صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 18 مهر 1394 تعداد بازديد: 1358 
سراب وهابیت 151 - شراب فروشی معاویه و تحریف این روایت در کتب اهل سنت
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 تاريخ اجرا: 18/07/1394 

مجري:

 بسم الله الرحمن الرحيم 

اللهم صل علي محمد وآله محمد و عجل فرجهم 

در خدمت دو کارشناس عزيز و ارجمند اساتيد حوزه و دانشگاه هستيم استاد روستايي:و استاد عباسي:

استاد روستايي:

سلام عليکم و رحمت الله بنده هم خدمت شما و بينندگان عزيز و فهيم شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم 

استاد عباسي:

سلام عليکم و رحمت الله بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي شبکه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم 

مجري:

چندين هفته است در مورد تحريف‌هايي که وهابيت در کتب و در شبکههايشان انجام داده‌اند بحث و اثبات مي‌شود براي امشب از تحريف‌هايي که آقايان انجام داده‌اند و جناياتي که در حق کتب داشته‌اند 

استاد روستايي:

مطالب متعددي را بيان کرده‌ايم که گاه به خاطر حذف فضائل اهل بيت عليهم السلام گاه به خاطر جعل فضائل براي ديگران گاه بخاطر حفظ آبروي بعضي از افراد ديگر آقايان وهابي دست به تحريف بردند يک بحثي است به نام بحث صحابه ما شيعيان يک منطقي داريم در نگاه به صحابه که طبيعتا با منطق ديگر مسلمين مقداري تفاوت دارد منطق ما نسبت به صحابه همان منطق قرآن است علماي بزرگوار شيعه براساس تعاليمي که از قرآن فرا گرفته‌اند نگاهشان به صحابه نگاه 

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم 

سوره حجرات آيه 13

هست يعني هرکس که با تقوي‌تر باشد گرامي‌تر است و به پرونده افراد نگاه مي‌کند لذا مثلا مي‌بينيم سنت خداوند در قرآن همينطور است بعضي وقت ها خداوند پيرامون بني اسرائيل سخن مي‌گويد گاهي اوقات از همراهي بني اسرائيل صحبت مي‌کند گاهي اوقات از عدم همراهي بني اسرائيل يا گاهي اوقات از حواريون عيسي عليه السلام صحبت مي‌کند گاهي اوقات از کساني که به گمان خودشان عيسي عليه السلام را به صليب کشيدند صحبت مي‌کند در مورد امت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم هم دقيقا سنت قرآن همين است گاهي اوقات از بزرگواراني صحبت مي‌کند که

أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ 

سوره فتح آيه29

نسبت به کفار سختگير و نسبت به مومنين بسيار مهربان هستند

و گاهي اوقات از کساني صحبت مي‌کند که به همسر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم تهمت فحشا زده‌اند يا از کساني که فسق و فجور مرتکب شده‌اند دروغ گفته‌اند خيانت کرده‌اند قرآن از هر دو طيف صحبت مي‌کند هر دو طيف هم از ياران پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بودند و طبيعتا با توجه به اينکه ملاک قرآن تقوي است آن صحابي که انسان خوبي باشد اين را قرآن مي‌پذيرد و آن صحابي که انسان بدي باشد قرآن بر او مهر باطل مي‌زند منطق شيعه نسبت به صحابه دقيقا برگرفته از قرآن است قبلا نقل کرديم که از امام صادق عليه السلام يا از ائمه عليهم السلام پيرامون تمجيد از عده زيادي از صحابه در حد 12 هزار نفر يا مثلا تعابير ديگر که با تعابير اصحاب المنتجبين آمده است در مورد اينها خيلي روايات داريم حتي علماي ما همچون شيخ طوسي گفته‌اند که ما شفاعت را براي خودمان قائل هستيم که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ما را شفاعت مي‌کند و بسياري از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و اهل بيت عليهم السلام لذا در جايي ما پيرامون صحابه اينطور صحبت کرده‌ايم از آن طرف جايي هم اگر با جرمي مواجه شديم اگر با منکري مواجه شديم که يک صحابي آن را انجام داده است خيلي راحت اين مسئله را بيان کرده‌ايم و اعتقادمان اين است کساني که در محضر رسول خدا صلوات الله و سلامه عليه بودند اگر خطائي مرتکب شده باشند طبيعتا جرمشان مضاعف خواهد بود بخاطر اينکه در کنار آن حجت الهي اين جرم را مرتکب شده‌اند و به همين ملاک و معيار است که خداوند در قرآن خطاب به زنان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي‌فرمايد

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساء

سوره احزاب آيه 32

شما مانند ديگران نيستيد

و اگر شما جرمي مرتکب شويد فاحشه مبينه‌اي را مرتکب بشويد

ٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ

سوره احزاب آيه 30

عذاب شما دو برابر است

بيش از ديگران است زيرا در کنار رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم هستيد من اين نکته را مي‌خواهم بيان کنم که در کنار رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم بودن هيچ وقت براي کسي معصوميت نمي‌آورد مصونيتي براي کسي نمي‌آورد کسي را معصوم و مصون و حفظ نمي‌کند بلکه مسئوليت مي‌آورد مصونيت نمي‌آورد ومسئوليت را بالا مي‌برد يکي از آن افرادي که آقايان سعي کرده‌اند جرم و جنايتش را مخفي کنند و اين آقا صادرات شراب داشته است يعني ما هم در بعضي از نقل‌ها داريم که اين بنده خدا صادرات بت هم داشته است و در بعضي منابع نامش آمده است و در بعضي منابع سعي کرده‌اند آن را از بين ببرند در کتاب "الاوائل" مي‌گويد بحث امر عباده ابن ثامت مي‌گويد 

مر بعبادة بن الصامت عير تحمل الخمر من الشام، فقال: أزيت هذا؟ قالوا: لا. بل خمر تباع لمعاوية، فأخذ شفرة فشق الروايا فشكاه معاوية إلى أبي هريرة، فقال له: أبو هريرة مالك ولمعاوية، له ما تحمل، إن الله يقول: " تلك أمة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم " 

الأوائل للعسكري  ج 1   ص 270، اسم المؤلف:  أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران العسكري (المتوفى : نحو 395هـ) الوفاة: 395 ، دار النشر :دار العلوم، التحقيق:دکتر وليد و محمد المصري

از کنار عباده بن ثامت يک کارواني عبور کرد که شراب حمل مي‌کرد براي شام، عباده گفت: آيا اين را ديديد گفتند نه نديديم اين شرابي است که براي معاويه است براي معاويه مي‌برند و براي او مي‌فروشند امتياز و پولش براي معاويه است اين آقا خنجري در دستش گرفت و مشکهاي شراب را پاره کرد معاويه به ابوهريره شکايت کرد ابوهريره به عباده بن ثامت گفت که چه کاري به معاويه داري او هرچه مي‌خواهد حمل کند گردن خودش است (عباده گفت چرا مگر چه اشکالي دارد ما نهي از منکر کرديم) اينها يک امتي بودند که اعمالشان براي خودشان است و اعمال شما براي خودتان است (همان چيزي که چماق کرده‌اند و بر سر يکسري از بندگان خدا مي‌زنند)

خوب يعني چي يعني امر به معروف و نهي از منکر تعطيل عباده بن ثامت مي‌گويد

فقال: يا أبا هريرة، إنك لم تكن معنا إذ بايعنا رسول الله صلى الله عليه وسلم، بايعناه على السمع والطاعة، والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، نمنعه مما نمنع منه نساءنا وأبناءنا، ولنا الجنة، فمن وفى بها الله وفى الله له أجره، فمن نكث فإنما ينكث على نفسه

الأوائل للعسكري  ج 1   ص 270، اسم المؤلف:  أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران العسكري (المتوفى : نحو 395هـ) الوفاة: 395 ، دار النشر :دار العلوم، التحقيق:دکتر وليد و محمد المصري

مثل اينکه تو با ما نبودي زماني که با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بيعت کرديم که اطاعتش کنيم دستورات ديني را اطاعت کنيم امر به معروف کنيم نهي از منکر کنيم منع و نهي کنيم آنچه را که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم منع و نهي کرده است و زنان و فرزندانمان را نهي کنيم از آن چيزي که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نهي کرده است تا پاداشمان بهشت باشد هرکسي که براي خدا وفا کند به بيعتش خدا به او وفا مي‌کند هرکسي که بيعت شکني بکند برعليه خودش بيعت شکني کرده است 

خوب استدلال عباده بن ثامت قوي بود لذا معاويه به عثمان نامه نوشت و به او شکايت کرد آقاي ابوهلال نقل مي‌کند که اين صحابي را به عنوان مجرم به مدينه بردند که جرمش اين است که مشک شراب پاره کرده است 

فحمله إلى المدينة، فلما دخل عليه قال: سمعت رسول الله يقول: " سيلي أموركم رجال يعرفونكم ما تنكرون وينكرون عليكم ما تعرفون فلا طاعة لمن عصى الله " وعبادة يشهد أن معاوية منهم،

الأوائل للعسكري  ج 1   ص 270، اسم المؤلف:  أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران العسكري (المتوفى : نحو 395هـ) الوفاة: 395 ، دار النشر :دار العلوم، التحقيق:دکتر وليد و محمد المصري

اين صحابي وارد بر عثمان شد از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم شنيدم که مرداني مي‌آيند که معروف شما را منکر مي‌دانند و منکر شما را معروف مي‌دانند نمي‌توان از کسي که عصيان خدا مي‌کند اطاعت کرد و عباده گفت که من شهادت مي‌دهم که معاويه از آن سري انسانهاست 

ديگر عثمان جوابي نداد يعني نتوانست جواب بدهد خوب اين در يک چاپ ابي هلال بود ملاحظه فرموديد در چاپ دارالعلوم باز چاپ ديگري وجود دارد که چاپ دارالبشير است ملاحظه بفرماييد تحقيق آن هم با کس ديگري است اينجا ذکر شده است انتشارات دارالبشير که در المنصوره مصر است صفحه 188 همان عبارات کاملا اينجا ذکر شده است ملاحظه مي‌فرماييد بنابراين در اين چاپ آمده است "الخمر تباع لمعاويه" شرابي است که براي معاويه فروخته مي‌شود حالا همين روايت با همين سند در نقلهاي ديگر را ببينيم که چه بلايي بر سرش آمده است به سراغ مسند آقاي شاشي ملاحظه بفرماييد مي‌گويد آقاي عباده بن ثامت يک کارواني از کنارش رد شد که به طرف شام مي‌رفت و شراب مي‌برد گفت:

ما هذه ؟ أزيت ؟ قيل : لا بل خمر تباع لفلان 

مسند الشاشي  ج 3   ص 172 ، اسم المؤلف:  أبو سعيد الهيثم بن كليب الشاشي الوفاة: 335 ، دار النشر : مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

اين روغن است؟ اين شرابي است که براي فلاني است

خوب اين فلاني کيست معلوم نيست تحريف شد اما جالب اينجاست کساني که اين را تحريف کرده‌اند متوجه نبوده‌اند به قول معروف مي‌گويند که دروغگو کم حافظه است در صفحه بعد گفتند که 

فأرسل فلان إلى أبي هريرة.... فأقبل أبو هريرة يمشي حتى دخل على عبادة فقال : يا عبادة ما لك ولمعاوية 

مسند الشاشي  ج 3   ص 173، اسم المؤلف:  أبو سعيد الهيثم بن كليب الشاشي الوفاة: 335 ، دار النشر : مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

رفت به سراغ ابي هريره... 

اينجا اين معاويه را فراموش کرده‌اند که حذف کنند بعد هم دوباره گفته است که 

فكتب فلان إلى عثمان بالمدينة... فكتب عثمان إلى فلان... فبعث به فلان

مسند الشاشي  ج 3   ص 173، اسم المؤلف:  أبو سعيد الهيثم بن كليب الشاشي الوفاة: 335 ، دار النشر : مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

ديگر همه‌اش فلان شده است بعد در ادامه مي‌گويد:

فوالذي نفس عبادة بيده إن فلانا لمن أولئك 

مسند الشاشي  ج 3   ص 172، اسم المؤلف:  أبو سعيد الهيثم بن كليب الشاشي الوفاة: 335 ، دار النشر : مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

آنجا گفت که معاويه از اين دست آدمهاست که معروف را منکر مي‌داند و منکر را معروف اما اينجا دوباره تبديل به فلان شد برويم به سراغ کتاب تاريخ مدينه دمشق دوباره همان ماجرا 

ما هذه أزيت قيل لا بل خمر تباع لفلان... فأرسل فلان إلى أبي هريرة... ما لك ولمعاوية

تاريخ مدينة دمشق  ج 26   ص 197، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

دوباره اين فلان‌ها تا آخر ادامه دارد ولي اينجا اين "لمعاويه" حذف نشده است سير اعلم نبلاء شمس الدين ذهبي روايان را نام مي‌برد و دوباره همان ماجرا تکرار مي‌شود

 بل خمر يباع لفلان 

سير أعلام النبلاء  ج 2   ص 10 ، اسم المؤلف:  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

همينطور فلان فلان تا آخر فتح الباري شرح صحيح بخاري همين ماجرا تکرار مي‌شود 

عند معاوية بالشام 

فتح الباري  ج 1   ص 66 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب

ديگر نمي‌گويد اين قصه چه بوده است يک قصه‌اي عباده با ابوهريره دارد در مورد معاويه در شام ديگر توضيح نمي‌دهد که قصه چيست فقط مي‌گويد يک بحث امر به معروف و نهي از منکر بوده است حالا اين ديگر خيلي پيشرفته اش کرده است مسند احمد حنبل مي‌گويد 

حدثني إِسْمَاعِيلُ بن عُبَيْدٍ الأنصاري فذكر الحديث فقال عُبَادَةُ لأبي هُرَيْرَةَ 

يا أَبَا هُرَيْرَةَ إِنَّكَ لم تَكُنْ مَعَنَا إِذْ بَايَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ

مسند أحمد بن حنبل  ج 16   ص 417 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : دارالحديث ، التحقيق: حمزه احمد الزين

تو با ما نبودي که بيعت کردي 

که چه اينجا خيلي جالب است که زيبا تحريف شده است مي‌گويد 

فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ إلى عُثْمَانَ بن عَفَّانَ أَنَّ عُبَادَةَ بن الصَّامِتِ قد افسد عَلَىَّ الشَّامَ وَأَهْلَهُ فَإِمَّا تُكِنُّ إِلَيْكَ عُبَادَةَ وَإِمَّا أخلي بَيْنَهُ وَبَيْنَ الشَّامِ 

مسند أحمد بن حنبل  ج 16   ص 417 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : دارالحديث ، التحقيق: حمزه احمد الزين

وقتي اين ماجرا پيش آمد معاويه به عثمان نوشت عباده بن صامت شام را خراب کرده فساد ايجاد کرده است و اهل و عيالش فساد ايجاد کردند از عثمان خواست که عباده را از شام ببر و نگذار در شام بماند 

مجري:

فساد براي چه برپا کرده است 

استاد روستايي:

چون مشک شراب پاره کرده است حالا اينجا نياورده است که مشک شراب را با خنجر پاره کرده است مقابل شرابي که قرآن حرام کرده است ايستاده است و آن را پاره کرده است زيرا پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده که حرام است قرآن گفته حرام است بله به اين دلايل اهل فساد است خودش و اهل و عيالش را از شام ببريد بعد او را به مدينه نزد عثمان مي‌فرستند و او بر عثمان وارد مي‌شود 

وَلَيْسَ في الدَّارِ غَيْرُ رَجُلٍ مِنَ السَّابِقِينَ أو مِنَ التَّابِعِينَ

مسند أحمد بن حنبل  ج 16   ص 417 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : دارالحديث ، التحقيق: حمزه احمد الزين

که بعد عباده به شدت جلوي اينها مي‌ايستد عثمان به او مي‌گويد

يا عُبَادَةُ بن الصَّامِتِ ما لنا وَلَكَ فَقَامَ عُبَادَةُ بين ظهري الناس فقال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَبَا الْقَاسِمِ مُحَمَّداً صلى الله عليه وسلم يقول أنه سيلي أُمُورَكُمْ بعدي رِجَالٌ يُعَرِّفُونَكُمْ ما تُنْكِرُونَ وَيُنْكِرُونَ عَلَيْكُمْ ما تَعْرِفُونَ فَلاَ طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَلاَ تَعْتَلُّوا بِرَبِّكُمْ 

مسند أحمد بن حنبل  ج 16   ص 417 ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : دارالحديث ، التحقيق: حمزه احمد الزين

اي عباده با ما چه کار داري 

جالب اينجاست که در نقل مسند احمد هم عثمان از معاويه دفاع مي‌کند که بله آقا تو به ما چه کار داري بگذار کارمان را انجام دهيم حالا من نمي‌خواهم قضاوتي بکنم بعد عباده مي‌گويد که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اينگونه فرمود چرا کلام پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را زير سوال مي‌بريد و حالا نقل‌هاي ديگري که در اين زمينه وجود دارد بنابراين براي اينکه آقايان آبروي جناب آقاي معاويه را حفظ کنند چون ببينيد احمد هم مي‌گويد که سند صحيح است به پاورقي نگاه مي‌کنيم "اسناده صحيح" سند صحيح است و از اين دعوا به دست مي‌آيد که آقاي عباده داعيه دين دارم لذا مي‌گويد که از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم اين را شنيدم که يک افرادي مي‌آيند که معروف شما را منکر مي‌دانند و منکر شما را معروف مي‌دانند بعد عثمان مي‌گويد با ما چه کار داري بگذار کارمان را بکنيم و عباده مي‌گويد من نمي‌توانم از شما اطاعت کنم خوب اين نشان دهنده چيست نشان دهنده اين است که يک صحابي درد دين دارد اما براي اينکه آبروي آقاي معاويه و کسي که هم نظر با معاويه بوده است حفظ شود حکم خدا پيرامون شراب زير سوال مي‌رود حکم پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم پيرامون شراب زير سوال مي‌رود معروف منکر مي‌شود ومنکر معروف مي‌شود من سوالم از شبکه‌هاي وهابي اين است که آخر به چه قيمتي اين کار را مي‌کنيد آيا روز قيامت در مقابل رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم جوابي داريد هر کسي که اين کار را کرده است ما حرفمان اين است چه جوابي مي‌توانيد در مقابل خدا و رسول خدا بدهيد مگر ما در قرآن نداريم که 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و ماکان لمومن و لا مومنه اذا قضي الله و رسوله امرا آن يکون لهم الخيره من امرهم و من بعض الله و رسوله فقد ظل ظلا مبينا 

سوره احزاب آیه 36

هيچکسي اختيار ندارد حکم خدا و رسول صلي الله عليه و آله وسلم را تغيير دهد هر کسي که حکم خدا و رسول را تغيير داد او گمراه آشکار است. 

خوب شما در مقابل اين آيه چه خواهيد گفت 

مجری:

در اين ايام و روزها بخصوص بعد از عيد قربان و آن فجايعي که در عربستان رخ داد افتادن جرثقيل و سالهاي گذشته که در مستند کعبه در حصار ديديد شايد اين سوال به ذهنتان بيايد که خوب ما چرا حج را تعطيل نکنيم آيا ما مبنايي داريم که بايد در اين شرايط هم حج را ادامه بدهيم 

استاد عباسي:

نسبت به اين واقعه که به وجود آمد خوب دو وجه دارد يک وجه آن خوي توحش و جنايتکاري که در آل سعود وجود دارد و بي کفايتي که وجود دارد و نتوانسته‌اند در اين سال‌هايي که به هرحال حرمين را غصب کرده‌اند و حجاز را اشغال کرده‌اند همانند دواعشي که امروز بخشهايي از عراق را اشغال کرده‌اند هرگز کسي دواعش را به عنوان حاکمان اصلي اين مناطق به رسميت نخواهد شناخت گرچه که به زور هم مناطقي را تصرف کنند به هرحال اينها اشغالگر هستند و فضاي حرمين را تصرف کرده‌اند و جنايت مي‌کنند بي کفايتي مي‌کنند افرادي در مراسم کشته مي‌شوند مسئله حج يک مسئله مجزايي است پس يک روي بخش جنايات و بي کفايتي مسئولين آل سعود و حکام ظلم و جوري که آنجا هستند مي‌باشد که اين مسئله قطعي و مسلم است و با همه مستندات ثابت شده

يک عده‌اي اين وسط شروع به ماهيگيري کردند که بله اينها اگر به جاي حج رفتن مي‌رفتند مثلا صدقه مي‌دادند به فقرا کمک مي‌کردند خيلي هم بهتر بود اصلا براي چه به حج رفتند چه لزومي داشت که به حج بروند ببينيد اين حرفها عده‌اي نشسته‌اند و منتظرند که اتفاقي بيافتد و از آن اسلام ستيزي را و مبارزه با احکام اسلامي را از آن برداشت کنند خيلي جالب است که مي‌گويند بجاي رفتن به حج به فقرا کمک مي‌کردند به جاي رفتن حج مدرسه مي‌ساختند موسسات خيريه جهيزيه مي‌دادند مي‌گوييم آنهايي که مثلا آنتاليا مي‌روند مثلا مسجد و مدرسه مي‌سازند و به فقرا کمک مي‌کنند يا آن کسي که به حج مي‌رود او همان کسي است که وجوهاتش را حساب مي‌کند به فقرا کمک مي‌کند زکات پرداخت مي‌کند مسجد مي‌سازد مدرسه مي‌سازد لذا آن به معني اين است که تواضع در مقابل عظمت خدا دارد بنده است و الا با خيلي کمتر از اين مبلغ مي‌رفت به کشوري تفريح مي‌کرد و برمي گشت چرا برود به اين جاها و اين همه سختي ببيند، در ابتدا يکي دو روايت عرض مي‌کنم نسبت به جايگاه اين بزرگواران و کساني که شهيد شده‌اند روايت در نهج البلاغه امام علي عليه السلام است در خطبه اول در بخشي از اين خطبه آمده است و في ذکر الحج حضرت فرمودند:

وَ فَرَضَ‏ عَلَيْكُمْ‏ حَجَ‏ بَيْتِهِ‏ الْحَرَامِ‏ الَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعَامِ وَ [يَوْلَهُونَ‏] يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ [وَلَهَ‏] وُلُوهَ الْحَمَامِ وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلَامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ وَ اخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَيْهِ دَعْوَتَهُ 

نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص45

واجب کرد بر شما حج خانه خودش را که آن را قبله براي همه عالميان قرار داده بود خدا حج را نشانه‌اي از تواضع بندگان نسبت به عظمت الهي قرار داده است (کسي که به آنجا مي‌رود و طواف خانه خدا را انجام مي‌دهد نشانه تواضع به عظمت خدا است) خدا از خلقش عده‌اي را انتخاب کرده است که اينها اجابت کرده‌اند دعوت خدا را 

وقتي که مي‌گويند لبيک يعني دعوت خدا را اجابت کرده‌اند رفته‌اند به خانه خدا که حج را به جا بياورند "لبيک اللهم لبيک" که مي‌گويند اجابت دعوت الهي است خدا دعوت کرده است اينها مي‌گويند خدآيا ما آمده‌ايم در محضر شما 

وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ 

نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص45

تصديق مي‌کنند کلمه خدا را وبه جايگاه انبياء الهي و به موقف انبيا الهي مي‌روند 

و پا جا پاي انبيا الهي مي‌گذارند آن کساني که فهميده و نفهميده نسبت به رمي جمرات حرفهاي ناشايست بر زبان‌شان جاري شد آقا چرا سنگ مي‌زنند سنگ زدن به يک ستون حضرت مي‌فرمايد اينها پا جا پاي انبيا گذاشته‌اند که در روايت داريم که حضرت ابراهيم عليه السلام در اين موضع به شيطاني که براي وسوسه آمد به ابليس سنگ زده است به همين تعداد زده است وقتي که به طواف مي‌روي در سعي صفا و مروه تمام اين موارد نمادهاي مقدس در دين اسلام است خوب در همه اديان نمادهاي مقدس وجود دارد يک نفر جرات نمي‌کند نماد عشاء رباني مسيحيت را توهين يا مسخره کند چه نمادي است يک تکه نان مي‌آورند مي‌گويند در آن شام آخر عيسي مسيح يک ناني آورد و يک آب آورد يا به تعبير بعضي از آقايان شرابي آورد يک تکه از اين نان در دهان حواريون مي‌گذاشت قبل از عروج به اسمان مي‌گفت بخوريد اين گوشت من است و اين خون من است به عنوان نماد و الان يک مراسمي دارند در مواقع خاص به نام عشاء رباني دقيقا کشيش اين کار را انجام مي‌دهد اين يک نماد است، در ادامه حضرت مي‌فرمايد که

وَ تَشَبَّهُوا بِمَلَائِكَتِهِ الْمُطِيفِينَ بِعَرْشِهِ يُحْرِزُونَ الْأَرْبَاحَ فِي مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ وَ يَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلَام... وَ أَوْجَبَ حَجَّهُ وَ كَتَبَ [عَلَيْهِ‏] عَلَيْكُمْ وِفَادَتَهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِين‏

نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص45

در طوافي که انجام مي‌دهند شبيه مي‌شوند به ملائکه‌اي که به دور عرش الهي گردش و طواف پيدا مي‌کنند اينها سود واقعي را در جايگاهي که محل تجارت و عبادت است به کار مي‌برند خودش را در محل و موضع مغفرت الهي قرار مي‌دهد و خدا براي اسلام علمي قرار داده است (و براي پناه آوردنگان حرمي قرار داد که واجب کرد حقش را )... خدا برمردم واجب کرده است حج خانه خودش را هرکسي که امکان و توانايي دارد و اگر کسي کافر شود خدا از عالميان بي نياز است 

خدا نيازي به حج ما ندارد اينها نشانه‌هايي است که موارد ديگر را پشت سر خواهد داشت 

يک بشارت هم بدهم به بزرگواران و عزيزانمان کساني که عزيزي را از دست داده‌اند نسبت به آن عزيز که چه روايت زيبايي داريم در کتاب من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق اعلي الله مقامه الشريف روايتي از امام صادق عليه السلام است

وَ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام - مَنْ‏ مَاتَ‏ مُحْرِماً بَعَثَهُ‏ اللَّهُ‏ مُلَبِّياً.

من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏1 ؛ ص138 دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.

کسي که در حال احرام از دنيا برود اين شخص لبيک گويان در روز قيامت محشور خواهد شد 

روايات ديگر فراوان داريم که اشاره به اين دارد که کسي که با حالت احرام از دنيا برود با همان دو تکه لباسش او را دفن کنيد که روز قيامت مي‌خواهد لبيک گويان وارد صحراي محشر بشود در بعضي از روايات داريم که خدا بهشت را براي آن شخص تضمين کرده است يک عده نگران بودند که اينها برای اين حج‌شان نائب بگيرند يا نگيرند اعمال بگيرند يا نگيرند اعمال انجام شود يا نشود اين فتواي تقريبا همه مراجع اين است که اگر در حين اعمال کسي از دنيا رفت هيچ نيازي به نائب گرفتن و تکميل حج ندارد حج از گردن او ساقط است نيازي هم نيست که کسي بعدا براي او مراسم حج و اعمال حج را انجام بدهد به سايت سازمان حج هم مي‌توانند مراجعه کنند همين ديدگاه مراجع را بيان کرده‌اند هيچ نگراني بابت اينکه کسي خداي نکرده از بستگانشان اين اتفاق افتاده بگويند نائب بگيريم يا چه کار کنيم آنهايي که شهيد شده‌اند هيچ نيازي به تکميل ندارد 

نسبت به اينکه حج تعطيل بشود يک حکم فقهي هم نسبت به خود حج داريم که اهميت حج را ائمه معصومين عليهم السلام بيان کردند که حج بايد در هرصورت برگزار شود حالا اين مسئله که در يک سال مراجع به اين نتيجه رسيده‌اند که الان براي فلان سال مثلا اين حج تعطيل شود اگر يک موقع واقعا به اين نتيجه رسيدند که حج منظور ما تمتع است تعطيل شود فتوي يا حکم دادند آن بحث ديگري است اما به صورت عادي آيا بگوييم که حج را انجام نمي‌دهيم يا بعضي‌ها در فضاي مجازي اينطور تبليغ مي‌کنند که برويد حجتان را پس بدهيد بهتر است و پولش را مدرسه بسازيد که همه اينها دروغ بود و اصلا چنين اتفاقي نيفتاده است چون اگر کسي مستطيع باشد و راه باز باشد اصلا نمي‌تواند حج را برگرداند و انجام ندهد اگر يک سال بدون عذر شرعي به تاخير بياندازد در آن يک سال بميرد بر گردن او اين حج هست و باقي مي‌ماند و روايات خيلي بدي هم در اين رابطه داريم يعني اين مسئله را خيلي مزمت کرده‌اند 

روايتي که در فروع کافي مرحوم کليني است کتاب الحج باب "الاجبار علي الحج" 2 روايت در اين باب آورده شده است هر 2 از امام صادق عليه السلام است که: 

وَ عَلَى‏ الْمُقَامِ‏ عِنْدَهُ‏ وَ لَوْ تَرَكُوا زِيَارَةَ النَّبِي‏... ُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَمْوَالٌ أَنْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ.

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص272

اگر افراد زيارت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را ترک کردند والي مي‌تواند آنها را مجبور کند بر انجام دادن زيارت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اگر هزينه رفتن نداشتند مي‌تواند از بيت المال مسلمين پول بدهد تا حج به جا بياورند

و به زيارت قبر پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بروند زيرا اين مسئله از شعائر الهي است و شعائر الهي نبايد تعطيل شود ما در هيچ لحظه و ساعت و روزي از روزها نداريم که طواف خانه خدا متوقف شود اين کار بايد ادامه و استمرار داشته باشد بابی بسيار زيبايي است در کتاب اصول کافي مي‌فرمايد:

بَابُ أَنَ‏ اللَّهَ‏ يَدْفَعُ‏ بِالْعَامِلِ‏ عَنْ‏ غَيْرِ الْعَامِل‏

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص451

خدا بواسطه انجام دهنده حج از آن کسي که کاري را بايد انجام دهد و نمي‌دهد بلا را دفع مي‌کند

اين يکي از الطاف الهي است خدا مي‌گويد اين انسانها اعمال را انجام مي‌دهند به برکت اينها من کساني را که اعمال را انجام نداده‌اند به آنها لطف مي‌کنم روايت از امام صادق عليه السلام است، همانا خداوند دفع مي‌کند به واسطه کسي که نماز مي‌خواند از شيعيان ما از کسي که نماز نمي‌خواند از شيعيان ما بلا را بلا دفع مي‌شود اينکه عقوبت و قيامتي هست اينها سرجاي خودش است اما خيلي از بلاها ممکن است بخاطر اينکه يک پدر و مادري فرزندشان نماز نمي‌خواند به واسطه پدر و مادر نماز خوان بلا از فرزند کاهل الصلاه يا تارک الصلاه دفع مي‌کند همين طور آورده است

وَ لَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْكِ الصَّلَاةِ لَهَلَكُوا

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص451

اگر اجماع کنند بر ترک صلاه هلاک مي‌شوند 

خدا دفع مي‌کند به واسطه کسي که زکات مي‌دهد از شيعيان از کسي که زکات نمي‌دهد اگر همه بر زکات ندادن جمع شوند هلاک خواهند شد 

وَ إِنَّ اللَّهَ لَيَدْفَعُ بِمَنْ يَحُجُّ مِنْ شِيعَتِنَا عَمَّنْ لَا يَحُجُّ ُّ وَ لَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْكِ الْحَجِّ لَهَلَكُوا

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص451

خدا دفع مي‌کند به واسطه کسي که حج بجا مي‌آورد بلا را از کساني که حج به جا نمي‌آورند اگر اجماع کنند بر ترک حج

يعني بگويند ديگر کلا نمي‌خواهيم به حج برويم ببينيد باز اين فرق مي‌کند با اينکه يک سال به خاطر اينکه ظلم خيلي زياد شد اگر امنيت طريق نباشد يا امنيت در آنجا نباشد خوب استطاعت برداشته مي‌شود اما اگر اجماع بکنيم بگوييم با اين شرايط ديگر کلا حج رفتن به درد نمي‌خورد منظور تمتع است اگراجماع کنند اين موجب هلاکت مي‌شود و اشتباه است

خداي نکرده شيطان يا شيطان صفتاني نيايند با اداي دلسوزي در آوردند که آقا ما نگفتيم اين چه کاريست براي چه مي‌رويد آنجا سنگ مي‌زنيد خوب نمي‌رفتيد اينجا اين پول را خرج مي‌کرديد مشکلات را برطرف مي‌کرديد اينها حرفهايي است که به ظاهر خوب است ولي باطن آن شيطان گونه است 

مجري:

حج از همان سال‌هاي صدر اسلام واقعا در اسارت بوده است به نحوي يعني ما سال‌هاي متمادي نداشتيم که در دست مسلمانان واقعي بيافتد که واقعا با عدالت برخورد کنند بجز سالهاي محدود يعني اگر ما بخواهيم با اين ديد که حتما وضعيت آنجا گل و بلبل باشد تا به آنجا برويم در اين تاريخ هزار و چهارصد ساله هم واقعا خيلي کم اين مسئله بوده است 

استاد عباسي:

بله بالاخره ببيينيد الان هميشه يک مشکلاتي بوده و حاکمان معمولا به هرحال چون از خود حج يا از اين اماکن مقدس در مکه و مدينه به شدت تلاش کرده‌اند که يک سوء استفاده‌هايي انجام دهند و اينکه ما خيلي سريع موضع گيريمان اين باشد که تحريم کنيم درست نيست چون فرهنگ ما هم فرهنگ اسلام واقعي است که از طريق همين حجاج منتقل مي‌شود يعني حجاج ديگر کشورها و کشورهاي اسلامي همديگر را مي‌بينند با فرهنگ هم آشنا مي‌شوند با مذاهب آشنا مي‌شوند همينطوري اين آقايان وهابي به ما مشرک مي‌گويند واي به وقتي که مسلمانان ديگر نبينند که ما نماز مي‌خوانيم رو به قبله رو به کعبه کنار آنها طواف انجام مي‌دهيم الان مي‌بينند اينهمه تبليغات بر عليه ما مي‌کنند اگر نبينند که ديگر هيچ 

کليپ 

دروغ ممنوع 

انسان مومن هرگز دروغ نمي‌گويد 

سکانس اول امام زمان زمين را پر از عدل و داد مي‌کند 

کیانی:

و در کنارش پرسشي داشتند مبني بر عدالت گستري فردي به نام مهدي بر اساس منابع روايي اهل سنت 

خدمتي 

حديثي که ذکر کردند شبيه آن حديث در منابع اهل سنت را به وفور مي‌بينيم که يکي از اوصاف اين شخصي که آن را اهل سنت مهدي گذاشته‌اند که يملو الارض عدلا کما ملئت ظلما و جورا 

اين حديث و شبيه آن در کتب اهل سنت به وفور پيدا مي‌شود و آن کسي که بعضا در برخي از روايات آن را مهدي نام گذاشته‌اند نام حضرت رسول الله برخود دارد و از فرزندان حضرت فاطمه است اين روايات نزد اهل سنت است و برخي از محدثين اهل سنت آن را صحيح دانسته‌اند و مقبول است 

آن را صحيح دانسته‌اند و مقبول است

سکانس دوم امام زمان در کره زمين ظهور نخواهد کرد  

کیانی: 

آقاي مولايي از کرج پرسيدند که آيا امام مهدي در مکه ظهور مي‌کند

خدمتي 

ظهوري نداريم نه در مکه در کره خاکي ظهور نمي‌کند ممکن در کهکشان و در مريخ ظهور کند اما در زمين ظهور نمي‌کند 

دروغي ديگر بر نهج البلاغه!!

خدمتي

بله از نهج البلاغه نقل مي‌کنم

بله از نهج البلاغه نقل مي‌کنم بعد مي‌فرمايد که ثم آن المسلمين استخلفوا من بعده اميرين صالحين

 ثم توفيهم الله عزوجل فرضي الله عنهما

بعد از اينکه اين عمل را انجام دادند خدواند آنها را ميراند وفات داد آن دو يعني ابوبکر و عمر را پس رضاي خدا بر ابوبکر و عمر باد اين علي است که مي‌گويد عايشه نمي‌گويد عثمان هم نمي‌گويد ابوهريره هم روايت نکرده که متهمش کنيد که حديث مي‌سازد و مي‌فروشد و تجارت مي‌کند پس بنابراين اين روايات 

هاشمی

دوست دارم اين روايت را با هم بخوانيم 

خدمتي 

شما کتاب شوشتري صفحه 336 را بياوريد 

هاشمی

از نهج البلاغه نقل نفرموديد 

خدمتي 

نه من عرض کردم که از کتاب غارات سقفي صفحه 210 جلد يک و در کتاب الدرجات الرفيعه السيد علي خاني شوشتري صفحه 336 و تاريخ طبري جلد سوم بياوريد

هاشمی:

از نهج البلاغه نقل مي‌کنيد 

خدمتي 

بله از نهج البلاغه 

سکانس ديگر 

بيننده 

آقاي خدمتي سلام عليکم اميدوارم باز هم تماس من را قطع نکنيد آقاي خدمتي حال شما خوب است آقاي خدمتي شما در چهار برنامه ادعايي را مطرح کرديد و سه عبارت از نهج البلاغه خوانديد که من الان تماس گرفتم به عنوان يک کسي که واقعا ميخواهم ببينم که در کتاب نهج البلاغه اميرالمومنين چنين عباراتي آمده است يا نه من عبارات را برايتان مي‌خوانم هر کدام از اين سه تا را که دوست داشتيد ادرس را به من بفرماييد 

يک 

من فضلني علي ابي بکر و عمر جلدت حد المفتري 

دو

خدمتي 

اين در نهج البلاغه نيست من بارها عرض کردم در کتاب آقاي مجلسي ملا باقر در کتاب خودش آورده است 

بيننده 

خوب پس در نهج البلاغه نيست الان من تبريک مي‌گويم اين جرئتي را که شما دروغ گفته بوديد حالا اشتباه کرده بوديد پذيرفتيد 

خدمتي در جاي ديگر 

در نهج البلاغه چنين است که اگر کسي نزد من بياورد يا اينکه من نزد کسي باشم که مرا از ابوبکر و عمر ترجيح دهد آنها را حد مي‌زنم حد مفتري مي‌زنم افترا زده کسي که من را از ابوبکر و عمر برتر بداند اين فرمايش حضرت علي است 

خدمتي در جاي ديگر 

به نقل از حضرت علي گفتيد که آن حضرت فرموده‌اند که هر کس مرا به ابوبکر و عمر ترجيح دهد من او را حد افتري مي‌زنم لطفا منبع و آدرس اين جمله را يک بار ديگر اعلام کنيد آنچه بنده ياد دارم در نهج البلاغه خطبه يا نامه 143 

خدمتي در پاسخ بيننده 

اين جمله در نهج البلاغه نيست من بارها عرض کردم در کتاب آقاي مجلسي ملاباقر در کتاب خودش اورده است 

 

سکانس اول 

روايت اللهم وال من والاه و عاد من عاداه جعلي و ساختگي است

خدمتي 

من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه که ثابت نشده و صحت ندارد و از جمله روايتهاي جعلي است اين دنباله اش که مي‌گويد اللهم وال من والاه و عاد من عاداه

روايت دیگر اللهم وال من والاه و عاد من عاداه سندش صحيح است 

سکانس دوم 

خدمتي 

من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه درجه صحتش پايين‌تر است 

ولي بازهم صحيح است 

ولي بازهم صحيح است 

دروغ بستن به نهج البلاغه در مورد شجاعت خلفا

خدمتي 

درخطبه‌هاي نهج البلاغه خطبه 56 و 95 و 119 در خطبه 56 فرموديد

 شجاعت خلفا را مي‌فرمايد

 شجاعت خلفا را مي‌فرمايد

آقايون اين خطبه‌ها را کتمان مي‌کنند اينها را نمي‌گويند آن چيزي که مي‌گويند خطبه سه نهج البلاغه خطبه شقشقيه را رويش تاکيد مي‌کنند 

دروغ بستن به نهج البلاغه در مورد شستن پا در وضو

خدمتي 

از حضرت علي نامه‌هايي که در نهج البلاغه است به والي خود درمصر نوشته‌اند که آن زمان محمد بن ابوبکر والي مصر بود 

اگر فراموش کردي و سر خود را مسح نکردي و پاي خود را نشستي سر خود را مسح کن و پاي خود را بشوي 

يا درنامه‌اي ديگر هر عضوي را سه بار سه بار بشوي

دست خود را سه بار بشوي و مسح سر کن و پاي خود را سه بار بشوي 

اين نامه حضرت علي است اگر توجهي به فرمايش حضرت علي باشد 

خدمتي درجاي ديگر 

بعد از اينکه با بقيه اصحاب هجرت کردند و هجرت ايشان يک هجرت علني بود که در جلسات گذشته عرض کرديم حضرت عمر اين را فرمود که کسي که بخواهد مادرش به داغش بنشيند آنجا با من ملاقات کند که پشت اين دره راه و مسير هجرت من از مکه به مدينه است 

سجودي

درست است ما مخالف غلو هستيم ولو در مورد حضرت محمد باشد حضرت عمر که بجاي خود وغلو متاسفانه باعث به گمراهي مي‌شود اين حرفها که مي‌زنند که حضرت عمر وقتي که مي‌امد وهجرت علني کرد اينها دروغهايي است که بسته مي‌شود 

خدمتي 

وهجرت ايشان يک هجرت علني بود 

سجودي

اين حرفها که مي‌زنند که حضرت عمر وقتي مي‌امد وهجرت علني کرد اينها دروغهايي است که بسته مي‌شود 

خدمتي 

سي و شش سال است که اين مشکل را داريم آقايان اجازه نمي‌دهند که براي اهل سنت مسجدي بنا شود و شکايت به همه جا برده‌اند اما آقايان لا حياه لمن تنادي هرگز جواب نمي‌دهند توجهي هم نمي‌کنند 

ترشابی

هيچکس اينجا نگفته است که اهل سنت در ايران مسجد ندارند اهل سنت در ايران صدها و بلکه هزاران مسجد دارند 

خدمتي 

اين روش روش مسالمت اميز شبکه جهاني کلمه است ما به کسي لعنت نمي‌کنيم ما به هيچ وجه لعنت نمي‌کنيم 

ترشابی

لعنت بر ايشان و لعنت بر آخوندهاي صفوي که ايشان را اينگونه تربيت کردند و در ميان امت اينگونه اختلاف مي‌افکنند 

آقای يعقوبي از خوزستان (شيعه)

مي‌خواستم بپرسم که اين پولهايي که حاجي‌ها به آل سعود مي‌دهند آل سعود آن را در کجا خرج مي‌کنند 

استاد عباسي:

مقصودتان اگر اين است که اين پول خرج به هرحال ظلم و جنايت و جنگ مي‌شود نکته‌اي را عرض کنم مبلغ مبلغ هنگفتي در حج نيست يعني در حج از جانب ايران با 65 هزار نفر مبلغ هنگفتي نيست و عربستان چندين برابر اين را از راه نفت و غيره به دست مي‌آورد و آن خرجهايي که در کشتار و جنگ انجام مي‌دهد خيلي از آن طرق است بله تا جايي که راه دارد بايد مراقبت کنيم درخريدن سوغاتي از آنجا در عمره، عمره‌هاي غير ضروري يا خريدن سوغاتي از آنجا بايد مراقبت کنيم اما اين مصلحت را بايد مراجع تشخيص دهند که الان مصلحت رفتن به حج کمتر از اين مي‌شود که پول به دست آنها برسد يعني اين پول که به دست آنها مي‌رسد خيلي بد است و مصلحت چيست يا اينکه نه حج برويم بهتر است 

بیننده:

مثلا در اين موقع در اين زمانه‌اي که آل سعود ستمگري مي‌کند واقعا حج واجب است که الان حاجي‌ها بروند 

مجري:

آن دوراني که دست بني اميه يا بني عباس بود حج واجب بود يا نبود 

بیننده:

خوب بود 

مجري :

خوب بود حالا هم بني اميه ديگري روي کار آمده است ديگر تشخيص آن با مراجع است که الان هم واجب است يا نه 

اين احاديثي که استاد عباسي فرمودند در همان زمان اين احاديث را اهل بيت عليهم السلام بيان فرمودند در زماني که دست بني اميه و بني العباس بوده است خوب ائمه عليهم السلام که ديگر اطلاع داشته‌اند 

آقای تبريزي از تهران (شيعه)

همين قضيه ارزان کردن نفت واين همه هزينه‌هايي که اين جنگها که در خاورميانه انجام مي‌شود اين همه هزينه‌ها را چه کسي مي‌دهد هزينه‌هاي لشکرکشي آمريکا را چه کسي مي‌دهد خوب عربستان مي‌دهد من مي‌خواهم بگويم اصلا قابل قياس نيست درآمدي که مثلا از 100 هزار نفر حجاج ايراني به آنجا مي‌روند با هزينه‌هايي که عربستان براي اين جنگها مي‌کند من مي‌گويم آنها شايد بخواهند سه برابر چهار برابر اين هزينه‌اي که حجاج مي‌دهند به ما بدهند که به حج نياييد

مجري:

اتفاقا يکي از شاهزادگان سعودي اين مطلب را گفته بود که من حاضرم همه هزينه ايرانيهايي که مي‌آيند را پرداخت کنم نگذاريد که به حج بيايند 

بیننده:

ميخواهم بدانم بحثهايي که در کتب مهم اهل سنت آمده است مثلا در مزمت بعضي از صحابه يا زير سوال بردن بعضي از صحابه يا خليفه اول و دوم عنوان مي‌شود مي‌خواهم بدانم چطور است که آنها هم بخواهند از خلفا دفاع کنند در حاليکه با اين مزمت‌ها که در کتب خودشان است جور در نمي‌آيد اين مطلب را اگر مي‌توانيد توضيح دهيد

آقای اعظميان از اصفهان (شيعه)

اين کارهايي که آل سعود انجام مي‌دهد منطقي نيست متاسفانه بر ضد شيعه است حج برابري و برادري است ولي متاسفانه اين کارهاي اينها که انجام مي‌دهند 6 ميليون جلد کتاب بر ضد شيعه توضيع مي‌کنند اينها نشان دهنده چيست اين 6 ميليون جلدي که با تيراژهاي بسيار بالا بر ضد شيعه تبليغ مي‌شود آيا اين برادري را اثبات مي‌کند کجاي منطق حج اينطور هست شما که به دنبال برادري و برابري و همنوع دوستي هستيد شما که به دنبال اين هستيد که بتوانيد لياقت خودتان را به اصطلاح نشان دهيد بي کفايتي خودتان را در مراسم حج نشان داديد که چه کرديد و چه بلاهايي بر سر امت مسلمان و امت محمد اورديد و امت محمد را داغدار کرديد اين يک مطلب 

مسئله دوم اينکه ما بايد هشيار باشيم اگاه باشيم وهابيت به صورت مرموزانه رخنه مي‌کند که بتواند افکار ما را به انحراف بکشد آن علف‌هاي هرز را از درون ذهنت دور کن و به حقيقت وجودي قرآن و اهل بيت عليهم السلام در کنار هم رجوع کن ببين به چه منطق و استدلالي مي‌رسي استدلال شيعه تحميلي نيست استدلال شيعه منطقي است که با قرآن اثبات شده است ما بارها گفتيم اشاره هم کرديم منطق ما منطق حقانيت است و مرام ما مرام اسلاميت است ما به دنبال محبتيم 

آقای مراد زهي از زاهدان –(اهل سنت)

در مورد کليپي که شما پخش کرديد تماس گرفتم که دروغ ممنوع آقاي خدمتي را پخش کرديد در تهران ما 6 سال است که مسجد نداريم بعد کليپ آقاي ترشابي را پخش مي‌کنيد که ما هزاران مسجد در ايران داريم آقاي خدمتي مي‌گويد در تهران ما 36 سال است که مسجد نداريم نه در ايران 

استاد روستايي:

آقاي مراد زهي ما قبلا جواب شما را داديم ما از همين آقاي ترشابي کليپ پخش کرديم که بيننده مي‌گويد ما در شهرک دانش تهران مسجد داريم بعد آقاي ترشابي حتي امام جماعت آن را هم مي‌شناسد بعد مي‌ماند که چه بگويد مي‌گويد بلندگو داريد يا نداريد درست شد اين را ما بارها نقل کرديم اين را هم گفتيم حتي با عالم اهل سنتي که امام جماعت در تهران بوده است مصاحبه کرديم در شبکه پخش کرديم علاوه بر اينکه اصلا اين حرف شما آيا بوي وحدت از آن مي‌آيد يا بوي تفرقه آقا ما کجاي قرآن داريم که مسجد شيعه و سني جداست قرآن مي‌فرمايد

وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّه 

سوره جن ْآیه 18

مسجد براي خداست

شيعه و سني ندارد که شما در هر مسجدي دوست داري نماز بخوان من هم در هر مسجدي دوست دارم نماز مي‌خوانم من در مسجد اهل سنت رفتم و نماز خواندم البته بخاطر اينکه برادران اهل سنت مهر جلوي خودشان نمي‌گذارند و بر فرش سجده مي‌کنند و ما سجده بر فرش را جايز نمي‌دانيم من مهرم را از جيبم در آوردم آنجا نمازم را خواندم عزيزان اهل سنت هم در مسجد ما خواندند اين حرفتان که بوي تفرقه مي‌دهد علاوه بر اينکه در تهران هم مسجد هست از اهل سنت هم هست ما هم اين را نمايش داديم ديگر فکر مي‌کنم بيشتر دامن زدن به اين حرفها تفرقه را زياد کند 

بیننده:

نماز جمعه روز جمعه مثلا يک مسجدي داشته باشيم که نماز جمعه بخوانيم 

استاد روستايي:

عرض کرديم شهرک دانش تهران اين مسجد موجود است 

استاد عباسي:

جناب مراد زهي برادر من ما با جناب ماموستا عزيز بابايي امام جماعت مسجد صادقيه مصاحبه کرديم همين اخيرا هم همين ديروز سخنراني ايشان را در يکي از گروههايي که برادران اهل سنت هستند گذاشتند و ايشان در ابتداي صحبت‌شان مي‌گويد ششصد و چندمين خطبه نماز جمعه‌اي است که در صادقيه مي‌خوانم و خطبه نماز جمعه‌اش را مي‌خواند 

مجري:

آقاي مراد زهي يک سوال از شما مي‌پرسم شما چند بار تهران تشريف برديد 

بیننده:

من دوبار 

مجري:

دو بار تهران تشريف برديد بعد مسلط هستيد که در هيچ جاي تهران نمازخانه نيست و هيچ نماز جماعتي برگزار نمي‌شود مولوي که در تهران است مي‌گويد من اين همه نماز جمعه خواندم اين همه خطبه جمعه خواندم در پارک که نماز جمعه نخواندند 

بیننده:

مثلا ما يک مسجد بزرگي نداريم که 

مجري:

پس مسجد هست شما مي‌خواهيد که بزرگتر باشد 

استاد عباسي:

آقاي مراد زهي بزرگوار ايشان خودشان وقتي با ما مصاحبه کردند گفتند که ما جمعيت بيش از هزار نفر در نماز جمعه ما جمع مي‌شوند منتهي اينکه جاي بزرگ نداريم يک بخشش به خاطر اين است که ايشان مي‌گويد در هفته براي نماز جماعت ما چند نفر هم نمي‌آيند مردم در تهران مشغله دارند گرفتارند نمازشان را سر کار يا اين طرف و آن طرف مي‌خوانند مشکل نمازخانه نيست مشکل نمازخوانش است خوب حالا 

بیننده:

اگر تهران را سه جايش کني دو جايش اهل سنت هستند 

استاد عباسي:

عجب يعني از هر 3 نفر 2 نفر اهل سنت هستند يعني از 15 ميليون، 10 ميليون اهل سنت در فقط تهران است 

استاد روستايي:

شما فرموديد که 2 بار به تهران رفته‌ايد اين آمار را از کجا به دست آورده‌ايد 

بیننده:

شنيديم از 

استاد روستايي:

خوب شنيدن کي بود مانند ديدن شما يک چيزي شنيديد هميشه مي‌گويند که بين حق و باطل يک کلامي از حضرت علي عليه السلام است که مي‌فرمايد بين حق و باطل چهار انگشت است يعني آنکه ديدي حق است آنکه شنيدي باطل است مگر از يک آدم موثقي شنيده باشيد که ما مي‌گوييم که عالم اهل سنت اين‌گونه نمي‌گويد و نفرماييد اين صحبتها بيشتر باعث تفرقه مي‌شود اگر شما واقعا به وحدت پايبند هستيد مسجد براي خداست شيعه و سني ندارد 

آقا اصغر از مشهد (اهل سنت)

مي‌خواستم درباره آيه سوره مومنين با شما يک صحبتي داشته باشم سوال من اين‌جاست خداوند در اينجا در سوره مومنين، مومنين را معرفي مي‌کند 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1) الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتهِِمْ خَاشِعُونَ(2) وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3) وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَوةِ فَعِلُونَ(4) وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(5)

تا آيه 10 در اينجا خداوند مومنين را معرفي مي‌کند چرا صحبت از زکات هست از خمس نيست چرا صحبت از امامت نيست چرا صحبت از توسل نيست 

استاد روستايي:

من از شما مي‌پرسم از آيه سه سوره مائده خداوند مي‌فرمايد 

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرِْ اللَّهِ بِه

سوره مائده آیه 3

چرا صحبت از حرام بودن گوشت خنزيز هست صحبت از حرام بودن گوشت سگ نيست يعني گوشت سگ حلال است 

بیننده:

نخير قربان خوب اين سوال فرق مي‌کند با اصول دين 

استاد روستايي:

چه فرقي مي‌کند در آن آيه کلمه خمس نيامده يک آيه ديگر آمده

ٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى

سوره انفال آیه 41

در يک آيه ديگر خمس آمده است اينجا هم صحبت از حرام بودن گوشت خوک هست ولي حرام بودن گوشت سگ نيست يعني سگ از نظر شما حلال است 

بیننده:

گفتم که اينها جز اصول دين نيست علما همه 

استاد روستايي:

بفرماييد اين را هم شما ببينيد 

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى

خوب اين هم کلمه خمس آيا قرآن شما فقط يک آيه دارد 

بیننده:

اينجا غتمتم است هر چيزي من شي آيا کسي که کسب و تجارت مي‌کند مالش غنيمت است 

استاد روستايي:

اصغر آقا اجازه بدهيد ببينيد شما مي‌گوييد غنيمت جنگي درست است همين که مي‌گويي غنيمت جنگي يعني غنيمت غير جنگي هم داريم 

بیننده:

نه نداريم 

استاد روستايي:

پس براي چه مي‌گوييد غنيمت جنگي 

بیننده:

اگر جزو مکاسب مي‌بود حضرت علي حضرت امام حسن همه اينها 

استاد روستايي:

ببينيد شما از قرآن از من سوال کردي من هم از قرآن پاسخ دادم شما مي‌گوييد غنيمت جنگي درست است مي‌گوييد غير غنيمت جنگي هم نداريم کجاي قرآن آمده است که جنگ و غنيمت جنگي مي‌فرمايد انما غنمتم من شي جنگ کجاي اين است 

بیننده:

مي گويد غنمتم مال مردم که غنيمت نيست 

استاد روستايي:

ما در قرآن داريم که آن

فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثيرَةٌ

سوره نساء آیه 94

براي خدا غنيمتهاي بسياري است

يعني خدا جنگ کرده است با مردم نه اينجا به من کلمه جنگ را نشان بدهيد 

بیننده:

احاديث رسول الله و تاريخ مي‌گويد که خمس از اموال غنيمت گرفته شده است 

استاد روستايي:

آفرين پس احاديث رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم هم مي‌فرمايد اميرالمومنين عليه السلام خليفه رسول خداست اگر من نشان دادم قبول مي‌کني حضرت علي عليه السلام خليفه است 

بیننده:

شما چرا از اين آيه مي‌پريد و خارج مي‌شويد در قرآن صحبت از امامت نيست 

استاد روستايي:

من خارج نشدم در قرآن صحبت از امامت هست خيلي هم خوب است منتهي تا شما کلمه جنگ را در اين آيه به من نشان ندهي من امامت را برايت نمي‌آورم اگر جنگ را به من نشان دادي من چشم آيات قرآن پيرامون امامت را برايت مي‌خوانم و ثابت مي‌کنم که از اصول دين است خوب شما فقط يک لطفي کن کلمه جنگ را به من نشان بده 

بیننده:

غنمتم خودش به معناي غنيمت از جنگ است عقل انسان نه قرآن من از عقلم کمک مي‌گيرم 

استاد روستايي:

قرآن مي‌گويد غنمتم من شي عقل مي‌گويد قرآن مطلق گفته است يک سوالي از شما بپرسم شما به بچه‌ات مي‌گويي برو نان بخر نمي‌گوييد چه ناني بخر اين بچه مي‌تونه بره نان سنگک بخرد مي‌تواند برود نان لواش بخرد مي‌تواند برود نان تافتون بخرد مي‌تواند برود نان ساندويچي بخرد شما گفتيد نان مطلق گفته‌ايد اگر اين بچه سنگک گرفت آورد شما نمي‌توانيد يقه‌اش را بگيريد چرا شما لواش نخريديد؟ مطلق گفتيد درست است؟

بیننده:

خب اين مطلق را ما مي‌توانيم از احاديث رسول الله که اين را توجيه آورده و تفسيرش است 

استاد روستايي:

اگر تفسيرش را براي شما آورده‌اند که در احاديث رسول الله گفته باشد غير جنگ هم خمس دارد چه مي‌گوييد؟ 

بیننده:

اگر غير جنگ هم خمس دارد نشان بده 

مجري:

از صحيح بخاري هم مي‌آوريم 

استاد عباسي:

من مي‌خواستم همين را از شما سوال کنم اگر کسي قائل به اين شده باشد که در غير غنيمت در جنگ خمس تعلق پيدا مي‌کند از نظر شما غير عقلايي است؟ غير عقلايي است شما فرموديد که عقلايش اين است که فقط مربوط به غنيمت در جنگ باشد عرض کردم اگر کسي در جاي در غير از غنيمت در جنگ بگويد خمس تعلق پيدا مي‌کند اين غير عقلايي مي‌شود؟ 

بیننده:

احاديث را نشان بدهيد 

استاد عباسي:

يک مورد روايت نمي‌خواهم نشان شما بدهم نظر فقهي جناب سرخسي از علماي اهل سنت ايشون مي‌گويد

ثم وجوب الخمس فيما يوجد في الركاز 

المبسوط للسرخسي  ج 2   ص 213، اسم المؤلف:  شمس الدين السرخسي الوفاة: 483 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت

بیننده:

از صحيح بخاري گفتيد

استاد عباسي:

من بحث ديگري مي‌خواستم خدمت شما بگوييم بخاري را آماده کرده‌اند شما گفتيد غير عقلايي است اينم غير عقلايي است رکاز چيست ؟ معدن گنج پيدا مي‌کنند از معدن هستش از معدن مي‌گويد عالم اهل سنت مي‌گويد معدن خمس دارد 

استاد روستايي:

بفرماييد

بَاب ما يُسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ 

صحيح البخاري  ج 2   ص 544، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

بیننده:

معدن دريا اينها خمس دارد 

استاد روستايي:

اجازه بدهيد درياست ديگر خب معدن هم بشما نشان مي‌دهم 

بیننده:

معدن نشان دهيد دريا خمس دارد

استاد روستايي:

اين جنگي شد جنگ است يا جنگ نيست؟

بیننده:

اقا جان اين را که من قبول دارم خب اين را چطوري قبول داري دريا خمس دارد

استاد عباسي:

شما فرموديد که غير عقلايي است که ما آيه قرآن را بگوييم در غير غنيمت جنگي بعد شما مي‌گويد من غنيمت دريا را قبول دارم آيا دريا جنگ به حساب مي‌آيد لولو مرجان جنگ است 

بیننده:

غنيمت دريايي صحبت از غنيمت است 

استاد روستايي:

يعني معدن هم جنگ مي‌شود 

بیننده:

مال دريا مال خدا است غنيمت اونجا تاجر که نيست مغازه که ندارد 

مجري:

مکاسب شما مال خدا نيست فقط چيزي که مال درياست مال خدا است

استاد عباسي:

پس آيه قرآن يک مورد را نمي‌گويد تا اينجا قبول کردين؟ که قرآن فقط غنيمت جنگي را نمي‌گويد؟ 

بیننده:

من اين را فراموش کردم اگر يادم بود مي‌گفتم من 

استاد عباسي:

شما بدترين موقع شما فراموشي گرفتيد شما خود خودتون آمديد گفتيد آيه، آيه را جناب استاد روستايي خواندند شما گفتيد آيه فقط و فقط در رابطه با غنمايم جنگي است غنيمت در جاي ديگر نداريم حالا که ما براي شما روايت مي‌خوانيم مي‌گوييد بله من قبول دارم اون موقع يادم رفت که اينهم غنيمت است پس از شما آن قسمت اول، اشتباه است اضافه شد بهش غنيمت دريايي هم اضافه شد معدن هم اضافه شد چون مال خدا است معدن هم اضافه شد چون مال خدا است موارد ديگر هم اضافه شده خب حالا اين ديگر غير عقلايش چيست؟ آقا غنيمتي هم که ما از طريق کسب بدست مي‌آوريم خدا مگر "هو الرزاق" مگر نيست قرآن نمي‌گويد غنيمتي که ما از کسب بدست مي‌آوريم آن هم از جانب خدا است اگر همه اين موارد غير از جنگ را کتب اهل سنت گفتند شما مي‌گوييد اينها درست و عقلايي است يک مورد را کتب منابع شيعه آمده‌اند اضافه کرده‌اند اين مي‌شود غير عقلايي و خلاف آيه قرآن خلاف شرع همه اينها بهش اطلاق مي‌شود 

استاد روستايي:

پس برگرديم سر بحث اول‌مان شما فرموديد آنجايي قرآن گفته زکات خمس نگفته است ما آيه ديگري براي شما نشان داديم که خمس هم گفته است مطلق هم گفته است بعد هم براي شما ثابت کرديم که معدن هم خمس دارد نمي‌دانم آن چيزهايي که در دريا هم است خمس دارد شما هم پذيرفتيد درست است 

بیننده:

بله 

استاد روستايي:

پس سوال اول شما حل شد 

بیننده:

سوال اولم حل شد ولي من غنمتم را بعنوان کاسب قبول ندارم

استاد روستايي:

اين ديگر شما از پيش خودتون داريد مي‌گوييد قرآن دارد مطلق مي‌گويد شما از خودتون داريد به قرآن بار مي‌کنيد تفسير به راي مي‌کنيد 

استاد عباسي:

من منابع خود شما معني بکنم به همين معنا معني بکنم بعد شما اجازه بدهيد

بیننده:

خلافت حضرت علی را در قرآن نشان دهید

استاد عباسی:

جاي ديگر نپريد شما موضوعتان خمس بوده به خلافت حضرت علي عليه السلام الان چه کار داريد اجازه بدهيد ما اون را ثابت مي‌کنيم آقا روح المعاني آ     لوسي 

وغنم في الأصل من الغنم بمعنى الربح 

روح المعاني  ج 10   ص 2، اسم المؤلف:  العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

بمعني سود

هيچ چيزي ديگري هم ندارد "بمعني الربح" اين را کي مي‌گويد الوسي در تفسير روح المعاني در رابطه به همين آيه هم مي‌گويد

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ

سوره انفال آیه 41

معني مي‌کند اصل غنم بمعني ربح است بمعني سود است هر سودي معناش مي‌شود سود هر سودي هر منفعتي از مکاسب باشد يا از دريا باشد از معدن باشد چون همه اينا را خدا به ما مي‌دهد دريا و معدن را خدا بما نمي‌دهد اين يکي را مي‌دهد اين اصلا شرک است ما خودمان بدست مي‌آوريم، خدا به ما روزي ما را مي‌دهد از کجا بدست مي‌آوريم از چي بدست مي‌آوريم روزي دهنده ما خدا است اينهم علماي اهل سنت گفته است

استاد روستايي:

اگر خدا مي‌خواست بگوييد غنيمت، غنيمت جنگي است ديگر کلمه من شي نياز نبود بگوييد مي‌گفت: "وعلموا انما غنمتم فان لله خمسه" درست است يا من حرب اصلا مي‌گفت يا اصلا مي‌گفت "انما غنمتم" تمام شد پس اشکال اول شما يک اشکال بي‌اساس است حالا سوال بعدي‌تان چيست؟

بیننده:

شما گفتيد خلافت حضرت علي را از احاديث ثابت مي‌کنيد يا از قرآن شما لطف کنيد شايد من هدايت شدم همين را بمن ثابت کنيد؟

استاد روستايي:

اشکالي ندارد از طريق روايت براي شما بخوانم؟

بیننده:

از روايت اهل سنت بخوانيد

استاد عباسي:

اشکال اولشون حل شده است 

استاد روستايي:

مي‌گويند حل شده است بله من يک روايت براي شما مي‌خوانم از اين روايت يک سوالي مطرح مي‌کنم شما جواب من را بدهيد؟ مانعي ندارد قبول است؟

بیننده:

نه بفرماييد 

استاد روستايي:

روايت صحيح و السند هم نقل مي‌کنم 

مجري:

فرموديد در سوره مومنون اينها صفات مومنين آمده اما امامت نيامده است درست است تا آيه ده 

بیننده:

بله بله 

مجري:

خيلي خب اعتقاد به نبوت جز مبنايي اسلامي شما يا نه، نبوت کجاي اين آيات آمده است؟

بیننده:

نبوت در اين آيه نيامده است 

مجري:

آفرين پس نبوت بگذاريد کنار ديگر پس اين آيات امامت نيامده نبوت هم نيامده است

استاد عباسی:

نبوت را ايشون واضح گفتند نبوت در اين آيه شما فرموديد امامت در اين آيه نيامده است پس جز امور اصلي دين نيست مهم نيست فلان نيست آقای حسینی پرسيد نبوت شما جواب نداشتيد گفتيد که جاي ديگر آمده است پس شما اصلا کلي بپرسيد بگويد براي من امامت را دليل بياور

وقتي بشما مي‌گويد نبوت را نگفته است ببينيد جواب نقضي است بشما مي‌گويد نبوت را نگفته است شما مي‌گوييد نبوت را نگفته جاي ديگر گفته است خب ما مي‌گوييم امامت را نگفته جاي ديگر گفته است 

استاد روستايي:

ببينيد يک يا چند روايت يا هر چند تا بخواهيد براي شما مي‌خوانم يک روايت معتبر از کتاب السنه آقاي بن ابي عاثم آقاي محمد ناصر الدين الباني وهابي هم سندش را پذيرفته است خب روايت اين است 

ملاحظه بفرماييد من صفحه را بزرگ کنم

عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست نبيا إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

السنة لابن أبي عاصم  ج 2   ص 565، اسم المؤلف:  عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني

حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم به حضرت علي عليه السلام فرمود مي گويد شايسته نيست من بروم جز اينکه تو براي تمام مومنان خليفه من باشي

اين يک روايت است آقاي الباني زيرش چه مي‌گوييد اجاره بدهيد "اسناده حسن"

بیننده:

همين جا نگه‌دار شما مي‌گوييد هارون و موسي آيا هارون جانشين موسي شد؟

استاد روستايي:

 ببينيد هارون عليه السلام ولايت بر تمام مردم پيدا کرد يعني حضرت موسي عليه السلام تک و تنها رفت کوه طور هارون عليه السلام ولايت بر همه پيدا کرد حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم هم فرمودند علي جان من همان جايگاه را براي شما مي‌خواهم، يعني ولايت بر همه مردم، لذا فرمودند که 

لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي 

السنة لابن أبي عاصم  ج 2   ص 565، اسم المؤلف:  عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني

سزاوار نيست که من بروم هيچ جا خليفه من برهمه مومنين باشي چه قبل چه بعد

من بعدي گفته من بعدي پيغمبر کلمه بعد را دارد بکار مي‌برد يعني من از این دنيا رفتم تو خليفه من بر همه مومنان باشي 

بیننده:

قربان کجاي اينجا گفته من در دنيا رفتم شما خليفه بعد من هستيد

استاد روستايي:

"لا ينبغي أن أذهب" من بروم جز اينکه تو من بعد يعني چه؟ 

بیننده:

گفته بود هارون فوت کرد کجا جانشين 

استاد روستايي:

اين من بعدي يعني چه؟ 

بیننده:

بعد از من 

استاد روستايي:

بعد از من يعني چه؟

بیننده:

راويان احاديث را بمن نشان بدهيد 

استاد روستايي:

راويان احاديث بفرماييد

ثنا محمد بن المثنى حدثنا يحيى بن حماد عن أبي عوانة عن يحيى ابن سليم أبي بلج عن عمرو بن ميمون عن ابن عباس

السنة لابن أبي عاصم  ج 2   ص 565 ، اسم المؤلف:  عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني الوفاة: 287 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني

بیننده:

زهير جز ضعفا است رد کردند 

استاد روستايي:

اصغر آقا آقاي آلباني عالم رجال زيرش نوشته مي‌گويد "اسناده حسن"

سوال بعدي من يک روايت ديگر مي‌خواهم براي شما بخوانم اين را براي من توضيح بدهيد آقا روايت معتبر ما در منابع اهل سنت داريم که حتي ديگر آقا آلباني اينجا هم مي‌گويد سند صحيح است بفرماييد صحيح الجامع الصغير و زيارته الفتح الکبير آقاي چه کسی نوشته است محمد ناصرالدين الالباني روايت مي‌آورد جلد اول چاپ المکتب الاسلامي بفرماييد

 إني تارك فيكم خليفتين

مصابيح التنوير على صحيح الجامع الصغير للألباني (1/ 460)

کلمه خليفه بکار مي‌برد مي‌گويد من در ميان شما دو خليفه بجا مي‌گذارم يک: کتاب الله، يکي قرآن است بعد مي‌آيد در اينجا مي‌گويد "عترتي اهل بيتي" خليفه بعد من در کنار قرآن اهل بيت من است آقاي الباني هم مي‌گويد "صحيح السند" صحيح است من از شما مي‌پرسم پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمود من دو خليفه بجا مي‌گذارم يک قرآن و دو اهل بيت عليهم السلام طبق روايت صحيح مسلم حضرت علي عليه السلام اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم است، آقاي ابوبکر مصداق قرآن است يا اهل بيت عليهم السلام است؟

بیننده:

نه مصداق قرآن است و نه اهل بيت است 

استاد روستايي:

تمام شد پس طبق فرمايش پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم آقاي ابوبکرخليفه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نيست. درست است؟ پس طبق فرمايش پيامبر آقاي ابوبکر خليفه پيامبر نيست اما حضرت علي چه؟ هست يا نيست؟

بیننده:

هست 

استاد روستايي:

تمام شد 

بیننده:

در جاي ديگر پيامبر گفته و سنتي و سنتي 

استاد روستايي:

خب مي‌دانم عيب ندارد اينجا که گفته اهل بيتي درست است؟ عتري و اهل بيتي فرض کنيد گفته باشد سنتي اشکالي ندارد مگر اين کلام سنت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است يا نيست اين کلام؟

بیننده:

اين حديث سنت پيامبر است

استاد روستايي:

تمام شد پس در اين سنتش پس خودتون 

بیننده:

سنت پيامبر از خود پيامبر گرفته است خود شون سنت جدايي که نداشته‌اند

استاد روستايي:

آفرين سنت پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم اين است طبق اين سنت، پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده حضرت علي عليه السلام خليفه من است ابوبکر نيست شما به چه دليل ابوبکر را انتخاب کردي؟

بیننده:

کجا گفته ابوبکر نيست؟

استاد روستايي:

خب خود شما اعتراف کرديد پيامبر مي‌گويد من دو خليفه دارم.

بیننده:

خليفه اينجا شايد به معناي يک پيروي عترتش هم مي‌خورد

استاد روستايي:

چرا مي‌پيچوني؟ چرا هي مي‌خواهي بحث را يک جوري قبول نکني که از اين شاخه به آن شاخه مي‌پري. معناي خليفه را همه عالم و آدم مي‌دانيد که خليفه يعني چه، ما قضاوت را مي‌گذاريم به عهده بينندگان 

بیننده:

همين روزي که جانشين تعين شد حضرت علي در احاديث 

استاد روستايي:

اجازه بدهيد اينهم حل شد من جمله علماي اهل سنت را نمايش بدهم که عمر هم بيعت کرده و علماي اهل سنت هم گفتند آقا به معناي والي است درست است حتي علماي اهل سنت گفته‌اند، حالا شما پذيرفتيد یا نپذيرفتيد ديگر خودتان مي‌دانيد و خداي خودتان، من نقل‌هاي مختلف را خدمت شما اينجا نمايش دادم بفرماييد آقاي ملا علي قاري در مرقاة المفاتيح شرح مشکاة المصابيح در اينجا نقل مي‌کند مي‌گويد عمر به حضرت علي گفت

وقول عمر لعلي : أصبحت مولى كل مؤمن ، أي والي كل مؤمن 

مرقاة المفاتيح  ج 11   ص 247 ، اسم المؤلف:  علي بن سلطان محمد القاري الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : جمال عيتاني

والي يعني فرماندار و حاکم عالم اهل سنت هم اين را همين جوري ترجمه کرده است عمر هم همانجا بيعت کرد حالا شما مي‌خواهيد بپذير مي‌خواهيد نپذير، قضاوت را مي‌گذاريم به عهده بينندگان 

مجري:

آقاي تبريز از تهران فرمودند اين رواياتي که در مذمت صحابه اهل سنت چرا آورده است؟ براي ايشان جاي سوال است روايت مذمتي که در مورد صحابه شما استناد مي‌کنيد نمونه‌اش شراب خواري را اصلا چطوري شده اينها ار نقل کرده‌اند 

استاد روستايي:

بعضي وقتها مطلب آن قدر مسلم بوده که کسي نمي‌توانسته انکارش بکند شما ملاحظه کنيد مثلا نسبت به همين شخصي که اهل شراب فروشي بوده ما در منابع اهل سنت داريم که مثلا جناب آقاي عبدالرزاق سنعاني که از بزرگان اهل سنت است که حتي علماي اهل سنت مي‌گويند اين اگر مرتد بشود ما حرفش را مي‌پذيريم وقتي اسم اين شخص مي‌آيد اين قدر آن جرم طرف مسلم بود که مي‌گفت آقا مجلس ما را با ذکر اينها نجس نکن اين چيزي که آمده است و مسلم بوده که نتوانسته‌اند اين کار بکنند 

مجري:

ممنونم از شما بينندگان عزيز ان شاء الله همه به حقيقت برسيم آنچه حق و حقيقت است

يا علي مدد خدا نگهدار.

 

 

 


حجت الاسلام روستایی و حجت الاسلام عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر