صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 01 تير 1394 تعداد بازديد: 1614 
راه و بی راه 51 -تبرک اهل سنت به قبور اهل البیت علیهم السلام (2)
راه و بی راه
دانلود صوت
دانلود فيلم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 تاريخ : 01 / 04 / 94

مجري :

بيننده برنامه راه و بي راه هستيد ، برنامه اي در جهت رسوا کردن وهابيت و نشان دادن بي راهه اي که مي خواهند به نام اسلام به جهانيان نشان دهند ؛ اما در اين برنامه با مطرح کردن اختلاف نظر هايي که بين وهابيت و ساير مذاهب اسلامي وجود دارد ، به صورت مستند و علمي ، با نشان دادن کتب ، تصاوير ، کليپ ها و سخنراني هايي که از علماي مختلف جوامع اسلامي مختلف به سمع و نظر شما مي رسد ، متوجه خواهيد شد که بين نگرش وهابيت با ساير نگرش هاي اسلامي اختلاف وجود دارد .

براي شيعيان مفيد است که اين موضوع را بهتر درک کنند و به صورت علمي و مستدل در ذهنشان بماند . همچنين براي اهل سنت ، تا بدانند که تا چه اندازه با وهابيت اختلاف دارند و براي وهابيت ، تا بدانند چقدر از جامعه اسلامي و مسلمان ها ، انحراف دارند .

طبق هفته هاي گذشته در خدمت استاد عزيز و ارجمند ، سيد بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمين يزداني هستيم .

در جلسات گذشته مطالبي را با موضوع بندي هايي که در خصوص اختلافات وهابيت با ساير مذاهب اسلامي بود ، تقديم حضور شما شد . در جلسه قبل به بحث تبرک به قبور ائمه اهل بيت (عليهم السلام) توسط اهل سنت و مخالفت هايي كه وهابيت داشتند ، رسيديم .

بنده از استاد يزداني تقاضا دارم که خلاصه اي مطالب گفته شده را بيان کنند تا اين که به طرح سؤال برسيم .

استاد يزداني :

همان طور که فرموديد يکي از مباحث مهم بين کل مسلمان ها و وهابيت ، بحث تبرک است که از ديدگاه همه مسلمان ها ، تبرک به صالحين؛ چه بر قبورشان باشد و چه به آثارشان ، جايز و بلکه مستحب است که علماي شيعه و سني بر اين مسأله تأکيد کرده اند . اما وهابيت اين مسأله را قبول ندارد ، به خصوص تبرک به قبور را ، شرک اکبر مي داند . هم ابن تيميه و هم ابن عثيمن و هم بن باز و بقيه تصريح دارند که تبرک به قبور شرک است .

ما فتاواي بزرگان اهل سنت و هم چنين فتاواي وهابيت را در هفته هاي گذشته به صورت مفصل خوانديم . تا اين که به بحث تبرک به قبور اهل بيت (عليهم السلام) رسيديم ، چه پيامبر (صلي الله عليه و آله) و چه ساير ائمه اهل بيت (عليهم السلام) . مواردي را از تبرک به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خوانديم که طبق مدارکي که اهل سنت در کتاب هاي خود نقل کرده اند ، صحابه روي قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي آمدند و خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را به عنوان تبرک مي بردند که اين مسأله از ديدگاه وهابيت ، شرک اکبر است . آن قدر خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را بردند تا اين که طبق نقل اهل سنت ، عايشه ، همسر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در اطراف قبر ديواري ساخت . ديوار سوراخي داشت که مردم از آن سوراخ هم خاک قبر را مي بردند تا اين که آن سوراخ را هم بستند .

بنابراين ثابت کرديم که صحابه به خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) تبرک مي کردند .

روايت تبرک به خاک قبر حمزه ، سيد الشهداء (عليه السلام) را خوانديم که سلف و خلف اهل سنت از خاک قبر حضرت حمزه (عليه السلام) هميشه براي تبرک مي بردند و به خصوص در بيماري هايي مثل سر درد از آن استفاده مي کردند .

در مورد قبر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را هم گفتيم که ابن اثير گفته بود : قبر آن حضرت متبرک است و همه آن را زيارت مي کنند .

در ادامه به قبر سيد الشهدا ، امام حسين (عليه السلام) رسيديم و مدارکي را از کتب اهل سنت نشان داديم که بزرگان اهل سنت هميشه سراغ قبر امام حسين (عليه السلام) مي آمدند و از خاک امام حسين (عليه السلام) شفاء مي گرفتند و از آن هميشه استفاده مي کردند . اين نشانگر آن است که اهل بيت (عليهم السلام) نزد همه مسلمان ها بزرگ و متبرک بودند ؛ اما وهابيت اين مسأله را قبول ندارند و آن را شرک مي دانند .

ان شاء الله اگر خداوند توفيق دهد ، اين جلسه و جلسات ديگري که در آينده خواهيم داشت ، باز هم مدارکي را از تبرک مردم به قبور پيامبر (صلي الله عليه و آله ) و ساير ائمه (عليهم السلام) خواهيم گفت .

جالب است که بنده در جستجويي که انجام مي دادم ، بيش از يکصد قبر را از بزرگان اهل سنت را پيدا کردم که ديگران از بزرگان اهل سنت ، تأکيد کردند          که فلان قبر ، متبرک است و مردم زيارت مي کنند و از آن جا حاجت مي گيرند . ان شاء الله در هفته هاي بعد ، تعدادي از اين ها را معرفي مي کنيم .

مجري :

مي دانيد که وهابيت هميشه ادعاهايي دارند و فتاوايي را صادر مي کنند که به آن عمل نمي کنند يا اين که نمي توانند به آن عمل کنند . در برخي از بخش هاي برنامه راه و بي راه ، ما بخشي را به وهابيت ، از ادعا تا عمل اختصاص داده ايم .

يکي از صفات آقا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، يد الله بودن است که ما از کتب اهل سنت با روايات صحيح ، به راحتي مي توان اين موضوع را اثبات کنيم . در اين خصوص وهابيت ادعايي دارد که با هم مي بينيم .

کليپ 1 ) : وهابيت از ادعا تا عمل

ادعاي وهابيت :

کارشناس وهابي :

ببينيد که اين بدبخت چه مي گويد . نگاه کنيد آيا ما حق داريم که اين ها ، شرک مي ورزند و ديني آورده اند که دين پيامبر ما نيست و دين حضرت علي نيست .

مداح اهل بيت (عليهم السلام) :

اگر دست علي ، دست خدا نيست ...

کارشناس وهابي :

اين چيزي است که مي خواهد شما را به شرک دعوت کند ، اين ديني نيست که پيامبر خدا آورده باشد . اين يعني شرک . به هر زباني از هر کسي که بپرسيد ، اين را براي شما خواهند گفت که شرک است.

عمل وهابيت :

بيننده :

به قولي مي توان گفت که شما يد الله هستيد .

کارشناس وهابي :

خواهش مي کنم ، سلامت باشيد . خيلي متشکرم . خوش وقتمان کرديد . دل ما را شاد کرديد .

استاد يزداني :

اين آقاي کارشناس جرأت نقد برنامه هاي علمي شبکه ولايت را ندارد ؛ چون مي داند که حرفي براي گفتن ندارد و هر حرفي که بزند ، به ضررش خواهد بود . اگر اين مطالبي را که ما نشان مي دهيم ، بگويد : غلط است ، به ضررش است . اگر بگويد : راست است ، باز هم به ضررش است . هيچ راه فراري در مباحث علمي برايشان باقي نگذاشته ايم ؛ به همين دليل مجبورند ميان برنامه ها و کليپ هاي شبکه را پخش و نقد مي کنند و مي گويند : اگر کسي بگويد علي بن ابيطالب (عليه السلام ) يد الله است ، به هر زباني که بگويد ، کفر و شرک است . اما از طرف ديگر وقتي به عالم جهان وهابيت مي گويند : شما يد الله هستيد ، خيلي خوشحال مي شود .

خيلي واضح و روشن است که وهابيت رفتار تا عملشان با هم متفاوت است .

در ادامه مباحث گذشته که وهابيت هر گونه مسح قبر و ماليدن صورت بر روي قبر به عنوان تبرک ، شرک و کفر است . حتي ابن تيميه به آياتي از قرآن براي اثبات شرک بودن تبرک ، استدلال کرده است. بنده مستندي را نشان مي دهم که بزرگان اهل سنت گفتند : سند اين روايت ، جيد است که صحابه ، صورت خود را به خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي ماليدند .

تبرک صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به خاک قبر آن حضرت

1 ) تبرک بلال بن رباح ، مؤذن پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، به خاک قبر آن حضرت

در کتاب اسد الغابه في معرفه الصحابه ، تأليف ابن اثير جزري ، متوفاي 603 هـ ، (که بزرگان اهل سنت و وهابيت بر اين کتاب تحقيق و مقدمه زدند ) چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، جلد اول ، صفحه 417 مي گويد :

داستان بلال بن رباح ، همان مؤذن پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، را نقل مي کند که در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله ) در سفر و حضر ، هميشه همراه پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود و ايشان اولين مؤذن پيامبر (صلي الله عليه و آله) بودند . جالب است که بلال بن رباح بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي هيچ کس اذان نگفت و با حالت قهر از مدينه به شام رفتند و اصلا مشروعيت خلافت خلفاي سه گانه را قبول نداشت و نتوانست آن ها را تحمل کند ، از آن جا رفت و براي آن ها حتي يک بار هم اذان نگفت .

اين مطلب را بزرگان اهل سنت هم گفتند . بعضي ها مدعي شدند که اذان گفته ؛ اما هيچ مستندي وجود ندارد که نشان دهند ، بلال بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) براي خلفا اذان گفته باشد .

ثم إن بلالاً رأى النبي صلى الله عليه وسلّم في منامه وهو يقول : ( ما هذه الجفوة يا بلال ؟ ما آن لك أن تزورنا ؟ ) فانتبه حزيناً ، فركب إلى المدينة فأتى قبر النبي صلى الله عليه وسلّم وجعل يبكي عنده ويتمرّغ عليه ...

وقتي بلال از مدينه رفت ، (طبق رواياتي که اهل سنت نقل کردند) پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد که حضرت فرمود : ما هذه الجفوة يا بلال ، اين چه جفايي است که در حق ما مي کني ؟ چرا خودت را از ما دور کردي ؟ چرا به شام رفتي و به ديدار ما نمي آيي ؟

اين ها نشان دهنده اين است که زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بسيار لازم و ضروري است

و حتي اگر به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نرود ، موجب ناراحتي آن حضرت مي شود .

آيا وقت اين نشده که به زيارت ما بيايي ؟ بلال از خواب بيدار شد که بسيار ناراحت شده بود . سوار مرکبش شد و به مدينه سراغ قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد . خود را بر قبر آن حضرت انداخت و صورتش را بر قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي ماليد .

اين کار بلال ، مخالف نص صريح فتواي ابن تيميه بود که هر کس صورت خود را به خاک قبر بمالد ، مشرک است .

مجري :

اگر يک وهابي اين صحنه را ببيند ، چه کاري انجام مي دهد ؟

استاد يزداني :

الان اگر کسي اين کار را انجام دهد ، به حدي تازيانه مي زنند که همان جا ، جان دهد . اما ايشان ، بلال بن رباح است ، از اولين کساني که به اسلام ، ايمان آورده و تا آخر عمر بر آن پيماني که با پيامبر (صلي الله عليه و آله) در غدير خم بسته بود ، باقي ماند و جزء ياران اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) بود . جالب است که در ادامه روايت مي گويد :

 فأقبل الحسن والحسين ، فجعل يقبّلهما ويضمّهما ، فقالا له : نشتهي أن تؤذن في السحر ، فعلا سطح المسجد ، فلما قال : (الله أكبر ، الله أكبر) ارتجّت المدينة ، فلما قال : (أشهد أن لا إله إلاّ الله) زادت رَجَّتُها ، فلما قال : (أشهد أن محمداً رسول الله) خرج النسا من خدورهن ، فما رئي يوم أكبر باكياً وباكية من ذلك اليوم .

امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) جلو آمدند . بلال آن ها را در آغوش گرفت و آن ها را بوسيد . آن دو حضرت از بلال درخواست کردند : ما خيلي دوست داريم که يک بار ديگر براي ما اذان بگويي . بلال بالاي مناره رفت تا اذان بگويد ؛ اما نتوانست اذان را به آخر برساند ، وقتي به اشهد ان محمد رسول الله رسيد ، زن ها از خانه هاي خود بيرون آمدند و به حدي گريه کردند که تا آن زمان کسي اين اندازه گريه را در مدينه نديده بودند .

ابن اثير جزري ، اسد الغابه ، ج 1 ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، ص 603

اين نشانه آن است که بلال در مدتي که حدود 2 سال ، از مدينه دور بود ، براي ابوبکر اذان نگفته بود . اگر گفته بود که تا اين حد مردم تعجب نمي کردند و از خانه هاي خود بيرون نمي آمدند و خاطرات زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله) را براي آن ها زنده کرد . خصوصا طبق نقلي که در منابع شيعه آمده ، حضرت زهرا (سلام الله عليها ) ديگر اجازه نداد ، بيش از آن اذان بگويد . حضرت زهرا (سلام الله عليها ) بسيار گريه کردند و خاطرات رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي آن حضرت ، زنده شد .

 اگر آن طوري که ابن تيميه و پيروانشان گفته باشند که ماليدن صورت خاک قبر ، شرک باشد ، بلال بن رباح ، صحابي جليل القدر پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم بايد مشرک باشد . آن هم کاري که در محضر صحابه انجام شده و صحابه هيچ عکس العملي از خود نشان نداده اند .

بقيه بزرگان اهل سنت هم اين روايت را نقل کرده اند ، از جمله آقاي سمهودي در کتاب خلاصه الوفاء باخبار دار المصطفي ، متوفاي 922 هـ ، جلد اول ، با تحقيق محمد امين محمد محمود احمد الجکيني (عضو هيئت تدريس در دانشگاه اسلامي مدينه منوره) ، صفحه 355 مي گويد :

وروى ابن عسكر بسند جيد عن أبي الدرداء رضي الله عنه قصة نزول بلال بن رباح بداريا بعد فتح عمر رضي الله عنه البيت المقدس قال ثم أن بلالا رأى النبي (ص) وهو يقول له ما هذه الجفوة يا بلال أما آن لك أن تزورني فانتبه حزينا خائفا فركب راحلته وقصد المدينة فأتى قبر رسول الله (ص) فجعل يبكي عنده ويمرخ وجهه عليه ...

ابن عساکر با سند جيد از ابو درداء ، قصه آمدن بلال بن رباح به مدينه را ، بعد از فتح بيت المقدس توسط خليفه دوم ، نقل کرده است . بلال پيامبر (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد که حضرت فرمود : اي بلال اين چه جفايي است که در حق ما مي کني ؟ آيا زمان آن نرسيده که به ديدار ما بيايي ؟ بلال با حالت حزن و خوف از خواب بيدار شد و سوار مرکب به سوي مدينه آمد . نزد قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و خود را روي قبر انداخت ، گريه مي کرد و صورت خود را به خاک قبر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مي ماليد .

سمهودي ، خلاصه الوفاء باخبار المصطفي ، ج 1 ، با تحقيق محمد امين محمد محمود احمد الجکيني ، ص 355

سند روايت هم به گفته بزرگان اهل سنت ، جيد مي باشد .

آقاي ابن حجر هيثمي در کتاب الجوهر المنظم في زياره القبر الشريف النبوي المکرم ، صفحه 65 مي گويد :

وجاء بسند جيد ان بلالا رضي الله عنه شد رحله من الشام الي زيارة رسول الله (ص) وفي رواية ان ذلك لرؤيته له (ص) قائلا له : ما هذه الجفوة يا بلال ؟ اما آن لك ان تزورني ! فأتي النبي (ص) وجعل يبكي و يمرغ عليه ...

با سند جيد نقل شده که بلال از شام به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمد و صورت خود را به قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي ماليد .

هيثمي ، ابن حجر ، الجوهر المنظم ، ص 65

علاوه بر اين ها ، بزرگان ديگري از اهل سنت اين داستان را نقل کرده اند که بلال بن رباح ،صحابي جليل القدر و مؤذن رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ، از ديدگاه وهابيت ، مشرک شده است .

2 ) تبرک حضرت زهرا (سلام الله عليها ) به خاک قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)

باز داستان ديگري که ابن جوزي ، سمهودي و ديگران ، از زمان وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اين که حضرت زهرا (سلام الله عليها ) بر سر قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله ) مي آمد و خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را به عنوان تبرک ، مي بوييد :

. ثم لما دُفن قالت فاطمة : يا أنس كيف طابت أنفسكم أن تَحْثُوا على رسول الله (ص) الترابَ عن علي عليه السلام قال : لما مات رسول الله (ص) جاءتْ فاطمة عليها السلام ، فأخذت قبضة من تراب القبر ، فوضعته على عينيها ، فبكت وأنشأت تقول :

ماذا على من شَمَّ تُرْبَة أحمدٍ

 أن لا يَشُمَّ مدى الزمان غَوَالَيَا

صُبَّتْ عَليَّ مصائبٌ لو أنها

صُبَّت على الأيام عُدْنَ لَيَالِيَا

عن عطاء قال : قال رسولُ الله (ص) : ( إذا أصَابَتْ أحَدَكُم مُصيْبَةٌ فلْيَذْكُرْ مُصَابَه فِيَّ ، فإنَّها مِن أعْظَمِ المَصَائِبِ ) .

زماني که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت و از دفن پيامبر (صلي الله عليه و آله) برگشتند ، حضرت زهرا (سلام الله عليها )‌ به انس گفت : چطور دلتان آمده بر بدن مطهر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بريزيد .

در ادامه روايتي از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام ) بيان مي كند : زماني که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت ، صديقه شهيده (سلام الله عليها ) آمد و مشتي از خاک رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) گرفت و بر چشمان خود مي ماليد . (در اين جا تبرک صريح و واضح است ، چرا خاک قبر بقيه را نمي بردند . همان چيزي که وهابيت آن را شرک مي دانند )

حضرت اين شعر را مي خواندند : هر کس خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را يک بار ببويد ، تا آخر عمر نيازي ندارد که عطر را استشمام کند . بر من امروز مصيبتي وارد شده که اگر اين مصيبت بر روز ها وارد مي شد ، فورا شب مي شد .

ابوالفرج ابن جوزي ، الوفا باحوال المصطفي ، ج 1 ، ص 819

اين شعر معروفي است از صديقه طاهره ، حضرت زهرا (سلام الله عليها ) که به روشني نشان مي دهد که آن حضرت خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را بر چشمان خود مي ماليدند .

کتاب هاي متعدد ديگري اين روايت را نقل کرده از جمله کتاب مکه مشرفه مسجد الحرام ، تأليف ابو البقاء حنفي ، متوفاي 754 هـ ، جلد اول ، صفحه 321 بيان مي کند .

هم چنين در کتاب سبل الرشاد والهدي ، تأليف صالحي شامي ، جلد 12 ، ص 337 بيان شده است .

اين هم مستند دوم به خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) توسط صحابه بود . پس اگر حضرت زهرا (سلام الله عليها ) مشرک است ، بنده هم مي خواهم مشرک باشم . اصلا بهشتي را که حضرت زهرا (سلام الله عليها ) در آن نباشد ، نمي خواهم به آن وارد شوم . هيچ مسلماني علاقه اي ندارد ، در بهشتي که صديقه شهيده (سلام الله عليها ) در آن نباشد ، وارد شوند .

اصلا وهابي ها وارد آن بهشت نمي‌شوند ؛ چون جايي که حضرت زهرا (سلام الله عليها ) در آن باشد ، وهابي در آن جايي ندارد . از ديدگاه وهابي ها ، حضرت زهرا (سلام الله عليها ) مشرک هستند ؛ چون حضرت زهرا (سلام الله عليها ) خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را بر چشمان خود مي ماليد و اين از نگاه وهابيت ، کاملا شرک است .

مجري :

استاد يزداني ! ما کليپي را در خصوص زيارت قبر امام موسي بن جعفر (عليه السلام) توسط اهل سنت آماده کرده ايم . اگر شما لازم مي دانيد ، ابتدا مطلب علمي آن را بيان کند و سپس کليپ را پخش خواهيم کرد .

تبرك علماي اهل سنت به قبر امام موسي الكاظم (عليه السلام)

استاد يزداني :

قبر حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) ، باب الحوائج ، يکي از قبوري است که هميشه اهل سنت در طول تاريخ ، به زيارت آن حضرت مي آمدند و خودشان را به قبر موسي بن جعفر (عليه السلام) و جواد الائمه (عليه السلام) ، در بغداد ، متبرک مي کردند .

ابن سمعون از بزرگان اهل سنت در کتاب امالي خود ، مطلبي را از امام شافعي نقل مي کند :

وتوفي موسى الكاظم في رجب سنة ثلاث وقيل سنة سبع وثمانين ومائة ببغداد مسموماً، وقيل إنه توفي في الحبس وكان الشافعي يقول قبر موسى الكاظم الترياق المجرب .

امام موسي الکاظم (عليه السلام) در رجب سال 187 هـ مسموم شد و در بغداد از دنيا رفت و گفته شده که آن حضرت ، در حبس بوده . شافعي هميشه مي گفت : (کان که بر فعل مضارع بيايد ، استمرار را مي رساند) قبر موسي الکاظم (عليه السلام) نوشدارويي تجربه شده است . کسي حاجتي داشته باشد و سراغ قبر موسي بن جعفر (عليه السلام) برود ، محال است كه پاسخ نگيرد .

ابن سمعون ، امالي ، ج 1 ، ص 126

اين مطلب در کتاب هاي ديگر هم بيان شده که همين يک مورد هم کفايت مي کند که علماي اهل سنت ، به خصوص امام شافعي ، سراغ قبر موسي الکاظم (عليه السلام) مي رفتند و خود را به آن متبرک مي کردند .

کتاب ديگري که اين روايت را نقل کرده است ، کتاب الاهابه بمن دفن في بلاد الليبيه من الصحابه ، تأليف احمد القطعاني ، چاپ دوم مکتبه النهاد طرابلس ليبي مي گويد :

فکان الامام الشافعي يقول : قبر موسي الكاظم الترياق المجرب .

امام شافعي هميشه مي گفت : قبر موسي الکاظم (عليه السلام) ، نوشدارويي تجربه شده است .

 احمد قطعاني ، الاهابه ، چاپ دوم مکتبه النهاد طرابلس

در کتاب حيات حيوان الکبري ، تأليف آقاي کمال الدين محمد بن موسي بن عيسي دميري ، جلد اول ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، با تحقيق احمد حسن ، صفحه 189 بيان شده :

وکان الامام الشافعي يقول : قبر موسي الكاظم الترياق المجرب .

امام شافعي هميشه مي گفت : قبر موسي الکاظم (عليه السلام) ، نوشدارويي تجربه شده است .

دميري ، حيات حيوان الکبري ، ج 1 ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، با تحقيق احمد حسن ، ص 189

کساني ديگري از علماي اهل سنت بودند که تصريح کردند قبر موسي الکاظم (عليه السلام) متبرک است و هميشه زيارت مي کردند .

در کتاب التبصير في الدين و تمييز الفرقه الناجيه عن الفرق الهالکين ، تأليف ابي المظفر الاسفرايني ، چاپ عالم الکتب ، با تحقيق کمال يوسف الهوت ، صفحه 38 مي گويد :

در اين جا فرقه اي را به نام موسويه ، به عنوان فرقه اي از فرقه هاي شيعه نقل مي کند که مقصود همان فرقه واقفيه است که تا امام موسي الکاظم (عليه السلام) را قبول داشتند و بعد از ايشان ، امام رضا (عليه السلام) را قبول نکردند .

ايشان مي گويد : فرقه هشتم از فرقه هاي شيعه ، موسويه است که بعد از امام موسي بن جعفر (عليه السلام ) بر آن حضرت ، متوقف شدند و گفتند : او زنده است و هرگز نمرده و برمي گردد .

نويسنده در پاسخ به واقفه ، اين مطلب را رد مي کند و مي گويد :

علي ان هذا القول هوس منهم ، لان مشهد موسي بن جعفر مشهور ببغداد في الجانب الغربي يزار ويتبرك به ...

 اين سخن از روي هواي نفس است که گفته شد ؛ براي اين که حرم موسي بن جعفر (عليه السلام) در غرب بغداد مشهور است و مردم او را زيارت و به ايشان تبرک مي شود .

ابي المظفر الاسفرايني ، التبصير في الدين ، چاپ عالم الکتب ، با تحقيق کمال يوسف الهوت ، ص 38

اين هم مستندي ديگر از اهل سنت که ثابت مي کند اهل سنت قبر امام موسي بن جعفر (عليه السلام) را متبرک مي دانستند و آن جا را به عنوان تبرک زيارت مي کردند و از ديدگاه وهابيت همه آن ها ، مشرک هستند .

مجري :

کليپي را از آقاي عدنان ابراهيم ، يکي از علماي اهل سنت فلسطين ، به نقل از امام شافعي چه مي گويد .

کليپ 2 ) : دکتر عدنان ابراهيم ، يکي از علماي اهل سنت فلسطين

امام شافعي دائم مي گفت ، دقت کنيد ، امام شافعي دائم مي گفت : قبر امام موسي الکاظم (عليه السلام) از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) ، دارويي مجرب است .

اين را امام شافعي گفته است ، قبر موسي الکاظم (عليه السلام) دارويي مجرب است .

استاد يزداني :

 يکي از جاهايي که اهل سنت ، هميشه آن را متبرک مي دانستند و هميشه به زيارتش مي رفتند ، مي آيند و خواهند آمد ، قبر امام علي بن موسي الرضا (عليه السلام) است . ما بارها کليپ هاي آن را در برنامه پخش کرديم . مردم شيعه که به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي روند ، با چشم خود ديدند که اهل سنت به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي آيند و خود را متبرک مي کنند .

از قديم الايام اين گونه بوده . داستان ابن حبان و توسل ايشان را بارها در شبکه ولايت و در جاهاي ديگر ديده اند که بنده آن را تکرار نمي کنم . ايشان مي گفت : من هميشه و هر زمان که مشکلي داشتم ، نزد قبر علي بن موسي الرضا (عليه السلام) مي رفتم و هميشه همه حاجت خود را مي گرفتم .

ابن حبان بستي شافعي کسي نيست که دروغ بگويد و انگيزه اي براي دروغ گفتن در اين زمينه ندارد .

از اين گذشته ، داستان جالبي را آقاي کمال الدين عمر بن احمد بن ابي جراده نقل مي کند . در کتاب بغية الطلب في تاريخ الحلب ، تأليف کمال الدين عمر بن احمد بن ابي جراده ، جلد 7 ، با تحقيق دکتر سهيل زکار ، چاپ دار الفکر بيروت ، داستان تبرک دعبل خزاعي است . روايت طولاني را با سند هاي متعدد بيان مي کند تا اين که سند به دعبل خزاعي ، شاعر معروف مي رسد و مي گويد :

فأحضرني وسألني عن خبري ثم قال لي يا دعبل أنشدني مدارس آيات فقلت لا أعرفها يا امير المؤمنين فقال يا غلام أحضر أبا الحسن علي بن موسى قال فلم يكن بأسرع من أن أحضر فقال يا أبا الحسن سألت دعبلا عن مدارس آيات فذكر أنه لا يعرفها قال فالتفت إلي أبو الحسن وقال أنشدنا دعبل فأنشدت القصيدة ...

فقال والله لأهيننها ثم تممتها إلى آخرها فاستحسنها وأمر لي بخمسين ألف درهم وأمر لي علي بن موسى بقريب منها فقلت له يا سيدي أريد أن تهب لي ثوبا يلي بدنك أتبرك به وأجعله كفنا فوهب لي ثوبا ....

من زماني که شعر معروف مدارس و آيات را خواندم ( که در کتب شيعه هم با سند صحيح نقل شده که شعر بسيار بسيار شور انگيزي از دعبل خزاعي است . به خصوص بخش هايي که مربوط به امام زمان (عليه السلام) است که پيش بيني مي کند و روايات را مي خواند و امام رضا (عليه السلام) آن را تأييد مي کند و صله زيادي به ايشان مي دهد ، نه يک بار ؛ بلکه هر بار که اين شعر را در مجالس مختلف خوانده ، امام رضا (عليه السلام ) هم صله داده و از او تشکر کرده است . اگر فرصت شد ، اين شعر را خواهم خواند . ) مأمون دستور داد که اين شعر را يک بار براي من بخوان . دعبل گفت : من اصلا چنين شعري نگفته ام ، چه کسي گفته ، من اين شعر را دارم ، قبول نکردم و به او گفتند : اگر مي خواهي دعبل آن شعر را بخواند ، امام رضا (عليه السلام) را واسطه کن .

کسي را به دنبال امام رضا (عليه السلام) فرستادند و ايشان در مجلسي حاضر شدند . امام رضا (عليه السلام) به دعبل دستور داد که اين شعر را حتما بخوان . دعبل آن شعر را خواند که شعر بسيار زيبايي دارد ....

در ادامه دعبل مي گويد : مأمون به من 50 هزار درهم صله داد که امام رضا (عليه السلام) هم چيزي شبيه آن را داد . (البته امام رضا (عليه السلام) در هر بار خواندن دعبل ، به او صله مي داد ) . به امام رضا (عليه السلام) گفتم : آقاي من ! از شما مي خواهم که به من پيراهني که به بدنت مي چسبد ، بدهي تا آن را به عنوان کفن ، خود را به آن متبرک کنم ....

ابي جراده ، کمال الدين ، بغيه الطلب في تاريخ حلب ، ج 7 ، با تحقيق دکتر سهيل ذکار ، چاپ دار الفکر بيروت

اين داستان را ابي جراده ، نقل کرده از تبرک دعبل خزاعي ، شاعر معروف شيعي ، به حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام) که در محضر همه کساني که در آن جا حضور داشتند ، بوده و اين عالم سني مذهب نقل کرده و اصلا شرک هم از آن نمي فهمد .

 اگر وهابي در آن جا بود ، حتما مي گفت : اي دعبل اين چه شعري بود که تو سرودي ؟ شعري که اهل بيت (عليهم السلام ) را وصف مي كند . اين شعر سراسر شرک است . از اين گذشته ، چرا لباس امام رضا ﴿ عليه السلام ) را به عنوان تبرك گرفتي ، همه اين ها ، شرک است .         

مجري :

كليپي آماده شده از مولوي عبد العزيز خالقي ، از علماي اهل سنت ، در مصاحبه اختصاصي با شبکه جهاني ولايت ، در خصوص لزوم زيارت قبر نبي مکرم اسلام ﴿صلي الله عليه و آله ﴾ ، مشهد الرضا ﴿عليه السلام ) وزيارت حضرت معصومه ﴿سلام الله عليها ﴾ در قم مقدسه ، مطالبي را بيان کرده که با هم مي بينيم .

کليپ ۳ ﴾ : تأکيد بر زيارت قبور اهل بيت (عليهم السلام ) توسط مولوي عبد العزيز خالقي

مولوي خالقي : الان هر مسلماني که به حج مي رود ، به نسبت کنار قبر رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي رود ، دعا و نيايش مي کند . هر مسلماني که به مشهد مي رود ؛ چون امام رضا (عليه السلام ) از اهل بيت (عليهم السلام) و خاندان رسول الله (صلي الله عليه و آله) است ، نعمت بزرگي است که خداوند بر ما ايراني ها لطف کرده ، در مشهد امام رضا ( عليه السلام) و در قم خواهرشان (عليها السلام ) را براي ما به وديعه گذاشته تا اگر کسي به مدينه نرفت و دسترسي نداشته باشد ، در اين دو شهر بيايد و در کنار توقفي داشته باشد و براي عالم اسلام ، دعا و نيايش کند و خداوند به برکت اولياء الله ، دعاي همه را قبول مي کند . علي ان اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون .

مجري :

اين ها سخنان يك عالم اهل سنت بود و ما تا اين جا دانستيم که نظر اهل سنت در مورد قبور اهل بيت (عليهم السلام) چيست . کليپ ديگر آماده کرديم ، سخناني است که از شبکه تروريستي ـ وهابي کلمه به همراه سخناني که خود دواعش در مورد قبور اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) دارند . اگر دقت کنيد ، متوجه مي شويد که تا چه حد معتقدات اين ها به هم شباهت دارد و قطعا به اين نتيجه خواهيد رسيد که پياده نظام وهابيت ، دواعش هستند و رسانه هاي آن ها ، شبکه هاي وهابي فارسي زباني که برنامه پخش مي کنند .

کليپ 4 ) :

کارشناسان وهابي :

فقط الله ، نگو يا علي ! ديگر نگو يا حسين !!! ديگر نگو يا زهرا !!!

نه نزد قبرش برو و نه از او چيزي بخواه !!!

يا ابوالفضل مدد ، يا علي مدد ، اين شرک ظاهر و واضح است .

ما مي گوييم کربلا را نبايد زيارت کنيد !!!!

اگر کسي يا ابوالفضل و يا علي را به اين نيت مي گويد که آن ها صداي ما را مي شنوند و مي توانند ما را کمک کنند ، غالب مردمي که مي گويند ، به اين نيت است ، شرک و کفر است          و باعث خروج شخص از دايره اسلام مي شود .

استاد يزداني :

خيلي واضح و روشن است که هيچ تفاوتي بين شبکه هاي وهابي و داعش ، نيست . يکي اسلحه به دست مي گيرد و مردم را مي کشد و ديگري هم با دروغ هايي که در شبکه هاي خود مي گويند ، مردم را تهييج مي کنند که به اين گروه ها بپيوندند . دقيقا همه مطالبي را که داعش مي گويد ، اين شبکه هاي وهابي هم مي گويند و اين ها ، همان داعشي ها هستند و بايد به آن ها ، شبکه هاي داعشي گفته شود .

مجري :

تا اين جا ديدگاه اهل سنت و شيعه مشخص شد ، ديدگاه وهابيت هم که معلوم شد . حال سؤالي که ما امشب از شما بينندگان عزيز داريم ، اين است که آيا شما با اين شبکه هاي داعشي هم نظر هستيد يا با شيعيان و اهل سنت ، موافقيد ؟ سؤال ساده اي است و به بحث علمي هم نيازي ندارد .

تماس بينندگان :

بيننده : آقاي باقري از شيراز ـ شيعه

در مورد کليپي که گفته بودند : اگر کسي بگويد ، علي بن ابيطالب (عليه السلام) دست خدا است ، شرک گفته ، نکاتي را بيان کنم .

هر کدام از بندگان من که مخلص باشند ، دستشان ، دست من و چشمشان ، چشم من و قلبشان هم قلب من است . اين وهابي ها فکر مي کنند که همه مانند خودشان است که از خداوند دور هستند . اگر اين ها مي گويند : شرک است ، چرا به يمن حمله کردند و داعش را به عراق فرستادند که سر مسلمان و مسيحي را ببرند و خود را دست خدا مي دانند .

استاد يزداني :

از انسان مؤمن هم پايين تر ، حجر الاسود است که اين ها در کتب خود دارند که حجر الاسود ، يد الله است . در کتاب فضائل مکه ، تأليف حسن بن يسار بصري ، متوفاي 110 هـ ، جلد اول ، صفحه 30 مي گويد :

والحجر الأسود يد اللَّهِ تعالى في أرضه يصافح فيها من يشاء من عباده ...

حجر الاسود ، دست خداوند در روي زمين است و با هر کس که بخواهد ، دست مي دهد .

حسن بن يسار بصري ، فضائل مکه ، متوفاي 110 هـ ، ج 1 ، ص 30

همين روايت سيوطي در جامع الاحاديث ، از ابن عباس نقل مي کند :

عن ابن عبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ : (الْحَجَرُ الأَسْوَدُ يَدُ اللَّهِ تَعَالى فِي الأَرْضِ ، فَمَنْ مَسَّهُ فَإِنَّمَا يُبَايِعُ اللَّهَ).

حجر الاسود دست خداوند است . هر کس به آن دست بکشد ، با خداوند بيعت کرده است .

سيوطي ، جامع الاحاديث ، ج 20 ، ص 200

نص قرآن کريم است که مي فرمايد : آن هايي که در بيعت شجره ، با پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيعت کردند :

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا .فتح / 10

کساني که در بيعت شجره با پيامبر (صلي الله عليه و آله) دست دادند و بيعت کردند مثل اين است كه با خود خداوند بيعت کردند .

يعني در آن جا ، دست پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، دست خداوند است . منظور ما هم از اين که مي گوييم : اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، يد الله است ، به همين معنا است که اميرالمؤمنين (عليه السلام) واسطه فيض است و خداوند از طريق آن حضرت به بندگان خود ، روزي مي رساند .

بيننده : آقاي قاسمي از زنجان ـ شيعه

واقعا انسان نمي داند که اين وهابي ها با اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ، چه مشکلي دارند ؟ جالب اين است که براي اثبات حرفي که مي زنند ، استدلالي ندارند . بنده با اين ملازاده ، کارشناس وهابي ، شبکه کلمه تماس گرفتم و جريان جنگ جمل و اتفاقاتي که در آن جنگ افتاد ، صحبت کردم . در آخر تماس به من مي گويد : شما چرا به عايشه اشکال مي گيريد ، مگر در روز قيامت از شما در مورد عايشه مي پرسند ؟

چون نمي توانند پاسخي بدهند ، مي گويند : شما به 1400 سال قبل ، ايراد مي گيريد . به نظر بنده اين وهابي ها ، ضد دين و ضد اسلام هستند .

استاد يزداني :

در اين خصوص که شما به صدر اسلام چه کار داريد ، پاسخ آن خيلي واضح است . طبق نص صريح قرآن ، سوره اسراء ، آيه 71 مي فرمايد :

 يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا . اسراء / 71

در قيامت هر کسي به امام خود خوانده مي شود ...

کساني که امامشان اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) است ، بيايند ، قطعا کساني که امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بر حق مي دانند ، آن ها بايد بيايند . کساني که طلحه و زبير را ، امام خود مي دانند ، آن ها بيايند . چطور امکان دارد که سؤال نشود؟ هم در قبر از ما سؤال مي شود ، که ما بار ها آن را با سند صحيح از کتب اهل سنت و شيعه ، ثابت کرديم که از ائمه در قبر سؤال مي شود .

خود علماي اهل سنت گفته اند که در قيامت و قبر ، سؤال مي شود . قطعا ما بايد امامان را بشناسيم و با ويژگي هاي آن آشنايي پيدا کنيم و از هر کسي هم نمي توانيم پيروي کنيم . از هر کس پيروي کنيم ، در قيامت با همان محشور مي شويم .  

بيننده : آقاي مرادي از تهران ـ شيعه

مدت زيادي است که اين شبکه هاي وهابي عليه توسل و تبرک شيعيان و همچنين عليه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) سخن مي گويند که قلب همه ما را به درد مي آورد . يکي از سخناني که زياد مي گويند : تخريب خانه کعبه توسط امام زمان (عليه السلام) يا کشتاري که در زمان ظهورشان انجام مي دهند ؛ البته اين ها بايد خوشحال باشند ؛ چون هميشه در شبکه هاي خود مي گويند : مسلمانان در مدفن حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) شرک انجام مي دهند و بايد آن جا را خراب کرد .

برادران مسلمان من !‌ تا چه زمان بايد ما طوري کنيم که آقايان مارا فريب دهند . آن ها غافل هستند از اين که کل مسلمانان با اميد به خداوند ، ائمه (عليهم السلام) را به عنوان شفيع خود قرار داده اند/ چون آن ها ، آبرو دار دو جهان هستند . ما خودمان را کوچکتر از آن مي دانيم که به برادرانمان راه و روش بياموزيم ، از آن ها تقاضا داريم که اگر قرار است فکر و عقيده اي را بپذيرند ، حتما همراه با بررسي و تحقيق باشد .

بيننده : آقاي احمدي از سنندج ـ اهل سنت

سؤال بنده در مورد شبکه هاي وهابي ، سؤالي داشتم . بدون اين که قصد حمايت از اين شبکه ها را داشته باشم . ما هر چه اين شبکه ها را گوش مي کنيم ، مي بينيم که اين ها خداوند ، قرآن ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) و امامان (عليهم السلام) را قبول دارند ، چيزي نمي گويند که بر عليه ما باشد . به نظر بنده اين ها هم اهل سنت هستند .

استاد يزداني :

شما اهل سنت را مشرک مي دانند .

بيننده :

 من تا به حال نشنيدم که اهل سنت را مشرک بدانند .

استاد يزداني :

در شبکه ، کليپ هاي زيادي را از کارشناسان وهابي پخش کرديم که به صراحت گفته بودند : فرقي نمي کند بين شيعه و سني ، بين اهل سنت هم ، مشرک وجود دارد .

مجري :

 شما کرد هستيد . شنيديد که يکي از کارشناسان وهابي گفته بود که در کردستان ، 400 فاحشه خانه وجود دارد ؟

بيننده :

نه خير ، بنده نشنيدم .

مجري :

ما کاري به اين شبکه هاي وهابي نداريم ، اگر چنين سخني را شبکه ما بگويند ، شما چه عکس العملي از خود نشان مي دهيد ؟

بيننده :

اصلا اين سخن را قبول نمي کنم . من اين حرف ها را نشنيدم ؛ اما ديدم که هم قرآن را قبول دارند و هم پيامبر (صلي الله عليه و آله) را .

مجري :

برادر عزيز ! اين ها مشترکاتي است بين ما و اين ها . مثلا اگر شما شبکه شيعي را ببينيد که خيلي واضح و روشن به مقدسات شما اهل سنت ، توهين مي کند . وقتي هم قرآن مي خواند ، همان قرآن شما است ، پيامبرشان هم همان پيامبر شما است ، آيا شما سخنان اين شبکه ها را مي پذيريد ؟

استاد يزداني :

برادر گرامي ! امام شافعي که از ائمه اهل سنت است را شما مي شناسيد؟ . ايشان هم به قبر ابو حنيفه تبرک و توسل مي کرد و از او حاجت مي گرفت و هم به قبر موسي بن جعفر (عليهم السلام) که در بغداد است . ايشان گفته بود که قبر موسي الکاظم الترياق المجرب ، قبر موسي بن جعفر (عليهم السلام) ، نوشدارويي تجربه شده است ، هميشه هم به قبر آن حضرت تبرک مي کرد .

اما ما بارها در همين برنامه از کارشناسان و شبکه هاي وهابي پخش کرديم که تبرک را کفر و شرک است . يعني امام شافعي ، کافر و مشرک است . شما که پيرو امام شافعي هستيد ، مشرک مي باشيد.

حال شما اين حرف را مي پذيريد يا نمي پذيريد ؟

بيننده : محمد حسين از تهران ـ شيعه

بنده شيعه هستم ؛ اما سؤالي در خصوص توسل ، برايم مطرح شده . اين که در قرآن مي فرمايد : ومن يتوکل علي الله فهو حسبه ، اين جا مي فرمايد : هر کس به خداوند توکل کند ، برايش کفايت مي کند.

با وجود اين آيه چرا ما بايد توسل کنيم ؟

مجري :

شما تفاوت توسل و توکل را مي دانيد ؟

بيننده :

توکل به اين معنا است که به خداوند اعتماد و به او تکيه کنيم . توسل يعني امام يا پيامبر (صلي الله عليه و آله) را واسطه بين خود و خداوند قرار دهيم .

مجري :

آيه قرآن توسل را رد کرده بود يا توکل به غير خدا را ؟

بيننده :

توکل به غير خدا را رد کرده بود .

مجري :

پس ارتباطي به توسل ندارد . شما مي گوييد : معناي آيه به اين صورت است که اگر به خدا توکل کنيد ، کافي است . بعد شما مي گوييد چرا ما بايد توسل کنيم . فکر نمي کنيد نتيجه گيري شما مقداري اشتباه باشد ؟

استاد يزداني :

فقط همان آيه که در قرآن کريم نيست ، آيات ديگري هم هست از جمله آيه 64 سوره نساء که امام صادق (عليه السلام) به اين آيه براي اثبات جواز توسل و استغاثه به پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) استدلال مي كند . آيات قرآن که باهم متضاد نيست .

امام صادق (عليه السلام) طبق روايت شريف کافي ، جلد 4 ،صفحه 551 با سند صد در صد صحيح نقل شده :

روايت سه سند دارد که هر سه آن ها ، کاملا صحيح است . امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد : زماني که وارد مدينه شدي ، غسل کن و اين کار ها را انجام بده . به پيامبر (صلي الله عليه و آله) سلام بده و بگو :

واشهد انك رسول الله واشهد انك محمد بن عبد الله ....

در ادامه روايت امام صادق (عليه السلام ) مي فرمايند :

اللهم قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . نساء / 64

خدايا خودت در قرآن فرمودي : اگر انسان به خودش ظلمي کرد و گناهي انجام داد ، نزد پيامبر بيايد و در نزد ايشان از خداوند ، طلب استغفار کند . پيامبر هم براي او طلب استغفار کند ، آن زمان است که خداوند توبه او را مي پذيرد .

اگر پيامبر (صلي الله عليه و آله) براي او طلب استغفار نکند ، توبه او قابل قبول نيست . در اين آيه خداوند براي قبولي توبه ، شرط گذاشته است . نزد پيامبر بيايد ، طلب استغفار کند و پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم براي او طلب استغفار کند .

اني اتيت نبيك مستغفرا تائبا من ذنوبي واني اتوجه بك الي الله ربي وربك ليغفر لي ذنوبي

امام صادق (عليه السلام) در ادامه مي گويد : اگر نزد پيامبر رفتي ، اين سخن را بگوييد : من نزد شما آمده ام اي رسول خدا ، تا از گناهانم طلب استغفار کنم و به وسيله شما به خداوند توجه مي کنم ، خدايي که هم پرودگار من است و هم پروردگار تو است ، تا خداوند گناهانم را بپذيرد . اگر حاجتي هم داشتي ، سراغ قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) برو و حاجتت را از خداوند بخواه .

کافي ، ج 4 ، ص 551

اين نص صريح قرآن است که با سند صحيح در کتاب هاي شيعه هم نقل شده که امام صادق (عليه السلام) براي اثبات جواز توسل و استغاثه به قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، به آن استدلال کرده است .

توكل هم تفاوتي با توسل ندارد . وقتي اصل خداوند است و خداوند حاجت مي دهد و ائمه (عليهم السلام) به اذن الله به ما توجه مي کنند و مستقل اين کار را انجام نمي دهند ، اشکالي ندارد . ما توکلمان به خداوند است ؛ اما امکان دارد از برادر ، دوست يا هر کس ديگري ، کمک بگيريم . اين با توکل به خداوند ، تناقض ندارد . توکلمان به خداوند است ، در عين حال توسل هم مي کنيم .

مجري :

از شما استاد يزداني تشکر مي کنيم . از شما بينندگان عزيز هم که تا اين ساعت ، ما را همراهي کرديد ، تشکر و سپاسگذاري داريم .

اللهم عجل لوليک الفرج

يا علي مدد

خدايار و نگهدارتان .



حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر