صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 14 مهر 1394 تعداد بازديد: 2269 
45 نکته در رابطه با حادثه منا، دیدگاه انصاری در رابطه با ملازاده، تحریف قرآن در بخاری
دفاع از ثقلین
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 تاریخ: 14/07/1394

مجری:

با بخش اخبار در خدمت استاد ابوالقاسمی هستیم.

استاد ابوالقاسمی:‌‌

اولین خبری که خدمت‌‌تان عرض کنم‌‌‌ آن چیزی است که در عراق دارد رخ‌‌ می‌دهد که برضد  داعش است، یک عشیره‌‌‌‌ای از عشایر اهل سنت که  بسیار معروف است، عشیره آل بونمر در منطقه رمادی، دیروز یا پریروز بود که نزدیک‌‌ 60 نفر از آن‌ها را داعشی‌ها  اعدام کردند، امروز هم 500 خانواده از آن‌ها را محاصره کرده‌اند و احتمال قتل عام تمام آن‌ها وجود دارد؛ چون‌‌‌ آل بونمر عشیره معروف سنی هستند که از ابتداء با داعشی‌ها خیلی روی خوش نشان نداده‌اند.

آقای الظواهری گفته خلافت ابوبکر البغدادی جرم است، خلافت او را جرم دانسته است؛ چون‌‌‌ این‌ها اعتقاد داشتند که خلافت باید به مرسی‌‌ می‌رسید و  نه به آقای ابوبکر بغدادی؛ ولی اتفاقاتی که رخ داد و او را متهم‌‌ می‌دانند در این قضیه، این هم باز از اختلافات داخلی است.

آن خبری که ما قبلاً‌‌ می‌گفتیم که داعش به مناطق اساسی دسترسی  ندارد؛ بلکه چون در بیابان‌ها پراکنده هستند و مردم در شهرها، داعش‌‌ می‌آمد حمله‌‌ می‌کرد و بر‌‌می‌گشت؛ لذا این مناطق تحت سیطره داعش را در نقشه‌ها گسترده نشان‌‌ می‌دادند، قبلاً  هم عرض کرده بودم که‌‌‌ این‌ها آنقدر زیاد نیست، آخرین نقشه‌‌‌‌ای  که به  صورت رسمی مطرح شده است، این نقشه است که بخشی از استان الانبار، نینوا و بخشی از صلاح الدین و کرکوک در اختیار‌‌‌‌ آن‌ها است، قبلاً  تقریباً کل الانبار بود، تا نزدیک بغداد.

الان سوریه هم همینطور است، اینکه یک نقشه بزرگی نشان‌‌ می‌دهند که  داعشی‌ها و النصره در آنجا هستند، نه اساسش آن بیابان‌ها است که آن‌ها را هم از دست‌‌شان بگیرند، هیچ چه دیگر ندارند، محاصره‌‌می‌شوند، در چند شهر کوچک و در آنجا از بین‌‌ می‌روند.

آن چیزی که در حجاز و عربستان رخ داد،‌‌ دیگر همه متوجه شدند چه اتفاقاتی افتاده است، الان دیگر اهل سنت به خوبی متوجه شدند چه اتفاقی رخ داده است، به خصوص در 2 استان گلستان و کردستان؛ یعنی فرماندار بندر ترکمن که یک اهل سنت بود، در این ماجرا از دنیا رفته است،‌‌‌ کسانی که‌‌ می‌گفتند  سنی‌ها اصلاً هیچ مسئولیتی ندارند، فرماندارشان ترکمن و  سنی بوده است و در منا به دست وهابی‌ها از دنیا رفته است، تعداد زیادی از عزیزان اهل سنت ما، بیشتر این قربانیان و فقیدان این ماجرا از خواهرها از اهل سنت بودند، تعدادی از بزرگان‌‌شان را در این ماجرا از دست داده‌اند، وهابی‌ها‌‌‌ چه واکنشی نشان دادند؟

یک مسجد و یک نمازخانه‌‌‌ در تهران که به صورت غیر قانونی تغییرات مهندسی در آن ایجاد کرده‌ بودند، شهرداری گفته است من کاری به کاربرد شما ندارم، این تغییراتی که انجام دادید، باید برگردد به صورت عادی‌‌ آن، با هیچکس هم تعارف ندارد، شهرداری آمد و خون از دماغ هیچکس هم نیامد، شهرداری یک مقدار پله‌های اضافی را و دستشویی‌هایی که درست کرده بودند و پارکینگ را برگرداند به حالت قبلش، در زاهدان نمی‌گویم چه کسانی، اسم‌‌ نمی‌برم، آشوب کردند  که ببینید چه خبر شده است، در آزاد شهر اسمش را‌‌ نمی‌برم که آقا  مسجد  اهل سنت را خراب کردند، کشتند، به تعبیری مسجد را شهید کردند، مسجد نبوده است، پارکینگش را به حالت قبل برگرداندند.

الان حداقل حدود 80 نفر از‌‌‌ این کشته شدگان منا اهل سنت بودند،‌‌ فقط یکی از آن‌ها حاضر به مصاحبه  شد از آن افرادی که آن موقع بیانیه دادند، آنهم گفته است علل این ماجرا باید مورد بررسی قرار گیرد که عربستان متهم است یا خیر و مسئول بوده است یا خیر، هیچ این حرف‌ها را نزده است.

شما‌‌ می‌گویید خلیفه دوم گفته است که در آن سر بلاد اسلامی یک  حیوانی از گرسنگی بمیرد من مسئولش هستم، این حرف‌هایی که از آقای عمر (البته سندش هم ضعیف است) قبلاً نقل‌‌ می‌کردید، یادتان رفت‌‌‌؟

چطور آن موقعی‌‌ می‌خواهید بگویید ما حرف‌های خوبی از خلفای‌مان داریم که البته سندش هم صحیح  نیست؛ ولی نقل‌‌ می‌کردید، الان این حرف‌ها یادتان رفت؟

آقایی که در آزادشهر هستی، در بندر ترکمن و آزادشهر و گرگان، از اهل سنت از دنیا رفته‌اند، بیانیه دادن فراموش شد؟

چرا سیاسی کاری‌‌ می‌کنید‌‌‌ و بازی در‌‌می‌آورید‌‌‌؟

خون سنی ایرانی برای شما‌‌‌ محترم نیست؟

فقط جایی که عربستان به شما دستور بدهد این کارها را‌‌می‌کنید‌‌‌؟

شاید بگویند ما هنوز برای‌مان ثابت نشده است، ما 46 نکته را اشاره‌‌ می‌کنیم، تمامش  با دلیل و مدرک، ببینیم آیا عربستان متهم‌‌ می‌شود یا نه‌‌‌.

نکته اول، کلیپی که پخش کردیم از خود العربیه و مصاحبه تویتر آقای مجتهد، علت اصلی شلوغ شدن در آن منطه قضیه قطارهای منا است، خود مردم‌‌ می‌گویند قطارها  2 روز در سال‌‌ می‌خواهد کار کند، همین 22 روز هم خراب بوده است، آن وقت چه سرمایه میلیاردی که بسمه بنت عبد العزیز گفته بود‌‌‌ این‌ها دزدی‌های فراوان در اینجا کرده‌اند.

خودشان‌‌ می‌گویند دزدی کرده‌اند در اینجا اگر دزدی نبود، قطاری که 2 روز در سال‌‌ می‌خواهد کار کند باید خراب شود در همین دو روز‌‌‌؟

قطارش خراب بود، پله برقی‌ خراب بود، درهایش خراب بود،‌‌ این اولین چیزی است که باید جواب بدهند.

دوم، خودشان این گزارش را پخش کرده‌اند که این‌ها را با اتوبوس، به جای اینکه با قطار بیاید چون قطار خراب بوده است، منتقل کرده‌اند به داخل محدوده خیمه‌ها، الان در خود تهران، مناطق شلوغ محل اتوبوس مشخص است، محل عادی هم مشخص است، اتوبوس لای جمعیت نباید بیاید، مناطقی که شلوغ‌‌ می‌شود را‌‌ می‌بندند و  هیچ ماشینی حق ورود ندارد، نه اتوبوس و نه غیر اتوبوس،  هزار نفر را با اتوبوس آورده‌اند سر آن خیابان مربوط به ایرانی‌ها.

سوم، تمام مسیرهای فرعی منتهی به این خیابان بسته بوده است.

چهارم، خروجی همینجا را بسته بودند.

پنجم، تمام خروجی‌های اضطراری زنجیر شده بود.

ششم، آن کسانی که از اتوبوس‌ها پیاده شدند، مجبور‌‌می‌کنند که در  همین خیابانی که انتهای آن را بسته‌اند بروند به جای اینکه بروند رمی جمرات کنند،‌‌‌ این‌ها برای رمی جمرات آمده‌اند، تا اینجا آوردید‌‌ بکشید به یک سمت دیگر که خلوت است، این سمت را بسته‌اند، همه را فرستاده بودند این طرف با همان کلیپی که از العربیه پخش کرده است.

هفتم، 7 هزار دوربین در آنجا دارند، هلیکوپتر دارند، می‌گویند: ما تا ساعت 9 و خورده‌‌‌‌ای با خبر نشدیم.

هشتم، ماجرا 7 صبح شروع شده است، شلوغی جمعیت، 8 و خورده‌ای آن ماجرا اتفاق افتاده است،‌‌‌ این‌ها‌‌می‌گویند 9 به ما گزارش شده است، نیروهای  شما‌‌‌ مرده بودند؟

این نیروهایی که شما در آنجا داشتید کجا بودند‌‌‌؟

نهم،‌‌ به شما خبر داده‌اند، اولین سری آمبولانس‌ها 11 و نیم در آنجا رسیده‌اند.

دهم،‌‌ آقا شلوغ شد، هر کجا شلوغ‌‌ می‌شود، دارد اتفاقی‌‌می‌افتد،‌‌ مسیر‌های فرعی را باز‌‌ می‌کنند و  می‌گویند از اینجا فرار کنید، چرا نگذاشتند مسیرهای فرعی باز شود‌‌‌؟

یازدهم، تو کلیپ هم هست، افرادی دارند زور‌‌ می‌زنند مسیرهای فرعی را باز کنند، زنجیر شده است، باز‌‌نمی‌شود یکی از عزیزان‌‌ می‌گوید آمدیم باز بکنیم، مأمور سعودی آمد تهدید کرد، گفت حق باز کردن ندارید.

دوازدهم، یک راهپیمایی عادی بخواهد بشود، توی راه شیر آب تعبیه‌‌ می‌کنند، حداقل فروشنده، دستفروش‌‌می‌آورند در آنجا  آب بفروشد و نوشیدنی بگذارد، این همه جمعیت دارند‌‌ در آنجا می‌آیند، شما ‌‌‌به فکر آب آن‌ها نبودید؟

شما بعد این همه سال که حج در آنجا برگزار‌‌ می‌کنید، فکر نکردید حاجی در آنجا آب نیاز دارد، که در آن خیابان آب بگذارید‌‌‌؟

آیا پیغمبر یکی از دستوراتش این نبود که آب را برای همه کسانی که‌‌ می‌آیند باز بگذارید‌‌‌؟

آب در آنجا‌‌‌ چه شده است؟

سیزدهم، می‌گویند آنجا‌‌ مقداری بطری آب بوده است، مسئول سعودی در آنجا روی آبها نشسته بود و به‌‌‌ این‌ها آب‌‌ نمی‌داد، همان  مقدار آبی هم که موجود بود، این شخص نشسته بود روی بسته‌های آب و به‌‌‌ این‌ها آب‌‌نمی‌داد.

چهاردهم، تعدادی از ایرانی‌ها و خارجی‌ها خواسته بودند که آب برسانند، جلوی آن‌ها را هم گرفته‌اند.

پانزدهم، یکی از ایرانی‌‌ می‌رود از شیر آتش نشانی آب بپاشد روی‌‌‌ این‌ها، مأمور سعودی‌‌ می‌آید تهدیدش‌‌ می‌کند و‌‌ نمی‌گذارد استفاده کند.

شانزدهم، شما این همه دستگاه آب پاش دارید در آنجا، اصلاً مخصوص آب پاشی برای خنک کردن محیط، الان هم جا هم هست دیگر، شما توی حرم‌ها هم دیده‌اید، توی کربلا و جاهای دیگر، پنکه‌‌‌‌ای است که آب‌‌ می‌پاشد، بسیار بزرگترش روی ماشین قرار‌‌ می‌گیرد  یا امکان استفاه از هلیکوپتر دارد که عربستان دارد، روی جنازه‌ها  آب ریخته‌اند؛ اما روی آدم‌ها آب نریخته‌اند، چرا صبر کردید جنازه بشود بعد آب ریختید؟

هفدهم، چرا نگذاشتید نیروهای هلال احمر بقیه کشورها کمک کنند‌‌‌؟

در آنجا بودند، برای کمک آمدند؛ ولی نگذاشتید.

هجدهم، بعضی‌ها وقتی ممانعت سعودی را دیدند، خودشان خواستند با تلاش بیشتر بیایند، با تهدید و ضرب و جرح، سعودی‌ها برخورد کردند؛ یعنی سعودی‌ها آن‌ها را تهدید  کردند، بعضی‌‌شان را هم کتک زدند که چرا آمدید کمک کنید.

نوزدهم، کلیپش را همه دیده‌اند، آن حاجی‌‌ می‌گوید وقتی دیدند‌‌‌ زخمی‌ها ایرانی هستند، گفت بگذار بمیرند، ایرانی‌ هستند.

بیستم، سال‌های گذشته کسانی که‌‌ می‌آوردند برای اداره جمرات،‌‌ 60 هزار تا بوده است، امسال 20 هزار تا آوردند که یک سوم شده بوده است.

بیست و یکم، کسانی را هم که آورده بودند، تخصص نداشتند، توی آن کلیپی که از تونس بود یا الجزائر پخش کردند،‌‌ می‌گفت‌‌‌ این‌ها  مأمورهای رفتگر شهرداری هستند و هیچ آموزشی هم  ندیده‌اند، پاکستانی‌هایی که اجیر شده بودند برای تمیز کردن خیابان‌های مکه در آن ایام، آورده‌اند برای کمک رسانی به مردم.

بیست و دوم، بعضی از حجاج ایرانی در آن ماجرا تلاش شده است که عمداً کشته شوند که‌‌ می‌خواستند خفه‌‌اش کنند، می‌گوید پا روی  خرخره من گذاشته بود، داشت خفه‌‌‌ام می‌کرد.

بیست و سوم، اصلاً‌‌‌ این‌ها مردند، شما هم نتوانستید کمک کنید، باید بیایی روی جنازه‌ها راه بروی، و عکس بگیری‌‌‌؟

اینکه روی جنازه‌ها راه بروی و سلفی بگیری این‌ها واقعاً در دین اسلام آمده است؟

بیست و چهارم،‌‌ می‌خواهند‌‌‌ این‌ها را جدا کنند، نگاه‌‌نمی‌کردند این زنده است یا مرده، همه را با هم  با آن دستگاه لیفتراک جمع‌‌ می‌کردند‌‌ و می‌ریختند داخل آن کامیون‌های سردخانه و جدا‌‌ نمی‌کردند‌‌ شاید بیهوش بوده است،‌‌ می‌گویند  پزشک نداشتیم، بعضی از ایرانی‌ها حرکتی داشتند و‌‌‌ این‌ها را با  جنازه‌ها برده‌اند، می‌گوید دارد حرکت‌‌ می‌کند، گفت برو کارت نباشد.

بیست و پنجم، می‌خواهی منتقل کنی، یکی بلند کن، محترمانه منتقل کن نه با لیفتراک.

بیست و ششم، چند نفر رفته بودند در آنجا برای فیلم برداری از ماجرا که چه اتفاقی دارد‌‌ می‌افتد،‌‌‌ این‌ها را تهدید‌‌ می‌کنند و دوربین را هم از ایشان‌‌ می‌گیرند.

بیست و هفتم، افرادی هم که در خود ماجرا دوربین دست‌‌شان بوده است، وقتی‌‌ می‌خواستند  بیرون بیایند دوربین را از ایشان گرفته‌اند.

بیست و هشتم، نه در آمبولانس، نه در بیمارستان‌ها امکانات بهداشتی مناسب نبوده است.

بیست و نهم، امکانات مناسب نیست، شما همین‌ها را درست تقسیم کن، عادلانه تقسیم کن، بعضی‌ها را‌‌می‌گفتند این ایرانی است به او خدمات ندهید، بد برخورد‌‌می‌کردند‌‌، می‌گوید من سرم به دستم وصل کرده بودند، تا گفتم ایرانی است، آمد سرم را از من کند.

سی‌ام، یکی از آن‌ها‌‌ می‌گوید ما را آوردند در بیمارستان 2 تا حوله احرامی به ما دادند، با دمپایی تمیز، گفتند بیایید‌‌می‌خواهیم شما را درمان کنیم، بیایید  به اصطلاح اکسیژنی کیسه یخی، چیزی، گفت آمدیم و دم در بیمارستان چندتا عکس از ما گرفتند، گفتند بفرمایید بیرون، آقا ما مصدوم هستیم ما را ببرید بیمارستان، گفتند: نه عکس‌ها را گرفتیم، کاری که‌‌ می‌خواستیم  انجام دادیم و تمام شد، بفرمایید بیرون، انداختند‌‌شان بیرون  از بیمارستان، در خود بیمارستان بعضی از حجاج ایرانی را‌‌می‌خواستند بکشند.

سی و دوم، پیکرها را حالا‌‌ می‌خواهید نگهدارید، بالفرض شما موقع جمع کردن درست جمع نکردید، بعداً‌‌ نمی‌توانید محترمانه نگهدارید‌‌‌؟

این سنی‌های که در آنجا بودند مسلمان نبودند‌‌‌؟

اصلاً شیعه‌هایش کافر، سنی‌هایش مسلمان نبودند‌‌‌؟

سی و سوم، جنازه‌ها را نگذاشتند بروند شناسایی شود، نه ایران و نه غیر ایرانی.

سی و چهارم، بعض افراد در حال کمک رسانی به حجاج بودند،‌‌‌ این‌ها مفقود شده‌اند،  در ماجرا نبودند که بگوییم گرما زده شده‌اند، داشته کمک رسانی‌‌ می‌کرده است، الان کجا است‌‌‌، جواب‌‌ نمی‌دهند.

سی و پنجم، بعضی از مسئولین سیاسی نظامی و دینی ایران و عراق در این فاجعه مفقود شده است و هیچ خبری هم از ایشان به دست نیامده است.

سی و ششم، گفته‌اند کسانی که شما‌‌ می‌گویید مفقود شده‌اند، اصلاً به عربستان نیامده بودند، العربیه هم‌‌می‌گوید آقای رکن آبادی اصلاً به عربستان  نیامده بوده است، با اینکه گذرنامه‌‌اش و پاسپورتش و همه چیزش موجود است.

سی و هفتم، تناقض گویی در علت حادثه، هرکدام یک چیزی‌‌ می‌گویند، این  همه روز هم گذشته است، یک مسئول رسمی آمده بگوید که چه اتفاقی افتاده بود‌‌‌؟

سی و هشتم، تناقض گویی در عدد کشته شدگان، آخرین آماری که همان 700 و خورده‌ای، عدد کشته‌های کشور ما را گفتند که اینقدر جنازه تحویل گرفتیم 1200 و خورده‌‌‌‌ای است؛ آن‌ها‌‌ می‌گویند مفقودینی  که اعلام کرده‌اند 700 و خورده‌‌‌‌ای است،‌‌ شاید خیلی‌ها در آنجا تنها بوده‌اند و هنوز به کشورشان بر نگشته‌اند، هنوز اعلام مفقودی نشده است، موسم حج که تمام بشود مشخص‌‌می‌شود که مفقودی هست یا نیست، عدد کشته‌ها  و مفقودینی که خود کشورها اعلام کرده‌اند 3 هزار نفر است،‌‌‌ این‌ها هنوز‌‌ می‌گویند همان 7000 تا است و بیشتر نیست.

سی و نهم، فیلم‌هایی که در آنجا بوده است، امتناع‌‌می‌کنند از پخش  کردن آن، این همه دوربین داشتید، هلیکوپتر داشتید، چرا فیلم‌هایش را پخش‌‌ نمی‌کنید‌‌‌؟

تصاویر هوایی بعد ماجرا پخش‌‌ می‌شود؛ اما تصاویر هوایی زمان ماجرا پخش‌‌ نمی‌شود، می‌گویند  آن کوچه دوربین نداشته است، با اینکه یک عالمه هم دوربین  داشته است، بر فرض که دوربین نداشته است، تصاویر هوایی که از آن دارید، چرا تصاویر هوایی را پخش‌‌ نمی‌کنید‌‌‌؟

چهلم، بعضی از افراد که پیگیر ماجرا بودند چه اتفاقی افتاده است، تهدیدشان کردند.

چهل و یکم، معاون وزارت بهداشت مصر عربستان است،‌‌می‌گوید  برادر زاده من در مفقودها است، یکی از عللی که مصر پیگیر این قضیه است این است که معاون بهداشت آنجا است، برادر زاده‌‌اش مفقود شده است‌‌، می‌گوید من بیمارستان رفتم، خیلی از کسانی که آنجا هستند، حالت‌های غیر عادی دارند، گرما زدگی و فشار نیست، این حالت‌های غیر عادی ناشی از مسمومیت با گازهای سمی است، او‌‌ نمی‌گوید  چیست‌‌‌؛ اما طبیعی‌‌اش این است که وقتی‌‌‌ این‌ها  دیدند تعداد کم است و توانایی کنترل جمعیت را هم ندارند،‌‌ نمی‌توانند آخر  مسیر را هم باز کنند، چرا‌‌‌؟ نمی‌گویند به ما، وقتی که دیدند‌‌ نمی‌توانند کنترل کنند، با بمب‌های ضد شورش قطعاً طبق  این چیزی که‌‌‌ این‌ها‌‌ می‌گویند، با گازهای ضد شورش مردم را مسموم کرده‌اند، این را مصری‌ها می‌گویند.

چهل و دوم،‌‌ این اتفاق افتاد، شما خودتان باید درخواست کنید که آقایان مسئولین ایران، آقایان مسئولین عراق، آقایان مسئولین مصر، به شما ویزا‌‌ می‌دهیم  تشریف بیاورید، عربستان به مسئولین ایران  ویزا ندادند، بعد از آن هم که به یکی‌‌شان ویزا دادند، فرودگاه را باز نکردند، مجبور شده است برود قطر و از قطر برود در آنجا.

چهل و سوم، امتناع از دادن خدمات برای انتقال پیکر شهدای حادثه به ایران

چهل و چهارم، ابراز خوشحالی علمای وهابی از این ماجرا و اشاره تلویحی به اینکه این عمدی بوده است، همان ماجرای ابابیلی که آقای دمشقی گفت و هفته قبل پخش کردیم.

چهل و پنجم، آقایان وهابی گفته‌اند ما بودیم که آمار خبر آمدن آقای رکن آبادی و چند نفر دیگر را به مسئولین امنیتی دادیم این یعنی چه‌‌‌؟

آقای دمشقیه علناً‌‌ می‌گوید من شخصاً خبر آمدن رکن آبادی به حج را  به مسؤلین امنیتی عربستان دادم و چند نفر دیگر از مسئولین نظامی.

با این همه شواهد آن وقت می‌گویند نه تقصیر عربستان نبوده است، هنوز معلوم نیست، باید تحقیق شود، یک مقداری انصاف داشته باشید، اهل سنت در این قضیه مرده‌اند، عربستان را بت خودتان نکنید، آن که‌‌ می‌فرماید:

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ

سوره توبه، آیه 31

مفتی عربستان و پادشاه عربستان بت برای شمامی‌شود، آن وقت شیعه را متهم به بت پرستی‌‌ می‌کنند، یک مقداری اگر انصاف در این قضایا باشد بد نیست.

2 کلیپ هم امشب داریم‌‌ قبلاً آقای آن کسی که معروف است نزد بینندگان دیگر شبکه‌های مربوط به بحث‌های شیعه و سنی و وهابیت، معروف به دزد پارچه فروش، آقای انصاری به قول آقای ملا زاده بی‌سواد، ما قبلاً حرف‌های آقای ملازاده بر ضد او را پخش کردیم، 2 کلیپ از این آقا داریم، قبل از اینکه آقا ملا زاده این حرف‌ها را بزند، چه‌‌ می‌گفت راجع به  آقای ملازاد، و بعدش چه گفته است‌‌‌، کلیپ اول را با همدیگر ببینیم.

کلیپ:

انصاری قبل از افشاگری‌های ملازاده: من برای ملا زاده ارزش قائل هستم.

شریفی: صبر کن جوابت را بدهم، من‌‌ می‌گویم اللهیاری باشد مال خودت، من  یک ذره به حرف اللهیاری ارزش قائل نیستم، شما به من این را بگو، بگو من اصلاً یک ذره برای ملا زاده ارزش قائل نیستم، من دیگر‌‌ نمی‌گویم بگو!

انصاری: من ارزش قائل هستم، من برای ملا زاده ارزش قائل هستم.

شریفی:‌‌ اختلاف من و شما این است، شما‌‌ می‌گویید آقا ملازاده علامه دهر است.

استاد ابوالقاسمی:

اما بعد از اینکه این کلیپ پخش شد، یک سری حرف‌هایی زده شد، 2 بخش دارد، بخش اولش مطالبی که گفته است، آخرش با کنایه‌‌ می‌گوید  آقا ملازاده اطلاعاتی است، البته یک قضیه‌‌‌‌ای دارد، قضیه‌‌اش  را بعد از کلیپ برای‌‌تان تعریف‌‌ می‌کنم.

کلیپ:

ملازاده برای ما هیچ ارزشی ندارد، ما روش او را قبول نداریم، ملازاده محتاج هدایت است!

انصاری: اگر حرف اللهیاری را شما قبول‌‌ می‌کنید، حرف ملازاده را هم ما قبول‌‌ می‌کنیم، همان اهمیتی که اللهیاری برای شما دارد ملازاده برای ما دارد.

بیننده: ولی ما تکفیر نکردیم ولی آقای ملازاده...

انصاری: ما ربطی به ملازاده نداریم، ما اصلاً اگر ما با روش استاد ملازده موافق‌‌ می‌بودیم، از ایشان جدا‌‌ نمی‌شدیم یا ایشان از ما جدا‌‌ نمی‌شد.

بیننده: بله بله درست است.

دلیل اختلاف شما با جناب آقای ملازاده چیست‌‌‌؟

ما هر دوی شما را دوست داریم.

انصاری: ایشان را فقط دعا کنید که الله سبحانه و تعالی هدایتش بدهد.

بیننده: یعنی الان در هدایت نیست؟

انصاری: دعا کنید الله سبحانه و تعالی هدایتش بدهد.

اما این دوستانی که مزاحم‌‌ می‌شوند و‌‌ می‌خواهند از این اختلافاتی که موجود هست در  بین شبکه‌های اهل سنت سوء استفاده کنند و اینکه ما چرا در باره این موضوع صحبت‌‌ نمی‌کنیم، ما اطلاعیه‌‌‌‌ای در صفحه  فیس بوک رسمی شبکه نشر کردیم،‌‌ می‌توانید  جواب‌‌تان را در آنجا دریافت کنید و بزرگترین درسی که ما  از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد گرفتیم، بارها گفته‌‌‌ام همین است که من خودمن شخصاً به خاطر همین پیامبر صلی الله علیه و آله دوست دارم که هرگز انتقام‌‌ نمی‌گرفتند، اگر  ما در شبکه وصال حق از روز اول‌‌ می‌گفتیم به قول معروف فلان اطلاعاتی یا فلان شخص یا فلان تلویزیون به ما چه‌‌می‌گوید، اگر مشغول به این کارها‌‌ می‌شدیم، به اینجا‌‌نمی‌رسیدیم  و الحمدلله این شبکه این همه محبوبیت در بین مردم کسب‌‌ نمی‌کرد،  شخصیت‌های متوسط همیشه در مورد مسائل کوچک، مسائل و رویدادهایی که رخ‌‌می‌دهد در زندگی، مناقشه‌‌ می‌کنند و فکر‌‌ می‌کنند،  مغزهایی که خیلی کوچک باشد، کسانی که آن قدرت تفکر و تعقل درست را نداشته باشند، همیشه در امور دیگران فضولی‌‌ می‌کنند.

استاد ابوالقاسمی:‌‌

چیزی که ایشان گفت اگر ما‌‌ می‌خواستیم جواب هر اطلاعاتی و هر شخصی که هر حرفی را‌‌ می‌زند در هر شبکه که مؤسسانش یکی است، قضیه ‌‌‌چیست؟

این آقایان در بین مخالفین مخصوصاً آقای انصاری این طوری جا انداخته‌اند که دستگیری ریگی به لو دادن آقای ملازاده بوده است، می‌گویند آقای ملازاده اطلاعاتی است و آقای ریگی را لو داده است و ریگی را دستگیر کرده‌اند؛ لذا اینقدر از دست او شاکی هستند، این کلمه اطلاعاتی هم که‌‌ می‌گویند سر همین قضیه است.

مجری:

با ادامه مباحث دفاع از قرآن و اهل بیت علیهم السلام در خدمت استاد ابوالقاسمی هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

ما همیشه‌‌ می‌گوییم،‌‌ می‌گوییم قبل از مرحله بحث تحریف قرآن 12 مرحله است و‌‌‌ این‌ها را شما  باید رد کنید تا به تحریف قرآن برسید، از جهت علمی‌‌‌ این‌ها قبل از  تحریف قرآن است، شما باید اصالت خود قرآن را بتوانید ثابت کنید تا بعد بگویید قرآنی که بوده است، به نظر شیعه تحریف شده است.

طبق ادعای شما‌‌ این 12 مورد عبارتند از:

1. بعضی از آیات قرآن توسط شیطان بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل شده است، این شبهه‌‌‌‌ای است که ضد دین‌ها مطرح‌‌ می‌کنند و مدرکش در کتاب بخاری و کتاب آقای ابن تیمیه است.

2. پیغمبر صلی الله علیه و آله خودش خبر نداشت که نبوت و وحی چیست، فکر‌‌ می‌کرد جن زده شده است یا دیوانه شده است،  بعدها کم کم جن‌ها کنترلش کردند و حرف‌ها را بهتر کردند، این در بخاری آمده است، اگر یک ضد دین بگوید آقا این مطلبی که پیامبر فکر‌‌ می‌کرد، جن زده شده است، چیست‌‌، چه کارش‌‌ می‌کنید‌‌‌؟

3. پیغمبر مسلمان‌ها فرق بین شیطان و ملک را‌‌نمی‌دانست، گاهی  اوقات یک شیطانی خودش را شبیه ملک‌‌ می‌کرد و با پیغمبر صحبت‌‌ می‌کرد و او هم متوجه‌‌نمی‌شد.

4. پیغمبر مسلمان‌ها گاهی چنان سحر‌‌ می‌شد که قدرت فکر کردن صحیح از او گرفته‌‌ می‌شد، متأسفانه در بخاری آمده است، ما شیعیان اصلاً همچنین چیزی را نداریم و علمای‌مان هم تصریح کرده‌اند این مطالب به هیچ وجه مورد قبول نیست.

5. گاهی اوقات آیات قرآن را فراموش‌‌ می‌کرد،‌‌ شاید بعضی از آیات قرآن را فراموش کرده است، روایتش در بخاری است.

6. در قرآن هیچ مجاز و کنایه‌‌‌‌ای نیست، یک جا قرآن گفته است خدا یک دست دارد، جای دیگر گفته است 2 تا دارد، در جای دیگر گفته چندتا دست دارد، چه کارش‌‌می‌خواهید بکنید‌‌‌، تناقض می‌شود؟

شیعه‌‌ می‌گوید ما این را حمل بر مجاز‌‌ می‌کنیم، این مبنای وهابی‌ها است.

7. قرآن به صورت متواتر از معصوم به ما نرسیده است.

8. قرآن با سند صحیح به دست مسلمان‌ها نرسیده است.

9. قرآن تا زمان خلیفه دوم تدوین نشده باقی مانده بود.

10. قرآن نگارش‌های متعدد داشته است و با هم فرق‌‌می‌کردند، زمان  پیغمبر صلی الله علیه و آله چند جور قرآن نازل شده است و آخرین‌‌شان به دست ما نرسیده است، یکی مانده به آخری به دست ما رسیده است، شاید در آخری بیشتر یا کمتر بوده‌‌ است، این کل قرآن را زیر سؤال‌‌می‌برد.

11. قرآنی که شما ادعا‌‌ می‌کنید متواتر است، خیلی از آیاتش فقط توسط یک نفر نقل شده است، چه کار‌‌می‌خواهند بکنند‌‌‌؟

12. در نسخه اصلی که نسخه عثمانی بود، چندین غلط وجود داشت و صحابه آن‌ها را به صورت غلط  باقی گذاشته‌اند.

این‌ها را گفتیم مرحله بعد آمدند شبهاتی که بر ضد شیعه مطرح‌‌ می‌کنند، گفتند  آقا شیعه اعتقاد به تحریف قرآن دارد و کافر است جواب دادیم که  اولاً شیعه اعتقاد ندارد، اگر هم شما کسی پیدا کردید که اعتقاد به تحریف دارد باز کل شیعه نیست، کل شیعه را چرا متهم‌‌ می‌کنید؟

اگر هم باشد اعتقاد به تحریف به زیاده نیست، تحریف به زیاده سبب کفر‌‌ می‌شود، نه تحریف به نقیصه، اگر هم باشد آن‌هایی که شما نقل‌‌ می‌کنید خودشان در جای دیگر گفته‌اند که  این تحریف را ما اعتقاد نداریم، صریحاً گفته‌اند.

ادعای دوم، در کتب شیعه روایات تحریف قرآن است، پس شیعه اعتقاد به تحریف دارند، گفتیم آقا روایت باشد چه ربطی به اعتقاد دارد‌‌‌؟

شاید شما هم خیلی روایت‌های دارید که قبول ندارید، ثانیاً روایت‌های که شما‌‌ می‌گویید  شیعه تضعیف کرده است، خیلی‌هایش را هم‌‌ می‌گویند  که اصلاً ربطی به تحریف ندارد که آوردیم، آن باب اصلی که در کافی‌‌ شریف که‌‌ می‌گویند ربطی به تحریف قرآن دارد، یکی یکی بررسی کردیم و دیدیم هیچ ربطی نداشت،  روایت‌هایی که‌‌ می‌آوردند یکی روایت 17 هزار آیه بود که مفصل جوابش را دادیم، دقیقاً شبیه همین را و بلکه بیشتر از کتب اهل سنت با تصحیح سندی آوردیم که آقای خلیفه دوم گفته است و هیچ جوابی نشنیدیم‌‌‌، کسانی که‌‌می‌گویند یک مطلب علمی بگویید ما بلافاصله جواب‌‌می‌دهیم، در مورد این مسائل سکوت محض کرده‌اند و هیچ حرفی‌‌ نمی‌زنند.

هفته قبل مستقیم وارد بحث تحریف شدیم و روایت تحریف به زیاده در کتب اهل سنت را آوردیم که در مسند احمد بود، ابی ابن کعب‌‌ می‌گفت که عبدالله یک اعتقاد خاصی به معوذتین دارد که بعداً‌‌ می‌رسید که‌‌ می‌گوید معوذتین جزء قرآن نیست، ابی ابن کعب‌‌ می‌گفت ما هم از او پرسیدیم، پیغمبر هم‌‌ نمی‌دانست جزء قرآن است یا نه‌‌‌، گفت یکی به من گفت و من هم گفتمش:

قِيل لي فقلت فانا أَقُولُ كما قال

مسند أحمد بن حنبل ج 5‌‌ ص 129، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیده شد آیا‌‌‌ این‌ها جزء قرآن هست یا نیست‌‌‌؟

چندین سند داشت که آقای أرنؤوط گفته بود روایت صحیح است.

كان عبد اللَّهِ يَحُكُّ الْمُعَوِّذَتَيْنِ من مَصَاحِفِهِ وَيَقُولُ انهما لَيْسَتَا من كِتَابِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى

مسند أحمد بن حنبل ج 5‌‌ ص 129، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

از قرآن خودش معوذتین را‌‌ می‌تراشید و‌‌ می‌گفت این جزء قرآن نیست.

اعتقاد داشت در قرآن‌های سایر مردم 2 سوره زیاد شده است.

ابن هجر هیثمی می‌گوید:

رواه عبدالله بن أحمد والطبراني ورجال عبدالله رجال الصحيح

مجمع الزوائد ج 7‌‌ ص 149، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407

پس تا اینجا در کتب اهل سنت تحریف به زیاده از صحابه نقل شده است و خود پیغمبر هم که‌‌ نمی‌دانست جزء قرآن است یا نیست و حکمش چه بوده است‌‌.

گفتیم‌‌‌ کسانی که‌‌ می‌گویند تحریف به زیاده اشکال دارد، گفته‌اند اشکالی ندارد راجع به  این قضیه شما خیلی سخت نگیرید، اگر کسی مثل عبدالله ابن مسعود اعتقاد داشت که تحریف به زیاده رخ داده است، این را متهم نکنید، این اشکال ندارد، این صحابه بوده است، اگر شیعه روایت‌های تحریف معنوی داشته باشد کافر است، روایت عبدالله ابن مسعود که‌‌ می‌گوید معوذتین تحریف به زیاده  شده است، این اشکالی ندارد، هرکس هم بگوید ثواب برده است، شیعه بگوید قرآن‌‌ تحریف معنوی می‌شود کافر است.

برویم سراغ عبارات دیگری در صحیح بخاری، تحریف به زیاده در خود صحیح بخاری است، در باب مناقب عمار و حذیفه، علقمه‌‌ می‌گوید  رفتم به شام و دیدم یک گروهی نشسته‌اند و یک پیرمردی  آنجا هست، آمد کنارم نشست، گفتم این کیست؟ گفتند ابودرداء صحابی است، گفت از کوفه هستی‌‌‌؟ گفتم بله، گفت‌‌ در آنجا افراد خیلی خوبی هستند، عمار و حذیفه، البته‌‌ با کنایه می‌گوید: حذیفه صاحب سر پیامبر و عمار کسی که خدا او را از شیطان نجات داد:

ثُمَّ قال كَيْفَ يَقْرَأُ عبد اللَّهِ وَاللَّيْلِ إذا يَغْشَى فَقَرَأْتُ عليه وَاللَّيْلِ إذا يَغْشَى وَالنَّهَارِ إذا تَجَلَّى وَالذَّكَرِ وَالْأُنْثَى

صحيح البخاري ج 3‌‌ ص 1368، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

عبدالله واللیل اذا یغشی را چه طوری‌‌ می‌خواند‌‌‌.

شما الان سوره لیل را ببینید:

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى

سوره لیل، آیه 1ـ3

 ما خلق در قرآن آمده است؛ اما در روایت صحیح بخاری وجود ندارد، آن‌ها‌‌ می‌گویند قرآن‌های ما ما خلق را ندارد؛ یعنی در قرآن زیاد شده است، در قرآن‌های آن‌ها نیست، بعد گفت‌‌‌:

قال والله لقد أَقْرَأَنِيهَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من فيه إلى فِيَّ

صحيح البخاري ج 3‌‌ ص 1368، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

به خدا پیغمبر از دهان خودش خواند و من هم از دهان او گرفتم.

دقیقا‌‌ می‌گوید پیغمبر این طور خواند یعنی یک نفری توانسته تحریف به زیاده کند.

شاید این راوی اشتباه کرده است، بخاری اشتباه نوشته است، سهو قلم شده است، البته اگر‌‌‌ این‌ها باشد بخاری کلاً زیر سؤال‌‌ می‌رود؛ اما نه، روایت بعدی می‌گوید:

قال كَيْفَ كان عبد اللَّهِ يَقْرَأُ وَاللَّيْلِ إذا يَغْشَى وَالنَّهَارِ إذا تَجَلَّى قلت وَالذَّكَرِ وَالْأُنْثَى

صحيح البخاري ج 3‌‌ ص 1368، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

و ما خلق الذکر و الانثی‌‌ نمی‌خواند، می‌خواند و الذکر و الانثی‌‌.

شاید دوباره اشتباه کرده است نه، می‌گوید ابو الدرداء گفت:

قال ما زَالَ بِي هَؤُلَاءِ حتى كَادُوا يستنزلونني عن شَيْءٍ سَمِعْتُهُ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم

صحيح البخاري ج 3‌‌ ص 1368، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

خدا خیرت بدهد نجاتم دادی، من از پیغمبر همین را شنیده بودم، همانی که عبدالله ابن مسعود‌‌ می‌گوید؛ ولی‌‌‌ این‌ها می‌گفتند  نه این طور نیست، این‌ها اصرار داشتند، نزدیک بود که من  را مجبور کنند که من تنازل کنم شاید من اشتباه بگویم،‌‌ نمی‌شود که همه  اشتباه بگویند، لابد من اشتباه کرده‌‌‌ام، خودم از پیغمبر این طور شنیدم.

چه جوابی‌‌ می‌خواهند بدهند‌‌‌؟

الان همه قرآن را ببینید، در بخاری است، کتاب کافی نیست، کتاب تهذیب نیست، استبصار نیست، من لایحضره الفقیه نیست که بگویید کتاب‌های شیعه است، سند هم که دیگر  نیازی به بررسی ندارد، در صحیح بخاری تحریف به زیاده آمده است.

در برنامه‌های قبل هم نشان دادیم، در مسند احمد تحریف به زیاده است، تصحیح سندی وهابی‌ها هم پایش بود، تحریف به زیاده یعنی چه‌‌‌؟

خدا قرآن را به عنوان معجزه معرفی کرده است؛ یعنی کسی‌‌ نمی‌تواند مثلش را بیاورد، کسی‌‌ نمی‌تواند از خودش چیزی در این وسط  بگذارد، اگر کسی اعتقاد داشته باشد مردم از خودشان وسط قرآن چیزی گذاشته‌اند؛‌ یعنی قرآن معجزه نیست، هر که از خودش‌‌می‌تواند چیزی به قرآن اضافه کند؛  یعنی ابوالدرداء صحابی و عبدالله ابن مسعود اعتقاد داشتند که مردم از خودشان به قرآن اضافه کرده‌اند.

این را می‌خواهید چه کار کنید‌‌‌؟

باز می‌خواهید بگویید شیعه کافر شد‌‌‌؟

ما چون روایت بخاری را نقل‌‌ می‌کنیم‌‌ کافر می‌شویم.

شبیه این روایت در جاهای دیگر صحیح بخاری آمده است، این نیست که اشتباه نقل کرده باشد، همان روایت را نقل‌‌می‌کند،‌‌ می‌گوید از من پرسید:

أو ليس فِيكُمْ صَاحِبُ السِّوَاكِ وَالْوِسَادِ يَعْنِي بن مَسْعُودٍ كَيْفَ كان عبد اللَّهِ يَقْرَأُ وَاللَّيْلِ إذا يَغْشَى قال وَالذَّكَرِ وَالْأُنْثَى

صحيح البخاري ج 5‌‌ ص 2315، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

عبدالله ابن مسعود واللیل اذا یغشی را به چه شکل می‌خواند‌‌‌، او جواب داد: و الذکر و الانثی.

یعنی تا گفت و اللیل اذا یغشی، شروع نکرد بسم الله الرحم الرحیم واللیل اذا یغشی والنهار اذا تجلی وما خلق الذکر و الانثی، می‌دانست دعوا کجا است، گفت و الذکر و الانثی.

در ادامه می‌گوید:

فقال ما زَالَ هَؤُلَاءِ حتى كَادُوا يشككونني وقد سَمِعْتُهَا من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم

صحيح البخاري ج 5‌‌ ص 2315، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

این‌ها به من اصرار‌‌ می‌کردند، نزدیک بود به شک بیفتم، من شک داشتم  که قرآن تحریف نشده است، خیالم را راحت کردی، یقین کردم که قرآن تحریف شده است، آن هم تحریف به زیاده، تشکر هم‌‌ می‌کند،‌‌ می‌گوید  دستت  درد نکند من را از شک در مورد تحریف قرآن نجات دادی، من یقین کردم که قرآن تحریف شده است.

آقایان وهابی شیعه را متهم‌‌ می‌کنند، در صحیح بخاری تحریف به زیاده است، آقایان وهابی‌‌ می‌گویند  همه غیر ما اعتقاد به تحریف دارند و کافر هستند، آن که تحریف به  زیاده را قبول دارد صحیح بخاری است، می‌خواهند چه کارش‌‌ کنند‌‌‌؟

پدر جد همه‌‌‌ این‌ها و به هیچ عنوان‌‌ نمی‌توانند انکارش کنند، نیازی نیست بگوییم که ألبانی این  را نقل کرده است، ابن تیمیه نقل کرده است، محمد بن عبدالوهاب نقل کرده است، بن باز نقل کرده است، همین یکی کفایت‌‌ می‌کند، آن هم که قبلش نقل کردیم، 22 مورد از اعتقاد صریح به تحریف به زیاده  است، البته موارد دیگری هم هست، امشب‌‌ می‌خواهم  یک بحث دیگری را هم برای‌‌تان باز کنم، غیر از‌‌‌ این‌ها اگر ما  شیعه‌ها بگوییم حضرت علی با پیغمبر دعوایش شد،  خدا آیه نازل کرد گفت پیغمبر اگر اطاعت از این نکنی عذابت‌‌ می‌کنم، می‌گویند شیعه کافر است؛ یعنی می‌شود انسان عاقلی همچنین مطلبی‌‌ بگوید‌‌‌؟

پیغمبر یک چیزی بگوید، حضرت علی یک چیزی، آن وقت خدا بگوید پیغمبر، اگر‌‌‌ آن چیزی را که حضرت علی نگفته است انجام ندهی عذابت‌‌ می‌کنم، اگر به حرف حضرت علی گوش‌‌ نمی‌کردی عذابت‌‌ می‌کردم، این معقول است مسلمانی همچنین حرفی بزند‌‌‌؟

در الصحیح المسند من اسباب النزول الوادعی، روایت‌های اسباب نزولی که هم صحیح است و هم سند دارد را آورده است و روایت‌های صحیح را جدا کرده است، کسی که می‌گوید کاش با کلنگ به جان گنبد پیغمبر افتاده بودم و خرابش‌‌ می‌کردم، هرچه  گشتیم عکس این شخص را پیدا نکردیم، این چه سنتی است که قرآن را نابود‌‌ می‌کند، من‌‌نمی‌دانم این چه اهل سنتی است که اگر این  سنت را بگذارید کنار قرآن قرآن از بین‌‌ می‌رود؟

پرچم سنت را بلند کرده است، تمام وهابی‌های درجه یک به محدث علامه شیخ مقبل ابن هادی الوادعی افتخار‌‌می‌کنند،‌‌ می‌گویند ما چند جلسه شاگردش بودیم،‌‌ در این کتاب در ذیل آیات سوره انفال می‌گوید:

ما كان لنبي أن يكون له أسرى حتى يثخن في الأرض

الصحيح المسند من أسباب النزول - مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ الهَمْدَاني الوادعِيُّ ( المتوفى : 1422 ه - ) - ج 1 ص 103

پیغمبر شایسته نیست که اسیر را برای دنیا نگهدارد؛ یعنی آن‌ها را نگه دارد و نکشد تا از آن‌ها پول به دست بیاورد، می‌گوید چنین کاری نکند.

این کتاب صحیح المسند که طبیعتا نیازی به بررسی سندی ندارد، بعد می‌گوید:

استشار رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم في الأسارى أبا بكر فقال قومك وعشيرتك فخل سبيلهم فاستشار عمر فقال اقتلهم قال ففداهم رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم فأنزل الله عز وجل ما كان لنبي أن يكون له أسرى حتى يثخن في الأرض

الصحيح المسند من أسباب النزول - مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ الهَمْدَاني الوادعِيُّ ( المتوفى : 1422 ه - ) - ج 1 ص 103

پیغمبر به ابوبکر گفت یک سری اسیر داریم، چه کار کنیم‌‌‌، ابوبکر گفت: پیغمبر فامیل‌های تو هستند، آن‌ها را رها کن، با عمر مشورت کرد، عمر گفت: پیغمبر آن‌ها را بکش، پیغمبر فرمود: من نه همین طوری آزادشان‌‌ می‌کنم، نه‌‌‌این‌ها را اعدام‌‌ می‌کنم.

اگر بگوییم این آیه در رابطه با پیغمبر است، ببینید که چقدر توهین به پیغمبر است.

آیه را ببینید:

مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآَخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره انفال، آیه 67 و 68

اگر مقدرات الهی نبود (نه اینکه اگر کسی چیزی نگفته بود) شما را عذاب می‌کردم، اینکه من در دنیا‌‌ فعلاً نمی‌خواهم عذاب کنم، اینکه پیغمبر در بین شما است و شما عذاب‌‌ نمی‌شوید؛ چون‌‌ می‌فرماید:

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ

سوره أنفال، آیه 33

پیغمبر تا تو در بین مردم باشی خدا‌‌‌ این‌ها را عذاب‌‌نمی‌کند.

الان هم پیغمبر در بین شما است، شما را عذاب نکردم، شما دنبال دنیا بودید:

لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره انفال، آیه 68

به خاطر این دنیا طلبی‌‌تان در مقابل پیغمبر عذاب نازل‌‌می‌شد و شما را نابود‌‌ می‌کرد.

یک عده‌‌‌‌ای به پغمبر گفتند پیغمبر فدیه بگیر به خاطر این‌ها، توجه به خانه دل خوردن آن مسلمان‌های بدبخت و بیچاره هم نداشتند، دنبال پول بودند، خدا گفت اگر پیغمبر نبود شما را عذاب‌‌ می‌کردم،  آقایان می‌گویند: ابوبکر گفت پیغمبر‌‌‌ این‌ها  فامیل‌های تو هستند، آزادشان کن، عمر گفت آن‌ها را بکش، پیغمبر فرمود: من فدیه‌‌ می‌گیرم، من‌‌‌این‌ها را نگه‌‌ می‌دارم، پول‌‌ می‌گیرم برای هرکدام:

فأنزل الله عز وجل ما كان لنبي أن يكون له أسرى حتى يثخن في الأرض إلى قوله فكلوا مما غنمتم حلالا طيبا قال فلقي النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم عمر قال كاد أن يصيبنا بلاء في خلافك

الصحيح المسند من أسباب النزول - مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ الهَمْدَاني الوادعِيُّ ( المتوفى : 1422 ه - ) - ج 1 ص 103

خداوند این آیه را فرستاد، پیغمبر دنبال دنیا‌‌ می‌گردی‌‌‌؟ از غنیمت‌‌ می‌خواهید بگیرید بگیرید؛ اما  حق فدیه گرفتن ندارید، پیغمبر عمر را دید و فرمود: عمر  نزدیک بود؛ به خاطر مخالفت تو عذاب نازل بر ما شود.

می‌گوید: عمر من معذرت‌‌ می‌خواهم چه اشتباهی کردم با تو مخالفت کردم، باید گوش به حرف تو‌‌ می‌دادم، دنیا طلب‌‌ نمی‌شدم، من  پیغمبر دنیا طلبی کردم، اشتباه کردم، عمر از پیغمبر هم زاهدتر است، آیه قرآن صریح‌‌می‌فرماید: چون پیغمبر در بین امت است، خدا امت را عذاب‌‌ نمی‌کند، به عمر‌‌ می‌گوید  عمر تو در بین ما بودی خدا مارا عذاب نکرد، این روایت‌هایی که قرآن را زیر سؤال‌‌می‌برد، چه کارش کنیم؟

آیا ممکن است که آیات قرآن در ذم پیغمبر و در تأیید عمر نازل شود‌‌‌؟

عمر که از پیغمبر برتر نیست.

اگر بگوییم شاید بعضی از آیات هم بر ضد پیغمبر در دفاع از مشرکین باید نازل‌‌ می‌شد، چه مشکلی دارد‌‌‌؟

وقتی برای عمر بشود، برای دیگران هم‌‌ می‌شود، برای منافقین هم می‌شود، این تفکری که از قرآن دارند، جایگاه قرآن این است که عمر باید بالاتر از قرآن قرار بگیرد؛ به خاطر اینکه پیغمبر با عمر مخالفت کرد، آیات خدا نازل شد و نزدیک بود پغمبر عذاب شود؛ به خاطر عمر قرآن را زمین بگذاریم؛ به خاطر عمر پیغمبر را زمین بگذاریم، اگر‌‌می‌خواهید از ثقلین دفاع کنید، باید این روایت‌ها را کنار بگذارید.

بعد‌‌ می‌گوید مستدرک نقل کرده است‌‌:

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه وقال الذهبي قلت على شرط مسلم

الصحيح المسند من أسباب النزول - مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ الهَمْدَاني الوادعِيُّ ( المتوفى : 1422 ه - ) - ج 1 ص 103

سندش هم درست است، بخاری و مسلم هم نیاورده‌اند، ذهبی هم‌‌ می‌گوید با مبنای آقای مسلم درست است.

بعد‌‌ می‌گوید:

وقد أخرج مسلم ج 12 ص 87 . وأبو داود ج 3 ص 3 . والإمام أحمد ج 1 ص 31 . وابن أبي حاتم ج 4 ص 19 . والطبري ج 10 ص 44

الصحيح المسند من أسباب النزول - مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ الهَمْدَاني الوادعِيُّ ( المتوفى : 1422 ه - ) - ج 1 ص 104

البته مسلم با همین سند شبیه این حدیث را نقل کرده است، ابو داوود و دیگران هم شبیه همین را نقل کرده‌اند.

یفقط این نیست که الصحیح المسند نقل کرده باشد، مسلم هم نقل کرده است، مستدرک حاکم نقل کرده است، آقای ذهبی هم نقل کرده است، حلیۀ الاولیاء این را به عنوان فضلیت عمر آورده است، این‌‌ می‌تواند  فضیلت باشد‌‌‌؟

در کتاب زاد المسیر که تفسیر است، همین را در شرح این آیه آورده است، در کتاب در المنثور این را در شرح آیه آورده است:

وأخرج الحاكم وصححه وابن مردويه

الدر المنثور ج 4 ص 107، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1993

در مرقاۀ المفاتیح 2 متن‌‌ می‌آورد:

وفي طريق أن النبي صلى الله عليه وسلم لقي عمر فقال لقد كان يصيبنا بلاء أخرجه الواحدي مسندا في أسباب النزول وفي بعضها لقد كاد يصيبنا بخلافك شر يا ابن الخطاب وفي رواية لو نزل من السماء نار لما نجا منها إلا عمر وفي هذه الأحاديث دليل على أنه صلى الله عليه وسلم كان يحكم باجتهاده

مرقاة المفاتيح ج 11 ص 201، اسم المؤلف: علي بن سلطان محمد القاري الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : جمال عيتاني

اگر از آسمان آتش‌‌ می‌آمد، ابوبکر و عائشه و علی و فاطمه و پیغمبر  و عبدالله ابن مسعود و هیچ کسی نجات پیدا نمی‌کرد، فقط و فقط در دنیا عمر باقی‌‌ می‌ماند، پیغمبر هم از بین‌‌ می‌رفت، این  دلیل بر این است که پیغمبر به اجتهاد خودش عمل‌‌ می‌کرده است و به  حرف خدا عمل‌‌ نمی‌کرده است.

اصل این روایت معقول و درست است که بخواهی چنین نتیجه گیری کنی‌‌‌؟

خدا‌‌ می‌فرماید:

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

سوره انفال، آیه 33

تا زمانی که پیغمبر در بین مردم باشد، مردم عذاب‌‌نمی‌شود، تا  زمانی هم که استغفار باشد، عذاب الهی نازل‌‌ نمی‌شود‌‌.

آیه 67 سوره انفال مربوط به نزول عذاب‌‌ بر خود پیغمبر است و آقای رشید رضا وهابی هم‌‌ همین را مطرح‌‌می‌کند.

واقعاً از این روایت خجالت‌‌ نمی‌کشند؟

پیغمبر گفت:

لو اجتمعتما ما عصيتكما

الخلافة ج 1 ص 39، اسم المؤلف: الشيخ محمد رشيد رضا الوفاة: بدون ، دار النشر : الزهراء للاعلام العربي - مصر / القاهرة - ؟ ، الطبعة : ؟ ، تحقيق : بدون

ابوبکر و عمر، اگر هردوی‌‌تان یک چیز گفته بودید من عصیان شما را‌‌ نمی‌کردم.

یعنی ابوبکر و عمر با هم یک چیزی را بگویند‌‌ دستور خدا می‌شود، بعد می‌گوید:

والروايات في هذه المسألة كثيرة

الخلافة ج 1 ص 39، اسم المؤلف: الشيخ محمد رشيد رضا الوفاة: بدون ، دار النشر : الزهراء للاعلام العربي - مصر / القاهرة - ؟ ، الطبعة : ؟ ، تحقيق : بدون

روایات در این مسأله خیلی زیاد است‌‌.

اگر روایات کثیره شما این است، ما این روایت‌ها را نخواستیم، به درد‌مان نمی‌خورد، یک فکری باید برای روایت‌های‌‌تان بکنید، از آن طرف تحریف به زیاده است، از این طرف پایین آوردن مقام قرآن و پیغمبر که خدا‌‌می‌خواست  پیغمبر را عذاب کند، ما دوست نداشتیم چنین بحث‌هایی را داشته باشیم؛ اما چون هی گفتند تحریف قرآن، تحریف قرآن، ما هم این‌ها را بیان کردیم و آن‌ها جرأت هم ندارند این‌ها را مطرح کنند‌‌، یعنی هیچکدام‌‌شان تا به حال یکی از این روایت‌هایی که ما در رابطه با جایگاه قرآن در نزد‌‌شان گفتیم، یک نفرشان جرأت نکرده پخش کند و جواب بدهد.

بیننده اصغر آقا از مشهد مقدس از اهل سنت:

می‌خواهم بدانم که فرق وهابی و اهل سنت در کتب حدیثی‌‌شان چیست‌‌‌؟

وهابی بخاری را قبول ندارد، اهل سنت قبول دارد یا آن‌ها کتاب دیگری دارند‌‌‌؟

کدام روایت با هم‌‌ نمی‌خواند‌‌‌، یعنی وهابی آن را قبول دارد و اهل سنت قبول ندارد‌‌‌؟

بیننده آقا مهدی از شهریار:

می‌خواستم از شما تشکر کنم بابت زحماتی که‌‌می‌کشید، به وجود شما افتخار‌‌ می‌کنم.

امروز یک قضیه‌‌‌‌ای بود که واجب دانستم که با شما در میان بگذارم که این وهابیون واقعاً چه فعالیتی در این مملکت دارند و ما یک مقدار از آن‌ها غافل هستیم، امروز من در بزرگراهی پنچر کردم، مشکل  داشتم، بعد دیدم که یک امداد خودرو آمد و من دست بلند کردم و ازش کمک خواستم، آمد و به من هم کمک کرد، بعد من تقاضا کردم که بهش پول بدهم بابت دستمزد و کمکی که به من کرده است، گفت نه من پول‌‌ نمی‌خواهم، من  فقط از شما خواهشی دارم، گفتم بفرمایید، گفت: من شیعه  هدایت یافته هستم و‌‌ به این شکل رفتم سنی شدم، می‌خواهم چند دلیل از قرآن برای شما بیاورم، بعد ما بنا به شاگردی شما که کردیم، چندتا دست و پا شکسته گفتم‌‌ بگو ببینیم بالاخره از قرآن چند تا دلیل فقط این را‌‌ می‌خواستم بگویم که‌‌‌ این‌ها متأسفانه  گیرنده برای شنیدن ندارند؛ حتی در برنامه‌های شما  هم دیدم فقط فرستنده است، به اصطلاح شبهاتی که از کلمه و‌‌ نمی‌دانم آن یکی‌ها یاد گرفته‌اند،آن‌ها را طوطی وار توضیح‌‌ می‌دهند و متأسفانه عوام الناس، همه شبکه ولایت را‌‌ نمی‌بینند؛  چون شبکه ولایت  در ماهواره است و ماهواره هم در کشور ما ممنوع است و فقط یک تعداد به خصوصی هستند که از شبکه ولایت‌‌اطلاع دارند، می‌خواستم از شما خواهش کنم که لطف کنید هر طوری که‌‌ می‌توانید در شبکه‌هایی که مردم آن‌ها را‌‌ می‌بینند این را مطرح کنید.

من برایم خیلی تعجب آور بود که یک امداد خودرو وسط جاده چنین چیزی بگوید، من احساس خطر کردم، دیدم داخل ماشین چند کتاب؛ مثل نهج البلاغه دارد، همه‌‌‌چیزهایی است که شبکه کلمه طوطی وار به ایشان یاد داده است؛ حتی قرآن را بلد نبود بخواند، من اولین بار بود‌‌می‌دیدم که‌‌ یک دستگاه می‌گذاشت روی آیه بعد عین ضبط آن قرآن‌‌ می‌خواند، بعد  هرکاری کردم که یک بار مثلاً حرف‌های من را هم گوش بدهد مثلاً  چندتا موضوع را مطرح کرد، همان چیزهایی که من در حد خودم بلد بودم، هر کاری کردم، خواهش کردم، تمنا کردم، گفتم من حرف‌های شما را گوش کردم شما هم لطف کنید حداقل 2 کلمه از من بشنو، اصلاً و ابداً، گفت فقط گوش کن، بعد آخر کار دیدم که واقعاً وسط بیابان یک موقعیت خطرناکی برایم ایجاد شد، دیگر آخر گفتم آقا درست‌‌ می‌گویید  و قضیه را تمام کردیم و این بود که واجب دانستم این را محضر شما خبر برسانم.

بیننده آقای تقوی نیا از گچساران:

چند وقتی است که از سلسه برنامه‌های طنز و فکاهی آقای حیدری با آن اسباب بازی‌هایشان و آقای هاشمی با آن فتوشاپ‌هایش و قطع کابل لپ تاب و آقای ترشابی که هر سؤالی را با مسائل سیاسی روز گره‌‌ می‌زند آشنا  هستیم، فقط چون دسترسی به شبکه مربوطه یک مقدار برای ما سخت است، یک تقاضا داشتم که از این تریبون اگر‌‌ می‌شنوند، آن آقای حیدریش‌‌ را بیشتر کنند.

این آقای هاشمی صفحه‌‌‌‌ای در فیس بوک دارند که فعالیت‌های فکاهی‌‌شان آنجا قابل پیگیری است، اما من به دلیل اینکه یک کامنت لینک فرار ایشان را از مناظره گذاشتم، من را مسدود کردند و‌‌ می‌خواستم بگویم که دلیل این کار‌‌تان چیست‌‌‌؟

یک سؤال از استاد ابوالقاسمی داشتم، اینکه روایات در مورد سن حضرت زهرا سلام الله علیها در زمان ازدواج با حضرت علی زیاد است، اگر‌‌ می‌شود  روایتی که سن صحیح‌‌شان را بیان می‌کند را نشان دهید.

در زمان وفات ایشان چه سنی را داشته‌اند‌‌‌؟

بیننده آقای عزیزی از زنجان:

اهل سنت‌‌ روایتی‌‌ دارند که می‌گویند رسول الله فرموده است که اگر پیامبری بعد از من بود آن قطعاً عمر بود، می‌خواستم ببینم این روایت وجود دارد یا خیر و سندش به چه شکل است.

بیننده آقا ابراهیم از رفسنجان:

بابت کشته شدگان در منا تسلیت‌‌ عرض می‌کنم، من یک سؤال دارم از اهل سنت که 1 میلیارد و 4000 میلیون به قول خودشان هستند، چرا یکی از‌‌‌ این‌ها پیدا‌‌ نمی‌شود ما را هدایت کند‌‌‌؟

یک مولوی و یکی از بزرگان‌‌شان نیست که ما را هدایت کند؟

با آقای ابوالقاسمی و با دوستان دیگر مناظره‌‌‌‌ای داشته باشند و ما را هدایت کنند که چه کار باید کنیم که هدایت شویم‌‌‌؟

بیننده آقای مرادی از تهران:

چند وقتی بود که من موفق نشدم استاد ابوالقاسمی را ببینم، دلم هم تنگ شده بود، استاد یک روایتی داشتیم که البته‌‌‌ این‌ها را به ما گفته‌اند و‌‌‌ این‌ها در زمان حکومت بنی امیه سعی کردند  به خاطر تخریب اهل بیت علیهم السلام و اینکه مقام آن‌ها را  پایین بیاورند، یک سری احادیث را جعل کردند، ظاهراً  این آقایان که شما الان دارید روایت‌هایش را لطف‌‌ می‌کنید، بی‌تأثیر از کارهای آن‌ها نبوده‌اند.

این یک طرف قضیه طرف دوم قضیه خدمت‌‌تان عرض کنم که من راننده شرکت واحد تهران هستم، خط جنت آباد شمالی و مترو که هر روز از منطقه همان خیابان رها که‌‌‌این‌ها‌‌ می‌گفتند نماز خانه اهل تسنن را خراب کرده‌اند و فلان، من رد‌‌ می‌شوم چند بار هم به آشنا و به همه اعلام کرده‌ام، همین الان از طریق این شبکه هم اعلام‌‌ می‌کنم با هزینه خودم؛ حتی ناهار هم به ایشان‌‌ می‌دهم؛ حتی هزینه خرجش را هم‌‌ می‌دهم، هر که‌‌ می‌خواهد نماز خانه را من به ایشان نشان‌‌ می‌دهم که بفهمند  این حقیقت ندارد.

مظلومیت اهل بیت علیهم السلام قلب همه ما شیعیان را گریه دار کرده است، از آقایان اهل تسنن خواهش‌‌می‌کنم، همه‌‌شان  عزیزان ما هستند، برادران ما هستند، یک مقدار واقع بینانه ببینند، آن‌ها هم علمایی دارند که در آن‌ها علمای با انصاف پیدا‌‌ می‌شود، از آن‌ها هم کمک بگیرند، چشم‌‌شان را به واقعیت‌ها باز کنند، آن‌ها اگر همه‌‌شان به حق برسند هیچ سودی به حال من شیعه ندارد، اگر نرسند بازهم سودی ندارد، به فکر خودشان باشند، آیا فردای قیامت جواب پروردگار را دارند؟

بیننده آقا محسن از مشهد مقدس:

2 شبهه پیش آمده بود،‌‌ می‌خواستم از شما بپرسم یکی اینکه در  یکی از این شبکه‌ها، فکر کنم شبکه وصال بود نگاه‌‌ می‌کردم، در مورد  محل غدیر ایراد گرفته بود که مثلاً شیعیان‌‌ می‌گویند غدیر در سر چهار راهی بوده که یکی‌‌ به مصر‌‌ می‌رفته است، یکی به یمن‌‌ و...، ایراد گرفته بودند و محل غدیر را نشان‌‌ می‌دادند، در تلویزیون روی نقشه و‌‌می‌گفتند محل آبادی است و‌‌ نمی‌دانم سر سبز است و ایراد‌‌ می‌گرفتند،‌‌ می‌خواستم بدانم محل غدیر کجا است‌‌‌؟

چند روز پیش حاج آقای قزوینی در مورد‌‌ شأن نزول یکی از این شورایی که حالا اسم شورا یادم نیست؛ ولی قضیه‌‌اش این بود که یکی از صحابه ایراد‌‌ می‌گیرد به پیامبر که اگر جانشینی  امیر المؤمنین از طرف خدا است، یک سنگی بر من بباران و خلاصه سنگی از آسمان‌‌ می‌آید و درجا‌‌ می‌میرد،‌‌ می‌خواستم  ببینیم این قضیه، ایرادی که گرفته بودند، این بود که این سوره حالا‌‌ نمی‌دانم‌‌ می‌گفت که مکی است یا مدنی‌‌‌؟ به  مکی و مدنی بودنش ایراد گرفته بودند، همین را توضیح بدهید که این مکی است یا مدنی‌‌‌؟

بیننده آقای اقتدایی از ساری:

خیلی خوشحالم که بعد از 4 سالی که بیننده پر و پا قرص برنامه‌های شما هستم، افتخار داشتم که وصل شوم، فقط‌‌ می‌خواستم از برنامه‌‌تان تشکر کنم و بگویم  اینقدر  هم این شبکه‌های کلمه بد نیستند، خدا شاهد است هر وقت ما خسته‌‌ می‌شویم و اعصاب‌مان خورد‌‌ می‌شود،آن‌ها را نگاه‌‌ می‌کنیم و دل‌مان باز‌‌ می‌شود، اینقدر اذیت‌‌شان نکنید.

واقعاً در سفسطه کردن استاد هستند، فکر نکنم در سفسطه اساتیدی بزرگ‌تر از کارشناسان شبکه کلمه وجود داشته باشد.

بیننده آقای برجسته پور از یاسوج:

اهل تسنن مسأله غدیر را قبول دارند‌‌‌؟

دلیل حادثه غدیر را چه‌‌ می‌دانند‌‌‌؟

یعنی اینکه پیامبر گفت آن همه آدم در آن گرما و آن وضیعت بایستند و آن منبر را درست کرد صحبت کرد، دلیلش چه بود‌‌‌؟

در یک حدیثی امیر المؤمنین گفته است به خدا قسم من برادر و پسر عمو و وارث پیامبر هستم و چه کسی از من حق‌دارتر است‌‌‌، بعد آقای سجودی گفته بودند در شبکه کلمه که امام علی این جوری گفته است که من هم هستم، من هم پسر عمه هستم که این هم از بی‌سوادیش بود، بعد گفته بود که من وارث پیامبر هستم؛ یعنی که بقیه هم هستند، ضمن اینکه وارث پیامبر که پسر عمو که نبوده که آیه صریح قرآن است که فکر‌‌نمی‌کنم پسر عمو ارث ببرد،‌‌ می‌خواستم  این را توضیح بدهید.

مجری:

با وجود طبقه اول به پسر عمر ارث نمی‌رسد.

بیننده:

خواستم ببینیم این مسأله ارث بردن امام علی منظورش چه بوده است‌‌‌؟

منظور امام علی فکر کنم موضوع مهمتری بوده است، مسأله مالی و این طور چیزها نبوده است؛ چون اگر مسأله مالی بود، پسر عمو که ارث‌‌ نمی‌برد.

مجری:‌‌‌

این‌ها‌‌ می‌گویند پیامبر ارث‌‌ نمی‌گذارد.

بیننده:

البته این را هم قبلاً‌‌ می‌گفتند، آقای خدمتی‌‌ می‌گفت اولاً که ارث نداشته است، حالا که ارث داشته‌‌ می‌گویند پسر عمو ارث‌‌ می‌خواسته است، در  صورتی که این را هم اهل تسنن و هم شیعه و تمام مسلمانان‌‌ می‌دانند وقتی  که پیامبر فرزندی داشته باشد، پسر عمو ارث ندارد.

بیننده آقا رضا از لرستان:

می‌خواستم یک چیزی به برادران اهل تسنن و یک چیزی برای برادران شیعه داشتم که ما در دین خودمان نه از امیر المؤمنین غیرت‌مان بیشتر است و نه همسر مثل فاطمه داشتیم که بخواهیم در دین‌مان پیش برویم، هر کسی از اهالی شیعه و اهل تسنن اهانت کند شیعه نیست، ما اللهیاری را شیعه‌‌ نمی‌دانیم، ما امثال اللهیاری را شیعه‌‌نمی‌دانیم؛ همانطوری که اهل تسنن وهابی  دارد ما شیعه‌ها هم وهابی داریم.

مجری:

این گونه نگوییم، اگر هر رسانه‌‌‌‌ای به اهل سنت توهین کند، ما آن عمل را از اعمالی که مورد رضای ائمه اطهار علیهم السلام و مراجع و علمای شیعه نمی‌دانیم.

بیننده آقای ابراهیمی از مشهد مقدس از اهل سنت:

در بعضی روایات شما مقام امامت بالاتر از نبوت‌‌ می‌گوید، این هم‌‌ مثل بعضی روایات وهابیت...

مجری:

در مورد موضوع برنامه و اینکه در صحیح بخاری آمده است که قرآن تحریف شده است و آن هم تحریف به زیاده داشته است، صحبت نمی‌کنید؟

بیننده:

هر شخصی قائل به تحریف در قرآن باشد، کافر‌‌ می‌شود؛ چه  این تحریف به زیاده باشد و چه به نقصان، اگر روایت همان باشد و روایت کرده باشد، این کفر است و همه قبول دارند که قرآن تحریف نشده است.

مجری:

یعنی آقای بخاری و صحابه در اینجا کافر‌‌ می‌شوند؟

بیننده:

اگر گفته باشند بله.

می‌خواستم بدانم مقام امامت از نبوت اگر بیشتر باشد،‌‌این دیگر توهین به پیامبر هم‌‌ می‌شود؟

نه اینکه بگوییم مقال حضرت علی از پیامبر بیشتر باشد.

استاد ابوالقاسمی:

مقام حضرت علی نه، مقام امامت از نبوت بالاتر است، این زمانی توهین به پیامبر‌‌ می‌شود که بگوییم پیغمبر هم امام نبوده است، ما‌‌ می‌گوییم حضرت ابراهیم امام بود، لوط  امام بوده، نوح امام بود، داوود امام بود، سلیمان امام بود، پیغمبر ما هم امام بود، حضرت عیسی هم امام است، در قرآن ذکر شده است، مقام امامت اصلش از اصل نبوت بالاتر است، پیغمبر ما هم امامت داشته و هم نبوت.

بیننده:

سؤال دیگرم این بود که آیه 36 سوره احزاب را‌‌می‌خواستم توضیح بدهید.

در این آیه یعنی اگر خدا و رسول نسبت به چیزی امری کنند، آن امر جبری است؛ یعنی باید انجام شود، خودتان بیشتر این را معنی کنید.

مجری:

تا اینجا حل شد؟

بیننده:

بله.

استاد ابوالقاسمی:

هیچ مؤمن و هیچ زن مؤمنی حق ندارد وقت خدای متعال و پیامبر امری را حتمی کردند، اختیار در کار خودشان داشته باشد، البته این ترجمه تحت اللفظی است و دقیق نیست و هرکسی با خدا و پیامبر او مخالفت کند، گمراهی آشکاری است، مشکل چیست؟

بیننده:‌‌

اگر حضرت علی به مقام امامت انتخاب شدند، این هم از طرف خدا است، دیگر حق نداشتند که بگویند به خاطر اسلام من این....

استاد ابوالقاسمی:

متوجه شدم و خودم سؤال را بهتر عرض کنم، مگر امامت الهی نبود‌‌‌، پس چرا حضرت علی امامتش را رها کرد و به ابوبکر و عمر‌‌‌ داد، عصیان خدا و رسول را کرد؟

بیننده:

اگر الهی‌‌ می‌بود حضرت علی رها نمی‌کردند.

استاد ابوالقاسمی:‌‌

شما می‌دانید تعریف امامت در نظر شیعه چیست؟

بیننده:‌‌

رهبری جامعه، هم از لحاظ دینی هم از لحاظ دنیایی.

استاد ابوالقاسمی:

نه دوست عزیز، رهبری جامعه وظیفه‌‌‌‌ای است که مردم نسبت به او دارند، او لطف امام است، امام در نظر شیعه خلیفۀ الله است، کسی که عالم را کنترل‌‌ می‌کند؛ لذا زیاد شنیده‌اید،‌‌ می‌گویند  فایده امامت غایب مثل خورشید پشت ابر است، شما‌‌ می‌گویید یکی از فوایدی که مردم‌‌می‌توانند با  استفاده از خورشید ببرند جهت یابی است؛ اما خورشید کار اساسیش گرما بخشی است، حیات بخشی به مردم روی زمین است، کار اساسی امام کنترل عالم است، وظیفه مردم بود که بروند خدمت این کسی که کنترل عالم را بلد است، بگویند آقا به ما یاد بده، روایت داریم:

يا علي أنت بمنزلة الكعبة

مناقب آل أبي طالب - ابن شهر آشوب - ج 3 ص 38

دادن خلافت به امام واجب مردم است، مردم وقتی کفران نعمت کنند، امام وظیفه ندارد.

بیننده:

یعنی خود خلافت الهی نیست؟

استاد ابوالقاسمی:

خلافت یکی از شوؤنی است که بر مردم واجب است به امامت در او مراجعه کنند، شاهد واضحش، حضرت هارون پیغمبر بود، آیا اینکه خلافت را از او سامری غصب کرد، نبوت هارون هم از بین رفت؟

بیننده:

نبوت نرفت؛ ولی مثلاً دیگر امامت نبود.

استاد ابوالقاسمی:

ما اعتقاد‌مان این است که همان طوری که نبوتش از بین نرفته است، امامتش هم از بین نرفته است، شما‌‌می‌گویید نبوت الهی بود، حضرت موسی هم به او فرمود:

اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي

سوره اعراف، آیه 142

آیا حضرت هارون مخالفت کرده است‌‌‌؟

بیننده:

نه مخالفت نکرده است.

استاد ابوالقاسمی:

این واجب بر مردم بود که باید‌‌ می‌رفتند دو زانو‌‌می‌نشستند، زانوی ادب در آنجا در خدمت هارون‌‌می‌زدند، این کار را نکردند و خودشان ضرر کردند،  اعتقاد شیعه را اگر درست بفهمید این مشکلات پیش‌‌ نمی‌آید، ما‌‌ می‌گوییم آیه‌‌‌‌ای که نازل شده است این است:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

سوره مائده، آیه 3

این نعمت است برای مردم، مردم از این نعمت استفاده کنند، ما‌‌ می‌گوییم  استفاده نکردند و کفران نعمت کردند، خودشان ضرر کردند.

بیننده آقای حسینی از آلمان:

قصد نداشتم تماس بگیرم، البته چند شب پیش هم بنده تماس گرفتم تماسم قطع شد، فکر‌‌ می‌کنم پریشب بود، من یک انتقاد داشتم، همین تلفن‌های که‌‌ می‌شود به برنامه امثال آقای رضا از لرستان، البته این گناهی هم‌‌‌این‌ها ندارند، من مقصر را شبکه شما‌‌ می‌دانم، البته ببخشید که صریح‌‌ می‌گویم، عذر‌‌ می‌خواهم، استاد  ابوالقاسمی استاد بنده است و بنده هرچه دارم از ایشان دارم، همیشه هم مشکل دارم با ایشان تماس‌‌ می‌گیرم و جواب سؤالاتم را از ایشان‌‌ می‌گیرم؛  اما شبکه شما یک خورده مشکل آفرین شده است، اعتقادات‌‌‌ این‌ها چه بوده است که‌‌ تعیین تکلیف‌‌ می‌کنند که  فلانی شیعه نیست، شما کجای این مذهب هستی، چه  کاره این مذهب هستی که تعیین کنی، من‌‌ نمی‌خواهم  بگویم اللهیاری یا فلان، ایشان کلی گفتند، گفتند  امثال اللهیاری، یعنی کسی که تبری دارد،‌‌ نمی‌تواند جزء شیعه‌ها باشد‌‌‌؟

شما‌‌ تعیین‌‌ می‌کنید؟

مجری:

شخصی که ایشان یاد آوری کردند، بحث فقط موضوع اهل سنت نیست، یک مقداری هم بحث شیعیان را ایشان وارد شدند و دیدید که چه اهانت‌هایی به مراجع دارند.

استاد ابوالقاسمی:

به نظر شما دیوانه تکلیفی دارد؟

بیننده:

نه، دیوانه تکلیفی ندارد.

استاد ابوالقاسمی:

پس نمی‌شود گفت شیعه است و‌‌ نمی‌شود گفت سنی است، کسی که آیت الله  العظمی بهجت را فاسق بداند، کسی که به آیت الله العظمی جسارت کند، به آیت الله مکارم جسارت بکند، به مقام معظم رهبری جسارت کند، بعد آن روش برخورد زشت و زننده را به اهل بیت علیهم السلام نسبت دهد، شما آن را عاقل‌‌ می‌دانید‌‌‌؟

ما او را دیوانه‌‌‌ می‌دانیم؛ مثل همان دیوانه‌های که در تیمارستان گاهی اوقات جواب‌‌ می‌دهند، جواب  اهل سنت و وهابیت را خوب‌‌ می‌دهد، ما او را عاقل‌‌ نمی‌دانیم  که بگوییم شیعه است یا سنی.

مجری:

اصغر آقا گفتند: اهل سنت با وهابیت در کتب حدیثی چه فرقی دارند‌‌‌ و در برخوردی که با روایات دارند‌‌‌ این‌ها چه فرقی دارند؟

استاد ابوالقاسمی:

2 فرق اساسی‌‌ می‌شود گفت، یکی اینکه اهل سنت کلمات  مفسرین و کلمات علمای تاریخ و کلمات اهل ادب و لغت شناسان را حجت‌‌ می‌دانند، می‌گویند اگر یک مفسری  نظر تفسیری داد این حجت است، اگر متخصص تاریخ نظر تاریخی داد حجت است، وهابی‌ها‌‌ می‌گویند  ما هیچ کتابی را جز جایی که سند ببینیم قبول‌‌ نمی‌کنیم؛ لذا مجموعه بزرگی از کتاب‌ها که در آن‌ها بحث‌های تاریخی، بحث‌های لغوی،  بحث‌های فقهی شده است؛ اما سند نداده‌اند، در نظر وهابی‌ها اصلاً کتاب معتبر به حساب‌‌نمی‌آید؛ اما تمام این کتاب‌ها در نزد اهل سنت  معتبر است.

در مورد کتاب‌های روایی، یک فرق دیگری بین اهل سنت و وهابیت است که وهابی‌ها روایت‌هایی  که به ضررشان است را تضعیف‌‌ می‌کنند، اگر به نفع‌‌شان باشد تصحیح‌‌می‌کنند،  این قاعده‌‌شان است؛ حتی من عبارتی دارم از ایشان که‌‌ می‌گوید اگر روایتی صحیح بودم اما‌‌ نمی‌توانی  متنش را قبول کنی، به دروغ یک اشکال به آن بگیر، اشکال دروغ در مورد آن مطرح کن تا این حد در کتاب‌‌شان نوشته است، روش برخورد با روایات‌‌شان این است؛ اما اهل سنت این را ندارند؛ لذا ما خیلی جاها در نزد اهل سنت‌‌ می‌بینیم که روایتی را تصحیح  کرده‌اند با اینکه بر ضدشان است؛ مثلاً بحث غدیر را بیشتر اهل سنت تصحیح کرده‌اند، درست است وهابی‌ها گاهی اوقات مجبور شده‌اند اعتراف کنند؛ اما غالباً سعی کرده‌اند تضعیف کنند؛ پس این روش برخوردشان با روایات‌‌شان است؛ اما کتاب‌شان، مثال‌‌ می‌زنم  برای شما، الان قرآن کتاب کل مسلمان‌ها است، شیعه و سنی و  زیدی و علوی و گروه‌های دیگر مسلمانان همه‌‌ می‌گویند  قرآن کتاب ما است، همه یک برداشت از قرآن دارند‌‌‌؟

اینکه کتاب‌‌شان مشترک است؛ یعنی عقیده‌هایشان هم یکی است‌‌‌؟

نه، سنی و وهابی هر دو در صحیح بخاری و مسلم و مسند احمد با هم مشترک هستند، اینکه کتاب‌‌شان مشترک است،‌‌‌ این‌ها دلیل‌‌ نمی‌شود که عقیده‌‌شان هم با هم یکی باشد،  اختلاف فروان دارند؛ مثال واضحش اینکه شیعه و سنی در باب قرآن با هم یکی هستند؛ اما اختلاف نظر باهمدیگر دارند.

مجری:

آقا مهدی داستان امداد خودرو را بیان کردند که گفته بود من پول نمی‌خواهم.

استاد ابوالقاسمی:

آن‌ها پول‌هایشان را از جای دیگر‌‌ می‌گیرند، آن مقدار پول را هم که گرفته است، بنزینش را بخواهد حساب کند بیشتر از این حرف‌ها‌‌ می‌شود.

مجری:

آقای تقوی نیا سن حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را در هنگام ازدواج و در هنگام شهادت پرسیدند.

استاد ابوالقاسمی:

در کتاب شریف کافی باب مولد الزهراء فاطمۀ علیها السلام، می‌فرماید:

ولدت فاطمة عليها وعلى بعلها السلام بعد مبعث رسول الله صلى الله عليه وآله بخمس سنين وتوفيت عليها السلام ولها ثمان عشرة سنة وخمسة وسبعون يوما وبقيت بعد أبيها صلى الله عليه وآله خمسة وسبعين يوماً

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 458

حضرت زهرا 5 سال بعد از مبعث به دنیا آمده‌اند یعنی آن زمانی که پیغمبر از دنیا رفتند، حضرت زهرا سلام الله علیها 18 سال 75 روز‌‌شان بود، بعد از پیغمبر هم 75 روز زندگی کردند.

البته در بعضی از نسخه‌ها 95 روز آمده است که اختلافی است.

اگر نقطه‌ها را بردارید مشخص‌‌ نمی‌شود که 75 روز یا 95 روز بعد از پیامبر از  دنیا رفته‌اند؛ اما قطعاً هنگام شهادت‌‌شان 18 سال داشتند و هنگام ازدواج با امیر مؤمنان هم 9 ساله بودند.

مجری:

آقای عزیزی گفتند روایتی را اهل سنت نقل‌‌ می‌کنند که پیامبر فرموده‌اند که اگر بعد از من قرار بود پیامبری  بیاید، آن عمر بود در این خصوص توضیح خواستند.

استاد ابوالقاسمی:

اگر این روایت را قبول کنیم؛ یعنی آقای ابوبکر به آقای عمر ظلم کرده است، روایت دارند:

لو كان من بعدي نبي لَكَانَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ

مسند أحمد بن حنبل  ج 4   ص 154، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر

سنن الترمذي  ج 5   ص 619، اسم المؤلف:  محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت -  - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون

اگر بعد از من پیامبری‌‌ می‌آمد، آن پیامبر عمر بود.

عمر کسی را خلیفه قرار داده است که از خودش پایین‌تر بوده است؟

ابوبکر حاضر شد کسی را که احتمال نبوت داشت بگذارد خلیفه دوم و خودش خلیفه اول‌‌‌ شود؟

این روایت قطعاً باطل است و همان جاعل‌هایی که روایت جعل کردند، مقام پیغمبر را از عمر پایین آوردند، همان‌ها هم این روایت را جعل کردند، ما قبلاً گفتیم یک فضیلت بیاورند که سندش صحیح باشد، از کتب خودتان هم گفتیم بیاورید، گفتیم تمام روات ثقه و متصل باشد، این روات تضعیف هم نداشته باشند، یک دانه هم نتوانستند پیدا کنند، این روایت‌ها را باید بیاورند؛ لذا آقای نسائی‌‌ می‌گوید در فضل معاویه هیچ روایتی جز آن نفرین پیغمبر  صحیح السند نیامده است، فضیلتش این است که پیغمبر فرموده است:

لَا أَشْبَعَ الله بَطْنَهُ

صحيح مسلم  ج 4   ص 2010، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

خدا شکمش را سیر نکند.

این تنها فضیلتش است، این طور روایت‌ها را‌‌‌ این‌ها مجبور هستند به عنوان فضیلت برای ما ارائه کنند.

مجری:‌‌

آقای مرادی گفتند که هرکس که معتقد است که نمازخانه اهل سنت در تهران منهدم شده است، بیاید در آنجا من خودم ناهارش را هم‌‌ می‌دهم و  ببیند که حقیقت از چه قرار است.

استاد ابوالقاسمی:

ببینید چقدر شیعه‌ها دست و دل باز‌ هستند، می‌گوید ما نشان‌‌تان‌‌ می‌دهیم، بعد قبول‌‌ نمی‌کنند.

مجری:

یک پله غیر قانونی خراب شد و آن جنجال به پا شد، هزاران نفر کشته شدند و زیر پا له شدند و با پوتین‌ها کشته شدند و از تشنگی جان دادند و این جو سازی‌ها را به پا کردند.

آقا محسن گفتند که این شبکه وصال حق گفته است غدیر یک جای دیگر است و شیعیان یک جای دیگر را نشان داده‌اند و فکر‌‌ می‌کنم منظورشان شبکه کلمه بود و گفتند که سؤال اول‌‌شان این  بود که واقعاً غدیر از لحاظ جغرافیایی کجا است؟

استاد ابوالقاسمی:‌‌

خیلی ساده است، فرض کنید شخصی از جنوب کشور‌‌ به مشهد می‌رود، یک بار‌‌ می‌تواند از راه یزد و سمت طبس برود، می‌تواند از مسیر تهران برود، یک بار‌‌ می‌گوید‌‌می‌خواهد یک جای تفریحی برود،‌‌ می‌گوید‌‌ می‌خواهم از شمال‌‌ بروم، همه این راه‌ها به مشهد‌‌ می‌رساند.

غدیر خم چسپیده به جحفه است، فاصله‌‌اش تا جحفه خیلی کم است، کسی هم اصلاً در غدیر نگه‌‌ نمی‌داشت؛ چون منزلگاه نبود، منزلگاه جحفه بود.

در کتاب معجم البلدان می‌گوید: جحفه مرحله چهارم از راه مدینه به مکه است:

وهي ميقات أهل مصر والشام

معجم البلدان  ج 2   ص 111، اسم المؤلف:  ياقوت بن عبد الله الحموي أبو عبد الله الوفاة: 626 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت

 

اهل مصر و شام اگر بخواهند بروند مدینه که از ذوالحلیفه محرم‌‌ می‌شوند، اگر نخواهند بروند مدینه،‌‌ از جحفه محرم‌‌می‌شوند، بعد‌‌ می‌گوید فاصله آنجا تا غدیر خم 22 میل است، 2 میل خیلی کم‌‌ می‌شود، مثلا 20  کیلومتر شاید شود؛ پس خودشان‌‌ می‌گویند.

می‌گویند میقات اهل مصر و اهل شام و گروهی از اهل مدینه در جحفه است؛ یعنی مردم 3 مسیر مختلف از آنجا است، پیغمبر‌‌ می‌خواهد آخرین باری که پیغمبر را‌‌می‌خواهند ببینند غدیر خم است، یک مقدار راه‌‌شان را کج‌‌می‌کنند،‌‌ می‌گویند آقا حالا اقلاً تا غدیر خم تا جحفه با پیغمبر باشیم و در آنجا از پیغمبر جدا بشویم،  پیغمبر صلی الله علیه و آله‌‌ می‌روند مدینه و آن‌ها به سمت شام و مصر‌‌، اینکه دیگر عین کتاب لغت شما است، بازی هم که ما در نیاوردیم، شما بی‌سواد هستید به کتاب‌های‌‌تان مراجعه‌‌ نمی‌کنید یا عمداً‌‌‌ این‌ها را به مردم‌‌ نمی‌گویید،  ما چه گناهی داریم‌‌‌؟

نویسنده کتاب هم برای قرن 7 است و این‌ها آن را با قرن 14 قیاس‌‌ می‌کند، حالا ما با هواپیما مستقیم‌‌ می‌رویم مدینه و دیگر اصلاً از آنجاها رد‌‌ نمی‌شویم، این  چه ربطی دارد‌‌‌؟

آن موقع یک مسیر دیگری بوده است.

اما راجع به جایش که آیا درخت دارد، تفریحی است یا نه‌‌‌، آقای عبدالله حیدری رفت در یک جا، گفت مسیر خیلی سخت بود و ما آب هم نداریم و‌‌ می‌ترسیم  از تشنگی بمیریم، مجبورم برگردم،‌‌‌ این‌ها رفته  بودند یک جا کنار رودخانه و دارند آب بازی‌‌ می‌کنند کدام یک از‌‌‌ این‌ها است‌‌‌؟

یعنی یکی یک جا رفته بودند که مردم آب بازی‌‌ می‌کنند،‌‌می‌گفتند اینجا غدیر است، آن یکی‌‌ می‌گوید  اینجای که من آمدم اینجا خود غدیر است؛ ولی  خیلی خشک است و آب هم ندارد و دارم از تشنگی‌‌ می‌میرم و  باید برگردم کلیپش را هم ما قبلاً پخش کردیم؛ لذا دیگر  نیازی به تکرار نیست.

مجری:

در مورد ‌‌شأن نزول آیاتی که در مورد نزول سنگ بر شخصی بود که محاجه‌‌ می‌کرد با پیغمبر در مورد آقا امیر المؤمنین و اینکه این سوره مکی بوده یا مدنی  بوده است را هم مورد مناقشه قرار داده‌اند.

استاد ابوالقاسمی:

سوره معارج را با همدیگر ببینیم:

وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

سوره معارج، آیه 24 و 25

مؤمنین کسانی هستند که در اموال آن‌ها یک حق ثابت برای فقراء است.

زکات در مدینه نازل شده است یا در مکه‌‌‌؟

مشخص است که در مدینه اصلاً این آیه صریح می‌گوید این آیه در مدینه است.

مجری:‌‌

می‌تواند برخی از آیات مکی باشد و برخی مدنی.

استاد ابوالقاسمی:

بله، بعضی از آیات ممکن است مکی باشد، بعضی‌ها هم مدنی باشد، این هیچ مشکلی ایجاد‌‌ نمی‌کند، اول  همین سوره‌‌ می‌فرماید:

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ

سوره معارج، آیه 1

بعضی از آیات چند سری نازل شده‌اند، ممکن است هم در مکه و هم در مدینه نازل شده باشد، اینکه یک نفری گفته است سوره مکی است، پس نباید ما این را در دوران مدنی بدانیم، این غلط است، بعضی از سوره‌هایی که در فتح مکه نازل شده است، زمانی که پیغمبر در مکه بود و صلح حدیبیه،‌‌‌ این‌ها را مکی‌‌ می‌دانند،‌‌ می‌گویند درست است که مربوط به دوران مدینه است؛  اما چون در مکه نازل شده است‌‌ می‌گویند مکی است،‌‌ شاید به اعتبار اینکه در نزدیک مکه بوده است؛ پس این قابل جمع است و مشکلی ندارد، این مکی و مدنی بودن را بهانه نیاورند، خود سوره هم اختلافی است و امکان نزول چند بار هم هست.

مجری:

آقای اقتدایی گفتند: آیا اهل سنت غدیر را قبول دارند یا خیر و اگر قبول دارند توجیه‌‌شان چیست‌‌‌؟

استاد ابوالقاسمی:

اگر منکر غدیر شوند منکر متواتر شده‌اند و به گفته خودشان منکر متواتر کافر است؛ لذا منکر اصل غدیر نشده‌اند، به جز چندتا وهابی معلوم الحال، در توجیه آن می‌گویند پیغمبر 120 هزار نفر را یک جای بدون آب، جای گرم نگه داشته است، گفته کسانی که رفته‌اند برگردند وکسانی که نرسیده‌اند برسند، بار شترها را باز کنید، منبر درست کنید، زمین را تمیز بکنید، یک حالت سن درست کنید، خطبه خواند و سخنرانی کرد، بعد فرمود: ‌‌‌‌ای مردم کسانی که علی را‌‌ نمی‌شناسید،  این علی است، من به هرکسی اولی باشم، علی  مولای او است، علی ولی او است و خطبه مفصلی خوانده است، ثقلین هم گفته است، برای اینکه 10 نفر یا 15 نفر در یمن با حضرت علی دعوا کرده‌اند، پیغمبر همه مردم را جمع کرده است و این را به ایشان گفته است، این قابل قبول است؟

یکی از دوستان ما از یکی از علمای سنی نقل‌‌ می‌کرد که قطعاً شنیده‌اید از علمای سنی که شیعه شده است،‌‌می‌گوید من با یکی از سنی‌ها خیلی بحث‌‌ می‌کردم، قبول‌‌ نمی‌کرد، گفت در  خانه من بود و وقتی که تمام شد، گفت من باید بروم، به یکی از شهرها اطراف که 44 ساعت با ماشین فاصله دارد، گفت صبر کردم 2 ساعت رفت و زنگ زدم گفتم فلانی یک کار خیلی فوری با تو دارم بیا گفت من نزدیک شهرمان هستم، گفتم نه کار فوری با تو دارم، گفت نصف شب است، گفتم بیا مهم نیست‌‌می‌گفت آمد و  نزدیک خانه ما و در را باز کرد و گفت چه کار داری‌‌‌؟ گفتم دوستت دارم، گفت تو دیوانه‌ای، من را از آنجا از کنار خانه خودمان برگرداندی به اینجا‌‌ می‌گویی من دوستت دارم‌‌‌؟ گفتم معقول است که پیغمبر بگوید  120 هزار نفر توی گرما جمع کند، تو با ماشین کولردار بودی و خسته هم نبودی، آن‌هایی که رفته‌اند برگردند، آن‌هایی که نرسیده‌اند برسند که 10 نفر با حضرت  علی دعوا کرده‌اند؟

گفت سرش را انداخت پایین و هیچ چیزی نگفت، واقعاً حرف حساب جواب ندارد.

مجری:

در مورد فمن احق به منی که آقا امیر المؤمنین فرمودند و روایتش در کتب اهل سنت با سند صحیح آمده است، کلیپ آقای سجودی را پخش کردیم که گفتند حضرت علی گفتند من حق هستم و حضرت علی گفته من مولا هستم، مولا در اینجا به معنی سرپرست است؛ اما نگفته است که ابوبکر و عمر هم مولا نیستند!

عبارت فمن أحق به منی را ترجمه نمی‌کرد.

استاد ابوالقاسمی:

چرا پیامبر عقد برادری را با حضرت علی علیه السلام خوانده است و با ابوبکر و عمر نخواند‌‌‌ه است؟

این‌ها عبارت‌هایی است که جرأت‌‌ نمی‌کنند ترجمه کنند و همیشه در آن گیر می‌کنند.

والله اني لأخوه ووليه وابن عمه ووارثه ومن أحق به مني

فضائل الصحابة لابن حنبل  ج 2   ص 652، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

روایت را‌‌ نمی‌آورد، ارث بردن که نص صریح بر خلاف آقای ابوبکر است ترجمه‌‌ نمی‌کنند، اینکه چگونه پسر عمو ارث‌‌می‌برد‌‌‌ را توضیح نمی‌دهد؛ چون وقتی دختر هست، عمو‌‌ارث نمی‌برد چه رسد به پسر عمو؛ اما ارث امیرالمؤمنین را خود اهل سنت گفته‌اند.

در کتاب ذخائر العقبی می‌گوید:

ما يرث النبيون بعضهم من بعض كتاب الله وسنة نبيه

ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى  ج 1   ص 71، اسم المؤلف:  محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ ، دار النشر : دار الكتب المصرية - مصر

چیزی که تو از من ارث‌‌ می‌بری، انبیاء از انبیاء ارث‌‌ می‌برند که آن  آثار نبوت است، که البته در اینجا گفته است تمام کتاب و سنت من دست علی است.

جاهای دیگر دارد آثار نبوت، عصای حضرت موسی، خاتم سلیمان و زبور داود و سائر چیزهایی که از انبیا است، لباس حضرت یوسف و سائر آثاری که ا انبیاء باقی مانده بود، به حضرت علی علیه السلام رسید، چیزهایی که انبیاء از همدیگر ارث بردند، تابوت حضرت موسی و چیزهای دیگر،‌‌‌ این‌ها به حضرت علی علیه السلام رسیده  است کسی که عصای حضرت موسی را دارد، خاتم سلیمان را دارد، شایسته امامت است یا کسی که سینی‌‌ می‌گذاشت روی سرش و در خیابان‌‌ می‌چرخید‌‌می‌گفت من پول خلافت به من کم دادید مجبورم پارچه فروشی کنم، این کدامش باید واقعاً خلیفه شود‌‌‌؟

مجری:

آقای ابراهیمی گفتند که با این روایت بخاری و صحابه‌‌‌‌ای هم که گفته است کافر‌‌ می‌شود.

استاد ابوالقاسمی:‌‌

وقتی که قاعده‌ خراب باشد این طور‌‌ می‌شود، بخاری هم‌‌کافر می‌شود، صحابه هم‌‌ کافر می‌شوند، شما‌‌ می‌گویید همه صحابه بهشتی‌ هستند، بهشتی کافر است؟

ما‌‌ می‌گوییم‌‌‌ باید مبنای علمی درست شود، تا آن‌ها درست نشود، مشکلات دیگر حل‌‌ نمی‌شود.

من دوباره تأکید کنم، ما کارخانه تکفیر نداریم و کارخانه شیعه سازی هم نداریم، اهل بیت علیهم الصلوۀ و السلام فرمودند: اگر کسی آدابی که ما گفته‌ایم را رعایت نکند، شیعه نیست ممکن است بعداً شیعه شوند؛ اما آن موقعی که خلاف سنت اهل بیت برود شیعه به حساب‌‌نمی‌آید،  شیعه یعنی پیرو، ناراحت هم نشوند از این حرف، من ابوالقاسمی اگر مخالفت با دستورات اهل بیت علیهم السلام کنم، شیعه نیستم، آیا فحاشی به مخالفین شیوه اهل بیت علیهم السلام است‌‌‌؟

استاد قزوینی گفتند: آقای اللهیاری، من دستت را هم‌‌می‌بوسم فحش نده، این من دستت را‌‌ می‌بوسمش را بریده‌اند و آن تهش را حذف کردند، گفتند آقای قزوینی‌‌می‌گوید دست اللهیاری را‌‌ می‌بوسم، نه‌‌ تهش را هم بگذار، اللهیاری من دستت را هم‌‌ می‌بوسم فحش نده قبول نکرد،‌‌ آیا این روش اهل بیت است‌‌‌؟

حد قذفی که باید بخورد در مورد آن حرف‌هایی که در مورد مراجع عظام زده است، توهینی که به آیت الله العظمی بهجت کرده است، توهینی که به آیت الله العظمی وحید کرده است،‌‌‌ این‌ها را ما‌‌ نمی‌توانیم  نادیده بگیریم، قبلاً هم گفته بودیم این آقا هیچ چی از شیعه‌گری‌‌ نمی‌داند، بله همانطوری که طرف‌‌ می‌گفت رفته بودم تیمارستان یک دیوانه‌‌‌‌ای بود خوب سؤالات را جواب‌‌ می‌داد،‌‌ حالا این هم یک دیوانه‌‌‌‌ای است که سؤالات اهل سنت را خوب بلد است جواب بدهد، قاعده دستش است و آن‌ها را جواب‌‌می‌دهد؛ اما شیعه‌گری را از او نباید یاد گرفت، این روش شیعه‌گری نیست.

پایان.



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر