایی که نمی‌دانم بند تنبون دارد، پایش را در جهنم می‌کند، دو دست دارند، دست چپ ندارد برای نجاست است و باز می‌گویند دست چپ دارد، روی عرش می‌نشیند، عرش سنگین می‌شود جیر جیر می‌کند و خیلی حرف‌های این چنینی لذا این مطالب فراوان است که ما بعنوان نمونه برای بیننده‌های عزیزمان ذکر کردیم

مجری:

کلیپی را به اتفاق مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

کلیپ: کتاب معجزه محرم نوشته رحیم بخش پروار

کتاب معجزه محرم حکایت هدایت فردی است که در مسیر هدایتش امام حسین علیه السلام مهم ترین نقش را داشته، همان امامی که چراغ هدایت و کشتی نجات است.

رحیم بخش پروار، بزرگ مردی است که از خطه ی «ریکوتل» چابهار است او چندین سال در برنامه جماعت تبلیغی شرکت کرد در این کتاب می‌توان به مطالعه گفتگوهای جالب او با امیران جماعت در سفرهایش پرداخت.

دلش می‌خواست درباره عقاید شیعه تحقیق کند، اما شنیده بود تحقیق درباره شیعیان انسان را کافر می‌کند جرات این کار را نمی‌کرد و از طرفی از حرف‌های نامعقول برخی خسته شده بود، با خود گفت حتما مسئله‌ای هست که این‌ها نمی‌گذارند تحقیق کنم از خداوند کمک خواست تا بداند کدام یک بر حق هستند.

هدایت جناب رحیم بخش پروار با تحقیق درباره محرم و عزاداری برای سرور و سالار شهیدان آغاز شد وی برای سوال‌هایش به پاسخ‌های خواندنی دست یافت رحیم بخش در سال 1370 در تقیه شیعه شد و در محرم سال 72 مانند دیگران شیعیان بی تاب امام حسین علیه السلام گشت کم کم اقوامش درباره شیعه شدنش سوال کردند وقتی دلایل قانع کننده‌اش را می‌شنیدند شیعه شده و حتی بسیاری از اهالی روستا هم توسط او به مکتب اهل بیت علیهم السلام روی آوردند.

وهابیان که تاب دیدن نور خورشید اهل بیت علیهم السلام را نداشتند در محرم سال 85 در شام غریبان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اقدام به ترور رحیم بخش پروار نمودند ماجرای عجیب ترور و نحوه درمانش نشان می‌دهد که چگونه به لطف امام حسین علیه السلام زنده ماند تا افتخار جانبازی در مکتب اهل بیت علیهم السلام را بدست آورد و بتواند رسالتی که امامش بر دوشش نهاده به سرانجام برساند.

آری کتاب معجزه‌ی محرم، داستان زندگی آزاد مردی است که گلوله‌های دشمنی نیز نتواست ذره‌ای در اعتقاد و ایمان راسخ او اثری بگذارد.

 بییننده‌های عزیز می‌توانند برای دریافت فایل pdf کتاب به سایت www.valiasr-aj.com بخش کتابخانه مراجعه نمایند.

مجری:

اگر توضیحی درباره کلیپ مذکور دارید توضیح بفرمایید

استاد روستایی:

کتاب‌هایی که معرفی می‌کنیم طبق قولی که داده‌ایم در سایت قرار می‌دهیم و دو کتاب قبلی برنامه با موضوع سوار بر کشتی نجات و شهید ولایت هم گذاشته شده است، برای نمونه بنده روی کتاب سوار بر کشتی نجات کلیک کردم این‌جا نام کتاب نام نویسنده و این‌ها می‌آید و این متنی که در این‌جا خوانده شد آمده است این‌جا دانلود کتاب با فرمت PDF این‌جا ملاحظه می‌کنید که اگر بیننده‌ها به این قسمت کلیک بکنند می‌توانند این را دریافت بکنند این هم آن فیلمی است که بیان شد و لینک دانلود این ویدئو هم در این‌جا است ویدیوی که می‌آید پیرامون کتاب توضیح می‌دهد

مجری:

کلیپ دیگری را نیز به اتفاق مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

کلیپ: ما شیعه‌ایم، رسالتمان محمدی، ولایتمان علوی، عصمتمان فاطمی، سخاوتمان حسنی، عزتمان حسینی، غیرتمان عباسی، صبرمان زینبی، عبادتمان سجادی، شریعتمان باقری، مذهبمان جعفری، بردباریمان کاظمی، مهربانیمان رضوی، بخششمان تقوی، زیارتمان نقوی، نگاهمان عسکری و امیدمان مهدوی ست، ما شیعه‌ایم.

 چی شد من که یک شخص وهابی بودم شیعه شدم از لحظه اول در گوش ما خوانده بودند، ما به مشکل برخوردیم ایام کنکور ایران بود، امتحان دادم و قبول شدم، یک پلاکاردهایی را تنظیم کرده بودند یک سری کاغذ‌‌های رنگی گذاشته بودند من مات و لم یعرف امام زمانه مات میت جاهلیه، ولی در دفتر یادداشت کردم آدرسش را ولی دقت من بیشتر به تفسیرش بود که آقا رسول الله می‌گوید، من دو تا یادگار برای همه امت خود می‌گذارم یکی کتاب خدا است و دیگری عترت و اهل بیتش است هر کسی به این دو تا متمسک بشود لن تضلوا ابدا، ولی ادامه این حدیث می‌گوید اهل بیت و قرآن همراه با هم لن یتفرقا حتی یرد علی حوض، می‌گویند که این مهدی امام زمان ما است پس شناختش مرگ جاهلیت را از گردن ما دور می‌کند آن‌قدر افتاد در وجودم که خودم را مسیر بکنم به امید این‌که سر نمازم شک نکنم که بر حق نیستم دلم را زدم به دریا با یک گروه تبلیغی ارتباط گرفتم با این‌ها پای صحبت را باز کردم، چند تا کتاب به من دادند گفتند که شیرانی این‌ها را بخوانید اگر سوالی داشتید ما در خدمت هستیم کتاب الغدیر علامه امینی بود شب‌های پیشاور واعظ شیرازی کتاب‌های دکتر تیجانی، این‌ها را من خواندم خدا توفیقی داد با خواندن این کتاب‌ها و یک سری اتفاق‌ها که بیشتر که واقعا فضا محیا نیست که بتوانیم که مورد به مورد آن‌ها را ذکر بکنیم من به حقانیت شیعه پی بردم به امامت صاحب عصر شاهدت دادم برگشتم رفتم منطقه بعد از این‌که سربازیم تمام شد تازه رسیدم خانه فهمیدم داستان من تازه شروع شده است چرا؟ مجید برادر دو قلویم پدر و مادرم، دختری که 20 دیگر با او عروسی دارم همه این‌ها طبق فرمایش رسول الله مرگ با جاهلت در انتظارشان است بنا به عقیده من وظیفه من چی است این به کنار می‌گفتم عشق به حضرت زهرا مثل یک ظرف عسل لذیذ و بی انتهاست مگر می‌شود که من تک خوری کنم به آن‌ها ندم، فضا جوری شد که ما تقیه را مجبور شدیم را کاملا از بین ببریم و علنی بکنیم اولش یک حس خوبی بود گفتم که من علنی شدم می‌توانم عشق به امام حسین را هر جوری که دوست دارم پخش بکنم بخدا گاهی اوقات دلم می‌گرفت من ماشینم را روشن می‌کردم از چهابهار می‌رفتم بندرعباس دسته‌های عزاداری سمت دیگر خیابان حرکت می‌کردند من سمت دیگر خیابان دست زیر چانه می‌نشستم می‌دانید مثل چی بود ، مثل این‌که جلویت یک سفره رنگی از غذای خوشمزه گذاشته باشند و من از گرسنگی دارم میمیرم ولی حق نداشته باشم برم در آن سفره ، حسرت بود برای من کی میتوانم در آن دسته ها برای مولایم آزادانه عزاداری کنم از هیچ کسی نترسم، منطقه دیدن که خب این دارد علنی تبلیغ می‌کند برنامه‌های مختلف گذاشتند ، تحریم ، تهدید ، جواب نداد هیچ کدامشان گفتند که خب ما چه کار بکنیم تهدیدها جواب نداد می‌آمدند در خانه ساک 4ونیم میلیون روپیه بیا این پیش پرداخت بقیه اش هم آن طرف مرز می‌دهیم من قبیله‌های خیلی پول داری دارم می‌آمدند می‌گفتند که ما کارهای تو را درست می‌کنیم که بری انگستان زندگی کنی گفتم نه ، از شبکه فارسی زبان ملعونه کلمه به من تماس گرفته بودند حتی ایمیل این‌ها را هم در سایت خود دارم می‌گفتند که شیرانی ما شما را بعنوان مجری شبکه خود می‌خواهیم گفتم که شرمنده من نمی‌توانم بیام . چرا؟ گفتم که من شیعه شدم گفت که من که می‌دانم الکی شیعه شدید سنی واقعی شیعه نمی‌شود یعنی داشت به من تهمت می‌زد به من می‌گفت که تو پول گرفتی شیعه شدی یعنی یک حرف‌های را می‌زد می‌گویند که کافر همه را به کیش خود پندارد آن چه که برای خودشان حائز اهمیت بود فکر می‌کرد که برای ما هم همچین چیزهای ملاک است.

مجری:

اگر نکته خاصی در مورد کلیپ هست بخصوص اشاره شد بعضی از شبکه‌های داعشی هم ظاهرا دنبال ایشان بوده‌‌اند توضیحی بفرمایید

استاد روستایی: 

البته شبکه‌های داعشی فقط دنبال آدم‌ها نیستند چون که این‌ها آنقدر دنبال کشتی، و زمین‌های نفتی و دنبال آقای ملازاده هستند، نمی‌توانند نگه دارند اسدی، سجودی، کیانی را فراری دادند

بالاخره این‌ها دنبال افراد مختلف هستند و دنبال این بنده خدا هم بوده‌‌اند که رشوه بدهند ببرند منتها که کور خوانده‌‌اند یعنی خدا وعده داده است که هیچ وقت باطل نمی‌ماند

إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

سوره الاسرا آیه 81

 باطل نابود شدنی هست

 حالا شما دنبال این و آن باشید این‌ها به جایی نمی‌رسد، مردم خودشان قضاوت می‌کنند و آن‌قدر وهابیت دین، غیرت، شرافت، کرامت انسانی ندارند، حتی برای تبلیغ خودشان هم که اسمش را دین می‌گذارند پول این و آن را می‌دزدند من اعتقادم این است که انسان نسبت به دشمنش هم باید مردانه صحبت بکند، چرا پول ملازاده را می‌دزدند با پول دزدی می‌خواهند آیین باطل را تبلیغ بکنند و به جایی هم نمی‌رسند

 در برنامه‌ هایشان اعلام می‌کنند که ما طلسم شکن داریم زنگ می‌زنند ببینید این‌ها مثلا هدایت شده‌‌اند بعد از آب در می‌آید که یک صدا به شش اسم از شش شهر، این‌قدر آش شور می‌شود که صدای ملازاده هم در می‌آید که این چه حرفی است چرا دروغ می‌گویید که فلان روستا مثلا سنی شده است خب چرا دروغ می‌گوید حرف الکی چرا می‌زنید ما اگر می‌آییم یک حرفی را ادعا می‌کنیم فیلمش هم نشان می‌دهیم صاف و روشن کتابش هم معرفی می‌کنیم و در ادعای خودمان صادق هستیم

مجری: 

البته نه این کتاب‌هایی که حجت السلام‌های ساختگی درست می‌کنند و در خود کتاب ده‌ها تناقض وجود دارد.

استاد روستایی:

حالا به آن می‌رسیم اتفاقا بنده هم بنا دارم یک مرتبه به آن بپردازم و تناقض‌های همان کتاب را بگویم حالا بقول معروف این‌که آن شخصیت ساختگی بود و اصلا وجود خارجی نداشت 

آن عکس‌های فتوشاپ و این‌ها کنار خود ولی تناقض‌های خود کتاب که چه مطالبی در آن کتاب وجود دارد و ان شا لله که به نقد و بررسی خواهیم گذاشت.

مجری:

تماس‌های تلفنی را مشاهده نماییم

محسن از سقز- اهل سنت

طبق فرمایش‌های شما حدیث‌ هایی که با قرآن در تناقض هستند آیا برای شما قابل قبول هست؟

استاد روستایی:

حدیثی که با قرآن در تناقض باشد ما نمی‌پذیریم

بیننده: 

چند مورد از آیات قرآنی که در شبکه خارجی نگاه می‌کنم مثلا یک آیاتی را می‌آورند که با بحث توسل در تضاد است

استاد روستایی: 

اشکالی ندارد، فقط از اتاق فرمان خواهش می‌کنم که یکمی صدای بیننده‌ها را تقویت بکنند که ما صدایشان را بلندتر بشنویم، بفرماید حدیث را

بیننده:

چند آیه‌ای هست در قرآن این شبکه‌های خارجی هم همش روی آن مانور می‌داد و روی آن صحبت می‌کرد که می‌گویند که این آیات در بحث توسل در تضاد است این آیه یک چیزی می‌گوید و توسل یک چیز دیگر سوره احقاف آیه 5 یا سوره اعراب آیه 194

استاد روستایی: 

خداوند در قرآن می‌فرمایند:

ومَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

سوره احقاف آیه5

می‌گوید چه کسی گمراه تر است از کسی که غیر از خدا را صدا می‌زند، کسانی که اصلا قدرت جواب گویی ندارند تا روز قیامت و از دعا این‌ها غافل هستند

آیا این منظورش چی است منظورش این است که اگر مثلا یک اهل سنت و شیعه‌ای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را صدا زد، این یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صدای او را نمی‌شنود منظور این است؟

بیننده:

 منظور این است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شامل آن نمی‌شود

استاد روستایی:

 آفرین، پس اگر ما آمدیم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را صدا زدیم گمراه نیستیم چرا؟ چون اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار بود صدای ما را نشنود و غافل باشند ما معنا نداشت در سلام نماز مان بگوییم "السلام علیک ایها النبی، السلام علیک یعنی چی؟ یعنی سلام بر تو ضمیر مخاطب است یعنی پیامبر را داریم مخاطب قرار می‌دهیم «ایها النبی» با این‌که 1400 سال است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از دنیا رفته است اما خداوند دستور داده است همین امروز او را مخاطب قرار بدهید پس این آیه ربطی به توسل ندارد، ما توسلی که انجام می‌دهیم اولا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا ائمه علیهم السلام غافل نیستند دلیلش سلام نماز است این اولا و ثانیا این آیه در مورد مشرکین است، آیات قبلش را ببینید

قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِنْ قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِين

سوره احقاف آیه 4

 اصلا در مورد مشرکین است کسانی که بت پرست بودند بعد می‌رسد به این‌جا که افراد بت‌ها را صدا می زدند این ربطی به توسل ندارد 

علاوه بر این‌که خود خدا در قرآن فرموده 

یا ایها الذین امنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله

سوره مائده آیه 35

خداوند می‌فرمایند وسیله غیر الله است

بیننده:

 من این را صحبت کرده‌ام این وسیله را توسل نمی‌دانند

استاد روستایی:

پس چه چیزی می‌دانند

بیننده:

منظور از وسیله زکات و این جور چیزها می‌گویند

استاد روستایی: 

آیا خدا با کسی رو در واسی دارد؟ خدا با کسی رو در واسی ندارد، هر جا خواسته بگوید زکات گفته است زکات هر جا خواسته بگوید صلاه گفته است صلاه هر جا خواسته کلمه دیگری را به کار ببرد به کار برده است درست است؟

بیننده:

 درست است

استاد روستایی:

اما این‌جا مطلق می‌گوید «الوسیله» کجاش نوشته است زکات یا نماز؟ مطلق است یک مثال ساده برای شما بزنم شما به بچه خود می‌گویید مثلا پسرم برو نان بخر درست است؟ نمی‌گویید که چه نانی بخرید با این حساب می‌تواند نان سنگگ، لواش و..بخرد

شما نمی‌توانید به او بگویید که چرا این نان را خریده‌اید، می‌گوید شما مطلق گفته‌اید نگفته‌اید کدام نان را بخرید اگر گفته بودید فلان چیز حرف شما قبول حالا این‌جا هم به عنوان مثال خداوند در قرآن به صورت مطلق گفته است اگر می‌خواست بگوید زکات کسی جلوی خدا را نمی‌توانست بگیرد اگر می‌خواست بگوید نماز کسی نمی‌توانست جلویش را بگیرد، حتی علمای اهل سنت گفته‌‌اند، مقصود از این وسیله همه چی می‌تواند باشد وقتی نماز می‌تواند وسیله باشد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بالاتر است یا نماز؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قطعا بالاتر است پس قطعا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم می‌تواند باشد .

علی از خوزستان-شیعه

در برنامه استاد موسوی یک آقایی به نام شیعه از معاویه دفاع می کرد که وی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است هر جا او را در بالای منبر دیده‌اید بکشید در انصار آمده است "فما رایت معاویه علی منبری فقتلوا" ولی متاسفانه از این نوع بیننده‌ها تعجب می‌کنم

استاد روستایی:

البته یک نکته به شما عرض بکنم کسانی که می‌آیند می‌گویند ما شیعه هستیم معلوم نیست واقعا که شیعه باشد ممکن است کسی ادعای شیعه بودن بکند از تلفن که مشخص نمی‌شود لذا خیلی‌ها ممکن است حرف‌هایی را بزنند بیایند بگویند که من این را قبول ندارم من آن را قبول ندارم این‌که دلیل نمی‌شود اگر استاد موسوی چیزی فرمودند حتما کتابی را نمایش دادند یا اگر مطلبی بوده است قطعا در کتب آمده است دیگر این انکار ندارد 

بر فرض هم که مثلا یک کسی هم چنین ویژگی را داشته باشد خب این حرفش بی اساس است خب بفرمایید در کتاب انساب الاشراف جلد دوم صفحه 121 در نرم افزار جامع الکبیر همین روایتی که ایشان آمده است انکار کرده است 

بیننده:

روایتی که در مسند احمد حنبل آمده که صحابه بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوایوب انصاری توسل به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کردند متاسفانه در شبکه وهابی گفتند صحابه ابو ایوب انصاری نبوده است خواستم شما در این مورد توضیح بدهید و سوال آخر این‌که در مصنف ابن ابی شیبه و سنن النسائی از آقا امیرالمومنین علیه السلام روایتی آمده که حضرت می‌فرمایند "انا عبدالله و انا اخوی رسول الله و انا صدیق اکبر لایقول بعدی الا کذاب مفتر" این روایت را در شبکه‌های دیگر خواندم گفتند صحیح نیست و ضعیف است ما که می‌دانیم صحیح است ولی خواستم که شما یک بررسی هم بکنید 

حقی از قم-شیعه:

به چه دلیلی به برادران اهل سنت اهل سنت گفته‌اند، طبق روایت‌هایی که مطرح شده اهل سنت یعنی پیروی از سنت پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این‌ها ولی اهل سنت بی سنت هستند

میرحسینی از نکا- شیعه

درباره تفسیر جامع آیت الله سید ابراهیم بروجردی نظرتان چیست؟

تمام نامه‌ها، خطبه‌ها، حکمت‌هایی که در نهج البلاغه آمده است همه حجت است و همه را ما باید اجرا بکنیم؟

درباره ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می‌گفتنداز مکه شروع می‌شود خیلی خلاصه بگم وقتی وارد کوفه می‌شود در مسجد کوفه گردن ابلیس یا شیطان را می‌زند، می‌خواستم بدانم این روایت چقدر صحیح است و این‌که اگر این اتفاق بسیار بزرگی بیافتد و گردن زده بشود بعدش دیگر مردم وسوسه نمی‌شوند یا نه؟ 

 

صالحی از اراک-شیعه

چند روز پیش یکی از برادران اهل سنت تماس گرفته بود درباره آیه وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا (سوره النسا آیه64) به تبعیت از کدام آیه نمی‌دانم، می‌گفتند که این آیه درباره منافقین صادر شده است در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم عرض کرده است که این قرآن تا دنیا الی حوض کوثر هم به من می‌رسد من می‌خواهم بدانم که چطوری می‌شود مثلا بعضی از آیات قرآن از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تا زمان آخر الزمان باشد و ما بگوییم که نه این برای آن زمان است الان دیگر صدق نمی‌کند حالا مثلا اگر امروز منافق شدم خواستم توبه کنم باید به چه چیزی مراجعه کنم که خدا توبه مرا قبول کند؟ 

چایچیان از اصفهان- شیعه

لطفا درباره مرحوم آیت الله غروی به ما اطلاعاتی بدهید که این‌ها با ذکر یا علی گفتن و اعمال دیگر جاهای والایی سیر می‌نمودند و مقلدین ایشان بدون مهر نماز می‌خوانند درست است؟

 رضا از همدان-شیعه

دو تا سوال شرعی داشتم یکی این‌که بحث جادو و جادوگری در شیعه چطور است نهی شده است؟ اگر کسی اشتباها دنبال این مباحث رفت برای باطل کردنش آیه یا دعای خاصی هست؟

 حمید از اهواز- شیعه

در ج 2 خصال شیخ صدوق روایتی آمده است خوزی‌ها و کردها ایمان وارد قلبشان نمی‌شود درست است؟

روشنایی از اراک- شیعه

در مورد تبلیغاتی که شبکه‌های وهابی راه‌‌ انداخته‌‌اند می‌خواهند خودشان را به سنی‌ها بچسبانند و بگویند با برادران اهل تسنن فرقی نداریم در حالی که اعتقادات‌شان مغایر با مبانی اهل تسنن می‌باشد و ما آن‌ها را برادران خودمان می‌دانیم

حالا یک سری اختلافاتی را داریم اما آن‌ها به ائمه اطهار علیهم السلام، توسل و خیلی از اعتقاداتی که ما داریم با هم مشترک است مثلا ما همان طور که آقای قزوینی در یکی از برنامه خودشان فرمودند روایت هم داریم که گروهی هستند که به اصطلاح شیعه نیستند و اهل نجات هستند چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی فرموده‌‌اند که بعد از من امتم به 73 فرقه می‌رسد

 بجز یک فرقه که اهل نجات هستند و بقیه اهل جهنم می‌باشند در حدیث کساء ما داریم که حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند که «سعدنا شیعتنا و محبنا» خب شیعه‌ها که مشخص هستند ما معتقد هستیم که این محبنا دوستداران اهل بیت علیهم السلام همین برادران اهل سنت هستند که دوست دار و محب اهل بیت علیهم السلام هستند حتی ما به این معتقد هستیم که آن‌ها اهل نجات و اهل بهشت هستند 

مجری:

در مورد روایتی که در مسند احمد وارد شده است توسط ابوایوب انصاری توضیحی بفرمایید؟

استاد روستایی:

این روایت به نقل از ابو ایوب انصاری در مسند احمد آمده است و سند روایت هم معتبر است، و شک و شبهه‌ای هم در آن نیست حالا این وهابی‌ها می‌خواهند این را زیر سوال ببرند این کار تلاش بی حاصل است، در زمان مروان حاکم مدینه است، یک روزی فردی سرش را بر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گذاشته است

أَقْبَلَ مَرْوَانُ يَوْماً فَوَجَدَ رَجُلاً وَاضِعاً وَجْهَهُ على الْقَبْرِ فقال أتدري ما تَصْنَعُ فَأَقْبَلَ عليه فإذا هو أبو أَيُّوبَ فقال نعم جِئْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ولم آتِ الْحَجَرَ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم 

مسند أحمد بن حنبل ج 5 ص 422، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر

مروان آمد دید یک مردی صورتش را بر روی قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گذاشته است گفت می‌دانید که دارید چه کار می‌کنید، آن مرد برگشت مروان دید که این ابو ایوب است همان ابو ایوب انصاری بله می‌دانم آمده‌ام زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم من زیارت سنگ نیامده‌ام 

بعد ادامه می‌دهد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده‌ام که می‌فرمود:

يقول لاَ تَبْكُوا على الدِّينِ إذا وَلِيَهُ أَهْلُهُ وَلَكِنِ ابْكُوا عليه إذا وَلِيَهُ غَيْرُ أَهْلِهِ

مسند أحمد بن حنبل ج 5 ص 422، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر

 زمانی که ولی دین اهل دین باشند بر دین گریه نکنید زمانی که ولی دین غیر اهل دین باشد آن موقع بر دین گریه بکنید

 این‌جا روایت واضح و سند روایت هم صحیح است

 مجری:

 اما سوال دیگر ایشان هم در مورد روایتی که از قول امیرالمومنین علیه السلام که فرمودند:

أنا عبدالله وأخو رسوله 

السنة لابن أبي عاصم ج 2 ص 598 عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة: الأولى ، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني

استاد روستایی:

این روایت سندهای متعددی دارد و فقط هم در آن کتابی که ایشان گفته‌‌اند:

سنن النسائي الكبرى ج 1 ص 8، اسم المؤلف: هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم الوفاة: 418 ، دار النشر: دار طيبة - الرياض - 1402 ، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان

مصنف ابن أبي شيبة ج 1 ص 0، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235 ، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة: الأولى ، تحقيق: كمال يوسف الحوت

 نیست در برنامه کلام زینبی سرکار خانم ظهیری مفصل به این پرداختند آمدند از کتاب مسند بزار، طبرانی، نسائی و از کتاب‌های متعدد سندهای متعددی برای این روایت نقل کرده‌‌اند و خود وهابی‌ها حتی ابن تیمیه اعتقادش این است که می‌گوید:

 « فان کثرت طرق یقوی بعضها بعضا ولو کان ناقلون فجارا فساقا

مجموعة الفتاوى - ابن تيمية - ج 18 ص 26

کثرت سند بعضی، بعضی دیگر را تقویت می‌کند، حتی اگر ناقلین فاسق و فاسد باشند

 چه برسد که زمانی عادل باشند لذا این روایت در مسند بزار، طبرانی و در بسیاری از کتاب‌ها آمده است این‌ها در کتاب‌هایشان لقب فاروق را به خلیفه دوم می‌دهند سوال این جاست چه کسی این لقب را به وی داده است؟ آیا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داده است؟

نخیر این‌گونه که در طبقات ابن سعد آمده است اهل کتاب این لقب را به ایشان داده‌‌اند و گرنه لقب صدیق اکبر و لقب فاروق اعظم مربوط به امیرالمومنین علیه السلام هست

مجری:

 در مورد لفظ اهل سنت و این‌که چه زمانی و به چه دلیلی یا چه کسانی این را ترویج داده‌‌اند و استفاده کرده‌‌اند توضیحاتی بفرمایید

استاد روستایی: 

 به ما می‌گویند شیعه چون که ما پیرو اهل بیت علیهم السلام هستیم و به مقتضای حدیث شریف ثقلین که پیامبر فرمودند که من دو شی گران بهاء به جا می‌گذارم یکی قرآن و دیگری عترت اهل بیت علیهم السلام تمسک بکنید تا گمرا نشوید

 حالا ما به واسطه تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام سعی کرده‌ایم کلا در اعتقادات، احکام و تمام مسائل زندگیمان از آن‌ها تبعیت و به پیش برویم

حالا عزیزان را که می‌گویند اهل سنت به خاطر این جهت است که فقط اعتقادشان این بود که ما فقط از سنت پیغمبر تبعیت می‌کنیم و سنت اهل بیت علیهم السلام را کنار گذاشتند به این جهت نه این‌که این فرق می‌کند نمی‌خواهیم بگوییم محبت اهل بیت علیهم السلام ندارند، می‌خواهیم بگوییم که من شیعه اگر می‌خواهم یک احکامی را عمل بکنم فقه من جعفری است من تابع امام صادق علیه السلام و ائمه دیگر علیهم السلام هستم یعنی می‌بینم که امام صادق علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام چه گفته است می‌پذیرم حالا من نگاه نمی‌کنم ابوحنیفه، شافعی، احمد یا مالک چه گفته‌‌اند ما این‌ها را قبول نداریم، ما می‌گوییم امام صادق، امیرالمومنین، امام حسن، امام حسین، علیهم السلام این‌ها چه فرموده‌‌اند به این جهت به ما می‌گویند شیعه به آن ها می‌گویند.

مجری:

نظر حضرتعالی درباره تفسیر جامع آیت الله سید ابراهیم بروجردی چیست؟

 استاد روستایی:

این تفسیر یک تفسیر فارسی و یک تفسیر 7 جلدی می‌باشد در این اثر مولف تاکید دارد مجموعه روایت‌هایی را بیاورد و بگوید راه انحصاری در تفسیر کتاب خدا فقط روایت‌های معتبر می‌باشد و غیر از این جائز نیست البته یک دیدگاه می‌باشد که مبتنی بر ایده‌های حضرتش می‌باشد

ما مثلا بین مفسرین تفاسیری را داریم تفسیر قرآن به قرآن مثل علامه طباطبایی که روش‌شان این است البته علامه طباطبایی بحث روایی دارند ولی معتقد به روش تفسیری قرآن به قرآن هم هستند می‌گویند که این هم یک روشی است اما بعضی‌ها تفسیر روایی را می‌پذیرند که سید ابراهیم بروجردی هم همین روش را دارد و معتقد است که بالاخره باید به این روش عمل بشود و از این روش استفاده می‌کند و در نوع خودش کتاب بدی نیست کتاب خوبی است ولی نمی‌خواهیم بگوییم که فقط ما این کتاب را داریم تفاسیر دیگری هم وجود دارد شیعه بالاخره یک تفسیر ندارد ولی از آن جایی که این کتاب فارسی و راحت است می‌توانند از آن استفاده بکنند.

مجری:

 سوال دیگر ایشان در مورد نهج البلاغه بود آیا همه خطبه‌ها نامه‌های نهج البلاغه برای ما حجت است؟

استاد روستایی:

از نظر رجالی بخواهیم بررسی بکنیم اصلا کتاب نهج البلاغه یک کتاب ادبی است چون آن چیزی که در نظر مرحوم سید رضی رحمه الله علیه اهمیت داشته در صدد آن بودند خطبه‌های ادبی را جمع آوری بکنند که مباحث بلاغت، فصاحت مد نظر وی بود

 لذا بعضی از جاها سندها را نیاورده است گرچه خطبه‌های نهج البلاغه گاها در جاهای دیگر سندهای روایت‌ها یافت می‌شود حتی بعضا در کتاب‌های فقهی هم به بعضی از قسمت‌های نهج البلاغه اشاره شده است اما این‌که بخواهیم بگوییم 100% همه نهج البلاغه صحیح السند باشد نه، ما این اعتقاد را نداریم ما تمام روایت‌ها اعم از نهج البلاغه و..را بررسی بعد تایید می‌کنیم البته مباحث علمی، اخلاقی فوق العاده‌ای در این کتاب ارائه شده است فقط 100% قرآن را می‌توانیم بگوییم هیچ اشکالی ندارد

.مجری:

 سوال دیگر ایشان در مورد یکی از مباحث مربوط به ظهور حضرت حجت عج الله تعالی فرجه الشریف که گردن زدن ابلیس در مسجد کوفه می‌باشد گفته‌‌اند این قضیه تا چه حدی صحت دارد

استاد روستایی:

این‌که حضرت با شیطان مبارزه می‌کند این شک و شبهه‌ای در آن نیست اما آن‌که شبکه‌های وهابی می‌آیند مطرح می‌کنند که مثلا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می‌آید از هزار نفر 999 نفر را گردن می‌زند این کاملا حرف غلطی است ما این کشت و کشتار را بر حضرت قبول نداریم 

مجری:

 سوال اصلی ایشان در مورد خود ابلیس بود گردن زدن ابلیس با این‌که آیا بعدش دیگر وسوسه‌ای وجود نخواهد داشت

استاد روستایی:

قطعا این گونه نیست که بگوییم بعدش وسوسه‌ای نباشد در بعضی از روایات آمده است ما در بصائر الدرجات داریم که امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف در زمان ظهورش بالاخره یکی از کارهای که انجام می‌دهند گردن ابلیس را می‌زنند زدند ولی این‌که آیا وسوسه‌ای دیگر نباشد قطعا این گونه نیست، چون ما روایت داریم که بالاخره حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف بعد از مدتی به شهادت می‌رسند خب اگر وسوسه‌ای نیست اگر هیچ مسئله‌ای نیست چطور حضرت به شهادت می‌رسند اما برخوردهای متعددی است اما روایتی که فرمودند از زبان امام باقر علیه السلام است علاوه بر این‌که ما آن چیزی که در قرآن داریم این‌که ابلیس تا روز قیامت غفلت دارد که به قول معروف، البته بعضی‌ها آمدند گفتند تا روز ظهور ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف تا روز قیامت ابلیس مهلت دارد چه بسا آن روایت ناظر باشد به مبارزه با کارهای شیطانی یعنی به عنوان یک نماد ابلیس مطرح شده باشد بعنوان نماد شیطان و نماد کارهای شیطانی.

مجری:

ارتباط آیه

اذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ

سوره النسا آیه 64

با توسل چیست که بعضی از وهابی‌ها ادعا کردند این آیه صرفا برای منافقین است 

استاد روستایی:

این‌که بگویم در مورد منافقین است این حرف اشتباهی است آیه مذکور می‌گوید این‌ها به خودشان ظلم کرده‌اند منافقین به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم ظلم کرده‌اند

اصلا این‌جا صحبت منافق در کار نیست بله منافقین از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی گردان هستند هیچ شک و شبهه‌ای در کار نیست

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ

سوره المنافقون آیه5

زمانی که به منافقین می‌گویند بیاید، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای شما طلب استغفار می‌کند این‌ها سرشان را بر می‌گردانند و به حالت تکبر می‌روند

 بله منافقین از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی گردان هستند لذا ما می‌گویم که وهابی‌ها که قائل به توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام نیستند طبق قرآن این‌ها منافق هستند، قرآن می‌گوید صفت منافق روی گردانی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است، پس صفت مومن روی کردن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد ولی وهابی‌ها از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام روی گردان هستند و توسل نمی‌کنند طبق قرآن منافق هستند اما چه ربطی به آیه 64 سوره نساء دارد .

 آیه 64 سوره نساء می‌گوید زمانی که این‌ها به خودشان ظلم کرده‌‌اند این چیزی است که قرآن می‌گوید انفسهم نگفته نفسک نکته دیگر آن‌ها آمدند طلب بخشش کرده‌‌اند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم برایشان طلب بخشش کرد خدا هم می‌بخشد در حالی که این ربطی به منافقین ندارد این‌جا مطلق بیان شده است، بله منافق هم به خود و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ظلم کرده است ولی این‌جا فقط صحبت به کسانی است که به خودشان ظلم کرده‌‌اند، البته روایات متعددی در این زمینه هم داریم که صحابه از این آیه استفاده کرده‌‌اند حتی بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدند خاک بر روی سر خودشان ریختند آن روایت اعرابی که ابن حجر هیثمی این را معتبر می‌داند و علاوه بر این مسئله علمای اهل سنت امثال سبچی و افراد دیگر که از این مبحث اطلاق را فهمیدند

مجری:

درباره آیت الله غروی نظرتان چیست؟

استاد روستایی:

یک غروی بود در گذشته که یک سری حرف‌های انحرافی داشت و جملاتی علمای آن زمان در مورد آن گفتند بعنوان نمونه مثلا حضرت امام خمینی رحمه الله علیه وقتی حرف‌های انحرافی این فرد را متوجه شدند گفتند که حضور در جماعت و منبر این شخص حرام است و فرمودند که خداوند مسلمین را از شر این عناصر فاسق حفظ بکند مرحوم آیت الله خوئی رحمه الله علیه در آن زمان فرمودند شخص مزبور از مصادیق چی هست شخص مزبور از مصادیق واضحه‌ای ضال و مضل است و ترویج چنین شخصی به حضور منبرش یا غیر از آن فضلا از اقتدا به او جایز نیست و بر مومنین لازم است که از ترویج عقاید فاسده او جلوگیری کنند و مطالب دیگری که پیرامونش مطرح شده است و آن فرد مورد تایید امام و مراجع دیگر نبوده است.

مجری:

درباره مباحث سحر و جادو که سوال کردند بفرمایید

استاد روستایی:

قطعا اصل سحر و جادو وجود دارد اما این‌که کسی دنبال سحر و جادو برود ا قطعا حرام است طبق فتوای مراجع یاد گیریش هم حرام است توبه هم خوب است اما دعاهایی نیز در مفاتیح الجنان برای ابطال سحر و جادو آمده است 

مجری:.

روایاتی که فرمودند خوزی‌ها و کرد‌ها یا بعضی از اقوام خاص این‌که ایمان وارد قلبشان نمی‌شود توضیحی بفرمایید

استاد روستایی: 

یک بحثی پیرامون اکراد وجود دارد که این را مفصل در برنامه سراب وهابیت بحث کرده‌ام که اصلا این اکراد به چه معنا است کی گفته است به معنای کرد است این‌ها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یک افرادی بودند که با دین مبارزه می‌کردند اصلا به معنای کردهای ما نیست این اصلا لغت دیگری است به معنای دیگری است و این روایات‌ها هم در کتب شیعه تضعیف شده است حتی اگر به معنای دیگری هم باشد به معنای دیگرهم هست ولو این‌که تضعیف هم شده است حالا وقت نیست که من یکی یکی بیایم ارسال سند بکنم یا چیزهای که در موردش هست بیان بکنم.

مجری:

 تشکر می‌کنیم از شما بیننده‌های عزیز به پایان برنامه ایستگاه‌‌ اندیشه رسیدیم ان شا لله که برنامه مورد توجه شما واقع شده باشد تا برنامه بعد یا علی مدد خدا نگهدار.

 

 


حجت الاسلام و المسلمین روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر