صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 08 تير 1394 تعداد بازديد: 2377 
راه و بی راه 52 -تبرک به آثار صالحان از دیدگاه علمای اهل سنت زاهدان
راه و بی راه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

 تاريخ : 08 / 04 / 94

مجري :

اميداوارم طاعات و عبادات شما مقبول درگاه حق تعالي قرار گرفته باشد . باز هم دوشنبه شب شد و شما بيننده برنامه راه و بي راه هستيد ، برنامه اي که هدف آن جدا کردن راه وهابيت از ساير مذاهب اسلامي است.

اين کار هم براي مسلمانان شيعه و سني و هم براي غير مسلمانان سودمند خواهد بود تا اين که بهتر بتوانند اسلام را بهتر بشناسند . اين برنامه سعي مي کند غباري که وهابيت بر چهره اسلام نشانده را کنار بزند تا اسلام ناب محمدي (صلي الله عليه و آله) ، براي همه بشريت نمايان شود و ان شاء الله موجب هدايت همه انسان ها به همه اهدافي که خداوند براي خلقش در پيش داشته ، باشد .

در اين برنامه هم در خدمت استاد عزيز و بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمين يزداني هستيم .

استاد يزداني :

بنده هم سلام و عرض ادب خدمت شما و بينندگان عزيز دارم . سالروز وفات حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها ) را خدمت همه مسلمانان جهان ، تسليت عرض مي کنم .

مجري :

در بخش ابتداي برنامه راه و بي راه ، معمولا بخشي به نام وهابيت از ادعا تا عمل ، داريم . امشب اين بخش مقداري تفاوت دارد ، از اين باب که ما به وهابيت مي پرداختيم ؛ اما در اين جا ادعا از طرف وهابي ها است ؛ اما عمل فقط مختص به وهابيت نيست و بعضي از اهل سنت هم آن را انجام مي دهند .

يکي از اين کار ها ، نماز تراويه است و برخي از اهل سنت هم به آن ملتزم هستند .

کليپ 1 ) : وهابيت از ادعا تا عمل

کارشناس وهابي :

رکعات آن 8 الي 15 الي 20 ، اختلافي بين اهل علم در اين باره است که هر کدام از آن ها را انجام دهيد ، اشکالي ندارد . مهم آن است که شما با کيفيت خوب ، اين عبادت را انجام دهيد . اگر بنا باشد شما 20 رکعت را با عجله و با سرعت عجيبي اين نماز را به پايان برسانيد ، معصيت آن بيشتر از اجر و ثوابش است . ولي 8 رکعت را با طمأنيه و آرامش بخوانيد ، به مراتب اجر آن بيشتر از 20 رکعت يا بيشتر است از آن است که شما با عجله بخوانيد . هدف کيفيت است نه کميت .

عمل وهابي: 23 رکعت نماز در 7 دقيقه ...

مجري :

استاد يزداني ! بعد از مدت ها که از پخش برنامه راه و بي راه مي گذرد ، يکي از آقايان وهابي ، قسمتي از برنامه شما را پخش کرده ؛ البته از بخش علمي آن هم نبوده . تماس يکي از بيننده ها را پخش و خواسته به آن پاسخ دهد .

کليپ 2 ) :

کارشناس وهابي :

من در اين جا مي خواهم که شما دقت کنيد که چگونه به آيه 64 نساء به چه صورت در گزارش دادن از قرآن ، خيانت مي کند .

استاد يزداني : امام صادق عليه السلام به اين آيه براي توسل و استغاثه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) استدلال مي کند . قرآن ها که با هم متضاد نيستند . آيه 64 از سوره مبارکه نساء که امام صادق (عليه السلام) طبق روايت کتاب شريف کافي ....

کارشناس وهابي :

من آيه را مي آورم تا ببينيد که چگونه در آيه خيانت مي کند . روي کلمه انهم دقت کنيد . اين آيه در مورد کساني است که گمان مي کنند : الم تر الي الذين يزعمون انهم امنوا بما انزل اليک .. گمان مي کنند ايمان آوردند . ما که گمان نمي کنيم ، ما زعم به اين نداريم که ايمان آورديم ؛ بلکه يقين داريم که ايمان آورديم . اين آيه درمورد کساني است که گمان مي کنند ، ايمان آوردند يعني منافقين .

در اين جا مي گويد که منافقين را مي بيني که روي بر مي گرداند ، در مورد منافقين است .

باز هم مي گويد : ولو انهم ، اگر اين منافقين نزد تو مي آمدند و از تو استغفار مي طلبيدند ، اين آيه را مي خواهد بياورد . ولو انهم اذ ظلموا انفسهم ، آن هايي که به خود ظلم کردند ، يعني منافقيني که در بالا است . جاؤوک ، مي آمدند پيش تو ، فاستغفروا الله ، از خدا استغفار مي طلبيد . واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ، خداوند را رحيم مي يافتند ، اگر خدا و رسول براي آن ها استغفار مي طلبيد .

چون اين ها به رسول خيانت کرده بودند و پيش کفار رفته بودند . اين ها منافقين در بالا و پايين آيه آمده است . در معني هم نگاه کنيد : آيا نديدي کساني که گمان مي کنيد به آن چه به تو نازل شده ، ايمان آوردند . در پايين صفحه : منافقين را مي بيني که از تو اعراض مي کنند .

چون اعراض مي کنند ، اگر در نزد تو مي آمدند ، استغفار مي کردند و رسول هم براي آن ها طلب استغفار کند ، خداوند توبه آن ها را قبول مي کردند . اين آيه که اصلا در مورد مؤمنين نيست ، مؤمنين که هميشه نزد پيامبر بودند . اين در مورد منافقين است .

حالا ببينيد که اين چه خيانتي مي کند . در ضمن اين که آيه را مي بينيد ، حرف هاي ايشان را هم بشنويد .

استاد يزداني : روايت با سند صد در صد صحيح نقل شده که اگر صفحه مانيتور بنده باشد ،

کارشناس وهابي :

روايت را چه کار داري ، قرآن برايت آورده .

استاد يزداني : امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد : زماني که وارد مدينه شدي ، غسل کن و اين کار ها را انجام بده . به پيامبر (صلي الله عليه و آله) سلام بده و بگو :

واشهد انك رسول الله واشهد انك محمد بن عبد الله ....

در ادامه روايت امام صادق (عليه السلام ) مي فرمايند :

اللهم انك قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . نساء / 64

کارشناس وهابي :

حال ببينيد که نسبت به ولو انهم چه خيانتي مي کند .

استاد يزداني : خدايا خودت در قرآن فرمودي که اگر انسان ...

کارشناس وهابي :

در اين جا انسان نگفته ، گفته منافقين در اين جا . آيه را دو باره ببينيد ، ولو انهم ، اگر آن ها يعني منافقين که آيه به آن ها اشاره مي کند ، نه همه انسان ها . حضرت علي را که نمي گويد : بيا . حضرت علي که مؤمن بوده . انسان بوده يا نبوده ؟ او نيازي نداشته که بيايد . ابوذر که نيازي نداشته که بيايد .

پس ببينيد که چگونه خيانت مي کند . به اين صورت اين ها خيانت مي کند ، کلمه انهم را برداشته و انسان را به جاي آن گذاشته است . نگفته که همه بني آدم بيايد . آيه سلسله دارد . مثل اين ، اين ها صفحه به صفحه در گزارش قرآن خيانت مي کنند .

مجري :

اين کارشناس وهابي مي گويد : ما به روايت امام صادق (عليه السلام) کاري نداريم که در باره اين آيه چه گفته است . اين آيه در مورد اين است که توسل را بايد منافقين انجام دهند . اين آيه که نگفته همه انسان ها بيايند و تحليل هاي اين چنيني که همه آن را مشاهده کردند . در اين خصوص توضيحاتي را بيان کنيد .

استاد يزداني :

اين پنجاه و چهارمين برنامه راه و بي راه است که بحث جدايي اهل سنت از وهابيت را مطرح مي کنيم . بعد از پنجاه و سه برنامه ، يک موردي را از برنامه بنده پيدا کردند و گفتند : شايد در اين جا يک اشکالي باشد و بتوانند آن پخش کنند و جواب بدهند .

سؤال بيننده اين بود که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد : ومن يتوکل علي الله فهو حسبه ، هر کس به خداوند توکل کند براي او کافي است . با وجود اين آيه ما چرا ، توسل کنيم ؟

من در جواب اين برادر که شيعه بود ، پاسخ دادم : در قرآن همان يک آيه نيست ، آيات ديگري هم هست که خداوند صراحتا به همه مردم دستور مي دهد که اگر به خودشان ظلم کردند ، نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) بروند تا آن حضرت ، طلب استغفار کند .

اولا بنده نظر خود را نگفتم ، نظر امام صادق (عليه السلام) را با سه سند صحيح ، نقل کردم . در کتاب شريف کافي ، جلد 4 ، صفحه 550 آمده که امام صادق (عليه السلام) به اين آيه براي جواز توسل استدلال کرده ؛ به همين دليل بنده هم ، به اين آيه استدلال کردم و عين کلام امام صادق (عليه السلام) را خدمت بينندگان عزيز خواندم كه مي فرمايند :

زماني که وارد مدينه شدي ، غسل کن و ... به پيامبر (صلي الله عليه و آله) سلام بده و بگو :

واشهد انك رسول الله واشهد انك محمد بن عبد الله ....

در ادامه روايت امام صادق (عليه السلام ) مي فرمايند :

اللهم انك قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . نساء / 64 واني اتيت نبيك مستغفرا تائبا من ذنوبي واني اتوجه بك الي الله ربي وربك ليغفر لي ذنوبي ....

 روايت با سند صحيح ، از امام صادق (عليه السلام) نقل شده و من هم وقتي براي آن شيعه خواندم ، قانع شد و متوجه شد که مقصود از اين روايت چي بوده .

پس اولا من روايت امام صادق (عليه السلام) را خواندم .

ثانيا : ايشان مي گويد : آيه در مورد منافقين بوده . تمام قرآن کريم را که انسان نگاه کند ، از اولين آيه تا آخرين آيه ، شأن نزول دارد . آيا شأن نزول ، دليل بر اين مي شود که مختص به همان افراد است ؟ چنين چيزي را چه کسي مي تواند بپذيرد ؟ پس همه آياتي که در مورد توحيد و نبوت است به ما مربوط نمي شود ، به همان هايي مربوط مي شود که در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله) زندگي مي کردند .

من گفتم : اگر انسان گناه کرد ، نزد پيامبر بيايد ... ايشان مي گويد : انهم را انسان معنا کرده . مگر منافقين انسان نيستند ؟ منافقين حيوان هستند؟ . فرض کن که ضمير انهم ، به منافقين بر گردد . آن ها هم انسان هستند و من ترجمه اشتباهي نکردم .

شأن نزول در مورد منافقين باشد ؛ اما در اين آيه خداوند به صورت مطلق مي گويد . آن هايي که به خودشان ظلم کرده اند ....

مجري :

اين کارشناس وهابي گفت : چون اين ها به پيامبر (صلي الله عليه و آله) خيانت کرده بودند ، بايد نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي رفتند .

استاد يزداني :

کجاي آيه بحث خيانت را مطرح کرده ؟ آيه مي گويد : چون اين ها منافق بودند و نفاق ظلم به نفس است . کساني که به خودشان ظلم کرده اند ، اگر نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيايند و ايشان طلب استغفار کند ، خودشان هم از خداوند طلب استغفار کنند ، خداوند توبه آن ها را مي پذيرد .

خداوند به صورت مطلق بيان مي کند . اين که شأن نزول آيه در مورد منافقين است ، دليل نمي شود که شامل بقيه انسان ها نشود . اين قاعده ثابت شده است که «مورد ، مخصص نمي شود» . مثلا فرض کنيد که خداوند در مورد ابوذر آيه اي نازل کرده : ابوذر اگر اين کار را انجام دادي ، آن کار ديگر را هم انجام بده . يا اين که فرض کنيد در مورد وليد ، آيه اي نازل شد : وليد ! تو که دروغ گفتي ، بايد براي آن فلان مقدار کفاره بدهي . اين دليل نمي شود که اين قضيه فقط مخصوص وليد باشد . اين شامل همه مسلمان ها مي شود که اگر مسلماني کاري شبيه او انجام داد ، بايد همان کفاره را بدهد . مثل هزاران حکمي که خداوند براي يک نفر ، نازل کرده و شامل همه مسلمان ها مي شود .

 مجري :

يعني قدر متيقن آن اين است که شرک کرده . نعوذ بالله خداوند نمي گويد : منافقين ، مشرک هم بشويد . چون توسل شرک است .

استاد يزداني :

پاسخ بعدي من هم ، همين است . مي گويد : مخصوص منافقين است . يعني اين که اگر منافقين ، شرک ورزيدند و مشرک شدند ، خداوند گناه آن ها را مي بخشد . چون از ديدگاه وهابيت ، توسل شرک است . پس معناي آيه با توجه به صحبت اين کارشناس وهابي اين گونه مي شود : اگر منافقيني که به خودشان ظلم کردند ، نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيايند و از او بخواهند که از خداوند طلب استغفار کنند ، خودشان هم طلب استغفار نمايند ، (يعني مشرک شوند ) اگر مشرک شدند ، خداوند آن ها را مي بخشد .

اين ترجمه اي را که اين کارشناس وهابي مي کند ، بسيار مضحک و غير قابل قبول است ؛ ولي اين ها اصلا متوجه نيستند . به هر حال اين آيه شامل خود اين کارشناسان وهابي مي شود و اين کارشناس وهابي هم مي تواند از آن استفاده کند .

پاسخ بعدي اين است که ، فهم همه علما ، شيعه و سني ، در طول تاريخ ، همين است که بنده گفته‌ام و اين مطلب اجماعي است . شما فقيهي را پيدا نمي کنيد که به بحث حج و زيارت پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيده باشد و زيارت نامه پيامبر (صلي الله عليه و آله) را نوشته باشد ، مگر اين که به اين آيه هم استدلال کرده باشد . هيچ فقيهي از حنفي ، مالکي ، شافعي و حنبلي نيست که همه را ما قبلا خوانديم . بزرگترين علماي حنبلي ، ابن قدامه مقدسي به اين آيه استدلال کردند . آقاي ابن قدامه به اندازه اين کارشناس وهابي نمي فهميده ؟

بنده يکي دو مورد از علماي جديد شان مي خوانم که به اين آيه استدلال کردند .

نظر شيعه هم ، همان نظر امام صادق (عليه السلام) است و ايشان هم از اين آيه براي جواز توسل استدلال کردند . اگر همه علماي تاريخ را جمع کنيد ، يک ميلياردم علم امام صادق (عليه السلام) دارا نيستند . زماني که امام صادق (عليه السلام) به اين آيه استدلال کردند ، هيچ حرفي باقي نمي ماند و آن را بي چون و چرا قبول مي کنيم .

اما از علماي اهل سنت ، در کتاب عقايد اهل سنت و جماعت ، تأليف مولانا مفتي محمد طاهر مسعود ، مترجم مولوي محمد ابراهيم گرگيج ، کتاب هم ويژه اهل سنت در سال 1393 چاپ شده ، صفحه 198 در بحث زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي گويد :

زائر مدينه منوره بايد در سفر مدينه منوره نيت زيارت آن حضرت (صلي الله عليه و آله) را بکند ، آن جا ضمنا زيارت مقامات متبرکه اي ديگر نيز انجام مي گيرد . از اين عمل تعظيم آن حضرت بيشتر مي شود.

در صورتي که وهابيت ، شدّ الرحال را کفر مي دانند ؛ اما در اين کتاب که عقايد اهل سنت و جماعت را نوشته ، مي گويد : بايد زائر مدينه ، نيت زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را بکند و به قول وهابيت ، مشرک شود .

بعد از حضور در کنار روضه مطهر آن حضرت صلي الله عليه و آله) ، خواندن دعاي وسيله ( همان دعايي که از امام صادق (عليه السلام) خواندم و علماي اهل سنت هم آن را نقل کردند ) آن حضرت (صلي الله عليه و آله) و در خواست شفاعت کردن و اين طور گفتن : « اي رسول خدا براي بخشوده شدن من سفارش بفرماييد » نه فقط جايز بلکه مستحب است .

آقاي کارشناس ! شما که مي گفتيد اين عمل کفر و شرک و مخصوص منافقين است !!!

مترجم کتاب در پاورقي به اين صورت استدلال مي کند :

در خواست شفاعت کردن و دعاي وسيله خواندن يعني همين را بگويد :

اللهم انك قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . نساء / 64

در ادامه روايتي را نقل مي کند :

عن مالك الدار قال اصحاب الناس قحط في زمان عمر بن الخطاب فجاء رجل الي قبر النبي (ص) فقال يا رسول الله استسق الله لامتك فانهم قد هلكوا فاتاه رسول الله (ص) في المنام فقال ائت عمر فاقراه السلام واخبره انهم مسلمون وقل له عليك الكيس الكيس فاتي الرجل عمر فاخبره فبكي .

سند روايت صحيح است و ده ها نفر از علماي اهل سنت آن را تصحيح کردند که از مالک الدار ، خزانه دار خليفه دوم نقل شده :

 در زمان عمر بن خطاب مردم مدينه دچار قحطي شدند . شخصي ( همان بلال بن حارث مزني ، از اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) نزد قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و به ايشان استغاثه کرد و گفت : يا رسول الله ! از خدا بخواه که باران ببارد؛ زيرا امت تو هلاک مي شوند . رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به خوابش آمد و گفت : به عمر سلام برسان و بگو : پول ها را ذخيره نکن و به مردم رسيدگي کن . بلال نزد عمر آمد و قضيه را براي او بيان کرد و عمر هم گريه کرد و توسل و استغاثه او را تأييد نمود که بعد از آن هم باران آمد .

محمد طاهر مسعود ، عقايد اهل سنت و جماعت ، مترجم مولوي محمد ابراهيم گرگيج ، ص 198

اين جا هم عالم سني مذهب ، بر خلاف نظر آقاي کارشناس وهابي ، به اين آيه استدلال کرده و آن را مختص منافقين نمي داند .

در صفحه بعد ادامه مي دهد :

زائر هنگام زيارت روضه مطهر ، روي خود را به سوي چهره منور آن حضرت (صلي الله عليه و آله) بکند و بايستد و هم چنين هنگام طلب وسيله و در خواست شفاعت همان طور بايستد . (يعني رو به قبر و پشت به قبله )

در پاورقي به اين روايت استدلال کرده و روايت آقاي مالک بن انس که به منصور دوانقي گفت :

هر وقت خواستي با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) صحبت کني . رو به پيامبر (صلي الله عليه و آله) باش و طلب شفاعت کن و اين آيه را بخوان : ولو انهم اذ ظلموا جاؤوک فاستغفروا ....

در اين جا مي گويد : که امام مالک به اين آيه براي جواز استغاثه و طلب شفاعت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) استدلال کرد . آيا امام مالک به اندازه اين کارشناس وهابي ، نمي فهميد ؟

از شافعي ها ، ابن کثير شافعي را خوانديم ، در کتاب تفسير قرآن العظيم ، تأليف ابي الفداء اسماعيل بن کثير ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه 503 در ذيل آيه 64 سوره نساء مي گويد :

اللهم انك قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . نساء / 64 ، يرشد تعالى العصاة والمذنبين إذا وقع منهم الخطأ والعصيان أن يأتوا إلى الرسول (ص) فيستغفروا الله عنده ويسألوه أن يغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلك تاب الله عليهم ورحمهم وغفر لهم ولهذا قال ) لوجدوا الله توابا رحيما

اگر از انساني خطايي و عصياني سر زد ، بايد نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بيايد و از خداوند طلب استغفار کند . از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هم بخواهد که براي او طلب استغفار کند ، در آن صورت خداوند گناه او را مي بخشد .

ابن کثير ، تفسير قرآن العظيم ، چاپ دار الحزم ، ص 503

 اگر اين کار را انجام نداد ، خداوند نمي بخشد ، خداوند در اين جا براي آمرزش گناهان ، دو شرط قرار داده . شرط اول : از خدا طلب استغفار کند . شرط دوم : از پيامبر (صلي الله عليه و آله) بخواهد که براي او طلب استغفار کند . يعني رضايت خدا و رضايت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي بخشش گناه ، شرط است . نص صريح قرآن کريم با تفسير آقايان سلفي است . ابن کثير که شيعه نيست ، واضح و روشن است که شاگرد ابن تيميه و سلفي مذهب است . اما وقتي به اين آيه مي رسد ، نمي تواند حرفي بزند . چون نص صريح قرآن کريم است و اين را هم نگفته که آيه ، مخصوص منافقين است ؛ بلکه مخصوص همه مسلمانان است . جالب است که در ادامه ، داستان عتبي را هم نقل مي کند .

نووي ، سيوطي ، ماوردي ، سمهودي ، لالکايي ، دمياطي ، صفوري ، صالحي شامي ، زيني دحلان ، بيهقي ، ثعلبي ، حصني دمشقي ، همين مطلب را بيان مي کنند .

از علماي حنبلي ، ابن قدامه مقدسي ، در کتاب المغني ، جلد 5 ، صفحه 465 ، دقيقا به همين آيه استدلال مي کند .

خلاصه مطلب اين که : اگر بنده هم در ترجمه اشتباه کرده باشم و ولو انهم را همه انسان ها معنا کردم ، نعوذ بالله امام صادق (عليه السلام) هم اشتباه کردند ؟ همه مسلمان ها اشتباه کردند ، فقط همين کارشناس وهابي ، کشف کرده که ولو انهم به منافقين بر مي گردد !!!

اين مطلب ، اجماع تمام علماي تمام مذاهب است . در آخر کتاب الحج ، وقتي به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي رسد ، به اين آيه براي جواز توسل ، استدلال مي کنند . هر کتاب فقهي را که نگاه کنيد ، بحث زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را مطرح کرده ، اين آيه را نقل کرده و به آن استدلال نموده است .

 مجري :

اين کارشناس وهابي ، در پاسخ به بيننده اي که در مورد تفاوت داعش با اين آقايان را پرسيده بود ، تنها تفاوتي را که بيان کرد ، بسيار جالب و ديدني است .

کليپ 3 ) : تفاوت رسانه هاي وهابي با داعش

کارشناس وهابي :

فرق ما با داعش که براي اولين بار است که مي شنويد ، اين است که آن ظلمي که شيعه ها سر داعش کردند ، تا به حال بر سر ما نکردند .

مجري :

بينندگان عزيز ! فکر مي کرديد که يک روز اين رسانه هاي وهابي ، از مظلوميت داعش و ظلمي که شيعيان بر داعش کردند ، بگويند؟ . خود داعش هيچ وقت اين حرف را نمي زنند که ما مظلوم هستيم ، در صورتي که اين آقايان در شبکه وهابي کلمه مي گويند : شيعيان به داعش ظلم مي کنند .

اما در جلسات گذشته در مورد تبرک صحبت کرديم که از استاد يزداني تقاضا دارم ، خلاصه اي از مطالب گذشته را بيان نمايند .    

استاد يزداني :

ما در بحث تبرک حدود هشت جلسه داشته ايم که ديدگاه اهل سنت و وهابيت را به صورت تفصيل بيان کرديم . به علت کمبود وقت نمي توانم خلاصه اي از جلسات قبل را مطرح کنم . اما مستنداتي را از در شده است . آقايان وهابي ديدگاه هاي مختلفي در اين زمينه دارند .

 ابن تيميه ، تبرک به قبور و تبرک به صالحين را شرک اکبر مي دانست .

ابن عثيمن و بن باز ، تبرک به قبور را عملي غير اسلامي و بلکه عمل جاهلي و عمل يهود و نصارا مي دانند . بعضي ديگر از علماي وهابي گفته بودند که تبرک به قبور ، بدعت است و هر کس بدعت انجام دهد ، کل بدعة، ضلالة و کل ضلالة في النار . نهايت آن جهنم است .

ديدگاه علماي امروزي اهل سنت

 ا) علامه مفتي خدا نظر

در کتاب محمود الفتاوي ، تأليف علامه مفتي خدا نظر قنبر زهي ، جلد 4 ، زير نظر شيخ الاسلام مولانا عبد الحميد و دار الافتاي حوزه علميه دار العلوم زاهدان ، صفحه 306 مي گويد :

ثبوت تبرک جستن صحابه از آب دهان آن حضرت (صلي الله عليه و آله)

گفتيم از ديدگاه وهابيت ، اگر چيزي ثابت شود که منتسب به پيامبر (صلي الله عليه و آله) است يا از اجزاء پيامبر (صلي الله عليه و آله) است ، آن را شرک نمي دانند . از جمله آب دهان ، تار مو ، پيراهن . بعضي از آن ها ، ناراحت است ؛اما شرک نمي دانند . پس وهابي ها با اين مسئله مشکلي ندارند .

سؤال کرده : بعضي از علما و سخنرانان گاهي مي گويند : اصحاب رسول الله (صلي الله عليه و آله) آّب دهان و حتي بلغم آن حضرت را گرفته و به سر و صورت خود مي ماليدند . آيا اين گفته آن ها درست است يا نه ؟ لطفا توضيح دهيد .

الجواب باسم ملهم الثواب

بله ، اين گفتنه آنان درست است و از اقوال صحابه ثابت است . و في صحيح بخاري :

ثم ان عروه جعل يرمق اصحاب النبي (ص) بعينيه قال : فوالله ما تختم رسول الله نخامة الا وقعت في كف رجل منهم فذلك بها وجهه وجلده .

خلط پيامبر (صلي الله عليه و آله) را صحابه نمي گذاشتند که روي زمين بيافتد . آن را مي گرفتند و به سر و صورت خود مي ماليدند .

در ادامه نويسنده توضيح مي دهد که در فتح الباري ابن حجر اين گونه بيان شده :

وقوله فذلك بها وجهه وجلده : وفيه طهارة النخامة والشعر المنفصل والتبرك بفضلات الصالحين الطاهرة

از اين روايت استفاده مي شود که خلط و مويي که از بدن جدا شده ، پاک است و هم چنين تبرک به فضلات پاک صالحين (فضلات ، هر چيزي که از بدن انسان خارج شود ، گفته مي شود . حال مو يا ناخن يا هر چيز ديگري که از انسان خارج مي شود ، را شامل مي شود ؛ اما ايشان قيد طاهر مي زند ) جايز است .

خدانظر قنبر زهي ، محمود الفتاوي ، ج 4 ، تحت نظر مولوي عبد الحميد ، ص 306

 طبق اين کتاب و مستند ، از ديدگاه علماي اهل سنت امروزي زاهدان که معروف و مشهور هم هستند ، تبرک به فضلات صالحين ، جايز است . مثل آب دهان ، خلط يا موي صالحين هم پاک هست و هم تبرک به آن ها جايز است .

آقاياني که به ما مي گفتند : تبرک را از ديدگاه مولوي عبد الحميد ثابت کنيد ، اين هم يک نمونه از تبرکات که ايشان هم بر آن تأييديه زده است .

2 ) محمد عمر سربازي

در کتاب پرسش و پاسخ هاي ارزشمند براي جوانان ارجمند ، تأليف محمد عمر سربازي ، چاپ 1389 ، صفحه 37 :

سؤال : سلفي مي گويد : تبرک به زمان و مکان ، ثابت نيست . لهذا تبرک به آثار مکاني نبي کريم نبايد کرد . ديگر علما در اين مورد چه مي گويند ؟

تبرک به زمان يعني چه ؟ مثلا ما روز عيد مبعث را متبرک بدانيم و آن را جشن بگيريم ، عبادت کنيم ، روزه بگيريم . خداوند به اين روز توجه کرده و آن را مبارک دانسته و عبادت در آن روز ، ثواب بيشتري دارد .

تبرک به مکان يعني چه ؟ مثلا پيامبر (صلي الله عليه و آله) در اين مکان نماز خوانده است ؛ به همين علت ، اين مکان مبارک است .

پاسخ : نزد ديگر محققين و جمهور علماي امت ، تبرک به امکنه و ازمنه و آثار صالحين ، ثابت است از قرآن و احاديث صحيح . قرآن کريم : واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ـ بگيريد از مقام ابراهيم (عليه السلام) جاي نماز . و ابن عمر در سفر و حضر در مکان و زمان ، دنبال تفتيش آثار نبي کريم (صلي الله عليه و آله) مي بود . چنانچه در بخاري شريف در باب المساجد بين مکه و مدينه موجود است .

محمد عمر سربازي ، پرسش و پاسخ هاي ارزشمند براي جوانان ارجمند ، چاپ 1389، ص 37

انصافا استدلال قوي دارند . از ديدگاه جمهور علما ، تبرک به آثار صالحين جايز است         . دليل هم قرآني : واتخذوا من مقام ابراهيم . دليل روايي هم روايت صحيح بخاري که عبد الله بن عمر مي گشت که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در چه مکان هايي نماز خوانده و در همان مکان ها هم نماز مي خواند.

روايت هم صحيح است که در صحيح بخاري نقل شده ؛ حتي ابن تيميه هم مي گويد : از بين صحابه فقط ابن عمر بوده که اين شرک را انجام مي داده . هيچ کس اين کار را انجام نداده است که او هم مشرک بوده . اين نص گفتار آقاي ابن تيميه است و به ما ارتباطي ندارد .

روايت ديگري از عمر بن خطاب بيان مي کند :

خود عمر در سفر شام چون در بيت المقدس رسيد از کعب پرسيد که کجا نماز کنم ، بهتر است ؟ و گفت : نزد صخره بيت المقدس . عمر فرمود : نخير من جايي نماز مي خوانم که حضور (صلي الله عليه و آله) شب اسراء خوانده است .

نص صريح قرآن کريم است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در بيت المقدس نماز خواند و از همان مکان به معراج رفت . خليفه دوم هم گفت : همان جايي نماز مي خوانم که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نماز خوانده . در اين جا خليفه دوم ، به آثار پيامبر (صلي الله عليه و آله) تبرک مي کند ؛ پس خليفه دوم هم طبق ديدگاه علماي وهابي ، مشرک مي شود .

در ادامه سخن بسيار جالبي مي گويد :

تمام مناسک حج و سعي بين صفا و مروه ، اقتداء و تبرک به آثار صالحين اند .

اين حرف درستي است ؛ چون همه کارهايي که در حج انجام مي دهيم ، دقيقا همان کارهايي است که حضرت ابراهيم (عليه السلام) و هاجر (عليها السلام) و حضرت اسماعيل (عليه السلام) انجام داده ، انجام مي دهيم و به عنوان مناسك حج تشريع شده است . اين هم استدلال محمد عمر سربازي بود که نقل کرديم .

3 ) قاري محمد طيب

در کتاب انديشه ديني و شيوه عملي علماي ديوبند ، تأليف مولانا قاري محمد طيب ، ترجمه مولانا نجم الدين محمد درکائي ، چاپ سال 1391 انتشارات نگين کوير ، با تقريظ و تأييد مولانا عبد الحميد اسماعيل زهي که در صفحه 10 کتاب ، اين گونه مي گويد :

به راستي کتاب انديشه ديني و شيوه عملي علماي ديوبند ، بهترين سند براي شناخت افکار و انديشه علما و بزرگان ديوبند است ....

توصيه بنده آن است که عزيزان حق طلب و پژوهشگر ،اين کتاب را با دقت مطالعه کنند .

در صفحه 182 از اين کتاب نويسنده مي گويد :

علماي ديوبند قائل به حصول برکت از مرقد هاي منورشان هستند ؛ اما آنان را مشکل گشا و نجات دهنده از حوادث و مصيبت ها نمي دانند ؛ زيرا اين امر فقط به ذات کبريايي حق اختصاص دارد . آنان دريافت برکات را از اهل قبور مي پذيرند .

اين نظر هر مسلمانان است و هر کسي بر خلاف اين نظر را داشته باشد ، از نظر ما هم ، توحيدش مشکل دارد . در صورتي که وهابيت اين قضيه را شرک مي دانست .

در صفحه بعد ادامه مي دهد :

اگر آثار رسول الله (صلي الله عليه و آله) مانند موي مبارک ، پيراهن مبارک ، يا حتي تسمه اي از نعلين مبارک ، به طريق صحيح و مستند به آنان رسيده باشد ، آن را از تاج و تخت شاهان و از دنيا و مافيها سرمايه بزرگتري مي دانند ؛ اما اگر مستند نباشد ، بدون اهانت و سوء ادب ، دوري از اشياي غير مستند را لازم و ضروري مي دانند . (اين مورد اتفاق همه مسلمان ها است حتي وهابيت هم آن را قبول دارند )

 هم چنين آثار و تبرکات اولياء الله و احترام آن ها را باعث خير و برکت مي دانند. ( وهابيت آن را موجب خير و برکت ندانسته ؛ بلکه شرک مي دانند ).

قاري محمد طيب ، انديشه ديني و شيوه عملي علماي ديوبند ، با ترجمه مولانا نجم الدين محمد درکائي ، با تقريظ و تأييد مولانا عبد الحميد ، ص 182 و 183

 در اين جا ديدگاه ابن تيميه را در تقابل ديدگاه اهل سنت بخوانيم تا تفاوت اين دو ديدگاه بيشتر مشخص شود .

کتاب زياره القبور والاستنجاد المقبور ، تأليف شيخ الاسلام ابن تيميه ، چاپ دار الصحابه طنتا ، صفحه 38 :

 

 

بيان حكم التمسح بالقبر وتقبيله وتمريغ الخد عليه وأما التمسح بالقبر أي قبر كان وتقبيله وتمريغ الخد عليه فمنهي عنه باتفاق المسلمين ولو كان ذلك من قبور الأنبياء ولم يفعل هذا أحد من سلف الأمة وأئمتها بل هذا من الشرك ...

 

ابن تيميه ، زياره القبور ، چاپ دار الصحابه طنتا ، ص 38

مجري :

کليپي را آماده کرديم از مصاحبه اختصاصي شبکه جهاني ولايت با قاضي نذير احمد حنفي که از علماي سرشناس افغانستان هستند .

کليپ 4 ) : مصاحبه اختصاصي شبکه جهاني ولايت با قاضي نذير احمد حنفي ، عضو شوراي علما و رئيس کمسيون مجلس نمايندگان افغانستان

نفس توسل در اسلام ، اساس بزرگ دارد و من در اين ارتباط ، يک کتاب نوشتم . حداقل صد ها آيه قرآن کريم در آن است و صدها حديث صحيح هم در آن درج شده . نظرات علماي امت اسلامي در آن نقل شده است . از نظر مذاهب اسلامي ، يک مذهب و يک فرد و پيروانش ، شيخ ابن تيميه ، منکر توسل است و همه امم اسلامي از مذاهب اربعه ، زيدي ، شيعه و غيره ، به اين اصل معترف هستند .

آيات : قرآن مجيد صراحتا مي فرمايد : وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ ، صراحتا فرستاده که : بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ و آياتي که در رابطه با کلمه مدد است . آيات به ارتباط سبب ، آيات به ارتباط پشتيباني :

فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ .

آيات در اين ارتباط بسيار است که من به چند مورد اشاره کردم . احاديث در اين ارتباط : مبارک عليه الصلاه و السلام ، وقتي در صبح ، از خانه بيرون مي شدند ، همه مسلمانان نه ، حضرات صحابه ظروف آب داشتند و مبارک عليه الصلاه و السلام ، دست خود را داخل آب مي گذاشتند و آن جمع آب را تبرکا مي خوردند . حضرت سيد الرسل صلوات الله عليه ، در خانه يکي از صحابه خوابيدند که عرق کردند . آن صحابيه عرق را گرفته بود . گفت : چه مي کني ؟ . گفت : عجين مي کنيم ، خمير مي کنيم و مي پزيم و مي خوريم . اين عرق را عطر خود مي اندازيم که وقتي در بين عطر مي اندازيم ، بهترين عطر مي شود .

مجري :

در روز هاي گذشته اتفاق جالبي افتاد که رسانه اي شد و آن هم سفر وهابي ها بود . همين وهابي هاي در سوريه که رسانه هاي داعشي از آن ها حمايت مي کند . سفر 1600 مجروح از سوريه به سرزمين اشغال شده توسط اسرائيل براي درمان که خبر آن از تلويزيون رسمي آن منطقه پخش شد و مصاحبه اي را با يکي از اين وهابي ها انجام دادند که با هم مي بينيم .

کليپ 5 ) وهابيت و استعمار

گوينده خبر :

خط پشتيباني تروريست هاي سوري در اسرائيل . درمانگري صهيونيستي براي تروريست هاي تکفيري . بعد از درگيري هاي شديد بين تروريست هاي تکفيري و ارتش سوريه ، در منطقه قلمون ، کانال دوم رژيم صهيونيستي امروز تصاويري از مداواي تروريست هاي جبهه النصره در بيمارستان هاي اين رژيم را پخش کرد . خبرنگار اين شبکه اذعان کرد تا الان 1600 تروريست تکفيري در بيمارستان هاي اسرائيل مداوا شده اند و براي جنگ به سوريه برگشتند .

مجروح داعشي :

پس از درمان به سوريه باز مي گردم و اگر علوي يا دروزي يا شيعيان را پيدا کنم ، آن ها را به قتل مي رسانم ؛ اما يهوديان را هرگز نمي کشم .

تماس بينندگان :

بيننده : آقاي بهادري از کرج ـ شيعه

بنده چند سؤال از آقايان وهابي دارم . سؤال اول : مبدا وجوب انتخاب خليفه در قرآن توسط امت اسلام در چه آيه اي مي باشد ؟ آيا آياتي در قرآن وجود دارد که بگويد : اي مردم واجب است براي پيامبر خليفه انتخاب کنيد ؟

سؤال دوم : مبدأ انتخاب خليفه در سنت ، کدام حديث مي باشد که گفته باشند : اي امت شما براي پيامبر خليفه انتخاب کنيد ؟ آيا پيامبري از پيامبران گذشته اين سخن را گفته است ؟ 146 هزار و اندي از يازده منبع اهل سنت اصلي ، روايت آورده اند . کجا گفته اند؟ 124 هزار پيامبر گفته باشند ، واجب است امت براي پيامبر ، خليفه تعيين کند .

سؤال سوم : کدام آيه در قرآن است که خداوند گفته باشد ، اگر امتي براي پيامبر خود خليفه انتخاب نکرد ، خداوند آن ها را تهديد يا عذاب مي کند ؟

در انتخاب عثمان ، در طبقات الکبري ، جلد 2 ، صفحه 84 و ابن ابي الحديد معتزلي به صورت مفصل بيان کرده که عمر بن خطاب ، شش نفر را انتخاب کرد . به اين صورت خليفه انتخاب کنيد ، آقاي ابو طلحه انصاري را با 50 نفر مرد مسلح گذاشت و گفت : اگر اين شش نفر ، خليفه را انتخاب نکردند ، گردن همه آن ها را بزن . اين شش نفر به دو دسته تقسيم شدند . آن دسته اي که عبد الرحمن بن عوف است ، حجت مي باشد . ايشان هر کس را انتخاب کرد ، اشکالي ندارد .

سؤال بنده از خليفه دوم اين است ، با چه استدلالي حکم کشتن شش نفر از صحابه را مي دهيد ؟ حال اگر امام علي (عليه السلام) با رأي مردم انتخاب شد . شانزده نفر ، از جمله عبد الله بن عمر ، زيد بن ثابت و ديگران با علي بن ابيطالب (عليه السلام) بيعت نکردند و به سمت معاويه رفتند . آيه امام علي (عليه السلام) با اين ها کاري داشت ؟ آيا اين چند نفر را تهديد کرد ؟

جناب عمر بن خطاب ، شما که علي بن ابيطالب (عليه السلام) را به زور براي بيعت پيش ابوبکر برديد ؟ چرا به پسرت نگفتي چرا به علي بن ابيطالب (عليه السلام) رأي ندادي ؟ امام (عليه السلام) هم حق داشت که بگويد : من هم مانند پسرت به ابوبکر رأي نمي دهم .

عده اي مانند عبد الله بن عمر بيعت نکرد ، رضي الله عنه شد .طلحه و زبير بيعت شکستند ، رضي الله عنه شدند . عده اي از اول جنگيدند و بعد رضي الله عنه شدند . پس چه کسي منحرف است ؟ در فرهنگ اسلامي که بهشت و جهنم و خوب و بد است ، اين ها چه جايگاهي دارند ؟

نکته ديگري در مورد خليفه اثني عشر بيان کنم . در سال 1948 نسخه اي اصلي تورات در بحر الميت پيدا شد . يهودي ها اجازه ندادند که کسي متوجه شود . در آن تورات چه نوشته بود ، توراتي بود که کمتر تحريف شده بود . کعب الاهبار يهودي در شوش دانيال پيدا کردند . عمر بن خطاب دستور داد آن تورات را از بين ببرند . چون سلسله اجداد پيامبر (صلي الله عليه و آله) از حضرت ابراهيم (عليه السلام) تا چهارده خليفه اثني عشر در آن ذکر شده بود . آن تورات را حدود 60 سال پيش در بيت المقدس کشف کردند و يک سال بعد ، کشور اسرائيل را تأسيس کردند .

اگر امکان دارد بحث خلفاي اثني عشر را در کتب اهل سنت بيان کنيد .

استاد يزداني :

سؤالاتي که از اهل سنت پرسيدند ، در حقيقت عمومي است و در اين چهارده قرن ، هيچ کس نتوانسته به آن پاسخ دهد . همان طور که بارها بيان کرديم ، مبناي مشروعيت بخشي خلافتشان ، مبنايي است که «ما کرديم ، شد» .

از آن ها سؤال مي کنيم ، آيا مردم مي توانند انتخاب کنند ؟ مي‌گويند: بله ، «ما کرديم ، شد» . عمر بن خطاب انتخاب کرد ، خلافت ابوبکر مشروع شد . آيا خليفه قبلي مي تواند خليفه بعد از خود را انتخاب کند ؟ بله ، «ما کرديم ، شد» . ابوبکر ، عمر را انتخاب کرد .

آيا شورايي به آن وضعيت مي تواند ، مشروع باشد ؟ بله ، «ما کرديم ، شد» . خليفه دوم شورا با آن وضعيت انتخاب کرد ، خليفه سوم هم مشروع شد .

آيا اجماع همه مردم ، حجت است ؟ بله ، «ما کرديم ، شد» . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را انتخاب کردند .

اصولا مبنا بايد قبل از انجام ثابت شود . هر حکومتي ابتدا ، قانون اساسي مي نويسد ، بعد از آن ، بر مبناي آن قانون ، حکومت هاي ديگر عمل مي کنند . اين ها مي گويند اين خلافت ها مشروع است ؛ چون اتفاق افتاده . اما مبناي شيعه مشخص است . خداوند انتخاب مي کند ، دستور مي دهد و هيچ کس غير از خداوند ، هيچ اختياري ندارد .

آيا مي شود خلافت را به زور گرفت ؟ بله ، «ما کرديم ، شد» . يزيد همين کار را انجام داد و شد . مبناي مشروعيت اين ها ، يک مورد خاص و ويژه نيست . هر چه که اتفاق افتاده ، اين ها مشروع مي دانند.

در مورد خلفاي اثني عشر در تورات پرسيدند ، بله ، چنين توراتي وجود داشته که نام ائمه اثني عشر (عليهم السلام) در آن بيان شده است .

آقاي ابن کثير در کتاب هاي مختلف خود ذکر کرده . در کتاب تفسير قرآن العظيم ، تأليف ابن کثير دمشقي (شاگرد ابن تيميه ) ، چاپ دار الطيبه عربستان سعودي ، جلد دوم ، صفحه 65 روايات خلفاي اثني عشر را مي آورد :

 قال كنا جلوسا عند عبد الله بن مسعود وهو يقرئنا القرآن فقال له رجل يا أبا عبد الرحمن هل سألتم رسول الله (ص) كم يملك هذه الأمة من خليفة فقال عبد الله ما سألني عنها أحد منذ قدمت العراق قبلك ثم قال نعم ولقد سألنا رسول الله (ص) فقال إثنا عشر كعدة نقباء بني إسرائيل

از عبد الله بن مسعود نقل مي کند که تو از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سؤال کردي که اين امت چند خليفه دارد ؟ گفت : بله سؤال کردم به اندازه نقباي بني اسرائيل خليفه دارد .

در ادامه روايت صحيح مسلم را ذکر مي کند :

 هذا لفظ مسلم ومعنى هذا الحديث بوجود اثني عشر خليفة صالحا يقيم الحق ويعدل فيهم ...

پيامبر (صلي الله عليه و آله) به وجود 12 خليفه صالح بشارت داده که حق را بر پا مي کند و عدالت را گسترش مي دهد ...

در صفحه بعد ادامه مي دهد :

 وفي التوراة البشارة بإسماعيل عليه السلام وأن الله يقيم من صلبه اثني عشر عظما وهم هؤلاء الخلفاء الإثنا عشر المذكورون في حديث ابن مسعود وجابر بن سمرة وبعض الجهلة ممن أسلم من اليهود إذا اقترن بهم بعض الشيعة يوهمونهم أنهم الأئمة الاثنا عشر فيتشيع كثير منهم جهلا وسفها لقلة علمهم وعلم من لقنهم ذلك بالسنن الثابتة عن النبي (ص)

در تورات اين قضيه آمده که بعد از ابراهيم (عليه السلام) حضرت اسماعيلي خواهد آمد که از صلب ايشان دوازده عظيم خواهد آمد و حکومت مي کند . اين دوازده عظيم همان دوازده خليفه اي بودند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حديث ابن مسعود و جابره بن سمره آورده . بعضي از جاهلان يهود که مسلمان شدند ، زماني که با شيعيان برخورد کردند ، شيعيان آيات تورات را نشان دادند و گفتند : مقصود از آن دوازده نفر از فرزندان اسماعيل (عليه السلام) ، دوازده امام از ائمه شيعه است . بسياري از يهوديان با ديدن روايت اثني عشر در کتاب هاي مسلمانان و ديدن اين آيه دوازده عظيم از صلب حضرت اسماعيل (عليه السلام) شيعه شدند . اين ها که شيعه شدند ، علمشان کم و جاهل بودند که اين کار را انجام دادند .

ابن کثير ، تفسير قرآن العظيم ، چاپ دار الطيبه عربستان ، ج 2 ، ص 65 به بعد

خيلي عجيب است ، در تورات از دوازده نفر از فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) را بشارت دادند و هيچ مذهبي از مذاهب اسلامي ، غير از مذهب شيعه ، نمي تواند اين دوازده نفر را مشخص کند . و يهودي ها در طول تاريخ ، با استدلال به آيه تورات و استدلال به روايات شيعه و سني ، در باره دوازده خليفه ، شيعه شدند و آقاي ابن کثير را عصباني کرده است .

اين مطلب در کتاب البدايه و النهايه ، جلد 6 ، صفحه 172 اين مطلب را از ابن تيميه نقل مي کند :

قال شيخنا العلامة أبو العباس بن تيمية وهؤلاء المبشر بهم في حديث جابر بن سمرة وقرر أنهم يكونون مفرقين في الأمة ولا تقوم الساعة حتى يوجدوا وغلط كثير ممن تشرف بالاسلام من اليهود فظنوا أنهم الذين تدعو إليهم فرقة الرافضة فاتبعوهم ...

آيه اي که در تورات آمده که دوازده نفر از فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) خليفه خواهند شد ، بسياري از يهوديان که شيعه شدند ، خيال کردند اين دوازده عظيم ، همان دوازده امام رافضي ها هستند و از آن ها پيروي کردند .

ابن کثير ، البدايه و النهايه ، ج 6 ، ص 172

بيننده : عبد الحميد از ايرانشهر ـ اهل سنت

اولا من شهادت برادران و خواهران مسلمانمان را که در يمن به دست عربستان سعودي ، کشته شدند . تسليت مي گوييم و کار آن ها را محکوم مي کنيم . ما در روايات داريم که خداوند در اين ماه مبارک به دست و پاي شيطان غل و زنجير مي زند ؛ اما اين ها خود شيطان را به دنبال خود مي کشانند .

بنده مي خواستم از اين بيننده عزيز بپرسم ، مگر ايران ، فلسطين ، شام و روم در زمان عمر بن خطاب ، مسلمان نشدند ؟ علي بن ابيطالب (عليه السلام) تاج سر ما است و هيچ گونه توهيني نسبت به ايشان اصلا در عقيده ما نيست . حضرت علي (عليه السلام) جزء عقايد ايماني است و اگر کسي کوچکترين اهانتي را نسبت به ايشان داشته باشد ، ما او را مسلمان نمي دانيم . ما کاري به وهابيت و داعش نداريم و راه آن ها با ما اهل سنت ، جدا است .

استاد يزداني :

ما از اين برادر عزيز به خاطر محکوم کردن عربستان سعودي در قضيه حمله به يمن ، تشکر مي کنيم و نشانه اين است که اين شخص آزاد انديش است . اين ها هم در ماه حرام و هم الان که ماه رمضان است ، جنگيدند . اما سخنان ايشان را در مورد فتوحات قبول نداريم . فتوحات انجام شد ؛ اما اين که اين فتوحات مشروع بود يا خير ، بحث داريم . ابتدا بايد مشروعيت خلافت ثابت شود و بعد از آن ، مشروعيت فتوحات که اين دو جداي از هم نيستند .

مجري :

از شما استاد يزداني و هم چنين شما بينندگان عزيز که تا اين ساعت ما را همراهي کرديد ، تشکر و سپاسگزاري داريم .

اللهم عجل لوليک الفرج

يا علي مدد

خدا يار و نگهدارتان .



حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر