صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 11 مهر 1394 تعداد بازديد: 1017 
سراب وهابیت 150 - تبیین و اثبات ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام از احادیث پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در منابع اهل سنت- بررسی حادثه «منا»
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 11/07/94

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

خدمت شما خوبان عرض سلام دارم و باز هم روز عید غدیر را تبریک عرض می‌کنم؛ بیننده برنامه سراب وهابیت هستید طبق معمول در خدمت دو کارشناس عزیز و ارجمند استاد روستایی و استاد عباسی هستیم و بنده به نمایندگی از شما خوبان خدمت این عزیزان عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ سلام علیکم؛ 

استاد روستایی:

سلام علیکم و رحمت الله؛ بنده هم خدمت شما و جناب استاد عباسی و بینندگان عزیز و فهیم شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوارم تا به این لحظه طاعات آن‌ها قبول باشد و اعیاد بر بینندگان عزیز مبارک باشد و هم‌چنین به نوبه خود لازم می‌دانم که به خانواده محترم حجاجی که در حادثه «منا» و حادثه سقوط عمدی جرثقیل جان خود را از دست دادند تسلیت عرض کنم.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمت الله؛ بنده هم خدمت جناب استاد روستایی و همه بینندگان عزیز و گرامی ‌شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ همچنین ایام عید سعید غدیر خم را تبریک عرض می‌کنم و بنده به نوبه خود خدمت خانواده‌هایی که در این فاجعه عظیم بستگان و عزیزان خود را از دست دادند تسلیت عرض کنم و در این ایام که ایام امامت و ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام است برای این عزیزان طلب علو درجات را دارم.

مجری:

بینندگان عزیز و ارجمند ایامی‌ که پشت سر گذاشتیم ایام غدیر بود و ویژه برنامه‌هایی از طریق شبکه جهانی ولایت تقدیم حضور شما شد و همچنین ایامی ‌که پشت سر گذاشتیم مربوط به حادثه غم‌بار «منا» هم بود و امشب قصد داریم همراه دو کارشناس عزیزی که در استدیو هستند به هر دو مطلب بپردازیم؛ در بخش ابتدایی در خدمت استاد روستایی هستیم. 

استاد روستایی:

در این ایامی ‌که ایام دهه ولایت و مختص به امیرالمومنین علیه‌السلام بود مطالب گهربار و نابی در این شبکه پخش شد و شبکه‌های وهابی هم دچار آشفتگی بودند و بعضی‌ها هم سعی کردند ویژه برنامه‌هایی بگذارند تا به خیال خودشان بتوانند برای بینندگان پاسخی داشته باشند یا شاید چیزی را مطرح کنند غافل از اینکه خیلی کوچک‌تر از این هستند که بتوانند مطالبی مطرح کنند؛ اما در بعضی از این شبکه‌ها اشکال کرده‌اند که اگر رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌خواست بگوید امیرالمومنین علیه‌السلام جانشین من است باید می‌گفت «خلیفتی» یعنی خلیفه من است.

مجری:

دوست دارید سوال را از زبان خودشان بشنویم؟ کلیپ آن را با هم ببینیم.

کلیپ:

...تصاویر مربوط به رسانه‌های وهابی و معاند اسلام می‌باشد...

کارشناس وهابی:

مگر می‌شود در مورد یک امر بسیار بزرگی که نپذیرفتن آن کفر است، پیامبر بزرگوار اسلام از کنایه استفاده کند و به وضوح و روشنایی برای امتش بیان نکند؟ عجیب است یعنی حتی آسان‌ترین الفاظ مثل «خلیفتی» و «ولی امرکم» یعنی الفاظی که هر کس راحت بتواند آن را بفهمد استفاده نکرده است. الله ولی الذین امنوا...

مجری:

استاد روستایی ایشان گفتند که آیا پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم برای امیرالمومنین علیه‌السلام لفظ «خلیفتی» را فرموده است که علی علیه‌السلام خلیفه بعد از من است یا خیر؟

استاد روستایی:

بینندگان عزیز می‌دانند من همیشه بحث تحریف متون را می‌گویم منتها این بار می‌خواهم تحریف‌های رسانه‌ای این‌ها را بیان کنم با این که ما بارها این الفاظ را بیان کردیم اما این‌ها می‌گویند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نفرموده است! من چند لفظ را که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم پیرامون ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام بیان کرده است من جمله واژه خلیفتی را می‌گویم منتها اجازه دهید از قبل‌تر شروع کنم یعنی ابتدا خلیفتی را بیان نکنم؛ یکی از واژگانی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم برای امیرالمومنین علیه‌السلام به کار برده است واژه «اولی» است؛ در «بغية الرائد فى تحقيق مجمع الزوائد» آمده است که آقای وهب ابن حمزه می‌گوید با علی علیه‌السلام از مدینه تا مکه بودم از علی علیه‌السلام چیزهایی دیدم که خوشم نیامد پیش خود گفتم اگر به مکه برسم شکایت تو را به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌کنم سپس می‌گوید زمانی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را دیدم گفتم از علی علیه‌السلام چنین و چنان دیدم حضرت فرمود:

فقال: «لا تَقُلْ هذا فَهُوَ أَوْلَى الناس بِكُمْ بَعْدِي»

بغية الرائد فى تحقيق مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج9 ص 138، اسم المؤلف: نور الدين علي بن أبي بكر الهيثمي (المتوفى : 807هـ)، دار النشر: دار الفكر، بيروت-لبنان، 1414هـ - 1994م، تحقیق: عبد الله الدرويش

پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند: این‌گونه نگو؛ سزوارترین فرد برای شما بعد از من ایشان است 

سند هم معتبر است و من قبلا در برنامه تریبون آزاد به نقل از ابن قیم جوزیه در کتاب المهاجر الی ربه، معنای اولی را گفته‌ام؛ وقتی قرآن می‌گوید پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم اولی است یعنی اگر کسی این پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را سزاوار نبینید اگر کسی از این پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با تمام وجود اطاعت نکند اگر کسی این پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را برخودش در تمام شرایط و در تمام تصمیم گیری‌ها مقدم نکند و کمال اطاعت را نداشته باشد اصلا مسلمان نیست و دین ندارد؛ این رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم همین کلمه اولی را برای امیرالمومنین علیه‌السلام به کار برده است یعنی باید کمال اطاعت را از علی علیه‌السلام داشته باشیم.

واژه دوم، واژه «احق» است که یک روایت طولانی در کتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل وجود دارد که مطالبی را در ماجرای آیه تطهیر پیرامون اهل بیت بیان می‌کند و در آخر حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌فرماید:

ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي، وَأَهْلُ بَيْتِي أَحَقُّ»

فضائل الصحابة لابن حنبل ج 2  ص 577، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

خدایا اهل بیت من این‌ها هستند ( امام علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام) و اهل بیت من سزاوارترین موجودات هستند

كه سند اين روايت هم حسن است پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به صورت مطلق می‌گوید یعنی در همه کمالات و فضائل و سایر امور سزاوارند. 

واژه سوم کلمه «امام» و «قاعد» است؛ امام یعنی پیشوا و قاعد هم یعنی رهبر که روایت معتبری در منابع اهل سنت با این واژه داریم.

ابی نعیم اصبهانی در کتاب «معرفة الصحابة» از آقای عبدالله بن اسعد نقل مي‌کند که:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَى، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلَاثٍ: أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ "

معرفة الصحابة ج 3  ص 1587، اسم المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)، دار النشر : دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: الأولى 1419 هـ - 1998 م، تحقيق : عادل بن يوسف العزازي

پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند: در شب معراج من را به صدره المنتهی بردند خداوند در مورد علی علیه‌السلام سه مطلب را به من وحی کرد: که همانا او پیشوای پرهیزکاران و سرور مسلمانان و رهبر پیشانی سفیدان به سوی بهشت است 

پس اگر آقایان وهابی نپذیرند اشکالی ندارد؛ ما از اول گفتیم که امیرالمومنین علیه‌السلام امام المتقین است شما که متقی نیستید؛ امیرالمومنین علیه‌السلام سید المسلمین است شما که خوارج امت هستید؛ امیرالمومنین علیه‌السلام رهبر پیشانی سفیدان به سوی بهشت است و شما هم جهنمی ‌هستید پس طبیعی است که نپذیرید.

پس تا به این‌جا واژه «اولی» و «احق» و «امام» و «قاعد» درباره‌ی امیرالمومنین علیه‌السلام بیان شد؛ پنجمین مورد همین واژه «خلیفتی» است که این آقا گفتند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در شأن امیرالمومنین علیه‌السلام نگفته است؛ آقاي «أبو بكر بن أبي عاصم» در کتاب «السنة» در روایت 1188 می‌نویسد:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِيٍّ: «أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ نَبِيًّا، إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي ان أَذْهَبَ إِلَّا وَأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي»

السنة ج 2  ص 565، اسم المؤلف: أبو بكر بن أبي عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاك بن مخلد الشيباني (المتوفى: 287هـ)، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى،1980هـ- 1400م، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني

ابن عباس نقل می‌کند که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به علی علیه‌السلام فرمودند: جایگاه تو برای من همانند جایگاه ‌هارون برای موسی است جز اینکه تو پیامبر نیستی و شایسته نیست من بروم جز اینکه تو خلیفه من برای همه مومنان بعد از من باشی

این جمله به صورت مطلق است یعنی چه از دنیا بروم و چه این‌که به مسافرت یا جایی بروم و برگردم تو خلیفه من برای همه مومنان بعد از من هستی؛ اما تا حدیث منزلت را برای آقایان می‌گوییم آن‌ها می‌گویند این در مورد زمان حیات پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است!

ما می‌پرسیم که یک روایت بیاورید که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم تنهای تنها به جائی رفته باشند و احدی همراهشان نباشد تا امیرالمومنین علیه‌السلام بر کل امت مومن ولایت داشته باشند؛ پس در زمان حیات پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم این امر محقق نشده است اما ولایت بر کل امت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در زمان بعد از وفات رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم محقق شده است و ولایت حضرت ‌هارون علیه‌السلام هم بر کل مردم بود و ربطی به زنده و مرده نداشت چون حضرت موسی علیه‌السلام تنها به کوه طور رفت و حضرت‌ هارون علیه‌السلام ماند و یک امت موسی؛ بنابر این حضرت‌ هارون علیه‌السلام بر کل امت ولایت داشت و پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هم نسبت به امام علی علیه‌السلام می‌فرماید من می‌خواهم همان جایگاه یعنی ولایت بر کل امت داشته باشی؛ و این ولایت بعد از شهادت حضرت رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم محقق شد. 

اما در عبارت بعدی به سراغ کلمه «مولا» می‌رویم؛ آقای ابن کثیر شاگرد آقای ابن تیمیه در کتاب «البداية والنهاية» در ماجرای غدیر می‌نویسد: 

عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ: «لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، وَنَزَلَ غَدِيرَ خُمٍّ، أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِمْنَ، ثُمَّ قَالَ: " كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأُجِبْتُ، إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، ... ثُمَّ قَالَ: " اللَّهُ مَوْلَايَ، وَأَنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ ". ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: " مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ ". فَقُلْتُ لِزَيْدٍ: سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ؟ فَقَالَ: مَا كَانَ فِي الدَّوْحَاتِ أَحَدٌ إِلَّا رَآهُ بِعَيْنَيْهِ وَسَمِعَهُ بِأُذُنَيْهِ.»

البداية والنهاية ج 7 ص 668، اسم المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي، المتوفى: 774هـ، دار النشر: دار هجر، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي

زید بن ارقم نقل می‌کند: زمانی که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم از حجه الوداع باز می‌گشتند در غدیر خم امر کردند که چیزی برایم آماده کنید که به بالای آن بروم سپس (حضرت بالای آن منبر رفتند و) فرمودند: نزدیک است که من دعوت حق را لبیک بگویم و من بین شما دو چیز گران‌بها می‌گذارم... سپس فرمود: خدا مولا (و سرپرست) من است و من سرپرست تمام‌ مومنان هستم سپس دست علی علیه‌السلام را گرفتند و فرمودند: هر کس من ولی او هستم این شخص (یعنی امام علی علیه‌السلام) هم ولی اوست، خدایا یاور و سرپرست کسی باش که او سرپرستش است (یعنی امام علی علیه السلام) و دشمن کسی باش که با او دشمنی کند

من به زید گفتم: تو از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم شنیدی؟ زید گفت در آن‌جا کسی نبود مگر این‌که این ماجرا را هم دید و هم شنید.

سپس می‌گوید:

قَالَ شَيْخُنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الذَّهَبِيُّ: وَهَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ.

البداية والنهاية ج 7 ص 668، اسم المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي، المتوفى: 774هـ، دار النشر: دار هجر، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي

ذهبی می‌گوید: که این حدیث صحیح است

پس پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود هر کس که من مولای او هستم علی علیه‌السلام  ولی اوست؛ همچنین پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در جای دیگر فرموده است هرکس که من ولی او هستم علی هم ولی اوست و این مطلب را آقای هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» نقل می‌کند که:

14626 - وَعَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ: ان رَسُولَ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ، فَقَالَ: أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج 9 ص 92، اسم المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الكتب العلمية –بیروت-لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م، تحقیق: محمد عبد القادر أحمد عطا

سعد بن ابی وقاص نقل می‌کند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دست علی علیه‌السلام را گرفت و فرمودند: آیا من سزوارترین مردم به خودشان نیستم؟

یعنی همان واژه‌ای که ابن قیم گفت و اگر کسی این واژه را در مورد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم قبول نداشته باشد اصلا دین ندارد و مسلمان نیست لذا همه گفتند: بله و بلافاصله پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود:

مَنْ كُنْتُ وَلَيُّهُ فَإِنَّ عَلِيًّا وَلَيُّهُ.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج 9 ص 92، اسم المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الكتب العلمية –بیروت-لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م، تحقیق: محمد عبد القادر أحمد عطا

هر کس من سرپرست او هستم پس علی علیه‌السلام هم سرپرست اوست

این ولی دقیقا به همان معنای اولی است و ما قبلا این مسئله را ثابت کرده‌ایم که معنی حقیقی ولی به معنای والی و سرپرست است؛ سپس ایشان در ادامه می‌نویسد: 

رَوَاهُ الْبَزَّارُ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج 9 ص 92، اسم المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الكتب العلمية –بیروت-لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م، تحقیق: محمد عبد القادر أحمد عطا

بزار این حدیث را نقل کرده است و راویانش هم ثقه هستند 

پس تا به این‌جا واژه «اولی» و «احق» و «امام» و «قاعد» و «خلیفه» و «مولا» و «ولی» درباره‌ی امیرالمومنین علیه‌السلام بیان شد؛ اما کمی درباره‌ی معنای واژه «ولی» توضیح دهم.

ما قبلا از كتاب «المصباح المنير» آقای فیومی از مصادر اهل سنت ‌در جلد دوم و صفحه 672 بر اساس نرم افزار جامع الکبیر در این زمینه توضیح دادیم اما امشب می‌خواهم این معنای را با یک آدرس دیگر تکرار کنم؛ آقای ملا علی قاری در کتاب «مرقاه المفاتیح» بر جمله عمر که کلمه مولا را به کار برده است شرحی می‌زند و می‌گوید:

وَقَوْلِ عُمَرَ لِعَلِيٍّ: أَصْبَحْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ [أَيْ: وَلِيَّ كُلِّ مُؤْمِنٍ]

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح  ج 9 ص 3937، اسم المؤلف:  علي بن (سلطان) محمد، أبو الحسن نور الدين الملا الهروي القاري (المتوفى: 1014هـ)، دار النشر : دار الفكر، بيروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م

عمر به علی علیه‌السلام گفت: مولای همه مومنین شدی(یعنی: سرپرست همه مومنین)

پس والی یعنی فرماندار و سرپرست و حاکم؛ این که از منابع ما نیست بلکه خود عمر این مسئله را گفته است و آقای ملاعلی قاری هم می‌گوید: مولا یعنی والی؛ پس فکر می‌کنم حجت تمام باشد.

همچنین سایت وهابی اسلام وب قسمت مرکز الفتوی نوشته است:

معنى قول أبي بكر: أنا ولي رسول الله صلى الله عليه وسلم

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=146357 

معنای کلام ابوبکر (که گفت) من ولی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستم

و می‌خواهد کلمه ولی را معنی کند؛ پس سوال درباره‌ی معنای قول ابوبکر که عمر بن خطاب گفت ابوبکر گفته است انا ولی رسول الله و بعد می‌گوید وقتی ابوبکر مُرد من گفتم انا ولی رسول الله و ولی ابوبکر، معنای ولی این است که:

فمعنى هذا الكلام كما قال الشيخ العباد في شرح سنن أبي داود: أنا ولي الأمر من بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم...

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=146357 

همان طور که شیخ عباد در شرح سنن ابی داوود گفته است معنای کلام یعنی ولی الامر بعد رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است.

پس اگر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بگوید من کنت ولیه فعلی ولیه این معنی را ندارد؟! اما اگر ابوبکر بگوید انا ولی رسول الله یعنی او حاکم بعد از پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؟!

و این سایت هم سایت وهابی است؛ سراغ کلمه بعدی برویم...

مجری:

جناب روستایی شبکه‌های وهابی به این روایت یک پاسخ خیلی کوبنده داده‌اند (خنده) که با هم ببینیم.

کلیپ:

...تصاویر مربوط به رسانه‌های وهابی و معاند اسلام می‌باشد...

بیننده:

من می‌گویم شما می‌گویید غدیر در مورد دوستی حضرت علی علیه‌السلام است می‌خواستم بدانم آیا حضرت علی علیه‌السلام خودش در رابطه با روایت غدیر در کتب اهل سنت به دوستی استدلال کرده است و گفته است که با من دوست باشید؟ که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گفته باشد با من دوست باشید؟

مجری شبکه وهابی:

آیا ایشان عکس این را ادعا کرده است که من جانشین پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستم؟

بیننده:

من از شما می‌پرسم آیا در کتب شما به دوستی استدلال کرده است؟

مجری شبکه وهابی:

من جواب شما را می‌دهم؛ شما می‌خواهید بگویید که آیا علی موضوع غدیر خم را به دوستی استدلال کرده است یا خیر؟ ولی من از شما سوال می‌کنم آیا ایشان به جانشینی هم استدلال کرده است یا خیر؟

بیننده:

شما جواب سوال من را بدهید بعد...

مجری شبکه وهابی:

نه چنین استدلالی نکرده است؛ این جواب من حالا شما پاسخ دهید.

بیننده:

شما از کجا و با کدام استدلال چنین جوابی می‌دهید؟

مجری شبکه وهابی:

مگر شما نگفتید جواب بده؟ فرض کنید من گفتم استدلال نکرده است حالا جواب من را بدهید. من جواب شما را خواهم داد ولی شما بگویید که کجا علی غدیر خم را به جانشینی استدلال کرده است؟ شما مطرح کنید در کجا استدلال کرده است؟

بیننده:

اولین روایتی که می‌خواهم برای شما بخوانم روایتی صحیح در مجمع الزوائد است که آقای هیثمی ‌هم می‌گوید همه رجال آن از رجال صحیح بخاری و مسلم هستند؛ حضرت علی علیه‌السلام از زمان حیات رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم همیشه و دائم می‌گفت -وقتی اول روایت می‌گوید «کان یقول» یعنی استمرار را می‌رساند- کان یقول فی حیات رسول الله از زمان حیات رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم حضرت علی علیه‌السلام اینگونه می‌فرمود به خدا قسم من برادر رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و جانشین و پسر عمو و وارث او هستم.

مجری شبکه وهابی:

همین روایت را برای من بگویید؛ لفظ حدیث را بگویید.

بیننده:

والله انی اخوه و ولیه و ابن عمه و وارثه فمن احق به منا

مجری شبکه وهابی:

بسیار خوب؛ مدرکش را بگویید.

بیننده:

در مجمع الزوائد جناب آقای هیثمی‌ آمده است.

مجری شبکه وهابی:

بقیه‌اش لازم نیست من می‌خواهم بگویم که شما گفته‌ای که حدیث صحیح است؛ سوال شما تمام شد پاسختان را خواهید گرفت؛ استاد بفرمایید

استاد وهابی:

البته مزاحمت‌های تلفنی به این صورت بهتر است که در نظر گرفته نشود چون این حق بیننده است که هزاران بیننده را می‌بینند و دنبال می‌کنند و یک نفر می‌خواهد که مطلب طبق خواسته و میل او جلو برود و در واقع این ظلم به حق دیگران است ولی تا اینکه برای بقیه روشن باشد که این نگاه یک نگاه مریض است کافی است که ما بگوییم که وقتی که مهمترین رکن دین مطرح می‌شود از آن‌جایی که برایشان اهمیت ندارد باید به موضوعی که فرد خودش هم می‌داند که این روایت با روایت او هیچ ارتباطی ندارد کشیده شود پس از حادثه غدیر می‌پرسد و به یک روایتی ربط می‌دهد که بحث آن روایت هم مستقل است و هیچ‌گونه ارتباطی به این موضوع ندارد؛ به هرحال به موضوع خود برگردیم، بحث نماز و شروط باطلی که در بحث اعمال قبل از نماز وجود دارد؛ یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که در بخش اول کتاب به آن اهمیت داده است...

مجری:

بله، پاسخ قانع کننده‌ای بود و گفتند که نماز و احکام نماز را مطرح کنیم (خنده)؛ بینندگان عزیز قضاوت با شما؛ منطق و پاسخ وهابیت این است و ادعا می‌کنند که ما دین و روایات را فهمیدیم اما دیدید که اوضاع پاسخ دادن آنان به چه صورت است.

استاد روستایی:

این بنده خدا می‌گوید یک کلمه به من نشان دهید که امیرالمومنین علیه‌السلام گفته باشد که با من دوست باشید چون پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در غدیر گفت با من دوست باشید؛ اما او وقتی می‌بیند که اربابانش معترض می‌شوند می‌گوید: فکر کنید نگفته است و بعد می‌گوید استاد بگو استاد هم می‌گوید نگاه بیننده مریض است!

یعنی چه؟ بینندهای که سوال دارد چه گناهی کرده است شبیه ماجرای فردی شده که از او پرسیدند فلان آیه قرآن یعنی چه؟ به دنبال او افتاد تا او را بزند! این هم مثل همان ماجرا شده است!

مجری:

اصلا سوال مربوط به موضوعاتی بود که خودشان مطرح کرده بودند و درخواست نظر کرده بودند.

استاد عباسی:

سپس طرح سوال می‌کند که آیا حضرت علی استناد کرده است یا نه؟! بیننده روایت را نشان می‌دهد.

مجری:

حتی مجری هم درخواست کرد که پاسخ بدهند ولی کارشناس نتوانست پاسخ دهد.

استاد روستایی:

بله و کارشناس نتوانست و درماند؛ کتاب مجمع الزوائد و منبع الفوائد می‌نویسد:

وَعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: ان عَلِيًّا كَانَ يَقُولُ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -:... وَاللَّهِ إِنِّي لَأَخُوهُ وَوَلِيُّهُ وَابْنُ عَمِّهِ وَوَارِثُهُ، فَمَنْ أَحَقُّ بِهِ مِنِّي.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج 9 ص 134، اسم المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث-القاهرة /‏دار الكتاب العربي-بيروت-1407

ابن عباس می‌گوید: علی علیه‌السلام در زمان حیات پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دائماً می‌گفت: به خدا قسم من برادر و ولی و پسر عمو و وارث پیامبر خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستم پس چه کسی به خلافت سزاوارتر از من است؟

سپس می‌گوید:

رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج 9 ص 134، اسم المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث-القاهرة /‏دار الكتاب العربي-بيروت-1407

آقای طبرانی این روایت را نقل کرده است و راویان او راویان صحیح بخاری هستند.

این روایتی است که بیننده می‌خواند و پرسید که شما می‌گویید دوستی؛ آیا حضرت علی علیه‌السلام به اینکه بگوید با من دوست باشید چون پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در غدیر گفت با علی علیه‌السلام دوست باشید، استدلال کرده است؟ و بیننده خیلی مستدل و منطقی و محکم جواب می‌دهد و بینندگان دیدند که آنان دستپاچه شدند و خود را گم کردند.

مجری:

نظر یک کارشناس دیگر را در مورد این روایت با هم ببینیم که ولی را به چه چیزی ترجمه کرده است.

کلیپ:

سجودی:

می‌گوید معنی ولی را بگو؛ ولی به معنای سرپرست امور است؛ حضرت علی در زمان حیات رسول الله وقتی به این آیه رسید که اگر رسول خدا بمیرد یا کشته شود شما دوباره کافر می‌شوید و حضرت علی گفت قسم به خدا که ما کافر نمی‌شویم بعد از اینکه خدا ما را هدایت کرد و اگر ایشان وفات یافت یا شهید شد قسم به خدا همان جنگی که ایشان با مردم مشرک می‌کرد من هم خواهم کرد قسم به خدا که من برادرش هستم و من ولی‌اش یعنی سرپرست امورش هستم؛ ببینید در بزرگ‌ترین سوره قرآن (بقره) هم ولی را نوشته است فقط یک جا که ننوشته است اگر کسی حقی بر سرش است مثلا قرضی دارد یا نادان است یا ضعیف است یا مرده است این‌جا باید مردن را بیاورم چون حضرت، پیامبر را بعد از مردنش می‌گوید و نمی‌تواند بنویسد؛ پس کسی که ولی اوست یعنی سرپرست اوست پس می‌گوید من سرپرست یعنی ولی او هستم یعنی یک ولی نداشته این‌جا می‌گوید من پسرعمه‌اش هستم دیگر معنی‌اش این نیست که پسر عمه دیگر نداشته است می‌گوید من وارثش هستم معنی‌اش این نیست که دیگر پیامبر وارث نداشته وارثش که اصلا دخترش است و نصف مال به دختر می‌رسد بقیه هم به مردم می‌رسد پس چون حضرت علی گفته من وارث پیامبرم یعنی همه مالش مال من است؛ علما وارث انبیا هستند دیگر پس آن‌ها هم بگویند که ما وارث پیامبریم و چه کسی به من نسبت به پیامبر باحق‌تر از این است که این کار را انجام دهد؛ از این فرموده حضرت علی اینطور نتیجه گرفته نمی‌شود که چون که حضرت علی سرپرست کارهای پیامبر بوده است حضرت عمر و حضرت ابوبکر را کسی سرپرست نکرده است.

مجری:

ملاحظه فرمودید پس مشخص شد طبق گفته همین کارشناسان وهابی «ولی» در این روایت به معنای سرپرست است و هیچ شبهه‌ای در این خصوص وارد نکردند اما مطلب دیگری هم گفتند که حضرت علی علیه‌السلام در این حدیث سرپرست است ولی نیامده که ابوبکر و عمر سرپرست نیستند؟

استاد روستایی:

قبل از آن چند مطلب دیگر هم گفت و من واقعا تاسف خوردم برای این افرادی که نام خودشان را کارشناس می‌گذارند و به بینندگان خیانت می‌کنند؛ لااقل دو کلمه عربی یاد بگیرید آن یکی منزل‌گاهی که نامش زباله است را با زباله دانی اشتباه می‌گیرد و این یکی پسر عمو را با پسر عمه اشتباه می‌گیرد! و می‌گوید او گفته من تنها پسر عمه‌اش هستم یعنی دیگر پسر عمه‌ای نداشت!

حضرت علی علیه‌السلام پسر عموی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است اگر می‌خواست بگوید پسر عمه می‌گفت «ابن عمته» و ابن عمته با ابن عمه فرق دارد و این آقا فرق بین پسر عمو و پسر عمه را متوجه نمی‌شود.

نکته بعدی می‌گوید حضرت علی علیه‌السلام که گفته من وارثش هستم یعنی همه مال پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم مال من است! ولی مگر پسر عمو تا موقعی که دختر فرد است و وارثانی دارد ارث می‌برد؟ این‌جا بحث وراثت علمی ‌است که امیرالمومنین علیه‌السلام وارث علوم پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است.

مجری:

همچنین این‌ها می‌گفتند که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ارث نمی‌گذارد پس چطور شد که ارث گذاشت؟

استاد روستایی:

وقتی که به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌رسند می‌گویند پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ارث نمی‌گذارد اما به این روایت که می‌رسند می‌گویند حضرت علی علیه‌السلام که گفته من وارث او هستم یعنی من وارث همه اموالش نیستم بلکه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم وارث اموالش است! و این یک مشکل و تضاد جدی در گفتار آن‌ها است.

بنده یک بار دیگر عبارت را با تاکیدهایش بیان می‌کنم که اولا آمده است: «أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَقُولُ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ »

«أَنَّ» از ادات تاکید است و این جمله یک جمله اسمیه است و تاکید دومی است. همچنین «كَانَ يَقُولُ» هم دلالت بر استمرار می‌کند؛ از بقیه مطالب می‌گذریم تا به این تاکیدات می‌رسیم که «وَاللَّهِ إِنِّي لَأَخُوهُ» که این‌جا «وَاللَّهِ» دوباره تاکید است و «إِنِّي» تاکید دیگری است و جمله «إِنِّي لَأَخُوهُ» هم جمله اسمیه است و تاکید دیگری است و حرف لام در «لَأَخُوهُ» هم تاکید است و در ادامه می‌فرماید «فَمَنْ أَحَقُّ بِهِ مِنِّي» چه کسی از من بر این کار سزاوارتر است یعنی افراد دیگر سزاوار نیستند و سزاوارترین من هستم؛ شما که می‌خواهید برای دیگران سزاواری درست کنید و بگویید که آن‌ها هم سزاوار خلافت بودند حداقل دلیل بیاورید؛ شما خودتان در مورد ابوبکر می‌گویید که:

والنص منتف في حق أبي بكر 

شرح المقاصد في علم الكلام ج 2  ص 281، اسم المؤلف: سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازاني الوفاة: 791هـ ، دار النشر : دار المعارف النعمانية - باكستان - 1401هـ - 1981م ، الطبعة : الأولى

مجری:

وقتی امیرالمومنین علیه‌السلام این‌جا احق را گفته است همین واژه افراد دیگر را کنار مي‌زند.

استاد روستایی:

بله؛ لذا این‌ها با یک آشفتگی مواجه و گرفتار شده‌اند؛ بنده فقط دو واژه دیگر را عرض می‌کنم و در خدمت استاد عباسی خواهیم بود.

تا به این لحظه واژه‌های اولی، احق، امام، قاعد، خلیفه، مولی، و ولی را بیان کرده و معنای ولی و مولا را هم گفتیم؛ من دو عبارت دیگر را هم می‌گویم؛ در کتاب المستدرک علی الصحیحین النیشابوری آمده است که:

جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ آخِذٌ بِضَبْعِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَهُوَ يَقُولُ: «هَذَا أَمِيرُ الْبَرَرَةِ، قَاتِلُ الْفَجَرَةِ، مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ، مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ» ، ثُمَّ مَدَّ بِهَا صَوْتَهُ

المستدرك على الصحيحين ج 3  ص129، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دارالمعرفة-بيروت، بي تا، تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلي

جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در حالی‌که دست علی بن ابی طالب علیه‌السلام را گرفته بود شنیدم که فرمود: این فرد امیر پرهیزکاران و کشنده فاجران (گنهکاران) است هر کس او را یاری کند یاری می‌شود و هر کس او را تنها بگذارد تنها می‌ماند، پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم صدایشان را بلند کردند و این جملات را فرمودند.

سپس حاکم می‌گوید:

«هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»

المستدرك على الصحيحين ج 3  ص129، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دارالمعرفة-بيروت، بي تا، تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلي

سند این روایت صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را ذکر نکرده‌اند

 البته امثال شمس الدین ذهبی خواستند این روایت را رد کنند اما شمس الدین ذهبی که معلوم الحال است چون او می‌گوید حدیث طیر، طرق فراوانی دارد بعد می‌گوید وقتی طرق زیادی دارد معلوم می‌شود که این روایت اصل و اساسی دارد اما در جای دیگر می‌گوید قلبش قبول نمی‌کند! حدیثی که در حد یک جلد سند دارد و درست است می‌گوید آن را قلب قبول نمی‌کند! لذا ایشان برای ما معتبر نیست و حاکم نیشابوری می‌گوید این حدیث صحیح است.

واژه بعدی کلمه اولی و اولیاء است یعنی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم اولی و مولی را هم مثل اولی و ولی در کنار هم آورده است که عبارت اولیاء جمع ولی است و واژه ولی نیز به معنای سرپرست است؛ آقای ابن حجر عسقلانی در کتاب المطالب العالية آورده است كه:

قَالَ : ان النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ ، ثُمَّ خَرَجَ آخِذًا بِيَدِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ ان اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى رَبُّكُمْ ؟ قَالُوا : بَلَى ، قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسَلَّمَ : أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ ان اللَّهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ، وَأَنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أَوْلِيَاؤُكُمْ ؟ فَقَالُوا : بَلَى قَالَ : فَمَنْ كَانَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مَوْلاَهُ ، فَإِنَّ هَذَا مَوْلاَهُ ، وَقَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا ان أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا : كِتَابُ اللَّهِ تَعَالَى ، سَبَبُهُ بِيَدِهِ ، وَسَبَبُهُ بِأَيْدِيكُمْ ، وَأَهْلُ بَيْتِي

هَذَا إِسْنَادٌ صَحِيحٌ ،

المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ج 16 ص 142، اسم المؤلف:  أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، دار النشر: دار العاصمة، دار الغيث - السعودية،الطبعة: الأولى، 1419هـ، تحقیق: رسالة علمية قدمت لجامعة الإمام محمد بن سعود، تنسيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشثري

پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در کنار درختی در وادی غدیر خم دست علی بن ابیطالب علیه‌السلام را گرفتند و فرمودند: آیا شهادت می‌دهید که خدا پروردگار و خالق شماست؟ مردم گفتند: بله؛ فرمود: آیا شهادت می‌دهید که خدا و رسول سزاوارترین موجودات از شما به خودتان هستند؟ و خدا و رسولش اولیاء شما هستند؟ مردم گفتند: بله؛ فرمود: هر کسی که خدا و رسول مولای (سرپرست) اوست علی نیز مولای اوست (و همین ویژگی‌ها را دارد) قطعاً من در بین شما چیزی را رها کردم و گذاشته‌ام که اگر به آن تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید یکی از آن‌ها کتاب الله تعالی است که در دست من و شماست و دومین اهل بیت من است.

اسناد این روایت صحیح است.

و همه می‌دانند که طبق روایت صحیح مسلم، امیرالمومنین علیه‌السلام مصداق اهل بیت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است؛ و همه می‌دانند که آقای ابابکر و عمر و عثمان مصداق اهل بیت علیهم‌السلام نیستند.

من از این شبکه‌های وهابی سوالی دارم که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم چه بگوید تا شما بفهمید؟ ایشان خلیفه و امام و قاعد و امیر و مولی و اولی و ولی را فرمود؛ او باید از چه لفظی استفاده کند و چه بگوید تا شما متوجه شوید؟

مجری:

دوست داریم که به بحث فاجعه «منا» ورود پیدا کنیم و در خدمت استاد عباسی باشیم اما قبل از آن دروغ ممنوع را با همدیگر می‌ببینیم.

کلیپ:

...دروغ ممنوع...

خدمتی:

انسان مومن هرگز دروغ نمی‌گوید...

خدمتی:

مصداق سوره کوثر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است؛ فرمودید امام زمان که نزد اهل سنت متولد می‌شود مگر حضرت زهرا ذریه‌اش باقی است؟ مگر ذریه حضرت زهرا منقطع می‌شود؟ پس شما سوره کوثر را در چه می‌دانید؟ ان شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ؛ اگر بنا باشد ذریه حضرت زهرا و ذریه رسول اکرم قطع شود این آیه نمی‌آمد؛ دشمن پیامبر منقطع النسل است خود رسول الله منقطع النسل نیست و تا روز قیامت نسل حضرت ادامه دارد این همه سید در دنیا وجود دارد.

خدمتی:

آقایان مصداق کوثر را حضرت زهرا گفته‌اند در حالی که به معنای حوض و خیر کثیر است بعضا هم آقایان گفته‌اند که الکوثر یعنی حضرت زهرا؛ در حالی‌که إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ یعنی خیر کثیر یا آن حوض کوثری که خداوند به رسول الله اختصاص داده است که از آن حوض به امتش شربتی یا آبی بنوشاند که هرگز تشنه نشوند.

خدمتی:

فرمودید امام زمان که نزد اهل سنت متولد می‌شود مگر حضرت زهرا ذریه‌اش باقی است؟ مگر ذریه حضرت زهرا منقطع می‌شود؟ پس شما سوره کوثر را در چه می‌دانید؟ ان شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ؛ اگر بنا باشد ذریه حضرت زهرا و ذریه رسول اکرم قطع شود این آیه نمی‌آمد؛ دشمن پیامبر منقطع النسل است خود رسول الله منقطع النسل نیست و تا روز قیامت نسل حضرت ادامه دارد این همه سید در دنیا وجود دارد

خدمتی:

بعضا هم آقایان گفته‌اند که الکوثر یعنی حضرت زهرا؛ در حالی‌که إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ یعنی خیر کثیر یا آن حوض کوثری که خداوند به رسول الله اختصاص داده است که از آن حوض به امتش شربتی یا آبی بنوشاند که هرگز تشنه نشوند.

خدمتی:

علی لعنت الله علی الکاذبین 

لعنت خدا بر دروغ گویان باد بر ما هم باد اگر دروغ می‌گوییم

 مجری:

فاجعه‌ای که در عید قربان رخ داد و دل‌ها را داغ‌دار کرد و هنوز هم غمش در دل‌ها سنگینی می‌کند هر چند بعد از آن آل سعود خودش را جمع کرد و الان در وضعیتی است که مقداری با حادثه دیدگان این جریان همکاری می‌کند اما غمی ‌که بر دل‌های مسلمانان و بر دل هرکسی که بوئی از بشریت برده باشد سنگینی می‌کند به خاطر همین امشب استاد عباسی در این باره مطالبی خواهند داشت و إن‌شاءالله در سال‌های آینده شاهد این باشیم که کعبه از حصار آل سعود خارج شود.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

در رابطه با مسئله «منا» یک بحث بحث جنایتی است که اتفاق افتاده و کسانی که در این حادثه جان خود را از دست داده‌اند یا زخمی‌ و مجروح شده‌اند و من فکر می‌کنم بخشی از قضیه در رابطه با همین‌ها هم به طور کلی پنهان مانده است و آن آسیبهای بسیار شدید روحی برای کسانی است که در حج امسال حضور داشتند ولو اینکه خودشان نه زخمی‌ شده باشند نه اتفاقی برایشان افتاده باشد؛ صرف حضور در حج امسال، حجی که سراسر دلهره و اضطراب بود واقعا تاسف بار بود که یکی از این حاجیان بزرگوار وقتی بازگشته بود می‌گفت ما حقیقتا هیچ چیزی از حج نفهمیدیم یعنی واقعه‌ای که در طول عمر یک نفر به احتمال قوی یکبار برای او اتفاق می‌افتد و یک بار توفیق پیدا می‌کند که به خانه خدا برای حج واجب مشرف شود این واقعه را آن قدر تلخ کردند و دلهره آور و ترس‌آور کردند که حاجیان بزرگوار واقعا به مشقت افتادند و چیزی از حج متوجه نشدند؛ من فکر می‌کنم نسبت به همین مقدار هم واقعا بیان کافی اتفاق نیفتاده است و عمده صحبت‌ها در رابطه با کسانی است که جانشان را در این واقعه از دست دادند یا مجروح شدند اما بقیه افراد صدها برابر بیشتر از کسانی که با آن مشقت جانشان را از دست دادند، مصیبت‌ها و مصائب را تحمل می‌کنند و حتی آسیبهای روحی‌ای که دیگران دیدند که این بحث را در فرصت مناسب دیگری ادامه می‌دهیم؛ اما می‌خواهم این موضوع را عرض کنم که ما آیات و روایات فراوانی در رابطه با حرم امن الهی داریم؛ من مطالب خیلی جالبی در منابع برادران اهل سنت نسبت به خانه خدا دیدم که این حرم، حرم امن قرار داده شده است یعنی اراده الهی این است که این حرم امن باشد؛ در آیات قرآن و در روایات آمده است که این حرم باید خالی از هرگونه تشویش و التهاب و اضطراب و دلهره و نگرانی و ناراحتی باشد که من بعضی از موارد را عرض می‌کنم؛ در درجه اول ساکن این منطقه کسی است که در این منطقه زندگی می‌کند و کسی که در این منطقه حاکمیت دارد در هر صورت مسئول است و اجازه مستقیم یا غیر مستقیم برای ریختن خون کسی را در حرم امن الهی ندارد؛ این مطلب در کتاب «اخبار مکه فاکهی» به نقل از عبدالله بن عمر آمده است که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بر گروهی از قریش که در سایه کعبه نشسته بودند گذشتند و فرموند:

فَلَمَّا انْتَهَى إِلَيْهِمْ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ قَالَ: " اعْلَمُوا أَنَّهَا مَسْئُولَةٌ عَمَّا يُعْمَلُ فِيهَا، ان سَاكِنَهَا لَا يَسْفِكُ دَمًا، وَلَا يَمْشِي بِنَمِيمَةٍ "

أخبار مكة في قديم الدهر وحديثه ج 1  ص 333، اسم المؤلف: محمد بن إسحاق بن العباس الفاكهي أبو عبد الله الوفاة: 275 ، دار النشر : دار خضر - بيروت - 1414 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : د. عبد الملك عبد الله دهيش

زمانی که از آن جا گذشت بر آن‌ها سلام کرد و فرمودند: بدانید کسی که در این‌جا سکونت دارد مسئول چیزی است که در این‌جا اتفاق می‌افتد؛ کسی که ساکن در این‌جا است حق ریختن خونی را ندارد و حق ندارد سخن چینی کند

که همه اینها کنایه‌هایی از ایمنی و تامین امنیت مکه است و این یک روایت واضح و آشکار در این رابطه است؛ مورد دیگر روایات ذیل آیات بیان مقام ابراهیم است كه:

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ

سوره آل عمران آیه97

در آن نشانه‏‌هايى روشن است [از جمله] مقام ابراهيم است و هر كه در آن درآيد در امان است و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد و هر كه كفر ورزد يقينا خداوند از جهانيان بى‌نياز است

آلوسی در ذیل این آیه یک مطلبی دارد که افراد و حتی حیوانات وحشی و پرندگان و حتی نباتات در ایمنی کامل هستند؛ او در ذیل این آیه آورده که:

إما للعقلاء أولهم ولغيرهم على سبيل التغليب لأنه يأمن فيه الوحش والطير بل والنبات 

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ج 4  ص 6، اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت

(این آیه) اولا نسبت به عقلا و نسبت به غیر این‌ها به دلیل غلبه است چرا که آن‌جا برای حیوانات وحشی و پرندگان و حتی نباتات امن است.

می‌گوید از جایی که ما این همه احکام داریم که شما اجازه نداری در این‌جا یک برگ از درخت بکنی و یک شاخه‌ای از درختی بکنی و پرنده‌ای را شکار بکنی پس وقتی حیوانات وحشی و پرندگان و حتی نباتات این‌جا امنیت دارند بطریق اولی انسان‌هایی که به این‌جا می‌آیند امنیت دارند.

همین مطلب را در جاهای دیگر می‌بینیم مثلاً:

وجُعل له حريم يأمن فيه الوحش والطير

نظم الدرر في تناسب الآيات والسور ج 4  ص 191، اسم المؤلف: برهان الدين أبي الحسن إبراهيم بن عمر البقاعي الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ- 1995م ، تحقيق : عبد الرزاق غالب المهدي 

خدا حریمی‌ را برای این منطقه قرار داده است که حیوانات درنده و حیوانات وحشی و پرندگان در این‌جا در امان هستند

من می‌خواهم این مقدمات را بگویم و نتیجهگیری کنم پس اولا گفتیم ساکن این منطقه مسئولیت دارد و حق سفک دما و ایجاد ناامنی در منطقه را ندارد و مسئول هر اتفاقی است که در آن‌جا می‌افتد؛ نکته دیگر این‌که حتی پرندگان و نباتات در این حرم امنیت دارند چه برسد به انسان‌ها؛ نکته دیگر روایتی در صحیح بخاری است که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در روز فتح خطبه خواندند:

قال ان مَكَّةَ حَرَّمَهَا الله ولم يُحَرِّمْهَا الناس فلا يَحِلُّ لِامْرِئٍ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ان يَسْفِكَ فيها دَمًا

الجامع الصحيح المختصر (صحيح البخاري) ج 1  ص 51 ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

فرمود: خدا به مکه حرمت داده است و این حرمت را مردم به او عطا نکرده‌اند پس برای کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد جایز نیست که خونی در آن بریزد

و خدا به پیامبرش به صورت ویژه اجازه داد که یک بار برای همیشه در آن‌جا جنگ انجام بدهد لذا یکی از سران مشرکین که به پرده کعبه پناهنده شده بود چون از سران کفر بود پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دستور کشتن او را داد اما خود ایشان بلافاصله فرمود: 

وَإِنَّمَا أَذِنَ لي فيها سَاعَةً من نَهَارٍ ثُمَّ عَادَتْ حُرْمَتُهَا الْيَوْمَ كَحُرْمَتِهَا بِالْأَمْسِ وَلْيُبَلِّغْ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ

الجامع الصحيح المختصر (صحيح البخاري) ج 1  ص 51 ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

حرمت این مکان از صبح تا به حال به اذن الهی به علت ویژه برداشته شد اما بدانید از این ساعت به بعد مثل دیروز است

حتی به خاطر آن حرمت سیدالشهداء علیه‌السلام وقتی می‌بیند که آنان در زیر احرام‌هایشان شمشیر دارند، از حرم خارج می‌شود که خونی در حرم ریخته نشود.

مورد دیگر این‌که آیه قرآن می‌فرماید:

إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ ان يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ

سوره توبه آیه18

مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى كنند كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و نماز برپا داشته و زكات داده و جز از خدا نترسيده‏ اند پس اميد است كه اينان از راه‏يافتگان باشند

این‌جا سوال می‌کنیم که آیا معنای آباد کردن فقط به ساختمان و بنا است؟ آیا اگر یک ساختمانی بزرگ بود به آن آباد می‌گویند؟ مثل این می‌ماند که وسط بیابانی که اطرافش یکسری حیوانات درنده باشند و یک دره‌ای باشد که اصلا دسترسی به این مکان نباشد ما مسجدی درست کنیم؛ طوری که اگر کسی به آن‌جا می‌رود احتمال این باشد که جان خود را از دست بدهد و مسیر عبور نداشته باشد و ... آیا به این کار ایجاد آبادانی می‌گویند؟

اگر یک مسجد، زیباترین مسجد باشد اما وقتی داخل آن هیچ خنک کننده‌ای نداشته باشد و گرمای آن پنجاه درجه باشد، به این، ساخت و آبادانی نمی‌گویند؛ چه کسی یا چند نفر به مسجدی می‌روند که وسط تابستان پنجاه درجه است و هیچ پنکه و کولری ندارد؟

پس آبادانی مسجد، ساخت مسجد، فرش کردن مسجد، تهویه مسجد، مکان مسجد و امنیت مسجد است که بالاتر از همه اینهاست، یعنی اگر خدای ناکرده امنیت سلب شد شما بگو من بهترین مسجد را ساخته‌ام بهترین فرش‌ها را هم انداخته‌ام اما کسی که به این‌جا بیاید امنیت جانی ندارد، این مصداق آیه 18 سوره توبه نیست.

به هر حال بنا و آبادی این مسجد را اصلا انجام نداده‌اند جایی که وضوخانه نداشته باشد، تهویه نداشته باشد، سرد کننده و گرم کننده نداشته باشد، امنیت جانی هم ندارد پس به چه دردی می‌خورد؟ شما فقط یک ظاهر زیبایی درست کرده‌اید؛ جالب این‌که اگر مسجد را درست کنیم و حتی امنیت آن هم تامین باشد اما در کنار این مسجد مغازه‌ای به دست خود ایجاد کنیم که از نظر زرق و برق و زیبایی طوری جلب توجه کند که شأن مسجد پایین بیاید و کوچک شود یا صدایی داشته باشد که صدایش بر صدای مسجد غلبه پیدا کند، باز هم به این کار عمارت مسجد نمی‌گویند عمارت مسجد یعنی در نظر گرفتن جمیع جهات برای راحتی و راه کسی که می‌خواهد در آن‌جا نماز بخواند که بتواند وظیفه عبادی خودش را انجام دهد و همه چیز فراهم باشد.

حال به سراغ واقعه منا می‌رویم؛ سوال ما این است که آیا عربستان سعودی و کسانی که متولی حج هستند این فضای امن را ایجاد کرده‌اند؟ توانسته‌اند ایجاد کنند یا نتوانسته‌اند؟ قطعا این امنیت مخدوش است یعنی اصلا به هیچ عنوان نتوانسته‌اند امنیت را برقرار کنند چون شخصی که به آن‌جا می‌رود هر لحظه دلهره این شخص برقرار است؛ شاید بگویند که امسال این اتفاق افتاد و امسال ازدحام زیاد بود! در حالی‌که امسال جمعیت نصف سال‌های گذشته بود؛ آنان فقط بهانه و توجیه می‌آورند طوری که انسان واقعا حالت انزجار و تنفر پیدا می‌کند که چرا آنان کاری انجام ندادند و به بدترین شکل امنیت حرم را مخدوش کردند و بعد هم توجیه می‌کنند.

پس دقیقا این‌ها مقابل مطالبی است که در دستورات اسلامی ‌بر اساس آن‌چه که در منابع اهل سنت هم آمده است؛ نمی‌شود که کسی یک جا مسئولیت را بر عهده بگیرد و بگوید من خادم الحرمین هستم و پول و امکانات در اختیار او قرار بگیرد ولی در موقع بروز مشکل بگوید به من ربطی ندارد.

ما سوال می‌کنیم اگر شما با هفت هزار دوربین با ده‌ها هزار نیروی امنیتی اگر یک عده با اسلحه می‌آمدند مثلا داعش که تهدید کرده بود می‌آمد و می‌خواست کعبه را خراب کند شما اجازه می‌دادید کعبه خراب شود؟ یا می‌گفتید قضا و قدر بوده است یا می‌گفتید که چون ایرانی‌ها با داعش درگیر بودند داعش آمده بود تا از ایرانی‌ها انتقام بگیرد و اشتباهی کعبه را خراب کرد؟ داعش می‌خواست برود حرم امام رضا علیه‌السلام را تخریب کند و حواسش نبوده و این‌جا را خراب کرده است؟!

قرآن می‌فرماید پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در شرایطی قرار گرفت که نتوانست به حج برود کسانی که آن‌جا مسئولیت داشتند شمشیر کشیده بودند و اجازه نمی‌دادند خدا به پیامبرش وعده داد که: 

لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ ان شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا

سوره فتح آیه 27

حقا خدا رؤياى پيامبر خود را تحقق بخشيد [كه ديده بود] شما بدون شك به خواست‏ خدا در حالى كه سر تراشيده و موى [و ناخن] كوتاه كرده‏ايد با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهيد آمد خدا آنچه را كه نمى‏دانستيد دانست و غير از اين پيروزى نزديكى [براى شما] قرار داد

یعنی نرفتن پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به خاطر ناامنی در مسجد الحرام بود و خدا امنیت را برقرار می‌کند و شما وارد می‌شوید.

این آیه خیلی آرام بخش است و می‌خواهم به خانواده‌های این عزیزان و این شهدا بگویم که إن‌شاءالله روزی شما به محل شهادت عزیزتان می‌روید و یادشان را در محل شهادتشان گرامی ‌می‌دارید در حالی‌که در امنیت کامل هستید و نمی‌ترسید و آن هم روزی است که این‌ها نابود و سرنگون شوند و از بین بروند.

جالب است آیه بعد به ظهور حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه تعبیر می‌شود که می‌فرماید:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا

سوره فتح آیه 28

اوست كسى كه پيامبر خود را به [قصد] هدايت با آيين درست روانه ساخت تا آن را بر تمام اديان پيروز گرداند و گواه‏ بودن خدا كفايت مى كند

و آن روزی که تنها یک روز و یک زمان است که دین خدا بر همه دینها و بر همه غلبه پیدا خواهد کرد و آن زمان زمان ظهور حضرت است که نابودی اینهاست و همه در لباس احرام همراه با مولای خودشان وارد حرم امن الهی می‌شوند.

مجری:

این روشی که آل سعود برای کشتن این افراد اتخاذ کرد به ذهن داعش هم نرسیده بود و تا به حال از داعش ندیده‌ایم که گروهی را روی هم بریزد و اینقدر در گرما و در فشار نگه دارد تا خفه شوند.

چقدر سخت بوده وقتی که زن و شوهری به حج رفته‌اند ولی در بازگشت از آن‌جا تنها برگردد و از همسر یا همراهش بی‌خبر باشد و یا دیده باشد که او چگونه به خاطر بی کفایتی آل سعود زیر دست و پا خفه شده و از بین رفته است؛ شهادت گوارای وجودشان باشد.

کلیپی در این زمینه با هم ببینیم.

کلیپ:

یک خواهر بازگشته از حج:

عزیز من خیلی‌ها رفته‌اند من نمی‌توانم حرف بزنم ببخشید...

خواهر بازگشته از حج:

شوهرم فوت کرد...

خواهر بازگشته از حج:

تنها آمده‌ام با شوهرم رفته بودم...

دختری که به انتظار پدرش بود:

پدرم نیامده، دامادمان نیامده...

خواهر بازگشته از حج:

بیست و شش نفر الان بدون شوهر به خانه می‌آیند بچه‌ها همه آن‌جا چشم انتظارند...

خواهر بازگشته از حج:

دیدید بچه‌های من را بی پدر کردند؛ جواب بچه‌هایم را چه بدهم؛

پدرم نیامده است...

با دل شکسته شوهرم را از دست دادم؛ چه کار کنم؟ جواب بچه‌هایم را چه بدهم؟...

گرفتاری اسیری...

دیدید بچه‌های من را بی پدر کردند...

...تصاویر تکان دهنده از شهدای فاجعه مناء...

استاد عباسی:

باور قلبی من این است و این را در برنامه‌ای که با استاد ابوالقاسمی ‌داشتیم گفتم که هر چه جلوتر می‌رویم روشن‌تر می‌شود و دوستان در تلاش هستند تا مستندی هم در این رابطه آماده شود؛ بنده این بی‌کفایتی را نمی‌پذیرم حتی اگر بی‌کفایتی باشد باز هم بالاترین جرم است اما واقعا به نظر ما این بی‌کفایتی نیست یعنی امکان ندارد که پنج هزار کشته و چند هزار زخمی ‌در یک بی‌کفایتی اتفاق افتاده باشد یعنی در این ازدحام اگر دو طرف را نبسته بودند حتی اگر هیچ نیروی امداد رسانی نبود و کسی برای کمک نمی‌آمد و فقط و فقط خود زوار بودند اما دو طرف خیابان باز بود و درهای خروج اضطراری را زنجیر نمی‌زدند که نتوانند بروند این مشکل ایجاد نمی‌شد؛ در واقع اگر این‌ها را داخل یک زندان و یک شکنجه‌گاه نمی‌انداختند این‌ها خودشان را نجات می‌دادند؛ تا بقیه چادر‌ها نهایت ده دقیقه بیشتر راه نیست ولی سه ساعت طول کشیده است تا آمبولانس بیاید!

اعتقادم من این است که این‌ها یک کشتارگاه بزرگ راه انداختند و این خیابان را از دو طرف مسدود کردند و همه راه‌های فرعی خروجی را مسدود کرده‌اند و به این‌ها آب نداده و نگذاشتند که آب برسد؛ پنکه‌های بزرگ گردشی را استفاده نکردند! هلیکوپتر بود ولی آب نیاورد که بریزد! پس این جنایت است و سهل انگاری و این حرف‌ها مطرح نیست؛ آیا در آن ده دقیقه نه، یک ربع نه، یک ساعت اول نمی‌توانستند نرده‌ها را ببرند و راه را باز کنند؟ اصلا قابل باور نیست؛ این یک جنایت است؛ من در آن برنامه هم گفتم که اگر عده‌ای داعشی به این‌جا آمده بودند و می‌خواستند مردم را به رگبار ببندند خود مردم اسلحه را از دست این‌ها می‌گرفتند و نجات پیدا می‌کردند اما این‌جا حتی در کمک رساندن اخلال وجود دارد! نمونه‌اش هلال احمر ایران است که عضو یک نهاد بین المللی کمک رسانی است آن‌جا بوده‌اند اما اجازه ورود نمی‌دهند و منطقه را نظامی ‌اعلام می‌کنند پس این جنایت است و اصلا ربطی به سهل انگاری ندارد؛ شما هفت هزار دوربین داشتید لحظه اول باید مطلع می‌شدید که این‌جا این اتفاق افتاده و می‌آمدید و کمک می‌کردید. 

من اشاره کنم که این بار اول آنان نیست و در گذشته هم همین کارها را کرده‌اند کما اینکه در کلیپ «کعبه در حصار» دیدیم و یکی از بالاترین و بدترین و زشت‌ترین این اتفاقات، سال 66 است که نه حجاج ما بلکه حتی حجاج کشورهای دیگر در حرم امن الهی به خاک و خون کشیده می‌شوند؛ امام خمینی رحمۀالله‌علیه مطلبی در رابطه با این مسئله دارد و بنده مقاله‌ای با عنوان «وهابیت و آل سعود از دیدگاه امام خمینی» دارم که ایشان می‌گوید: «همچنین اگر می‌خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلید داران کنونی کعبه لیاقت میزبانی سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کاری از دستشان بر نمی‌آید به این خوبی نمی‌توانستیم بیان کنیم و اگر می‌خواستیم به دنیا ثابت کنیم که حکومت آل سعود این وهابی‌های پست بی‌خبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌اند به این اندازه که کارگزاران ناشی و بی اراده حاکمیت سعودی در این قساوت و بی‌رحمی ‌عمل کرده‌اند موفق نمی‌شدیم و حقا که این وارثان ابوسفیان و ابی لهب و این رهروان راه یزید روی آنان و اسلاف خویش را سفید کرده‌اند»

جالب است مطلب مهمی ‌که ایشان مد نظرشان است و بیان می‌کنند این است که در کنار همه این اتفاق‌هایی که افتاده در کنار همه این کسانی که شهید شده‌اند، حرمت حرم امن الهی، جایی که برای همه مورد احترام است مخدوش شده است.

من می‌خواهم یک ابراز نگرانی داشته باشم از فضای اسلام ستیزی‌ای که به این واسطه در دنیا فراهم شد از اینکه سی.ان.ان در زیرنویس تصاویر مهمترین سفر پاپ، تنها و تنها ماجرای منا را برای اسلام ستیزی نقل می‌کند و اینکه کودکانی ولو مسلمان با شنیدن و دیدن این تصاویر حتی آن‌ها نسبت به مخدوش شدن این امنیت حرم امن الهی آزرده خاطر شدند؛ این را چه کسی می‌خواهد جبران کند؟ اگر دشمنان دین ما میلیاردها دلار خرج می‌کردند که یک ذهنیت بد از شعائر اسلامی و خانه خدا و حرم امن الهی حتی در بین مسلمان‌ها ایجاد کنند، به این اندازه نمی‌توانستند؛ این‌ها با این کار، زبان بی دین‌ها و لائیک‌ها و ضد دین‌ها را دراز کردند که کنایه و متلک بگویند و آیه قرآن را زیر سوال ببرند.

مجری:

باید همه در روشن‌گری سهیم باشیم و همه عرب را به جای آل سعود اشتباه نگیریم و خدای ناکرده عباراتی به کار نرود تا مجموعه‌ای که مسئولیتی در این قبال نداشتند و جنایتی را مرتکب نشدند زیر سوال بروند؛ کلیپ دلگویه‌ای در مورد حادثه منا را با هم ببینیم.

کلیپ:

...دلگویه‌ای در مورد حادثه منا...

مجری:

ألا لعنة الله علی القوم الظالمیــن.

إن‌شاءالله که خداوند روح ارواح طاهر و مطهر شهدای منا را با ائمه اطهار علیهم‌السلام محشور بفرماید و به خانواده‌هایشان صبر عطا کند؛ به سراغ تماس‌های شما بینندگان عزیز برویم؛ سلام علیکم. 

بیننده: سعیدی فر از بیجار:

سلام علیکم؛ تسلیت عرض می‌کنم به خاطر این فاجعه‌ای که آل سعود به وجود آورده است واقعا تمام ایران را داغ‌دار کرده است؛ من بعضی مواقع از روی کنجکاوی شبکه‌های وهابیت را نگاه می‌کردم و خدا را شاهد می‌گیرم که وهابی بودن آن‌ها برای ما ثابت شده است؛ همه می‌دانند که آقای خدمتی و ترشابی با حمایتهایی که از آن‌ها می‌کردند وابستگی خود را اعلام کردند.

بیننده: حسن پور از کرج:

سلام علیکم؛ ‌عرض تسلیت دارم خدمت همه مسلمان‌های جهان بابت این فاجعه عمدی و به نظر من این بدتر جنایتی است که این قوم خبیث انجام دادند و خدمت خانواده‌های داغ‌دار و عزادار ایرانی شیعه و سنی هم عرض تسلیت دارم؛ بنده دو هفته پیش بعد از حادثه سقوط جرثقیل و پنکه سقفی با شما تماس گرفتم و گفتم که نیازی نیست که برای رد کردن این قوم خبیث، زیاد به این مسائل دامن بزنیم؛ به خاطر همین امشب زنگ زدم که بابت آن نظر از کارشناس‌های عزیز پوزش بخواهم.

استاد عباسی:

اتفاقا دلم می‌خواست که نظر الان شما را بدانم و گفتم که کاش با ایشان تماس بگیریم؛ من شاید همان موقع به دوستان گفتم که خدا عاقبت این حج را به خیر کند یعنی احساس می‌کردم که این‌ها به جان مسلمان‌ها افتاده‌اند و می‌خواهند هر طوری است آبروی دین را با انواع مختلف جنایتهای داعش و غیره که تخریب کردند ببرند؛ الان که زنگ زدید من خوشحال شدم.

بیننده:

صد در صد اعتقاد دارم که این قوم متوحش سعودی از انسانیت و شیعیان و عزیزان اهل سنت انتقام گرفت؛ من اسم این کار را جز وحشی‌گری این قوم ملعون و کثیف نمی‌گذارم. 

بیننده: کامکار از شیراز:

سلام علیکم؛ قبل از هر چیز به خانواده عزیزان داغ‌دار حادثه منا تسلیت عرض می‌کنم بعد هم می‌خواستم در جواب مسئولینی که می‌گویند آل سعود بی‌مسئولیتی کرده و نتوانسته حج را درست اداره کند بگویم که اتفاقا آنان بسیار درست مدیریت کرده‌اند و این از قبل برنامه ریزی شده بوده که این مسائل را پیش بیاورند؛ امروز یکی از حجاج گفت که من یکی از ماموران آل سعود را دیدم که پوتینش را روی دهن یکی از حجاج گذاشته بود و می‌گفت این در حال مرگ است و می‌خواست خفه‌اش کند؛ این‌ها به خاطر پیروزی مقاومت در سوریه و یمن می‌خواستند انتقام بگیرند ولی من به شما می‌گویم به امید خدا آخرهای عمر آن‌ها است و شیعیان و اهل تسنن همه بیدار شده‌اند و هیچکس گول این‌ها را نمی‌خورد و إن‌شاءالله به زودی زود عربستان از درون نابود خواهد شد و دنیای اسلام از وجود این‌ها پاک خواهد شد؛ و می‌خواستم از شما به خاطر برنامه روشن‌گرانه خوبتان تشکر کنم.

بیننده: خانم چراغی:

سلام علیکم؛

اولا خواستم با دختر خانمی ‌که حرف دل خود را روی کاغذ آورده بودند هم‌دردی ‌کنم و به تمام خانواده‌های این جانباختگان تسلیت می‌گویم.

دوم از برنامه خوب شما تشکر می‌کنم؛ من الان دو سال و نیم است که حرف‌های شما را گوش می‌کنم.

بیننده: باقی از آذربایجان غربی (اهل سنت):

سلام علیکم؛

من هم به نوبه خودم این فاجعه را به خانواده عزیزانی که در این حادثه جان خود را از دست داده‌اند تسلیت عرض کنم این‌ها صد در صد شهید هستند.

سوال بنده از آقای روستایی این است که شهادت به امام علی علیه‌السلام در اذان را برای مردم ترجمه کنند.

بیننده: عبدالله از شیراز (اهل سنت):

سلام علیکم؛

خدمت عزیزانی که در واقعه منا توسط آل سعود به شهادت رسیده‌اند تسلیت می‌گویم؛ از عزیزان ایرانی خواهشم می‌کنم که آل سعود وهابی را با ما اهل تسنن یکی ندانند ما از این‌ وهابیت بی‌زاریم.

مجری:

قطعا این چنین است و شما هم در روشن‌گری این مسئله سعی کنید و بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت هم به خاطر مطالب علمی ‌کارشناسان، هیچ وقت اهل سنت و وهابیت را یکی نمی‌دانند.

بیننده: حاج حسینی از بوشهر:

سلام علیکم؛

از نظر من دو دیدگاه در مورد حادثه‌ی منا وجود دارد در دیدگاه اول، عربستان واقعا در این حادثه مقصر بوده است و در حالت دوم عربستان و رژیم سعودی در این حادثه مقصر نبودند؛ اگر واقعا رژیم عربستان مقصر نبوده پس چرا نتوانستند این حادثه را به خوبی جمع کنند؟ پس واقعا کفایت لازم را نداشتند و احیانا در آینده مشکلی هم برای عربستان به وجود بیاید.

اگر عربستان در این حادثه مقصر باشد، واقعا برای جهان اسلام موضوع سختی است که عربستان سعودی می‌گوید من از داعش حمایت نمی‌کنم ولی چیزی که مردم در صحنه می‌بینند این است که آنان به صورت پنهانی این بلاها را بر سر جاجیان می‌آورند.

بیننده: خانم ‌هاشمی ‌از شهریار:

سلام علیکم؛

من به عرب‌های وهابی عربستان می‌گویم شما اگر کفتار نباشید انسان‌ها را اینطور مظلومانه به شهادت نمی‌رساندید.

می‌خواستم بگویم هزاران رحمت به مردمانی که زایرین امام حسین علیه‌السلام را پذیرایی کردند و ننگ به شما وهابی‌ها که همه عالم را غمگین کردید.

مجری:

آقای باقری از عزیزان اهل سنت آذربایجان در کنار مطالبی که داشتند فرمودند که عبارت «أشهد أن عليا ولي الله» را برای ایشان ترجمه کنید.

استاد روستایی:

من از سوالی که جناب باقری مطرح کردند تشکر می‌کنم و ‌ای کاش آقای باقری به این همه روایاتی که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم پیرامون امامت امیرالمومنین علیه‌السلام بیان کرده‌اند دقت می‌کردند اما این اینکه چرا ما «أشهد أن عليا ولي الله» می‌گوییم یک نکته است و ترجمه‌اش چیست نکته دیگری است؛ ما اگر می‌گوییم امیرالمومنین علیه‌السلام ولی است به خاطر کلام خدا در قرآن است که:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده آیه 55

ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند همان كسانى كه نماز بر پا مى‌دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند

و اجماع وجود دارد که مقصود آیه حضرت علی علیه‌السلام است بنابر این خدا می‌فرماید الله ولی است و رسول صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ولی است و علی علیه‌السلام هم ولی الله است این را خدا فرموده است.

ثانیا ترجمه این عبارت چیست؟ شما وقتی می‌گویید محمد رسول الله یعنی آیا حضرت محمد صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم رسول بر خدا است؟! یا به این معناست که او رسولی از جانب خدا است؟ این‌جا هم می‌گوییم علی ولی الله یعنی علی علیه‌السلام ولی از جانب خدا است. 

مجری:

آقای حاج حسینی از بوشهر گفتند دو فرضیه وجود دارد یا بگوییم عربستان مقصر است یا بگویم عربستان مقصر نیست؛ اگر بگوییم مقصر است مشخص می‌شود که جریان به چه صورت است و اگر بگوییم مقصر نیست پس چرا جلوی فاجعه را از قبل نگرفت یعنی همان روز وارد کار نشد و ثانیا وقتی که مملکت و دولتی که نمی‌تواتد جان حجاج را تامین کند چگونه می‌تواند در مقابل تهاجم سایر کشورها را بگیرد؟ مثلا اگر یهویان بخواهند به عربستان حمله کنند و امکان مقدس را از بین ببرند چگونه می‌تواند جلوی حمله آنان را بگیرد؟

استاد عباسی:

به هیچ عنوان نخواستند که اینکار انجام بدهند و واقعا قادر به برگزاری مناسب و درست حج نبودند و در گذشته هم همین طور بود و امسال هم همین طور بود و من معتقد هستم که باید این فاجعه را به دو فاجعه تبدیل کرد یعنی یک بخش از فاجعه کشته شدن و شهید شدن حجاج است که علتش را یا باید بی‌کفایتی و یا مسدود کردن عمدی دو طرف مسیر بگذاریم.

اقلش بی‌کفایتی است چرا که عمده کشته شدگان کسانی هستند که بعد از گذشت نیم ساعت و یک ساعت و یک ساعت نیم و دو ساعت شهید شدند؛ پس این فاجعه باید تقسیم بر دو شود اول این‌که چه کسی مسئول این حادثه است؟ چه کسی ازدحام را ایجاد کرده است؟ چه کسی مسیرهای وردی را بست؟ و مرحله دوم اینکه چه کسی در نجات دادن افراد زنده کوتاهی کرد؟

واقعا دور از ذهن است و این یک رقم وحشتناکی است که قابل تصور نیست؛ این همه شاهدان عینی می‌گویند که دیر آمدند و یا اصلاً نیامدند و توجه نکردند و با چکمه بر روی مجروحین و کشته‌ها راه رفته‌اند این واقعیت قضیه است.

 

پایان

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 


حجت الاسلام روستایی و حجت الاسلام عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر